This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهرک سازی های سپاه پاسداران برای اسکان شبه نظامیان زینبیون ، فاطمیون و حشدالشعبی به بهانه طرح توسعه سواحل مکران
جمهوری اسلامی برای احیای تمدن علوی و تشکیل امپراطوری شیعه ، به طرح توسعه سواحل مکران سرعت بیشتری بخشیده است .
حکومت قرار است ، زمین های آبا و اجدادی مردم بومی بلوچ را به بهانه طرح توسعه سواحل مکران ، تصرف و جهت استقرار گروهگ های تروریستی از قبیل ؛ حشد الشعبی عراق ، زینبیون پاکستان و فاطمیون افغانستان، شهرک سازی نماید .
این روزها که مردم بلوچ به آسیب ها و تهدیدات مخرب این طرح منحوس پی برده اند ، عوامل رژیم در روند اجرای این پروژه سرعت بیشتری بخشیده است .
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جمهوری اسلامی برای احیای تمدن علوی و تشکیل امپراطوری شیعه ، به طرح توسعه سواحل مکران سرعت بیشتری بخشیده است .
حکومت قرار است ، زمین های آبا و اجدادی مردم بومی بلوچ را به بهانه طرح توسعه سواحل مکران ، تصرف و جهت استقرار گروهگ های تروریستی از قبیل ؛ حشد الشعبی عراق ، زینبیون پاکستان و فاطمیون افغانستان، شهرک سازی نماید .
این روزها که مردم بلوچ به آسیب ها و تهدیدات مخرب این طرح منحوس پی برده اند ، عوامل رژیم در روند اجرای این پروژه سرعت بیشتری بخشیده است .
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬8👍1🤯1
Forwarded from ایران بریفینگ
جمهوری اسلامی سالهاست در حال تغییر بافت بومی مناطق مختلف ایران و به خصوص تغییر ترکیب جمعیتی در استانهای مرزی است ،ایجاد بحرانهای زیست محیطی و اقتصادی تعمدی ابزار این سیاست است .
با تغیر سیاستهای کنترل جمعیتی حکومت ایران و ابلاغ سیاستهای جدید از سوی علی خامنەای رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ١٣٩١ مبنی بر ممنوعیت سیاستهای پیشگیری از افزایش جمعیت و پیریزی راهبردی مبنی بر افزایش جمعیت ایران، برنامەهای مدون نابودی و آسیمیلاسیون اقوام ایران وارد فاز جدیدی گردید.
به عنوان مثال اسکان جمعیت در چابهار در راستای «طرح توسعه سواحل مکران» صورت میگیرد. پیش از این اکبر ترکان مشاور عالی وقت رئیس جمهوری هم گفته بود که در طرح آمایش جمعیت، ۵ میلیون نفر به شمار ساکنان سواحل مکران در استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان افزوده خواهد شد.
بسیاری از عشایر و کپر نشینان بومی دیگر حق زیست در مناطق خود ندارند، #سپاه_پاسداران به بهانه های مختلف و بصورت جبری کپرهای آنان را حتی آتش می زند و آنان را به حاشیه نشینی در دیگر شهرها وامی دارد!
این در حالیست که مردمان این مناطق به علت آمار بالای بیکاری و نبود شغل و نیز توسعه نیافتگی و عدم توجه دولت به وضعیت اقتصادی این سرزمین مجبور به مهاجرت به شهرهای دیگر و ترک زادگاه خود میشوند.
این استان بالاترین نرخ مهاجرت اجباری را دارد. انتقال جمعیت به سواحل جنوبی ایران و به ویژه بلوچستان و تغییر بافت زبانی و مذهبی آن یکی از سیاستهای جمهوری اسلامی در راستای طرح افزایش #امنیت_ملی است که طی چهار سال گذشته با سرعت در دستور کار قرار گرفته است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🤯1🤬1
Forwarded from ایران بریفینگ
نویسنده افزوده بود: با این وضعیت و با به هم ریختن تعادل جمعیتی ممکن است در ۵۰ سال آینده بر اثر چالش های سیاسی، مذهب رسمی که در قانون اساسی مذهب جعفری اثنی عشری آمده است، مورد سؤال واقع شود.
این سخنان یادآور تحلیل زبینگیو برژینسکی، استراتژیست معروف آمریکایی است که دربارەی ایران میگوید: از فکر کردن در مورد حملهی پیشدستانه علیه ایران اجتناب کنید چرا که زمان، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع حکومت ایران نیست.
در نخستین مرحله اجرای طرح تغییر ترکیب جمعیتی بلوچستان، ۱۰ هزار نفر از نظامیان #نیروی_دریایی_ارتش ایران به همراه خانوادههایشان به این منطقه منتقل شدند. به گزارش منابع نزدیک به فعالان بلوچ در ایران، تا پایان بهمن ۱۳۹۵، ۲۰ هزار نفر از نظامیان ارتش به همراه خانواده در این منطقه اسکان داده شدهاند.
در جنوب ایران و در خوزستان نیز وضع به همین منوال است،بستن آب به روی کشاورزان خوزستانی و ندادن «حق آبه» به آنها بسیاری از کشاورزان سنتی و بومی خوزستان را به حاشیه نشینی ، دستفروشی و حتی تکدی گری مجبور کرده است تا نهایتا مجبور به ترک خانه و کاشانه خود کنند.
#قرارداد_۲۵_ساله_با_چین #جنایت_زیست_محیطی #سیستان_و_بلوچستان_مظلوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🤬3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد جانباخته راه آزادی مهسا موگویی که با هفتادویک گلوله وحوش خامنه ای به قتل رسید
جاویدنام #مهسا_موگویی، دختر دلاور و آزادیخواهی که با اصابت بیش از ٧١ گلوله ساچمهای مزدوران خامنهای خائن، در راه آزادی جان سپرد.
در گواهی فوت مهسا نوشته شده؛ که «در ستون فقرات او ۳۹ عدد سوراخ مدور در بازوی چپ ۳۱ و ساعد دست چپ نیز ۹ سوراخ مدور با حاشیه سوختگی دیده شده است.»
همچنین نوشته شده بود: پیکر «با مانتو مشکی آغشته به خون دارای سوراخهای متعدد و کوچک تحویل داده شده است.»
مهسا موگویی، متولد ۱۳۸۲ در سیویکم شهریور ماه ۱۴۰۱، در جریان قیام ژینا در فولاد شهر اصفهان با شلیک گلوله مزدوران خامنهای به قتل رسید.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جاویدنام #مهسا_موگویی، دختر دلاور و آزادیخواهی که با اصابت بیش از ٧١ گلوله ساچمهای مزدوران خامنهای خائن، در راه آزادی جان سپرد.
در گواهی فوت مهسا نوشته شده؛ که «در ستون فقرات او ۳۹ عدد سوراخ مدور در بازوی چپ ۳۱ و ساعد دست چپ نیز ۹ سوراخ مدور با حاشیه سوختگی دیده شده است.»
همچنین نوشته شده بود: پیکر «با مانتو مشکی آغشته به خون دارای سوراخهای متعدد و کوچک تحویل داده شده است.»
مهسا موگویی، متولد ۱۳۸۲ در سیویکم شهریور ماه ۱۴۰۱، در جریان قیام ژینا در فولاد شهر اصفهان با شلیک گلوله مزدوران خامنهای به قتل رسید.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🤯1
Forwarded from ایران بریفینگ
روایت قتل محمد جامهبزرگ و تبدیل خانوادهاش به خانواده دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
محمد جامهبزرگ، بامداد دوم مهرماه ۱۴۰۱ در بحبوحه اعترضات «زن، زندگی، آزادی» با ورود نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به منزلش و شلیک مستقیم و تعمدی آنها کشته شد.
آن طور که پیام درفشان وکیل خانواده محمد گفته، به دستور بازپرس دادسرای نظامی، برای ۱۴ نفر از نیروهای مهاجم به منزل جامهبزرگ، قرار نهایی صادر شده است.
به گفته وی بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی غرب تهران در این پرونده با «اقدامات مسئولانه» تاکنون عامل اصلی کشته شدن محمد جامهبزرگ را بازداشت کرده و در قرار نهایی نیز «برای ۱۲ نفر از ۱۴ متهم پرونده که در فرایند ورود به عنف به منزل مقتول مشارکت داشتهاند، به دستگیری و تفهیم اتهام» حکم داده است.
در گزارش روزنامه شرق اشاره شده که محمد جامهبزرگ متولد سوم فروردین ۴۲ و صاحب مغازهای در شهر ملارد بود که دو روز پس از تظاهرات این شهر، با ورود شبانه نیروهای سپاه پاسداران به منزلش در اثر «شلیک با سلاح ساچمهزن از فاصله یک متری به چشمش» کشته شد.
روایت قتل محمد جامهبزرگ و تبدیل خانوادهاش به خانواده دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد.
فرزندش اینگونه روایت می کند:«با شروع اعتراضات، مغازه را بستم و از عرض خیابان که اعتراضات در جریان بود، عبور کردم تا بروم خانه، اما جلوی در خانه یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید و گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی.
من داد میزدم و میگفتم اینجا خانهمان است ولی گوش نمیکرد. یک دفعه تعداد ماموران زیاد شد، شدند ۵ یا ۶ نفر. من میثم را گرفته بودم که من را نبرند، آنها هم ما را میکشیدند که هر دوی ما را ببرند. هرچه میگفتیم، کسی گوش نمیکرد. بابا که این صحنه را دید، با بیل آمد دنبال ما. با آمدن بابا، بعضی از ماموران که آمده بودند داخل خانه، رفتند بیرون. من فورا در را بستم و قفل در را هم انداختم. ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
مریم جعفری، همسر محمد تنها شاهد عینی لحظه قتل است:«چند بار زنگ زدند در را باز نکردیم تا اینکه یک نفر از ماموران از بالای دیوار به داخل حیاط پرید و در را برای ۵ نفر دیگر باز کرد» و به این ترتیب «۶ نفر وارد حیاط شدند. من در اتاق خواب بودم که یک مرتبه وارد خانه و اتاق شدند. پرسیدم چرا وارد خانه شدید؟ شما چه کسانی هستید که گفتند ماموریم و آمدهایم به دنبال محمد جامهبزرگ.»
این نیروها به دنبال محمد جامهبزرگ، خانه و پشت بام را جستجو میکنند و وقتی او را نمییابند قصد خروج از خانه را داشتند که یکی از ماموران از مشاهده «سایهای روی پشت بام» خبر میدهد و ماموران به «پشت بام باز میگردند اما محمد جامهبزرگ در مقابل آنها مقاومت کرده و خواهان «ارائه حکم بازداشت» میشود.
پس از آن ۶ مامور از گروه اول این زن و شوهر را تهدید میکنند که اگر با تیم دوم تماس بگیرند «محمد جامهبزرگ را خواهند کشت» و در ادامه با تماس آنها ۶ نفر از نیروهای دیگر «با قد و قامت بلندتر» وارد خانه میشوند و مریم جعفری، همسر محمد جامهبزرگ را در «طبقه بالا حبس میکنند و خود به پشت بام میروند».
پیام درفشان، وکیل، درباره نحوه کشته شدن محمد جامهبزرگ در پشت بام خانهاش پس از ورود ماموران به آنجا گفت: «ضارب اصلی ادعاهای مختلفی مطرح کرده است، ولی با بررسیهای کارشناس اسلحه که نظریه او در قرار نهایی هم مورد استناد بازپرس قرار گرفته، مشخص شده که تیر از فاصله نزدیک، یک متر و به شکل مستقیم و از جلو، به سمت مقتول شلیک کرده است.»
این وکیل افزود: «کارشناس اسلحه این نوع از شلیک را به قصد کشت اعلام کرده به همین دلیل هم متهم اصلی به قتل عمد متهم شده است.»
مریم جعفری نیز با اشاره به اینکه چند دقیقه بعد از رفتن ماموران به پشت بام «صدای کوبیده شدن چیزی روی زمین شنیده شد و بعد صدای شلیک شنیدم»، گفته که اما «مامور گفت اتفاقی رخ نداده و ولی کمی حالش بد است. به سرعت رفتم پایین و یک لیوان آب برداشتم تا برای محمد ببرم. او پیرمرد بود و مریضاحوال. همان مامور اما اجازه نداد من بروم بالا. لیوان را از من گرفت و گفت برو پایین.»
همسر جامهبزرگ افزود: «چند دقیقه بعد دوباره رفتم بالا که دیدم هیچ کس روی پشت بام نیست جز شوهر من که کف زمین پشت بام افتاده است. دستم را روی سینهاش گذاشتهام، صدایش کردم، جواب نداد. بدنش گرم بود، گفتم شکر خدا زنده است که یک دفعه دیدم پشت سرش پر از خون است. تازه صورتش را دیدم. به چشم او شلیک شده بود.»
به گفته خانم جعفری، «بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
آن طور که پیام درفشان وکیل خانواده محمد گفته، به دستور بازپرس دادسرای نظامی، برای ۱۴ نفر از نیروهای مهاجم به منزل جامهبزرگ، قرار نهایی صادر شده است.
به گفته وی بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی غرب تهران در این پرونده با «اقدامات مسئولانه» تاکنون عامل اصلی کشته شدن محمد جامهبزرگ را بازداشت کرده و در قرار نهایی نیز «برای ۱۲ نفر از ۱۴ متهم پرونده که در فرایند ورود به عنف به منزل مقتول مشارکت داشتهاند، به دستگیری و تفهیم اتهام» حکم داده است.
در گزارش روزنامه شرق اشاره شده که محمد جامهبزرگ متولد سوم فروردین ۴۲ و صاحب مغازهای در شهر ملارد بود که دو روز پس از تظاهرات این شهر، با ورود شبانه نیروهای سپاه پاسداران به منزلش در اثر «شلیک با سلاح ساچمهزن از فاصله یک متری به چشمش» کشته شد.
روایت قتل محمد جامهبزرگ و تبدیل خانوادهاش به خانواده دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد.
فرزندش اینگونه روایت می کند:«با شروع اعتراضات، مغازه را بستم و از عرض خیابان که اعتراضات در جریان بود، عبور کردم تا بروم خانه، اما جلوی در خانه یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید و گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی.
من داد میزدم و میگفتم اینجا خانهمان است ولی گوش نمیکرد. یک دفعه تعداد ماموران زیاد شد، شدند ۵ یا ۶ نفر. من میثم را گرفته بودم که من را نبرند، آنها هم ما را میکشیدند که هر دوی ما را ببرند. هرچه میگفتیم، کسی گوش نمیکرد. بابا که این صحنه را دید، با بیل آمد دنبال ما. با آمدن بابا، بعضی از ماموران که آمده بودند داخل خانه، رفتند بیرون. من فورا در را بستم و قفل در را هم انداختم. ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
مریم جعفری، همسر محمد تنها شاهد عینی لحظه قتل است:«چند بار زنگ زدند در را باز نکردیم تا اینکه یک نفر از ماموران از بالای دیوار به داخل حیاط پرید و در را برای ۵ نفر دیگر باز کرد» و به این ترتیب «۶ نفر وارد حیاط شدند. من در اتاق خواب بودم که یک مرتبه وارد خانه و اتاق شدند. پرسیدم چرا وارد خانه شدید؟ شما چه کسانی هستید که گفتند ماموریم و آمدهایم به دنبال محمد جامهبزرگ.»
این نیروها به دنبال محمد جامهبزرگ، خانه و پشت بام را جستجو میکنند و وقتی او را نمییابند قصد خروج از خانه را داشتند که یکی از ماموران از مشاهده «سایهای روی پشت بام» خبر میدهد و ماموران به «پشت بام باز میگردند اما محمد جامهبزرگ در مقابل آنها مقاومت کرده و خواهان «ارائه حکم بازداشت» میشود.
پس از آن ۶ مامور از گروه اول این زن و شوهر را تهدید میکنند که اگر با تیم دوم تماس بگیرند «محمد جامهبزرگ را خواهند کشت» و در ادامه با تماس آنها ۶ نفر از نیروهای دیگر «با قد و قامت بلندتر» وارد خانه میشوند و مریم جعفری، همسر محمد جامهبزرگ را در «طبقه بالا حبس میکنند و خود به پشت بام میروند».
پیام درفشان، وکیل، درباره نحوه کشته شدن محمد جامهبزرگ در پشت بام خانهاش پس از ورود ماموران به آنجا گفت: «ضارب اصلی ادعاهای مختلفی مطرح کرده است، ولی با بررسیهای کارشناس اسلحه که نظریه او در قرار نهایی هم مورد استناد بازپرس قرار گرفته، مشخص شده که تیر از فاصله نزدیک، یک متر و به شکل مستقیم و از جلو، به سمت مقتول شلیک کرده است.»
این وکیل افزود: «کارشناس اسلحه این نوع از شلیک را به قصد کشت اعلام کرده به همین دلیل هم متهم اصلی به قتل عمد متهم شده است.»
مریم جعفری نیز با اشاره به اینکه چند دقیقه بعد از رفتن ماموران به پشت بام «صدای کوبیده شدن چیزی روی زمین شنیده شد و بعد صدای شلیک شنیدم»، گفته که اما «مامور گفت اتفاقی رخ نداده و ولی کمی حالش بد است. به سرعت رفتم پایین و یک لیوان آب برداشتم تا برای محمد ببرم. او پیرمرد بود و مریضاحوال. همان مامور اما اجازه نداد من بروم بالا. لیوان را از من گرفت و گفت برو پایین.»
همسر جامهبزرگ افزود: «چند دقیقه بعد دوباره رفتم بالا که دیدم هیچ کس روی پشت بام نیست جز شوهر من که کف زمین پشت بام افتاده است. دستم را روی سینهاش گذاشتهام، صدایش کردم، جواب نداد. بدنش گرم بود، گفتم شکر خدا زنده است که یک دفعه دیدم پشت سرش پر از خون است. تازه صورتش را دیدم. به چشم او شلیک شده بود.»
به گفته خانم جعفری، «بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
Telegram
ایران بریفینگ / فارسی
روایت قتل محمد جامهبزرگ و تبدیل خانوادهاش به خانواده دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6👍1
Forwarded from ایران بریفینگ
محمد جامهبزرگ، بامداد دوم مهرماه ۱۴۰۱ در بحبوحه اعترضات «زن، زندگی، آزادی» با ورود نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به منزلش و شلیک مستقیم و تعمدی آنها کشته شد.
محمد جامهبزرگ متولد سوم فروردین ۴۲ و صاحب مغازهای در شهر ملارد بود که دو روز پس از تظاهرات این شهر، با ورود شبانه نیروهای سپاه پاسداران به منزلش در اثر «شلیک با سلاح ساچمهزن از فاصله یک متری به چشمش» کشته شد.
ماجرای محمد جامهبزرگ و تبدیل خانوادهاش به خانواده دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد.
با شروع اعتراضات، مغازه را بستم و از عرض خیابان که اعتراضات در جریان بود، عبور کردم تا بروم خانه، اما جلوی در خانه یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید و گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی.
من داد میزدم و میگفتم اینجا خانهمان است ولی گوش نمیکرد. یک دفعه تعداد ماموران زیاد شد، شدند ۵ یا ۶ نفر. من میثم را گرفته بودم که من را نبرند، آنها هم ما را میکشیدند که هر دوی ما را ببرند. هرچه میگفتیم، کسی گوش نمیکرد. بابا که این صحنه را دید، با بیل آمد دنبال ما. با آمدن بابا، بعضی از ماموران که آمده بودند داخل خانه، رفتند بیرون. من فورا در را بستم و قفل در را هم انداختم. ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
مریم جعفری، همسر محمد تنها شاهد عینی لحظه قتل است:«چند بار زنگ زدند در را باز نکردیم تا اینکه یک نفر از ماموران از بالای دیوار به داخل حیاط پرید و در را برای ۵ نفر دیگر باز کرد» و به این ترتیب «۶ نفر وارد حیاط شدند. من در اتاق خواب بودم که یک مرتبه وارد خانه و اتاق شدند. پرسیدم چرا وارد خانه شدید؟ شما چه کسانی هستید که گفتند ماموریم و آمدهایم به دنبال محمد جامهبزرگ.»
این نیروها به دنبال محمد جامهبزرگ، خانه و پشت بام را جستجو میکنند و وقتی او را نمییابند قصد خروج از خانه را داشتند که یکی از ماموران از مشاهده «سایهای روی پشت بام» خبر میدهد و ماموران به «پشت بام باز میگردند اما محمد جامهبزرگ در مقابل آنها مقاومت کرده و خواهان «ارائه حکم بازداشت» میشود.
پس از آن ۶ مامور از گروه اول این زن و شوهر را تهدید میکنند که اگر با تیم دوم تماس بگیرند «محمد جامهبزرگ را خواهند کشت» و در ادامه با تماس آنها ۶ نفر از نیروهای دیگر «با قد و قامت بلندتر» وارد خانه میشوند و مریم جعفری، همسر محمد جامهبزرگ را در «طبقه بالا حبس میکنند و خود به پشت بام میروند».
مریم جعفری نیز با اشاره به اینکه چند دقیقه بعد از رفتن ماموران به پشت بام «صدای کوبیده شدن چیزی روی زمین شنیده شد و بعد صدای شلیک شنیدم»، گفته که اما «مامور گفت اتفاقی رخ نداده و ولی کمی حالش بد است. به سرعت رفتم پایین و یک لیوان آب برداشتم تا برای محمد ببرم. او پیرمرد بود و مریضاحوال. همان مامور اما اجازه نداد من بروم بالا. لیوان را از من گرفت و گفت برو پایین.»
همسر جامهبزرگ افزود: «چند دقیقه بعد دوباره رفتم بالا که دیدم هیچ کس روی پشت بام نیست جز شوهر من که کف زمین پشت بام افتاده است. دستم را روی سینهاش گذاشتهام، صدایش کردم، جواب نداد. بدنش گرم بود، گفتم شکر خدا زنده است که یک دفعه دیدم پشت سرش پر از خون است. تازه صورتش را دیدم. به چشم او شلیک شده بود.»
به گفته خانم جعفری، «بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
پرونده قتل محمد هنوز منتج به رای نهایی نشده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
محمد جامهبزرگ متولد سوم فروردین ۴۲ و صاحب مغازهای در شهر ملارد بود که دو روز پس از تظاهرات این شهر، با ورود شبانه نیروهای سپاه پاسداران به منزلش در اثر «شلیک با سلاح ساچمهزن از فاصله یک متری به چشمش» کشته شد.
ماجرای محمد جامهبزرگ و تبدیل خانوادهاش به خانواده دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد.
با شروع اعتراضات، مغازه را بستم و از عرض خیابان که اعتراضات در جریان بود، عبور کردم تا بروم خانه، اما جلوی در خانه یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید و گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی.
من داد میزدم و میگفتم اینجا خانهمان است ولی گوش نمیکرد. یک دفعه تعداد ماموران زیاد شد، شدند ۵ یا ۶ نفر. من میثم را گرفته بودم که من را نبرند، آنها هم ما را میکشیدند که هر دوی ما را ببرند. هرچه میگفتیم، کسی گوش نمیکرد. بابا که این صحنه را دید، با بیل آمد دنبال ما. با آمدن بابا، بعضی از ماموران که آمده بودند داخل خانه، رفتند بیرون. من فورا در را بستم و قفل در را هم انداختم. ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
مریم جعفری، همسر محمد تنها شاهد عینی لحظه قتل است:«چند بار زنگ زدند در را باز نکردیم تا اینکه یک نفر از ماموران از بالای دیوار به داخل حیاط پرید و در را برای ۵ نفر دیگر باز کرد» و به این ترتیب «۶ نفر وارد حیاط شدند. من در اتاق خواب بودم که یک مرتبه وارد خانه و اتاق شدند. پرسیدم چرا وارد خانه شدید؟ شما چه کسانی هستید که گفتند ماموریم و آمدهایم به دنبال محمد جامهبزرگ.»
این نیروها به دنبال محمد جامهبزرگ، خانه و پشت بام را جستجو میکنند و وقتی او را نمییابند قصد خروج از خانه را داشتند که یکی از ماموران از مشاهده «سایهای روی پشت بام» خبر میدهد و ماموران به «پشت بام باز میگردند اما محمد جامهبزرگ در مقابل آنها مقاومت کرده و خواهان «ارائه حکم بازداشت» میشود.
پس از آن ۶ مامور از گروه اول این زن و شوهر را تهدید میکنند که اگر با تیم دوم تماس بگیرند «محمد جامهبزرگ را خواهند کشت» و در ادامه با تماس آنها ۶ نفر از نیروهای دیگر «با قد و قامت بلندتر» وارد خانه میشوند و مریم جعفری، همسر محمد جامهبزرگ را در «طبقه بالا حبس میکنند و خود به پشت بام میروند».
مریم جعفری نیز با اشاره به اینکه چند دقیقه بعد از رفتن ماموران به پشت بام «صدای کوبیده شدن چیزی روی زمین شنیده شد و بعد صدای شلیک شنیدم»، گفته که اما «مامور گفت اتفاقی رخ نداده و ولی کمی حالش بد است. به سرعت رفتم پایین و یک لیوان آب برداشتم تا برای محمد ببرم. او پیرمرد بود و مریضاحوال. همان مامور اما اجازه نداد من بروم بالا. لیوان را از من گرفت و گفت برو پایین.»
همسر جامهبزرگ افزود: «چند دقیقه بعد دوباره رفتم بالا که دیدم هیچ کس روی پشت بام نیست جز شوهر من که کف زمین پشت بام افتاده است. دستم را روی سینهاش گذاشتهام، صدایش کردم، جواب نداد. بدنش گرم بود، گفتم شکر خدا زنده است که یک دفعه دیدم پشت سرش پر از خون است. تازه صورتش را دیدم. به چشم او شلیک شده بود.»
به گفته خانم جعفری، «بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
پرونده قتل محمد هنوز منتج به رای نهایی نشده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
Telegram
ایران بریفینگ / فارسی
محمد جامهبزرگ، بامداد دوم مهرماه ۱۴۰۱ در بحبوحه اعترضات «زن، زندگی، آزادی» با ورود نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به منزلش و شلیک مستقیم و تعمدی آنها کشته شد.
محمد جامهبزرگ متولد سوم فروردین ۴۲ و صاحب مغازهای در شهر ملارد بود که دو روز پس از تظاهرات این…
محمد جامهبزرگ متولد سوم فروردین ۴۲ و صاحب مغازهای در شهر ملارد بود که دو روز پس از تظاهرات این…
❤6🔥1
#تصویرجنگ / موتور حمل مجروح با جوش دادن صندلی پراید به موتور سیکلت در رژه نیروهای مسلح ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ .
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاطمه حیدری، خواهر #جواد_حیدری از کشتهشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بهدست ماموران جمهوری اسلامی، بهمناسبت دومین سالگرد جان باختن برادرش ویدیویی را در اینستاگرام منتشر کرده و نوشته است: «رسواتون میکنیم، دوسال گذشت»
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5🔥1
دو سال پیش در چنین روزی جنگیدند و شعله وجودشان راه آزادی را روشن و ماندگار کرد:
۲ مهر ۱۴۰۱
لینا نامور تهران
مهدی محرم زاده اهل رشت مزار در اردبیل
مرتضی نوروزی لنگرود
محمود کشوری کرج
شهرام زندی تهران
اشکان نوری تهران
سمیرا نوری تهران
سعید زارع شیراز
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۲ مهر ۱۴۰۱
لینا نامور تهران
مهدی محرم زاده اهل رشت مزار در اردبیل
مرتضی نوروزی لنگرود
محمود کشوری کرج
شهرام زندی تهران
اشکان نوری تهران
سمیرا نوری تهران
سعید زارع شیراز
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7👍1🔥1
Forwarded from ایران بریفینگ
محمود در کرج کشته شد و شبانه در قبر مادرش در خرم آباد خاک شد و مادری نداشت که صدای پسرش باشه...
۳۷ سال داست و دوممهر ۱۴۰۱ در خیابان کوکب ، #گلشهر_کرج به ضرب گلوله کشته شده است.
اطلاعاتدچندانی از او در دست نیست، در اعلامیه فوت وی که دوستانش در شبکههای اجتماعی منتشر کردهاند ، مزار وی قبرستان خضر ، روبهروی قطعه بهشت ۱۲ ذکر شده است.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9
Forwarded from ایران بریفینگ
#مرتضی_نوروزی جوان ۲۲ ساله روز شنبه دوم مهرماه ۱۴۰۱ در اعتراضات شهرلنگرود با شلیک ماموران امنیتی کشته شد. پیکر او از سوی نهادهای امنیتی به رشت منتقل شد. مرتضی تک فرزند خانواده بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8
به گزارش رویترز به نقل از دو مقام ارشد امنیتی ایران، سپاه پاسداران پس از انفجار وسایل ارتباطی حزبالله لبنان عملیات گستردهای را برای بررسی همه دستگاههای الکترونیکی خود آغاز کرده است. طبق این گزارش، برخی از دستگاهها از چین و روسیه وارد شدهاند.
براساس آمارهای نهادهای رسمی لبنان، شمار تلفات موج نخست انفجار پیجرها در روز سهشنبه ۲۷ شهریور ، به ۱۲ کشته و ۳ هزار زخمی رسید.
یک مقام حزبالله گفت که انفجار پیجرها «بزرگترین نقض امنیتی» بود که این گروه در نزدیک به یک سال جنگ با اسرائیل در معرض آن قرار گرفته است.
مقامهای اسرائیلی درباره این انفجارها اظهار نظر نکردهاند، اما منابع امنیتی میگویند که موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل، مسئول انفجار دستگاههای ارتباطی در لبنان است.
سفیر تهران در لبنان نیز در پی انفجار پیجرها به شدت زخمی شد.
نیویورک تایمز روز چهارشنبه به نقل از اعضای سپاه پاسداران ایران گزارش داد که سفیر ایران در لبنان یکی از چشمهایش را بر اثر انفجار پیجر از دست داد و چشم دیگرش نیز به شدت آسیب دیده است، از #رضا_سراج یکی از فرماندهان اطلاعاتی سپاه پاسداران نیز که جمهوری اسلامی معتقد است به علت تومور مغزی در روزهای گذشته جان خود را از دیت داده است نیز به عنوان یکی دیگر از کشته شدگان این عملیات نام میبرند.
در اخبار غیر رسمی همچنین از وجود دهها مجروح عضو سپاه پاسداران نیز پس از این انفجارها صحبت شده و یک نماینده مجلس عضوکمیسبون امنیت ملی نیز از احتمال انفجار پیجر #ابراهیم_رئیسی در هلیکوپتر و حین پرواز سخن گفته است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
براساس آمارهای نهادهای رسمی لبنان، شمار تلفات موج نخست انفجار پیجرها در روز سهشنبه ۲۷ شهریور ، به ۱۲ کشته و ۳ هزار زخمی رسید.
یک مقام حزبالله گفت که انفجار پیجرها «بزرگترین نقض امنیتی» بود که این گروه در نزدیک به یک سال جنگ با اسرائیل در معرض آن قرار گرفته است.
مقامهای اسرائیلی درباره این انفجارها اظهار نظر نکردهاند، اما منابع امنیتی میگویند که موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل، مسئول انفجار دستگاههای ارتباطی در لبنان است.
سفیر تهران در لبنان نیز در پی انفجار پیجرها به شدت زخمی شد.
نیویورک تایمز روز چهارشنبه به نقل از اعضای سپاه پاسداران ایران گزارش داد که سفیر ایران در لبنان یکی از چشمهایش را بر اثر انفجار پیجر از دست داد و چشم دیگرش نیز به شدت آسیب دیده است، از #رضا_سراج یکی از فرماندهان اطلاعاتی سپاه پاسداران نیز که جمهوری اسلامی معتقد است به علت تومور مغزی در روزهای گذشته جان خود را از دیت داده است نیز به عنوان یکی دیگر از کشته شدگان این عملیات نام میبرند.
در اخبار غیر رسمی همچنین از وجود دهها مجروح عضو سپاه پاسداران نیز پس از این انفجارها صحبت شده و یک نماینده مجلس عضوکمیسبون امنیت ملی نیز از احتمال انفجار پیجر #ابراهیم_رئیسی در هلیکوپتر و حین پرواز سخن گفته است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁11👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهار سال از مفقود شدن دانیال یزدانی، مدیر یک شرکت دانشبنیان میگذرد.
پروندهای بیسرانجام که حتی بازداشت و اعتراف «افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی» هم گره از این راز نگشود.
آن مامور اطلاعاتی که شواهد بسیاری علیهش بود وخانواده و دوستان دانیال آن را کشف کرده بودند نهایت اعتراف کرد او را به ویلای خود برده و پس از آنکه با «شلیک اتفاقی» از اسلحه سازمانیاش یزدانی را کشته، جسدش را تکه تکه کرده و هر تکهاش را در جایی از بیابانهای جاده قم انداخته است که حتی جای آنها را هم نمیداند.
در این چهار سال حتی نام و مشخصات قاتل دانیال یزدانی هم اعلام نشد و پرونده علیرغم اعتراف صریح قاتل همچنان در مرحله بازپرسی و تحقیق است و حتی به صدور حکم هم نرسیده است.
خبر مفقود شدن دانیال یزدانی، ۳۷ ساله، اولین بار در شبکههای اجتماعی از جمله توییتر توسط شماری از دوستان او از جمله چند نفر از فعالان اجتماعی و روزنامهنگاران منتشر شد.
سپس #روزنامه_همشهری تاریخ دقیق مفقود شدن او را ۱۹ آبان ماه اعلام کرده و آورد که پس از آنکه دانیال یزدانی به طرز مرموزی مفقود شده چند ماه بعد به قتل رسیده و هنوز مشخص نیست در آن چند ماه او کجا بوده است؟
اوآخرین بار به خانوادهاش گفته یکی از دوستانش او را برای دیداری دعوت کرده، خانواده دانیال یزدانی و ماموران آگاهی تهران به سراغ آن دوست رفتند و «منصور که افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی است مدعی میشود که اطلاعی از سرنوشت دانیال ندارد و به همراه دانیال به ویلایش در دماوند رفتند و شب را آنجا ماندهاند و روز بعد به تهران بازگشتند و او در خیابانی حوالی میدان امامحسین تهران از اتومبیلش پیاده شده و دیگر او را ندیده است»
بنابراین گزارش، این افسر متهم به قتل به دلیل آنچه «نبود مدارک» عنوان شد آزاد شد اما پس از اصرار خانواده دانیال مبنی براینکه او حقیقت را کتمان میکند و حتما از سرنوشت پسرشان خبر دارد، او به عنوان «مظنون» پرونده بار دیگر به اداره آگاهی احضار میشود و این بار ماموران متوجه حرفهای ضد و نقیض او میشوند.
گفتنی است در همان ماهها در سال ۱۳۹۹ گزارشهایی متعددی از مفقود شدن چند جوان در مناطق مختلف ایران منتشر شده بود که اگر چه بازتاب گستردهای داشت اما هیچ کدام به سرانجام مشخصی نرسیده است؛ #سها_رضانژاد ، #معین_شریفی، #محسن_محروقی و #دانیال_یزدانی از جمله این افراد هستند.
خانواده دانیال هنوز نمیدانند چرا دانیال کشته شده و چرا دادگاه تاکنون علیرغم اعتراف صریح قاتل حکمی صادر نکرده است؟
#قتلهای_زنجیره_ای #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
پروندهای بیسرانجام که حتی بازداشت و اعتراف «افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی» هم گره از این راز نگشود.
آن مامور اطلاعاتی که شواهد بسیاری علیهش بود وخانواده و دوستان دانیال آن را کشف کرده بودند نهایت اعتراف کرد او را به ویلای خود برده و پس از آنکه با «شلیک اتفاقی» از اسلحه سازمانیاش یزدانی را کشته، جسدش را تکه تکه کرده و هر تکهاش را در جایی از بیابانهای جاده قم انداخته است که حتی جای آنها را هم نمیداند.
در این چهار سال حتی نام و مشخصات قاتل دانیال یزدانی هم اعلام نشد و پرونده علیرغم اعتراف صریح قاتل همچنان در مرحله بازپرسی و تحقیق است و حتی به صدور حکم هم نرسیده است.
خبر مفقود شدن دانیال یزدانی، ۳۷ ساله، اولین بار در شبکههای اجتماعی از جمله توییتر توسط شماری از دوستان او از جمله چند نفر از فعالان اجتماعی و روزنامهنگاران منتشر شد.
سپس #روزنامه_همشهری تاریخ دقیق مفقود شدن او را ۱۹ آبان ماه اعلام کرده و آورد که پس از آنکه دانیال یزدانی به طرز مرموزی مفقود شده چند ماه بعد به قتل رسیده و هنوز مشخص نیست در آن چند ماه او کجا بوده است؟
اوآخرین بار به خانوادهاش گفته یکی از دوستانش او را برای دیداری دعوت کرده، خانواده دانیال یزدانی و ماموران آگاهی تهران به سراغ آن دوست رفتند و «منصور که افسر یکی از ارگانهای امنیتی نظامی است مدعی میشود که اطلاعی از سرنوشت دانیال ندارد و به همراه دانیال به ویلایش در دماوند رفتند و شب را آنجا ماندهاند و روز بعد به تهران بازگشتند و او در خیابانی حوالی میدان امامحسین تهران از اتومبیلش پیاده شده و دیگر او را ندیده است»
بنابراین گزارش، این افسر متهم به قتل به دلیل آنچه «نبود مدارک» عنوان شد آزاد شد اما پس از اصرار خانواده دانیال مبنی براینکه او حقیقت را کتمان میکند و حتما از سرنوشت پسرشان خبر دارد، او به عنوان «مظنون» پرونده بار دیگر به اداره آگاهی احضار میشود و این بار ماموران متوجه حرفهای ضد و نقیض او میشوند.
گفتنی است در همان ماهها در سال ۱۳۹۹ گزارشهایی متعددی از مفقود شدن چند جوان در مناطق مختلف ایران منتشر شده بود که اگر چه بازتاب گستردهای داشت اما هیچ کدام به سرانجام مشخصی نرسیده است؛ #سها_رضانژاد ، #معین_شریفی، #محسن_محروقی و #دانیال_یزدانی از جمله این افراد هستند.
خانواده دانیال هنوز نمیدانند چرا دانیال کشته شده و چرا دادگاه تاکنون علیرغم اعتراف صریح قاتل حکمی صادر نکرده است؟
#قتلهای_زنجیره_ای #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬14👍4
ایران بریفینگ مطلع شده است ، ماموران امنیتی صبح امروز دوشنبه دوم مهر ماه، امیرحسین حقجویان، از دوستان نزدیک رضا رسایی زندانی سیاسی اعدام شده، را بازداشت کردند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایران بریفینگ ، ۲۰ مامور مسلح اطلاعات سپاه با حضور در زمین کشاورزی محل کار امیرحسین حقجویان در شهرستان صحنه او را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
ماموران هیچ اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت این جوان ارائه نکردهاند.
#رضا_رسایی زندانی سیاسی،دوست صمیمی #امیرحسین_حق_جویان ، ۱۶ مرداد سال جاری به صورت مخفیانه و بدون اطلاع خانواده اعدام شد.
#اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بنا بر اطلاعات رسیده به ایران بریفینگ ، ۲۰ مامور مسلح اطلاعات سپاه با حضور در زمین کشاورزی محل کار امیرحسین حقجویان در شهرستان صحنه او را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
ماموران هیچ اطلاعاتی درباره دلیل بازداشت این جوان ارائه نکردهاند.
#رضا_رسایی زندانی سیاسی،دوست صمیمی #امیرحسین_حق_جویان ، ۱۶ مرداد سال جاری به صورت مخفیانه و بدون اطلاع خانواده اعدام شد.
#اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۳۱ شهریور ۱۴۰۱ یکی از انقلابی ترین روزها و در واقع آغاز اعتراضات #انقلاب۱۴۰۱ در تبریز است.
اینجا شهرداری تبریز هست و مزدوران رژیم در داخل محوطه شهرداری پناه گرفته اند، مردم و جوانان قصد ورود و تصرف ساختمان #شهرداری_تبریز را دارند.
یک خانم شجاع را نیز در فیلم میبینید که در جلوی جوانان و دسته آنها قرار دارد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اینجا شهرداری تبریز هست و مزدوران رژیم در داخل محوطه شهرداری پناه گرفته اند، مردم و جوانان قصد ورود و تصرف ساختمان #شهرداری_تبریز را دارند.
یک خانم شجاع را نیز در فیلم میبینید که در جلوی جوانان و دسته آنها قرار دارد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از ابتدای #انقلاب۵۷ سپاه پاسداران دارای واحد اطلاعاتی ـ امنیتی بود.
واحد #اطلاعات_سپاه با انگیزه جمع آوری اطلاعات از گروه های مخالف در سال ۵٨ ایجاد شد.
واحد اطلاعاتی سپاه در فاصله اندکی از جزوات ساواک دانش آموخت، با سرکوب مخالفان تجربه کسب کرد و تشکیلات گسترده ای را راه انداخت، همین واحد در ترور بسیاری از مخالفین #جمهوری_اسلامی در خارج از کشور همچون اویسی و برومند دست داشت، بعدها فعالیتهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خارج از کشور با حمایت #ولی_فقیه در دهه ٧٠ با عنوان #نیروی_قدس_سپاه_پاسداران سازمان داده شد.
نیروی قدس مأموریت برون مرزی داشت و بر همین پایه به ایجاد پایگاه های اطلاعاتی در خارج از کشور اقدام کرد.
این پایگاه ها در ترور نیروهای اپوزیسیون در دوره ریاست جمهوری #هاشمی_رفسنجانی نقش داشتند.
چرخه دخالت #سازمان_اطلاعات_سپاه_پاسداران در سیستم سیاست و اقتصاد در درون و بیرون مرز ها تا به امروز ادامه دارد و چه بسا گسترده تر نیز شده، این دو سازمان در واقع نقش کامل کننده هم دیگر را دارند اولی شناسایی میکند و دومی عمل !
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
واحد #اطلاعات_سپاه با انگیزه جمع آوری اطلاعات از گروه های مخالف در سال ۵٨ ایجاد شد.
واحد اطلاعاتی سپاه در فاصله اندکی از جزوات ساواک دانش آموخت، با سرکوب مخالفان تجربه کسب کرد و تشکیلات گسترده ای را راه انداخت، همین واحد در ترور بسیاری از مخالفین #جمهوری_اسلامی در خارج از کشور همچون اویسی و برومند دست داشت، بعدها فعالیتهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خارج از کشور با حمایت #ولی_فقیه در دهه ٧٠ با عنوان #نیروی_قدس_سپاه_پاسداران سازمان داده شد.
نیروی قدس مأموریت برون مرزی داشت و بر همین پایه به ایجاد پایگاه های اطلاعاتی در خارج از کشور اقدام کرد.
این پایگاه ها در ترور نیروهای اپوزیسیون در دوره ریاست جمهوری #هاشمی_رفسنجانی نقش داشتند.
چرخه دخالت #سازمان_اطلاعات_سپاه_پاسداران در سیستم سیاست و اقتصاد در درون و بیرون مرز ها تا به امروز ادامه دارد و چه بسا گسترده تر نیز شده، این دو سازمان در واقع نقش کامل کننده هم دیگر را دارند اولی شناسایی میکند و دومی عمل !
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8
#تصویرجنگ/ رژه پدافند هوایی خودکششی ZPU-23-4M شیلکا نیروی زمینی شاهنشاهی در ۲۱ آذر ۱۳۵۴ میدان شهیاد تهران.
#شلیکا تا قبل از ورود موشکهای هاوک اولین سامانه پدافندی زمین به هوای ایران بود.
در دوره پهلوی ۴ گردان شلیکا نسخه ام از شوروی خریداری شد که هر لشکر زرهی یک گردان شیلکا در واحد توپخانه لشکری خود داشت ، #لشکر۹۲_زرهی_اهواز ، #لشکر۱۶زرهی_قزوین ، #لشکر۸۱زرهی_کرمانشاه و همچنین یک گردان جهت آموزش در مرکز آموزش توپخانه اصفهان .
نحوه استقرار این پدافندها در غرب کشور یک نکته را ثابت میکند که #محمد_رضا_پهلوی شاه فقید ایران نه تنها نگرانی از امنیت پایتخت و دیگر نقاط همچون شمال ایران (باتوجه به اوج دوران جنگ سرد و نزدیکی ایران به بلوک غرب) نداشت بلکه از شرق کشور هم که درگیر اختلافات عدیده با شوروی وافغانستان هم بود آسوده خیال بود و تنها خطر را عراق میدانست.
ایران در زمان حکومت پهلوی دست به سفارش ۵۰۰ عراده از این توپ زد ولی از قرار تعداد کمی شاید بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ عراده تحویل ایران شد و سپس در پی انقلاب ۵۷ این سفارشات با محوریت صادق طباطبایی لغو شد.
با شروع #جنگ_ایران_وعراق تا اواسط سال۱۳۶۱ به واسطه تکمیل نبودن موشکهای هاوک (که بعدها در جریان #مک_فارلین تکمیل شد) این سامانه تنها سپر دفاعی پدافند ایران بود، رزمندگان ایران البته در خلال جنگ نیز توانستند حدود ۵۰ عراده را نیز از عراق به غنیمت بگیرند که همچنان کمابیش این سامانه قدیمی اما بازسازی شده را در خدمت بگیرند، اخباری نیز در دهه ۷۰ منتشر شده که ایران توانسته برروی تانکهای حیدرکرار که الگو گرفته از تانکهای تی-۷۲ شوروی است ساخته ونصب کرده است که تاکنون در هیچ رزمایشی دیده نشده است.
شیلکا همچنان در ۲۵ کشور جهان درخدمت است که یا در نقش پشتبانی زمینی و یا پدافند هوایی با یا بدون ارتقا به کار میرود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#شلیکا تا قبل از ورود موشکهای هاوک اولین سامانه پدافندی زمین به هوای ایران بود.
در دوره پهلوی ۴ گردان شلیکا نسخه ام از شوروی خریداری شد که هر لشکر زرهی یک گردان شیلکا در واحد توپخانه لشکری خود داشت ، #لشکر۹۲_زرهی_اهواز ، #لشکر۱۶زرهی_قزوین ، #لشکر۸۱زرهی_کرمانشاه و همچنین یک گردان جهت آموزش در مرکز آموزش توپخانه اصفهان .
نحوه استقرار این پدافندها در غرب کشور یک نکته را ثابت میکند که #محمد_رضا_پهلوی شاه فقید ایران نه تنها نگرانی از امنیت پایتخت و دیگر نقاط همچون شمال ایران (باتوجه به اوج دوران جنگ سرد و نزدیکی ایران به بلوک غرب) نداشت بلکه از شرق کشور هم که درگیر اختلافات عدیده با شوروی وافغانستان هم بود آسوده خیال بود و تنها خطر را عراق میدانست.
ایران در زمان حکومت پهلوی دست به سفارش ۵۰۰ عراده از این توپ زد ولی از قرار تعداد کمی شاید بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ عراده تحویل ایران شد و سپس در پی انقلاب ۵۷ این سفارشات با محوریت صادق طباطبایی لغو شد.
با شروع #جنگ_ایران_وعراق تا اواسط سال۱۳۶۱ به واسطه تکمیل نبودن موشکهای هاوک (که بعدها در جریان #مک_فارلین تکمیل شد) این سامانه تنها سپر دفاعی پدافند ایران بود، رزمندگان ایران البته در خلال جنگ نیز توانستند حدود ۵۰ عراده را نیز از عراق به غنیمت بگیرند که همچنان کمابیش این سامانه قدیمی اما بازسازی شده را در خدمت بگیرند، اخباری نیز در دهه ۷۰ منتشر شده که ایران توانسته برروی تانکهای حیدرکرار که الگو گرفته از تانکهای تی-۷۲ شوروی است ساخته ونصب کرده است که تاکنون در هیچ رزمایشی دیده نشده است.
شیلکا همچنان در ۲۵ کشور جهان درخدمت است که یا در نقش پشتبانی زمینی و یا پدافند هوایی با یا بدون ارتقا به کار میرود.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر جدید از مهرشاد شهیدی، معترض جانباخته زن، زندگی، آزادی؛ پدر مهرشاد شهیدی، از جانباختگان خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی در ایران، تصاویر جدیدی از فرزندش در حساب اینستاگرامی خود منتشر کرده است.
#مهرشاد_شهیدی ۲۰ ساله، سرآشپز رستوران بوته اراک، در چهارم آبان ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات سراسری زن، زندگی، آزادی در اراک به واسطه ضرب و شتم شدید ماموران امنیتی در خیابان کشته شد.
شاهدانی که در خیابان نحوه کشتهشدن مهرشاد را دیدهاند، به یکی از رسانهها تعریف کردهاند که در آن روز، «با تمام توان در حال دویدن بوده، مامورها دنبالش بودند، گاز اشک آور میزنند، تعادلش را از دست میدهد به یکی از سطل آشغالهای کنار خیابان میخورد و میافتد. میریزند روی سرش. ۷-۸ نفر ابتدا با شوکر و بعد با باتوم میزنند.
مردی جلوتر میرود اما او را با باتوم و گاز اشک آور عقب میرانند. بعد از چند دقیقه ضرب و جرح، پسر جوان که روی زمین بدون حرکت مانده را بلند میکنند و کشانکشان میبرند و این آخرین باری است که مهرشاد شهیدینژاد دیده میشود.
این سه شاهد گفتهاند: «که شاهد این صحنهها بودهاند و توصیفی هولناک از ضرب و جرح مهرشاد شهیدینژاد توسط مأموران امنیتی ارائه میدهند. هر سه نفر میگویند که مطمئن نیستند مهرشاد همانجا در خیابان جان باخته است یا بعد از آنکه ماموران امنیتی او را با خود بردهاند. ماموران امنیتی به خانواده مهرشاد گفتهاند که او دچار ایست قلبی شده، برای احیا به بیمارستان منتقل شده اما احیا نشده است.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مهرشاد_شهیدی ۲۰ ساله، سرآشپز رستوران بوته اراک، در چهارم آبان ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات سراسری زن، زندگی، آزادی در اراک به واسطه ضرب و شتم شدید ماموران امنیتی در خیابان کشته شد.
شاهدانی که در خیابان نحوه کشتهشدن مهرشاد را دیدهاند، به یکی از رسانهها تعریف کردهاند که در آن روز، «با تمام توان در حال دویدن بوده، مامورها دنبالش بودند، گاز اشک آور میزنند، تعادلش را از دست میدهد به یکی از سطل آشغالهای کنار خیابان میخورد و میافتد. میریزند روی سرش. ۷-۸ نفر ابتدا با شوکر و بعد با باتوم میزنند.
مردی جلوتر میرود اما او را با باتوم و گاز اشک آور عقب میرانند. بعد از چند دقیقه ضرب و جرح، پسر جوان که روی زمین بدون حرکت مانده را بلند میکنند و کشانکشان میبرند و این آخرین باری است که مهرشاد شهیدینژاد دیده میشود.
این سه شاهد گفتهاند: «که شاهد این صحنهها بودهاند و توصیفی هولناک از ضرب و جرح مهرشاد شهیدینژاد توسط مأموران امنیتی ارائه میدهند. هر سه نفر میگویند که مطمئن نیستند مهرشاد همانجا در خیابان جان باخته است یا بعد از آنکه ماموران امنیتی او را با خود بردهاند. ماموران امنیتی به خانواده مهرشاد گفتهاند که او دچار ایست قلبی شده، برای احیا به بیمارستان منتقل شده اما احیا نشده است.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7👍1🔥1🤬1