Forwarded from ایران بریفینگ
روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران در مطلبی با بیان این که «هزینه پوشش و البسه اسلامی در کشور» بالاست، نوشت: «هزینه ملزومات حجاب در حال حاضر در کشور ما به شدت بالا است و در مقابل لباسهای هنجارشکن ارزان هستند. باید البسه اسلامی از سوی دولت حمایت شود.»
این روزنامه در ادامه از انحصار تولید و واردات #چادر_مشکی در دست یک جریان اقتصادی خاص بدون آنکه از آن نامی از آن ببرد گلایه کرده است.
با گذشت چهار دهه از قوانین سفت و سخت #حجاب_اجباری همچنان در ایران دو کارخانه تولید چادر مشکی وجود دارد که کیفیت بالایی ندارد و واردات این نوع پارچه بیش از چهار دهه است در اختیار وانحصار #محسن_رفیقدوست و #اسدالله_بادامچیان از اعضای ارشد #موتلفه هست.
#نه_به_حجاب_اجباری #فساد_سیستماتیک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این روزنامه در ادامه از انحصار تولید و واردات #چادر_مشکی در دست یک جریان اقتصادی خاص بدون آنکه از آن نامی از آن ببرد گلایه کرده است.
با گذشت چهار دهه از قوانین سفت و سخت #حجاب_اجباری همچنان در ایران دو کارخانه تولید چادر مشکی وجود دارد که کیفیت بالایی ندارد و واردات این نوع پارچه بیش از چهار دهه است در اختیار وانحصار #محسن_رفیقدوست و #اسدالله_بادامچیان از اعضای ارشد #موتلفه هست.
#نه_به_حجاب_اجباری #فساد_سیستماتیک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤬1
Forwarded from ایران بریفینگ
محسن رفیقدوست در حالی که فرمانده ارشد سپاه پاسداران است و طبق تمامی قوانین جمهوری اسلامی نباید در هیچ فعالیت سیاسی و حزب سیاسی باشد، عضو مرکزی #حزب_موتلفه_اسلامی هم هست.
#محسن_رفیق_دوست در نشست سالانه موتلفه که روز گذشته در تهران برگزار شده است گفته است :«همه از موتلفه میترسیدند چون این حزب ثابت رای بوده و پای عهد خود است، من خواهش میکنم جوانان به موتلفه بپیوندد تا این موتلفه باشد که انقلاب را تقدیم امام زمان کند»
#دخالت_سپاه_در_سیاست #سپاه_تروریستی_پاسداران #سپاه_باجگیران_انقلاب_اسلامی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#محسن_رفیق_دوست در نشست سالانه موتلفه که روز گذشته در تهران برگزار شده است گفته است :«همه از موتلفه میترسیدند چون این حزب ثابت رای بوده و پای عهد خود است، من خواهش میکنم جوانان به موتلفه بپیوندد تا این موتلفه باشد که انقلاب را تقدیم امام زمان کند»
#دخالت_سپاه_در_سیاست #سپاه_تروریستی_پاسداران #سپاه_باجگیران_انقلاب_اسلامی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
دفتر تیمسار #امیرحسین_ربیعی در ستاد بود و من هم آن روزها در دوشان تپه بودم، رفتم و دیدم خبری از محافظ و مسلسل و تفنگ نیست و فقط آجودان ایشان حضور دارد.
گفتم میخواهم تیمسار را ببینم. ایشان به داخل دفتر تیمسار رفتند و بعد از هماهنگی من را به داخل راهنمایی کردند. بعد از ورود ادای احترام نظامی کردم و گفتم تیمسار احتمالا از گروه ضربت با شما تماس گرفتهاند و آمدهام شما رو ببرم.
تیمسار از روی صندلی بلند شد و نگاهی به دیوار اتاق که عکس فرماندهان نیروی هوایی شاهنشاهی از ابتدای تاسیس روی آن نصب بود کرد و سپس رو به من کرد و گفت: سرکار همافر، ما که تمام شدیم و نیروی هوایی به دست شما افتاد این فرماندهان خائن نبودند و برای خشت خشت نیروی هوایی زحمت کشیدند شما خرابش نکنید. سپس بدون کلامی دیگر از اتاق خارج شدیم و با هم سوار لندرور شدیم و به گروه ضربت که در قصرفیروزه بود رسیدیم آقای باقرزاده و رفیقدوست آماده بودند»
از اینجا به بعد را در خاطرات #محمد_علی_باقرزاده میتوان یافت:«#علیزاده_طباطبایی از همافران انقلابی لجستیکی بود، ربیعی را آوردند، مسلح بود به من که رسید کلتش را تحویل داد لبخندی زد و گفت کجا باید برویم؟ گفتم اول منزلتان،به خانهاش که رسیدیم همسرش با چمدان منتظر بود،رفیقدوست شروع به درشتی کرد، آرمین [ #محسن_آرمین ] به او گفت مراقب کلامش باشد، در چمدان همسرش جواهرات و طلا و یک قوطی یک کیلویی روغن نباتی پر سکه طلا بود آقای رفیقدوست همه را داخل خودرو گذاشت و بعد از بازرسی خانه به سمت مدرسه علوی حرکت کردیم»
#امیر_حسین_ربیعی کمتر از دوماه بعد در مدرسه علوی و به روایتی در زندان قصر تیرباران شد، اما هرگز تکلیف داراییهای ضبط شده وی توسط #محسن_رفیق_دوست مشخص نشد،این فقط یک مورد از صدها مورد موجود و مستند است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🤬1
تصویر خانه پدری و زادگاه محسن رفیقدوست در محله #عودلاجان تهران ، بر سر در این خانه همچنان ستاره داوود نمایان است.
محسن رفیقدوست مسگرانی متولد ۲۱ تیر ۱۳۱۹ و البته به روایتی ۱۳۱۷ هست .
پدرش استاد یعقوب آبکار و سماور ساز بود، قدیمیهای تهران از پدرش بر خلاف او به نیکی یاد میکنند، کاسبی بی آزار بود، خانه یعقوب در محله عودلاجان تهران از جمله محلات قدیمی یهودی نشینان به دنیا آمد، برخی روایتها هم وجود دارد که خانواده رفیقدوست از یهودیان سمنانی بودند که به علت اذیت و آزار مسلمانان مهاجرت میکنند و به جنوب تهران میآیند و این بار تصمیم میگیرند بر یهودی بودنشان اصرار نورزند و بیانش نکنند.
محله عودلاجان البته به دلیل فراوانی کنیسه، کوچهای هم به نام هفتکنیسه دارد که از قضا خانه پدری محسن رفیقدوست در آنجا واقع است که پس از انقلاب توسط محسن رفیقدوست به کوچه هفتمسجد تغییر نام داده است.
«علیرضا زمانی»، تهرانپژوه، درباره این کوچه میگوید: «کوچه هفتکنیسه در قلب عودلاجان (میدان سرچال) از اولین نقاط تمرکز یهودیان در این محله محسوب میشود. در این کوچه باریک و مارپیچ حدوداً ۳۵ خانوار سکونت داشتند و یکی از شاخصهای مهم آن وجود هفت کنیسه بود.»
ابتدای کوچه، دست راست، کنیسه یوسف شیرازی بود که اغلب شیرازیها به این کنیسه میآمدند و متولی آن یعقوب صفا، مردی بذلهگو و خندان بود که شغل اصلی اش آبکاری و سماورسازی بود، کنیسه حاجیبخشی هم با فاصله کمی از این کنیسه قرار داشت که از بهترین کنیسههای این کوچه به شمار میرفت.
[مشخص نیست یعقوب صفا همان یعقوب رفیقدوست است یا خیر اما تشابه اتفاقی نام و حتی شغل و حتی کوچه محل زندگی بعید به نظر میرسد]
#محسن_رفیقدوست تا سن ۱۰ سالگی در این محله بوده است، خود در خاطراتش بدون آنکه به عولادجان اشاره کند گفته:«خانه قدیمی و زادگاه من کم کم زمستانها موقع بارش باران و برف سقفش در حال ریزش بود که به میدان خراسان آمدیم و من بیشتر بچه میدان خراسان هستم.
رفیقدوست برخلاف پدرش به کار در میدان سبزه میدان می پردازد.
اولین شغلش جوبداری در حجره حاج رضا ثابت بود و کمی بعد به حجره غلامعباس امانی می رود، غلامعباس برادر ناتنی حاج سعید امانی از زعمای موتلفه و بازار تهران است.
شاید در همین حجره بود که جرقه فعالیتهای سیاسی وی زده شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
محسن رفیقدوست مسگرانی متولد ۲۱ تیر ۱۳۱۹ و البته به روایتی ۱۳۱۷ هست .
پدرش استاد یعقوب آبکار و سماور ساز بود، قدیمیهای تهران از پدرش بر خلاف او به نیکی یاد میکنند، کاسبی بی آزار بود، خانه یعقوب در محله عودلاجان تهران از جمله محلات قدیمی یهودی نشینان به دنیا آمد، برخی روایتها هم وجود دارد که خانواده رفیقدوست از یهودیان سمنانی بودند که به علت اذیت و آزار مسلمانان مهاجرت میکنند و به جنوب تهران میآیند و این بار تصمیم میگیرند بر یهودی بودنشان اصرار نورزند و بیانش نکنند.
محله عودلاجان البته به دلیل فراوانی کنیسه، کوچهای هم به نام هفتکنیسه دارد که از قضا خانه پدری محسن رفیقدوست در آنجا واقع است که پس از انقلاب توسط محسن رفیقدوست به کوچه هفتمسجد تغییر نام داده است.
«علیرضا زمانی»، تهرانپژوه، درباره این کوچه میگوید: «کوچه هفتکنیسه در قلب عودلاجان (میدان سرچال) از اولین نقاط تمرکز یهودیان در این محله محسوب میشود. در این کوچه باریک و مارپیچ حدوداً ۳۵ خانوار سکونت داشتند و یکی از شاخصهای مهم آن وجود هفت کنیسه بود.»
ابتدای کوچه، دست راست، کنیسه یوسف شیرازی بود که اغلب شیرازیها به این کنیسه میآمدند و متولی آن یعقوب صفا، مردی بذلهگو و خندان بود که شغل اصلی اش آبکاری و سماورسازی بود، کنیسه حاجیبخشی هم با فاصله کمی از این کنیسه قرار داشت که از بهترین کنیسههای این کوچه به شمار میرفت.
[مشخص نیست یعقوب صفا همان یعقوب رفیقدوست است یا خیر اما تشابه اتفاقی نام و حتی شغل و حتی کوچه محل زندگی بعید به نظر میرسد]
#محسن_رفیقدوست تا سن ۱۰ سالگی در این محله بوده است، خود در خاطراتش بدون آنکه به عولادجان اشاره کند گفته:«خانه قدیمی و زادگاه من کم کم زمستانها موقع بارش باران و برف سقفش در حال ریزش بود که به میدان خراسان آمدیم و من بیشتر بچه میدان خراسان هستم.
رفیقدوست برخلاف پدرش به کار در میدان سبزه میدان می پردازد.
اولین شغلش جوبداری در حجره حاج رضا ثابت بود و کمی بعد به حجره غلامعباس امانی می رود، غلامعباس برادر ناتنی حاج سعید امانی از زعمای موتلفه و بازار تهران است.
شاید در همین حجره بود که جرقه فعالیتهای سیاسی وی زده شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5
ٖمحسن رفیق دوست که در یک خانه حدود هفتصد متری در فرمانیه تهران زندگی میکند ( چند صد میلیارد تومان)، سه پسر به نامهای امیرحسین ، سعید و یاسر دارد و یک دختر به نام منا.
لایه اول فعالیتهای اقتصادی رفیق دوست و خانواده اش را میتوان به راحتی از شرکتهایی که در آگهی روزنامه ثبت شده است پیدا کرد:
بنیاد نور در زمینه دارو ، آرمان دارو نور، شرکت آسمان ورزش (واردات محصولات ریباک و آدیداس و …) شرکت تلاش ورزش پارسیان کیش ، شرکت هدایت هوشمند نور گستر ( فناوری اطلاعات) ، شرکت کارنونیک (پخش محصولات مختلف) ، شرکت مسافرتی الوان سفر ایرانیان ، شرکت صنعتی مداد نور، شرکت ارتباطات فاران صدرا ( قطعات صنایع هوانوردی) ، .
همانطور که میبینید گستره فعالیتهای این خانواده وسیع است و اگر فقط یک شرکت ورزشی آنها به نام آسمان ورزش را بررسی کنیم میبینیم که در شهرهای مختلف شعبه دارد ، فقط یک شعبهاش در پالادیوم تقریبا ۱۴۰ ارزش دارد.
اما همه اینها در برابر گردش مالی و سود بنیاد نور چیزی به حساب نمی آید!
باز بگویم که این شرکتها و حتی شرکت بنیاد نور گوشه ای از قدرت و ثروت رفیق دوست است.
#محسن_رفیق_دوست خودش وقیحانه میگوید: منزلم در خیابان فرمانیه است که سال ۱۳۷۳ خودم ساختم و حدود ۵۵ میلیون تومان برایم تمام شد و به آقا هم اعلام کردم. برای فردی مثل بنده که کار اقتصادی میکند و کارش دائما با ریسک همراه است باید حتما پشتوانه مالی وجود داشته باشد که این منزل به عنوان پشتوانه مالیام است. به بنده ربطی ندارد که تورم امروز قیمت این خانه را خیلی بالا برده!
اما جالب اینجاست اگر شما یک پراید داشته باشید که دهسال پیش خریده باشید آن را ۵۰ میلیون و الان شده باشد ۴۰۰ میلیون شما باید مالیات ۴۰۰ میلیون را بدهید وحتما به شما ربط دارد کهتورم قیمتها را بالا برده!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
لایه اول فعالیتهای اقتصادی رفیق دوست و خانواده اش را میتوان به راحتی از شرکتهایی که در آگهی روزنامه ثبت شده است پیدا کرد:
بنیاد نور در زمینه دارو ، آرمان دارو نور، شرکت آسمان ورزش (واردات محصولات ریباک و آدیداس و …) شرکت تلاش ورزش پارسیان کیش ، شرکت هدایت هوشمند نور گستر ( فناوری اطلاعات) ، شرکت کارنونیک (پخش محصولات مختلف) ، شرکت مسافرتی الوان سفر ایرانیان ، شرکت صنعتی مداد نور، شرکت ارتباطات فاران صدرا ( قطعات صنایع هوانوردی) ، .
همانطور که میبینید گستره فعالیتهای این خانواده وسیع است و اگر فقط یک شرکت ورزشی آنها به نام آسمان ورزش را بررسی کنیم میبینیم که در شهرهای مختلف شعبه دارد ، فقط یک شعبهاش در پالادیوم تقریبا ۱۴۰ ارزش دارد.
اما همه اینها در برابر گردش مالی و سود بنیاد نور چیزی به حساب نمی آید!
باز بگویم که این شرکتها و حتی شرکت بنیاد نور گوشه ای از قدرت و ثروت رفیق دوست است.
#محسن_رفیق_دوست خودش وقیحانه میگوید: منزلم در خیابان فرمانیه است که سال ۱۳۷۳ خودم ساختم و حدود ۵۵ میلیون تومان برایم تمام شد و به آقا هم اعلام کردم. برای فردی مثل بنده که کار اقتصادی میکند و کارش دائما با ریسک همراه است باید حتما پشتوانه مالی وجود داشته باشد که این منزل به عنوان پشتوانه مالیام است. به بنده ربطی ندارد که تورم امروز قیمت این خانه را خیلی بالا برده!
اما جالب اینجاست اگر شما یک پراید داشته باشید که دهسال پیش خریده باشید آن را ۵۰ میلیون و الان شده باشد ۴۰۰ میلیون شما باید مالیات ۴۰۰ میلیون را بدهید وحتما به شما ربط دارد کهتورم قیمتها را بالا برده!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍9🤬2
معمولا دم خروس جناحهای حکومتی در دوجا مشخص است: عزا و عروسی، #مصطفی_تاجزاده اصلاحطلب منتقد و #محمد_حسین_صفار_هرندی ، مشاور فرماندهکل سپاه و عضو اصولگرای مجمعتشخیص مصلحت در آیین درگذشت محمود محتشمیپور.
محمودمحتشمیپور، از اعضای قدیمی حزب موتلفهاسلامی و فعال جریان فداییان اسلام، که پدر همسر تاجزاده و شوهرخاله صفارهرندی است، هر دو نیز با #محسن_رفیقدوست خویشاوند هستند؛ داماد محسن رفیقدوست محمود محتشمی پور بود که برادرزن مصطفی تاجزاده هست.
و یا اینکه بیش از سی سال است از وزارت سپاه پاسداران تا بنیاد مستضعفان و بنیاد نور مسعود حجاریان، برادر سعید حجاریان همواره در کنار رفیقدوست است و معاونت اقتصادی محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و اکنون نیز معاونت مالی بنیاد نور است.
با اینحال همسر محسن رفیقدوست و خواهر زن تاجزاده در حالی به خامنهای نامه پوزش مینویسد که درباره خواهر دیگرش عطیه السادات محتشمی پور که اکنون در محله ریچموند هیل تورنتو یکی از بزرگترین دفاتر فروش ساختمان را دارد سکوت میکند.
#اصلاح_طلب
#اصوالگرا
#هژمونی_فامیلی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
محمودمحتشمیپور، از اعضای قدیمی حزب موتلفهاسلامی و فعال جریان فداییان اسلام، که پدر همسر تاجزاده و شوهرخاله صفارهرندی است، هر دو نیز با #محسن_رفیقدوست خویشاوند هستند؛ داماد محسن رفیقدوست محمود محتشمی پور بود که برادرزن مصطفی تاجزاده هست.
و یا اینکه بیش از سی سال است از وزارت سپاه پاسداران تا بنیاد مستضعفان و بنیاد نور مسعود حجاریان، برادر سعید حجاریان همواره در کنار رفیقدوست است و معاونت اقتصادی محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و اکنون نیز معاونت مالی بنیاد نور است.
با اینحال همسر محسن رفیقدوست و خواهر زن تاجزاده در حالی به خامنهای نامه پوزش مینویسد که درباره خواهر دیگرش عطیه السادات محتشمی پور که اکنون در محله ریچموند هیل تورنتو یکی از بزرگترین دفاتر فروش ساختمان را دارد سکوت میکند.
#اصلاح_طلب
#اصوالگرا
#هژمونی_فامیلی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7
ایران بریفینگ
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، عاشق طبیعت بود؛ پای ثابت پیکنیک و گشتوگذار. اهل فوتبال و والیبال هم بود. شاید همین ویژگیها موجب شد که توانست بعد از گلوله خوردن، حدود دو کیلومتر به دنبال کنک راه برود. در حالی که گلوله به «زیر قلب خورده بود و ریه را سوراخ…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر دادخواه جاوید نام #محسن_محمدی_کوچکسرایی با انتشار این تصاویر از محرم و عزاداری برای برادرش نوشت:« امروزطرف حسابم باقاتلانِ جانِ نازنین برادرم هست
آنهایی که دستورداده اند،آنهایی که بااسلحه جنگی شلیک کرده اندوآنهایی که دیدندوسکوت کرده اند...
آنهایی که لباس عزای حسین برتن کرده وکسانی راکشته اندکه انسانیت راپیشه کرده بودند
دلم میخوادبرات ازسخت ترین شب زندگیم بگم
شبی که رفت...
شبی که فکرمی کردم صبح نمیشه
ولی صبح شد
هم اون شب،هم شب های بعدش
ولی فقط روزها وشب ها دارن میگذرند
باهرثانیه یادآوری خاطراتش کل وجودم آتیش میگیره
شماهامیدونید گذشتن ازکسی که باکل وجودت دوستش داری،کسی که بندبندوجودت بهش نیازداره چه دردی داره؟
شمامیدونید داغ یه نفرتاابدتودلت موندن چه حسی داره؟
بعدانتظارداریدمن برای ۱۴۰۰ سال پیش عزاوماتم بگیرم؟من کربلا رادرشهریور۱۴۰۱ به چشم دیده م
من توعصرخودم دیدم باچشمام حسینمو سربریدن ابوالفضل مو تشنه به قتلگاه بردن من خودم شدم زینب زمان که درد همه روتوسینه م جادادم شماهیچی نمیفهمید..
التماس تفکر، تانابودی ظلم رانبینم ذره ای ازخشم درون سینه م کم نمیشه … به امیدآن روز»
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آنهایی که دستورداده اند،آنهایی که بااسلحه جنگی شلیک کرده اندوآنهایی که دیدندوسکوت کرده اند...
آنهایی که لباس عزای حسین برتن کرده وکسانی راکشته اندکه انسانیت راپیشه کرده بودند
دلم میخوادبرات ازسخت ترین شب زندگیم بگم
شبی که رفت...
شبی که فکرمی کردم صبح نمیشه
ولی صبح شد
هم اون شب،هم شب های بعدش
ولی فقط روزها وشب ها دارن میگذرند
باهرثانیه یادآوری خاطراتش کل وجودم آتیش میگیره
شماهامیدونید گذشتن ازکسی که باکل وجودت دوستش داری،کسی که بندبندوجودت بهش نیازداره چه دردی داره؟
شمامیدونید داغ یه نفرتاابدتودلت موندن چه حسی داره؟
بعدانتظارداریدمن برای ۱۴۰۰ سال پیش عزاوماتم بگیرم؟من کربلا رادرشهریور۱۴۰۱ به چشم دیده م
من توعصرخودم دیدم باچشمام حسینمو سربریدن ابوالفضل مو تشنه به قتلگاه بردن من خودم شدم زینب زمان که درد همه روتوسینه م جادادم شماهیچی نمیفهمید..
التماس تفکر، تانابودی ظلم رانبینم ذره ای ازخشم درون سینه م کم نمیشه … به امیدآن روز»
محسن (شعبان) محمدی کوچکسرایی، در روز ۳۰ شهریور، روبهروی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائمشهر «از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت، محسن داشت با موبایل با خانمش صحبت میکرد که ناگهان تلفن قطع شد. هر چه خانمش تماس گرفت دیگه جواب نداد.»
محسن محمدی کوچکسرایی، تکنسین برق ساختمان، در سن ۳۷ سالگی کشته شد.
#محسن_محمدی_کوچکسرائی مهندس جوان متولد ۱۷ اردیبهشت۶۴ ، اهل قائمشهر بود. او پدر دو پسرکوچک به نامهای حامی ۱۱ ساله و لیام ۵ ساله بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتی از اعتراض امام جواد به پخش “نوار ترانه”
ویدئویی از نقل یک روایت مذهبی توسط یک روحانی در شبکههای اجتماعی واکنش برانگیز و اسباب شوخی و تفریح شده است. این روحانی در جمع شنودگانش میگوید که امام نهم شیعیان به کسی که نوار ترانه پخش کرده، تذکر داده است. مکان و زمان ضبط و تهیه این ویدئو مشخص نیست.
انتشار محتواهای افراطی و با گرایش به خرافهپرستی در روایتهای مذهبی توسط برخی از سخنرانان و مداحان به ویژه در مراسمهای مذهبی چون ماه محرم به امر رایجی تبدیل شده است. راویان با بزرگنمایی و ارائه اطلاعات نامعتبر، تلاش میکنند تا توجه مخاطبان را به خرافه و افراطگرایی مذهبی معطوف کنند. دستگاههای مذهبی و همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز اقدامی در جلوگیری از انتشار چنین روایتهای نازلی به عمل نمیآورند و در نشر آنها نیز همکاری دارند.
#خرافات_اسلام #خرافات_دینی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
ویدئویی از نقل یک روایت مذهبی توسط یک روحانی در شبکههای اجتماعی واکنش برانگیز و اسباب شوخی و تفریح شده است. این روحانی در جمع شنودگانش میگوید که امام نهم شیعیان به کسی که نوار ترانه پخش کرده، تذکر داده است. مکان و زمان ضبط و تهیه این ویدئو مشخص نیست.
انتشار محتواهای افراطی و با گرایش به خرافهپرستی در روایتهای مذهبی توسط برخی از سخنرانان و مداحان به ویژه در مراسمهای مذهبی چون ماه محرم به امر رایجی تبدیل شده است. راویان با بزرگنمایی و ارائه اطلاعات نامعتبر، تلاش میکنند تا توجه مخاطبان را به خرافه و افراطگرایی مذهبی معطوف کنند. دستگاههای مذهبی و همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی نیز اقدامی در جلوگیری از انتشار چنین روایتهای نازلی به عمل نمیآورند و در نشر آنها نیز همکاری دارند.
#خرافات_اسلام #خرافات_دینی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁6👍1🤔1
علی باقری کنی، سرپرست وزارت امور خارجه در دولت سیزدهم از ادامهٔ گفتوگوهای غیرمستقیم درباره احیای توافق برجام به واسطه کشور عمان خبر داد.
آقای باقری کنی در برنامه گفتوگوی ویژه خبری شبکه خبر چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، با اشاره به مسئله رفع تحریمها گفته است: «فرآیند مذاکرات در جریان است و آن مسئله درحال پیگیری است.»
او با اشاره به محرمانه بودن روند و محتوای مذاکرات در مسقط اضافه کرده که تیم مذاکرهکننده تلاش دارد «در عرصه مذاکرات رفع تحریم» که به گفته این مقام ارشد وزارت خارجه، «مسیر رو به جلویی است... در مقطع باقی مانده تا زمان روی کار آمدن دولت چهاردهم زمینههای مناسبی را برای حرکت جدی در دولت جدید فراهم» کند.
اظهارات تازه باقری کنی در شرایطی بیان میشود که جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید، چند روز پیشتر، ۱۸ تیر، در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا آمادگی دارد با روی کار آمدن رئیسجمهور جدید در ایران مذاکرات هستهای را از سر گیرد، پاسخ داد: «نه.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آقای باقری کنی در برنامه گفتوگوی ویژه خبری شبکه خبر چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳، با اشاره به مسئله رفع تحریمها گفته است: «فرآیند مذاکرات در جریان است و آن مسئله درحال پیگیری است.»
او با اشاره به محرمانه بودن روند و محتوای مذاکرات در مسقط اضافه کرده که تیم مذاکرهکننده تلاش دارد «در عرصه مذاکرات رفع تحریم» که به گفته این مقام ارشد وزارت خارجه، «مسیر رو به جلویی است... در مقطع باقی مانده تا زمان روی کار آمدن دولت چهاردهم زمینههای مناسبی را برای حرکت جدی در دولت جدید فراهم» کند.
اظهارات تازه باقری کنی در شرایطی بیان میشود که جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید، چند روز پیشتر، ۱۸ تیر، در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا آمادگی دارد با روی کار آمدن رئیسجمهور جدید در ایران مذاکرات هستهای را از سر گیرد، پاسخ داد: «نه.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤔3
امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، روز چهارشنبه ۲۰ تیرماه در یادداشتی در روزنامه «جوان»، وابسته به سپاه، نوشت که آقای پزشکیان «رئیسجمهور کل ملت و تکتک مردم ایران و مورد حمایت نیروهای انقلاب است» و «نیروهای انقلاب» باید «از هرگونه اظهارنظر درباره فرآیند انتخابات و میزان رأی ایشان که خلاف این حقیقت مسلم را نشان دهد، پرهیز کنند».
او در این زمینه بدون اشاره مستقیم به طرفداران سعید جلیلی که در دور دوم انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری به عنوان نامزد اصولگرایان حضور داشت، خطاب به آنها گفته که اگر «مطلبی در نقد رفتار» طرفداران آقای پزشکیان مینویسند، «نباید چنین مطالبی بهمعنای خدشه به رأی رئیسجمهور پیروز تلقی شود»
این اظهارات که میتواند منعکسکننده دیدگاه رسمی سپاه پاسداران در مورد انتخابات باشد، واکنشی است به انتقادهای تند طرفداران سعید جلیلی پس از اعلام نتایج دور دوم انتخابات ریاستجمهوری در روز ۱۵ تیرماه، که مسعود پزشکیان، نامزد اصلاحطلبان، با بیش از ۱۶ میلیون رأی در آن فرد پیروز معرفی شد.
گروهی از طرفداران نامزد اصولگرایان در دور دوم انتخابات، شورای نگهبان را به «مهندسی انتخابات» متهم کردند که به گفته آنها باعث شد مسعود پزشکیان پیروز شود. از سوی دیگر، آنها روی «آرای قومیتی» رئیسجمهور منتخب تأکید کردند که از دیدگاه آنها «دلیل اصلی» شکست سعید جلیلی بوده است.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران در یادداشت خود تصریح کرده که مسعود پزشکیان فقط «رئیسجمهور ۱۶ میلیون رأیدهنده» به او نیست، بلکه «امروز رئیسجمهور ۸۵ میلیون نفر است» و «همه ملت و مسئولان» باید از او برای «اجرای برنامههای وسیع کشور کمک کنند».
در همین حال، «رئیسجمهور منتخب» روز پنجشنبه در مراسم «تقدیر» از اعضای ستادهای تبلیغاتی خود در استان تهران شرکت کرد و گفت: «پست، مقام و جایگاه برای من هیچ امتیازی ندارد و به آنچه که به آن معتقدم، همچنان اعتقاد دارم. اما بار سنگینی که شما و مردم کشورمان بر شانههای ما گذاشتهاید، به شدت سنگینی میکند».
گزارشها حاکی است که در این مراسم، شعار «یاحسین، میرحسین» سر داده شد که در پخش زنده از شبکۀ خبر صداوسیما هم شنیده شد.
میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از رهبران اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ سالهاست که در حصر خانگی هستند. آقای موسوی و خانم رهنورد در دو دور انتخابات اخیر رأی ندادند و از هیچ نامزدی حمایت نکردند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در این زمینه بدون اشاره مستقیم به طرفداران سعید جلیلی که در دور دوم انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری به عنوان نامزد اصولگرایان حضور داشت، خطاب به آنها گفته که اگر «مطلبی در نقد رفتار» طرفداران آقای پزشکیان مینویسند، «نباید چنین مطالبی بهمعنای خدشه به رأی رئیسجمهور پیروز تلقی شود»
این اظهارات که میتواند منعکسکننده دیدگاه رسمی سپاه پاسداران در مورد انتخابات باشد، واکنشی است به انتقادهای تند طرفداران سعید جلیلی پس از اعلام نتایج دور دوم انتخابات ریاستجمهوری در روز ۱۵ تیرماه، که مسعود پزشکیان، نامزد اصلاحطلبان، با بیش از ۱۶ میلیون رأی در آن فرد پیروز معرفی شد.
گروهی از طرفداران نامزد اصولگرایان در دور دوم انتخابات، شورای نگهبان را به «مهندسی انتخابات» متهم کردند که به گفته آنها باعث شد مسعود پزشکیان پیروز شود. از سوی دیگر، آنها روی «آرای قومیتی» رئیسجمهور منتخب تأکید کردند که از دیدگاه آنها «دلیل اصلی» شکست سعید جلیلی بوده است.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران در یادداشت خود تصریح کرده که مسعود پزشکیان فقط «رئیسجمهور ۱۶ میلیون رأیدهنده» به او نیست، بلکه «امروز رئیسجمهور ۸۵ میلیون نفر است» و «همه ملت و مسئولان» باید از او برای «اجرای برنامههای وسیع کشور کمک کنند».
در همین حال، «رئیسجمهور منتخب» روز پنجشنبه در مراسم «تقدیر» از اعضای ستادهای تبلیغاتی خود در استان تهران شرکت کرد و گفت: «پست، مقام و جایگاه برای من هیچ امتیازی ندارد و به آنچه که به آن معتقدم، همچنان اعتقاد دارم. اما بار سنگینی که شما و مردم کشورمان بر شانههای ما گذاشتهاید، به شدت سنگینی میکند».
گزارشها حاکی است که در این مراسم، شعار «یاحسین، میرحسین» سر داده شد که در پخش زنده از شبکۀ خبر صداوسیما هم شنیده شد.
میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از رهبران اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ سالهاست که در حصر خانگی هستند. آقای موسوی و خانم رهنورد در دو دور انتخابات اخیر رأی ندادند و از هیچ نامزدی حمایت نکردند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3
امروز بیست و پنجمین سالگرد برملاشدن جنایتی است که در بازداشتگاه کهریزک انجام شده است.
#بازداشتگاه_کهریزک یا به واقع «اردوگاه مرگ کهریزک» یکی از صدها جنایتی است که در دهه هفتاد و هشتاد نیروهای امنیتی و انتظامی با آزادی تام و فراغت بال نسبت به شهروندان بیدفاع ولو مجرم انجام دادند، این جنایت با مرگ چند جوان در دوران اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ که در میان آنها دو فرزند وابسته به حکومت نیز وجود داشت همراه شد(سامان دادمان فرزند وزیر راه کشته شده دولت خاتمی که دچار جراحت جدی شده بود و محسن روح الامینی فرزند عبدالحسین روح الامینی رئیس وقت انستیتو پاستور و از مشاوران سلامت وتیم پزشکی خامنهای)
این بازداشتگاه در دوران فرماندهی قالیباف بر نیروی انتظامی تأسیس و تا میانه تابستان ۱۳۸۸ ناشناخته بود، در ۶ مرداد ۱۳۸۸ پس از آنکه مرگ #محسن_روح_الامینی در بیمارستان ساسان تهران و خطر قطع نخاع و مرگ مغزی سامان دادمان در بیمارستان سجاد تهران جدی شد با افشا و اعتراض همسر مهدی باکری و عبدالحسین روح الامینی به انتقادات گسترده انجامید و سید علی خامنهای به دلیل آنچه که «نداشتن استانداردهای لازم برای نگهداری زندانیان» دانست، دستور بستن آن را صادر کرد.
هرچند دستگیرشدگان اعلام کردند که این بازداشتگاه تا روزها پس از این اعلام نیز همچنان باز بود.
در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، علیاکبر حیدریفر، دادیار سابق تهران در زمان فاجعه کهریزک، به ۱۵ سال حبس محکوم شد؛ ولی سخنگوی قوه قضاییه ۳۱ خرداد اعلام کرد که جرم دادیار حیدریفر هیچ ارتباطی به جریان کهریزک ندارد و مربوط به دو فقره اتهام شخصی است.
این بازداشتگاه در اسفند۱۳۷۹ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به «جزیره» با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهرهبرداری قرار گرفت.
اگرچه گزارشهایی هم از وجود این بازداشتگاه در دهه ۷۰ و حتی ۶۰ به عنوان «زندان شورآباد» برای بازداشت معتادان به مواد مخدر وجود دارد که گمان میرود همین بازداشتگاه باشد.
از اواسط سال ۱۳۸۰ و همزمان با توسعه و ساخت و ساز آن پلیس امنیت نیروی انتظامی و سپاه پاسداران از آن برای نگهداری و شکنجه بعضی از بازداشتشدگان نظیر طرح اراذل و اوباش استفاده کردند.
از #محمد_باقر_قالیباف به عنوان موسس و #محمد_باقر_ذوالقدر (جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران که در دولت محمود احمدینژاد جانشین وزیر کشور شد و فرماندهی عالی نیروی انتظامی نیز به فرمان خامنهای، به وی سپرده شد) به عنوان فرمانده ارشد و در اختیار دارنده این بازداشتگاه نام برده شده.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#بازداشتگاه_کهریزک یا به واقع «اردوگاه مرگ کهریزک» یکی از صدها جنایتی است که در دهه هفتاد و هشتاد نیروهای امنیتی و انتظامی با آزادی تام و فراغت بال نسبت به شهروندان بیدفاع ولو مجرم انجام دادند، این جنایت با مرگ چند جوان در دوران اعتراضات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ که در میان آنها دو فرزند وابسته به حکومت نیز وجود داشت همراه شد(سامان دادمان فرزند وزیر راه کشته شده دولت خاتمی که دچار جراحت جدی شده بود و محسن روح الامینی فرزند عبدالحسین روح الامینی رئیس وقت انستیتو پاستور و از مشاوران سلامت وتیم پزشکی خامنهای)
این بازداشتگاه در دوران فرماندهی قالیباف بر نیروی انتظامی تأسیس و تا میانه تابستان ۱۳۸۸ ناشناخته بود، در ۶ مرداد ۱۳۸۸ پس از آنکه مرگ #محسن_روح_الامینی در بیمارستان ساسان تهران و خطر قطع نخاع و مرگ مغزی سامان دادمان در بیمارستان سجاد تهران جدی شد با افشا و اعتراض همسر مهدی باکری و عبدالحسین روح الامینی به انتقادات گسترده انجامید و سید علی خامنهای به دلیل آنچه که «نداشتن استانداردهای لازم برای نگهداری زندانیان» دانست، دستور بستن آن را صادر کرد.
هرچند دستگیرشدگان اعلام کردند که این بازداشتگاه تا روزها پس از این اعلام نیز همچنان باز بود.
در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، علیاکبر حیدریفر، دادیار سابق تهران در زمان فاجعه کهریزک، به ۱۵ سال حبس محکوم شد؛ ولی سخنگوی قوه قضاییه ۳۱ خرداد اعلام کرد که جرم دادیار حیدریفر هیچ ارتباطی به جریان کهریزک ندارد و مربوط به دو فقره اتهام شخصی است.
این بازداشتگاه در اسفند۱۳۷۹ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به «جزیره» با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهرهبرداری قرار گرفت.
اگرچه گزارشهایی هم از وجود این بازداشتگاه در دهه ۷۰ و حتی ۶۰ به عنوان «زندان شورآباد» برای بازداشت معتادان به مواد مخدر وجود دارد که گمان میرود همین بازداشتگاه باشد.
از اواسط سال ۱۳۸۰ و همزمان با توسعه و ساخت و ساز آن پلیس امنیت نیروی انتظامی و سپاه پاسداران از آن برای نگهداری و شکنجه بعضی از بازداشتشدگان نظیر طرح اراذل و اوباش استفاده کردند.
از #محمد_باقر_قالیباف به عنوان موسس و #محمد_باقر_ذوالقدر (جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران که در دولت محمود احمدینژاد جانشین وزیر کشور شد و فرماندهی عالی نیروی انتظامی نیز به فرمان خامنهای، به وی سپرده شد) به عنوان فرمانده ارشد و در اختیار دارنده این بازداشتگاه نام برده شده.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬9👍1
روایت رضا ذوقی یکی از آسیبدیدگان کهریزک تلخ و دردناک است. ذوقی در شرح وضعیت کهریزک این گونه روایت میکند که «از لحظه بازداشت تا انتقال به کهریزک ضرب و شتمهای وحشتناک شدیم لباسهایمان پاره شده بود… دو اتوبوس بودیم به کهریزک بردند… در آنجا راننده اتوبوس میگفت ظاهرا داخل کهریزک جا ندارد دعا کنید اینجا شما را پذیرش نکنند و به زندان اوین بروید… به کهریزک رفتیم … ما را به صف کردند لختمان کردند لوله پی وی سی هم دائم بالا سرمان بود یا به ما میخورد یا به دوستانمان…شرایط خیلی بدی بود… ۵ روزی که در داخل کهریزک بودیم یک عمر گذشت.
هر لحظه خاطراتی داریم که از ذهنمان پاک نمیشود… شب اول ما را به قرنطینه یک زیرزمین بردند. محوطه ۶۰ متری. هیچ امکاناتی نبود… دستشویی در و پیکر نداشت… شرایط بهداشتی وجود نداشت. گرمای بیش از حد آنجا خیلی ما را اذیت میکرد… در یک فضای ۶۰ متری ۱۴۰ نفر جمعیت بودیم از شدت گرما همه عرق میریختیم… از روز قبل که دستگیر شده بودیم، چیزی نخورده بودیم ۲۴ ساعت ما چیزی نخوردیم به کهریزک رسیدیم … آنجا هم … لوله خوردن دیگر عادی شده بود آنقدر لوله خوردیم…»
وی که این اظهارات را در سالگرد #جنایت_کهریزک در سال ۱۳۹۱ به ایران بریفینگ گفته است ادامه داد: «روز اول گفتند اینجا شپش داره باید لباس تان را برعکس بپوشید بعد دیدیم کرم و شپش و … هست… آنجا را آخر دنیا حس میکردیم… نه کسی صدای ما را میشنید و نه …
…بعد آمدند گفتند اینجا شپش داره باید سمپاشی کنیم… ما را به حیاط بردند و بلافاصله بعد از سمپاشی گفتند باید داخل بروید… شرایط به قدری بد بود که برخی بیهوش شده بودیم… از حال رفتیم… بچه ها آنقدر سروصدا کردند و به در کوبیدند که مجدد اجازه دادند به حیاط برگردیم… که آن حیاط برایمان حکم طلا داشت… یکی از شعارهایی که مجبور میکردند بگیم می پرسیدند:«اینجا کجاست؟» ما باید میگفتیم: «کهریزک» بعد می گفتند: «کهریزک کجاست؟» ما باید می گفتیم: «آخر دنیا» بعد می گفتند: «از غذایتان راضی هستید؟» ما باید میگفتیم: «بله قربان» این شعارها را روزی دوبار باید تکرار می کردیم..»
مشکل گرما، بهداشت، آب غیرآشامیدنی، شکنجههای جسمی… روی آسفالت داغ کلاغ پر و چهاردست و پا میرفتیم همزمان لوله میخوردیم… در همان محوطه ۶۰ متری گرم روزی دو بار دود گازوئیل مربوط به ژنراتور برق آنجا از دریچه نزدیک سقف زیرزمین وارد اتاق میکردند بدون استثنا اگر زخمی روی بدن بود چرک و عفونت کرده بود. از چشم همه به جای اشک چرک سفید بیرون میآمد…
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
هر لحظه خاطراتی داریم که از ذهنمان پاک نمیشود… شب اول ما را به قرنطینه یک زیرزمین بردند. محوطه ۶۰ متری. هیچ امکاناتی نبود… دستشویی در و پیکر نداشت… شرایط بهداشتی وجود نداشت. گرمای بیش از حد آنجا خیلی ما را اذیت میکرد… در یک فضای ۶۰ متری ۱۴۰ نفر جمعیت بودیم از شدت گرما همه عرق میریختیم… از روز قبل که دستگیر شده بودیم، چیزی نخورده بودیم ۲۴ ساعت ما چیزی نخوردیم به کهریزک رسیدیم … آنجا هم … لوله خوردن دیگر عادی شده بود آنقدر لوله خوردیم…»
وی که این اظهارات را در سالگرد #جنایت_کهریزک در سال ۱۳۹۱ به ایران بریفینگ گفته است ادامه داد: «روز اول گفتند اینجا شپش داره باید لباس تان را برعکس بپوشید بعد دیدیم کرم و شپش و … هست… آنجا را آخر دنیا حس میکردیم… نه کسی صدای ما را میشنید و نه …
…بعد آمدند گفتند اینجا شپش داره باید سمپاشی کنیم… ما را به حیاط بردند و بلافاصله بعد از سمپاشی گفتند باید داخل بروید… شرایط به قدری بد بود که برخی بیهوش شده بودیم… از حال رفتیم… بچه ها آنقدر سروصدا کردند و به در کوبیدند که مجدد اجازه دادند به حیاط برگردیم… که آن حیاط برایمان حکم طلا داشت… یکی از شعارهایی که مجبور میکردند بگیم می پرسیدند:«اینجا کجاست؟» ما باید میگفتیم: «کهریزک» بعد می گفتند: «کهریزک کجاست؟» ما باید می گفتیم: «آخر دنیا» بعد می گفتند: «از غذایتان راضی هستید؟» ما باید میگفتیم: «بله قربان» این شعارها را روزی دوبار باید تکرار می کردیم..»
مشکل گرما، بهداشت، آب غیرآشامیدنی، شکنجههای جسمی… روی آسفالت داغ کلاغ پر و چهاردست و پا میرفتیم همزمان لوله میخوردیم… در همان محوطه ۶۰ متری گرم روزی دو بار دود گازوئیل مربوط به ژنراتور برق آنجا از دریچه نزدیک سقف زیرزمین وارد اتاق میکردند بدون استثنا اگر زخمی روی بدن بود چرک و عفونت کرده بود. از چشم همه به جای اشک چرک سفید بیرون میآمد…
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤2👍2🤬2🔥1
سامان دادمان ، فرزند رحمان دادمان وزیر راه وترابری دولت خاتمی است که در سانحه هواپیمای یاک ۴۰ شرکت هواپیمایی فراز قشم کشته شد، وی در راهپیمایی خیابان آزادی بازداشت میشود، ابتدا به یک پایگاه بسیج منتقل و سپس با خودروی نیسان حمل زباله به زندان اوین، به همراه دست کم ۳۰ زندانی دیگر منتقل میشود، در زندان اوین در همان خودرو ساعتها معطل نگه داشته میشوند، زندان اوین آنها را پذیرش نمیکند و همگی به #بازداشتگاه_کهریزک منتقل میشوند.
نام #سامان_دادمان بارها در حکم سازمان قضایی نیروهای مسلح آورده شده وی یکی از شاکیان این پرونده بوده ، سال ۱۳۹۶ او به ایران بریفینگ گفت هم حکم محکمی در دادسرای نظامی داده شد، هم خامنهای گفته بود فاجعه صورت گرفته اما نه تنها هیچ متهمی مجازات نشد بلکه بعد آن اینقدر من را تهدید و اذیت کردند که مجبور شدم ایران را ترک کنم.
او در بخش دیگری روایت میکند: «بچهها ناامید شده بودند #محسن_روح_الامینی نزدیک من بود ما همزمان با هم بازداشت شده بودیم بلند شد گفت اگر اینجا هستیم به خاطر هدف و آرمانی هستیم نباید ناامید شویم. نهایت میخواهیم کشته شویم ولی مطمئن باشید فقط کشته نمیشویم… اسممان زنده میماند و در آینده از ما به عنوان قهرمان یاد میکنند.. ناامید نباشید.. این حرف محسن در ذهن من هست که چقدر انسان و بزرگوار بود. وقتی من به او گفتم خودمان را معرفی کنیم گفت اگر بگوئیم آزادمان میکنند و روحیه بقیه بچهها خراب میشود نگو فرزند دادمانی، او پا به پای همه بود، تا جان سپردن…»
دادمان میگوید حتی قبل از انتقال به اوین هم باز شاهد ضرب و شتمها بودیم امیر جوادیفر یک چشمش نابینا شده بود و خونریزی معده داشت… به زور نفس میکشید چون از آفتاب به سایه رفته بود از سوی سردار کمیجانی رییس کهریزک مورد ضرب و شتم قرار گرفت که خیلی دردناک بود..
دادمان میگوید مرتضوی وقتی تهدیدمان کرد که کسی از جزئیات کهریزک حتی بعد آزادی جرات ندارد حرفی برند، ما همه خوشحال شدیم، چون حس کردیم پس احتمال آزادی ما هم هست، چون فکر میکردیم همه مان در کهریزک خواهیم مرد.
او درباره بعد از انتقال به زندان اوین میگوید: «روز اول که به اوین رسیدیم مرتضوی به زندان اوین آمد و با چند نفر از بچهها دیدار کرد و گفت کسی نباید از جزئیات کهریزک چیزی بگوید و باید بگوییم این اتفاقات و شکنجهها قبل از کهریزک بوده… در اوین تصمیم گرفتیم پس از آزادی شکایت کنیم همین کار را هم انجام دادیم و جزئیات اتفاقات را اعلام کردیم و شکایت ما ثبت شد..»
او میگوید: «عذاب و شکنجه آزار روحی و جسمی پاک نمیشود..»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نام #سامان_دادمان بارها در حکم سازمان قضایی نیروهای مسلح آورده شده وی یکی از شاکیان این پرونده بوده ، سال ۱۳۹۶ او به ایران بریفینگ گفت هم حکم محکمی در دادسرای نظامی داده شد، هم خامنهای گفته بود فاجعه صورت گرفته اما نه تنها هیچ متهمی مجازات نشد بلکه بعد آن اینقدر من را تهدید و اذیت کردند که مجبور شدم ایران را ترک کنم.
او در بخش دیگری روایت میکند: «بچهها ناامید شده بودند #محسن_روح_الامینی نزدیک من بود ما همزمان با هم بازداشت شده بودیم بلند شد گفت اگر اینجا هستیم به خاطر هدف و آرمانی هستیم نباید ناامید شویم. نهایت میخواهیم کشته شویم ولی مطمئن باشید فقط کشته نمیشویم… اسممان زنده میماند و در آینده از ما به عنوان قهرمان یاد میکنند.. ناامید نباشید.. این حرف محسن در ذهن من هست که چقدر انسان و بزرگوار بود. وقتی من به او گفتم خودمان را معرفی کنیم گفت اگر بگوئیم آزادمان میکنند و روحیه بقیه بچهها خراب میشود نگو فرزند دادمانی، او پا به پای همه بود، تا جان سپردن…»
دادمان میگوید حتی قبل از انتقال به اوین هم باز شاهد ضرب و شتمها بودیم امیر جوادیفر یک چشمش نابینا شده بود و خونریزی معده داشت… به زور نفس میکشید چون از آفتاب به سایه رفته بود از سوی سردار کمیجانی رییس کهریزک مورد ضرب و شتم قرار گرفت که خیلی دردناک بود..
دادمان میگوید مرتضوی وقتی تهدیدمان کرد که کسی از جزئیات کهریزک حتی بعد آزادی جرات ندارد حرفی برند، ما همه خوشحال شدیم، چون حس کردیم پس احتمال آزادی ما هم هست، چون فکر میکردیم همه مان در کهریزک خواهیم مرد.
او درباره بعد از انتقال به زندان اوین میگوید: «روز اول که به اوین رسیدیم مرتضوی به زندان اوین آمد و با چند نفر از بچهها دیدار کرد و گفت کسی نباید از جزئیات کهریزک چیزی بگوید و باید بگوییم این اتفاقات و شکنجهها قبل از کهریزک بوده… در اوین تصمیم گرفتیم پس از آزادی شکایت کنیم همین کار را هم انجام دادیم و جزئیات اتفاقات را اعلام کردیم و شکایت ما ثبت شد..»
او میگوید: «عذاب و شکنجه آزار روحی و جسمی پاک نمیشود..»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5❤2🔥1
مجید مقدم یکی دیگر از بازداشت شدگان کهریزک است، او در #آبان_خونین_۹۸ نیز بازداشت شد و در #بازداشتگاه_کهریزک شاهد کشته شدن جوادیفر هم بوده شرح میدهد: «از همان ابتدای ورود به کهریزک با لولههای پی وی سی به سر و صورت ما میزدند.»
#مجید_مقدم در شرح بازداشت خود و فاجعه شوم کهریزک توضیح میدهد: «روز ۱۸ تیر بود به همراه برادرم و سایر مردم در خیابان «قریب» تقاطع «نصرت» بودیم که با یورش ماموران موتورسوار مواجه شدیم. آنها اول گاز اشک آور پرتاب کردند و مردم متفرق شدند؛ اما یک خانمی بود که روی زمین زانو زده بود و به شدت سرفه میکرد، وقتی نزدیک شدم، متوجه شدم که ایشان باردار هستند و در اثر برخورد باتوم ماموران توان حرکت ندارد، رفتم و به سرعت یک قوطی آب معدنی برداشتم و در حالی که به داشتم کمکش میکردم برخیزد با تعداد زیادی مامور و لباس شخصیها برخورد کردم، آنها من را پس از ضرب و شتمهای شدید دستگیر کردند و به پلیس امنیت بردند. در آنجا حدود ۴۰ الی ۵۰ نفر بودیم. اول از ما بازجوییهای ابتدایی را انجام دادند. همه در داخل یک اتاق بودیم که ماموران میآمدند و تا میتوانستند ما را کتک میزدند و میگفتند شماها میخواهید رژیم را عوض کنید؟
پس از ضرب و شتمهای زیاد- بطوری که من تا مرز بیهوشی رفتم- مشخصات ما را نوشتند و از ما عکس گرفتند و سپس ما را به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند، ساعت حدود ۱۲ شب بود که ما را به راهرو بردند و نفری یک برگه دادند تا مجدد مشخصاتمان را نوشتیم. سوالاتی هم پرسیده شده بود که باید جواب میدادیم. مثلا سوال شده بود که از کدام شبکه جاسوسی دستور میگرفتید؟ و یا چگونه با شبکه منافقین در ارتباط هستید و از اینجور سوالها. صبح شده بود که ما را به حیاط بردند و سپس «دادیار حیدریفر» آمدند و به ما نفری یک برگه دادند که در آن ۵ اتهام به ما نسبت داده شده بود و ما باید مشخصات خود را مینوشتیم و امضا میکردیم. اگر امضا نمیکردیم با شکنجههای شدیدی مواجه میشدیم و در واقع چون بیرحمی ماموران به ما ثابت شده بود مجبور بودیم امضا کنیم. سپس برگهها را جمع کردند و به دادیار«حیدریفر» دادند و ایشان بدون هیچ صحبتی تمام برگهها را مهر و امضا کرد و به ما گفت! همگی به «کهریزک» میروید و تا آخر تابستان آنجا هستید و اگر زنده ماندید به پروندهتان رسیدگی میشود. با شنیدن این صحبتها ترس و اضطرابمان بیشتر شد و من با ذهنیتی که پیدا کرده بودم مرگ را حس میکردم و با خودم میگفتم مگر کهریزک کجاست؟ و چه جور جایی هست که قرار است زنده از آنجا بیرون نیاییم. ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود. ما را سوار اتوبوس کردند و به کهریزک منتقل کردند.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مجید_مقدم در شرح بازداشت خود و فاجعه شوم کهریزک توضیح میدهد: «روز ۱۸ تیر بود به همراه برادرم و سایر مردم در خیابان «قریب» تقاطع «نصرت» بودیم که با یورش ماموران موتورسوار مواجه شدیم. آنها اول گاز اشک آور پرتاب کردند و مردم متفرق شدند؛ اما یک خانمی بود که روی زمین زانو زده بود و به شدت سرفه میکرد، وقتی نزدیک شدم، متوجه شدم که ایشان باردار هستند و در اثر برخورد باتوم ماموران توان حرکت ندارد، رفتم و به سرعت یک قوطی آب معدنی برداشتم و در حالی که به داشتم کمکش میکردم برخیزد با تعداد زیادی مامور و لباس شخصیها برخورد کردم، آنها من را پس از ضرب و شتمهای شدید دستگیر کردند و به پلیس امنیت بردند. در آنجا حدود ۴۰ الی ۵۰ نفر بودیم. اول از ما بازجوییهای ابتدایی را انجام دادند. همه در داخل یک اتاق بودیم که ماموران میآمدند و تا میتوانستند ما را کتک میزدند و میگفتند شماها میخواهید رژیم را عوض کنید؟
پس از ضرب و شتمهای زیاد- بطوری که من تا مرز بیهوشی رفتم- مشخصات ما را نوشتند و از ما عکس گرفتند و سپس ما را به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند، ساعت حدود ۱۲ شب بود که ما را به راهرو بردند و نفری یک برگه دادند تا مجدد مشخصاتمان را نوشتیم. سوالاتی هم پرسیده شده بود که باید جواب میدادیم. مثلا سوال شده بود که از کدام شبکه جاسوسی دستور میگرفتید؟ و یا چگونه با شبکه منافقین در ارتباط هستید و از اینجور سوالها. صبح شده بود که ما را به حیاط بردند و سپس «دادیار حیدریفر» آمدند و به ما نفری یک برگه دادند که در آن ۵ اتهام به ما نسبت داده شده بود و ما باید مشخصات خود را مینوشتیم و امضا میکردیم. اگر امضا نمیکردیم با شکنجههای شدیدی مواجه میشدیم و در واقع چون بیرحمی ماموران به ما ثابت شده بود مجبور بودیم امضا کنیم. سپس برگهها را جمع کردند و به دادیار«حیدریفر» دادند و ایشان بدون هیچ صحبتی تمام برگهها را مهر و امضا کرد و به ما گفت! همگی به «کهریزک» میروید و تا آخر تابستان آنجا هستید و اگر زنده ماندید به پروندهتان رسیدگی میشود. با شنیدن این صحبتها ترس و اضطرابمان بیشتر شد و من با ذهنیتی که پیدا کرده بودم مرگ را حس میکردم و با خودم میگفتم مگر کهریزک کجاست؟ و چه جور جایی هست که قرار است زنده از آنجا بیرون نیاییم. ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود. ما را سوار اتوبوس کردند و به کهریزک منتقل کردند.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4🔥1
رضا ذوقی روایت میکند وقتی جنایت بازداشتگاه کهریزکفاش شد وما را به اوین بردند: «در جلوی درب اوین تعداد زیادی از خانوادهها تجمع کرده بودند، ما وارد اوین شدیم آنقدر در شوک بودیم که نمیدانستیم چه بلایی از سرمان گذشته. وقتی همه از اتوبوس پیاده شدیم بوی تعفن ما تمام محوطه اوین را پر کرده بود. بطوری که تمام پرسنل اوین از ماسک استفاده میکردند. در همین حال چند نفر از بچهها روی زمین غش کردند و از جمله «محسن روحالامینی» هم از قبل در حالت بیهوشی بر روی زمین با مرگ دست و پنجه نرم میکرد، من با دیدن سامان و محسن و یادآوری صحبتهای چند شب پیشاش و زنده کردن امید در بچهها بیاختیار اشک ریختم و پیش خودم میگفتم نکند محسن هم برود پیش امیر، در همین حین دیدم به سرعت آمبولانس آمد و محسن و سامان را که حالشان خوب نبود را بردند.
در اوین انگشتنگاری شدیم و از ما عکس گرفتند و بعد فرستادند قرنطینه یک و جلوی درب ورودی به هرکس یک دست لباس و صابون و شامپو و یک محلول ضد شپش دادند. همه شروع کردیم به دوش گرفتن، وقتی وارد اتاق شدم، دیدم #محمد_کامرانی روی تخت دراز کشیده و از درد ناله میکند، من و چند تن از بچهها دست و پایش را گرفتیم و به سمت در «قرنطینه یک زندان اوین» بردیم تا وکیل بند آمبولانس خبر کند.
دوروز بعد خبر کشته شدن محسن روحالامینی و محمد کامرانی به ما رسید و از طریق رسانهها شنیدیم که دستور بسته شدن کهریزک را دادند، و ما را با قید کفالت آزاد کردند.
ما از شهادت دوستانمان ناراحت شدیم و به خاطر پایمال نشدن خونشان اقدام به شکایت از ماموران و آمران و عاملین جنایت کهریزک کردیم. ابتدا از ما استقبال کردند ولی بعد از مدتی از ما خواستند تا رضایت بدهیم. من شاهد عینی مرگ امیر بودم و نمیتوانستم رضایت بدهم.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در اوین انگشتنگاری شدیم و از ما عکس گرفتند و بعد فرستادند قرنطینه یک و جلوی درب ورودی به هرکس یک دست لباس و صابون و شامپو و یک محلول ضد شپش دادند. همه شروع کردیم به دوش گرفتن، وقتی وارد اتاق شدم، دیدم #محمد_کامرانی روی تخت دراز کشیده و از درد ناله میکند، من و چند تن از بچهها دست و پایش را گرفتیم و به سمت در «قرنطینه یک زندان اوین» بردیم تا وکیل بند آمبولانس خبر کند.
دوروز بعد خبر کشته شدن محسن روحالامینی و محمد کامرانی به ما رسید و از طریق رسانهها شنیدیم که دستور بسته شدن کهریزک را دادند، و ما را با قید کفالت آزاد کردند.
ما از شهادت دوستانمان ناراحت شدیم و به خاطر پایمال نشدن خونشان اقدام به شکایت از ماموران و آمران و عاملین جنایت کهریزک کردیم. ابتدا از ما استقبال کردند ولی بعد از مدتی از ما خواستند تا رضایت بدهیم. من شاهد عینی مرگ امیر بودم و نمیتوانستم رضایت بدهم.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8👍1🔥1
مسعود علیزاده می گوید :«از نود و پنج نفر، تنها سی و پنج، چهل نفر باقی ماندند و از بقیه به زور و تهدید رضایت دادند؛ تا آنجایی که خبر دارم از پنجاه و پنج نفر رضایت گرفتند. به آنها صدهزار تومان و دویست هزار تومان و پانصد هزار تومان خسارت دادند تا رضایتشان را بگیرند.
بعد از انتخابات من به همراه مردم معترض در راهپیماییها شرکت کردم و در روز هجده تیر به همراه جمع زیادی از مردم معترض توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدم و با چشم بند ما را سوار یک تویوتا کردند و به یک محل نامعلوم بردند.
با ضرب و شتم میگفتند بگو که بیا بگو #ندا_آقا_سلطان را تو کشتی… حدود ساعت ۱۰ ما را به پلیس امنیت میدان حر بردند و آنجا ما را تقسیم کردند و ما را که حدود سیصد و پنجاه نفر میشدیم به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند و شب خیلی سختی را گذراندیم.»
علیزاده میگوید: «فردای آن روز ما را به حیاط بردند و حیدریفر یک کاغذی که اتهام اقدام علیه ملی، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور و تخریب اموال عمومی در آن نوشته بود جلوی ما گذاشت و گفت امضا کنیم و هر کس امضا نمیکرد کتک میخورد و چند نفر از دوستان زمانیکه پرسیدند «کهریزک کجاست؟» آقای حیدریفر گفت: «تا آخر تابستان کهریزک هستید اگر زنده ماندید آن وقت میفهمید کهریزک کجاست.»
وقتی وارد کهریزک شدیم مجبورمان کردند در مقابل همدیگر (از بچه هفده ساله تا پیرمرد شصت ساله) لخت مادرزاد شویم که خیلی برای ما شکنجه آور بود.
این بخش از توضیح علیزاده که میگوید: «ما حدود ۱۳۶ نفر بودیم و در داخل قرنطینه یک عده از مجرمین خطرناک را داخل کردند و شروع کردند به اذیت کردن ما.» حاوی وقایع تکان دهندهای از تعرض جنسی به نوجوانان است که بازنشر نخواهیم کرد.
نکته غم انگیز در توضیح علیزاده بیان این مساله است که جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت؛ بلکه خیلیها آسیبهای زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی میکنند.
علیزاده اشاره میکند: «در حقیقت پرونده کهریزک مربوط به تمامی ۱۳۶ نفر است و در آنجا همه مورد نقض حقوق بشر قرار گرفتند و هزینه دادند که متاسفانه باعث مرگ سه نفر از دوستانمان شد. ولی باید به همه افراد در آنجا بها داده شود و اخبارشان پیگیری شود چرا که به طور مثال سامان دادمان همچنان نمی تواند راه برود یا رامین پوراندرجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک که با نیروی انتظامی و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران همکاری نکرد و به طور مشکوکی کشته شد و هیچگاه پرونده کشته شدن رامین مورد بررسی قرار نگرفت.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بعد از انتخابات من به همراه مردم معترض در راهپیماییها شرکت کردم و در روز هجده تیر به همراه جمع زیادی از مردم معترض توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدم و با چشم بند ما را سوار یک تویوتا کردند و به یک محل نامعلوم بردند.
با ضرب و شتم میگفتند بگو که بیا بگو #ندا_آقا_سلطان را تو کشتی… حدود ساعت ۱۰ ما را به پلیس امنیت میدان حر بردند و آنجا ما را تقسیم کردند و ما را که حدود سیصد و پنجاه نفر میشدیم به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند و شب خیلی سختی را گذراندیم.»
علیزاده میگوید: «فردای آن روز ما را به حیاط بردند و حیدریفر یک کاغذی که اتهام اقدام علیه ملی، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور و تخریب اموال عمومی در آن نوشته بود جلوی ما گذاشت و گفت امضا کنیم و هر کس امضا نمیکرد کتک میخورد و چند نفر از دوستان زمانیکه پرسیدند «کهریزک کجاست؟» آقای حیدریفر گفت: «تا آخر تابستان کهریزک هستید اگر زنده ماندید آن وقت میفهمید کهریزک کجاست.»
وقتی وارد کهریزک شدیم مجبورمان کردند در مقابل همدیگر (از بچه هفده ساله تا پیرمرد شصت ساله) لخت مادرزاد شویم که خیلی برای ما شکنجه آور بود.
این بخش از توضیح علیزاده که میگوید: «ما حدود ۱۳۶ نفر بودیم و در داخل قرنطینه یک عده از مجرمین خطرناک را داخل کردند و شروع کردند به اذیت کردن ما.» حاوی وقایع تکان دهندهای از تعرض جنسی به نوجوانان است که بازنشر نخواهیم کرد.
نکته غم انگیز در توضیح علیزاده بیان این مساله است که جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت؛ بلکه خیلیها آسیبهای زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی میکنند.
علیزاده اشاره میکند: «در حقیقت پرونده کهریزک مربوط به تمامی ۱۳۶ نفر است و در آنجا همه مورد نقض حقوق بشر قرار گرفتند و هزینه دادند که متاسفانه باعث مرگ سه نفر از دوستانمان شد. ولی باید به همه افراد در آنجا بها داده شود و اخبارشان پیگیری شود چرا که به طور مثال سامان دادمان همچنان نمی تواند راه برود یا رامین پوراندرجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک که با نیروی انتظامی و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران همکاری نکرد و به طور مشکوکی کشته شد و هیچگاه پرونده کشته شدن رامین مورد بررسی قرار نگرفت.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7👍2🔥1
مسعود علیزاده میگوید خیلی از کشته شدگانکهریزک هرگز نامشان گفته نشده است:«رامین آقازاده قهرمانی که آقای روح الامینی کشته شدن او را فاش کرد و به عنوان چهارمین قربانی کهریزک شناخته شد و تا به امروز به پرونده او رسیدگی نشد و نیروی انتظامی از مادر مسن رامین آقازاده به زور رضایت گرفت.
دکتر سود بخش هم یکی از پزشکان کهریزک بود که ایشان هم به دلیل همکاری نکردن با نیروی انتظامی به طور مشکوکی به قتل رسید، درست مثل #رامین_پوراندرجانی .
احمد نجاتی کارگر هم یکی دیگر از قربانیان کهریزک است، بعد از ثبت شکایت با چاقو به سراغش رفتند.
رنجها و شکنجههای کهریزک برای بازماندگان آن محدود به بازداشتگاه نشده و پس از آن نیز آزارها تداوم داشته است و علیزاده نیز همانند ذوقی در بیان این فشارها میگوید: « هدف از پیگیری ما در طول این مدت این است که از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود. شاید اگر همان سال عدالت برقرار میشد و مسببین اصلی مجازات میشدند، دیگر شاهد کشته شدن ستار بهشتی نبودیم.
در تاریخ ۸۹/۸/۲۵ از آقایان مرتضوی، حداد و حیدریفر شکایت کردم. پرونده ابتدا در دادسرای نیروهای مسلح مطرح شد؛ اما دادگاه اعلام کرد که رسیدگی به اتهامات این سه تن در صلاحیت دادگاه کیفری استان است. به این ترتیب پرونده آنها را به دادسرای کارکنان دولت فرستاد.
در تاریخ ۹۰/۵/۵ با من تماس گرفتند که شما برای پرونده کهریزک میتوانید از این آقایان شکایت کنید. به دادسرای کارکنان دولت رفتیم و طرح شکایت کردیم. اما بازپرس برخورد خیلی بدی با من داشت و میگفت: «مرتضوی هیچ وقت دادگاهی نمیشود. شما بیهوده تلاش میکنید.»
با این حال من شکایت خود را ثبت کردیم. اما من با فشارهای زیاد و تهدید های تلفنی مواجه شدم و حتی با چاقو به جانم سوءقصد شد و دچار آسیبهای جدی شدم. در نتیجه به ناچار ایران را ترک کردم.»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
دکتر سود بخش هم یکی از پزشکان کهریزک بود که ایشان هم به دلیل همکاری نکردن با نیروی انتظامی به طور مشکوکی به قتل رسید، درست مثل #رامین_پوراندرجانی .
احمد نجاتی کارگر هم یکی دیگر از قربانیان کهریزک است، بعد از ثبت شکایت با چاقو به سراغش رفتند.
رنجها و شکنجههای کهریزک برای بازماندگان آن محدود به بازداشتگاه نشده و پس از آن نیز آزارها تداوم داشته است و علیزاده نیز همانند ذوقی در بیان این فشارها میگوید: « هدف از پیگیری ما در طول این مدت این است که از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود. شاید اگر همان سال عدالت برقرار میشد و مسببین اصلی مجازات میشدند، دیگر شاهد کشته شدن ستار بهشتی نبودیم.
در تاریخ ۸۹/۸/۲۵ از آقایان مرتضوی، حداد و حیدریفر شکایت کردم. پرونده ابتدا در دادسرای نیروهای مسلح مطرح شد؛ اما دادگاه اعلام کرد که رسیدگی به اتهامات این سه تن در صلاحیت دادگاه کیفری استان است. به این ترتیب پرونده آنها را به دادسرای کارکنان دولت فرستاد.
در تاریخ ۹۰/۵/۵ با من تماس گرفتند که شما برای پرونده کهریزک میتوانید از این آقایان شکایت کنید. به دادسرای کارکنان دولت رفتیم و طرح شکایت کردیم. اما بازپرس برخورد خیلی بدی با من داشت و میگفت: «مرتضوی هیچ وقت دادگاهی نمیشود. شما بیهوده تلاش میکنید.»
با این حال من شکایت خود را ثبت کردیم. اما من با فشارهای زیاد و تهدید های تلفنی مواجه شدم و حتی با چاقو به جانم سوءقصد شد و دچار آسیبهای جدی شدم. در نتیجه به ناچار ایران را ترک کردم.»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊8👍2🔥1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🔥1