ایران بریفینگ
7.78K subscribers
23.3K photos
29.2K videos
40K links
هدف ما؛ پایش و اطلاع رسانی تمامی فعالیت‌های نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
بچه‌ی ۱۷ ساله را فقط به خاطر پاره کردن عکس خامنه‌ای کشتند. پدرش بدن به دار آویخته او را در مغازه‌اش با لباس های پاره شده پیدا کرد.
٢٧ مهر ۱۴۰۱ علیرضا فیلی دانش‌‌آموز ١٧ سالە در حالی مفقود می‌شود که دوستانش اطلاع داده بودند که در بعد از تعطیلی مدرسه دیده‌اند که او را به زور سوار خودروی پژوی بدون پلاک کرده‌اند.
پدر علیرضا بە ادارە آگاهی شکایت برده و اعلام کردە بود پسر او مفقود شده، در اداره آگاهی البته تلویحا به او می‌فهمانند که بهتر است شکایت نکند و‌به نهادهای امنیتی برود به دنبال فرزندش.

#علیرضا_فیلی در تجمعات اعتراضی دانش‌آموزان حضور داشت، کتک خورده بود و مورد اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای هم قرار گرفته بود. تصاویری از پاره کردن عکس خمینی و خامنه‌ای در کتابهای درسی‌اش در مدرسه از او‌دست به دست می‌شود و احتمالا به همین دلیل هم او را نشان کرده بودند.
۴۸ ساعت گذشته است و‌ پدر علیرضا به هر اداره‌ و‌نهادی مراجعه می‌کند به او‌ جواب سربالا می‌دهند ، در نهایت از سوی حراست آموزش و پرورش فردی به نام رسولی با خانه تماس می‌گیرد و‌اصرار می‌کند باید با پدر حرف برند، مادرش می‌گوید پدرش نیست و‌ مغازه تماس بگیرد اما رسولی اصرار می‌کند هر جا هست نیم ساعت دیگر خانه باشد، به پدر علیرضا خبر می‌دهند، مغازه را تعطیل می‌کند و‌یریع به خانه می‌رود، اما از تماس رسولی خبری نمی‌شود!
پدر علیرضا وقتی مستاصل به مغازه برمی‌گردد با پیکر به دار آویخته‌ فرزندش در حالی که تمام لباس‌هایش پاره شده است مواجه می‌شود.
تلاش احمقانه دیگری برای صحنه‌سازی یک خودکشی دیگر از سوی جمهوری اسلامی.
جسد علیرضا در ۲۹ مهرماه ۱۴۰۱ در مغازه پدرش در اندیشه، شهریار تهران در حالی پیدا می‌شود که حکومت مدعی است او خودکشی کرده، اما به این خانواده نه اجازه چاپ اعلامیه دادند ، نه اجازه برگزاری ختم و مراسم و‌ نه حتی تا شش ماه اجازه نصب سنگ قبر.
#خامنه_ای_کودک_کش #علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
14👍2🔥1
روز ۲۷ مهر ۱۴۰۲، سالگرد کشته‌شدن اسماعیل شنبدی بود.
درباره اسماعیل زیاد نخوانده‌ایم. او از جان‌باختگان گمنام است.
اما چندی پیش عضوی از خانواده‌اش برای ایران بریفینگ شرح واقعه اسماعیل را این گونه تعریف می‌کند: «اسماعیل در شیراز کار می‌کرد اما مادر و دو خواهرش در استهبان فارس زندگی می‌کردند، بچه زحمت‌کشی بود و از جوانی کار می‌کرد. به تازگی هم یک ماشین نو، از همین ماشین‌های ایران‌خودرو خریده بود. هنوز روکش‌های ماشین خود را نکنده بود.»

روز جمعه ۲۲ مهر،، اسماعیل و چند نفر از دوستانش به صف معترضان در خیابان «قاآنی» شیراز می‌پیوندند، شعار می‌دهند و درگیری لباس شخصی‌ها و یگان ویژه با معترضان آغاز می‌شود.

ابتدا چند گلوله ساچمه‌ای به اسماعیل شلیک کرده بودند. گلوله‌ها به کمرش خورده بودند و توان راه رفتن نداشته است: «دوستانش موتور داشتند، او را ترک موتور می‌نشانند تا از صحنه دور شوند. لباس شخصی‌ها اما رحم نمی‌کنند، با ماشین دنبال موتور آن‌ها می‌افتند و به شدت به موتور می‌کوبند. اسماعیل از ترک موتور پایین می‌افتد. باز هم رحم نمی‌کنند، تازه با باتوم به جان او می‌افتند. بعد هم خودشان زنگ می‌زنند اورژانس و اسماعیل را به بیمارستان رجایی شیراز منتقل می‌کنند.»

به گفته او: «لباس شخصی‌ها و نیروهای امنیتی به طور مدام در بیمارستان حضور دارند و به خانواده‌های معترضانی که به این بیمارستان منتقل می‌شوند، اجازه ملاقات نمی‌دهند. اسماعیل از جمعه ۲۲ مهر تا چهارشنبه ۲۷ مهر در بخش «آی‌سی‌یو» در بیمارستان بستری بود اما به خانواده‌اش اجازه ملاقات نداده بودند: «پرستارها گفته بودند اسماعیل اگر زنده بماند هم قطع نخاع می‌شود.»

پس از مرگ اسماعیل، نهادهای امنیتی خانواده شنبدی را تهدید می‌کنند که بگویند علت مرگ، «تصادف» بوده است و همه جا اعلام کنند او در اعتراضات کشته نشده است، در غیر این صورت جنازه را تحویل نمی‌دهند: «دروغ نبود، خودشان اسماعیل را با تصادف کشته بودند. خانواده سکوت کردند بلکه پیکر او را تحویل بگیرند. اما بعد گفتند برای تحویل جنازه باید ۴۵ میلیون تومان بپردازید، چون ۴۵ میلیون تومان هزینه بیمارستان شده است.»

خانواده
#اسماعیل_شنبدی اما گفته بودند چنین پولی نداریم: «چند روز گذشت تا این که آن‌ها سراغ ماشین اسماعیل را گرفتند. ماشین نو اسماعیل را بردند و پیکرش را تحویل
دادند!!»
#علیه_فراموشی
🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
11🔥3👍1
یکی از معترضان اسلامشهر که کمتر درباره نحوه به قتل رسیدن وی اخبار منتشر شده استک
#علیرضا_حسینی⁩ متولد ۱۵ تیر ۱۳۷۶ در روز ۳۰ شهریور سال ۱۴۰۱ در شهریور، در محدوده فلکه دوم گلستان #اسلامشهر، کشته شده است.
‏علیرضا کارمند بیمارستان عرفان نیایش در جنت‌آباد تهران بود و به همراه پدر و مادرش در منطقه گلستان اسلامشهر سکونت داشت.
دو گلوله جنگی به علیرضا شلیک کردند و بعد انتقال به بیمارستان، ماموران با خانواده تماس گرفته و خبر فوت او را در بیمارستان می‌دهند.
‏ماموران پیکر علیرضا را از بیمارستان خارج کرده و خانواده را تهدید می‌کنند که تنها در صورت سکوت مطلق، پیکر او را جهت دفن بی‌ سر و صدا به خانواده تحویل خواهند داد.
در نهایت جسد علیرضا بعد از دو روز در بهشت فاطمه شهر صالحیه با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده و ماموران لباس شخصی دفن شد.
‏در گواهی فوت علیرضا که روز ۱۲ مهر ۱۴۰۱ در سازمان ثبت احوال به ثبت رسیده، علت مرگ «برخورد اجسام سخت یا تیز» ذکر شده است.
در گزارش پزشکی قانونی همچنین نوشته شده «جسد به‌صورت طاق باز داخل سرد خانه رویت شد آثار تیر خوردگی روی سفید ران پای چپ و گلو در نزدیکی حنجره و آثار خالکوبی روی سینه و پهلوی راست و بازوی چپ رویت شد.»
‏با وجود مدارک مستدل و چند شاهد عینی، پیگیری‌های خانواده حسینی از مقامات امنیتی و قضایی استان تهران تاکنون بی‌نتیجه مانده و تنها پاسخی که دریافت کردند، این بود که «ما او را نکشتیم، دیگر مراجعه نکنید».
‏علیرضا مظلوم زیست، مظلوم کشته شد و صدای دادخواهی خانواده‌اش، شنیده نشد.
#صدایشان_باشیم
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8🔥3🤬1
🔖علی بنی‌اسد، ۲۰ ساله ساکن اهواز فاقد هرگونه سابقه فعالیت سیاسی که حتی در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز در اهواز دخالتی نداشت، تنها بر اساس گزارش تلفنی یک فرد مغرض توسط «ماموران اداره اطلاعات اهواز» به ظن حمل سلاح بازداشت می‌شود.
#علی_بنی_اسد روز دوشنبه ۲۵ مهرماه ۱۴۰۱ بازداشت می‌شود و روز چهارشنبه ۲۷ مهرماه در تماسی که گفته شده از طرف دادگاه انقلاب گرفته شده به خانواده او می‌گویند که فرزندشان جان خود را از دست داده و باید مراجعه کنند تا پیکرش را تحویل بگیرند.»
در گواهی فوت صادر شده از سوی پزشکی قانونی برای علی علت مرگ «از کار افتادگی کلیه» اعلام شده اما نزدیکان او داشتن هرگونه بیماری زمینه ای این جوان را تکذیب کرده و می‌گویند اگر هم کلیه‌های او از کار افتاده است قطعا بر اثر شدت ضرب و شتم جان باخته است.
منبع نزدیک به خانواده علی بنی اسد همچنین حمل و نگهداری سلاح را هم از سوی این جوان رد کرده و گفته است: «بر اساس اتهامی واهی بدون سند او را بازداشت کرده‌اند در حالی که علی فاقد سابقه فعالیت سیاسی بوده و مشارکتی در اعتراضات اخیر هم نداشته است.»
خانواده علی چند ماه بعد پی بردند فردی مغرض که از خواستگاری رفتن وی به خانه دوست وی شاکی بوده این گزارش دروغ را تلفنی به وزارت اطلاعات داده است.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍74🤬2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کبری شیخه ؛ شیرزن و مادری دلاور که در خیزش سراسری ۱۴۰۱ پابه پای فرزندان و جوانان مهاباد جنگید و سرانجام توسط نیروهای سرکوبگر با شلیک مستقیم گلوله جنگی به قتل رسید.
#کبری_شیخە_سقا ، معروف به دایه کبری، در مهاباد به دنیا آمد و زندگی خود را در همین شهر گذراند.
او زنی زحمتکش و رنجدیده در عین حال شجاع و مقاوم بود که همیشه در کنار مردم و جوانان شهرش ایستاد.
او در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ فعالانه در کنار جوانان شهرش ایستاد و پا به پا شرکت میکرد. او گفته بود:‌
“این جوانانی که شهید می‌شوند، بچه‌های من هم هستند.”
او از داخل خانه خود برای جوانان روسری و ماسک می آورد تا چهره های خود را بپوشانند و شناسایی نشوند.
در حین اعتراض برای جوانان سنگ جمع میکرد تا از خود در مقابل مزدوران تا دندان مسلح دفاع کنند. بارها فرزندانش او را به داخل خانه کشیدند اما او هر بار با گفتن جمله‌ای با این مضمون که
“تا روزی که جوانان این مرز و بوم سینه خود را در برابر گلوله‌ها سپر کنند، من نمی‌توانم در خانه بمانم”،
از حیاط خانه بیرون می‌رفت و با معترضان همراهی می‌کرد
در یکی از اعتراضات کبری شیخه از ناحیه گردن مورد اصابت دو‌گلوله قرار گرفت و در دم جان باخت.
دایه کبری در میان فرزندان دلیر و قهرمانان آزادی در باغ فردوس مهاباد به خاک سپرده شد.
او در زمان شهادت ۵۲ سال داشت.
#علیه_فراموشی #یاد_یاران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
10🔥1
به گزارش رسانه‌های اسرائیل در وسایل کشف شده از جسد یحیی سنوار مبلغ ۴۰ هزار شِکِل (واحد پول اسرائیل) معادل بیش از ۱۰ هزار دلار وجه نقد و گذرنامه‌ای متعلق به یک معلم آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی (انروا) که در ماه‌های اخیر در مصر بوده، دیده می‌شود.
یحیی سنوار، رهبر گروه تروریستی حماس، روز گذشته به همراه دو تروریست دیگر در خانه‌ای در رفح کشته شد.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬7👍2
گفته می‌شود یحیی سنوار قصد عزیمت به نصر را داشته و‌اینکه پیشتر هم در مصر بوده است.
این را از پاسپورتی که در میان وسایل او بوده است را فهمیده‌اند.
به گزارش رسانه‌های اسرائیل در وسایل کشف شده از جسد یحیی سنوار گذرنامه‌ای متعلق به یک معلم آژانس امدادرسانی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی (انروا) بوده که سنوار از آن در ماه‌های اخیر برای به مصر رفتن استفاده می‌کرده.
یحیی سنوار، رهبر گروه تروریستی حماس، روز گذشته به همراه دو تروریست دیگر در خانه‌ای در رفح کشته شد.
‏مکان درگیری و هلاکت یحیی سینوار نیز در تل السلطان فقط ۱ کیلومتر با مرز مصر فاصله داشت.
حالا برکناری رئیس اطلاعات مصر و اصرار اسرائیلی ها بر اتفاقی بودن این عملیات مشخص می‌شود.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍13😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زانیار ابوبکری، فرزند عبدالله و خدیجه، ۲۲ ساله، دیپلم مکانیک.
بعد از سربازی، علاوه بر مکانیکی، نماکاری ساختمان هم انجام می‌داد، زانیار روز ۵ آبان کشته می‌شود، او‌مشهور است به «داماد مهاباد»
او در آن روز همراه با مادر و برادرش به خیابان‌ها می‌روند، برادر #زانیار_ابوبکری در میان شلوغی‌ها ناپدید می‌شود، زانیار برای حفظ جان مادرش می‌گوید بدو، تیراندازی می‌کنند، اما ناگهان زانیار بر زمین می‌افتد و شکمش می‌شود فواره خون.

یک شاهد عینی به ایران بریفینگ گفته است : «زانیار با دختری که خیلی دوستش داشت بنام «دیمن» نامزد بود و قرار بود به زودی ازدواج کنند.

در جریان خیزش سراسری، روز مراسم خاکسپاری #اسماعیل_مولودی از جان‌باخته های مهاباد در ۵ آبان ۱۴۰۱، شروع بزرگ‌ترین اعتراضای مردم در کردستان بود. نیروهای امنیتی با بی‌رحمی از سلاح‌های جنگی استفاده می‌‌کردند ‌و اعتراضات به خشونت کشیده شد.
زانیار و برادر کوچکترش همراه مادرشان به خیابان رفتند، ماموران با ساچمه شلیک می‌کردند، همه درخت‌ها پر از ساچمه بود. تیراندازی با سلاح جنگی که آغاز شد، زانیار سنگ‌ آخر را به طرف ماموران پرت کرد، دست راست مادرش را گرفت و گفت فرار کنیم، در همان حال، زانیار جلوی پای مادرش به زمین افتاد و فریاد زد «ئه ی دایه گیان» (ای مادر جان)، مادرش فکر کرد زانیار زمین خورده است، دور کمر پسرش را گرفت تا بلند کند ولی نتوانست.»

این منبع آگاه ادامه داده: «دو جوان به کمک مادر آمدند تا زانیار را بلند کنند، اما مادر تازه فهمید که زانیار گلوله خورده و شروع کرد به داد و فریاد. از شکم زانیار خون فواره می‌زد، با گلوله قناسه به پسرش شلیک شده بود. گلوله از پشت به سمت چپ کمر زانیار شلیک شده بود و از سمت راست شکمش خارج شده بود. زانیار را به بیمارستان رساندند و او را فوری به اتاق عمل می‌برند، اما زانیار توان تحمل چنین جراحتی را نداشت و جان سپرد.»
#علیه_فراموشی #یاد_یاران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
9👍1
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفت: «خامنه‌ای در اطلاعات، آگاهی، پیش‌گویی و پیش‌بینی نمونه است.»
او افزود: «خامنه‌ای از ویژگی شجاعت و محبت در دل مردم بر خوردار است که این از نعمات الهی است.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁24🔥3🤬2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمد جامه‌بزرگ، متولد سوم فروردین ۴۲، اهل شهرستان تویسرکان همدان، ساکن ملارد.

روایت تلخ #محمد_جامه_بزرگ از نحوه کشته‌شدنش در خانه، مقابل چشم خانواده به دست ماموران امنیتی را پسرش گفته است..

ماجرای محمد جامه بزرگ و تبدیل خانواده‌اش به دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور آغاز می‌شود.

آن روز ملارد صحنه اعتراضات مردمی است، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ می‌گوید: فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم  و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ می‌کردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشک‌آور داخل خانه. ما می‌خواستیم برویم داخل اما بابا نمی‌آمد و می‌گفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»

پس از تهدید شفاهی محمد جامه بزرگ در روز اول مهرماه،  او تصور می‌کند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را می‌زنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشت‌بام به خانه همسایه پناه می‌برند و مقتول به پشت‌بام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا می‌کنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمی‌شود، در این لحظه تهدید می‌شود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما می‌آیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه می‌شود.

همسر محمد جامه‌بزرگ نیز پیشتر گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمه‌ای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
#علیه_فراموشی #یاد_یاران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
8👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظه شلیک تانک اسرائیلی به سمت ساختمانی در محله تل السلطان در رفح که یحیی سنوار در داخل آن حضور داشت و در نهایت به هلاکت او منجر شد

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍14
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چند متر مانده به فرمانداری، دو مأمور، دست و پای یک پسر جوان را گرفته بودند و یک مأمور دیگر او را کتک می‌زد. کمی آن‌طرف‌تر، چند مأمور یک دختر نوجوان را زیر کتک و باتوم گرفته بودند. صحنه خیلی بدی بود. می‌ترسیدیم جلو برویم.
دختر داد می‌زد بی‌غیرت‌ها و غیرت ندارید و از این چیزها. یک پسر جوان که خیلی قد بلند بود، دو متر بیشتر بود، برای کمک به آن دختر جلو رفت، با مأمورها درگیر شد. چند نفری ریختند سرش اما حریفش نبودند. یکباره عقب رفتند و شلیک کردند. به سینه‌اش شلیک کردند، افتاد.
شاهدان عینی کشته‌ شدن #پدرام_آذرنوش، نوجوان ۱۷ ساله، در نزدیکی فرمانداری دهدشت می‌گویند که مأمورهای حکومتی ابتدا با گلوله‌های ساچمه‌ای به او شلیک کردند، او همچنان ایستاده بود اما از بالای پشت بام با گلوله جنگی بر سینه‌اش زدند و قلبش را نشانه گرفتند.
به گفته شاهدان عینی، پدرام آذرنوش همان‌جا بعد از اصابت گلوله به قلبش جان باخته است.
پدرام آذرنوش،‌ متولد ۲۷ خرداد ۱۳۸۳ و قهرمان کاراته بود. نوجوان ۱۷ ساله‌ای که غروب پنج‌شنبه، ۳۱ شهریور بر اثر اصابت گلوله در دهدشت کشته شد و در روستای دره‌لبک در استان کهگیلویه و بویراحمد به خاک سپرده شده است.
نزدیکان او گفته‌اند که چند گلوله ساچمه‌ای به او اصابت کرده بود اما گلوله جنگی تک‌تیرانداز از بالای پشت بام، حالت بالا به پایین به قلبش خورده. قلب و کلیه و سینه را ترکانده و جان او را گرفته است.
یکی از نزدیکان پدرام آذرنوش می‌گوید که پیکر او را در بیمارستان یک جایی مانند انباری انداخته بودند. دایی‌ها و عموهای پدرام در بیمارستان را شکاندند و از آنجا بیرون آوردند. روی دست‌های آنها بود که پدرش رسید و همان‌جا سکته کرد و به آی‌سی‌یو منتقل شد.
او می‌گوید: «دهدشت، شهر کوچک عشیره‌ای است همه همدیگر را می‌شناسند. صدای تیراندازی که بلند می‌شود و خبر تیراندازی همه جا می‌پیچد پدر پدرام سراغ مأموران می‌رود و می‌پرسید چی شده؟ می‌گویند هیچی. یک پسری زخمی شده. به او می‌گویند که گلوله به زانویش خورده».
فیض‌الله آذرنوش، پدر پدرام آذرنوش، به گفته نزدیکانش از نیروهای تکاور ارتش هوابرد بوده است،او جانباز جنگ ایران و عراق است و در ۱۴ سالگی به عنوان داوطلب بسیجی به جبهه رفته بود.
#علیه_فراموشی #یاد_یاران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
10🕊5👍1
از ابتدای ماه اکتبر سال جاری میلادی، برابر با بازه زمانی ۱۰ مهر تا ۲۶ مهر، دست‌کم ۱۰۰ زندانی در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند.
جان بیش از پنج زندانی #زندان_شیبان_اهواز نیز در خطر ایت و‌احتمال اعدام قریب الوقوع آنها می‌رود.
طبق این آمار، جمهوری اسلامی در ۱۷ روز گذشته، در هر روز حدود شش نفر را اعدام کرده است.»
حق حیات انسانی از جمله اساسی ترین حقوقی است که برای همه انسان‌ها به رسمیت شناخته شده و اهمیت و ضرورت تضمین و تامین آن ایجاب می‌کند که حاکمیت‌ها آن را محترم شمارند.
#اعدام_نکنید #جمهوری_اعدامی #CutTheRope

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬6👍3🔥2
#تصویرجنگ / حتی چرخ هواپیما هم میتواند خطرناک باشد! پس از لندینگ هواپیما ، دیسک های ترمز چرخ ها به قدری میتواند گرم شده باشد که گرمای آنرا هنگامی که نزدیک چرخ میشوید حس بکنید و چه بسا ناخودآگاه به خود آسیب برسانید بنابراین پیشنهاد شده تا یک ساعت پس از خاموش شدن کامل هواپیما ترجیحا نزدیک آن نشوید و اگر هم نیازی به نزدیک شدن بود از نواحی خاصی نزدیک شوید که آسیبی به شما نرسد
در ایران معمولا بعد از لندینگ چرخ های اف۵ و میگ۲۹ با آب خنک می‌شود تا گرمای ناشی از دیسک ها نه به خود هواپیما آسیب برساند نه به کرو زمینی.
تصویر مربوط است به مهر ۱۳۷۵ که یک میگ۲۹ در فرودگاه پایگاه یکم شکاری مهرآباد پس از فرود ، چرخ های آن به دلیل حرارت بالا آتش گرفته اند.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
😁3
در مهرماه ۱۳۹۸، علی خامنه‌ای دیداری مهم با مجمع عالی فرماندهان سپاه داشت. او در این دیدار سپاهی‌ها را فرزندان خود خواند و اعلام کرد که از عملکرد آن‌ها «صددرصد راضی‌» است. او در خطاب خود به فرماندهان سپاه، ضمن تمجید از حضور این نیروی نظامی در سیاست بین‌المللی، امور فرهنگی، امور اقتصادی و سازندگی، امور اجتماعی و دیگر عرصه‌های فعالیت در ایران، از آن‌ها خواست تا حضور و نفوذ خود را بیش از گذشته گسترش دهند و به «ده و یا حتی صد برابر» وضعیت فعلی برسانند.
سپاه در سه دهه رهبری علی خامنه‌ای و با چراغ سبز او، تقریبا تمامی حوزه‌های مرتبط با کار یک دولت مستقر را به شکل ویژه و بدون وجود هیچ مکانیسم پاسخگویی و شفافیت، در اختیار گرفته است. داشتن سازمان اطلاعاتی مستقل و متنفذ، فعالیت اقتصادی در همه زمینه‌ها، از حوزه انرژی و ارتباطات تا گمرک و اسکله‌های اختصاصی، در کنار اختیارات خاص برای کنترل روابط دیپلماتیک در سطح منطقه و بین‌المللی، و همچنین، دارا بودن سازمان رسانه‌ای، تبلیغاتی و فرهنگی گسترده، سبب شده است تا سپاه گام به گام حوزه‌های نفوذ و حضور «دولت» را در ایران قبضه کند و به «دولت در سایه» رهبر جمهوری اسلامی ایران بدل شود.
شاید کمتر کسی گمان می‌کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آخرین روزهای عمر روح‌الله خمینی مراحل حذف و ادغام در ارتش ایران را سپری می‌کرد و فرماندهانش در آستانه محاکمه در دادگاه‌های نظامی بودند، سه دهه بعد به سازمانی تبدیل شود که در امور نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی، بین‌المللی و فرهنگی در جمهوری اسلامی، بازیگری بی‌رقیب باشد.
#سپاه_تروریستی_پاسداران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤬3
ایران بریفینگ
در مهرماه ۱۳۹۸، علی خامنه‌ای دیداری مهم با مجمع عالی فرماندهان سپاه داشت. او در این دیدار سپاهی‌ها را فرزندان خود خواند و اعلام کرد که از عملکرد آن‌ها «صددرصد راضی‌» است. او در خطاب خود به فرماندهان سپاه، ضمن تمجید از حضور این نیروی نظامی در سیاست بین‌المللی،…
رابطه دومین رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران از همان ابتدا رابطه‌ای ویژه و خاص بوده است. علی خامنه‌ای تنها چند روز پس از آن که ردای رهبری جمهوری اسلامی را بر دوش انداخت، دستور داد تا اجرای فرمان روح‌الله خمینی به هاشمی رفسنجانی برای ادغام نیروهای مسلح متوقف شود.
طرح ادغام نیروهای مسلح برای رسیدن به انسجام و هم‌افزایی، در حکم انتصاب اکبر هاشمی رفسنجانی در ۱۲ خرداد ۱۳۶۷ به سمت جانشین فرمانده کل قوا، به صراحت از سوی آیت‌الله خمینی ذکر شده بود. بنا به این حکم، رفسنجانی مامور شده بود تا به نیابت از رهبر وقت ایران، با تشکیل یک ستاد فرماندهی کل و تمرکز اختیارات تبلیغی، نظامی، لجستیکی و پشتیبانی، کار «حذف یا ادغام سازمان‌ها و تشکیلات تکراری و غیرضروری» را به سرانجام برساند. در آن حکم، علاوه بر موضوع ادغام، بحث برپایی دادگاه‌های نظامی برای محاکمه فرماندهان نظامی در همه رده‌ها نیز ذکر شده بود، و به رفسنجانی امر شده بود که به شکل «درست و قاطع» از «قوانین دادگاه‌های نظامی در زمان جنگ» برای تنبیه متخلفان استفاده شود.
در ماه‌های پایانی عمر نخستین رهبر جمهوری اسلامی، سپاه در متزلزل‌ترین موقعیت خود از ابتدای تشکیل قرار داشت. فرماندهانش در معرض محاکمه و حتی اعدام بودند، و سازمان سپاه نیز مراحل پایانی حذف و ادغام در ارتش را سپری می‌کرد.
اما چند روز پس از مرگ آیت‌الله خمینی، رهبر جدید به هاشمی دستور می‌دهد تا به‌فوریت موضوع ادغام سپاه و ارتش را کنار بگذارد، چرا که وی به آن موضوع اعتقاد ندارد.
یحیی رحیم صفوی، یکی از فرماندهانی که در سال ۱۳۶۸ در معرض اعدام بود و اکنون مشاور عالی نظامی رهبر جمهوری اسلامی است، در این باره می‌گوید: «با رحلت حضرت امام و آغاز رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، چند روز بیشتر نگذشت که ایشان دستور دادند جلسات طرح ادغام ارتش و سپاه متوقف شود و فرمودند که من اعتقادی به ادغام ارتش و سپاه ندارم و ارتش و سپاه دو بازوی مسلح انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که باید به همین صورت باقی بمانند و طبق وظایف قانون اساسی به همکاری با یکدیگر ادامه دهند.»
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬61👍1
ایران بریفینگ
رابطه دومین رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران از همان ابتدا رابطه‌ای ویژه و خاص بوده است. علی خامنه‌ای تنها چند روز پس از آن که ردای رهبری جمهوری اسلامی را بر دوش انداخت، دستور داد تا اجرای فرمان روح‌الله خمینی به هاشمی رفسنجانی برای ادغام نیروهای مسلح متوقف…
سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲، دو مقطع زمانی مهم در تحولات خاورمیانه‌اند. در این سال‌ها، اسرائیل به لبنان حمله می‌کند، قرارگاه برون‌مرزی رمضان در ایران تشکیل می‌شود، حزب‌الله لبنان به دنیا می‌آید، جهاد اسلامی لبنان از دل شاخه نظامی فتح منشعب می شود و ترور برون‌مرزی اپوزیسیون جمهوری اسلامی از حالت نامنظم خارج و فرم تشکیلاتی معینی می‌یابد.
در زمستان سال ۱۳۶۱ و چند ماه پس از حمله اسرائیل به لبنان، علی خامنه‌ای از محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه می‌خواهد که طرح خود را برای «تشکیلات رسمی ستاد جنگ‌های نامنظم سپاه برای عملیات برون‌مرزی» تهیه و به شورای عالی دفاع بفرستد.
علی خامنه‌ای، رهبر کنونی ایران در آن زمان در جایگاه ریاست‌جمهوری و ریاست شورای عالی دفاع قرار داشت اما ایده ایجاد واحدی مستقل و منظم برای عملیات‌های برون‌مرزی به دلیل نقش او در شورای عالی دفاع ایجاد نشده بود.
در بهار سال ۱۳۶۱، گروه ۹ نفره فراکسیون حزب‌الله که در آن زمان بخشی از جنبش امل لبنان بودند راهی تهران شدند و با آیت‌الله خمینی دیدار کردند. فراکسیون حزب الله متشکل از جوانان شیعه در مناطق جنوبی لبنان بود که عموما در بخش نظامی جنبش امل فعالیت می‌کرد. جنبش امل، یک گروه عمدتا شیعی بود که در سال ۱۳۵۲ به وسیله امام موسی صدر تشکیل شده بود. به رغم اکثریت داشتن شیعیان در این جنبش، گروه‌های مارکسیست و سکولار لبنانی نیز حضور پررنگی در آن داشتند.
اختلاف جوانان و روحانیون به‌شدت مذهبی جنوب لبنان با بخش‌های سیاسی و غیرمذهبی امل سبب شده بود تا آن‌ها فراکسیونی به اسم «حزب‌الله» تشکیل دهند و اقداماتشان را با یکدیگر هماهنگ سازند.
دیدار بهار سال ۱۳۶۱ آیت‌الله خمینی با ۹ نفر از این افراد انجام شد. صبحی طفیلی و سید عباس موسوی در این دیدار حضور داشتند. این دو نفر بعدتر نخستین و دومین دبیرکل حزب‌الله لبنان شدند.
آن‌ها از آیت‌الله خمینی دو درخواست داشتند. اولین درخواست این بود که از نفوذ انقلابیون ایرانی در جنبش امل به نفع تقویت فراکسیون آن‌ها استفاده شود. تعیین نماینده‌ای برای هماهنگی امور میان فراکسیون حزب‌الله و رهبر جمهوری اسلامی دومین درخواست آن‌ها بود.
#سپاه_تروریستی_پاسداران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍2🤬2
ایران بریفینگ
سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲، دو مقطع زمانی مهم در تحولات خاورمیانه‌اند. در این سال‌ها، اسرائیل به لبنان حمله می‌کند، قرارگاه برون‌مرزی رمضان در ایران تشکیل می‌شود، حزب‌الله لبنان به دنیا می‌آید، جهاد اسلامی لبنان از دل شاخه نظامی فتح منشعب می شود و ترور برون‌مرزی…
آیت‌الله خمینی با هر دو خواسته موافقت کرد. او از بدو تشکیل جنبش امل نسبت به حضور گرایش‌های مارکسیستی و سکولار بدبین بود و طبیعتا تقویت جناح شیعی و به‌شدت مذهبی را سیاستی درست می‌دانست. او همچنین علی خامنه‌ای را به عنوان نماینده و رابط خود به فراکسیون حزب‌الله معرفی کرد. اعطای این مسئولیت به علی خامنه‌ای، او را در جایگاه هماهنگ‌کننده روابط با گروه‌های اسلام‌گرا قرار داد و پرونده افغانستان، لبنان، سوریه، ترکیه و اروپای غربی را زیر دستان او گذاشت؛ پرونده‌هایی که در آن زمان اهمیت چندانی نداشت.
این نقطه آغازی است برای ورود علی خامنه‌ای به بازی‌های منطقه‌ای و پیوند او با سپاه در جایگاه بازیگر سیاست خارجی.
حمله تابستان سال ۱۳۶۱ به لبنان، سرعت تحولات را افزایش داد. خامنه‌ای از فراکسیون حزب‌الله خواست که از جنبش امل خارج شوند و سازمانی مستقل تشکیل دهند. بلافاصله سازمان حزب‌الله لبنان تشکیل و صبحی طفیلی به عنوان نخستین دبیرکل آن برگزیده شد. صبحی طفیلی به‌رغم نزدیکی به تهران و تبعیت از آیت‌الله خمینی، قائل به تقویت فعالیت سیاسی در سازمان حزب‌الله به جای مقاومت مسلحانه بود. در میان شورای رهبری حزب‌الله، سیدعباس موسوی، رابطه نزدیک‌تری با علی خامنه‌ای داشت و مقاومت مسلحانه را پشتوانه فعالیت سیاسی می‌دانست.
برای حفظ انسجام داخلی در سازمان نوپای حزب‌الله، سازمان جهاد اسلامی لبنان به رهبری عماد مغنیه در خارج از سازمان مادر یعنی حزب‌الله، تشکیل شد تا این سازمان به‌صورت مستقل عملیات‌های نظامی و انتحاری را انجام دهد.
#سپاه_تروریستی_پاسداران #شبه_نظامیان_خامنه_ای

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍6🤔1🤬1
ایران بریفینگ
آیت‌الله خمینی با هر دو خواسته موافقت کرد. او از بدو تشکیل جنبش امل نسبت به حضور گرایش‌های مارکسیستی و سکولار بدبین بود و طبیعتا تقویت جناح شیعی و به‌شدت مذهبی را سیاستی درست می‌دانست. او همچنین علی خامنه‌ای را به عنوان نماینده و رابط خود به فراکسیون حزب‌الله…
به موازات تشکیل این دو سازمان، طرح تشکیلات برون‌مرزی سپاه نیز توسط محسن رضایی تدوین و در اردیبهشت سال ۱۳۶۲ با تایید شورای عالی دفاع، قرارگاه رمضان تشکیل شد. قرارگاه رمضان، تشکیلات رسمی ستاد جنگ‌های نامنظم سپاه برای عملیات برون‌مرزی بود. در سال نخست، این قرارگاه بر عملیات‌های اطلاعاتی برون‌مرزی در مناطق کردنشین شمال عراق و استفاده از معاودان عراقی و نیروهای افغانستانی در جنگ با عراق متمرکز شد. پرونده لبنان در سال نخست، بیشتر در دفتر علی خامنه‌ای رسیدگی می‌شد و تنها بخشی از کارهای اطلاعاتی و لجستیکی با استفاده از امکانات قرارگاه رمضان صورت می‌گرفت.
یگان‌های قرارگاه رمضان متشکل از لشکر ۹ بدر (لشکر عراقی‌ها) به فرماندهی اسماعیل دقایقی و بعدتر محمدرضا نقدی، لشکر۶ ویژه پاسداران به فرماندهی صادق محصولی، تیپ هوابرد به فرماندهی محسن شفق، تیپ ظفر و تیپ ابوذر (افغانستانی‌ها) به فرماندهی محمدرضا حکیم جوادی بود.
تیپ ابوذر که متشکل از چهار گردان رزمی از افغانستانی‌ها بود در سال ۱۳۶۴ به قرارگاه رمضان پیوست و تنها یک سال فعال بود. این تیپ در سال ۱۳۶۵ منحل شد. بخش زیادی از نیروهای آن با تصمیم تاکتیکی علی خامنه‌ای به سمت جبهه شمال افغانستان راهی شدند تا گروه‌های مقاومت اسلامی را در برابر حضور نظامی اتحاد جماهیر شوروی در این کشور را تقویت کنند.
پس از مرگ آیت‌الله خمینی و آغاز رهبری علی خامنه‌ای، قرارگاه رمضان با ایجاد تغییراتی به سپاه قدس تغییر نام داد. برای تشکیل سپاه قدس، لشکر ۶ ویژه پاسداران به سه تیپ تقسیم شد که یک تیپ به نیروی قدس رفت و واحد عملیاتی این سپاه را در دست گرفت. نیروهای دو تیپ دیگر نیز در تیپ عملیاتی کاشان و لشکر سید‌الشهدا ادغام شدند. تیپ عملیاتی کاشان و لشکر ۱۰ سیدالشهدا، بخشی از نخستین و دومین حلقه امنیتی تهران هستند.
#سپاه_تروریستی_پاسداران #سپاه_برون_مرزی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤬1