This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنههای ویدیویی منتشر شده در رسانههای اسرائیلی، کاروان در حال انتقال جسد یحیی السنوار، رهبر کشته شده حماس به مقر پزشکی قانونی اسرائیل را نشان میدهد.
اسرائیل اعلام کرده خاکسپاری و تحویل جسد وجود ندارد و احتمالا جنازه وی در آب رها خواهد شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اسرائیل اعلام کرده خاکسپاری و تحویل جسد وجود ندارد و احتمالا جنازه وی در آب رها خواهد شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁32👏7
پس از تحمل دو هفته انفرادی و بازجویی شدید؛ سجاد آزاده، سرهنگ نیروی زمینی ارتش، به زندان اوین منتقل شد.
ایران بریفینگ مطلع شده است سجاد آزاده، سرهنگ ارتش که در نیمه شهریور ماه سال جاری بازداشت شده بود، پس از تحمل دو هفته انفرادی و بازجویی شدید به زندان اوین تهران منتقل شده است.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایران بریفینگ #سازمان_قضایی_نیروهای_مسلح #سجاد_آزاده را ۱۵ شهریور به اتهام «افشای اطلاعات ارتش»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» بازداشت کرد و پس از دو هفته حبس در سلول انفرادی و بازجویی شدید در زندان ارتش، در تاریخ سوم مهر به بند ۴ زندان اوین منقل کرد.
سجاد آزاده، پیشتر با انتشار یک ویدیو در شبکه اجتماعی اینستاگرام از قصدش برای معرفی خود به دایره اجرای احکام سازمان قضایی نیروهای مسلح خبر داده بود. هنوز مشخص نیست آیا بازجویی دو هفتهای از این سرهنگ ارتش به واسطه پروندهسازی جدید صورت گرفته یا نه.
بنا بر رای صادره از سوی شعبه چهارم دادگاه سازمان قضایی نیروهای مسلح، سجاد آزاده به اتهام افشای اطلاعات سری و محرمانه به ۵ سال حبس، تبلیغ علیه نظام یک سال حبس، توهین به رهبر جمهوری اسلامی ۶ ماه حبس و ۶ میلیون تومان جریمه نقدی برای فرار از خدمت محکوم شده است.
#ریزش_در_جمهوری_اسلامی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
ایران بریفینگ مطلع شده است سجاد آزاده، سرهنگ ارتش که در نیمه شهریور ماه سال جاری بازداشت شده بود، پس از تحمل دو هفته انفرادی و بازجویی شدید به زندان اوین تهران منتقل شده است.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایران بریفینگ #سازمان_قضایی_نیروهای_مسلح #سجاد_آزاده را ۱۵ شهریور به اتهام «افشای اطلاعات ارتش»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» بازداشت کرد و پس از دو هفته حبس در سلول انفرادی و بازجویی شدید در زندان ارتش، در تاریخ سوم مهر به بند ۴ زندان اوین منقل کرد.
سجاد آزاده، پیشتر با انتشار یک ویدیو در شبکه اجتماعی اینستاگرام از قصدش برای معرفی خود به دایره اجرای احکام سازمان قضایی نیروهای مسلح خبر داده بود. هنوز مشخص نیست آیا بازجویی دو هفتهای از این سرهنگ ارتش به واسطه پروندهسازی جدید صورت گرفته یا نه.
بنا بر رای صادره از سوی شعبه چهارم دادگاه سازمان قضایی نیروهای مسلح، سجاد آزاده به اتهام افشای اطلاعات سری و محرمانه به ۵ سال حبس، تبلیغ علیه نظام یک سال حبس، توهین به رهبر جمهوری اسلامی ۶ ماه حبس و ۶ میلیون تومان جریمه نقدی برای فرار از خدمت محکوم شده است.
#ریزش_در_جمهوری_اسلامی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤12🔥1
شکیلا منفرد، زندانی محبوس در زندان اوین بهمدت ۲۰روز است که از حق تماس با خانوده و وکیلش محروم مانده و همچنین چندی پیش به مدت پنج هفته نیز از ملاقات حضوری منع شده است.
#شکیلا_منفرد زندانی سیاسی که دوران حبس خود را در زندان اوین میگذراند، از تاریخ ۷ مهرماه سال جاری، از حق برقراری تماس تلفنی با خانواده و وکیل خود محروم مانده است. همچنین چند روز قبل به مدت پنج هفته از ملاقات حضوری با خانواده و وکیلش نیز منع شد.
این زندانی سیاسی برای پروندهای به دلیل مخالفت با حجاب اجباری در سال۹۹، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقدسات اسلام» به چهار سال و دو ماه حبس قطعی محکوم شد.
در دیماه سال ۱۴۰۰، خانم منفرد از بابت پرونده ای که در دوران حبس برای وی گشوده شد، بابت اتهام «عضویت در گروهای مخالف نظام» به دو سال و هشت ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام «نشر اکاذیب» به پرداخت ۱۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد.
شکیلا منفرد همچنین در فروردین ماه سال جاری، از بابت پروندهای که آن نیز در دوران حبس، علیه وی گشوده شد، توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به دوازده ماه حبس، دو سال تبعید و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
شکیلا منفرد، متولد ۱۳۷۲ و شهروند ساکن تهران است و از فعالان مدنی مخالف حجاب اجباری بوده است. او با پروندهسازی امنیتی متعدد در سالهایی که محکومیت خود را در زندان میگذراند، در مجموع به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده است که حدودا چهارسال آن را نیز در زندان سپری کرده است.
#اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#شکیلا_منفرد زندانی سیاسی که دوران حبس خود را در زندان اوین میگذراند، از تاریخ ۷ مهرماه سال جاری، از حق برقراری تماس تلفنی با خانواده و وکیل خود محروم مانده است. همچنین چند روز قبل به مدت پنج هفته از ملاقات حضوری با خانواده و وکیلش نیز منع شد.
این زندانی سیاسی برای پروندهای به دلیل مخالفت با حجاب اجباری در سال۹۹، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقدسات اسلام» به چهار سال و دو ماه حبس قطعی محکوم شد.
در دیماه سال ۱۴۰۰، خانم منفرد از بابت پرونده ای که در دوران حبس برای وی گشوده شد، بابت اتهام «عضویت در گروهای مخالف نظام» به دو سال و هشت ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام «نشر اکاذیب» به پرداخت ۱۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد.
شکیلا منفرد همچنین در فروردین ماه سال جاری، از بابت پروندهای که آن نیز در دوران حبس، علیه وی گشوده شد، توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به دوازده ماه حبس، دو سال تبعید و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
شکیلا منفرد، متولد ۱۳۷۲ و شهروند ساکن تهران است و از فعالان مدنی مخالف حجاب اجباری بوده است. او با پروندهسازی امنیتی متعدد در سالهایی که محکومیت خود را در زندان میگذراند، در مجموع به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده است که حدودا چهارسال آن را نیز در زندان سپری کرده است.
#اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🔥2
دوسال پیش #درچنین_روزی جنگیدند و شعله وجودشان راه آزادی را روشن و ماندگار کرد:
۲۷ مهر ۱۴۰۱
#اسماعیل_شنبدی شیراز
#علیرضا_فیلی اهل تهران
#علی_بنی_اسد اهواز
#علیرضا_حسینی تهران
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۲۷ مهر ۱۴۰۱
#اسماعیل_شنبدی شیراز
#علیرضا_فیلی اهل تهران
#علی_بنی_اسد اهواز
#علیرضا_حسینی تهران
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11🕊3
بچهی ۱۷ ساله را فقط به خاطر پاره کردن عکس خامنهای کشتند. پدرش بدن به دار آویخته او را در مغازهاش با لباس های پاره شده پیدا کرد.
٢٧ مهر ۱۴۰۱ علیرضا فیلی دانشآموز ١٧ سالە در حالی مفقود میشود که دوستانش اطلاع داده بودند که در بعد از تعطیلی مدرسه دیدهاند که او را به زور سوار خودروی پژوی بدون پلاک کردهاند.
پدر علیرضا بە ادارە آگاهی شکایت برده و اعلام کردە بود پسر او مفقود شده، در اداره آگاهی البته تلویحا به او میفهمانند که بهتر است شکایت نکند وبه نهادهای امنیتی برود به دنبال فرزندش.
#علیرضا_فیلی در تجمعات اعتراضی دانشآموزان حضور داشت، کتک خورده بود و مورد اصابت گلولههای ساچمهای هم قرار گرفته بود. تصاویری از پاره کردن عکس خمینی و خامنهای در کتابهای درسیاش در مدرسه از اودست به دست میشود و احتمالا به همین دلیل هم او را نشان کرده بودند.
۴۸ ساعت گذشته است و پدر علیرضا به هر اداره ونهادی مراجعه میکند به او جواب سربالا میدهند ، در نهایت از سوی حراست آموزش و پرورش فردی به نام رسولی با خانه تماس میگیرد واصرار میکند باید با پدر حرف برند، مادرش میگوید پدرش نیست و مغازه تماس بگیرد اما رسولی اصرار میکند هر جا هست نیم ساعت دیگر خانه باشد، به پدر علیرضا خبر میدهند، مغازه را تعطیل میکند ویریع به خانه میرود، اما از تماس رسولی خبری نمیشود!
پدر علیرضا وقتی مستاصل به مغازه برمیگردد با پیکر به دار آویخته فرزندش در حالی که تمام لباسهایش پاره شده است مواجه میشود.
تلاش احمقانه دیگری برای صحنهسازی یک خودکشی دیگر از سوی جمهوری اسلامی.
جسد علیرضا در ۲۹ مهرماه ۱۴۰۱ در مغازه پدرش در اندیشه، شهریار تهران در حالی پیدا میشود که حکومت مدعی است او خودکشی کرده، اما به این خانواده نه اجازه چاپ اعلامیه دادند ، نه اجازه برگزاری ختم و مراسم و نه حتی تا شش ماه اجازه نصب سنگ قبر.
#خامنه_ای_کودک_کش #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
٢٧ مهر ۱۴۰۱ علیرضا فیلی دانشآموز ١٧ سالە در حالی مفقود میشود که دوستانش اطلاع داده بودند که در بعد از تعطیلی مدرسه دیدهاند که او را به زور سوار خودروی پژوی بدون پلاک کردهاند.
پدر علیرضا بە ادارە آگاهی شکایت برده و اعلام کردە بود پسر او مفقود شده، در اداره آگاهی البته تلویحا به او میفهمانند که بهتر است شکایت نکند وبه نهادهای امنیتی برود به دنبال فرزندش.
#علیرضا_فیلی در تجمعات اعتراضی دانشآموزان حضور داشت، کتک خورده بود و مورد اصابت گلولههای ساچمهای هم قرار گرفته بود. تصاویری از پاره کردن عکس خمینی و خامنهای در کتابهای درسیاش در مدرسه از اودست به دست میشود و احتمالا به همین دلیل هم او را نشان کرده بودند.
۴۸ ساعت گذشته است و پدر علیرضا به هر اداره ونهادی مراجعه میکند به او جواب سربالا میدهند ، در نهایت از سوی حراست آموزش و پرورش فردی به نام رسولی با خانه تماس میگیرد واصرار میکند باید با پدر حرف برند، مادرش میگوید پدرش نیست و مغازه تماس بگیرد اما رسولی اصرار میکند هر جا هست نیم ساعت دیگر خانه باشد، به پدر علیرضا خبر میدهند، مغازه را تعطیل میکند ویریع به خانه میرود، اما از تماس رسولی خبری نمیشود!
پدر علیرضا وقتی مستاصل به مغازه برمیگردد با پیکر به دار آویخته فرزندش در حالی که تمام لباسهایش پاره شده است مواجه میشود.
تلاش احمقانه دیگری برای صحنهسازی یک خودکشی دیگر از سوی جمهوری اسلامی.
جسد علیرضا در ۲۹ مهرماه ۱۴۰۱ در مغازه پدرش در اندیشه، شهریار تهران در حالی پیدا میشود که حکومت مدعی است او خودکشی کرده، اما به این خانواده نه اجازه چاپ اعلامیه دادند ، نه اجازه برگزاری ختم و مراسم و نه حتی تا شش ماه اجازه نصب سنگ قبر.
#خامنه_ای_کودک_کش #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤14👍2🔥1
روز ۲۷ مهر ۱۴۰۲، سالگرد کشتهشدن اسماعیل شنبدی بود.
درباره اسماعیل زیاد نخواندهایم. او از جانباختگان گمنام است.
اما چندی پیش عضوی از خانوادهاش برای ایران بریفینگ شرح واقعه اسماعیل را این گونه تعریف میکند: «اسماعیل در شیراز کار میکرد اما مادر و دو خواهرش در استهبان فارس زندگی میکردند، بچه زحمتکشی بود و از جوانی کار میکرد. به تازگی هم یک ماشین نو، از همین ماشینهای ایرانخودرو خریده بود. هنوز روکشهای ماشین خود را نکنده بود.»
روز جمعه ۲۲ مهر،، اسماعیل و چند نفر از دوستانش به صف معترضان در خیابان «قاآنی» شیراز میپیوندند، شعار میدهند و درگیری لباس شخصیها و یگان ویژه با معترضان آغاز میشود.
ابتدا چند گلوله ساچمهای به اسماعیل شلیک کرده بودند. گلولهها به کمرش خورده بودند و توان راه رفتن نداشته است: «دوستانش موتور داشتند، او را ترک موتور مینشانند تا از صحنه دور شوند. لباس شخصیها اما رحم نمیکنند، با ماشین دنبال موتور آنها میافتند و به شدت به موتور میکوبند. اسماعیل از ترک موتور پایین میافتد. باز هم رحم نمیکنند، تازه با باتوم به جان او میافتند. بعد هم خودشان زنگ میزنند اورژانس و اسماعیل را به بیمارستان رجایی شیراز منتقل میکنند.»
به گفته او: «لباس شخصیها و نیروهای امنیتی به طور مدام در بیمارستان حضور دارند و به خانوادههای معترضانی که به این بیمارستان منتقل میشوند، اجازه ملاقات نمیدهند. اسماعیل از جمعه ۲۲ مهر تا چهارشنبه ۲۷ مهر در بخش «آیسییو» در بیمارستان بستری بود اما به خانوادهاش اجازه ملاقات نداده بودند: «پرستارها گفته بودند اسماعیل اگر زنده بماند هم قطع نخاع میشود.»
پس از مرگ اسماعیل، نهادهای امنیتی خانواده شنبدی را تهدید میکنند که بگویند علت مرگ، «تصادف» بوده است و همه جا اعلام کنند او در اعتراضات کشته نشده است، در غیر این صورت جنازه را تحویل نمیدهند: «دروغ نبود، خودشان اسماعیل را با تصادف کشته بودند. خانواده سکوت کردند بلکه پیکر او را تحویل بگیرند. اما بعد گفتند برای تحویل جنازه باید ۴۵ میلیون تومان بپردازید، چون ۴۵ میلیون تومان هزینه بیمارستان شده است.»
خانواده #اسماعیل_شنبدی اما گفته بودند چنین پولی نداریم: «چند روز گذشت تا این که آنها سراغ ماشین اسماعیل را گرفتند. ماشین نو اسماعیل را بردند و پیکرش را تحویل
دادند!!»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
درباره اسماعیل زیاد نخواندهایم. او از جانباختگان گمنام است.
اما چندی پیش عضوی از خانوادهاش برای ایران بریفینگ شرح واقعه اسماعیل را این گونه تعریف میکند: «اسماعیل در شیراز کار میکرد اما مادر و دو خواهرش در استهبان فارس زندگی میکردند، بچه زحمتکشی بود و از جوانی کار میکرد. به تازگی هم یک ماشین نو، از همین ماشینهای ایرانخودرو خریده بود. هنوز روکشهای ماشین خود را نکنده بود.»
روز جمعه ۲۲ مهر،، اسماعیل و چند نفر از دوستانش به صف معترضان در خیابان «قاآنی» شیراز میپیوندند، شعار میدهند و درگیری لباس شخصیها و یگان ویژه با معترضان آغاز میشود.
ابتدا چند گلوله ساچمهای به اسماعیل شلیک کرده بودند. گلولهها به کمرش خورده بودند و توان راه رفتن نداشته است: «دوستانش موتور داشتند، او را ترک موتور مینشانند تا از صحنه دور شوند. لباس شخصیها اما رحم نمیکنند، با ماشین دنبال موتور آنها میافتند و به شدت به موتور میکوبند. اسماعیل از ترک موتور پایین میافتد. باز هم رحم نمیکنند، تازه با باتوم به جان او میافتند. بعد هم خودشان زنگ میزنند اورژانس و اسماعیل را به بیمارستان رجایی شیراز منتقل میکنند.»
به گفته او: «لباس شخصیها و نیروهای امنیتی به طور مدام در بیمارستان حضور دارند و به خانوادههای معترضانی که به این بیمارستان منتقل میشوند، اجازه ملاقات نمیدهند. اسماعیل از جمعه ۲۲ مهر تا چهارشنبه ۲۷ مهر در بخش «آیسییو» در بیمارستان بستری بود اما به خانوادهاش اجازه ملاقات نداده بودند: «پرستارها گفته بودند اسماعیل اگر زنده بماند هم قطع نخاع میشود.»
پس از مرگ اسماعیل، نهادهای امنیتی خانواده شنبدی را تهدید میکنند که بگویند علت مرگ، «تصادف» بوده است و همه جا اعلام کنند او در اعتراضات کشته نشده است، در غیر این صورت جنازه را تحویل نمیدهند: «دروغ نبود، خودشان اسماعیل را با تصادف کشته بودند. خانواده سکوت کردند بلکه پیکر او را تحویل بگیرند. اما بعد گفتند برای تحویل جنازه باید ۴۵ میلیون تومان بپردازید، چون ۴۵ میلیون تومان هزینه بیمارستان شده است.»
خانواده #اسماعیل_شنبدی اما گفته بودند چنین پولی نداریم: «چند روز گذشت تا این که آنها سراغ ماشین اسماعیل را گرفتند. ماشین نو اسماعیل را بردند و پیکرش را تحویل
دادند!!»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11🔥3👍1
یکی از معترضان اسلامشهر که کمتر درباره نحوه به قتل رسیدن وی اخبار منتشر شده استک
#علیرضا_حسینی متولد ۱۵ تیر ۱۳۷۶ در روز ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۱ در شهریور، در محدوده فلکه دوم گلستان #اسلامشهر، کشته شده است.
علیرضا کارمند بیمارستان عرفان نیایش در جنتآباد تهران بود و به همراه پدر و مادرش در منطقه گلستان اسلامشهر سکونت داشت.
دو گلوله جنگی به علیرضا شلیک کردند و بعد انتقال به بیمارستان، ماموران با خانواده تماس گرفته و خبر فوت او را در بیمارستان میدهند.
ماموران پیکر علیرضا را از بیمارستان خارج کرده و خانواده را تهدید میکنند که تنها در صورت سکوت مطلق، پیکر او را جهت دفن بی سر و صدا به خانواده تحویل خواهند داد.
در نهایت جسد علیرضا بعد از دو روز در بهشت فاطمه شهر صالحیه با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده و ماموران لباس شخصی دفن شد.
در گواهی فوت علیرضا که روز ۱۲ مهر ۱۴۰۱ در سازمان ثبت احوال به ثبت رسیده، علت مرگ «برخورد اجسام سخت یا تیز» ذکر شده است.
در گزارش پزشکی قانونی همچنین نوشته شده «جسد بهصورت طاق باز داخل سرد خانه رویت شد آثار تیر خوردگی روی سفید ران پای چپ و گلو در نزدیکی حنجره و آثار خالکوبی روی سینه و پهلوی راست و بازوی چپ رویت شد.»
با وجود مدارک مستدل و چند شاهد عینی، پیگیریهای خانواده حسینی از مقامات امنیتی و قضایی استان تهران تاکنون بینتیجه مانده و تنها پاسخی که دریافت کردند، این بود که «ما او را نکشتیم، دیگر مراجعه نکنید».
علیرضا مظلوم زیست، مظلوم کشته شد و صدای دادخواهی خانوادهاش، شنیده نشد.
#صدایشان_باشیم
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#علیرضا_حسینی متولد ۱۵ تیر ۱۳۷۶ در روز ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۱ در شهریور، در محدوده فلکه دوم گلستان #اسلامشهر، کشته شده است.
علیرضا کارمند بیمارستان عرفان نیایش در جنتآباد تهران بود و به همراه پدر و مادرش در منطقه گلستان اسلامشهر سکونت داشت.
دو گلوله جنگی به علیرضا شلیک کردند و بعد انتقال به بیمارستان، ماموران با خانواده تماس گرفته و خبر فوت او را در بیمارستان میدهند.
ماموران پیکر علیرضا را از بیمارستان خارج کرده و خانواده را تهدید میکنند که تنها در صورت سکوت مطلق، پیکر او را جهت دفن بی سر و صدا به خانواده تحویل خواهند داد.
در نهایت جسد علیرضا بعد از دو روز در بهشت فاطمه شهر صالحیه با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده و ماموران لباس شخصی دفن شد.
در گواهی فوت علیرضا که روز ۱۲ مهر ۱۴۰۱ در سازمان ثبت احوال به ثبت رسیده، علت مرگ «برخورد اجسام سخت یا تیز» ذکر شده است.
در گزارش پزشکی قانونی همچنین نوشته شده «جسد بهصورت طاق باز داخل سرد خانه رویت شد آثار تیر خوردگی روی سفید ران پای چپ و گلو در نزدیکی حنجره و آثار خالکوبی روی سینه و پهلوی راست و بازوی چپ رویت شد.»
با وجود مدارک مستدل و چند شاهد عینی، پیگیریهای خانواده حسینی از مقامات امنیتی و قضایی استان تهران تاکنون بینتیجه مانده و تنها پاسخی که دریافت کردند، این بود که «ما او را نکشتیم، دیگر مراجعه نکنید».
علیرضا مظلوم زیست، مظلوم کشته شد و صدای دادخواهی خانوادهاش، شنیده نشد.
#صدایشان_باشیم
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8🔥3🤬1
Forwarded from ایران بریفینگ
#علی_بنی_اسد روز دوشنبه ۲۵ مهرماه ۱۴۰۱ بازداشت میشود و روز چهارشنبه ۲۷ مهرماه در تماسی که گفته شده از طرف دادگاه انقلاب گرفته شده به خانواده او میگویند که فرزندشان جان خود را از دست داده و باید مراجعه کنند تا پیکرش را تحویل بگیرند.»
در گواهی فوت صادر شده از سوی پزشکی قانونی برای علی علت مرگ «از کار افتادگی کلیه» اعلام شده اما نزدیکان او داشتن هرگونه بیماری زمینه ای این جوان را تکذیب کرده و میگویند اگر هم کلیههای او از کار افتاده است قطعا بر اثر شدت ضرب و شتم جان باخته است.
منبع نزدیک به خانواده علی بنی اسد همچنین حمل و نگهداری سلاح را هم از سوی این جوان رد کرده و گفته است: «بر اساس اتهامی واهی بدون سند او را بازداشت کردهاند در حالی که علی فاقد سابقه فعالیت سیاسی بوده و مشارکتی در اعتراضات اخیر هم نداشته است.»
خانواده علی چند ماه بعد پی بردند فردی مغرض که از خواستگاری رفتن وی به خانه دوست وی شاکی بوده این گزارش دروغ را تلفنی به وزارت اطلاعات داده است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤4🤬2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کبری شیخه ؛ شیرزن و مادری دلاور که در خیزش سراسری ۱۴۰۱ پابه پای فرزندان و جوانان مهاباد جنگید و سرانجام توسط نیروهای سرکوبگر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به قتل رسید.
#کبری_شیخە_سقا ، معروف به دایه کبری، در مهاباد به دنیا آمد و زندگی خود را در همین شهر گذراند.
او زنی زحمتکش و رنجدیده در عین حال شجاع و مقاوم بود که همیشه در کنار مردم و جوانان شهرش ایستاد.
او در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ فعالانه در کنار جوانان شهرش ایستاد و پا به پا شرکت میکرد. او گفته بود:
“این جوانانی که شهید میشوند، بچههای من هم هستند.”
او از داخل خانه خود برای جوانان روسری و ماسک می آورد تا چهره های خود را بپوشانند و شناسایی نشوند.
در حین اعتراض برای جوانان سنگ جمع میکرد تا از خود در مقابل مزدوران تا دندان مسلح دفاع کنند. بارها فرزندانش او را به داخل خانه کشیدند اما او هر بار با گفتن جملهای با این مضمون که
“تا روزی که جوانان این مرز و بوم سینه خود را در برابر گلولهها سپر کنند، من نمیتوانم در خانه بمانم”،
از حیاط خانه بیرون میرفت و با معترضان همراهی میکرد
در یکی از اعتراضات کبری شیخه از ناحیه گردن مورد اصابت دوگلوله قرار گرفت و در دم جان باخت.
دایه کبری در میان فرزندان دلیر و قهرمانان آزادی در باغ فردوس مهاباد به خاک سپرده شد.
او در زمان شهادت ۵۲ سال داشت.
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#کبری_شیخە_سقا ، معروف به دایه کبری، در مهاباد به دنیا آمد و زندگی خود را در همین شهر گذراند.
او زنی زحمتکش و رنجدیده در عین حال شجاع و مقاوم بود که همیشه در کنار مردم و جوانان شهرش ایستاد.
او در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ فعالانه در کنار جوانان شهرش ایستاد و پا به پا شرکت میکرد. او گفته بود:
“این جوانانی که شهید میشوند، بچههای من هم هستند.”
او از داخل خانه خود برای جوانان روسری و ماسک می آورد تا چهره های خود را بپوشانند و شناسایی نشوند.
در حین اعتراض برای جوانان سنگ جمع میکرد تا از خود در مقابل مزدوران تا دندان مسلح دفاع کنند. بارها فرزندانش او را به داخل خانه کشیدند اما او هر بار با گفتن جملهای با این مضمون که
“تا روزی که جوانان این مرز و بوم سینه خود را در برابر گلولهها سپر کنند، من نمیتوانم در خانه بمانم”،
از حیاط خانه بیرون میرفت و با معترضان همراهی میکرد
در یکی از اعتراضات کبری شیخه از ناحیه گردن مورد اصابت دوگلوله قرار گرفت و در دم جان باخت.
دایه کبری در میان فرزندان دلیر و قهرمانان آزادی در باغ فردوس مهاباد به خاک سپرده شد.
او در زمان شهادت ۵۲ سال داشت.
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10🔥1
به گزارش رسانههای اسرائیل در وسایل کشف شده از جسد یحیی سنوار مبلغ ۴۰ هزار شِکِل (واحد پول اسرائیل) معادل بیش از ۱۰ هزار دلار وجه نقد و گذرنامهای متعلق به یک معلم آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی (انروا) که در ماههای اخیر در مصر بوده، دیده میشود.
یحیی سنوار، رهبر گروه تروریستی حماس، روز گذشته به همراه دو تروریست دیگر در خانهای در رفح کشته شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
یحیی سنوار، رهبر گروه تروریستی حماس، روز گذشته به همراه دو تروریست دیگر در خانهای در رفح کشته شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7👍2
گفته میشود یحیی سنوار قصد عزیمت به نصر را داشته واینکه پیشتر هم در مصر بوده است.
این را از پاسپورتی که در میان وسایل او بوده است را فهمیدهاند.
به گزارش رسانههای اسرائیل در وسایل کشف شده از جسد یحیی سنوار گذرنامهای متعلق به یک معلم آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی (انروا) بوده که سنوار از آن در ماههای اخیر برای به مصر رفتن استفاده میکرده.
یحیی سنوار، رهبر گروه تروریستی حماس، روز گذشته به همراه دو تروریست دیگر در خانهای در رفح کشته شد.
مکان درگیری و هلاکت یحیی سینوار نیز در تل السلطان فقط ۱ کیلومتر با مرز مصر فاصله داشت.
حالا برکناری رئیس اطلاعات مصر و اصرار اسرائیلی ها بر اتفاقی بودن این عملیات مشخص میشود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این را از پاسپورتی که در میان وسایل او بوده است را فهمیدهاند.
به گزارش رسانههای اسرائیل در وسایل کشف شده از جسد یحیی سنوار گذرنامهای متعلق به یک معلم آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی (انروا) بوده که سنوار از آن در ماههای اخیر برای به مصر رفتن استفاده میکرده.
یحیی سنوار، رهبر گروه تروریستی حماس، روز گذشته به همراه دو تروریست دیگر در خانهای در رفح کشته شد.
مکان درگیری و هلاکت یحیی سینوار نیز در تل السلطان فقط ۱ کیلومتر با مرز مصر فاصله داشت.
حالا برکناری رئیس اطلاعات مصر و اصرار اسرائیلی ها بر اتفاقی بودن این عملیات مشخص میشود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍13😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زانیار ابوبکری، فرزند عبدالله و خدیجه، ۲۲ ساله، دیپلم مکانیک.
بعد از سربازی، علاوه بر مکانیکی، نماکاری ساختمان هم انجام میداد، زانیار روز ۵ آبان کشته میشود، اومشهور است به «داماد مهاباد»
او در آن روز همراه با مادر و برادرش به خیابانها میروند، برادر #زانیار_ابوبکری در میان شلوغیها ناپدید میشود، زانیار برای حفظ جان مادرش میگوید بدو، تیراندازی میکنند، اما ناگهان زانیار بر زمین میافتد و شکمش میشود فواره خون.
یک شاهد عینی به ایران بریفینگ گفته است : «زانیار با دختری که خیلی دوستش داشت بنام «دیمن» نامزد بود و قرار بود به زودی ازدواج کنند.
در جریان خیزش سراسری، روز مراسم خاکسپاری #اسماعیل_مولودی از جانباخته های مهاباد در ۵ آبان ۱۴۰۱، شروع بزرگترین اعتراضای مردم در کردستان بود. نیروهای امنیتی با بیرحمی از سلاحهای جنگی استفاده میکردند و اعتراضات به خشونت کشیده شد.
زانیار و برادر کوچکترش همراه مادرشان به خیابان رفتند، ماموران با ساچمه شلیک میکردند، همه درختها پر از ساچمه بود. تیراندازی با سلاح جنگی که آغاز شد، زانیار سنگ آخر را به طرف ماموران پرت کرد، دست راست مادرش را گرفت و گفت فرار کنیم، در همان حال، زانیار جلوی پای مادرش به زمین افتاد و فریاد زد «ئه ی دایه گیان» (ای مادر جان)، مادرش فکر کرد زانیار زمین خورده است، دور کمر پسرش را گرفت تا بلند کند ولی نتوانست.»
این منبع آگاه ادامه داده: «دو جوان به کمک مادر آمدند تا زانیار را بلند کنند، اما مادر تازه فهمید که زانیار گلوله خورده و شروع کرد به داد و فریاد. از شکم زانیار خون فواره میزد، با گلوله قناسه به پسرش شلیک شده بود. گلوله از پشت به سمت چپ کمر زانیار شلیک شده بود و از سمت راست شکمش خارج شده بود. زانیار را به بیمارستان رساندند و او را فوری به اتاق عمل میبرند، اما زانیار توان تحمل چنین جراحتی را نداشت و جان سپرد.»
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بعد از سربازی، علاوه بر مکانیکی، نماکاری ساختمان هم انجام میداد، زانیار روز ۵ آبان کشته میشود، اومشهور است به «داماد مهاباد»
او در آن روز همراه با مادر و برادرش به خیابانها میروند، برادر #زانیار_ابوبکری در میان شلوغیها ناپدید میشود، زانیار برای حفظ جان مادرش میگوید بدو، تیراندازی میکنند، اما ناگهان زانیار بر زمین میافتد و شکمش میشود فواره خون.
یک شاهد عینی به ایران بریفینگ گفته است : «زانیار با دختری که خیلی دوستش داشت بنام «دیمن» نامزد بود و قرار بود به زودی ازدواج کنند.
در جریان خیزش سراسری، روز مراسم خاکسپاری #اسماعیل_مولودی از جانباخته های مهاباد در ۵ آبان ۱۴۰۱، شروع بزرگترین اعتراضای مردم در کردستان بود. نیروهای امنیتی با بیرحمی از سلاحهای جنگی استفاده میکردند و اعتراضات به خشونت کشیده شد.
زانیار و برادر کوچکترش همراه مادرشان به خیابان رفتند، ماموران با ساچمه شلیک میکردند، همه درختها پر از ساچمه بود. تیراندازی با سلاح جنگی که آغاز شد، زانیار سنگ آخر را به طرف ماموران پرت کرد، دست راست مادرش را گرفت و گفت فرار کنیم، در همان حال، زانیار جلوی پای مادرش به زمین افتاد و فریاد زد «ئه ی دایه گیان» (ای مادر جان)، مادرش فکر کرد زانیار زمین خورده است، دور کمر پسرش را گرفت تا بلند کند ولی نتوانست.»
این منبع آگاه ادامه داده: «دو جوان به کمک مادر آمدند تا زانیار را بلند کنند، اما مادر تازه فهمید که زانیار گلوله خورده و شروع کرد به داد و فریاد. از شکم زانیار خون فواره میزد، با گلوله قناسه به پسرش شلیک شده بود. گلوله از پشت به سمت چپ کمر زانیار شلیک شده بود و از سمت راست شکمش خارج شده بود. زانیار را به بیمارستان رساندند و او را فوری به اتاق عمل میبرند، اما زانیار توان تحمل چنین جراحتی را نداشت و جان سپرد.»
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤9👍1
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفت: «خامنهای در اطلاعات، آگاهی، پیشگویی و پیشبینی نمونه است.»
او افزود: «خامنهای از ویژگی شجاعت و محبت در دل مردم بر خوردار است که این از نعمات الهی است.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او افزود: «خامنهای از ویژگی شجاعت و محبت در دل مردم بر خوردار است که این از نعمات الهی است.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁24🔥3🤬2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمد جامهبزرگ، متولد سوم فروردین ۴۲، اهل شهرستان تویسرکان همدان، ساکن ملارد.
روایت تلخ #محمد_جامه_بزرگ از نحوه کشتهشدنش در خانه، مقابل چشم خانواده به دست ماموران امنیتی را پسرش گفته است..
ماجرای محمد جامه بزرگ و تبدیل خانوادهاش به دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور آغاز میشود.
آن روز ملارد صحنه اعتراضات مردمی است، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامهبزرگ میگوید: فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
پس از تهدید شفاهی محمد جامه بزرگ در روز اول مهرماه، او تصور میکند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را میزنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشتبام به خانه همسایه پناه میبرند و مقتول به پشتبام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا میکنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمیشود، در این لحظه تهدید میشود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما میآیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه میشود.
همسر محمد جامهبزرگ نیز پیشتر گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
روایت تلخ #محمد_جامه_بزرگ از نحوه کشتهشدنش در خانه، مقابل چشم خانواده به دست ماموران امنیتی را پسرش گفته است..
ماجرای محمد جامه بزرگ و تبدیل خانوادهاش به دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور آغاز میشود.
آن روز ملارد صحنه اعتراضات مردمی است، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامهبزرگ میگوید: فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
پس از تهدید شفاهی محمد جامه بزرگ در روز اول مهرماه، او تصور میکند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را میزنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشتبام به خانه همسایه پناه میبرند و مقتول به پشتبام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا میکنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمیشود، در این لحظه تهدید میشود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما میآیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه میشود.
همسر محمد جامهبزرگ نیز پیشتر گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه شلیک تانک اسرائیلی به سمت ساختمانی در محله تل السلطان در رفح که یحیی سنوار در داخل آن حضور داشت و در نهایت به هلاکت او منجر شد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍14
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند متر مانده به فرمانداری، دو مأمور، دست و پای یک پسر جوان را گرفته بودند و یک مأمور دیگر او را کتک میزد. کمی آنطرفتر، چند مأمور یک دختر نوجوان را زیر کتک و باتوم گرفته بودند. صحنه خیلی بدی بود. میترسیدیم جلو برویم.
دختر داد میزد بیغیرتها و غیرت ندارید و از این چیزها. یک پسر جوان که خیلی قد بلند بود، دو متر بیشتر بود، برای کمک به آن دختر جلو رفت، با مأمورها درگیر شد. چند نفری ریختند سرش اما حریفش نبودند. یکباره عقب رفتند و شلیک کردند. به سینهاش شلیک کردند، افتاد.
شاهدان عینی کشته شدن #پدرام_آذرنوش، نوجوان ۱۷ ساله، در نزدیکی فرمانداری دهدشت میگویند که مأمورهای حکومتی ابتدا با گلولههای ساچمهای به او شلیک کردند، او همچنان ایستاده بود اما از بالای پشت بام با گلوله جنگی بر سینهاش زدند و قلبش را نشانه گرفتند.
به گفته شاهدان عینی، پدرام آذرنوش همانجا بعد از اصابت گلوله به قلبش جان باخته است.
پدرام آذرنوش، متولد ۲۷ خرداد ۱۳۸۳ و قهرمان کاراته بود. نوجوان ۱۷ سالهای که غروب پنجشنبه، ۳۱ شهریور بر اثر اصابت گلوله در دهدشت کشته شد و در روستای درهلبک در استان کهگیلویه و بویراحمد به خاک سپرده شده است.
نزدیکان او گفتهاند که چند گلوله ساچمهای به او اصابت کرده بود اما گلوله جنگی تکتیرانداز از بالای پشت بام، حالت بالا به پایین به قلبش خورده. قلب و کلیه و سینه را ترکانده و جان او را گرفته است.
یکی از نزدیکان پدرام آذرنوش میگوید که پیکر او را در بیمارستان یک جایی مانند انباری انداخته بودند. داییها و عموهای پدرام در بیمارستان را شکاندند و از آنجا بیرون آوردند. روی دستهای آنها بود که پدرش رسید و همانجا سکته کرد و به آیسییو منتقل شد.
او میگوید: «دهدشت، شهر کوچک عشیرهای است همه همدیگر را میشناسند. صدای تیراندازی که بلند میشود و خبر تیراندازی همه جا میپیچد پدر پدرام سراغ مأموران میرود و میپرسید چی شده؟ میگویند هیچی. یک پسری زخمی شده. به او میگویند که گلوله به زانویش خورده».
فیضالله آذرنوش، پدر پدرام آذرنوش، به گفته نزدیکانش از نیروهای تکاور ارتش هوابرد بوده است،او جانباز جنگ ایران و عراق است و در ۱۴ سالگی به عنوان داوطلب بسیجی به جبهه رفته بود.
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
دختر داد میزد بیغیرتها و غیرت ندارید و از این چیزها. یک پسر جوان که خیلی قد بلند بود، دو متر بیشتر بود، برای کمک به آن دختر جلو رفت، با مأمورها درگیر شد. چند نفری ریختند سرش اما حریفش نبودند. یکباره عقب رفتند و شلیک کردند. به سینهاش شلیک کردند، افتاد.
شاهدان عینی کشته شدن #پدرام_آذرنوش، نوجوان ۱۷ ساله، در نزدیکی فرمانداری دهدشت میگویند که مأمورهای حکومتی ابتدا با گلولههای ساچمهای به او شلیک کردند، او همچنان ایستاده بود اما از بالای پشت بام با گلوله جنگی بر سینهاش زدند و قلبش را نشانه گرفتند.
به گفته شاهدان عینی، پدرام آذرنوش همانجا بعد از اصابت گلوله به قلبش جان باخته است.
پدرام آذرنوش، متولد ۲۷ خرداد ۱۳۸۳ و قهرمان کاراته بود. نوجوان ۱۷ سالهای که غروب پنجشنبه، ۳۱ شهریور بر اثر اصابت گلوله در دهدشت کشته شد و در روستای درهلبک در استان کهگیلویه و بویراحمد به خاک سپرده شده است.
نزدیکان او گفتهاند که چند گلوله ساچمهای به او اصابت کرده بود اما گلوله جنگی تکتیرانداز از بالای پشت بام، حالت بالا به پایین به قلبش خورده. قلب و کلیه و سینه را ترکانده و جان او را گرفته است.
یکی از نزدیکان پدرام آذرنوش میگوید که پیکر او را در بیمارستان یک جایی مانند انباری انداخته بودند. داییها و عموهای پدرام در بیمارستان را شکاندند و از آنجا بیرون آوردند. روی دستهای آنها بود که پدرش رسید و همانجا سکته کرد و به آیسییو منتقل شد.
او میگوید: «دهدشت، شهر کوچک عشیرهای است همه همدیگر را میشناسند. صدای تیراندازی که بلند میشود و خبر تیراندازی همه جا میپیچد پدر پدرام سراغ مأموران میرود و میپرسید چی شده؟ میگویند هیچی. یک پسری زخمی شده. به او میگویند که گلوله به زانویش خورده».
فیضالله آذرنوش، پدر پدرام آذرنوش، به گفته نزدیکانش از نیروهای تکاور ارتش هوابرد بوده است،او جانباز جنگ ایران و عراق است و در ۱۴ سالگی به عنوان داوطلب بسیجی به جبهه رفته بود.
#علیه_فراموشی #یاد_یاران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10🕊5👍1
از ابتدای ماه اکتبر سال جاری میلادی، برابر با بازه زمانی ۱۰ مهر تا ۲۶ مهر، دستکم ۱۰۰ زندانی در زندانهای ایران اعدام شدهاند.
جان بیش از پنج زندانی #زندان_شیبان_اهواز نیز در خطر ایت واحتمال اعدام قریب الوقوع آنها میرود.
طبق این آمار، جمهوری اسلامی در ۱۷ روز گذشته، در هر روز حدود شش نفر را اعدام کرده است.»
حق حیات انسانی از جمله اساسی ترین حقوقی است که برای همه انسانها به رسمیت شناخته شده و اهمیت و ضرورت تضمین و تامین آن ایجاب میکند که حاکمیتها آن را محترم شمارند.
#اعدام_نکنید #جمهوری_اعدامی #CutTheRope
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جان بیش از پنج زندانی #زندان_شیبان_اهواز نیز در خطر ایت واحتمال اعدام قریب الوقوع آنها میرود.
طبق این آمار، جمهوری اسلامی در ۱۷ روز گذشته، در هر روز حدود شش نفر را اعدام کرده است.»
حق حیات انسانی از جمله اساسی ترین حقوقی است که برای همه انسانها به رسمیت شناخته شده و اهمیت و ضرورت تضمین و تامین آن ایجاب میکند که حاکمیتها آن را محترم شمارند.
#اعدام_نکنید #جمهوری_اعدامی #CutTheRope
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬6👍3🔥2
#تصویرجنگ / حتی چرخ هواپیما هم میتواند خطرناک باشد! پس از لندینگ هواپیما ، دیسک های ترمز چرخ ها به قدری میتواند گرم شده باشد که گرمای آنرا هنگامی که نزدیک چرخ میشوید حس بکنید و چه بسا ناخودآگاه به خود آسیب برسانید بنابراین پیشنهاد شده تا یک ساعت پس از خاموش شدن کامل هواپیما ترجیحا نزدیک آن نشوید و اگر هم نیازی به نزدیک شدن بود از نواحی خاصی نزدیک شوید که آسیبی به شما نرسد
در ایران معمولا بعد از لندینگ چرخ های اف۵ و میگ۲۹ با آب خنک میشود تا گرمای ناشی از دیسک ها نه به خود هواپیما آسیب برساند نه به کرو زمینی.
تصویر مربوط است به مهر ۱۳۷۵ که یک میگ۲۹ در فرودگاه پایگاه یکم شکاری مهرآباد پس از فرود ، چرخ های آن به دلیل حرارت بالا آتش گرفته اند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در ایران معمولا بعد از لندینگ چرخ های اف۵ و میگ۲۹ با آب خنک میشود تا گرمای ناشی از دیسک ها نه به خود هواپیما آسیب برساند نه به کرو زمینی.
تصویر مربوط است به مهر ۱۳۷۵ که یک میگ۲۹ در فرودگاه پایگاه یکم شکاری مهرآباد پس از فرود ، چرخ های آن به دلیل حرارت بالا آتش گرفته اند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁3
در مهرماه ۱۳۹۸، علی خامنهای دیداری مهم با مجمع عالی فرماندهان سپاه داشت. او در این دیدار سپاهیها را فرزندان خود خواند و اعلام کرد که از عملکرد آنها «صددرصد راضی» است. او در خطاب خود به فرماندهان سپاه، ضمن تمجید از حضور این نیروی نظامی در سیاست بینالمللی، امور فرهنگی، امور اقتصادی و سازندگی، امور اجتماعی و دیگر عرصههای فعالیت در ایران، از آنها خواست تا حضور و نفوذ خود را بیش از گذشته گسترش دهند و به «ده و یا حتی صد برابر» وضعیت فعلی برسانند.
سپاه در سه دهه رهبری علی خامنهای و با چراغ سبز او، تقریبا تمامی حوزههای مرتبط با کار یک دولت مستقر را به شکل ویژه و بدون وجود هیچ مکانیسم پاسخگویی و شفافیت، در اختیار گرفته است. داشتن سازمان اطلاعاتی مستقل و متنفذ، فعالیت اقتصادی در همه زمینهها، از حوزه انرژی و ارتباطات تا گمرک و اسکلههای اختصاصی، در کنار اختیارات خاص برای کنترل روابط دیپلماتیک در سطح منطقه و بینالمللی، و همچنین، دارا بودن سازمان رسانهای، تبلیغاتی و فرهنگی گسترده، سبب شده است تا سپاه گام به گام حوزههای نفوذ و حضور «دولت» را در ایران قبضه کند و به «دولت در سایه» رهبر جمهوری اسلامی ایران بدل شود.
شاید کمتر کسی گمان میکرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آخرین روزهای عمر روحالله خمینی مراحل حذف و ادغام در ارتش ایران را سپری میکرد و فرماندهانش در آستانه محاکمه در دادگاههای نظامی بودند، سه دهه بعد به سازمانی تبدیل شود که در امور نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی، بینالمللی و فرهنگی در جمهوری اسلامی، بازیگری بیرقیب باشد.
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سپاه در سه دهه رهبری علی خامنهای و با چراغ سبز او، تقریبا تمامی حوزههای مرتبط با کار یک دولت مستقر را به شکل ویژه و بدون وجود هیچ مکانیسم پاسخگویی و شفافیت، در اختیار گرفته است. داشتن سازمان اطلاعاتی مستقل و متنفذ، فعالیت اقتصادی در همه زمینهها، از حوزه انرژی و ارتباطات تا گمرک و اسکلههای اختصاصی، در کنار اختیارات خاص برای کنترل روابط دیپلماتیک در سطح منطقه و بینالمللی، و همچنین، دارا بودن سازمان رسانهای، تبلیغاتی و فرهنگی گسترده، سبب شده است تا سپاه گام به گام حوزههای نفوذ و حضور «دولت» را در ایران قبضه کند و به «دولت در سایه» رهبر جمهوری اسلامی ایران بدل شود.
شاید کمتر کسی گمان میکرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آخرین روزهای عمر روحالله خمینی مراحل حذف و ادغام در ارتش ایران را سپری میکرد و فرماندهانش در آستانه محاکمه در دادگاههای نظامی بودند، سه دهه بعد به سازمانی تبدیل شود که در امور نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی، بینالمللی و فرهنگی در جمهوری اسلامی، بازیگری بیرقیب باشد.
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤬3