🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زن شجاع، زن خردمند، بایرترین زمین های روح خود را آباد میکند، زیرا اگر فقط روی بهترین های روح خود کار کند، منظره ای که در برابر خویش خواهد داشت کمترین بخشی از وجود اوست.بنابراین از کندوکاو بدترین قسمت ها نترسید.
📙 #زنانی_که_با_گرگ_ها_می_دوند
👤 #دکتر_کلاریسا_پینکولا_استس
🔁 #سیمین_موحد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زن شجاع، زن خردمند، بایرترین زمین های روح خود را آباد میکند، زیرا اگر فقط روی بهترین های روح خود کار کند، منظره ای که در برابر خویش خواهد داشت کمترین بخشی از وجود اوست.بنابراین از کندوکاو بدترین قسمت ها نترسید.
📙 #زنانی_که_با_گرگ_ها_می_دوند
👤 #دکتر_کلاریسا_پینکولا_استس
🔁 #سیمین_موحد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز به همین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به ایرانی زرتشتی فلک زدهای میرسد که با شمشیر اعراب مسلمان وحشی، لااله الاالله گفته بود، بیآنکه حتا معنی آن را دانسته باشد.
📗 #تولدی_دیگر نوشته✍️ #دکتر_شجاعالدین_شفا
بکشید در راه الله که الله به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست.
(قرآن. سوره البقره. آیه۲۲۴)
شما ای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا الله آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند.
(سوره التوبه آیه۱۴)
ای مسلمانان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد نماند و مذهب همه مذهب الله گردد.
(سوره النفال آیه۳۹)
الله آنهایی را که صف در صف همچون بنایی آهنین کشتار میکنند را دوست دارد.
(سوره الصف آیه۴)
اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
(سوره الحزاب آیه۶۱)
الله جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده برای آنها که در راه الله جهاد کنند و دشمنان اسلام را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند
(التوبه آیه۱۱۱)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز به همین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به ایرانی زرتشتی فلک زدهای میرسد که با شمشیر اعراب مسلمان وحشی، لااله الاالله گفته بود، بیآنکه حتا معنی آن را دانسته باشد.
📗 #تولدی_دیگر نوشته✍️ #دکتر_شجاعالدین_شفا
بکشید در راه الله که الله به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست.
(قرآن. سوره البقره. آیه۲۲۴)
شما ای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا الله آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند.
(سوره التوبه آیه۱۴)
ای مسلمانان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد نماند و مذهب همه مذهب الله گردد.
(سوره النفال آیه۳۹)
الله آنهایی را که صف در صف همچون بنایی آهنین کشتار میکنند را دوست دارد.
(سوره الصف آیه۴)
اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
(سوره الحزاب آیه۶۱)
الله جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده برای آنها که در راه الله جهاد کنند و دشمنان اسلام را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند
(التوبه آیه۱۱۱)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زن شجاع، زن خردمند، بایرترین زمین های روح خود را آباد می کند، زیرا اگر فقط روی بهترین های روح خود کار کند، منظره ای که در برابر خویش خواهد داشت کمترین بخشی از وجود اوست.بنابراین از کندوکاو بدترین قسمت ها نترسید.
📙 #زنانی_که_با_گرگ_ها_می_دوند
👤 #دکتر_کلاریسا_پینکولا_استس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زن شجاع، زن خردمند، بایرترین زمین های روح خود را آباد می کند، زیرا اگر فقط روی بهترین های روح خود کار کند، منظره ای که در برابر خویش خواهد داشت کمترین بخشی از وجود اوست.بنابراین از کندوکاو بدترین قسمت ها نترسید.
📙 #زنانی_که_با_گرگ_ها_می_دوند
👤 #دکتر_کلاریسا_پینکولا_استس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#درود
#هموندان_گرامی
#مهربان_ومهربانوی_ایرانشهر
اگرمهربان یامهربانویی رامی شناسید که به بیماری گرفتارمیباشدوتوان هزینه درمان ودارورا ندارد لطف فرموده اطلاع رسانی فرمائید
آن عزیزمحبت فرمایند#مدارک_پزشکی_فاکتور_خرید_داروی خودراجهت مساعدت(هزینه دارو) وخدمات پزشکی بااین عزیزان تماس بگیرندوعاجزانه وملتمسانه ازشمااستدعا داریم این پیام رابه هرعزیزی وبه هرطریقی که می توانید
درتمامی شبکه های اجتماعی نشردهیدشایدشما باعث نجات بیماری شوید
بامن تماس بگیرید
#همراه091202656575
#دکتر_مهدی_سلیمانزاده
#همراه09121452148
#دکتر_محسن-محمد_حسینی
#همراه09131532968
#دکتر_محمود_سیار
متخصص ارولوژی
#همراه09149712065
#دکتر_عبدالله-احشام
#همراه09122313829
#دکتر_شریفی
#همراه09123042364
#دکتر_صمد_اسمی
گوش حلق بینی
#همراه09149710753
#دکتر_محمد_علی_محمد_زاده
چشم پزشک
#همراه09149710752
#پروفسور_بهروز_علیپور
#همراه09136605168
#دکتر_مجید-پور_مند
#همراه09102656575
#دکتر_محمد_رضا_جوانبخت
#همراه09141434356
بیمارستان تریتاواقع درتهران بزرگراه همت نرسیده به ازادگاندست راست روبروی دریاچه چیتگرمخصوص بیمارانن سرطانی شماره تلفن 021472410000ویزیت رایگان توسط پروفسور قیروزان
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#درود
#هموندان_گرامی
#مهربان_ومهربانوی_ایرانشهر
اگرمهربان یامهربانویی رامی شناسید که به بیماری گرفتارمیباشدوتوان هزینه درمان ودارورا ندارد لطف فرموده اطلاع رسانی فرمائید
آن عزیزمحبت فرمایند#مدارک_پزشکی_فاکتور_خرید_داروی خودراجهت مساعدت(هزینه دارو) وخدمات پزشکی بااین عزیزان تماس بگیرندوعاجزانه وملتمسانه ازشمااستدعا داریم این پیام رابه هرعزیزی وبه هرطریقی که می توانید
درتمامی شبکه های اجتماعی نشردهیدشایدشما باعث نجات بیماری شوید
بامن تماس بگیرید
#همراه091202656575
#دکتر_مهدی_سلیمانزاده
#همراه09121452148
#دکتر_محسن-محمد_حسینی
#همراه09131532968
#دکتر_محمود_سیار
متخصص ارولوژی
#همراه09149712065
#دکتر_عبدالله-احشام
#همراه09122313829
#دکتر_شریفی
#همراه09123042364
#دکتر_صمد_اسمی
گوش حلق بینی
#همراه09149710753
#دکتر_محمد_علی_محمد_زاده
چشم پزشک
#همراه09149710752
#پروفسور_بهروز_علیپور
#همراه09136605168
#دکتر_مجید-پور_مند
#همراه09102656575
#دکتر_محمد_رضا_جوانبخت
#همراه09141434356
بیمارستان تریتاواقع درتهران بزرگراه همت نرسیده به ازادگاندست راست روبروی دریاچه چیتگرمخصوص بیمارانن سرطانی شماره تلفن 021472410000ویزیت رایگان توسط پروفسور قیروزان
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
خیلی وقتا ما به خاطر تکرار مداوم دروغهایی تو ذهنمون، اونها رو به باور تبدیل میکنیم. این باورهای دروغ یه جورایی به ما احساس انسجام و یکپارچگی کاذب میده و از اینکه اونها را از دست بدیم به شدت میترسیم. چون با دنیایی مواجه میشیم که باهاش خیلی آشنا نیستیم. چون از دست دادن اونها ما رو با حقیقت مواجه میکنه، حقیقتی شفا دهنده، اما در ابتدا زجرآور. معمولا هرجا هم که میریم راجب ظلمهایی که به ما رفته داستان سرایی میکنیم. بخشهایی از واقعیت را به شکل انتخابی کنار هم قرار میدیم و از بقیه ماجرا قافل میشیم. آنچنان توی این کار حرفهای میشیم که به راحتی با نقل بخشی از ماجرا و تحریف حقیقت کسی رو شیطان جلوه بدیم و داستانی رو روایت کنیم که شنونده ناآگاه و نادان برای تصدیق اون به راحتی همراه ما بشه...
جایی که این موضوع رو تقریبا تو اکثر مواقع میبینم مشاوره طلاقه...
✍️ #دکتر_علی_میرآقایی، روانشناس و رواندرمانگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
خیلی وقتا ما به خاطر تکرار مداوم دروغهایی تو ذهنمون، اونها رو به باور تبدیل میکنیم. این باورهای دروغ یه جورایی به ما احساس انسجام و یکپارچگی کاذب میده و از اینکه اونها را از دست بدیم به شدت میترسیم. چون با دنیایی مواجه میشیم که باهاش خیلی آشنا نیستیم. چون از دست دادن اونها ما رو با حقیقت مواجه میکنه، حقیقتی شفا دهنده، اما در ابتدا زجرآور. معمولا هرجا هم که میریم راجب ظلمهایی که به ما رفته داستان سرایی میکنیم. بخشهایی از واقعیت را به شکل انتخابی کنار هم قرار میدیم و از بقیه ماجرا قافل میشیم. آنچنان توی این کار حرفهای میشیم که به راحتی با نقل بخشی از ماجرا و تحریف حقیقت کسی رو شیطان جلوه بدیم و داستانی رو روایت کنیم که شنونده ناآگاه و نادان برای تصدیق اون به راحتی همراه ما بشه...
جایی که این موضوع رو تقریبا تو اکثر مواقع میبینم مشاوره طلاقه...
✍️ #دکتر_علی_میرآقایی، روانشناس و رواندرمانگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_کریسمس #ریشهی #ایرانی دارد.
به✍️ #مهندس_فداکار دکترای نجوم.
آیا تاکنون نخواندهاید که به هنگام میلاد مسیح، مژده و نویدش را به چوپانان میبرند و چوپانان گوسفندانش را رها میکنند و به دیدن پیغمبر نو رسیده میشتابند؟
آیا از خود نپرسیدهاید که در سرتاسر انجیل آیا زمان زایش مسیح نمیبایست تابستان که فصل چرای گوسفندان است باشد؟
و چرا هیچ اشارهای به زایش مسیح در زمستان نیست؟ آنهم در سردترین و بلندترین شب سال که هیچ چوپانی گوسفندانش را به بیابان نمیبرد.
در سده چهارم میلادی بر اثر اشتباهی که در سنجش و رایانش سال بهیزکها رخ داد روز ۲۵دسامبر را بجای روز ۲۱دسامبر روز زایش میترا دانسته و زایش عیسا مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند. اشاره سنایی نیز با این برابر و یکی است:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان سرشناس شد چله.
برگزاری #شب_چله از راه ایران به گستره رومیان راه یافت و جشن #ساتورن خوانده میشد.
جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومیها هم ارزش خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با پذیرش سرپرست آنهنگام کلیسا، کریسمس(آیین برگزاری میلاد مسیح) را ۲۵دسامبر قراردادند که ۴روز و در سالهای کبیسه سه روز پس از #چله که شب ۲۱دسامبر است و اندریافت هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد کموبیش باهم برگزار میشدهاند.
آراستن درخت #سرو و #کاج در کریسمس هم از ایران باستان برگرفته شده است، زیرا که ایرانیان به این دو درخت بویژه #سرو به چشم نماد پایداری در برابر تاریکی و سرما مینگریستند و در #خور_روز در برابر #سرو میایستادند و پیمان میبستند که تا سال دیگر یک نهال #سرو دیگر کشت کنند.
بنابراین نویل اروپایی(سالروز زایش مسیح) همان شب چله است، و نویل راستین، معنی دگرگونی و جنبش شتوی در ٣٠ آذر برابر با ٢١دسامبر است.
#دکتر_میرجلالالدین_کزازی استاد زبان و ادبیات پارسی، بهنگاره ایزدمهر در آیین #شب_چله و پیروی مسیحیان از این آیین در شب کریسمس اشاره کرده و میگوید:
مهرپرستی یا میترائیسم از مرزهای ایران فراتر و به رم رفت.
پادشاهان رم به آن گرویدند و دین رسمی رم شد.
#یولیانوس(ژولیان) یکی از پادشاهان رومی گروه گروه مردم ترسا را به دین مهر میکشاند و فراخونی میکرد.
هنوز هم نیایشهای این شاه رومی با مهر برجاست. «ای پدر در آسمان نیایش مرا بشنو».
یولیانوس در این نیایش خدا را پدر مینامد. این نامی بود که ترسایان به پیروی از مهرپرستان بر خدای خود گزاشتند. رومیان سالهای بسیار زایش مهر و شب چله را جشن میگرفتند و آن را آغاز سال میدانستند. حتا پس از گسترش دین مسیحیت، باز کشیشان نتوانستند از گرفتن این جشنها جلوگیری کنند و ناچار شدند به دروغ این شب را زادروز زایش عیسا بشناسانند تا روز ۲۵دسامبر را به بهانه زایش عیسا جشن بگیرند نه زایش ایزدمهر.
هنگامیکه به آیین و برگزاری مسیحیان در کریسمس نگاه میکنیم بسیاری از نشانههای ایرانی را در این آیین درمییابیم.
ایرانیان کهن در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقرهای و طلایی میآراستند.
سپس مسیحیان درخت کاج را به پیروی از مهرپرستان و ایرانیان تزیین کردند.
مهر(میترا) از دوشیزهای بهنام «آناهیتا» در درون غار تاریکی پای به گیتی مینهد که سپس مسیحیان عیسا را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا قرار دادند.
یکی دیگر از وام گیریهای مسیحیان از مهرپرستان، روز مقدس مسیحی به معنی یکشنبه است.
ساندیSunday به معنی روز خورشید یا مهر است که روز ورجاوند مهرپرستان بود.
#ارنست_رنان درباره آیین مهرپرستی گفته است: اگر عیسویت به هنگام گسترش خود بر اثر بیماری مرگ ماری باز میایستاد، سراسر جهان به «آیین مهر» میگروید.
🌸🌿
🔴#جشن_کریسمس #ریشهی #ایرانی دارد.
به✍️ #مهندس_فداکار دکترای نجوم.
آیا تاکنون نخواندهاید که به هنگام میلاد مسیح، مژده و نویدش را به چوپانان میبرند و چوپانان گوسفندانش را رها میکنند و به دیدن پیغمبر نو رسیده میشتابند؟
آیا از خود نپرسیدهاید که در سرتاسر انجیل آیا زمان زایش مسیح نمیبایست تابستان که فصل چرای گوسفندان است باشد؟
و چرا هیچ اشارهای به زایش مسیح در زمستان نیست؟ آنهم در سردترین و بلندترین شب سال که هیچ چوپانی گوسفندانش را به بیابان نمیبرد.
در سده چهارم میلادی بر اثر اشتباهی که در سنجش و رایانش سال بهیزکها رخ داد روز ۲۵دسامبر را بجای روز ۲۱دسامبر روز زایش میترا دانسته و زایش عیسا مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند. اشاره سنایی نیز با این برابر و یکی است:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان سرشناس شد چله.
برگزاری #شب_چله از راه ایران به گستره رومیان راه یافت و جشن #ساتورن خوانده میشد.
جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومیها هم ارزش خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با پذیرش سرپرست آنهنگام کلیسا، کریسمس(آیین برگزاری میلاد مسیح) را ۲۵دسامبر قراردادند که ۴روز و در سالهای کبیسه سه روز پس از #چله که شب ۲۱دسامبر است و اندریافت هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد کموبیش باهم برگزار میشدهاند.
آراستن درخت #سرو و #کاج در کریسمس هم از ایران باستان برگرفته شده است، زیرا که ایرانیان به این دو درخت بویژه #سرو به چشم نماد پایداری در برابر تاریکی و سرما مینگریستند و در #خور_روز در برابر #سرو میایستادند و پیمان میبستند که تا سال دیگر یک نهال #سرو دیگر کشت کنند.
بنابراین نویل اروپایی(سالروز زایش مسیح) همان شب چله است، و نویل راستین، معنی دگرگونی و جنبش شتوی در ٣٠ آذر برابر با ٢١دسامبر است.
#دکتر_میرجلالالدین_کزازی استاد زبان و ادبیات پارسی، بهنگاره ایزدمهر در آیین #شب_چله و پیروی مسیحیان از این آیین در شب کریسمس اشاره کرده و میگوید:
مهرپرستی یا میترائیسم از مرزهای ایران فراتر و به رم رفت.
پادشاهان رم به آن گرویدند و دین رسمی رم شد.
#یولیانوس(ژولیان) یکی از پادشاهان رومی گروه گروه مردم ترسا را به دین مهر میکشاند و فراخونی میکرد.
هنوز هم نیایشهای این شاه رومی با مهر برجاست. «ای پدر در آسمان نیایش مرا بشنو».
یولیانوس در این نیایش خدا را پدر مینامد. این نامی بود که ترسایان به پیروی از مهرپرستان بر خدای خود گزاشتند. رومیان سالهای بسیار زایش مهر و شب چله را جشن میگرفتند و آن را آغاز سال میدانستند. حتا پس از گسترش دین مسیحیت، باز کشیشان نتوانستند از گرفتن این جشنها جلوگیری کنند و ناچار شدند به دروغ این شب را زادروز زایش عیسا بشناسانند تا روز ۲۵دسامبر را به بهانه زایش عیسا جشن بگیرند نه زایش ایزدمهر.
هنگامیکه به آیین و برگزاری مسیحیان در کریسمس نگاه میکنیم بسیاری از نشانههای ایرانی را در این آیین درمییابیم.
ایرانیان کهن در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقرهای و طلایی میآراستند.
سپس مسیحیان درخت کاج را به پیروی از مهرپرستان و ایرانیان تزیین کردند.
مهر(میترا) از دوشیزهای بهنام «آناهیتا» در درون غار تاریکی پای به گیتی مینهد که سپس مسیحیان عیسا را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا قرار دادند.
یکی دیگر از وام گیریهای مسیحیان از مهرپرستان، روز مقدس مسیحی به معنی یکشنبه است.
ساندیSunday به معنی روز خورشید یا مهر است که روز ورجاوند مهرپرستان بود.
#ارنست_رنان درباره آیین مهرپرستی گفته است: اگر عیسویت به هنگام گسترش خود بر اثر بیماری مرگ ماری باز میایستاد، سراسر جهان به «آیین مهر» میگروید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#دکتر_بی_ناموسی_که_بار اصلی پولشویی در آلمان را بدوش میکشد؟!بله ، همون جراح مغز و اعصابی که دائم لالنگ آخوند فر میخوره و حتی در مافیای آستان قدس هم سهامداره .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#دکتر_بی_ناموسی_که_بار اصلی پولشویی در آلمان را بدوش میکشد؟!بله ، همون جراح مغز و اعصابی که دائم لالنگ آخوند فر میخوره و حتی در مافیای آستان قدس هم سهامداره .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چرا انسان می رقصد؟
نیچه از زبان زرتشت می گوید:
“من تنها به خدایی باور دارم که رقصیدن را می داند”.
لوسین شاعر یونانی قرن دوم می گوید: “رقص با دنیا زاده شده و در تمام نمایش های پر شور دنیایی عامل اصلی وحدت بوده است”.
تصویر ۲۰ رقصنده به همراه نوازندگان قدیمی ترین تصویر از رقص انسان می باشد که ۱۲هزار سال پیش در غاری در هند ثبت شده است.
البته تاریخ دقیق آغاز رقصیدن انسان مشخص نیست اما آنچه که پیداست هنر رقصیدن و موسیقی قدمتی بیشتر از باقی هنر ها دارند.
انسان شناسان پاسخ های متنوعی به اینکه چرا انسان می رقصد داده اند، برخی می گویند رقصیدن نوعی تقلید انسان از طبیعت و حرکت حیوانات و نوعی هم سویی و ارتباط با آنها بوده است
برخی دیگر رقص را ناشی از کارِ گروهی و از برای ایجاد هماهنگی میان حرکات اعضای گروه کار می دانند
همچنین انسان در هنگام رقص با بدن خود به یکپارچگی می رسد و شاید به همین دلیل رقص در فرهنگ های مختلف خاصیت درمانی هم داشته است(مثل مراسم زار در جنوب ایران)
رقص نوعی ارتباط با ماورا و رازهای طبیعت است مانند مراسم های جادو در بشر اولیه و رقص سماع در میان صوفیه، یا انکه رقص نوعی آیین جفت یابی بوده (البته هنوز هم هست).
علاوه بر همه ی موارد مذکور رقص نوعی ایجاد وحدت و یکپارچیگی میان افراد یک قوم و قبیله بوده و در مراسم پیش از جنگ و پیروزی ها و جشن های مختلف به عنوان بهترین روش ایجاد اتحاد و روحیه بخشی برپا می شده
افرادی که مشترکا می رقصند تجربه ی نوعی هم سویی و صمیمیت می کنند که بسیار دلرباست، گویی هنگام رقص بسیاری از کلیشه های اجتماعی کنار می روند و تجربه ای از برابری اتفاق می افتد
همواره مجذوب چنین لحظاتی شده ام و حس عمیقی از نوع دوستی را تجربه کرده ام.
رقصیدن یک زوج باهم نیز موجب ایجاد عشق و صمیمیت بیشتر میان آنها می شود
متاسفانه فرهنگ ما این هنر را بسیار نادیده می گیرد و یا بسیاری از افراد رقصیدن را کاری جلف و دور از شان انسانی می دانند حتی مجری تلویزویون به خاطر کلمه رقصیدن عذرخواهی می کند
با آنکه نویسنده خود بهره ای از هنر رقص ندارد😀 (البته در سال های اتی حتما به آن خوهم پرداخت)اما می گویم خوش به سعادت آنانی که خوب می رقصند
خلاصه آنکه به فرزندان خود از کودکی رقصیدن و شاد بودن را بیاموزید .همین.
#دکتر_ناصر_سبزیان_پور_رواندرمانگر
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چرا انسان می رقصد؟
نیچه از زبان زرتشت می گوید:
“من تنها به خدایی باور دارم که رقصیدن را می داند”.
لوسین شاعر یونانی قرن دوم می گوید: “رقص با دنیا زاده شده و در تمام نمایش های پر شور دنیایی عامل اصلی وحدت بوده است”.
تصویر ۲۰ رقصنده به همراه نوازندگان قدیمی ترین تصویر از رقص انسان می باشد که ۱۲هزار سال پیش در غاری در هند ثبت شده است.
البته تاریخ دقیق آغاز رقصیدن انسان مشخص نیست اما آنچه که پیداست هنر رقصیدن و موسیقی قدمتی بیشتر از باقی هنر ها دارند.
انسان شناسان پاسخ های متنوعی به اینکه چرا انسان می رقصد داده اند، برخی می گویند رقصیدن نوعی تقلید انسان از طبیعت و حرکت حیوانات و نوعی هم سویی و ارتباط با آنها بوده است
برخی دیگر رقص را ناشی از کارِ گروهی و از برای ایجاد هماهنگی میان حرکات اعضای گروه کار می دانند
همچنین انسان در هنگام رقص با بدن خود به یکپارچگی می رسد و شاید به همین دلیل رقص در فرهنگ های مختلف خاصیت درمانی هم داشته است(مثل مراسم زار در جنوب ایران)
رقص نوعی ارتباط با ماورا و رازهای طبیعت است مانند مراسم های جادو در بشر اولیه و رقص سماع در میان صوفیه، یا انکه رقص نوعی آیین جفت یابی بوده (البته هنوز هم هست).
علاوه بر همه ی موارد مذکور رقص نوعی ایجاد وحدت و یکپارچیگی میان افراد یک قوم و قبیله بوده و در مراسم پیش از جنگ و پیروزی ها و جشن های مختلف به عنوان بهترین روش ایجاد اتحاد و روحیه بخشی برپا می شده
افرادی که مشترکا می رقصند تجربه ی نوعی هم سویی و صمیمیت می کنند که بسیار دلرباست، گویی هنگام رقص بسیاری از کلیشه های اجتماعی کنار می روند و تجربه ای از برابری اتفاق می افتد
همواره مجذوب چنین لحظاتی شده ام و حس عمیقی از نوع دوستی را تجربه کرده ام.
رقصیدن یک زوج باهم نیز موجب ایجاد عشق و صمیمیت بیشتر میان آنها می شود
متاسفانه فرهنگ ما این هنر را بسیار نادیده می گیرد و یا بسیاری از افراد رقصیدن را کاری جلف و دور از شان انسانی می دانند حتی مجری تلویزویون به خاطر کلمه رقصیدن عذرخواهی می کند
با آنکه نویسنده خود بهره ای از هنر رقص ندارد😀 (البته در سال های اتی حتما به آن خوهم پرداخت)اما می گویم خوش به سعادت آنانی که خوب می رقصند
خلاصه آنکه به فرزندان خود از کودکی رقصیدن و شاد بودن را بیاموزید .همین.
#دکتر_ناصر_سبزیان_پور_رواندرمانگر
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
منطق عادتها چیست؟
مثلاً شما ابتدا به هر دليلي شکر خوردن را انتخاب ميکنيد.
سپس در يک فرايند تدريجي، به عادتِ روزمرهی شما تبديل ميشود.
انباشت اين عادتها ميشود سبک زندگي شما.
سبکی از زندگی که برای شما، مانند آب است برای ماهی.
یعنی در آن غوطهورید؛ به آن توجه ندارید؛ و جور دیگر زندگی کردن را نمیتوانید تصور کنید.
این فرایند، در سیگار کشیدن، اعتیاد، بدغذایی و بدخوابی، چاقی و اضافه وزن، تنشهای روانی و ارتباطی با دیگران، و حتی اخلاقیاتی مثل حسادت، پرخاشگری، کینه، و ... مشترک است.
البته، منطق چیزهای مثبت و خوب نیز همین است: عادتهایی که پس از مدتی به سبک زندگی تبدیل میشوند.
مهمترين نقطهي اشتراک سبکهاي مختلف زندگي آن است که تغييرشان سخت است، و اگر احياناً تغييری هم ايجاد شود، نگهداري آن تغيير دشوار است.
شروع به ورزشِ منظم روزانه براي کسي که ورزش نميکند، همان اندازه سخت است که کنار گذاشت هروئين از سوي يک معتاد.
ادامه دادن به ورزشي که شروع شده، همانقدر سخت است که مجدداً سراغ مواد نرفتن.
چه باید کرد؟
براي تغيير سبک زندگي، تصميم به تغيير سبک زندگي نگیرید.
تصميمهاي بزرگ و انقلابي، مثل همان سنگهاي بزرگي هستند که نشانهي نزدن ميباشند.
همهي ما دهها بار تصميمات بزرگی گرفتهايم که در نودونه درصد آنها موفق نشدهايم.
اينها بيشتر يکجور هيجان انقلابي در روان ما هستند که زودگذرند.
از يک گوشهی کوچک شروع کنید و مثل موريانه به بقيهي جاها نفوذ کنید.
درست مثل فرایند عضوگیری در شرکتهای هرمی.
اهداف بزرگ را به اهداف کوچک خرد کنید. هیچکس یکشبه حسن یزدانی، انیشتن یا ایلان ماسک نشده
از يک چيزِ کوچک شروع کنيد؛ مثل ورزشکاران رزمي.
آنها وقتي باشگاه ميروند، نميگويند ماهِ بعد بايد کمربند سياه را بگيرم.
بلکه هدفشان کمربند نارنجي است، و بعد سبز و آبي و قرمز و قهوهاي و سياه.
براي شروع به ورزش از روزي چند دراز و نشست شروع کنيد. براي لاغر شدن، يک عادتتان را کم کنيد
مثلاً يک پنجم از نان و شکر روزانه. براي سيگار نکشيدن، در يک جاي خاص سيگار نکشيد.
البته در آنها نمانيد و کار را توسعه دهید.
توجه داشته باشید که ترک عادتها با اراده و تصمیم مشکل است. روی ارادهتان خیلی حساب باز نکنید. از کنترل محیطی استفاده کنید. مثلاً اگر اعتیاد به گوشی دارید؛ شبها آن را به خانه نیاورید بگذارید توی ماشین یا زیرزمین که با همین اجبار محیطی، ساعاتی را بدون گوشی باشید.
دوم اینکه، طبیعیست که پس از مدتی انگیزهی آدم کم میشود.
شما نیاز دارید که برای تغیر عادتها و سبک زندگی، هرچند وقت انگیزهی تازهای پیدا کنید.
کسی که میخواهد لاغر کند، پس از مدتی میگوید: ای ی ی بابا، که چی بشه.
حالا همین آدم میتواند دو کیلو را بهخاطر سلامتی کم کند؛ دو کیلو را بهخاطر خوشتیپی؛ دو کیلو را بهخاطر محبوبش؛ دو کیلو را بهخاطر اعتماد به نفس و نگاه مثبت دیگران و ... .
زندگي بدون عادتها محال است.
مهم آن است که بهتدریج چند عادت خوب روزانه در زندگيمان بهوجود آوريم که نقطهي اتکاي ما باشند و به ما انرژي و معنا بدهند.
مثلا روزي ده دقيقه بدويم.
يا با خانواده کتاب بخوانيم. يا با رفقا خوش باشيم. يا مراقبه و یوگا کنيم. بنویسیم و ...
عادتهاي خوبي که حال ما را خوب ميکنند. مثل پدربزرگها که هرروز نان تازه ميخرند براي خانه. یا آنها که ماهی یکبار باید کوه بروند. عادتهای خوب، ستون بهزیستیِ ما هستند.
سازمان بهداشت جهانی توصیهی مهم برای کاهش مرگومیر تا سال 2050 دارد:
در کنار پیشرفتهای پزشکی، نیاز به تغییر سبک زندگی داریم. کافیست در هر کشوری، تنها یک درصد آدمها سبک زندگیشان را تغییر دهند: سیگار نکشند؛ نمک نخورند؛ ورزش کنند
با پرورش روان از فشارهای روانی بکاهند؛ همزیستیِ مسالمتآمیز را یاد بگیرند و ... .
#دکتر_محسن_زندی _روانشناس
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
منطق عادتها چیست؟
مثلاً شما ابتدا به هر دليلي شکر خوردن را انتخاب ميکنيد.
سپس در يک فرايند تدريجي، به عادتِ روزمرهی شما تبديل ميشود.
انباشت اين عادتها ميشود سبک زندگي شما.
سبکی از زندگی که برای شما، مانند آب است برای ماهی.
یعنی در آن غوطهورید؛ به آن توجه ندارید؛ و جور دیگر زندگی کردن را نمیتوانید تصور کنید.
این فرایند، در سیگار کشیدن، اعتیاد، بدغذایی و بدخوابی، چاقی و اضافه وزن، تنشهای روانی و ارتباطی با دیگران، و حتی اخلاقیاتی مثل حسادت، پرخاشگری، کینه، و ... مشترک است.
البته، منطق چیزهای مثبت و خوب نیز همین است: عادتهایی که پس از مدتی به سبک زندگی تبدیل میشوند.
مهمترين نقطهي اشتراک سبکهاي مختلف زندگي آن است که تغييرشان سخت است، و اگر احياناً تغييری هم ايجاد شود، نگهداري آن تغيير دشوار است.
شروع به ورزشِ منظم روزانه براي کسي که ورزش نميکند، همان اندازه سخت است که کنار گذاشت هروئين از سوي يک معتاد.
ادامه دادن به ورزشي که شروع شده، همانقدر سخت است که مجدداً سراغ مواد نرفتن.
چه باید کرد؟
براي تغيير سبک زندگي، تصميم به تغيير سبک زندگي نگیرید.
تصميمهاي بزرگ و انقلابي، مثل همان سنگهاي بزرگي هستند که نشانهي نزدن ميباشند.
همهي ما دهها بار تصميمات بزرگی گرفتهايم که در نودونه درصد آنها موفق نشدهايم.
اينها بيشتر يکجور هيجان انقلابي در روان ما هستند که زودگذرند.
از يک گوشهی کوچک شروع کنید و مثل موريانه به بقيهي جاها نفوذ کنید.
درست مثل فرایند عضوگیری در شرکتهای هرمی.
اهداف بزرگ را به اهداف کوچک خرد کنید. هیچکس یکشبه حسن یزدانی، انیشتن یا ایلان ماسک نشده
از يک چيزِ کوچک شروع کنيد؛ مثل ورزشکاران رزمي.
آنها وقتي باشگاه ميروند، نميگويند ماهِ بعد بايد کمربند سياه را بگيرم.
بلکه هدفشان کمربند نارنجي است، و بعد سبز و آبي و قرمز و قهوهاي و سياه.
براي شروع به ورزش از روزي چند دراز و نشست شروع کنيد. براي لاغر شدن، يک عادتتان را کم کنيد
مثلاً يک پنجم از نان و شکر روزانه. براي سيگار نکشيدن، در يک جاي خاص سيگار نکشيد.
البته در آنها نمانيد و کار را توسعه دهید.
توجه داشته باشید که ترک عادتها با اراده و تصمیم مشکل است. روی ارادهتان خیلی حساب باز نکنید. از کنترل محیطی استفاده کنید. مثلاً اگر اعتیاد به گوشی دارید؛ شبها آن را به خانه نیاورید بگذارید توی ماشین یا زیرزمین که با همین اجبار محیطی، ساعاتی را بدون گوشی باشید.
دوم اینکه، طبیعیست که پس از مدتی انگیزهی آدم کم میشود.
شما نیاز دارید که برای تغیر عادتها و سبک زندگی، هرچند وقت انگیزهی تازهای پیدا کنید.
کسی که میخواهد لاغر کند، پس از مدتی میگوید: ای ی ی بابا، که چی بشه.
حالا همین آدم میتواند دو کیلو را بهخاطر سلامتی کم کند؛ دو کیلو را بهخاطر خوشتیپی؛ دو کیلو را بهخاطر محبوبش؛ دو کیلو را بهخاطر اعتماد به نفس و نگاه مثبت دیگران و ... .
زندگي بدون عادتها محال است.
مهم آن است که بهتدریج چند عادت خوب روزانه در زندگيمان بهوجود آوريم که نقطهي اتکاي ما باشند و به ما انرژي و معنا بدهند.
مثلا روزي ده دقيقه بدويم.
يا با خانواده کتاب بخوانيم. يا با رفقا خوش باشيم. يا مراقبه و یوگا کنيم. بنویسیم و ...
عادتهاي خوبي که حال ما را خوب ميکنند. مثل پدربزرگها که هرروز نان تازه ميخرند براي خانه. یا آنها که ماهی یکبار باید کوه بروند. عادتهای خوب، ستون بهزیستیِ ما هستند.
سازمان بهداشت جهانی توصیهی مهم برای کاهش مرگومیر تا سال 2050 دارد:
در کنار پیشرفتهای پزشکی، نیاز به تغییر سبک زندگی داریم. کافیست در هر کشوری، تنها یک درصد آدمها سبک زندگیشان را تغییر دهند: سیگار نکشند؛ نمک نخورند؛ ورزش کنند
با پرورش روان از فشارهای روانی بکاهند؛ همزیستیِ مسالمتآمیز را یاد بگیرند و ... .
#دکتر_محسن_زندی _روانشناس
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
Forwarded from Book_iran_city
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز به همین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به ایرانی زرتشتی فلک زدهای میرسد که با شمشیر اعراب مسلمان وحشی، لااله الاالله گفته بود، بیآنکه حتا معنی آن را دانسته باشد.
📗 #تولدی_دیگر نوشته✍️ #دکتر_شجاعالدین_شفا
بکشید در راه الله که الله به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست.
(قرآن. سوره البقره. آیه۲۲۴)
شما ای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا الله آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند.
(سوره التوبه آیه۱۴)
ای مسلمانان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد نماند و مذهب همه مذهب الله گردد.
(سوره النفال آیه۳۹)
الله آنهایی را که صف در صف همچون بنایی آهنین کشتار میکنند را دوست دارد.
(سوره الصف آیه۴)
اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
(سوره الحزاب آیه۶۱)
الله جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده برای آنها که در راه الله جهاد کنند و دشمنان اسلام را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند
(التوبه آیه۱۱۱)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
یک مسلمان ایرانی تنها از این جهت مسلمان است که پدرش مسلمان بوده است و پدر او نیز به همین دلیل مسلمان بوده که پدری مسلمان داشته است و پایان این خط زنجیر به ایرانی زرتشتی فلک زدهای میرسد که با شمشیر اعراب مسلمان وحشی، لااله الاالله گفته بود، بیآنکه حتا معنی آن را دانسته باشد.
📗 #تولدی_دیگر نوشته✍️ #دکتر_شجاعالدین_شفا
بکشید در راه الله که الله به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست.
(قرآن. سوره البقره. آیه۲۲۴)
شما ای اهل ایمان کافران را بکشید و با آنان کارزار کنید تا الله آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند.
(سوره التوبه آیه۱۴)
ای مسلمانان کافران را بکشید که در زمین فتنه و فساد نماند و مذهب همه مذهب الله گردد.
(سوره النفال آیه۳۹)
الله آنهایی را که صف در صف همچون بنایی آهنین کشتار میکنند را دوست دارد.
(سوره الصف آیه۴)
اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختی کشته شوند.
(سوره الحزاب آیه۶۱)
الله جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده برای آنها که در راه الله جهاد کنند و دشمنان اسلام را به قتل رسانند و یا خود کشته شوند
(التوبه آیه۱۱۱)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
بله ایران عزیزمان دارد میمیرد.
فقط برای شما وقت هایی میمیرد که در دولت نیستین، ولی ما سالهاست که این مرگ را مداوم شاهدیم آقای دکتر!
با پوست و جانمان هم شاهدیم. وقت هایی که شما بخشی از دولت و سیستم بودی هم شاهد بودیم. ما مداوم شاهدیم.
#دکتر_مرتضی_عباد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
بله ایران عزیزمان دارد میمیرد.
فقط برای شما وقت هایی میمیرد که در دولت نیستین، ولی ما سالهاست که این مرگ را مداوم شاهدیم آقای دکتر!
با پوست و جانمان هم شاهدیم. وقت هایی که شما بخشی از دولت و سیستم بودی هم شاهد بودیم. ما مداوم شاهدیم.
#دکتر_مرتضی_عباد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
باستانشناسی پیش از تاریخ بینالنهرین
#دکتر_حسن_طلایی
تاریخ اولین نوبت انتشار : ۱۳۹۰
تعداد صفحات : ۲۴۰
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
باستانشناسی پیش از تاریخ بینالنهرین
#دکتر_حسن_طلایی
تاریخ اولین نوبت انتشار : ۱۳۹۰
تعداد صفحات : ۲۴۰
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#دکتر_ابراهیم_بنی_احمد یکی از آن ۱۲ نفری بود که در سال ۱۳۰۷ با شاه در یک دبستان بود.*
یکی از شاگردان استاد بنیاحمد چنین می گوید (نقلِ به مضمون):
استاد عصای پیری در دستش بود. بیشتر نگاه میکرد و کمتر سخن می گفت. حتا سر کلاس دانشسرای عالی می گفت
*"شما بگویید، من می شنوم."*
دانشجوها را به شوخی با نام حیوانات صدا می زد! به من می گفت
"مارمولک امروز تو از انسانیت بگو"
*روزی از استاد پرسیدم چرا دانشجوها را با نام حیوانات صدا می زنید ؟
گفت "انسان شدن سخت است!"*
*روزهای آخر سلطنت پهلوی، یک روز صبح به در خانهی استاد رفتم. اوایل دی ماه سال ۱۳۵۷ بود.*
استاد سرما خورده بود.
من را به خانه اش دعوت کرد.
*برایم چای ریخت. از پنجره داشت خروش و فریاد مردم معترض را نظاره می کرد و فقط اشک می ریخت.*
استاد سالها بود که تنها زندگی می کرد. همسر ایشان فوت کرده بودند و فرزندانشان در خارج زندگی می کردند.
ساعت ها پیش استاد ماندم.
هنگام خداحافطی، استاد تا در آپارتمان شان آمدند که بدرقه ام کنند.
از ایشان خواهش کردم نیایند. گفتم "من خودم می روم، شما حال تان خوب نیست، استراحت بفرمایید."
*هیچ وقت آخرین درسی را که استاد به من داد، فراموش نمی کنم.*
استاد به من گفت:
"اگر در مقابل محبت دیگران بی تفاوت باشی، دیگر از کسی محبت نخواهی دید. این وظیفه من نیست که تو را بدرقه کنم، این عادت زندگی من است.
گفتم: "آخر با این حالتان با این عصا؟
عصایش را به طرف من گرفت و گفت:
*"من سالها به این عصا تکیه کردم و شاه به ملتش تکیه داده بود.*
*او هرگز نمی خواست باور کند که تکیه گاهش بر ملتی قدرنشناس بود!*
*شاه از ایران می رود، اما ملتی که یاد نگرفته باشد محبت را پاسخ دهد، دیگر از کسی محبتی نخواهد دید. ما بر باد خواهیم رفت.*
بعد از این همه سال فهمیدم آن مرد فرزانه چقدر زیبا و بادرایت آینده این ملت را پیش بینی می کرد.
*آری ما ملت بر باد رفتیم .*."
استاد تعریف می کرد:
“روزی که قرار شد من برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم، وزیر علوم گفت نخست باید همگی به کاخ سعد آباد بروید تا *رضا شاه* شما را ببیند و برای شما حرف بزند، بعد عازم می شوید.
*برای همه ما کت و شلوار خریدند. من گیوه پایم بود!*
*همه گیوه پایشان بود و کسی تا آن زمان کفش نپوشیده بود!*
*برای همه کفش خریدند.*
*کت و شلوارهامان را پوشیدیم، کفش هایمان را پا کردیم و رفتیم، کاخ سعد آباد دیدن رضاشاه؛ ۴۰ نفر بودیم.*
*رضاشاه سخنرانی کوتاهی کرد و گفت: «سعی کنید هرجا رفتید، ایرانی باشید و ایرانی بمانید. به ایران برگردید و فردای ایران را شماها باید بسازید . .».*
من به فرانسه رفتم.
با سختی و مشقت زیادی درس خواندم. دوره جنگ جهانی دوم بود و دولت با سختی برای ما پول می فرستاد. گاهی دو ماه می شد که پول نداشتیم.
بالاخره جنگ تمام شد و من هم درسم در دانشگاه تمام شد.
روزی که شاگرد اول دانشگاه شدم و قرار شد ژنرال “دوگُل” نشان “لژیون دونور” به شاگرد اولی ها بدهد، کفشی را که رضاشاه برایم خریده بود و هنوز به یادگار، نو نگاه داشته بودم پوشیدم و به کاخ الیزه رفتم.
وقتی نشان را ژنرال دُگل به سینه کت من زد، نمی خواستم فراموش کنم اگر رضاشاه نبود، *منِ ایرانی هنوز گیوه* پایم بود!”
از صفحه #منصوره پیرنیا
آرشیو تاریخ و باستان شناسی ایران
آنان که دستی را که نانشان می داد گاز گرفتند, محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می زند!
#جاوید_شاه
#جاوید_اعلیا_حضرت_رضا_پهلوی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#دکتر_ابراهیم_بنی_احمد یکی از آن ۱۲ نفری بود که در سال ۱۳۰۷ با شاه در یک دبستان بود.*
یکی از شاگردان استاد بنیاحمد چنین می گوید (نقلِ به مضمون):
استاد عصای پیری در دستش بود. بیشتر نگاه میکرد و کمتر سخن می گفت. حتا سر کلاس دانشسرای عالی می گفت
*"شما بگویید، من می شنوم."*
دانشجوها را به شوخی با نام حیوانات صدا می زد! به من می گفت
"مارمولک امروز تو از انسانیت بگو"
*روزی از استاد پرسیدم چرا دانشجوها را با نام حیوانات صدا می زنید ؟
گفت "انسان شدن سخت است!"*
*روزهای آخر سلطنت پهلوی، یک روز صبح به در خانهی استاد رفتم. اوایل دی ماه سال ۱۳۵۷ بود.*
استاد سرما خورده بود.
من را به خانه اش دعوت کرد.
*برایم چای ریخت. از پنجره داشت خروش و فریاد مردم معترض را نظاره می کرد و فقط اشک می ریخت.*
استاد سالها بود که تنها زندگی می کرد. همسر ایشان فوت کرده بودند و فرزندانشان در خارج زندگی می کردند.
ساعت ها پیش استاد ماندم.
هنگام خداحافطی، استاد تا در آپارتمان شان آمدند که بدرقه ام کنند.
از ایشان خواهش کردم نیایند. گفتم "من خودم می روم، شما حال تان خوب نیست، استراحت بفرمایید."
*هیچ وقت آخرین درسی را که استاد به من داد، فراموش نمی کنم.*
استاد به من گفت:
"اگر در مقابل محبت دیگران بی تفاوت باشی، دیگر از کسی محبت نخواهی دید. این وظیفه من نیست که تو را بدرقه کنم، این عادت زندگی من است.
گفتم: "آخر با این حالتان با این عصا؟
عصایش را به طرف من گرفت و گفت:
*"من سالها به این عصا تکیه کردم و شاه به ملتش تکیه داده بود.*
*او هرگز نمی خواست باور کند که تکیه گاهش بر ملتی قدرنشناس بود!*
*شاه از ایران می رود، اما ملتی که یاد نگرفته باشد محبت را پاسخ دهد، دیگر از کسی محبتی نخواهد دید. ما بر باد خواهیم رفت.*
بعد از این همه سال فهمیدم آن مرد فرزانه چقدر زیبا و بادرایت آینده این ملت را پیش بینی می کرد.
*آری ما ملت بر باد رفتیم .*."
استاد تعریف می کرد:
“روزی که قرار شد من برای ادامه تحصیل به فرانسه بروم، وزیر علوم گفت نخست باید همگی به کاخ سعد آباد بروید تا *رضا شاه* شما را ببیند و برای شما حرف بزند، بعد عازم می شوید.
*برای همه ما کت و شلوار خریدند. من گیوه پایم بود!*
*همه گیوه پایشان بود و کسی تا آن زمان کفش نپوشیده بود!*
*برای همه کفش خریدند.*
*کت و شلوارهامان را پوشیدیم، کفش هایمان را پا کردیم و رفتیم، کاخ سعد آباد دیدن رضاشاه؛ ۴۰ نفر بودیم.*
*رضاشاه سخنرانی کوتاهی کرد و گفت: «سعی کنید هرجا رفتید، ایرانی باشید و ایرانی بمانید. به ایران برگردید و فردای ایران را شماها باید بسازید . .».*
من به فرانسه رفتم.
با سختی و مشقت زیادی درس خواندم. دوره جنگ جهانی دوم بود و دولت با سختی برای ما پول می فرستاد. گاهی دو ماه می شد که پول نداشتیم.
بالاخره جنگ تمام شد و من هم درسم در دانشگاه تمام شد.
روزی که شاگرد اول دانشگاه شدم و قرار شد ژنرال “دوگُل” نشان “لژیون دونور” به شاگرد اولی ها بدهد، کفشی را که رضاشاه برایم خریده بود و هنوز به یادگار، نو نگاه داشته بودم پوشیدم و به کاخ الیزه رفتم.
وقتی نشان را ژنرال دُگل به سینه کت من زد، نمی خواستم فراموش کنم اگر رضاشاه نبود، *منِ ایرانی هنوز گیوه* پایم بود!”
از صفحه #منصوره پیرنیا
آرشیو تاریخ و باستان شناسی ایران
آنان که دستی را که نانشان می داد گاز گرفتند, محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می زند!
#جاوید_شاه
#جاوید_اعلیا_حضرت_رضا_پهلوی
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
اگه ازم بپرسی مرز بین "مهرطلبی" و "مهربونی واقعی" در کجاست!؟
+ بهت میگم در "انگیزه" پشت یک رفتار.
💬 و اگه ازم بپرسی چطور!
+ بهت میگم...
۱) مهربونی ریشه در "میل و خواسته" ما داره؛
من از ته قبلم میخوام که اون کار رو برات انجام بدم.
+ تو از من پول قرض میخوای، من ارزیابی میکنم میبینم از پسش برمیام، پس انجامش میدم. چون دوست دارم کارت راه بیفته
۲. مهربونی ریشه در "انتخاب" ما داره؛
من میتونم بگم نه!، ولی انتخاب میکنم که بگم "آره" و حالمم با این ماجرا خوبه.
+ تو ازم میخوای ضامن وامت بشم، میتونم بگم نه!، ولی ارزیابی میکنم میبینم مشکلی نیست، با اینکه میتونم بگم نه!، انتخاب میکنم بگم آره.
۳. مهربونی ریشه در "نوع دوستی" ما داره.
من اون کار رو انجام میدم، چون دوست دارم کیفیت زندگی تو رو هم بالا ببرم.
+ آخر هفتهست و وقتم آزاده، به من میگی میشه تو اسبابکشی بیایی کمکم!، ارزیابی میکنم میبینم چرا نشه!. پس میام که کار تو هم راحتتر بشه.
۴. اما "مهرطلبی" و "زور زدن واسه راضی نگه داشتن دیگران" ریشه در ترس داره؛
من فلان کار رو میکنم، واسه اینکه میترسم اگه نکنم از دستت میدم.
+ من ضامن وامت میشم، چون میترسم اگه نشم از دستم دلخور بشی و رابطهت رو باهام قطع کنی!.
۵. تلاش واسه راضی نگه داشتن دیگری ریشه در "بده بستون" داره.
📌 من اون کار رو برات می کنم که تو هم در مقابل کاری واسم بکنی.
+ وقتی مریض شدی میام بیمارستان بهت سر میزنم و پیشت میمونم که وقتی مریض شدم یه وقت تنها نمونم گوشه بیمارستان!.
6. راضی نگه داشتن دیگران ریشه در "احساس وظیفه و اجبار" داره؛
من اون کار رو واست میکنم، چون اگه نکنم احساس گناه میگیرم.
+ من دستم خالیه و هزارتا گرفتاری مالی دارم اما پولی که واسه شهریه دانشگاه بچهم هستش رو به تو میدم، چون اگه ندم حس میکنم آدم خوبی نیستم.
۷. مهرطلبی با حال خوب همراه نیست!
من اون کار رو برات انجام میدم، اما بعدش از دست خودم عصبانی میشم که چرا انجامش دادم!.
+ من اون کار رو برات انجام میدم، چون "نه لعنتی" رو بلد نیستم بگم، پس حس میکنم به خودم آسیب زدم.
و در نهایت ۸؛ به حال دلت نگاه کن.
آدم مهربون بخشندهست و کمک به دیگران بهش انرژی میده و حال دلش با این جریان خوبه. آدم مهرطلب هم بخشندهست اما خسته و رنجور و عصبانی از اینکه چرا باید اینقدر سرویس بده! و کاش میشید یه جور دیگهای زندگی کرد.
مخلص کلام اینکه؛
"راضی نگه داشتن دیگران بیشتر از اینکه به خشنود کردن دیگران ربط داشته باشه، به اجتناب ما از احساسات ناخوشایند ناشی از تایید نشدن از سمت اونها مربوطه".
شما مهربونی یا مهرطلب؟
#دکتر_امیدامانی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
اگه ازم بپرسی مرز بین "مهرطلبی" و "مهربونی واقعی" در کجاست!؟
+ بهت میگم در "انگیزه" پشت یک رفتار.
💬 و اگه ازم بپرسی چطور!
+ بهت میگم...
۱) مهربونی ریشه در "میل و خواسته" ما داره؛
من از ته قبلم میخوام که اون کار رو برات انجام بدم.
+ تو از من پول قرض میخوای، من ارزیابی میکنم میبینم از پسش برمیام، پس انجامش میدم. چون دوست دارم کارت راه بیفته
۲. مهربونی ریشه در "انتخاب" ما داره؛
من میتونم بگم نه!، ولی انتخاب میکنم که بگم "آره" و حالمم با این ماجرا خوبه.
+ تو ازم میخوای ضامن وامت بشم، میتونم بگم نه!، ولی ارزیابی میکنم میبینم مشکلی نیست، با اینکه میتونم بگم نه!، انتخاب میکنم بگم آره.
۳. مهربونی ریشه در "نوع دوستی" ما داره.
من اون کار رو انجام میدم، چون دوست دارم کیفیت زندگی تو رو هم بالا ببرم.
+ آخر هفتهست و وقتم آزاده، به من میگی میشه تو اسبابکشی بیایی کمکم!، ارزیابی میکنم میبینم چرا نشه!. پس میام که کار تو هم راحتتر بشه.
۴. اما "مهرطلبی" و "زور زدن واسه راضی نگه داشتن دیگران" ریشه در ترس داره؛
من فلان کار رو میکنم، واسه اینکه میترسم اگه نکنم از دستت میدم.
+ من ضامن وامت میشم، چون میترسم اگه نشم از دستم دلخور بشی و رابطهت رو باهام قطع کنی!.
۵. تلاش واسه راضی نگه داشتن دیگری ریشه در "بده بستون" داره.
📌 من اون کار رو برات می کنم که تو هم در مقابل کاری واسم بکنی.
+ وقتی مریض شدی میام بیمارستان بهت سر میزنم و پیشت میمونم که وقتی مریض شدم یه وقت تنها نمونم گوشه بیمارستان!.
6. راضی نگه داشتن دیگران ریشه در "احساس وظیفه و اجبار" داره؛
من اون کار رو واست میکنم، چون اگه نکنم احساس گناه میگیرم.
+ من دستم خالیه و هزارتا گرفتاری مالی دارم اما پولی که واسه شهریه دانشگاه بچهم هستش رو به تو میدم، چون اگه ندم حس میکنم آدم خوبی نیستم.
۷. مهرطلبی با حال خوب همراه نیست!
من اون کار رو برات انجام میدم، اما بعدش از دست خودم عصبانی میشم که چرا انجامش دادم!.
+ من اون کار رو برات انجام میدم، چون "نه لعنتی" رو بلد نیستم بگم، پس حس میکنم به خودم آسیب زدم.
و در نهایت ۸؛ به حال دلت نگاه کن.
آدم مهربون بخشندهست و کمک به دیگران بهش انرژی میده و حال دلش با این جریان خوبه. آدم مهرطلب هم بخشندهست اما خسته و رنجور و عصبانی از اینکه چرا باید اینقدر سرویس بده! و کاش میشید یه جور دیگهای زندگی کرد.
مخلص کلام اینکه؛
"راضی نگه داشتن دیگران بیشتر از اینکه به خشنود کردن دیگران ربط داشته باشه، به اجتناب ما از احساسات ناخوشایند ناشی از تایید نشدن از سمت اونها مربوطه".
شما مهربونی یا مهرطلب؟
#دکتر_امیدامانی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چند وقت پیش پدرم عکسهای قدیمی آلبومش را بیرون آورده بود و به من نشان میداد. عکسهایی از دوران نوجوانی و جوانی خودش در کنار پدرش.
چیزی گفت که هنوز هم نتوانستهام این حجم از ادب و توجه و احترام را درک کنم.
در تمام عکسها زانوهایش را شکسته بود تا هم قدِ پدرِ کوتاه قدش باشد. میگفت آنقدر حواسم به احترام و جایگاه پدرم بود که همیشه در کنارش طوری میایستادم تا بلندتر از او به نظر نرسم؛ و مهمتر آنکه او احساس نکند بلندتر از او هستم.
راستش هر چقدر سنم بالاتر میرود و بادِ چرخِ نخوت و تکبر و همهچیز دانیِ ایام جوانیام کمتر میشود، به اهمیت وجود بزرگسالان و حفظ جایگاهشان در هر خانوادهای بیشتر پی میبرم.
بزرگترها اساس و بنیان و محور هر خانوادهای هستند. وقتی میمیرند یا جایگاهشان را از دست میدهند، خیمه آن خانواده از هم میپاشد. چه بسیار خانوادههایی را دیدهایم که حتی با وجود فرهیختگی و صمیمیت اعضای آن، بعد از مرگ والدین از هم دور شدهاند. حتی اگر سالی یک بار هم دور هم جمع شوند، دیگر خانواده نیستند؛ بلکه ازدحامی از تنهایانند.
پدرم همیشه به مادربزرگ ساکت و نحیف و رنجورم اشاره میکرد و میگفت: همین یک مشت پوست و استخوان را میبینی که چگونه همه را دور خودش جمع کرده؟ اگر روزی نباشد دیگر این جمع پا نخواهد گرفت.
و دقیقاً همان شد که میگفت.
یکی از چیزهایی که در تعطیلات نوروز توجهم را به خود جلب میکرد، میزان صمیمیت و محبت در هر خانواده و اعضای آن با همدیگر بود.
به جرات میگویم یکی از آیتمهای به شدت تاثیرگذار بر خانواده بودن یک خانواده و نه اینکه صرفاً ازدحامی از تنهایان باشند، میزان ادب و احترام و حفظ جایگاه بزرگترها در هر خانوادهای بود.
چقدر تفاوت بود بین آنها که بچههایشان را طوری تربیت کرده بودند که با هر رفت و آمد بزرگترها، حتی به دستشویی، به احترامشان تمام قد از جایشان بلند میشدند؛ با آنها که حتی یک حرف و کلام ساده و معمولی را با تندخویی و بیاعتنایی و بیتوجهی به بزرگترها میزدند.
نه اینکه بزرگترها هیشه درست میگویند، یا همیشه بیشتر و بهتر میفهمند، یا هیچگاه حرف زور و بیحساب و مفت نمیزنند، و گاهی ناخواسته و خواسته آسیب نمیرسانند.
ابداً منظورم این نیست. بلکه، مقصودم حفظ جایگاه و شأن آنها، و محبت و ادب و خشوع باطنی و ظاهری به آنها، و احترام و حفظ بزرگیشان در هر خانه؛ و ازین مهمتر، القای این حسِ بزرگی و ادب و جایگاه به آنها است.
این وضعیتی است که سودش به جیب همه میرود.
سالخوردهای که در برابر خود غبارِ غمناک مرگ را میبیند، دلخوشیای جز ثمرهها و محصولات باغش ندارد. چه مصیبت دردناکیست آنکه در برابرش هم باغی سوخته از گذشته میبیند و هم پایانِ آینده را.
پدرم که خودش یک کشاورز و باغدار حرفهای است همیشه درختها را کج و ماوج و نادرست میکاشت. میپرسیدم چرا این کار را میکنی وقتی میدانی غلط است؟
میگفت: میدانم غلط است. اما پدرم اینگونه خوشش میآید. چرا باید برای ۴ کیلو میوه بیشتر، دلش را بشکنم و بعدش سالها حسرتش را بخورم؟
و البته پدرش هم همیشه از او راضی بود و از دیدنش لذت میبرد و دعایش میکرد. با اینکه ۲۰ سال از مرگش گذشته است هنوز هم پدرم با احترام و جلالت از او یاد میکند و اشک در چشمانش حلقه میزند.
به راستی این ادب چیست که مولانا میگوید:
از خدا جوییم توفیقِ ادب
بیادب، محروم گشت از لطفِ رب
بیادب، تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
از ادب پُر نور گشتهست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک
#دکتر_محسن_زندی_روانشناس
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
چند وقت پیش پدرم عکسهای قدیمی آلبومش را بیرون آورده بود و به من نشان میداد. عکسهایی از دوران نوجوانی و جوانی خودش در کنار پدرش.
چیزی گفت که هنوز هم نتوانستهام این حجم از ادب و توجه و احترام را درک کنم.
در تمام عکسها زانوهایش را شکسته بود تا هم قدِ پدرِ کوتاه قدش باشد. میگفت آنقدر حواسم به احترام و جایگاه پدرم بود که همیشه در کنارش طوری میایستادم تا بلندتر از او به نظر نرسم؛ و مهمتر آنکه او احساس نکند بلندتر از او هستم.
راستش هر چقدر سنم بالاتر میرود و بادِ چرخِ نخوت و تکبر و همهچیز دانیِ ایام جوانیام کمتر میشود، به اهمیت وجود بزرگسالان و حفظ جایگاهشان در هر خانوادهای بیشتر پی میبرم.
بزرگترها اساس و بنیان و محور هر خانوادهای هستند. وقتی میمیرند یا جایگاهشان را از دست میدهند، خیمه آن خانواده از هم میپاشد. چه بسیار خانوادههایی را دیدهایم که حتی با وجود فرهیختگی و صمیمیت اعضای آن، بعد از مرگ والدین از هم دور شدهاند. حتی اگر سالی یک بار هم دور هم جمع شوند، دیگر خانواده نیستند؛ بلکه ازدحامی از تنهایانند.
پدرم همیشه به مادربزرگ ساکت و نحیف و رنجورم اشاره میکرد و میگفت: همین یک مشت پوست و استخوان را میبینی که چگونه همه را دور خودش جمع کرده؟ اگر روزی نباشد دیگر این جمع پا نخواهد گرفت.
و دقیقاً همان شد که میگفت.
یکی از چیزهایی که در تعطیلات نوروز توجهم را به خود جلب میکرد، میزان صمیمیت و محبت در هر خانواده و اعضای آن با همدیگر بود.
به جرات میگویم یکی از آیتمهای به شدت تاثیرگذار بر خانواده بودن یک خانواده و نه اینکه صرفاً ازدحامی از تنهایان باشند، میزان ادب و احترام و حفظ جایگاه بزرگترها در هر خانوادهای بود.
چقدر تفاوت بود بین آنها که بچههایشان را طوری تربیت کرده بودند که با هر رفت و آمد بزرگترها، حتی به دستشویی، به احترامشان تمام قد از جایشان بلند میشدند؛ با آنها که حتی یک حرف و کلام ساده و معمولی را با تندخویی و بیاعتنایی و بیتوجهی به بزرگترها میزدند.
نه اینکه بزرگترها هیشه درست میگویند، یا همیشه بیشتر و بهتر میفهمند، یا هیچگاه حرف زور و بیحساب و مفت نمیزنند، و گاهی ناخواسته و خواسته آسیب نمیرسانند.
ابداً منظورم این نیست. بلکه، مقصودم حفظ جایگاه و شأن آنها، و محبت و ادب و خشوع باطنی و ظاهری به آنها، و احترام و حفظ بزرگیشان در هر خانه؛ و ازین مهمتر، القای این حسِ بزرگی و ادب و جایگاه به آنها است.
این وضعیتی است که سودش به جیب همه میرود.
سالخوردهای که در برابر خود غبارِ غمناک مرگ را میبیند، دلخوشیای جز ثمرهها و محصولات باغش ندارد. چه مصیبت دردناکیست آنکه در برابرش هم باغی سوخته از گذشته میبیند و هم پایانِ آینده را.
پدرم که خودش یک کشاورز و باغدار حرفهای است همیشه درختها را کج و ماوج و نادرست میکاشت. میپرسیدم چرا این کار را میکنی وقتی میدانی غلط است؟
میگفت: میدانم غلط است. اما پدرم اینگونه خوشش میآید. چرا باید برای ۴ کیلو میوه بیشتر، دلش را بشکنم و بعدش سالها حسرتش را بخورم؟
و البته پدرش هم همیشه از او راضی بود و از دیدنش لذت میبرد و دعایش میکرد. با اینکه ۲۰ سال از مرگش گذشته است هنوز هم پدرم با احترام و جلالت از او یاد میکند و اشک در چشمانش حلقه میزند.
به راستی این ادب چیست که مولانا میگوید:
از خدا جوییم توفیقِ ادب
بیادب، محروم گشت از لطفِ رب
بیادب، تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
از ادب پُر نور گشتهست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک
#دکتر_محسن_زندی_روانشناس
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بـــخـــوانـــیـــم
به تجربه دیدم؛
"اون خصوصیتی که عامل جذب اولیه دختر پسرها به هم بوده، بعدها تبدیل به اصلیترین عامل اختلافشون میشه".
مثلا
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ پر انرژی بودن و شوخ طبعی و خندهدار بودنش.
میپرسیم؛ الان بیشترین دعواتون سر چیه!؟
میگه؛ سر اینکه لودهست، هر جا میشینه مسخره بازی در میاره و یه جاهایی حتی خود من رو هم مسخره میکنه.
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ اهل کار و پیشرفت بودن و مسئولیتپذیریش.
میپرسیم؛ الان بیشترین دعواتون سر چیه!؟
میگه؛ تبدیل شده به یه آدم خشک و حوصلهسر بری که به شکل افراطی کار میکنه و مسئولیت همه رو هم میخواد به گردن بگیره، حتی مسئولیت پدر و مادرش رو ...
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ خوشگل بود و تو جمع مثل الماس میدرخشید.
میپرسیم؛ الان بیشترین دعواتون سر چیه!؟
میگه؛ توجه طلبه و میخواد فقط تو چشم باشه.
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ خیلی خونگرم بود، همون جلسه اول با وجود کلی استرس کنارش آروم گرفتم.
میپرسیم؛ الان شکایت اصلی چیه!
میگه؛ مرزبندی بلد نیست!، با هرکسی که از راه میرسه گرم میگیره.
یادت نره که؛ هر ویژگی مثبت میتونه جنبه منفی هم داشته باشه. پس:
" اگه تو مسیر آشنایی پیش از ازدواجی، حواست باشه که توجه به جنبه منفی ویژگی مثبتی که بیشتر از همه چشمت رو گرفته رو فراموش نکنی!. یه انتخاب درست، انتخاب میانگینهاست".
زوجها جلسه اول معمولا با این شکایتها میان پیش ما که "زن من توجه طلبه"؛ "شوهر من همهش به فکر خانوادشه!"؛ "لوده و مسخره بازه!"؛ "همهش تو لپ تاپه و به فکر کار و درسه و از زندگی هیچی نمیفهمه!"؛ "وقت گذروندن با منو بلد نیست" و... بعدها تو جلسات ارزیابی…
وقتی میریم سراغ سیر رابطهشون متوجه میشیم که یه رگههایی از این مشکلات همون عامل جذابیت اولیهشون بوده.
یادت باشه اونی که به چشم تو مسئولیتپذیر میاد، در قبال همه عزیزانش مسئولیتپذیره.
پس؛ هر ویژگی مثبتی میتونه جنبه منفی هم داشته باشه
اگه تو مسیر آشنایی پیش از ازدواجی، مراقب باش رو یه ویژگی مثبت پررنگ مغزت لنگر نندازه و قفلی نزنه!، تو باید مجموعه عوامل رو لحاظ کنی و یه میانگین از هر شاخص رو برای خودت داشته باشی تا بهتر بتونی تصمیم بگیری.
#دکتر_امید_امانی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بـــخـــوانـــیـــم
به تجربه دیدم؛
"اون خصوصیتی که عامل جذب اولیه دختر پسرها به هم بوده، بعدها تبدیل به اصلیترین عامل اختلافشون میشه".
مثلا
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ پر انرژی بودن و شوخ طبعی و خندهدار بودنش.
میپرسیم؛ الان بیشترین دعواتون سر چیه!؟
میگه؛ سر اینکه لودهست، هر جا میشینه مسخره بازی در میاره و یه جاهایی حتی خود من رو هم مسخره میکنه.
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ اهل کار و پیشرفت بودن و مسئولیتپذیریش.
میپرسیم؛ الان بیشترین دعواتون سر چیه!؟
میگه؛ تبدیل شده به یه آدم خشک و حوصلهسر بری که به شکل افراطی کار میکنه و مسئولیت همه رو هم میخواد به گردن بگیره، حتی مسئولیت پدر و مادرش رو ...
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ خوشگل بود و تو جمع مثل الماس میدرخشید.
میپرسیم؛ الان بیشترین دعواتون سر چیه!؟
میگه؛ توجه طلبه و میخواد فقط تو چشم باشه.
میپرسیم؛ چی شد که جذبش شدی!
میگه؛ خیلی خونگرم بود، همون جلسه اول با وجود کلی استرس کنارش آروم گرفتم.
میپرسیم؛ الان شکایت اصلی چیه!
میگه؛ مرزبندی بلد نیست!، با هرکسی که از راه میرسه گرم میگیره.
یادت نره که؛ هر ویژگی مثبت میتونه جنبه منفی هم داشته باشه. پس:
" اگه تو مسیر آشنایی پیش از ازدواجی، حواست باشه که توجه به جنبه منفی ویژگی مثبتی که بیشتر از همه چشمت رو گرفته رو فراموش نکنی!. یه انتخاب درست، انتخاب میانگینهاست".
زوجها جلسه اول معمولا با این شکایتها میان پیش ما که "زن من توجه طلبه"؛ "شوهر من همهش به فکر خانوادشه!"؛ "لوده و مسخره بازه!"؛ "همهش تو لپ تاپه و به فکر کار و درسه و از زندگی هیچی نمیفهمه!"؛ "وقت گذروندن با منو بلد نیست" و... بعدها تو جلسات ارزیابی…
وقتی میریم سراغ سیر رابطهشون متوجه میشیم که یه رگههایی از این مشکلات همون عامل جذابیت اولیهشون بوده.
یادت باشه اونی که به چشم تو مسئولیتپذیر میاد، در قبال همه عزیزانش مسئولیتپذیره.
پس؛ هر ویژگی مثبتی میتونه جنبه منفی هم داشته باشه
اگه تو مسیر آشنایی پیش از ازدواجی، مراقب باش رو یه ویژگی مثبت پررنگ مغزت لنگر نندازه و قفلی نزنه!، تو باید مجموعه عوامل رو لحاظ کنی و یه میانگین از هر شاخص رو برای خودت داشته باشی تا بهتر بتونی تصمیم بگیری.
#دکتر_امید_امانی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بـــخـــوانـــیـــم
"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد.
او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت.
پژوهشگران معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟ خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید.
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
"توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."
#دکتر_جیمز_مینگر
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#بـــخـــوانـــیـــم
"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد.
او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت.
پژوهشگران معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟ خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید.
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
"توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."
#دکتر_جیمز_مینگر
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تـــلــــنــــگــــر
◾️اگر نیازها شنیده نشوند، تبدیل به فریاد میشوند.
◾️اگر فریادها شنیده نشود، تبدیل به پرخاش میشوند.
◾️اگر پرخاشها شنیده نشوند، تبدیل به درد میشوند.
◾️اگر دردها شنیده نشوند، تبدیل به تخدیر میشوند.
◾️اگر تخدیرها شنیده نشوند تبدیل به تسخیر میشوند.
◾️و درنهایت تسخیرشدگان شنیده نشده، به عنوان زبالههای شهریِ متجاهر، جمعآوری میشوند و جایی دور از گوشها و چشمها، دور ریخته می شوند.
#دکتر_روح_الله_صدیق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تـــلــــنــــگــــر
◾️اگر نیازها شنیده نشوند، تبدیل به فریاد میشوند.
◾️اگر فریادها شنیده نشود، تبدیل به پرخاش میشوند.
◾️اگر پرخاشها شنیده نشوند، تبدیل به درد میشوند.
◾️اگر دردها شنیده نشوند، تبدیل به تخدیر میشوند.
◾️اگر تخدیرها شنیده نشوند تبدیل به تسخیر میشوند.
◾️و درنهایت تسخیرشدگان شنیده نشده، به عنوان زبالههای شهریِ متجاهر، جمعآوری میشوند و جایی دور از گوشها و چشمها، دور ریخته می شوند.
#دکتر_روح_الله_صدیق
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity