🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ادبیات
#فلسفه
¤ نیچه ای که نیچه نیست
نقدی بر کتاب " وقتی نیچه گریست "ِ اروین یالوم
نیچه در کتاب یالوم یک بیمار است که به گفته معشوقهاش " سالومه" از فرط ناامیدی می خواهد خودش را بکشد ، آن هم هنگامی که آبستن نیرومندترین و پرشورترین اثرش" چنین گفت زرتشت "است. نیچه ترحم برانگیز و خوار و خفيف در همان حالی که به خیال یالوم به نهایت نومیدی رسیده گزین گویه های زرتشت (یعنی آموزگار امید بزرگ و پرچمدار عشق بزرگ) را هم پیاپی بر زبان می آورد.
یالوم ان معنا غافل است که نیچه اگر زرتشت بود که دیگر زرتشت نمی ساخت. زندگی شخصی صاحب اثر از اثرش جداست. به گفتهی نیچه: "کار درست همانا جدا کردن هنرمند از اثر اوست و او را به اندازه اثر جدی نگرفتن. وجود هنرمند، باری، برای وجود اثر ضروری است. هنرمندان زهدان و خاکی است و گاه تیاله و کودی که اثر از آن برمی روید و بنابراین، چه بسا چیزی است که می باید به فراموشی سپرد تا از اثر لذت برد."
نیچه یعنی نوشته هایش؛ همین وبس. این که مشکل جسمانی نیچه چه بوده و با سالومه چه ماجرایی داشته و با خانواده اش چگونه سرکرده و سرانجام چرا دیوانه شده و در دوران دیوانگی چهها بر او گذشته، این پرسشها همه به بیراهه رفتن و از اصل دور افتادن است.
اصل، فلسفه نیچه است. اما مردم چون به فلسفه هزارتوی او راه نمی برند، برایشان خیالبافی درباره زندگی خصوصی نیچه ساده تر است. از همین رو کتابهای نیچه را فرونهاده و به حرفهای عامه پسند یالوم چسبیده اند.
یالوم عامه پسند است و نیچه ای عامه پسند به مردم عرضه می کند و به خاطر همین همه دوستش دارند.
#فروید که پدر علم روان کاوی خوانده می شود، در توصیف عظمت و پیچیدگی روان نیچه می گوید: «نیچه از هر کسی که تاکنون زیسته یا احتمال دارد در آینده پا به عرصه زندگی بگذارد، عمیق تر خویشتن را شناخته است. چند بار کوشیده ام نیچه را بخوانم اما اندیشههایش آن چنان قوی و پرمایه است که از این کار ست کشیده ام.»
آن گاه خرده روان شناسی چون یالوم به آنالیز کی نیچه می نشیند تا بر پایه بیماری او و درماندگیاش در درمان خویش درس وسواس بدهد و به جای درس گرفتن از نیچه روش های درمانی خود را در خیال ، روی فیلسوف پیاده کند .
نیچهی یالوم در حالتی خفتبار اعتراف میکند که هستیشناسیاش را برپایهی دروغ بنا نهاده است تا ناکامیها و کاستیهای خود را بپوشاند.
یالوم نیچهای را ترسیم میکند که همانند فرومایگان در کتاب " تبارشناسی اخلاق " از ناتوانی خود فضیلت میسازد .
آنچه میان نیچه و برویر در داستان یالوم میگذرد ، هرگز رابطهای نیست که برپایهی اندیشههای نیچه " دوستی " نام تواند گرفت .
نیچه از زبان زرتشت ، دوست را " پیش مزهای از ابرانسان " می نامد . اما آیا نیچه و برویری که یالوم در خیال پرورده ، یعنی دو مردی که سرچشمهی گرفتاریهای ذهنیشان مشکل در برقراری ارتباط با جنس مخالف است ، می توانند برای همدیگر پیشمزهای از ابرانسان باشند ؟
دو تن با چشمهای نزدیکبین که تنها به خود می نگرند و از سطح خود فراتر نمی روند ، آیا میتوانند بیننده و نگارندهی " دورترین آینده " باشند و به قول نیچه هزارهها را چون موم در چنگ خود بفشارند ؟
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#ادبیات
#فلسفه
¤ نیچه ای که نیچه نیست
نقدی بر کتاب " وقتی نیچه گریست "ِ اروین یالوم
نیچه در کتاب یالوم یک بیمار است که به گفته معشوقهاش " سالومه" از فرط ناامیدی می خواهد خودش را بکشد ، آن هم هنگامی که آبستن نیرومندترین و پرشورترین اثرش" چنین گفت زرتشت "است. نیچه ترحم برانگیز و خوار و خفيف در همان حالی که به خیال یالوم به نهایت نومیدی رسیده گزین گویه های زرتشت (یعنی آموزگار امید بزرگ و پرچمدار عشق بزرگ) را هم پیاپی بر زبان می آورد.
یالوم ان معنا غافل است که نیچه اگر زرتشت بود که دیگر زرتشت نمی ساخت. زندگی شخصی صاحب اثر از اثرش جداست. به گفتهی نیچه: "کار درست همانا جدا کردن هنرمند از اثر اوست و او را به اندازه اثر جدی نگرفتن. وجود هنرمند، باری، برای وجود اثر ضروری است. هنرمندان زهدان و خاکی است و گاه تیاله و کودی که اثر از آن برمی روید و بنابراین، چه بسا چیزی است که می باید به فراموشی سپرد تا از اثر لذت برد."
نیچه یعنی نوشته هایش؛ همین وبس. این که مشکل جسمانی نیچه چه بوده و با سالومه چه ماجرایی داشته و با خانواده اش چگونه سرکرده و سرانجام چرا دیوانه شده و در دوران دیوانگی چهها بر او گذشته، این پرسشها همه به بیراهه رفتن و از اصل دور افتادن است.
اصل، فلسفه نیچه است. اما مردم چون به فلسفه هزارتوی او راه نمی برند، برایشان خیالبافی درباره زندگی خصوصی نیچه ساده تر است. از همین رو کتابهای نیچه را فرونهاده و به حرفهای عامه پسند یالوم چسبیده اند.
یالوم عامه پسند است و نیچه ای عامه پسند به مردم عرضه می کند و به خاطر همین همه دوستش دارند.
#فروید که پدر علم روان کاوی خوانده می شود، در توصیف عظمت و پیچیدگی روان نیچه می گوید: «نیچه از هر کسی که تاکنون زیسته یا احتمال دارد در آینده پا به عرصه زندگی بگذارد، عمیق تر خویشتن را شناخته است. چند بار کوشیده ام نیچه را بخوانم اما اندیشههایش آن چنان قوی و پرمایه است که از این کار ست کشیده ام.»
آن گاه خرده روان شناسی چون یالوم به آنالیز کی نیچه می نشیند تا بر پایه بیماری او و درماندگیاش در درمان خویش درس وسواس بدهد و به جای درس گرفتن از نیچه روش های درمانی خود را در خیال ، روی فیلسوف پیاده کند .
نیچهی یالوم در حالتی خفتبار اعتراف میکند که هستیشناسیاش را برپایهی دروغ بنا نهاده است تا ناکامیها و کاستیهای خود را بپوشاند.
یالوم نیچهای را ترسیم میکند که همانند فرومایگان در کتاب " تبارشناسی اخلاق " از ناتوانی خود فضیلت میسازد .
آنچه میان نیچه و برویر در داستان یالوم میگذرد ، هرگز رابطهای نیست که برپایهی اندیشههای نیچه " دوستی " نام تواند گرفت .
نیچه از زبان زرتشت ، دوست را " پیش مزهای از ابرانسان " می نامد . اما آیا نیچه و برویری که یالوم در خیال پرورده ، یعنی دو مردی که سرچشمهی گرفتاریهای ذهنیشان مشکل در برقراری ارتباط با جنس مخالف است ، می توانند برای همدیگر پیشمزهای از ابرانسان باشند ؟
دو تن با چشمهای نزدیکبین که تنها به خود می نگرند و از سطح خود فراتر نمی روند ، آیا میتوانند بیننده و نگارندهی " دورترین آینده " باشند و به قول نیچه هزارهها را چون موم در چنگ خود بفشارند ؟
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_صوتی
📚 #وقتی_نیچه_گریست
✍🏻 نویسنده : #اروین_یالوم
این نمایش بر اساس رمان « وقتی نیچه گریست»، نوشته اروین یالوم، تهیه شده است.
این اثر هنری، با هدف آموزش مسائل روانشناسی به پزشکان و روانشناسان، نوشته شده و روش های روان درمانی را در سال های آخر دهه ۸۰ قرن ۱۹، به زیبایی در قالب رمان بین کرده است
وقتی نیچه گریست به انگلیسیWhen Nietzsche Wept یکی از نامدارترین رمانهای روانشناختیِ اروین یالوم است که در سال ۱۹۹۲ به زبان انگلیسی نوشته شد. اروین یالوم، روانپزشکِ هستیگرا، استاد بازنشسته ی روانپزشکیِ دانشگاه استنفورد و نویسنده ی شماری از نامدارترین رمانهای روانشناختی است. این رمان، دیدار خیالیِ فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، و یوزف برویر، پزشکِ وینی را روایت میکند. رویدادهای رمان در سال ۱۸۸۲ در شهر وینِ اتریش رخ میدهند و این رمان در واقع روایتی است از تاریخِ برهمکنشِ فلسفهو روانکاوی و رویارویی خیالی برخی از مهم ترین چهره های دهه های پایانی قرن نوزدهم همچون فریدریش نیچه، یوزف برویر و زیگموند فروید...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚 #وقتی_نیچه_گریست
✍🏻 نویسنده : #اروین_یالوم
این نمایش بر اساس رمان « وقتی نیچه گریست»، نوشته اروین یالوم، تهیه شده است.
این اثر هنری، با هدف آموزش مسائل روانشناسی به پزشکان و روانشناسان، نوشته شده و روش های روان درمانی را در سال های آخر دهه ۸۰ قرن ۱۹، به زیبایی در قالب رمان بین کرده است
وقتی نیچه گریست به انگلیسیWhen Nietzsche Wept یکی از نامدارترین رمانهای روانشناختیِ اروین یالوم است که در سال ۱۹۹۲ به زبان انگلیسی نوشته شد. اروین یالوم، روانپزشکِ هستیگرا، استاد بازنشسته ی روانپزشکیِ دانشگاه استنفورد و نویسنده ی شماری از نامدارترین رمانهای روانشناختی است. این رمان، دیدار خیالیِ فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی، و یوزف برویر، پزشکِ وینی را روایت میکند. رویدادهای رمان در سال ۱۸۸۲ در شهر وینِ اتریش رخ میدهند و این رمان در واقع روایتی است از تاریخِ برهمکنشِ فلسفهو روانکاوی و رویارویی خیالی برخی از مهم ترین چهره های دهه های پایانی قرن نوزدهم همچون فریدریش نیچه، یوزف برویر و زیگموند فروید...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
مرگ بهیادمان میآورد که هستی را نمیتوان به تعویق انداخت. و اینکه هنوز زمان برای زندگیکردن باقیست. اگر بخت آنقدر با کسی یار باشد که با مرگ خود رودررو شود و زندگی را بهصورت «امکان ممکن» (کیرکگور) تجربه کند و مرگ را «ناممکنشدن هر امکان دیگر» (هایدگر) بداند، در آن صورت متوجه میشود که تا زمانی که زنده است، هنوز امکان برایش وجود دارد میتواند زندگیاش را تغییر دهد ولی تا ــ فقط تا ــ آخرین لحظهی زنده بودن.
رواندرمانی اگزیستانسیال
✍️اروین یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
مرگ بهیادمان میآورد که هستی را نمیتوان به تعویق انداخت. و اینکه هنوز زمان برای زندگیکردن باقیست. اگر بخت آنقدر با کسی یار باشد که با مرگ خود رودررو شود و زندگی را بهصورت «امکان ممکن» (کیرکگور) تجربه کند و مرگ را «ناممکنشدن هر امکان دیگر» (هایدگر) بداند، در آن صورت متوجه میشود که تا زمانی که زنده است، هنوز امکان برایش وجود دارد میتواند زندگیاش را تغییر دهد ولی تا ــ فقط تا ــ آخرین لحظهی زنده بودن.
رواندرمانی اگزیستانسیال
✍️اروین یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#مرگ
به ورق زدن ادامه داد تا به دو عبارتی رسید که با رنگ صورتی شبنما مشخصشان کرده بود: «به تمامی بزی.» «بهنگام بمیر.»
اینها درست به هدف زدند. هستیتان را به تمامی زندگی کنید؛ بعد از آن بمیرید.
هیچ زندگی نازیستهای پشت سر باقی نگذارید.
جولیوس بیشتر اوقات گفتههای نیچه را به آزمون رورشاخ تشبيه می کرد؛
این گفته ها آن قدر دیدگاه متضاد عرضه میکند که وضعیت روانی خواننده تعیین میکند چه برداشتی از آنها داشته باشد.
اکنون او با وضعیت روانی کاملا متفاوتی این جملات را میخواند.
حضور مرگ، او را به خوانشی متفاوت و روشنگر وامیداشت.
▫️فلسفه شوپنهاور
▫️▫️اروین یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#مرگ
به ورق زدن ادامه داد تا به دو عبارتی رسید که با رنگ صورتی شبنما مشخصشان کرده بود: «به تمامی بزی.» «بهنگام بمیر.»
اینها درست به هدف زدند. هستیتان را به تمامی زندگی کنید؛ بعد از آن بمیرید.
هیچ زندگی نازیستهای پشت سر باقی نگذارید.
جولیوس بیشتر اوقات گفتههای نیچه را به آزمون رورشاخ تشبيه می کرد؛
این گفته ها آن قدر دیدگاه متضاد عرضه میکند که وضعیت روانی خواننده تعیین میکند چه برداشتی از آنها داشته باشد.
اکنون او با وضعیت روانی کاملا متفاوتی این جملات را میخواند.
حضور مرگ، او را به خوانشی متفاوت و روشنگر وامیداشت.
▫️فلسفه شوپنهاور
▫️▫️اروین یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#فلسفه
مارتین هایدگر
✍️اروین یالوم
هایدگر معتقد است در دنیا دو وجه اساسی برای هستی وجود دارد:
مرتبه فراموشی هستی
مرتبه اندیشیدن به هستی
وقتی فرد در مرتبه فراموشی هستی است، در دنیای اشیا می زید و خود را در سرگرمی های زندگی غرقه میکند: لذا به پایین کشیده می شود تا هم مرتبه ی اهداف بی ارزش شود و در آنها غرق گردد.
در این حالت، فرد خود را تسلیم دنیای روزمره و دلواپسی برای شیوه ی وجودِ چیزها میکند.
اما در مرتبه اندیشیدن به هستی: شگفتیِ فرد تنها در شیوه وجود چیزها خلاصه نمیشود. زیستن در این مرتبه به معنای آگاهی دائمی از هستی است. در این مرحله فرد متوجه مسئولیتش در قبال وجودِ خویش میگردد و از آنجا که فقط در مرتبه ی هستی شناختی ست که فرد با خود-آفرینندگیِ خویش در تماس است، تنها در همین جاست که نیروی تغییر خویش را به چنگ می آورد.
بی شک یک چنین امر مهمی جز با خواندن، آموختن و اندیشیدن حاصل نمیگردد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#فلسفه
مارتین هایدگر
✍️اروین یالوم
هایدگر معتقد است در دنیا دو وجه اساسی برای هستی وجود دارد:
مرتبه فراموشی هستی
مرتبه اندیشیدن به هستی
وقتی فرد در مرتبه فراموشی هستی است، در دنیای اشیا می زید و خود را در سرگرمی های زندگی غرقه میکند: لذا به پایین کشیده می شود تا هم مرتبه ی اهداف بی ارزش شود و در آنها غرق گردد.
در این حالت، فرد خود را تسلیم دنیای روزمره و دلواپسی برای شیوه ی وجودِ چیزها میکند.
اما در مرتبه اندیشیدن به هستی: شگفتیِ فرد تنها در شیوه وجود چیزها خلاصه نمیشود. زیستن در این مرتبه به معنای آگاهی دائمی از هستی است. در این مرحله فرد متوجه مسئولیتش در قبال وجودِ خویش میگردد و از آنجا که فقط در مرتبه ی هستی شناختی ست که فرد با خود-آفرینندگیِ خویش در تماس است، تنها در همین جاست که نیروی تغییر خویش را به چنگ می آورد.
بی شک یک چنین امر مهمی جز با خواندن، آموختن و اندیشیدن حاصل نمیگردد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#مسئله_اسپینوزا
✍️ نویسنده #اروین_یالوم
■ اروین یالوم، نویسنده ای که کتاب های مشهور زیادی دارد. کتاب #وقتی_نیچه_گریست یکی دیگر از کتاب های خوب و معروف او می باشد.
■ #باروخ_اسپینوزا انگشت بزرگه ى تاریخِ تفکر است، فیلسوفى که تنها بود، از جامعه ى یهودیان طرد شده بود، مسیحیان کتاب هایش را توقیف کرده بودند و فیلسوفى که جهان را تغییر داد.
اسپینوزا، فیلسوف هلندى، یکى از بزرگترین خردگرایان غرب همچنین زمینه ساز ظهور نقد مذهبى بود.
پدرش در کودکى او را به کنیسه می سپارد تا آداب و دانش یهودى را بیاموزد. در حالیکه همه گمان میکنند، ذهن درخشان و هوش سرشار او، آینده اى ناب در قالب یک خاخام را برایش رقم مى زند او شروع به قضاوت فلسفى آموزه هاى یهود مى کند.
این حرکت او سبب سست شدن بنیان هاى قدرت خاخام ها در جامعه ى یهود مى شود، بنابراین بلافاصله از سوى جامعه ى یهود تکفیر و طرد مى شود.
درباره رمان مسئله ى اسپینوزا
از نحوه ى زندگى و گذران عمرِ بسیار کوتاه این فیلسوف بزرگ که به “شاهزاده ى فلسفه” مشهور است، مستندات بسیار کمى باقى است، اما اروین یالوم با دقتى بسیار، با همان اندک اطلاعات موجود توانسته به زیبایى گوشه هایى از زندگى و فلسفه ى اسپینوزا را به تصویر بکشد.
در فصل هایى دیگر، یالوم به روایت بخشى از تاریخ حزب نازى می پردازد و زندگى و اندیشه هاى آلفرت روزنبرگ، یهودستیز بزرگ و نظریه پرداز و مغر متفکر حزب نازى را به تصویر مى کشد.
روایت هماهنگ و هم آواى این دو زندگى، باعث میشود هارمونى زیبایى شکل بگیرد که کتاب را براى خواننده بسیار جذاب مى کند.
یالوم توانسته با آفرینش پرسوناژهایى در قالب یک روان درمانگر، زیر و بم هاى روحى این دو شخصیت را بیرون بکشد. مکالمات اسپینوزا با فرانکو در نقش یک همراه که قضاوت نمى کند، دوست و مشاور که در دستگاه خاخامى نقشى ویژه دارد اما همچنان نظرات اسپینوزا را با دقت و بدون جبهه گیرى به گوش جان مى شنود، همچنین حضور دکتر روانکاو در کنار آلفرت که او را در واکاوى عقده ى یهودستیزى اش یارى مى کند، نمونه هاى بسیار خوبى از این روانشناسان همراه هستند که در زمینه ى داستان به شخصیت هاى اصلى اجازه ى بروز مى دهند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#مسئله_اسپینوزا
✍️ نویسنده #اروین_یالوم
■ اروین یالوم، نویسنده ای که کتاب های مشهور زیادی دارد. کتاب #وقتی_نیچه_گریست یکی دیگر از کتاب های خوب و معروف او می باشد.
■ #باروخ_اسپینوزا انگشت بزرگه ى تاریخِ تفکر است، فیلسوفى که تنها بود، از جامعه ى یهودیان طرد شده بود، مسیحیان کتاب هایش را توقیف کرده بودند و فیلسوفى که جهان را تغییر داد.
اسپینوزا، فیلسوف هلندى، یکى از بزرگترین خردگرایان غرب همچنین زمینه ساز ظهور نقد مذهبى بود.
پدرش در کودکى او را به کنیسه می سپارد تا آداب و دانش یهودى را بیاموزد. در حالیکه همه گمان میکنند، ذهن درخشان و هوش سرشار او، آینده اى ناب در قالب یک خاخام را برایش رقم مى زند او شروع به قضاوت فلسفى آموزه هاى یهود مى کند.
این حرکت او سبب سست شدن بنیان هاى قدرت خاخام ها در جامعه ى یهود مى شود، بنابراین بلافاصله از سوى جامعه ى یهود تکفیر و طرد مى شود.
درباره رمان مسئله ى اسپینوزا
از نحوه ى زندگى و گذران عمرِ بسیار کوتاه این فیلسوف بزرگ که به “شاهزاده ى فلسفه” مشهور است، مستندات بسیار کمى باقى است، اما اروین یالوم با دقتى بسیار، با همان اندک اطلاعات موجود توانسته به زیبایى گوشه هایى از زندگى و فلسفه ى اسپینوزا را به تصویر بکشد.
در فصل هایى دیگر، یالوم به روایت بخشى از تاریخ حزب نازى می پردازد و زندگى و اندیشه هاى آلفرت روزنبرگ، یهودستیز بزرگ و نظریه پرداز و مغر متفکر حزب نازى را به تصویر مى کشد.
روایت هماهنگ و هم آواى این دو زندگى، باعث میشود هارمونى زیبایى شکل بگیرد که کتاب را براى خواننده بسیار جذاب مى کند.
یالوم توانسته با آفرینش پرسوناژهایى در قالب یک روان درمانگر، زیر و بم هاى روحى این دو شخصیت را بیرون بکشد. مکالمات اسپینوزا با فرانکو در نقش یک همراه که قضاوت نمى کند، دوست و مشاور که در دستگاه خاخامى نقشى ویژه دارد اما همچنان نظرات اسپینوزا را با دقت و بدون جبهه گیرى به گوش جان مى شنود، همچنین حضور دکتر روانکاو در کنار آلفرت که او را در واکاوى عقده ى یهودستیزى اش یارى مى کند، نمونه هاى بسیار خوبى از این روانشناسان همراه هستند که در زمینه ى داستان به شخصیت هاى اصلى اجازه ى بروز مى دهند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فلسفه
هایدگر برای توصیف موقعیتی که فرد حس آشنا بودن با جهان را در آن از دست می دهد، اصطلاح «غريب» (در خانه نبودن) را به کار می برد. هایدگر معتقد است وقتی فرد (دازاین) کاملا در گیر جهانی با ظاهری آشناست و ارتباطش را با موقعیت اگزیستانسیالش از دست داده، در حالت روزمره و گمراه قرار دارد.
اضطراب راهنماییست که او را به وسیلهی غربت آگاهی از تنهایی و پوچی به راه باز می گرداند
وقتی از این گمراه می شود، اضطراب با جذب او به «جهان»، به راه باز می گرداندش، آشنایی روزمره فرو می ریزد.
موجود درونی به حالت اگزیستانسیال «در خانه
نبودن» قدم می نهد. منظورمان از «غربت» چیزی جز این نیست.
هایدگر در جای دیگری می گوید وقتی انسان از «جذب شدن در دنیا» باز می آید و اشيا از معنای خود تهی می شوند، هنگام رویارویی با تنهایی، پوچی و بی رحمی جهان، اضطراب را تجربه می کند؟
پس ما برای گریز از غربت، جهان را به عنوان میبینیم و خود را مجذوب گمراهیهایی می کنیم که ما یا - جهان ظواهر - پدید آورده است.
دلهرهی نهایی زمانی اتفاق میافتد که ما با نیستی روبه رو می شویم.
در مواجهه با نیستی، هیچ چیز و هیچ موجودی نمی تواند کمکمان کند؛ این همان لحظهای ست که ما تنهایی اگزیستانسیال را به تمامی تجربه می کنیم.
کیرکگور و هایدگر هردو دلباخته ی بازی با واژهی نیستی، بوده اند. بشر از چه می هراسد؟ از هیچ چیز [هیچی ].
▫️رواندرمانی اگزیستانسیال
▫️▫️اروین یالوم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#فلسفه
هایدگر برای توصیف موقعیتی که فرد حس آشنا بودن با جهان را در آن از دست می دهد، اصطلاح «غريب» (در خانه نبودن) را به کار می برد. هایدگر معتقد است وقتی فرد (دازاین) کاملا در گیر جهانی با ظاهری آشناست و ارتباطش را با موقعیت اگزیستانسیالش از دست داده، در حالت روزمره و گمراه قرار دارد.
اضطراب راهنماییست که او را به وسیلهی غربت آگاهی از تنهایی و پوچی به راه باز می گرداند
وقتی از این گمراه می شود، اضطراب با جذب او به «جهان»، به راه باز می گرداندش، آشنایی روزمره فرو می ریزد.
موجود درونی به حالت اگزیستانسیال «در خانه
نبودن» قدم می نهد. منظورمان از «غربت» چیزی جز این نیست.
هایدگر در جای دیگری می گوید وقتی انسان از «جذب شدن در دنیا» باز می آید و اشيا از معنای خود تهی می شوند، هنگام رویارویی با تنهایی، پوچی و بی رحمی جهان، اضطراب را تجربه می کند؟
پس ما برای گریز از غربت، جهان را به عنوان میبینیم و خود را مجذوب گمراهیهایی می کنیم که ما یا - جهان ظواهر - پدید آورده است.
دلهرهی نهایی زمانی اتفاق میافتد که ما با نیستی روبه رو می شویم.
در مواجهه با نیستی، هیچ چیز و هیچ موجودی نمی تواند کمکمان کند؛ این همان لحظهای ست که ما تنهایی اگزیستانسیال را به تمامی تجربه می کنیم.
کیرکگور و هایدگر هردو دلباخته ی بازی با واژهی نیستی، بوده اند. بشر از چه می هراسد؟ از هیچ چیز [هیچی ].
▫️رواندرمانی اگزیستانسیال
▫️▫️اروین یالوم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فلسفه
▫️▫️#پوچی
▫️▫️رواندرمانی اگزیستانسیال
▫️▫️▫️اروین یالوم
فرانکل که همه ی زندگی حرفه ای اش را وقف مطالعهی رویکرد اگزیستانسیال به درمان کرد، به وضوح به این نتیجه رسید که فقدان معنا مهمترین فشار روانی اگزیستانسیال به شمار می آید.
از دیدگاه او، روان نژندی اگزیستانسیال معادل بحران بی معنایی یا پوچیست.
روان درمانگران دیگر هم در این عقیده سهیمند. برای مثال سالواتوره مادی در رساله ی تحسین برانگیزش دربارهی جستوجوی معنا می گوید «ناخوشی اگزیستانسیال» در «ناکامی همه جانبه در جست و جو برای معنای زندگی» ریشه دارد.
مادی یک «روان نژندی اگزیستانسیال» را توصیف می کند که محتوای شناخت آن «بی معنایی یا ناتوانی مزمن در باور حقیقت، اهمیت، سودمندی یا ارزش همهی آن کارهاییست که فرد درگیر آنها شده یا تصور انجامشان را داشته است.»
بنجامین ولمن نیز روان نژندی اگزیستانسیال را همین گونه تعریف می کند: "ناکامی در یافتن معنای زندگی، این احساس که فرد چیزی ندارد که به خاطرش زندگی کند ، یا بجنگد، چیزی ندارد که امیدی به آن داشته باشد ... ناتوانی در یافتن هدف یا جهتی در زندگی، این احساس که گرچه افراد در کارشان عرق می ریزند، چیزی ندارند که از ته دل بخواهندش."
نیکلاس هابز با این نظر موافق است: «فرهنگ امروزی اغلب روان نژندیهایی پدید می آورد که با آنچه فروید توصیف کرده، متفاوت است.
• ویژگی روان نژندی های امروزی دیگر واپس رانی و تبدیل نیست ... فقدان بینش هم نیست بلکه فقدان درک هدف و معنای زندگی ست.•
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#فلسفه
▫️▫️#پوچی
▫️▫️رواندرمانی اگزیستانسیال
▫️▫️▫️اروین یالوم
فرانکل که همه ی زندگی حرفه ای اش را وقف مطالعهی رویکرد اگزیستانسیال به درمان کرد، به وضوح به این نتیجه رسید که فقدان معنا مهمترین فشار روانی اگزیستانسیال به شمار می آید.
از دیدگاه او، روان نژندی اگزیستانسیال معادل بحران بی معنایی یا پوچیست.
روان درمانگران دیگر هم در این عقیده سهیمند. برای مثال سالواتوره مادی در رساله ی تحسین برانگیزش دربارهی جستوجوی معنا می گوید «ناخوشی اگزیستانسیال» در «ناکامی همه جانبه در جست و جو برای معنای زندگی» ریشه دارد.
مادی یک «روان نژندی اگزیستانسیال» را توصیف می کند که محتوای شناخت آن «بی معنایی یا ناتوانی مزمن در باور حقیقت، اهمیت، سودمندی یا ارزش همهی آن کارهاییست که فرد درگیر آنها شده یا تصور انجامشان را داشته است.»
بنجامین ولمن نیز روان نژندی اگزیستانسیال را همین گونه تعریف می کند: "ناکامی در یافتن معنای زندگی، این احساس که فرد چیزی ندارد که به خاطرش زندگی کند ، یا بجنگد، چیزی ندارد که امیدی به آن داشته باشد ... ناتوانی در یافتن هدف یا جهتی در زندگی، این احساس که گرچه افراد در کارشان عرق می ریزند، چیزی ندارند که از ته دل بخواهندش."
نیکلاس هابز با این نظر موافق است: «فرهنگ امروزی اغلب روان نژندیهایی پدید می آورد که با آنچه فروید توصیف کرده، متفاوت است.
• ویژگی روان نژندی های امروزی دیگر واپس رانی و تبدیل نیست ... فقدان بینش هم نیست بلکه فقدان درک هدف و معنای زندگی ست.•
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
مهم نیست چقدر به دیگران نزدیکیم،
مهم این است کە هر کس
باید به تنهایی با زندگی روبرو شود ...
📕 #من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
✍️ #اروین_د_یالوم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مهم نیست چقدر به دیگران نزدیکیم،
مهم این است کە هر کس
باید به تنهایی با زندگی روبرو شود ...
📕 #من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
✍️ #اروین_د_یالوم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
قشنگ ترین نصیحتی که تو زندگیم شنیدم نصیحت اروین یالوم به دخترش بوده؛
"تو فقط یکبار زندگی میکنی. از تمام ذرات این پدیدهٔ شگفتانگیز که بهش هوشیاری میگوییم، لذت ببر و خودت رو توی حسرت و پشیمونی چیزی که قبلاً داشتی غرق نکن..."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
قشنگ ترین نصیحتی که تو زندگیم شنیدم نصیحت اروین یالوم به دخترش بوده؛
"تو فقط یکبار زندگی میکنی. از تمام ذرات این پدیدهٔ شگفتانگیز که بهش هوشیاری میگوییم، لذت ببر و خودت رو توی حسرت و پشیمونی چیزی که قبلاً داشتی غرق نکن..."
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هرچه عمیقتر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیقتر رنج میبری.
#_اروین_یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
هرچه عمیقتر به زندگی بنگری به همان مقدار هم عمیقتر رنج میبری.
#_اروین_یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity