به بهانه زادروز استاد هوشنگ جاوید
«هوشنگ جاوید» پژوهشگر #موسیقی_مقامی درباره نقش موسیقی در زندگی اقوام مختلف ایرانی، موسیقی که به نحوی با زندگی مردم گره خورده است. کشور ایران با تنوع فرهنگی و رنگین کمانی از اقوام مختلف همواره خاستگاه هنرهای گوناگون در هر گوشه از خود بوده است. موسیقی و آواز از دوران کهن یکی از ارکان زندگی مردم ایران بود و نقش مهمی را ایفا می کرد. اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم شاهد آن هستیم که دوتار خراسانی ها، چگور آذری ها، نی انبان جنوبی ها، کمانچه لرستان و ترکمن ها و سازهایی از این قبیل در طول هزاران سال به حیات خود در کنار مردم ادامه داده تا امروز به دست ما برسد.
این سازها روزگاری به دست توشمال ها، چنگی ها، لوطی ها، عاشیق ها، صوتک خوان ها، بخشی ها و... در هر منطقه از کشور نواخته می شدند. در این بین نقش صوت و آواز کمی پررنگ تر است و در مراحل مختلف زندگی مردم از بدو تولد تا زمان مرگ اثرگذار بوده اند. انسان با آواز لالایی های مادر متولد و با مویه ها به خاک سپرده می شود، البته این اصوات در زندگی و کار روزانه کاربرد داشته و هنوز در میان ماهیگیران جنوبی، کشاورزان بختیاری، برنج کاران شمالی و... «کارآوا» نقش مهمی دارد. آن ها با ترانه ها و آوازهایی که صدها و شاید هزار سال قدمت داشته باشد، سختی و مشقت کار را به نوعی فراموش می کنند. به این بهانه سراغ «هوشنگ جاوید»، پژوهشگر موسیقی مقامی ایران، رفتیم تا در مورد موسیقی در نقاط مختلف ایران و کاربردش در زندگی مردم به گفت و گو بنشینیم.
به عنوان سوال اول به این نکته اشاره کنید که وقتی ما می گوییم «موسیقی نواحی» منظورمان چه رکن فرهنگی و با چه میزان اهمیتی است؟
البته بهترین اصطلاح این است که بگوییم «موسیقی اقوام ایران». کشور ما یک پایگاه از اقوام مختلف است و هر قومی که در این سرزمین زندگی می کند برای خود فرهنگ و خرده فرنگ های خاص و منحصر به فردی دارد. یکی از اصلی ترین ارکان این فرهنگ ها موسیقی و هنرهای زبانی و گفتاری است. به همین دلیل وقتی می گوییم موسیقی نواحی یا اقوام منظورمان همان فرهنگ و آداب و رسومی است که یا به شکل ساز یا در متن آواز به گوش می رسد.
همان طور که اشاره کردید در نگاه کلی موسیقی بخش مهمی از فرهنگ اقوام ایرانی است اما وقتی جزئی تر می نگریم، شاهد آن هستیم که هنر موسیقی در زندگی مردم هر بخش از کشور نقش مهمی را ایفا می کند. این رد پا را چطور می توان در زندگی اقوام ایرانی دید؟
اصولا در مشرق زمین که زندگی بیشتر در جریان است، انسان از زمان تولد تا مرگ برای رفع نیازهای دوره های مختلف زندگی خود موسیقی و هنر آوازی را پدید آورده است. موسیقی در زندگی انسان بستری برای آرامش درونی شد و او از این طریق با کائنات، طبیعت اطراف، محیط و آدم هایی که در کنارش زندگی می کنند ارتباط دارد. برای همین است که در مشرق زمین تنوع ساز و موسیقی بسیار گسترده است و کشور ما نیز از این امر مستثنی نیست. شما می بینید انسان از قبل تولد تا پس از مرگ با این هنر مانوس است. ما در ایران اعتقاد داریم که صدا خدادادی است. همین امر نشان می دهد صدای خوش در بین جوامع ایرانی و شرقی تا چه اندازه ای دارای اهمیت است که جایگاه معنوی خاص پیدا کرده و به عنوان یک نعمت خدادادی در اختیار بشر قرار گرفته است.
«هوشنگ جاوید» پژوهشگر #موسیقی_مقامی درباره نقش موسیقی در زندگی اقوام مختلف ایرانی، موسیقی که به نحوی با زندگی مردم گره خورده است. کشور ایران با تنوع فرهنگی و رنگین کمانی از اقوام مختلف همواره خاستگاه هنرهای گوناگون در هر گوشه از خود بوده است. موسیقی و آواز از دوران کهن یکی از ارکان زندگی مردم ایران بود و نقش مهمی را ایفا می کرد. اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم شاهد آن هستیم که دوتار خراسانی ها، چگور آذری ها، نی انبان جنوبی ها، کمانچه لرستان و ترکمن ها و سازهایی از این قبیل در طول هزاران سال به حیات خود در کنار مردم ادامه داده تا امروز به دست ما برسد.
این سازها روزگاری به دست توشمال ها، چنگی ها، لوطی ها، عاشیق ها، صوتک خوان ها، بخشی ها و... در هر منطقه از کشور نواخته می شدند. در این بین نقش صوت و آواز کمی پررنگ تر است و در مراحل مختلف زندگی مردم از بدو تولد تا زمان مرگ اثرگذار بوده اند. انسان با آواز لالایی های مادر متولد و با مویه ها به خاک سپرده می شود، البته این اصوات در زندگی و کار روزانه کاربرد داشته و هنوز در میان ماهیگیران جنوبی، کشاورزان بختیاری، برنج کاران شمالی و... «کارآوا» نقش مهمی دارد. آن ها با ترانه ها و آوازهایی که صدها و شاید هزار سال قدمت داشته باشد، سختی و مشقت کار را به نوعی فراموش می کنند. به این بهانه سراغ «هوشنگ جاوید»، پژوهشگر موسیقی مقامی ایران، رفتیم تا در مورد موسیقی در نقاط مختلف ایران و کاربردش در زندگی مردم به گفت و گو بنشینیم.
به عنوان سوال اول به این نکته اشاره کنید که وقتی ما می گوییم «موسیقی نواحی» منظورمان چه رکن فرهنگی و با چه میزان اهمیتی است؟
البته بهترین اصطلاح این است که بگوییم «موسیقی اقوام ایران». کشور ما یک پایگاه از اقوام مختلف است و هر قومی که در این سرزمین زندگی می کند برای خود فرهنگ و خرده فرنگ های خاص و منحصر به فردی دارد. یکی از اصلی ترین ارکان این فرهنگ ها موسیقی و هنرهای زبانی و گفتاری است. به همین دلیل وقتی می گوییم موسیقی نواحی یا اقوام منظورمان همان فرهنگ و آداب و رسومی است که یا به شکل ساز یا در متن آواز به گوش می رسد.
همان طور که اشاره کردید در نگاه کلی موسیقی بخش مهمی از فرهنگ اقوام ایرانی است اما وقتی جزئی تر می نگریم، شاهد آن هستیم که هنر موسیقی در زندگی مردم هر بخش از کشور نقش مهمی را ایفا می کند. این رد پا را چطور می توان در زندگی اقوام ایرانی دید؟
اصولا در مشرق زمین که زندگی بیشتر در جریان است، انسان از زمان تولد تا مرگ برای رفع نیازهای دوره های مختلف زندگی خود موسیقی و هنر آوازی را پدید آورده است. موسیقی در زندگی انسان بستری برای آرامش درونی شد و او از این طریق با کائنات، طبیعت اطراف، محیط و آدم هایی که در کنارش زندگی می کنند ارتباط دارد. برای همین است که در مشرق زمین تنوع ساز و موسیقی بسیار گسترده است و کشور ما نیز از این امر مستثنی نیست. شما می بینید انسان از قبل تولد تا پس از مرگ با این هنر مانوس است. ما در ایران اعتقاد داریم که صدا خدادادی است. همین امر نشان می دهد صدای خوش در بین جوامع ایرانی و شرقی تا چه اندازه ای دارای اهمیت است که جایگاه معنوی خاص پیدا کرده و به عنوان یک نعمت خدادادی در اختیار بشر قرار گرفته است.
انسان زمانی این صداها را در کنار کار استفاده کرد که به آن «کارآوا» یا موسیقی کار می گویند. با آواز مادر خوابید و لالایی ها پدید آمدند. در زمان مرگش آواز خوانند، موسیقی سوگ به وجود آمد. موسیقی در شادی و ازدواج ها به کار می رود، می شود موسیقی سور یا موسیقی جشنی. البته این جشن ها به واسطه تابعیت از آیین های خاصی که بشر به آن اعتقاد داشته نام های مختلف پیدا کرده اند. برخی از آیین ها ستایش و نیایش به درگاه خداوند است مثل جشن های فصلی، برخی نیز ستایش و نیایش در اعیاد مذهبی اند مثل مولودی خوانی و موسیقی ویژه اعیاد غدیر، قربان و... و موسیقی عزاداری های ما. پس موسیقی با آیین های ما عجیب شده است و بستری را فراهم کرده که به عنوان میراث معنوی آن را می شناسیم. موسیقی یکی از جلوه های هنری نیاکان ماست. این هنر در لحظه لحظه زندگی انسان ها جای خود را باز کرده و به آن گره خورده است.
به کارآواها اشاره کردید. در کشور ما برای هر کار و پیشه ای یک نوع آوا وجود دارد. مثلا ریتم های آوازی در میان کشاورزان غرب با موسیقی کسانی که در شمال برنج برداشت می کنند، متفاوت است یا آوازهای ماهیگیران جنوب. این ریتم ها بر چه مبنایی برای کار انتخاب شده اند؟
جواب بسیار ساده است. آن فردی که در کویر کار می کند، نمی تواند مانند کسی که در دریا کار می کند، آواز بخواند. قطعا در این امر تنوع جغرافیایی، زبانی و نوع کار بسیار مهم است. مثلا کار فردی که در جنگل مشغول است به مراتب آرام تر و کم تلاش تر از فردی است که در دریا پارو می زند و آواز می خواند. قطعا دغدغه های آن فرد، ریتم زندگی و حرکت زمان کارش در شکل گیری ریتم های آوازی و موسیقایی آن ها مهم است. آواز کار از متن زندگی و جغرافیا بر می خیزد و همین امر سبب می شود ما شاهد آوازها و کارآواهای متفاوت در هر منطقه از کشور باشیم. این امر جای خوشحالی دارد؛ ما در سرزمینی زندگی می کنیم که اقیانوسی از نغمه ها و ملودی ها است، اما نمی توانیم از آن ها بهره ببریم.
پس در طول زمان، موسیقی باید دستخوش تغییراتی- با توجه به سرعت زندگی در جامعه- شده باشد؟
بله. همان طور که گفتم تمام موسیقی ها برآمده از نوع و سبک زندگی اقوام ایرانی است و برداشت فردی و اجتماعی که می توان نام «برداشت پیرامونی» را نیز بر آن نهاد در تولید این آوازها بسیار تاثیرگذار بوده است. شاید هزاران سال پیش مردم موسیقی را با صدا و آواز آغاز کردند، بعدها وقتی ایرانی ها با تکنیک های ساز بیشتر آشنا شدند و سازها کم کم به تکامل رسیده و دارای پرده شدند، نغمه ها به وجود آمدند. تحول اصلی در 70سال اخیر رخ داده و نوع موسیقی اقوام ایرانی نیز دستخوش تغییراتی بسیاری شده است. به عنوان مثال در خراسان بسیاری از آوازها را شبان ها می خواندند، بعد از برچیده شدن نظام شبانی بر اثر رویکرد جامعه به دامداری های مدرن، آواهای آن ها کاربرد خود را از دست داد و برای این که فراموش نشود به روی دوتار آمد.
آوازهای کشاورزی نیز به همین سرنوشت دچار شدند و با تغییر سیستماتیک کشاورزی و جایگزین شدن تراکتور به جای گاوآهن و مدرن شدن جوامع، مردم آوازهای هنگام کار را روی ساز آوردند و به نوعی موسیقی را مدرن کردند که به موسیقی محلی شهرت پیدا کرد. به عنوان مثال «هدوره»ای که امروز لرستانی ها در زمان خرمن کوبی می خوانند، در گذشته به این تندی نبوده و آن ها بر اساس ریتم حرکتی گاو دور خرمن «هدوره» را می خواندند؛ ولی در تنظیم های جدید و نو به این نقطه رسیدند که ریتم ها را تندتر کنند تا سرعت کار را بالاتر ببرند و موسیقی با شتاب زمان و زندگی نو هماهنگ شود. آن ها شتاب را در موسیقی بالا بردند و از آوازهای سنگین به یک موسیقی شاد و با ریتم تند رسیدند که در رسانه های شنیداری هم بازخورد داشته باشد. این اتفاقات در هفت دهه اخیر رخ داده و نمی توان نام موسیقی اصیل فلان منطقه را بر آن گذاشت. همه این ها برداشت و اقتباس هایی از موسیقی نیاکان ماست.
هرچه به مرکز کشور نزدیک تر می شویم نواحی در آن ها کمتر وجود دارد؛ مانند استان های قزوین، یزد و البرز؛ موسیقی اقوام خراسان، مازندران، کردستان، بوشهر، کرمان و... رنگین کمانی از موسیقی اقوام وجود دارد.
چون در مرزها تنوع قومیتی بیشتر است. در استان گلستان ما هفت، هشت نوع قوم داریم که در کنار هم زندگی می کنند، سیستان و بلوچستان نیز به همین شکل. استان های مرزی نسبت به استان های میانی تنوع ها قومیتی بیشتری دارند و به همین رو تنوع موسیقیایی آن ها نیز بیشتر است؛ ولی مثلا در استان قزوین چند قوم کُرد، لُر، گیلک، ترک ها در کنار هم زندگی می کنند و هرکدام موسیقی خاص خود را دارند. شما یک بخشی از موسیقی کُردهای استان کردستان یا کرمانشاه را می توانید در منطقه قزوین پیدا کنید که در خود این استان ها نیست.
و استان اصفهان موسیقی اقوام ندارد. موسیقی آن پایگاهی برای موسیقی ردیفی و دستگاهی است.
به کارآواها اشاره کردید. در کشور ما برای هر کار و پیشه ای یک نوع آوا وجود دارد. مثلا ریتم های آوازی در میان کشاورزان غرب با موسیقی کسانی که در شمال برنج برداشت می کنند، متفاوت است یا آوازهای ماهیگیران جنوب. این ریتم ها بر چه مبنایی برای کار انتخاب شده اند؟
جواب بسیار ساده است. آن فردی که در کویر کار می کند، نمی تواند مانند کسی که در دریا کار می کند، آواز بخواند. قطعا در این امر تنوع جغرافیایی، زبانی و نوع کار بسیار مهم است. مثلا کار فردی که در جنگل مشغول است به مراتب آرام تر و کم تلاش تر از فردی است که در دریا پارو می زند و آواز می خواند. قطعا دغدغه های آن فرد، ریتم زندگی و حرکت زمان کارش در شکل گیری ریتم های آوازی و موسیقایی آن ها مهم است. آواز کار از متن زندگی و جغرافیا بر می خیزد و همین امر سبب می شود ما شاهد آوازها و کارآواهای متفاوت در هر منطقه از کشور باشیم. این امر جای خوشحالی دارد؛ ما در سرزمینی زندگی می کنیم که اقیانوسی از نغمه ها و ملودی ها است، اما نمی توانیم از آن ها بهره ببریم.
پس در طول زمان، موسیقی باید دستخوش تغییراتی- با توجه به سرعت زندگی در جامعه- شده باشد؟
بله. همان طور که گفتم تمام موسیقی ها برآمده از نوع و سبک زندگی اقوام ایرانی است و برداشت فردی و اجتماعی که می توان نام «برداشت پیرامونی» را نیز بر آن نهاد در تولید این آوازها بسیار تاثیرگذار بوده است. شاید هزاران سال پیش مردم موسیقی را با صدا و آواز آغاز کردند، بعدها وقتی ایرانی ها با تکنیک های ساز بیشتر آشنا شدند و سازها کم کم به تکامل رسیده و دارای پرده شدند، نغمه ها به وجود آمدند. تحول اصلی در 70سال اخیر رخ داده و نوع موسیقی اقوام ایرانی نیز دستخوش تغییراتی بسیاری شده است. به عنوان مثال در خراسان بسیاری از آوازها را شبان ها می خواندند، بعد از برچیده شدن نظام شبانی بر اثر رویکرد جامعه به دامداری های مدرن، آواهای آن ها کاربرد خود را از دست داد و برای این که فراموش نشود به روی دوتار آمد.
آوازهای کشاورزی نیز به همین سرنوشت دچار شدند و با تغییر سیستماتیک کشاورزی و جایگزین شدن تراکتور به جای گاوآهن و مدرن شدن جوامع، مردم آوازهای هنگام کار را روی ساز آوردند و به نوعی موسیقی را مدرن کردند که به موسیقی محلی شهرت پیدا کرد. به عنوان مثال «هدوره»ای که امروز لرستانی ها در زمان خرمن کوبی می خوانند، در گذشته به این تندی نبوده و آن ها بر اساس ریتم حرکتی گاو دور خرمن «هدوره» را می خواندند؛ ولی در تنظیم های جدید و نو به این نقطه رسیدند که ریتم ها را تندتر کنند تا سرعت کار را بالاتر ببرند و موسیقی با شتاب زمان و زندگی نو هماهنگ شود. آن ها شتاب را در موسیقی بالا بردند و از آوازهای سنگین به یک موسیقی شاد و با ریتم تند رسیدند که در رسانه های شنیداری هم بازخورد داشته باشد. این اتفاقات در هفت دهه اخیر رخ داده و نمی توان نام موسیقی اصیل فلان منطقه را بر آن گذاشت. همه این ها برداشت و اقتباس هایی از موسیقی نیاکان ماست.
هرچه به مرکز کشور نزدیک تر می شویم نواحی در آن ها کمتر وجود دارد؛ مانند استان های قزوین، یزد و البرز؛ موسیقی اقوام خراسان، مازندران، کردستان، بوشهر، کرمان و... رنگین کمانی از موسیقی اقوام وجود دارد.
چون در مرزها تنوع قومیتی بیشتر است. در استان گلستان ما هفت، هشت نوع قوم داریم که در کنار هم زندگی می کنند، سیستان و بلوچستان نیز به همین شکل. استان های مرزی نسبت به استان های میانی تنوع ها قومیتی بیشتری دارند و به همین رو تنوع موسیقیایی آن ها نیز بیشتر است؛ ولی مثلا در استان قزوین چند قوم کُرد، لُر، گیلک، ترک ها در کنار هم زندگی می کنند و هرکدام موسیقی خاص خود را دارند. شما یک بخشی از موسیقی کُردهای استان کردستان یا کرمانشاه را می توانید در منطقه قزوین پیدا کنید که در خود این استان ها نیست.
و استان اصفهان موسیقی اقوام ندارد. موسیقی آن پایگاهی برای موسیقی ردیفی و دستگاهی است.
بله، اصفهان و شیراز پایگاه کهن موسیقی ایرانی هستند. این دو استان در کنار موسیقی قدرتمند خود، تنوع قومیتی نیز دارند و این تنوعات باعث زیباتر شدن موسیقی آن ها شده است. مثلا قوم بختیاری، قشقایی و اقوام ترک زبان نیز در اصفهان و شیراز زندگی می کنند و همه این ها باعث می شود تنوع قومیتی این دو استان و تنوع موسیقایی شان بالا برود. شما 50- 60 کیلومتر که از شیراز دور می شوید به منطقه ای به نام قلات می رسید. این ناحیه زبان، فرهنگ و آوازهای خاص با گویش های منحصر به فرد قوم خود را دارد. نوع شادی هایی که در گذشته در قلات برگزار می شد، با نوع شادی هایی که در شیراز برگزار می شد به طول کلی متفاوت است.
همان طور که می دانیم موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران از موسیقی اقوام گرفته شده است. توصیف و نظر شما در این باره چیست؟
همان طور که می دانیم موسیقی ردیفی و دستگاهی ایران از موسیقی اقوام گرفته شده است. توصیف و نظر شما در این باره چیست؟
امروزه با وجود همه ادعاهایی که در مورد موسیقی ردیفی و دستگاهی ایرانی می شود باید بگویم که هنوز این هفت دستگاه و پنج آواز بسیار ناقص است و می تواند بسیار کامل تر باشد. شما اگر نگاهی به آلات موسیقی اصیل بیندازید، ریشه آن ها را می بینید. مثلا ساز سنتور، ریشه اش حماسی و نظامی است. یعنی در حدود چند قرن پیش ساز سنتور، ساز رسمی و حماسی ایران بوده است. در دوره ساسانیان و پادشاهی قباد 400 سنتور با همدیگر می نواختند تا مهمانان او وارد دربار شوند یا با این ساز ارتش سان ببیند. این ساز چون جایگاه نظامی داشت به مرور زمان به دربار راه پیدا کرد و از گروه نوازی به نوازندگی تک رسید. متاسفانه این روزها ساز سنتور را با پیانو مقایسه می کنند و کسی نیامده ببیند ریشه این ساز کجاست. استاد دهلوی حرکتی را آغاز کرد و ارکستر سازهای نظامی ایران را ایجاد کرد، اما از او حمایت جدی صورت نگرفت.
در حالی که در همان ارکستر سازهای نظامی خیلی ها متوجه شدند ساز سنتور چقدر می تواند حماسی باشد. پس به این نتیجه می رسیم که شکل موسیقی در گذشته چقدر با موسیقی این سال ها متفاوت است. در واقع شکل دگرگون شده موسیقی کهن ماست. به همین نسبت سازهای دیگر را اگر بینید متوجه خواهید شد ما چه فرهنگ کهن و غنی ای را از دست داده ایم و چه تغییراتی در موسیقی ما صورت گرفته که از آن ناآگاه هستیم. موسیقی در دوره فتحعلی شاه و عباس میرزا تراشیده شد. در دوره قاجار و دوره ناصری و مشروطه یک سری تغییرات و دگرگونی ها در آن صورت گرفت. شما اگر به آثار علی اکبرخان شیدا یا عارف قزوینی نگاه بیندازید، می بینید آن ها از موسیقی نو و جدیدی که در آن زمان وارد ایران شده، چقدر تبعیت کردند و خواستند موسیقی ایرانی را با نظام فواصل مساوی و منظم هماهنگ کنند، اما کارهای آن ها اشکال تلفیقی دارد.
هرچند کار آن ها بسیار ارزشمند است ولی دارای اشکالاتی هم هست. خیلی ها چشمان شان را بسته اند و نمی خواهند این مسائل را مطرح کنند. در یک قرن اخیر با جدی شدن بحث موسیقی دستگاهی ایران که به عنوان نظام دستگاهی تعریف شده، باز می بینیم یک بخش هایی از موسیقی نادیده گرفته شد و از بین رفت. این ها خود صدمه به ماهیت و درون مایه موسیقی ایران و اقوام زده است. یعنی آن قدر از آن تراشیده شده که حالا آنچه به ما رسیده نزدیک به اصل است، اما اصل نیست. مثلا ما 1200 سال پیش «زیرافکن» داشتیم و بعد شد دستگاه بزرگ عجم و آن قدر از آن کاسته شد که حالا به «دستگاه شور» معروف است.
اگر بدون تعصب و با نگرش منطقی به موسیقی ایرانی نگاه بیندازیم، موسیقی ما دارای پیشینه قدیمی و ژرفی است و حالا بخشی از موسیقی در قالب ردیف و دستگاه به ما رسیده است. وقتی به موسیقی آذری های استان های اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، همدان و زنجان گاهی می اندازیم، می بینیم این موسیقی ها نه تنها دور از موسیقی ردیفی و دستگاهی ما نیست، حتی گسترده تر از آن است و در قالب ردیف نمی گنجد... در موسیقی استان های کُردنشین شکل موسیقی این قدر پربار است که می توان آن را غنی تر از موسیقی دستگاهی دانست. ما به راحتی می توانیم از موسیقی اقوام برای گسترده تر شدن دستگاه های موسیقی کمک بگیریم. آنچه را امروزه به عنوان ردیف می شناسیم، می توان به آن اضافه کرد و با تغییر و نوآوری شکل بهتری به ردیف ها داد؛ ولی متاسفانه نه به پژوهش، نه به پژوهشگر و نه به بحث موزیکولوژی اهمیت جدی داده نمی شود و حالا تنها تولید صرف اهمیت دارد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
در حالی که در همان ارکستر سازهای نظامی خیلی ها متوجه شدند ساز سنتور چقدر می تواند حماسی باشد. پس به این نتیجه می رسیم که شکل موسیقی در گذشته چقدر با موسیقی این سال ها متفاوت است. در واقع شکل دگرگون شده موسیقی کهن ماست. به همین نسبت سازهای دیگر را اگر بینید متوجه خواهید شد ما چه فرهنگ کهن و غنی ای را از دست داده ایم و چه تغییراتی در موسیقی ما صورت گرفته که از آن ناآگاه هستیم. موسیقی در دوره فتحعلی شاه و عباس میرزا تراشیده شد. در دوره قاجار و دوره ناصری و مشروطه یک سری تغییرات و دگرگونی ها در آن صورت گرفت. شما اگر به آثار علی اکبرخان شیدا یا عارف قزوینی نگاه بیندازید، می بینید آن ها از موسیقی نو و جدیدی که در آن زمان وارد ایران شده، چقدر تبعیت کردند و خواستند موسیقی ایرانی را با نظام فواصل مساوی و منظم هماهنگ کنند، اما کارهای آن ها اشکال تلفیقی دارد.
هرچند کار آن ها بسیار ارزشمند است ولی دارای اشکالاتی هم هست. خیلی ها چشمان شان را بسته اند و نمی خواهند این مسائل را مطرح کنند. در یک قرن اخیر با جدی شدن بحث موسیقی دستگاهی ایران که به عنوان نظام دستگاهی تعریف شده، باز می بینیم یک بخش هایی از موسیقی نادیده گرفته شد و از بین رفت. این ها خود صدمه به ماهیت و درون مایه موسیقی ایران و اقوام زده است. یعنی آن قدر از آن تراشیده شده که حالا آنچه به ما رسیده نزدیک به اصل است، اما اصل نیست. مثلا ما 1200 سال پیش «زیرافکن» داشتیم و بعد شد دستگاه بزرگ عجم و آن قدر از آن کاسته شد که حالا به «دستگاه شور» معروف است.
اگر بدون تعصب و با نگرش منطقی به موسیقی ایرانی نگاه بیندازیم، موسیقی ما دارای پیشینه قدیمی و ژرفی است و حالا بخشی از موسیقی در قالب ردیف و دستگاه به ما رسیده است. وقتی به موسیقی آذری های استان های اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، همدان و زنجان گاهی می اندازیم، می بینیم این موسیقی ها نه تنها دور از موسیقی ردیفی و دستگاهی ما نیست، حتی گسترده تر از آن است و در قالب ردیف نمی گنجد... در موسیقی استان های کُردنشین شکل موسیقی این قدر پربار است که می توان آن را غنی تر از موسیقی دستگاهی دانست. ما به راحتی می توانیم از موسیقی اقوام برای گسترده تر شدن دستگاه های موسیقی کمک بگیریم. آنچه را امروزه به عنوان ردیف می شناسیم، می توان به آن اضافه کرد و با تغییر و نوآوری شکل بهتری به ردیف ها داد؛ ولی متاسفانه نه به پژوهش، نه به پژوهشگر و نه به بحث موزیکولوژی اهمیت جدی داده نمی شود و حالا تنها تولید صرف اهمیت دارد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #موسیقی_ایرانی
#فوزیه_مجد
خانواده ی "فوزیه مجد" که در آلمان زندگی می کردند، در ۶ تیر ۱۳۱۷ شاهد تولدِ دختری شدند که بعدها یکی از نام آورانِ موسیقی کلاسیک و نواحی ایران شد. "فوزیه" هنوز یک سال داشت که جنگ دوم جهانی، در بیشتر کشورهای جهان آغاز گردید و خانواده که در جستجوی مکانی امن برای زندگی، به ایران که از آتش جنگ در امان بود، بازگشتند. عشق به موسیقی در وجود "فوزیه" از کودکی نمایان بود و ساز پیانو، انتخابی برای شروع فعالیت در این زمینه، از طرف خانواده به او پیشنهاد شد. وی، تحصیل در مدرسه ی ژاندارک را همراه با نواختن پیانو آغاز کرد. آشنایی با "امانوئل ملیک اصلانیان" و درک آموخته های او، نه فقط تحولی در نوازندگی، که تفکری جدید در موسیقی برای "فوزیه" به وجود آورد. پیانیستی توانا، نوازنده ای برجسته و انسانی عمیق که در سطح جهانی اعتبار و اهمیتی خاص داشت و تکنیک نوازندگی او، منحصر به فرد و با الهام از عرفان شرق بود. اما متاسفانه در ایران، چنان که باید ارج ندید.
"ملیک اصلانیان" به شاگردانش می آموخت که هنگام نوازندگی، از انرژی فکر، در هدایت انگشتان دست استفاده کنند و بنا بر اعتقاد "فوزیه مجد"، این استاد برجسته، از تمام پیانیست هایی که او در داخل و خارج ایران می شناخت، تواناتر و معتبرتر بود. "فوزیه مجد"، در سال های پایانی دهه ی ۱۳۲۰، برای تحصیل موسیقی به انگلستان رفت و در مدرسه ی "مورتون هال" و دانشگاه "ادینبورو" مشغول شد. سپس برای ادامه ی تحصیل، فرانسه را برگزید و از "نادیا بولانژه" (یکی از مهم ترین معلمان تاریخ موسیقی)، آموخت بعد هم در سال ۱۳۴۲، به توصیه و تشویق فریدون رهنما پس از فراغت از تحصیل، به ایران بازگشت.
وی نه تنها نوازنده و آهنگساز، که پژوهشگر، مولف و از اولین منتقدان جدی موسیقی در ایران محسوب می شود. او سال ها با نام مستعار "فلورستان"، به نوشتن نقدهای موسیقی در کیهان انگلیسی می پرداخت. اولین اثر آهنگسازی جدی او که در پانزده سالگی و به سفارش مدرسه ی "مورتون هال" ساخته شد، حاوی قطعاتی پیانویی بود که در استودیوی کمپانی معروف "هیز مسترز وویس" ضبط شد و متاسفانه امروز از آن نشانی نیست. در فاصله ی سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰، بیشتر آثار آهنگسازی "فوزیه مجد" شکل می گیرند. ساخت موسیقی متن دو فیلم از "فریدون رهنما" به نام های "پسر ایران از مادرش بی خبر است" و "سیاوش در تخت جمشید"، قطعات: "شب کوک"، "دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست" و...
دهه ی ۱۳۵۰، مصادف بود با تاسیس مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ملی زیر نظر "مهدی برکشلی"، "داریوش صفوت" و "نورعلی برومند"، که در آن جا، بخشی نیز به پژوهش و گردآوری موسیقی های نواحی اختصاص پیدا کرد. متعاقب آن، فکرِ تحقیق، بر موسیقی اقوام در ذهنِ "فوزیه مجد" شکل گرفت و با سفر به «خراسان»، «سیستان و بلوچستان»، «هرمزگان» و «بوشهر»، همراه با تیمی که خود پدید آورده بود، مجموعه های کم نظیر از اجرای موسیقی نواحی، اقوام و ردیفی را گردآوری کرد. جمع آوری ردیف های "سعید هرمزی"، "یوسف فروتن"، "عبدالله دوامی"، "نورعلی برومند" و نمونه های «موسیقی محلی خراسان» مانند اجراهایی از "حسین یگانه"، "الیاقلی یگانه"، "مختار زنبیل باف"، "حمرا گل فروز"، "نظرمحمد سلیمانی" و...، از مهم ترین دستاورد سفر و پژوهش های این بانوی هنرمند است. به دیگر آثارِ مهمِ وی می توان به قطعاتِ، «دوزخ شرری زِرنجِ بیهوده ماست» و «سوییت ایرانی» و كتاب های «نفیرنامه»، «ایرنا» و «پایكوبی در دهكده» و بسیاری از نغمه های زیبای موسیقی نواحی مختلف کشور را عنوان کرد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #موسیقی_ایرانی
#فوزیه_مجد
خانواده ی "فوزیه مجد" که در آلمان زندگی می کردند، در ۶ تیر ۱۳۱۷ شاهد تولدِ دختری شدند که بعدها یکی از نام آورانِ موسیقی کلاسیک و نواحی ایران شد. "فوزیه" هنوز یک سال داشت که جنگ دوم جهانی، در بیشتر کشورهای جهان آغاز گردید و خانواده که در جستجوی مکانی امن برای زندگی، به ایران که از آتش جنگ در امان بود، بازگشتند. عشق به موسیقی در وجود "فوزیه" از کودکی نمایان بود و ساز پیانو، انتخابی برای شروع فعالیت در این زمینه، از طرف خانواده به او پیشنهاد شد. وی، تحصیل در مدرسه ی ژاندارک را همراه با نواختن پیانو آغاز کرد. آشنایی با "امانوئل ملیک اصلانیان" و درک آموخته های او، نه فقط تحولی در نوازندگی، که تفکری جدید در موسیقی برای "فوزیه" به وجود آورد. پیانیستی توانا، نوازنده ای برجسته و انسانی عمیق که در سطح جهانی اعتبار و اهمیتی خاص داشت و تکنیک نوازندگی او، منحصر به فرد و با الهام از عرفان شرق بود. اما متاسفانه در ایران، چنان که باید ارج ندید.
"ملیک اصلانیان" به شاگردانش می آموخت که هنگام نوازندگی، از انرژی فکر، در هدایت انگشتان دست استفاده کنند و بنا بر اعتقاد "فوزیه مجد"، این استاد برجسته، از تمام پیانیست هایی که او در داخل و خارج ایران می شناخت، تواناتر و معتبرتر بود. "فوزیه مجد"، در سال های پایانی دهه ی ۱۳۲۰، برای تحصیل موسیقی به انگلستان رفت و در مدرسه ی "مورتون هال" و دانشگاه "ادینبورو" مشغول شد. سپس برای ادامه ی تحصیل، فرانسه را برگزید و از "نادیا بولانژه" (یکی از مهم ترین معلمان تاریخ موسیقی)، آموخت بعد هم در سال ۱۳۴۲، به توصیه و تشویق فریدون رهنما پس از فراغت از تحصیل، به ایران بازگشت.
وی نه تنها نوازنده و آهنگساز، که پژوهشگر، مولف و از اولین منتقدان جدی موسیقی در ایران محسوب می شود. او سال ها با نام مستعار "فلورستان"، به نوشتن نقدهای موسیقی در کیهان انگلیسی می پرداخت. اولین اثر آهنگسازی جدی او که در پانزده سالگی و به سفارش مدرسه ی "مورتون هال" ساخته شد، حاوی قطعاتی پیانویی بود که در استودیوی کمپانی معروف "هیز مسترز وویس" ضبط شد و متاسفانه امروز از آن نشانی نیست. در فاصله ی سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰، بیشتر آثار آهنگسازی "فوزیه مجد" شکل می گیرند. ساخت موسیقی متن دو فیلم از "فریدون رهنما" به نام های "پسر ایران از مادرش بی خبر است" و "سیاوش در تخت جمشید"، قطعات: "شب کوک"، "دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست" و...
دهه ی ۱۳۵۰، مصادف بود با تاسیس مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ملی زیر نظر "مهدی برکشلی"، "داریوش صفوت" و "نورعلی برومند"، که در آن جا، بخشی نیز به پژوهش و گردآوری موسیقی های نواحی اختصاص پیدا کرد. متعاقب آن، فکرِ تحقیق، بر موسیقی اقوام در ذهنِ "فوزیه مجد" شکل گرفت و با سفر به «خراسان»، «سیستان و بلوچستان»، «هرمزگان» و «بوشهر»، همراه با تیمی که خود پدید آورده بود، مجموعه های کم نظیر از اجرای موسیقی نواحی، اقوام و ردیفی را گردآوری کرد. جمع آوری ردیف های "سعید هرمزی"، "یوسف فروتن"، "عبدالله دوامی"، "نورعلی برومند" و نمونه های «موسیقی محلی خراسان» مانند اجراهایی از "حسین یگانه"، "الیاقلی یگانه"، "مختار زنبیل باف"، "حمرا گل فروز"، "نظرمحمد سلیمانی" و...، از مهم ترین دستاورد سفر و پژوهش های این بانوی هنرمند است. به دیگر آثارِ مهمِ وی می توان به قطعاتِ، «دوزخ شرری زِرنجِ بیهوده ماست» و «سوییت ایرانی» و كتاب های «نفیرنامه»، «ایرنا» و «پایكوبی در دهكده» و بسیاری از نغمه های زیبای موسیقی نواحی مختلف کشور را عنوان کرد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #شهرام_صارمی
(زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ تهران) نوازنده و مدرس کمانچه و مدیر هنری
شهرام صارمی مقدمات موسیقی را نزد برادرش جهانشاه، فراگرفت و از سال ۱۳۶۳ آموزش موسیقی را در کانون فرهنگی و هنری چاووش نزد هادی منتظری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۹ به کلاس درس استاد اصغر بهاری راه یافت
وی فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۷ و با اجرای کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور آغاز کرد..
در سال ۱۳۷۰ وارد دانشکده موسیقی دانشگاه هنر شد. پایان نامه تحصیلی وی با عنوان "فواصل در موسیقی مناطق مختلف ایران" تحقیق جامعی از ساختار موسیقی اقوام ایرانی و موسیقی دستگاهی ایران و همچنین تأثیر و تقابل این دو موسیقی است که زیر نظر حسین علیزاده به پایان رسیده است.
شهرام صارمی از جمله هنرمندانی است که هم در زمینه اجرای موسیقی و تدریس ساز تخصصی خود موفق بوده و هم در بخش مدیریت فرهنگی و هنری کارنامه درخشانی دارد.
او به عنوان مدیر فرهنگی و هنری همواره کوشیده است توجه ویژه ای به جوانان داشته باشد و از گروه ها و نوازندگان گمنام حمایت کند.
فرصت دادن به برگزاری نشستها و رقابتهای موسیقی در قالب اجراهای گروهی و تک نفره و همکاری با برگزاری نشستهای تخصصی موسیقی و آواز از جمله فعالیتهایش در دوره مدیریت او در فرهنگسرای ارسباران است که منجر به برگزاری منظم برنامههایی همچون ؛ هزار صدا، شبهای آواز، سلسله نشست های ماهانهی اهالی موسیقی و برگزاری جلسههای رونمایی از آثار صوتی و نوشتاری در زمینههای هنری شد.
او همچنین در طول دوران مدیریت خود، توجه ویژه ای به برگزاری بزرگداشتها و پاسداشت از مقام هنری پیشکسوتان حوزه فرهنگ داشته و به جرات می توان گفت که در دورهای به تنهایی این وظیفه را به دوش کشیده است.
مدیریت فرهنگی و هنری:
مدیر بخش آموزش موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
معاون اجرایی کانون سرود سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
مدیر امور موسیقی فرهنگسرای ارسباران
مدیریت اجرایی در چندین دوره از جشنواره های: سرود کانون های موسیقی، ایران سبز، تکنوازان جوان، موسیقی خیابانی، آوای غدیر، مرثیه ایرانی
او تاکنون با بسیاری از گروه های موسیقی به عنوان سرپرست و نوازنده همکاری داشته و اجراهای بسیاری را در داخل و خارج از کشور به روی صحنه برده است.
همکاری با گروه های موسیقی:
دانشگاه هنر، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، دانشگاه آزاد،
جوان، مشتاق، بشارت، همایون مرکب، همنوازان سایه و...
اجرای موسیقی:
۱۴ کنسرت در سه دوره از جشنواره موسیقی فجر، اجرا به همراه گروه قشقایی "حاوا" درجشنواره موسیقی "ترک شولینی" درکشور ترکیه، اجرا در جشنواره نمایش عروسکی "کارلوا" در کشور چک، اجرا در جشنواره فولکلور کرواسی، اجرا در جشنواره نوروز آلمان و همچنین اجرا در کشورهای سوئد، بلژیک، مالزی، بلاروس، تاتارستان، گرجستان، تاجیکستان، روسیه، ویتنام و...
برگزاری و اجرا:
همکاری مستمر و پیگیر در اجرای ۲۲ دوره جشنواره موسیقی فجر، هفتمین جشنواره سرود و نواهای حماسی، اولین جشنواره گیتار فلامنکو، همایش رپرتوار پیانو در ادوار مختلف موسیقی کلاسیک
مدیر اجرایی بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر
داور دومین دوره جشنواره سایتها و وبلاگ های موسیقی
دبیر و برگزار کننده اولین و دومین نشست پژوهشی موسیقی دستگاهی ایران با موضوع "بررسی شیوههای نوازندگی ساز کمانچه
عضو هیات داوران سومین جشنوار موسیقی آواها و نواهای رضوی
عضو کانون مدرسین و کانون نوازندگان
عضو شورای عالی موسیقی و انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران
عضو هیأت داوران دومین جشنواره موسیقی محله
عضو پیوسته خانه موسیقی از ابتدای تاسیس تا سال۱۳۹۴
عضو علیالبدل هیأت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی
عضو شورای برگزار کننده هفته مولوی،
فعالیت های آموزشی:
تدریس ساز کمانچه در هنرستان موسیقی پسران، هنرستان موسیقی سوره، کلاسهای آزاد موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده موسیقی، فرهنگسرای ارسباران، آموزشگاه های موسیقی یسناگاه و رازوک
تدریس ردیف موسیقی ایران دردانشگاه سوره.
ساخت موسیقی برای نمایش های:
البته واضح ومبرهن است
اون اینه، این اونه
زبان خانه وجود است
نوازندگی در آلبوم های موسیقی؛
خمار مستان
مقام شاور
آوای شاور
آوای همایون
شادباش
عاشق نامه
نشود فاش
پیام کوتاه sms
و نوازندگی کمانچه درموسیقی متن سرال های "عید آن سالها" و "حمله دار"
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #شهرام_صارمی
(زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ تهران) نوازنده و مدرس کمانچه و مدیر هنری
شهرام صارمی مقدمات موسیقی را نزد برادرش جهانشاه، فراگرفت و از سال ۱۳۶۳ آموزش موسیقی را در کانون فرهنگی و هنری چاووش نزد هادی منتظری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۹ به کلاس درس استاد اصغر بهاری راه یافت
وی فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۷ و با اجرای کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور آغاز کرد..
در سال ۱۳۷۰ وارد دانشکده موسیقی دانشگاه هنر شد. پایان نامه تحصیلی وی با عنوان "فواصل در موسیقی مناطق مختلف ایران" تحقیق جامعی از ساختار موسیقی اقوام ایرانی و موسیقی دستگاهی ایران و همچنین تأثیر و تقابل این دو موسیقی است که زیر نظر حسین علیزاده به پایان رسیده است.
شهرام صارمی از جمله هنرمندانی است که هم در زمینه اجرای موسیقی و تدریس ساز تخصصی خود موفق بوده و هم در بخش مدیریت فرهنگی و هنری کارنامه درخشانی دارد.
او به عنوان مدیر فرهنگی و هنری همواره کوشیده است توجه ویژه ای به جوانان داشته باشد و از گروه ها و نوازندگان گمنام حمایت کند.
فرصت دادن به برگزاری نشستها و رقابتهای موسیقی در قالب اجراهای گروهی و تک نفره و همکاری با برگزاری نشستهای تخصصی موسیقی و آواز از جمله فعالیتهایش در دوره مدیریت او در فرهنگسرای ارسباران است که منجر به برگزاری منظم برنامههایی همچون ؛ هزار صدا، شبهای آواز، سلسله نشست های ماهانهی اهالی موسیقی و برگزاری جلسههای رونمایی از آثار صوتی و نوشتاری در زمینههای هنری شد.
او همچنین در طول دوران مدیریت خود، توجه ویژه ای به برگزاری بزرگداشتها و پاسداشت از مقام هنری پیشکسوتان حوزه فرهنگ داشته و به جرات می توان گفت که در دورهای به تنهایی این وظیفه را به دوش کشیده است.
مدیریت فرهنگی و هنری:
مدیر بخش آموزش موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
معاون اجرایی کانون سرود سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
مدیر امور موسیقی فرهنگسرای ارسباران
مدیریت اجرایی در چندین دوره از جشنواره های: سرود کانون های موسیقی، ایران سبز، تکنوازان جوان، موسیقی خیابانی، آوای غدیر، مرثیه ایرانی
او تاکنون با بسیاری از گروه های موسیقی به عنوان سرپرست و نوازنده همکاری داشته و اجراهای بسیاری را در داخل و خارج از کشور به روی صحنه برده است.
همکاری با گروه های موسیقی:
دانشگاه هنر، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، دانشگاه آزاد،
جوان، مشتاق، بشارت، همایون مرکب، همنوازان سایه و...
اجرای موسیقی:
۱۴ کنسرت در سه دوره از جشنواره موسیقی فجر، اجرا به همراه گروه قشقایی "حاوا" درجشنواره موسیقی "ترک شولینی" درکشور ترکیه، اجرا در جشنواره نمایش عروسکی "کارلوا" در کشور چک، اجرا در جشنواره فولکلور کرواسی، اجرا در جشنواره نوروز آلمان و همچنین اجرا در کشورهای سوئد، بلژیک، مالزی، بلاروس، تاتارستان، گرجستان، تاجیکستان، روسیه، ویتنام و...
برگزاری و اجرا:
همکاری مستمر و پیگیر در اجرای ۲۲ دوره جشنواره موسیقی فجر، هفتمین جشنواره سرود و نواهای حماسی، اولین جشنواره گیتار فلامنکو، همایش رپرتوار پیانو در ادوار مختلف موسیقی کلاسیک
مدیر اجرایی بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر
داور دومین دوره جشنواره سایتها و وبلاگ های موسیقی
دبیر و برگزار کننده اولین و دومین نشست پژوهشی موسیقی دستگاهی ایران با موضوع "بررسی شیوههای نوازندگی ساز کمانچه
عضو هیات داوران سومین جشنوار موسیقی آواها و نواهای رضوی
عضو کانون مدرسین و کانون نوازندگان
عضو شورای عالی موسیقی و انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران
عضو هیأت داوران دومین جشنواره موسیقی محله
عضو پیوسته خانه موسیقی از ابتدای تاسیس تا سال۱۳۹۴
عضو علیالبدل هیأت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی
عضو شورای برگزار کننده هفته مولوی،
فعالیت های آموزشی:
تدریس ساز کمانچه در هنرستان موسیقی پسران، هنرستان موسیقی سوره، کلاسهای آزاد موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده موسیقی، فرهنگسرای ارسباران، آموزشگاه های موسیقی یسناگاه و رازوک
تدریس ردیف موسیقی ایران دردانشگاه سوره.
ساخت موسیقی برای نمایش های:
البته واضح ومبرهن است
اون اینه، این اونه
زبان خانه وجود است
نوازندگی در آلبوم های موسیقی؛
خمار مستان
مقام شاور
آوای شاور
آوای همایون
شادباش
عاشق نامه
نشود فاش
پیام کوتاه sms
و نوازندگی کمانچه درموسیقی متن سرال های "عید آن سالها" و "حمله دار"
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ فروردین زادروز #محمد_رضا_دارابی
( زاده ۳ فروردین ۱۳۳۰ کرمانشاه ) خواننده موسیقی سنتی، مقامی، کردی و مدرس آواز
محمدرضا دارابی، از خوانندگان پیشکسوت، فعالیت هنری خود را به طور رسمی از سال ۱۳۵۲ با رادیو و تلویزیون آغاز کرد. سپس با ارکستر فرهنگ و هنر استان به سرپرستی استاد کیخسرو پورناظری در کنار هنرمندانی چون شهرام ناظری، کیهان کلهر، هادی منتظری، زنده یاد خلیل چاله چاله، سیاوش نورپور، حشمت اله فرید، مسعود زنگنه، مسعود خزعلی، ابراهیم احمدی، زندهیاد مجتبی میرزاده، عباس توتونی، علیرضا نیکزادفر، مرتضی صنعتی و… آثار ارزشمند و ماندگاری را خلق کرد. وی ردیف های موسیقی را نزد استادانی چون محمود بلوری و حاتم عسگری فرا گرفت و از راهنمایی هنرمندانی چون محمدرضا شجریان و زندهیاد مجتبی میرزاده بهرهمند شد. او در جشنواره سراسری سال ۶۷ با اجرای قطعاتی از ساختههای استاد خزعلی و تنظیم زنده یاد خلیل چاله چاله، موفق به دریافت دیپلم افتخار شد.
محمدرضا دارابی، علاوه بر اینکه کنسرت های متعددی در داخل و خارج کشور به همراه گروه های مختلف هنری اجرا کرده است، خلق چندین آلبوم کردی کرمانشاهی(کلهری) مانند گلاره، شور شیرین، سرمه خیال، مهجوری، رقص پروانه و ژینا را در کارنامه هنری خود دارد. وی علاوه بر کارهای هنری، درامور اقتصادی هم دستی دارد.
ممر درآمد زندگی محمدرضا دارابی از مدیریت شرکت موفقی است که خود تاسیس کرده و در تهیه و توزیع وتامین سنگهای ساختمانی فعالیت می نماید.
او متاهل و دارای دو فرزند پسر و دختر است. دختر ایشان فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و نویسنده رمان روژان است و پسرشان در رشته کامپیوتر درس خوانده است.
دی ماه ۱۳۹۴، این هنرمند خوش اخلاق و خوش منش که معتقد است دوستانش سرمایه های زندگی اش هستند، با همراهی گروه مهرورزان، پس از ۳۰ سال دوباره در زادگاهش به اجرای برنامه پرداخت و با خواندن تصنیف و ترانه های خاطره انگیز و اصیل این دیار، مورد استقبال پر شور همشهریان هنردوست قرار گرفت. اجرای قطعات زیبای کردی به همراه رقص بداهه کودکی سرطانی در شب پایانی کنسرت، فضایی چنان شورانگیز ساخت که اشک شوق از چشمان حضاری که به احترام هنر این سرزمین به پا خاسته بودند، جاری ساخت.
افتخارات و مسئولیتها :
۱. دیپلم افتخار / جشنواره سال ۶۷
۲. لوح سپاس / جشنواره موسیقی اقوام
۳. لوح سپاس/ مدیرکل ارشاداسلامی کرمانشاه
۴. لوح تقدیر / خانه موسیقی ایران
۵. لوح تقدیر / شهردارمنطقه ۵ تهران
۶. تندیس جشنواره موسیقی اقوام درآمل
۷. تقدیر در برگزاری موسیقی در فستیوال سن لورنزو در کشور ایتالیا
۸. تقدیر در اجرای کنسرت در دانشگاه یورک در کشور کانادا
۹. برپایی مراسم تجلیل انجمن کرمانشاهیان مقیم تهران به پاس ۴۵سال فعالیت فرهنگی هنری
۱۰. دریافت مدرک هنری T.D.K از کشور آلمان
۱۱. دریافت لوح تقدیر در برگزاری اجرای کنسرت در اصفهان
۱۲. دریافت لوح تقدیر و تندیس از خانه موسیقی ایران بهپاس یک عمر تلاش در حوزه موسیقی ملی ایران
۱۳. ارایه شش آلبوم موسیقی کردی کرمانشاهی (کلهری) به جامعه هنری ایران
۱۴. عضو پیوسته خانه موسیقی ایران
۱۵. مسئول واحد موسیقی انجمن کرمانشاهیان مقیم تهران
۱۶. دریافت گواهینامه هنری درجه ۲ (معادل فوق لیسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
۱۷. دریافت لوح زرین و مدال طلا از سوی "بنیاد هنری ماملی" مستقر در کشور نروژ بهعنوان خواننده برگزیده درسال ۲۰۲۰.
۱۸. دریافت لوح تقدیر از سوی خواننده سرشناس موسیقی کردی استاد ناصر رزازی.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ فروردین زادروز #محمد_رضا_دارابی
( زاده ۳ فروردین ۱۳۳۰ کرمانشاه ) خواننده موسیقی سنتی، مقامی، کردی و مدرس آواز
محمدرضا دارابی، از خوانندگان پیشکسوت، فعالیت هنری خود را به طور رسمی از سال ۱۳۵۲ با رادیو و تلویزیون آغاز کرد. سپس با ارکستر فرهنگ و هنر استان به سرپرستی استاد کیخسرو پورناظری در کنار هنرمندانی چون شهرام ناظری، کیهان کلهر، هادی منتظری، زنده یاد خلیل چاله چاله، سیاوش نورپور، حشمت اله فرید، مسعود زنگنه، مسعود خزعلی، ابراهیم احمدی، زندهیاد مجتبی میرزاده، عباس توتونی، علیرضا نیکزادفر، مرتضی صنعتی و… آثار ارزشمند و ماندگاری را خلق کرد. وی ردیف های موسیقی را نزد استادانی چون محمود بلوری و حاتم عسگری فرا گرفت و از راهنمایی هنرمندانی چون محمدرضا شجریان و زندهیاد مجتبی میرزاده بهرهمند شد. او در جشنواره سراسری سال ۶۷ با اجرای قطعاتی از ساختههای استاد خزعلی و تنظیم زنده یاد خلیل چاله چاله، موفق به دریافت دیپلم افتخار شد.
محمدرضا دارابی، علاوه بر اینکه کنسرت های متعددی در داخل و خارج کشور به همراه گروه های مختلف هنری اجرا کرده است، خلق چندین آلبوم کردی کرمانشاهی(کلهری) مانند گلاره، شور شیرین، سرمه خیال، مهجوری، رقص پروانه و ژینا را در کارنامه هنری خود دارد. وی علاوه بر کارهای هنری، درامور اقتصادی هم دستی دارد.
ممر درآمد زندگی محمدرضا دارابی از مدیریت شرکت موفقی است که خود تاسیس کرده و در تهیه و توزیع وتامین سنگهای ساختمانی فعالیت می نماید.
او متاهل و دارای دو فرزند پسر و دختر است. دختر ایشان فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و نویسنده رمان روژان است و پسرشان در رشته کامپیوتر درس خوانده است.
دی ماه ۱۳۹۴، این هنرمند خوش اخلاق و خوش منش که معتقد است دوستانش سرمایه های زندگی اش هستند، با همراهی گروه مهرورزان، پس از ۳۰ سال دوباره در زادگاهش به اجرای برنامه پرداخت و با خواندن تصنیف و ترانه های خاطره انگیز و اصیل این دیار، مورد استقبال پر شور همشهریان هنردوست قرار گرفت. اجرای قطعات زیبای کردی به همراه رقص بداهه کودکی سرطانی در شب پایانی کنسرت، فضایی چنان شورانگیز ساخت که اشک شوق از چشمان حضاری که به احترام هنر این سرزمین به پا خاسته بودند، جاری ساخت.
افتخارات و مسئولیتها :
۱. دیپلم افتخار / جشنواره سال ۶۷
۲. لوح سپاس / جشنواره موسیقی اقوام
۳. لوح سپاس/ مدیرکل ارشاداسلامی کرمانشاه
۴. لوح تقدیر / خانه موسیقی ایران
۵. لوح تقدیر / شهردارمنطقه ۵ تهران
۶. تندیس جشنواره موسیقی اقوام درآمل
۷. تقدیر در برگزاری موسیقی در فستیوال سن لورنزو در کشور ایتالیا
۸. تقدیر در اجرای کنسرت در دانشگاه یورک در کشور کانادا
۹. برپایی مراسم تجلیل انجمن کرمانشاهیان مقیم تهران به پاس ۴۵سال فعالیت فرهنگی هنری
۱۰. دریافت مدرک هنری T.D.K از کشور آلمان
۱۱. دریافت لوح تقدیر در برگزاری اجرای کنسرت در اصفهان
۱۲. دریافت لوح تقدیر و تندیس از خانه موسیقی ایران بهپاس یک عمر تلاش در حوزه موسیقی ملی ایران
۱۳. ارایه شش آلبوم موسیقی کردی کرمانشاهی (کلهری) به جامعه هنری ایران
۱۴. عضو پیوسته خانه موسیقی ایران
۱۵. مسئول واحد موسیقی انجمن کرمانشاهیان مقیم تهران
۱۶. دریافت گواهینامه هنری درجه ۲ (معادل فوق لیسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
۱۷. دریافت لوح زرین و مدال طلا از سوی "بنیاد هنری ماملی" مستقر در کشور نروژ بهعنوان خواننده برگزیده درسال ۲۰۲۰.
۱۸. دریافت لوح تقدیر از سوی خواننده سرشناس موسیقی کردی استاد ناصر رزازی.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#فوزیه_مجد
خانواده ی "فوزیه مجد" که در آلمان زندگی می کردند، در ۶ تیر ۱۳۱۷ شاهد تولدِ دختری شدند که بعدها یکی از نام آورانِ موسیقی کلاسیک و نواحی ایران شد. "فوزیه" هنوز یک سال داشت که جنگ دوم جهانی، در بیشتر کشورهای جهان آغاز گردید و خانواده که در جستجوی مکانی امن برای زندگی، به ایران که از آتش جنگ در امان بود، بازگشتند. عشق به موسیقی در وجود "فوزیه" از کودکی نمایان بود و ساز پیانو، انتخابی برای شروع فعالیت در این زمینه، از طرف خانواده به او پیشنهاد شد. وی، تحصیل در مدرسه ی ژاندارک را همراه با نواختن پیانو آغاز کرد. آشنایی با "امانوئل ملیک اصلانیان" و درک آموخته های او، نه فقط تحولی در نوازندگی، که تفکری جدید در موسیقی برای "فوزیه" به وجود آورد. پیانیستی توانا، نوازنده ای برجسته و انسانی عمیق که در سطح جهانی اعتبار و اهمیتی خاص داشت و تکنیک نوازندگی او، منحصر به فرد و با الهام از عرفان شرق بود. اما متاسفانه در ایران، چنان که باید ارج ندید.
"ملیک اصلانیان" به شاگردانش می آموخت که هنگام نوازندگی، از انرژی فکر، در هدایت انگشتان دست استفاده کنند و بنا بر اعتقاد "فوزیه مجد"، این استاد برجسته، از تمام پیانیست هایی که او در داخل و خارج ایران می شناخت، تواناتر و معتبرتر بود. "فوزیه مجد"، در سال های پایانی دهه ی ۱۳۲۰، برای تحصیل موسیقی به انگلستان رفت و در مدرسه ی "مورتون هال" و دانشگاه "ادینبورو" مشغول شد. سپس برای ادامه ی تحصیل، فرانسه را برگزید و از "نادیا بولانژه" (یکی از مهم ترین معلمان تاریخ موسیقی)، آموخت بعد هم در سال ۱۳۴۲، به توصیه و تشویق فریدون رهنما پس از فراغت از تحصیل، به ایران بازگشت.
وی نه تنها نوازنده و آهنگساز، که پژوهشگر، مولف و از اولین منتقدان جدی موسیقی در ایران محسوب می شود. او سال ها با نام مستعار "فلورستان"، به نوشتن نقدهای موسیقی در کیهان انگلیسی می پرداخت. اولین اثر آهنگسازی جدی او که در پانزده سالگی و به سفارش مدرسه ی "مورتون هال" ساخته شد، حاوی قطعاتی پیانویی بود که در استودیوی کمپانی معروف "هیز مسترز وویس" ضبط شد و متاسفانه امروز از آن نشانی نیست. در فاصله ی سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰، بیشتر آثار آهنگسازی "فوزیه مجد" شکل می گیرند. ساخت موسیقی متن دو فیلم از "فریدون رهنما" به نام های "پسر ایران از مادرش بی خبر است" و "سیاوش در تخت جمشید"، قطعات: "شب کوک"، "دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست" و...
دهه ی ۱۳۵۰، مصادف بود با تاسیس مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ملی زیر نظر "مهدی برکشلی"، "داریوش صفوت" و "نورعلی برومند"، که در آن جا، بخشی نیز به پژوهش و گردآوری موسیقی های نواحی اختصاص پیدا کرد. متعاقب آن، فکرِ تحقیق، بر موسیقی اقوام در ذهنِ "فوزیه مجد" شکل گرفت و با سفر به «خراسان»، «سیستان و بلوچستان»، «هرمزگان» و «بوشهر»، همراه با تیمی که خود پدید آورده بود، مجموعه های کم نظیر از اجرای موسیقی نواحی، اقوام و ردیفی را گردآوری کرد. جمع آوری ردیف های "سعید هرمزی"، "یوسف فروتن"، "عبدالله دوامی"، "نورعلی برومند" و نمونه های «موسیقی محلی خراسان» مانند اجراهایی از "حسین یگانه"، "الیاقلی یگانه"، "مختار زنبیل باف"، "حمرا گل فروز"، "نظرمحمد سلیمانی" و...، از مهم ترین دستاورد سفر و پژوهش های این بانوی هنرمند است. به دیگر آثارِ مهمِ وی می توان به قطعاتِ، «دوزخ شرری زِرنجِ بیهوده ماست» و «سوییت ایرانی» و كتاب های «نفیرنامه»، «ایرنا» و «پایكوبی در دهكده» و بسیاری از نغمه های زیبای موسیقی نواحی مختلف کشور را عنوان کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#فوزیه_مجد
خانواده ی "فوزیه مجد" که در آلمان زندگی می کردند، در ۶ تیر ۱۳۱۷ شاهد تولدِ دختری شدند که بعدها یکی از نام آورانِ موسیقی کلاسیک و نواحی ایران شد. "فوزیه" هنوز یک سال داشت که جنگ دوم جهانی، در بیشتر کشورهای جهان آغاز گردید و خانواده که در جستجوی مکانی امن برای زندگی، به ایران که از آتش جنگ در امان بود، بازگشتند. عشق به موسیقی در وجود "فوزیه" از کودکی نمایان بود و ساز پیانو، انتخابی برای شروع فعالیت در این زمینه، از طرف خانواده به او پیشنهاد شد. وی، تحصیل در مدرسه ی ژاندارک را همراه با نواختن پیانو آغاز کرد. آشنایی با "امانوئل ملیک اصلانیان" و درک آموخته های او، نه فقط تحولی در نوازندگی، که تفکری جدید در موسیقی برای "فوزیه" به وجود آورد. پیانیستی توانا، نوازنده ای برجسته و انسانی عمیق که در سطح جهانی اعتبار و اهمیتی خاص داشت و تکنیک نوازندگی او، منحصر به فرد و با الهام از عرفان شرق بود. اما متاسفانه در ایران، چنان که باید ارج ندید.
"ملیک اصلانیان" به شاگردانش می آموخت که هنگام نوازندگی، از انرژی فکر، در هدایت انگشتان دست استفاده کنند و بنا بر اعتقاد "فوزیه مجد"، این استاد برجسته، از تمام پیانیست هایی که او در داخل و خارج ایران می شناخت، تواناتر و معتبرتر بود. "فوزیه مجد"، در سال های پایانی دهه ی ۱۳۲۰، برای تحصیل موسیقی به انگلستان رفت و در مدرسه ی "مورتون هال" و دانشگاه "ادینبورو" مشغول شد. سپس برای ادامه ی تحصیل، فرانسه را برگزید و از "نادیا بولانژه" (یکی از مهم ترین معلمان تاریخ موسیقی)، آموخت بعد هم در سال ۱۳۴۲، به توصیه و تشویق فریدون رهنما پس از فراغت از تحصیل، به ایران بازگشت.
وی نه تنها نوازنده و آهنگساز، که پژوهشگر، مولف و از اولین منتقدان جدی موسیقی در ایران محسوب می شود. او سال ها با نام مستعار "فلورستان"، به نوشتن نقدهای موسیقی در کیهان انگلیسی می پرداخت. اولین اثر آهنگسازی جدی او که در پانزده سالگی و به سفارش مدرسه ی "مورتون هال" ساخته شد، حاوی قطعاتی پیانویی بود که در استودیوی کمپانی معروف "هیز مسترز وویس" ضبط شد و متاسفانه امروز از آن نشانی نیست. در فاصله ی سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰، بیشتر آثار آهنگسازی "فوزیه مجد" شکل می گیرند. ساخت موسیقی متن دو فیلم از "فریدون رهنما" به نام های "پسر ایران از مادرش بی خبر است" و "سیاوش در تخت جمشید"، قطعات: "شب کوک"، "دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست" و...
دهه ی ۱۳۵۰، مصادف بود با تاسیس مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ملی زیر نظر "مهدی برکشلی"، "داریوش صفوت" و "نورعلی برومند"، که در آن جا، بخشی نیز به پژوهش و گردآوری موسیقی های نواحی اختصاص پیدا کرد. متعاقب آن، فکرِ تحقیق، بر موسیقی اقوام در ذهنِ "فوزیه مجد" شکل گرفت و با سفر به «خراسان»، «سیستان و بلوچستان»، «هرمزگان» و «بوشهر»، همراه با تیمی که خود پدید آورده بود، مجموعه های کم نظیر از اجرای موسیقی نواحی، اقوام و ردیفی را گردآوری کرد. جمع آوری ردیف های "سعید هرمزی"، "یوسف فروتن"، "عبدالله دوامی"، "نورعلی برومند" و نمونه های «موسیقی محلی خراسان» مانند اجراهایی از "حسین یگانه"، "الیاقلی یگانه"، "مختار زنبیل باف"، "حمرا گل فروز"، "نظرمحمد سلیمانی" و...، از مهم ترین دستاورد سفر و پژوهش های این بانوی هنرمند است. به دیگر آثارِ مهمِ وی می توان به قطعاتِ، «دوزخ شرری زِرنجِ بیهوده ماست» و «سوییت ایرانی» و كتاب های «نفیرنامه»، «ایرنا» و «پایكوبی در دهكده» و بسیاری از نغمه های زیبای موسیقی نواحی مختلف کشور را عنوان کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_غربی 🎼🎼🥀
«هنری دیکسون کاوِل»
(نقش و نگار ایرانی)
هنری کاول یکی از مدرنیست های همه کاره آمریکایی و از جنس آهنگسازانی مانند نانکارو، چارلز آیوز و جان کیج بود، اما در پس ظاهر آثار مدرنش، رگه هایی از مذهب سنتی به صورت اشاراتش به سرود های دینی و کرال ها دیده میشه، کاول تاثیر رهاننده بزرگی بر آهنگسازان پس از خودش گذاشت و به گفته جان کیج «کلیددار» موسیقی جدید آمریکا بود.
کاول تربیتی غیرسنتی داشت، پدر و مادرش آنارشیست های فلسفی بودن و همین امر در جوانی بر کاول تاثیر گذاشت، در سال ١٩١۴ با بزرگترین راهنمای خود «چارلز سیگر» متخصص موسیقی اقوام دیدار کرد که خیلی چیزها درباره موسیقی مدرن و اونچه امروزه موسیقی جهان میدونیم به او آموخت، کاول از پیشگامان جلوه های مبتکرانه در پیانو بود، از جمله بداههنوازی شستیها، و دلنگ دلنگ زدن مستقیم سازهای زهی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_غربی 🎼🎼🥀
«هنری دیکسون کاوِل»
(نقش و نگار ایرانی)
هنری کاول یکی از مدرنیست های همه کاره آمریکایی و از جنس آهنگسازانی مانند نانکارو، چارلز آیوز و جان کیج بود، اما در پس ظاهر آثار مدرنش، رگه هایی از مذهب سنتی به صورت اشاراتش به سرود های دینی و کرال ها دیده میشه، کاول تاثیر رهاننده بزرگی بر آهنگسازان پس از خودش گذاشت و به گفته جان کیج «کلیددار» موسیقی جدید آمریکا بود.
کاول تربیتی غیرسنتی داشت، پدر و مادرش آنارشیست های فلسفی بودن و همین امر در جوانی بر کاول تاثیر گذاشت، در سال ١٩١۴ با بزرگترین راهنمای خود «چارلز سیگر» متخصص موسیقی اقوام دیدار کرد که خیلی چیزها درباره موسیقی مدرن و اونچه امروزه موسیقی جهان میدونیم به او آموخت، کاول از پیشگامان جلوه های مبتکرانه در پیانو بود، از جمله بداههنوازی شستیها، و دلنگ دلنگ زدن مستقیم سازهای زهی.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #استاد_شهرام_صارمی
(زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ تهران) نوازنده و مدرس کمانچه و مدیر هنری
صارمی مقدمات موسیقی را نزد برادرش جهانشاه، فراگرفت و از سال ۱۳۶۳ آموزش موسیقی را در کانون فرهنگی و هنری چاووش نزد هادی منتظری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۹ به کلاس درس استاد اصغر بهاری راه یافت.
او فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۷ و با اجرای کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور آغاز کرد و
در سال ۱۳۷۰ وارد دانشکده موسیقی دانشگاه هنر شد. پایان نامه تحصیلی وی با عنوان "فواصل در موسیقی مناطق مختلف ایران" تحقیق جامعی از ساختار موسیقی اقوام ایرانی و موسیقی دستگاهی ایران و همچنین تأثیر و تقابل این دو موسیقی است که زیر نظر حسین علیزاده به پایان رسیده است.
او از جمله هنرمندانی است که هم در زمینه اجرای موسیقی و تدریس ساز تخصصی خود موفق بوده و هم در بخش مدیریت فرهنگی و هنری کارنامه درخشانی دارد.
وی بهعنوان مدیر فرهنگی و هنری همواره کوشیده است، توجه ویژهای به جوانان داشته باشد و از گروهها و نوازندگان گمنام حمایت کند.
فرصت دادن به برگزاری نشستها و رقابتهای موسیقی در قالب اجراهای گروهی و تکنفره و همکاری با برگزاری نشستهای تخصصی موسیقی و آواز از جمله فعالیتهایش در دوره مدیریت او در فرهنگسرای ارسباران است که منجر به برگزاری منظم برنامههایی همچون، هزار صدا، شبهای آواز، سلسله نشست های ماهانه اهالی موسیقی و برگزاری جلسههای رونمایی از آثار صوتی و نوشتاری در زمینههای هنری شد.
او همچنین در طول دوران مدیریت خود، توجه ویژهای به برگزاری بزرگداشتها و پاسداشت از مقام هنری پیشکسوتان حوزه فرهنگ داشته و به جرئت میتوان گفت که در دورهای به تنهایی این وظیفه را به دوش کشیده است.
مدیریت فرهنگی و هنری:
مدیر بخش آموزش موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
معاون اجرایی کانون سرود سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
مدیر امور موسیقی فرهنگسرای ارسباران
مدیریت اجرایی در چندین دوره از جشنوارههای: سرود کانونهای موسیقی، ایران سبز، تکنوازان جوان، موسیقی خیابانی، آوای غدیر، مرثیه ایرانی
او تاکنون با بسیاری از گروههای موسیقی بهعنوان سرپرست و نوازنده همکاری داشته و اجراهای بسیاری را در داخل و خارج از کشور به روی صحنه برده است.
همکاری با گروههای موسیقی:
دانشگاه هنر، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، دانشگاه آزاد،
جوان، مشتاق، بشارت، همایون مرکب، همنوازان سایه و...
اجرای موسیقی:
۱۴ کنسرت در سه دوره از جشنواره موسیقی فجر، اجرا به همراه گروه قشقایی "حاوا" در جشنواره موسیقی "ترک شولینی" در ترکیه، اجرا در جشنواره نمایش عروسکی "کارلوا" در کشور چک، اجرا در جشنواره فولکلور کرواسی، اجرا در جشنواره نوروز آلمان و همچنین اجرا در کشورهای سوئد، بلژیک، مالزی، بلاروس، تاتارستان، گرجستان، تاجیکستان، روسیه، ویتنام و...
برگزاری و اجرا:
همکاری مستمر و پیگیر در اجرای ۲۲ دوره جشنواره موسیقی فجر، هفتمین جشنواره سرود و نواهای حماسی، اولین جشنواره گیتار فلامنکو، همایش رپرتوار پیانو در ادوار مختلف موسیقی کلاسیک
مدیر اجرایی بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر.
داور دومین دوره جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی
دبیر و برگزار کننده اولین و دومین نشست پژوهشی موسیقی دستگاهی ایران با موضوع "بررسی شیوههای نوازندگی ساز کمانچه
عضو هیئت داوران سومین جشنوار موسیقی آواها و نواهای رضوی.
عضو کانون مدرسین و کانون نوازندگان
عضو شورای عالی موسیقی و انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران
عضو هیئت داوران دومین جشنواره موسیقی محله.
عضو پیوسته خانه موسیقی از ابتدای تاسیس تا سال۱۳۹۴
عضو علیالبدل هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی
عضو شورای برگزارکننده هفته مولوی،
فعالیتهای آموزشی:
تدریس ساز کمانچه در هنرستان موسیقی پسران، هنرستان موسیقی سوره، کلاسهای آزاد موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده موسیقی، فرهنگسرای ارسباران، آموزشگاههای موسیقی یسناگاه و رازوک
تدریس ردیف موسیقی ایران دردانشگاه سوره.
ساخت موسیقی برای نمایش های:
البته واضح ومبرهن است
اون اینه، این اونه
زبان خانه وجود است
نوازندگی در آلبوم های موسیقی:
خمار مستان
مقام شاور
آوای شاور
آوای همایون
شادباش
عاشقنامه
نشود فاش
پیام کوتاه sms
و نوازندگی کمانچه در موسیقی متن سرال های "عید آن سالها" و "حمله دار"
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #استاد_شهرام_صارمی
(زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۲ تهران) نوازنده و مدرس کمانچه و مدیر هنری
صارمی مقدمات موسیقی را نزد برادرش جهانشاه، فراگرفت و از سال ۱۳۶۳ آموزش موسیقی را در کانون فرهنگی و هنری چاووش نزد هادی منتظری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۹ به کلاس درس استاد اصغر بهاری راه یافت.
او فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۷ و با اجرای کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور آغاز کرد و
در سال ۱۳۷۰ وارد دانشکده موسیقی دانشگاه هنر شد. پایان نامه تحصیلی وی با عنوان "فواصل در موسیقی مناطق مختلف ایران" تحقیق جامعی از ساختار موسیقی اقوام ایرانی و موسیقی دستگاهی ایران و همچنین تأثیر و تقابل این دو موسیقی است که زیر نظر حسین علیزاده به پایان رسیده است.
او از جمله هنرمندانی است که هم در زمینه اجرای موسیقی و تدریس ساز تخصصی خود موفق بوده و هم در بخش مدیریت فرهنگی و هنری کارنامه درخشانی دارد.
وی بهعنوان مدیر فرهنگی و هنری همواره کوشیده است، توجه ویژهای به جوانان داشته باشد و از گروهها و نوازندگان گمنام حمایت کند.
فرصت دادن به برگزاری نشستها و رقابتهای موسیقی در قالب اجراهای گروهی و تکنفره و همکاری با برگزاری نشستهای تخصصی موسیقی و آواز از جمله فعالیتهایش در دوره مدیریت او در فرهنگسرای ارسباران است که منجر به برگزاری منظم برنامههایی همچون، هزار صدا، شبهای آواز، سلسله نشست های ماهانه اهالی موسیقی و برگزاری جلسههای رونمایی از آثار صوتی و نوشتاری در زمینههای هنری شد.
او همچنین در طول دوران مدیریت خود، توجه ویژهای به برگزاری بزرگداشتها و پاسداشت از مقام هنری پیشکسوتان حوزه فرهنگ داشته و به جرئت میتوان گفت که در دورهای به تنهایی این وظیفه را به دوش کشیده است.
مدیریت فرهنگی و هنری:
مدیر بخش آموزش موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
معاون اجرایی کانون سرود سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
مدیر امور موسیقی فرهنگسرای ارسباران
مدیریت اجرایی در چندین دوره از جشنوارههای: سرود کانونهای موسیقی، ایران سبز، تکنوازان جوان، موسیقی خیابانی، آوای غدیر، مرثیه ایرانی
او تاکنون با بسیاری از گروههای موسیقی بهعنوان سرپرست و نوازنده همکاری داشته و اجراهای بسیاری را در داخل و خارج از کشور به روی صحنه برده است.
همکاری با گروههای موسیقی:
دانشگاه هنر، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، دانشگاه آزاد،
جوان، مشتاق، بشارت، همایون مرکب، همنوازان سایه و...
اجرای موسیقی:
۱۴ کنسرت در سه دوره از جشنواره موسیقی فجر، اجرا به همراه گروه قشقایی "حاوا" در جشنواره موسیقی "ترک شولینی" در ترکیه، اجرا در جشنواره نمایش عروسکی "کارلوا" در کشور چک، اجرا در جشنواره فولکلور کرواسی، اجرا در جشنواره نوروز آلمان و همچنین اجرا در کشورهای سوئد، بلژیک، مالزی، بلاروس، تاتارستان، گرجستان، تاجیکستان، روسیه، ویتنام و...
برگزاری و اجرا:
همکاری مستمر و پیگیر در اجرای ۲۲ دوره جشنواره موسیقی فجر، هفتمین جشنواره سرود و نواهای حماسی، اولین جشنواره گیتار فلامنکو، همایش رپرتوار پیانو در ادوار مختلف موسیقی کلاسیک
مدیر اجرایی بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر.
داور دومین دوره جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی
دبیر و برگزار کننده اولین و دومین نشست پژوهشی موسیقی دستگاهی ایران با موضوع "بررسی شیوههای نوازندگی ساز کمانچه
عضو هیئت داوران سومین جشنوار موسیقی آواها و نواهای رضوی.
عضو کانون مدرسین و کانون نوازندگان
عضو شورای عالی موسیقی و انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران
عضو هیئت داوران دومین جشنواره موسیقی محله.
عضو پیوسته خانه موسیقی از ابتدای تاسیس تا سال۱۳۹۴
عضو علیالبدل هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی
عضو شورای برگزارکننده هفته مولوی،
فعالیتهای آموزشی:
تدریس ساز کمانچه در هنرستان موسیقی پسران، هنرستان موسیقی سوره، کلاسهای آزاد موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده موسیقی، فرهنگسرای ارسباران، آموزشگاههای موسیقی یسناگاه و رازوک
تدریس ردیف موسیقی ایران دردانشگاه سوره.
ساخت موسیقی برای نمایش های:
البته واضح ومبرهن است
اون اینه، این اونه
زبان خانه وجود است
نوازندگی در آلبوم های موسیقی:
خمار مستان
مقام شاور
آوای شاور
آوای همایون
شادباش
عاشقنامه
نشود فاش
پیام کوتاه sms
و نوازندگی کمانچه در موسیقی متن سرال های "عید آن سالها" و "حمله دار"
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
موسیقی اقوام
کردستان
،،سوره گل ،،
گروه موسیقی بانوان گلاریس
مرجان کرمجانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
موسیقی اقوام
کردستان
،،سوره گل ،،
گروه موسیقی بانوان گلاریس
مرجان کرمجانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_موسیقی_اقوام
#_بوشهر
خیام خوانی بسیار زیبا همراه با
گروه کر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_موسیقی_اقوام
#_بوشهر
خیام خوانی بسیار زیبا همراه با
گروه کر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی 🎶
#_موسیقی_اقوام
#کردستان
بخشی از کنسرت تخت جمشید
به سرپرستی مسعود حبیبی
خواننده :بیژن کامکار
نام ترانه :قاسم خان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــوســـیـــقـــی 🎶
#_موسیقی_اقوام
#کردستان
بخشی از کنسرت تخت جمشید
به سرپرستی مسعود حبیبی
خواننده :بیژن کامکار
نام ترانه :قاسم خان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity