🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
❗️بالهی «بیژن و منیژه»
▪️موسیقی: حسین دهلوی
▫️رهبر ارکستر: حشمت سنجری
▪️بالرین: جمشید سقاباشی (بیژن)، هایده چنگیزیان (منیژه )
▫️طراحیصحنه: حاجی قربانی
▪️نورپردازی: خلج
▫️محصول: بالهی ملی ایران، تالار رودکی، آبان ۱۳۵۴ خورشیدی
▪️بیژن و منیژه؛ یکی از معروفترین تراژدیها و عاشقانههای ایرانی است.
در سال هزاروسیصدوچهلوپنج «بیژن و منیژه» برای اجرایی توسط سازمان ملی بالهی ایران انتخاب و ابیات شاهنامه را متناسب با باله، اقتباس و تولید شد.
این نمایش شامل دو پرده و چهار صحنه بر اساس ابیات منتخب از شاهنامهی فردوسی میشد.
طراح اصلی رقص هایده بود که زیرنظر و با راهنمایی رابرت وارن اولین رقص دونفرهی بلندمدت خود را تولید میکرد. رقصندگان بینالمللی بقیه شخصیتهای داستان را میرقصیدند. هدف آنها این بود که عوامل تولید و شخصیتهای اصلی نمایش ایرانی باشند.
لباس رقصندگان زن متشکل از لباسهای بلند و سبکوزن بود که برخی با کمربند در زیر سینه و برخی با پارچههای بلند آویزان از بازوهایشان تزئین شده بودند. رقصندگان مرد لباسهایی شبیه یونیفورم سربازی با نقوش و گلدوزیهای سنتی ایرانی داشتند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
❗️بالهی «بیژن و منیژه»
▪️موسیقی: حسین دهلوی
▫️رهبر ارکستر: حشمت سنجری
▪️بالرین: جمشید سقاباشی (بیژن)، هایده چنگیزیان (منیژه )
▫️طراحیصحنه: حاجی قربانی
▪️نورپردازی: خلج
▫️محصول: بالهی ملی ایران، تالار رودکی، آبان ۱۳۵۴ خورشیدی
▪️بیژن و منیژه؛ یکی از معروفترین تراژدیها و عاشقانههای ایرانی است.
در سال هزاروسیصدوچهلوپنج «بیژن و منیژه» برای اجرایی توسط سازمان ملی بالهی ایران انتخاب و ابیات شاهنامه را متناسب با باله، اقتباس و تولید شد.
این نمایش شامل دو پرده و چهار صحنه بر اساس ابیات منتخب از شاهنامهی فردوسی میشد.
طراح اصلی رقص هایده بود که زیرنظر و با راهنمایی رابرت وارن اولین رقص دونفرهی بلندمدت خود را تولید میکرد. رقصندگان بینالمللی بقیه شخصیتهای داستان را میرقصیدند. هدف آنها این بود که عوامل تولید و شخصیتهای اصلی نمایش ایرانی باشند.
لباس رقصندگان زن متشکل از لباسهای بلند و سبکوزن بود که برخی با کمربند در زیر سینه و برخی با پارچههای بلند آویزان از بازوهایشان تزئین شده بودند. رقصندگان مرد لباسهایی شبیه یونیفورم سربازی با نقوش و گلدوزیهای سنتی ایرانی داشتند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
#_کلمات
حین رقصیدن با من، کلماتی در گوشم نجوا می کند که هیچ کلمه ای مانند نیستند
از زیر بازوانم که بلند می کند، انگار بر ابری می نشاندم
آن وقت باران سیاه از چشمانم سرازیر می شود، رگباری سنگین
با خودش می بردم، می بردم به غروبی با ایوانگاه سرخ فام
و من در دستان او به دخترکی می مانم، بسان پری در آغوش نسیم
او آفتاب و تابستان را به من پیشکش می کند و فوجی چلچله
مرا اعجازی شاهکار می خواند و قدرم را برابر با هزاران هزار ستاره
می گوید که من یک گنج ام و زیباترین نقشی که تا به حال دیده
کلمات... کلمات...
این گفته های او، سرمست و از خود بیخودم می کند، آنقدر که رقص و حرکاتش از یادم می روند
کلماتی که گذشته ام را دگرگون می کنند و مرا برای لحظاتی به یک زن بدل می کنند
برایم کاخی از خیال می سازد که تنها برای من دمی ساکنش بودم
و بعد بازمی گردم.... بازمی گردم بر سر میزم
چیزی با خودم ندارم جز....
مشتی کلمه
کلماتی که به هیچ کلمه ای مانند نیستند.
#نزار_قبانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
#_کلمات
حین رقصیدن با من، کلماتی در گوشم نجوا می کند که هیچ کلمه ای مانند نیستند
از زیر بازوانم که بلند می کند، انگار بر ابری می نشاندم
آن وقت باران سیاه از چشمانم سرازیر می شود، رگباری سنگین
با خودش می بردم، می بردم به غروبی با ایوانگاه سرخ فام
و من در دستان او به دخترکی می مانم، بسان پری در آغوش نسیم
او آفتاب و تابستان را به من پیشکش می کند و فوجی چلچله
مرا اعجازی شاهکار می خواند و قدرم را برابر با هزاران هزار ستاره
می گوید که من یک گنج ام و زیباترین نقشی که تا به حال دیده
کلمات... کلمات...
این گفته های او، سرمست و از خود بیخودم می کند، آنقدر که رقص و حرکاتش از یادم می روند
کلماتی که گذشته ام را دگرگون می کنند و مرا برای لحظاتی به یک زن بدل می کنند
برایم کاخی از خیال می سازد که تنها برای من دمی ساکنش بودم
و بعد بازمی گردم.... بازمی گردم بر سر میزم
چیزی با خودم ندارم جز....
مشتی کلمه
کلماتی که به هیچ کلمه ای مانند نیستند.
#نزار_قبانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_هنرمند_چارلز_لو_برون
❐ فیزیوگنومی
فیزیوگنومی ، مطالعه مطابقت سیستماتیک ویژگی های روانی با ویژگی های صورت یا ساختار بدن. از آنجایی که بیشتر تلاشها برای مشخص کردن چنین روابطی بیاعتبار شده است، فیزیوگنومی گاهی به معنای شبهعلم است. قیافهشناسی توسط کسانی که آن را هم بهعنوان شیوهای برای تمایز از نظر ظاهر و هم بهعنوان روشی برای پیشگویی از شکل و ویژگی در نظر میگرفتند.
فیزیوگنومی قدمت زیادی دارد و در دوران باستان و قرون وسطی ادبیات گسترده ای داشته است. از آنجایی که گاهی اوقات نقصهای ژنتیکی با ویژگیهای فیزیکی آشکار میشوند ( مثلاً ظاهر مشخصه سندرم داون ، با چشمهای مایل به بالا و صورت پهن و صاف)، برخی از عناصر فیزیوگنومی در فیزیولوژی و بیوشیمی تکامل یافتهاند.
در جنبه دوم آن (یعنی پیشگویی از شکل و ویژگی )مربوط به طالع بینی و سایر اشکال پیشگویی بود و این جنبه از موضوع در ادبیات خیالی قرون وسطی بزرگ شد. در قدیمی ترین ادبیات کلاسیک ، از جمله هومر و بقراط، شواهدی وجود دارد که قیافه شناسی بخشی از کهن ترین فلسفه عملی را تشکیل می داد.
تأثیر فیزیوگنومی را می توان در سراسر هنر اروپای قرن ۱۸ و ۱۹ مشاهده کرد. به ویژه در قرن هجدهم، فیلسوفان طبیعی ویژگی های «ایده آل» موجود در مجسمه سازی کلاسیک را پذیرفتند، که به اشتباه تصور می شد نمایانگر ظاهر باستانیان است. برتری فرهنگی مفروض یونان باستان به این ویژگی ها پیوست که توسط هنرمندان اروپایی پذیرفته شد و بارها و بارها به تصویر کشیده شد. "دیگران" - مانند آسیایی ها و آفریقایی ها - نه تنها کمتر زیبا بودند، بلکه کمتر اخلاقی بودند.
❐ فیزیوگنومی و هنر: رابطه ای غنی اما نادیده گرفته شده
چهره ای که به عنوان دوستانه یا خصمانه تلقی می شود، نمونه ای معمولی از چهره شناسی است، و به همین ترتیب، اشیا (کوه در حال غوطه وری، گلی آرام) و رویدادها (جمعیت منتظر، حرکتی تهدیدآمیز) نیز هستند. این معانی عاطفی و شناختی در اصطلاح پدیدارشناختی به طور طبیعی، خود به خود و بدون تأخیر پدیدار می شوند. در این مقاله جایگاه فیزیوگنومی در هنرها، هم به طور کلی و هم برای فرم های خاص، همراه با ارتباط آن با خلاقیت و زیبایی شناسی معرفی می شود.
هنرمندان بهویژه با جلوههای ظاهری آدمها، اشیاء، صحنهها و رویدادهایی که «میخواهند شنیده شوند» هماهنگ هستند. نبض های هیجان انگیز آنها هنرمندان را به چالش می کشد تا پیام های بصری، شنیداری، نوشتاری و متنی را به صورت تخیلی ترجمه کنند. رنگ ها، اشکال، صداها، کلمات و حرکات دستکاری شده و به موسیقی، نقاشی، ادبیات و دیگر اشکال هنری تبدیل می شوند. از این رو، همبستگی مثبتی بین خلاقیت و چهره شناسی وجود دارد (به عنوان مثال، Dailey، Martindale، و Borkum، ۱۹۹۷). هنرمندان خلاق، که در برابر صداها و سایر محرکها باز هستند، آنچه را که شنیدن، دیدن، لمس کردن و توجه کردن برای اکثر ما دشوار است، تشخیص میدهند. جریان های زیرین بیانی یک نقاشی و هنرهای دیگر اگر از معانی تحت اللفظی، ملموس، صریح و دلالتی فراتر نمی روند، مکمل هستند.
جریان های زیرین فیزیوگنومیک توجه مخاطبان هنر، از جمله خوانندگان ادبیات را که به ظرایف ظریف آثار هنری حساس هستند، به خود جلب می کند. آنچه را که در یک نقاشی یا مجسمه می بینند، در یک داستان می خوانند، در یک رقص مشاهده می کنند، در یک تئاتر می شنوند، و در یک کنسرت به آن گوش می دهند، تسهیل و تقویت می شود، به راحتی مورد توجه قرار می گیرد و درک می شود، به شدت احساس می شود، و به معنای واقعی تری نسبت می دهد. جریان های زیرزمینی غیر هنری به ندرت باعث چنین نشاط هایی می شود.
حساسیت بالا به ویژه برای هنری که ناآشنا، انتزاعی و آوانگارد است، مانند یک نقاشی کوبیست از پیکاسو یا یک قطعه استراوینسکی اولیه، که در آن کمی ارجاع روشن و متعارف است، استقبال می شود. امتیازات حداقل، نامربوط و یا وجود ندارند.
مخاطبان هنر نسبت به واکنش نشان دادن به افیشنهای فیزیوگنومیک، بر خلاف رویکرد معمولی آنها نسبت به غیرهنر، که امری واقعی، عملگرا، قاعدهمند، معمولی، کلیشهای و سودمند است، باز هستند. علاوه بر این، واکنشها به هنر تحت فشاری ضمنی برای درست بودن نیست. برخلاف اشیاء روزمره، هنر قرار نیست به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته شود. از این رو، مخاطبان از اینکه پرتره رامبراند را «بازتابنده» بنامند، ناراحتی کمی دارند.
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_هنرمند_چارلز_لو_برون
❐ فیزیوگنومی
فیزیوگنومی ، مطالعه مطابقت سیستماتیک ویژگی های روانی با ویژگی های صورت یا ساختار بدن. از آنجایی که بیشتر تلاشها برای مشخص کردن چنین روابطی بیاعتبار شده است، فیزیوگنومی گاهی به معنای شبهعلم است. قیافهشناسی توسط کسانی که آن را هم بهعنوان شیوهای برای تمایز از نظر ظاهر و هم بهعنوان روشی برای پیشگویی از شکل و ویژگی در نظر میگرفتند.
فیزیوگنومی قدمت زیادی دارد و در دوران باستان و قرون وسطی ادبیات گسترده ای داشته است. از آنجایی که گاهی اوقات نقصهای ژنتیکی با ویژگیهای فیزیکی آشکار میشوند ( مثلاً ظاهر مشخصه سندرم داون ، با چشمهای مایل به بالا و صورت پهن و صاف)، برخی از عناصر فیزیوگنومی در فیزیولوژی و بیوشیمی تکامل یافتهاند.
در جنبه دوم آن (یعنی پیشگویی از شکل و ویژگی )مربوط به طالع بینی و سایر اشکال پیشگویی بود و این جنبه از موضوع در ادبیات خیالی قرون وسطی بزرگ شد. در قدیمی ترین ادبیات کلاسیک ، از جمله هومر و بقراط، شواهدی وجود دارد که قیافه شناسی بخشی از کهن ترین فلسفه عملی را تشکیل می داد.
تأثیر فیزیوگنومی را می توان در سراسر هنر اروپای قرن ۱۸ و ۱۹ مشاهده کرد. به ویژه در قرن هجدهم، فیلسوفان طبیعی ویژگی های «ایده آل» موجود در مجسمه سازی کلاسیک را پذیرفتند، که به اشتباه تصور می شد نمایانگر ظاهر باستانیان است. برتری فرهنگی مفروض یونان باستان به این ویژگی ها پیوست که توسط هنرمندان اروپایی پذیرفته شد و بارها و بارها به تصویر کشیده شد. "دیگران" - مانند آسیایی ها و آفریقایی ها - نه تنها کمتر زیبا بودند، بلکه کمتر اخلاقی بودند.
❐ فیزیوگنومی و هنر: رابطه ای غنی اما نادیده گرفته شده
چهره ای که به عنوان دوستانه یا خصمانه تلقی می شود، نمونه ای معمولی از چهره شناسی است، و به همین ترتیب، اشیا (کوه در حال غوطه وری، گلی آرام) و رویدادها (جمعیت منتظر، حرکتی تهدیدآمیز) نیز هستند. این معانی عاطفی و شناختی در اصطلاح پدیدارشناختی به طور طبیعی، خود به خود و بدون تأخیر پدیدار می شوند. در این مقاله جایگاه فیزیوگنومی در هنرها، هم به طور کلی و هم برای فرم های خاص، همراه با ارتباط آن با خلاقیت و زیبایی شناسی معرفی می شود.
هنرمندان بهویژه با جلوههای ظاهری آدمها، اشیاء، صحنهها و رویدادهایی که «میخواهند شنیده شوند» هماهنگ هستند. نبض های هیجان انگیز آنها هنرمندان را به چالش می کشد تا پیام های بصری، شنیداری، نوشتاری و متنی را به صورت تخیلی ترجمه کنند. رنگ ها، اشکال، صداها، کلمات و حرکات دستکاری شده و به موسیقی، نقاشی، ادبیات و دیگر اشکال هنری تبدیل می شوند. از این رو، همبستگی مثبتی بین خلاقیت و چهره شناسی وجود دارد (به عنوان مثال، Dailey، Martindale، و Borkum، ۱۹۹۷). هنرمندان خلاق، که در برابر صداها و سایر محرکها باز هستند، آنچه را که شنیدن، دیدن، لمس کردن و توجه کردن برای اکثر ما دشوار است، تشخیص میدهند. جریان های زیرین بیانی یک نقاشی و هنرهای دیگر اگر از معانی تحت اللفظی، ملموس، صریح و دلالتی فراتر نمی روند، مکمل هستند.
جریان های زیرین فیزیوگنومیک توجه مخاطبان هنر، از جمله خوانندگان ادبیات را که به ظرایف ظریف آثار هنری حساس هستند، به خود جلب می کند. آنچه را که در یک نقاشی یا مجسمه می بینند، در یک داستان می خوانند، در یک رقص مشاهده می کنند، در یک تئاتر می شنوند، و در یک کنسرت به آن گوش می دهند، تسهیل و تقویت می شود، به راحتی مورد توجه قرار می گیرد و درک می شود، به شدت احساس می شود، و به معنای واقعی تری نسبت می دهد. جریان های زیرزمینی غیر هنری به ندرت باعث چنین نشاط هایی می شود.
حساسیت بالا به ویژه برای هنری که ناآشنا، انتزاعی و آوانگارد است، مانند یک نقاشی کوبیست از پیکاسو یا یک قطعه استراوینسکی اولیه، که در آن کمی ارجاع روشن و متعارف است، استقبال می شود. امتیازات حداقل، نامربوط و یا وجود ندارند.
مخاطبان هنر نسبت به واکنش نشان دادن به افیشنهای فیزیوگنومیک، بر خلاف رویکرد معمولی آنها نسبت به غیرهنر، که امری واقعی، عملگرا، قاعدهمند، معمولی، کلیشهای و سودمند است، باز هستند. علاوه بر این، واکنشها به هنر تحت فشاری ضمنی برای درست بودن نیست. برخلاف اشیاء روزمره، هنر قرار نیست به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته شود. از این رو، مخاطبان از اینکه پرتره رامبراند را «بازتابنده» بنامند، ناراحتی کمی دارند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
#_یکصد_کتاب_خواندنی_قبل_از_مرگ
۱. بابا لنگدراز ـ جین وبستر
۲. بیلی باتگیت ـ ای.ال. دکتروف.
۳. بازماندهٔ روز ـ کازوئو ایشی گورو
۴. تاریخ محاصرهٔ لیسبون ـ خوزه ساراماگو
۵. عشق در سالهای وبا ـ گابریل گارسیا مارکز
۶. سال مرگ ریکاردو ریش ـ خوزه ساراماگو
۷. عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸. نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹. اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. ۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. تهوع ـ سارتر
۴۸. دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ ریموند کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. روانکاو و داستانهای دیگر ـ ماشادو د آسیس
۶۸. خاطرات پس از مرگ براس کوباس ـ ماشادو د آسیس
۶۹. مترجم دردها ـ جامپا لاهیری
۷۰. نامهٔ یک زن ناشناس ـ اشتفان تسوایک
۷۱. فضیلتهای ناچیز ـ ناتالیا گینزبورگ
۷۲. چنین کنند بزرگان ـ ویل کاپی
۷۳. کتاب بیهوده ـ کریستین بوبن
۷۴. خانوادهٔ من و بقیهٔ حیوانات ـ جرالد دارل
۷۵. موز وحشی ـ ژوزه مارو د واسکونسلوس
۷۶. همنام ـ جامپا لاهیری
۷۷. گفتوگو با مرگ ـ آرتور کوستلر
۷۸. خداحافظ گاری کوپر ـ رومن گاری
۷۹. لیدی ال ـ رومن گاری
۸۰. جزیره ـ روبر مرل
۸۱. عادت میکنیم ـ زویا پیرزاد
۸۲. کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. آوازخوان طاس، صندلیها ـ اوژن یونسکو
۸۴. زندگی شهری و چند داستان دیگر ـ دونالد بارتلمی
۸۵. اتوبوس پیر و داستانهای دیگر ـ ریچارد براتیگان
۸۶. بادبادکباز ـ خالد حسینی
۸۷. روزی روزگاری دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. در میان گمشدگان ـ دن چاون
۸۹. درخت زیبای من ـ ژوزه مائورو د واسکونسلوس
۹۰. کتاب اوهام ـ پل استر
۹۱. مرگ و پرگار ـ بورخس
۹۲. سرزمین باد ـ گراتزیا دلدّا
۹۳. خنده در تاریکی ـ نابوکف
۹۴. پدرو پارامو ـ خوان رولفو
۹۵. مرگ کسب و کار من است ـ روبر مرل
۹۶. همان عشق ـ یان آندرهآ
۹۷. پاککنها ـ آلن ربگریه
۹۸. جنگل واژگون ـ سلینجر
۹۹. دروازههای بهشت ـ کورتازار
۱۰۰. داستانهای کوتاه ـ چخوف
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
#_یکصد_کتاب_خواندنی_قبل_از_مرگ
۱. بابا لنگدراز ـ جین وبستر
۲. بیلی باتگیت ـ ای.ال. دکتروف.
۳. بازماندهٔ روز ـ کازوئو ایشی گورو
۴. تاریخ محاصرهٔ لیسبون ـ خوزه ساراماگو
۵. عشق در سالهای وبا ـ گابریل گارسیا مارکز
۶. سال مرگ ریکاردو ریش ـ خوزه ساراماگو
۷. عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸. نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹. اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. ۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. تهوع ـ سارتر
۴۸. دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ ریموند کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. روانکاو و داستانهای دیگر ـ ماشادو د آسیس
۶۸. خاطرات پس از مرگ براس کوباس ـ ماشادو د آسیس
۶۹. مترجم دردها ـ جامپا لاهیری
۷۰. نامهٔ یک زن ناشناس ـ اشتفان تسوایک
۷۱. فضیلتهای ناچیز ـ ناتالیا گینزبورگ
۷۲. چنین کنند بزرگان ـ ویل کاپی
۷۳. کتاب بیهوده ـ کریستین بوبن
۷۴. خانوادهٔ من و بقیهٔ حیوانات ـ جرالد دارل
۷۵. موز وحشی ـ ژوزه مارو د واسکونسلوس
۷۶. همنام ـ جامپا لاهیری
۷۷. گفتوگو با مرگ ـ آرتور کوستلر
۷۸. خداحافظ گاری کوپر ـ رومن گاری
۷۹. لیدی ال ـ رومن گاری
۸۰. جزیره ـ روبر مرل
۸۱. عادت میکنیم ـ زویا پیرزاد
۸۲. کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. آوازخوان طاس، صندلیها ـ اوژن یونسکو
۸۴. زندگی شهری و چند داستان دیگر ـ دونالد بارتلمی
۸۵. اتوبوس پیر و داستانهای دیگر ـ ریچارد براتیگان
۸۶. بادبادکباز ـ خالد حسینی
۸۷. روزی روزگاری دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. در میان گمشدگان ـ دن چاون
۸۹. درخت زیبای من ـ ژوزه مائورو د واسکونسلوس
۹۰. کتاب اوهام ـ پل استر
۹۱. مرگ و پرگار ـ بورخس
۹۲. سرزمین باد ـ گراتزیا دلدّا
۹۳. خنده در تاریکی ـ نابوکف
۹۴. پدرو پارامو ـ خوان رولفو
۹۵. مرگ کسب و کار من است ـ روبر مرل
۹۶. همان عشق ـ یان آندرهآ
۹۷. پاککنها ـ آلن ربگریه
۹۸. جنگل واژگون ـ سلینجر
۹۹. دروازههای بهشت ـ کورتازار
۱۰۰. داستانهای کوتاه ـ چخوف
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
.آیا با زخم هم میشود رقصید؟
بله، میشود.
من با زخم رقصیدهام، حتی خونچکان رقصیدهام.
امشب هم با زخم خواهم رقصید، با زخمی به نام رفیق، و او به رقص من خواهد خندید، چنان که با نفسش خاکهای سرد گرم شوند، چنان که با نگاهش تیرگی گورها روشن شوند، چنان که با صدایش مرگ - حتی برای ساعتی - پس بنشیند.
من با زخم هم میتوانم برقصم.
و اصلأ چارهام برای هر زخمی رقصیدن است.
با من برقص!
#بکتاش_آبتین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
.آیا با زخم هم میشود رقصید؟
بله، میشود.
من با زخم رقصیدهام، حتی خونچکان رقصیدهام.
امشب هم با زخم خواهم رقصید، با زخمی به نام رفیق، و او به رقص من خواهد خندید، چنان که با نفسش خاکهای سرد گرم شوند، چنان که با نگاهش تیرگی گورها روشن شوند، چنان که با صدایش مرگ - حتی برای ساعتی - پس بنشیند.
من با زخم هم میتوانم برقصم.
و اصلأ چارهام برای هر زخمی رقصیدن است.
با من برقص!
#بکتاش_آبتین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش ...
#هوشنگ_ابتهاج
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش ...
#هوشنگ_ابتهاج
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💢حس خوب رقص
باید خندید و گریست،
عشق ورزید، کار کرد، لذت برد و
رنج کشید.با نوسانی بسیار و کوتاه
در تمام طول حیات.
این به گمان من
هستیِ حقیقیِ انسان است.
✍️ #گوستاو_فلوبر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
💢حس خوب رقص
باید خندید و گریست،
عشق ورزید، کار کرد، لذت برد و
رنج کشید.با نوسانی بسیار و کوتاه
در تمام طول حیات.
این به گمان من
هستیِ حقیقیِ انسان است.
✍️ #گوستاو_فلوبر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
رقص زیبا مهربانوی ایرانی
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقهی پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین! که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
تُرک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دَم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دَم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
■ #_حافظ غزل 205
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
رقص زیبا مهربانوی ایرانی
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقهی پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
برو ای زاهد خودبین! که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
تُرک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دَم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دَم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
■ #_حافظ غزل 205
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
مسخِ طبیعت، تب
غیبتِ چیزی در من!
آوارهٔ معنا در یعنی
غیبتِ چیز از نگاه، لغت را
در رقصِ آنچه هست
به کشفِ آنچه نیست میخواند.
#_یدالله رویایی
La Neige, Bruges~1899
Artist: Henri Le Sidaner
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
مسخِ طبیعت، تب
غیبتِ چیزی در من!
آوارهٔ معنا در یعنی
غیبتِ چیز از نگاه، لغت را
در رقصِ آنچه هست
به کشفِ آنچه نیست میخواند.
#_یدالله رویایی
La Neige, Bruges~1899
Artist: Henri Le Sidaner
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
بیدرد چو گرد از میان برخیزی
رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی
دل پاره کنی ور سر جان برخیزی
#مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
بیدرد چو گرد از میان برخیزی
رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی
دل پاره کنی ور سر جان برخیزی
#مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#_رقص_سماع
▪️رندان مست / محمدرضا شجریان
حیران کن و بـیرنج کن
ویران کن و پرگنج کن
نـقدِ ابـد را سَـنج کن
مستان سلامت میکنند
شــــهری ز تو زیر و زبر
هم بیخبر، هم باخبر
وی از تو دل صاحبنظر
مستان سلامت میکنند
▪️#_مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
#_رقص_سماع
▪️رندان مست / محمدرضا شجریان
حیران کن و بـیرنج کن
ویران کن و پرگنج کن
نـقدِ ابـد را سَـنج کن
مستان سلامت میکنند
شــــهری ز تو زیر و زبر
هم بیخبر، هم باخبر
وی از تو دل صاحبنظر
مستان سلامت میکنند
▪️#_مولانای_جان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
✨رقص زیبا و خلاقانه
از آکادمی آسو
موسیقی قطعه بیکلام سیوا اثر روماک
لطفا این رقص را با دقت نگاه کنید
حرکات موزون و هماهنگ انگشتان ، خمیدگی مچ ، آرنج و کشیدگی زیبای پاها و خرامان رفتن با سر انگشتان پا و در نهایت هماهنگی با ضرب آهنگ موسیقی تداعی کننده گردش روزگار زیباییهای هستی و رمز و راز کیهان است .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
✨رقص زیبا و خلاقانه
از آکادمی آسو
موسیقی قطعه بیکلام سیوا اثر روماک
لطفا این رقص را با دقت نگاه کنید
حرکات موزون و هماهنگ انگشتان ، خمیدگی مچ ، آرنج و کشیدگی زیبای پاها و خرامان رفتن با سر انگشتان پا و در نهایت هماهنگی با ضرب آهنگ موسیقی تداعی کننده گردش روزگار زیباییهای هستی و رمز و راز کیهان است .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
Video : AMA (A Short Film by Julie Gautier)
Release : 2018
Song : Rain, In Your Black Eyes
(by Ezio Bosso - 2017)
رقصنده و فیلمساز فرانسوی جولی گوتیر (Julie Gautier) پروژهای را بنام AMA به مناسبت روز جهانی زن هشتم مارس در سال ۲۰۱٨ اجرا کرد:
و آن فیلمی بود بنام "زن دریا".
این فیلم رقص زیر آب در عمیقترین استخر دنیا در ونیز است که به مدت شش دقیقه اجرا شده است.
هنرمند در خصوص این فیلم می گوید: "تمامی دردها و رنجها را به آب میسپارم . برای من این فیلم یک راه برای گفتن است: شما تنها نیستید."
ابتدا دوربین زنی را نشان میدهد که گویی بر روی زمین آرام دراز کشیده است، اما هنگامی که به آرامی بلند میشود متوجه میشویم جولی بر روی زمین نیست که در آبی عمیق و در ژرفنای یک بیوزنی آزادگونهای، بیهیچ قید و بندی، رها و شناور است. او اما بعد از ۶ دقیقه، نفس عمیقی را با حجم حبابهای گلواره خود رها میسازد و پوستر تصویری زیبایی خلق میکند.
این فیلم با موسیقی زیبایی از
Ezio Bosso
به نام باران در چشمان سیاه تو
Rain in your black eyes
همراه است ...
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
Video : AMA (A Short Film by Julie Gautier)
Release : 2018
Song : Rain, In Your Black Eyes
(by Ezio Bosso - 2017)
رقصنده و فیلمساز فرانسوی جولی گوتیر (Julie Gautier) پروژهای را بنام AMA به مناسبت روز جهانی زن هشتم مارس در سال ۲۰۱٨ اجرا کرد:
و آن فیلمی بود بنام "زن دریا".
این فیلم رقص زیر آب در عمیقترین استخر دنیا در ونیز است که به مدت شش دقیقه اجرا شده است.
هنرمند در خصوص این فیلم می گوید: "تمامی دردها و رنجها را به آب میسپارم . برای من این فیلم یک راه برای گفتن است: شما تنها نیستید."
ابتدا دوربین زنی را نشان میدهد که گویی بر روی زمین آرام دراز کشیده است، اما هنگامی که به آرامی بلند میشود متوجه میشویم جولی بر روی زمین نیست که در آبی عمیق و در ژرفنای یک بیوزنی آزادگونهای، بیهیچ قید و بندی، رها و شناور است. او اما بعد از ۶ دقیقه، نفس عمیقی را با حجم حبابهای گلواره خود رها میسازد و پوستر تصویری زیبایی خلق میکند.
این فیلم با موسیقی زیبایی از
Ezio Bosso
به نام باران در چشمان سیاه تو
Rain in your black eyes
همراه است ...
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
✨رقص زیبا و خلاقانه
از آکادمی آسو
موسیقی قطعه بیکلام سیوا اثر روماک
لطفا این رقص را با دقت نگاه کنید
حرکات موزون و هماهنگ انگشتان ، خمیدگی مچ ، آرنج و کشیدگی زیبای پاها و خرامان رفتن با سر انگشتان پا و در نهایت هماهنگی با ضرب آهنگ موسیقی تداعی کننده گردش روزگار زیباییهای هستی و رمز و راز کیهان است .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
✨رقص زیبا و خلاقانه
از آکادمی آسو
موسیقی قطعه بیکلام سیوا اثر روماک
لطفا این رقص را با دقت نگاه کنید
حرکات موزون و هماهنگ انگشتان ، خمیدگی مچ ، آرنج و کشیدگی زیبای پاها و خرامان رفتن با سر انگشتان پا و در نهایت هماهنگی با ضرب آهنگ موسیقی تداعی کننده گردش روزگار زیباییهای هستی و رمز و راز کیهان است .
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#پاپا_نوروز
پاپا(بابا) نوروز یکی از نمادهای نوروز در باورها و فولکلور ایرانیان است.
پاپا نوروز در شبهای جشن نوروز برای بچهها هدیه میآورد و بههمراه عمو فیروز سفر میکند.
ویژگیهای پاپانوروز، مو و ریش سپید بلند با کلاه نمدی، کمربند ابریشمی آبی، شال سفید، شلوار کتان و گیوه تختنازک است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشمبهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
#عمو_فیروز_جشن_نوروز🍀
✅«عمو پیروز» در دمادم نوروز و روزهای پایانی سال با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن، چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست نمایان میشود که نوید سال نو را نیز میدهد. او سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابانهای ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان میخواند و میرقصد و مردم را سرگرم و شادمان میکند 🕺💃
و اینکه واژه #فیروز همان #پیروز است که پس از تازش وحشیانه اعراب مسلمان به کشور عزیزمان ایران دگرگون شد.(مانند پارس و فارس و…) چون اعراب وات «پ» در زبانشان ندارند همینگونه «چ»«ژ»«گ». زیرا که نمیتوانند این چهار وات را تلفظ کنند. برایشان سخت است.
به به چه زبان کاملی چه زبان بهشتی و چه خدایی دارند که تلفظ چند وات برایش ناممکن است. ایمان بیاورید تا سنگ نشدید.😉
اینک #عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
#عمو_فیروز دلقک ملی یا #قهرمان_ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#پاپا_نوروز
پاپا(بابا) نوروز یکی از نمادهای نوروز در باورها و فولکلور ایرانیان است.
پاپا نوروز در شبهای جشن نوروز برای بچهها هدیه میآورد و بههمراه عمو فیروز سفر میکند.
ویژگیهای پاپانوروز، مو و ریش سپید بلند با کلاه نمدی، کمربند ابریشمی آبی، شال سفید، شلوار کتان و گیوه تختنازک است.
او از میان کوه راه میافتد و عصا بدست میآید بهسوی درواز شهر و روستا.
داستان پاپا نوروز و ننه سرما، از افسانههای نمادین گزار سال کهنه به سال نو است.
پیرمرد دانا پاپا نوروز به دیدار پیرزنی میرود بهنام ننه سرما که بهگونهای بانوی پاپا نوروز شمرده میشود. بر پایه افسانههای گفتاری، ننه سرما در درازای سال تنها در این شب است که میتواند پاپا نوروز را ببیند. پس از این شب، ننه سرما، پاپا نوروز را وا مینهد و به راه خود میرود تا در سال آینده این دو باز در همین شب یکدیگر را دیدار کنند.
بازگفت دیگری از این داستان که میگوید ننه سرما، در نخستین روز بهار هر سال، چشمبهراه پاپا نوروز میشود تا او را ببیند هرآینه پیش از آمادن او از خستگی خوابش میبرد و پس از بیدار شدن درمییابد که پاپا نوروز آمده و رفته است.
#عمو_فیروز_جشن_نوروز🍀
✅«عمو پیروز» در دمادم نوروز و روزهای پایانی سال با گیوه بر پا و جامه سرخ بر تن، چهرهای سیاه شده و دایرهای در دست نمایان میشود که نوید سال نو را نیز میدهد. او سروده و ترانههایی را با واژگان شکسته در کوچه و خیابانهای ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان میخواند و میرقصد و مردم را سرگرم و شادمان میکند 🕺💃
و اینکه واژه #فیروز همان #پیروز است که پس از تازش وحشیانه اعراب مسلمان به کشور عزیزمان ایران دگرگون شد.(مانند پارس و فارس و…) چون اعراب وات «پ» در زبانشان ندارند همینگونه «چ»«ژ»«گ». زیرا که نمیتوانند این چهار وات را تلفظ کنند. برایشان سخت است.
به به چه زبان کاملی چه زبان بهشتی و چه خدایی دارند که تلفظ چند وات برایش ناممکن است. ایمان بیاورید تا سنگ نشدید.😉
اینک #عمو_فیروز و حقایق و نکاتی در خورنگرش از نسک(:کتاب) #دو_قرن_سکوت، نوشته: #استاد_زرینکوب - ادیب، تاریخنگار، منتقد ادبی، نویسنده، مترجم برجسته ایرانی:
#عمو_فیروز دلقک ملی یا #قهرمان_ملی؟
در پانزدهم آبانماه سال۲۳ شمسی عُمَر خلیفه دوم اسلام و اعراب مسلمان و عامل کشتار هزاران ایرانی بدست یک برده ایرانی بهنام #فیروز_نهاوندی ملقب به ابولولو در مدینه به کشته شد و باعث شادی فراوان ایرانیان شد و با توجه به اینکه در آن دوران چندین ماه وخت لازم بوده تا خبرها بوسیله کاروانها و مسافران از مدینه به ایران برسد خبر قتل عُمَر خلیفه دوم اسلام بدست فیروز شاید در اواخر زمستان به ایران رسیده و همهجا پخش شده و باعث شادی زیاد مردم در آستانه نوروزسال۲۴ شمسی شده است. آنهم پس از هشت سال تمام ظلم و ستم و بیداد و جنایت اعراب در ایران.
شکست بزرگ قادسیه که آغاز ورود اعراب مسلمان به ایران بود در سال۱۵ شمسی یعنی ٨سال پیش رخ داده بود. اما یک مشکل بزرگ بر سر راه شادی ملی مردم ایران وجود داشت. اگر مردم آشکارا از مرگ عُمَر شادی میکردند بیگمان بدست حُکام مسلمان اعراب کشته میشدند. پس ناچار بودند که شادی خود را به نوعی پنهان کنند. لذا از ترکیب شدن شادی مردم از کشته شدن عُمَر بدست فیروز و نیاز به پنهان کردن این شادی شخصیت جالب حاجی فیروز بدست ایرانیان ساخته میشود.
از یکسو نام حاجی فیروز به آشکارا نشاندهنده فیروز نهاوندی در عربستان است. چون مردم هرکس را که به عربستان میرفت حاجی میگفتند.
رنگ سرخ لباس و رنگ سیاه چهره حاجی فیروز نشاندهنده جنگ و مبارزه است.
در ایران قدیم رنگ قرمز و سیاه نشاندهنده جنگ و مبارزه بوده است. دقت کنید به دو تن از بزرگترین سرداران ایرانی بابک خرمدین که رهبر سرخ جامگان بود و ابومسلم خراسانی که رهبر سیاه جامگان بود.
در ایران قدیم رنگ مرگ و عزاداری سیاه نبوده بلکه مانند هندیها سفید بوده است. رقص حاجی فیروز نشاندهنده شادی و سرور مردم از مرگ عُمُر است و حتا شعر معروفی هم که حاجی فیروز میخواند:
ارباب خودم بز بز قندی
ارباب خودم چرا نمیخندی.
در اصل مسخره کردن اربابهای عرب آن زمان و بویژه بزرگترین عربها یعنی عُمَر است.
بزبزقندی اشاره آشکار به چهره اعراب مسلمان است که طبق سنت اسلام ریش دراز میکردند و سبیل میتراشیدند و شبیه بز میشدند که ریش دارد و سبیل ندارد.
از سوی دیگر فیروز زده و بزرگترین ارباب اعراب یعنی عُمَر را کشته و بهگونه مسخره کردن به ارباب خود یعنی عُمَر میگوید: حالا پس چرا نمیخندی؟
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_صرفا_جهت_اطلاع
#_وقتی_کلیسا_به_دیوانهها_میرسید
✍🏻تو قرون وسطا، یه جشن عجیب و غریب تو کلیساها برگزار میشد به اسم "جشن دیوانگان" (Feast of Fools). کشیشهای جوون و کارآموزا برای یه روز، قوانین کلیسا رو زیر پا میذاشتن، لباسهای مسخره میپوشیدن، یکی رو بهعنوان "اسقف دیوانگان" انتخاب میکردن، و توی کلیسا هرجومرج راه مینداختن رقص، شوخیهای بیادبانه، و حتی تقلید کشیشای واقعی!
✍🏻ایده این بود که دنیا رو برای یه روز برعکس کنن، ولی خب، کلیسا این سنت رو غیرقابلکنترل دید و تو قرن ۱۵ ممنوعش کرد.
📌تصورش رو بکن، یه کلیسای پر از آدمای عجیبوغریب که دارن به جای دعا خنده و شوخی میکنن!
🖼 این اثر در اصل به پیتر بروگل پدر (۱۵۲۵–۱۵۶۹) نسبت داده شده، اما نسخه چاپی که امروزه موجوده، توسط پیتر ون در هایدن (حدود ۱۵۲۵–۱۵۶۹) پس از سال ۱۵۷۰ حکاکی و منتشر شده. این روش تو دوره رنسانس برای تکثیر آثار نقاشان مشهور رایج بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_صرفا_جهت_اطلاع
#_وقتی_کلیسا_به_دیوانهها_میرسید
✍🏻تو قرون وسطا، یه جشن عجیب و غریب تو کلیساها برگزار میشد به اسم "جشن دیوانگان" (Feast of Fools). کشیشهای جوون و کارآموزا برای یه روز، قوانین کلیسا رو زیر پا میذاشتن، لباسهای مسخره میپوشیدن، یکی رو بهعنوان "اسقف دیوانگان" انتخاب میکردن، و توی کلیسا هرجومرج راه مینداختن رقص، شوخیهای بیادبانه، و حتی تقلید کشیشای واقعی!
✍🏻ایده این بود که دنیا رو برای یه روز برعکس کنن، ولی خب، کلیسا این سنت رو غیرقابلکنترل دید و تو قرن ۱۵ ممنوعش کرد.
📌تصورش رو بکن، یه کلیسای پر از آدمای عجیبوغریب که دارن به جای دعا خنده و شوخی میکنن!
🖼 این اثر در اصل به پیتر بروگل پدر (۱۵۲۵–۱۵۶۹) نسبت داده شده، اما نسخه چاپی که امروزه موجوده، توسط پیتر ون در هایدن (حدود ۱۵۲۵–۱۵۶۹) پس از سال ۱۵۷۰ حکاکی و منتشر شده. این روش تو دوره رنسانس برای تکثیر آثار نقاشان مشهور رایج بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_صرفا_جهت_اطلاع
#_وقتی_کلیسا_به_دیوانهها_میرسید
✍🏻تو قرون وسطا، یه جشن عجیب و غریب تو کلیساها برگزار میشد به اسم "جشن دیوانگان" (Feast of Fools). کشیشهای جوون و کارآموزا برای یه روز، قوانین کلیسا رو زیر پا میذاشتن، لباسهای مسخره میپوشیدن، یکی رو بهعنوان "اسقف دیوانگان" انتخاب میکردن، و توی کلیسا هرجومرج راه مینداختن رقص، شوخیهای بیادبانه، و حتی تقلید کشیشای واقعی!
✍🏻ایده این بود که دنیا رو برای یه روز برعکس کنن، ولی خب، کلیسا این سنت رو غیرقابلکنترل دید و تو قرن ۱۵ ممنوعش کرد.
📌تصورش رو بکن، یه کلیسای پر از آدمای عجیبوغریب که دارن به جای دعا خنده و شوخی میکنن!
🖼 این اثر در اصل به پیتر بروگل پدر (۱۵۲۵–۱۵۶۹) نسبت داده شده، اما نسخه چاپی که امروزه موجوده، توسط پیتر ون در هایدن (حدود ۱۵۲۵–۱۵۶۹) پس از سال ۱۵۷۰ حکاکی و منتشر شده. این روش تو دوره رنسانس برای تکثیر آثار نقاشان مشهور رایج بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_صرفا_جهت_اطلاع
#_وقتی_کلیسا_به_دیوانهها_میرسید
✍🏻تو قرون وسطا، یه جشن عجیب و غریب تو کلیساها برگزار میشد به اسم "جشن دیوانگان" (Feast of Fools). کشیشهای جوون و کارآموزا برای یه روز، قوانین کلیسا رو زیر پا میذاشتن، لباسهای مسخره میپوشیدن، یکی رو بهعنوان "اسقف دیوانگان" انتخاب میکردن، و توی کلیسا هرجومرج راه مینداختن رقص، شوخیهای بیادبانه، و حتی تقلید کشیشای واقعی!
✍🏻ایده این بود که دنیا رو برای یه روز برعکس کنن، ولی خب، کلیسا این سنت رو غیرقابلکنترل دید و تو قرن ۱۵ ممنوعش کرد.
📌تصورش رو بکن، یه کلیسای پر از آدمای عجیبوغریب که دارن به جای دعا خنده و شوخی میکنن!
🖼 این اثر در اصل به پیتر بروگل پدر (۱۵۲۵–۱۵۶۹) نسبت داده شده، اما نسخه چاپی که امروزه موجوده، توسط پیتر ون در هایدن (حدود ۱۵۲۵–۱۵۶۹) پس از سال ۱۵۷۰ حکاکی و منتشر شده. این روش تو دوره رنسانس برای تکثیر آثار نقاشان مشهور رایج بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
به رغم تلاش ماموران حکومت برای جلوگیری از جشنهای خیابانی فستیوال کوچه بوشهر، مردم در این شهر بهصورت خودجوش در کوچهها به رقص و آواز پرداختند.
پیشتر، برگزارکنندگان فستیوال اعلام کرده بودند این رویداد فرهنگی تنها در سه مکان از پیش تعیینشده برگزار میشود و «هر اتفاقی که در کوچهها بیفتد، مسئولیتی متوجه ما نیست».
چهارمین دوره فستیوال موسیقی و فرهنگ «کوچه» از شامگاه جمعه پنجم اردیبهشت آغاز شده و تا دهم اردیبهشت ادامه دارد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
به رغم تلاش ماموران حکومت برای جلوگیری از جشنهای خیابانی فستیوال کوچه بوشهر، مردم در این شهر بهصورت خودجوش در کوچهها به رقص و آواز پرداختند.
پیشتر، برگزارکنندگان فستیوال اعلام کرده بودند این رویداد فرهنگی تنها در سه مکان از پیش تعیینشده برگزار میشود و «هر اتفاقی که در کوچهها بیفتد، مسئولیتی متوجه ما نیست».
چهارمین دوره فستیوال موسیقی و فرهنگ «کوچه» از شامگاه جمعه پنجم اردیبهشت آغاز شده و تا دهم اردیبهشت ادامه دارد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
✦ Are you lost out in Dark?
✦ Music by: Karl Jenkins
✦ Dance: Helia Bandeh
✦ رقص زیبایی از « هلیا بنده »
✦ گمشده در تاریکی، اثر کارل جنکینز
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم.
✦ #_فروغ_فرخزاد
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
✦ Are you lost out in Dark?
✦ Music by: Karl Jenkins
✦ Dance: Helia Bandeh
✦ رقص زیبایی از « هلیا بنده »
✦ گمشده در تاریکی، اثر کارل جنکینز
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم.
✦ #_فروغ_فرخزاد
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity