ایران بریفینگ
۲۱-عليرغم آنکه در افواه مطرح است و در اطلاعيه مشهور ۱۵ دی۱۳۷۷ وزارت اطلاعات نيز به آن اشاره شده هيچ کشفی در کار نبوده. در ۱۳۷۷/۳/۱۶ یعنی کمی بعد تر از به قدرت رسیدن اصلاح طلبان در دوم خرداد مصطفی کاظمی (موسوی) به منزل خاتمی میرود و میگويد همانند گذشته هنوز…
۲۲- کاظمی و عالیخانی که برخورد مشکوک دری را در آنجلسه میبینند، پی میبرند که به پایان خط رسیدهاند!
#مصطفی_کاظمی و #مهرداد_عالیخانی از دفتر #دری_نجف_آبادی در وزارت به ساختمان دقایقی وزارت اطلاعات واقع در خيابان ویلا کوچه شيرين میروند، همزمان با وقت نماز تعدادی از معاونان از جمله مسئول حفاظت وزارت را جمع میکنند و پس از نماز جماعت به امامت عاليخانی ، عالیخانی میگوید ما برای اتمام حجت آمدهایم!
عالیخانی میگوید :«همه میدانيد ما به دستور مستقيم دری نجف آبادی اين حذفها را انجام دادهایم و مشکلی متوجه ما نيست و نظام بايد خود چارهای بينديشد نه اينکه ما چند نفر هزينهاش را بپردازيم»
همان روز و لحظات پس از نماز جماعت ظهر در نمازخانه وزارت اطلاعات، شفیعی معاون وقت وزیر پس از نماز میگوید همه بمانید و در حضور دری نحف آبادی میگويد:«آقای موسوی (کاظمی) میگوید دری دستور قتلها را داده است و آقای دری هم که اکنون اینجاست امروز صبح به من گفت من نگفتهام؛ الله اعلم!»
همان شب ۱۳۷۷/۹/۲۹ مجددا مصطفی کاظمی پیش خاتمی میرود و میگوید چه میکنید؟
من تابستان به شما گفتم که قرار است اين قتلها انجام شود شما به شوخی گرفتهايد حالا هم که انجام شده باز خود ما را مسئول کشف آن کردهايد؟
خاتمی که خبر مجادلات آن روز مدیران عالی وزارت اطلاعات را میشنود به #علی_ربیعی(عباد) تلفن میزند و میگوید بیاید(طبق گفته حسینیان ظاهرا حجاریان نیز در این جلسه بوده، وجلسه نه در دفتر که در منزل خاتمی بوده)
همان شب و از همانجا در اصل برای حفظ جان وی کاظمی به خانه امنی در فرمانيه منتقل و تحقيق از وی آغاز ميشود.
با گذشت چند روز در ۱۳۷۷/۱۰/۵ در ساختمان مرکزی وزارت عاليخانی و دو روز بعد از آن ۱۳۷۷/۱۰/۷ سعيد امامی بازداشت میشوند.
همانروز ۲۸ نفر دیگر از اعضای معاونت امنیت، معاونت عملیات و دفتر بررسی بازداشت میشوند؛ عالیخانی هفت و نیم صبح به محض ورود به وزارتخانه هنگامی که وارد پارکينگ ستاد میشود ابتدائا به حفاظت فراخوانده و از آنجا به خانه امنی در قيطريه هدايت شده، دو روز بعد نیز به زندان توحيد منتقل میشود.
همانروز یعنی ۷ دی در حوالی مینی سیتی در شهرک محلاتی #سعید_امامی توسط تيمی از حفاظت اطلاعات وزارت بازداشت وابتدا به بازداشتگاهی در پادگان امام علی سپاه و بعد از آن به زندان توحيد هدايت میشود.
#قتلهای_زنجیره_ای #قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مصطفی_کاظمی و #مهرداد_عالیخانی از دفتر #دری_نجف_آبادی در وزارت به ساختمان دقایقی وزارت اطلاعات واقع در خيابان ویلا کوچه شيرين میروند، همزمان با وقت نماز تعدادی از معاونان از جمله مسئول حفاظت وزارت را جمع میکنند و پس از نماز جماعت به امامت عاليخانی ، عالیخانی میگوید ما برای اتمام حجت آمدهایم!
عالیخانی میگوید :«همه میدانيد ما به دستور مستقيم دری نجف آبادی اين حذفها را انجام دادهایم و مشکلی متوجه ما نيست و نظام بايد خود چارهای بينديشد نه اينکه ما چند نفر هزينهاش را بپردازيم»
همان روز و لحظات پس از نماز جماعت ظهر در نمازخانه وزارت اطلاعات، شفیعی معاون وقت وزیر پس از نماز میگوید همه بمانید و در حضور دری نحف آبادی میگويد:«آقای موسوی (کاظمی) میگوید دری دستور قتلها را داده است و آقای دری هم که اکنون اینجاست امروز صبح به من گفت من نگفتهام؛ الله اعلم!»
همان شب ۱۳۷۷/۹/۲۹ مجددا مصطفی کاظمی پیش خاتمی میرود و میگوید چه میکنید؟
من تابستان به شما گفتم که قرار است اين قتلها انجام شود شما به شوخی گرفتهايد حالا هم که انجام شده باز خود ما را مسئول کشف آن کردهايد؟
خاتمی که خبر مجادلات آن روز مدیران عالی وزارت اطلاعات را میشنود به #علی_ربیعی(عباد) تلفن میزند و میگوید بیاید(طبق گفته حسینیان ظاهرا حجاریان نیز در این جلسه بوده، وجلسه نه در دفتر که در منزل خاتمی بوده)
همان شب و از همانجا در اصل برای حفظ جان وی کاظمی به خانه امنی در فرمانيه منتقل و تحقيق از وی آغاز ميشود.
با گذشت چند روز در ۱۳۷۷/۱۰/۵ در ساختمان مرکزی وزارت عاليخانی و دو روز بعد از آن ۱۳۷۷/۱۰/۷ سعيد امامی بازداشت میشوند.
همانروز ۲۸ نفر دیگر از اعضای معاونت امنیت، معاونت عملیات و دفتر بررسی بازداشت میشوند؛ عالیخانی هفت و نیم صبح به محض ورود به وزارتخانه هنگامی که وارد پارکينگ ستاد میشود ابتدائا به حفاظت فراخوانده و از آنجا به خانه امنی در قيطريه هدايت شده، دو روز بعد نیز به زندان توحيد منتقل میشود.
همانروز یعنی ۷ دی در حوالی مینی سیتی در شهرک محلاتی #سعید_امامی توسط تيمی از حفاظت اطلاعات وزارت بازداشت وابتدا به بازداشتگاهی در پادگان امام علی سپاه و بعد از آن به زندان توحيد هدايت میشود.
#قتلهای_زنجیره_ای #قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬1
ایران بریفینگ
۲۵-دیگر عقبه محفل ترور و بسیاری از موتلفه و اصولگرایان ۷۷/۱۰/۲۴ #محسن_رفیق_دوست و اسدالله بادامچيان را نزد خامنهای می فرستندو با ارائه دلايلی آزادی بی قيد و شرط سعيد امامي را خواستار میشوند، آنان حتی همراهی امامی با فرزندش مجتبی و عروسش را در طول چند…
۲۶-صبح روز سهشنبه ۱۳۷۸/۳/۲۵ زندان توحيد
سعيد امامی در سلول ۴۰۷ انفرادی زندان توحيد نگهداری میشده ،در طبقه دوم ، حمام در طبقه همکف ضلع شرقی زندان گرد توحيد است.
به زندانيان برای استحمام نصف قالب صابون و گاها در صورت تقاضا داروی نظافت نيز داده میشده که از يک بسته معمول کمتر و هر بسته نصفه بوده.
امامی داروی نظافت را ميگيرد،دوشهای حمام دورتادور سالنی است که در وسط آن سکویی است و نگهبانی از بالا بر استحمام زندانيان نظارت دارد.
در ثانی حمامها در ندارند و پردهای آنرا می پوشاند که هراز چندگاهی نگهبانی از کنار يا زير آن به داخل نگاهي میاندازد.
امامی بعد از استحمام و مصرف دارو برای نظافت باقی مانده آنرا که علی القاعده فقط میتوانست وی را مسموم نمايد میخورد.
به علت کمی داروی نظافت، وی تا غروب وضعيت عادی داشته و بعد از آن در شب حال وی به وخامت میرود که به درمانگاه زندان توحید انتقال و پزشک وی تجویز می نماید که سریعا به بیمارستان تخصصی اعزام شود با درجریان گذاشتن مقامات مسئول و پس از استعلام از دادستان نظامی و وزير وی را ابتدا به بيمارستان سينا و به دلايل کاملاً معلومی سپس به بيمارستان لقمانالدوله منتقل مینماند (در بخشی که مسئوليت آن بر عهده دکتر #امیدوار_رضایی برادر #محسن_رضایی) میباشد برده ميشود.
نامبرده در ۱۳۷۸/۴/۲۸ به کلی سلامت خويش را باز میيابد اما به بیمارستان اعلام میشود از دفتر خامنهای نمايندهای قصد ديدار با وی را دارد و وی را مرخص نکنید.
همسر #سعید_امامی در آن زمان چند روزی بود که آزاد شده و به دفتر خامنهای اطلاع داده بود که او و دیگران زير سختترين شکنجهها بودهاند،ترخیص امامی يکروز به تأخير ميافتد تا اينکه ناگاه در شامگاه همان روز ۱۳۷۸/۴/۲۸ امامی دچار عارضه ايست قلبی می شود و ساعاتی بعد در بامداد ۲۹ تیر ۱۳۷۸ فوت مینمايد.
پس از اعلام خبر خودکشی امامی بر اثر خوردن داروی نظافت ناصر زرافشان و شيرين عبادی وکلای مقتولين اعلام نمودند بر اساس آزمايشات بسيار انجمن علوم آزمایشگاهی از داروهای نظافتی در ایران تماماً فاقد سم آرسنيک بوده و مهلک نيست.
پزشک معتمد معرفی شده وکلا نیز اعلام کرد چنانچه خوردن داروی نظافت پذیرفته شود بايد جداره معده و روده را پاره نمايد و علت مرگ خونريزي شديد داخلي باشد نه ايست قلبی !
حالا با خیال راحت مسير پرونده #قتلهای_زنجیره_ای تغيير يافت…
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سعيد امامی در سلول ۴۰۷ انفرادی زندان توحيد نگهداری میشده ،در طبقه دوم ، حمام در طبقه همکف ضلع شرقی زندان گرد توحيد است.
به زندانيان برای استحمام نصف قالب صابون و گاها در صورت تقاضا داروی نظافت نيز داده میشده که از يک بسته معمول کمتر و هر بسته نصفه بوده.
امامی داروی نظافت را ميگيرد،دوشهای حمام دورتادور سالنی است که در وسط آن سکویی است و نگهبانی از بالا بر استحمام زندانيان نظارت دارد.
در ثانی حمامها در ندارند و پردهای آنرا می پوشاند که هراز چندگاهی نگهبانی از کنار يا زير آن به داخل نگاهي میاندازد.
امامی بعد از استحمام و مصرف دارو برای نظافت باقی مانده آنرا که علی القاعده فقط میتوانست وی را مسموم نمايد میخورد.
به علت کمی داروی نظافت، وی تا غروب وضعيت عادی داشته و بعد از آن در شب حال وی به وخامت میرود که به درمانگاه زندان توحید انتقال و پزشک وی تجویز می نماید که سریعا به بیمارستان تخصصی اعزام شود با درجریان گذاشتن مقامات مسئول و پس از استعلام از دادستان نظامی و وزير وی را ابتدا به بيمارستان سينا و به دلايل کاملاً معلومی سپس به بيمارستان لقمانالدوله منتقل مینماند (در بخشی که مسئوليت آن بر عهده دکتر #امیدوار_رضایی برادر #محسن_رضایی) میباشد برده ميشود.
نامبرده در ۱۳۷۸/۴/۲۸ به کلی سلامت خويش را باز میيابد اما به بیمارستان اعلام میشود از دفتر خامنهای نمايندهای قصد ديدار با وی را دارد و وی را مرخص نکنید.
همسر #سعید_امامی در آن زمان چند روزی بود که آزاد شده و به دفتر خامنهای اطلاع داده بود که او و دیگران زير سختترين شکنجهها بودهاند،ترخیص امامی يکروز به تأخير ميافتد تا اينکه ناگاه در شامگاه همان روز ۱۳۷۸/۴/۲۸ امامی دچار عارضه ايست قلبی می شود و ساعاتی بعد در بامداد ۲۹ تیر ۱۳۷۸ فوت مینمايد.
پس از اعلام خبر خودکشی امامی بر اثر خوردن داروی نظافت ناصر زرافشان و شيرين عبادی وکلای مقتولين اعلام نمودند بر اساس آزمايشات بسيار انجمن علوم آزمایشگاهی از داروهای نظافتی در ایران تماماً فاقد سم آرسنيک بوده و مهلک نيست.
پزشک معتمد معرفی شده وکلا نیز اعلام کرد چنانچه خوردن داروی نظافت پذیرفته شود بايد جداره معده و روده را پاره نمايد و علت مرگ خونريزي شديد داخلي باشد نه ايست قلبی !
حالا با خیال راحت مسير پرونده #قتلهای_زنجیره_ای تغيير يافت…
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍1
علیاکبر سعیدی سیرجانی متولد ۲۰ آذر ۱۳۱۰ ، نویسنده و فعالِ سیاسی ایرانی و از منتقدان نظام جمهوری اسلامی ایران و نظریۀ ولایت فقیه پس از انقلاب اسلامی بود.
او با محمد معین برای لغت نامه دهخدا همکاری میکرد.
#علی_اکبر_سعیدی_سیرجانی از سال ۴۴ تا ۵۷ با بنیاد فرهنگ ایران همکاری و تدوین واژگان بخش حرف میم از لغتنامه را بر عهده داشت.
وی پس از انقلاب۵۷ با فرستادن مقالات فرهنگی در مجلاتی چون نگین و بامشاد به نقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی میپرداخت.
مجموعه مقالات او در کتابهایی با عنوانها شیخ صنعان، در آستین مرقع و ای کوتاه آستینان به چاپ رسید که سپس ممنوع شدند. کتابهای او در حکومت جمهوری اسلامی به جز چندی در شمار کتابهای ضاله (گمراهکننده) درآمدهاند و چاپ-ممنوع بهشمار میروند.
سعیدی سیرجانی سپس با انتقادهای خود از حکومت، مورد غضب حاکمان ایران شد و بیش از پیش، با نامههایی که به علی خامنهای مینوشت، مورد غضب قرار گرفت، تا جایی که حکم ارتداد وی را در پی داشت؛ و سرانجام آنچنانکه خود انتظار داشت توسط حکومت بهطور مرموزی از بین رفت.
وی در نامه مشهور خود خطاب به علی خامنهای از «اختناق تحملناپذیر نامعقولی که مأموران وزارت ارشاد در کار نشر کتاب دارند» برای وی نوشت، خامنهای در اقدامی غیرمعمول نامه را پاسخ داده و از طریق کیومرث صابری فومنی(گل آقا) به وی پیام میدهد که:«دورانتان تمام شده و بهتر است در گوشهای بنشینید و بجای نویسندگی بخاطر ارتدادتان طلب استغفار کنید» این پاسخ #سعیدی_سیرجانی را برآشفته کرده و در نامه تند دیگری برای وی مینویسد:«پیام عتابآمیز جناب عالی را آقای صابری برایم خواند، و متأسف شدم، نه به علت این که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفتهام و به زودی امت همیشه در صحنه حزبالله حسابم را خواهند رسید که مرگ در راه دفاع از حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواستهایم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد رفتهام دربارهٔ سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت. بگذریم از لحن توهین آمیز پیام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوایی بعید مینمود تا چه رسد به رهبر مسلمانان جهان»
کمی بعد وی در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از نه ماه ، در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ و در زندان کشته شد.
اعترافات وی در زندان بعدها در #برنامه_هویت از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.
سیرجانی از معدود کشته شدگانی است که توسط خود #سعید_امامی بازجویی و شکنجه شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او با محمد معین برای لغت نامه دهخدا همکاری میکرد.
#علی_اکبر_سعیدی_سیرجانی از سال ۴۴ تا ۵۷ با بنیاد فرهنگ ایران همکاری و تدوین واژگان بخش حرف میم از لغتنامه را بر عهده داشت.
وی پس از انقلاب۵۷ با فرستادن مقالات فرهنگی در مجلاتی چون نگین و بامشاد به نقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی میپرداخت.
مجموعه مقالات او در کتابهایی با عنوانها شیخ صنعان، در آستین مرقع و ای کوتاه آستینان به چاپ رسید که سپس ممنوع شدند. کتابهای او در حکومت جمهوری اسلامی به جز چندی در شمار کتابهای ضاله (گمراهکننده) درآمدهاند و چاپ-ممنوع بهشمار میروند.
سعیدی سیرجانی سپس با انتقادهای خود از حکومت، مورد غضب حاکمان ایران شد و بیش از پیش، با نامههایی که به علی خامنهای مینوشت، مورد غضب قرار گرفت، تا جایی که حکم ارتداد وی را در پی داشت؛ و سرانجام آنچنانکه خود انتظار داشت توسط حکومت بهطور مرموزی از بین رفت.
وی در نامه مشهور خود خطاب به علی خامنهای از «اختناق تحملناپذیر نامعقولی که مأموران وزارت ارشاد در کار نشر کتاب دارند» برای وی نوشت، خامنهای در اقدامی غیرمعمول نامه را پاسخ داده و از طریق کیومرث صابری فومنی(گل آقا) به وی پیام میدهد که:«دورانتان تمام شده و بهتر است در گوشهای بنشینید و بجای نویسندگی بخاطر ارتدادتان طلب استغفار کنید» این پاسخ #سعیدی_سیرجانی را برآشفته کرده و در نامه تند دیگری برای وی مینویسد:«پیام عتابآمیز جناب عالی را آقای صابری برایم خواند، و متأسف شدم، نه به علت این که مورد قهر آن مقام معظم قرار گرفتهام و به زودی امت همیشه در صحنه حزبالله حسابم را خواهند رسید که مرگ در راه دفاع از حق شهادت است و ما مرگ شهادت از خدا خواستهایم. تاسف و تاثرم از پندارهای باطل خویش بود و امیدهای برباد رفتهام دربارهٔ سعه صدر جناب عالی و سرنوشتی که ملت ایران در دوران رهبری شما خواهند داشت. بگذریم از لحن توهین آمیز پیام که حتی قاصد را شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوایی بعید مینمود تا چه رسد به رهبر مسلمانان جهان»
کمی بعد وی در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از نه ماه ، در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ و در زندان کشته شد.
اعترافات وی در زندان بعدها در #برنامه_هویت از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.
سیرجانی از معدود کشته شدگانی است که توسط خود #سعید_امامی بازجویی و شکنجه شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬4❤3🔥1
سیامک سنجری متولد ۲۶ مرداد ۱۳۴۷ است، در سابقه سنجری چند مقام قهرمانی کشتی کشوری و حضور در جبهه جنگ ایران و عراق ، فعالیت کوتاه مدت در سپاه پاسداران نیز دیده میشود، وی یکی از منابع و خبرچینهای وزارت اطلاعات در معاونت امور اجتماعی این وزارتخانه بوده است که در سن ۲۸ سالگی و در آستانه جشن ازدواج کشته شد.
او تنها قربانی #قتلهای_زنجیره_ای است که به دلایل غیرسیاسی در حالی کشته شده است که یک روز پیش از قتلش برای سعید امامی و دیگر اعضای باند قتلها کارت دعوت به عروسیاش را فرستاده بود.
#سیامک_سنجری در میانه همکاریهایش با وزارت اطلاعات در جریان ارتباطات جنسی #علی_فلاحیان قرار میگیرد، او این ارتباطات را از طریق پسر فلاحیان به اطلاع همسر او میرساند و از طریق یکی از دوستانش در نواری کاست به اطلاع خامنهای نیز میرساند، اما کمی بعد #سعید_امامی نوار را به او داده و او را از خطرات «دهن لقیاش» آگاه میکند، سنجری نیز در ظاهر یا باطن وانمود میکند از پیگیری منصرف شده و قصد دارد به شغل اصلیاش «فروش خودرو» بازگردد و قصد ازدواج دارد.
#خسرو_براتی مامور ارشد وزارت اطلاعات و از اعضای تیم قتلهای زنجیرهای در اعترافاتش که بعدها در «جزوه ۸۸ صفحهای» منتشر شده درباره وی گفته:«سیامک در جاهایی حرفهایی زده بود حتی ماجرای رفتوآمد حاج آقا فلاحیان به سونای زعفرانیه را گفته و از طریق او به بیرون درز کردهاست و قرارشد از او تحقیق شود تا اینکه دو روز مانده به عروسیاش حاج آقا فلاحیان به آقای اسلامی گفتند «کار را باید تمام کرد» چون همسر حاج آقا سوالهایی را از ایشان کرده بود و حاج آقا مطمئن بود این حرفها از طریق سنجری به گوششان رسیده.
آقای اسلامی دلش سوخت به حاج آقا (فلاحیان) تلفن زد که خدا را خوش نمیآید ما را به عروسی اش دعوت کرده اما ظاهرا حاج آقا حاضر به گذشت نبود. آقای اسلامی معذب بود و رفت و حاج علیشیر ، سنگی را به سرش زد و برادران کار را با دشنه تمام کردند و بعد جسد را به زیر پل کاوه انداختند و ماشین را بردند تا به دره بیندازند تا اثری نماند»
سنجری در ۱۳ آبان ۱۳۷۵ کشته شده و جنازهاش ساعاتی پس از قتل در حالی که خودوی او هنوز روشن بود پشت فرمان زیر پل در محله قیطریه تهران کشف میشود، مراسم ختم وی در همان سالنی که قرار بود عروسیاش برگزار شود (سالن سیاره) برگزار شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او تنها قربانی #قتلهای_زنجیره_ای است که به دلایل غیرسیاسی در حالی کشته شده است که یک روز پیش از قتلش برای سعید امامی و دیگر اعضای باند قتلها کارت دعوت به عروسیاش را فرستاده بود.
#سیامک_سنجری در میانه همکاریهایش با وزارت اطلاعات در جریان ارتباطات جنسی #علی_فلاحیان قرار میگیرد، او این ارتباطات را از طریق پسر فلاحیان به اطلاع همسر او میرساند و از طریق یکی از دوستانش در نواری کاست به اطلاع خامنهای نیز میرساند، اما کمی بعد #سعید_امامی نوار را به او داده و او را از خطرات «دهن لقیاش» آگاه میکند، سنجری نیز در ظاهر یا باطن وانمود میکند از پیگیری منصرف شده و قصد دارد به شغل اصلیاش «فروش خودرو» بازگردد و قصد ازدواج دارد.
#خسرو_براتی مامور ارشد وزارت اطلاعات و از اعضای تیم قتلهای زنجیرهای در اعترافاتش که بعدها در «جزوه ۸۸ صفحهای» منتشر شده درباره وی گفته:«سیامک در جاهایی حرفهایی زده بود حتی ماجرای رفتوآمد حاج آقا فلاحیان به سونای زعفرانیه را گفته و از طریق او به بیرون درز کردهاست و قرارشد از او تحقیق شود تا اینکه دو روز مانده به عروسیاش حاج آقا فلاحیان به آقای اسلامی گفتند «کار را باید تمام کرد» چون همسر حاج آقا سوالهایی را از ایشان کرده بود و حاج آقا مطمئن بود این حرفها از طریق سنجری به گوششان رسیده.
آقای اسلامی دلش سوخت به حاج آقا (فلاحیان) تلفن زد که خدا را خوش نمیآید ما را به عروسی اش دعوت کرده اما ظاهرا حاج آقا حاضر به گذشت نبود. آقای اسلامی معذب بود و رفت و حاج علیشیر ، سنگی را به سرش زد و برادران کار را با دشنه تمام کردند و بعد جسد را به زیر پل کاوه انداختند و ماشین را بردند تا به دره بیندازند تا اثری نماند»
سنجری در ۱۳ آبان ۱۳۷۵ کشته شده و جنازهاش ساعاتی پس از قتل در حالی که خودوی او هنوز روشن بود پشت فرمان زیر پل در محله قیطریه تهران کشف میشود، مراسم ختم وی در همان سالنی که قرار بود عروسیاش برگزار شود (سالن سیاره) برگزار شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3👍2🔥1
ابراهیم زالزاده متولد ۵ اسفند ۱۳۲۵ و روزنامهنگار و ناشر ایرانی است.
وی از جمله افرادی است که اعتقاد داشت آتشسوزی سینما رکس آبادان با هدف سیاسی وتوسط انقلابیون ۵۷ انجام شده و کتابی با نام واقعیت سینما رکس نوشت که مأموران امنیتی، دو ماه پیش از قتلش شبانه به خانهاش ریختند و همه دستنوشتهها و فایلهای کامپیوتری او را ربودند.
در نشریه معیار که مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده داشت مقالهای منتشر کرد که آخرین مقاله او شد.
وی خطاب به #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در آن مقاله نوشته بود:
«آقای رئیسجمهور هیچ رژیمی در ایران پایدار نبوده و شما بهتر میدانید که اگر رژیم نتواند از تاریخ درس بگیرد و منطبق با خواستهای مردم حرکت نکند سرنگون خواهد شد.»
نشریه «معیار» بعد از انتشار این سرمقاله توقیف شد و ابراهیم زالزاده مدتی بعد ربوده و به قتل رسید.
برادرش میگوید: «یکی از دفتر رفسنجانی به من گفت، آقای هاشمی وقتی این سرمقاله را خوانده خیلی عصبانی شده و گفته کسی نیست که این را خفه کند یا این را آرام کند؟ بلافاصله مجله را بستند و بعد از مدتی هم این اتفاق برایش افتاد.»
یک روز قبل از ربوده شدن #ابراهیم_زال_زاده برادر او که از آلمان راهی باکو بود، از او میخواهد که به باکو سفر کند تا دیداری تازه شود، اما در پاسخ میشنود که «احتمالا ممنوع الخروجم و عجیب مثل سایه دنبالم هستند.»
این آخرین باری است که حسین زالزاده با برادرش صحبت میکند و صدای او را میشنود.
فردای همان روز در راه بازگشت از دفترش، سر خیابانی که منزلش آنجا بود، از یک گلفروشی در فاصله بسیار نزدیک به منزل برای همسرش دستهگل یاس میگیرد و به سمت خانه حرکت میکند.
بعد از پنج روز ماشین ابراهیم در خیابان توانیر تهران پیدا میشود. زیر صندلیاش کارت خبرنگاری ابراهیم و روی صندلی پشت، گل یاسی که برای همسرش خریده بود یافت میشود.
انداختن کارت خبرنگاری زیر صندلی، بهگفته برادر زالزاده، پیامی بود که حکایت از ربودن او داشت؛ پیامی که نتیجه قرار ابراهیم زالزاده با دوستانش بود مبنی بر اینکه اگر ربوده شدند یا اتفاقی افتاد، کارت خبرنگاری را جایی بیندازند تامشخص شود که هستند.
مفقود شدن ابراهیم زالزاده ۳۷ روز طول میکشد.
در این فاصله بارها نیروهای امنیتی به خانواده گفته بودند سرنخ هایی دارند که بهتر است آنها اطلاعرسانی نکنند.
«میگفتند هیچ اطلاعی به کسی ندهید و حرفی در مورد او نزنید تا ما بتوانیم پیگیری کنیم.
۳۷ روز بعد از اداره آگاهی اطلاع میدهند کشته شده و جسد را در بیابانهای یافتآباد پیداکردهاند.
۱۷ ضربه چاقو روی قفسه سینه و بریده شدن شاهرگ گلوی او.
هر دو انگشت او نیز شکسته شده بود.
برادرش گفته است: «قبلش انگشتانش را شکسته بودند. یعنی عملاً همان صحبتی که خمینی کرده بود و گفته بود قلمهای مسموم روزنامهنگاران را بشکنید. آن موقع هم قلم ابراهیم را شکاندند. یعنی انگشتانش را، هر ده انگشتش را، شکانده بودند.»
با پیدا شدن پیکر زال زاده پرونده او نیز مختومه می شود خاکسپاری او بدون دادن اجازه به خانواده برای اطلاع دادن به دوستان و بستگان و بصورت سریع با حضور نیروهای امنیتی انجام میشود.
پس از پیگیری همسرش برای علت مختومه شدن پرونده او به او میگویند به دفتر قوه قضائیه مراجعه کند، دفتری به اسم کمیسیون حقوق بشراسلامی، آنجا به صراحت به همسرش میگویند:«یا ساکت میشوی یا ساکتت میکنیم.»
#ابراهیم_زال_زاده با #سعید_حجاریان هممدرسهای بود.
او هنگام قتل ابراهیم زالزاده عضو وقت مرکز استراتژیک ریاستجمهوری، و بعدتر در زمان افشای قتلها مشاور محمد خاتمی، رئیسجمهور وقت، بود و بهگفته حسین زالزاده، پیگیر قتلهای زنجیرهای. با حجاریان تماس میگیرد و میپرسد چرا ابراهیم را کشتید؟ و پاسخ میشنود که «سعید امامی کشته و مدتهای مدیدی بود که ابراهیم در لیست #قتلهای_زنجیره_ای قرار داشته.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی از جمله افرادی است که اعتقاد داشت آتشسوزی سینما رکس آبادان با هدف سیاسی وتوسط انقلابیون ۵۷ انجام شده و کتابی با نام واقعیت سینما رکس نوشت که مأموران امنیتی، دو ماه پیش از قتلش شبانه به خانهاش ریختند و همه دستنوشتهها و فایلهای کامپیوتری او را ربودند.
در نشریه معیار که مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده داشت مقالهای منتشر کرد که آخرین مقاله او شد.
وی خطاب به #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در آن مقاله نوشته بود:
«آقای رئیسجمهور هیچ رژیمی در ایران پایدار نبوده و شما بهتر میدانید که اگر رژیم نتواند از تاریخ درس بگیرد و منطبق با خواستهای مردم حرکت نکند سرنگون خواهد شد.»
نشریه «معیار» بعد از انتشار این سرمقاله توقیف شد و ابراهیم زالزاده مدتی بعد ربوده و به قتل رسید.
برادرش میگوید: «یکی از دفتر رفسنجانی به من گفت، آقای هاشمی وقتی این سرمقاله را خوانده خیلی عصبانی شده و گفته کسی نیست که این را خفه کند یا این را آرام کند؟ بلافاصله مجله را بستند و بعد از مدتی هم این اتفاق برایش افتاد.»
یک روز قبل از ربوده شدن #ابراهیم_زال_زاده برادر او که از آلمان راهی باکو بود، از او میخواهد که به باکو سفر کند تا دیداری تازه شود، اما در پاسخ میشنود که «احتمالا ممنوع الخروجم و عجیب مثل سایه دنبالم هستند.»
این آخرین باری است که حسین زالزاده با برادرش صحبت میکند و صدای او را میشنود.
فردای همان روز در راه بازگشت از دفترش، سر خیابانی که منزلش آنجا بود، از یک گلفروشی در فاصله بسیار نزدیک به منزل برای همسرش دستهگل یاس میگیرد و به سمت خانه حرکت میکند.
بعد از پنج روز ماشین ابراهیم در خیابان توانیر تهران پیدا میشود. زیر صندلیاش کارت خبرنگاری ابراهیم و روی صندلی پشت، گل یاسی که برای همسرش خریده بود یافت میشود.
انداختن کارت خبرنگاری زیر صندلی، بهگفته برادر زالزاده، پیامی بود که حکایت از ربودن او داشت؛ پیامی که نتیجه قرار ابراهیم زالزاده با دوستانش بود مبنی بر اینکه اگر ربوده شدند یا اتفاقی افتاد، کارت خبرنگاری را جایی بیندازند تامشخص شود که هستند.
مفقود شدن ابراهیم زالزاده ۳۷ روز طول میکشد.
در این فاصله بارها نیروهای امنیتی به خانواده گفته بودند سرنخ هایی دارند که بهتر است آنها اطلاعرسانی نکنند.
«میگفتند هیچ اطلاعی به کسی ندهید و حرفی در مورد او نزنید تا ما بتوانیم پیگیری کنیم.
۳۷ روز بعد از اداره آگاهی اطلاع میدهند کشته شده و جسد را در بیابانهای یافتآباد پیداکردهاند.
۱۷ ضربه چاقو روی قفسه سینه و بریده شدن شاهرگ گلوی او.
هر دو انگشت او نیز شکسته شده بود.
برادرش گفته است: «قبلش انگشتانش را شکسته بودند. یعنی عملاً همان صحبتی که خمینی کرده بود و گفته بود قلمهای مسموم روزنامهنگاران را بشکنید. آن موقع هم قلم ابراهیم را شکاندند. یعنی انگشتانش را، هر ده انگشتش را، شکانده بودند.»
با پیدا شدن پیکر زال زاده پرونده او نیز مختومه می شود خاکسپاری او بدون دادن اجازه به خانواده برای اطلاع دادن به دوستان و بستگان و بصورت سریع با حضور نیروهای امنیتی انجام میشود.
پس از پیگیری همسرش برای علت مختومه شدن پرونده او به او میگویند به دفتر قوه قضائیه مراجعه کند، دفتری به اسم کمیسیون حقوق بشراسلامی، آنجا به صراحت به همسرش میگویند:«یا ساکت میشوی یا ساکتت میکنیم.»
#ابراهیم_زال_زاده با #سعید_حجاریان هممدرسهای بود.
او هنگام قتل ابراهیم زالزاده عضو وقت مرکز استراتژیک ریاستجمهوری، و بعدتر در زمان افشای قتلها مشاور محمد خاتمی، رئیسجمهور وقت، بود و بهگفته حسین زالزاده، پیگیر قتلهای زنجیرهای. با حجاریان تماس میگیرد و میپرسد چرا ابراهیم را کشتید؟ و پاسخ میشنود که «سعید امامی کشته و مدتهای مدیدی بود که ابراهیم در لیست #قتلهای_زنجیره_ای قرار داشته.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1🤬1
دکتر جمشید پرتوی، متخصص قلب و پزشک سید احمد خمینی بود.
وی نزدیک به چهار سال پس از مرگ سید احمد خمینی در ۷ دی ۱۳۷۷ در منزل مسکونیاش در همسایگی سید محمد خاتمی رئیس جمهور و #اکبر_هاشمی_رفسنجانی به قتل رسید.
در نگاه اول بدون هیچ پیشداوری قتل وی بدون همکاری نیروهای امنیتی ممکن نبود چرا که دست کم چهار گیت بازرسی در خیابان و کوچه محل اقامت وی وجود داشته است، گیتهایی متعلق به نیروی انتظامی و سپاه حفاظت انصارالمهدی .
در خاطرات هاشمی نیز دو بار از قتل وی نامبرده شده ، بار اول در فردای شب قتل که وی نوشته است از وزارت اطلاعات خواسته است پیگیر باشند و بار دوم که در خاطرات سال ۱۳۷۸ است و اخیرا منتشر شده و هاشمی می نویسد که در دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای نام وی نیز آمده است ، هاشمی از علت قتل دکتر پرتوی در خاطراتش ابراز بی اطلاعی میکند .
در جریان مرگ سید احمد خمینی دو متخصص قلب به قتل رسیدهاند، ابتدا دکتر تفتی که از پذیرش همکاری با باند سعید امامی در قتل احمد خمینی سرباز زده است و دکتر پرتوی که در زمان قتل احمد خمینی و بستری شدن وی سرتیم پزشکی وی بوده است.
#جمشید_پرتوی پس از پنج روز، تلاش خود و تیم پزشکیاش موفق به احیای احمد خمینی نمیشود اما از دلیل به کما رفتن و مرگ وی مطلع میشود، وی تا برملا شدن قتلهای پائیز ۱۳۷۷ سکوت میکند اما با بازداشت #سعید_امامی وی در یک مراسم افطاری و فرصت دیداری که با سید حسن خمینی داشته است او را از نحوه قتل سید احمد و دست داشتن امامی در آن را مطلع میکند.(۲ دی ۱۳۷۷) سید حسن خمینی از وی میخواهد تا اطلاعاتش را در اختیار خاتمی و سازمان قضایی نیروهای مسلح قرار دهد، اما پنج روز بعد وی در خانهاش به طرز فجیعی کشته میشود؛ ۱۷ ضربه چاقو و متلاشی کردن سرش با کاسه هاونگ برنجی.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی نزدیک به چهار سال پس از مرگ سید احمد خمینی در ۷ دی ۱۳۷۷ در منزل مسکونیاش در همسایگی سید محمد خاتمی رئیس جمهور و #اکبر_هاشمی_رفسنجانی به قتل رسید.
در نگاه اول بدون هیچ پیشداوری قتل وی بدون همکاری نیروهای امنیتی ممکن نبود چرا که دست کم چهار گیت بازرسی در خیابان و کوچه محل اقامت وی وجود داشته است، گیتهایی متعلق به نیروی انتظامی و سپاه حفاظت انصارالمهدی .
در خاطرات هاشمی نیز دو بار از قتل وی نامبرده شده ، بار اول در فردای شب قتل که وی نوشته است از وزارت اطلاعات خواسته است پیگیر باشند و بار دوم که در خاطرات سال ۱۳۷۸ است و اخیرا منتشر شده و هاشمی می نویسد که در دادگاه #قتلهای_زنجیره_ای نام وی نیز آمده است ، هاشمی از علت قتل دکتر پرتوی در خاطراتش ابراز بی اطلاعی میکند .
در جریان مرگ سید احمد خمینی دو متخصص قلب به قتل رسیدهاند، ابتدا دکتر تفتی که از پذیرش همکاری با باند سعید امامی در قتل احمد خمینی سرباز زده است و دکتر پرتوی که در زمان قتل احمد خمینی و بستری شدن وی سرتیم پزشکی وی بوده است.
#جمشید_پرتوی پس از پنج روز، تلاش خود و تیم پزشکیاش موفق به احیای احمد خمینی نمیشود اما از دلیل به کما رفتن و مرگ وی مطلع میشود، وی تا برملا شدن قتلهای پائیز ۱۳۷۷ سکوت میکند اما با بازداشت #سعید_امامی وی در یک مراسم افطاری و فرصت دیداری که با سید حسن خمینی داشته است او را از نحوه قتل سید احمد و دست داشتن امامی در آن را مطلع میکند.(۲ دی ۱۳۷۷) سید حسن خمینی از وی میخواهد تا اطلاعاتش را در اختیار خاتمی و سازمان قضایی نیروهای مسلح قرار دهد، اما پنج روز بعد وی در خانهاش به طرز فجیعی کشته میشود؛ ۱۷ ضربه چاقو و متلاشی کردن سرش با کاسه هاونگ برنجی.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤2🔥1
۴ شهریور ۱۳۹۹ در بیمارستان عرفان تهران #خسرو_خوبان مشهور به #روح_الله_حسینیان بر اثر ابتلا به کرونا جان باخت.
وی که نام واقعیاش خسرو خوبان بود و پس از انقلاب نامش را «روح الله حسینیان» کرده بود از جمله اولین آخوندهای امنیتی در کنار ری شهری در دادستانی ارتش و سپس وزارت اطلاعات بود.
عمده اشتهار وی در ایام قتلهای زنجیرهای بود، او شش روز پس از آن که وزارت اطلاعات دولت خاتمی با انتشار اطلاعیهای، نیروهای خودسر این وزارتخانه را عامل قتلهای زنجیرهای اعلام کرد در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۷۷ از طرف صدا و سیما که توسط علی لاریجانی اداره میشد به برنامه شبانگاهی «چراغ» دعوت شد.
او که به خوبی اطلاع داشت عنقریب سعید امامی و اعضای تیمهای ترور دستگیر خواهند شد در دفاع از تیم ترور در آن برنامه برای دفاع از سعید امامی سنگ تمام گذاشت وتا توانست اتهام قتلهای زنجیرهای را متوجه دولت خاتمی کرد و #قتلهای_زنجیرهای را تمام وکمال به نیروهای هوادار دولت نسبت داد.
حسینیان روز بعد در گفتوگو با روزنامه کیهان اتهامات شب قبل را تکرار کرد و کوشید تلاش جناح خاتمی برای برخورد با این قتلها را زیر سؤال ببرد.
وی بعد از اعلام خبر خودکشی #سعید_امامی این خودکشی را قتل دانست و در مراسم شب هفت وی به عنوان سخنران مجلس ختمش اعلام کرد:« حاج سعید کسی نبود که خودکشی کند ، با داروی نظافت کسی نمیمیرد، من خودم از همه بهتر این داستانها را بلدم و می دانم ، آخه باباجان والله ماخودمان یه زمانی قاتل بودهایم و می دانیم چجوری متهم را سربه نیست باید کرد!»
حسینیان همچنین به دشمنی با آیتالله منتظری نیز اشتهار داشت و در سال ۱۳۷۱ در کنار نیروهای #انصار_حزب_الله بدون لباس روحانیت از اعضای حمله به حسینیه و بیت آیتالله منتظری بود.
روز ۱۶ دیماه ۱۳۹۱ سایت بولتن نیوز گزارش داد: «چندی پیش دختر جوانی با هویت «ل.م» از یک نماینده مجلس به اتهام «تجاوز به عنف» به مقامات قضایی و امنیتی شکایت کرد و پروندهای در این خصوص تشکیل و حتی در محافل سیاسی و برخی رسانهها نیز این خبر منتشر شد.
سایتهای خبری دیکر از جمله بهار نزدیک به محمود احمدی نژاد فاش کردند که نماینده مذکور کسی نیست جز روحالله حسینیان که در شهریور ۱۳۸۹ پس از افشای ماجرا دچار سکته قلبی شده و در بیمارستان بستری میشود.
حسینیان در اردیبهشت ۱۳۸۶ مشاور سیاسی و امنیتی احمدینژاد شد. پس از آن نیز در انتخابات مجلس هشتم و نهم به عنوان نماینده تهران به مجلس رفت و رئیس کمیسیون سیاست داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی و عضو هیات موسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی شد.
حسینیان تا آخرین روز امامی را «شهید سعید امامی» خواند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی که نام واقعیاش خسرو خوبان بود و پس از انقلاب نامش را «روح الله حسینیان» کرده بود از جمله اولین آخوندهای امنیتی در کنار ری شهری در دادستانی ارتش و سپس وزارت اطلاعات بود.
عمده اشتهار وی در ایام قتلهای زنجیرهای بود، او شش روز پس از آن که وزارت اطلاعات دولت خاتمی با انتشار اطلاعیهای، نیروهای خودسر این وزارتخانه را عامل قتلهای زنجیرهای اعلام کرد در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۷۷ از طرف صدا و سیما که توسط علی لاریجانی اداره میشد به برنامه شبانگاهی «چراغ» دعوت شد.
او که به خوبی اطلاع داشت عنقریب سعید امامی و اعضای تیمهای ترور دستگیر خواهند شد در دفاع از تیم ترور در آن برنامه برای دفاع از سعید امامی سنگ تمام گذاشت وتا توانست اتهام قتلهای زنجیرهای را متوجه دولت خاتمی کرد و #قتلهای_زنجیرهای را تمام وکمال به نیروهای هوادار دولت نسبت داد.
حسینیان روز بعد در گفتوگو با روزنامه کیهان اتهامات شب قبل را تکرار کرد و کوشید تلاش جناح خاتمی برای برخورد با این قتلها را زیر سؤال ببرد.
وی بعد از اعلام خبر خودکشی #سعید_امامی این خودکشی را قتل دانست و در مراسم شب هفت وی به عنوان سخنران مجلس ختمش اعلام کرد:« حاج سعید کسی نبود که خودکشی کند ، با داروی نظافت کسی نمیمیرد، من خودم از همه بهتر این داستانها را بلدم و می دانم ، آخه باباجان والله ماخودمان یه زمانی قاتل بودهایم و می دانیم چجوری متهم را سربه نیست باید کرد!»
حسینیان همچنین به دشمنی با آیتالله منتظری نیز اشتهار داشت و در سال ۱۳۷۱ در کنار نیروهای #انصار_حزب_الله بدون لباس روحانیت از اعضای حمله به حسینیه و بیت آیتالله منتظری بود.
روز ۱۶ دیماه ۱۳۹۱ سایت بولتن نیوز گزارش داد: «چندی پیش دختر جوانی با هویت «ل.م» از یک نماینده مجلس به اتهام «تجاوز به عنف» به مقامات قضایی و امنیتی شکایت کرد و پروندهای در این خصوص تشکیل و حتی در محافل سیاسی و برخی رسانهها نیز این خبر منتشر شد.
سایتهای خبری دیکر از جمله بهار نزدیک به محمود احمدی نژاد فاش کردند که نماینده مذکور کسی نیست جز روحالله حسینیان که در شهریور ۱۳۸۹ پس از افشای ماجرا دچار سکته قلبی شده و در بیمارستان بستری میشود.
حسینیان در اردیبهشت ۱۳۸۶ مشاور سیاسی و امنیتی احمدینژاد شد. پس از آن نیز در انتخابات مجلس هشتم و نهم به عنوان نماینده تهران به مجلس رفت و رئیس کمیسیون سیاست داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی و عضو هیات موسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی شد.
حسینیان تا آخرین روز امامی را «شهید سعید امامی» خواند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر چه پس از مرگ احمد خمینی شایع شد که او را جمهوری اسلامی به قتل رسانده اما پس از وقوع قتلهای امنیتی پائیز ۷۷ و بازداشت بخشی از مدیران امنیتی وزارت اطلاعات از جمله سعید امامی مسلم شد که شایعات واقعیت داشته است.
#سعید_امامی در اعترافی عجیب با ذکر جرئیاتی خبر از حذف #سید_احمد_خمینی با فتوای مراجع حکومتی و تاکید #مصباح_یزدی داد.
با رسانه ای شدن قتل مرموز احمد خمینی و اعتراف قاتل که سبب مرگ خودش نیز شد خانواده احمد خمینی ترجیح دادند این موضوع مسکوت بماند، اگر چه این پرونده هرگز رسیدگی نشد اما مشهور تر از آن شد که بخواهد در سکوت بماند.
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#سعید_امامی در اعترافی عجیب با ذکر جرئیاتی خبر از حذف #سید_احمد_خمینی با فتوای مراجع حکومتی و تاکید #مصباح_یزدی داد.
با رسانه ای شدن قتل مرموز احمد خمینی و اعتراف قاتل که سبب مرگ خودش نیز شد خانواده احمد خمینی ترجیح دادند این موضوع مسکوت بماند، اگر چه این پرونده هرگز رسیدگی نشد اما مشهور تر از آن شد که بخواهد در سکوت بماند.
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👏10❤1🔥1
مصطفی پورمحمدی یکی از بلند آوازه ترین روحانیون قضایی - امنیتی جمهوری اسلامی است.
پورمحمدی فعالیت سیاسی خود را از سال ۱۳۵۸ بهعنوان دادستان انقلاب اسلامی آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۵ بهعنوان دادستان خوزستان، هرمزگان، کرمانشاه و خراسان فعالیت نمود.
#مصطفی_پورمحمدی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ معاون اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قائممقام وزیر اطلاعات بود. پورمحمدی به دلیل عضویت در هیئت چهار نفره موسوم به «هیئت مرگ» به عنوان نماینده وزارت اطلاعات در زندان اوین، به جنایت علیه بشریت متهم شده است.
اتهام دیگر وی شهادت و روایات دهها فعال سیاسی، روزنامه نگار و نویسنده در نقش داشتن در قتل روشنفکران و روزنامهنگاران منتقد حکومت ایران در #قتلهای_زنجیره_ای در مقام معاون این وزارتخانه بوده است.
مصطفی پورمحمدی نه تنها در زمان قتلها معاون وزارت اطلاعات بود ، بلکه بکی از نزدیکترین افراد دست کم به دو تن از متهمان اصلی قتلها یعنی #سعید_امامی و #مهرداد_عالیخانی نیز بوده.
او در دولت محمود احمدی نژاد وزیر کشور شد، به ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسید، در دولت اول حسن روحانی نیز وزیر دادگستری شد و اکنون مشاور رئیس قوه قضاییه و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است.
در انتخابات ریاست جمهوریگذشته او اگرچه ۸۴.٪ آرا را کسب کرده اما به باور بسیاری نقش آفرین اصلی انتخابات او بود.
پورمحمدی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۹۴ از استان البرز داوطلب شده بود که صلاحیت او از سوی شورای نگهبان رد شد.
او اسفند ۱۳۹۰ در جمع دانشجویان دانشگاه امیر کبیر گفت که پس از قتل های زنجیرهای از چند روزنامهای که علیه او مطالبی نوشته بودند شکایت کرده که به محکومیت آنها منجر شده است: «آن موقع پیامی به آقای خاتمی دادم و به او گفتم که این دوستان شما میدانند من در این حوزه دخالت ندارم ولی ناجوانمردانه شروع کردند در روزنامهها و نشریات و شب نامههایشان پیوسته علیه من اتهامسازی کنند، اگر این ادامه پیدا کند من هم چیزیهایی خواهم گفت و آن موقع خواهید فهمید که فضا با آنچه شما می خواهید، متفاوت است»
از اشترات و روایات روزنامه نگاران و مطبوعات که بگذریم، از مصطفی پورمحمدی نیز دهها بار در اعترافات متهمان قتلها نامبرده شده که پررنگ ترین آنها در قتل #فخرالسادات_برقعی است.
او اگرچه هرگز به دادگاه حتی در مقام شاهد و مطلع نیز احضار نشده اما همواره از وقوع قتلهای زنجیرهای به صراحت دفاع کرده و گفته است به هیچ وجه قتلها خودسرانه نبوده است و قاتلان وظیفه سازمانی خود را انجام داده اند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
پورمحمدی فعالیت سیاسی خود را از سال ۱۳۵۸ بهعنوان دادستان انقلاب اسلامی آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۵ بهعنوان دادستان خوزستان، هرمزگان، کرمانشاه و خراسان فعالیت نمود.
#مصطفی_پورمحمدی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ معاون اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات و از ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قائممقام وزیر اطلاعات بود. پورمحمدی به دلیل عضویت در هیئت چهار نفره موسوم به «هیئت مرگ» به عنوان نماینده وزارت اطلاعات در زندان اوین، به جنایت علیه بشریت متهم شده است.
اتهام دیگر وی شهادت و روایات دهها فعال سیاسی، روزنامه نگار و نویسنده در نقش داشتن در قتل روشنفکران و روزنامهنگاران منتقد حکومت ایران در #قتلهای_زنجیره_ای در مقام معاون این وزارتخانه بوده است.
مصطفی پورمحمدی نه تنها در زمان قتلها معاون وزارت اطلاعات بود ، بلکه بکی از نزدیکترین افراد دست کم به دو تن از متهمان اصلی قتلها یعنی #سعید_امامی و #مهرداد_عالیخانی نیز بوده.
او در دولت محمود احمدی نژاد وزیر کشور شد، به ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسید، در دولت اول حسن روحانی نیز وزیر دادگستری شد و اکنون مشاور رئیس قوه قضاییه و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است.
در انتخابات ریاست جمهوریگذشته او اگرچه ۸۴.٪ آرا را کسب کرده اما به باور بسیاری نقش آفرین اصلی انتخابات او بود.
پورمحمدی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۹۴ از استان البرز داوطلب شده بود که صلاحیت او از سوی شورای نگهبان رد شد.
او اسفند ۱۳۹۰ در جمع دانشجویان دانشگاه امیر کبیر گفت که پس از قتل های زنجیرهای از چند روزنامهای که علیه او مطالبی نوشته بودند شکایت کرده که به محکومیت آنها منجر شده است: «آن موقع پیامی به آقای خاتمی دادم و به او گفتم که این دوستان شما میدانند من در این حوزه دخالت ندارم ولی ناجوانمردانه شروع کردند در روزنامهها و نشریات و شب نامههایشان پیوسته علیه من اتهامسازی کنند، اگر این ادامه پیدا کند من هم چیزیهایی خواهم گفت و آن موقع خواهید فهمید که فضا با آنچه شما می خواهید، متفاوت است»
از اشترات و روایات روزنامه نگاران و مطبوعات که بگذریم، از مصطفی پورمحمدی نیز دهها بار در اعترافات متهمان قتلها نامبرده شده که پررنگ ترین آنها در قتل #فخرالسادات_برقعی است.
او اگرچه هرگز به دادگاه حتی در مقام شاهد و مطلع نیز احضار نشده اما همواره از وقوع قتلهای زنجیرهای به صراحت دفاع کرده و گفته است به هیچ وجه قتلها خودسرانه نبوده است و قاتلان وظیفه سازمانی خود را انجام داده اند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥6❤2🤬1
در پی خبرساز شدن قتلها، برخی منابع از صدور فتوا از سوی بعضی از روحانیان نزدیک به حکومت برای قتل دگراندیشان خبر دادند.
#سعید_امامی در بخشی از بازجوییهایش نوشته است:«فلاحيان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولاً و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نمیکرد. او اين احکام را از آيتالله خوشوقت ، آيتالله مصباح، آيتالله خزعلی، آيتالله جنتی و گاها نيز از حجتالاسلام محسنی اژهای دريافت میکرد و بدست ما میداد. ما فقط به آقايان اخبار و اطلاعات میرسانديم و بعد هم منتظر دستور میمانديم. مثلاً وقتی باخبر شديم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولايت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع داديم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ايشان را زير نظر بگيريد و از مکالمات و ملاقاتهای ايشان نوار تهيه کنيد.
ما هم بمدت يکسال همين کار را کرديم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه يک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيتالله مصباح رفتيم، آقايان محسنی اژهای و بادامچيان هم آنجا بودند البته بعداً حاج آقا خوشبخت هم از بيت آمدند آنجا و نظر جمع بر اين بود که نبايد به کسانی که با ولی امر مسلمين خصومت میکنند، رحم کرد ... »
عزیزالله خوشوقت، پدر همسر مصطفی خامنه ای، یکی از فرزندان رهبر جمهوری اسلامی، برای افکار عمومی چهره ای شناخته شده نبود، اما پس از افشای #قتلهای_زنجیره_ای از سوی منابعی که به پروندههای اعترافات متهمان دسترسی داشتند فاش شد که یکی از فتوا دهندگان قتلهای زنجیرهای روشنفکران و منتقدان حکومت ایران در دهه ۱۳۷۰ بوده است.
دختر فروهرها،ناصر زرافشان و شیرین عبادی از جمله افرادی هستند که تائید کردهاند در میان اعترافات متهمان در دادگاه نام #آیت_الله_خوشوقت را دیدهاند.
#مهرداد_عالیخانی نیز در اعترافاتش آورده است:«نام افراد زمانی به دست من میرسید که دیگر تصمیم برای حذف تمام شده بود فقط مانده بود با چه تیمی و چه زمانی برویم و یا چگونه انجام بدهیم من اطلاعی درباره احکام شرعی آنها ندارم، فقط در مورد حاج احمد آقا بود که برادر سعید برای اطمینان و دلگرمی ما خبر دادند که حاج آقا خوشوقت هم تائید کردهاند»
اگر چه مطبوعات و بسیاری از پیگیران پرونده قتلهای زنجیرهای بسیار در مورد نقش خوشوقت گفتهاند اما حکومت و خود او و نزدیکانش در این مورد هرگز هیچ توضیحی ندادند.
آیت الله خوشوقت در اسفند ماه ۱۳۹۱ درگذشت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#سعید_امامی در بخشی از بازجوییهایش نوشته است:«فلاحيان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولاً و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نمیکرد. او اين احکام را از آيتالله خوشوقت ، آيتالله مصباح، آيتالله خزعلی، آيتالله جنتی و گاها نيز از حجتالاسلام محسنی اژهای دريافت میکرد و بدست ما میداد. ما فقط به آقايان اخبار و اطلاعات میرسانديم و بعد هم منتظر دستور میمانديم. مثلاً وقتی باخبر شديم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولايت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع داديم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ايشان را زير نظر بگيريد و از مکالمات و ملاقاتهای ايشان نوار تهيه کنيد.
ما هم بمدت يکسال همين کار را کرديم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه يک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيتالله مصباح رفتيم، آقايان محسنی اژهای و بادامچيان هم آنجا بودند البته بعداً حاج آقا خوشبخت هم از بيت آمدند آنجا و نظر جمع بر اين بود که نبايد به کسانی که با ولی امر مسلمين خصومت میکنند، رحم کرد ... »
عزیزالله خوشوقت، پدر همسر مصطفی خامنه ای، یکی از فرزندان رهبر جمهوری اسلامی، برای افکار عمومی چهره ای شناخته شده نبود، اما پس از افشای #قتلهای_زنجیره_ای از سوی منابعی که به پروندههای اعترافات متهمان دسترسی داشتند فاش شد که یکی از فتوا دهندگان قتلهای زنجیرهای روشنفکران و منتقدان حکومت ایران در دهه ۱۳۷۰ بوده است.
دختر فروهرها،ناصر زرافشان و شیرین عبادی از جمله افرادی هستند که تائید کردهاند در میان اعترافات متهمان در دادگاه نام #آیت_الله_خوشوقت را دیدهاند.
#مهرداد_عالیخانی نیز در اعترافاتش آورده است:«نام افراد زمانی به دست من میرسید که دیگر تصمیم برای حذف تمام شده بود فقط مانده بود با چه تیمی و چه زمانی برویم و یا چگونه انجام بدهیم من اطلاعی درباره احکام شرعی آنها ندارم، فقط در مورد حاج احمد آقا بود که برادر سعید برای اطمینان و دلگرمی ما خبر دادند که حاج آقا خوشوقت هم تائید کردهاند»
اگر چه مطبوعات و بسیاری از پیگیران پرونده قتلهای زنجیرهای بسیار در مورد نقش خوشوقت گفتهاند اما حکومت و خود او و نزدیکانش در این مورد هرگز هیچ توضیحی ندادند.
آیت الله خوشوقت در اسفند ماه ۱۳۹۱ درگذشت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5❤4🤬1
مصطفی کاظمی معاون امنیت وزارت اطلاعات در زمان وقوع قتلهای زنجیرهای است، با مرگ سعید امامی او متهم ردیف اول #قتلهای_زنجیره_ای شد.
در کنار #سعید_امامی و #مهرداد_عالیخانی که آنها نیز بر وجود «فتوای قتل» از چند مرجع تقلید تاکید کردهاند ، #مصطفی_کاظمی نیز در بازجویی ۱۳۷۹/۳/۱۰ نوشته است:«اساس فعالیت ما در وزارت ولایت محور بوده از ماموریتها تا حتی جایگاهها و انتصابات ، وقتی به ما ماموریتی میدادند نفس این ماموریت شرعی بود و لازمالاجرا اما بهر حال پیش میآمد که ما هم جلساتی میرفتیم نزد آیت الله خزعلی یا مصباح و در مواردی آیت الله جنتی که در مورد اجرای احکام حذفها شبهاتی را برایمان برطرف کنند.»
به غیر از عزیزالله خوشوقت،نام مصباح، جنتی و خزعلی نیز به عنوان مراجعی گفته شده که فتوای قتل دادهاند.
تقی گیوه چی مشهور به تقی مصباح یزدی از مراجع است که نامش به عنوان صاحبان فتوا در قتلهای پاییز ۷۷ و قتلهای دیگر همچون قتل سید احمد خمینی و قتل های محفلی کرمان به صراحت آمده است.
#مصباح_یزدی همچنین برای هاشم آقاجری نیز حکم ارتداد و قتل داده است ، نام او در قتل های دیگر نیز همچون قتل عام اراذل و اوباش که در دهه ۷۰ وزارت اطلاعات و یا انصار حزب الله انجام داده است آمده نیز است در بسیاری موارد همچون قتلهای محفلی کرمان دیوان عالی کشور نیز به این فتواها مهر تائید زده است .
مصباح یزدی ۱۲ دیماه ۱۳۹۹ درگذشت و در اقدامی ستایشی چندین مقام سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی بر پیکر او نماز خواندند ، امری کم سابقه در تاریخ شیعه سیدعلی خامنهای و محمد محمدی ریشهری در تهران، سید احمد علمالهدی در مشهد و حسین نوری همدانی در قم بر پیکر او نماز خواندند.
ابوالقاسم خزعلی نیز از دیگر مراجع صاحب فتوای #قتلهای_زنجیره_ای هست.
وی از تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ، جزو هیئت بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی و عضو سابق شورای نگهبان برای ۲۰ سال، عضو مجلس خبرگان رهبری از ابتدا تا زمان درگذشت بود ، وی نیز در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴ در گذشت.
#آیت_الله_خزعلی نیز هیچگاه در برابر اخباری که از او در مورد قتلهای زنجیرهای مطرح است توضیحی نداد، دو فرزند وی همچنین در دولتهای خامنهای، هاشمی و خاتمی در وزارت اطلاعات از مدیران ارشد این وزارتخانه بودند.
اکنون تنها مرجعی که صاحب فتوای دخیل در پرونده قتلهای زنجیرهای است و در قید حیات است احمد جنتی است.
#احمد_جنتی دبیر شورای نگهبان و عضو شورای نگهبان از ابتدای انقلاب تاکنون هست.
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در کنار #سعید_امامی و #مهرداد_عالیخانی که آنها نیز بر وجود «فتوای قتل» از چند مرجع تقلید تاکید کردهاند ، #مصطفی_کاظمی نیز در بازجویی ۱۳۷۹/۳/۱۰ نوشته است:«اساس فعالیت ما در وزارت ولایت محور بوده از ماموریتها تا حتی جایگاهها و انتصابات ، وقتی به ما ماموریتی میدادند نفس این ماموریت شرعی بود و لازمالاجرا اما بهر حال پیش میآمد که ما هم جلساتی میرفتیم نزد آیت الله خزعلی یا مصباح و در مواردی آیت الله جنتی که در مورد اجرای احکام حذفها شبهاتی را برایمان برطرف کنند.»
به غیر از عزیزالله خوشوقت،نام مصباح، جنتی و خزعلی نیز به عنوان مراجعی گفته شده که فتوای قتل دادهاند.
تقی گیوه چی مشهور به تقی مصباح یزدی از مراجع است که نامش به عنوان صاحبان فتوا در قتلهای پاییز ۷۷ و قتلهای دیگر همچون قتل سید احمد خمینی و قتل های محفلی کرمان به صراحت آمده است.
#مصباح_یزدی همچنین برای هاشم آقاجری نیز حکم ارتداد و قتل داده است ، نام او در قتل های دیگر نیز همچون قتل عام اراذل و اوباش که در دهه ۷۰ وزارت اطلاعات و یا انصار حزب الله انجام داده است آمده نیز است در بسیاری موارد همچون قتلهای محفلی کرمان دیوان عالی کشور نیز به این فتواها مهر تائید زده است .
مصباح یزدی ۱۲ دیماه ۱۳۹۹ درگذشت و در اقدامی ستایشی چندین مقام سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی بر پیکر او نماز خواندند ، امری کم سابقه در تاریخ شیعه سیدعلی خامنهای و محمد محمدی ریشهری در تهران، سید احمد علمالهدی در مشهد و حسین نوری همدانی در قم بر پیکر او نماز خواندند.
ابوالقاسم خزعلی نیز از دیگر مراجع صاحب فتوای #قتلهای_زنجیره_ای هست.
وی از تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ، جزو هیئت بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی و عضو سابق شورای نگهبان برای ۲۰ سال، عضو مجلس خبرگان رهبری از ابتدا تا زمان درگذشت بود ، وی نیز در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴ در گذشت.
#آیت_الله_خزعلی نیز هیچگاه در برابر اخباری که از او در مورد قتلهای زنجیرهای مطرح است توضیحی نداد، دو فرزند وی همچنین در دولتهای خامنهای، هاشمی و خاتمی در وزارت اطلاعات از مدیران ارشد این وزارتخانه بودند.
اکنون تنها مرجعی که صاحب فتوای دخیل در پرونده قتلهای زنجیرهای است و در قید حیات است احمد جنتی است.
#احمد_جنتی دبیر شورای نگهبان و عضو شورای نگهبان از ابتدای انقلاب تاکنون هست.
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاش هواداران جمهوری اسلامی هر روز این بخش از اعترافات زن سعید امامی را ببینند، سیستمی که یکی از مهمترین و وفادارترین مقامات امنیتیاش را خودکشی کرد چون تاریخ مصرفش تمام شده بود؛ #سعید_امامی!
حتی به زنش هم رحم نکردند، زنش را آنقدر شکنجه کردند تا به کثیفترین اتهامات اعتراف کند!
کاری کردند که به داشتن رابطه با پسرش و تمام مدیران امنیتی وزارت اطلاعات اعتراف کرد، محبورش کردند در اوراق بازجویی شکل و شمایل اندام جنسی دهها مدیر و کارمند امنیتی را بکشد و بنویسد که با او چه کردند و او با آنها چه میکرده !
کاری کردن به رابطه با موساد اعتراف کند و بدون آنکه هرگز پایش به اسرائیل رسیده باشد شرح دهد در کوچه پس کوچههای اسرائیل چه میکرده ، هر جاهم مقاومت میکرد به همدیگر میگفتند ببریمش اون اتاق آچارکشی !
جمهوری اسلامی اینچنین جنسی هست این ویدیو را هر روز باید هواداران جمهوری اسلامی ببینند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
حتی به زنش هم رحم نکردند، زنش را آنقدر شکنجه کردند تا به کثیفترین اتهامات اعتراف کند!
کاری کردند که به داشتن رابطه با پسرش و تمام مدیران امنیتی وزارت اطلاعات اعتراف کرد، محبورش کردند در اوراق بازجویی شکل و شمایل اندام جنسی دهها مدیر و کارمند امنیتی را بکشد و بنویسد که با او چه کردند و او با آنها چه میکرده !
کاری کردن به رابطه با موساد اعتراف کند و بدون آنکه هرگز پایش به اسرائیل رسیده باشد شرح دهد در کوچه پس کوچههای اسرائیل چه میکرده ، هر جاهم مقاومت میکرد به همدیگر میگفتند ببریمش اون اتاق آچارکشی !
جمهوری اسلامی اینچنین جنسی هست این ویدیو را هر روز باید هواداران جمهوری اسلامی ببینند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬16👍6🔥1
باز پخش خبر ۲۹ شهریور ۱۳۸۵:
با وجود منع ورود ایرانیان به آمریکا همسر و فرزند سعید امامی آزادانه به آمریکا می روند.
فهیمه دری نوگورانی و مهدی امامی در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۶ در نمایشگاه عکسی تحت عنوان Iran unveiled در برکلی کالیفرنیا شرکت داشتند.
در این نمایشگاه، که عکس هایی از تنی چند از عکاسان ایرانی به نمایش گذاشته شده بود. فهیمه دری همسر سعید امامی و فرزندش هم شرکت داشتند .
#فهیمه_دری به تصدیق جمهوری اسلامی و بسیاری از نهادهای حقوق بشری هم در وزارت اطلاعات فعالیت داشته و هم در دهه ۶۰ خورشیدی در سپاه پاسداران عضویت داشته و بر اساس قوانین مهاجرتی آمریکا ورود هر عضو ولو سابق نهادهای امنیتی و نظامی سپاه پاسداران به آمریکا ممنوع است .
اما این دو در آمریکا چه می کردند ؟
انجمن دفاع از قربانیان خشونت که این دو را برای شرکت در این نمایشگاه فرستاده اند را علیرضا طاهری مجد از مدیران وزارت اطلاعات در دهه هفتاد خورشیدی تاسیس نموده .
یک سازمان غیر دولتی که در تهران دفتر مرکزی آن است و در قم و اصفهان و شیراز هم فعالیت دارد .
علیرضا طاهری مجد در دهه هفتاد از مدیران اداره کل قضایی وزارت اطلاعات و رابط وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب بوده.
این انجمن از مجموعه انجمن های اقماری و پوششی وزارت اطلاعات است که هر از گاهی به عنوان یک گروه مردم نهاد به خارج از کشور می آیند و در نشست های شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و یا دیگر نهادهای بین المللی به عنوان یک گروه مردمی سخنرانی می کنند .
انجمن دفاع از قربانیان خشونت یک سازمان به ظاهر غیر دولتی است که در تهران دفتر مرکزی آن است و در قم و اصفهان و شیراز هم فعالیت دارد .
علیرضا طاهری مجد در دهه هفتاد از مدیران اداره کل قضایی وزارت اطلاعات و رابط وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب بوده.
در بسیاری از نشست های بین المللی این انجمن مترجم این انجمن همسر #سعید_امامی هست .
موضوع حتی به سخنرانی و شرکت در نمایشگاه ها و یا اجلاس بین المللی ختم نمی شود ، انجمن دفاع از قربانیان خشونت در سال ۲۰۱۷ میلادی ۵۰۰ هزار یورو از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای ترویج حقوق بشر و مبارزه با بازداشت های خودسرانه و معاضدتهای حقوقی برای قربانیان بازداشت های خودسرانه در قبال پروژه های مختلف گرفته است .
بعید به نظر می رسد کارشناسان اتحادیه اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد همسر سعید امامی و سوابق وی را ندانند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
با وجود منع ورود ایرانیان به آمریکا همسر و فرزند سعید امامی آزادانه به آمریکا می روند.
فهیمه دری نوگورانی و مهدی امامی در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۶ در نمایشگاه عکسی تحت عنوان Iran unveiled در برکلی کالیفرنیا شرکت داشتند.
در این نمایشگاه، که عکس هایی از تنی چند از عکاسان ایرانی به نمایش گذاشته شده بود. فهیمه دری همسر سعید امامی و فرزندش هم شرکت داشتند .
#فهیمه_دری به تصدیق جمهوری اسلامی و بسیاری از نهادهای حقوق بشری هم در وزارت اطلاعات فعالیت داشته و هم در دهه ۶۰ خورشیدی در سپاه پاسداران عضویت داشته و بر اساس قوانین مهاجرتی آمریکا ورود هر عضو ولو سابق نهادهای امنیتی و نظامی سپاه پاسداران به آمریکا ممنوع است .
اما این دو در آمریکا چه می کردند ؟
انجمن دفاع از قربانیان خشونت که این دو را برای شرکت در این نمایشگاه فرستاده اند را علیرضا طاهری مجد از مدیران وزارت اطلاعات در دهه هفتاد خورشیدی تاسیس نموده .
یک سازمان غیر دولتی که در تهران دفتر مرکزی آن است و در قم و اصفهان و شیراز هم فعالیت دارد .
علیرضا طاهری مجد در دهه هفتاد از مدیران اداره کل قضایی وزارت اطلاعات و رابط وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب بوده.
این انجمن از مجموعه انجمن های اقماری و پوششی وزارت اطلاعات است که هر از گاهی به عنوان یک گروه مردم نهاد به خارج از کشور می آیند و در نشست های شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و یا دیگر نهادهای بین المللی به عنوان یک گروه مردمی سخنرانی می کنند .
انجمن دفاع از قربانیان خشونت یک سازمان به ظاهر غیر دولتی است که در تهران دفتر مرکزی آن است و در قم و اصفهان و شیراز هم فعالیت دارد .
علیرضا طاهری مجد در دهه هفتاد از مدیران اداره کل قضایی وزارت اطلاعات و رابط وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب بوده.
در بسیاری از نشست های بین المللی این انجمن مترجم این انجمن همسر #سعید_امامی هست .
موضوع حتی به سخنرانی و شرکت در نمایشگاه ها و یا اجلاس بین المللی ختم نمی شود ، انجمن دفاع از قربانیان خشونت در سال ۲۰۱۷ میلادی ۵۰۰ هزار یورو از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای ترویج حقوق بشر و مبارزه با بازداشت های خودسرانه و معاضدتهای حقوقی برای قربانیان بازداشت های خودسرانه در قبال پروژه های مختلف گرفته است .
بعید به نظر می رسد کارشناسان اتحادیه اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد همسر سعید امامی و سوابق وی را ندانند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍14🔥3❤2
۳-دیگر بخش های وزارت اطلاعات و آنجا که به امنیت داخلی و #سعید_امامی مربوط بود هم دست کمی از بخش بین المللی نداشت و حتی با ظهور دولت اصلاحات که پشتوانه بیست میلیونی رای مردم داشت، دست از تکاپو بر نداشت و حاصلش #قتلهای_زنجیره_ای بود که دامنِ همه معاونتهای وزارت را گرفت.
#مصطفی_پورمحمدی گفته است که حوزه کاریاش جای دیگر بوده و از قتلهای پائیز۷۷ هیچ نمیداند، اما معلوم نیست که چرا علی یونسی شرط کرده بود، وزارت اطلاعات را در صورتی تحویل میگیرد که پورمحمدی رفته باشد.
از این شرط معلوم است میان بخش خارجی و داخلی پل ارتباطی بوده. هرچه بود، پور محمدی و #فرهاد_رهبر که معاون اقتصادی وزارت اطلاعات بود، اخراج شدند و به دیگر ارکان نظام رفتند.
پورمحمدی راه بیت رهبری گرفت و در #دانشگاه_امام_صادق هم درس سیاست را آغاز کردکه تا امروز ادامه دارد.
« #محمود_احمدی_نژاد شوخی و جدیاش مشخص نیست، پاسخگو نیست، جا خالی می دهد و فرافکنی میکند، مدیریتش حال گیری است و پذیرفتهایم ایشان را تا پایان دورهی قانونی تحمل کنم»
اینها وصفیات وزیر کشور بود از رئیسش، یکشنبه در روزنامه چاپ شد و سه شنبه برکنار شد!
پور محمدی گفته بود موظف به تحمل است اما احمدی نژاد حاضر نشد تا پایان اولین دوره ریاست جمهوریاش پور محمدی را تحمل کند. در یک صبح بهاری، یعنی دقیقا ۱۴ خرداد سال ۸۷ رک و پوست کنده «اس ام اس داد : شما دیگر وزیر نیستید»
روحانی خبره اطلاعاتی میگوید چندان کینه ای نیست، ولی در ضربه زدن به دولت احمدی نژاد و خودش از همان روز تا بحال تا آنجا که توانسته کوشیده است.
از بد اقبالی نظرِ خامنهای این بوده که همه ی دوستان و دشمنان، دست نگاه دارند تا این یکساله هم به سلامت تمام شود و احمدی نژاد برود وگرنه مشخص نبود که پورمحمدی چهها میکرد.
او اما بیکار نماند، کمی بعدتر به ساختمان قدر قدرت #سازمان_بازرسی_کل_کشور رفت و هر صبح برگی بر پرونده اختلاس و تخلفِ محمد رضا رحیمی، معاون رئیس جمهور اضافه میکرد و بنا بر آنچه خامنهای خواسته بود بایگانی میکرد.
اما آن سوی میدان،اسفندیار رحیم مشایی از این محذوریتها نداشت ، پرونده وزارت سه ساله پور محمدی را تکمیل کرد و اتفاقا خود رحیمی را مسئول فاش کردن اختلاسی ۲۱ میلیاردی کرد،البته بی نام و نشان.
ادامه دارد…
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مصطفی_پورمحمدی گفته است که حوزه کاریاش جای دیگر بوده و از قتلهای پائیز۷۷ هیچ نمیداند، اما معلوم نیست که چرا علی یونسی شرط کرده بود، وزارت اطلاعات را در صورتی تحویل میگیرد که پورمحمدی رفته باشد.
از این شرط معلوم است میان بخش خارجی و داخلی پل ارتباطی بوده. هرچه بود، پور محمدی و #فرهاد_رهبر که معاون اقتصادی وزارت اطلاعات بود، اخراج شدند و به دیگر ارکان نظام رفتند.
پورمحمدی راه بیت رهبری گرفت و در #دانشگاه_امام_صادق هم درس سیاست را آغاز کردکه تا امروز ادامه دارد.
« #محمود_احمدی_نژاد شوخی و جدیاش مشخص نیست، پاسخگو نیست، جا خالی می دهد و فرافکنی میکند، مدیریتش حال گیری است و پذیرفتهایم ایشان را تا پایان دورهی قانونی تحمل کنم»
اینها وصفیات وزیر کشور بود از رئیسش، یکشنبه در روزنامه چاپ شد و سه شنبه برکنار شد!
پور محمدی گفته بود موظف به تحمل است اما احمدی نژاد حاضر نشد تا پایان اولین دوره ریاست جمهوریاش پور محمدی را تحمل کند. در یک صبح بهاری، یعنی دقیقا ۱۴ خرداد سال ۸۷ رک و پوست کنده «اس ام اس داد : شما دیگر وزیر نیستید»
روحانی خبره اطلاعاتی میگوید چندان کینه ای نیست، ولی در ضربه زدن به دولت احمدی نژاد و خودش از همان روز تا بحال تا آنجا که توانسته کوشیده است.
از بد اقبالی نظرِ خامنهای این بوده که همه ی دوستان و دشمنان، دست نگاه دارند تا این یکساله هم به سلامت تمام شود و احمدی نژاد برود وگرنه مشخص نبود که پورمحمدی چهها میکرد.
او اما بیکار نماند، کمی بعدتر به ساختمان قدر قدرت #سازمان_بازرسی_کل_کشور رفت و هر صبح برگی بر پرونده اختلاس و تخلفِ محمد رضا رحیمی، معاون رئیس جمهور اضافه میکرد و بنا بر آنچه خامنهای خواسته بود بایگانی میکرد.
اما آن سوی میدان،اسفندیار رحیم مشایی از این محذوریتها نداشت ، پرونده وزارت سه ساله پور محمدی را تکمیل کرد و اتفاقا خود رحیمی را مسئول فاش کردن اختلاسی ۲۱ میلیاردی کرد،البته بی نام و نشان.
ادامه دارد…
#قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥6🤬1
روزنامه نوروز شنبه ۸۰/۲/۲۲،سخنان فلاحیان:
سعید امامی به لحاظ سازمانی، نمیتواند در مسئله قتلها مـشارکت داشـته باشـد. چون در سلسله مراتب فرماندهی نبود.
روزنامه صدای عدالت ۱۳۸۰/۲/۲۵،مصاحبه با فلاحیان:
بعضی دوستان، بعد از وزیر شدن مـا، سـلیقه مـا را نمیپسندیدند. و وزارت اطلاعات را ترک کردند و بعداً ناراحتی خود را ابراز کردند و بعضی از آنها به علت عضویت درجریانهای سیاسی، رفته بودند. طبق قانون، نمیتوانستند در جریانهای سیاسی بمانند. به آنها گفتیم یا از آن سازمان سیاسی یا از وزارت اطلاعات استعفا بدهنـد که همین کار را کردند،ولی این عقده را به دل گرفتند و در موقـع مناسـب بـا مـا تسویه حساب کردند.
روزنامه آفتاب یزد دوشنبه ۱۳۷۹/۱۰/۱۹، مصاحبه فریبا پژوه با فیض الله عرب سرخی:
عرب سرخی:عدهای مانند #سعید_حجاریان معتقدند، هنوزپیگیری قتلهای زنجیرهای، راهکار استراتژیک جبهه خرداد برای برون رفتن از انسداد سیاسی فعلی است.
روزنامه دوران امروز،چهارشنبه ۱۳۷۹/۹/۲۳ ،حرفهای سعید حجاریان کاشی:
…اگر بنا شد روزی اکبر گنجی در قبال نوشتههایش محاکمه شود و از آنها دفـاع نماید، در این زمینه خود را تنها نخواهد دید...
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سعید امامی به لحاظ سازمانی، نمیتواند در مسئله قتلها مـشارکت داشـته باشـد. چون در سلسله مراتب فرماندهی نبود.
روزنامه صدای عدالت ۱۳۸۰/۲/۲۵،مصاحبه با فلاحیان:
بعضی دوستان، بعد از وزیر شدن مـا، سـلیقه مـا را نمیپسندیدند. و وزارت اطلاعات را ترک کردند و بعداً ناراحتی خود را ابراز کردند و بعضی از آنها به علت عضویت درجریانهای سیاسی، رفته بودند. طبق قانون، نمیتوانستند در جریانهای سیاسی بمانند. به آنها گفتیم یا از آن سازمان سیاسی یا از وزارت اطلاعات استعفا بدهنـد که همین کار را کردند،ولی این عقده را به دل گرفتند و در موقـع مناسـب بـا مـا تسویه حساب کردند.
روزنامه آفتاب یزد دوشنبه ۱۳۷۹/۱۰/۱۹، مصاحبه فریبا پژوه با فیض الله عرب سرخی:
عرب سرخی:عدهای مانند #سعید_حجاریان معتقدند، هنوزپیگیری قتلهای زنجیرهای، راهکار استراتژیک جبهه خرداد برای برون رفتن از انسداد سیاسی فعلی است.
روزنامه دوران امروز،چهارشنبه ۱۳۷۹/۹/۲۳ ،حرفهای سعید حجاریان کاشی:
…اگر بنا شد روزی اکبر گنجی در قبال نوشتههایش محاکمه شود و از آنها دفـاع نماید، در این زمینه خود را تنها نخواهد دید...
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3🔥2
روزنامه ابرار شنبه ۱۳۷۸/۶/۲۷، سعید حجاریان:
...سعید امامی ابتدا به من معرفی شد و من او را میشناختم،بـه دلیـل داشـتن کـد CIS (کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور) او را رد صلاحیت کردیم.
روزنامه فتح،مصاحبه با #سعید_حجاریان :
...مسئله گزینش #سعید_امامی به سال ۵۸ برمیگردد. مـن او را در سـال ۵۸ یا شاید هم ۵۹ رد صلاحیت کردم،حـدود ۱۹ سال از زمانی که او را گزینش کردم، میگذرد.
سؤال خبرنگار: آن موقع شما مسئول گزینش بودید؟ حجاریان: من آن موقع برای بعضی از پستها در #اطلاعات_نخست_وزیری ، کار گزینشی هم میکردم؛ یعنی مسئولیت گزینشی بعضی از کادرها را داشتم.
سؤال: یعنی مسئولیت اصلی شما این نبود؟
حجاریان: نه: مسئولیت اصلی من نبود. برای تصدی بعضی از مشاغل، به من این مأموریت محول میشد. حتی به یاد دارم مرحوم شهید رجایی، شخصی را جهت گزینش، به من معرفی کرد که میخواست پست وزارت امور خارجه را به او بدهـد. درست در زمانی که بین او و بنیصدر، بر سر انتخاب مسئول برای وزارت خارجه اختلاف ایجاد شده بود. من با آن شخص مصاحبه مفصلی کردم و نظر منفی خود را به مرحوم شهید رجایی گزارش کردم. ایشان هم منصرف شد که او را وزیر خارجه کند. این در زمان دولت مرحوم رجایی بود. وقتی که ایشان نخست وزیر بود. آن موقع رابطه ما با آمریکا قطع شده بود و لانه جاسوسی هم اشغال شده بود. ما عملا دفتر حفاظت منافع پیدا کردیم و سطح روابطمان تا آن حد تقلیـل پیـدا کـرد. در آن زمان این ضرورت پیش آمد که مأمورینی درآمریکا اطلاعاتی را برای ما جمع آوری کنند و بفرستند. در همان مقطع بود که #سعید_اسلامی را پیشنهاد کردند که به درد این کار میخورد. گزینش او را هم به عهده من گذاشتند. مورد او تحقیقات محلـی فوقالعادهای در داخل کشور نداشت، چون از جوانی به آمریکـا رفتـه بـود. تحقیقـات محلی در مورد او عمدتاً بایستی در آمریکا صورت میگرفت، که کار مشکلی بود.
سؤال:…از چند سال قبل از انقلاب در آمریکا بود؟
حجاریان: فکر میکنم حتی دیپلمش را هم درآمریکا گرفته بود. یعنـی مثلا نوجوان بوده که به آمریکا رفته بود. دیپلم و لیسانسش را آنجـا گرفتـه بـود. سـابقه ممتد طولانی اقامت در آمریکا داشت...
این مصاحبه در دی ماه ۱۳۷۸ انجـام شـده بود، اما در تاریخ ۱۵/۱/۱۳۷۹ پس ازترور حجاریـان در حالی که احتمال زنده ماندن وی ضعیف بود منتشر شد]
ادامه دارد
#جمهوری_اشباح #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
...سعید امامی ابتدا به من معرفی شد و من او را میشناختم،بـه دلیـل داشـتن کـد CIS (کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور) او را رد صلاحیت کردیم.
روزنامه فتح،مصاحبه با #سعید_حجاریان :
...مسئله گزینش #سعید_امامی به سال ۵۸ برمیگردد. مـن او را در سـال ۵۸ یا شاید هم ۵۹ رد صلاحیت کردم،حـدود ۱۹ سال از زمانی که او را گزینش کردم، میگذرد.
سؤال خبرنگار: آن موقع شما مسئول گزینش بودید؟ حجاریان: من آن موقع برای بعضی از پستها در #اطلاعات_نخست_وزیری ، کار گزینشی هم میکردم؛ یعنی مسئولیت گزینشی بعضی از کادرها را داشتم.
سؤال: یعنی مسئولیت اصلی شما این نبود؟
حجاریان: نه: مسئولیت اصلی من نبود. برای تصدی بعضی از مشاغل، به من این مأموریت محول میشد. حتی به یاد دارم مرحوم شهید رجایی، شخصی را جهت گزینش، به من معرفی کرد که میخواست پست وزارت امور خارجه را به او بدهـد. درست در زمانی که بین او و بنیصدر، بر سر انتخاب مسئول برای وزارت خارجه اختلاف ایجاد شده بود. من با آن شخص مصاحبه مفصلی کردم و نظر منفی خود را به مرحوم شهید رجایی گزارش کردم. ایشان هم منصرف شد که او را وزیر خارجه کند. این در زمان دولت مرحوم رجایی بود. وقتی که ایشان نخست وزیر بود. آن موقع رابطه ما با آمریکا قطع شده بود و لانه جاسوسی هم اشغال شده بود. ما عملا دفتر حفاظت منافع پیدا کردیم و سطح روابطمان تا آن حد تقلیـل پیـدا کـرد. در آن زمان این ضرورت پیش آمد که مأمورینی درآمریکا اطلاعاتی را برای ما جمع آوری کنند و بفرستند. در همان مقطع بود که #سعید_اسلامی را پیشنهاد کردند که به درد این کار میخورد. گزینش او را هم به عهده من گذاشتند. مورد او تحقیقات محلـی فوقالعادهای در داخل کشور نداشت، چون از جوانی به آمریکـا رفتـه بـود. تحقیقـات محلی در مورد او عمدتاً بایستی در آمریکا صورت میگرفت، که کار مشکلی بود.
سؤال:…از چند سال قبل از انقلاب در آمریکا بود؟
حجاریان: فکر میکنم حتی دیپلمش را هم درآمریکا گرفته بود. یعنـی مثلا نوجوان بوده که به آمریکا رفته بود. دیپلم و لیسانسش را آنجـا گرفتـه بـود. سـابقه ممتد طولانی اقامت در آمریکا داشت...
این مصاحبه در دی ماه ۱۳۷۸ انجـام شـده بود، اما در تاریخ ۱۵/۱/۱۳۷۹ پس ازترور حجاریـان در حالی که احتمال زنده ماندن وی ضعیف بود منتشر شد]
ادامه دارد
#جمهوری_اشباح #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥3🤬1
مصاحبه با سعید حجاریان:«…نهایتا احساس کردم که او مقید است. یعنی در مذهب لااوبالی نبود. اما خُـب، مجموعاً چه به دلیل ضعف امکانات ما برای جمعآوری اطلاعات محلی،در مورد ایشان و چه به دلیل اینکه ضرورت داشتان کار انجام شود و او مشغول به کار شـود مـن در این حد، گزینش کردم که بنا را بر این بگذاریم که او ممکن است، از نظر سیاسی یا اطلاعاتی آدم ناسالمی هم باشد؛اما چون بنا بود، معلوماتی را یک طرفه به این طرف بفرستد و از این طرف، اطلاعاتی در اختیار او گذاشته نمیشود.
سؤال:مقیم آمریکا بود؟
حجاریان: بله مقیم آمریکا بود. قرار بود در آنجا، اطلاعاتی را جمعآوری کند و برای ما بفرستد،من صلاحیت او را در این حد،ارزیابی کردم که بنا را بـر ایـن بگذاریم که حتی مسئلهدار هم باشد. وی به خاطر این کـه اطلاعـات را یـک طرفه میفرستد، مهم نیست. اما از این طرف به او اطلاعات داده نشود و احیاناً اگریک موقع خواستند، در داخل از او استفاده کنند باید گزینش مجدد دقیق، درمـورد او صـورت بگیرد و در امور امنیتی هم مطلقاً از او استفاده نشود.
سؤال:یعنی شما بنا داشتید در حد منبع، از او استفاده کنید؟
حجاریان: منبع دو جانبه،یعنی منبعی که شما مظنون یا مطمئن هستید که بـا طرف مقابلتان هم کار میکند. لفظ استخدام را نباید در مورد او به کـار بـرد. یـک وقت است که شما کسی را بهعنوان پرسنل یک دستگاه استخدام میکنید و یک وقت است که یک منبع را استخدام میکنید. اینها فرق دارند. شما به دلایلی ممکن است، از وجود فردی، استفاده کنید که حتی به او مظنون هستید که ممکن است با حریـف همکاری کند؛ اما به دلایل ویژهای میگویید با علم به این موضوع، من میخواهم از او استفاده کنم، که مثلا فقط اطلاعاتی را کـه از آن طـرف جمـع میکند، بفرسـتد و خودتان قدرت ارزیابی اطلاعاتش را دارید.
از این طرف هم که نمیخواهید به او اطلاعات بدهید. این خیلی فرق میکند با یک نفر که بهعنوان پرسنل رسمی و کادر استخدام میشود»
[ #سعید_حجاریان ، #سعید_امامی را که سالها مقیم آمریکا بوده و تحصیل کرده مدعی است فقط به صرف مذهبی بودن جذب نهاد امنیتی کرده. آیا در دهه ۶۰ فرد متعهد مذهبی کم بوده؟این اطهارات او در حالی است که در پرونده سعید امامی در ۱۰۲۰۰ معاونتی که سعید حجاریان فعالیت میکرده به جد پیشنهاد داده که باید امامی استخدام شود]
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
سؤال:مقیم آمریکا بود؟
حجاریان: بله مقیم آمریکا بود. قرار بود در آنجا، اطلاعاتی را جمعآوری کند و برای ما بفرستد،من صلاحیت او را در این حد،ارزیابی کردم که بنا را بـر ایـن بگذاریم که حتی مسئلهدار هم باشد. وی به خاطر این کـه اطلاعـات را یـک طرفه میفرستد، مهم نیست. اما از این طرف به او اطلاعات داده نشود و احیاناً اگریک موقع خواستند، در داخل از او استفاده کنند باید گزینش مجدد دقیق، درمـورد او صـورت بگیرد و در امور امنیتی هم مطلقاً از او استفاده نشود.
سؤال:یعنی شما بنا داشتید در حد منبع، از او استفاده کنید؟
حجاریان: منبع دو جانبه،یعنی منبعی که شما مظنون یا مطمئن هستید که بـا طرف مقابلتان هم کار میکند. لفظ استخدام را نباید در مورد او به کـار بـرد. یـک وقت است که شما کسی را بهعنوان پرسنل یک دستگاه استخدام میکنید و یک وقت است که یک منبع را استخدام میکنید. اینها فرق دارند. شما به دلایلی ممکن است، از وجود فردی، استفاده کنید که حتی به او مظنون هستید که ممکن است با حریـف همکاری کند؛ اما به دلایل ویژهای میگویید با علم به این موضوع، من میخواهم از او استفاده کنم، که مثلا فقط اطلاعاتی را کـه از آن طـرف جمـع میکند، بفرسـتد و خودتان قدرت ارزیابی اطلاعاتش را دارید.
از این طرف هم که نمیخواهید به او اطلاعات بدهید. این خیلی فرق میکند با یک نفر که بهعنوان پرسنل رسمی و کادر استخدام میشود»
[ #سعید_حجاریان ، #سعید_امامی را که سالها مقیم آمریکا بوده و تحصیل کرده مدعی است فقط به صرف مذهبی بودن جذب نهاد امنیتی کرده. آیا در دهه ۶۰ فرد متعهد مذهبی کم بوده؟این اطهارات او در حالی است که در پرونده سعید امامی در ۱۰۲۰۰ معاونتی که سعید حجاریان فعالیت میکرده به جد پیشنهاد داده که باید امامی استخدام شود]
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4❤1👍1
روزنامه اصلاح طلب آریا در یک اقدام بیسرو صدا و بدون آنکه واکنـشی را از سوی مطبوعات همسو به دنبال داشته باشد در تاریخ ۷۸/۱۲/۱۵ توقیف شد و از ادامه انتشار آن ممانعت به عمل آمد.
توقیف #روزنامه_آریا در یک پروسه کاملا غیر قانونی و حتی بدون تشکیل جلسه هیئت نظارت بـر مطبوعـات و تنها با اقدام #عطاالله_مهاجرانی صورت گرفت وجالب آنکه حتی اعتراض خود مدیران آریا را نیز برنیانگیخت.
▪️رمز و راز این توقیف چه بود؟
این توقیف به دستور رئیس جمهور خاتمی و در واقع به دستور #سعید_حجاریان مشاور امنیتی خاتمی به او و اقدام فوری وزیر ارشاد، مهاجرانی به دنبال درج مصاحبهای با سردبیر ایران فردا در آریا مورخ ۷۸/۱۲/۱۴ صورت گرفت که فراز مهم و مورد حساسیت آن چنین بود:
… به نظر من راه حل اصلی پرونـده #قتلهای_زنجیره_ای رفتن به گذشته و باز کردن پرونده اعدام وسـیع زنـدانیان سیاسـی در تابـستان ۶۷ است که باید تمامی کسانی که در آن پرونده مشارکت داشتند، در اولین قـدم بـر کنار و خانهنشین شوند،نباید خانهنشینی فقط برای #آیت_الله_منتظری باشد….
این اشـاره بـه حکـم خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در حالی است که در آن زمان نیروهای چپ امنیتی در زندانها حضور داشتند و این قتل عام به دست آنها انجام گرفته و خـاتمی رئیس جمهور، نیز آنزمان در سمت معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا فعالیت داشت و بـا جدیت از حکم خمینی حمایت کرده بود و اظهارات سردبیر نـشریه ایـران فـردا، در واقع خاتمی و همه چپ های امنیتی قضایی را نیز بهعنوان یکی از حامیان جدی این حکم، نشانه گرفته بود.
در واقع همه رمز و راز توقیف بیسرو صـدای روزنامـه دوم خـردادی آریـا درهمین نکته نهفته است و سکوت دیگر روزنامـههـای دوم خـردادی نیز کـه در قبـال هـر برخوردی با مطبوعات، همیشه هیاهوی و جنجال سر میدادند، نیز از همین بابت اسـت.
چـرا که پیگیری و طرح شفاف و تفصیلی این موضوع میتواند بهعنوان یک نقطه و سابقه سیاه و بسیار منفی البته در کارنامه اصلاحطلبی و پروژه تسامح و تساهل آقای رئیس جمهور تلقی شود.
رخداد فوق بیانگر یک نکته دیگر نیز بود و آن اینکه اقدام خاتمی با همراهی و همکاری وزیر ارشـاد، در ایـن مـورد؛ قاطعانـه، سـریع و بـدون هرگونه هیاهو و جنجال آیا در تضاد با شعارهای تحمل مخالف و دفاع از آزادی بیان و… نداشت؟
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
توقیف #روزنامه_آریا در یک پروسه کاملا غیر قانونی و حتی بدون تشکیل جلسه هیئت نظارت بـر مطبوعـات و تنها با اقدام #عطاالله_مهاجرانی صورت گرفت وجالب آنکه حتی اعتراض خود مدیران آریا را نیز برنیانگیخت.
▪️رمز و راز این توقیف چه بود؟
این توقیف به دستور رئیس جمهور خاتمی و در واقع به دستور #سعید_حجاریان مشاور امنیتی خاتمی به او و اقدام فوری وزیر ارشاد، مهاجرانی به دنبال درج مصاحبهای با سردبیر ایران فردا در آریا مورخ ۷۸/۱۲/۱۴ صورت گرفت که فراز مهم و مورد حساسیت آن چنین بود:
… به نظر من راه حل اصلی پرونـده #قتلهای_زنجیره_ای رفتن به گذشته و باز کردن پرونده اعدام وسـیع زنـدانیان سیاسـی در تابـستان ۶۷ است که باید تمامی کسانی که در آن پرونده مشارکت داشتند، در اولین قـدم بـر کنار و خانهنشین شوند،نباید خانهنشینی فقط برای #آیت_الله_منتظری باشد….
این اشـاره بـه حکـم خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در حالی است که در آن زمان نیروهای چپ امنیتی در زندانها حضور داشتند و این قتل عام به دست آنها انجام گرفته و خـاتمی رئیس جمهور، نیز آنزمان در سمت معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا فعالیت داشت و بـا جدیت از حکم خمینی حمایت کرده بود و اظهارات سردبیر نـشریه ایـران فـردا، در واقع خاتمی و همه چپ های امنیتی قضایی را نیز بهعنوان یکی از حامیان جدی این حکم، نشانه گرفته بود.
در واقع همه رمز و راز توقیف بیسرو صـدای روزنامـه دوم خـردادی آریـا درهمین نکته نهفته است و سکوت دیگر روزنامـههـای دوم خـردادی نیز کـه در قبـال هـر برخوردی با مطبوعات، همیشه هیاهوی و جنجال سر میدادند، نیز از همین بابت اسـت.
چـرا که پیگیری و طرح شفاف و تفصیلی این موضوع میتواند بهعنوان یک نقطه و سابقه سیاه و بسیار منفی البته در کارنامه اصلاحطلبی و پروژه تسامح و تساهل آقای رئیس جمهور تلقی شود.
رخداد فوق بیانگر یک نکته دیگر نیز بود و آن اینکه اقدام خاتمی با همراهی و همکاری وزیر ارشـاد، در ایـن مـورد؛ قاطعانـه، سـریع و بـدون هرگونه هیاهو و جنجال آیا در تضاد با شعارهای تحمل مخالف و دفاع از آزادی بیان و… نداشت؟
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥5❤1
روزنامه بنیان چهارشنبه ۸۰/۱۲/۲۲، مصاحبه سعید حجاریان:
این قتلهای مشکوک فقط کشتن نبود، بلکه ارعاب مردم و جریحهدار کـردن افکار و عواطف عمومی بود.
وقتی هم میگوییم که اینها بایـد ریـشهیـابی شـود و پـس از ریـشهیـابی،ریشههایش خشکانده شود، تادیگر تکرار نشود، میگویند: نبش قبر نکنید.ما میگوییم وقتی این غده سرطانی را بیرون آوردید، باید عفونتزدایی کنید ...
اما میگویند: نبش قبر نکنید. چون به زمان امام و مسئولیت خود شما در مناصب امنیتی میرسد...
روزنامه فتح،دوشنبه ۱۳۷۹/۱/۱۵، سعید حجاریان:
بعد از فوت امام و تشکیل دولت آقای #اکبر_هاشمی_رفسنجانی ،دوباره به ریاست جمهوری برگشتم ...من در یک مقطعی در زمـان تأسـیس وزارت اطلاعات از ریاست جمهوری به آنجا رفتم و در مراحل تأسیس بودم و بعـد هـم دوبـاره بـه ریاسـت جمهـوری برگـشتم،در سـال ۶۳ رفـتم و در سـال ۶۸ دوبـاره برگشتم...من جنگ روانی را یک دوره در دوره دکتـرای جامعـهٔ الـصادق درس دادم.بسیاری از حاضران در آن درس هم گرایشهای سیاسی مخالف من داشتند.
روزنامه جام جم ۱۳۸۰/۳/۱۳مصاحبه با #علی_فلاحیان:
شما در مصاحبهای عنوان کرده بودید که بسیاری از اصلاح طلبان، که الان در جامعه هستند، خیلی از مسائل را در وزارت اطلاعات یاد گرفتند.اولا اسـم ایـن افـراد را بفرمایید و ثانیاً آیا آن آموختهها را الان دارند به کار میبرند یا نه؟
فلاحیان: در بحث جنگ روانی گفتم این آقایان که این جنـگ روانـی را علیه من به کار بردهاند، خُب من خودم مؤسس دانـشکده امـام بـاقر هـستم و خیلی از این منابع و موارد درسی را ما خودمان تهیه کردیم. این آقایان هم آنجا در خصوص عملیات روانی، تدریس میکردند. عملیات روانی یک بحـث خیلـی مهـم در وزارت اطلاعات است...
سؤال: به جز آقای #سعید_حجاریان، چه کسانی مورد نظر شما بودهاند؟ فلاحیان: آقای #علی_ربیعی، آقای امین زاده و خیلیهای دیگر بودند که در وزارت اطلاعات یا خارج آن همکاری میکردند، مثل محمد عطریـانفر، عبـاس عبدی، رجبعلی مزروعی و فریدون وردینژاد یا همین فرشاد ابراهیمی که این روزها دادگاه نوارسازان صدا کرده که البته این دو در اطلاعات سپاه بودند.
سؤال:خسرو تهرانی هم جزو اینها بود؟
فلاحیان:در #اطلاعات_نخست_وزیری بود و در مورد جنگ روانـی هـم همکارانش کار کرده بودند.
#جمهوری_اشباح
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این قتلهای مشکوک فقط کشتن نبود، بلکه ارعاب مردم و جریحهدار کـردن افکار و عواطف عمومی بود.
وقتی هم میگوییم که اینها بایـد ریـشهیـابی شـود و پـس از ریـشهیـابی،ریشههایش خشکانده شود، تادیگر تکرار نشود، میگویند: نبش قبر نکنید.ما میگوییم وقتی این غده سرطانی را بیرون آوردید، باید عفونتزدایی کنید ...
اما میگویند: نبش قبر نکنید. چون به زمان امام و مسئولیت خود شما در مناصب امنیتی میرسد...
روزنامه فتح،دوشنبه ۱۳۷۹/۱/۱۵، سعید حجاریان:
بعد از فوت امام و تشکیل دولت آقای #اکبر_هاشمی_رفسنجانی ،دوباره به ریاست جمهوری برگشتم ...من در یک مقطعی در زمـان تأسـیس وزارت اطلاعات از ریاست جمهوری به آنجا رفتم و در مراحل تأسیس بودم و بعـد هـم دوبـاره بـه ریاسـت جمهـوری برگـشتم،در سـال ۶۳ رفـتم و در سـال ۶۸ دوبـاره برگشتم...من جنگ روانی را یک دوره در دوره دکتـرای جامعـهٔ الـصادق درس دادم.بسیاری از حاضران در آن درس هم گرایشهای سیاسی مخالف من داشتند.
روزنامه جام جم ۱۳۸۰/۳/۱۳مصاحبه با #علی_فلاحیان:
شما در مصاحبهای عنوان کرده بودید که بسیاری از اصلاح طلبان، که الان در جامعه هستند، خیلی از مسائل را در وزارت اطلاعات یاد گرفتند.اولا اسـم ایـن افـراد را بفرمایید و ثانیاً آیا آن آموختهها را الان دارند به کار میبرند یا نه؟
فلاحیان: در بحث جنگ روانی گفتم این آقایان که این جنـگ روانـی را علیه من به کار بردهاند، خُب من خودم مؤسس دانـشکده امـام بـاقر هـستم و خیلی از این منابع و موارد درسی را ما خودمان تهیه کردیم. این آقایان هم آنجا در خصوص عملیات روانی، تدریس میکردند. عملیات روانی یک بحـث خیلـی مهـم در وزارت اطلاعات است...
سؤال: به جز آقای #سعید_حجاریان، چه کسانی مورد نظر شما بودهاند؟ فلاحیان: آقای #علی_ربیعی، آقای امین زاده و خیلیهای دیگر بودند که در وزارت اطلاعات یا خارج آن همکاری میکردند، مثل محمد عطریـانفر، عبـاس عبدی، رجبعلی مزروعی و فریدون وردینژاد یا همین فرشاد ابراهیمی که این روزها دادگاه نوارسازان صدا کرده که البته این دو در اطلاعات سپاه بودند.
سؤال:خسرو تهرانی هم جزو اینها بود؟
فلاحیان:در #اطلاعات_نخست_وزیری بود و در مورد جنگ روانـی هـم همکارانش کار کرده بودند.
#جمهوری_اشباح
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4❤1
روزنامه ایران، دوشنبه ۱۳۷۹/۸/۹، #علی_فلاحیان:
…آقای خاتمی که آمد خیلی سعی کرد دبیر #شورای_عالی_امنیت_ملی را کسی دیگری را که حالا نمیخواهم اسم ببرم بگذارد ولی نتوانست و انتخاب شد ولی بهر حال هرطوری بود #علی_ربیعی را کرد مسئول اجرایی شورای امنیت ملی، موضوعات خیلی مهم امنیتی که همه دستگاهها دارند، تجارت با عراق، ارتباطات ویژه و دست عباد است...
در حقیقت آقای خاتمی گذشته از دوستان سابقش که در وزارت خارجه دارد، مثل دکتر صدر یا سرمدی، آدمهای مطمئنتری مثل امینزاده یا خـرازی را هم فرستاد و آنجا را سهم آنها کرد، در دبیرخانه هم عباد را گذاشت... تاجزاده را در وزارت کشور؛ چون آنجا را کلیدی میدانستند، آنها. ارشاد هم که آقای مهاجرانی که خطش در مسائل فرهنگی خیلی جلوتر از آنهاست...
س در وزارت اطلاعات چطور؟
فلاحیان: در وزارت اطلاعات هم با مشکل مواجه شدند. مثلا آقـای #دری_نجف_آبادی را گذاشتند، به امید اینکه بتوانند عباد، #خسرو_تهرانی و #سعید_حجاریان بشوند همه کاره و آنجا را حالا بچرخانند. ولی خوب اصطکاک پیدا کردند، در حدی که سعید را اصلا داخل وزارتخانه راه هم ندادند!…
روزنامه فتح،سه شنبه ۱۳۷۹/۱/۱۶،سعید حجاریان:
…بنده از سال ۶۸ که به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آمدم، اولین طرح پژوهشی توسعه سیاسی را در آنجـا نوشـتم و مطـابق بـا آن طـرح،گروههای تحقیقاتی و پژوهشی را سازمان دادم. کار من در طی هشت سـال، پیـشبرد پروژه توسعه سیاسی به گونهای تئوریک و نظری بوده است. البته بنده فقط در تئوری و در نظریهپردازی برای الگوی ایرانی توسعه سیاسـی،کـار نکـردم کـه ثمـره کارهـای پژوهشیام توسط مسئولین وقت به بایگانی سپرده شود،در کنارش کار اکتیو سیاسی هم کردهام[!!؟]]
مثلا همکاری در جهت راه انداختن روزنامه سلام و احیاء مجدد #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی و ...در کنار کارهای تئوریک و مقـالاتی کـه نوشـتم، تدریس وکارهای آموزشی که داشتیم، کارهای مشترکی که با دوستان دوم خردادی داشتیم مثل ستاد انتخاباتی آقای خاتمی و… یعنی منظورم این است که فقط یک محقق و پژوهـشگر محـض نبودم که در اتاقی بنشینم و نظر و تئوریهای خودم را به مسئولین بدهم تا بایگانی
کنند کار خود را هم در کنار آن میکردم،کار مشروعی هم بوده، به آن اعتقاد هم داشتهام...
ادامه دارد…
#جمهوری_اشباح
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
…آقای خاتمی که آمد خیلی سعی کرد دبیر #شورای_عالی_امنیت_ملی را کسی دیگری را که حالا نمیخواهم اسم ببرم بگذارد ولی نتوانست و انتخاب شد ولی بهر حال هرطوری بود #علی_ربیعی را کرد مسئول اجرایی شورای امنیت ملی، موضوعات خیلی مهم امنیتی که همه دستگاهها دارند، تجارت با عراق، ارتباطات ویژه و دست عباد است...
در حقیقت آقای خاتمی گذشته از دوستان سابقش که در وزارت خارجه دارد، مثل دکتر صدر یا سرمدی، آدمهای مطمئنتری مثل امینزاده یا خـرازی را هم فرستاد و آنجا را سهم آنها کرد، در دبیرخانه هم عباد را گذاشت... تاجزاده را در وزارت کشور؛ چون آنجا را کلیدی میدانستند، آنها. ارشاد هم که آقای مهاجرانی که خطش در مسائل فرهنگی خیلی جلوتر از آنهاست...
س در وزارت اطلاعات چطور؟
فلاحیان: در وزارت اطلاعات هم با مشکل مواجه شدند. مثلا آقـای #دری_نجف_آبادی را گذاشتند، به امید اینکه بتوانند عباد، #خسرو_تهرانی و #سعید_حجاریان بشوند همه کاره و آنجا را حالا بچرخانند. ولی خوب اصطکاک پیدا کردند، در حدی که سعید را اصلا داخل وزارتخانه راه هم ندادند!…
روزنامه فتح،سه شنبه ۱۳۷۹/۱/۱۶،سعید حجاریان:
…بنده از سال ۶۸ که به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آمدم، اولین طرح پژوهشی توسعه سیاسی را در آنجـا نوشـتم و مطـابق بـا آن طـرح،گروههای تحقیقاتی و پژوهشی را سازمان دادم. کار من در طی هشت سـال، پیـشبرد پروژه توسعه سیاسی به گونهای تئوریک و نظری بوده است. البته بنده فقط در تئوری و در نظریهپردازی برای الگوی ایرانی توسعه سیاسـی،کـار نکـردم کـه ثمـره کارهـای پژوهشیام توسط مسئولین وقت به بایگانی سپرده شود،در کنارش کار اکتیو سیاسی هم کردهام[!!؟]]
مثلا همکاری در جهت راه انداختن روزنامه سلام و احیاء مجدد #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی و ...در کنار کارهای تئوریک و مقـالاتی کـه نوشـتم، تدریس وکارهای آموزشی که داشتیم، کارهای مشترکی که با دوستان دوم خردادی داشتیم مثل ستاد انتخاباتی آقای خاتمی و… یعنی منظورم این است که فقط یک محقق و پژوهـشگر محـض نبودم که در اتاقی بنشینم و نظر و تئوریهای خودم را به مسئولین بدهم تا بایگانی
کنند کار خود را هم در کنار آن میکردم،کار مشروعی هم بوده، به آن اعتقاد هم داشتهام...
ادامه دارد…
#جمهوری_اشباح
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5🔥1🤬1