🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴#ساندرو بوتیچلی (۱۴۴۵ - ۱۵۱۰)
شاعرترین نقاش دوران رنسانس که ظرافت تغزلی هنرش با نیروی
خط در آمیخته است، فعالیت هنری خود را با اثرپذیری از "بنیانگذاران مکتب فلورانس" آغاز کرد؛ و از محیط فرهنگی متفکران انسانگرا بهره برد. علاوه بر این، او از استعدادی نادر در طراحی برخوردار بود؛ و تیز خوی و سرشتی کاملا غیر عادی داشت.
به نظر میرسد که بوتیچلی، صرفنظر از کشمکشهای درونیاش، زندگی آرامی را در آن روزگار میگذرانیده است. حدوپ ۱۴۷۵ به محفل روشنفکرانه مدیچی راه یافت؛ و خیلی زود به شهرت رسید. سپس، دو سالی در رم، و در کنار شماری از نقاشان سرشناس به دیوارنگاری در نمازخانه سیستین پرداخت (۱۴۸۱۔ ۱۴۸۲). گرچه این دیوارنگارهها چندان موفقیتی برای او به بار نیاوردند، اعتبار هنریاش کاهش نیافت. برجستهترین آثارش را در سالهای بعد در فلورانس آفرید؛ و با مصورسازی کمدی الهی دانته، توانایی شگفت انگیز خود را در طراحی آشکار ساخت. بوتیچلی در اواخر سده پانزدهم از موفقیت کافی برخوردار بود، و کارگاه بزرگی را اداره میکرد. ولی دگرگونیهای مهمی که توسط لئوناردو داوینچی و میکلآنژ در نقاشی به وجود آمد، و نیز ضعف ناشی از کھولت، در کاهش محبوبیت بوتیچلی مؤثر افتادند. در ده ساله آخر عمر، اندوهناکترین نقاشیهایش را کشید مثلا: سوگواری بر جسد مسيح).
نویسندگان هنری سده نوزدهم از او شخصیتی افسانهای پرداختهاند و او را مظهر هنرمند رنسانسی دانستهاند. حال آنکه، او به هیچ رو نماینده یک سنخ ویژه نبود.
کار بوتیچلی، به سبب نوآوریهای شاعرانهاش در ترکیببندی بیبدیل بود. او حرکتها را با خطوط مرزی مجسم میکرد؛ و چنین مینمود که طرح خطی موزون در کارش بیش از ژرفای فضایی اهمیت دارد. چهرههای معصوم و لطیف نقاشیهای او بخشی بیبدیل از چهرهنگاری در آثار اوست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ساندرو بوتیچلی (۱۴۴۵ - ۱۵۱۰)
شاعرترین نقاش دوران رنسانس که ظرافت تغزلی هنرش با نیروی
خط در آمیخته است، فعالیت هنری خود را با اثرپذیری از "بنیانگذاران مکتب فلورانس" آغاز کرد؛ و از محیط فرهنگی متفکران انسانگرا بهره برد. علاوه بر این، او از استعدادی نادر در طراحی برخوردار بود؛ و تیز خوی و سرشتی کاملا غیر عادی داشت.
به نظر میرسد که بوتیچلی، صرفنظر از کشمکشهای درونیاش، زندگی آرامی را در آن روزگار میگذرانیده است. حدوپ ۱۴۷۵ به محفل روشنفکرانه مدیچی راه یافت؛ و خیلی زود به شهرت رسید. سپس، دو سالی در رم، و در کنار شماری از نقاشان سرشناس به دیوارنگاری در نمازخانه سیستین پرداخت (۱۴۸۱۔ ۱۴۸۲). گرچه این دیوارنگارهها چندان موفقیتی برای او به بار نیاوردند، اعتبار هنریاش کاهش نیافت. برجستهترین آثارش را در سالهای بعد در فلورانس آفرید؛ و با مصورسازی کمدی الهی دانته، توانایی شگفت انگیز خود را در طراحی آشکار ساخت. بوتیچلی در اواخر سده پانزدهم از موفقیت کافی برخوردار بود، و کارگاه بزرگی را اداره میکرد. ولی دگرگونیهای مهمی که توسط لئوناردو داوینچی و میکلآنژ در نقاشی به وجود آمد، و نیز ضعف ناشی از کھولت، در کاهش محبوبیت بوتیچلی مؤثر افتادند. در ده ساله آخر عمر، اندوهناکترین نقاشیهایش را کشید مثلا: سوگواری بر جسد مسيح).
نویسندگان هنری سده نوزدهم از او شخصیتی افسانهای پرداختهاند و او را مظهر هنرمند رنسانسی دانستهاند. حال آنکه، او به هیچ رو نماینده یک سنخ ویژه نبود.
کار بوتیچلی، به سبب نوآوریهای شاعرانهاش در ترکیببندی بیبدیل بود. او حرکتها را با خطوط مرزی مجسم میکرد؛ و چنین مینمود که طرح خطی موزون در کارش بیش از ژرفای فضایی اهمیت دارد. چهرههای معصوم و لطیف نقاشیهای او بخشی بیبدیل از چهرهنگاری در آثار اوست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# معرفی_کتاب
#کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی
رمانی است از نویسنده ژاپنی، هاروکی موراکامی، که اولین بار در سال ۲۰۰۲ به ژاپنی و در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی و در سال ۱۳۸۶ به فارسی منتشر شد. جان آپدایک امتناع از مطالعه این کتاب را غیر ممکن، و خود کتاب را «ورز دهنده ذهن» خواندهاست.این کتاب، همچنین در فهرست ده کتاب برتر سال ۲۰۰۵ نشریهنیویورکر قرار گرفتهاست.
این رمان داستان دو شخصیت متفاوت است که در موازات هم حرکت میکنند: کافکا که پسری ۱۵ سالهاست و به علت یک پیشگویی عجیب از خانه فرار میکند و آقای ناکاتاپیرمرد آرام و مهربان و عجیبی که به علت اتفاقی شگفتانگیز در بچگی دچار نوعی عقب ماندگی ذهنی شدهاست اما حاصل این حادثه به دست آوردن توانایی صحبت با گربه هاست!
بخشی از داستان به کافکا و زندگی او میپردازد و بخش دیگر به آقای ناکاتا. رمان در عین دو پارگی دارای وحدت مضمون است و تمام حوادث حتی کوچکترین و جزییترین آنها به هم مرتبط هستند. شاید چیزی که آثار موراکامی و به ویژه این رمان را جذاب میکند استفادهٔ نویسنده از عناصر فرهنگ بومی ژاپنی است. با خواندن این رمان در عین لذت بردن از پیشرفت داستان با عقاید و رسومی آشنا میشوید که مختص مردم ژاپن است و در درون آنها نهادینه شده: اعتقاد به پیشگویی و غیب بینی ِوجود دنیاهایی ورای دنیای ماِ حرکت بین گذشته و آینده وخاطراتی که هرگز کهنه نمیشوند و در موازات زندگی روزمرهٔ ما جریان دارند و... هزاران تابوی فرهنگی دیگر که به خوبی و در کمال هنرمندی در لا به لای داستان گنجانده شدهاند.
محمد قاسم زاده در نقدی که در نشریه جشن کتاب بر این اثر نوشتهاست، هاروکی موراکامی را پس از کاواباتا و کنزابورو اوئه سومین نام مطرح در ادبیات ژاپن، و کافکا در ساحل را حادثهای در ادبیات آسیا میداند، و رمان را الهام گرفته از کمدی الهی دانته، در آمیزهای با اسطوره ادیپ شاه میبیند. او همچنین ناکاتا را نماد وجدان ژاپنی میداند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# معرفی_کتاب
#کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی
رمانی است از نویسنده ژاپنی، هاروکی موراکامی، که اولین بار در سال ۲۰۰۲ به ژاپنی و در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی و در سال ۱۳۸۶ به فارسی منتشر شد. جان آپدایک امتناع از مطالعه این کتاب را غیر ممکن، و خود کتاب را «ورز دهنده ذهن» خواندهاست.این کتاب، همچنین در فهرست ده کتاب برتر سال ۲۰۰۵ نشریهنیویورکر قرار گرفتهاست.
این رمان داستان دو شخصیت متفاوت است که در موازات هم حرکت میکنند: کافکا که پسری ۱۵ سالهاست و به علت یک پیشگویی عجیب از خانه فرار میکند و آقای ناکاتاپیرمرد آرام و مهربان و عجیبی که به علت اتفاقی شگفتانگیز در بچگی دچار نوعی عقب ماندگی ذهنی شدهاست اما حاصل این حادثه به دست آوردن توانایی صحبت با گربه هاست!
بخشی از داستان به کافکا و زندگی او میپردازد و بخش دیگر به آقای ناکاتا. رمان در عین دو پارگی دارای وحدت مضمون است و تمام حوادث حتی کوچکترین و جزییترین آنها به هم مرتبط هستند. شاید چیزی که آثار موراکامی و به ویژه این رمان را جذاب میکند استفادهٔ نویسنده از عناصر فرهنگ بومی ژاپنی است. با خواندن این رمان در عین لذت بردن از پیشرفت داستان با عقاید و رسومی آشنا میشوید که مختص مردم ژاپن است و در درون آنها نهادینه شده: اعتقاد به پیشگویی و غیب بینی ِوجود دنیاهایی ورای دنیای ماِ حرکت بین گذشته و آینده وخاطراتی که هرگز کهنه نمیشوند و در موازات زندگی روزمرهٔ ما جریان دارند و... هزاران تابوی فرهنگی دیگر که به خوبی و در کمال هنرمندی در لا به لای داستان گنجانده شدهاند.
محمد قاسم زاده در نقدی که در نشریه جشن کتاب بر این اثر نوشتهاست، هاروکی موراکامی را پس از کاواباتا و کنزابورو اوئه سومین نام مطرح در ادبیات ژاپن، و کافکا در ساحل را حادثهای در ادبیات آسیا میداند، و رمان را الهام گرفته از کمدی الهی دانته، در آمیزهای با اسطوره ادیپ شاه میبیند. او همچنین ناکاتا را نماد وجدان ژاپنی میداند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#سینما
ایپزود سوم موسیقی ما (Our Music-2004) ساختهی ژان لوک گدار که با ارجاع به کمدی الهی دانته، بهشت نام دارد، طعنهآمیزترین واکنش ممکن از سوی او به مفهوم امید به بهبود وضعیت است. در این ایپزود اُلگا دانشجو و فعال حقوق بشر اسرائیلی که سالها برای پایان مناقشهی بین اسرائیل و فلسطین تلاش کرده-و چون در نهایت کاری از پیش نبرده-در سینمایی در تلآویو دست به انتحار زده، وارد بهشت میشود! بهشتِ موعود، که در واقع انتزاعیترین پاسخ الهیات به حقیقت مرگ است. تخیلی که رستگاری را تئوریزه میکند و بدان بُعد و امتداد میبخشد. برای گدار اما همچون پازولینی امید چیز وحشتناکیست زیرا که عملاً ناموجود است. آن حتی اگر هم وجود داشته باشد، غیرقابل دسترسی و دور از فهم ماست. مسئلهای که در موسیقی ما هوشمندانه با گره زده شدن به یک جغرافیای انتزاعی نشان داده میشود. یعنی امید اگر هم هست نمیتواند چیزی جز انتزاع باشد یا چیزی در قلمرو انتزاع. آنجا که به نقل از آدورنو جایگزینی است برای شوربختیهای ما.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ایپزود سوم موسیقی ما (Our Music-2004) ساختهی ژان لوک گدار که با ارجاع به کمدی الهی دانته، بهشت نام دارد، طعنهآمیزترین واکنش ممکن از سوی او به مفهوم امید به بهبود وضعیت است. در این ایپزود اُلگا دانشجو و فعال حقوق بشر اسرائیلی که سالها برای پایان مناقشهی بین اسرائیل و فلسطین تلاش کرده-و چون در نهایت کاری از پیش نبرده-در سینمایی در تلآویو دست به انتحار زده، وارد بهشت میشود! بهشتِ موعود، که در واقع انتزاعیترین پاسخ الهیات به حقیقت مرگ است. تخیلی که رستگاری را تئوریزه میکند و بدان بُعد و امتداد میبخشد. برای گدار اما همچون پازولینی امید چیز وحشتناکیست زیرا که عملاً ناموجود است. آن حتی اگر هم وجود داشته باشد، غیرقابل دسترسی و دور از فهم ماست. مسئلهای که در موسیقی ما هوشمندانه با گره زده شدن به یک جغرافیای انتزاعی نشان داده میشود. یعنی امید اگر هم هست نمیتواند چیزی جز انتزاع باشد یا چیزی در قلمرو انتزاع. آنجا که به نقل از آدورنو جایگزینی است برای شوربختیهای ما.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#سینما
بلندی و پستی (High and Low-1963) را شاید بتوان نگاهی به کمدی الهی دانته به عنوان یکی از مهمترین متون کانونی تاریخ ادبیات غرب دانست که کوروساوا در واکنش به شرایط سیاسی جامعه و مناسبات بین طبقات اجتماعی، و برای شرح دو قطب متضاد فیلم خود از آن الهام گرفته باشد. به واقع کوروساوا در پی آن بود تا با ارجاع به ساختار طبقاتی جهان دانته، به خلق جهان سینمایی خود دست زده و بهمثابه ویرژیل داستان کمدی الهی، جایگاه راهنما (کارگردان) را به عهده گرفته تا تماشاگر حیران را همچون دانته به ملاقات بهشت و دوزخش ببرد. بهشتی که بر اساس ساختار طبقاتی و سلسله مراتبی جهان دانته، در اعلیعلیین قراردارد، مکانی است مجلل و راحت، با هوایی مطبوع و فاقد هر گونه بحران: کاملترین جهان ممکن. اما دوزخ، این پستترین طبقات، همواره با نوعی بحران و آشوب همراه است: آیینهی تمامنمای یک آنتروپی انسانی در اسفل درکات. مکانی ملتهب، کثیف و شهوانی که در هتلها و کافههای ارزان قیمتش، خرده فروشان مواد مخدر و تزریق کنندههای هروئین پرسه میزنند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
بلندی و پستی (High and Low-1963) را شاید بتوان نگاهی به کمدی الهی دانته به عنوان یکی از مهمترین متون کانونی تاریخ ادبیات غرب دانست که کوروساوا در واکنش به شرایط سیاسی جامعه و مناسبات بین طبقات اجتماعی، و برای شرح دو قطب متضاد فیلم خود از آن الهام گرفته باشد. به واقع کوروساوا در پی آن بود تا با ارجاع به ساختار طبقاتی جهان دانته، به خلق جهان سینمایی خود دست زده و بهمثابه ویرژیل داستان کمدی الهی، جایگاه راهنما (کارگردان) را به عهده گرفته تا تماشاگر حیران را همچون دانته به ملاقات بهشت و دوزخش ببرد. بهشتی که بر اساس ساختار طبقاتی و سلسله مراتبی جهان دانته، در اعلیعلیین قراردارد، مکانی است مجلل و راحت، با هوایی مطبوع و فاقد هر گونه بحران: کاملترین جهان ممکن. اما دوزخ، این پستترین طبقات، همواره با نوعی بحران و آشوب همراه است: آیینهی تمامنمای یک آنتروپی انسانی در اسفل درکات. مکانی ملتهب، کثیف و شهوانی که در هتلها و کافههای ارزان قیمتش، خرده فروشان مواد مخدر و تزریق کنندههای هروئین پرسه میزنند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_هنرمند
#ساندرو_بوتیچلی (۱۴۴۵ - ۱۵۱۰)
شاعرترین نقاش دوران رنسانس که ظرافت تغزلی هنرش با نیروی خط در آمیخته است، فعالیت هنری خود را با اثرپذیری از "بنیانگذاران مکتب فلورانس" آغاز کرد؛ و از محیط فرهنگی متفکران انسانگرا بهره برد. علاوه بر این، او از استعدادی نادر در طراحی برخوردار بود؛ و تیز خوی و سرشتی کاملا غیر عادی داشت.
به نظر میرسد که بوتیچلی، صرفنظر از کشمکشهای درونیاش، زندگی آرامی را در آن روزگار میگذرانیده است. حدوپ ۱۴۷۵ به محفل روشنفکرانه مدیچی راه یافت؛ و خیلی زود به شهرت رسید. سپس، دو سالی در رم، و در کنار شماری از نقاشان سرشناس به دیوارنگاری در نمازخانه سیستین پرداخت (۱۴۸۱۔ ۱۴۸۲). گرچه این دیوارنگارهها چندان موفقیتی برای او به بار نیاوردند، اعتبار هنریاش کاهش نیافت. برجستهترین آثارش را در سالهای بعد در فلورانس آفرید؛ و با مصورسازی کمدی الهی دانته، توانایی شگفت انگیز خود را در طراحی آشکار ساخت. بوتیچلی در اواخر سده پانزدهم از موفقیت کافی برخوردار بود، و کارگاه بزرگی را اداره میکرد. ولی دگرگونیهای مهمی که توسط لئوناردو داوینچی و میکلآنژ در نقاشی به وجود آمد، و نیز ضعف ناشی از کھولت، در کاهش محبوبیت بوتیچلی مؤثر افتادند. در ده ساله آخر عمر، اندوهناکترین نقاشیهایش را کشید مثلا: سوگواری بر جسد مسيح).
نویسندگان هنری سده نوزدهم از او شخصیتی افسانهای پرداختهاند و او را مظهر هنرمند رنسانسی دانستهاند. حال آنکه، او به هیچ رو نماینده یک سنخ ویژه نبود.
کار بوتیچلی، به سبب نوآوریهای شاعرانهاش در ترکیببندی بیبدیل بود. او حرکتها را با خطوط مرزی مجسم میکرد؛ و چنین مینمود که طرح خطی موزون در کارش بیش از ژرفای فضایی اهمیت دارد. چهرههای معصوم و لطیف نقاشیهای او بخشی بیبدیل از چهرهنگاری در آثار اوست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_هنرمند
#ساندرو_بوتیچلی (۱۴۴۵ - ۱۵۱۰)
شاعرترین نقاش دوران رنسانس که ظرافت تغزلی هنرش با نیروی خط در آمیخته است، فعالیت هنری خود را با اثرپذیری از "بنیانگذاران مکتب فلورانس" آغاز کرد؛ و از محیط فرهنگی متفکران انسانگرا بهره برد. علاوه بر این، او از استعدادی نادر در طراحی برخوردار بود؛ و تیز خوی و سرشتی کاملا غیر عادی داشت.
به نظر میرسد که بوتیچلی، صرفنظر از کشمکشهای درونیاش، زندگی آرامی را در آن روزگار میگذرانیده است. حدوپ ۱۴۷۵ به محفل روشنفکرانه مدیچی راه یافت؛ و خیلی زود به شهرت رسید. سپس، دو سالی در رم، و در کنار شماری از نقاشان سرشناس به دیوارنگاری در نمازخانه سیستین پرداخت (۱۴۸۱۔ ۱۴۸۲). گرچه این دیوارنگارهها چندان موفقیتی برای او به بار نیاوردند، اعتبار هنریاش کاهش نیافت. برجستهترین آثارش را در سالهای بعد در فلورانس آفرید؛ و با مصورسازی کمدی الهی دانته، توانایی شگفت انگیز خود را در طراحی آشکار ساخت. بوتیچلی در اواخر سده پانزدهم از موفقیت کافی برخوردار بود، و کارگاه بزرگی را اداره میکرد. ولی دگرگونیهای مهمی که توسط لئوناردو داوینچی و میکلآنژ در نقاشی به وجود آمد، و نیز ضعف ناشی از کھولت، در کاهش محبوبیت بوتیچلی مؤثر افتادند. در ده ساله آخر عمر، اندوهناکترین نقاشیهایش را کشید مثلا: سوگواری بر جسد مسيح).
نویسندگان هنری سده نوزدهم از او شخصیتی افسانهای پرداختهاند و او را مظهر هنرمند رنسانسی دانستهاند. حال آنکه، او به هیچ رو نماینده یک سنخ ویژه نبود.
کار بوتیچلی، به سبب نوآوریهای شاعرانهاش در ترکیببندی بیبدیل بود. او حرکتها را با خطوط مرزی مجسم میکرد؛ و چنین مینمود که طرح خطی موزون در کارش بیش از ژرفای فضایی اهمیت دارد. چهرههای معصوم و لطیف نقاشیهای او بخشی بیبدیل از چهرهنگاری در آثار اوست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
▣ Ari Schaeffer
"Meeting of Dante and Virgil "Shadows of Francesca da Rimini and Paolo"" (1851)
Netherlands
Romanticism
‹ در کمدی الهی دانته و ویرژیل با فرانچسکا و معشوقش پائولو در دومین دایره جهنم، که مختص شهوتران هست، ملاقات میکنند.
پدر دا ریمینی به دلایل سیاسی اونو مجبور به ازدواج با یک مرد لنگ کرد، اما او عاشق پائولو، برادر جیووانی شد. این زوج سالها با هم رابطه داشتن. اما وقتی شوهر آنها رو در حال بوسیدن دید، با شمشیر خود آنها رو کشت. این نقاشی زخمهایی رو که بر روی سینه پائولو و پشت فرانچسکا بر اثر جراحات چاقو دیده میشه نشان داده شده. ›
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
▣ Ari Schaeffer
"Meeting of Dante and Virgil "Shadows of Francesca da Rimini and Paolo"" (1851)
Netherlands
Romanticism
‹ در کمدی الهی دانته و ویرژیل با فرانچسکا و معشوقش پائولو در دومین دایره جهنم، که مختص شهوتران هست، ملاقات میکنند.
پدر دا ریمینی به دلایل سیاسی اونو مجبور به ازدواج با یک مرد لنگ کرد، اما او عاشق پائولو، برادر جیووانی شد. این زوج سالها با هم رابطه داشتن. اما وقتی شوهر آنها رو در حال بوسیدن دید، با شمشیر خود آنها رو کشت. این نقاشی زخمهایی رو که بر روی سینه پائولو و پشت فرانچسکا بر اثر جراحات چاقو دیده میشه نشان داده شده. ›
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#ساندرو_بوتیچلی (۱۴۴۵ - ۱۵۱۰)
شاعرترین نقاش دوران رنسانس که ظرافت تغزلی هنرش با نیروی خط در آمیخته است، فعالیت هنری خود را با اثرپذیری از "بنیانگذاران مکتب فلورانس" آغاز کرد؛ و از محیط فرهنگی متفکران انسانگرا بهره برد. علاوه بر این، او از استعدادی نادر در طراحی برخوردار بود؛ و تیز خوی و سرشتی کاملا غیر عادی داشت.
به نظر میرسد که بوتیچلی، صرفنظر از کشمکشهای درونیاش، زندگی آرامی را در آن روزگار میگذرانیده است. حدوپ ۱۴۷۵ به محفل روشنفکرانه مدیچی راه یافت؛ و خیلی زود به شهرت رسید. سپس، دو سالی در رم، و در کنار شماری از نقاشان سرشناس به دیوارنگاری در نمازخانه سیستین پرداخت (۱۴۸۱۔ ۱۴۸۲). گرچه این دیوارنگارهها چندان موفقیتی برای او به بار نیاوردند، اعتبار هنریاش کاهش نیافت. برجستهترین آثارش را در سالهای بعد در فلورانس آفرید؛ و با مصورسازی کمدی الهی دانته، توانایی شگفت انگیز خود را در طراحی آشکار ساخت. بوتیچلی در اواخر سده پانزدهم از موفقیت کافی برخوردار بود، و کارگاه بزرگی را اداره میکرد. ولی دگرگونیهای مهمی که توسط لئوناردو داوینچی و میکلآنژ در نقاشی به وجود آمد، و نیز ضعف ناشی از کھولت، در کاهش محبوبیت بوتیچلی مؤثر افتادند. در ده ساله آخر عمر، اندوهناکترین نقاشیهایش را کشید مثلا: سوگواری بر جسد مسيح).
نویسندگان هنری سده نوزدهم از او شخصیتی افسانهای پرداختهاند و او را مظهر هنرمند رنسانسی دانستهاند. حال آنکه، او به هیچ رو نماینده یک سنخ ویژه نبود.
کار بوتیچلی، به سبب نوآوریهای شاعرانهاش در ترکیببندی بیبدیل بود. او حرکتها را با خطوط مرزی مجسم میکرد؛ و چنین مینمود که طرح خطی موزون در کارش بیش از ژرفای فضایی اهمیت دارد. چهرههای معصوم و لطیف نقاشیهای او بخشی بیبدیل از چهرهنگاری در آثار اوست.
🎨خودنگاره
تمپرا روی پانل
گالری اوفیزی فلورانس
ساندرو بوتیچلی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#ساندرو_بوتیچلی (۱۴۴۵ - ۱۵۱۰)
شاعرترین نقاش دوران رنسانس که ظرافت تغزلی هنرش با نیروی خط در آمیخته است، فعالیت هنری خود را با اثرپذیری از "بنیانگذاران مکتب فلورانس" آغاز کرد؛ و از محیط فرهنگی متفکران انسانگرا بهره برد. علاوه بر این، او از استعدادی نادر در طراحی برخوردار بود؛ و تیز خوی و سرشتی کاملا غیر عادی داشت.
به نظر میرسد که بوتیچلی، صرفنظر از کشمکشهای درونیاش، زندگی آرامی را در آن روزگار میگذرانیده است. حدوپ ۱۴۷۵ به محفل روشنفکرانه مدیچی راه یافت؛ و خیلی زود به شهرت رسید. سپس، دو سالی در رم، و در کنار شماری از نقاشان سرشناس به دیوارنگاری در نمازخانه سیستین پرداخت (۱۴۸۱۔ ۱۴۸۲). گرچه این دیوارنگارهها چندان موفقیتی برای او به بار نیاوردند، اعتبار هنریاش کاهش نیافت. برجستهترین آثارش را در سالهای بعد در فلورانس آفرید؛ و با مصورسازی کمدی الهی دانته، توانایی شگفت انگیز خود را در طراحی آشکار ساخت. بوتیچلی در اواخر سده پانزدهم از موفقیت کافی برخوردار بود، و کارگاه بزرگی را اداره میکرد. ولی دگرگونیهای مهمی که توسط لئوناردو داوینچی و میکلآنژ در نقاشی به وجود آمد، و نیز ضعف ناشی از کھولت، در کاهش محبوبیت بوتیچلی مؤثر افتادند. در ده ساله آخر عمر، اندوهناکترین نقاشیهایش را کشید مثلا: سوگواری بر جسد مسيح).
نویسندگان هنری سده نوزدهم از او شخصیتی افسانهای پرداختهاند و او را مظهر هنرمند رنسانسی دانستهاند. حال آنکه، او به هیچ رو نماینده یک سنخ ویژه نبود.
کار بوتیچلی، به سبب نوآوریهای شاعرانهاش در ترکیببندی بیبدیل بود. او حرکتها را با خطوط مرزی مجسم میکرد؛ و چنین مینمود که طرح خطی موزون در کارش بیش از ژرفای فضایی اهمیت دارد. چهرههای معصوم و لطیف نقاشیهای او بخشی بیبدیل از چهرهنگاری در آثار اوست.
🎨خودنگاره
تمپرا روی پانل
گالری اوفیزی فلورانس
ساندرو بوتیچلی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
من مسیر ورود به شهر اندوهم
من مسیری هستم رو به انزوا
من مسیری هستم رو به اندوه بی پایان؛
ای کسی که ازاین آستانه میگذری، آرزوها را فراموش کن.
#_کمدی_الهی_دانته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
من مسیر ورود به شهر اندوهم
من مسیری هستم رو به انزوا
من مسیری هستم رو به اندوه بی پایان؛
ای کسی که ازاین آستانه میگذری، آرزوها را فراموش کن.
#_کمدی_الهی_دانته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
حال آن کسی را دارم که چیزی را به رویا دیده و چون بیدار شود، لذت آن هنوز باقی ست، اما رویا را به یاد نتواند آورد.
زیرا که مکاشفه من از خاطرم رفته است، اما لذتی که از این بابت بردم هنوز در دلم باقی است.
▫️#_کمدی_الهی
#_دانته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
حال آن کسی را دارم که چیزی را به رویا دیده و چون بیدار شود، لذت آن هنوز باقی ست، اما رویا را به یاد نتواند آورد.
زیرا که مکاشفه من از خاطرم رفته است، اما لذتی که از این بابت بردم هنوز در دلم باقی است.
▫️#_کمدی_الهی
#_دانته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity