🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز #سیاوش_قمیشی
هنرمندی برای همه فصول
سیاوش قمیشی، آهنگساز و خواننده سرشناس ایرانی روز بیستویکم خردادماه سال ۱۳۲۴در قمیش، محلهای در شهر دزفول در استان خوزستان دیده به جهان گشود. «قميش جايی است در دزفول، يک قطعه زمينی است که پدران من از اونجا میآيند. من متولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ صادره از اهواز، شماره شناسنامه ۱۷۳.هشت ماهه بودم که آمدم تهران، از هشت ماهگی تهران بودم تا چهارده سالگی، چهارده سالگی رفتم لندن، بيست و پنج سالگی برگشتم، سه چهار سال ديگه موندم، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که میشه بيست و پنج ، بيست و شش سال پيش در لسآنجلس زندگی میکنم و الان توی اين فکر هستم که هر چه زودتر از اين لسآنجلس يک جوری بزنم بيرون!»
سیاوش در خانهای بالید که برادرش آکاردئون میآموخت و مادرش نیز نزد یک معلم روس به نام «اُلگا» پیانو میآموخت. سیاوش کودکی بود که هنوز پاهایش به پدالهای #پیانو نمیرسید که پشت یاز پیانوی مادر مینشست و با پدالهای آن بازی میکرد و اینگونه شد که سیاوش به موسیقی علاقهمند شد. سیاوش قمیشی تنها ۱۴ سال داشت که اولین آهنگ را برای ضیا ساخت. او چند سال پیش در گفتوگو با بیبیسی و در پاسخ این پرسش که «بعد از ۳۰ سال آهنگ سازی به چه نتيجه ای رسيديد؟» میگوید: «من ۳۰ ساله که آهنگسازی میکنم؟!!! من آهنگ «ای قايقران به کجا می روی» که ضياء خونده رو ۱۴ سالم بود ساختم و الان ۵۸ سالمه که ميشه ۴۴ سال آهنگسازی! .... به نتيجه خوبی رسيدم. جايی ايستادم که م دونم وقتی آلبومهام مياد بيرون ملت باهاش حال میکنند و زنگ میزنند، جوانها پيغام میگذارند ، E-Mail میزنند ... کيف میکنم که اينها با من هستند و من هم باهاشون هستم.»
#سیاوش_قمیشی در لندن موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد #موسیقی در رشتهی آهنگسازی از دانشگاه Royal Society Of Arts میشود. سیاوش قمیشی در سال ۱۹۷۱ و پس از حدود دوازدهسال زندگی در لندن، در سن بیستوپنج سالگی تصمیم میگیرد که به تهران بازگردد. پس از بازگشت به ایران، قمیشی به همکاری با کورش یغمایی میپردازد.« کورش يغمايی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خيلی خيلی زياد دوست بوديم. کلاس هفتم که من در ايران دبيرستان البرز میرفتم کورش دبيرستان هدف میرفت و ما با همديگه همون موقع میزديم و میخونديم. بعدها هم من باز میرفتم و بر میگشتم.» سیاوش پس از ورد به ایران گروهی به نام Stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگهای خارجی پرداخت.
#سیاوش_قمیشی (زادهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ در #اهواز)، #آهنگساز و #خواننده سرشناس ایرانی مقیم #لسآنجلس است. سیاوش قمیشی تاکنون ۱۷ آلبوم رسمی موسیقی و ۱۷ تک آهنگ و یک موسیقی فیلم منتشر کرده است که بسیاری از آنها مورد اقبال مردم قرار گرفتهاند.
سیاوش قمیشی تاکنون آهنگهای موفق بسیاری را برای خوانندگان پاپ ایرانی ساختهاست. سیاوش قمیشی #اولین هنرمند ایرانی است که توانستهاست برای یک آهنگ، هر #چهار بخش اصلی آن یعنی #ترانه، #آهنگ، #تنظیم و #خوانندگی را خود به تنهایی انجام بدهد. او به عنوان پایهگذار #سبک موسیقی #ترنس در ایران شناخته میشود. هوادارانش به او لقب #مرد_بارانی دادهاند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز #سیاوش_قمیشی
هنرمندی برای همه فصول
سیاوش قمیشی، آهنگساز و خواننده سرشناس ایرانی روز بیستویکم خردادماه سال ۱۳۲۴در قمیش، محلهای در شهر دزفول در استان خوزستان دیده به جهان گشود. «قميش جايی است در دزفول، يک قطعه زمينی است که پدران من از اونجا میآيند. من متولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ صادره از اهواز، شماره شناسنامه ۱۷۳.هشت ماهه بودم که آمدم تهران، از هشت ماهگی تهران بودم تا چهارده سالگی، چهارده سالگی رفتم لندن، بيست و پنج سالگی برگشتم، سه چهار سال ديگه موندم، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که میشه بيست و پنج ، بيست و شش سال پيش در لسآنجلس زندگی میکنم و الان توی اين فکر هستم که هر چه زودتر از اين لسآنجلس يک جوری بزنم بيرون!»
سیاوش در خانهای بالید که برادرش آکاردئون میآموخت و مادرش نیز نزد یک معلم روس به نام «اُلگا» پیانو میآموخت. سیاوش کودکی بود که هنوز پاهایش به پدالهای #پیانو نمیرسید که پشت یاز پیانوی مادر مینشست و با پدالهای آن بازی میکرد و اینگونه شد که سیاوش به موسیقی علاقهمند شد. سیاوش قمیشی تنها ۱۴ سال داشت که اولین آهنگ را برای ضیا ساخت. او چند سال پیش در گفتوگو با بیبیسی و در پاسخ این پرسش که «بعد از ۳۰ سال آهنگ سازی به چه نتيجه ای رسيديد؟» میگوید: «من ۳۰ ساله که آهنگسازی میکنم؟!!! من آهنگ «ای قايقران به کجا می روی» که ضياء خونده رو ۱۴ سالم بود ساختم و الان ۵۸ سالمه که ميشه ۴۴ سال آهنگسازی! .... به نتيجه خوبی رسيدم. جايی ايستادم که م دونم وقتی آلبومهام مياد بيرون ملت باهاش حال میکنند و زنگ میزنند، جوانها پيغام میگذارند ، E-Mail میزنند ... کيف میکنم که اينها با من هستند و من هم باهاشون هستم.»
#سیاوش_قمیشی در لندن موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد #موسیقی در رشتهی آهنگسازی از دانشگاه Royal Society Of Arts میشود. سیاوش قمیشی در سال ۱۹۷۱ و پس از حدود دوازدهسال زندگی در لندن، در سن بیستوپنج سالگی تصمیم میگیرد که به تهران بازگردد. پس از بازگشت به ایران، قمیشی به همکاری با کورش یغمایی میپردازد.« کورش يغمايی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خيلی خيلی زياد دوست بوديم. کلاس هفتم که من در ايران دبيرستان البرز میرفتم کورش دبيرستان هدف میرفت و ما با همديگه همون موقع میزديم و میخونديم. بعدها هم من باز میرفتم و بر میگشتم.» سیاوش پس از ورد به ایران گروهی به نام Stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگهای خارجی پرداخت.
#سیاوش_قمیشی (زادهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ در #اهواز)، #آهنگساز و #خواننده سرشناس ایرانی مقیم #لسآنجلس است. سیاوش قمیشی تاکنون ۱۷ آلبوم رسمی موسیقی و ۱۷ تک آهنگ و یک موسیقی فیلم منتشر کرده است که بسیاری از آنها مورد اقبال مردم قرار گرفتهاند.
سیاوش قمیشی تاکنون آهنگهای موفق بسیاری را برای خوانندگان پاپ ایرانی ساختهاست. سیاوش قمیشی #اولین هنرمند ایرانی است که توانستهاست برای یک آهنگ، هر #چهار بخش اصلی آن یعنی #ترانه، #آهنگ، #تنظیم و #خوانندگی را خود به تنهایی انجام بدهد. او به عنوان پایهگذار #سبک موسیقی #ترنس در ایران شناخته میشود. هوادارانش به او لقب #مرد_بارانی دادهاند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
دنیای نو اثر #ترنس_مالیک
فیلم «دنیای نو» در باره تاسیس یکی از نخستین شهرکهای اروپائینشین در قاره آمریکا در قرن هفدهم، روایتی از داستان مشهور پوکاهانتاس، شاهزاده نوجوان سرخپوست را بازگومیکند، این بار از دیدگاه کارگردان برجسته سینمای آمریکا آقای ترنس ملیک. روایتی اندکی کوتاه شده از این فیلم که قبل از پایان سال 2005 فقط در سه سینما در آمریکا به نمایش در آمد، این هفته در سینماهای بیشتری بر پرده همگانی قرار گرفت. بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): فیلم «دنیای نو» یا The New World چهارمین فیلمی است که ترنس ملیک، کارگردان هنرمند آمریکائی در سی سال اخیر ساخته است، و مانند سه فیلم قبلی او، زمینهای لم یزرع, روزهای بهشت و خط باریک سرخ نشانه وسواس او در سینمای تصویری و شاعرانه و خلاقیت آشتیناپذیر است. فیلم «دنیای نو» داستان ساخته شدن ؛Jamestown نخستین شهرک اروپائینشین در دنیای نوین را باز میگوید: شهرکی که بقایای آن در ایالت ویرجینیای آمریکا هنوز هم برای بازدید توریست ها دست نخورده نگه داشته شده و ترنس ملیک هم برای حفظ اصالت تاریخی و جغرافیائی، بیشتر صحنههای فیلم خود را در اطراف آن و در طبیعت خیرهکننده ایالت ویرجینیای آمریکا فیلمبرداری کرده است. آهنگساز فیلمهای بزرگ و تجاری سینمای هالیوود، آقای جیمز هورنر James Horner موسیقی فیلم را ساخته است در ترکیبی از صداهای عظیم سمفونیک و موسیقی سرخپوستان. اما ملیک برای بیان غنای تصویری خود گاهی بی نیاز از موسیقی، از سکوت موسیقی ساخته است. منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس دو نقد در باره این فیلم نوشته است یکی قبل از پایان سال 2005 هنگامی که فیلم «دنیای نو» از ترنس ملیک برای نخستین بار در آمریکا روی پرده آمد، و یکی روز شنبه (امروز) به مناسبت قطع حدود 15 دقیقه از این فیلم در نسخه نهائی که برای پخش گستردهتر در سراسر آمریکا تهیه شد و مینویسد اینکه کارگردانی بلافاصله بعد از پخش فیلم آن را مجددا ادیت کند، بیسابقه نیست و از جمله استنلی کوبریک، فیلمهای اودیسه فضائی 2001 و اثر دیگرش ؛Shining را بعد از پخش به طرز قابل توجهی کوتاه کرد و گریفیث کارگردان فیلمهای صامت حتی بعد از به نمایش آمدن فیلمهایش، از آنها کم میکرد یا صحنههای جدید فیلمبرداری میکرد و به آنها میافزود. خانم درگیس مینویسد در نسخه جدید، کریستوفر پلامر که نقش ناخدای کشتی انگلیسی را ایفا میکند برای کسانی که سرکلاس تاریخ در دبیرستان خواب بودند، زمینه تاریخی داستان فیلم را تشریح میکند، که برای فیلمسازی مثل ترنس ملیک که بیشتر شاعر است تا مورخ، کاری غیرعادی به نظر میرسد. در فیلم دنیای نو، پوکاهانتاس، شاهزاده خانم نوجوان سرخپوستی که بعد از دل بستن به یک افسر بریتانیائی از جهان نو، آمریکا، به دنیای قدیم، اروپا منتقل میشود تا در کنار حیوانات و جادوگر سرخپوستی به ملکه بریتانیا ارائه شود، او سمبول بکارتی است که دریده میشود. اما به قول منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس، دیدن این شخصیت به عنوان تمثیل بکارت، به منزله تکرار اشتباهی تاریخی است. برای کارگردان فیلم «دنیای نو» آنچه اهمیت دارد این است که نشان دهد چگونه اروپائیان فرهیخته و آزاداندیش، هنگامی که با جهانی بکر و امکانات تازه آن روبرو شدند، به جای اینکه آن را درک کنند، آن را به شکل دنیای خود در آوردند. منتقدان آمریکائی زیبائی و حساسیت بازیگر نوآمده خانم کیواوریانکا کیلچر را از جمله شگفتیهای این فیلم دانستهاند. نقش افسر بریتانیائی جان اسمیت را که به عشق این باکره نوجوان گرفتار میآید، کالین فارل بازی میکند، و طرز برخورد این شخصیت با «دنیای نو» محور فکری فیلم است. در یک صحنه فیلم، در حالیکه سرخپوستان اسیر و طناب پیچ کف کشتی افتادهاند، افسر بریتانیائی جان اسمیت از زیبائی جهانی سخن میگوید که در آن نعمات زمین در اختیار همه است. این افسر بریتانیائی جزوی از یک گروه صد نفری سربازانی است که ماموریت دارند برای شرکت بریتانیائی ویرجینیا در لندن یک مستعمره در آمریکا به وجود بیاورند. آنها در سال 1607 در ساحل ویرجینیا لنگر میاندازند و در برابر چشمان حیرت زده خود با بهشتی روبرو میشوند از درختان سرسبز و جویبارهای زلال. ولی استعمارگران برای درخت و آب پاکیزه آنجا نبودند بلکه دنبال معادن طلا و نقره میگشتند و راهی به جنوب، و برخورد آنها با ساکنان بومی این سرزمین، برای هیچکدام از طرفین خوشایند نبود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_کوتاه_فیلم
دنیای نو اثر #ترنس_مالیک
فیلم «دنیای نو» در باره تاسیس یکی از نخستین شهرکهای اروپائینشین در قاره آمریکا در قرن هفدهم، روایتی از داستان مشهور پوکاهانتاس، شاهزاده نوجوان سرخپوست را بازگومیکند، این بار از دیدگاه کارگردان برجسته سینمای آمریکا آقای ترنس ملیک. روایتی اندکی کوتاه شده از این فیلم که قبل از پایان سال 2005 فقط در سه سینما در آمریکا به نمایش در آمد، این هفته در سینماهای بیشتری بر پرده همگانی قرار گرفت. بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): فیلم «دنیای نو» یا The New World چهارمین فیلمی است که ترنس ملیک، کارگردان هنرمند آمریکائی در سی سال اخیر ساخته است، و مانند سه فیلم قبلی او، زمینهای لم یزرع, روزهای بهشت و خط باریک سرخ نشانه وسواس او در سینمای تصویری و شاعرانه و خلاقیت آشتیناپذیر است. فیلم «دنیای نو» داستان ساخته شدن ؛Jamestown نخستین شهرک اروپائینشین در دنیای نوین را باز میگوید: شهرکی که بقایای آن در ایالت ویرجینیای آمریکا هنوز هم برای بازدید توریست ها دست نخورده نگه داشته شده و ترنس ملیک هم برای حفظ اصالت تاریخی و جغرافیائی، بیشتر صحنههای فیلم خود را در اطراف آن و در طبیعت خیرهکننده ایالت ویرجینیای آمریکا فیلمبرداری کرده است. آهنگساز فیلمهای بزرگ و تجاری سینمای هالیوود، آقای جیمز هورنر James Horner موسیقی فیلم را ساخته است در ترکیبی از صداهای عظیم سمفونیک و موسیقی سرخپوستان. اما ملیک برای بیان غنای تصویری خود گاهی بی نیاز از موسیقی، از سکوت موسیقی ساخته است. منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس دو نقد در باره این فیلم نوشته است یکی قبل از پایان سال 2005 هنگامی که فیلم «دنیای نو» از ترنس ملیک برای نخستین بار در آمریکا روی پرده آمد، و یکی روز شنبه (امروز) به مناسبت قطع حدود 15 دقیقه از این فیلم در نسخه نهائی که برای پخش گستردهتر در سراسر آمریکا تهیه شد و مینویسد اینکه کارگردانی بلافاصله بعد از پخش فیلم آن را مجددا ادیت کند، بیسابقه نیست و از جمله استنلی کوبریک، فیلمهای اودیسه فضائی 2001 و اثر دیگرش ؛Shining را بعد از پخش به طرز قابل توجهی کوتاه کرد و گریفیث کارگردان فیلمهای صامت حتی بعد از به نمایش آمدن فیلمهایش، از آنها کم میکرد یا صحنههای جدید فیلمبرداری میکرد و به آنها میافزود. خانم درگیس مینویسد در نسخه جدید، کریستوفر پلامر که نقش ناخدای کشتی انگلیسی را ایفا میکند برای کسانی که سرکلاس تاریخ در دبیرستان خواب بودند، زمینه تاریخی داستان فیلم را تشریح میکند، که برای فیلمسازی مثل ترنس ملیک که بیشتر شاعر است تا مورخ، کاری غیرعادی به نظر میرسد. در فیلم دنیای نو، پوکاهانتاس، شاهزاده خانم نوجوان سرخپوستی که بعد از دل بستن به یک افسر بریتانیائی از جهان نو، آمریکا، به دنیای قدیم، اروپا منتقل میشود تا در کنار حیوانات و جادوگر سرخپوستی به ملکه بریتانیا ارائه شود، او سمبول بکارتی است که دریده میشود. اما به قول منتقد نیویورک تایمز، خانم مانولا درگیس، دیدن این شخصیت به عنوان تمثیل بکارت، به منزله تکرار اشتباهی تاریخی است. برای کارگردان فیلم «دنیای نو» آنچه اهمیت دارد این است که نشان دهد چگونه اروپائیان فرهیخته و آزاداندیش، هنگامی که با جهانی بکر و امکانات تازه آن روبرو شدند، به جای اینکه آن را درک کنند، آن را به شکل دنیای خود در آوردند. منتقدان آمریکائی زیبائی و حساسیت بازیگر نوآمده خانم کیواوریانکا کیلچر را از جمله شگفتیهای این فیلم دانستهاند. نقش افسر بریتانیائی جان اسمیت را که به عشق این باکره نوجوان گرفتار میآید، کالین فارل بازی میکند، و طرز برخورد این شخصیت با «دنیای نو» محور فکری فیلم است. در یک صحنه فیلم، در حالیکه سرخپوستان اسیر و طناب پیچ کف کشتی افتادهاند، افسر بریتانیائی جان اسمیت از زیبائی جهانی سخن میگوید که در آن نعمات زمین در اختیار همه است. این افسر بریتانیائی جزوی از یک گروه صد نفری سربازانی است که ماموریت دارند برای شرکت بریتانیائی ویرجینیا در لندن یک مستعمره در آمریکا به وجود بیاورند. آنها در سال 1607 در ساحل ویرجینیا لنگر میاندازند و در برابر چشمان حیرت زده خود با بهشتی روبرو میشوند از درختان سرسبز و جویبارهای زلال. ولی استعمارگران برای درخت و آب پاکیزه آنجا نبودند بلکه دنبال معادن طلا و نقره میگشتند و راهی به جنوب، و برخورد آنها با ساکنان بومی این سرزمین، برای هیچکدام از طرفین خوشایند نبود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity