گنگ بودن و نارسابودن سروده‌های شیوه‌ی ناشیوای هندی جدا از برخی چامه‌های دل‌انگیز و جانفزای بیدل و صائب به گسستی تلخ و آزاردهنده از پیشینه‌ی زیبا و ساده‌ی سخن پارسی انجامید که نمایندگانی داشت با زبانی گویا که دریافتِ سخنان و چشم‌اندازهای‌شان چه آسان بود و دلنشین و روانبخش! به راستی جای این پرسش هست که چرا شیوه‌ی هندی در ایران درنگرفت و جایی باز نکرد و بازتابی همگانی نیافت و گواهِ گرایشی بدان‌سو نبوده‌ایم؟

چنین می‌اندیشم که روان و رویکردِ ساده‌یاب و زیباپسند ایرانی از پیچیده‌گویی و سخت‌نویسی گریزان بوده و هست. هم از این رو فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ را که به گواهی تاریخ دیروز و امروز ناخودآگاهِ ایرانیان را آکنده‌اند بیشتر می‌خواند و می‌یابد و می‌پسندد تا بزرگانی همچون میرزاعبدالقادر بیدل دهلوی و یا صائب تبریزی را در پهنه‌ی گفتار.

کاوش در چند و چون این رویکرد زمانی دیگر می‌خواهد ولی در چارچوب یک داوری دادگرانه، کوتاه و چکیده‌وار می‌توان گفت انگیزه‌ی نخستینِ اینان نه ویرانی کاخ بلند و بی‌گزند سخن پارسی که پیشی گرفتن از سخنگویان برجسته‌ی پیشین و آوردن روشی تازه و رهایی از واژه‌ها و الگوهای پیش‌گفته و کنارنهادن چشم‌اندازهای کهنه و همیشگی بود که افسوسمندانه کار را به دشوارگویی‌های خسته‌کننده و بیرون از توان خواننده کشاند! تا جایی که به گفته‌ی مولوی: «از قضا سرکنگبین صفرا فزود / روغن بادام خشکی می‌نمود»!

و چنین شد که چهره‌های روشن و تابناک زبان و سخن فارسی که پرچمداران راستین اندیشه و فرهنگ و هنر ایرانی بوده‌اند از هراس فروغلتیدن در این باریکه‌های ناهموار و پرسنگلاخ و مه‌آلود و فرورفتن و گم‌شدن در این شیوه‌ی ناشیوا که دل‌ها را می‌رماند و روان‌ها را می‌آزرد و اندیشه‌ها را به دوردست‌های ناکجاآباد و بی‌سرانجام می‌کشاند به چاره‌جویی افتادند و با پیروی درست از سازندگان نخستینِ آن، کاخ بلند و بشکوه آب و آبروی سخن پارسی را به جویبار همیشه جاری‌اش بازگرداندند و دلیرانه شیوه‌ی بازگشت را با شکوه و شیرینی پدید آوردند که به راستی زنده‌کردن همیشه‌ی فردوسی و خیام و مولوی و سعدی و حافظ را در پی داشت.

این نیز به درستی گفتنی است گرچه پیکره‌بندی‌ها و نماسازی‌ها و نگارگری‌ها و چهره‌پردازی‌های دلنشینِ شیوه‌ی هندی در جای خود زیبا و دل‌رباست ولی به سخنِ پارسی آسیبی زد که سرایندگانِ شیوه‌ی بازگشت با پرهیز و پروا و نیز از سرِ نگرانی و دلبستگی و با کوشش‌های پی‌گیر و تلاش‌های هماهنگ توانستند دیگربار این شاخ و برگِ جداافتاده را با آن درختِ گشن بیخِ هزارساله که بی‌گزند از چرخشِ روزگار همچنان شکربار و استوار و پاکیزه و پرمایه مانده است پیوند زنند.

با درودِ بیکران به روانِ پاکِ آن سراینده‌ی آزاده، سروِ سبز و سایه‌گسترِ تبریز، بهشتی‌روان و بلندجایگاه، بزرگمردِ پاک‌نهاد «صائب تبریزی»!

«صائب» زبان شِکوِه نداریم همچو خار
چون غنچه دست بر دل پرخون نهاده‌ایم

#صائب_تبریزی

من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی‌گردد از این بالانشینی‌ها

#صائب_تبریزی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#10_تیر

روز بزرگداشت
صائب تبریزی

(میرزا محمّدعلی صائب تبریزی)

زادروز ۱۵۹۲ میلادی تبریز
درگذشت ۱۶۷۶ میلادی اصفهان

بزرگ‌ترین غزل‌سرای سده یازدهم هجری و
نامدارترین شاعر زمان صفویه است.
او در دربار صفوی به عنوان ملک الشعرایی رسید
و به او شاه شاعر سبک هندی می گویند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
می رود عمر ولی ،
خنده بہ لب باید زیست!




صائب تبریزی 🌹

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۴ بهمن سالروز درگذشت #حسن_سادات_ناصری

( زاده ۱ اردیبهشت ۱۳۰۴ تهران – درگذشته ۱۴ بهمن ۱۳۶۸ افغانستان ) استاد دانشگاه، مترجم و پژوهشگر ادبیات

ناصری پس از گرفتن دیپلم متوسطه از دبیرستان شرف تهران، به ترتیب دوره لیسانس تاریخ و فوق لیسانس ادبیات فارسی را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به پایان برد و در سال ۱۳۴۸ دکتری زبان و ادبیات فارسی گرفت. او در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ در شهر قم به معلّمی اشتغال داشت و در سال ۱۳۴۵ رسماً به عضویّت هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درآمد. وی از سال ۱۳۲۵ با چندین نشریه همچون وحید، یغما، ارمغان و ... همکاری اش را آغاز کرد؛ علاوه بر آن به اقتضای طبع به سرودن شعر نیز می‌پرداخت.
در سال ۱۳۲۸ به دوره دکتری زبان و ادبیّات فارسی راه یافت و پایان نامه خود را تحت عنوان «ارتباط افکار حافظ و مولانا» به راهنمایی استاد بدیع الزمان فروزانفر انتخاب کرد اما گرفتاریهای آموزشی از یک سو و اشتغال به تألیفات و تصحیحات در زمینه مورد علاقه اش از سوی دیگر سبب شد که سالها بعد (در سال ۱۳۴۸) از پایان‌نامه اش دفاع و دانشنامه دکتری اش را بگیرد.
استادانی که سادات ناصری زیر نظرشان به کسب علم پرداخت؛ عبارتند از: بدیع الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، جلال الدین همایی و محمد معین.
ناصری، در هفتم بهمن سال ۱۳۶۸ بنا به دعوت مقامات فرهنگی افغانستان به همراه هیئتی عازم آنجا شد. در چهاردهم بهمن در هنگام ضیافت شام در سفارت ایران، ناگهان دچارحمله قلبی شد و درگذشت. پیکر وی در ابن بابویه تهران به خاک سپرده شد.

تألیف و تصحیح :
بدیع و قافیه
شرکت در هیئت مؤلّفان یک سلسله کتب درسی دبیرستانی
تصحیح، تحشیه و تعلیق تذکره آتشکده آذر
اهتمام در طبع اشعار علی اصغر حکمت
تصحیح و طبع دیوان ملا محمّد رفیع واعظ قزوینی
تألیف دو کتاب درسی برای نظام جدید آموزشی دبیرستان ها
تصحیح و طبع دیوان لطفعلی بیگ آذر بیگدلی
تصحیح نهج‌البلاغه
اهتمام به چاپ قرآن کریم
تصحیح دیوان محتشم کاشانی
تصحیح دیوان حافظ
تألیف کتاب سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی
صناعات ادبی در دو مجلّد
تصحیح و چاپ دیوان کامل صائب تبریزی
تصحیح و طبع قصص الخاقانی
تألیف کتاب هزار سال تفسیر فارسی
تصحیح و تحشیهٔ بخش‌های چاپ نشده آتشکدهٔ آذر
ارتباط افکار حافظ و مولوی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#استاد_بیژن_ترقی

استاد "بیژن ترقی"، متنِ ترانه های بسیار دلنشینی را از خود به جای گذاشته است. وی در اسفندماه ۱۳۰۷ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهلِ کتاب و کتابداری، زاده شد. پدر و پدربزرگش، هر دو، از ناشران و کتاب سازانِ ایران بوده اند. "بیژن" نیز پس از مرگ پدر، اداره ی میراثِ او، که کتابفروشی خیام بود را، بر عهده گرفت. پرورش در محیط کتابخانه ای، او را به فرهنگ ها و لغت نامه و دیوانهای شعری علاقه مند ساخت و طبع او را از جوانی به لحاظ معاشرت خانواده با شاعرانِ معروف، به سوی شعر و غزل سوق داد، که دستاورد آن علاوه بر چاپِ دیوان های "صائب تبریزی" و "کلیم کاشانی"، مجموعه شعرهای خودِ او با عنوان سرودِ برگ ریزان بود.

گمان می رود آشنا شدن "بیژن ترقی" با زنده یاد استاد "پرویز یاحقی" در سال ۱۳۳۶، او را به سوی ترانه سرایی کشانده باشد. ترانه های خاطره انگیزِ بسیاری، دستاورد این آشنایی و همکاری است.
"بیژن ترقی" با اساتید "علی تجویدی" و "همایون خرم" نیز همکاری داشته و متن های زیبایی بر آهنگ های آنان نهاده است. خودِ او گفته است که در مجموع بر ۳۰۰ آهنگ از نام آورانِ موسیقی ایران، شعر نهاده که شماری از آنها در برنامه فاخرِ گلها به اجرا درآمده است.

از میان ترانه هایی که از همکاری "بیژن ترقی" و زنده یاد "پرویز یاحقی" پدید آمده، سه ترانه که به دلیل مشابهت ها، می توان آنها را تریلوژیِ (اثری دارای سه بخش مستقل ولی مضمونی واحد و ارتباطی نزدیک به هم) این دو، بشمار آورد، ارزشهای متنی و موسیقایی دارند: "می زده"، "افسانه محبت" و "بیداد زمان". استاد "پرویز یاحقی" که اهلِ سازآرایی های رنگین و جذاب بود، با تصویرسازی های زنده یاد "بیژن ترقی" سازگاری پیدا کرده، که همین هماهنگی باعث رشد فراگیر ترانه های ترقی گردیده است. البته در این میان نباید از صدای شفاف و دل لرزانِ بانو "مرضیه" غافل شد، که متن را با جان و دل در می یافت و دلپذیرانه بازتاب می داد. شمار بزرگی از ترانه های "بیژن" و "پرویز" را بانو "مرضیه" خوانده است.

دو کتاب دیگر نیز از مرحوم "بیژن ترقی" به یادگار مانده به نام های "آتش کاروان" و "از پشت دیوارهای خاطره"، که اولی مجموعه ای از شعرهای ترانه های او را در بر دارد و دومی شرح خاطرات او از قلمرو موسیقی و هنر آن سالهاست. یکی از ترانه های مرحوم "بیژن ترقی" که تصویرپردازی پررنگ تر و عاطفی تری دارد، بر روی آهنگی از استاد "علی تجویدی" نشسته و آتشِ کاروان نام دارد. در آتش کاروان شاعر جدا ماندنِ خود را از یاران به جدا ماندنِ آتش از کاروان تشبیه می کند. آتش می کوشد شعله بکشد و به دنبالِ کاروان برود. اما توانِ این کار را ندارد و نفس های آخر را می کشد. "بیژن ترقی" پس از گذراندنِ یک دوره دراز بیماری در سرآغاز اردیبهشت ۱۳۸۸ در تهران چشم از جهان فروبست.
روحش شاد و یادش گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱ اردیبهشت زادروز #حسن_سادات_ناصری

( زاده ۱ اردیبهشت ۱۳۰۴ تهران – درگذشته ۱۴ بهمن ۱۳۶۸ افغانستان ) استاد دانشگاه، مترجم و پژوهشگر ادبیات

سادات ناصری پس از گرفتن دیپلم متوسطه از دبیرستان شرف تهران، به ترتیب دوره لیسانس تاریخ و فوق لیسانس ادبیات فارسی را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به پایان برد و در سال ۱۳۴۸ دکتری زبان و ادبیات فارسی گرفت. او در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ در شهر قم به معلّمی اشتغال داشت و در سال ۱۳۴۵ رسماً به عضویّت هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درآمد. وی از سال ۱۳۲۵ با چندین نشریه همچون وحید، یغما، ارمغان و ... همکاری اش را آغاز کرد؛ علاوه بر آن به اقتضای طبع به سرودن شعر نیز می‌پرداخت.
در سال ۱۳۲۸ به دوره دکتری زبان و ادبیّات فارسی راه یافت و پایان نامه خود را تحت عنوان «ارتباط افکار حافظ و مولانا» به راهنمایی استاد بدیع الزمان فروزانفر انتخاب کرد اما گرفتاریهای آموزشی از یک سو و اشتغال به تألیفات و تصحیحات در زمینه مورد علاقه اش از سوی دیگر سبب شد که سالها بعد (در سال ۱۳۴۸) از پایان‌نامه اش دفاع و دانشنامه دکتری اش را بگیرد.
استادانی که سادات ناصری زیر نظرشان به کسب علم پرداخت؛ عبارتند از: بدیع الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، جلال الدین همایی و محمد معین.
ناصری، در هفتم بهمن سال ۱۳۶۸ بنا به دعوت مقامات فرهنگی افغانستان به همراه هیئتی عازم آنجا شد. در چهاردهم بهمن در هنگام ضیافت شام در سفارت ایران، ناگهان دچارحمله قلبی شد و درگذشت. پیکر وی در ابن بابویه تهران به خاک سپرده شد.

تألیف و تصحیح :
بدیع و قافیه
شرکت در هیئت مؤلّفان یک سلسله کتب درسی دبیرستانی
تصحیح، تحشیه و تعلیق تذکره آتشکده آذر
اهتمام در طبع اشعار علی اصغر حکمت
تصحیح و طبع دیوان ملا محمّد رفیع واعظ قزوینی
تألیف دو کتاب درسی برای نظام جدید آموزشی دبیرستان ها
تصحیح و طبع دیوان لطفعلی بیگ آذر بیگدلی
تصحیح نهج‌البلاغه
اهتمام به چاپ قرآن کریم
تصحیح دیوان محتشم کاشانی
تصحیح دیوان حافظ
تألیف کتاب سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی
صناعات ادبی در دو مجلّد
تصحیح و چاپ دیوان کامل صائب تبریزی
تصحیح و طبع قصص الخاقانی
تألیف کتاب هزار سال تفسیر فارسی
تصحیح و تحشیهٔ بخش‌های چاپ نشده آتشکدهٔ آذر
ارتباط افکار حافظ و مولوی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#بیژن_ترقی

استاد "بیژن ترقی"، متنِ ترانه های بسیار دلنشینی را از خود به جای گذاشته است. وی در اسفندماه ۱۳۰۷ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهلِ کتاب و کتابداری، زاده شد. پدر و پدربزرگش، هر دو، از ناشران و کتاب سازانِ ایران بوده اند. "بیژن" نیز پس از مرگ پدر، اداره ی میراثِ او، که کتابفروشی خیام بود را، بر عهده گرفت. پرورش در محیط کتابخانه ای، او را به فرهنگ ها و لغت نامه و دیوانهای شعری علاقه مند ساخت و طبع او را از جوانی به لحاظ معاشرت خانواده با شاعرانِ معروف، به سوی شعر و غزل سوق داد، که دستاورد آن علاوه بر چاپِ دیوان های "صائب تبریزی" و "کلیم کاشانی"، مجموعه شعرهای خودِ او با عنوان سرودِ برگ ریزان بود.

گمان می رود آشنا شدن "بیژن ترقی" با زنده یاد استاد "پرویز یاحقی" در سال ۱۳۳۶، او را به سوی ترانه سرایی کشانده باشد. ترانه های خاطره انگیزِ بسیاری، دستاورد این آشنایی و همکاری است.
"بیژن ترقی" با اساتید "علی تجویدی" و "همایون خرم" نیز همکاری داشته و متن های زیبایی بر آهنگ های آنان نهاده است. خودِ او گفته است که در مجموع بر ۳۰۰ آهنگ از نام آورانِ موسیقی ایران، شعر نهاده که شماری از آنها در برنامه فاخرِ گلها به اجرا درآمده است.

از میان ترانه هایی که از همکاری "بیژن ترقی" و زنده یاد "پرویز یاحقی" پدید آمده، سه ترانه که به دلیل مشابهت ها، می توان آنها را تریلوژیِ (اثری دارای سه بخش مستقل ولی مضمونی واحد و ارتباطی نزدیک به هم) این دو، بشمار آورد، ارزشهای متنی و موسیقایی دارند: "می زده"، "افسانه محبت" و "بیداد زمان". استاد "پرویز یاحقی" که اهلِ سازآرایی های رنگین و جذاب بود، با تصویرسازی های زنده یاد "بیژن ترقی" سازگاری پیدا کرده، که همین هماهنگی باعث رشد فراگیر ترانه های ترقی گردیده است. البته در این میان نباید از صدای شفاف و دل لرزانِ بانو "مرضیه" غافل شد، که متن را با جان و دل در می یافت و دلپذیرانه بازتاب می داد. شمار بزرگی از ترانه های "بیژن" و "پرویز" را بانو "مرضیه" خوانده است.

دو کتاب دیگر نیز از مرحوم "بیژن ترقی" به یادگار مانده به نام های "آتش کاروان" و "از پشت دیوارهای خاطره"، که اولی مجموعه ای از شعرهای ترانه های او را در بر دارد و دومی شرح خاطرات او از قلمرو موسیقی و هنر آن سالهاست. یکی از ترانه های مرحوم "بیژن ترقی" که تصویرپردازی پررنگ تر و عاطفی تری دارد، بر روی آهنگی از استاد "علی تجویدی" نشسته و آتشِ کاروان نام دارد. در آتش کاروان شاعر جدا ماندنِ خود را از یاران به جدا ماندنِ آتش از کاروان تشبیه می کند. آتش می کوشد شعله بکشد و به دنبالِ کاروان برود. اما توانِ این کار را ندارد و نفس های آخر را می کشد. "بیژن ترقی" پس از گذراندنِ یک دوره دراز بیماری در سرآغاز اردیبهشت ۱۳۸۸ در تهران چشم از جهان فروبست.

#روحشون_شاد_ویادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۸ اردیبهشت سالروز درگذشت #علی_‌اصغر_زند_وکیلی

( زاده ۲۰ شهریور ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۸ اردیبهشت ۱۳۷۱ تهران) خواننده و نوازنده سه‌تار

وی از خانواده‌ای اهل موسیقی بود.
پدر و برادر بزرگترش وی را مورد تشویق قرار می‌دادند تا به موسیقی روی آورد و از صدای خدادادی خود بهره گیرد و به محفل دوستانه و شاعرانه‌ای که در منزل بیشتر وقت‌ها توسط ادبا، عرفا و شاعران و موسیقیدانان تشکیل می‌شد گرمی بخشد.
آشنایی با سیروس لطیفی که از شاگردان ممتاز نورعلی برومند بود وی را تشویق به پی‌گیری جدی در زمینه موسیقی کرد تا ترانه‌های قدیمی و ردیف‌های موسیقی ایرانی را به خوبی بیاموزد. وی نزد استادان موسیقی از جمله احمد عبادی، ادیب خوانساری، سلیمان امیرقاسمی و سعید هرمزی آموزش دید.
زندوکیلی می‌گفت : به دلیل آشنایی با استادان احمد عبادی، سلیمان امیرقاسمی، ادیب خوانساری و سیروس لطیفی، با حسن یکرنگی که از شاگردان اقبال آذر بود آشنا شدم و پس از مدتی که به منزل این مرد درویش و وارسته رفت و آمد کردم، دوستی و جذبه‌ای عمیق بین ما پیدا شد و این دوستی طوری شد که هر زمان شروع به خواندن می‌کردم بی‌اختیار این شعر صائب تبریزی را می‌خواندم: «در آغاز محبت دست و پا گم کرده‌ام ، نمی‌دانم کجا خواهد کشید آخر سرانجامم»
در خلال این مدت از نوارهای هنرمند آواز ایران حسین طاهرزاده بسیار استفاده کردم.
اولین نوار وی برگ سبز شماره ۲۰۰ بود که در سال ۱۳۴۲ همراه با سه تار احمد عبادی از رادیو و سپس در بازار پخش شد و چندین آواز همراه با سازهای هنرمندانی چون: حسن کسائی، فرهنگ شریف، منصور صارمی، همایون خرم، امیرناصر افتتاح را اجرا کردم.
جواد خردمند درباره وی می‌نویسد: زند وکیلی، پیش از آن که به شهرت و محبوبیت برسد، در سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ دوست نزدیک من و منوچهر صدوقی‌سها بـود.
من یکی دو بار در خانه‌اش، پای آواز و تارش نشسته‌ام امّا بیشتر او در انجمنهای ادبی (به خصوص در منزل دکتر عدنان مزارعی‌ در‌ تجریش، مـنزل کـمال زین‌الدین در تهرانپارس، کلبه‌ی خانم نوشین سعد در خیابان ژاله و امثال آنها) یا در مجالس فقری و خـوانگاه‌ها (مـثل‌ خـانه‌ی جواهری در دروازه شمیران و...) می‌دیدم که غمگنانه‌ آواز‌ می‌خواند‌ و پنجه به تار می‌زد. صدای‌ او‌ غمبار‌ و سوزناک بود و بـا آواز حزین و مغمومش ناله سر می‌داد و در این کار پیرو پدر و برادرش بود که آنان نیز آوازی خـوش داشته‌اند‌.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۷ تیر زادروز #مهدی_سهیلی

( زاده ۷ تیر ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۱۸ امرداد ۱۳۶۶ تهران ) شاعر و نویسنده

نیای مادرش «اصفهانی» و نیای پدرش «تهرانی» بود. در ۱۹۵۷ چند اثر از وی را در مسکو به چاپ رساندند. او سالها در رادیو ایران برنامه اجرا کرد و در زمینه نمایش نامه نویسی نیز فعالیت داشت. مهدی سهیلی در ۶۳ سالگی در گذشت.

آثار:
اسرار مگو : این کتاب در دهه ۳۰ به صورت مخفیانه چاپ شد و مردم آن را بخاطر جوک‌ها و لطیفه‌های مخصوص بزرگسالانش دوست داشتند. کتاب اسرار مگو کتابی است سه جلدی که مجموعه‌ای از فکاهیات و لطایف و اشعار طنز که توسط مهدی سهیلی گردآوری شده است. کتاب اسرار مگو حاوی تندترین مطالب به دور از ملاحظات و اخلاق است.
بیا با هم بگرییم
در خاطر منی
بوی بهار می‌دهد
بزم شاعران
شاهکارهای صائب تبریزی و کلیم کاشانی
اشک مهتاب
طلوع محمد
پرواز در آسمان شعر
مشاعره
شعر و زندگی
یک آسمان ستاره
گنج غزل
چشمان تو و آیینهٔ اشک
هزار خوشهٔ عقیق
کاروانی از شعر
باغ‌های نور
لحظه‌ها و صحنه‌ها
گنجوارهٔ سهیلی
اولین غم و آخرین نگاه
نگاهی در سکوت
ضرب‌المثل‌های معروف ایران
مرا صدا کن
سرود قرن و عقاب
چه کنم دلم از سنگ نیست.
گنجینهٔ سهیلی(۵جلد)
هزار و صد غزل هماهنگ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۰ تیر زادروز #محمد_قهرمان

( زادهٔ ۱۰ تیر ۱۳۰۸ تربت حیدریه -- درگذشتهٔ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ مشهد ) شاعر ، پژوهشگر و مصحح

محمّد قهرمان در روستای امیرآباد در نزدیکی تربت‌حیدریه به دنیا آمد. وی در پنج‌سالگی، مادرش و در سیزده‌سالگی پدرش را از دست داد و پس از آن خواهر بزرگش سرپرستی او را به‌عهده گرفت.
در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زنده‌یاد مهدی اخوان ثالث هم‌کلاس شد و این دوستی ادامه یافت. سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند و سپس در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد، امّا هرگز دنبال کار حقوقی نرفت و فقط به شعر پرداخت.
وی از آذر ۱۳۴۰ به مدّت ۲۷ سال تا بازنشستگی به‌عنوان کتابدار دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشغول به کار بود. علاقۀ محمد قهرمان در سرودن شعر، در غزل و به ‌ویژه سبک هندی به اندازه‌ای بود که یکی از شعرای به‌نام غزلسرای هندی شد.
او زبان بومی تربت حیدریه را به خوبی می‌دانست و بسیاری از اشعار وی که به زبان محلی سروده شده‌اند، در ردیف اول شعر بومی قرار دارند.
از سال ۱۳۳۹ در منزلش انجمن ادبی به‌صورت هفتگی برگزار میکرد. وی در سال ۱۳۳۸ با نوۀ عموی خود به‌نام فرشته قهرمان ازدواج کرد و مقیم مشهد شد.
در ۲۹ آذر ۱۳۸۴ از سوی دانشگاه فردوسی مشهد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی و اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی در محل دانشگاه مشهد از وی قدردانی به‌عمل آمد.
او صاحب تألیفات ارزنده‌ای از جمله چند مجموعه شعر است. در کارنامۀ او همچنین تصحیح و چاپ چند دیوان از شاعران مختلف به‌چشم می‌خورد.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مورد محمد قهرمان گفته است: «در این خصوص حتی ملک‌الشعرای بهار آن خصوصیت یک شاعر محلّی را به‌صورت کامل، آن گونه که قهرمان دارد، ندارد».

برخی از آثارش:
تصحیح دیوان صائب تبریزی (شش جلد)
تصحیح دیوان صیدی تهرانی
تصحیح مجموعه آثار ابوطالب کلیم همدانی
تصحیح دیوان حاج محمد جان قدسی مشهدی
برگزیدۀ اشعار صائب و دیگر شعرای معروف سبک هندی
صیّادان معنی (برگزیدۀ اشعار سخن‌سرایان سبک هندی)
حاصل عمر (مجموعۀ شعر)
به یاد عزیز گذشته (ده نامه از مهدی اخوان ثالث به محمّد قهرمان)

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست

نبسته است کسی شاهراه دلها را

صائب 🌺


🍂(صائب)) در الفبای ابجد معادل ۱۰۳ است و دهم تیرماه یعنی یکصد و سومین روز سال را در تقویم ما روز صائب نامیده اند.

صائب بزرگترین شاعر سبک اصفهانی (هندی) است.


بزرگداشت_صائب_تبریزی

#تصاویر : نمایی از آرامگاه صائب / اصفهان

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بزرگداشت

🔴#۱۰_روز_بزرگداشت_صائب_تبریزی_گرامی_باد


#صائب_تبریزی
با نام اصلی میرزا محمّدعلی صائب تبریزی
(زادهٔ ۱۰۰۰ هجری/۱۵۹۲ میلادی- تبریز
درگذشتهٔ ۷–۱۰۸۶ هجری/۱۶۷۶ میلادی-اصفهان) بزرگ‌ترین غزل سرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه است.
[او در دربار صفوی به عنوان ملک الشعرایی رسید و به او شاه شاعر سبک هندی می گویند].

صائب تبریزی پسر میرزا عبدالرحیم بود که پدرش ازبازرگانان معتبر عصر وزمان خود بود . در محله عباس آباد اصفهان زنگی میکرد پدرش درشاه عباس به اصفهان مراجعت کردوصائب در شهراصفهان و درسال ۱۰۱۶ هجری قمری متولد شد

عمویش، شمس‌الدین تبریزی معروف به شیرین قلم، از خوشنویسان برجستهٔ روزگار خود به شمار می‌رفت و به احتمال بسیار صائب که خط خوشی داشت، نزد وی خوشنویسی آموخته بود.

خانوادهٔ صائب جزو هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول صفوی از تبریز کوچ کرده و در محله عباس‌آباد اصفهان ساکن شدند، و این مردم را تبارزه (تبریزی‌های) اصفهان می‌نامیدند.

صائب در اصفهان به آموختن علوم عصر پرداخت. در جوانی به حج رفت و در بازگشت به مشهد سفر کرد.

صائب در سال ۱۰۳۴ ه‍.ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت.

حکمران کابل، خواجه احسن‌الله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز به همراه خود برد.

در سال ۱۰۴۲ ه‍.ق صائب به ایران بازگشت و در اصفهان اقامت گزید.
شاه عباس دوم صفوی به او مقام ملک‌الشعرایی داد.

صائب تبریزی شاعری کثیرالشعر بود، شمار اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بیست هزار بیت گفته‌اند. آثار صائب جز سه چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه و ناقص به نام #قندهارنامه و دو سه قطعه، همگی غزل است. افزون بر فارسی وی هفده غزل به #ترکی نیز دارد.

صائب سبکی را به کمال رساند که چند سده پس از او #سبک_هندی نامیده شد.
او اسلوب معادله یا «مدعا مثل» را بیش از دیگر شاعران هم‌روزگارش به کار برده‌است. نازکی خیال و لطافت اندیشه و مضمون سازی‌های ظریف و معنی‌های بیگانه و باریک در شعر وی دیده می‌شود. ابیات غزل وی استقلال معنایی دارند و در یک غزل از چندین موضوع سخن گفته‌است.

صائب را شاعر تک‌بیت‌ها نیز گفته‌اند.

آثار
مرآت الجمال - ابیاتی در وصف معشوق است
آرایش نگار - ابیاتی مربوط به آینه و شانه
میخانه - اشعاری در باب می و میخانه
واجب الحفظ - برگزیده غزلهایش


صائب تبریزی در غزلیات خود به زادگاهش تبریز اشاره کرده‌‌ است:
ز خاک پاک تبریزست صائب مولد پاکماز آن با عشقباز شمس تبریزی سخن دارم

صائب از خاک پاک تبریزست سعدی گر از گل شیراز

صائب هشتاد سال زندگی کرد و در اصفهان دیده از جهان فروبست. درگذشت او در سال ۱۰۸۶ یا ۱۰۸۷ ه‍.ق بوده‌است. آرامگاه او در اصفهان، در محلهٔ لَنبان، در محلی است که در زمان حیات او معروف به تکیه میرزا صائب بود. مقبرهٔ صائب در باغچه‌ای در اصفهان در خیابانی که به نام او نامگذاری شده‌است، قرار دارد.این خیابان اکنون نیز به این نام موجود است.

دلربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای
از دل من چه به جا مانده که باز آمده‌ای

در بغل شیشه و در دست قدح، در بر چنگ
چشم بد دور که بسیار بساز آمده‌ای

بگذر از ناز و برون آی ز پیراهن شرم
که عجب تنگ در آغوش نیاز آمده‌ای

می بده، می بستان، دست بزن پای بکوب
به خرابات نه از بهر نماز آمده‌ای

آنقدر باش که من از سر جان برخیزم
چون به غمخانه‌ام ای بنده نواز آمده‌ای

چون نفس سوختگان می‌رسی ای باد صبا
می‌توان یافت کزان زلف دراز آمده‌ای

چون نگردد دل صائب ز تماشای تو آب؟
که به رخسارهٔ آیینه گداز آمده‌ای

#صائب_تبریزی

عشق ما را پی کاری به جهان آورده‌ست
ادب این است که مشغول تماشا نشویم

#صائب_تبریزی

هیچ‌ کس
کاش....
نباشد نگهش بر راهی
چشم بر در بُوَد و دلبر او دیر کند ...

#صائب_تبریزی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۱۹ امرداد سالروز درگذشت #مهدی_سهیلی

( زاده ۷ تیر ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۱۸ امرداد ۱۳۶۶ تهران ) شاعر و نویسنده

نیای مادرش «اصفهانی» و نیای پدرش «تهرانی» بود. در ۱۹۵۷ چند اثر از وی را در مسکو به چاپ رساندند. او سالها در رادیو ایران برنامه اجرا کرد و در زمینه نمایش نامه نویسی نیز فعالیت داشت. مهدی سهیلی در ۶۳ سالگی در گذشت.

آثار:
اسرار مگو : این کتاب در دهه ۳۰ به صورت مخفیانه چاپ شد و مردم آن را بخاطر جوک‌ها و لطیفه‌های مخصوص بزرگسالانش دوست داشتند. کتاب اسرار مگو کتابی است سه جلدی که مجموعه‌ای از فکاهیات و لطایف و اشعار طنز که توسط مهدی سهیلی گردآوری شده است. کتاب اسرار مگو حاوی تندترین مطالب به دور از ملاحظات و اخلاق است.
بیا با هم بگرییم
در خاطر منی
بوی بهار می‌دهد
بزم شاعران
شاهکارهای صائب تبریزی و کلیم کاشانی
اشک مهتاب
طلوع محمد
پرواز در آسمان شعر
مشاعره
شعر و زندگی
یک آسمان ستاره
گنج غزل
چشمان تو و آیینهٔ اشک
هزار خوشهٔ عقیق
کاروانی از شعر
باغ‌های نور
لحظه‌ها و صحنه‌ها
گنجوارهٔ سهیلی
اولین غم و آخرین نگاه
نگاهی در سکوت
ضرب‌المثل‌های معروف ایران
مرا صدا کن
سرود قرن و عقاب
چه کنم دلم از سنگ نیست.
گنجینهٔ سهیلی(۵جلد)
هزار و صد غزل هماهنگ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ شهریور زادروز #علی‌اصغر_زندوکیلی

( زاده ۲۰ شهریور ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۸ اردیبهشت ۱۳۷۱ تهران) خواننده و نوازنده سه‌تار

وی از خانواده‌ای اهل موسیقی بود.
پدر و برادر بزرگترش، وی را مورد تشویق قرار می‌دادند تا به موسیقی روی آورد و از صدای خدادادی خود بهره گیرد و به محفل دوستانه و شاعرانه‌ای که در منزل بیشتر وقت‌ها توسط ادبا، عرفا و شاعران و موسیقیدانان تشکیل می‌شد گرمی بخشد.
آشنایی با سیروس لطیفی که از شاگردان ممتاز نورعلی برومند بود، وی را تشویق به پی‌گیری جدی در زمینه موسیقی کرد تا ترانه‌های قدیمی و ردیف‌های موسیقی ایرانی را به خوبی بیاموزد. وی نزد استادان موسیقی، احمد عبادی، ادیب خوانساری، سلیمان امیرقاسمی و سعید هرمزی آموزش دید.
او می‌گفت: به واسطه آشنایی با این استادان، با حسن یکرنگی که از شاگردان اقبال آذر بود آشنا شدم و پس از مدتی که به منزل این مرد درویش و وارسته رفت و آمد کردم، دوستی و جذبه‌ای عمیق بین ما پیدا شد و این دوستی طوری شد که هر زمان شروع به خواندن می‌کردم، بی‌اختیار این شعر صائب تبریزی را می‌خواندم: «در آغاز محبت دست و پا گم کرده‌ام ، نمی‌دانم کجا خواهد کشید آخر سرانجامم»
در خلال این مدت از نوارهای هنرمند آواز ایران حسین طاهرزاده بسیار استفاده کردم.
اولین نوار، برگ سبز شماره ۲۰۰ بود که در سال ۱۳۴۲ همراه با سه‌تار احمد عبادی از رادیو و سپس در بازار پخش شد و چندین آواز همراه با سازهای هنرمندانی چون: حسن کسایی، فرهنگ شریف، منصور صارمی، همایون خرم، امیرناصر افتتاح را اجرا کردم.
جواد خردمند درباره وی می‌نویسد: زند وکیلی، پیش از آن که به شهرت و محبوبیت برسد، در سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ دوست نزدیک من و منوچهر صدوقی‌سها بـود.
من یکی دوبار در خانه‌اش، پای آواز و تارش نشسته‌ام، امّا بیشتر او در انجمن‌های ادبی (به خصوص در منزل دکتر عدنان مزارعی‌ در‌ تجریش، منزل کمال زین‌الدین در تهرانپارس، کلبه‌ی خانم نوشین سعد در خیابان ژاله و امثال آنها) یا در مجالس فقری و خـوانگاه‌ها (مـثل‌ خانه‌ی جواهری در دروازه شمیران و...) می‌دیدم که غمگنانه‌ آواز‌ می‌خواند‌ و پنجه به تار می‌زد. صدای‌ او‌ غمبار‌ و سوزناک بود و بـا آواز حزین و مغمومش ناله سر می‌داد و در این کار پیرو پدر و برادرش بود که آنان نیز آوازی خـوش داشته‌اند‌.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ آبان سالروز درگذشت #زین‌العابدین_مؤتمن

( زاده سال ۱۲۹۳ تهران– درگذشته ۲ آبان ۱۳۸۴ تهران) نویسنده، شاعر و پژوهشگر

موتمن تحصيلات تكميلی را در كالج آمريكايی‌ها (دبيرستان البرز كنونی) در رشته ادبی انجام داد و پنج سال پیش از اينكه به استخدام رسمی وزارت فرهنگ درآيد، در سال ۱۳۱۵ تدريس را آغاز كرد. او هميشه معتقد بود كه معلمی برایش يك عشق است نه شغل و می‌گفت: از كلاس پنجم ابتدايی عهد كردم كه برای هميشه يك معلم باشم
وی ليسانس ادبيات انگليسی را در سال ۱۳۱۹ از دانشسرای عالی گرفت و در سال ۱۳۲۳ از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، ليسانس ادبيات فارسی دريافت كرد و در سال ۱۳۵۰ بازنشسته شد. اما به دليل علاقه‌ای كه به آموزگاری داشت، تا سال ۱۳۵۷ تدريس را ادامه داد. او كسی بود كه به همراه پروين گنابادی و صديق اسفندياری كتاب‌های درسی سيكل دوم را نوشت.
وی در طول ۴۲ سال تدريس، شاگردان بسياری پرورش داد. بسياری از استادان امروز، شاگردان ديروز او هستند. كسانی چون همايون كاتوزيان، محمود روح‌الامينی، محمدعلی سپانلو، مهدی محقق، بهرام بيضایی، خسرو سينایی، نادر ابراهيمی، احمد اشرف، عباس پهلوان، شفيعی كدكنی، نوذر پرنگ، داريوش آشوری، پرويز مستشيری و ...
موتمن در واپسين روزهای زندگی وصيت كرد كه كتابخانه شخصی‌اش به كتابخانه آرامگاه صائب در اصفهان اهدا شود و در صورتی كه آنجا كتابخانه نداشت، آنها را به يك كتابخانه معتبر بسپارند.
بهرام بيانی از نزديكان وی كه وكالت انجام اين كار را به عهده داشت، در مراسم خاكسپاری او گفت كه كتاب‌ها فهرست برداری شده و بزودی آخرين خواسته او نيز عملی می‌شود.
موتمن به غير از ادبيات، سفر از مهم‌ترين علايقش بود. او از ۱۶ سالگی سفر را با يك چمدان و دوربين عكاسی به روستاهای اطراف تهران و بعدها اروپا آغاز كرد. در همان سال‌های جوانی نخستين كتاب خود يعنی آشيانه عقاب را نوشت. اين كتاب ده جلدی، نخستين رمان تاريخی ايران به شمار می‌رود و مروری بر زندگی حسن صباح است. آخرين بازمانده خانه مؤتمن‌الاطبا، علاوه بر ادبيات، به موسيقی نيز علاقه بسيار داشت. او دستگاه‌های موسيقی را بخوبی می‌شناخت و در نواختن نی چيره دست بود.
شعر و ادب فارسی و برگی چند از دفتر زندگی از ديگر آثار مكتوب اوست.
موتمن كه نه همسری داشت و نه فرزندی، در ۹۱ سالگی درگذشت. هرچند كه آرامگاه خانوادگي موتمن در امامزاده عبداله بود، اما بنا به وصيتش، او را در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپردند.

آثار:
آشیانه عقاب یک رمان تاریخی ۱۰ جلدی است که مورد استقبال خوانندگان کتاب در اواخر دوران رضاشاه قرار گرفت. این رمان، یک داستان ماجرایی و عاشقانه است که شخصیت‌های تاریخی مانند خواجه نظام‌الملک و حسن صباح در آن نقش کلیدی دارند.
تحول شعر فارسی
برگی چند از دفتر زندگی
شعر و نثر
گوهرهای راز از دریای اندیشه صائب
اشعار برگزیده صائب تبریزی
تحقیق ادبی راجع به صائب
پیرامون اوضاع و احوال به وجود آمدن سبک هندی
شعر و ادب فارسی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۴ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_استاد_حسن_سادات‌ناصری

( زاده ۱ اردیبهشت ۱۳۰۴ تهران – درگذشته ۱۴ بهمن ۱۳۶۸ افغانستان ) استاد دانشگاه، مترجم و پژوهشگر ادبیات

سادات ناصری پس از گرفتن دیپلم متوسطه، به ترتیب دوره لیسانس تاریخ و فوق لیسانس ادبیات فارسی را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به پایان برد و در سال ۱۳۴۸ دکتری زبان و ادبیات فارسی گرفت. او در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ در شهر قم به معلّمی اشتغال داشت و در سال ۱۳۴۵ رسماً به عضویت هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران درآمد. وی از سال ۱۳۲۵ با چندین نشریه همچون وحید، یغما، ارمغان و ... همکاری‌اش را آغاز کرد؛ علاوه بر آن به اقتضای طبع، به‌سرودن شعر نیز می‌پرداخت.
او در سال ۱۳۲۸ به دوره دکتری زبان و ادبیّات فارسی راه یافت و پایان نامه خود را تحت عنوان «ارتباط افکار حافظ و مولانا» به راهنمایی بدیع‌الزمان فروزانفر انتخاب کرد اما گرفتاریهای آموزشی از یک سو و اشتغال به تألیفات و تصحیحات در زمینه مورد علاقه‌اش از سوی دیگر سبب شد که سالها بعد (در سال ۱۳۴۸) از پایان‌نامه‌اش دفاع و دانشنامه دکتری‌اش را بگیرد.
استادانی که سادات ناصری زیر نظرشان به کسب علم پرداخت؛ عبارتند از: فروزانفر، بهمنیار، همایی و معین.
ناصری، در ۷ بهمن سال ۱۳۶۸ بنا به دعوت مقامات فرهنگی افغانستان به همراه هیئتی عازم آنجا شد. در ۱۴ بهمن در هنگام ضیافت شام در سفارت ایران، ناگهان دچارحمله قلبی شد و درگذشت و در ابن‌بابویه به خاک سپرده شد.

تألیف و تصحیح:
بدیع و قافیه
شرکت در هیئت مؤلفان یک سلسله کتب درسی دبیرستانی
تصحیح، تحشیه و تعلیق تذکره آتشکده آذر
اهتمام در طبع اشعار علی‌اصغر حکمت
تصحیح و طبع دیوان ملامحمّد رفیع واعظ قزوینی
تألیف دو کتاب درسی برای نظام جدید آموزشی دبیرستان ها
تصحیح و طبع دیوان لطفعلی بیگ آذربیگدلی
تصحیح نهج‌البلاغه
اهتمام به چاپ قرآن کریم
تصحیح دیوان محتشم کاشانی
تصحیح دیوان حافظ
تألیف کتاب سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی
صناعات ادبی در دو مجلد
تصحیح و چاپ دیوان کامل صائب تبریزی
تصحیح و طبع قصص خاقانی
تألیف کتاب هزارسال تفسیر فارسی
تصحیح و تحشیه بخش‌های چاپ نشده آتشکده آذر
ارتباط افکار حافظ و مولوی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

هزار خورشید تابان

خالد حسینی

کتاب هزار خورشید تابان دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغانستانی است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است . این اثر بعد از انتشار کتاب بادبادک باز منتشر شد که بافروش بسیار بالایی مواجه شد . این رمان در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین رمان آمریکای شمالی شد . خالد حسینی این کتاب خود را به دو فرزندش و تمامی زنان افغانستان اهدا کرده‌است . نام این کتاب به گفته نویسنده از شعر صائب تبریزی با مطلع زیر گرفته شده‌است :

خوشا عشرت‌سرای کابل و دامان کهسارش/که ناخن بر رگ گل می‌زند مژگان هرخارش

- فقط یه هنر باید یاد بگیری اونم تحملِ، تحمل

- تحملِ چی ننه؟

ننه گفت: نگران اون نباش موضوع کم نمیاری.

کتاب شرح زندگی و سیاه بختی زنان افغانی و تا یک حدودی وضعیت افغانستان در سال های اخیر می باشد . شخصیت های اصلی کتاب مریم و لیلا هستند . مریم دختر نامشروع یکی از پولداران هرات از خدمتکارش می باشد . در زمانی کودکی مریم هنوز جنگ در افغانستان شوع نشده . مریم ننگ پدرش است و از خانه رانده شده . او نماد زندگی زنی از طبقه پایین افغانستان در زمان صلح است که اواخر عمر خود را نیز رد جنگ طی می کند . لیلا دختری از یک خانواده روشن فکر افغانیست که از همان کودکی جنگ ب او سایه می افکند . نمادی از زندگی زنان دوران جنگ . سرنوشت مریم و لیلا به هم گره می خورد ......

آنچنان خوب نبود اما از بادبادک باز بهتر بود حداقل ادمهای سیاه و سفید نداشتیم ادمها و عکس العملاشون عادی بودند . در حقیقتبه نظر من موضوع داستان برای نویسنده خیلی مهم تر از شخصیت های داستان بود . یک جورایی سبک نوشتنش خسته کننده بود یعنی یکنواخت بود یک سوم شخص هی داشت واسه شما قصه می گفت اما اطلاعاتش از اوضاع زنان توی افغانستان به نظرم خیلی خوب بود قشنگ این قسمت از اطلاعات را منتقل کرده بود .

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱ امرداد #سالروز_درگذشت_جعفر_شعار

(زاده ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۱ امرداد ۱۳۸۰ تهران) پژوهش‌گر ادبی، مصحح و مترجم

او تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی ادبیات فارسی و کارشناسی زبان فرانسه، در دانشگاه تبریز به پایان رساند و به تدریس در دبیرستان‌ها مشغول شد. در سال ۱۳۳۵ در تهران به تحصیلاتش در ادبیات فارسی ادامه داد و در ۱۳۴۲ درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی گرفت. وی به مدت ۶ سال با سازمان لغتنامه دهخدا همکاری کرد و همزمان در دانشگاه تربیت معلم تدریس می‌کرد و پس از انقلاب، به ریاست آن دانشگاه منصوب شد. وی پس از بازنشستگی در سال ۱۳۶۰ همچنان به تدریس و تألیف ادامه داد.
دکتر جعفر شعار در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان و فرهیختگان به‌خاک سپرده شد.

مدارج و مشاغل:
۶ سال عضویت در سازمان لغت‌نامه دهخدا.
استادی دانشگاه تربیت معلم تهران پس از سال‌ها تدریس در دانشگاه تهران و دانشسرای عالی.
همکاری با مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
عضو مرکز تحقیقات علمی آسیا و آفریقا (ICANA).
ادامه برگزاری مجالس آموزش قرآن پدرش یوسف شعار در تبریز و ادامه آن در تهران، به مدت ۵۵ سال.

آثار:
تألیفات:
گفتارهای دستوری (همراه با دکتر خسرو فرشیدورد و دکتر اسماعیل حاکمی والا).
فرهنگ املایی (شیوه خط معیار).
فرهنگ‌واره اخلاق در قرآن.
نگرشی در آیات قرآن، ۲ جلد.
راهنمای زبان عربی.
تاریخ ادبیات عرب.
المَنهَج، شعر و نثر عربی.

ترجمه و تصحیح:
سفرنامه ابن حوقل.
حمزه‌نامه، قصه حمزه امیرالمؤمنین.
ترجمه تاریخ یمینی.
تاریخ بناکتی.
سیاست‌نامه.
أغراض السیاسة فی أعراضِ الریاسة.
تحلیل سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی.
دیوان شعر رودکی.
دیوان حکیم ناصرخسرو.
تاریخ پیامبران و شاهان.
آیین شهرداری در قرن هفتم.
گزیده‌های ادب فارسی (نشر قطره).
گزیده غم‌نامه رستم و سهراب‌
گزیده رزم‌نامه رستم و اسفندیار.
گزیده اشعار رودکی.
گزیده سیاست‌نامه.
گزیده اشعار کسایی مروزی.
گزیده تاریخ بلعمی.
گزیده تاریخ جهانگشای جوینی.
گزیده اشعار صائب تبریزی.
گزیده قصاید سعدی شیرازی.
گزیده سفرنامه ناصرخسرو.
گزیده اشعار سنایی (نشر علمی).
شاهکارهای ادبیات فارسی (انتشارات امیرکبیر).
۶ عنوان برگزیده جوامع‌الحکایات، سیاست‌نامه، سندبادنامه، اسرارالتوحید، قصاید سعدی، راحةالصدور.
۶ عنوان گزینه‌های اشعار کسایی مروزی، رودکی، خاقانی، مقامات حمیدی، تاریخ بلعمی، ناصرخسرو.
جوامع الحکایات و لوامع الروایات
بخش تاریخ ایران و اسلام، بخش تاریخ خلفا و نیز گزیده جوامع‌الحکایات.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


گرفته است جهان را غبار بی دردی
کجا رویم ازین عالم خراب، کجا؟



#_صائب_تبریزی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity