This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ایران_بریفینگ / آخرین ویدیویی که آمنه شهبازی از خودش ودختر خردسالش باران در اینستاگرام منتشر کرده.
دو روز بعد او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله در #اعتراضات_آبان۹۸ روز یکشنبه ۲۶ آبان در #مارلیک #کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط #مزدوران_خامنه_ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او وتیر دیگر گلوی او را میشکافد.
#خامنه_ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است #آبان_خونین_۹۸ #کدام_آبان #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
@irbriefing
دو روز بعد او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله در #اعتراضات_آبان۹۸ روز یکشنبه ۲۶ آبان در #مارلیک #کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط #مزدوران_خامنه_ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او وتیر دیگر گلوی او را میشکافد.
#خامنه_ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است #آبان_خونین_۹۸ #کدام_آبان #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
@irbriefing
#ایران_بریفینگ / #شهید_روز / #آمنه_شهبازی در آبان٩٨ برای خرید داروی دختر ۴سالەاش به داروخانه رفت.او در مسیر برگشت جوانی زخمی را در خیابان دید و با شال مشغول بستن زخمش شد،در همین حین یک لباسشخصی با شلیک از فاصلەای نزدیک گردن او را متلاشی کرد.
«باران» ۳سال است که چشمانتظار مادرش است تا با دارو بەخانه برگردد.
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
Irbr.news
@irbriefing
«باران» ۳سال است که چشمانتظار مادرش است تا با دارو بەخانه برگردد.
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
#آبان_پایان_ناپذیر_ایران
Irbr.news
@irbriefing
🕊4👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمتر از ۵۰ ساعت بعد این ویدیوی آرام و لذت بخش، آتشی در کانون خانواده آمنه شهبازی ودختر خردسالش باران خواهد افتاد.
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که پرتلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته: «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#آبان_خونین_۹۸ #دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که پرتلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته: «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#آبان_خونین_۹۸ #دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬19❤4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان باختگان #آبان_خونین_۹۸ را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#آبان_ادامه_دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#آبان_ادامه_دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬11❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار خواهد گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته میشود.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف تک تیراندازان قرار میگیرد و یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته است : «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊7❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمتر از ۵۰ ساعت بعد این ویدیوی آرام و لذت بخش، آتشی در کانون خانواده آمنه شهبازی ودختر خردسالش باران خواهد افتاد.
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که پرتلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته: «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه و حالا از همه میخواهد که به او رای هم بدهیم!
#رای_بی_رای #سیرک_انتخابات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که پرتلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته: «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه و حالا از همه میخواهد که به او رای هم بدهیم!
#رای_بی_رای #سیرک_انتخابات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊12👍5🔥2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان باختگان #آبان_خونین_۹۸ را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#آبان_ادامه_دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#آبان_ادامه_دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمتر از ۵۰ ساعت بعد این ویدیوی آرام و لذت بخش، آتشی در کانون خانواده آمنه شهبازی ودختر خردسالش باران خواهد افتاد.
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که پرتلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته: «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#آبان_خونین_۹۸ #دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته شد.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که پرتلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
مهدی، برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته: «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمویم رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته،بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#آبان_خونین_۹۸ #دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10🔥1
امروز ۹ دی زادروز آمنه شهبازی فرد است، از اولین کشته شدگان #آبان_خونین_۹۸ در مارلیک.
آمنه درحالیکه به یک زن مجروح تیرخورده کمک میکرد و با شالش پای او را میبست به او شلیک کردند و او را کشتند…
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود.
او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج بهقصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد.
از روز ۲۵ آبان مردم در اعتراض به گرانی بنزین و سهمیه بندی سوخت به خیابان آمده بودند.
آمنه در راه بازگشت با درگیریای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت مواجه شد، وی به زن جوانی برخورد که پایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت،خواست زخم پای او را با شال خود ببندد که تکتیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشتبام به گردنش از پشت شلیک کردند ، تیر به گلویش خورد و در دم جان باخت، اما برادرش گفت در گواهی پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ شکستگی جمجمه.
محمد شهبازی، برادر آمنه شهبازی گفته خانواده او برای تحویل جنازه خواهرش چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول گلوله در بهشتزهرا پرداخت کردهاند و «در گواهی فوت خواهرم نوشتهاند شکستگی جمجمه در صورتی که سر و صورت خواهر من سالم بود و تیر به گردنش خورده بود.»
محمد شهبازی توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمیدانستیم کجا است. دامادمان با برادرش دنبال آمنه میگشتند به من نگفته بودند و ساعت ۱۰ صبح به من گفتند. بلافاصله که شنیدم گفتند بیمارستان تامین اجتماعی شهریار است و من بلافاصله راه افتادم بروم بیمارستان که زنگ زدند و گفتند تمام کرده و نمیدانیم جنازه کجا است،گفتند با تیر زدهاند. رفتم مادرم را از شهرستان آوردم و پیگیری کردیم گفتند پزشکی قانونی است در پزشکی قانونی پر از مامور بود یک کلاسی پایین بود گفتند کلاس توجیهی است باید بروید. من نرفتم این کلاس را. پزشکی قانونی که باید پزشک باشد همه لباس شخصی بودند همه با لحن بد صحبت میکردند و جوابهای عجیب و غریب به ما میدادند.داماد ما رفت کلاس پزشکی قانونی تهران گفتند حق ندارید مراسم بگیرید با هیچ کس هم صحبت نمیکنید اگر کسی مشکوک دیدید باید به ما خبر بدهید برای دفن هم جمعیت زیاد نباید جمع شود.
دامادمان رفت جنازه را شناسایی کرد.
رفتیم از دادستانی شهریار نامه گرفتیم. گفته بودند که باید دادستان نامه بدهد. نامه نمیداد بالاخره گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی گفتند تحویل نمیدهیم. نامه را هم انداختند در سطل و اصلا اهمیتی ندادند. دادستان تهران آنجا بود رفتم صحبت کردم و به پزشک پزشکی قانونی و خواهش و تمنا کردم جنازه را به ما تحویل بدهند،گفتند اینجا نیست بروید فردا بیایید. در حال بازگشت به خانه بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید. من و مادرم و دامادمان و مادر شوهر خواهرم رفتیم. قسمت پذیرش گفتند واقعیت این است که جنازه اینجا است اما گفتهاند برگردانید و تیرخورده ها را تحویل ندهید. ما برمیگردانیم میبرند یک جا خاک میکنند و بعد از یک هفته به شما خبر میدهند که کجا است. ما کلی خواهش و تمنا کردیم باز گفتند باید بروید پیش مسئول بهشت زهرا. رفتم آنجا و گفتند نمیتوانیم تحویل بدهیم. دوباره کلی خواهش و تمنا و گریه و به من گفتند چقدر حاضر هستی هزینه کنی. گفتم من شغل و درآمدم مشخص است و اینقدر پول ندارم و شوهرش هم پیک موتوری است. گفتند بایستید ببینیم چکار می کنیم. هی رفتند داخل و آمدند و ساعت سه و نیم بعد از ظهر شده بود که تعطیل شده بودند و هیچ کسی دیگری هم نبود. بنده خدایی که آنجا بود زنگ زد گفتند ۴ میلیون و پانصد باید هزینه بدهید. این مبلغ را ریختیم و جنازه را به ما تحویل دادند.»
بعد از تحویل به من گفتند که باید ۲۰ میلیون میدادید که ما اینقدر از شما گرفتیم.
چهار پنج نفر در اتاق بودند و نمیدانم چه کسی بودند. من گفتم خواهر من بیگناه بوده رفته بود برای بچهاش دارو بگیرد و یکی از آنها به من گفت از این داستانها نباف کسی که تیر خورده بعنی مجرمه. اینها داستان است و اصل حرفت را بزن که من گفتم برادران من جوان هستند نمیخواهم جنازه روی زمین بماند. برای ما دردسر نکنید با توجه به اینکه خانم هم است.»
و آنجا از من امضا گرفتند. در قطعهای که گفته بودند رفتیم خاک کنیم پر از مامور بود. تقریبا ۲۰ مامور بود که ما تا جنازه را دفن کردیم آنها هم رفتند…
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آمنه درحالیکه به یک زن مجروح تیرخورده کمک میکرد و با شالش پای او را میبست به او شلیک کردند و او را کشتند…
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود.
او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج بهقصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد.
از روز ۲۵ آبان مردم در اعتراض به گرانی بنزین و سهمیه بندی سوخت به خیابان آمده بودند.
آمنه در راه بازگشت با درگیریای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت مواجه شد، وی به زن جوانی برخورد که پایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت،خواست زخم پای او را با شال خود ببندد که تکتیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشتبام به گردنش از پشت شلیک کردند ، تیر به گلویش خورد و در دم جان باخت، اما برادرش گفت در گواهی پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ شکستگی جمجمه.
محمد شهبازی، برادر آمنه شهبازی گفته خانواده او برای تحویل جنازه خواهرش چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول گلوله در بهشتزهرا پرداخت کردهاند و «در گواهی فوت خواهرم نوشتهاند شکستگی جمجمه در صورتی که سر و صورت خواهر من سالم بود و تیر به گردنش خورده بود.»
محمد شهبازی توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمیدانستیم کجا است. دامادمان با برادرش دنبال آمنه میگشتند به من نگفته بودند و ساعت ۱۰ صبح به من گفتند. بلافاصله که شنیدم گفتند بیمارستان تامین اجتماعی شهریار است و من بلافاصله راه افتادم بروم بیمارستان که زنگ زدند و گفتند تمام کرده و نمیدانیم جنازه کجا است،گفتند با تیر زدهاند. رفتم مادرم را از شهرستان آوردم و پیگیری کردیم گفتند پزشکی قانونی است در پزشکی قانونی پر از مامور بود یک کلاسی پایین بود گفتند کلاس توجیهی است باید بروید. من نرفتم این کلاس را. پزشکی قانونی که باید پزشک باشد همه لباس شخصی بودند همه با لحن بد صحبت میکردند و جوابهای عجیب و غریب به ما میدادند.داماد ما رفت کلاس پزشکی قانونی تهران گفتند حق ندارید مراسم بگیرید با هیچ کس هم صحبت نمیکنید اگر کسی مشکوک دیدید باید به ما خبر بدهید برای دفن هم جمعیت زیاد نباید جمع شود.
دامادمان رفت جنازه را شناسایی کرد.
رفتیم از دادستانی شهریار نامه گرفتیم. گفته بودند که باید دادستان نامه بدهد. نامه نمیداد بالاخره گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی گفتند تحویل نمیدهیم. نامه را هم انداختند در سطل و اصلا اهمیتی ندادند. دادستان تهران آنجا بود رفتم صحبت کردم و به پزشک پزشکی قانونی و خواهش و تمنا کردم جنازه را به ما تحویل بدهند،گفتند اینجا نیست بروید فردا بیایید. در حال بازگشت به خانه بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید. من و مادرم و دامادمان و مادر شوهر خواهرم رفتیم. قسمت پذیرش گفتند واقعیت این است که جنازه اینجا است اما گفتهاند برگردانید و تیرخورده ها را تحویل ندهید. ما برمیگردانیم میبرند یک جا خاک میکنند و بعد از یک هفته به شما خبر میدهند که کجا است. ما کلی خواهش و تمنا کردیم باز گفتند باید بروید پیش مسئول بهشت زهرا. رفتم آنجا و گفتند نمیتوانیم تحویل بدهیم. دوباره کلی خواهش و تمنا و گریه و به من گفتند چقدر حاضر هستی هزینه کنی. گفتم من شغل و درآمدم مشخص است و اینقدر پول ندارم و شوهرش هم پیک موتوری است. گفتند بایستید ببینیم چکار می کنیم. هی رفتند داخل و آمدند و ساعت سه و نیم بعد از ظهر شده بود که تعطیل شده بودند و هیچ کسی دیگری هم نبود. بنده خدایی که آنجا بود زنگ زد گفتند ۴ میلیون و پانصد باید هزینه بدهید. این مبلغ را ریختیم و جنازه را به ما تحویل دادند.»
بعد از تحویل به من گفتند که باید ۲۰ میلیون میدادید که ما اینقدر از شما گرفتیم.
چهار پنج نفر در اتاق بودند و نمیدانم چه کسی بودند. من گفتم خواهر من بیگناه بوده رفته بود برای بچهاش دارو بگیرد و یکی از آنها به من گفت از این داستانها نباف کسی که تیر خورده بعنی مجرمه. اینها داستان است و اصل حرفت را بزن که من گفتم برادران من جوان هستند نمیخواهم جنازه روی زمین بماند. برای ما دردسر نکنید با توجه به اینکه خانم هم است.»
و آنجا از من امضا گرفتند. در قطعهای که گفته بودند رفتیم خاک کنیم پر از مامور بود. تقریبا ۲۰ مامور بود که ما تا جنازه را دفن کردیم آنها هم رفتند…
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10👍3🕊2🔥1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمتر از ۲۸ ساعت بعد این ویدیوی آرام و لذت بخش، مادر و دختری، آتشی در کانون خانواده آمنه شهبازی و دختر خردسالش باران خواهد افتاد.
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار خواهد گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته میشود.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف تک تیراندازان قرار میگیرد و یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته است : «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمو و دامادمان رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته، بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او هدف تک تیر اندازهای خامنهای قرار خواهد گرفت و با شلیک دو گلوله در جا کشته میشود.
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او که تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد از پشت سر توسط مزدوران خامنه ای هدف تک تیراندازان قرار میگیرد و یک تیر به سر او و تیر دیگر گلوی او را میشکافد.
برادر آمنه به ایران بریفینگ گفته است : «بعد ۳ روز بی اطلاعی آخر فردی از پلیس ساعت ۱۰ شب آمد در خانه گفتند یک محرم با خودتان بیاورید برای شناسایی من می دانستم در توانم نیست عمو و دامادمان رفت که جنازه را شناسایی کند، عمویم میگوید دیدم همهجای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمیشود. دستم را که انداختم زیر سر آمنه و متوجه شدم دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفته، بعد کمی بیشتر که نگاه می کند زیر زانویش هم جای تیر بوده.
خامنه ای به چنین بهایی بر سر قدرت مانده است ریختن خون هزاران بیگناه.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬14👍3🤯2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان باختگان #آبان_خونین_۹۸ را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#آبان_ادامه_دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#آمنه_شهبازی ٣٤ ساله، مادر و خانه دار، جان باخته در كرج ٢٦ آبان ۹۸
#آبان_ادامه_دارد
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله در اعتراضات آبان خونین ۹۸ یکشنبه ۲۶ آبان در مارلیک #کرج هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت .
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط ماموران حکومتی هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او وتیر دیگر گلوی او را میشکافد.
پیکرش را می دزدند و دو روز بعد از شمارهای ناشناس با آنها تماس میگیرند که «فقط خودتان میتوانید بیایید سر خاک، والسلام. اگر نفر اضافه باشد، اجازه نمیدهیم و برخورد میکنیم».
برادرش همچنین گفته :«سر خاک هم دو سه نفر آمده بودند که به ما تذکر دادند و گفتند فقط خودتان میتوانید حضور داشته باشید و نفر اضافه نباید باشد. ما هم فقط خودمان بودیم و هیچکس دیگری نبود».
آمنه شهبازی، زن ۳۴ ساله خانهدار ی بود که به گفته برادرش برای کمکخرج خانه مسافرکشی میکرد، او میگوید خواهرم و دخترش درگیر آنفلوآنزا بودند. رفته بود دارو بگیرد که صاحبخانهاش زنگ میزند و میپرسد کجایی. میگوید دارم میآیم. دوباره زنگ میزند، یک آقایی جواب میدهد و میگوید پای یک نفر تیر خورده و -آمنه- دارد با شالش میبندد. دفعه سوم که زنگ میزند، میگوید حقیقتا این خانم تیر خورده و ماموران بردنش بیمارستان دیگر خبردار نشدیم تا دو روز بعد که من در سرخاک دیدم گلوله به گردنش خورده بود.»
شکایت خانواده شهبازی برای شناسایی و معرفی قاتل او بینتیجه مانده: «ما شکایت کردیم، ولی هیچ جوابی هنوز به ما ندادهاند. هرکجا رفتیم، ما را این طرف و آن طرف دواندند، فعلاً هم هیچجا نمیتوانیم برویم و دستمان به هیچجا بند نیست.»
برادر آمنه شهبازی توضیح میدهد: «اول رفتیم دادگاه، گفتند باید بروید آگاهی. رفتیم آگاهی، گفتند بروید دادگاه عمومی ملارد. در دادگاه گفتند صبر کنید تحقیقات تمام شود. بعد گفتند پرونده رفته پلیس امنیت و باید منتظر باشید جواب آنها بیاید. جواب نمیدهند، ما هم دیگر واقعاً خسته شدیم و دیگر نمیدانیم چه باید بکنیم. من حتی پرسیدم که گفتهاند شهید اعلام میکنید. قاضی گفت هر کسی گفته، بیخود گفته. گفتم رهبر گفته. قاضی گفت مگر دست اوست که بگوید! یک هیئت ده پانزده نفره است که آنها باید تأیید کنند و تأییدیهاش دست من و شما نیست. من اعتراض کردم در دادگاه و گفتم چرا اینجوری جواب ما را میدهید؟ خواهر من یک زن بود، نه مسلح بود نه چیزی. مدارک بردم که رفته بود دارو بگیرد، گفتند نه، همه اینها داستان است و کسی که در آن ساعت بیرون آمده، از نظر ما آشوبگر است».
آمنه شهبازی مادر دو پسر ۱۴ و ۱۲ ساله و یک دختر ۴ ساله بود. برادر او میگوید: «دخترش حال خوبی ندارد. مدام سراغ مادرش را میگیرد. نمیدانم چه بگویم. آرام و قرار ندارد. پسرهایش در حال خودشان نیستند. اصلاً خانوادهاش متلاشی شدند. مادرم از همه بدتر. مادر من سکوت میکند. میپرسیم مامان چه کار داری میکنی؟ کجایی؟ میگوید در دلم دارم با آمنه حرف میزنم. خب من جواب او را چه بدهم؟ چی بگویم به او؟ وقتی دخترش به من میگوید دایی، مامانم را گذاشتی آنجا، خاک رویش ریختی، برو بیاور، من به او چی بگویم؟»
ما الان بلاتکلیف هستیم، نمیدانیم چه باید بکنیم. من جواب دخترش را نمیدانم چه بگویم. هر وقت میبیند میگوید “دایی، برو مامان رو بیار”. مادر من کم سنی ندارد که اینقدر من این طرف و آن طرف کشیدم که واقعاً دیگر نمیتواند. با گریه میآید و با گریه میرود. هیچ کسی هم جوابی نمیدهد. نمیدانیم چه باید بکنیم. یک ذره هم که حرف میزنیم، تهدید میکنند که میآییم میبریمتان.»
برادر آمنه شهبازی میگوید: «هر بار رفتیم دادگاه برای پیگیری با بداخلاقی و فحاشی ما را بیرون کردند…یک زن را با گلوله زدند و خیلی هم راحت هیچی به هیچی. این پاس میدهد به آنجا و آن یکی میگوید توکل به خدا کن، درست میشود. ما هم تا حالا نه به کسی توهین کردهایم نه حرفی زدهایم، هیچی. من حتی برادران خودم را که جوان هستند، کنترل کردم. اما بالأخره باید یک جوابی به ما بدهند. خواهر من مسافرکشی میکرد که زندگیاش را بچرخاند. شوهرش پیک موتوری بود. این خانواده دنبال چی بوده؟ دنبال این بوده رژیم عوض کند؟ میرویم آنجا یک جوری حرف میزنند انگار ما هزاران هزار جنایت کردیم. بابا، یک آدم عادی بود، یک شهروند عادی بود که با دو گلوله جنگی توسط نیروهای مسلح این کشور کشته شده.»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او برای گرفتن دارو از خانه بیرون رفته بود که متوجه شلوغیها میشود، در نزدیکیاش یک نفر تیر میخورد،او تلاش میکند تا شالاش را به پای فرد تیر خورده ببندد که از پشت سر توسط ماموران حکومتی هدف گرفته میشود.
یک تیر به سر او وتیر دیگر گلوی او را میشکافد.
پیکرش را می دزدند و دو روز بعد از شمارهای ناشناس با آنها تماس میگیرند که «فقط خودتان میتوانید بیایید سر خاک، والسلام. اگر نفر اضافه باشد، اجازه نمیدهیم و برخورد میکنیم».
برادرش همچنین گفته :«سر خاک هم دو سه نفر آمده بودند که به ما تذکر دادند و گفتند فقط خودتان میتوانید حضور داشته باشید و نفر اضافه نباید باشد. ما هم فقط خودمان بودیم و هیچکس دیگری نبود».
آمنه شهبازی، زن ۳۴ ساله خانهدار ی بود که به گفته برادرش برای کمکخرج خانه مسافرکشی میکرد، او میگوید خواهرم و دخترش درگیر آنفلوآنزا بودند. رفته بود دارو بگیرد که صاحبخانهاش زنگ میزند و میپرسد کجایی. میگوید دارم میآیم. دوباره زنگ میزند، یک آقایی جواب میدهد و میگوید پای یک نفر تیر خورده و -آمنه- دارد با شالش میبندد. دفعه سوم که زنگ میزند، میگوید حقیقتا این خانم تیر خورده و ماموران بردنش بیمارستان دیگر خبردار نشدیم تا دو روز بعد که من در سرخاک دیدم گلوله به گردنش خورده بود.»
شکایت خانواده شهبازی برای شناسایی و معرفی قاتل او بینتیجه مانده: «ما شکایت کردیم، ولی هیچ جوابی هنوز به ما ندادهاند. هرکجا رفتیم، ما را این طرف و آن طرف دواندند، فعلاً هم هیچجا نمیتوانیم برویم و دستمان به هیچجا بند نیست.»
برادر آمنه شهبازی توضیح میدهد: «اول رفتیم دادگاه، گفتند باید بروید آگاهی. رفتیم آگاهی، گفتند بروید دادگاه عمومی ملارد. در دادگاه گفتند صبر کنید تحقیقات تمام شود. بعد گفتند پرونده رفته پلیس امنیت و باید منتظر باشید جواب آنها بیاید. جواب نمیدهند، ما هم دیگر واقعاً خسته شدیم و دیگر نمیدانیم چه باید بکنیم. من حتی پرسیدم که گفتهاند شهید اعلام میکنید. قاضی گفت هر کسی گفته، بیخود گفته. گفتم رهبر گفته. قاضی گفت مگر دست اوست که بگوید! یک هیئت ده پانزده نفره است که آنها باید تأیید کنند و تأییدیهاش دست من و شما نیست. من اعتراض کردم در دادگاه و گفتم چرا اینجوری جواب ما را میدهید؟ خواهر من یک زن بود، نه مسلح بود نه چیزی. مدارک بردم که رفته بود دارو بگیرد، گفتند نه، همه اینها داستان است و کسی که در آن ساعت بیرون آمده، از نظر ما آشوبگر است».
آمنه شهبازی مادر دو پسر ۱۴ و ۱۲ ساله و یک دختر ۴ ساله بود. برادر او میگوید: «دخترش حال خوبی ندارد. مدام سراغ مادرش را میگیرد. نمیدانم چه بگویم. آرام و قرار ندارد. پسرهایش در حال خودشان نیستند. اصلاً خانوادهاش متلاشی شدند. مادرم از همه بدتر. مادر من سکوت میکند. میپرسیم مامان چه کار داری میکنی؟ کجایی؟ میگوید در دلم دارم با آمنه حرف میزنم. خب من جواب او را چه بدهم؟ چی بگویم به او؟ وقتی دخترش به من میگوید دایی، مامانم را گذاشتی آنجا، خاک رویش ریختی، برو بیاور، من به او چی بگویم؟»
ما الان بلاتکلیف هستیم، نمیدانیم چه باید بکنیم. من جواب دخترش را نمیدانم چه بگویم. هر وقت میبیند میگوید “دایی، برو مامان رو بیار”. مادر من کم سنی ندارد که اینقدر من این طرف و آن طرف کشیدم که واقعاً دیگر نمیتواند. با گریه میآید و با گریه میرود. هیچ کسی هم جوابی نمیدهد. نمیدانیم چه باید بکنیم. یک ذره هم که حرف میزنیم، تهدید میکنند که میآییم میبریمتان.»
برادر آمنه شهبازی میگوید: «هر بار رفتیم دادگاه برای پیگیری با بداخلاقی و فحاشی ما را بیرون کردند…یک زن را با گلوله زدند و خیلی هم راحت هیچی به هیچی. این پاس میدهد به آنجا و آن یکی میگوید توکل به خدا کن، درست میشود. ما هم تا حالا نه به کسی توهین کردهایم نه حرفی زدهایم، هیچی. من حتی برادران خودم را که جوان هستند، کنترل کردم. اما بالأخره باید یک جوابی به ما بدهند. خواهر من مسافرکشی میکرد که زندگیاش را بچرخاند. شوهرش پیک موتوری بود. این خانواده دنبال چی بوده؟ دنبال این بوده رژیم عوض کند؟ میرویم آنجا یک جوری حرف میزنند انگار ما هزاران هزار جنایت کردیم. بابا، یک آدم عادی بود، یک شهروند عادی بود که با دو گلوله جنگی توسط نیروهای مسلح این کشور کشته شده.»
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🕊5🔥2👍1
امروز ۹ دی زادروز آمنه شهبازی فرد است، از اولین کشته شدگان #آبان_خونین_۹۸ در مارلیک.
آمنه درحالیکه به یک زن مجروح تیرخورده کمک میکرد و با شالش پای او را میبست به او شلیک کردند و او را کشتند…
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود.
او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج بهقصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد.
از روز ۲۵ آبان مردم در اعتراض به گرانی بنزین و سهمیه بندی سوخت به خیابان آمده بودند.
آمنه در راه بازگشت با درگیریای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت مواجه شد، وی به زن جوانی برخورد که پایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت،خواست زخم پای او را با شال خود ببندد که تکتیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشتبام به گردنش از پشت شلیک کردند ، تیر به گلویش خورد و در دم جان باخت، اما برادرش گفت در گواهی پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ شکستگی جمجمه.
محمد شهبازی، برادر آمنه شهبازی گفته خانواده او برای تحویل جنازه خواهرش چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول گلوله در بهشتزهرا پرداخت کردهاند و «در گواهی فوت خواهرم نوشتهاند شکستگی جمجمه در صورتی که سر و صورت خواهر من سالم بود و تیر به گردنش خورده بود.»
محمد شهبازی توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمیدانستیم کجا است. دامادمان با برادرش دنبال آمنه میگشتند به من نگفته بودند و ساعت ۱۰ صبح به من گفتند. بلافاصله که شنیدم گفتند بیمارستان تامین اجتماعی شهریار است و من بلافاصله راه افتادم بروم بیمارستان که زنگ زدند و گفتند تمام کرده و نمیدانیم جنازه کجا است،گفتند با تیر زدهاند. رفتم مادرم را از شهرستان آوردم و پیگیری کردیم گفتند پزشکی قانونی است در پزشکی قانونی پر از مامور بود یک کلاسی پایین بود گفتند کلاس توجیهی است باید بروید. من نرفتم این کلاس را. پزشکی قانونی که باید پزشک باشد همه لباس شخصی بودند همه با لحن بد صحبت میکردند و جوابهای عجیب و غریب به ما میدادند.داماد ما رفت کلاس پزشکی قانونی تهران گفتند حق ندارید مراسم بگیرید با هیچ کس هم صحبت نمیکنید اگر کسی مشکوک دیدید باید به ما خبر بدهید برای دفن هم جمعیت زیاد نباید جمع شود.
دامادمان رفت جنازه را شناسایی کرد.
رفتیم از دادستانی شهریار نامه گرفتیم. گفته بودند که باید دادستان نامه بدهد. نامه نمیداد بالاخره گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی گفتند تحویل نمیدهیم. نامه را هم انداختند در سطل و اصلا اهمیتی ندادند. دادستان تهران آنجا بود رفتم صحبت کردم و به پزشک پزشکی قانونی و خواهش و تمنا کردم جنازه را به ما تحویل بدهند،گفتند اینجا نیست بروید فردا بیایید. در حال بازگشت به خانه بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید. من و مادرم و دامادمان و مادر شوهر خواهرم رفتیم. قسمت پذیرش گفتند واقعیت این است که جنازه اینجا است اما گفتهاند برگردانید و تیرخورده ها را تحویل ندهید. ما برمیگردانیم میبرند یک جا خاک میکنند و بعد از یک هفته به شما خبر میدهند که کجا است. ما کلی خواهش و تمنا کردیم باز گفتند باید بروید پیش مسئول بهشت زهرا. رفتم آنجا و گفتند نمیتوانیم تحویل بدهیم. دوباره کلی خواهش و تمنا و گریه و به من گفتند چقدر حاضر هستی هزینه کنی. گفتم من شغل و درآمدم مشخص است و اینقدر پول ندارم و شوهرش هم پیک موتوری است. گفتند بایستید ببینیم چکار می کنیم. هی رفتند داخل و آمدند و ساعت سه و نیم بعد از ظهر شده بود که تعطیل شده بودند و هیچ کسی دیگری هم نبود. بنده خدایی که آنجا بود زنگ زد گفتند ۴ میلیون و پانصد باید هزینه بدهید. این مبلغ را ریختیم و جنازه را به ما تحویل دادند.»
بعد از تحویل به من گفتند که باید ۲۰ میلیون میدادید که ما اینقدر از شما گرفتیم.
چهار پنج نفر در اتاق بودند و نمیدانم چه کسی بودند. من گفتم خواهر من بیگناه بوده رفته بود برای بچهاش دارو بگیرد و یکی از آنها به من گفت از این داستانها نباف کسی که تیر خورده بعنی مجرمه. اینها داستان است و اصل حرفت را بزن که من گفتم برادران من جوان هستند نمیخواهم جنازه روی زمین بماند. برای ما دردسر نکنید با توجه به اینکه خانم هم است.»
و آنجا از من امضا گرفتند. در قطعهای که گفته بودند رفتیم خاک کنیم پر از مامور بود. تقریبا ۲۰ مامور بود که ما تا جنازه را دفن کردیم آنها هم رفتند…
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آمنه درحالیکه به یک زن مجروح تیرخورده کمک میکرد و با شالش پای او را میبست به او شلیک کردند و او را کشتند…
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود.
او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج بهقصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد.
از روز ۲۵ آبان مردم در اعتراض به گرانی بنزین و سهمیه بندی سوخت به خیابان آمده بودند.
آمنه در راه بازگشت با درگیریای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت مواجه شد، وی به زن جوانی برخورد که پایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت،خواست زخم پای او را با شال خود ببندد که تکتیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشتبام به گردنش از پشت شلیک کردند ، تیر به گلویش خورد و در دم جان باخت، اما برادرش گفت در گواهی پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ شکستگی جمجمه.
محمد شهبازی، برادر آمنه شهبازی گفته خانواده او برای تحویل جنازه خواهرش چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول گلوله در بهشتزهرا پرداخت کردهاند و «در گواهی فوت خواهرم نوشتهاند شکستگی جمجمه در صورتی که سر و صورت خواهر من سالم بود و تیر به گردنش خورده بود.»
محمد شهبازی توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمیدانستیم کجا است. دامادمان با برادرش دنبال آمنه میگشتند به من نگفته بودند و ساعت ۱۰ صبح به من گفتند. بلافاصله که شنیدم گفتند بیمارستان تامین اجتماعی شهریار است و من بلافاصله راه افتادم بروم بیمارستان که زنگ زدند و گفتند تمام کرده و نمیدانیم جنازه کجا است،گفتند با تیر زدهاند. رفتم مادرم را از شهرستان آوردم و پیگیری کردیم گفتند پزشکی قانونی است در پزشکی قانونی پر از مامور بود یک کلاسی پایین بود گفتند کلاس توجیهی است باید بروید. من نرفتم این کلاس را. پزشکی قانونی که باید پزشک باشد همه لباس شخصی بودند همه با لحن بد صحبت میکردند و جوابهای عجیب و غریب به ما میدادند.داماد ما رفت کلاس پزشکی قانونی تهران گفتند حق ندارید مراسم بگیرید با هیچ کس هم صحبت نمیکنید اگر کسی مشکوک دیدید باید به ما خبر بدهید برای دفن هم جمعیت زیاد نباید جمع شود.
دامادمان رفت جنازه را شناسایی کرد.
رفتیم از دادستانی شهریار نامه گرفتیم. گفته بودند که باید دادستان نامه بدهد. نامه نمیداد بالاخره گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی گفتند تحویل نمیدهیم. نامه را هم انداختند در سطل و اصلا اهمیتی ندادند. دادستان تهران آنجا بود رفتم صحبت کردم و به پزشک پزشکی قانونی و خواهش و تمنا کردم جنازه را به ما تحویل بدهند،گفتند اینجا نیست بروید فردا بیایید. در حال بازگشت به خانه بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید. من و مادرم و دامادمان و مادر شوهر خواهرم رفتیم. قسمت پذیرش گفتند واقعیت این است که جنازه اینجا است اما گفتهاند برگردانید و تیرخورده ها را تحویل ندهید. ما برمیگردانیم میبرند یک جا خاک میکنند و بعد از یک هفته به شما خبر میدهند که کجا است. ما کلی خواهش و تمنا کردیم باز گفتند باید بروید پیش مسئول بهشت زهرا. رفتم آنجا و گفتند نمیتوانیم تحویل بدهیم. دوباره کلی خواهش و تمنا و گریه و به من گفتند چقدر حاضر هستی هزینه کنی. گفتم من شغل و درآمدم مشخص است و اینقدر پول ندارم و شوهرش هم پیک موتوری است. گفتند بایستید ببینیم چکار می کنیم. هی رفتند داخل و آمدند و ساعت سه و نیم بعد از ظهر شده بود که تعطیل شده بودند و هیچ کسی دیگری هم نبود. بنده خدایی که آنجا بود زنگ زد گفتند ۴ میلیون و پانصد باید هزینه بدهید. این مبلغ را ریختیم و جنازه را به ما تحویل دادند.»
بعد از تحویل به من گفتند که باید ۲۰ میلیون میدادید که ما اینقدر از شما گرفتیم.
چهار پنج نفر در اتاق بودند و نمیدانم چه کسی بودند. من گفتم خواهر من بیگناه بوده رفته بود برای بچهاش دارو بگیرد و یکی از آنها به من گفت از این داستانها نباف کسی که تیر خورده بعنی مجرمه. اینها داستان است و اصل حرفت را بزن که من گفتم برادران من جوان هستند نمیخواهم جنازه روی زمین بماند. برای ما دردسر نکنید با توجه به اینکه خانم هم است.»
و آنجا از من امضا گرفتند. در قطعهای که گفته بودند رفتیم خاک کنیم پر از مامور بود. تقریبا ۲۰ مامور بود که ما تا جنازه را دفن کردیم آنها هم رفتند…
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🤬6🔥2