🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# شعر #حمید_مصدق، ورای دوست داشتن
#مصدق شاعری بود که با شعر زندگی کرد، حرف زد، گریه کرد، حسرت خورد، عاشق شد، خود را شناخت و خود را به مردم شناسانید و به همین دلیل #مصدق مدیون شعر است و شعر مدیون #مصدق. شعر مصدق از جنس عاشقانههاست، عاشقانههایی که ورای دوست داشتن را به تصویر میکشد. او شاعر غم و درد عشق است و اندوه خود را از فراق معشوق در شعرهایش از دریچه نوستالژی بیان میکند.
او شاعری است از مکتب #رمانتیسیم تغزلی و اجتماعی که در شعرش از نوستالژیهای کودکی و عاشقانه همراه با اندوه یاد میکند. او شاعری است که در شعر خود در عین اینکه به حال و مسائل روز توجه دارد به گذشته نیز نگاه حسرتآمیزی داشته و آن را در جای جای شعرهایش به تصویر کشیده است.
میتوان زبان شعری #حمید_مصدق را به نوعی اسطورهای و نمادین دانست که او با به تصویر کشیدن شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه از دریچه شعر، سعی میکند کنشها و دغدغههای جمعی را با زبانی نمادین بیان کند؛ اساطیر عرفانی، عاشقانه، ملی و .. در اشعار وی به وفور یافت میشود. پرداختن به اسطورهای اصیل در اشعار وی ناشی از شناخت و علاقه او به فرهنگ ایرانی و تعهدمندی او به عنوان یک شاعر در قبال مردم است. ماندگاری شعر #مصدق وابسته به زبان خاص او و سادگی در بیان است. از همین رو شعر او در حافظه جمعی مردم ایران نقشبسته و همگان او را به عنوان شاعری دغدغهمند میشناسند.
به جرئت میتوان #مصدق را جزو آن دسته از شاعرانی دانست که در مسائل مختلف قلم زد و گاه از دریچه شعر نگاه انتقادی خود را به مسائلی از جمله مدرنیسم، منزوی شدن انسان مدرن، عذاب زندگانی و رنجهای آن بیان کرد. #مصدق شعر را صرفا صحبت یک نویسنده نمیدانست و به رسالت شاعر در بیان دردهای مردم معتقد بود و شعارمحوری را باعث تخریب اثر هنری شاعران و هنرمندان میدانست و بر این باور بود که این اتکای صرف به شعار باعث فراموش شدن نویسندگان و هنرمندان میشود.
این #شاعر، #روزنامهنگار، #وکیل و #استاددانشگاه در طول دوران زندگی خود به شعر بها میداد و عدم بیبند و باری در سرودن شعر را برای شاعران توصیه میکرد. او شاعری از دل جامعه بود، شاعری آگاه و دوستدار رشد شعر. شاعری بود که آنچنان به عشق، مردم و خوبی بها داد که توانست بعدها جای خود را در میان جوانان باز کند و او را شاعری بزرگ در نظر بگیرند علیرغم این که او خود را شاعری بزرگ نمیدانست. شاعری که مورد نقد و محبت قرار گرفت، شاعری که نوشت، خواند، درک کرد و مردم را به شعر راهنمایی کرد تا مگر مرهمی باشد بر زخمهای روزگار.
او آنچنان شاعر بزرگی است که معتقدم خواندن اشعار او میتواند رسالت اصلی شاعران را به آنها گوشزد کند و با شناخت هنر او در بیان و به تصویر کشیدن مسائل مختلف، ضمن فراگرفتن شعر خوب به عظمت شعری او پی برد.
در رثای #حمید_مصدق:
سرخ و سیاه
اندوه یاد #حمید_مصدق
برای لاله و غزل و ترانه اش
دریغا که آخر
رفتی و به حضور نگفتی یا دیدی و به غرور نشنیدی
که برخاستن تو و من ، همان نشستن من و تو بود
من و تو
ــ که هرگز
«ما» نشدیم
و اگر شدیم
ــ چنانکه باید
گویا شدیم
شاعرِ در خیالِ ملال
که نه سیب ات نصیب افتاد
و نه جیب ات،
ــ که جوانان ماه ، همه بر جایگاه او
در « آبی،خاکستری،سیاه »
رشک می برند . . .
کتابی که زود «خاکستری» و «آبی اش»
سرخ شد،
سرخ و سیاه؛
بانوی دیروز و امروز که لالۀ یگانۀ تو بود
که دیگرش هرگز نخواهی دید،نخواهی شنید :
لالۀ داغدار،
که ماه و مهر خانۀ تو بود
با دو ستارۀ شب و روزش
که بهترین «غزل» بهترین «ترانه»ی تو بود
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از تو
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور ؟
و جدایی با درد ؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور ؟
سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشی ها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو اکنون چه فراموشی هاست
با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشیها ست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
#حمید_مصدق
📚🤔
🔴# شعر #حمید_مصدق، ورای دوست داشتن
#مصدق شاعری بود که با شعر زندگی کرد، حرف زد، گریه کرد، حسرت خورد، عاشق شد، خود را شناخت و خود را به مردم شناسانید و به همین دلیل #مصدق مدیون شعر است و شعر مدیون #مصدق. شعر مصدق از جنس عاشقانههاست، عاشقانههایی که ورای دوست داشتن را به تصویر میکشد. او شاعر غم و درد عشق است و اندوه خود را از فراق معشوق در شعرهایش از دریچه نوستالژی بیان میکند.
او شاعری است از مکتب #رمانتیسیم تغزلی و اجتماعی که در شعرش از نوستالژیهای کودکی و عاشقانه همراه با اندوه یاد میکند. او شاعری است که در شعر خود در عین اینکه به حال و مسائل روز توجه دارد به گذشته نیز نگاه حسرتآمیزی داشته و آن را در جای جای شعرهایش به تصویر کشیده است.
میتوان زبان شعری #حمید_مصدق را به نوعی اسطورهای و نمادین دانست که او با به تصویر کشیدن شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه از دریچه شعر، سعی میکند کنشها و دغدغههای جمعی را با زبانی نمادین بیان کند؛ اساطیر عرفانی، عاشقانه، ملی و .. در اشعار وی به وفور یافت میشود. پرداختن به اسطورهای اصیل در اشعار وی ناشی از شناخت و علاقه او به فرهنگ ایرانی و تعهدمندی او به عنوان یک شاعر در قبال مردم است. ماندگاری شعر #مصدق وابسته به زبان خاص او و سادگی در بیان است. از همین رو شعر او در حافظه جمعی مردم ایران نقشبسته و همگان او را به عنوان شاعری دغدغهمند میشناسند.
به جرئت میتوان #مصدق را جزو آن دسته از شاعرانی دانست که در مسائل مختلف قلم زد و گاه از دریچه شعر نگاه انتقادی خود را به مسائلی از جمله مدرنیسم، منزوی شدن انسان مدرن، عذاب زندگانی و رنجهای آن بیان کرد. #مصدق شعر را صرفا صحبت یک نویسنده نمیدانست و به رسالت شاعر در بیان دردهای مردم معتقد بود و شعارمحوری را باعث تخریب اثر هنری شاعران و هنرمندان میدانست و بر این باور بود که این اتکای صرف به شعار باعث فراموش شدن نویسندگان و هنرمندان میشود.
این #شاعر، #روزنامهنگار، #وکیل و #استاددانشگاه در طول دوران زندگی خود به شعر بها میداد و عدم بیبند و باری در سرودن شعر را برای شاعران توصیه میکرد. او شاعری از دل جامعه بود، شاعری آگاه و دوستدار رشد شعر. شاعری بود که آنچنان به عشق، مردم و خوبی بها داد که توانست بعدها جای خود را در میان جوانان باز کند و او را شاعری بزرگ در نظر بگیرند علیرغم این که او خود را شاعری بزرگ نمیدانست. شاعری که مورد نقد و محبت قرار گرفت، شاعری که نوشت، خواند، درک کرد و مردم را به شعر راهنمایی کرد تا مگر مرهمی باشد بر زخمهای روزگار.
او آنچنان شاعر بزرگی است که معتقدم خواندن اشعار او میتواند رسالت اصلی شاعران را به آنها گوشزد کند و با شناخت هنر او در بیان و به تصویر کشیدن مسائل مختلف، ضمن فراگرفتن شعر خوب به عظمت شعری او پی برد.
در رثای #حمید_مصدق:
سرخ و سیاه
اندوه یاد #حمید_مصدق
برای لاله و غزل و ترانه اش
دریغا که آخر
رفتی و به حضور نگفتی یا دیدی و به غرور نشنیدی
که برخاستن تو و من ، همان نشستن من و تو بود
من و تو
ــ که هرگز
«ما» نشدیم
و اگر شدیم
ــ چنانکه باید
گویا شدیم
شاعرِ در خیالِ ملال
که نه سیب ات نصیب افتاد
و نه جیب ات،
ــ که جوانان ماه ، همه بر جایگاه او
در « آبی،خاکستری،سیاه »
رشک می برند . . .
کتابی که زود «خاکستری» و «آبی اش»
سرخ شد،
سرخ و سیاه؛
بانوی دیروز و امروز که لالۀ یگانۀ تو بود
که دیگرش هرگز نخواهی دید،نخواهی شنید :
لالۀ داغدار،
که ماه و مهر خانۀ تو بود
با دو ستارۀ شب و روزش
که بهترین «غزل» بهترین «ترانه»ی تو بود
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از تو
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور ؟
و جدایی با درد ؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور ؟
سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشی ها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو اکنون چه فراموشی هاست
با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشیها ست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
#حمید_مصدق
🔴#یادمان
#سالگرد
#رستاخیز_۲۸مرداد
#بر_شما_مبارک
به فرمان برکناری #مصدق توسط شاه بر اساس اختیاراتش، #عزل_قانونی - به سرپیچی مصدق از قانون و خلع سلاح گاردشاهنشاهی و بازداشت فرماندهان ارتش و تلاش برای براندازی شاه و اعلام جمهوری، #کودتای_۲۵مرداد - و به خنثیسازی کودتا و بازپسگیری ایران توسط شاه و مردم،
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#سالگرد
#رستاخیز_۲۸مرداد
#بر_شما_مبارک
به فرمان برکناری #مصدق توسط شاه بر اساس اختیاراتش، #عزل_قانونی - به سرپیچی مصدق از قانون و خلع سلاح گاردشاهنشاهی و بازداشت فرماندهان ارتش و تلاش برای براندازی شاه و اعلام جمهوری، #کودتای_۲۵مرداد - و به خنثیسازی کودتا و بازپسگیری ایران توسط شاه و مردم،
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#بخوانیم
و #قضاوت_با_شما
نامه نواب صفوی به #مصدق_ملعون_ و
وپاسخ #ملعون_به نامه نواب صفوی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
و #قضاوت_با_شما
نامه نواب صفوی به #مصدق_ملعون_ و
وپاسخ #ملعون_به نامه نواب صفوی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
و #قضاوت_با_شما
نامه نواب صفوی به #مصدق_ملعون_ و
وپاسخ #ملعون_به نامه نواب صفوی.
______________________________________________
نواب صفوی در 30 خرداد سال 1332 در نامه ای خطاب به مصدق نوشت: "شما و مملكت در سختترين سراشيب سقوط قرار گرفتهايد چنانچه احساس كرده و معتقد شده باشيد كه نجات بخش شما و مملكت، اجرا برنامه مقدس پيغمبر اكرم (ص) ميباشد و پس از تمام جريانات گذشته آماده اجرا احكام مقدس اسلام باشيد، قول ميدهم كه شما و مملكت را با ياري خداي توانا و به بركت اجرا احكام و تعاليم عاليه اسلام از هر بدبختي و سقوط و فسادي حفظ نمود به منتهاي عزت و سعادت معنوي و اقتصادي برسانم که نامه را در اینجا قرار داده ام
و مصدق هم در نامه ای چنین به نواب صفوی پاسخ می دهد:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز سید مجتبی نواب صفوی
ضمن درود به غیرت دینی شما, بدینوسیله تشکر خود را از شما اعلام می دارم. همانطور که مستحضرید اینجانب سگ آستان سید الشهدا هستم و همیشه عکسی از پیامبر اعظم بر روی دیوار اتاقم دارم. حزب ملی-مذهبی فدائیان اسلام همواره خادم دولت ما بوده است. به شکرانه همین خدمات بود که شما با وجود ترور روشنفکران سکولار مثل کسروی و قتل سیاستمدران و ارتشیان از زندان آزاد شدید. پارسال اگر کمکهای بی دریغ شما نبود هیچگاه نمی توانستیم آن قوام سکولار لامذهب را از قدرت ساقط کنیم و دوباره به شاه تحمیل شویم و حتی وزارت جنگ را هم در اختیار بگیریم
بنده هم با مجازات هتاکین به مراجع و ممنوعیت مصرف و خرید و فروش مشروب یا بلامانع ساختن سفر حج به مکه و مدینه و بسیاری دیگر از خدمات به اسلام که از آنها مطلع هستید همیشه خادم روحانیت و برادران فدائی اسلام بوده ام
به شما قول می دهم که با تمام توان اسلام را وارد حکومت کنم و بر اساس آموزه های اسلامی امور دولتی را اجرا کنم تا فضای اسلامی بر ایران حاکم گردد و انشاالله ریشه سکولاریسم خشک شود. اگر حمایت شما از ما ادامه داشته باشد شاه نمی تواند ما را از نخست وزیری خلع کند مگر اینکه نعوذبالله عوامل آمریکا ما را برکنار کنند و تاسیس حکومت اسلامی در این مملکت به تعویق بیافتد
اجرکم مع سید الشهدا
امضا: محمد مصدق (مصدق السلطنه)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
و #قضاوت_با_شما
نامه نواب صفوی به #مصدق_ملعون_ و
وپاسخ #ملعون_به نامه نواب صفوی.
______________________________________________
نواب صفوی در 30 خرداد سال 1332 در نامه ای خطاب به مصدق نوشت: "شما و مملكت در سختترين سراشيب سقوط قرار گرفتهايد چنانچه احساس كرده و معتقد شده باشيد كه نجات بخش شما و مملكت، اجرا برنامه مقدس پيغمبر اكرم (ص) ميباشد و پس از تمام جريانات گذشته آماده اجرا احكام مقدس اسلام باشيد، قول ميدهم كه شما و مملكت را با ياري خداي توانا و به بركت اجرا احكام و تعاليم عاليه اسلام از هر بدبختي و سقوط و فسادي حفظ نمود به منتهاي عزت و سعادت معنوي و اقتصادي برسانم که نامه را در اینجا قرار داده ام
و مصدق هم در نامه ای چنین به نواب صفوی پاسخ می دهد:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز سید مجتبی نواب صفوی
ضمن درود به غیرت دینی شما, بدینوسیله تشکر خود را از شما اعلام می دارم. همانطور که مستحضرید اینجانب سگ آستان سید الشهدا هستم و همیشه عکسی از پیامبر اعظم بر روی دیوار اتاقم دارم. حزب ملی-مذهبی فدائیان اسلام همواره خادم دولت ما بوده است. به شکرانه همین خدمات بود که شما با وجود ترور روشنفکران سکولار مثل کسروی و قتل سیاستمدران و ارتشیان از زندان آزاد شدید. پارسال اگر کمکهای بی دریغ شما نبود هیچگاه نمی توانستیم آن قوام سکولار لامذهب را از قدرت ساقط کنیم و دوباره به شاه تحمیل شویم و حتی وزارت جنگ را هم در اختیار بگیریم
بنده هم با مجازات هتاکین به مراجع و ممنوعیت مصرف و خرید و فروش مشروب یا بلامانع ساختن سفر حج به مکه و مدینه و بسیاری دیگر از خدمات به اسلام که از آنها مطلع هستید همیشه خادم روحانیت و برادران فدائی اسلام بوده ام
به شما قول می دهم که با تمام توان اسلام را وارد حکومت کنم و بر اساس آموزه های اسلامی امور دولتی را اجرا کنم تا فضای اسلامی بر ایران حاکم گردد و انشاالله ریشه سکولاریسم خشک شود. اگر حمایت شما از ما ادامه داشته باشد شاه نمی تواند ما را از نخست وزیری خلع کند مگر اینکه نعوذبالله عوامل آمریکا ما را برکنار کنند و تاسیس حکومت اسلامی در این مملکت به تعویق بیافتد
اجرکم مع سید الشهدا
امضا: محمد مصدق (مصدق السلطنه)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity