افتخار دده بالا ((مهستی ))
تصنیف #کمی_با_من_مدارا_کن
خواننده #مهستی
آهنگساز #بابک_افشار
شعر #شهریار_قنبری
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #کمی_با_من_مدارا_کن
خواننده #مهستی
آهنگساز #بابک_افشار
شعر #شهریار_قنبری
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴 # #کمی_آهسته 🗣
"روابط"ِ آدم ها ، شبیهِ بازیِ "دومینو" است ...
باید مهره هایِ مشابه کنارِ هم قرار بگیرند ، وگرنه بازی از همان ابتدای کار ، به هم می خورَد ...
اصلا وقتی مهره های اولِ زنجیره جفت نشده ، بازی شروع نمی شود که بخواهد ادامه پیدا کند !
متعجبم از مهره هایِ اشتباهی که مُصِرّانه رویِ همان پله ی اول در جا می زنند و با تمامِ عذاب و سماجت ، توقعِ ادامه ی مسیری را دارند که مدت هاست ، فاتحه ی ادامه اش خوانده شده ...
چه اِصراری است که حتما باید کار به جاهای باریک بکشد تا رابطه هایِ اشتباهتان را قطع کنید ؟!
خُب همان اولش که متوجه شدید وجهِ مشترکی ندارید ، خیلی محترمانه فاصله بگیرید ...
برایِ یک بار هم که شده بپذیریم ؛
آدم هایِ متفاوت ، هیچ کدام "بد" نیستند ، فقط برایِ هم ساخته نشده اند ، همین !!!
ارتباط ، قوانینِ مخصوصِ خودش را دارد ...
وقتی ماهیتِ مهره ها با هم سازگار نیست ، با هیچ روشی جز تعویضِ مهره ها نمی توان بازی را ادامه داد ...
گاهی باید قوانین را پذیرفت ...
گاهی نباید اِصرار کرد ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # #کمی_آهسته 🗣
"روابط"ِ آدم ها ، شبیهِ بازیِ "دومینو" است ...
باید مهره هایِ مشابه کنارِ هم قرار بگیرند ، وگرنه بازی از همان ابتدای کار ، به هم می خورَد ...
اصلا وقتی مهره های اولِ زنجیره جفت نشده ، بازی شروع نمی شود که بخواهد ادامه پیدا کند !
متعجبم از مهره هایِ اشتباهی که مُصِرّانه رویِ همان پله ی اول در جا می زنند و با تمامِ عذاب و سماجت ، توقعِ ادامه ی مسیری را دارند که مدت هاست ، فاتحه ی ادامه اش خوانده شده ...
چه اِصراری است که حتما باید کار به جاهای باریک بکشد تا رابطه هایِ اشتباهتان را قطع کنید ؟!
خُب همان اولش که متوجه شدید وجهِ مشترکی ندارید ، خیلی محترمانه فاصله بگیرید ...
برایِ یک بار هم که شده بپذیریم ؛
آدم هایِ متفاوت ، هیچ کدام "بد" نیستند ، فقط برایِ هم ساخته نشده اند ، همین !!!
ارتباط ، قوانینِ مخصوصِ خودش را دارد ...
وقتی ماهیتِ مهره ها با هم سازگار نیست ، با هیچ روشی جز تعویضِ مهره ها نمی توان بازی را ادامه داد ...
گاهی باید قوانین را پذیرفت ...
گاهی نباید اِصرار کرد ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# به مناسبت زادروز آلبر_کامو
#زندگی_نامه
1913-
آلبر کامو در هفتم نوامبر در موندوی الجزایر متولد شد. او دومین پسر لوسین کامو و کاترین اسپانیایی الاصل بود.
1914_
در یازدهم اکتبر لوسین کامو در جنگ مارن ، بعداز اینکه زخم شدیدی برداشت ، فوت کرد.بیوه ی او باالجبار به کار در خانه ی مردم تن در داد تابتواند از بچه هایش نگه داری کند.
1923-
معلم مدرسه ی او لویی ژرمن حاضر می شود به رایگان به او درس خصوصی دهد تااو بتواند در امتحانات گرفتن بورس برای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه موفق شود. که موفق می شود.
1925-1928
به ورزش فوتبال علاقه مند می شود.دروازه بان می شود.تابستان ها برای گذران زندگی کار می کند.
1929-
شوهر خواهر کاترین کتاب خوان وقصاب بود.آدم جالبی بود که در کتابخانه اش را برای آلبر باز گذاشت.
1930-
اولین نشانه های بیماری سل باعث می شود که دیگر نتواند به فوتبال ادامه دهد.
1934-
اولین مقاله اش در مجله « جنوب » چاپ می شود.
1934-
با « سیمون هیه » ازدواج می کند.دختر جوانی از خانواده ای ثروتمند، جذاب ، نامتعادل ، و معتاد.فقط دو سال با هم زندگی می کنند.
1935-
لیسانس فلسفه گرفت و وارد حزب کمونیست شد.
1936-
« گروه تئاتر کار » رابنیان گذاشت.به اروپای مرکزی سفر کرد.به دلیل جداییش از سیمون دوران بدی را گذراند.
1937-
اولین کتابش منتشر شد. « پشت و رو ». به ایتالیا سفر کرد و به شدت مجذوب شاه کارهای نقاشی ایتالیا شد.
از حزب کمونیست بیرون آمد.از آن پس « گروه تئاتر کار » نام عوض کرد وشد « گروه تئاتر اکیپ ».
1940-
در روزنامه « پاری سوار Paris soir » شروع بکار کرد و بهنگام اشغال فرانسه در سوم دسامبر با فرانسین فور ازدواج کرد.
1941-
سفرهای بسیاری به اوران کرد در بیست و یکم فوریه « سه نوشته ی پوچ به پایان رسیدند» : کالیگولا...بیگانه ...و افسانه سیزیف.
1942-
در ماه ژوئن بیگانه و در اکتبر افسانه سیزیف منتشر می شوند.
با همسرش اختلاف پیدا می کند و همسرش به الجزایر بر می گردد.
1943-
مدتی در پاریس می ماند و با سارتر آشنا می شود.
در ماه نوامبر ویراستار « انتشارات گالیمار » می شود.
1944-
کامو عاشق « ماریا کازارس» می شود که نقش اول را در کالیگولا در تئآتر « مارتون » بازی می کند.
1945-
کالیگولا در بیست وششم سپتامبر به صحنه تئآتر می رود. دو دختر دوقلو از فرانسین فور به دنیا آمدند.
1947-
طاعون منتشر می شود که موفقیت چشمگیری پیدا می کند.
1952-
در بیست ودوم فوریه در کنار سارتر در سالن واگرام پاریس بر ضد اعدام های اسپانیا توسط فرانکو سخن رانی می کند.
1956-
با سردبیر مجله « اکسپرس» در مورد سیاست الجزایر اختلاف پیدا کرد و از آن جا بیرون آمد.
1957-
درشانزدهم اکتبر برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
1958-
انتشار سخنرانی در سوئد.که آن را به معلمش لویی ژرمن اهدا کرد.
1959-
تسخیر شدگان داستایوفسکی را برای تئآتر تنظیم کرد و آن را به روی صحنه برد.
1960-
در چهارم ژانویه ماشین « میشل گالیمار» که او را از لورمان به پاریس بر می گرداند ، از جاده منحرف شد. کامو در جا کشته شد.میشل گالیمار چند روز بعد فوت کرد.
در کیف دستی کامو دستنویس رمان « مرد اول » یافت شد ، که یک زندگینامه ناتمام بود.
این کتاب در سال 1944منتشر شد...
روزنامهها اغلب دربارهٔ دینی که نسبت به اجتماع داریم صحبت میکردند. به عقیدهٔ آنها مجرم یا خلافکار باید این دین را بپردازد؛ ولی صحبت از این موضوع تخیل را برنمیانگیزاند. نه، آنچه برای من ارزش داشت، امکان فرار بود، جهشی به خارج از آیین ظالمانه بود، فرار دیوانهواری بود که تمام شانسهای امیدواری را ارزانی میداشت. طبیعتاً این امیدواری میتوانست این هم باشد که در گوشهٔ کوچهای، درست در حال دو، انسان با شلیک گلولهای از پا درآید. اما، بعد از نگریستن به جوانب امر، هیچ چیز به من اجازهٔ این تفنن را نمیداد. همه چیز مرا از چنین تفننی بازمیداشت؛ و دوباره من بودم و این دستگاه خودکار.
#آلبر_کامو
براي كامل شدن همه چيز، براي آنكه احساس تنهايي نكنم، فقط يك آرزو دارم..
كه در روز اعدامم تماشاچي ها زياد باشند و با فرياد، سراپا از من استقبال كنند.
#آلبر_کامو
از كتاب بيگانه
برای همه مردم همینطور است
باهم #ازدواج می کنند
باز هم #کمی همدیگر را #دوست دارند و #کار میکنند.
آنقدر کار میکنند که #دوست_داشتن را #فراموش کنند!!!!
#آلبر_کامو
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# به مناسبت زادروز آلبر_کامو
#زندگی_نامه
1913-
آلبر کامو در هفتم نوامبر در موندوی الجزایر متولد شد. او دومین پسر لوسین کامو و کاترین اسپانیایی الاصل بود.
1914_
در یازدهم اکتبر لوسین کامو در جنگ مارن ، بعداز اینکه زخم شدیدی برداشت ، فوت کرد.بیوه ی او باالجبار به کار در خانه ی مردم تن در داد تابتواند از بچه هایش نگه داری کند.
1923-
معلم مدرسه ی او لویی ژرمن حاضر می شود به رایگان به او درس خصوصی دهد تااو بتواند در امتحانات گرفتن بورس برای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه موفق شود. که موفق می شود.
1925-1928
به ورزش فوتبال علاقه مند می شود.دروازه بان می شود.تابستان ها برای گذران زندگی کار می کند.
1929-
شوهر خواهر کاترین کتاب خوان وقصاب بود.آدم جالبی بود که در کتابخانه اش را برای آلبر باز گذاشت.
1930-
اولین نشانه های بیماری سل باعث می شود که دیگر نتواند به فوتبال ادامه دهد.
1934-
اولین مقاله اش در مجله « جنوب » چاپ می شود.
1934-
با « سیمون هیه » ازدواج می کند.دختر جوانی از خانواده ای ثروتمند، جذاب ، نامتعادل ، و معتاد.فقط دو سال با هم زندگی می کنند.
1935-
لیسانس فلسفه گرفت و وارد حزب کمونیست شد.
1936-
« گروه تئاتر کار » رابنیان گذاشت.به اروپای مرکزی سفر کرد.به دلیل جداییش از سیمون دوران بدی را گذراند.
1937-
اولین کتابش منتشر شد. « پشت و رو ». به ایتالیا سفر کرد و به شدت مجذوب شاه کارهای نقاشی ایتالیا شد.
از حزب کمونیست بیرون آمد.از آن پس « گروه تئاتر کار » نام عوض کرد وشد « گروه تئاتر اکیپ ».
1940-
در روزنامه « پاری سوار Paris soir » شروع بکار کرد و بهنگام اشغال فرانسه در سوم دسامبر با فرانسین فور ازدواج کرد.
1941-
سفرهای بسیاری به اوران کرد در بیست و یکم فوریه « سه نوشته ی پوچ به پایان رسیدند» : کالیگولا...بیگانه ...و افسانه سیزیف.
1942-
در ماه ژوئن بیگانه و در اکتبر افسانه سیزیف منتشر می شوند.
با همسرش اختلاف پیدا می کند و همسرش به الجزایر بر می گردد.
1943-
مدتی در پاریس می ماند و با سارتر آشنا می شود.
در ماه نوامبر ویراستار « انتشارات گالیمار » می شود.
1944-
کامو عاشق « ماریا کازارس» می شود که نقش اول را در کالیگولا در تئآتر « مارتون » بازی می کند.
1945-
کالیگولا در بیست وششم سپتامبر به صحنه تئآتر می رود. دو دختر دوقلو از فرانسین فور به دنیا آمدند.
1947-
طاعون منتشر می شود که موفقیت چشمگیری پیدا می کند.
1952-
در بیست ودوم فوریه در کنار سارتر در سالن واگرام پاریس بر ضد اعدام های اسپانیا توسط فرانکو سخن رانی می کند.
1956-
با سردبیر مجله « اکسپرس» در مورد سیاست الجزایر اختلاف پیدا کرد و از آن جا بیرون آمد.
1957-
درشانزدهم اکتبر برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
1958-
انتشار سخنرانی در سوئد.که آن را به معلمش لویی ژرمن اهدا کرد.
1959-
تسخیر شدگان داستایوفسکی را برای تئآتر تنظیم کرد و آن را به روی صحنه برد.
1960-
در چهارم ژانویه ماشین « میشل گالیمار» که او را از لورمان به پاریس بر می گرداند ، از جاده منحرف شد. کامو در جا کشته شد.میشل گالیمار چند روز بعد فوت کرد.
در کیف دستی کامو دستنویس رمان « مرد اول » یافت شد ، که یک زندگینامه ناتمام بود.
این کتاب در سال 1944منتشر شد...
روزنامهها اغلب دربارهٔ دینی که نسبت به اجتماع داریم صحبت میکردند. به عقیدهٔ آنها مجرم یا خلافکار باید این دین را بپردازد؛ ولی صحبت از این موضوع تخیل را برنمیانگیزاند. نه، آنچه برای من ارزش داشت، امکان فرار بود، جهشی به خارج از آیین ظالمانه بود، فرار دیوانهواری بود که تمام شانسهای امیدواری را ارزانی میداشت. طبیعتاً این امیدواری میتوانست این هم باشد که در گوشهٔ کوچهای، درست در حال دو، انسان با شلیک گلولهای از پا درآید. اما، بعد از نگریستن به جوانب امر، هیچ چیز به من اجازهٔ این تفنن را نمیداد. همه چیز مرا از چنین تفننی بازمیداشت؛ و دوباره من بودم و این دستگاه خودکار.
#آلبر_کامو
براي كامل شدن همه چيز، براي آنكه احساس تنهايي نكنم، فقط يك آرزو دارم..
كه در روز اعدامم تماشاچي ها زياد باشند و با فرياد، سراپا از من استقبال كنند.
#آلبر_کامو
از كتاب بيگانه
برای همه مردم همینطور است
باهم #ازدواج می کنند
باز هم #کمی همدیگر را #دوست دارند و #کار میکنند.
آنقدر کار میکنند که #دوست_داشتن را #فراموش کنند!!!!
#آلبر_کامو
🔴#کمی...
فقط اندکی...
مرا دوست داشته باش...
من با کمترینِ تو...
به جنگ...
تمام نفرت های دنیا می روم...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
فقط اندکی...
مرا دوست داشته باش...
من با کمترینِ تو...
به جنگ...
تمام نفرت های دنیا می روم...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
فردوسی در بازگویه این داستان به نشانه هایی اشاره می كند كه كاملا با نقش های روی ظروف ساسانی مطابقت دارد و این احتمال وجود دارد كه فردوسی علاوه بر بهره برداری از ادبیات، به تصاویر باقی مانده از عصر ساسانی دسترسی داشته است.
بر روی یك بشقاب نقره ساسانی موزه آرمیتاژ بهرام را به همراه آزاده سوار بر شتر نشان می دهد. آزاده چنگ می نوازد و بهرام تیر در كمان كرده غزالان را نشانه می رود. دو غزال كشته شده و دو غزال دیگر از مقابل بهرام می گریزند.
بر بشقابی دیگر بهرام و آزاده سوار بر شتر در دشت به دنبال غزالان می تازند، آزاده چنگ می نوازد و بهرام تیر در كمان غزالان را بنا بر پیشنهاد آزاده شكار می كند. غزالی از پای در آمده و شاخ غزال دیگر با تیر بهرام از سر جدا شده است دو غزال دیگر نیز می كوشند از صحنه بگریزند.
بر روی یك كاسه مینایی متعلق به قرن ششم هجری نقش بهرام و آزاده تكرار شده. این ظرف كه در موزه رضا عباسی تهران نگهداری می شود نمونه ای از ده ها نمونه منقوش به تصویر بهرام و آزاده در دوره اسلامی است.
#ایکاش_بجای_فرستادن_جوک_کپی_کردن_فلان_مطلب
#از_فلان_نویسنده_و_فلان_شاعر_
#کمی_فقط_کمی_وقت_برای
#مطالعه_میذاشتیم
#Zartosht
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
بر روی یك بشقاب نقره ساسانی موزه آرمیتاژ بهرام را به همراه آزاده سوار بر شتر نشان می دهد. آزاده چنگ می نوازد و بهرام تیر در كمان كرده غزالان را نشانه می رود. دو غزال كشته شده و دو غزال دیگر از مقابل بهرام می گریزند.
بر بشقابی دیگر بهرام و آزاده سوار بر شتر در دشت به دنبال غزالان می تازند، آزاده چنگ می نوازد و بهرام تیر در كمان غزالان را بنا بر پیشنهاد آزاده شكار می كند. غزالی از پای در آمده و شاخ غزال دیگر با تیر بهرام از سر جدا شده است دو غزال دیگر نیز می كوشند از صحنه بگریزند.
بر روی یك كاسه مینایی متعلق به قرن ششم هجری نقش بهرام و آزاده تكرار شده. این ظرف كه در موزه رضا عباسی تهران نگهداری می شود نمونه ای از ده ها نمونه منقوش به تصویر بهرام و آزاده در دوره اسلامی است.
#ایکاش_بجای_فرستادن_جوک_کپی_کردن_فلان_مطلب
#از_فلان_نویسنده_و_فلان_شاعر_
#کمی_فقط_کمی_وقت_برای
#مطالعه_میذاشتیم
#Zartosht
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#کمی حماقت برای لذت بردن از زندگی و کمی منطق برای جلوگیری از خطا ها کافیست.
#اوشو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#اوشو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کمی با من بنشین،
تا در آن نقشه جغرافیای عشق
تجدیدنظر کنیم
بنشین تا ببینیم تا کجاها
مرز چشمان توست
تا کجاها مرز غمهای من !
کمی با من بنشین،
تا بر سر شیوهای از عشق به توافق برسیم !
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
تا در آن نقشه جغرافیای عشق
تجدیدنظر کنیم
بنشین تا ببینیم تا کجاها
مرز چشمان توست
تا کجاها مرز غمهای من !
کمی با من بنشین،
تا بر سر شیوهای از عشق به توافق برسیم !
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_عکس
#کمی_مطالعه_بد_نیست
گلشیفته، نخستینبار در برابر دوربین ژان موندینو، عکاس سرشناس فرانسوی و برای مجله مادام فیگارو نیمهبرهنه شد.
همچنین فیلم کوتاهی از او و پانزده بازیگر جوانِ دیگر که نامشان برای نامزدی بخش «بهترین بازیگر مستعد» جایزه سزار مطرح شدهبود، منتشر شد که آنها را در حال عریانشدن نشان میداد.
مجله اگوئیست که یک مجله هنری فرانسوی است نیز در هفدهمین شماره خود تصاویری کاملاً برهنه از گلشیفته فراهانی را منتشر کرد.عکاس این مجموعه عکسها پائولو راورسی، عکاس سرشناس ایتالیایی مُد بود.
▫️تصاویر برهنه، ورود گلشیفته فراهانی به مرزهای مبهم
▫️لیلی نیکونظر، ۲۰۱۵
انتشار عکس برهنه گلشیفته فراهانی در یک مجله فرانسوی با واکنش های زیاد و متفاوتی در بین ایرانیان روبرو شد. در این میان عده ای خانم فراهانی را بازیگری نامیدند که اعمالش خلاف عرف و اخلاق است.
لیلی نیکونظر در این مقاله که برای بیبیسی فارسی نوشته به تفاوت هرزه نگاری، برهنه نگاری و هنر اروتیک پرداخته و سابقه آن را از نقاشی های رنسانس تا سینما و عکاسی معاصر نشان داده است.
▫️گلشیفته فراهانی یک بار دیگر برهنه شد. برخی واکنش های خشمگین عمل او را تقبیح می کند و عده ای تا آنجا پیش می روند که او را بازیگر پورن بنامند. سوال این است که او چه فرقی با یک بازیگر پورن دارد؟ چه چیز عکس بازیگر ایرانی را از یک محصول پورنوگرافیک جدا می کند؟
گلشیفته در توضیح عکس برهنه اش می گوید عکاس روح او را در عکس نمایانده است. او خواسته یا ناخواسته به یک تعریف کلی اشاره می کند که تفاوت هرزه نگاری (پورنو گرافی) و برهنه نگاری (هنر nude) یا هنر اروتیک را روشن می کند. اگر پورنوگرافی تمرکز بر عضو جنسی است، تمرکز یک محصول هنری برهنه نگار یا اروتیک در بسیاری اوقات بر چهره است، چهره به عنوان دریچه روح؛ همان چهره یا همان دروازه گشوده به جهان درونی ونوس در نقاشی Venus Urbino، اثر تیتیان نقاش ایتالیایی دوران رنسانس، که نقطه طلایی توجه و تمرکز نقاش و مخاطب نقاشی اوست.
تعاریف در باب تفاوت پورنوگرافی و عکاسی nude و هنر اروتیک بسیار است. در مهمترین و کلاسیک ترین تعاریف، محصولات پورنوگرافی از انسان کالا می سازند و هنر اروتیک و عکاسی nude از انسان، موضوع. پس انسان برهنه در برهنه نگاری موضوع است و نه ابژه جنسی، بر خلاف پورنوگرافی که انسان در آن کالای مورد خشونت و بی شفقتی، وسیله صِرف رفع غریزه، زن مصرف شده تحقیرشده در عمل جنسی و ابژه خشونت عریان به بدیهی ترین شکل و فشرده ترین تعریف ممکن است.
پورنوگرافی جزییات اعضای بدن را عریان می کند و nude جزییاتی را می پوشاند. موضوع پورنوگرافی سکس است، بی احساس، منفصل و با فاصله از انسان، حال آنکه در برهنه نگاری، موضوع انسان برهنه است و حالت بدن، حالت صورت، احساسی که نقش بسته بر صورت، حول عشق، اشتیاق، آسیب پذیری و اهمیت سوژه اثر. ریشه پورنوگرافی از لاتین porn به معنای فحشاست و ریشه هنر اروتیک eros است، در یونانی به معنای عشق و اشتیاق. پورنوگرافی زن را شی ء واره می کند، مطیع و استثمارشده و سال هاست که موضوع بحث فلسفه اخلاقی و تئوری فمینیسم است، حال آنکه در هنر اروتیک که با عکاسی nude همپوشانی دارد، موضوع اثر، زیبایی سوژه و انسان است و زن محترم، شکوهمند و تحسین برانگیز است.
پورنوگرافی -در یک تعریف کلی- از معیارهای زیبایی شناسی به معنای رایج فاصله دارد؛ انسان را از زیبایی جدا می کند، او را به عنوان منشاء شرم و باعث خجالت می شناساند، همانطور که فروید معتقد است عضو جنسی انسان به سختی زیبا انگاشته می شود، اما هنر اروتیک بدن انسان را زیبا می نمایاند.
تاریخ هنر کلاسیک و مدرن، سرشار از محصولات هنری ای است که بدن زن را به کلی عریان به تصویر کشیده؛ آثاری که در آنها زن در عین برهنگی برانگیزاننده حس شفقت و همدردی است. به طور مثال رامبراند نقاش هلندی قرن هفده در نقاشی Bathsheba at Her Bath زن برهنه ای را تصویر می کند که جز عاطفه و همدردی انسانی برنمی انگیزد و به طبع از اتهام پورنوگرافی بری است.
هنر اروتیک عرصه تجلیل است و درست در لحظه ای که تبدیل به انگیزه جنسی و کنش می شود شخصیتش را از دست می دهد، حال آنکه پورنوگرافی رسالتی ندارد جز برانگیختگی جنسی که به عمل یا تخلیه جنسی مخاطب بیانجامد. هنر اروتیک پیچیده، چشمگیر، تامل برانگیز است و سبب مکث مخاطب، اما پورنوگرافی به کلی فاقد پیچیدگی است. هنر اروتیک بدیع و منحصربه فرد و در تکنیک خلاقانه است و پورنوگرافی، سرشار از کلیشه است و محدود در قصه، محدود در رشد کاراکترها و ژست ها و حرکاتی که به غایت قابل پیش بینی است.
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_عکس
#کمی_مطالعه_بد_نیست
گلشیفته، نخستینبار در برابر دوربین ژان موندینو، عکاس سرشناس فرانسوی و برای مجله مادام فیگارو نیمهبرهنه شد.
همچنین فیلم کوتاهی از او و پانزده بازیگر جوانِ دیگر که نامشان برای نامزدی بخش «بهترین بازیگر مستعد» جایزه سزار مطرح شدهبود، منتشر شد که آنها را در حال عریانشدن نشان میداد.
مجله اگوئیست که یک مجله هنری فرانسوی است نیز در هفدهمین شماره خود تصاویری کاملاً برهنه از گلشیفته فراهانی را منتشر کرد.عکاس این مجموعه عکسها پائولو راورسی، عکاس سرشناس ایتالیایی مُد بود.
▫️تصاویر برهنه، ورود گلشیفته فراهانی به مرزهای مبهم
▫️لیلی نیکونظر، ۲۰۱۵
انتشار عکس برهنه گلشیفته فراهانی در یک مجله فرانسوی با واکنش های زیاد و متفاوتی در بین ایرانیان روبرو شد. در این میان عده ای خانم فراهانی را بازیگری نامیدند که اعمالش خلاف عرف و اخلاق است.
لیلی نیکونظر در این مقاله که برای بیبیسی فارسی نوشته به تفاوت هرزه نگاری، برهنه نگاری و هنر اروتیک پرداخته و سابقه آن را از نقاشی های رنسانس تا سینما و عکاسی معاصر نشان داده است.
▫️گلشیفته فراهانی یک بار دیگر برهنه شد. برخی واکنش های خشمگین عمل او را تقبیح می کند و عده ای تا آنجا پیش می روند که او را بازیگر پورن بنامند. سوال این است که او چه فرقی با یک بازیگر پورن دارد؟ چه چیز عکس بازیگر ایرانی را از یک محصول پورنوگرافیک جدا می کند؟
گلشیفته در توضیح عکس برهنه اش می گوید عکاس روح او را در عکس نمایانده است. او خواسته یا ناخواسته به یک تعریف کلی اشاره می کند که تفاوت هرزه نگاری (پورنو گرافی) و برهنه نگاری (هنر nude) یا هنر اروتیک را روشن می کند. اگر پورنوگرافی تمرکز بر عضو جنسی است، تمرکز یک محصول هنری برهنه نگار یا اروتیک در بسیاری اوقات بر چهره است، چهره به عنوان دریچه روح؛ همان چهره یا همان دروازه گشوده به جهان درونی ونوس در نقاشی Venus Urbino، اثر تیتیان نقاش ایتالیایی دوران رنسانس، که نقطه طلایی توجه و تمرکز نقاش و مخاطب نقاشی اوست.
تعاریف در باب تفاوت پورنوگرافی و عکاسی nude و هنر اروتیک بسیار است. در مهمترین و کلاسیک ترین تعاریف، محصولات پورنوگرافی از انسان کالا می سازند و هنر اروتیک و عکاسی nude از انسان، موضوع. پس انسان برهنه در برهنه نگاری موضوع است و نه ابژه جنسی، بر خلاف پورنوگرافی که انسان در آن کالای مورد خشونت و بی شفقتی، وسیله صِرف رفع غریزه، زن مصرف شده تحقیرشده در عمل جنسی و ابژه خشونت عریان به بدیهی ترین شکل و فشرده ترین تعریف ممکن است.
پورنوگرافی جزییات اعضای بدن را عریان می کند و nude جزییاتی را می پوشاند. موضوع پورنوگرافی سکس است، بی احساس، منفصل و با فاصله از انسان، حال آنکه در برهنه نگاری، موضوع انسان برهنه است و حالت بدن، حالت صورت، احساسی که نقش بسته بر صورت، حول عشق، اشتیاق، آسیب پذیری و اهمیت سوژه اثر. ریشه پورنوگرافی از لاتین porn به معنای فحشاست و ریشه هنر اروتیک eros است، در یونانی به معنای عشق و اشتیاق. پورنوگرافی زن را شی ء واره می کند، مطیع و استثمارشده و سال هاست که موضوع بحث فلسفه اخلاقی و تئوری فمینیسم است، حال آنکه در هنر اروتیک که با عکاسی nude همپوشانی دارد، موضوع اثر، زیبایی سوژه و انسان است و زن محترم، شکوهمند و تحسین برانگیز است.
پورنوگرافی -در یک تعریف کلی- از معیارهای زیبایی شناسی به معنای رایج فاصله دارد؛ انسان را از زیبایی جدا می کند، او را به عنوان منشاء شرم و باعث خجالت می شناساند، همانطور که فروید معتقد است عضو جنسی انسان به سختی زیبا انگاشته می شود، اما هنر اروتیک بدن انسان را زیبا می نمایاند.
تاریخ هنر کلاسیک و مدرن، سرشار از محصولات هنری ای است که بدن زن را به کلی عریان به تصویر کشیده؛ آثاری که در آنها زن در عین برهنگی برانگیزاننده حس شفقت و همدردی است. به طور مثال رامبراند نقاش هلندی قرن هفده در نقاشی Bathsheba at Her Bath زن برهنه ای را تصویر می کند که جز عاطفه و همدردی انسانی برنمی انگیزد و به طبع از اتهام پورنوگرافی بری است.
هنر اروتیک عرصه تجلیل است و درست در لحظه ای که تبدیل به انگیزه جنسی و کنش می شود شخصیتش را از دست می دهد، حال آنکه پورنوگرافی رسالتی ندارد جز برانگیختگی جنسی که به عمل یا تخلیه جنسی مخاطب بیانجامد. هنر اروتیک پیچیده، چشمگیر، تامل برانگیز است و سبب مکث مخاطب، اما پورنوگرافی به کلی فاقد پیچیدگی است. هنر اروتیک بدیع و منحصربه فرد و در تکنیک خلاقانه است و پورنوگرافی، سرشار از کلیشه است و محدود در قصه، محدود در رشد کاراکترها و ژست ها و حرکاتی که به غایت قابل پیش بینی است.
🔴#مزيت زيبا بودن اين است كه بار منفى شخصيت را كم مى كند.
هميشه همين طور است!
مردم اشتباهات زنان زيبا را حتى قبل از اينكه آن ها دهانشان را باز كنند مى بخشند.
#کمی_قبل_از_خوشبختی
#نیس_لودیگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
هميشه همين طور است!
مردم اشتباهات زنان زيبا را حتى قبل از اينكه آن ها دهانشان را باز كنند مى بخشند.
#کمی_قبل_از_خوشبختی
#نیس_لودیگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
هیچوقت امیدت را از دست نده، شاید آن زمان که امیدت را از دست می دهی دو ثانیه قبل از خوشبختی باشد...
📕 #کمی_قبل_از_خوشبختی
✍🏻 #انیس_لودیگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
هیچوقت امیدت را از دست نده، شاید آن زمان که امیدت را از دست می دهی دو ثانیه قبل از خوشبختی باشد...
📕 #کمی_قبل_از_خوشبختی
✍🏻 #انیس_لودیگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#واقعی
#کمی_بخندیم
درختی در آفریقا سالی یکبار میوه بسیار آبدار ببار می آورد که حاوی مقداری الکل است
حیوانات برای رفع تشنگی ازاین میوه میخورندکه نتیجش این فیلم میشه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#واقعی
#کمی_بخندیم
درختی در آفریقا سالی یکبار میوه بسیار آبدار ببار می آورد که حاوی مقداری الکل است
حیوانات برای رفع تشنگی ازاین میوه میخورندکه نتیجش این فیلم میشه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کمی_تامل
درکویر مهمان محیط بانان بودم محیط بانی تعریف میکرد که :
عده ای از شکارچی ها به طور غیر قانونی با تفنگ ویژه به قلب آهوها شلیک میکردند و در اثر آن شلیک قلب آهوها از درون می سوخت، بعد از مرگ آهوها آنها را شبانه به جای دیگری منتقل میکردند و بعد به قیمت گزافی میفروختند ،بعد بغضش را فروخورد و ادامه داد ما پس از تعقیب و گریز فراوان نتوانستیم آنها را پیدا کنیم.
اما یک شب اتفاقی در این تعقیب و گریزها یک تیر اشتباهی به باک ماشین انها شلیک میشود و در همان لحظه یک انفجار رخ میدهد طوری که دیگر هیچ نشانی از شکارچی ها باقی نمیماند.
به اعتقاد من جهان یه قانونِ ساده اما مهم دارد و ان این ست که تو در آتشِ خودت روزی میسوزی.
#مراقب_رفتارت_باش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کمی_تامل
درکویر مهمان محیط بانان بودم محیط بانی تعریف میکرد که :
عده ای از شکارچی ها به طور غیر قانونی با تفنگ ویژه به قلب آهوها شلیک میکردند و در اثر آن شلیک قلب آهوها از درون می سوخت، بعد از مرگ آهوها آنها را شبانه به جای دیگری منتقل میکردند و بعد به قیمت گزافی میفروختند ،بعد بغضش را فروخورد و ادامه داد ما پس از تعقیب و گریز فراوان نتوانستیم آنها را پیدا کنیم.
اما یک شب اتفاقی در این تعقیب و گریزها یک تیر اشتباهی به باک ماشین انها شلیک میشود و در همان لحظه یک انفجار رخ میدهد طوری که دیگر هیچ نشانی از شکارچی ها باقی نمیماند.
به اعتقاد من جهان یه قانونِ ساده اما مهم دارد و ان این ست که تو در آتشِ خودت روزی میسوزی.
#مراقب_رفتارت_باش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کمی_تامل
درکویر مهمان محیط بانان بودم محیط بانی تعریف میکرد که :
عده ای از شکارچی ها به طور غیر قانونی با تفنگ ویژه به قلب آهوها شلیک میکردند و در اثر آن شلیک قلب آهوها از درون می سوخت، بعد از مرگ آهوها آنها را شبانه به جای دیگری منتقل میکردند و بعد به قیمت گزافی میفروختند ،بعد بغضش را فروخورد و ادامه داد ما پس از تعقیب و گریز فراوان نتوانستیم آنها را پیدا کنیم.
اما یک شب اتفاقی در این تعقیب و گریزها یک تیر اشتباهی به باک ماشین انها شلیک میشود و در همان لحظه یک انفجار رخ میدهد طوری که دیگر هیچ نشانی از شکارچی ها باقی نمیماند.
به اعتقاد من جهان یه قانونِ ساده اما مهم دارد و ان این ست که تو در آتشِ خودت روزی میسوزی.
#مراقب_رفتارت_باش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کمی_تامل
درکویر مهمان محیط بانان بودم محیط بانی تعریف میکرد که :
عده ای از شکارچی ها به طور غیر قانونی با تفنگ ویژه به قلب آهوها شلیک میکردند و در اثر آن شلیک قلب آهوها از درون می سوخت، بعد از مرگ آهوها آنها را شبانه به جای دیگری منتقل میکردند و بعد به قیمت گزافی میفروختند ،بعد بغضش را فروخورد و ادامه داد ما پس از تعقیب و گریز فراوان نتوانستیم آنها را پیدا کنیم.
اما یک شب اتفاقی در این تعقیب و گریزها یک تیر اشتباهی به باک ماشین انها شلیک میشود و در همان لحظه یک انفجار رخ میدهد طوری که دیگر هیچ نشانی از شکارچی ها باقی نمیماند.
به اعتقاد من جهان یه قانونِ ساده اما مهم دارد و ان این ست که تو در آتشِ خودت روزی میسوزی.
#مراقب_رفتارت_باش
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity