🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
📕 #سیر_عشق
✍️ #آلن_دوباتن

سیر عشق رمانی عاشقانه است که به کندوکاو در چگونگی بقا و پیشرفت عشق در درازمدت می‌پردازد. این رمان تلاش می‌کند آن‎چه را بعد از وقوع عشق اتفاق می‌افتد، آنرا زنده نگه می‌دارد و آنچه تحت فشارهای زندگی معمولی بر سر آرمان‌های اولیه‌مان می‌آید را بکاود؛ نتیجه‌ی آن تجربه ای داستانی، فلسفی و روانکاوانه است که ما را ترغیب می‌کند عمیقاً با شخصیت‌های رمان همذات‌پنداری کنیم و به تجربیات عاشقانه آن‌ها بیندیشیم

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#شگرد شاید این باشد که به جای شروع یک زندگی جدید،
یاد بگیریم همان زندگی را با چشمانی کمتر دل‌زده و خوگرفته بازنگری کنیم...


📖 #سیر_عشق
✍🏻 #آلن_دوباتن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران


آخِر دل من، ز غصه خون خواهد شد
وز روزنه دیده برون خواهد شد
با این «افق» تیره، خدا داند و بس
کاین مملکت خراب چون خواهد شد!
گفتی دل خون کرده، عوض خواهد شد
از دیده سرآورده، عوض خواهد شد
با رنگ ِ سیاستی که من می بینم
یک بار دگر پرده عوض خواهد شد

"ميرزا محمّد يزدی" متخلص به «فَرُّخی و تاج الشعرا» شاعر و روزنامه‌نگار آزاد‌یخواه و دموکراتِ صدرِ مشروطیت، در سالِ ۱۲۶۷ در یزد دیده به جهان گشود. او همچنین نماینده مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود. وی تا حدود سن ۱۶ سالگی تحصیل کرد و فارسی و مقدمات عربی را آموخت. در حدود سن ۱۵ سالگی به دلیلِ اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد می‌سرود، از مدرسه اخراج شد.

"فرخی" خود معتقد بود که طبعِ شعرش از مطالعه اشعارِ «سعدی»، جهت گرفته است. او سال ها سردبيری و نويسندگی روزنامه های حزب کمونیست ایران چون «طوفان»، «پيكار»، «قيام»، «طليعه»، «آيينه افكار» و «ستاره شرق» را در كارنامه خود دارد. "فرخی" شاعرِ اشعارِ معروفی همچون: «هر لحظه مزن در» و «آزادی» است. وی آنقدر به استعمارگرانِ خارجی و خائنان داخلی می پيچد كه روزنامه هايش متناوباً توقيف و تعطيل می شوند.

"جرج ناتانيل كرزن" از جمله سياست مدارانِ معروفِ بريتانيايی بود كه در سال ۱۲۹۸ خورشيدی، با پرداخت رشوه ای معادلِ چهارصد هزار تومان، به "حسن وثوق الدوله" نخست وزيرِ وقت ايران، قرارداد ننگين ۱۹۱۹ را به كشور، تحميل كرد. به موجبِ اين قرارداد، تمام امورِ كشوری و لشكری ايران می بايست زير نظرِ مستشاران انگليسی انجام شود.

هرچند اين قراردادِ ننگين، عملاً هرگز اجرا نشد، اما همين بهانه، برای "فرخی" كافی بود كه عليه عملكرد حكومت «قاجاری» موضع گرفته و مقالات تندی را درباره آزادی ايران بنويسد و پس از لغو قرارداد، "لرد كرزن" را به تمسخر بگيرد. شادروان "فرخی يزدی" در نوروز سال ۱۳۲۷ ه.ق، در مجمعِ آزادی خواهان يزد شركت کرده و برخلافِ سايرِ شاعران، كه معمولاً قصيده ای در مدحِ حاكم و حكومت ِوقت می سُرايند، ضمن بازخوانی تاريخِ ايران، خطاب به "ضيغم الدوله قشقايی" حاكم وقت، چنين می خواند: «خود تو می دانی، نيَم از شاعرانِ چاپلوس / كز برای سيم، بنمايم كسی را پای، بوس»...
«ليك گويم، گر به قانون، مُجری قانون شوی / بهمن و كيخسرو و جمشيد و افريدون شوی»...

حاكمِ يزد هم دستور می دهد تا دهانش را با نخ و سوزن بدوزند و به زندانش بيافكنند. اعتراض و تحصنِ مردم در تلگرافخانه، موجبِ استيضاحِ وزيرِ وقتِ كشور از طرفِ مجلس، می شود و وزير نيز به كلی منكر چنين واقعه ای می گردد.
"فرخی" همچنين، شعری را (گويا واقعاً با لبِ دوخته) برای دموكرات ها، ارسال می كند: «شرح اين قصّه، شنو، از دو لبِ دوخته ام / تا بسوزد دلت، از بهرِ دلِ سوخته ام»... دو ماه بعد، "فرخی" از زندانِ يزد فرار می كند و ضمنِ فرار، شعرِ زير را با ذغال، بر ديوارِ زندان مي نگارد: «به زندان، نگردد اگر عُمر، طی / من و "ضيغم الدوله" و مُلكِ ری...
به آزادی، اَر شُد مرا، بخت، يار / برآرم از آن بختياری، دمار»... در سال ۱۳۰۷ "فرخی" نماينده مجلس شورای ملی می شود درحاليكه تقريباً تمامی وكلای ملت، حامیِ دولتِ« رضاخان» هستند.

وی چندين بار از سايرِ وكلا، ناسزا می شنود و يكبار در مجلس مورد ضرب و شتم قرار می گيرد. وی با اظهار اينكه حتی در كانونِ عدل و داد نيز، امنيت جانی ندارد، چندی ساكن مجلس شده و پس از چند شب، مخفيانه از تهران فرار مي كند. وی سپس از طريق شوروی سابق به آلمان رفته و مدتی در نشريه ای به نامِ «پيكار» كه صاحب امتياز آن فردی غير ايرانی است، افكار انقلابی خود را منتشر می سازد. چندی بعد، در ملاقاتی با "عبدالحسين تيمورتاش"، فريب وعده های او را خورده و از طريق تركيه و بغداد به تهران باز می گردد. "فرخی" اندكی پس از بازگشت، به بهانه بدهی به يك كاغذ فروش، ابتدا به زندانِ ثبت و سپس به زندانِ شهربانی می افتد.

همزمان پرونده ای نيز با اتهام اسائه ادب به مقامِ سلطنت، برای وی تشكيل و ابتدا به بيست و هفت ماه و پس از تجديد نظر به سی ماه، زندان، محكوم و به زندان قصر منتقل می شود. بنا به اظهارات دادستانِ محاكمه عمال شهربانی، در شهريور ۱۳۱۸ "فرخی" در بيمارستان زندان قصر، به وسيلة تزريق آمپول هوا توسط "احمد احمدی" معروف به «پز شك احمدی» مسموم شده است...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#کتاب_و_لحظه
اگر حقیقتا عاشق کسی باشیم به هیچ وجه از او نمی‌خواهیم که تغییر کند.


📚#سیر_عشق
👤 #آلن_دوباتن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران

پس از سالِ ۱۳۱۲ خورشیدی در پی قتل"فرخی يزدی" و ترورِ "ميرزاده عشقی" و - بخصوص پس از بازداشت اعضای «گروه ۵۳ نفر» از جمله دكتر "تقی ارانی" بنيانگذار فكری «حزب توده» و موسسِ «فرقه انقلابی ايران» كه نهايتاً به مرگِ مشكوكِ وی انجاميد؛ فضای استبدادی به حدّی است كه به هیچ عنوان امكانِ انتقاد و اعتراضِ مستقيم و بی پرده، حتی درباره مشكلات اقتصادی و معيشيتی، وجود نداشت. ماجرای قتل "فرخی یزدی" و ترورِ "عشقی" نیز پیش آمده بود؛

اما مرگ دكتر "ارانی" را زنده یاد "مجتبی بزرگ علوی" بسيار دردناك توصيف می كند: « ...روزِ چهاردهم بهمن۱۳۱۸، نعش ِدكتر "ارانی" را به غسالخانه بردند. يكی از دوستانِ نزديكِ دكتر "ارانی" نعش او را معاينه كرد و علائم مسموميت را در جسدِ او تشخيص داد. مادرِ پير دكتر "ارانی" لاشه پسرِ خود را نشناخت. بيچاره، زبان گرفته بود كه: «این پسر من نيست» اينطور او را زجر داده و از شكل انداخته بودند. همين مادر، چندين مرتبه دامنِ پزشكِ معالجِ دكتر "ارانی" را گرفته و از او خواسته بود كه پسرش را نجات دهد و به او اجازه دهد دوا و غذا، برای پسرش بفرستد. دكترِ زندان، در جواب، گفته بود، اين كار ميسر نيست. به من دستور داده اند كه او را درمان نكنم...»

از بزرگان موسیقی آن دوران "اسماعيل مهرتاش" موسيقی دان شهيرِ ايرانی و از شاگردان "درويش خان" است که در موسیقی اعتراضی و طنز و هزليه، دستی بر آتش دارد. از شاگردان "مهرتاش" در موسيقی، می توان از هنرمندانی همچون "عبدالوهاب شهيدی"، "ملوك ضرابی" و "محمّد ر ضا شجريان" و همچنين هنر پيشگان بزرگی همچون "محمّد علی كشاورز" و "عزت اللّه انتظامی" نام برد. "مهرتاش" كه در اين روزگار، توان اعتراضِ واضح و مستقيم را ندارد، چندين ترانه طنزآميز را عمدتاً با كلام "غلامرضا روحانی" اندر حكايتِ احوال مردم در آن روزگاران مب سازد و بدينوسيله، اعتراض اجتماعی را در لباسِ طنز، می پوشاند.

"سيد جواد بديع زاده"- از خوانندگان توانا و خواننده تصنيفِ جاويدانی همچون «شد خزان» از اشعار "رهی معيری"- ابتدا زير بار خواندن اين اشعارِ( به ظاهر سخيف) نمی رود. اما با توصيه معلمِ بزرگ موسیقی استاد "ابوالحسن صبا" خواندنِ آنها را پذيرفته و از آن پس، به عنوان اولين خواننده «بيات تهران» شناخته می شود.

از جمله ساخته های طنز انتقادی "مهرتاش" می توان آثار زير را نام برد: «ماشين مشدی ممدلی، هزليه ای در باب سامانه قديمی حمل و نقل عمومی»، «آی گلِ پونه هزليه ای درباره مشكلات معيشتی روستاييان مهاجر به تهران»، «داد از كرايه خونه هزليه ای درباره مشكلات اجاره نشينی و مسائل حقوقی مالك و مستاجر»، «يه پولِ خروس هزليه ای درباره گرانی ها و مشكلات معيشتی» و «آلاگارسون هزليه ای در باب هزينه های گزاف و غير ضروری خانم ها» و...

"اسماعيل مهرتاش" كه آهنگسازی، تئاتر، ابداعِ تئاترِ موزيكال (تئاتری كه با موسيقی همراه است) و نيز خلقِ آهنگ های فولكلور (فُلك-لُر) تهران را در پرونده داشت، پس از پنجاه سال كار در روزنامه، از دنيا رفت. اما روزنامه ها در هنگام مرگ او نوشتند: «اسماعيل مهرتاش" كارمند شهرداری، فوت كرد.»


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران
#بخش_دهم

استاد "حسين خواجه اميری" با نام هنری «ايرج» در دورانِ فعاليتِ خود، بيش از دو هزار ترانه خوانده و اگر مجموعه كاملی از آن ها در دست باشد، برای مطالعه سير تحول اجتماعی و هنری ترانه، در انواع و اقسامش، بهترين منبع است. چرا كه صدای "ايرج"، رشته قوی و درخشانی بود كه اين همه مهره های به ظاهر بی ربط (اجتماعی، طنز، عاشقانه، كوچه باغی، آوازها، ترانه های فيلم، برنامه های مدهبی و سرود حماسی) را به هم، پيوند می داد و در حافظه مردم می نشانيد.

سانسور راديو و تلويزيون كه در سال های پايانیِ دهه سی، شديدتر و سختگيرانه تر شده بود، با آغاز دهه چهل به اوج خود رسيد. در سكانسی از فيلم «چرخ و فلك» شادروان "محمّدعلی فردين" بر پشتِ بام ِخانه ای در جنوب شهر دست ها را به سمتِ شمال شهر می گيرد و صدای "ايرج" پخش می شود كه:

«اگر دستم رسد بر چرخِ گردون/ از او پرسم كه اين چون است و آن چون»
«يكی را داده ای صد گونه نعمت/ يكی را، قرصِ نان، آلوده در خون»
همين دو بيتیِ قديمی از "طاهر همدانی" متخلص به «بابا طاهر عريان» كه اصلاً اعتراض به حكومت هم نيست، كافيست تا عواملِ سازنده فيلم، موردِ بازجويی ساواك، قرار گيرند.

در نيمه اول دهه چهل، هنوز خوانندگان سبك های كلاسيك و مردمی مانند "عصمت باقر پور" با نام هنری «دلكش»، «مرضيه» و «پوران» بی رقيبند و "عارف عارف كيا" با نام هنری «عارف» صدايی تازه است كه به جمع "ويگن"، "عباس مهرپويا" و "سيد منوچهر سخايی كاشانی" معروف به «منوچهر سخايی» می پيوندد. اما از سال های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ اين صاحبان كاباره ها هستند كه با تكيه بر ملودی اكثراً ملهم از ريتم های تند «عربی» موسيقی نه چندان ارزشمندِ به اصطلاح، كوچه - بازاری را مُدِ روز می كنند. به عبارتی، در نيمه دوم دهه چهل، خوانندگان كوچه بازاری مانند "داود مقامی"، "نعمت ا... آزموده" با نام هنری «آغاسی» و "گل اندام طاهرخانی" با نام هنری «سوسن» و ... نبض صفحه های ۴۵ دور روز را در دست دارند.
منبع:
-کتاب ترانه معترض ایرانی در گذر تاریخ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران

شايد يكی از اولين و مهم ترين ترانه ها در دهه چهلِ خورشیدی، ترانه ای است كه بر روی اهنگی از "خاچاطور آداويسيان" و به ياد سه دانشجوی كشته شده در ۱۶ آذر ۱۳۴۲ سروده و به اصلی ترين ترانه جنبش دانشجويی در سال های دهه چهلِ خورشيد بدل می شود:
«بار دگر شانزدهم آذر، آمد سر به سر، در قلوبِ مردم، شعله افكند، جنبش دانشجوییِ ايران، به خونِ شهيدان، در رهِ خلقمان، خورده سوگند...». پس از واقعه «سياهكل» و تيربارانِ «چريك های فدایی خلق» در زمستان ۱۳۴۹ اين ترانه ها ماهيتی بسيار انقلابی مي گيرند، همانند ترانه «سرود بيژن» (پرنيان شفق).

اين ترانه به ياد "بيژن جزنی"_ تئوریسین و عضو بنیانگذار سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران_ و چند نفر از فعالانِ دانشجويی سروده شده که در سال ١٣٥٤ در تپه های «اوين» تيرباران شدند. متنِ این ترانه توسط "سعید سلطانپور" سروده شده و با صدای "داوود شراره‌ها" خوانده شده‌است. و يا ترانه «افتخار» از سروده های "مرضيه احمدی اسکویی": «تمام قامت من، نقش رنج و پيكرم تجسم كينه است، زنی كه دستانش را، كار، ز بهرِ سلاح، پرورده ست....» "مرضيه احمدی اسكويی" با گرايشِ كمونيستی، سراينده ی بسياری از ترانه های چريكی در انتهای دهه چهل و ابتدای دهه پنجاه خورشیدی بود. وی در روز ۶ ارديبهشت سال ۱۳۵۷ طی يك تعقيب و گريز و درگيریِ خيابانی با نيروهای نطامی رژيمِ پهلوی در ۲۹ سالگی به قتل رسيد. سپس جسدش را تير باران كرده و كشان كشان بردند.

ترانه ی بسیار مشهور «آفتابکاران جنگل» که به «سر اومد زمستون» نیز معروف است، نامِ یکی از سرودهای انقلابی است که در دورانِ انقلاب ۵۷ در آلبومی بنام «شراره‌های آفتاب» توسط سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران منتشر و از معروفیت فراوانی برخوردار شد. این سرود به «واقعه سیاهکل» اشاره دارد. شعر این ترانه توسط "سعید سلطانپور" سروده شد و موسیقی آن با الهام از یک ترانه «فولکلور ارمنی» با نامِ «ساری سیرون یار» (یارِ زیبای کوهستان) توسط "مهرداد بران" هارمونیزه و تنظیم گردید که با صدای "داوود شراره‌ها" و همراهی گروه کُر انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا اجرا شده‌است.

"سعید سلطانپور" شاعرِ اثر، متولد ۱۳۱۹ سبزوار، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر، عضوِ کانونِ نویسندگانِ ایران و فعال سیاسی چپ‌گرای ایرانی بود. اشعار سرودهایی چون «پرنیان شفق»، «خون ارغوان‌ها»، «گل مینای جوان‌» و «آیینه رود» از اوست. او در ۲۷ فروردین ۱۳۶۰ و در شبِ عروسی‌اش به اتهامِ هواداری از «سازمان چریک‌های فدائی خلق» دستگیر و نزدیک به دو ماهِ بعد در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در زندان اوین، اعدام شد. "داوود شراره‌ها" خواننده اولین اجرای اثر نام مستعار خواننده‌ای است که ترانه‌های آلبوم شراره‌های آفتاب را خوانده‌است. نام واقعی وی "داوود اردلان" عنوان شده که زندانی سیاسی رژیم پهلوی و عضو سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بوده‌است و به دلیل ناشناخته بودن، به نام داوود شراره‌ها شناخته می‌شود.

سرود خلق متحد (مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد) سرودی است که "سرخیو اورتگا"، آهنگساز شیلیایی، در سال ۱۹۷۳ با شعری از «گروه کیلاپایون» ساخت. «کیلاپایون» نام یک گروهِ موسیقی فولکلور کشور شیلی است.این گروه، یکی از پایدارترین وتأثیرگذارترین نمایندگانِ جنبش «ترانه‌سرایی نوین» شیلی محسوب می‌شود. موسیقیِ آنها، پیوندی ناگسستنی با وقایع سیاسی شیلی در دوران حکومتِ "سالوادور آلنده" و پس از آن دارد. اعضایِ کیلاپایون، سال‌ها در تبعید و در کشور فرانسه به سر بردند.

"اورتگا" این آهنگ را در دو روز ساخت و این سرود نخستین بار توسط گروه کیلاپایون و با همراهی "ویکتور خارا"، ترانه‌سرا و آهنگساز شیلیایی، در یک کنسرت پرجمعیت اجرا شد. در ۱۱ سپتامبر همان سال، دولت چپ‌گرای سالوادور آلنده با کودتای نظامیِ ژنرال آگوستو پینوشه سرنگون شد. خواندن این سرود در دوره دیکتاتوری پینوشه در شیلی ممنوع بود، اما در سراسر جهان اجراهای مختلفی از آن پخش می‌شد؛ ازجمله در ایران، کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی با الهام از آهنگ این سرود و خواندن شعری از "علی ندیمی" برروی آن، سرود «برپا خیز» را ساختند.

«برپا خیز» یکی از مشهورترین سرود های چپ دوره انقلاب بود که در سال ۱۳۵۷ ساخته شد، شعر آن از "علی ندیمی" بود. گفته می شود " سعید تقدسی" و "بیژن قادری" در روزهای اعتصاب استودیوها به طور مخفیانه ترانه را در «استودیو بِل» ضبط کردند و دانشجویان هنرسرای عالی موزیک ایران نیز ترانه را همخوانی کردند. این سرود مدتی از رادیو و تلویزیون ایران پخش می‌شد، ولی پس از چندی، به دلیل حال و هوای کمونیستیِ آن، توقیف شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران

در سال ۱۳۴۹ ترانه ديگری ساخته می شود كه در تاريخِ ترانه ايران، نقطه ی عطفی محسوب می گردد. اين بار "شهيار قنبری" شبی در بالاخانه سازمان سينمايی پيام متن ترانه «مرد تنها» را روی ملودی "اسفنديار منفرد زاده" می نويسد و جوانی به نام "فرهاد مهراد" خواندنش را بر عهده می گيرد. "فرهاد "خواننده ای نو ظهور بود كه كار خوانندگی را با گروه نو پای «بلك كتس» با همكاری "شهبال شب پره" و "شهرام شب پره" و "حسن شماعی زاده" و "منوچهر اسلامی" از اواسطِ دهه چهل در «كافه كوچينی» آغاز كرده بود. ترانه «مرد تنها» به صورت ويژه برای «فيلم رضا موتوری» به كارگردانی "مسعود كيميايی" ساخته و اجرا شده بود. صدای زخمی و خش دارِ "فرهاد" وقتی با به خاك افتادنِ "بهروز وثوقی" در نقش «رضا موتوری» در می آميزد، به واقع، يكی از باشكوه ترين لحظاتِ تاريخِ ترانه، رقم می خورد.

"شهيار" يك شب تا سپيده دم، در بالاخانه شركت سينمايی «پيام» بر روی اين ترانه كار كرد و صبح كه كارگردان و تهيه كننده فيلم، اين ترانه را شنيدند؛ آن را تاييد كرده و پسنديدند. "مسعود كيميايی" درباره استفاده از صدای "فرهاد" با "منفردزاده" هم عقيده بود و صدای گرفته و بغض آلود "فرهاد" را با فصای فيلم «رضا موتوری» مناسب می ديد: «"فرهاد" تا آن موقع، فارسی نمی خواند و در يك دانسينگی به نام «كوچينی» فرنگی می خواند، مثل "ری چارلز" و یا مانند چند خواننده ديگر كه در همين فضاها بودند. ولی پشت همه اين ها، يك صدای مستقلی وجود داشت كه حتی خودش هم زياد به اين صدای مستقلِ خودش، اعتقاد نداشت. می ترسيد فارسی بخواند، با "منفردزاده" به «كوچينی» رفتيم و "فرهاد"، پسنديده شد و اين همكاری شكل گرفت.»

اين ترانه، علاوه بر نكاتِ ياد شده، از ديدگاه ساختار ترانه هم، جريانساز بود. چرا كه اين نخستين شعر بدون قافيه يا سپيد بود كه به ترانه، تبديل می شد. به عبارت ديگر، «مرد تنها» نخستين ترانه فارسی بود كه كلام آن، موزون، اما بی قافيه. اين ترانه را می توان تولّدِ مجددِ ترانه معترض در ايران ناميد.

ترانه زيبا و غيرمتعارف «مرد تنها» با اركستر نه چندان بزرگ ِآن زمانِ "منفردزاده"، انقلابی در نوع خود بود. به گونه ای كه "منفردزاده" راهی را در حيطه آهنگسازی گذراند كه "فرهاد" در خوانندگی طی كرد. "منفردزاده" از موسيقی كوچه بازاری در دهه چهل و نوازندگی در كافه های شهر، به موزيكی كاملاً نخبه گرا در دهه های بعدی دست يافته بود.

"سياوش كسرايی" شاعر توانا و از فعالان حزب توده سراينده منطومه «آرش كمانگير» نخستين منطومه سرای حماسی از نوع «نيمايی» بود. "كسرايی" بلافاصله يك روز بعد از انقلاب ايران يعنی در روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ ترانه «وحدت» را به "اسفنديار منفردزاده" می سپارد و اين ترانه، همان روز در ستايش آزادی و آزادگی در تلويزيون ملی، با مطلعِ حديثی از پيامبر اسلام و صدای "فرهاد" طنين انداز می شود: «اَلمُلكُ يَبقی مَعَ الكُفر، وَ لا يَبقی مَعَ الظُلم».

پس از انقلاب، از ادامه ی کار "فرهاد"، جلوگیری بعمل آمده و تقاصاهای چند باره او برای انتشار مجدد آثارش، با مخالفت روبرو می شود و وی نمی تواند سبكش را با فراغ بال، ادامه دهد. اين مشكل، در دو اجرای متفاوت ترانه «مرد تنها» (قبل و بعد از انقلاب) مشهود است. ريتمِ كش دار همراه با زوزه ای در پايان ترانه، كه به فيلم «رضا موتوری» شكلی خاص می داد، در سالهای پس از انقلاب تبديل شده به اجرای ضرب آميز همين آهنگ در آلبوم «خواب در بيداری». اين حالت را می توان حاصلِ سرخوردگی از ممنوع الفعاليتی در دهه شصت و يا سردرگمی و به اعتقاد برخی، فرسودگی و افسردگی "فرهاد" دانست...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
Den Ständiga Resan
Marie Fredriksson
ِیرِ_مدام 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران


در نيمه اول دهه پنجاه، "اردلان سرفراز" و "ايرج جنتی عطايی" كه به همراه "شهيار قنبری" مثلثِ ترانه سرايانِ برجستة تاريخِ ترانه فارسی را می سازند؛ ترانه های زيبا و متنوعی را خلق می كنند كه اكثرِ قريب به اتفاق، ترانه های ابدی و ماندگار هستند. آنها به خوبی ايده "شهيار قنبری" (قرار دادنِ ترانه روی فيلم) كه در شرايط سختِ سانسورِ ترانه، می تواند روزنه ای برای نفس كشيدن باشد را درك كرده و به خلق ترانه هايی می پردازند كه هراز گاه از بوی اعتراض، خالی نيست. در اين سال ها "فرهاد" و "فروغی" نيز ترانه هايی را می خوانند كه آشكارا، گلايه ای از روزگار را در متن خود دارند.

"فريد زلاند" متولد ۱۳۳۴ آهنگسازِ افعانیِ الاصلِ جوانی است كه در آن روزگاران، با عشق به موسيقی ايرانی و زبان فارسی، برای هنرمندان ايرانی اهنگسازی می كند و بيشتر با صدای "ستار" شناخته می شود. معروفترين ترانه های "ستار" كه "زلاند" آهنگهایش را ساخته و همگی از اشعار "اردلان سرفراز" هستند، عبارتند از: «دلتنگی»، «بهت»، «زَخم». از ميان ترانه های يادشده، ترانه "زخم" برای "داريوش" ساخته شده اما اين "ستار" است كه در نهايت، آنرا می خواند و تقريباً بلافاصله عبارتِ «لحظه عبور يك تير» در متن ترانه، حساسيت ساواك را برانگيخته و منجر به احضار "فريد زلاند" می شود.

اما حادثه مهمِ ديگری كه در اوايل دهه پنجاه، رخ می دهد، دستگيری، دادگاه و در نهايت، اعدام "خسرو گلسرخی" در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۵۲ است. در پی دفاعيات و نهايتاً اعدامِ "گلسرخی"، "فريد زلاند" تصميم می گيرد تا به همراه "اردلان سرفراز" ترانه ای برای شهيدِ خلق، بسازد.

ترانه، با نام اوليه "گل سرخ" ساخته می شود، اما به تصويب شورای «شعر و موسيقیِ» راديو نمی رسد. به ناچار، كلامِ ترانه، بارها و بارها مورد بازنويسی قرار می گيرد و يك سال طول می كشد و تغييرات زيادی اعمال می شود تا نهايتاً مجوز مورد نياز، دريافت می شود:
ابتدا، تغيير عبارت «گل سرخ» است به «شقايق» هم در نام ترانه و هم در متنِ شعر و دوم، عبارت «گلخونه های بی كسی» به جای «زندون بی كسی» می نشيند.

و سوم، بند زير، از متن ترانه، حذف می شود: «اسير قفل سنگينِ سكوته لبی كه قصه گو بوده هميشه» و به جای آن، بيت زير جايگزين می شود: «عزای عشق، غصه اش جنس كوهه دل ويرون من از جنس شيشه». سرانجام در پاييز ۱۳۵۵ ترانه «شقايق» با ملودی "فريد زلاند" و كلام "اردلان سرفراز" با صدای "داريوش" ضبط و تنظيم "آندرانيك آساطوريان" منتشر می شود.

"اردلان سرفراز" در كتاب ترانه هايش «از ريشه تا هميشه» در وصف ترانه «شقايق» می نويسد: «تقديم به "خسرو گلسرخی"، «شقايقی» كه به فرمان «باد» پرپر شد.» علاوه بر «شقايق» ترانه «گل بارون زده» هم ترانه ای سياسی اعتراصی با شعر "ايرج جنتی عطايی"، اهنگسازی "سياوش قميشی" تنظيم "آندرانيك" و خوانندگی "داريوش اقبالی" است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران


در همان نيمه اول دهه پنجاه خورشیدی؛ "منوچهر طاهرزاده كرمانشاهی" كه به تهران آمده و آهنگ سازی تعدادی از ترانه های "شاهرخ شاهيد" را بر عهده گرفته بود؛ ترانه ای به نام «پاييز» می سازد كه اين ترانه با تنظيم "محمّد شمس" نيز گرفتار تيغ سانسورِ ساواك می گردد. از ديگر ساخته های "طاهرزاده" می توان آهنگ غمگين و معروف "داريوش اقبالی" به نامِ «شبخون» با كلام "ايرج جنتی عطايی" و تنظيم "منوچهر چشم آذر" را نام برد، که شوربختانه "منوچهر طاهرزاده" در سال ۱۳۸۲ به علت بيماری كبدی در كرمانشاه به ديار باقی شتافت.

علی رغم اينكه در يكی از اين سال ها، محمدرضاشاه پهلوی، به طور ضمنی به "مهرداد پهلبد" وزير فرهنگ خود، از غمگينی ترانه ها گلايه می كند، اما روز به روز، ترانه ها غمگين تر می شوند. تا جايی كه حتی «خواننده های كوچه بازاری» نيز لحن ترانه هايشان غمگين می شود. رفتارِ سانسورچيان ساواك به شكلی است كه حتی به كوچكترين كنايه هم به شكل تهديد، نگاه می كردند. برای مثال، صدای پِچ پِچ «باريكَن» در انتهای ترانه «شبانه»، «سياهكل» می شنوند. همچنين است صدای قطار، در انتهای ترانه عاشقانه «ياور هميشه مومن». «ياور هميشه مومن» اولين كار مشترك "فرید زلاند" و "داريوش" و تنها آهنگی از "زلاند" است كه توسط زنده یاد "واروژان" تنظيم شده.

موسيقی اين ترانه، از نوع پاپ فارسی است و تا به امروز، همچنان يكی از بهترين و ماندگارترين ترانه های طول تاريخ موسيقی پاپ ایران است. اما اين ترانه درام–عاشقانه، به خاطر صدای سوت قطار، در فضای اختناق دهه پنجاه، برای "فريد زلاند" و "داريوش" باعث دردسر گردید.

قسمت انتهايی مو سيقی اين ترانه، كه با صدای عبور قطار همراه ا ست، باعث می شود كه ساواك، هم خواننده و هم آهنگساز، هر دو را احضار كند. صدای عبور قطار، به گوش مامورين ساواك، شبيه صفير رگبار مسلسل و يادآور تيرباران آزادی خواهان، به نظر می رسد. "فريد زلاند" نهايتاً ساواك را قانع می كند كه اين صدا، صدای عبور قطار از ريل و نشانگر سفر آن «ياور هميشه مومن» است. اين اختناق و سانسور و بازداشت و ... تا سال ۱۳۵۷ همچنان ادامه می يابد.

البته در اين ميان، هستند ترانه سرايان و نويسندگانی كه با استفاده از استعاره های فراوان، موفق به عبور از سد سانسور می شوند. مثال جالب آن، ترانه «رودخونه ها» با ملودی" صادق نوجوكی" متولد و كلام "محمّد علی بهمنی" است كه در آن شاعر، به ظرافت، داستان «ماهی سياهِ كوچولو» اثر "صمد بهرنگی" را بازسازی و با صدای "آذر محبی" با نام هنری "رامش" كه اصولاً خواننده سياسی نيست؛ پخش می كند.

«ماهی سياه كوچولو» يكی از كتاب های ممنوعه در دهه پنجاه به شمار می رفت. اين اثر كه در زمستان سال ۱۳۴۶ نوشته و در سال ۱۳۴۷ منتشر شده، داستان يك ماهی كوچك است كه به عشق ديدنِ دريا و برای رسيدن به رهايی، سفری طولانی را با تجربه های متفاوت آغاز می كند. «ماهی سياه كوچولو» كه كتاب معروف پايان دهه چهل بود، در دهه پنجاه به عنوان يك داستان عليه حاكميت وقت و «ماهی كوچولو» به عنوان نماد نسلِ جوان و انقلابی و روشنفكر، معرفی و باعث اصطكاك "بهرنگی" با حكومت "پهلوی" می شود. به عبارتی شكّ ساواك، درست بود و اين كتاب در دهه پنجاه، نقش بسزايی در عضو گيری برای سازمان «فدائيان خلق» ايفا می كند. ترانه «نخل جنوب» نيز با كلام "اردلان سرفراز" و ملودی، صدا و تنظيم "حسن شماعی زاده" مشابهِ همان داستان قبل است.

در دورانِ حكومت نظامی سال ۱۳۵۶ "جمشيد جم" خواننده ترنه یار دبستانی من؛ ترانه ای به نام «سهم ما» را برای سريالی به نام «تلاش» می خواند. هرچند اين ترانه، بيانگر كار و كو شش و زحمات مردم و كارمندان و... ا ست؛ اما پس از چند قسمت باز هم سانسور حكومتی، جلوی پخش موسيقی اين سريال را می گيرد. روزنامه «اطلاعات» نيز يادداشتی منتشر می كند با اين عنوان كه: «يك خواننده جوان به نام «جمشيد جم» ترانه ای خوانده كه صدايش از تلويزيون و از اين سريال، حذف شده است.»

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#_همه_ما_پشت_نقاب بزرگسالی مان کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی!

📙 #سیر_عشق
✍️ #آلن_دو_باتن

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇸🇪


خانم «ماری فیریِدریکسون» خواننده و ترانه‌سُرای سوئدی بیشتر به عنوان خواننده گروه دو نفره «راکست» مشهور است، گروهی که ماری به همراه دوست قدیمی اش آقای «پِر گِسله» در سال ١٩٨۶ زمانی که ٢٨ ساله بود پایه گذاری کردند. ماری پیش از پیوستن به راکست به صورت انفرادی ترانه هایی منتشر کرده است اما هیچگاه موفقیت ترانه هایشان را در زمان خوانندگی اش در راکست نتوانست کسب کند، ماری ترانه سرایی آثارش را خودش عهده دار بود و تمامی ترانه هایش به زبان سوئدی می‌سرود اما در گروه راکست ترانه‌سرا پر گسله بود و او می‌دانست برای اینکه صدایشان به آنسوی مرزها برسد باید ترانه هایشان را به زبان انگلیسی بسرایند همانند دیگر گروه های موفق موسیقی سوئدی برای مثال گروه «آبا» که موفقترین گروه پاپ دهه هفتاد میلادی بود یا گروه راک «یوروپ» که با ترانه «آخرين شماره معکوس» معروف شدند یا از جدید ترها گروه «اُپث» که با تلفیق فولک، بلوز و متال سبکی منحصر به فرد را ارائه کردند.

راکست در اواخر دهه هشتاد میلادی و با انتشار دو آلبوم جوایز متعددی و موفقیت های چشم گیری بدست آورد و پس از انتشار سومین آلبومشان ماری تصمیم گرفت که در کنار فعالیتش در گروه، به فعالیت انفرادی اش نیز ادامه دهد. او سال ١٩٩٢ چهارمین آلبومش را منتشر کرد.
"Den ständiga resan"
عنوان این آلبوم بود که به فارسی به معنی «سفر همیشگی» می‌باشد و نسبت به دیگر آثار ماری چه آلبوم های انفرادی اش و چه در زمان فعالیتش در راکست فضای آرامتری داشت و بیشتر شبیه دفتر خاطرات خود اوست و از احساسات و روابط شخصی اش می‌گوید و به گفته خودش این آلبوم روایت یک دوره چهار الی پنج ساله از زندگی اوست.

#سیر_مدام


وقتی به سیر مدام گذر عمر می‌اندیشم
وقتی انگار هر روز پاییز است
باد آهسته به سوی شمال می‌پیچد
و گل ها می‌خشکند
در رؤیاهایم باران باریدن می‌گیرد

دوباره سفر باید، تا دلگرمی را بجویم
دوباره باید بجویم حرفی دلخوش کننده را
دوباره سفر باید تا پاییزی دوباره
سیر مدام تا پاییزی دوباره

وقتی در مسیر پر خَس و خاشاک گذر عمر سرگردانم
وقتی انگار کوله باری از غم دارم
آنگاه بی شتاب خورشید پشت ابر رخ می‌پوشاند
و حرف، حرف بدرود است
دیری نمی‌پاید که در رؤیاهایم برف باریدن می‌گیرد

دوباره سفر باید، تا دلگرمی را بجویم
دوباره باید بجویم حرفی دلخوش کننده را
دوباره سفر باید تا پاییزی دوباره
سیر مدام تا پاییزی دوباره
آه سیر مدام تا پاییزی دوباره

برگردان:شاهین_عزیزمان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

همه ما پشت نقاب بزرگسالی مان کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی!

📙#سیر_عشق
#آلن_دو_باتن

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

اگر بتوانیم کج‌خلقی‌های معشوقِ دلخور خود را همچون یک نوزاد در نظر بگیریم بهترین لطف را در حق او کرده‌ایم. در این صورت نسبت به او بخشنده‌تر، مهربان‌تر و عاشق‌تر خواهیم بود .

همه ما پشت نقاب بزرگسالی مان کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی!

📙 #سیر_عشق
✍️ #آلن_دو_باتن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

🍀💚نوروز💚🍀

نمادهای هفت سین نوروزی ایران‌زمین را بهتر بشناسیم.
۱- #سیر به‌نام و نشانه اهورامزداست. نماد اهورامزدا(دانش بیکران هستی‌مند) خداوند جان و خرد است.
۲- #سبزه به‌نام و نشانه سپندارمز است. فرشته اردیبهشت و نماد آب‌های پاک است.
۳- #سیب به‌نام و نشانه سپندارمز است. فرشته سپندارمز، فرشته زن، نماد برداری و پرستاری است.
۴- #سنجد به‌نام فرشته‌ خرداد است. فرشته خرداد و نماد دلبستگی است.
۵- #سرکه به‌نام فرشته‌ امرداد است. فرشته امرداد و نماد جاودانگی است.
۶- #سمنو به‌نام فرشته‌ شهریور است. فرشته شهریور و نماد خواربار است.
۷- #سماغ به‌نام فرشته‌ بهمن است. فرشته بهمن و نماد باران است.
سماغ واژه پارسی است و نباید با وات و بندواژه «ق» نوشته شود.
.
نوروز یادگار پر ارج نیاکان ایرانی‌مان و شراره‌ی فروزان فرهنگ ایران‌زمین و یادگاری ز روزگاران یگانگی و سرفرازی مردم کهن دیار، بر شما ایرانیان در گستره‌ی فرهنگ ایران کهن پُر سرور شادی باد.

#می‌ستاییم

فرهنگ ناب ایران‌زمین را💚🤍❤️
تمدن بزرگ ایران‌زمین را💚🤍❤️
تاریخ کهن ایران‌زمین را💚🤍❤️
آیین نیک نیاکان ایرانی‌مان را💚🤍❤️
#نوروز💚
#هفت‌سین💚
#ایران‌زمین💚

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

همه ما پشت نقاب بزرگسالی مان کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی...


#سیر_عشق
#آلن_دو_باتن

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

سیر عشق رمانی عاشقانه است که به کندوکاو در چگونگی بقا و پیشرفت عشق در درازمدت می‌پردازد. این رمان تلاش می‌کند آن‎چه را بعد از وقوع عشق اتفاق می‌افتد، آنرا زنده نگه می‌دارد و آنچه تحت فشارهای زندگی معمولی بر سر آرمان‌های اولیه‌مان می‌آید را بکاود؛ نتیجه‌ی آن تجربه ای داستانی، فلسفی و روانکاوانه است که ما را ترغیب می‌کند عمیقاً با شخصیت‌های رمان همذات‌پنداری کنیم و به تجربیات عاشقانه آن‌ها بیندیشیم.

📕 #سیر_عشق
✍️ #آلن_دوباتن

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


#هفت_سین #جشن_نوروز

۷سین بایستی از داده‌های #گیاهی و #خوراکی باشند و نام آنها نیز باید از واژگان #پارسی باشند.
بهترین خوراکی‌‌های گیاهی فرهنگ پارسی ۷گانه(۷سین ) بر سفره نوروزی👇
۱- #سیر
۲- #سیب
۳- #سبزه
۴- #سنجد
۵- #سرکه
۶- #سمنو
۷- #سماغ
اینها از واژه‌های ترکیبی ساخته نشده‌اند. نام اینها پارسی هستند. با بند واژه سین آغاز می‌شوند. دارای ریشه گیاهی و خوردنی هستند. اما واژه سنبل و سکه عربی است. در ۲۰میلیون واژه‌های پارسی نمی‌‌توان هشتمی را برای هفت‌سین نوروزی با ویژگی‌‌های گفته شده بالا پیدا کرد.

۱ #سیر به‌نام و نشانه اهورامزداست.
نماد اهورامزدا(دانش بیکران هستی‌مند) خداوند جان و خرد است.

۲ #سبزه به‌نام و نشانه سپندارمز است.
فرشته اردیبهشت و نماد آب‌های پاک است.

۳ #سیب به‌نام و نشانه سپندارمز است.
فرشته سپندارمز، فرشته زن، نماد برداری و پرستاری است.

۴ #سنجد به‌نام فرشته‌ خرداد است.
فرشته خرداد و نماد دلبستگی است.

۵ #سرکه به‌نام فرشته‌ امرداد است.
فرشته امرداد و نماد جاودانگی است

۶ #سمنو به‌نام فرشته‌ شهریور است.
فرشته شهریور و نماد خواربار است.

۷ #سماغ به‌نام فرشته‌ بهمن است.
فرشته بهمن و نماد باران است

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

🍀 #هفت_سین #جشن_نوروز☘️ :

در ایران و نزد ایرانیان چون شماره #هفت شماره‌ا‌ی ورجاوند و سِپَنت بوده و هست، بر این پایه نیاکان نیک ایرانی‌مان هفت‌سین بر سفره نوروزی می‌‌چیدند که اکنون هم ما چنین می‌‌نماییم.
هفت‌سین بایستی از داده‌های #گیاهی و #خوراکی باشند و نام آنها نیز باید از واژگان #پارسی باشند.
جشن نوروز چون جشن کاملن #ایرانی‌ست پس سفره ٧سین ما #ایرانیان نیز بایسته است که کاملا #ایرانی بچینیم.
بهترین خوراکی‌‌های گیاهی فرهنگ پارسی هفت‌گانه ( #هفت‌سین ) بر سفره نوروزی اینها هستند:
۱- #سیر
۲- #سیب
۳- #سبزه
۴- #سنجد
۵- #سرکه
۶- #سمنو
۷- #سماغ
اینها از واژه‌های ترکیبی ساخته نشده‌اند. نام اینها پارسی هستند. با بند واژه سین آغاز می‌شوند. دارای ریشه گیاهی و خوردنی هستند. اما واژه سنبل و سکه عربی است. در ۲۰میلیون واژه‌های پارسی نمی‌‌توان هشتمی را برای هفت‌سین نوروزی با ویژگی‌‌های گفته شده بالا پیدا کرد.

🍀نمادهای #هفت_سین:

۱ #سیر به‌نام و نشانه اهورامزدا است.
نماد اهورامزدا(دانش بیکران هستی‌مند) خداوند جان و خرد است.

۲ #سبزه به‌نام و نشانه سپندارمز است.
فرشته اردیبهشت و نماد آب‌های پاک است.

۳ #سیب به‌نام و نشانه سپندارمز است.
فرشته سپندارمز، فرشته زن، نماد برداری و پرستاری است.

۴ #سنجد به‌نام فرشته‌ خرداد است.
فرشته خرداد و نماد دلبستگی است.

۵ #سرکه به‌نام فرشته‌ امرداد است.
فرشته امرداد و نماد جاودانگی است
.
۶ #سمنو به‌نام فرشته‌ شهریور است.
فرشته شهریور و نماد خواربار است.

۷ #سماغ به‌نام فرشته‌ بهمن است.
فرشته بهمن و نماد باران است.

و اینکه سماغ واژه پارسی است و نباید با وات و بندواژه «ق» نوشته شود.
✍️زنده یاد دکتر #ناصر_انقطاع نویسنده، پژوهشگر، زبان‌شناس و مورخ.
.
.
.
🍀جدای از هفت‌سین اینک خوان(سفره) نوروزی زرتشتیان:

١- آینه که نشانه یکرنگی و روشنایی است.

۲- قند سبز که نشانه شیرین کامی است.

۳- لُرک و میوه که نشانه داده‌های اهورایی‌ست.

۴- سفره سبز که نماد زمین است و نشانه امشاسپند سپندارمز می‌باشد.

۵- مُورتMyrtus که نشانه مزدا اهورا (دانا و دانش بیکران
هستی‌مند) است می‌باشد.
.
۶- آتش نشانه امشاسپند اَشه وهیشته(اردیبهشت) که به‌ معنی راه راستینی و هنجار هستی است می‌باشد.
.
۷- آب به نشانه امشاسپند هه‌اوروتات(خرداد) که به‌ معنی رسایی و جاودانگی است می‌باشد.
.
۸- سبزه به نشانه امشاسپند امرتات(اَمرداد) که به‌ معنی بی‌مرگی و جاودانگی است می‌باشد.
.
۹- سکه به نشانه امشاسپند خشترا(شهریور) که به‌ معنی شهریاری و کردار نیک است می‌باشد.
.
۱۰- شیر نشانه امشاسپند وهومن(بهمن) که به‌ معنی اندیشه نیک، منش پاک و خرد است می‌باشد. و اشاره بر نوزایی آدمی و رستاخیز زاستار(:طبیعت) بوده که در نقش مادی نگهبان جانوران هم است
.
۱۱- نسک(:کتاب) #گات‌ها، سروده‌های پاک #اشوزرتشت خردمند ایرانی و خُرده اوستا که نشانه باور دینی ما بهدینان است می‌باشد. شاهنامه نیز هست.
.
۱۲- تخم‌مرغ به نشانه بسته زندگی است که می‌تواند به بالندگی دگرگون شود و یا شکسته شود و از میان برود.
.
برای زیباتر شدن خوان نوروزی هم:
انار غوته‌ور در آب
ماهی‌‌سرخ زنده
گل‌های زیبا
شمعدان
شیرینی‌
بر سفره نوروزی‌‌مان می‌گزاریم. شراب نیز می‌توانید بگزارید.
#لرک یا آجیل آمیخته‌ای از هفت میوه خشک است مانند: پسته، بادام، سنجد، کشمش، گردو، انجیر، خرما، برگه‌ هلو بر سفره خوان نوروزی نیز می‌گزاریم.
آری این است سفره نوروزی ایرانیان تبارمند که پاسبان و نگهدارنده فرهنگ ناب ایران‌زمین، تمدن بزرگ ایران‌زمین، تاریخ کهن ایران‌زمین و آیین نیک نیاکان ایرانی‌مان.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity