ایران بریفینگ
7.44K subscribers
21.5K photos
28.4K videos
37.9K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
قسمت هجدهم / وزارت اطلاعات تا پیش از دولت هاشمی همچنان در افت و خیز و سازماندهی بود.
با مرگ خمینی و واگذاری قدرت به خامنه ای و هاشمی وزارت اطلاعات نیز جان دیگری یافت، در دولت دوم
#اکبر_هاشمی_رفسنجانی بود که در اقدامی معنادار تبصره‌ای در هیات دولت مصوب شد که سالانه تعداد مشخصی از اعضای سپاه در اختیار دولت به‌عنوان «مأمور به خدمت» قرار گیرند، گرچه در این مصوبه هیات دولت به‌طور مشخص توضیح داده نشده بود که این پاسداران در کجای دولت باید قرار گیرند؟
اما آنچه واضح بود و بعدها مشخص شد غالب این مأموران به خدمت در دو وزارت حساس اطلاعات و امور خارجه جای گرفتند و این‌گونه بود که جای خالی چپ‌های وزارت اطلاعات را مأمور به خدمت‌های سپاه در وزارت اطلاعات پر کردند افرادی همچون حسین شریعتمداری که به‌یک‌باره از معاونت اطلاعات سپاه به گروه اجتماعی وزارت اطلاعات در معاونت ویژه رسیدند و یا امیر مسعود اثنی عشری که پیش از آن فرمانده حفاظت اطلاعات دانشگاه امام حسین بود به‌یک‌باره جایگزین محمدرضا تاجیک در دانشکده امام هادی وزارت اطلاعات گردید.
اما نکته مرموز اینجاست آن‌هایی که عمدتاً خود را چپ اطلاعاتی می‌دانستند (افرادی چون
#سعید_حجاریان، عباس عبدی، محمدرضا تاجیک، مجید محمدی، #محسن_میردامادی، #محسن_آرمین، علیرضا علوی تبار، مجید محمدی، ماشاالله شمس‌الواعظین، #علی_ربیعی و اردشیر امیر ارجمند و…) کجا رفتند؟
#چپ‌های_اسلامی وزارت اطلاعات در دولت دوم هاشمی رفته‌رفته و به‌صورت کاملاً سازمانی از وزارت اطلاعات خارج شدند و با هدایت #سید_محمد_موسوی‌_خوئینی‌_ها «مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری» را راه‌اندازی کردند، در واقع «حتی یک نفر» را هم نمی توان در مرکز تاسیس شده زیر دست هاشمی یافت که سابقه امنیتی نداشته باشد!
آنچه این افراد در این مرکز انجام دادند همانی بود که در وزارت اطلاعات انجام می‌دادند،به‌عبارتی‌دیگر مأموریت این افراد همانی بود که بود و صرفاً بنا بر سیاستی که «نظام» در نظر داشت و به دوران پسا هاشمی می‌اندیشید که مهم‌ترین مقطع تاریخی جمهوری اسلامی بود ، چراکه با فوت خمینی و آغاز رهبری خامنه‌ای و به دنبال آن انتخابات ریاست جمهوری و انتصاب هاشمی به آن سمت که کاملاً انتخاباتی از پیش تعیین‌شده بود اکنون نظام با یک انتخابات نفس‌گیر مواجه بود و احتیاج به یک «حیاط خلوت» بود تا جمعی گردهم آیند و تدبیر بیاندیشند .

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🔥31
قسمت نوزدهم / سعید حجاریان ازجمله اصلی‌ترین مهره‌هایی بود که از وزارت اطلاعات به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری رفته بود، وی خود بدون هیچ پرده‌پوشی‌ای این امر را یک مأموریت و تصمیم خاص می‌داند و می‌گوید:
«من از سال ۱۳۶۸ که این مرکز به راه افتاده بود در آنجا هم فعالیت داشتم ، اما از سال ۱۳۷۲ (دولت دوم هاشمی) من و دیگر دوستان سعی کردیم تمام‌وقت دیگر در مرکز باشیم ، رفتیم تا به فکر دولت بعدی باشیم من در معاونت سیاسی این مرکز همین پروژهٔ کاری را دنبال می‌کردم معاونت سیاسی
#مرکز_تحقیقات_استراتژیک یک پروژه بیشتر نداشت و آن‌هم پروژهٔ توسعه سیاسی بود. البته این پروژه چندین زیر پروژه داشت، نظیر فرهنگ سیاسی و رفتار سیاسی اقشار مختلف ایران، پروژه تحلیل چرایی انقلاب اسلامی باهدف تئوریزه کردن انقلاب، پروژه ماهیت دولت در ایران پروژهٔ نوسازی ایران… ما رفته بودیم آنجا تا ببینیم بعد از آقای هاشمی چه باید بکنیم»!
(توسعه سیاسی حرف اصل نظام است مصاحبه
حجاریان با روزنامه خرداد ۶ اردیبهشت ۱۳۷۸)
#سعید_حجاریان و دیگر چپ‌های اطلاعاتی به مرکز تحقیقات رفته بودند تا دولت بعدی را بیافرینند.
حجاریان در همان مصاحبه ادامه می‌دهد که: «ما بخش سیاسی‌اش را کاملاً انجام داده بودیم. پروژهٔ توسعه سیاسی ما حداقل اتودش کاملاً مشخص بود که چه می‌خواهیم پروژهٔ ما در ۴ سال اول ریاست جمهوری آقای هاشمی در مرکز تحقیقات استراتژیک روی مسائل اقتصادی و سازندگی بسیار کارکردیم و موفق هم شدیم و در دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی هم به روی توسعه سیاسی تمرکز کرده بودیم که می‌شود گفت ثمره‌اش را در دوم خرداد دیدیم در همان سال‌ها بود که ما مشخص کردیم درراه نو سازی بومی چه می‌خواهیم. همه‌چیز تعریف‌شده بود؛ فساد اداری یعنی چه؟ مشارکت یعنی چه؟ رقابت یعنی چه؟ جامعه مدنی یعنی چه؟ چرا ضعیف است و … حتی برای مسائل و اختلافات احتمالی هم راه‌حل داشتیم»
#چپهای_امنیتی #چپهای_اسلامی

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🔥3
قسمت بیست و‌ پنجم / در آن سال‌ها نهادهای متفاوت امنیتی نه تنها همچون ابزار یک جریان سیاسی به شمار می‌آمدند، بلکه گاهی با یکدیگر رقابت نیز می‌کردند.
در یکی از مشهورترین موارد اطلاعات کمیته که در مسائل داخلی متمرکز بود، پس از
#انفجار_نخست_وزیری و کشته‌شدن #محمد_علی_رجایی شماری از کارکنان دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری را، که گمان می‌رفت #مسعود_کشمیری با آنها همکاری داشته است بازداشت کرد و به سپاه پاسداران هم اطلاعاتی داد که افرادی همچون #بهزاد_نبوی ، #محسن_سازگارا و #خسرو_تهرانی را بازداشت کنند چون مدعی بود در کمیته این قدرت وجود ندارد.
همین موضوع در مورد سپاه پاسداران نیز تکرار شد که دست کم در اولین سال‌های پس از انقلاب بیش از ارتش مورد اعتماد آیت الله خمینی و بیت او بود. این نیرو نیز به سرعت واحد اطلاعات ویژه خود را راه انداخت و از قضا در جریان دستگیری عوامل کودتای نوژه ابتکار عمل را در دست گرفت و در رأس کمیته‌ای قرار گرفت که کمیته بهارستان و کمیته ستاد مشترک ارتش در آن قرار داشت.
ابوالقاسم مصباحی، از اعضای وزارت اطلاعات که در سال ۱۳۷۵ از ایران فرار کرد و به عنوان شاهد و منبع مطلع در دادگاه رسیدگی به ترور رهبران حزب دموکرات کردستان (میکونوس) شهادت داد، درباره موازی‌کاری‌های امنیتی در آن سال‌ها می‌گوید: «مثلاً برای قتل پسر خواهر دو قلوی شاه در پاریس، تعقیب بنی صدر و رجوی پنج تیم مستقل از یکدیگر در عملیات شرکت داشتند و برای برنامه قتل هادی خرسندی در تابستان ۱۹۸۵ نیز در لندن دو تیم مختلف شرکت داشتند»
در حقیقت قرار بود تأسیس وزارت اطلاعات در مرداد ۱۳۶۳ پایانی باشد بر همین پراکندگی و موازی‌کاری چند نهاد اطلاعاتی-امنیتی.
هر چند ادغام نیروهای امنیتی به قیمت آن تمام شد که تمام رقابت‌ها و درگیری‌های بیرونی برای سال‌ها در درون وزارت اطلاعات کشیده و برای سال‌ها ادامه یابد اما کشمکش‌های داخلی در وزارت اطلاعات در ۳۹ سالی که از عمر این نهاد می‌گذرد به افشای اسناد محرمانه و همین طور چند موج تصفیه انجامیده است.
موسسان
#وزارت_اطلاعات قبای وزارت را برای خودشان دوخته بودند، در واقع #سعید_حجاریان هنگامی که اساسنامه وزارت را می‌نوشت تنها فقط مانده بود که در بخش شرائط وزیر بنویسد که «نامش هم محمد_محمدی_ری_شهری باشد» #چپهای_اسلامی در واقع سنگ بنایی را گذاشتند که جمهوری اسلامی تا ابد محتاج تفکر آنها بماند.
🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🔥3
قسمت بیست و‌ شش / ۱۵ دیماه ۱۳۷۷، در اتفاقی بی‌سابقه،صدا و سیما،ساعت ۲ بعد از ظهر، بیانیه‌ای از وزارت اطلاعات درباره تحولات این نهاد قرائت کرد.
در این بیانیه تاریخی، قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و فعالان سیاسی در آذرماه ۱۳۷۷، به شماری از نیروهای “مسئولیت‌ناشناس، کج‌اندیش و خودسر” وزارت اطلاعات نسبت داده شده بود.
انتشار این اطلاعیه، همچون جرقه‌ای، آتش اختلافات جناحی و درون تشکیلاتی وزرات اطلاعات را شعله ور ساخت. این اختلافات که دستکم از زمان تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳ از افکار عمومی پنهان مانده بود، حالا به رسانه‌ها و حتی تلویزیون درز پیدا می‌کرد.
یکسوی این درگیری، محافظه کارانی بودند که آن روزها
#روح_الله_حسینیان به نحوی سخنگویشان به شمار می‌آمد.
آنها کمیته تحقیق سه نفره محمد خاتمی، رئیس جمهوری وقت را تحت نفوذ “جناح چپ” یا همان
#چپهای_اسلامی وزارت می‌دانستند که قصد داشتند #وزارت_اطلاعات را در دست بگیرند.
افشاگری‌ها تا آنجا ادامه یافت که فیلم‌هایی به شدت محرمانه از شکنجه شماری از اعضای وزارت اطلاعات به دست دیگر اعضای این وزارتخانه به دست مخالفان حکومت بیفتد.
حسینیان می‌گوید جناح منتسب به
#سعید_حجاریان و #علی_ربیعی، مشاور وقت محمد خاتمی “نیروهای مذهبی و مخلص وزارت اطلاعات قلع و قمع کردند” و تا جایی پیش رفتند که “بهترین افراد این وزارتخانه دستگیر شوند”.
بعدها
#محمد_نیازی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح که مسئول رسیدگی به پرونده قتل‌های زنجیره‌ای سیاسی شد، گفت در این پرونده دستکم ۲۳ نفر تحت تعقیب قرار گرفته‌اند و ۳۳۰ نفر نیز به عنوان مطلع و گواه احضار شده‌اند.
در آن سال‌ها، تصفیه و بازداشت اعضای این سازمان به حدی رسیده بود که حسینیان در مصاحبه‌ای گفت “هر وزارتخانه دیگری بود، به کلی متلاشی شده بود”.
از آن تاریخ به بعد، وزارت، دیگر تنها صحنه‌گردان مسائل امنیتی در ایران به شمار نمی‌آید؛هرچه از وزن وزارت کاسته می‌شد، معاونت اطلاعات سپاه، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌شود.
اکنون که غبار تصفیه
#قتلهای_زنجیره_ای فرو‌ نشسته است می‌شود تا حدی به اصالت گفته‌های حسینیان ایمان آورد ؛ اگر چه کسی منکر دست داشتن #سعید_امامی و جناح راست نیز در قتل‌ها نیست اما وقوع این فتل‌ها فرصتی طلایی را برای #چپ‌های_امنیتی پدید آورد تا بیش از دو‌ هزار نفر از پرسنل غیر همسویشان در وزارت اطلاعات را حذف و تصفیه کردند.

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
🔥3
پرونده قتل‌های زنجیره‌ای اولین تنش درونی این وزارتخانه نبود.
پیشتر دانستیم که در سال‌های آخر دهه شصت ۱۰۷ تن از نیروهای ارشد #وزارت_اطلاعات یا همان چپهای_امنیتی از این وزارتخانه به #مرکز_تحقیقات_استراتژیک رفتند تا دولت بعدی و به روایتی #جمهوری_دوم را رقم بزنند، نیروهایی که برخی از آنها،سمت‌هایی چون مدیرکلی و معاونت وزارت فعالیت می‌‍کردند.
در واقع سال‌های ۶۸ تا ۷۲ تنها سال‌های قدرت گیری جناح راست در وزارت اطلاعات است،!
واقعه‌ای که هرگز حتی اکنون نیز که تمام صدر تا ذیل حکومت در اختیار یک جناح است دیگر اتفاق نیفتاد!
در این سال‌ها، #علی_فلاحیان ریاست وزارت اطلاعات را می‌گیرد، محمد یزدی به ریاست #قوه_قضائیه می‌رسد و در مجلس نیز از سال ۱۳۷۱ #علی_اکبر_ناطق_نوری و جناح موسوم به راست قدرت را به دست می‌گیرند.
فلاحیان اما اولین انتخاب #علی_اکبر_هاشمی_رفسنجانی نبود #حسن_روحانی، نخستین کسی بود که هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ به او پیشنهاد داد وزیر اطلاعات شود.
علت این پیشنهاد، شاید بیشتر از سوابق امنیتی در تصفیه‌های ارتش و مذاکرات #مک_فارلین ، به این بر می‌گشت که روحانی در سال ۱۳۶۲، در سمت نماینده مجلس، مسئول کمیسیون تدوین قانون تأسیس وزارت اطلاعات بود.
روحانی اما پیشنهاد وزارت اطلاعات را نپذیرفت و به جای آن به عنوان نماینده خامنه‌ای برای تأسیس نهاد امنیتی دیگری قدم پیش گذاشت: #شورای_عالی_امنیت_ملی .
در تمام آن سال‌هایی که جمهوری اسلامی با رسوایی‌ مداخله نهادهای امنیتی‌ در ترور فعالان سیاسی خارج کشور همچون میکونوس و قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران دست و پنجه نرم می‌کرد، روحانی برای ۱۶ سال دبیر شورای عالی امنیت ملی ماند و هر بار هم توانست به هوشمندی جمهوری اسلامی را از گرداب‌ها در اروپا نجات دهد.
با توجه به چنین سابقه‌ای بود که وقتی روحانی در سال ۱۳۹۲ به ریاست جمهوری رسید، انتظارات گسترده‌ای برای سازماندهی دوباره وزارت اطلاعاتی مطرح شد به ویژه‌ آنکه در دوران احمدی‌نژاد کشمکش‌ها و تصفیه‌های درون وزارت و شایعات بیرون کشیدن اطلاعات محرمانه سران نظام، این وزارتخانه را با بحران مواجه کرد،روحانی #چپهای_امنیتی را بازگرداند و بار دیگر وزارت اطلاعات حیات خلوت چپ‌ها شد آنسان که نه #سعید_حجاریان بازگشت حتی #مصطفی_کاظمی نیز به این وزارتخانه بازگشت، دهه سوم نیز باز دهه جولان چپها در نظام امنیتی جمهوری اسلامی شد.‏
با وقوع #قتلهای_زنجیره_ای اطلاعاتی‌های چپ دوگانه سوز در حالی که خود در وزارت اطلاعات در مظان اتهام بودند با روی دیگر و پوشش عیان خود در #روزنامه_های_زنجیره_ای در مقام مدعی برآمدند!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥31
قسمت سی و‌‌ یکم / محمود علوی می‌گفت وقتی پیشنهاد وزارت اطلاعات را از حسن روحانی گرفت در نقاشی و بازیگریِ تئاترهای کمدی بیشتر تجربه داشت تا کارهای امنیتی!
در همان سال نخست انتخاب روحانی به عنوان رئیس جمهور، #سعید_حجاریان از بنیان‌گذاران وزارت اطلاعات، از روحانی خواست در این وزارتخانه «اصلاحاتی اساسی» انجام دهد.
حجاریان در آن سال گفته بود «روحانی خودش وزیر را انتخاب کرده و دیگر نمی‌توان گفت که نگذاشتند»
اشاره حجاریان به انتخاب #محمود_علوی ، در سمت وزیر اطلاعات بود؛ وزیری که قرار بود بار سنگین این مأموریت را بر دوش بکشد اما به قول خودش هیچ «سابقه و آورده‌ای» در امور امنیتی نداشت.

انتخاب محمود علوی کم‌تجربه‌در حالی صورت می‌گرفت که در گمانه‌زنی‌های اولیه، چهره‌هایی با سابقه امنیتی مطرح بودند: احمد شفیعی، معاون پیشین وزارت اطلاعات و علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات.

در نهایت، اما روحانی، علوی بی تجربه را برگزید، گزینه‌ای که هم در جناح‌بندی‌های سیاسی حساسیت ایجاد نکند و هم با او هماهنگ باشد.
شاید حسن روحانی امید داشت خلاء کم‌تجربگی علوی را با کابینه‌ای پر کند که شمار زیادی از اعضایش سابقه امنیتی داشتند.

اما چهار سال پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، علی مطهری، از حامیان دولت و نایب رئیس مجلس به طور علنی اعلام کرد علوی “صلابت و صراحت” لازم را برای دفاع از اختیارات وزارت اطلاعات ندارد؛ در آن زمان، مطهری به طوری علنی نگرانی‌اش را از گسترش فعالیت‌های سازمان اطلاعات سپاه اعلام کرد.

روحانی با نصب علوی که حتی دوستان و هواداران دولتش هم وی را «بی‌خاصیت ترین وزیر» خواندند عملا اگر چه حساسیت را از روی وزارت اطلاعات برداشت و خیال جریان رقیب یا همان #اطلاعات_موازی را راحت کرد اما در عمل با بازگرداندن #چپهای_امنیتی به وزارت اطلاعات زیر ساختی را بنیان نهاد که حتی خطیب در دولت ابراهیم رئیسی هم نتوانست دسترسی آنها را قطع کند.
روحانی در حالی به سپاه می‌تاخت که «هم اسلحه دارید هم رسانه هم پول هم قدرت» اما راه را برای بازگرداندن حزب فولکسی به سلطه امنیتی کشور باز کرد، حالا #چپهای_اسلامی هم رسانه داخلی دارند ، هم رسانه خارجی،هم اسلحه دارند و هم قدرت و هم اینکه بازی را در عرصه‌های‌سیاسی در اپوزیسیون هم برای دیگران سخت تر کرده‌‌اند!
سه سال ماه عسل امنیتی‌ها در دولت رئیسی پایان یافت ، حالا گزینه پزشکیان برای اطلاعات حدسش چندان سخت نبود ؛ خطیب پزشکیان قرار نیست ساختاری را عوض کند او فقط مجری اوامر است!
پایان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
6👍2🔥1
سرتیپ خلبان آیت محققی ۴ دی ۱۳۱۰ به دنیا آمد و ۲۸ تیر ۱۳۵۹، ده روز پس از آنکه عملیات «نقاب» (نجات قیام ایران بزرگ) که قرار بود از پایگاه شاهرخی همدان آغاز شود، از جمله به گفته‌ی سران «حزب توده» توسط این حزب لو رفت، تیرباران شد.
جمهوری اسلامی نام «پایگاه شاهرخی» را به اسم سرهنگ دوم «محمد نوژه» که در تابستان ۵۸ در پاوه کشته شده بود تغییر داد.
#سعید_حجاریان از کارگزاران «پروژه اصلاحات» سربازجوی افسران و درجه‌داران و همافران دستگیرشده در دادگاهی بود که ریاست آن را محمد ری‌شهری حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی بر عهده داشت. این دادگاه حکم تیرباران بیش از ۲۰۰ نظامی و غیرنظامی از جمله اعضای خانواده‌های آنها را به جرم شرکت یا آگاهی از عملیات «نقاب» صادر کرد. ۱۲ تن از افسران اعدام شده در تابستان ۱۳۵۹ خلبان و شماری از آنها از نظر دانش و توانایی‌های فنی در نیروی هوایی جایگاه برجسته داشتند:
سپهبد خلبان سیدسجاد مهدیون، سرتیپ خلبان
#آیت_محققی، سرهنگ خلبان داریوش جلالی، سروان خلبان #فرخزاد_جهانگیری ، سروان خلبان محمد ملک، سروان خلبان علی‌اصغر سلیمانی، سروان خلبان کریم افروز، سروان خلبان امیدعلی بویری، سروان خلبان ناصر زندی، ستوان یکم خلبان مهدی عظیمی فرد، سروان خلبان محمد بهروزفر، ستوان یکم خلبان نجات یحیی، سروان فنی هوایی بیژن ایران‌نژاد، سروان فنی هوایی هرمز زمانپور، ستوان یکم فنی هوایی ایوب حبیبی، سرهمافر سوم یوسف پوررضایی، سرهمافر جعفر مظاهری کاشانی، استوار یکم فنی پرویز بینایی، ستوان دوم فنی سیدجلال عسگری، ستوان دوم فنی هوایی ناصر رکنی، ستوان دوم فنی هوایی جعفر راستگو، سرگرد هوایی سیاوش بیاتی.
اندکی پس از این خونریزی هولناک، در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ رژیم صدام حسین  فرودگاه مهرآباد در تهران را در شرایطی بمباران کرد که ارتش از تیرباران‌ها و پاکسازی‌ها و جلای وطن‌ به شدت زخمی بود اما با اینهمه توانست در طول دو سال متجاوزان عراقی را از خاک کشور براند. ولی رهبری جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه پاسدارانش شش سال جنگ را به طمع فتح کربلا و «قدس» ادامه داده و پیر و جوان را با دست‌های خالی و کلید پلاستیکی بهشت بر گردن به جبهه‌های خونین جنگ فرستادند تا سرانجام جامِ زهرِ شکست را سر بکشند.
#کودتای_نوژه #علیه_فراموشی

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
27🕊5👍3🔥2
در یک نظام سراپا فساد ،باندهای غارتگر #حکومت_آخوندی همواره در جنگ و جدالهای درونی همدیگر را افشا می‌کنند:
شخصی که با استفاده از فضای تضعیف شده تولید،‌ اقدام به واردات محموله های گندم از خارج از کشور کرده،‌ کسی نیست جز #سعید_حجاریان .
حجاریان از تئوریسین های اصلاحات و مشاوران امنیتی #دولت_اصلاحات است که از طراحان تاسیس #وزارت_اطلاعات و از شکنجه‌گران #سپاه_پاسداران در دهه ۶۰ است و اکنون فاش شده که در پشت واردات گندم است.
حجاریان از تئوری‌پردازان و حامیان اصلی دولتی است که با بی‌تدبیری‌هایش از طرفی ‎#خودکفایی کشور در موضوع استراتژیک گندم را به مخاطره انداخته و ازطرف دیگر بستر را برای ‎#واردات این کالای سابقا خودکفا شده با ارزمرجع (جهانگیری) برای وی امثال فراهم ساخته است!
حجاریان در ۲۰ اسفندسال ۱۳۹۲ و تنها چندماه پس از پیروزی ‎روحانی با شراکت فرزندش محسن، اقدام به ثبت شرکتی به نام ‎#راشا_تندیس‌_پارسیان در حوزه واردات کالاهای اساسی نموده است.
حجاریان تحت لوای این شرکت خانوادگی چندین محموله محصولات زراعی اعم از گندم را به کشور واردکرده است؛ تاحذف بودجه ‎#خودکفایی‌ #گندم توسط ‎#دولت و ادامه روند ‎#واردات گندم، ضربه محکمی به تولید این کالای استراتژیک بزند!
تا این لحظه حجاریان نسبت به تکذیب این اظهارات اقدام نکرده و‌انتظار تکذیب هم نمی‌رود ،
حجاریان درحالی ژست ‎#جامعه_مدنی، حمایت از جنبش پابرهنگان، سینه چاک کردن برای قیام گرسنگان و... را داردکه خود یکی از کاسبان نان مردم درشرایط کمبودارز می‌باشد!
حجاریان همچون دیگر #اصولگرایان و #اصلاحطلبان از دشمنان اقتصادی مردم ایران است!
#اصلاح_طلب_اصولگرا_دیگه_تمومه_ماجرا

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍122🔥2🤬2
۱۵ مرداد ۱۳۵۹ یکی از شرم آورترین فجایع و جنایات جمهوری اسلامی که در راس آن #سعید_حجاریان در #اطلاعات_نخست_وزیری در آن نقش اساسی داشت، رقم خورد.
انقلابیون امنیتی #شهریار_نور، پسر ۱۷ سالهٔ سرهنگ امیرهوشنگ نور( از فرماندهان #کودتای_نوژه ) را گروگان گرفتند و به جای پدر، تیربارانش کردند! 
شهریار نور متولد ۱۳۴۱ فرزند سرهنگ امیر هوشنگ نور یکی از عوامل دخیل در کودتای نوژه ( قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹ ) بود.
سرهنگ امیر هوشنگ نور در ایران مخفی بود و سرانجام به ترکیه گریخت، او در زیر زمین خانه اش مقدار سلاح مخفی کرده بود و با وجودیکه شهریار نور ارتباطی با پرونده نداشت اما ستاد ضد کودتا به فرماندهی سعید حجاریان او را در ۱۹ تیر ۱۳۵۹ بازداشت کرد و به نوعی گروگان گرفت تا پدرش را وادار به تسلیم کند.
شهریار نور شکنجه های زیادی شد تا مخفیگاه پدرش را لو دهد که فایده ای نداشت، او به پدرش پیام داده بود که به هیچ وجه خود را تسلیم نکند چون جمهوری اسلامی در آن صورت هر دو را اعدام خواهد کرد.
سرانجام پس از دو روز تاخیر شهریار نور در ۱۵ مرداد ۱۳۵۹ به حکم #محمدی_ری_شهری در زندان نظامی حشمتیه اعدام شد.
کمی بعد در آبان ۱۳۵۹ سرهنگ امیر هوشنگ نور نیز در ترکیه توسط تروریستهای جمهوری اسلامی ترور و به قتل رسید .
توضیح : در بعضی از منابع سن شهریار نور ۱۶ ذکر شده است.
#جمهوری_اسلامی_کودک_کش #روز_جهانی_کودک

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬94🔥2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حسین فردوست ، ارتشبد نیروی زمینی شاهنشاهی ایران، رئیس دفتر ویژهٔ اطلاعات از ابتدای تأسیس در ۱۳۳۸، قائم‌مقام ساواک طی سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۲، رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ و یکی از برجسته‌ترین و مؤثرترین چهره‌های اطلاعاتی دوران حکومت پهلوی و همدرس و دوست صمیمی دوران کودکی و نوجوانی محمدرضا پهلوی بود.
رفتار و مواضع ارتشبد فردوست در زمان حوادث سال‌های ۱۳۵۶–۱۳۵۷، به انقلاب ۱۳۵۷ و سرنگونی سلسله پهلوی کمک کرد، شایعاتی را دربارهٔ وی بر سر زبان‌ها انداخت. فردوست در خاطراتش عملکرد خود علیه حکومت پهلوی در زمان اوجگیری انقلاب را تأیید می‌کند. ازجمله، فردوست در صدور اعلامیهٔ بی‌طرفی ارتش در صبح ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نقش تعیین‌کننده داشت.
فردوست پس از انقلاب به صورت پنهانی در ایران و در تهران زندگی می‌کرد وی نهایتا در آبان ۱۳۶۲ پس از مکاتبات و‌ مکالمات تلفنی با #مهدی_بازرگان و #محمد_علی_باقرزاده فرمانده گروه ضربت نیروی هوایی ارتش خود را در خانه پدری‌اش نزدیک میدان انقلاب تسلیم اعضای اطلاعات نخست وزیری (#محسن_آرمین و #سعید_حجاریان ) نمود، او‌ یکسال بعد در اواسط مهر ۱۳۶۳ در پنج شب متوالی در تلویزیون جمهوری اسلامی شروع به اعترافات و‌افشاگری علیه نظام پهلوی نمود.
[این روایت رسمی و منتشر شده است اگرچه در روایات غیررسمی فردوست همکاری خود را با انقلابیون از اسفند ۱۳۵۷ آغاز کرده است]
#حسین_فردوست سرانجام در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ درحالی که گفته می‌شود در حصر خانگی بسر می‌برد و به نگارش کتاب خاطرات خود می‌پرداخت در ۷۰ سالگی و بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت.

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬104🔥2
یکی از جعبه‌های سیاه در تاریخ جمهوری اسلامی #عملیات_نقاب یا کودتای_نوژه است که به درستی هرگز مشخص نشده این عملیات چگونه پیش از اقدام لو رفته است، برخی معتقدند توسط شوروی به اطلاع رهبران جمهوری اسلامی رسیده است، برخی معتقدند نیروهایی نفوذی به نهاد امنیتی تازه تاسیس آن زمان یعنی #اطلاعات_نخست_وزیری و‌ #سعید_حجاریان لو داده‌اند.
بهر روی بازداشت‌ها از ۱۹ تیر آغاز می‌شود، در پی این کودتا ۱۲۱ نفر اعدام شدند و تعداد بسیار زیادی هم از ارتش اخراج زندانی یا از کشور خارج شدند.
با آغاز جنگ تحمیلی برخوردها با ارتش کمی متوقف شد، یکی از خلبان‌هایی که به علت مشارکت در کودتا به اعدام محکوم شده بود،«ابوالفضل مهدیار» بود که حکم اعدام او با شروع جنگ لغو شد.
به نوشته کتاب عملیات نفوذ «روز دادگاه، این خلبان دلیر اظهار می‌دارد که من را اگر هم می‌خواهید اعدام کنید به جبهه ببرید و به عنوان یک سپر انسانی استفاده کنید یا مرا از هواپیما به همراه بمب بر سر عراقی‌ها بیاندازید!
قاضی دادگاه از این اظهارات متاثر می‌شود و حکم به عفو او می‌دهد.»
با آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، سرگرد مهدیار درخواست بازگشت به گردان پرواز داد که با درخواستش موافقت شد.
#ابوالفضل_مهدیار در روز ۲ آبان ۱۳۵۹ در جریان عملیات بمباران پدافند فاو داخل خاک عراق به شهادت رسید.
با توجه به تخصص سرگرد مهدیار، (شناسایی و تهاجم با فانتوم) پروازهای مهمی در یک ماه اول جنگ (ماه مهر سال ۱۳۵۹) به وی واگذار شد. روز یکم آبان ماه طی دو پرواز جهت حمله به بندر فاو و اسکله ام‌القصر به عنوان لیدر شرکت کرد و ضربات زیادی بر ارتش عراق وارد کرد.
ساعت ۱۲ ظهر روز ۲ آبان ۱۳۵۹ دو فروند اف ۴ فانتوم ۲ئی به لیدری شماره یک سرگرد خلبان ابوالفضل مهدیار و کمک سروان محمود شادمان‌بخت و شماره دو به خلبانی سرگرد محمود ضرابی و کمک ستوان‌یکم اسماعیل پیروان جهت بمباران اسکله ام‌القصر به پرواز در می‌آیند. با رسیدن روی هدف خلبانان ابتدا با تیربار اسکله را هدف قرار می‌دهند. سپس ام‌کی۸۲ خود را روی اسکله می‌ریزند و در حال گردش به سمت مرز ایران، هواپیمای لیدر (سرگرد مهدیار) مورد اصابت موشک ارتش عراق قرار می‌گیرد. هر دو خلبان اقدام به اجکت می‌کنند اما خلبان‌های عراقی برخلاف کنوانسیون‌های بین‌المللی که برای چتربازان در آسمان، تأمین جانی قائل هستند، سرگرد مهدیار و کمک خلبانش را هدف رگبار مسلسل‌های خود قرار می‌دهند و پیکر بی‌جانش در خلیج فارس فرو می‌افتد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
13🔥2👏1🕊1
۱۵ مرداد ۱۳۵۹ یکی از شرم آورترین فجایع و جنایات جمهوری اسلامی که در راس آن #سعید_حجاریان در #اطلاعات_نخست_وزیری در آن نقش اساسی داشت، رقم خورد.
انقلابیون امنیتی #شهریار_نور، پسر ۱۷ سالهٔ سرهنگ امیرهوشنگ نور( از فرماندهان #کودتای_نوژه ) را گروگان گرفتند و به جای پدر، تیربارانش کردند! 
شهریار نور متولد ۱۳۴۱ فرزند سرهنگ امیر هوشنگ نور یکی از عوامل دخیل در کودتای نوژه ( قیام ۱۸ تیر ۱۳۵۹ ) بود.
سرهنگ امیر هوشنگ نور در ایران مخفی بود و سرانجام به ترکیه گریخت، او در زیر زمین خانه اش مقدار سلاح مخفی کرده بود و با وجودیکه شهریار نور ارتباطی با پرونده نداشت اما ستاد ضد کودتا به فرماندهی سعید حجاریان او را در ۱۹ تیر ۱۳۵۹ بازداشت کرد و به نوعی گروگان گرفت تا پدرش را وادار به تسلیم کند.
شهریار نور شکنجه های زیادی شد تا مخفیگاه پدرش را لو دهد که فایده ای نداشت، او به پدرش پیام داده بود که به هیچ وجه خود را تسلیم نکند چون جمهوری اسلامی در آن صورت هر دو را اعدام خواهد کرد.
سرانجام پس از دو روز تاخیر شهریار نور در ۱۵ مرداد ۱۳۵۹ به حکم #محمدی_ری_شهری در زندان نظامی حشمتیه اعدام شد.
کمی بعد در آبان ۱۳۵۹ سرهنگ امیر هوشنگ نور نیز در ترکیه توسط تروریستهای جمهوری اسلامی ترور و به قتل رسید .
توضیح : در بعضی از منابع سن شهریار نور ۱۶ ذکر شده است.
#جمهوری_اسلامی_کودک_کش #روز_جهانی_کودک

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
3🤬3👍1🔥1
ایران بریفینگ
۴/ مصطفی پور محمدی معتقد است:«تعبیری بود در وزارت اطلاعات که هفت‌خط‌ها اینجا جمع هستند، تعبیر شماتیک بود، هم همه خطوط و هم‌معنی هفت‌خط به معنی رایج عامیانه مردمی‌اش. با همه این موضع‌گیری‌ها که حتی در وزارت این نظرات ابراز هم می‌شد، این‌طور هم نبود که پنهان‌کاری…
۵/مصطفی پور محمدی را در وزارت اطلاعات شاید بشود همسنگ #سعید_حجاریان دانست، با تجربه‌ای برابر و مسئولیتی هم‌سطح اما از جناح مقابل، #مصطفی_پورمحمدی معتقد است #سعید_امامی در #قتلهای_زنجیره_ای کمترین نقش را داشته، اما بنا بر این بوده «همه کاسه کوزه‌ها بر سر او شکسته شود»
او می‌گوید:«شاید برخی فضاسازی‌ها تأثیر غیرمستقیم روی تصمیم‌گیری‌ها بگذارد. بعید نیست؛ الان هم یکی از شگردهای قوی دستگاه اطلاعاتی این است که فضا را جوری طراحی می‌کنند که آدم‌ها بر اساس آن طراحی به تصمیماتی می‌رسند.القای غیرمستقیم می‌تواند چنین چیزهایی باشد ولی اینکه مستقیماً طبق ادعایی که برخی از این آقایان کردند یعنی شبکه جاسوسی و نفوذ و این‌ها، هیچ‌کدامشان ثابت نشد و این حادثه هم اتفاق افتاد. از این‌ جهت می‌توان گفت وزارت اطلاعات یک مجموعه گسترده‌ای با احساس مسئولیت و فداکاری، جان‌نثاری و پای‌کار بودن است و البته محیط‌های قدرت پنهان محیط‌های خطرناکی است، محیط‌های اشتباه‌خیزی است، محیط‌هایی است که اگر کنترل نشود، مشکل‌ساز خواهد شد. ازاین‌جهت هم اول انقلاب چه حضرت امام و چه مقام معظم رهبری نسبت به نظارت بر فعالیت‌های وزارت حساسیت داشته‌اند و این حساسیت کاملاً هم درست است.
از همان اول تا به امروز حفاظت وزارت اطلاعات جزو سختگیرترین، جدی‌ترین و با وسواس‌ترین حفاظت‌های دستگاه‌های ماست. مردم می‌گویند حفاظت‌ها و حراست‌های دستگاه‌های بیرون سختگیری می‌کنند، ندیدند حفاظت وزارت اطلاعات را که چگونه عمل می‌کند، هیچ پروا ندارد و مراعات هیچ‌کس را نمی‌کند، خیلی جدی و خشن است و مراقبت شدید وجود دارد؛ یعنی کنترل‌هایی که هیچ مجاز نیست افراد بیرون بشوند، تمام نیروهای اطلاعاتی و خانواده‌هایشان تحت کنترل شدید هستند که لازمه‌اش هم هست، نمی‌شود که دستگاه اطلاعاتی رها بشود. آنجا کانون قدرت پنهان است و حتماً باید مراقبت‌های شدید نسبت به آن‌ها اعمال بشود.»
ادامه دارد…
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3
ابراهیم زال‌زاده متولد ۵ اسفند ۱۳۲۵ و روزنامه‌نگار و ناشر ایرانی است.
وی از جمله افرادی است که اعتقاد داشت آتش‌سوزی سینما رکس آبادان با هدف سیاسی و‌توسط انقلابیون ۵۷ انجام شده و کتابی با نام واقعیت سینما رکس نوشت که مأموران امنیتی، دو ماه پیش از قتلش شبانه به خانه‌اش ریختند و همه دست‌نوشته‌ها و فایل‌های کامپیوتری او را ربودند.
در نشریه معیار که مدیر مسئولی آن را نیز بر عهده داشت مقاله‌ای منتشر کرد که آخرین مقاله او شد.
وی خطاب به #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در آن مقاله نوشته بود:
«آقای رئیس‌جمهور هیچ رژیمی در ایران پایدار نبوده و شما بهتر می‌دانید که اگر رژیم نتواند از تاریخ درس بگیرد و منطبق با خواست‌های مردم حرکت نکند سرنگون خواهد شد.»
نشریه «معیار» بعد از انتشار این سرمقاله توقیف شد و ابراهیم زال‌زاده مدتی بعد ربوده و به قتل رسید.
برادرش می‌گوید: «یکی از دفتر رفسنجانی به من گفت، آقای هاشمی وقتی این سرمقاله را خوانده خیلی عصبانی شده و گفته کسی نیست که این را خفه کند یا این را آرام کند؟ بلافاصله مجله را بستند و بعد از مدتی هم این اتفاق برایش افتاد.»
یک روز قبل از ربوده شدن #ابراهیم_زال_زاده برادر او که از آلمان راهی باکو بود، از او می‌خواهد که به باکو سفر کند تا دیداری تازه شود، اما در پاسخ می‌شنود که «احتمالا ممنوع الخروجم و عجیب مثل سایه دنبالم هستند.»
این آخرین باری است که حسین زال‌زاده با برادرش صحبت می‌کند و صدای او را می‌شنود.
فردای همان روز در راه بازگشت از دفترش، سر خیابانی که منزلش آن‌جا بود، از یک گلفروشی در فاصله بسیار نزدیک به منزل برای همسرش دسته‌گل یاس می‌گیرد و به سمت خانه حرکت می‌کند.
بعد از پنج روز ماشین ابراهیم در خیابان توانیر تهران پیدا می‌شود. زیر صندلی‌‌اش کارت خبرنگاری ابراهیم و روی صندلی پشت، گل یاسی که برای همسرش خریده بود یافت می‌شود.
انداختن کارت خبرنگاری زیر صندلی، به‌گفته برادر زال‌زاده، پیامی بود که حکایت از ربودن او داشت؛ پیامی که نتیجه قرار ابراهیم زال‌زاده با دوستانش بود مبنی بر این‌که اگر ربوده شدند یا اتفاقی افتاد، کارت خبرنگاری را جایی بیندازند تامشخص شود که هستند.
مفقود شدن ابراهیم زال‌زاده ۳۷ روز طول می‌کشد.
در این فاصله بارها نیروهای امنیتی به خانواده گفته بودند سرنخ هایی دارند که بهتر است آنها اطلاع‌رسانی نکنند.
«می‌گفتند هیچ اطلاعی به کسی ندهید و حرفی در مورد او نزنید تا ما بتوانیم پی‌گیری کنیم.
۳۷ روز بعد از اداره آگاهی اطلاع می‌دهند کشته شده و جسد را در بیابان‌های یافت‌آباد پیداکرده‌اند.
۱۷ ضربه چاقو روی قفسه سینه و بریده شدن شاهرگ گلوی او.
هر دو انگشت او نیز شکسته شده بود.
برادرش گفته است: «قبلش انگشتانش را شکسته بودند. یعنی عملاً همان صحبتی که خمینی کرده بود و گفته بود قلم‌های مسموم روزنامه‌نگاران را بشکنید. آن موقع هم قلم ابراهیم را شکاندند. یعنی انگشتانش را، هر ده انگشتش را، شکانده بودند.»
با پیدا شدن پیکر زال زاده پرونده او نیز مختومه می شود خاکسپاری او بدون دادن اجازه به خانواده برای اطلاع دادن به دوستان و بستگان و بصورت سریع با حضور نیروهای امنیتی انجام می‌شود.
پس از پیگیری همسرش برای علت مختومه شدن پرونده او به او می‌گویند به دفتر قوه قضائیه مراجعه کند، دفتری به اسم کمیسیون حقوق بشراسلامی، آنجا به صراحت به همسرش می‌گویند:«یا ساکت می‌شوی یا ساکتت می‌کنیم.»
#ابراهیم_زال‌_زاده با #سعید_حجاریان هم‌مدرسه‌‌ای بود.
او هنگام قتل ابراهیم زال‌زاده عضو وقت مرکز استراتژیک ریاست‌جمهوری، و بعدتر در زمان افشای قتل‌ها مشاور محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت، بود و به‌گفته حسین زال‌زاده، پی‌گیر قتل‌های زنجیره‌ای. با حجاریان تماس می‌گیرد و می‌پرسد چرا ابراهیم را کشتید؟ و پاسخ می‌شنود که «سعید امامی کشته و مدت‌های مدیدی بود که ابراهیم در لیست #قتلهای_زنجیره_ای قرار داشته.»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
3🔥1🤬1
روزنامه نوروز شنبه ۸۰/۲/۲۲،سخنان فلاحیان:
سعید امامی به لحاظ سازمانی، نمی‌تواند در مسئله قتلها مـشارکت داشـته باشـد. چون در سلسله مراتب فرماندهی نبود.
روزنامه صدای عدالت ۱۳۸۰/۲/۲۵،مصاحبه با فلاحیان:
بعضی دوستان، بعد از وزیر شدن مـا، سـلیقه مـا را نمی‌پسندیدند. و وزارت اطلاعات را ترک کردند و بعداً ناراحتی خود را ابراز کردند و بعضی از آنها به علت عضویت درجریانهای سیاسی، رفته بودند. طبق قانون، نمی‌توانستند در جریانهای سیاسی بمانند. به آنها گفتیم یا از آن سازمان سیاسی یا از وزارت اطلاعات استعفا بدهنـد که همین کار را کردند،ولی این عقده را به دل گرفتند و در موقـع مناسـب بـا مـا تسویه حساب کردند.
روزنامه آفتاب یزد دوشنبه ۱۳۷۹/۱۰/۱۹، مصاحبه فریبا پژوه با فیض الله عرب سرخی:
عرب سرخی:عده‌ای مانند #سعید_حجاریان معتقدند، هنوزپیگیری قتل‌های زنجیرهای، راهکار استراتژیک جبهه خرداد برای برون رفتن از انسداد سیاسی فعلی است.
روزنامه دوران امروز،چهارشنبه ۱۳۷۹/۹/۲۳ ،حرفهای سعید حجاریان کاشی:
…اگر بنا شد روزی اکبر گنجی در قبال نوشته‌هایش محاکمه شود و از آنها دفـاع نماید، در این زمینه خود را تنها نخواهد دید...
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3🔥2
روزنامه ابرار شنبه ۱۳۷۸/۶/۲۷، سعید حجاریان:
...سعید امامی ابتدا به من معرفی شد و من او را می‌شناختم،بـه دلیـل داشـتن کـد CIS (کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور) او را رد صلاحیت کردیم.
روزنامه فتح،مصاحبه با #سعید_حجاریان :
...مسئله گزینش #سعید_امامی به سال ۵۸ برمی‌گردد. مـن او را در سـال ۵۸ یا شاید هم ۵۹ رد صلاحیت کردم،حـدود ۱۹ سال از زمانی که او را گزینش کردم، می‌گذرد.
سؤال خبرنگار: آن موقع شما مسئول گزینش بودید؟ حجاریان: من آن موقع برای بعضی از پستها در #اطلاعات_نخست_وزیری ، کار گزینشی هم می‌کردم؛ یعنی مسئولیت گزینشی بعضی از کادرها را داشتم.
سؤال: یعنی مسئولیت اصلی شما این نبود؟
حجاریان: نه: مسئولیت اصلی من نبود. برای تصدی بعضی از مشاغل، به من این مأموریت محول می‌شد. حتی به یاد دارم مرحوم شهید رجایی، شخصی را جهت گزینش، به من معرفی کرد که می‌خواست پست وزارت امور خارجه را به او بدهـد. درست در زمانی که بین او و بنی‌صدر، بر سر انتخاب مسئول برای وزارت خارجه اختلاف ایجاد شده بود. من با آن شخص مصاحبه مفصلی کردم و نظر منفی خود را به مرحوم شهید رجایی گزارش کردم. ایشان هم منصرف شد که او را وزیر خارجه کند. این در زمان دولت مرحوم رجایی بود. وقتی که ایشان نخست وزیر بود. آن موقع رابطه ما با آمریکا قطع شده بود و لانه جاسوسی هم اشغال شده بود. ما عملا دفتر حفاظت منافع پیدا کردیم و سطح روابطمان تا آن حد تقلیـل پیـدا کـرد. در آن زمان این ضرورت پیش آمد که مأمورینی درآمریکا اطلاعاتی را برای ما جمع آوری کنند و بفرستند. در همان مقطع بود که #سعید_اسلامی را پیشنهاد کردند که به درد این کار می‌خورد. گزینش او را هم به عهده من گذاشتند. مورد او تحقیقات محلـی فوق‌العاده‌ای در داخل کشور نداشت، چون از جوانی به آمریکـا رفتـه بـود. تحقیقـات محلی در مورد او عمدتاً بایستی در آمریکا صورت می‌گرفت، که کار مشکلی بود.
سؤال:…از چند سال قبل از انقلاب در آمریکا بود؟
حجاریان: فکر می‌کنم حتی دیپلمش را هم درآمریکا گرفته بود. یعنـی مثلا نوجوان بوده که به آمریکا رفته بود. دیپلم و لیسانسش را آنجـا گرفتـه بـود. سـابقه ممتد طولانی اقامت در آمریکا داشت...
این مصاحبه در دی ماه ۱۳۷۸ انجـام شـده بود، اما در تاریخ ۱۵/۱/۱۳۷۹ پس ازترور حجاریـان در حالی که احتمال زنده ماندن وی ضعیف بود منتشر شد]
ادامه دارد
#جمهوری_اشباح #قتلهای_زنجیره_ای
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
3🔥3🤬1
مصاحبه با سعید حجاریان:«…نهایتا احساس کردم که او مقید است. یعنی در مذهب لااوبالی نبود. اما خُـب، مجموعاً چه به دلیل ضعف امکانات ما برای جمع‌آوری اطلاعات محلی،در مورد ایشان و چه به دلیل اینکه ضرورت داشتان کار انجام شود و او مشغول به کار شـود مـن در این حد، گزینش کردم که بنا را بر این بگذاریم که او ممکن است، از نظر سیاسی یا اطلاعاتی آدم ناسالمی هم باشد؛اما چون بنا بود، معلوماتی را یک طرفه به این طرف بفرستد و از این طرف، اطلاعاتی در اختیار او گذاشته نمی‌شود.
سؤال:مقیم آمریکا بود؟
حجاریان: بله مقیم آمریکا بود. قرار بود در آنجا، اطلاعاتی را جمع‌آوری کند و برای ما بفرستد،من صلاحیت او را در این حد،ارزیابی کردم که بنا را بـر ایـن بگذاریم که حتی مسئله‌دار هم باشد. وی به خاطر این کـه اطلاعـات را یـک طرفه می‌فرستد، مهم نیست. اما از این طرف به او اطلاعات داده نشود و احیاناً اگریک موقع خواستند، در داخل از او استفاده کنند باید گزینش مجدد دقیق، درمـورد او صـورت بگیرد و در امور امنیتی هم مطلقاً از او استفاده نشود.
سؤال:یعنی شما بنا داشتید در حد منبع، از او استفاده کنید؟
حجاریان: منبع دو جانبه،یعنی منبعی که شما مظنون یا مطمئن هستید که بـا طرف مقابلتان هم کار می‌کند. لفظ استخدام را نباید در مورد او به کـار بـرد. یـک وقت است که شما کسی را به‌عنوان پرسنل یک دستگاه استخدام می‌کنید و یک وقت است که یک منبع را استخدام می‌کنید. این‌ها فرق دارند. شما به دلایلی ممکن است، از وجود فردی، استفاده کنید که حتی به او مظنون هستید که ممکن است با حریـف همکاری کند؛ اما به دلایل ویژهای میگویید با علم به این موضوع، من می‌خواهم از او استفاده کنم، که مثلا فقط اطلاعاتی را کـه از آن طـرف جمـع می‌کند، بفرسـتد و خودتان قدرت ارزیابی اطلاعاتش را دارید.
از این طرف هم که نمی‌خواهید به او اطلاعات بدهید. این خیلی فرق می‌کند با یک نفر که به‌عنوان پرسنل رسمی و کادر استخدام می‌شود»
[ #سعید_حجاریان ، #سعید_امامی را که سالها مقیم آمریکا بوده و تحصیل کرده مدعی است فقط به صرف مذهبی بودن جذب نهاد امنیتی کرده. آیا در دهه ۶۰ فرد متعهد مذهبی کم بوده؟این اطهارات او در حالی است که در پرونده سعید امامی در ۱۰۲۰۰ معاونتی که سعید حجاریان فعالیت می‌کرده به جد پیشنهاد داده که باید امامی استخدام شود]
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥41👍1
روزنامه اصلاح طلب آریا در یک اقدام بی‌سرو صدا و بدون آنکه واکنـشی را از سوی مطبوعات همسو به دنبال داشته باشد در تاریخ ۷۸/۱۲/۱۵ توقیف شد و از ادامه انتشار آن ممانعت به عمل آمد.
توقیف #روزنامه_آریا در یک پروسه کاملا غیر قانونی و حتی بدون تشکیل جلسه هیئت نظارت بـر مطبوعـات و تنها با اقدام #عطاالله_مهاجرانی صورت گرفت و‌جالب آنکه حتی اعتراض خود مدیران آریا را نیز برنیانگیخت.
▪️رمز و راز این توقیف چه بود؟
این توقیف به دستور رئیس جمهور خاتمی و در واقع به دستور #سعید_حجاریان مشاور امنیتی خاتمی به او و اقدام فوری وزیر ارشاد، مهاجرانی به دنبال درج مصاحبه‌ای با سردبیر ایران فردا در آریا مورخ ۷۸/۱۲/۱۴ صورت گرفت که فراز مهم و مورد حساسیت آن چنین بود:
… به نظر من راه حل اصلی پرونـده #قتلهای_زنجیره_ای رفتن به گذشته و باز کردن پرونده اعدام وسـیع زنـدانیان سیاسـی در تابـستان ۶۷ است که باید تمامی کسانی که در آن پرونده مشارکت داشتند، در اولین قـدم بـر کنار و خانه‌نشین شوند،نباید خانه‌نشینی فقط برای #آیت_الله_منتظری باشد….
این اشـاره بـه حکـم خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در حالی است که در آن زمان نیروهای چپ امنیتی در زندانها حضور داشتند و این قتل عام به دست آنها انجام گرفته و خـاتمی رئیس جمهور، نیز آنزمان در سمت معاونت فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا فعالیت داشت و بـا جدیت از حکم خمینی حمایت کرده بود و اظهارات سردبیر نـشریه ایـران فـردا، در واقع خاتمی و همه چپ های امنیتی قضایی را نیز به‌عنوان یکی از حامیان جدی این حکم، نشانه گرفته بود.
در واقع همه رمز و راز توقیف بیسرو صـدای روزنامـه دوم خـردادی آریـا درهمین نکته نهفته است و سکوت دیگر روزنامـه‌هـای دوم خـردادی نیز کـه در قبـال هـر برخوردی با مطبوعات، همیشه هیاهوی و جنجال سر می‌دادند، نیز از همین بابت اسـت.
چـرا که پیگیری و طرح شفاف و تفصیلی این موضوع می‌تواند به‌عنوان یک نقطه و سابقه سیاه و بسیار منفی البته در کارنامه اصلاح‌طلبی و پروژه تسامح و تساهل آقای رئیس جمهور تلقی شود.
رخداد فوق بیانگر یک نکته دیگر نیز بود و آن اینکه اقدام خاتمی با همراهی و همکاری وزیر ارشـاد، در ایـن مـورد؛ قاطعانـه، سـریع و بـدون هرگونه هیاهو و جنجال آیا در تضاد با شعارهای تحمل مخالف و دفاع از آزادی بیان و… نداشت؟
#جمهوری_اشباح
ادامه دارد…


🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥51
روزنامه بنیان چهارشنبه ۸۰/۱۲/۲۲، مصاحبه سعید حجاریان:
این قتلهای مشکوک فقط کشتن نبود، بلکه ارعاب مردم و جریحه‌دار کـردن افکار و عواطف عمومی بود.
وقتی هم میگوییم که اینها بایـد ریـشه‌یـابی شـود و پـس از ریـشه‌یـابی،ریشه‌هایش خشکانده شود، تادیگر تکرار نشود، میگویند: نبش قبر نکنید.ما میگوییم وقتی این غده سرطانی را بیرون آوردید، باید عفونت‌زدایی کنید ...
اما میگویند: نبش قبر نکنید. چون به زمان امام و مسئولیت خود شما در مناصب امنیتی می‌رسد...
روزنامه فتح،دوشنبه ۱۳۷۹/۱/۱۵، سعید حجاریان:
بعد از فوت امام و تشکیل دولت آقای #اکبر_هاشمی_رفسنجانی ،‌دوباره به ریاست جمهوری برگشتم ...من در یک مقطعی در زمـان تأسـیس وزارت اطلاعات از ریاست جمهوری به آنجا رفتم و در مراحل تأسیس بودم و بعـد هـم دوبـاره بـه ریاسـت جمهـوری برگـشتم،در سـال ۶۳ رفـتم و در سـال ۶۸ دوبـاره برگشتم...من جنگ روانی را یک دوره در دوره دکتـرای جامعـهٔ الـصادق درس دادم.بسیاری از حاضران در آن درس هم گرایشهای سیاسی مخالف من داشتند.
روزنامه جام جم ۱۳۸۰/۳/۱۳مصاحبه با #علی_فلاحیان:
شما در مصاحبه‌ای عنوان کرده بودید که بسیاری از اصلاح طلبان، که الان در جامعه هستند، خیلی از مسائل را در وزارت اطلاعات یاد گرفتند.اولا اسـم ایـن افـراد را بفرمایید و ثانیاً آیا آن آموخته‌ها را الان دارند به کار می‌برند یا نه؟
فلاحیان: در بحث جنگ روانی گفتم این آقایان که این جنـگ روانـی را علیه من به کار برده‌اند، خُب من خودم مؤسس دانـشکده امـام بـاقر هـستم و خیلی از این منابع و موارد درسی را ما خودمان تهیه کردیم. این آقایان هم آنجا در خصوص عملیات روانی، تدریس می‌کردند. عملیات روانی یک بحـث خیلـی مهـم در وزارت اطلاعات است...
سؤال: به جز آقای #سعید_حجاریان، چه کسانی مورد نظر شما بوده‌اند؟ فلاحیان: آقای #علی_ربیعی، آقای امین زاده و خیلی‌های دیگر بودند که در وزارت اطلاعات یا خارج آن همکاری می‌کردند، مثل محمد عطریـانفر، عبـاس عبدی، رجبعلی مزروعی و فریدون وردینژاد یا همین فرشاد ابراهیمی که این روزها دادگاه نوارسازان صدا کرده که البته این دو در اطلاعات سپاه بودند.
سؤال:خسرو تهرانی هم جزو اینها بود؟
فلاحیان:در #اطلاعات_نخست_وزیری بود و در مورد جنگ روانـی هـم همکارانش کار کرده بودند.
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥41
روزنامه ایران، دوشنبه ۱۳۷۹/۸/۹، #علی_فلاحیان:
…آقای خاتمی که آمد خیلی سعی کرد دبیر #شورای_عالی_امنیت_ملی را کسی دیگری را که حالا نمی‌خواهم اسم ببرم بگذارد ولی نتوانست و انتخاب شد ولی بهر حال هرطوری بود #علی_ربیعی را کرد مسئول اجرایی شورای امنیت ملی، موضوعات خیلی مهم امنیتی که همه دستگاهها دارند، تجارت با عراق، ارتباطات ویژه و دست عباد است...
در حقیقت آقای خاتمی گذشته از دوستان سابقش که در وزارت خارجه دارد، مثل دکتر صدر یا سرمدی، آدمهای مطمئن‌تری مثل امین‌زاده یا خـرازی را هم فرستاد و آنجا را سهم آنها کرد، در دبیرخانه هم عباد را گذاشت... تاجزاده را در وزارت کشور؛ چون آنجا را کلیدی می‌دانستند، آنها. ارشاد هم که آقای مهاجرانی که خطش در مسائل فرهنگی خیلی جلوتر از آنهاست...
س در وزارت اطلاعات چطور؟
فلاحیان: در وزارت اطلاعات هم با مشکل مواجه شدند. مثلا آقـای #دری_نجف_آبادی را گذاشتند، به امید اینکه بتوانند عباد، #خسرو_تهرانی و #سعید_حجاریان بشوند همه کاره و آنجا را حالا بچرخانند. ولی خوب اصطکاک پیدا کردند، در حدی که سعید را اصلا داخل وزارتخانه راه هم ندادند!…
روزنامه فتح،سه شنبه ۱۳۷۹/۱/۱۶،سعید حجاریان:
…بنده از سال ۶۸ که به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری آمدم، اولین طرح پژوهشی توسعه سیاسی را در آنجـا نوشـتم و مطـابق بـا آن طـرح،گروه‌های تحقیقاتی و پژوهشی را سازمان دادم. کار من در طی هشت سـال، پیـشبرد پروژه توسعه سیاسی به گونه‌ای تئوریک و نظری بوده است. البته بنده فقط در تئوری و در نظریه‌پردازی برای الگوی ایرانی توسعه سیاسـی،کـار نکـردم کـه ثمـره کارهـای پژوهشی‌ام توسط مسئولین وقت به بایگانی سپرده شود،در کنارش کار اکتیو سیاسی هم کرده‌ام[!!؟]]
مثلا همکاری در جهت راه انداختن روزنامه سلام و احیاء مجدد #سازمان_مجاهدین_انقلاب_اسلامی و ...در کنار کارهای تئوریک و مقـالاتی کـه نوشـتم، تدریس وکارهای آموزشی که داشتیم، کارهای مشترکی که با دوستان دوم خردادی داشتیم مثل ستاد انتخاباتی آقای خاتمی و… یعنی منظورم این است که فقط یک محقق و پژوهـشگر محـض نبودم که در اتاقی بنشینم و نظر و تئوری‌های خودم را به مسئولین بدهم تا بایگانی
کنند کار خود را هم در کنار آن می‌کردم،کار مشروعی هم بوده، به آن اعتقاد هم داشته‌ام...
ادامه دارد…
#جمهوری_اشباح

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
5🔥1🤬1