#تصویرجنگ/ در جنگ ۱۲ روزه مهندسان پشتیبانی نیروی هوایی ارتش اسرائیل روی بمب های جنگندهها که فرماندهان سپاه با آن کشته شدندبیاد #کیان_پیرفلک نوشتند :«به نام خدای رنگین کمان»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤17👍2👏2🤬2🤔1
آرتین رحمانی، متولد اول مرداد ۱۳۸۴ در ایذه، کودکی پرجنبوجوش و علاقهمند به ماشین و تعمیرات خودرو بود. از همان سنین کم، همزمان با تحصیل در کارگاه مکانیکی عمویش کار میکرد و به خاطر کار زیاد، پوست دستانش صخیم شده بود. اما آنچه که آرتین را از همسالانش متمایز میکرد، فهم سیاسی و دغدغهمندیاش نسبت به میهن بود.
با آغاز قیام پس از قتل مهسا، آرتین خشمگین از جنایات حکومت، تصمیم به مبارزه گرفت. او در دستنوشتهای به مادرش گفته بود:
«شرمندهام مادر، میخواهم در راهی قدم بگذارم که شاید جوانیام را نبینی.»
مادر آرتین برای او نوشته است:«هر بار که به صورتت نگاه میکنم به خودم میگویم چرا سهمت از وطن
از این همه دشت از این بلوطها،چشمهها ،کوهها ،فقط مشتی خاک بود پسرم...!
چرا نگذاشتند دستان کوچکت در انبوه آهن پارهها ،آبدیده شود!؟ چرا چشمان خیرهات را بستند پسرم ،چرا دیگر اینطور بمن نگاه نمیکنی!؟»
#آرتین_رحمانی، روز پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱، در همان روزی که #کیان_پیرفلک و #سپهر_مقصودی کشته شدند، آرتین نیز جانش را با شلیک گلوله از دست داد.
…«آرتین مدتی بود که در کارگاه مکانیکی مشغول به کار بود در همون مدت کم انقدر در کارش پیشرفت کرد که به پنجه طلا معرف شد، آرتین رحمانی پیانی، ۱۷ ساله بود. او علاوه بر تحصیل، همزمان بطور پارهوقت در یک مکانیکی هم کار میکرد. آرتین فرزند اول خانواده رحمانی بود با یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خودش»
روز ۲۵ آبان همان روزی که کیان پیرفلک و سپهر مقصودی به رگبار بستهشدند، آرتین نیز در گوشهای از دیگر از شهر ایذه در خیابان هدف گلوله ماموران قرار گرفت.
مأموران امنیتی به خانواده آرتین فشار آوردند که پیکر او را به عنوان «شهید» در تپه شهدای ایذه به خاک بسپارند اما خانواده قبول نکردند.
مراسم خاکسپاری آرتین با ساز و دهل بختیاری و نواختن ترانههای حماسی این منطقه از جمله «دایه دایه وقت جنگه» برگزار شد.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
با آغاز قیام پس از قتل مهسا، آرتین خشمگین از جنایات حکومت، تصمیم به مبارزه گرفت. او در دستنوشتهای به مادرش گفته بود:
«شرمندهام مادر، میخواهم در راهی قدم بگذارم که شاید جوانیام را نبینی.»
مادر آرتین برای او نوشته است:«هر بار که به صورتت نگاه میکنم به خودم میگویم چرا سهمت از وطن
از این همه دشت از این بلوطها،چشمهها ،کوهها ،فقط مشتی خاک بود پسرم...!
چرا نگذاشتند دستان کوچکت در انبوه آهن پارهها ،آبدیده شود!؟ چرا چشمان خیرهات را بستند پسرم ،چرا دیگر اینطور بمن نگاه نمیکنی!؟»
#آرتین_رحمانی، روز پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۱، در همان روزی که #کیان_پیرفلک و #سپهر_مقصودی کشته شدند، آرتین نیز جانش را با شلیک گلوله از دست داد.
…«آرتین مدتی بود که در کارگاه مکانیکی مشغول به کار بود در همون مدت کم انقدر در کارش پیشرفت کرد که به پنجه طلا معرف شد، آرتین رحمانی پیانی، ۱۷ ساله بود. او علاوه بر تحصیل، همزمان بطور پارهوقت در یک مکانیکی هم کار میکرد. آرتین فرزند اول خانواده رحمانی بود با یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خودش»
روز ۲۵ آبان همان روزی که کیان پیرفلک و سپهر مقصودی به رگبار بستهشدند، آرتین نیز در گوشهای از دیگر از شهر ایذه در خیابان هدف گلوله ماموران قرار گرفت.
مأموران امنیتی به خانواده آرتین فشار آوردند که پیکر او را به عنوان «شهید» در تپه شهدای ایذه به خاک بسپارند اما خانواده قبول نکردند.
مراسم خاکسپاری آرتین با ساز و دهل بختیاری و نواختن ترانههای حماسی این منطقه از جمله «دایه دایه وقت جنگه» برگزار شد.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤15🕊5🔥1