🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
زنی
که شعاع عاشقانه هایش را
با ستاره ها تقسیم
کرده است٬
به هیچ شکلی رام نخواهد شد
مگر با بوسه ای
در دل یک شعر عاشقانه.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
زنی
که شعاع عاشقانه هایش را
با ستاره ها تقسیم
کرده است٬
به هیچ شکلی رام نخواهد شد
مگر با بوسه ای
در دل یک شعر عاشقانه.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ششعر_جهان
دیوارهای شهر به من گفتند
یا تو را فراموش کنم و یا بمیرم
عشق ما را جز عشق آرام نمیبخشد
پس این دل را سکوت اولیتر است
آسمان، در تبعیدگاه من
در شهرم، میبارد
و ز تو نه خبر تازهای دارم نه نامهای
هدیهی من برای تو
که شعلهی آتش کوچک منی
دو بوسه است
پس به رغم زندانهای زمین
دستت را به سوی من دراز کن
دو دستت را
چرا که من غمگینم
و آسمان در دل و در شهر میبارد
▫️ شعری از عبدالوهاب بیاتی
▫️ برگردان به پارسی: محبوبه افشاری
#عکس: جک دیوسن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ششعر_جهان
دیوارهای شهر به من گفتند
یا تو را فراموش کنم و یا بمیرم
عشق ما را جز عشق آرام نمیبخشد
پس این دل را سکوت اولیتر است
آسمان، در تبعیدگاه من
در شهرم، میبارد
و ز تو نه خبر تازهای دارم نه نامهای
هدیهی من برای تو
که شعلهی آتش کوچک منی
دو بوسه است
پس به رغم زندانهای زمین
دستت را به سوی من دراز کن
دو دستت را
چرا که من غمگینم
و آسمان در دل و در شهر میبارد
▫️ شعری از عبدالوهاب بیاتی
▫️ برگردان به پارسی: محبوبه افشاری
#عکس: جک دیوسن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
«هوای تازه»
.
.
جِلو خودم را نگاه کردم
در جمعیت تو را دیدم
میان گندم ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همهٔ سفرهایم
در عمق همهٔ عذابهایم
در خم همهٔ خندههایم
که از آب و آتش سر در میآورد.
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانهام تو را دیدم
در آغوش خویش تو را دیدم
در رؤیاهایم تو را دیدم
دیگر تَرکَت نخواهم کرد...
.
.
📷بوسه ی شاعرِ بزرگ مکتب #سوررآلیسم #پل_الوار بر روی پیشانی همسرِ خود #ماریا_بنز / عکس: #من_ری حدود سال ۱۹۳۵
Air Vif
J'ai regardé devant moi
Dans la foule je t'ai vue
Parmi les blés je t'ai vue
Sous un arbre je t'ai vue
Au bout de tous mes voyages
Au fond de tous mes tourments
Au tournant de tous les rires
Sortant de l'eau et du feu
L'été l'hiver je t'ai vue
Dans ma maison je t'ai vue
Entre mes bras je t'ai vue
Dans mes rêves je t'ai vue
Je ne te quitterai plus.
.
.
#PaulEluard
#mariabenz
#Nusch
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
«هوای تازه»
.
.
جِلو خودم را نگاه کردم
در جمعیت تو را دیدم
میان گندم ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همهٔ سفرهایم
در عمق همهٔ عذابهایم
در خم همهٔ خندههایم
که از آب و آتش سر در میآورد.
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانهام تو را دیدم
در آغوش خویش تو را دیدم
در رؤیاهایم تو را دیدم
دیگر تَرکَت نخواهم کرد...
.
.
📷بوسه ی شاعرِ بزرگ مکتب #سوررآلیسم #پل_الوار بر روی پیشانی همسرِ خود #ماریا_بنز / عکس: #من_ری حدود سال ۱۹۳۵
Air Vif
J'ai regardé devant moi
Dans la foule je t'ai vue
Parmi les blés je t'ai vue
Sous un arbre je t'ai vue
Au bout de tous mes voyages
Au fond de tous mes tourments
Au tournant de tous les rires
Sortant de l'eau et du feu
L'été l'hiver je t'ai vue
Dans ma maison je t'ai vue
Entre mes bras je t'ai vue
Dans mes rêves je t'ai vue
Je ne te quitterai plus.
.
.
#PaulEluard
#mariabenz
#Nusch
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تندیس
#تندیس_مرمری رومی از یک جفت سگ تازی که با هم بازی میکنند (قرن اول یا دوم میلادی)
رومی ها سگ های تازی خود را از یونانیها یا کِلتیها میخریدند تا بتوانند در مراسم شکارهای خود از آنها استفاده کنند. نویسندگان رومی مانند پوبلیوس اوویدیوس ناسو (اووید) و لوسیوس فلاویوس آریان از آن ها به عنوان سگ های کِلتی یاد میکنند. (در نقوش به جا مانده) همراه برخی از خدایان رومیها، سگ های شکاری حضور داشتند. دیانا، نسخه رومی آرتمیس با سگ های شکاری، شکار خود را انجام میداد و مردم او را به عنوان یک خدای حامی حیوانات در نظر داشتند.
.
عشقی که رومیها به سگ هایشان داشتند را میتوان در مقبرههایی که برایشان ساختهاند دید. مقبره سگی متعلق به ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال بعد از میلاد دارای کتیبهای لاتین است که روی آن نوشته شده است: "سگ کوچولوی ما، تو را با اشک حمل کردهام، همانطور که پانزده سال پیش با شادی بیشتر این کار را انجام دادم. پس اکنون، پاتریس، دیگر تو نمیتوانی هزاران بوسه بر من بزنی و نه میتوانی خود را به من بچسبانی. تو سگ خوبی بودی و با غم و اندوه، تو را در قبر مرمرین قرار داده و برای همیشه با خودم پیوند دادم. تو با روشهای زیرکانهات مثل یک انسان بودی. ای پاتریس عزیز، همیشه عادت داشتی که سر میز غذا به سراغ ما بیایی و چاپلوسانه در آغوش ما تقاضای غذا کنی. تو عادت داشتی که جامی که با دستانم اغلب برای تو نگه میداشتم را حریصانه بلیسی و مرتباً با دم تکان دادنت از استاد خستهات استقبال میکردی."
نکته: در میان محبوبترین نژاد سگ در روم باستان، وِرتراگوس، سگ شکاری ای با سرعت و مهارت استثنایی بود که به خاطر زیبایی اش نیز ارزشمند بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تندیس
#تندیس_مرمری رومی از یک جفت سگ تازی که با هم بازی میکنند (قرن اول یا دوم میلادی)
رومی ها سگ های تازی خود را از یونانیها یا کِلتیها میخریدند تا بتوانند در مراسم شکارهای خود از آنها استفاده کنند. نویسندگان رومی مانند پوبلیوس اوویدیوس ناسو (اووید) و لوسیوس فلاویوس آریان از آن ها به عنوان سگ های کِلتی یاد میکنند. (در نقوش به جا مانده) همراه برخی از خدایان رومیها، سگ های شکاری حضور داشتند. دیانا، نسخه رومی آرتمیس با سگ های شکاری، شکار خود را انجام میداد و مردم او را به عنوان یک خدای حامی حیوانات در نظر داشتند.
.
عشقی که رومیها به سگ هایشان داشتند را میتوان در مقبرههایی که برایشان ساختهاند دید. مقبره سگی متعلق به ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال بعد از میلاد دارای کتیبهای لاتین است که روی آن نوشته شده است: "سگ کوچولوی ما، تو را با اشک حمل کردهام، همانطور که پانزده سال پیش با شادی بیشتر این کار را انجام دادم. پس اکنون، پاتریس، دیگر تو نمیتوانی هزاران بوسه بر من بزنی و نه میتوانی خود را به من بچسبانی. تو سگ خوبی بودی و با غم و اندوه، تو را در قبر مرمرین قرار داده و برای همیشه با خودم پیوند دادم. تو با روشهای زیرکانهات مثل یک انسان بودی. ای پاتریس عزیز، همیشه عادت داشتی که سر میز غذا به سراغ ما بیایی و چاپلوسانه در آغوش ما تقاضای غذا کنی. تو عادت داشتی که جامی که با دستانم اغلب برای تو نگه میداشتم را حریصانه بلیسی و مرتباً با دم تکان دادنت از استاد خستهات استقبال میکردی."
نکته: در میان محبوبترین نژاد سگ در روم باستان، وِرتراگوس، سگ شکاری ای با سرعت و مهارت استثنایی بود که به خاطر زیبایی اش نیز ارزشمند بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
▪️The Kiss _ 1907–1908
▪️Artist : Gustav Klimt
▪️Oil and gold leaf on canvas
▪️Dimensions : 180 cm × 180 cm (71 in × 71 in)
▪️Location : Österreichische Galerie Belvedere, Vienna, Austria
بوسه اثر گوستاو کلیمت یک نقاشی زیبا که به دلیل نقش های دقیقش شناخته شده است. این تابلوی معروف زن و شوهری را در آغوش گرفته اند و نمادی از عشق است. این به سبک هنر نو ساخته شده است که ترکیبی مجلل از رنگ ها و بافت ها را نیز دارد. از ورق طلا نیز به شدت در نقاشی استفاده شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
▪️The Kiss _ 1907–1908
▪️Artist : Gustav Klimt
▪️Oil and gold leaf on canvas
▪️Dimensions : 180 cm × 180 cm (71 in × 71 in)
▪️Location : Österreichische Galerie Belvedere, Vienna, Austria
بوسه اثر گوستاو کلیمت یک نقاشی زیبا که به دلیل نقش های دقیقش شناخته شده است. این تابلوی معروف زن و شوهری را در آغوش گرفته اند و نمادی از عشق است. این به سبک هنر نو ساخته شده است که ترکیبی مجلل از رنگ ها و بافت ها را نیز دارد. از ورق طلا نیز به شدت در نقاشی استفاده شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی🎨
در این تابلو همه چیز برگرد یک بوسه عاشقانه شکل گرفتهاست. مرد و زن در فضایی زرنگار و اثیری در برابر هم زانو زدهاند. مرد هم بر زن مسلط است و هم با بازوانی قوی او را در پناه گرفتهاست. روپوش مرد از نقشهای گوشهدار و «سخت» است، درحالیکه جامه زن از نقشهای مدور و «نرم» پوشیده شدهاست. فضای تابلو یکسره لخت و مجرد است و هیچ چیز از شرایط و موقعیت زن و مرد را روشن نمیکند. آنها تنها دو انسان عادی هستند که با دو اندام متفاوت در هم فرورفتهاند و میتوانند به هر زمانه و فرهنگی متعلق باشند. منتقدی این موقعیت را «تصویر بشریت» لقب دادهاست.
نام اثر: بوسه رنگ روغن روی بوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی🎨
در این تابلو همه چیز برگرد یک بوسه عاشقانه شکل گرفتهاست. مرد و زن در فضایی زرنگار و اثیری در برابر هم زانو زدهاند. مرد هم بر زن مسلط است و هم با بازوانی قوی او را در پناه گرفتهاست. روپوش مرد از نقشهای گوشهدار و «سخت» است، درحالیکه جامه زن از نقشهای مدور و «نرم» پوشیده شدهاست. فضای تابلو یکسره لخت و مجرد است و هیچ چیز از شرایط و موقعیت زن و مرد را روشن نمیکند. آنها تنها دو انسان عادی هستند که با دو اندام متفاوت در هم فرورفتهاند و میتوانند به هر زمانه و فرهنگی متعلق باشند. منتقدی این موقعیت را «تصویر بشریت» لقب دادهاست.
نام اثر: بوسه رنگ روغن روی بوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
❐ غزل غزلهای سلیمان ترجمهی احمد شاملو :
سرود دوم
" من گلسرخ شارون، نرگس خندان و سوسن درهام "
" چون سوسن دره درمیان خاروبنان ،
دلارام من در صف باکرگان هم از آن گونه است. "
" چون درخت سیب میان درختان جنگلی،
دلدار من در صف همگنان، هم از آن گونه است. دوست می دارم به سایه اش بنشینم.
و میوه اش در کام جانم چه گواراست !
دلدار من مرا به میکده رهنمون شده است
و بر سر من ، محبت ، درفش اوست
آه ! اینک منم از عشق نالان و، درمانده.
نیروهای مرا به گردههای کشمش تقویت دهید
و جان مرا به سیب عطر آگین تازه کنید
که من بیمار عشقم.
اینک نوجوان جمیلی که منش دوست می دارم !
دست چپش زیر سر من است
و بازوی راستش مرا تنگ می فشارد. "
" ای دختران اورشلیم ! شما را
به غزالان و ماده آهوان دشت سوگند می دهم دلارام مرا که خوش آرمیده است بیدار مکنید
و جز به ساعتی که او خود خواسته از خواب
برنیانگیزید."
" آواز محبوب من است این که می شنوم .
اینک اوست که از شتاب خویش شتابان است.
از بلندی ها و پشته ها جهان .
محبوب من آهو بچهئی نوسال است که شیر از پستان ماده غزالان می نوشد .
درپس دیوا ما ایستاده است
از دریچه نظاره می کند
و از پشت چفتهی تاک در من می نگرد،
محبوب من مرا آواز می دهد :
" برخیز ـ ای که عزیز منی و درچشم من زیبائی !
برخیز و بیا
نگاه کن که زمستان گریخته است. فصل بارانی به آخر رسیده است و گذشته ،
و روزگار سرود و دستان باز آمده است.
نگاه کن که گلها بر سراسر خاک رسته اند.
بهار نو باز می آید
و آواز قمری در ولایت ما شنیده می شود.
جوش سرخ میوهی نو بر انجیر بن نشسته است
و خوشههای به گل نشستهی تاک ، بوی خوش می پراکند.
برخیز و بیا ـ ای که عزیز منی ! - برخیز و بیا. برخیز، ای کبوتر من که در شکاف صخره ها لانه داری ، ای کبوتر من که در جای های بلند می نشینی !
بیا که مرا از دیدار روی خود شادمانی بخشی و ازشنیدن آواز خویش شکفته کنی.
که صدای تو دلربا است
و روی تو دلربا است
در برترین مقامی از دلربایی .
" دلدار من از آن من است و ، من از آن اویم، به تمامی.
همچون شبان جوانی که گله اش را در سوسن زاران به چرا می برد
و روباهان جوانسال، که تاکستان های پرگل را تاراج می کنند -
دلدار شاهوارم رمهی بوسه هایش را در سوسن زاران من به گردش می برد،
رمهی بوسه هایش را در تاکستان من به گردش می برد.
روبهکان را از برای من به دام افکنید !
شبان جوان را گرفته به سوی من آرید !
" به هنگامی که نسیم عطر آگین شامگاهی برمیآید
و سایه های دراز، برخاک، رنگ می شود
شتابان به سوی من آ، ای دلدار بیهمتای من !
شتابان به سوی من آ، ای شیرخوارهی ماده غزالان !
از دل کوهساران درهم و آبکندهای بتر، شتابان بسوی من آی ! "
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
❐ غزل غزلهای سلیمان ترجمهی احمد شاملو :
سرود دوم
" من گلسرخ شارون، نرگس خندان و سوسن درهام "
" چون سوسن دره درمیان خاروبنان ،
دلارام من در صف باکرگان هم از آن گونه است. "
" چون درخت سیب میان درختان جنگلی،
دلدار من در صف همگنان، هم از آن گونه است. دوست می دارم به سایه اش بنشینم.
و میوه اش در کام جانم چه گواراست !
دلدار من مرا به میکده رهنمون شده است
و بر سر من ، محبت ، درفش اوست
آه ! اینک منم از عشق نالان و، درمانده.
نیروهای مرا به گردههای کشمش تقویت دهید
و جان مرا به سیب عطر آگین تازه کنید
که من بیمار عشقم.
اینک نوجوان جمیلی که منش دوست می دارم !
دست چپش زیر سر من است
و بازوی راستش مرا تنگ می فشارد. "
" ای دختران اورشلیم ! شما را
به غزالان و ماده آهوان دشت سوگند می دهم دلارام مرا که خوش آرمیده است بیدار مکنید
و جز به ساعتی که او خود خواسته از خواب
برنیانگیزید."
" آواز محبوب من است این که می شنوم .
اینک اوست که از شتاب خویش شتابان است.
از بلندی ها و پشته ها جهان .
محبوب من آهو بچهئی نوسال است که شیر از پستان ماده غزالان می نوشد .
درپس دیوا ما ایستاده است
از دریچه نظاره می کند
و از پشت چفتهی تاک در من می نگرد،
محبوب من مرا آواز می دهد :
" برخیز ـ ای که عزیز منی و درچشم من زیبائی !
برخیز و بیا
نگاه کن که زمستان گریخته است. فصل بارانی به آخر رسیده است و گذشته ،
و روزگار سرود و دستان باز آمده است.
نگاه کن که گلها بر سراسر خاک رسته اند.
بهار نو باز می آید
و آواز قمری در ولایت ما شنیده می شود.
جوش سرخ میوهی نو بر انجیر بن نشسته است
و خوشههای به گل نشستهی تاک ، بوی خوش می پراکند.
برخیز و بیا ـ ای که عزیز منی ! - برخیز و بیا. برخیز، ای کبوتر من که در شکاف صخره ها لانه داری ، ای کبوتر من که در جای های بلند می نشینی !
بیا که مرا از دیدار روی خود شادمانی بخشی و ازشنیدن آواز خویش شکفته کنی.
که صدای تو دلربا است
و روی تو دلربا است
در برترین مقامی از دلربایی .
" دلدار من از آن من است و ، من از آن اویم، به تمامی.
همچون شبان جوانی که گله اش را در سوسن زاران به چرا می برد
و روباهان جوانسال، که تاکستان های پرگل را تاراج می کنند -
دلدار شاهوارم رمهی بوسه هایش را در سوسن زاران من به گردش می برد،
رمهی بوسه هایش را در تاکستان من به گردش می برد.
روبهکان را از برای من به دام افکنید !
شبان جوان را گرفته به سوی من آرید !
" به هنگامی که نسیم عطر آگین شامگاهی برمیآید
و سایه های دراز، برخاک، رنگ می شود
شتابان به سوی من آ، ای دلدار بیهمتای من !
شتابان به سوی من آ، ای شیرخوارهی ماده غزالان !
از دل کوهساران درهم و آبکندهای بتر، شتابان بسوی من آی ! "
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
به چه عضو تو زنم بوسه؟ نداند چه کند
بر سر سفرهٔ سلطان چو نشیند درویش
«مجمر اصفهانی»
از انحنای شانهات
پناه
میتابید بر فرازِ اندوه
و هجر را
مرهم
پیراهنِ معصومِ اشتیاق بود
از جامهٔ تقوا
در خرقهٔ پرهیز
طلوعِ عریانِ هشیاری
برخاست
بنشست
بیتکلف به خانهٔ حیرتِ مردمان
با برهنگی
که از حریرِ شرم، حیا میبرد
خونی به بلندای برف
شبی از پیشانیِ خورشید
و ژرفایی روشن
لبالب از شگفتی
حسرت را وسعت است
سخن
با تردید آمد
و هذیان از یقین
به چشمِ درویش
بر سرِ سفرهٔ سلطان
که از معراج
هبوط کردهاست.
▫️ شعری از معین جلالی
▫️ نقاشی: ویکتور گابریل گیلبرت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
به چه عضو تو زنم بوسه؟ نداند چه کند
بر سر سفرهٔ سلطان چو نشیند درویش
«مجمر اصفهانی»
از انحنای شانهات
پناه
میتابید بر فرازِ اندوه
و هجر را
مرهم
پیراهنِ معصومِ اشتیاق بود
از جامهٔ تقوا
در خرقهٔ پرهیز
طلوعِ عریانِ هشیاری
برخاست
بنشست
بیتکلف به خانهٔ حیرتِ مردمان
با برهنگی
که از حریرِ شرم، حیا میبرد
خونی به بلندای برف
شبی از پیشانیِ خورشید
و ژرفایی روشن
لبالب از شگفتی
حسرت را وسعت است
سخن
با تردید آمد
و هذیان از یقین
به چشمِ درویش
بر سرِ سفرهٔ سلطان
که از معراج
هبوط کردهاست.
▫️ شعری از معین جلالی
▫️ نقاشی: ویکتور گابریل گیلبرت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
بیاشتهایی از بدترین دردهاست، بخصوص وقتی سیر به دنیا میاین.
قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پر از خوراکی میکنن. پیش از اینکه درخواست کنین، بوسه میگیرین، قبل از اینکه پول درآرین خرج میکنین، اینا آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیاره.
برای ما بیاقبالها، چیزی که زندگی رو اشتهاآور میکنه، اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.
📒 مهمانسرای دو دنیا
#اریک_امانوئل_اشمیت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
بیاشتهایی از بدترین دردهاست، بخصوص وقتی سیر به دنیا میاین.
قبل از اینکه فریاد بزنین، دهنتون رو پر از خوراکی میکنن. پیش از اینکه درخواست کنین، بوسه میگیرین، قبل از اینکه پول درآرین خرج میکنین، اینا آدم رو خیلی اهل مبارزه بار نمیاره.
برای ما بیاقبالها، چیزی که زندگی رو اشتهاآور میکنه، اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست.
📒 مهمانسرای دو دنیا
#اریک_امانوئل_اشمیت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
با لبهام...
روی چشمهات...
علامت تعجب بگذارم؟
که هر وقت علامت خطر دید...
دلش بوسه بخواهد؟
میبوسمت...
و ماه میشوم بر سینهی تو...
آویخته به زنجیری که...
دستهای من است.
با خیالت...
زندگی میکنم...
و با خودت...
عاشقی...
#_عباس_معروفى
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
با لبهام...
روی چشمهات...
علامت تعجب بگذارم؟
که هر وقت علامت خطر دید...
دلش بوسه بخواهد؟
میبوسمت...
و ماه میشوم بر سینهی تو...
آویخته به زنجیری که...
دستهای من است.
با خیالت...
زندگی میکنم...
و با خودت...
عاشقی...
#_عباس_معروفى
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
گفتم دلم از تو بوسهای خواهانست
گفتا که بهای بوسهٔ ما جانست
#مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
گفتم دلم از تو بوسهای خواهانست
گفتا که بهای بوسهٔ ما جانست
#مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
💞 #سپندارمزگان در اشعار برخی از شاعران #ایرانزمین💚🤍❤️:
#سپندارمز پاسبان تو باد
ز خرداد روشنروان تو باد.
✍️ #فردوسی_توسی
چو خرم شد به شیرین جان خسرو
جهان میکرد عهد خرمی نو.
✍️ #نظامی_گنجوی
سپندارمز روز خیز ای نگار
سپند آر ما را و جام می آر.
می آر از پی آنکه بی می نشد
دلی شادمان و تنی شاد خوار.
سپند آر پی آنکه چشم بدان
بگرداند ایزد از این روزگار.
✍️ #مسعود_سعدسلمان
به شهریور اندر شوی شادخوار
کنی در سپندارمز کشت و کار.
✍️ #ملکالشعرا_بهار
روز اسپندارمزد ز اسفند ماه
دوستت دارم بگو با هر نگاه
دوستت دارم ز دریا بیشتر
از زمین و از کهکشانها بیشتر
دوستت دارم تو در جان منی
پارهای از جان ایران منی.
شاخهای گل پیش دلدارت ببر
بوسهای از گونهی یارت بخر
سیب سرخی هم فراهم آوریم
هر یکی یک بوسه بر رویش زنیم
کین نمادی گشته از اسفندگان
دوستت دارم فراوانتر ز جان.
دلبرم، ای ماه ایرانی نژاد
سرزمینت را مبر هرگز ز یاد
کین زمین جای سپند مهر بود
جای نیکویان روشن چهر بود
این چنین کن تا که چون بیمایگان
ره نپویی بر ره بیگانگان
سرزمیت را بکوش آباد کن
روز و شب از فر ایران یاد کن.
✍️ #سیاوش_تهرانی
سپندارمزگان بر تو فرخنده باد
ز شادی دل و جانت آکنده باد
ز بغدخت همواره مهر آفرین
به رامش دل و جان تو زنده باد
در این روز، ای بانوی پارسی
تو را بخت سالار و بد بنده باد
تو را زیست با شوی فرخنده خوی
بر اندازه باد و بر ازنده باد
سپندارمزگان که جشن زن است
لب مرد و زن هر دو پر خنده باد
در این جشن فرخنده، بیخ غمان
ز جان و دل هر دوان کنده باد
چو کندهست مرد و ستاکش زن است
خجسته (ستاک) و نکو کنده باد
هر آنکس که نشناخت ارج زنان
روانش نژند و تنش ژنده باد
هلا ای گرامی، گرانمایه زن
که مغز بد اندیش تو گنده باد
در این جشن(زروان) که نزد خدای
ز هر لغزشش پاک پرونده باد
بگوید بدین آریایی سرود
سپندارمز بر تو فرخنده باد.
✍️ #میرجلالالدین_کزازی🍷
جشن اسفند است و روزی خوش
کهن آیین نیک و شاد ایرانی
خاک در جنبش و زمین در جوش
جشن بانوی راد ایرانی
سال نو در کمین سال کهن
گاه جشن و زمان بیداریست
سبز پوشان خاک در راهند
زندگی در تن زمین جاریست
میستاییم و پاس میداریم
این کهن مام نرمخوی زمین
خاستگاه تمام آدمیان
ایرتن گاهوار مهر آیین
به جز آیین پاسداری خاک
سخن از روز زن بباید گفت
زان فروتن نماد زایش و مهر
شمع هر انجمن بباید گفت
خاک پر بار و بانوی دانا
از سپندارمز نشان دارد
مزدگیران فرا رسید و کنون
بر زنان شادی ارمغان آرد
زن نیکو به هر سرای که هست
شادی افزا و مجلس افروز است
آن وفا پیشهی نکو کردار
همچو خورشید تیرگی سوز است
با همه مهر و نازکیهایش
بار هستی به شانهها دارد
هر شرنگی به کام او ریزد
بهر آن چاره و دوا دارد
خاک و زن در جهان کج رفتار
تکیهگاه سپند انسانند
باد تا در پناه ایزد پاک
شاد زیوند و شادمان مانند.
✍️ #هما_ارژنگی🍷
یک گلی گفتا به زیبا دختری
ره مده بر خود که از گل برتری
هر کسی یک شاخه گل آرد بدست
شاد و خندان میشود چون بلبلی
گر روی در مجلسی یا محفلی
سرنشـین باشد در آن دسـته گلی
گفت آن دختر که من والاترم
از همه گل در جهان زیباترم
چون که آمد یک جوانی در میان
شیر مردی سررسید و گفت هان
هر دو دلدار بر و هر دو دلستان
یک به بلبل دیگری هر یک جوان
گل که در زیبایی عالم سر است
چهرهی دختر ز گل زیباتر است.
✍️ #اردشیر_ماندگاری
در ایران باستان گرفتند ایرانیان
به روز عشق جشن عاشقان
سپندارمزگان نهادند نامش که این
بشد جشن پیروزی عشق بر آز و کین
شمردند روزهای ماه را به سی
اهورا خوانند روز یک تا به سی
اهورا مزدا بود نام روز نخسـت
به دوم روز بهمن، اندیشه و تندرست
نهاندند نام روز سوم اردیبهـشت
بمعنای پاکی و راستی در سرشت
به چهارم روز نام شهریور گزیدند
به روز پنج سپندارمز را گشودند
سپندارمز جشن زمین و حب مادری
بورزد عشق بر کودکان چون گوهری
سپندارمز کنیه زمین و سرشت
نماد روز عشق بر زیبا و زشت
به هر ماه نام روز و ماه یکسان شدی
به شادی آن روز جشنی بر پا شدی
به ماه مهر همنام روز شانزده
گرفتند مهرگان جشن، بعد از پانزده
سپندارمز نماد زمین، چو نامیدند پنجم روز
مصادف به اسفند گردیدند آن ماه و روز
گرفتنـد جشن بزرگی دگر، که ایرانیان
خوش اندیشه و شاد زیستند چون قوم کیان
چنین بود که مردان در آن روزگار
به روز سپندارمز عاشق کردگار
به بانو دادند بوسه عشق، زینت و هدیه
به دختر عطا کرده از مهر پیرایهای مهدیه
به مهر و محبت، جشن و شادی در آن پردهها
در ایران باستان بود پایکوبی و رقصها
سـپندارمزگان گیرند آگاه ایرانیان
بیاموزند عشق را نه از غرب کز قوم کیان.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
💞 #سپندارمزگان در اشعار برخی از شاعران #ایرانزمین💚🤍❤️:
#سپندارمز پاسبان تو باد
ز خرداد روشنروان تو باد.
✍️ #فردوسی_توسی
چو خرم شد به شیرین جان خسرو
جهان میکرد عهد خرمی نو.
✍️ #نظامی_گنجوی
سپندارمز روز خیز ای نگار
سپند آر ما را و جام می آر.
می آر از پی آنکه بی می نشد
دلی شادمان و تنی شاد خوار.
سپند آر پی آنکه چشم بدان
بگرداند ایزد از این روزگار.
✍️ #مسعود_سعدسلمان
به شهریور اندر شوی شادخوار
کنی در سپندارمز کشت و کار.
✍️ #ملکالشعرا_بهار
روز اسپندارمزد ز اسفند ماه
دوستت دارم بگو با هر نگاه
دوستت دارم ز دریا بیشتر
از زمین و از کهکشانها بیشتر
دوستت دارم تو در جان منی
پارهای از جان ایران منی.
شاخهای گل پیش دلدارت ببر
بوسهای از گونهی یارت بخر
سیب سرخی هم فراهم آوریم
هر یکی یک بوسه بر رویش زنیم
کین نمادی گشته از اسفندگان
دوستت دارم فراوانتر ز جان.
دلبرم، ای ماه ایرانی نژاد
سرزمینت را مبر هرگز ز یاد
کین زمین جای سپند مهر بود
جای نیکویان روشن چهر بود
این چنین کن تا که چون بیمایگان
ره نپویی بر ره بیگانگان
سرزمیت را بکوش آباد کن
روز و شب از فر ایران یاد کن.
✍️ #سیاوش_تهرانی
سپندارمزگان بر تو فرخنده باد
ز شادی دل و جانت آکنده باد
ز بغدخت همواره مهر آفرین
به رامش دل و جان تو زنده باد
در این روز، ای بانوی پارسی
تو را بخت سالار و بد بنده باد
تو را زیست با شوی فرخنده خوی
بر اندازه باد و بر ازنده باد
سپندارمزگان که جشن زن است
لب مرد و زن هر دو پر خنده باد
در این جشن فرخنده، بیخ غمان
ز جان و دل هر دوان کنده باد
چو کندهست مرد و ستاکش زن است
خجسته (ستاک) و نکو کنده باد
هر آنکس که نشناخت ارج زنان
روانش نژند و تنش ژنده باد
هلا ای گرامی، گرانمایه زن
که مغز بد اندیش تو گنده باد
در این جشن(زروان) که نزد خدای
ز هر لغزشش پاک پرونده باد
بگوید بدین آریایی سرود
سپندارمز بر تو فرخنده باد.
✍️ #میرجلالالدین_کزازی🍷
جشن اسفند است و روزی خوش
کهن آیین نیک و شاد ایرانی
خاک در جنبش و زمین در جوش
جشن بانوی راد ایرانی
سال نو در کمین سال کهن
گاه جشن و زمان بیداریست
سبز پوشان خاک در راهند
زندگی در تن زمین جاریست
میستاییم و پاس میداریم
این کهن مام نرمخوی زمین
خاستگاه تمام آدمیان
ایرتن گاهوار مهر آیین
به جز آیین پاسداری خاک
سخن از روز زن بباید گفت
زان فروتن نماد زایش و مهر
شمع هر انجمن بباید گفت
خاک پر بار و بانوی دانا
از سپندارمز نشان دارد
مزدگیران فرا رسید و کنون
بر زنان شادی ارمغان آرد
زن نیکو به هر سرای که هست
شادی افزا و مجلس افروز است
آن وفا پیشهی نکو کردار
همچو خورشید تیرگی سوز است
با همه مهر و نازکیهایش
بار هستی به شانهها دارد
هر شرنگی به کام او ریزد
بهر آن چاره و دوا دارد
خاک و زن در جهان کج رفتار
تکیهگاه سپند انسانند
باد تا در پناه ایزد پاک
شاد زیوند و شادمان مانند.
✍️ #هما_ارژنگی🍷
یک گلی گفتا به زیبا دختری
ره مده بر خود که از گل برتری
هر کسی یک شاخه گل آرد بدست
شاد و خندان میشود چون بلبلی
گر روی در مجلسی یا محفلی
سرنشـین باشد در آن دسـته گلی
گفت آن دختر که من والاترم
از همه گل در جهان زیباترم
چون که آمد یک جوانی در میان
شیر مردی سررسید و گفت هان
هر دو دلدار بر و هر دو دلستان
یک به بلبل دیگری هر یک جوان
گل که در زیبایی عالم سر است
چهرهی دختر ز گل زیباتر است.
✍️ #اردشیر_ماندگاری
در ایران باستان گرفتند ایرانیان
به روز عشق جشن عاشقان
سپندارمزگان نهادند نامش که این
بشد جشن پیروزی عشق بر آز و کین
شمردند روزهای ماه را به سی
اهورا خوانند روز یک تا به سی
اهورا مزدا بود نام روز نخسـت
به دوم روز بهمن، اندیشه و تندرست
نهاندند نام روز سوم اردیبهـشت
بمعنای پاکی و راستی در سرشت
به چهارم روز نام شهریور گزیدند
به روز پنج سپندارمز را گشودند
سپندارمز جشن زمین و حب مادری
بورزد عشق بر کودکان چون گوهری
سپندارمز کنیه زمین و سرشت
نماد روز عشق بر زیبا و زشت
به هر ماه نام روز و ماه یکسان شدی
به شادی آن روز جشنی بر پا شدی
به ماه مهر همنام روز شانزده
گرفتند مهرگان جشن، بعد از پانزده
سپندارمز نماد زمین، چو نامیدند پنجم روز
مصادف به اسفند گردیدند آن ماه و روز
گرفتنـد جشن بزرگی دگر، که ایرانیان
خوش اندیشه و شاد زیستند چون قوم کیان
چنین بود که مردان در آن روزگار
به روز سپندارمز عاشق کردگار
به بانو دادند بوسه عشق، زینت و هدیه
به دختر عطا کرده از مهر پیرایهای مهدیه
به مهر و محبت، جشن و شادی در آن پردهها
در ایران باستان بود پایکوبی و رقصها
سـپندارمزگان گیرند آگاه ایرانیان
بیاموزند عشق را نه از غرب کز قوم کیان.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
همیشه دوست داشتم بدانم
اولین بوسه چگونه شکل گرفت ؟
از روی هوس بود یا دوست داشتن محض ؟
چه حسی در دو طرف ایجاد کرد ؟
چگونه به دیگران سرایتش دادند و . . .
ای کاش سناریوی اولین بوسه را داشتم
گوستاو کلیمت نگاه ویژهای به عشق و تصویر عشاق داشت. میتوان به سهتا از نقاشیهای او بر این محوریت اشاره کرد. در این سهنقاشی، ما شاهد یک موتیف تکرارشونده هستیم: آغوش. برای گوستاو کلیمت آغوش و بوسه نهایت بیانِ عشق و باهمبودگی بود. در این سه نقاشی، در اثری با پسزمینهی سپیدهدم، ما شاهد چشمانِ بسته و آغوشی مرموز هستیم، در ادای دین به بتهوون، ما مردی برهنه را میبینیم که با درآغوش کشیدنِ زن، بدنِ زن را از دید حذف کرده و به بخشی از فیزیک خودش بدل گرده (گویی درهم حلشدهاند) و در نقاشی بوسه (The Kiss) نیز بخشی از هردو سوژه در دیگری حل شده و تکهای از دیگری شدهاند. این اشتیاق به آغوش و نیاز جسمانی به دیگری را میتوان با رابطهی عاشقانهی خود کلیمت و معشوقهاش امیلی فلوگ همسان دانست. از آنجا که کلیمت هیچوقت نتوانست با امیلی یکجا زندگی کند، باهم ازدواج نکردند و بهطور کامل یک باهمبودگی را تجربه نکردند. این خلا و فقدان، همان اشتیاقی بود که مسبب خلق چنین نقاشیهای سمبولیک و غیراینجهانیای شد؛ آغوش و حضور دیگری، نهایت شعف است.
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
همیشه دوست داشتم بدانم
اولین بوسه چگونه شکل گرفت ؟
از روی هوس بود یا دوست داشتن محض ؟
چه حسی در دو طرف ایجاد کرد ؟
چگونه به دیگران سرایتش دادند و . . .
ای کاش سناریوی اولین بوسه را داشتم
گوستاو کلیمت نگاه ویژهای به عشق و تصویر عشاق داشت. میتوان به سهتا از نقاشیهای او بر این محوریت اشاره کرد. در این سهنقاشی، ما شاهد یک موتیف تکرارشونده هستیم: آغوش. برای گوستاو کلیمت آغوش و بوسه نهایت بیانِ عشق و باهمبودگی بود. در این سه نقاشی، در اثری با پسزمینهی سپیدهدم، ما شاهد چشمانِ بسته و آغوشی مرموز هستیم، در ادای دین به بتهوون، ما مردی برهنه را میبینیم که با درآغوش کشیدنِ زن، بدنِ زن را از دید حذف کرده و به بخشی از فیزیک خودش بدل گرده (گویی درهم حلشدهاند) و در نقاشی بوسه (The Kiss) نیز بخشی از هردو سوژه در دیگری حل شده و تکهای از دیگری شدهاند. این اشتیاق به آغوش و نیاز جسمانی به دیگری را میتوان با رابطهی عاشقانهی خود کلیمت و معشوقهاش امیلی فلوگ همسان دانست. از آنجا که کلیمت هیچوقت نتوانست با امیلی یکجا زندگی کند، باهم ازدواج نکردند و بهطور کامل یک باهمبودگی را تجربه نکردند. این خلا و فقدان، همان اشتیاقی بود که مسبب خلق چنین نقاشیهای سمبولیک و غیراینجهانیای شد؛ آغوش و حضور دیگری، نهایت شعف است.
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_نام_اثر
#_بوسه
#هنرمند_نقاش_فرانچسکو_هایتس نقاش قرن ۱۹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_نام_اثر
#_بوسه
#هنرمند_نقاش_فرانچسکو_هایتس نقاش قرن ۱۹
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
از میان پلک های نیمه باز
خسته دل نگاه می کنم
مثل موج ها تو از کنار من
دور می شوی باز دور می شوی...
روی خط سربی افق
یک شیار نور میشوی
با چه می توان
عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام بوسه با کدام لب؟
در کدام لحظه در کدام شب؟...
👤#_فروغ_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
از میان پلک های نیمه باز
خسته دل نگاه می کنم
مثل موج ها تو از کنار من
دور می شوی باز دور می شوی...
روی خط سربی افق
یک شیار نور میشوی
با چه می توان
عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام بوسه با کدام لب؟
در کدام لحظه در کدام شب؟...
👤#_فروغ_فرخزاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من «زن» خلق شدم...
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن...
بلکه برای خلق بوسه ای از جنس آرامش...
من زن نشدم که همخواب آدم های بیخواب شوم
زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم... !
#_سیمین_بهبهانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
من «زن» خلق شدم...
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن...
بلکه برای خلق بوسه ای از جنس آرامش...
من زن نشدم که همخواب آدم های بیخواب شوم
زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم... !
#_سیمین_بهبهانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
فکر میکنم زیباترین و البته ضروریترین آرزوی جمعی ما ایرانیان برای سال نو میتواند این شعر علی صالحی باشد که میگوید:
آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطرِ ما!
ما که کاری نکردهایم
#نوروزتان_پیروز 🕊🕊
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
فکر میکنم زیباترین و البته ضروریترین آرزوی جمعی ما ایرانیان برای سال نو میتواند این شعر علی صالحی باشد که میگوید:
آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطرِ ما!
ما که کاری نکردهایم
#نوروزتان_پیروز 🕊🕊
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
فکر میکنم زیباترین و البته ضروریترین آرزوی جمعی ما ایرانیان برای سال نو میتواند این شعر علی صالحی باشد که میگوید:
آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطرِ ما!
ما که کاری نکردهایم
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
فکر میکنم زیباترین و البته ضروریترین آرزوی جمعی ما ایرانیان برای سال نو میتواند این شعر علی صالحی باشد که میگوید:
آرزو کن آن اتفاقِ قشنگ رُخ بدهد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطرِ ما!
ما که کاری نکردهایم
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_خیام_که_بود ...!؟
#_ایا_خیام_مسلمان_بود_؟
یکی از برجسته ترین فیلسوفان و دانشمندانی که تاریخ ایران تا به امروز به خود دیده است بدون شک خیام است
مقام علمی او تا به حدی بالاست که در هندسه اقلیدسی قضایای زیادی را اثبات کرد و در ستاره شناسی کارهای بسیاری کرد و تقویم جلالی را تهیه و تنظیم کرد و در جبر و مقابله و ریاضیات سرامد زمان خود بود تا جایی که امروز مثلث خیام - پاسکال و دو جمله ای خیام - نیوتن نام او را جهانی کرده است
ولی عقاید فلسفی خیام چه بود ؟
خیام یکی از اولین کسانی است که با نبوغ سرشار فلسفی خود ، مکتب فلسفی شکاکان را به اوج خود رساند
خیام در طول عمرش (یعنی در جوانی ، دوران مسنی ، دوران پیری) همیشه شکاک بود و هرگز به عقاید واپسگرای اسلام و قوانین مسخره و بیابانی ان اعتقاد نداشت و انرا مورد تمسخر قرار می داد
نکته جالب دیگر در مورد خیام این است که برخلاف بسیاری از بزرگان عقاید خود را در رباعیات خود به صراحت اورده است
ولی انجا نبوغ فلسفی خیام مشخص می شود که در 57 رباعی که قطعا برای اوست و در کمتر از 100 رباعی دیگر که به او نسبت داده میشود تمام عقاید فلسفی خود را اورده است و پای بنیادی ترین مسائل فلسفی را به میان کشیده و همه را به چالش کشیده است
خیام را میتوان یک مادی گرای تمام عیار و یک شکاک و ندانم گراو یک لذت گرای بالفطره که همیشه در شراب و مستی خویش غرق است و با نگاهی موشکافانه تر شاید اولین نیهیلیست تاریخ ایران نامید
خیام ماتریالیست میگوید :
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری
و یا میگوید :
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایه چرخ دیدم استاد بپای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای
در موارد زیادی قران و اسلام و اندیشه های انرا به ریشخند میگیرد:
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
و یا خیام در موارد زیادی نشان میدهد اتئیست یا اگنوستیک میباشد و خدا را و دیگر مسائل بنیادی فلسفه را به چالش میکشد:
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
ز مهر که پیوست و به کین که شکست
ایدل تو به اسرار معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
و در تمسخر خدا میگوید :
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
و اوج افکارش در نیهیلیسم خیام در سده 12 در اوج خفقان فکری اروپا و خاورمیانه پدیدار میشود:
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
آمد شدن تو اندرین عالم چیست
((آمد مگسی پدید و ناپیدا شد))
صادق هدایت این رباعی را اوج نیهیلیسم افکار خیام میداند
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
بر مفرش خاک خفتگان میبینم
در زیرزمین نهفتگان میبینم
چندانکه به صحرای "عدم" مینگرم
ناآمدگان و رفتگان میبینم
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_خیام_که_بود ...!؟
#_ایا_خیام_مسلمان_بود_؟
یکی از برجسته ترین فیلسوفان و دانشمندانی که تاریخ ایران تا به امروز به خود دیده است بدون شک خیام است
مقام علمی او تا به حدی بالاست که در هندسه اقلیدسی قضایای زیادی را اثبات کرد و در ستاره شناسی کارهای بسیاری کرد و تقویم جلالی را تهیه و تنظیم کرد و در جبر و مقابله و ریاضیات سرامد زمان خود بود تا جایی که امروز مثلث خیام - پاسکال و دو جمله ای خیام - نیوتن نام او را جهانی کرده است
ولی عقاید فلسفی خیام چه بود ؟
خیام یکی از اولین کسانی است که با نبوغ سرشار فلسفی خود ، مکتب فلسفی شکاکان را به اوج خود رساند
خیام در طول عمرش (یعنی در جوانی ، دوران مسنی ، دوران پیری) همیشه شکاک بود و هرگز به عقاید واپسگرای اسلام و قوانین مسخره و بیابانی ان اعتقاد نداشت و انرا مورد تمسخر قرار می داد
نکته جالب دیگر در مورد خیام این است که برخلاف بسیاری از بزرگان عقاید خود را در رباعیات خود به صراحت اورده است
ولی انجا نبوغ فلسفی خیام مشخص می شود که در 57 رباعی که قطعا برای اوست و در کمتر از 100 رباعی دیگر که به او نسبت داده میشود تمام عقاید فلسفی خود را اورده است و پای بنیادی ترین مسائل فلسفی را به میان کشیده و همه را به چالش کشیده است
خیام را میتوان یک مادی گرای تمام عیار و یک شکاک و ندانم گراو یک لذت گرای بالفطره که همیشه در شراب و مستی خویش غرق است و با نگاهی موشکافانه تر شاید اولین نیهیلیست تاریخ ایران نامید
خیام ماتریالیست میگوید :
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شدهام کوزه هر خماری
و یا میگوید :
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایه چرخ دیدم استاد بپای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای
در موارد زیادی قران و اسلام و اندیشه های انرا به ریشخند میگیرد:
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
و یا خیام در موارد زیادی نشان میدهد اتئیست یا اگنوستیک میباشد و خدا را و دیگر مسائل بنیادی فلسفه را به چالش میکشد:
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
چندین سر و پای نازنین از سر و دست
ز مهر که پیوست و به کین که شکست
ایدل تو به اسرار معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
و در تمسخر خدا میگوید :
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود
ورنیک نیامد این صور عیب کراست
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزهگر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
و اوج افکارش در نیهیلیسم خیام در سده 12 در اوج خفقان فکری اروپا و خاورمیانه پدیدار میشود:
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
آمد شدن تو اندرین عالم چیست
((آمد مگسی پدید و ناپیدا شد))
صادق هدایت این رباعی را اوج نیهیلیسم افکار خیام میداند
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
بر مفرش خاک خفتگان میبینم
در زیرزمین نهفتگان میبینم
چندانکه به صحرای "عدم" مینگرم
ناآمدگان و رفتگان میبینم
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
تماشایت میکردم، با چشمانی که لهجهی بوسه داشتند
#_یغما_گلرویی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
تماشایت میکردم، با چشمانی که لهجهی بوسه داشتند
#_یغما_گلرویی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity