دروغ‌ها و خرافات اسلام
22.1K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
💥غزوه خیبر (قسمت دوم)

⚡️#بنی_سهم که طایفه‌ای از اسلم بودند پیش پیغمبر آمدند و گفتند: به خدا به محنت افتاده‌ایم و چیزی نداریم. پیغمبر چیزی نداشت که به انها دهد و دعا گفت: خدایا حال آنها را می‌دانی و من توان کمک آنها را ندارم و چیزی نیست که به آنها دهم، بزرگترین قلعه‌ی خیبر را که خوردنی و روغن از همه بیشتر دارد برای آنها بگشای.

⚡️روز بعد قلعه‌ی صعب گشوده شد هیچ‌ یک از قلعه‌ها خوردنی و روغن از آن بیشتر نداشت.و به همین گونه قلعه‌ها را یکی یکی گرفتند که بزرگترین قلعه را #علی (جلاد اسلام) گرفت....

وقتی پیغمبر خدا #قموص را که قلعه‌ی ابن ابی الحقیق بود بگشود، صفیه دختر حیی بن اخطب را با زنی دیگر پیش پیغمبر آوردند، بلال آنها را بر کشتگان یهود گذر داد و آن زن که همراه #صفیه بود فریاد زد و به صورت خود زد و خاک بر سر ریخت و چون پیغمبر او را بدید، گفت: این شیطان را از من دور کنید و بگفت تا صفیه را پشت سر او جای دادند و ردای وی را بر سرش افکندند و مسلمانان بدانستند که پیغمبر خدای او را برای خویش برگزیده است.

🔸محمد پس از اینکه دلباخته‌ی صفیه گردید، جمله‌ی پیشینش را فراموش نمود و از بلال خواست که چنین نکند:

⚡️آنگاه پیغمبر که رفتار زن یهودی(همراه صفیه) را دیده بود به بلال گفت: "مگر رحم نداری که دو زن را بر کشتگانشان عبور دادی؟

@islie
🔸انتخاب بین بد وبدتر


دراینجا چند نکته وجود دارد. یکی اینکه من نمیخواهم قبول کنم که استدلال اولی که بر مبنای عقل سلیم، انطور که من تعریف کرده بودم،بود نشان داد که من همان عقل سلیم راهم در انتخاب دین، بکارنگرفته بودم.چون اینگونه من بسیار سطحی نگرجلوه خواهم کردو حالا با نشان دادن دلیلی دیگر میخواهم بگوییم که دین من پایه های عمیق تری هم دارد.
نکته دوم اینست که ادعاهای اخیرم کل استدلال قبلی ام را باطل میکند.براین اساس معترف میشوم که اصولا هرکس هر دینی که داشته باشد فرقی نمیکند و مهم اینست که خاضعانه، احکام خدابا خدایانش را اطلاعت کند.دیگر فرقی ندارد که این مبدا آفرینش که درهر دین معرفی شده چه خصوصیاتی ازخودش برای بندگانش ذکر کرده( چون توصیف خدایان درهمه ادیان یکی نیست) وبه چه چیزهایی دستور داده است.( چون احکام هم درهمه ادیان یکی نیستند). البته همانطور که گفتم استدلال ازاین دست افراد متعصب دینی غیر روحانی خواهد داشت.اما اگر من روحانی باشم بعید است چنین بگوییم. چون روحانیون میدانند که همواره دین و مذهب حق را، یکی دانسته اند و منکران آن دین یا مذهب را دارای عاقبتی دردناک معرفی کرده اند. هرچند آنها دردین خودشان بندگان خوبی بوده باشند. اینکه خدای یک دین با بندگان خوب از ادیان دیگر رفتار جبارانه نخواهد داشت معمولا توسط علما و روحانیون آن دین مورد قبول نیست و از این نظرغالبا علمای یک دین با متدینین ، عرفاو با روشنفکران آن دین که ممکن است چنین ادعاهایی داشته باشند هم نظر نیستند. مخصوصا که روحانیون عقیده دارند اکر افرادی از ادیان دیگر با دین آنها آشنا شوند وبه آن نگروند حتما جایگاهشان دوزخ موعود است. حال من روحانی در مقابل شکست عقل سلیم در مبحث اول برای نشان دادن عقلانی بودن اعتقادم ممکن است بسته به وسعت دانشم از موارد دیگر به اصطلاح عقل سلیم بعنوان برعان استفاده کنم و با انواع معجزات را پشتوانه دینم بدانم و یا مدعی شوم که دین من ، بر منطق استوار است و فلسفه ای بس عمیق از آن حمایت میکند.اما پیش از اینکه وارد بحث معجزات و فلسفه شویم از دیگر نمونه های عقل سلیم صحبت خواهم کرد.


📘قسمت بیست و دوم
#مغلطه‌های_روحانیون
@islie
🔶🔸خدا در آیین های توحیدی

در انجيل همين خداوند تبديل به خدائِی دو شخصيتِی مِی شود که در هيچ آئين ديگر اساطيرِی يا توحيدِی تاريخ جهان مشابه
اورا نمِی توان يافت، يعنِی بر حسب آنکه کدام انجيل از انجيل هاِی چهار گانه و کدام رساله از رساله هاِی عهد جديد بدست
چه کسانِی نوشته شده باشد، از موضع خداِی ترسناک و انتقامجو و فريبکار و حسودِی چوِی يهوه به موضع خداِی مهربان،
نيک دل و بخشنده و بِی عقده اِی چون پدر آسمانِی عيسِی تغيير ماهيت مِی دهد. چنين خدايِی پيوسته ناگزير است نقش
کارگردانِی را داشته باشد که در ان واحد هم کينه توز است و هم با گذشت، هم سخت گير است و هم آشتِی جو، هم خدائِی
منحصرا يهودِی است و هم پدرِی است که همه افراد بشر را به چشم فرزندان خويش مِی نگرد و غالبا در اين جمع ازداد
خودش نيز تکليف خويش را نمِی فهمد.
در قرآن خدا نه خدای صد در صد کينه تور و ترش رو و بِی رحم تورات است و نه خداِی دو شخصيتِی انجيل ، بلکه خدائِی
در حد اعلا مطلق و خود کامه است که بيرون ازاو هيچ قانونِی ، هيچ اراده اِی و هيچ واقعيتِی وجود ندارد و حتِی برگِی بِی
اجازه او از درختِی فرو نمِی افتد و هر آنچه در آسمان و زمين مِی گذرد، از جزء تا کل ، الزاما به همان صورتِی مِی گذرد که
او خواسته است . فريمن کلارک پژوهشگر تاريخ مذاهب و مولف کتاب معروف مذاهب بزرگ اين هر سه واقعيت را چنين
خلاصه مِی کند که : خداِی موسِی قدرت ترسناکِی است که هميشه در ميان بندگان خودش زندگِی مِی کند و شريک همه
درستيها و نادرستيهاِی آنها است، خداِی عيسِی هم بالاِی سر آدميان است و هم در درون آنها است، و خداِی محمد صرفا
دربالاِی سر آنها است و از موضع فرمانرواِی مطلقِی با آنان سخن مِی گويد که هيچوقت از مسند خدائِی خودش فرود نمِی
آيد.
ميان اين سه برداشت مختلف ، اگر برداشت خداِی مسيحيت پدرانه تر و برداشت خداِی اسلام ســرورانه تر است ، برداشت
خداِی يهودِی پر آبرنگتر و خواندنِی تر است. زيرا وِی بر مبناِی آنچه در تورات از او حکايت مِی شود هم الوهيم يهودِی
است، هم آتون مصرِی ، هم مردوخ بابلي، هم بعل فينيقي، هم زئوس يوناني، هم ژوپيتر رومي، و در جمع همه خدايان
تاريخ، هيچ خداِی ديگرِی چه از نظر خصائص شخصِی و چه از نظر فراوانِی و تنوع ماجراهائِی که وِی بازيگر اصلِی همه
آنها است با او برابرِی نمِی کنند.

@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نوستالوژی_آخوندی

عملیات دوازده و چهارده فرزندی را با رمز یا زهرا از همین امشب شروع کنید!

@islie
🔵خشنونت و تبعیض در اسلام

ابعاد خشونت در اسلام بسيار وسيعتر و دهشتناکتر از آنچيزي است که د‌ر اين کوتاه سخن آمده است. ليکن
نوشته حاضر مکث بيشتري بر خشونت فيزيکي و جزائي (حدود وتعزيرات)در اسلامدارد. ساختار اين دين بر
پايه تبعيض، خشونت و ظلم به زنان، کودکان، طبقه تهي دست، اقوام و مليتها، دگر انديشان و حتي
دگرانديشان درونديني نهاده شده است. زن از ديدگاه اسلام موجودي فرومايه و شيطاني است که همه
عارضههاي منفي اجتماعي ازوجود اوست.

"علامه" مجلسي، يکي از فقهاي بزرگ شيعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پيامبر در سفر معراج، چنين نقل
ميکند:

زنان امتم را ديدم که به انواع عذابها مجازات ميشدند. زني را ديدم که از موي سر آويزان است و مغز سرش از
شدت حرارت مي جوشد؛ زني را ديدم که از زبانش آويزان کردهاند و از آب سوزان جهنم به گلوي او ميريزند؛
زني را ديدم که از پستانش آويزان کردهاند؛ زني را ديدم دست و پايش را بستهاند و مارها و عقربها بر او مسلط
هستند؛ زني را ديدم که کر و کور و لال بود و در تابوتي از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخهاي بينياش
بيرون ميآمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زني را ديدم که از پاهايش در تنور آتشين جهنم
آويزان است؛ زني را ديدم که گوشت بدنش را با قيچيهاي آتشين ريز ريز ميکنند؛ زني را ديدم که صورت و
دستهايش در آتش ميسوزد و امعا و احشاي داخلياش را ميخورد؛ زني را ديدم که سرش سر خوک و بدنش
بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زني را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل ميشود
و از دهانش بيرون ميآيد و فرشتگان عذاب عمودهاي آتشين بر سر و بدن او ميکوبند.
پيامبر در پاسخ به فرزندش فاطمه که همراه همسرش علي ابن ابوطالب نزد او رفته بودند، گناه زناني را که مورد
عذاب خداوندقرارگرفتهاند،چنين عنوان ميکند:
دخترم! زني که از موي سرش آويخته شده بود، موي سر خود را از نامحرم نميپوشاند. زني که از پستانش آويزان
بود، زني است که از حق شوهرش امتناع ميورزيد. زني که از زبانش آويزان بود، شوهرش را با زبان اذيت
ميکرد. زني که گوشت بدن خود را ميخورد، خود را براي ديگران زينت ميکرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.
زني که دست و پايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و
حيض اهميت نميداد و نظافت و پاکيزگي را مراعات نميکرد و نماز را سبک ميشمرد و مورد اهانت قرار ميداد.
زني که کر و کور و لال بود، زني است که از راه زنا بچه به دنيا ميآورد و به شوهرش ميگويد بچه تو است. زني
که گوشت بدن او را با قيچي ميبريدند، خود را در اختيار مردان اجنبي ميگذاشت. زني که صورت و دستانش
ميسوخت و او امعا و احشاي داخلي خودش را ميخورد، زني است که واسطه کارهاي نامشروع و خلاف عفت و
عصمت قرار ميگرفت. زني که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود، زني سخن چين و دروغگو بود. و اما
زني که در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج ميشد، زني خواننده و حسود بود.... و از
قول پيامبر اسلام در سفر معراج روايت ميشود :آگاهي يافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند.
استفاده ابزاري و ايدئولوژيک از کودک، تحقير و ظلم به نوزادي که نتيجه ازدواج رسمي نيست، و همينطور
روابط جنسي با اطفال تنها بخشي از خشونتهاي دين اسلام ميباشد.
در اين باب توجه خواننده را به نظر آقاي خميني درکتاب "تحريرالوسيله" جلب مينمايم: توضيحات داخل
پرانتزازمن است.
مسأله12 -کسيکه زوجهاي کمتر از نه سال دارد وطي(جماع کردن) او براي وي جايز نيست چه اينکه زوجهي
دائمي باشد، و اما ساير کام گيريها از قبيل لمس بشهوت آغوش گرفتن و تفخيذ (شهوت راندن مرد، ما بين دو ران زن بدون ایجاد دخول) اشکال نداردهرچند شیر خواره باشد، واگر قبل از نه سال او راوطی کند ...


ادامه دارد ...



@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شيطان به الله گفت به على قسمت ميدهم مرا مورد بخشش قرار بده

يعنى وجود على قبل از خلقت


@islie
💥غزوه خیبر (قسمت سوم)


⚡️دستور محمد به شکنجه، به قصد اعتراف گیری.

#کنانه_بن_ربیع بن ابی الحقیق را که گنج بنی نضیر پیش او بود به نزد پیغمبر آوردند و محل گنج را از او پرسیدند و کنانه انکار کرد و آنگاه یکی از یهودیان را پیش آوردند که گفت: "امروز کنانه را دیدم که اطراف فلان خرابه می‌گشت."
پیغمبر به کنانه گفت: اگر گنج را پیش تو پیدا کردم تو را بکشم؟

⚡️#کنانه گفت آری. پیغمبر بگفت تا خرابه را بکندند و قسمتی از گنج را آنجا یافتند، پیغمبر از باقیمانده‌ی آن پرسید و کنانه از تسلیم آن دریغ کرد، پیغمبر او را به #زبیر_بن_عوام سپرد و گفت: عذابش(شکنجه‌اش) کن تا آنچه را پیش اوست بگیری" و زبیر چنان با مشت به سینه‌ی او کوفت که نزدیک بود جان بدهد. انگاه پیغمبر او را به #محمد_بن_مسلمه داد که به انتقام برادر خود محمد بن مسلمه گردنش را بزند.....( تاریخ طبری صفحه ی ۱۱۴۹) (سیرت رسول، ابن هاشم.جلد ۲ صفحه ی ۴۲۱)


⚡️ یهودیان #فدک نیز با اطلاع از این ماجرا تصمیم گرفتند که کل اموال خویش را به محمد بدهند به شرطی که آنها را نفی بلد (تبعید) کند و خونشان را نریزد، محمد هم پذيرفت.

این است دینِ رحمت؟؟؟

@islie
🔵خشنونت و تبعیض در اسلام

... اگر افضأ(گاهى
به خاطر عدم تناسب بين وضعيت جسمانى زوجين و عدم مراعات احتياطات لازم و يا پايين بودن سن زوجه ممكن
است در اثر مجامعت و فشار زياد بر مهبل راه حيض و بول يا راه حيض و غائط او يكى شود. اين عمل (افضا) نام
دارد و ارتكاب عمدى آن حرام است و احكام خاصى دارد.) نکرده باشد بغير از گناه چيزي بر او نيست، و اگر
کرده باشد يعني مجراي بول و مجراي حيض او را يکي کرده باشد و يا مجراي حيض و غائط او را يکي کرده باشد
تا ابد وطي او بروي حرام ميشود، لکن در صورت دوم حکم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوي بخاطر
افضاء از همسري او بيرون نميشود در نتيجه همه احکام زوجيت بر او مترتب ميشود يعني او از شوهرش و شوهرش
از او ارث ميبرد، و نميتواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير
احکام، و بر او واجب است مادامي که آن زن زنده است مخارجش را بپردازد هرچند که طلاقش داده باشد، بلکه
هرچند که آن زن بعد از طلاق شوهري ديگر انتخاب کرده باشد که بنابر احتياط بايد افضا کننده نفقه او را بدهد،
بلکه اين حکم خالي از قوت نيست و نيز بر او واجب است ديه افضا را که دين قتل است بآن زن بپردازد اگر آن
زن آزاد است نصف ديه مرد را به مهريهايکه معين شده و بخاطر عقد و دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد
از تمام شدن نه سال با او جماع کند و او را افضاء نمايد حرام ابدي نميشود و ديه بگردنش نمي آيد، لکن نزديکتر
به احتياط آن است که مادامي که زنده است نفقهاش را بدهد هرچند که بنا بر اقوي واجب نيست.
فقر و ناتواني تهدستان را خواست الهي دانسته و صبر و بردباري را براي آنان توصيه ميکند. در سوره نحل آيه
75 خداوند مثالى زده:
برده مملوكى (بنده، غلام، کنيز) را كه قادر بر هيچ چيز نيست; و انسان را كه از جانب خود، رزقى نيكو به او
بخشيدهايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق [(جمع نفقه) هزينه زندگي زن و فرزند] مىكند; آيا
اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولى اكثر آنها نمىدانند!

سوره طه آيه 131 ميگويد:
و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادى، كه به گروههايى از آنان دادهايم، ميفكن ! اينها شكوفههاى زندگى
دنياست، تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است!

اسلام قوم عرب را برتر دانسته و وجود اقوام ديگر را تنها در چهارچوب تسليم شدن و گردن نهادن به سلطه خود
پذيرا است. اين دين تاب تحمل هيچگونه مخالفتي را ندارد حتي اگراين مخالفت از طرف شاخهديگري از خود
اين مکتب باشد. رمز گسترش اسلام چه در بين خود اعراب و چه بعدها در ديگر کشورها در بکارگيري از
سياست تمکين و تسليم (جزيه) به اسلام بود، همينطور شگرد نگه داشتن مسلمان، در اجراي سياست مجازات
براي ارتداد و دگر انديشي ميباشد.
اسلام بر پايهي تبعيض بنا گرديده و همين تبعيضات است که به خشونت در اسلام مشروعيت بخشيده است.
تبعيض خود درعين حال بخشي از خشونت اسلامي را نيز تشکيل ميدهد.


@islie
🔸حفظ اعتقاد برای ترس از بی عدالتی در عالم هستی

گاهی من بعنوان روحانی به مردم ( البته مردم عادی ونه متخصصین درس و بحث) می گویم که مگر می شود انسان، به دین، بی اعتقاد باشد. چرا که در اینصورت شخص به جزا و پاداش اخروی هم بی اعتقاد می شود و آنوقت با خلائی که در نگرش در مورد اجرای عدالت در جهان هستی ایجاد می شود چه
خواهد کرد. یعنی می گویم ای کسانی که به من می گویید به دینم اعتقاد نداشته باشم و آنرا ترک گویم اگر این کار را بکنم شما به جای آن به من چه می دهید؟

اگر من به بهشت و جهنم دینم اعتقاد نداشته باشم پس چگونه عدالت در هستی را باور کنم. در اینصورت با ترس از اینکه پس از مرگ دیگر همه چیز تمام می شود چه کنم؟ گاه من روحانی یا متدین بطور جدی این را عقل سلیم می دانم که باید جهت دچار نشدن به ترس از نبود عدالت در جهان هستی یا زندگی پس از مرگ اعتقادم را حفظ کنم. البته این برهان بوسیلۀ علمای با سطح بالاتر از دانش و روحانیون اهل درس و بحث استفاده نمی شود ولی از آنجا که برخی بطور جدی آنرا بعنوان یک برهان مطرح کرده اند به آن میپردازیم. در چنین حالتی من، نیاز روانی خود به حفظ اعتقاد را به عنوان دلیل موجه بودن باورم مطرح می کنم که این از نظر معرفت شناسی اشتباه است.

توضیح اینکه در معرفت شناسی یا شناخت شناسی ما به این می پردازیم که آیا آنچه به آن باور داریم و فکر می کنیم در عالم خارج از ذهن ما واقعیت دارد واقعاً واقعیت دارد؟ مثلا من فکر می کنم که هم اکنون در جیبم صد هزار تومان پول دارم. این یک باور است اما آیا این باور موجه است؟چنین باوری با چه روشی توجیه می شود؟ دست کردن در جیب و شمردن پول موجود در آن، روشی است که من با آن راستی باورم را می آزمایم و پس از آن باورم برایم موجه می شوند در اینجا مشاهدۀ مستقیم از طریق حواس، روش توجیه یک باور است.


اگر پس از این، در یک فروشگاه 20 هزار تومان پول از جیبم را خرج کنم، این بار با روش محاسبۀِ ریاضی پول باقیمانده را 80000 برآورد میکنم و این باور جدید، بر اساس تجربۀ حسی حاصل از شمارش اول و عملیات حساب بعد از کسر 20000 تومان بدست آمده و توجیه می شود. حال اگر بخواهم با پول جیبم کالایی به قیمت 200000 هزار تومان بخرم و دوست من بپرسد که آیا این مقدار پول داری یا نه؟ آیا می توانم بگویم از آنجا که نیاز مبرم به این کالای 200000 تومانی دارم و بدون داشتن آن کالا دچار مشکلات روانی می شوم پس حتمأ 200000 هزار تومان در جیب دارم. آیا نیاز من به آن کالا این باور مرا توجیه می کند؟ آیا شناخت و معرفت من نسبت به پول درون جیبم با آنچه در جیبم است مطابقت دارد؟

آیا با فرض اینکه در صورت نابود شدن باور من به دینم و به روز جزا واقعا دچار مشکلات روانی شوم، این یعنی باور من به دینم صادق است. یعنی شناخت من نسبت به دینم موجه است؟ آیا این معیار درستی برای توجیه یک اعتقاد است. البته در دنیا صدها میلیون نفر هستند که هیچ اعتقادی به هیچ دینی ندارند و شواهد، حاکی از مشکلات روانی بر اثر این بی اعتقادی نیست. اگر هم این افراد دچار مشکلاتیرباشند دلیلی ندیده اند که بخاطر آن مشکلات بلافاصله باور کنند که پس فلان دین حق است و هرآنچه هم که می گوید درست است.

در واقع برای یک شخص حقیقت جو، کشف صحت و سقم یک باور بر اساس معیاری قابل قبول و موجه مهمتر از آن است که در اثر این کشف چه بر سر روح و روانش می آید. بسیارند کسانی که ترجیح می دهند واقعیت را هرچند تلخ باشد، بدانند و شأن خود را در اینکه تا چه حد باورهایشان با واقعیت منطبق است جستجو می کنند نه در اینکه تا چه حد باورهایشان خوشایندشان است. معمولا این را افراد متعصب دیندار هم اذعان می کنند و لذا بسیاری از آنها مخصوصاً کسانی که اهل درس و بحث هستند این توجیه را که ذکرش رفت نمی پسندند و به هیچ وجه عقل سلیم نمی دانند.

📘قسمت بیست و سوم
#مغلطه‌های_روحانیون
@islie
🔶🔸خدا در آیین های توحیدی

اولين پيامبر يهود ، آبرام ( ابراهيم)، در مهاجرت خود به عرض کنعان، يک روز در بلوطستانِی در نزديک حبرون که وِی
همراه زنش سارا در آن سکونت گزيده است سه نفر ناشناس را مِی بيند که به ديدار او آمده اند. آنها را مهمان مِی کند و
وقتيکه دعوتش را به نهار مِی پذيرند برايشان گوساله بريان و شير و کره فراهم مِی آورد که همه با هم آن را مِی خورند و
سپس زير درخت استراحت مِی کنند، و بعد معلوم مِی شود که يکِی از آنها خود خدا بوده است:
و خداوند در بلوطستان بر ابراهيم ظاهر شد، و او در گرماِی روز به در خيمه نشسته بود... و به استقبال او رفت و رو بر
زمين نهاد و گفت: اِی مولي، اکنون اگر منظور نظر توشدم ، پس اندک آبِی بياورم تا پاهاِی خود را بشوئِی و زير درخت
بيارامي، و لقمه نانِی بياورم تا دلت را تقويت دهِی و پس از آن روانه شوِی ، زيرا براِی همين ترا بر اينجا گذر افتاده است.
پس سه کيل از آرد به سارا داد تا آن را خمير کرده نان بسازد، و گوساله نازک از رمه گرفته به غلام خود داد تا آن را طبخ
نمايد. پس کره و شير و گوساله بريان شده را آورد و زير درخت ايستاد تا مهمانانش آنرا خوردند. پس خداوند از وِی پرسيد
که زوجه ات سارا کجاست؟ گفت اينک در خيمه است، و خداوند فرمود که البته موافق زمان حيات نزد تو بر خواهم گشت و
زوجه ات سارا را پسرِی خواهد شد... سارا بدر خميه اين را شنيد و دردل خود بخنديد که شوهرم پير است وازمن نيز عادت
ماهانه منقطع شده است و چگونه مرا پسرِی خواهد شد ؟ و خداوند به ابراهيم گفت: سارا برای چه خنديد ، مگر هيچ امری
نزد خداوند مشکل است؟ آنگاه سارا انکار کرده گفت که نخند يم، چونکه ترسيده بود . و خداوند گفت: ني، بلکه خنديدي.
پس رفت و ابراهيم او رامشايعت نمود: و خداوند به خود گفت: آيا آنچه را کــه ميکنم از ابـــــــراهيم مخفی دارم؟"
(خلاصه شده ازسفر پيدايش ، باب هجدهم ).
................................................................................................................................................
وقتِی ديگر خدا در شبِی تاريک و درصحرائِی خلوت با پيغمبرش يعقوب کشتِی مِی گيرد ، بااين که اين کشتِی تا سپيده دم
ادامه مييابد موفق به زمين زدن او نميشود:"....پس يعقوب دو زوجه خود ودو کنيزش ويازده پسرش راهمراه باهمه
مايملکش ازمعبر يربوق عبور داد ، ولِی دراين موقع بامرد ناشناسِی در بيابان روبرو شد که تا طلوع فجربا وِی کشتِی گرفت
و چون ديد که بريعقوب غلبه نمايد لگدِی به ران او زدکه آنراازحرکت بازداشت ، پس بدوگفت مرا رها کن زيرا که
فجرميشکافد، اما يعقوب گفت تا مرا برکت ندهِی رهايت نکنم . مرد ازوِی پرسيد نام تو چيست ؟ پاسخ داد يعقوب . گفت :
ني، ازاين پس نام تو يعقوب خوانده نشود بلکه اسرائيل خوانده شود ، زيرا که خدا مجاهده کردِی و نصرت يافتِی . و يعقوب
بدوگفت اکنون تو نيز مرا از نام خود آگاه ساز . آن مرد جواب داد : چرا اسم مرا ميپرسِی ؟ و او رادر آنجا برکت داد .
ويعقوب آن مکان را فنوئيل ناميد زيرا که در آنجا خدارا از روبروديده بود ، و چون ازفنوئيل گذشت آفتاب بر وِی طلوع کرد
وبر ران خود ميلنگيد. ازاين سبب است که بنِی اسرائيل تا به امروز عرق النساء را که عضله ران است نميخورند ، زيرا خدا
٢ ران يعقوب را در عرق النساء لمس کرده بود "( سفر پيدايش ، باِی سِی ودوم ،٢٢ -٣٢ .(

@islie
نباید هیچ مانعی برای آزاد بودن پرسشگری وجود داشته باشد
#رابرت_آپنهایمر

موضوع مناظره : اثبات خدا
طرفین :
Hosein Emami / مسلمان
Hades / دگراندیش

سه شنبه مورخ 4 دی ماه 1397(امشب)

ساعت: 22:00

دروغ‌ها و خرافات اسلام 🔻

t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند

مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام

@islie
#آسیبهای_اجتماعی

#کودک_خیابانی (۱)

📔مفهوم کودک خیابانی:
📔The phenomenon of street children

👈به کودکی اطلاق میشود که درشهرها برای ادامه ی بقاء مجبور به کار یا زندگی درخیابان هستند...

پدیده ی کودکان خیابانی,واقعیتی اجتماعی و جهانی است که نمیتوان وجود آن را انکار کرد ..

📔۴ جز اصلی در تعریف کودک خیابان:

🔅کودکان فقیری که از هیچگونه امکاناتی برخوردار نیستند.

🔅کودکان کارگری که شب ها به خانه برمیگردند و معمولا به مدرسه میروند.با آنکه امکان انجام کارهای مجرمانه برای آنان کمتر است ولی بصورت پاره وقت، درمنازل وخیابانها کار میکنند.

🔅کودکان خیابانی کارگر (شغل های کاذب)که روابطشان باخانواده درحال گسستن است.

🔅کودکان خیابانی که تماس باخانواده را کاملا قطع کرده اند.آنها بطور تمام وقت درخیابان زندگی میکنند و
👈کودکان خیابانی ِ واقعی اینها هستند.

درایران اصطلاحاتی مانند"بچه های پارک" ،
"بچه های معروف" و " بچه های طلاق" رایج است.

📔 آسیب دیدگی دوران کودکی:

تجارب و شرایطی که میتواند بطور جدی به کودکان آسیب برسانند ،متعددند.

📔این آسیب ها میتوان به۴گروه طبقه بندی کرد:

🔅🔅مصدوم شدگی ،🔅🔅فقدان ،🔅🔅آسیب شناختی خانوادگی ،🔅🔅بیمارستان زدگی.

👈به غیر از مقوله ی مصدوم شدگی که مواردی چون: دزدیده شدن،تجاوز ،زنا، تصادف شدید و جزء آن راشامل میشود.

(ادامه دارد)


@islie
🔸حفظ اعتقاد جهت جلوگیری از بی اخلاقی

نمونۀ دیگر عقل سلیم که معمولاً توسط روحانیت با سطح علمی بالا استفاده نمیشود ولی در بین روحانیت با سطح پایین علمی و افراد متدین شایع است اینست که من ِ متدین بگویم باور به دین از آنرو الزم است که اگر همۀ افراد اعتقادشان را از دست بدهند جامعه از نظر اخلاقی متلاشی میشود یا به وضع بدی درمی آید و عقل سلیم حکم میکند که همه برای حفظ جامعه از بی اخلاقی، به دین اعتقاد داشته باشیم.

وقتی می گویم باور به دین، منظورم دین خودم است چون دیگر ادیان را به حق و یا کامل نمیدانم و دقتی میگویم اخلاق، دو نوع رفتار را درنظر دارم. یکی اخلاق طبق تعریف کلی و مورد قبول همۀ ملل یعنی" آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی بر دیگران هم روا مدار" و دیگری رفتار صرفاً منطبق بر احکام دین خودم که شامل تعریف اول نشود.

از اخلاق به معنی اول می توان دزدی را مثال زد که تقریباً همه جا و در همۀ ادیان و نیز بین بی دینها زشت شمرده میشود و از اخلاق به معنی دوم میتوان خوردن گوشت خوک یا اصلاً خوردن گوشت را مثال زد که اولی در اسلام و دومی در بیشتر مذاهب هندو عملی بسیار زشت محسوب میگردد.


در باب اعمال غیراخلاقی از نوع دوم یعنی اعمال خلاف احکام دینی من، پاسخ مخالفان روشن است. آنها میگویند وقتی چنین کاری از دید ادیان دیگر یا افراد بدون دین اصلاً غیراخلاقی محسوب نشود چگونه میتوان رأی داد که اخلاق آنها از این نظر فاسد شده است. و تا وقتی که اصل حقانیت دین من ثابت نشده باشد نمیشود بگویم اتفاق فاجعه باری افتاده است چرا که جوامع و یا افرادی که مرتکب اعمال خلاف دین من در سطح مذکور میشوند اثری از فاجعه نمیبینند و لزومی به تغییر نمییابند. مردم این جوامع خود را از این نظر بی اخلاق نمیشمارند. در واقع این فقط حاصل نگرش به اخلاق از منظر دین من است.


در مورد بی اخلاقی جامعۀ بی دین آنهم با تعریف اول از اخلاق یعنی" آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند" که دزدی مثال آن بود دو پاسخ ممکن است به من روحانی یا مؤمن داده شود :

پاسخ اول اینکه من ادعا کرده ام که با بی دینی، چنین اعمال ناثوابی در جامعه زیاد میشود و این را دلیلی برای اینکه دینداری الزم است عنوان کرده ام. پس اگر کسی آماری به خلاف ادعای من از جوامعی ارائه دهد که دین ندارند و یا دین دیگری دارند و یا دین دارند ولی دین در اخلاق اجتماعیشان عامل تعیین کننده نیست و طبق آن آمار، میزان جرم و جنایت و آنچه طبق تعریف فوق بی اخلاقی محسوب میشود کمتر از جامعه دیندار من باشد، من باید بر اساس این مشاهده از دین خود دست بشویم و به دیگران هم توصیه کنم که همین کار را بکنند تا از نظر اخلاقی به سطح بالاتری دست یابند. به هر حال من سطح بالاتر اخلاقی را به عنوان ملاک در برهانم انتخاب کرده بودم.

من به عنوان روحانی یا متدین با این پاسخ آشنا هستم و معمولاً نمونه هایی از جوامع بی دین با سطح اخلاقی بالاتر به من معرفی میشود. لذا ابتدا ممکن است پی در پی هر نمونه ای که از جرم و جنایت در آن جوامع میشنوم ذکر کنم و پررنگ جلوه دهم و به هم کیشانم بگویم ملاحظه کنید این حاصل بی دینی آنهاست و هرگز به تفاوت آماری توجه نکنم. زیرا میدانم این تفاوت آماری در جرم و جنایت است که تعیین کننده است نه نفس وجود جرم و جنایت در جامعه.

قسمت بیست و چهارم
#مغلطه‌های_روحانیون
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آخوند یعنی خرافات


عيسى مسيح ٧٠٠ سال پس از مرگش به زيارت قبر حسين در كربلا ميرفته است

بیشرف نادان عيسى ٧٠٠ سال قبل از تولد حسين وفات كرده

#اسلام_یعنی_جهل_و_خرافات

@islie