Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
Mardom Azari Makon-(SONG95.IR)
Mastan & Homay
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🛐 #بت_پرستی مدرن
☪شیعه و بت های آهنی در سطح شهر🎦
🆕 🔜 از اکنون به مدت دوماه شاهد نماد های بت های شیعه برای #محرم باشید.🚸
⚠️شیعه = بت پرست نوین⚠️
🆔 @islie
❌ #بت_پرست_نباشیم
☪شیعه و بت های آهنی در سطح شهر🎦
🆕 🔜 از اکنون به مدت دوماه شاهد نماد های بت های شیعه برای #محرم باشید.🚸
⚠️شیعه = بت پرست نوین⚠️
🆔 @islie
❌ #بت_پرست_نباشیم
✍ #پس_از_محمد
بخش سیزدهم
💠پيروزی خالد بر طُلَيحه و فرار وی به شام و کشتن مخالفان به بدترین وضع ممکن
✔️همانطور که گفته شد خالد با سپاه خود رو بسوی طُلَيحه می آورد و عُکاشة بن مِحسَن و ثابت بن اَقرَم را به عنوان طليه لشکر خود پيشاپيش می فرستد. طليعه بيرون می آيد و توسط افراد خود هر دو را ميکشد
🔅 سپس خالد با سپاه خود در بزاخه فرود می آيد و جنگی سخت ميان او و طليعه و قبايل شورشی بپا می شود. در اين جنگ، فقط از طرف بنی فَزاره هفتصد تن به سالاری "عُيَينَه" به کمک طُلَيحه آمده بودند. جنگ بطول ميکشد و از دو طرف کسان زيادی کشته می شوند. عٌيَينَه که در اثر ادامه جنگ نگران شده بوده پی در پی نزد طُلَيحه که مانند محمد در جنگ بدر در چادر خود به دعا و ورد خوانی مشغول بوده می آمده و از او از آمدن جبرئيل و آوردن وعده پيروزی می پرسيده و خشمگين از پاسخ های منفی طُلَيحه دوباره به ميدان جنگ باز می گشته. تا اينکه، سرانجام، طُلَيحه به او خبر آمدن جبرئيل و آوردن آيه ای برای او را ميدهد. آيه مزبور که بنا به روايت راويان اسلامی، تقليدی از يکی از آيه های قران بوده از اينقرار بوده است: "همانا ترا روزی است که آغازش از آن تو نيست اما سرانجام گردش آن با توست و سخنی خواهد بود که هرگزش فراموش نخواهی کرد". با شنيدن اين آيه، عٌيَينَه از طُلَيحه نا اميد شده به سپاهيان خود می گويد: "ای بنی فزاره اين مرد دروغگوی است".
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص842.
🔹با کنار کشيدن بنی فَزاره، تکليف جنگ يکسره می شود و وقتی که باقی مانده سپاه نزد طُلَيحه آمده از او چاره جوئی ميکنند، فَزاره نيز بهمراه زنش و به منظور ترک صحنه جنگ سوار بر اسب شده و به پيروان خود ميگويد که آنها هم چنين کنند. باين ترتيب، طليحه شکست خورده فرار ميکند. او ابتدا به شام ميرود و پس از مدتی به مدينه باز گشته امان ميگيرد و مسلمان می شود.
📎 @ISLIE
🔅با فرار طُلَيحه، شورشيان غَطَفان و اسد پراکنده می شوند، وبا شکست شورش ، ماشين سرکوب و کشت و کشتار دولت اسلامی دوباره شروع بکار ميکند. در حاليکه، بسياری برای حفظ جان خود دوباره به اسلام برگشته اظهار ندامت ميکنند، بسياری نيز، بخصوص آنانکه در کشتن عمال و مامورين دولت اسلامی دست داشته اند دستگير و به طرز فجيعی به قتل ميرسند.
🔰هنگاميكه خالدبن وليد براى سرکوب مردم اسد و غَطَفان که بر عليه دولت اسلامى قيام کرده و در اطراف طُلَيحه جمع شده بودند اعزام شده بود، ابوبكر براى او نوشته بود ..." هر کس از قتله مسلمانان را به دست آورى بكش که مايه عبرت ديگران شود، و هر کس از آنها راکه از دين بگشته و مخالفت خدا کرده، و مايل باشى و صلح دانى بكش." خالد نيز پس از تسليم قبايل مزبور، به آنها و قبايل هوازن و سليم که در نزديکی اشان بسر می برده و پس از شکست طُلَيحه آنان نيز تسليم شده بودند، دستور ميدهد تا شورشيانى را که عمال حكومت اسلامى را به قتل رسانده بودند "بيارند و چون بياوردند ...👈☠ آنها را به بند کرد و کسانى را که به مسلمانان تاخته بودند #اعضاء_بريد و به #آتش سوخت و #سنگسار_کرد و از #کوه _بينداخت و به #چاه_افكند و #تيرباران کرد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1392.
☠آنگاه، خالد طی نامه ای اعمال خود را باو گزارش کرده منجمله مينويسد که چگونه شورشيان را "به بدترين وضعی کشتم." ابوبکر نيز برای او مينويسد:
"نعمتی که خدا بتو داده مايه فزونی خير باشد (نعمت آدمکشی و کشتن مخالفين به بدترين وضع ممکن)، در کار خويش خدا را در نظر داشته باش که خدا با پرهيزکاران و نکوکاران است (به معنی پرهيزکاری و نکوکاری که معنی قرآنی آنها هم همين است توجه کنيد)، در کار خدا (کنترل ديگران بزور) کوشا باش و سستی مکن و هر کس از قتل مسلمانان را بدست آوردی بکش که مايه عبرت ديگران شود، و هر کس از آنها را که از دين بگشته و مخالفت خدا کرده، و مايل باشی و صلح دانی بکش".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1392
ابن هشام ميگويد:
📜"خالد يک ماه در بزاخه بود و به جستجوی قتله مسلمانان به هر سو ميرفت، بعضی را #بسوخت و بعضی را با #سنگ_بکوفت و بعضی را از #فراز_کوه بينداخت"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 562
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بخش سیزدهم
💠پيروزی خالد بر طُلَيحه و فرار وی به شام و کشتن مخالفان به بدترین وضع ممکن
✔️همانطور که گفته شد خالد با سپاه خود رو بسوی طُلَيحه می آورد و عُکاشة بن مِحسَن و ثابت بن اَقرَم را به عنوان طليه لشکر خود پيشاپيش می فرستد. طليعه بيرون می آيد و توسط افراد خود هر دو را ميکشد
🔅 سپس خالد با سپاه خود در بزاخه فرود می آيد و جنگی سخت ميان او و طليعه و قبايل شورشی بپا می شود. در اين جنگ، فقط از طرف بنی فَزاره هفتصد تن به سالاری "عُيَينَه" به کمک طُلَيحه آمده بودند. جنگ بطول ميکشد و از دو طرف کسان زيادی کشته می شوند. عٌيَينَه که در اثر ادامه جنگ نگران شده بوده پی در پی نزد طُلَيحه که مانند محمد در جنگ بدر در چادر خود به دعا و ورد خوانی مشغول بوده می آمده و از او از آمدن جبرئيل و آوردن وعده پيروزی می پرسيده و خشمگين از پاسخ های منفی طُلَيحه دوباره به ميدان جنگ باز می گشته. تا اينکه، سرانجام، طُلَيحه به او خبر آمدن جبرئيل و آوردن آيه ای برای او را ميدهد. آيه مزبور که بنا به روايت راويان اسلامی، تقليدی از يکی از آيه های قران بوده از اينقرار بوده است: "همانا ترا روزی است که آغازش از آن تو نيست اما سرانجام گردش آن با توست و سخنی خواهد بود که هرگزش فراموش نخواهی کرد". با شنيدن اين آيه، عٌيَينَه از طُلَيحه نا اميد شده به سپاهيان خود می گويد: "ای بنی فزاره اين مرد دروغگوی است".
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص842.
🔹با کنار کشيدن بنی فَزاره، تکليف جنگ يکسره می شود و وقتی که باقی مانده سپاه نزد طُلَيحه آمده از او چاره جوئی ميکنند، فَزاره نيز بهمراه زنش و به منظور ترک صحنه جنگ سوار بر اسب شده و به پيروان خود ميگويد که آنها هم چنين کنند. باين ترتيب، طليحه شکست خورده فرار ميکند. او ابتدا به شام ميرود و پس از مدتی به مدينه باز گشته امان ميگيرد و مسلمان می شود.
📎 @ISLIE
🔅با فرار طُلَيحه، شورشيان غَطَفان و اسد پراکنده می شوند، وبا شکست شورش ، ماشين سرکوب و کشت و کشتار دولت اسلامی دوباره شروع بکار ميکند. در حاليکه، بسياری برای حفظ جان خود دوباره به اسلام برگشته اظهار ندامت ميکنند، بسياری نيز، بخصوص آنانکه در کشتن عمال و مامورين دولت اسلامی دست داشته اند دستگير و به طرز فجيعی به قتل ميرسند.
🔰هنگاميكه خالدبن وليد براى سرکوب مردم اسد و غَطَفان که بر عليه دولت اسلامى قيام کرده و در اطراف طُلَيحه جمع شده بودند اعزام شده بود، ابوبكر براى او نوشته بود ..." هر کس از قتله مسلمانان را به دست آورى بكش که مايه عبرت ديگران شود، و هر کس از آنها راکه از دين بگشته و مخالفت خدا کرده، و مايل باشى و صلح دانى بكش." خالد نيز پس از تسليم قبايل مزبور، به آنها و قبايل هوازن و سليم که در نزديکی اشان بسر می برده و پس از شکست طُلَيحه آنان نيز تسليم شده بودند، دستور ميدهد تا شورشيانى را که عمال حكومت اسلامى را به قتل رسانده بودند "بيارند و چون بياوردند ...👈☠ آنها را به بند کرد و کسانى را که به مسلمانان تاخته بودند #اعضاء_بريد و به #آتش سوخت و #سنگسار_کرد و از #کوه _بينداخت و به #چاه_افكند و #تيرباران کرد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1392.
☠آنگاه، خالد طی نامه ای اعمال خود را باو گزارش کرده منجمله مينويسد که چگونه شورشيان را "به بدترين وضعی کشتم." ابوبکر نيز برای او مينويسد:
"نعمتی که خدا بتو داده مايه فزونی خير باشد (نعمت آدمکشی و کشتن مخالفين به بدترين وضع ممکن)، در کار خويش خدا را در نظر داشته باش که خدا با پرهيزکاران و نکوکاران است (به معنی پرهيزکاری و نکوکاری که معنی قرآنی آنها هم همين است توجه کنيد)، در کار خدا (کنترل ديگران بزور) کوشا باش و سستی مکن و هر کس از قتل مسلمانان را بدست آوردی بکش که مايه عبرت ديگران شود، و هر کس از آنها را که از دين بگشته و مخالفت خدا کرده، و مايل باشی و صلح دانی بکش".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1392
ابن هشام ميگويد:
📜"خالد يک ماه در بزاخه بود و به جستجوی قتله مسلمانان به هر سو ميرفت، بعضی را #بسوخت و بعضی را با #سنگ_بکوفت و بعضی را از #فراز_کوه بينداخت"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 562
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
اعتراف آخوند مطهری : در نقل قول عاشورا ما هزاران دروغ و تحریف وارد کرده ایم !!
➬ @ISLIE
➬ @ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍ #پس_از_محمد
بخش چهاردهم
💠قيام اُ ِم رمل يا سلمی
🔸يکی ديگر از رهبران شورشيان اُمِ رمل يا سلمی (سلما) دختر مالک بن حُذَيفَه بود. او کسی بود که در زمان محمد، در يکی از غارتگری های مسلمانان اسير شده و بصورت برده به عايشه رسيده بود. عايشه نيز او را آزاد کرده بود. سلمی نيز ابتدا نزد او باقی مانده و سپس به نزد قوم خودش رفته بود و بعد به انتقام از مسلمانان برعليه آنان قيام کرده بود و اکنون با باقيمانده شورشيان غَطَفان و هوازن و سليم و اسد و طَیّ که بگرد او جمع شده بودند، از ظفر بسوی حوائب ميرفت. طبری ميگويد:
📜 "اين پراکندگان به دور سلمی فراهم شدند که، همانند مادر خويش حرمت و لياقت داشت و شتر ام قرفه پيش وی بود. وی کسان را ترغيب کرد و گفت: بايد جنگ کنيد و يکی را ميان قوم فرستاد و آنها را به جنگ خالد دعوت کرد". هنگاميکه سپاه او با سپاه خالد روبرو می شود، جنگی سخت ميان آنان درگير می شود. طبری ميگويد:
📜"هنگام جنگ سلمی بر شتر مادر خويش ايستاده بود و مانند وی حرمت و عزت داشت، می گفتند: هرکه شتر او را رم دهد صد شتر جايزه دارد. و اين به سبب حرمت وی بود. در اين جنگ خاندان ها از طايفه "خاسی" و "هار به" و "غنم" نابود شد و بسيار کس از طايفه کاهل کشته شد. جنگ سخت بود. گروهی از سواران اسلام به دور شتر فراهم آمدند و آنرا پی کردند و بکشتند و يکصد مرد به دور شتر کشته شد. خبر فيروزی اين جنگ بيست روز پسِ قره به مدينه رسيد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1394
📘الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۴۹
📎 @ISLIE
🔰اين نوع مقاومت ها و جنگ ها، مقاومت توده های واقعی مردم بر عليه ديکتاتوری سياه اسلامی بود. رهبران اين جنبش ها کسانی بودند که مانند ام رمل از ميان مردم برخاسته بودند و از اينرو در کنار آنان تا آخرين قطره خون خود ميجنگيدند. اين رهبران، و جنبش هائی که تحت رهبری خود داشتند، با رهبران خرافی و شيادی مانند أسوَد، طُلَيحه، مُسَيلَمه و سجاح که ادعای پيامبری
داشته و مانند خود محمد قصد فريب مردم و حکمرانی بر آنها را داشتند، از زمين تا آسمان متفاوت بودند. ضعف اساسی اين جنبش ها و رهبران آنها اين بود که پراکنده بوده بخاطر محدود بودن چشم اندازشان قادر به اتحاد فوری و وسيع در ميان خود نبودند.
☠از جمله جنايات و وحشيگری های ديگر مسلمانان و بخصوص ابوبکر در طی اين جنگ ها يکی بآتش انداختن و سوزاندن "إياس بن عَبد يالِيل" در مدينه بود. اياس که از بنی سليم بود نزد ابوبکر می آيد و با ادعای مسلمانی از او درخواست مرکب و سلاح برای جنگ با مرتدين و شورشيان ميکند. ولی پس از گرفتن مرکب و سلاح بر عليه مسلمانان برخاسته "در جواء مقام ميگيرد و نجبة بن ابی الميثاء از بنی شريد را مامور حمله به مسلمانان طايفه سليم و عامر و هوازن ميکند. ابوبکر، طريفة بن حاجز را به جنگ او ميفرستد. در جنگی که ميان اين دو در ميگيرد، نجبه کشته و إياس فراری و سپس دستگير شده به مدينه آورده می شود. ابوبکر نيز دستور ميدهد "تا در نمازگاه مدينه هيزم بسيار آماده کردند و آتشی افروختند و او را دست و پا بسته در #آتش_انداختند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1394
📘الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۵۰
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بخش چهاردهم
💠قيام اُ ِم رمل يا سلمی
🔸يکی ديگر از رهبران شورشيان اُمِ رمل يا سلمی (سلما) دختر مالک بن حُذَيفَه بود. او کسی بود که در زمان محمد، در يکی از غارتگری های مسلمانان اسير شده و بصورت برده به عايشه رسيده بود. عايشه نيز او را آزاد کرده بود. سلمی نيز ابتدا نزد او باقی مانده و سپس به نزد قوم خودش رفته بود و بعد به انتقام از مسلمانان برعليه آنان قيام کرده بود و اکنون با باقيمانده شورشيان غَطَفان و هوازن و سليم و اسد و طَیّ که بگرد او جمع شده بودند، از ظفر بسوی حوائب ميرفت. طبری ميگويد:
📜 "اين پراکندگان به دور سلمی فراهم شدند که، همانند مادر خويش حرمت و لياقت داشت و شتر ام قرفه پيش وی بود. وی کسان را ترغيب کرد و گفت: بايد جنگ کنيد و يکی را ميان قوم فرستاد و آنها را به جنگ خالد دعوت کرد". هنگاميکه سپاه او با سپاه خالد روبرو می شود، جنگی سخت ميان آنان درگير می شود. طبری ميگويد:
📜"هنگام جنگ سلمی بر شتر مادر خويش ايستاده بود و مانند وی حرمت و عزت داشت، می گفتند: هرکه شتر او را رم دهد صد شتر جايزه دارد. و اين به سبب حرمت وی بود. در اين جنگ خاندان ها از طايفه "خاسی" و "هار به" و "غنم" نابود شد و بسيار کس از طايفه کاهل کشته شد. جنگ سخت بود. گروهی از سواران اسلام به دور شتر فراهم آمدند و آنرا پی کردند و بکشتند و يکصد مرد به دور شتر کشته شد. خبر فيروزی اين جنگ بيست روز پسِ قره به مدينه رسيد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1394
📘الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۴۹
📎 @ISLIE
🔰اين نوع مقاومت ها و جنگ ها، مقاومت توده های واقعی مردم بر عليه ديکتاتوری سياه اسلامی بود. رهبران اين جنبش ها کسانی بودند که مانند ام رمل از ميان مردم برخاسته بودند و از اينرو در کنار آنان تا آخرين قطره خون خود ميجنگيدند. اين رهبران، و جنبش هائی که تحت رهبری خود داشتند، با رهبران خرافی و شيادی مانند أسوَد، طُلَيحه، مُسَيلَمه و سجاح که ادعای پيامبری
داشته و مانند خود محمد قصد فريب مردم و حکمرانی بر آنها را داشتند، از زمين تا آسمان متفاوت بودند. ضعف اساسی اين جنبش ها و رهبران آنها اين بود که پراکنده بوده بخاطر محدود بودن چشم اندازشان قادر به اتحاد فوری و وسيع در ميان خود نبودند.
☠از جمله جنايات و وحشيگری های ديگر مسلمانان و بخصوص ابوبکر در طی اين جنگ ها يکی بآتش انداختن و سوزاندن "إياس بن عَبد يالِيل" در مدينه بود. اياس که از بنی سليم بود نزد ابوبکر می آيد و با ادعای مسلمانی از او درخواست مرکب و سلاح برای جنگ با مرتدين و شورشيان ميکند. ولی پس از گرفتن مرکب و سلاح بر عليه مسلمانان برخاسته "در جواء مقام ميگيرد و نجبة بن ابی الميثاء از بنی شريد را مامور حمله به مسلمانان طايفه سليم و عامر و هوازن ميکند. ابوبکر، طريفة بن حاجز را به جنگ او ميفرستد. در جنگی که ميان اين دو در ميگيرد، نجبه کشته و إياس فراری و سپس دستگير شده به مدينه آورده می شود. ابوبکر نيز دستور ميدهد "تا در نمازگاه مدينه هيزم بسيار آماده کردند و آتشی افروختند و او را دست و پا بسته در #آتش_انداختند".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص .1394
📘الکامل فی التاریخ ،ابن اثیر ،ترجمه، ج ۸، ص: ۵۰
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
این که می گویند "زن حجاب داشته باشد که مرد به گناه نیفتد" ، مثل این است که بگویند "آفتاب نتابد که بستنی هایمان آب نشود" !
👤 سیمین دانشور
➬ @ISLIE
👤 سیمین دانشور
➬ @ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
مطهری: برای اینکه روضه خوان نانش تخته نشود مجبور است دروغ بگوید و وقايع عاشورا را تحریف کند.
📗 كتاب حماسه حسينی ص 65
🆔 @khod2
نمونه ای از دروغ های عاشورا👇
قطع شدن دست عباس وبی آب بودن کاروان حسین
📗 كتاب حماسه حسينی ص 65
🆔 @khod2
نمونه ای از دروغ های عاشورا👇
قطع شدن دست عباس وبی آب بودن کاروان حسین
📎ماجرای حسین ، دروغ گویی و بزرگ نمایی اخوند های شیعه
📌بخش اول
💠 حسین با سودای خلافت راهی کوفه شد، ولی وقتی فهمید که کوفیان او را فریب داده اند سعی کرد از دامیکه گرفتار آن شده فرار کند ولی موفق نشد
📎 @ISLIE
📜«حسین : اى مردم! اگر پرهيزكار باشيد و حق را براى صاحب حق بشناسيد، بيشتر مايه رضاى خداست. ما اهل بيت به كار 👈خلافت👉🏻 شما ،از اين مدعيان ناحق كه با شما رفتار ظالمانه دارند، شايسته تريم. اگر ما را «خوش نداريد و حق ما را نمى شناسيد و رأى شما جز آن است كه در نامه هاتان به من رسيده و فرستادگانتان به نزد من آورده اند، 👈🏻از پيش شما باز مى گردم. 👉🏻 حر بن يزيد گفت: «به خدا ما نمى دانيم اين نامهها كه مى گويى چيست؟ » حسين گفت: «اى عقبه پسر سمعان خرجينى را كه نامه هاى آنها در آنست بيار. » گويد: عقبه خرجينى پر از نامه بياورد و پيش روى آنها فرو ريخت.
حر گفت: «ما جزو اين گروه كه به تو نامه نوشته اند نيستيم. به ما دستور داده اند وقتى به تو رسيديم از تو جدا نشويم تا پيش عبيد اللَّه بن زيادت بريم. » حسين گفت: «مرگ از اين كار به من نزديكتر است. » گويد: «آنگاه حسين به ياران خويش گفت: «برخيزيد و سوار شويد. » پس ياران وى سوار شدند و منتظر ماندند تا زنانشان نيز سوار شدند و به ياران خود گفت: «برويم. » گويد: و چون خواستند بروند، 👈🏻جماعت(حر) از رفتنشان مانع شدند.👉🏻
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۲۹۹۲
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر/ ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۵۶
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۸۷۸ (تاریخ نویس شیعه)
🔹ولى وقتى حسين ميبيند كه راهى ندارد، مجبور ميشود كه از خواسته خود كوتاه بيايد و سه پيشنهاد به عمر بن سعد بدهد تا بتواند از جنگ فرار كند.
📎 @ISLIE
📜«حسین میگوید ؛ يكى از سه چيز را از من بپذيريد: 1يا به همانجا كه از آن آمدهام بازمى گردم، 2يا دست در دست يزيد ابن معاويه مى نهم كه در كار فيما بين، رأى خويش را بگويد. 3 يا مرا به هر يك از- مرزهاى مسلمانان كه مى خواهيد بفرستيد كه يكى از مردم مرز باشم و حقوق و تكاليفى همانند آنها داشته باشم. »
📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۰۸
📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۶۰
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۸۹۵ (تاریخ نویس شیعه)
🔹حسين بن على وقتى كه ديد اين پيشنهاد قبول نشد، روش ديگرى را براى فرار از جنگ در پيش گرفت:
📜آنگاه حسین ندا داد اى شبث بن ربعى. اى حجار بن ابجر. اى قيس بن اشعث. اى يزيد بن حارث مگر شما بمن نامه ننوشتيد كه من بر شما وارد شوم؟ آنها گفتند ما چنين نكرده ايم. گفت آرى بخدا شما كرديد. بعد گفت اى مردم اگر مرا نخواهيد 👈🏻بگذاريد منصرف شوم و بيك پناهگاه از اين زمين فراخ بروم.👉🏻
📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۷۰
📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۲۵
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۹۰۳ (تاریخ نویس شیعه)
🔹كه اين بار هم درخواست حسين قبول نشد.
❓❗️در كتب تاريخى به صراحت بيان شده كه حسين به قصد قيام و به دست گرفتن خلافت به كربلا رفت، حال سوال اينجا است كه شيعيان با توجه به اين همه خواهش و درخواست حسين براى دورى از جنگ چطور ادعاى ميكنن كه حسين ميدانست كه قرار است كشته شود؟ اگر ميدانست اين همه تلاش براى فرار از جنگ و كشته شدن براى چه بوده؟
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
📌بخش اول
💠 حسین با سودای خلافت راهی کوفه شد، ولی وقتی فهمید که کوفیان او را فریب داده اند سعی کرد از دامیکه گرفتار آن شده فرار کند ولی موفق نشد
📎 @ISLIE
📜«حسین : اى مردم! اگر پرهيزكار باشيد و حق را براى صاحب حق بشناسيد، بيشتر مايه رضاى خداست. ما اهل بيت به كار 👈خلافت👉🏻 شما ،از اين مدعيان ناحق كه با شما رفتار ظالمانه دارند، شايسته تريم. اگر ما را «خوش نداريد و حق ما را نمى شناسيد و رأى شما جز آن است كه در نامه هاتان به من رسيده و فرستادگانتان به نزد من آورده اند، 👈🏻از پيش شما باز مى گردم. 👉🏻 حر بن يزيد گفت: «به خدا ما نمى دانيم اين نامهها كه مى گويى چيست؟ » حسين گفت: «اى عقبه پسر سمعان خرجينى را كه نامه هاى آنها در آنست بيار. » گويد: عقبه خرجينى پر از نامه بياورد و پيش روى آنها فرو ريخت.
حر گفت: «ما جزو اين گروه كه به تو نامه نوشته اند نيستيم. به ما دستور داده اند وقتى به تو رسيديم از تو جدا نشويم تا پيش عبيد اللَّه بن زيادت بريم. » حسين گفت: «مرگ از اين كار به من نزديكتر است. » گويد: «آنگاه حسين به ياران خويش گفت: «برخيزيد و سوار شويد. » پس ياران وى سوار شدند و منتظر ماندند تا زنانشان نيز سوار شدند و به ياران خود گفت: «برويم. » گويد: و چون خواستند بروند، 👈🏻جماعت(حر) از رفتنشان مانع شدند.👉🏻
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۲۹۹۲
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر/ ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۵۶
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۸۷۸ (تاریخ نویس شیعه)
🔹ولى وقتى حسين ميبيند كه راهى ندارد، مجبور ميشود كه از خواسته خود كوتاه بيايد و سه پيشنهاد به عمر بن سعد بدهد تا بتواند از جنگ فرار كند.
📎 @ISLIE
📜«حسین میگوید ؛ يكى از سه چيز را از من بپذيريد: 1يا به همانجا كه از آن آمدهام بازمى گردم، 2يا دست در دست يزيد ابن معاويه مى نهم كه در كار فيما بين، رأى خويش را بگويد. 3 يا مرا به هر يك از- مرزهاى مسلمانان كه مى خواهيد بفرستيد كه يكى از مردم مرز باشم و حقوق و تكاليفى همانند آنها داشته باشم. »
📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۰۸
📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۶۰
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۸۹۵ (تاریخ نویس شیعه)
🔹حسين بن على وقتى كه ديد اين پيشنهاد قبول نشد، روش ديگرى را براى فرار از جنگ در پيش گرفت:
📜آنگاه حسین ندا داد اى شبث بن ربعى. اى حجار بن ابجر. اى قيس بن اشعث. اى يزيد بن حارث مگر شما بمن نامه ننوشتيد كه من بر شما وارد شوم؟ آنها گفتند ما چنين نكرده ايم. گفت آرى بخدا شما كرديد. بعد گفت اى مردم اگر مرا نخواهيد 👈🏻بگذاريد منصرف شوم و بيك پناهگاه از اين زمين فراخ بروم.👉🏻
📗تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۷۰
📘تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۲۵
📕ترجمه الفتوح، ابن عثم کوفی، متن، ص: ۹۰۳ (تاریخ نویس شیعه)
🔹كه اين بار هم درخواست حسين قبول نشد.
❓❗️در كتب تاريخى به صراحت بيان شده كه حسين به قصد قيام و به دست گرفتن خلافت به كربلا رفت، حال سوال اينجا است كه شيعيان با توجه به اين همه خواهش و درخواست حسين براى دورى از جنگ چطور ادعاى ميكنن كه حسين ميدانست كه قرار است كشته شود؟ اگر ميدانست اين همه تلاش براى فرار از جنگ و كشته شدن براى چه بوده؟
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
سرچشمه روضه های دروغ و تحریف از ایران و کربلا و نجف آب می خورد . مراكز تشيع مركز روضه های دروغ است .
📗كتاب حماسه حسينی، آیت الله مطهری ، صفحه 64
➬ @ISLIE
📗كتاب حماسه حسينی، آیت الله مطهری ، صفحه 64
➬ @ISLIE
📎ماجرای حسین ، دروغ گویی و بزرگ نمایی اخوند های شیعه
📌بخش دوم
💠دروغ کشته شدن عباس و تشنگی یاران حسین
📜وقتى تشنگى بر حسين و يارانش سخت شد، عباس بن على بن ابى طالب برادر خويش را پيش خواند و با سى سوار و بيست پياده فرستاد كه شبانگاه برفتند و نزديك آب رسيدند و نافع بن هلال جملى با پرچم پيشاپيش مى رفت. عمرو بن حجاج زبيدى گفت: «كيستى بگو براى چه آمده اى؟ »
گفت: «آمده ايم از اين آب كه ما را از آن بداشته اند بنوشيم. » گفت: 👈🏻«بنوش، نوش جانت. » 👉🏻گفت: «نه، تا حسين و يارانش تشنه اند يك قطره نخواهم نوشيد. » گويد: پس از آن كسان نمودار شدند. عمرو گفت: «نه، به خدا راهى براى آب دادن اينان نيست ما را اينجا گذاشته اند كه آب را از آنها منع كنيم. » گويد: و چون ياران نافع نزديك رسيدند به پيادگان گفت: «مشكها را پر كنيد» پيادگان هجوم بردند و مشكها را پر كردند. عمرو بن حجاج و يارانش پيش دويدند.
عباس بن على بن ابى طالب و نافع بن هلال به آنها حمله بردند و پسشان زدند كه به جاى خويش بازگشتند، آنگاه گفتند: «برويم. » اما راهشان را گرفتند. عمرو بن حجاج سوى آنها آمد و درگيرى اندكى شد، يكى از ياران عمرو بن حجاج، كه از طايفه صداء بود، زخم خورد، نافع بن هلال زخمش زده بود، مى پنداشت چيزى نيست اما پس از آن بدتر شد و از همان زخم بمرد.
👈🏻گويد: ياران حسين با مشكها بيامدند و آب را پيش وى بردند.👉🏻
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۰۷
📘ترجمه الفتوح،ابن عثم کوفی متن، ص: ۸۹۴
📕تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر/ ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۵۹
🔹دقت کنید 👆🏻 نه تنها عباس و یارانانش کشته نشدند بلکه مشکها را هم پر کردند و نزد حسین بردند
⇒ @ISLIE ⇐
💠حسین نه تنها تشنه کشته نشد ، بلکه حتی اب کافی برای نوره کشیدن هم داشت
📜آنگاه حسين وارد خيمه شد و نوره كشيد. .... گويد: و چون حسين فراغت يافت ما نيز برفتيم و نوره كشيديم.
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۲۱
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۶۷
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
📌بخش دوم
💠دروغ کشته شدن عباس و تشنگی یاران حسین
📜وقتى تشنگى بر حسين و يارانش سخت شد، عباس بن على بن ابى طالب برادر خويش را پيش خواند و با سى سوار و بيست پياده فرستاد كه شبانگاه برفتند و نزديك آب رسيدند و نافع بن هلال جملى با پرچم پيشاپيش مى رفت. عمرو بن حجاج زبيدى گفت: «كيستى بگو براى چه آمده اى؟ »
گفت: «آمده ايم از اين آب كه ما را از آن بداشته اند بنوشيم. » گفت: 👈🏻«بنوش، نوش جانت. » 👉🏻گفت: «نه، تا حسين و يارانش تشنه اند يك قطره نخواهم نوشيد. » گويد: پس از آن كسان نمودار شدند. عمرو گفت: «نه، به خدا راهى براى آب دادن اينان نيست ما را اينجا گذاشته اند كه آب را از آنها منع كنيم. » گويد: و چون ياران نافع نزديك رسيدند به پيادگان گفت: «مشكها را پر كنيد» پيادگان هجوم بردند و مشكها را پر كردند. عمرو بن حجاج و يارانش پيش دويدند.
عباس بن على بن ابى طالب و نافع بن هلال به آنها حمله بردند و پسشان زدند كه به جاى خويش بازگشتند، آنگاه گفتند: «برويم. » اما راهشان را گرفتند. عمرو بن حجاج سوى آنها آمد و درگيرى اندكى شد، يكى از ياران عمرو بن حجاج، كه از طايفه صداء بود، زخم خورد، نافع بن هلال زخمش زده بود، مى پنداشت چيزى نيست اما پس از آن بدتر شد و از همان زخم بمرد.
👈🏻گويد: ياران حسين با مشكها بيامدند و آب را پيش وى بردند.👉🏻
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۰۷
📘ترجمه الفتوح،ابن عثم کوفی متن، ص: ۸۹۴
📕تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر/ ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۵۹
🔹دقت کنید 👆🏻 نه تنها عباس و یارانانش کشته نشدند بلکه مشکها را هم پر کردند و نزد حسین بردند
⇒ @ISLIE ⇐
💠حسین نه تنها تشنه کشته نشد ، بلکه حتی اب کافی برای نوره کشیدن هم داشت
📜آنگاه حسين وارد خيمه شد و نوره كشيد. .... گويد: و چون حسين فراغت يافت ما نيز برفتيم و نوره كشيديم.
📗تاريخ طبری/ ترجمه، ج ۷، ص: ۳۰۲۱
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ابن اثیر / ترجمه، ج ۱۱، ص: ۱۶۷
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
❤1