«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط »
این آخرین جملهای بود که #عرفان_زمانی ، معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
عرفان اهل سیاهکل بود و برای شرکت در اعتراضها به لاهیجان میرفت. وقتی سه ساله بود، پدرش آنها را ترک کرد و او همراه مادرش از تهران به ولایت اجدادی کوچ کردند. از نوجوانی اهل کار بود و از کابینتسازی تا ساختمانسازی، و این اواخر نجاری همزمان درس هم میخواند و دانشجو بود.»
عرفان قبل از کشتهشدن، اسم دخترش را انتخاب کرده بود، «روشنا»، اما به او اجازه ندادند که پدر شود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
این آخرین جملهای بود که #عرفان_زمانی ، معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
عرفان اهل سیاهکل بود و برای شرکت در اعتراضها به لاهیجان میرفت. وقتی سه ساله بود، پدرش آنها را ترک کرد و او همراه مادرش از تهران به ولایت اجدادی کوچ کردند. از نوجوانی اهل کار بود و از کابینتسازی تا ساختمانسازی، و این اواخر نجاری همزمان درس هم میخواند و دانشجو بود.»
عرفان قبل از کشتهشدن، اسم دخترش را انتخاب کرده بود، «روشنا»، اما به او اجازه ندادند که پدر شود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5
بهروز ملکی، ۳۱ ساله و ساکن مریوان بود.
بهروز در مریوان کارگر رنگکار ساختمان بود در اولین روز #آبان_خونین_۹۸ در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در حالی که از سر کار باز میگشت و لباس کارگری بر تن داشت، به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد.
پیکر این کارگر را دو روز پس از کشته شدن، روز دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۱ شب به خانواده تحویل دادند. نیروهای امنیتی از خانواده بهروز ملکی تعهد میگیرند که مراسم خاکسپاری را همان شب و بیسروصدا برگزار شود.
بهزاد ملکی روایت شب مرگ برادرش را چنین تعریف میکند:
«بهروز رنگکار ساختمان بود، از سر کار برمیگشت و آخرین روز کاریاش در منزل داییاش بود. در چهارراه شبرنگ به اعتراضات بر میخورد، به خودش جرأت داد و جلوی همه میرفت، برای همین از بالای پشت بام یک ساختمان تیراندازی میکنند و اولین گلوله به زیر قلباش اصابت میکند. همانجا روی زمین میافتد. از جایش دو سه بار بلند میشود و تلو تلو میخورد، به مردم میگوید: “من تنگی سری [روستایی در اورامان] هستم و به مغازهدارها که از فامیل هستند بگویید بهروز تنگی سری را کشتند”.
بعد دوباره به زمین میافتد. خونریزی شدیدی داشته و حتی فیلماش را دیدم که وقتی بالای سرش میروند تمام کرده بود، پیرهناش را بالا میدهند و جای گلوله را نشان میدهند که تیر به قلبش خورده بود. روی زمین جنازهاش را کشیده بودند...»
پس از اینکه بهروز هدف گلوله قرار میگیرد، او را با موتور به بیمارستان انتقال میدهند. فرد ناشناسی به خانواده اطلاع میدهد که بهروز در بیمارستان است:
«وقتی بهروز تیر میخورد و مردم دور او جمع میشوند. یک موتورسوار دو ترکه پیکر بهروز را بین خودشان قرار میدهد و به بیمارستان میبرند. مادرمان هم پشت سر هم به موبایل بهروز زنگ میزد اما جواب نمیداد و نمیدانست که او شهید شده است، اما یک بار کسی موبایل را جواب میدهد، مادر میپرسد موبایل پسر من دست شما چکار میکند؟ به او میگویند بهروز زخمی شده به بیمارستان بیایید»
دنیا دختر او ۳ ماه بعد مرگ پدرش به دنیا آمد.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
بهروز در مریوان کارگر رنگکار ساختمان بود در اولین روز #آبان_خونین_۹۸ در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در حالی که از سر کار باز میگشت و لباس کارگری بر تن داشت، به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد.
پیکر این کارگر را دو روز پس از کشته شدن، روز دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۱ شب به خانواده تحویل دادند. نیروهای امنیتی از خانواده بهروز ملکی تعهد میگیرند که مراسم خاکسپاری را همان شب و بیسروصدا برگزار شود.
بهزاد ملکی روایت شب مرگ برادرش را چنین تعریف میکند:
«بهروز رنگکار ساختمان بود، از سر کار برمیگشت و آخرین روز کاریاش در منزل داییاش بود. در چهارراه شبرنگ به اعتراضات بر میخورد، به خودش جرأت داد و جلوی همه میرفت، برای همین از بالای پشت بام یک ساختمان تیراندازی میکنند و اولین گلوله به زیر قلباش اصابت میکند. همانجا روی زمین میافتد. از جایش دو سه بار بلند میشود و تلو تلو میخورد، به مردم میگوید: “من تنگی سری [روستایی در اورامان] هستم و به مغازهدارها که از فامیل هستند بگویید بهروز تنگی سری را کشتند”.
بعد دوباره به زمین میافتد. خونریزی شدیدی داشته و حتی فیلماش را دیدم که وقتی بالای سرش میروند تمام کرده بود، پیرهناش را بالا میدهند و جای گلوله را نشان میدهند که تیر به قلبش خورده بود. روی زمین جنازهاش را کشیده بودند...»
پس از اینکه بهروز هدف گلوله قرار میگیرد، او را با موتور به بیمارستان انتقال میدهند. فرد ناشناسی به خانواده اطلاع میدهد که بهروز در بیمارستان است:
«وقتی بهروز تیر میخورد و مردم دور او جمع میشوند. یک موتورسوار دو ترکه پیکر بهروز را بین خودشان قرار میدهد و به بیمارستان میبرند. مادرمان هم پشت سر هم به موبایل بهروز زنگ میزد اما جواب نمیداد و نمیدانست که او شهید شده است، اما یک بار کسی موبایل را جواب میدهد، مادر میپرسد موبایل پسر من دست شما چکار میکند؟ به او میگویند بهروز زخمی شده به بیمارستان بیایید»
دنیا دختر او ۳ ماه بعد مرگ پدرش به دنیا آمد.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5
پدر زانیار اللهمرادی گفته: «زانیار فقط یک دست داشت با همان یک دست برای به دست آوردن آزادی به خیابان رفت»
#زانیار_الله_مرادی جوانی ۲۶ ساله، اهل سنندج و برقکار ساختمان بود که ۲۴ آبان ۱۴۰۱ وقتی برای شرکت در اعتراضات سالگرد #آبان_خونین_۹۸ به خیابان رفت هدف ساچمههای تفنگ ماموران قرار گرفت و بدنش ساچمه باران شد.
بدن پر از ساچمه و شلیک مستقیم به او باعث خونریزی شد.
شاهدان صحنه توضیح می دهند بعداز اصابت باز تلاش به رفتن میکرد اما ماموران او را رها نکردند، به پیکر وی بیش از ۲۰۰ گلوله ساچمه شلیک شده بود ، او در بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شده است.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#زانیار_الله_مرادی جوانی ۲۶ ساله، اهل سنندج و برقکار ساختمان بود که ۲۴ آبان ۱۴۰۱ وقتی برای شرکت در اعتراضات سالگرد #آبان_خونین_۹۸ به خیابان رفت هدف ساچمههای تفنگ ماموران قرار گرفت و بدنش ساچمه باران شد.
بدن پر از ساچمه و شلیک مستقیم به او باعث خونریزی شد.
شاهدان صحنه توضیح می دهند بعداز اصابت باز تلاش به رفتن میکرد اما ماموران او را رها نکردند، به پیکر وی بیش از ۲۰۰ گلوله ساچمه شلیک شده بود ، او در بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شده است.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5❤3
اینجا آرامگاه شهید راه استقلال ایران اولین #شهید_مشروطه در #تبریز ؛ مزار آقا ابراهیم کاظمی، که از وی به عنوان اولین شهید #مشروطه یاد میشود که به همراه ثقهالاسلام توسط روسها به دار آویخته شد؛ مزاری گم شده در #آرامستان_امامیه_تبریز در میان علفهای هرز ، تا کنون نیز چندباری این سنگ قبر از جایش کنده شده بود و سنگ دیگری که بر زمین نصب بوده توسط افرادی مغرض پس از چندبار شکسته شدن بالاخره نابود شد واکنون دیگر سیمان شده واثری از آن نیست.
فقط یک سئوال : فرض کنید #آقا_ابراهیم_کاظمی را در #عاشورای سال ۱۲۹۱ آمریکایی ها کشته بودند؛ آیا وضعیت این قبر و نام وآوازه این شهید و دیگر #شهدای_مشروطه در #روز_عاشورا اینگونه بود؟
#جمهوری_روسی_اسلامی #روسیه_ایران #روسیه_خائن_به_مردم_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
فقط یک سئوال : فرض کنید #آقا_ابراهیم_کاظمی را در #عاشورای سال ۱۲۹۱ آمریکایی ها کشته بودند؛ آیا وضعیت این قبر و نام وآوازه این شهید و دیگر #شهدای_مشروطه در #روز_عاشورا اینگونه بود؟
#جمهوری_روسی_اسلامی #روسیه_ایران #روسیه_خائن_به_مردم_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍21❤3🤔2😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۴مرداد ۱۲۸۵ سالروز #انقلاب_مشروطه_ایران؛ روزی که سالها #اعتصاب، خیزش و #قیام_مردم_ایران علیه استبداد، استعمار و خودکامگی به پیروزی رسید!
#روز_مشروطه بر تمام ایرانیان از آذربایجان تا سیستان و بلوچستان مبارک باد!
#از_مشروطه_بگو
#سقوط_نزدیک_است
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#روز_مشروطه بر تمام ایرانیان از آذربایجان تا سیستان و بلوچستان مبارک باد!
#از_مشروطه_بگو
#سقوط_نزدیک_است
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤19
اینجا آرامگاه شهید راه استقلال ایران اولین #شهید_مشروطه در #تبریز ؛ مزار آقا ابراهیم کاظمی، که از وی به عنوان اولین شهید #مشروطه یاد میشود که به همراه ثقهالاسلام توسط روسها به دار آویخته شد؛ مزاری گم شده در #آرامستان_امامیه_تبریز در میان علفهای هرز ، تا کنون نیز چندباری این سنگ قبر از جایش کنده شده بود و سنگ دیگری که بر زمین نصب بوده توسط افرادی مغرض پس از چندبار شکسته شدن بالاخره نابود شد واکنون دیگر سیمان شده واثری از آن نیست.
فقط یک سئوال : فرض کنید #آقا_ابراهیم_کاظمی را در #عاشورای سال ۱۲۹۱ آمریکایی ها کشته بودند؛ آیا وضعیت این قبر و نام وآوازه این شهید و دیگر #شهدای_مشروطه در #روز_عاشورا اینگونه بود؟
#جمهوری_روسی_اسلامی #روسیه_ایران #روسیه_خائن_به_مردم_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
فقط یک سئوال : فرض کنید #آقا_ابراهیم_کاظمی را در #عاشورای سال ۱۲۹۱ آمریکایی ها کشته بودند؛ آیا وضعیت این قبر و نام وآوازه این شهید و دیگر #شهدای_مشروطه در #روز_عاشورا اینگونه بود؟
#جمهوری_روسی_اسلامی #روسیه_ایران #روسیه_خائن_به_مردم_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤17👍6🤬2
اول شهریور، #روز_پزشک ، یادی میکنیم از این انسان بزرگ؛ دکتر #رامین_پوراندرجانی ، قربانی #جنایت_کهریزک که جان بر سر قسم پزشکیاش نهاد: «بچهها، ما وارث اسمهای بزرگی هستیم، مثل جالینوس و بقراط و ابوعلی سینا و حکیم جرجانی. روح خیلی بزرگ و مقدسی از آن زمان در قلبهای بزرگ منتقل شده و در لباسی سفید برای ما به میراث گذاشته شده. بچهها، ما آمدیم اینجا تا بگوییم عاشقانه به راهمان ادامه میدهیم.»
- پوراندرجانی در مراسم فارغالتحصیلی
پزشکی که حاضر نشد شرافت پزشکیاش را به دروغ بفروشد؛ دکتر رامین پوراندرجانی، انسان شریفی که در افشای جنایت زندان کهریزک کشته شد. از حضور دوستان و حتی اقوامش در تشییع جنازهاش جلوگیری شد. پیکرش را شبانه، بدون معاینه پزشکی قانونی و تعیین علت مرگ، به خاک سپردند. فقط چون گفته بود: «گزارش دروغ نمینویسم»!
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
- پوراندرجانی در مراسم فارغالتحصیلی
پزشکی که حاضر نشد شرافت پزشکیاش را به دروغ بفروشد؛ دکتر رامین پوراندرجانی، انسان شریفی که در افشای جنایت زندان کهریزک کشته شد. از حضور دوستان و حتی اقوامش در تشییع جنازهاش جلوگیری شد. پیکرش را شبانه، بدون معاینه پزشکی قانونی و تعیین علت مرگ، به خاک سپردند. فقط چون گفته بود: «گزارش دروغ نمینویسم»!
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤35🕊6🔥1
امروز #روز_پزشک است و باید از آیلار حقی، دختر رشید و دلاور آذربایجانی که جان بر سر آزادی میهن گذاشت، یاد شود.
#آیلار_حقی ، بیست و سه ساله، متولد بیست شهریور سال هفتاد و هشت، اهل ملکان تبریز، آذربایجان شرقی، دانشجوی سال چهارم پزشکی. او در بیست و پنجم آبان هزار و چهارصد و یک در جریان اعتراض به نبود قانون و بیعدالتی به مردم تبریز پیوست و از فاصله نزدیک با گلوله ساچمه به پشت سرش مورد هدف قرار گرفت و به آسمان پرواز کرد و به جمع گلهای پرپر شده پیوست و در آسمان نیلگون جای گرفت تا درخشش از آسمان بیشتر نمایان شود.
او نیز یکی از فرزندان نیلی بود که برای انجام مأموریتی به دنیا آمده بود. او را در بیست و هفتم آبانماه با حضور گسترده مردم به رسم امانت به خاک سپردند تا مزارش زیارتگاه عاشقان راه آزادی و عدالت شود. آیلار در آرامستان وادی تبریز به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#آیلار_حقی ، بیست و سه ساله، متولد بیست شهریور سال هفتاد و هشت، اهل ملکان تبریز، آذربایجان شرقی، دانشجوی سال چهارم پزشکی. او در بیست و پنجم آبان هزار و چهارصد و یک در جریان اعتراض به نبود قانون و بیعدالتی به مردم تبریز پیوست و از فاصله نزدیک با گلوله ساچمه به پشت سرش مورد هدف قرار گرفت و به آسمان پرواز کرد و به جمع گلهای پرپر شده پیوست و در آسمان نیلگون جای گرفت تا درخشش از آسمان بیشتر نمایان شود.
او نیز یکی از فرزندان نیلی بود که برای انجام مأموریتی به دنیا آمده بود. او را در بیست و هفتم آبانماه با حضور گسترده مردم به رسم امانت به خاک سپردند تا مزارش زیارتگاه عاشقان راه آزادی و عدالت شود. آیلار در آرامستان وادی تبریز به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤33🕊8🔥1
امروز #روز_پزشک است و باید از دکتر آیدا رستمی یاد شود.
آیدا ۲۵ تیر ۱۳۶۵ در گرگان به دنیا آمد و در دهسالگی پدرش را بر اثر سرطان از دست داد. این حادثه انگیزهای شد تا رشته پزشکی را انتخاب کند. او و مادرش بعدها به تهران نقلمکان کردند و در شهرک اکباتان ساکن شدند.
دکتر آیدا از پزشکانی بود که هرگز سوگند پزشکیاش را فراموش نکرد و تمام تلاشش را برای کمک به نیازمندان بهکار میبست؛ حتی گاهی ویزیت رایگان داشت.
در بلایای طبیعی که حکومت کاری برای مردم نمیکرد، او برای کمک به مصیبتدیدگان حاضر بود. در زلزله آبان ۹۶ کرمانشاه خود را به غرب کشور رساند تا مرهم زخم هموطنان شود. در سیل ۹۸ نیز فوری بهعنوان پزشک داوطلب به روستاها و مناطق سیلزده رفت.
در دوران کرونا در خط مقدم بود و جانش را به خطر انداخت. در ماههای پایانی عمر کوتاه اما پربارش مخفیانه مجروحان قیام سراسری را مداوا میکرد.
دوشنبه ۲۱ آذر، پس از شیفت در بیمارستان چمران ساعت ۷ عصر با مادرش تلفنی صحبت کرد. پس از آن در میدان آرژانتین اثری از او پیدا نشد. سهشنبه کلانتری اکباتان با خانواده تماس گرفت و نامهای داد که تصادف کرده است. جنازه را در پزشکی قانونی دیدند؛ یکطرف صورتش له، یک دست شکسته و پلک چشم چپ بخیه و گویا تخلیهشده بود. گواهی نوشت: «برخورد با جسم سخت».
او همراه چند دانشجوی پزشکی مجروحان اعتراضات را در #شهرک_اکباتان و بهویژه #کرج در روز چهلم #حدیث_نجفی مداوا میکرد. چند همسایه معتقدند یکی از ساکنان شهرک او را لو داده است.
خانواده گفتهاند موبایل و کیفش را تحویل ندادهاند و پزشکی قانونی در پاسخ به پرسش درباره جسم سخت گفتند متعاقباً اعلام میشود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
آیدا ۲۵ تیر ۱۳۶۵ در گرگان به دنیا آمد و در دهسالگی پدرش را بر اثر سرطان از دست داد. این حادثه انگیزهای شد تا رشته پزشکی را انتخاب کند. او و مادرش بعدها به تهران نقلمکان کردند و در شهرک اکباتان ساکن شدند.
دکتر آیدا از پزشکانی بود که هرگز سوگند پزشکیاش را فراموش نکرد و تمام تلاشش را برای کمک به نیازمندان بهکار میبست؛ حتی گاهی ویزیت رایگان داشت.
در بلایای طبیعی که حکومت کاری برای مردم نمیکرد، او برای کمک به مصیبتدیدگان حاضر بود. در زلزله آبان ۹۶ کرمانشاه خود را به غرب کشور رساند تا مرهم زخم هموطنان شود. در سیل ۹۸ نیز فوری بهعنوان پزشک داوطلب به روستاها و مناطق سیلزده رفت.
در دوران کرونا در خط مقدم بود و جانش را به خطر انداخت. در ماههای پایانی عمر کوتاه اما پربارش مخفیانه مجروحان قیام سراسری را مداوا میکرد.
دوشنبه ۲۱ آذر، پس از شیفت در بیمارستان چمران ساعت ۷ عصر با مادرش تلفنی صحبت کرد. پس از آن در میدان آرژانتین اثری از او پیدا نشد. سهشنبه کلانتری اکباتان با خانواده تماس گرفت و نامهای داد که تصادف کرده است. جنازه را در پزشکی قانونی دیدند؛ یکطرف صورتش له، یک دست شکسته و پلک چشم چپ بخیه و گویا تخلیهشده بود. گواهی نوشت: «برخورد با جسم سخت».
او همراه چند دانشجوی پزشکی مجروحان اعتراضات را در #شهرک_اکباتان و بهویژه #کرج در روز چهلم #حدیث_نجفی مداوا میکرد. چند همسایه معتقدند یکی از ساکنان شهرک او را لو داده است.
خانواده گفتهاند موبایل و کیفش را تحویل ندادهاند و پزشکی قانونی در پاسخ به پرسش درباره جسم سخت گفتند متعاقباً اعلام میشود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤33🕊5🔥1
امروز #روز_پزشک است و باید از شکوفه، که زندگی میبخشید، یاد شود.
نامش «شکوفه» بود، اما به بهار میمانست؛ قلبی بزرگ که برای همه میتپید.
#شکوفه_چوپان_نژاد سال ۱۳۴۴، در بیستونهمین روز شهریور ماه دیده به جهان گشود.
در نجفآباد، شهری نشسته در نصفجهان ایران، در خانوادهای فرهنگی.
در ۱۵ سالگی دیپلم گرفت و پا به دانشکده پزشکی دانشگاه اصفهان گذاشت. بیوقفه درس خواند و در علم قد کشید.
یک روز زندگی برایش چمدان مهاجرت بست: سفر به امارات.
در بیمارستانی مشغول شد و برای بهتر درمان کردن درد زنان، زبان عربی آموخت.
در همان سالهای مهاجرت سارا و صبا به دنیا آمدند.
شکوفه عاشق ایران بود. وقتی سارا نهساله و صبا هفتساله شد به ایران بازگشت و پس از سالها به اصفهان برگشت.
اما دست سرنوشت سال ۲۰۱۱ مهاجرت دیگری برایش رقم زد.
پسرش نوید با مدرک لیسانس دانشگاه امیرکبیر تصمیم به مهاجرت گرفت و شکوفه دوباره چمدان بست و بساط زندگی را در قارهای دیگر پهن کرد. مادر است و آرام و قرار ندارد، وقتی تنها پسرش میخواهد به آن سوی کره زمین، کانادا، برود.
هنوز عطش آموختن داشت. دهها دوره فوقتخصصی در کانادا طی کرد و درست وقتی میخواست طعم موفقیت را بچشد، در #جنایت_سپاه_در_آسمان_تهران با دیگر مسافران #هواپیمای_اوکراینی جاوید شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
نامش «شکوفه» بود، اما به بهار میمانست؛ قلبی بزرگ که برای همه میتپید.
#شکوفه_چوپان_نژاد سال ۱۳۴۴، در بیستونهمین روز شهریور ماه دیده به جهان گشود.
در نجفآباد، شهری نشسته در نصفجهان ایران، در خانوادهای فرهنگی.
در ۱۵ سالگی دیپلم گرفت و پا به دانشکده پزشکی دانشگاه اصفهان گذاشت. بیوقفه درس خواند و در علم قد کشید.
یک روز زندگی برایش چمدان مهاجرت بست: سفر به امارات.
در بیمارستانی مشغول شد و برای بهتر درمان کردن درد زنان، زبان عربی آموخت.
در همان سالهای مهاجرت سارا و صبا به دنیا آمدند.
شکوفه عاشق ایران بود. وقتی سارا نهساله و صبا هفتساله شد به ایران بازگشت و پس از سالها به اصفهان برگشت.
اما دست سرنوشت سال ۲۰۱۱ مهاجرت دیگری برایش رقم زد.
پسرش نوید با مدرک لیسانس دانشگاه امیرکبیر تصمیم به مهاجرت گرفت و شکوفه دوباره چمدان بست و بساط زندگی را در قارهای دیگر پهن کرد. مادر است و آرام و قرار ندارد، وقتی تنها پسرش میخواهد به آن سوی کره زمین، کانادا، برود.
هنوز عطش آموختن داشت. دهها دوره فوقتخصصی در کانادا طی کرد و درست وقتی میخواست طعم موفقیت را بچشد، در #جنایت_سپاه_در_آسمان_تهران با دیگر مسافران #هواپیمای_اوکراینی جاوید شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤34👍1🔥1
در #روز_پزشک باید از قهرمان زندهمان، دکتر حمید قرهحسنلو، زندانی سیاسی در تبعید نیز یاد شود.
حمید قرهحسنلو ۵۵ ساله، پزشک متخصص رادیولوژی ساکن کرج، و همسرش فرزانه قرهحسنلو ۴۸ ساله، کارشناس علوم آزمایشگاهی، نیمهشب ۱۳ آبان با یورش نیروهای امنیتی به منزلشان و بهدلیل حضور در مراسم چهلم #حدیث_نجفی دستگیر و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
چند روز بعد گزارشی در تلویزیون ایران پخش شد که در آن با ایشان و همسرشان بهعنوان شاهدان قتل روحالله عجمیان مصاحبه شد. در همان تصویر کوتاه، آثار تورم صورت ایشان بر اثر ضربات بازجویی مشهود بود.
چند روز پس از این گزارش و اعتراف اجباری، خبرگزاریهای رسمی اعلام کردند که برای همه بازداشتشدگان پرونده روحالله عجمیان، از جمله دکتر قرهحسنلو و همسرش، به اتهام افساد فیالارض کیفرخواست صادر و درخواست برگزاری دادگاه شده است.
حمید قرهحسنلو در امور خیریه و مدرسهسازی فعالیت داشته و در جنگ ایران و عراق شرکت کرده است.
او در سال ۱۳۹۸ در نامهای بهعنوان پزشک درویش به رئیس وقت قوه قضائیه خواستار آزادی دو پزشک زندانی اعتراضات گلستان هفتم شده بود.
در دوران بازجویی بهعلت شکنجههای شدید جسمی به بیمارستان وابسته به سپاه در کرج منتقل شد. یکی از همکارانش گفته: «این شرایط باعث پارگی ریه و خونریزی داخلی شدید شده بود؛ بهطوری که مشکل تنفسی پیدا کرده بودند. چون خود ایشان پزشک هستند و دوستان پزشک زیادی در کرج دارند، شناسایی شدند و خانواده از این طریق متوجه وخامت حالشان شدند. اما دوباره به بازداشتگاه بازگردانده شدند.»
بهدلیل وخامت اوضاع بار دیگر به بیمارستان منتقل شد و دو عمل جراحی روی وی انجام شد که دومی شنبه ۵ آبان ۱۴۰۱ بود.
شاکی پروندهٔ #حمید_قره_حسنلو وزارت اطلاعات است. پس از اولین جلسه دادگاه، به جرم مشارکت در کشتهشدن بسیجی روحالله عجمیان برای قرهحسنلو حکم اعدام صادر شد. او در مدت بازداشت به وکیل دسترسی نداشت و در جلسه دادگاه قاضی و وکیل تسخیری با تهدید و ارعاب سعی داشتند او و همسرش را به پذیرش اتهام وادار کنند.
وی در نهایت به ۱۵ سال حبس در تبعید محکوم شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
حمید قرهحسنلو ۵۵ ساله، پزشک متخصص رادیولوژی ساکن کرج، و همسرش فرزانه قرهحسنلو ۴۸ ساله، کارشناس علوم آزمایشگاهی، نیمهشب ۱۳ آبان با یورش نیروهای امنیتی به منزلشان و بهدلیل حضور در مراسم چهلم #حدیث_نجفی دستگیر و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
چند روز بعد گزارشی در تلویزیون ایران پخش شد که در آن با ایشان و همسرشان بهعنوان شاهدان قتل روحالله عجمیان مصاحبه شد. در همان تصویر کوتاه، آثار تورم صورت ایشان بر اثر ضربات بازجویی مشهود بود.
چند روز پس از این گزارش و اعتراف اجباری، خبرگزاریهای رسمی اعلام کردند که برای همه بازداشتشدگان پرونده روحالله عجمیان، از جمله دکتر قرهحسنلو و همسرش، به اتهام افساد فیالارض کیفرخواست صادر و درخواست برگزاری دادگاه شده است.
حمید قرهحسنلو در امور خیریه و مدرسهسازی فعالیت داشته و در جنگ ایران و عراق شرکت کرده است.
او در سال ۱۳۹۸ در نامهای بهعنوان پزشک درویش به رئیس وقت قوه قضائیه خواستار آزادی دو پزشک زندانی اعتراضات گلستان هفتم شده بود.
در دوران بازجویی بهعلت شکنجههای شدید جسمی به بیمارستان وابسته به سپاه در کرج منتقل شد. یکی از همکارانش گفته: «این شرایط باعث پارگی ریه و خونریزی داخلی شدید شده بود؛ بهطوری که مشکل تنفسی پیدا کرده بودند. چون خود ایشان پزشک هستند و دوستان پزشک زیادی در کرج دارند، شناسایی شدند و خانواده از این طریق متوجه وخامت حالشان شدند. اما دوباره به بازداشتگاه بازگردانده شدند.»
بهدلیل وخامت اوضاع بار دیگر به بیمارستان منتقل شد و دو عمل جراحی روی وی انجام شد که دومی شنبه ۵ آبان ۱۴۰۱ بود.
شاکی پروندهٔ #حمید_قره_حسنلو وزارت اطلاعات است. پس از اولین جلسه دادگاه، به جرم مشارکت در کشتهشدن بسیجی روحالله عجمیان برای قرهحسنلو حکم اعدام صادر شد. او در مدت بازداشت به وکیل دسترسی نداشت و در جلسه دادگاه قاضی و وکیل تسخیری با تهدید و ارعاب سعی داشتند او و همسرش را به پذیرش اتهام وادار کنند.
وی در نهایت به ۱۵ سال حبس در تبعید محکوم شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤33🕊2🔥1
در #روز_پزشک یادی کنیم از آزاد حسینپوری، پزشک معترضی که روز ۲۷ آبان در حالی که خیابانهای مهاباد پر از شور و حال مبارزه آزادیخواهی بود، به پهلویش گلولهای اصابت کرد و در حالی که با صورت به زمین میافتاد و پدرش را صدا میکرد، در همان لحظه جان باخت.
#آزاد_حسین_پوری دندانپزشک مهابادی پس از کشته شدن، پیکرش را نیروهای امنیتی به بیمارستان «خمینی» مهاباد منتقل کردند و بیش از یک هفته خانوادهاش را تحت فشار گذاشتند تا مرگ او را بر اثر سانحه تصادف اعلام کنند.
کشته شدن این شهروند مهابادی در حالی بود که در جریان اعتراضات سراسری بیست و ششم آبان، دستکم هفت شهروند دیگر نیز در شهرهای بوکان، سنندج و سقز در پی شلیک مستقیم نیروهای مسلح حکومتی جان باخته بودند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#آزاد_حسین_پوری دندانپزشک مهابادی پس از کشته شدن، پیکرش را نیروهای امنیتی به بیمارستان «خمینی» مهاباد منتقل کردند و بیش از یک هفته خانوادهاش را تحت فشار گذاشتند تا مرگ او را بر اثر سانحه تصادف اعلام کنند.
کشته شدن این شهروند مهابادی در حالی بود که در جریان اعتراضات سراسری بیست و ششم آبان، دستکم هفت شهروند دیگر نیز در شهرهای بوکان، سنندج و سقز در پی شلیک مستقیم نیروهای مسلح حکومتی جان باخته بودند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤27🔥1
در #روز_پزشک یادی کنیم از مسعود احمدزاده، پزشک معترضی که با شلیک گلوله سرکوبگران در مهاباد همزمان با خیزش سراسری #انقلاب_مهسا کشته شد.
دکتر مسعود احمدزاده، دندانپزشکی از دیار مهاباد بود که روز ۵ آبان ۱۴۰۱ زخمی شد. از ترس بازداشت او را به بیمارستان نبردند و در خانه زخمهایش را یکی از همکاران شریفش پانسمان کرد، اما گلوله دیگری شاهرگ حیاتیاش را قطع کرده بود که متوجه نشده بودند.
#مسعود_احمدزاده فردای آن روز، ۶ آبان، بر اثر شدت جراحات و خونریزی جلوی چشم مادرش از دنیا رفت.
مسعود سرپرست پدر و مادر پیرش و تنها نانآور خانواده بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
دکتر مسعود احمدزاده، دندانپزشکی از دیار مهاباد بود که روز ۵ آبان ۱۴۰۱ زخمی شد. از ترس بازداشت او را به بیمارستان نبردند و در خانه زخمهایش را یکی از همکاران شریفش پانسمان کرد، اما گلوله دیگری شاهرگ حیاتیاش را قطع کرده بود که متوجه نشده بودند.
#مسعود_احمدزاده فردای آن روز، ۶ آبان، بر اثر شدت جراحات و خونریزی جلوی چشم مادرش از دنیا رفت.
مسعود سرپرست پدر و مادر پیرش و تنها نانآور خانواده بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤31🤬3🔥1
در #روز_پزشک یادی کنیم از دکتر پریسا بهمنی، جراح عمومی.
همزمان با شدت گرفتن اعتراضات ۱۴۰۱ در تهران و دیگر شهرهای ایران، جمعی از کادر درمان و پزشکی تهران مقابل #سازمان_نظام_پزشکی تجمع کردند.
ساعتی از این تجمع نگذشته بود که نیروهای سپاه پاسداران از قرارگاه ثارالله تهران و سپاه محمد رسولالله تهران به این تجمع آمدند و با محاصره اعتراضکنندگان، فردی با لباس نظامی بالای مینیبوس رفت و اظهار داشت چون این تجمع از وزارت کشور مجوز ندارد باید سریعاً تعطیل و جمعیت متفرق شود. فرد نظامی به تجمعکنندگان ۱۰ دقیقه مهلت داد، اما حاضران بیتوجه به اخطار علیه خامنهای و #حکومت_کودک_کش شعار دادند. در همین زمان و بدون آنکه مهلت ۱۰ دقیقه پایان یابد، تیراندازی و پرتاب گاز اشکآور و دودزا شروع شد.
این تجمع دو کشته و دهها زخمی برجای گذاشت. نام یکی از کشتهشدگان اعلام نشده، اما شاهدانی دیدهاند مردی حدوداً ۴۰ ساله از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته، پیکرش را در یک تاکسی سبز سوار کرده و منتقلش میکنند.
پریسا بهمنی، پزشک دیگری است که آن روز با شلیک سپاه پاسداران کشته شد.
دکتر #پریسا_بهمنی ساکن تهران بود و در روز ۴ آبان ۱۴۰۱ در تجمع پزشکان مقابل سازمان نظام پزشکی تهران به ضرب ۳ گلوله کشته شد.
گلولهها سر، گردن و پهلوی چپ وی را نشانه گرفته بودند.
با وجود دهها شاهد عینی از همکاران پزشک وی که پیکر تیرخورده و خونین وی را به بیمارستان جم تهران منتقل کردند، رئیس روابط عمومی سازمان نظام پزشکی کل کشور تلاش کرد علت مرگ او را تصادف با اتوبوس «بیآرتی» عنوان کند.
مزار او در بهشت زهرا، قطعه ۷، ردیف ۸، شماره ۱۵ است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
همزمان با شدت گرفتن اعتراضات ۱۴۰۱ در تهران و دیگر شهرهای ایران، جمعی از کادر درمان و پزشکی تهران مقابل #سازمان_نظام_پزشکی تجمع کردند.
ساعتی از این تجمع نگذشته بود که نیروهای سپاه پاسداران از قرارگاه ثارالله تهران و سپاه محمد رسولالله تهران به این تجمع آمدند و با محاصره اعتراضکنندگان، فردی با لباس نظامی بالای مینیبوس رفت و اظهار داشت چون این تجمع از وزارت کشور مجوز ندارد باید سریعاً تعطیل و جمعیت متفرق شود. فرد نظامی به تجمعکنندگان ۱۰ دقیقه مهلت داد، اما حاضران بیتوجه به اخطار علیه خامنهای و #حکومت_کودک_کش شعار دادند. در همین زمان و بدون آنکه مهلت ۱۰ دقیقه پایان یابد، تیراندازی و پرتاب گاز اشکآور و دودزا شروع شد.
این تجمع دو کشته و دهها زخمی برجای گذاشت. نام یکی از کشتهشدگان اعلام نشده، اما شاهدانی دیدهاند مردی حدوداً ۴۰ ساله از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته، پیکرش را در یک تاکسی سبز سوار کرده و منتقلش میکنند.
پریسا بهمنی، پزشک دیگری است که آن روز با شلیک سپاه پاسداران کشته شد.
دکتر #پریسا_بهمنی ساکن تهران بود و در روز ۴ آبان ۱۴۰۱ در تجمع پزشکان مقابل سازمان نظام پزشکی تهران به ضرب ۳ گلوله کشته شد.
گلولهها سر، گردن و پهلوی چپ وی را نشانه گرفته بودند.
با وجود دهها شاهد عینی از همکاران پزشک وی که پیکر تیرخورده و خونین وی را به بیمارستان جم تهران منتقل کردند، رئیس روابط عمومی سازمان نظام پزشکی کل کشور تلاش کرد علت مرگ او را تصادف با اتوبوس «بیآرتی» عنوان کند.
مزار او در بهشت زهرا، قطعه ۷، ردیف ۸، شماره ۱۵ است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤23🤬3🔥2🕊1
در #روز_پزشک باید از دکتر تولایی، جراح عمومی تهران، یاد کنیم.
۶ مهر پیکر پزشک جراح جوانی در تپههای منطقه شمسآباد تهران پیدا شد که با شلیک به سر از فاصله بسیار نزدیک کشته شده بود، طوری که آثار آتش شلیک روی سرش دیده میشد.
پلیس و رسانههای حکومتی از اعلام نام مقتول خودداری کردند، اما بهزودی هویت این پزشک که در اعتراضات مهسا در تجمع پرستاران و پزشکان مقابل سازمان نظام پزشکی بازداشت شده بود، فاش شد.
مقتول دکتر سیدمهدی تولایی زواره، ۳۷ ساله، جراح بیمارستان طالقانی تهران بود.
هرچند پلیس تهران احتمال خودکشی را مطرح کرد، اما چون اثری از سلاح و پوکه فشنگ در محل یافت نشد، مشخص بود در محل دیگری به قتل رسیده و فرضیه امنیتی بودن قتل تقویت شد.
دکتر #مهدی_تولایی در سه ماه منتهی به مرگش چند بار به دادگاه انقلاب اسلامی شعبه ۸ برای پیگیری پرونده بازداشتش احضار شده بود.
شیوه کشته شدن، نحوه نشر خبر در رسانههای حکومتی و اطلاعات متناقض کارگزاران امنیتی و رسانههای رژیم، همگی دال بر دست داشتن جنایتکاران جمهوری اسلامی در این رخداد بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
۶ مهر پیکر پزشک جراح جوانی در تپههای منطقه شمسآباد تهران پیدا شد که با شلیک به سر از فاصله بسیار نزدیک کشته شده بود، طوری که آثار آتش شلیک روی سرش دیده میشد.
پلیس و رسانههای حکومتی از اعلام نام مقتول خودداری کردند، اما بهزودی هویت این پزشک که در اعتراضات مهسا در تجمع پرستاران و پزشکان مقابل سازمان نظام پزشکی بازداشت شده بود، فاش شد.
مقتول دکتر سیدمهدی تولایی زواره، ۳۷ ساله، جراح بیمارستان طالقانی تهران بود.
هرچند پلیس تهران احتمال خودکشی را مطرح کرد، اما چون اثری از سلاح و پوکه فشنگ در محل یافت نشد، مشخص بود در محل دیگری به قتل رسیده و فرضیه امنیتی بودن قتل تقویت شد.
دکتر #مهدی_تولایی در سه ماه منتهی به مرگش چند بار به دادگاه انقلاب اسلامی شعبه ۸ برای پیگیری پرونده بازداشتش احضار شده بود.
شیوه کشته شدن، نحوه نشر خبر در رسانههای حکومتی و اطلاعات متناقض کارگزاران امنیتی و رسانههای رژیم، همگی دال بر دست داشتن جنایتکاران جمهوری اسلامی در این رخداد بود.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤21🔥2🤯2🤬2🕊1
در #روز_پزشک مروری داشته باشیم بر یک قتل امنیتی دیگر؛
دکتر جمشید پرتوی، متخصص قلب و پزشک سید احمد خمینی بود. وی نزدیک به چهار سال پس از مرگ سید احمد خمینی در ۷ دی ۱۳۷۷ در منزل مسکونیاش در همسایگی سید محمد خاتمی رئیسجمهور و اکبر هاشمی رفسنجانی به قتل رسید.
در نگاه اول بدون هیچ پیشداوری، قتل وی بدون همکاری نیروهای امنیتی ممکن نبود، زیرا دستکم چهار گیت بازرسی متعلق به نیروی انتظامی و سپاه حفاظت انصارالمهدی در خیابان و کوچه محل اقامت وی وجود داشت.
در خاطرات هاشمی دو بار از قتل وی نام برده شده:
بار اول در فردای شب قتل که از وزارت اطلاعات خواسته پیگیر باشند، و بار دوم در خاطرات سال ۱۳۷۸ که اخیراً منتشر شده و مینویسد نام وی در دادگاه قتلهای زنجیرهای آمده است. هاشمی از علت قتل دکتر پرتوی ابراز بیاطلاعی میکند.
در جریان مرگ سید احمد خمینی دو متخصص قلب به قتل رسیدهاند: ابتدا دکتر تفتی که از همکاری با باند سعید امامی در قتل احمد خمینی سرباز زد، و دکتر پرتوی که در زمان قتل و بستری شدن احمد خمینی سر تیم پزشکی وی بود.
جمشید پرتوی پس از پنج روز تلاش خود و تیم پزشکیاش موفق به احیای احمد خمینی نشد، اما از دلیل به کما رفتن و مرگ وی مطلع شد.
وی تا برملا شدن قتلهای پاییز ۱۳۷۷ سکوت کرد، اما با بازداشت سعید امامی در یک مراسم افطاری فرصت دیدار با سید حسن خمینی یافت و او را از نحوه قتل سید احمد و دست داشتن امامی در آن مطلع کرد (۲ دی ۱۳۷۷).
سید حسن خمینی از وی خواست اطلاعاتش را در اختیار خاتمی و سازمان قضایی نیروهای مسلح قرار دهد، اما پنج روز بعد در خانهاش به طرز فجیعی کشته شد: ۱۷ ضربه چاقو و متلاشی کردن سرش با کاسه هاون برنجی.
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
دکتر جمشید پرتوی، متخصص قلب و پزشک سید احمد خمینی بود. وی نزدیک به چهار سال پس از مرگ سید احمد خمینی در ۷ دی ۱۳۷۷ در منزل مسکونیاش در همسایگی سید محمد خاتمی رئیسجمهور و اکبر هاشمی رفسنجانی به قتل رسید.
در نگاه اول بدون هیچ پیشداوری، قتل وی بدون همکاری نیروهای امنیتی ممکن نبود، زیرا دستکم چهار گیت بازرسی متعلق به نیروی انتظامی و سپاه حفاظت انصارالمهدی در خیابان و کوچه محل اقامت وی وجود داشت.
در خاطرات هاشمی دو بار از قتل وی نام برده شده:
بار اول در فردای شب قتل که از وزارت اطلاعات خواسته پیگیر باشند، و بار دوم در خاطرات سال ۱۳۷۸ که اخیراً منتشر شده و مینویسد نام وی در دادگاه قتلهای زنجیرهای آمده است. هاشمی از علت قتل دکتر پرتوی ابراز بیاطلاعی میکند.
در جریان مرگ سید احمد خمینی دو متخصص قلب به قتل رسیدهاند: ابتدا دکتر تفتی که از همکاری با باند سعید امامی در قتل احمد خمینی سرباز زد، و دکتر پرتوی که در زمان قتل و بستری شدن احمد خمینی سر تیم پزشکی وی بود.
جمشید پرتوی پس از پنج روز تلاش خود و تیم پزشکیاش موفق به احیای احمد خمینی نشد، اما از دلیل به کما رفتن و مرگ وی مطلع شد.
وی تا برملا شدن قتلهای پاییز ۱۳۷۷ سکوت کرد، اما با بازداشت سعید امامی در یک مراسم افطاری فرصت دیدار با سید حسن خمینی یافت و او را از نحوه قتل سید احمد و دست داشتن امامی در آن مطلع کرد (۲ دی ۱۳۷۷).
سید حسن خمینی از وی خواست اطلاعاتش را در اختیار خاتمی و سازمان قضایی نیروهای مسلح قرار دهد، اما پنج روز بعد در خانهاش به طرز فجیعی کشته شد: ۱۷ ضربه چاقو و متلاشی کردن سرش با کاسه هاون برنجی.
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤13🤯3🔥2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در #روز_پزشک باید یادی کنیم از دکتر آزاده فاطمه رجایی راد.
وی لحظه دریافت لوح تقدیر به عنوان پزشک نمونه آمل بدون حجاب اجباری روی سن رفت.
ساعاتی بعد رییس دانشگاه علوم پزشکی مازندران خبر داد که پرونده طبابت #فاطمه_رجایی_راد پزشک آملی تعلیق شده است.
این اقدام در پی اعتراض بسیجیان و هواداران حکومتی در آمل صورت گرفت و در حالی است که مرجع ابطال پروانه طبابت سازمان نظام پزشکی است نه دانشگاه علوم پزشکی .
اکنون بیش از یکسال است مطب دکتر رجایی راد پلمپ و حکم نهایی برای پروانه طباطبت وی معلق و در دست بررسی است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی لحظه دریافت لوح تقدیر به عنوان پزشک نمونه آمل بدون حجاب اجباری روی سن رفت.
ساعاتی بعد رییس دانشگاه علوم پزشکی مازندران خبر داد که پرونده طبابت #فاطمه_رجایی_راد پزشک آملی تعلیق شده است.
این اقدام در پی اعتراض بسیجیان و هواداران حکومتی در آمل صورت گرفت و در حالی است که مرجع ابطال پروانه طبابت سازمان نظام پزشکی است نه دانشگاه علوم پزشکی .
اکنون بیش از یکسال است مطب دکتر رجایی راد پلمپ و حکم نهایی برای پروانه طباطبت وی معلق و در دست بررسی است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥13🤬10🕊2👍1
همزمان با روز پزشک، مهسا دزفولیان، دندانپزشک اهل کرمانشاه، روز جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در فردیس کرج در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
به گفته یکی از بستگان، او روز پنجشنبه ۱۸ دی برای دیدار مادرشوهرش (که عمه او نیز بود) به فردیس کرج رفته و روز بعد همراه معترضان در خیابان بود.
در حالی که دوستانش میخواستند به خانه بازگردد، مهسا خواست چند دقیقه دیگر بماند. لحظاتی بعد در برابر چشمان نزدیکانش به زمین افتاد. همراهان ابتدا فکر کردند بیهوش شده، اما با دیدن خون متوجه شدند هدف گلوله قرار گرفته است.
خانواده برای جلوگیری از ربوده شدن پیکر، یک شب آن را در خانه نگه داشتند.
به گفته یکی از بستگان، بنیاد شهید پس از مرگ با خانواده تماس گرفت و خواستار ثبتنام او در فهرست شهدای جمهوری اسلامی شد، اما خانواده مخالفت کردند.
#مهسا_دزفولیان #روز_پزشک
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
به گفته یکی از بستگان، او روز پنجشنبه ۱۸ دی برای دیدار مادرشوهرش (که عمه او نیز بود) به فردیس کرج رفته و روز بعد همراه معترضان در خیابان بود.
در حالی که دوستانش میخواستند به خانه بازگردد، مهسا خواست چند دقیقه دیگر بماند. لحظاتی بعد در برابر چشمان نزدیکانش به زمین افتاد. همراهان ابتدا فکر کردند بیهوش شده، اما با دیدن خون متوجه شدند هدف گلوله قرار گرفته است.
خانواده برای جلوگیری از ربوده شدن پیکر، یک شب آن را در خانه نگه داشتند.
به گفته یکی از بستگان، بنیاد شهید پس از مرگ با خانواده تماس گرفت و خواستار ثبتنام او در فهرست شهدای جمهوری اسلامی شد، اما خانواده مخالفت کردند.
#مهسا_دزفولیان #روز_پزشک
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤17🕊4🔥1
۱۸ شهریور #روز_دختر_آبی است.
در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جان باخت.
او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران خودسوزی کرد و جان باخت.
او بهخاطر حضور در #ورزشگاه_آزادی با لباس مبدل و تماشای بازی استقلال و العین به ۶ ماه حبس محکوم شده بود و پس از شنیدن این خبر خودسوزی کرد.
مرگ دختر فوتبالدوست، «دختر آبی» یا «سحر خدایاری»، جوان شیفتۀ تماشای مسابقات فوتبال را به آغوش خانواده بازنگرداند و مرهمی برای خانوادۀ داغدیده نشد، اما سکوت صدا و سیما و منتشر نشدن روزنامهها در ایام تعطیل هم شرمآور است و هم مانع نشر خبر نشده است.
#شورای_عالی_امنیت_ملی به روزنامهها و رسانهها بخشنامه داد که حق انتشار مطلب و گزارش درباره #دختر_آبی ندارند و نباید از اسم دختر آبی در رسانهها استفاده شود. این یگانه راهحل کارگزاران جمهوری اسلامی است: پاک کردن صورت مسئله!
ممنوعیت شورای عالی زیر نظر #حسن_روحانی در حالی بود که این خبر جهانی شده بود؛ درگذشت دختری که «آبی» نام گرفت اما در زبانههای سرخ آتش سوخت.
خبر بیش از آن تکاندهنده بود که به رسانههای بینالمللی راه نیابد. از شبکههای خبری سیانان و بیبیسی گرفته تا روزنامههای واشنگتنپست، گاردین و خبرگزاریهای آسوشیتدپرس، رویترز و فرانسه همه از این موضوع گزارش دادهاند.
فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) به مرگ سحر خدایاری معروف به دختر آبی بر اثر خودسوزی واکنش نشان داد.
مقامهای فیفا در پاسخ به یورونیوز در نامهای اعلام کردند: «فیفا ضمن اعلام مراتب تسلیت خود به خانواده و دوستان سحر خدایاری [دختر آبی]، بار دیگر مقامهای ایران را به تأمین آزادی و امنیت زنانی که در کارزار مشروع پایان دادن به ممنوعیت ورود به ورزشگاهها شرکت دارند، فرامیخواند.»
کریستوف بکر از هیأت تحریریه ورزشی روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه واکنش فیفا به مرگ سحر را توییت کرده است. فیفا که پیش از این با فشارهایش باعث شده بود ممنوعیت ورود زنان ایران به ورزشگاهها بهصورت مقطعی برداشته شود، در بیانیهای مرگ سحر را غمانگیز خوانده و ضمن عرض تسلیت به خانواده و دوستان او از مقامهای ایران خواسته است ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاهها را از میان بردارند.
صفحهای با نام کاربری FLAF در توییتر که به دست هواداران فوتبال اداره میشود، در واکنش به مرگ سحر موقعیت زنانی که در ایران میخواهند بازی فوتبال را از نزدیک ببینند مأیوسکننده خواند.
در این صفحه نوشته شد که مرگ «دختر آبی» فراخوانی برای تحریم دیدار بازیهای فوتبال در ایران تا زمانی که زنان نیز اجازه ورود یابند پدید آورده است.
رائول کالواپالا از هیأت تحریریه یوآونیوز در توییتی میپرسد: «جرم او چه بود؟ این که طرفدار فوتبال است؟» او این که فیفا ایران را با این ممنوعیت قرونوسطایی هنوز از حضور در همه رقابتهای بینالمللی منع نکرده مایه تعجب میداند.
بخشهای فارسی، آلمانی و انگلیسی دویچهوله نیز به سحر پرداختهاند. بخش انگلیسی دویچهوله به سرنوشت سحر اشاره کرده و میگوید او در جریان رسیدگی قانونی علیه تلاشش برای حضور در یک بازی فوتبال در ایران خود را به آتش کشید.
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جان باخت.
او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران خودسوزی کرد و جان باخت.
او بهخاطر حضور در #ورزشگاه_آزادی با لباس مبدل و تماشای بازی استقلال و العین به ۶ ماه حبس محکوم شده بود و پس از شنیدن این خبر خودسوزی کرد.
مرگ دختر فوتبالدوست، «دختر آبی» یا «سحر خدایاری»، جوان شیفتۀ تماشای مسابقات فوتبال را به آغوش خانواده بازنگرداند و مرهمی برای خانوادۀ داغدیده نشد، اما سکوت صدا و سیما و منتشر نشدن روزنامهها در ایام تعطیل هم شرمآور است و هم مانع نشر خبر نشده است.
#شورای_عالی_امنیت_ملی به روزنامهها و رسانهها بخشنامه داد که حق انتشار مطلب و گزارش درباره #دختر_آبی ندارند و نباید از اسم دختر آبی در رسانهها استفاده شود. این یگانه راهحل کارگزاران جمهوری اسلامی است: پاک کردن صورت مسئله!
ممنوعیت شورای عالی زیر نظر #حسن_روحانی در حالی بود که این خبر جهانی شده بود؛ درگذشت دختری که «آبی» نام گرفت اما در زبانههای سرخ آتش سوخت.
خبر بیش از آن تکاندهنده بود که به رسانههای بینالمللی راه نیابد. از شبکههای خبری سیانان و بیبیسی گرفته تا روزنامههای واشنگتنپست، گاردین و خبرگزاریهای آسوشیتدپرس، رویترز و فرانسه همه از این موضوع گزارش دادهاند.
فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) به مرگ سحر خدایاری معروف به دختر آبی بر اثر خودسوزی واکنش نشان داد.
مقامهای فیفا در پاسخ به یورونیوز در نامهای اعلام کردند: «فیفا ضمن اعلام مراتب تسلیت خود به خانواده و دوستان سحر خدایاری [دختر آبی]، بار دیگر مقامهای ایران را به تأمین آزادی و امنیت زنانی که در کارزار مشروع پایان دادن به ممنوعیت ورود به ورزشگاهها شرکت دارند، فرامیخواند.»
کریستوف بکر از هیأت تحریریه ورزشی روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه واکنش فیفا به مرگ سحر را توییت کرده است. فیفا که پیش از این با فشارهایش باعث شده بود ممنوعیت ورود زنان ایران به ورزشگاهها بهصورت مقطعی برداشته شود، در بیانیهای مرگ سحر را غمانگیز خوانده و ضمن عرض تسلیت به خانواده و دوستان او از مقامهای ایران خواسته است ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاهها را از میان بردارند.
صفحهای با نام کاربری FLAF در توییتر که به دست هواداران فوتبال اداره میشود، در واکنش به مرگ سحر موقعیت زنانی که در ایران میخواهند بازی فوتبال را از نزدیک ببینند مأیوسکننده خواند.
در این صفحه نوشته شد که مرگ «دختر آبی» فراخوانی برای تحریم دیدار بازیهای فوتبال در ایران تا زمانی که زنان نیز اجازه ورود یابند پدید آورده است.
رائول کالواپالا از هیأت تحریریه یوآونیوز در توییتی میپرسد: «جرم او چه بود؟ این که طرفدار فوتبال است؟» او این که فیفا ایران را با این ممنوعیت قرونوسطایی هنوز از حضور در همه رقابتهای بینالمللی منع نکرده مایه تعجب میداند.
بخشهای فارسی، آلمانی و انگلیسی دویچهوله نیز به سحر پرداختهاند. بخش انگلیسی دویچهوله به سرنوشت سحر اشاره کرده و میگوید او در جریان رسیدگی قانونی علیه تلاشش برای حضور در یک بازی فوتبال در ایران خود را به آتش کشید.
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
❤18🕊6👍3🔥1😢1
حسین برازنده متولد ۵ آبان ۱۳۲۳ در مشهد است.
او فارغ التحصیل مهندسی برق از دانشگاه فردوسی است و یکی از بنیانگذاران سپاه پاسداران و جهاد سازندگی مشهد است.
برازنده پیش از انقلاب برای دانشجویان پزشکی دانشگاه مشهد کلاسهای آموزش قرآن برگزار میکرد.
پس از انقلاب از اولین اعضای سپاه پاسداران مشهد بود و سپس جهاد سازندگی مشهد را بنیان نهاد.
به دنبال مقاومت خامنهای در جایگاه رییس جمهور در مقابل حمایت آیت الله خمینی از میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت از نیمه مرداد تا نیمه مهر ۱۳۶۴ او در حالیکه رئیس جهاد سازندگی مشهد بود، سخنرانی درباره ارتداد خامنهای انجام داد و او را از دین خارج شده و نجس معرفی کرد،کمی بعد از این سخنرانی او در مشهد بازداشت شد که دو هفته بعد با وساطت سید احمد خمینی آزاد شد، او از سمت ریاست جهاد مشهد استعفا داده و پس از آن به عنوان معلم به آموزش و پرورش رفت.
پس از مرگ خمینی و رهبری خامنهای او از آموزش و پرورش نیز اخراج شد.
#حسین_برازنده سپس در مغازهای در مشهد به عنوان برقکار و تعمیر لوازم برقی مشغول فعالیت شد اما همزمان در حسینیهای تفسر نهج البلاغه و قرآن را بصورت هفتگی آغاز کرده بود.
او در جلسات درسیاش ولایت فقیه را شرک عنوان میکرد و از همین رو مدام تحت حمله نیروهای امنیتی و حکومت بود.
برازنده ۱۴ دیماه ٧٣، ساعت ۱۱ شب هنگامی که وی در پایان جلسه آموزش قران راهی منزل بود، مفقود میشود و صبح روز ۱۵ دیماه جسدش در صندوق عقب اتوموبیلش در خیابان فلسطین مشهد در شرایطی یافت میشود که بر روی دستش آثار دستبند به چشم میخورد و بر پشت و پهلویش آثار ضربه کاملا مشخص بود.
پزشکی قانونی علت فوت او را فشار بر ناحیه گردن و انسداد مجاری تنفسی اعلام کرد.
عبدالله نوری وزیر کشور دولت خاتمی در دفاعیات خود در دادگاه نام وی را در میان مقتولان #قتلهای_زنجیره_ای آورد که با دستور مستقیم خامنهای به عاملان قتلها به قتل رسیده است.
#روز_معلم #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او فارغ التحصیل مهندسی برق از دانشگاه فردوسی است و یکی از بنیانگذاران سپاه پاسداران و جهاد سازندگی مشهد است.
برازنده پیش از انقلاب برای دانشجویان پزشکی دانشگاه مشهد کلاسهای آموزش قرآن برگزار میکرد.
پس از انقلاب از اولین اعضای سپاه پاسداران مشهد بود و سپس جهاد سازندگی مشهد را بنیان نهاد.
به دنبال مقاومت خامنهای در جایگاه رییس جمهور در مقابل حمایت آیت الله خمینی از میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت از نیمه مرداد تا نیمه مهر ۱۳۶۴ او در حالیکه رئیس جهاد سازندگی مشهد بود، سخنرانی درباره ارتداد خامنهای انجام داد و او را از دین خارج شده و نجس معرفی کرد،کمی بعد از این سخنرانی او در مشهد بازداشت شد که دو هفته بعد با وساطت سید احمد خمینی آزاد شد، او از سمت ریاست جهاد مشهد استعفا داده و پس از آن به عنوان معلم به آموزش و پرورش رفت.
پس از مرگ خمینی و رهبری خامنهای او از آموزش و پرورش نیز اخراج شد.
#حسین_برازنده سپس در مغازهای در مشهد به عنوان برقکار و تعمیر لوازم برقی مشغول فعالیت شد اما همزمان در حسینیهای تفسر نهج البلاغه و قرآن را بصورت هفتگی آغاز کرده بود.
او در جلسات درسیاش ولایت فقیه را شرک عنوان میکرد و از همین رو مدام تحت حمله نیروهای امنیتی و حکومت بود.
برازنده ۱۴ دیماه ٧٣، ساعت ۱۱ شب هنگامی که وی در پایان جلسه آموزش قران راهی منزل بود، مفقود میشود و صبح روز ۱۵ دیماه جسدش در صندوق عقب اتوموبیلش در خیابان فلسطین مشهد در شرایطی یافت میشود که بر روی دستش آثار دستبند به چشم میخورد و بر پشت و پهلویش آثار ضربه کاملا مشخص بود.
پزشکی قانونی علت فوت او را فشار بر ناحیه گردن و انسداد مجاری تنفسی اعلام کرد.
عبدالله نوری وزیر کشور دولت خاتمی در دفاعیات خود در دادگاه نام وی را در میان مقتولان #قتلهای_زنجیره_ای آورد که با دستور مستقیم خامنهای به عاملان قتلها به قتل رسیده است.
#روز_معلم #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤18