کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
17.6K subscribers
12.9K photos
3.15K videos
226 files
5.41K links
منبع مستند اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها، فراخوان‌ها و نامه‌های سرگشاده شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، این کانال می‌باشد.
مقالات و نوشته‌های افراد، گرو‌ه‌ها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
Download Telegram
زنگ ورزش یا تربیت بدنی؟
ادریس حسامی - دبیر تربیت بدنی مدارس سنندج

🔴اگر بخواهم به‌طور کلی هرکدام را تعریف کنم، «تربیت بدنی» به ابعاد مختلف سلامت فرد و جامعه، از جمله ابعاد جسمانی، اجتماعی، روانی، عاطفی، شناختی و... می‌پردازد؛ اما «ورزش» بیشتر با مفاهیمی همچون رقابت، تجارت، سیاست، کسب عناوین مختلف ورزشی و امتیازات جانبی آن گره خورده است.
به نظر من، با توجه به این تفاوت‌ها، ساعتی که معلم تربیت بدنی در حیاط مدرسه حضور پیدا می‌کند، باید «ساعت تربیت بدنی» نامیده شود، نه صرفاً «زنگ ورزش».
اما بیان و حتی اصلاح این موضوع چه تأثیری می‌تواند در روند آموزش داشته باشد؟
شاید در نگاه اول، تغییر یک عنوان ساده و بی‌اهمیت به نظر برسد؛ اما گاهی یک واژه، فقط یک واژه نیست. واژه‌ها می‌توانند نوع نگاه ما را به یک مفهوم شکل دهند و حتی جایگاه آن مفهوم را در ذهن سیاست‌گذار، مدیر، معلم، دانش‌آموز و خانواده مشخص کنند.
اگر مسئولان ذی‌ربط، که راهبردها و سیاست‌های آموزش‌وپرورش را تعیین می‌کنند، به ریزفاکتورها و ابعاد مختلف مفهوم «تربیت بدنی» توجه عمیق‌تری داشته باشند و برای اجرای واقعی آن کمر همت ببندند، شاید بتوان بسیاری از چالش‌های حوزه یادگیری و تربیت دانش‌آموزان را بهتر مدیریت کرد؛ از ایجاد حس انگیختگی مطلوب و کمک به تنظیم شرایط جسمانی و روانی دانش‌آموز گرفته تا افزایش احساس تعلق او به مدرسه، ایجاد نگرشی منطقی‌تر نسبت به کنکور و مدیریت بهتر برنامه‌های مرتبط با آن و بسیاری موارد دیگر.
چرا که تربیت بدنی، صرفاً به معنای تحرک جسمانی یا انجام فعالیت ورزشی نیست؛ بلکه فرایندی برای رشد همه‌جانبه فرد و حرکت او به سوی تعالی است.
در واقع، حیاط مدرسه هم می‌تواند بخشی از کلاس درس باشد؛ کلاسی که در آن دانش‌آموز، علاوه بر دویدن و بازی کردن، همکاری، مسئولیت‌پذیری، رعایت قانون، کنترل هیجان، پذیرش شکست، احترام به دیگران، تلاش برای موفقیت و حتی شناخت بهتر خودش را تجربه می‌کند.
متأسفانه در قریب به ۱۶ سال حضور و خدمت در حیاط مدرسه، هنوز نتوانسته‌ام آن‌گونه که باید، توجه مسئولان را به این موضوع مهم و کاربردی جلب کنم.
شاید مسئله از نوع نگاه من باشد؛ شاید هم «تربیت بدنی» در میان انبوه دغدغه‌ها و اولویت‌های نظام آموزشی، هنوز فرصت آن را پیدا نکرده است که جایگاه واقعی خود را نشان دهد.
البته شاید مسئولان برنامه جامع‌تر و عمیق‌تری را دنبال می‌کنند که بنده هنوز به آن سطح از رشد نرسیده‌ام که بتوانم درکش کنم!
با این حال، همچنان امیدوارم روزی برسد که «تربیت بدنی» را نه صرفاً ساعتی برای بازی، سرگرمی یا تخلیه انرژی دانش‌آموزان، بلکه به‌عنوان بخشی جدی و اثرگذار از فرایند تعلیم و تربیت ببینیم.
شاید آن روز، دیگر لازم نباشد برای اهمیت این درس، از واژه‌ها دفاع کنیم؛ چرا که خودِ نگاه ما به انسان، مدرسه و تربیت، اهمیت آن را به ما یادآوری خواهد کرد.
آخر اگر قرار است تربیت کنیم، چرا سهم «تربیت بدنی» را این‌چنین کوچک ببینیم؟
ادامه دارد..
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
👌11❤6👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شغل دومم اسنپ بود؛ بنزین گران شد. حالا به نظرتون شغل سومم چی باشه؟»

این جمله، شوخیِ تلخِ معلمی‌ست که شغل دومش هم دیگر کفاف زندگی را نمی‌دهد.

معلمی که باید آینده را بسازد، حالا برای ساختنِ آینده‌ی خودش، دنبال شغل سوم می‌گردد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
😢25❤4👎2🔥2🤔2💔1
کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
🔴 ورزش گروهی خانواده های فرهنگی شهرستان رشت که در پارک شهر(باغ محتشم) رشت و دیگر پارک های شهر و در برخی موارد به صورت گلگشت در مناطق کوهپایه ای و یا ساحل دریا به صورت هفتگی برگزار می شود و به تدریج به علاقمندان مشارکت در این برنامه ها افزوده می شود. با امید…
🔴 آیا پیاده‌روی جمعی فرهنگیان کنشی بی‌ثمر است؟! ثمر چیست؟

   ✍🏼 محمدرضا امیدی؛ فرهنگی بازنشسته

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

با درود و وقت به خیر
اخیرا کانال شورای هماهنگی ویدئویی از ورزش گروهیِ تعدادی از خانواده‌های فرهنگی در شهر رشت را انتشار داده که واکنش‌های منفی و مثبتی را به دنبال داشت. به عنوان یکی از فرهنگیانی که معمولا در این برنامه‌ها شرکت می‌کنم، لازم دیدم نکاتی را در این باره با دوستان و فعالان صنفی فرهنگی مطرح کنم تا شاید کمکی هرچند کوچک به ایجاد بستری برای همگرایی بیشتر جامعه فرهنگی باشد. از واکنش‌های مثبت که بگذریم، آنچه که در واکنش‌های منفی به انتشار این ویدئو در کانال شورای هماهنگی توجهم را جلب کرد، این بود که با توجه به پانوشت این ویدئو که با صراحت عنوان شده، ادعایی جز اینکه یک گروه فرهنگی، ورزشی و گردشگری هست، ندارد چرا موجب برداشت‌های دیگری که نشان‌دهنده‌ی نگرانی و احتمالا عصبیت برخی‌هاست، شده است. تا آنجا که انتشار چنین ویدئویی در کانال شورای هماهنگی را وهن آن کانال بدانند؟!!
واقعیت این است که این گروه از خانواده‌های فرهنگی که دور هم گرد آمده‌اند و به طور هفتگی برنامه‌های ورزشی _فرهنگی خود را انجام می‌دهند، مطمئنا جای کانون صنفی فرهنگیان را تنگ نکرده و نخواهد کرد. کانون صنفی فرهنگیان گیلان متاسفانه با توجه به روش‌هایی که در پیش گرفته بود و به دلیل تضادهایی که بین اعضای هیئت‌مدیره بر سر روش‌های کنشگری و پیشبرد برنامه‌های کانون، وجود داشت، عملا نتوانست با توده‌ی بزرگ بدنه‌ی معلمان استان، ارتباطی تنگاتنگ و معنادار ایجاد کند. تصور می‌شود مطابق تعریفی که لااقل گروهی از گردانندگان کانون، از کنشگری صنفی داشتند، فقط باید عده‌ای از انقلابیون حرفه‌ای یا کسانی که با رفتارهای هیجانی و با این درک خوشباورانه که گویا به زودی همه‌ی آمال و آرزوهایشان برآورده خواهد شد، از درون جامعه معلمان سر برآورند و دورشان جمع شوند تا با راهنمایی و رهبری این گروه، علیرغم وجود محدودیت‌ها و فشارهای حکومتی، سدّ انسداد را بشکنند و هرچه زودتر به کعبه آمال برسند. نتیجه اینکه، گذشتِ ایام بطلان چنین دیدگاهی را به وضوح نشان داد.
کاشکی این همه، درس عبرتی می‌شد برای کسانی که به هر دلیلی و از جمله به دلیل عدم شناخت دقیق کنشگری صنفی و مدنی و الزامات آنها در به وجود آمدن چنین وضعیتی بی‌تاثیر نبودند.
گفته می‌شود که وظایف صنفی و تربیت نیرو برای فعالیت مستمر صنفی و غیره تعطیل شده است.
سوال این است که واقعا چه کسی را باید مقصر تعطیلی وظایف صنفی و عدم توانایی تربیت نیرو برای فعالیت مستمر صنفی!! و ... دانست؟ بعد از در نظر گرفتن وجود موانع و محدودیت‌هایی که دولت‌های بر سر کار، برای کانون‌ها ایجاد می‌کنند، مگر غیر از این است که مطابق روال معمول، کانون صنفی و به ویژه افراد شاخص آن در هیئت‌مدیره کانون، مدیریت انجام چنین وظایفی را باید بر عهده بگیرند؟


ادامه‌ی یاداشت را در این لینک بخوانید

📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتس‌اپ 🎥یوتیوب


ادامه‌ی یاداشت را در این لینک بخوانید

📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتس‌اپ 🎥یوتیوب
👍10👎9❤4👏3🤔1
🔴 جامعه‌ی ایران: در جستجوی معنایی برای زندگی

✍ مژگان باقری؛ معلم و دانش آموخته جامعه شناسی

در فاجعه‌ی دیماه ۱۴۰۴ هزاران خانواده در عرض چند ساعت از یک خانواده خوشبخت معمولی تبدیل به یک خانواده مستاصل و پریشان شدند و همین اتفاق کافی بود که بسیاری از آنان به مرز فروپاشی روانی برسند. چرا که هیچ کدام از بازماندگان حتی در ترسناک‌ترین کابوسهای خود چنین حادثه‌ شومی را پیش بینی نمی کردند. کسانی که برای اعتراض از خانه بیرون رفتند نه رزمنده بودند نه چریک آموزش دیده. همه آنها رفته بودند که برگردند، اما نه تنها برنگشتند بلکه خانواده هایشان که هرگز برای روبرو شدن با چنین سرنوشتی آماده نبودند برای پیدا کردن و تحویل گرفتن پیکر آنان و مراسم خاکسپاری و ختم وارد یک جدال نابرابر با حکومت شدند‌. تصاویری که همه ما دیدیم کابوسی هولناک بود که هرگز در خواب هم نمی بینیم.

🔸 تجربه دو #جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه طی یک سال و فشارهای کمرشکن اقتصادی از یک سو و فاجعه هولناک #دیماه از دیگر سو بسیاری از ایرانیان را به لبه پرتگاه فروپاشی روانی کشانده است. برای میلیونها نفر مثل من که نه در اعتراضات شرکت کردیم نه آسیب جسمی دیدیم و نه عزیزانمان را از دست دادیم تحمل این شرائط روز به روز سخت‌تر می شود، دیگر چه می توان گفت درباره هم وطنانی که در اعتراضات آسیب دیدند یا عزیزانشان را از دست دادند؟ چه می توان گفت درباره زندانیان و خانواده های آنان؟ ما که با دیدن هر عکس و فیلمی از جانباختگان از زنده بودن خود شرمنده می شویم چگونه می توانیم به بازماندگانی کمک کنیم که بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته اند؟ به این دلیل که از ادامه زندگی بدون عزیزانشان ناتوانند، به این دلیل که دیگر برای گذران این روز و شبی که نامش زندگی است معنایی نمی یابند....

🔸 پایان خودخواسته زندگی از طرف پدر و نامزد دو نفر از جانباختگان دیماه، یکی در مرودشت فارس و دیگری در تهران، زنگ خطر بزرگی را برای جامعه خسته و رنجور ایران به صدا درآورده است. آن روز که این بازماندگان در بین هزاران کیسه مشکی به دنبال پیکر عزیزشان می گشتند باید می دانستیم که این، ابتدای ویرانی است. حال، پس از گذشت چندین ماه و فروکش کردن آن تنشها و استرسها تازه به یک سوال ویرانگر رسیده اند: چرا؟! چه کسی می تواند پاسخی قانع کننده به بازماندگان بدهد؟ چه کسی می تواند مرهمی بر این دلهای داغدار بگذارد؟
اینجا همان مرحله‌ی فروپاشی روانی است. همان جایی که باید به کمک این عزیزان شتافت. همان جایی که باید دستشان را گرفت و به آرامی از این پرتگاه عبور داد. اما چگونه؟

🔸 اینجاست که باید جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی به میدان بیایند. اینجاست که اساتید دانشگاه باید ازکنج عزلت بیرون بیایند و به حکومت هشدار بدهند.
هشدار درباره یک جامعه سرخورده، افسرده و درآستانه‌ی سقوط.

خودکشی دو نفر از بازماندگان فاجعه دیماه یک مسئله فردی نیست. ما به روانپزشک و قرصهای آرامبخش نیاز نداریم بلکه به یک راه حل جمعی و یک خانه تکانی اجتماعی نیازمندیم. این خودکش ها به ما می گوید که جامعه ایران از آستانه تحمل درد عبور کرده است و اگر آنها که با حکومت در ارتباطند آژیر قرمز را به صدا درنیاورند به زودی شاهد اتفاقات تلخ‌تری نیز خواهیم بود و مسئولیت این اتفاقات مستقیما به عهده حکومتی است که هیچگاه صدای مردم را نشنیده است و صد البته نخبگانی که هرگز تلاش نکردند با استفاده از علم و تجربه خود راهی برای رساندن جامعه ایران به ساحل آرامش پیدا کنند. نخبگانی که نه تنها هیچگاه راه حلی برای انبوه مشکلات جامعه دردمند ایران نداشتند بلکه خود بخشی از مشکل بودند.

🔸 توران میرهادی پس از مرگ همسر و  فرزندش به این نتیجه رسید ‌که باید غم‌های بزرگ را به کارهای بزرگ تبدیل کند و البته که کرد. دکتر فرانکل پس از فاجعه آشویتس به دنبال معنایی برای زندگی می گشت و البته که یافت. اما جامعه ایران چگونه می تواند تجربیات ارزشمند این انسانهای بزرگ را برای بازسازی تنِ رنجورِ خود به کار گیرد؟ چگونه می تواند خود را از این درماندگی نجات دهد؟ و بالاخره چگونه می تواند دست بازماندگان فاجعه دیماه را بگیرد و به عبور امن آنها از این مرحله سخت کمک کند؟ پاسخ به این پرسشها میزان مسئولیت پذیری اجتماعی ما را مشخص می کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
❤28👌7💔4👍1
🔴 بحران فروپاشی نظام  آموزشی ایران در آستانه سال تحصیلی ۱۴۰۵_۱۴۰۶
( گزارش تحلیلی کانون فرهنگیان اسلامشهر )

نظام آموزشی ایران با انباشتی از چالش‌های ساختاری، منابع انسانی، کیفیت آموزشی ، عدالت و... دست‌وپنجه نرم می‌کند.

🔺بحران منابع انسانی و کمبود شدید معلم: آموزش و پرورش با کسری معلم بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ هزار نفر (معادل ۱۰ درصد نیروی فعلی) مواجه است که در همه مقاطع و رشته‌ها احساس می‌شود.
.
🔺بحران کیفیت یادگیری در سطح بین‌الملل
رتبه‌های پایین در آزمون‌های جهانی بعنوان یک نمونه از این آزمونها ، ایران در آزمون پرلز (PIRLS) ۲۰۲۱ با کسب نمره ۴۱۳، در جایگاه بسیار پایینی قرار دارد و از هر سه دانش‌آموز ایرانی یک نفر به سطح پایه سواد خواندن نمی‌رسد. عملکرد ایران نسبت به دوره قبل (نمره ۴۲۸ در ۲۰۱۶) نیز افت داشته.

🔺تراکم بالای دانش اموز در کلاس ها

با وجود استانداردهای مصوب در سند تحول بنیادین بعنوان یک سند حاکمیتی در نظام آموزشی ، در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، به‌ویژه در مناطق محروم و حاشیه‌ای، تراکم کلاس‌ها فراتر از میانگین‌ است. بسیاری از معلمان با کلاس‌هایی تا ۴۵ دانش‌آموز مواجه‌اند که نه‌تنها کیفیت آموزش را پایین می‌آورد، بلکه فشار روانی مضاعفی را نیز بر معلم و دانش‌آموز وارد می‌کند.

🔺محتوای کتاب درسی

یکی از چالش‌های نظام آموزشی، فاصله میان محتوای برخی کتاب‌های درسی و نیازها، علایق و تجربه زیسته دانش‌آموزان است.
🔺بحران بودجه

دریافت وجه از خانواده ها در جریان ثبت نام دانش آموزان پدیده ایست که از فرط تکرار و انکار ،مبتلا به لوث شدن گردیده

🔺بحران بازماندگان از تحصیل

با تامّلی بر آمار بازماندگان از تحصیل بین دو بازه زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ ( از حدود ۷۸۰ هزار دانش اموز تا بیش از ۹۹۳ دانش آموز ) حکایت از آن دارد که به دلایل مختلف،روند صعودی را شاهد هستیم و ظاهرا هیچگونه آسیب شناسی و پیگیری خاصی در این زمینه توسط متولیان امر صورت نگرفته است .

🔺بحران بودجه ای در مدارس استثنایی

بحران بودجه ی مدارس استثنایی  یک فاجعه‌ی «خاموش» است. در حالی که مدارس عادی با کمبود نیروی انسانی ،کاغذ و نیمکت دست‌وپنج نرم می‌کنند، مدارس استثنایی ضمن درگیر بودن با بحران های عمومی آموزش و پرورش با "بحران بقای خدمات توانبخشی" و " فرسودگی ساختاری "روبرو هستند.

.🔺بحران روانی دانش آموزان در گذر از اعتراضات و جنگ

دانش آموزان امروز، نه تنها با فقدان همکلاسی های خود و نیکمت های خالی دست وپنجه نرم میکنند، بلکه قربانی یک بحران روانی پیچیده ناشی از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ،جنگ، خشونت و نااطمینانی هستند.

همچنین با نگاهی به وضعیت فعلی نظام آموزشی ،کشور با انبوهی از مشکلات عدیده ای از جمله :
نبود انگیزه و امید به آینده ی جوانان برای ادامه تحصیل، به استناد آمار بسیار بالای بیکاری بویژه در میان تحصیلکرده ها ،
جذب افراد غیر متخصص در رشته های تخصصی ، درآمد بالای مشاغل کاذب  و سطح پایین در جامعه ،بویژه در مشاغلی  که نیاز به دانش و‌تحصیلات دانشگاهی ندارد، در مقایسه با درآمد تحصیلکرده ها

بی ارزش جلوه کردن تحصیل و علم اندوزی، به دنبال مدرک فروشی در آموزش و پرورش حتی در دانشگاه .

نا امنی در مدارس ، از لحاظ روانی و فیزیکی.
افت اعتبار معلمان به خاطر  پایین بودن حقوق و روی آوردن آنان به مشاغل سطح پایین و حتی چند شغله بودن آنان

  بازار پرسود دزدی و‌فساد وتبدیل  این رفتار نابهنجار ، به هنجاری طبیعی و همگانی از سوی حاکمیت با چشم پوشی از مجازات مفسدین اقتصادی

بی اعتبار شدن تحصیل علم و دانش ، در برابر معتبر بودن نزدیکی به قدرت حاکم .

بی حرمتی به مدارس و تبدیل آنها به پایگاه و پادگان نظامی و سنگر شلیک گلوله به سمت مردم بی گناه

نبود بودجه در مدارس برای پرداخت هزینه های جاری مانند ، پول آب، برق ، گاز و تلفن و پرداخت حقوق معلمان حق التدریس و جبران این کمبود با تعطیلی بی مورد مدارس به بهانه های واهی .

ناکارآمد بودن آموزشها در سطح محفوظات ذهنی ، تراکم بالای کلاس و ناکارآمد بودن آموزشها در رشته های نظری و تراکم بالا و نبود ابزارهای آموزشی و آزمایشگاهی در رشته های فنی حرفه ای و کاردانش .

کانون فرهنگیان اسلامشهر بعنوان یک تشکل صنفی ضمن هشدار نسبت به وضعیت آموزش و پرورش متذکر میشود :
آنچه امروز در مدارس میگذرد، نه یک مسئله ی حاشیه ای، بلکه خط مقدم آینده ی این سرزمین است. بحرانهای پنهان در زیر پوست نظام آموزشی از فرسودگی ساختار آموزشی تا ناهمگونی محتوا اگر چاره اندیشی نشود، جامعه ای را تحویل خواهند داد که در مسابقه ی دانایی و خلاقیت، هیچ جایگاهی نخواهد داشت. توجه برای رفع این نارسایی های  این ساختار فرسوده ، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک الزام ملی برای بقاست .

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛🎥 #یوتیوب
👌22❤5👍3💔2🔥1
کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
🔴 محکومیت سکینه ملکی‌هدک به بازنشستگی اجباری با تقلیل دو گروه با رای دیوان عدالت اداری و تایید حکم هیات‌نظارت بر تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش، سکینه ملکی دبیر دبیرستانهای شهرستان بندرانزلی محکوم به بازنشستگی اجباری با تقلیل دو گروه شد. این فعال صنفی…
🔴 اعمال معوقات و مزایای رتبه‌بندی در حکم بازنشستگی #سکینه_ملکی_هدک پس از پیگیری‌های مستمر

سرکار خانم سکینه ملکی هدک، کنشگر صنفی و فرهنگی گیلانی، که پیش‌تر با حکم بازنشستگی اجباری و تقلیل دو گروه مواجه شده بود، پس از پیگیری‌های مستمر موفق شد معوقات و مزایای مربوط به رتبه‌بندی را در حکم بازنشستگی خود اعمال کند.

این در حالی است که بسیاری از فرهنگیان در شرایط مشابه همچنان از بخشی از حقوق و مزایای قانونی خود محروم‌اند و برای دستیابی به حقوقی که اساساً نباید محل مناقشه باشد، ناچار به ماه‌ها و گاه سال‌ها پیگیری اداری و حقوقی می‌شوند.

نتیجه‌بخش بودن پیگیری‌های خانم ملکی هدک بار دیگر اهمیت آگاهی از حقوق، مطالبه‌گری و ایستادگی در برابر تضییع حقوق صنفی را نشان می‌دهد. حقوق قانونی معلمان نباید به امتیازی تبدیل شود که برخورداری از آن به میزان توان فرد برای اعتراض، شکایت و پیگیری مستمر وابسته باشد.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن تبریک به خانم سکینه ملکی هدک برای نتیجه‌بخش بودن پیگیری‌های ایشان، تأکید می‌کند که احقاق بخشی از حقوق مالی وی، چیزی از ناعادلانه بودن بازنشستگی اجباری و تقلیل دو گروه به‌عنوان مجازات یک کنشگر صنفی نمی‌کاهد.

حقوق صنفی با سکوت حفظ نمی‌شود؛ آگاهی، همبستگی و ایستادگی جمعی، پشتوانه دفاع از آن است.

شورای هماهنگی همچنین استفاده از بازنشستگی اجباری، تقلیل رتبه و گروه، محرومیت‌های مالی و دیگر ابزارهای اداری و معیشتی برای تنبیه و تحت فشار قرار دادن فعالان صنفی را محکوم می‌کند و تأکید دارد که فعالیت صنفی مسالمت‌آمیز جرم نیست. حقوق شغلی و معیشتی معلمان نباید به ابزاری برای مجازات، ارعاب یا خاموش کردن صدای مطالبه‌گری آنان تبدیل شود


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
💔16👍7❤5🔥3
#کتابخانه_معلم
معرفی کتاب (۱۳)

سیاست پرشور؛ احساسات و جنبش‌های اجتماعی

ویراستاران: جف گادوین، جیمز ام. جاسپر و فرانسیسکا پلتا
ترجمه: فاطمه کریم‌خان

برای دهه‌ها، دانشمندان علوم اجتماعی هنگام مطالعه جنبش‌های اجتماعی، معترضان را یا کنشگرانی عقلانی می‌دیدند که هزینه‌ها و منافع مشارکت را محاسبه می‌کنند، یا برعکس، آنها را جمعیت‌هایی هیجانی و غیرمنطقی تصور می‌کردند که تحت تأثیر سرایت عاطفی و هیجان جمعی به خیابان می‌آیند. اما کتاب "سیاست پرشور" از نقطه‌ای دیگر آغاز می‌کند: چرا باید احساسات را در برابر عقلانیت قرار دهیم؟

این کتاب که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، با گردآوری شانزده مقاله از پژوهشگران جنبش‌های اجتماعی، می‌کوشد احساسات را از حاشیه به متن مطالعه کنش سیاسی بازگرداند. خشم، ترس، شرم، غرور، عشق، نفرت، امید و حتی لذت، صرفا حالات درونی افراد نیستند؛ آنها در شکل‌گیری هویت‌های سیاسی، پیوندهای میان کنشگران، جذب افراد به جنبش‌ها، رویارویی با مخالفان و نیز دوام یا افول جنبش‌ها نقش دارند.

مسئله اصلی کتاب دفاع ساده از "احساسی بودن" سیاست نیست. نویسندگان می‌خواهند از دو تلقی متقابل فاصله بگیرند: از یک سو، نظریه‌هایی که کنشگر سیاسی را موجودی محاسبه‌گر و منفعت‌جو فرض می‌کنند؛ و از سوی دیگر، سنت‌هایی که احساسات جمعی را نشانه فقدان عقلانیت می‌دانند. در مقابل، کتاب نشان می‌دهد که احساسات نیز منطق دارند و نمی‌توان آنها را صرفا نیروهایی غیرعقلانی و مزاحم در مسیر کنش سیاسی دانست.

از این منظر، توافق بر سر یک مسئله لزوما به کنش منجر نمی‌شود. ممکن است افراد بدانند که وضعیتی ناعادلانه است، اما هنوز خشمگین نشده باشند؛ ممکن است یک فرصت سیاسی به وجود آمده باشد، اما افراد آن را به‌عنوان امکان واقعی عمل تجربه نکنند؛ و ممکن است شبکه‌ای اجتماعی وجود داشته باشد، اما پیوندهای عاطفی درون آن نباشد که افراد را به مشارکت ترغیب کند. گاهی آدم‌ها نه فقط به این دلیل که به یک ایده باور دارند، بلکه به این دلیل وارد جنبش می‌شوند که به دوستانشان اعتماد دارند، از طردشدن می‌ترسند یا احساس می‌کنند در کنار دیگران چیزی را تجربه می‌کنند که به‌تنهایی امکان‌پذیر نیست.

در اینجا خشم نیز صرفا فوران هیجان نیست. خشم اخلاقی می‌تواند زمانی شکل بگیرد که افراد یک وضعیت را نقض ارزش‌هایی بدانند که برایشان اهمیت دارد؛ و همین احساس می‌تواند تجربه بی‌عدالتی را به انگیزه‌ای برای اعتراض جمعی تبدیل کند. اما احساسات همیشه به بسیج منجر نمی‌شوند: ترس می‌تواند افراد را به عقب براند، شرم می‌تواند آنها را منفعل کند و خستگی و فرسودگی می‌تواند حتی جنبش‌های پرقدرت را تضعیف کند.

کتاب در چهار بخش تنظیم شده است. بخش نخست به چشم‌اندازهای نظری و جایگاه احساسات در مطالعه جنبش‌های اجتماعی می‌پردازد؛ از رویکردهای ساختاری به احساسات تا بحث‌هایی درباره انرژی احساسی و سازمان‌دهی و مدیریت احساسات. بخش دوم رابطه احساسات با فرهنگ و هویت سیاسی را بررسی می‌کند؛ از آیین‌ها و نمادهای سیاسی تا نقش احساسات در دگرگونی هویت و شکل‌گیری تعهد سیاسی. بخش سوم به پویایی‌های درونی جنبش‌ها اختصاص دارد: جذب و حفظ مشارکت‌کنندگان، خشم اخلاقی، ترس، خنده، شرم و پیوندهای عاطفی. بخش چهارم نیز احساسات را در موقعیت‌های واقعی منازعه سیاسی دنبال می‌کند؛ از استراتژی‌های عاطفی و شکل‌گیری احساسات در فرایند جنبش‌ها تا شورش در السالوادور و کار عاطفی در جنبش‌های پرخطر.

اهمیت کتاب در این نیست که بخواهد احساسات را جایگزین ساختار، سازمان، فرصت‌های سیاسی یا فرایندهای شناختی کند. مسئله این است که هیچ‌یک از این عوامل، بدون توجه به زندگی عاطفی کنشگران، تصویر کاملی از چگونگی شکل‌گیری و تداوم کنش جمعی به دست نمی‌دهند. احساسات در کنار ساختارها و سازمان‌ها عمل می‌کنند و به تجربه افراد از بی‌عدالتی، امکان، خطر، تعلق و امید شکل می‌دهند.
"سیاست پرشور" در نهایت ما را با پرسشی مواجه می‌کند که فراتر از جنبش‌های اجتماعی است: اگر انسان‌ها با تمام ترس‌ها، امیدها، خشم‌ها، دلبستگی‌ها و رنج‌هایشان وارد سیاست می‌شوند، آیا می‌توان کنش سیاسی را بدون فهم احساسات فهمید؟

شاید اهمیت کتاب در همین جابه‌جایی باشد: احساسات نه اموری هستند که پس از شکل‌گیری سیاست به آن اضافه شوند و نه نقطه مقابل عقلانیت؛ آنها بخشی از خود فرایند سیاسی‌شدن، پیوندخوردن، به حرکت درآمدن و دست به عمل جمعی زدن‌اند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
❤14
کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
#کتابخانه_معلم معرفی کتاب (۱۳) سیاست پرشور؛ احساسات و جنبش‌های اجتماعی ویراستاران: جف گادوین، جیمز ام. جاسپر و فرانسیسکا پلتا ترجمه: فاطمه کریم‌خان برای دهه‌ها، دانشمندان علوم اجتماعی هنگام مطالعه جنبش‌های اجتماعی، معترضان را یا کنشگرانی عقلانی می‌دیدند…
Siyasate Porshur.pdf
2.3 MB
کتاب ارزشمند سیاست پرشور توسط خانم فاطمه کریم خان ترجمه شد. ولی متاسفانه مجوز انتشار دریافت نکرد و ایشان هم فایل را رایگان در اختیار عموم علاقمندان به مباحث جنبش ها و جامعه شناسی قرار دادند .

📌با دانلود فایل پی دی اف می توانید این کتاب ارزشمند را مطالعه کنید .

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏17❤4👌4
▶️انباشت نارضایتی معیشتی معلمان و پیامدهای آن برای نظام حکمرانی

✍محمد رضاخواه_روزنامه آرمان

🔹در هفته های اخیر، انتشار گسترده کلیپ‌هایی در اینستاگرام از اعتراض معلمان نسبت به وضعیت معیشتی و سطح حقوق، قدرت خرید آنان، نشانه‌ای قابل تأمل از افزایش نارضایتی در بدنه فرهنگیان است. نکته مهم‌تر آن است که این اعتراضات در نبود سازمان یا تشکل مستقلی که به طور ویژه از حقوق معلمان دفاع نماید، مانند سازمان نظام مهندسی، نظام پزشکی و نظام پرستاری، نظام مشاوره و ... فاقد سازماندهی متمرکز، رهبری مشخص یا فراخوان رسمی است و به‌صورت خودجوش از سوی معلمان شکل گرفته و در فضای اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند.

🔹این وضعیت را نباید صرفاً مجموعه‌ای از اعتراضات پراکنده و صنفی تلقی کرد. استمرار و تکرار این نشانه‌ها می‌تواند بیانگر شکل‌گیری شکافی عمیق‌تر میان بدنه معلمان و سیاست‌های اقتصادی و اداری دولت باشد؛ به‌ویژه آنکه معلمان، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های کارکنان دولت، از جایگاهی متفاوت با بسیاری از گروه‌های اجتماعی برخوردارند.

ظرفیت فشار معیشتی معلمان در درجه حداکثری است و بیش از این معلمان تحمل فشار معیشتی را ندارند

🔹سال‌هاست نسبت میان وضعیت معیشتی معلمان و کیفیت آموزش برای سیاست‌گذاران روشن است. کاهش قدرت خرید، فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه و احساس بی‌عدالتی در نظام پرداخت، صرفاً مسئله‌ای مربوط به رفاه کارکنان نیست؛ بلکه مستقیماً می‌تواند بر کیفیت سرمایه انسانی، انگیزه معلمان و در نهایت عملکرد نظام آموزشی اثر بگذارد. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از هزینه‌های این وضعیت تاکنون به‌صورت تدریجی و پنهان با بی انگیزگی معلمان برای حضور در مدرسه و کلاس درس، افت کیفیت تدریس معلمان، خالی شدن اداره ها از نیروهای کیفی، کاهش کیفیت آموزشی، نارضایتی خانواده ها از وضعیت مدارس دولتی، کاهش عمومی سطح سواد دانش آموزان به ویژه در امتحانات نهایی، ترک تحصیل دانش آموزان، بازخریدی و استعفای معلمان، پرداخت شده است؛ اما ظرفیت تحمل این فشار نامحدود نیست.

انباشت نارضایتی معلمان در انتظار محرک اولیه برای انفجار است

🔹از این منظر، اعتراضات اخیر را باید به‌عنوان یک شاخص هشدار زودهنگام تلقی کرد. ممکن است اعتراضات امروز کوچک، پراکنده و خودجوش به نظر برسند، اما تجربه تحولات اجتماعی نشان داده است که انباشت نارضایتی، در صورت فراهم‌شدن یک محرک یا نقطه اتصال، می‌تواند در زمانی کوتاه به پدیده‌ای بسیار بزرگ‌تر از مجموع اعتراضات اولیه تبدیل شود و به نظر من این پتانسیل در جامعه معلمان به مرحله ای فراتر از انباشتگی رسیده است و هر آن ممکن است به مرحله عمل برسد، اما تابستان و تعطیلی مدارس شکل گیری این اعتراضات را به تاخیر انداخته است اما آغاز سال تحصیلی همراه با پیش بینی افزایش موج های تورمی در فصل پاییز و زمستان به ویژه در دسته بندی تغدیه و مایحتاج روزانه می تواند شکل گیری چنین اعتراضاتی را تسریع نماید.

موج اعتراضی معلمان می تواند جامعه را به سمت فروپاشی اجتماعی ببرد

🔹در شرایطی فعلی کشور جنگ، تورم افسار گسیخته، افزایش نارضایتی اجتماعی و ... که دولت با آن مواجه است پرسش اساسی از دولتمردان این است؛ آیا جامعه، ظرفیت تحمل یک موج اعتراضی گسترده دیگر را دارد؛ آن هم اعتراضی که از درون بدنه دولت و از سوی یکی از بزرگ‌ترین دستگاه‌های دولتی با میلیون‌ها ذی‌نفع مستقیم و غیرمستقیم شکل بگیرد؟اگر پاسخ منفی است، پرسش مهم‌تر این خواهد بود که چرا پیش از رسیدن نارضایتی به نقطه بحرانی، اقدام مؤثر و قابل مشاهده‌ای برای مدیریت آن صورت نمی‌گیرد؟

📌ادامه یاداشت را در اینجا بخوانید.

📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتس‌اپ 🎥یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤4🔥3
▶️سپرِ «دشمن» برای پاسخ به اعتراض معیشتی معلمان

✍نرگس ملک‌زاده

🔹وزیر آموزش‌وپرورش در واکنش به مسائل معیشتی معلمان گفته است: «دشمن در تلاش برای ایجاد شکاف میان جامعه و معلمان از طریق مسائل معیشتی است» و پرداخت پاداش بازنشستگان و افزایش نرخ حق‌التدریس را از اقدامات دولت در این زمینه دانسته است.

🔹اما آقای وزیر، شکاف میان معلم و جامعه ایجاد نشده؛ شکاف میان حقوق و هزینه‌های زندگی ایجاد شده است.اعتراض معیشتی معلمان را نمی‌توان با "تلاش دشمن" توضیح داد. معلمی که زیر فشار تورم و افزایش هزینه‌های زندگی است، مطالبه‌ای واقعی دارد و پاسخ به این مطالبه، راه‌حل اجرایی می‌خواهد، نه نسبت‌دادن آن به عوامل بیرونی.با فرض پذیرش نظر شما حالا پدافند دفاعی شما برای برهم زدن این معادلات چیست؟آیا برنامه‌ای برای تقویت قدرت خرید و کاهش فشار معیشتی معلمان وجود دارد؟ اگر قرار است این تلاش به نتیجه نرسد، باید در میدان معیشت برایش پاسخ داشت.

🔹پرداخت پاداش بازنشستگان، یک تعهد قانونی است و افزایش حق‌التدریس هم نمی‌تواند به‌تنهایی راه‌حل معیشت معلمان باشد؛ به‌خصوص اگر جبران کاهش قدرت خرید، به افزایش ساعات کار معلم گره بخورد.معلم از جامعه جدا نشده است؛ این معیشت اوست که از هزینه‌های زندگی عقب مانده.به جای آنکه دشمن سپر پاسخ به اعتراضات معیشتی شود، بهتر است برای کاهش این شکاف، پاسخ واقعی و قابل لمس ارائه شود.

📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتس‌اپ 🎥یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌17❤4👍2
▶️روایت‌های طرد


📌بخش اول: روایتِ رضا*

"این چیه برای من فرستادی؟!"

✍سمیه شهریسوند/معلم و فعال صنفی

🔴وقتی داشت حرف می‌زد و روایتش را برایم تعریف می‌کرد این جمله مثل پتک بر سرم کوبید. با خودم فکر کردم او هنگام شنیدنش چه حسی داشته؟

نابیناست. تمام دوران تحصیل شاگردی موفق و درسخوان بوده و به خاطر شرایطش به سمت رشته‌هایی رفته که شانس بیشتری برای استقلال داشته باشد که در سرزمین ما رشته‌های علوم انسانی هستند. آزمون استخدامی آموزش و پرورش را می‌دهد و در تمامی مراحل با نمرات بالا قبول می‌شود و درنهایت به عنوان آموزگار مقطع ابتدایی استخدام می‌شود.
وقتی به اداره محل خدمت مراجعه می‌کند مسئول آموزش ابتدایی تلفن را برمی‌دارد و به مسئول بالادستش زنگ می‌زند و جلوی خودِ رضا می‌گوید:"این چیه برای من فرستادی؟"
درست مثل اینکه در مورد یک شیء حرف می‌زند یا در مورد کسی که آنجا حضور ندارد. شاید چون چشمهای رضا به چهره‌اش خیره نمی‌شود و کارمند با همین حس از شرم ناشی از گفتارش فرار می‌کند.

رضا در نهایت مشاور مدرسه شد اما هنوز آن جمله‌ی تلخ در ذهنش پررنگ است.
برایش سوال است که آیا من علی‌رغم نابینایی با این پشتکار و استعداد و علاقه و انگیزه از بیشتر معلمهای ابتدایی ناتوان‌ترم؟
آیا واقعاً من برای کنترل کلاس و ارتباط با بچه‌ها بیش از بقیه معلمان دچار چالش خواهم شد؟
آیا واقعاً آن‌طور که برخی می‌گویند بچه‌ها از دیدن یک انسان نابینا یا دارای معلولیت حالشان بد می‌شود و روحیه‌شان خراب می‌شود؟
این بچه‌ها ما را در کوچه و خیابان هم نباید ببینند چون روحیه‌شان خراب می‌شود؟
یعنی باید ما را از نگاه جامعه حذف کنند تا روحیه کسی آسیب نبیند؟
و اگر پاسخ این پرسشها برای جامعه مثبت باشد، یعنی به همین راحتی حق زندگی و درخواست شغل از من و افرادی شبیه من سلب می‌شود؟


خودم به عنوان معلمی با بیش از بیست سال سابقه و کار در سه استان مختلف و دیدن معلمهای بسیار فکر می‌کنم که معلولیت نمی‌تواند معیار انتخاب یا رد فرد برای هر شغلی باشد. افراد دارای معلولیت نیز مثل بقیه اجتماع باید صلاحیتشان به صورت فردی برای مشاغل بررسی شود.

در چند مطلب پیوسته، هم به روایتهای این عزیزان از طرد خواهم پرداخت و هم به جنبه‌های اخلاقی، حقوقی و اجتماعی زندگی افراد دارای معلولیت و دستیابی به شغل.

*نام‌ها در این سلسله مطالب به درخواست افراد، مستعار است.

#پ.ن:با تذکر معلمان آشنا به مفاهیم جامعه شناسی طرد،واژه(معلول)،به عبارت درست(افراد دارای معلولیت )تغییر داده شد

📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتس‌اپ 🎥یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌11👏4❤2😢1
🔴 روزنه‌ای جدید در صنف اساتید دانشگاه

✍🏻جعفر ابراهیمی

اولتیماتوم کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران برای تعلیق فعالیت‌های آموزشی از اول مهرماه، فراتر از یک چانه‌زنی معیشتی متعارف، می‌تواند آغازی بر فعالیت‌ها و اعتراضات صنفی اساتید دانشگاه باشد. این بیانیه صریح، گسستی را از یک سنت فکری محافظه‌کارانه نشان می‌دهد؛ سنتی که سال‌ها در راهروهای آموزش عالی، مطالبات خود را نه در تقابل با ساختار کلان حاکم، بلکه در مرزبندی‌های منزلت‌طلبانه با «دیگری» تعریف می‌کرد؛ «دیگری» که از نگاه آنان منزلت استاد را نداشت و در طبقه اساتید جا نمی‌گرفت.
در اواخر دولت روحانی (سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰)، هم‌زمان با اوج‌گیری جنبش اعتراضی معلمان برای احقاق حق رتبه‌بندی، همسان‌سازی دستمزدها و دفاع از حق آموزش عادلانه، کیفی و رایگان برای همه، بخشی از بدنه و تشکل‌های دانشگاهی دچار یک «اشتباه طبقاتی» استراتژیک شدند. در آن برهه، صدور بیانیه‌ها و نامه‌های سرگشاده با این ترجیع‌بند که «نباید حقوق معلم با استاد مقایسه شود»، پرده از یک تفکر منزلت‌طلبانه و انحصارگرایانه در میان بخشی از استادان برداشت.

این رویکرد که هدفش مٌثله کردن حقوق معلمان برای حفظ فواصل اقتصادی بود، بر دو ستون استوار بود:
۱. پاسداری از اشرافیت آکادمیک: تلاش برای حفظ پایگاه طبقاتی ممتاز با اتکا به فرآیندهای فرساینده جذب و مدارج آکادمیک، به عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به شکاف مزدی. این در حالی صورت می‌گرفت که جذب اکثریت اساتید بعد از انقلاب فرهنگی تاکنون، بر اساس قاعده «رانت وفاداری» بوده است؛ به‌ویژه اینکه بسیاری از دانشگاه‌ها تحت نفوذ جریانات سیاسی بوده و هستند. البته این به معنای آن نیست که سیستم جذب و تصفیه کاملاً یکدست عمل کرده، بلکه همواره بخشی از اساتید خارج از مدار این قطب‌بندی بوده‌اند.
۲. تفوق منزلت کاذب: اصرار بر اینکه منزلت دانشگاه، ماهیتی مجرد و برتر از آموزش عمومی دارد؛ تلاشی برای تعریف هویت خود در تمایز با «دیگریِ فرودست». البته این خطای راهبردی در نگاه برخی از معلمان نیز دیده می‌شود؛ آنجا که منزلت اجتماعی خود را بهانه‌ای قرار می‌دهند تا هم‌سرنوشتی خود را از سایر بخش‌های نیروی کار و طبقه کارگر جدا کنند.

پیامد این خطای تاریخی، فرسایش همبستگیِ ارگانیک میان نیروهای کار در بخش آموزش بود. در حالی که بخشی از دانشگاهیان انرژی خود را صرف صیانت از مرزهای طبقاتی خودساخته می‌کردند، سیاست‌های دست‌راستی و انقباضی حاکمیت و ساختار بودجه‌ریزی، طرح رتبه‌بندی معلمان را به شکلی عقیم و مسخ‌شده اجرا کرد؛ همان‌طور که با موازی‌کاری و تورم ساختاری، قدرت خرید اساتید را نیز به مسلخ برد. بازی برتری‌جویانه‌ای که آکادمی و اساتیدِ تصمیم‌گیر در ساختار قدرت علیه آموزش عمومی آغاز کرده بودند، در نهایت به یک بازی «بازنده-بازنده» برای کل بخش مزدبگیر آموزش تبدیل شد.
خوشبختانه، اولتیماتوم اخیر کانون صنفی اساتید نشان از نوعی تغییر دارد و می‌تواند بازکننده روزنه‌ای جدید باشد. بیانیه اخیر ثابت می‌کند که صنف دانشگاهی سرانجام آدرس مغالطه را یافته است. آن‌ها دریافتند که عامل انباشت بحران‌های معیشتی‌شان در سفره خالی معلمان نیست، بلکه در سیاست‌های انقباضی کلان حاکمیتی و تصمیم‌گیری‌های باندی در ساختار قدرت و راهروهای سازمان برنامه و بودجه نهفته است.
از همین رو، امروز امیدواریم این درک انتقادی حاصل شده باشد که برای بازپس‌گیری سهم دانشگاه از بودجه عمومی، نیازی به تحقیر، طرد یا سرکوب مطالبات معلمان نیست و آموزش عالی بر دوشِ پیکر نحیف آموزش عمومی ایستاده است. بازتولید فقر در نظام آموزش و پرورش، مستقیماً به سقوط استانداردهای آکادمیک می‌انجامد.
اگر فراخوان امروز اساتید بر سر احکام حقوقی خود به پراتیکی واقعی منتهی شود، می‌تواند به عنوان یک الگوی عملیاتی و الهام‌بخش برای اعتراضات آینده دیگر بخش‌های طبقه کارگر عمل کند. باید امیدوار بود و پافشاری کرد که این فراخوان کانون صنفی اساتید در حد یک ژست رسانه‌ای و بیانیه کاغذی نماند و صنف بتواند گام‌های عملی و انضمامی در کف دانشگاه بردارد؛ چرا که پاییز امسال، سنگ محک عیار و اعتبار این فراخوان است.

جمعه، ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
👈🏻 ادامه مطلب اینجا ببینید


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:


📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
👍19👏3❤2
کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
#فریاد_نو/مطالبات نو معلمان ▶️هوش مصنوعی آمد؛ مدرسه هنوز دنبال کاغذ است ✍️ آرام بیداری هوش مصنوعی دیگر یک موضوع دور از دسترس نیست. دانش‌آموزان امروز می‌توانند در چند ثانیه اطلاعات پیدا کنند، متن تولید کنند، سؤال بپرسند و حتی برای یادگیری از ابزارهای هوشمند…
#فریادــنومعلمان

🔴وقتی سابقه معلم باعث حذف او می شود

✍زینب پارسا/معلم

معلم مدارس غیردولتی گاهی با یک تناقض تلخ و عجیب مواجه است: هرچه باتجربه‌تر، کارآمدتر و باسابقه‌تر می‌شود، احتمال ادامه همکاری‌اش کمتر می‌شود! بله درست می بینید.

معلم یک سال تمام تلاش می‌کند، کلاس را اداره می‌کند، برای دانش‌آموزانش وقت می‌گذارد و رضایت خانواده‌ها را به دست می‌آورد؛ اما در پایان سال، به جای آنکه سابقه و تجربه‌اش امتیاز باشد، ممکن است با یک تصمیم ساده کنار گذاشته شود؛ فقط چون نیروی کم‌سابقه‌تر، ارزان‌تر تمام می‌شود.
نیروی با سابقه به واسطه اعتباری که کسب کرده حقوقش بیشتر از نیروی تازه کار است و به همین دلیل گاها حذف می شوند.

این دیگر صرفاً مسئله یک قرارداد یا یک مدرسه نیست؛ مسئله، نگاه به شأن و امنیت شغلی معلم در مدارس غیر دولتی است.

در دوران آموزش مجازی نیز بسیاری از معلمان غیردولتی تجربه مشابهی داشتند؛ با وجود قرارداد و انجام کامل وظایف آموزشی، در مواردی حقوقشان پرداخت نشد یا مبالغ قابل‌توجهی از آن کسر شد؛ در حالی که شهریه دانش‌آموزان همچنان دریافت می‌شد.

سؤال روشن است: اگر شهریه دریافت شده و آموزش نیز ارائه شده، چرا باید هزینه بحران از جیب معلم پرداخت شود؟
آیا معلم مدارس غیر دولتی باعث جنگ شده است؟
چرا قرارداد ها با این معلمان اعتباری ندارد؟

معلم غیردولتی نباید نیرویی باشد که تا زمانی که ارزان است، مطلوب و زمانی که باسابقه شد، قابل حذف تلقی شود. و در بحران ها حقوقشان ضایع شود.

سابقه معلم باید برای او امتیازی باشد تا راحت تر در فضای کار بماند تا کیفیت آموزش بهتر شود،
حذف معلمان کارآمد به دلیل آنکه نیروهای تازه کار حقوقی کمتری دریافت می کنند ،
کیفیت آموزش را به خطر می اندازد.

#فریاد_نومعلمان
#مدارس_غیردولتی
#مدارس_غیرانتفاعی

📌یادداشت های  مندرج در کانال  شورا  لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:


📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
👍14❤7👌7🤔2
🔴چرا معلم بخشی از طبقه کارگر ایران است؟
✍ناصر زمانی

معلم در ایران بخشی از طبقه کارگر است، اگر طبقه کارگر را نه با تصویر محدود «کارگر کارخانه»، بلکه بر اساس جایگاه افراد در مناسبات تولیدی تعریف کنیم. معلم مالک سرمایه و وسایل تولید نیست و از سود و مالکیت زندگی نمی‌کند، بلکه برای تأمین معاش نیروی کار فکری و تخصصی خود را در برابر مزد در اختیار دولت یا مؤسسات آموزشی خصوصی قرار می‌دهد. از این نظر، تفاوت میان معلم و کارگر صنعتی در نوع و محل کار آنان است و نه در وابستگی هر دو به فروش نیروی کار برای تأمین زندگی، وضعیت واقعی معلمان ایران این موقعیت طبقاتی را به‌روشنی نشان می‌دهد. معلمی که با حقوق ماهانه خود باید اجاره مسکن، خوراک، درمان، رفت‌ و آمد و هزینه‌های خانواده را تأمین کند، با افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مستقیماً تحت فشار قرار می‌گیرد. بخشی از معلمان برای جبران کمبود درآمد به اضافه‌کاری یا شغل دوم روی می‌آورند و بازنشستگان فرهنگی نیز بارها برای بهبود معیشت خود دست به اعتراض زده‌اند. فاصله میان درآمد و هزینه زندگی، بخش بزرگی از معلمان را با همان فشار اقتصادی روبه‌رو می‌کند که دیگر مزدبگیران جامعه با آن زندگی می‌کنند.

شرایط معلمان حق‌التدریس، خرید خدمات آموزشی و قراردادی این واقعیت را آشکارتر نشان می‌دهد. بسیاری از آنان با وجود سال‌ها تدریس و داشتن تحصیلات دانشگاهی، با قراردادهای بی‌ثبات، مشکلات بیمه، تأخیر در پرداخت دستمزد و نبود امنیت شغلی روبه‌رو هستند. دولت از نیروی کار آنان برای اداره مدارس استفاده می‌کند و هم‌زمان می‌کوشد هزینه این نیروی کار را کاهش دهد. سیاست ارزان‌سازی نیروی کار که در بخش‌های دیگر اقتصاد از طریق قرارداد موقت و پیمانکاری پیش برده می‌شود، در نظام آموزشی نیز به اشکال خاص خود اعمال می‌شود.

در برابر این تحلیل، گاه گفته می‌شود که معلم چون کار فکری انجام می‌دهد، تحصیلات دانشگاهی دارد و پشت خط تولید صنعتی قرار ندارد، نمی‌تواند بخشی از طبقه کارگر باشد. این استدلال، طبقه را با نوع حرفه اشتباه می‌گیرد. تقسیم کار به یدی و فکری به‌خودی‌خود مرز طبقاتی را تعیین نمی‌کند. سرمایه‌داری معاصر انبوهی از نیروی کار متخصص، از معلم و پرستار تا تکنسین و برنامه‌نویس، ایجاد کرده است که برای ادامه زندگی به فروش نیروی کار خود وابسته‌اند. بنابراین، مدرک تحصیلی و ماهیت فکری کار، رابطه طبقاتی مزدبگیر را از میان نمی‌برد.

استدلال دیگری معلمان را تنها «طبقه متوسط» یا «کارمندان دولت» می‌نامد. اما «طبقه متوسط» اگر فقط بر اساس تحصیلات، منزلت اجتماعی یا شیوه زندگی تعریف شود، بیش از آنکه یک مفهوم دقیق طبقاتی باشد، مجموعه‌ای ناهمگون از موقعیت‌های اجتماعی را در کنار هم قرار می‌دهد. همچنین دریافت مزد از دولت، به‌ خودی‌ خود معلم را از مناسبات کار مزدی خارج نمی‌کند. پرسش اساسی این نیست که چه کسی فیش حقوقی معلم را صادر می‌کند؛ پرسش این است که معلم مالک چه چیزی است، از چه منبعی زندگی می‌کند و برای بازتولید زندگی خود ناچار به انجام چه رابطه اقتصادی‌ای است.

البته نباید از این حکم نتیجه گرفت که همه معلمان از نظر درآمد، موقعیت اجتماعی و آگاهی سیاسی یکسان هستند. طبقه کارگر خود یک مجموعه همگن نیست و میان بخش‌های مختلف آن تفاوت‌های جدی در درآمد، مهارت، امنیت شغلی و آگاهی طبقاتی وجود دارد. ممکن است یک معلم از نظر ذهنی خود را «طبقه متوسط» بداند، اما آگاهی فرد از موقعیت خویش الزامن موقعیت عینی او را تعیین نمی‌کند. از همین رو، باید میان موقعیت عینی طبقاتی و آگاهی و سازمانیابی طبقاتی تمایز قائل شد.

کار معلم در عین حال در بازتولید اجتماعی نیروی کار نقش مهمی دارد. جامعه سرمایه‌داری فقط به نیروی کاری که امروز تولید و خدمات را پیش می‌برد نیاز ندارد، بلکه باید نسل بعدی نیروی کار نیز آموزش ببیند و مهارت‌های لازم برای ورود به تقسیم اجتماعی کار را کسب کند. معلم با آموزش نسل جدید یکی از وظایف ضروری بازتولید اجتماعی را بر عهده می‌گیرد.
مبارزات معلمان نیز این زمینه مادی مشترک را آشکار می‌کند. اعتراض برای دستمزد متناسب با هزینه زندگی، امنیت شغلی، حق تشکل، آزادی معلمان زندانی و بهبود وضعیت بازنشستگان، آنان را به مسائل عمومی جنبش کارگری نزدیک می‌کند. مبارزه علیه خصوصی‌سازی و کالایی‌شدن آموزش نیز از محدوده مطالبات شغلی معلمان فراتر می‌رود، زیرا آموزش پولی بیشترین فشار را بر خانواده‌های کارگری و کم‌ درآمد وارد می‌کند. از این رو، مطالبه آموزش رایگان، باکیفیت و برابر، منافع معلمان و خانواده‌های کارگری را به یکدیگر پیوند می‌دهد.

بنابراین، مسئله بر سر خواندن عنوان «کارگر» به معلم نیست، بلکه بر سر شناخت رابطه واقعی او در ساختار طبقاتی جامعه است. معلمان، بخصوص توده وسیع معلمانی که برای زندگی به مزد خود وابسته‌اند، بخشی از طبقه کارگر معاصر ایران را تشکیل می‌دهند. اما این موقعیت عینی بطور خودکار به آگاهی طبقاتی منجر نمی‌شود. وظیفه تعیین‌کننده آن است که مبارزه معلمان از محدودیت‌های صنفی فراتر رود، با مبارزه کارگران، پرستاران، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران پیوند برقرار کند و این منافع مشترک را به نیروی آگاه و سازمانیافته طبقاتی تبدیل کند.
۲۰شهریور ۱۴۰۵

📌یادداشت های  مندرج در کانال  شورا  لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
👌21❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صعودی برای حمایت از معلمان اخراجی

    خانم #لیلا_زارعی عضو انجمن صنفی معلمان کوردستان (سنندج) کە خود قبلا بە خاطر فعالیت صنفی و عضویت در انجمن، با حکم ناعادلانە "بازنشستە اجباری بە همراە تلقیل گروە شغلی و حذف حق معاونت" مواجە شدە بود، در تاریخ ۱۸ و ۱۹ شهریور١٤٠٥ بە کوه شیرباد از رشته کوهای بینالود در خراسان رضوی و کوە شاەجهان از رشتەکوههای آلاداغ در خراسان شمالی صعود کرد و این صعود را بە دو معلم اخراجی عضو انجمن آقایان #مجید_کریمی و #غیاث_نعمتی  به پاس ایستادگی، شرافت و تمام روزهایی که برای آگاهی و سربلندی شاگردانشان قدم برداشتند، تقدیم نمود.

قلەی کوە را کسانی فتح می‌کنند که از سختی مسیر نمی‌ترسند.

بعضی آدم‌ها را باید از نزدیک دید، نه از دور.
از دور فقط یک نام‌اند، یک سطر در یک پرونده، یک اسم در یک فهرست
اما وقتی نزدیکشان می‌شوی می‌فهمی یک انسان‌اند؛ باتمام رنج ها، باورها و کوهی از ایستادگی.
کوه هم همین‌طور است. از دور، فقط یک ارتفاع بلند است؛ اما وقتی قدم در مسیرش می‌گذاری،می‌فهمی هر سنگش یک امتحان است و هر پیچش یک انتخاب؛ برگردم یا بمانم؟
مسیر همیشه آسان نیست.
گاهی طولانی است، گاهی نفس کم می‌آوری و گاهی پاهایت می‌لرزد، اما قله سهم کسانی است که در میانهٔ راه ایستادن را رها نمی‌کنند.
می‌توان مسیر را سخت کرد، می‌توان سنگ پیش پای آدم گذاشت، می‌توان نام را خط زد و در را بست. اما نمی‌توان انسانی را که ایستادن را آموخته، به زانو درآورد.
من "شیرباد" و "شاه‌جهان" را بالا رفتم؛
نه فقط برای فتح بلندی، بلکه برای یادآوری یک حقیقت.

تقدیم به مجید کریمی و غیاث نعمتی؛
دو معلمی که از کلاس درس اخراج شدند، اما از ایستادن و مقاومت هرگز.

به احترام معلمانی  که حتی با رفتنشان هم درس دادند و به احترام انسان‌هایی که هرچقدر مسیر سخت‌تر شد، ایستادند و راه را ادامه دادند.


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
❤28👍5👏5🔥4👎2👌2
🔴بیانیه انجمن صنفی معلمان کوردستان به مناسبت چهارمین سالگرد شهادت ژینا امینی

   گرچە گرفتن جان ژینا(مهسا) امینی دختر سقزی بە خاطر پوششی کە امروزە بسیار معمول و متعارف می‌نماید آنقدر شوک‌آور و تلخ بود کە حتی یادآوری آن هم می‌تواند دل میلیون‌ها انسان را بە درد آورد، اما جنبش ژینا تنها واکنشی اعتراضی به این رویداد نبود؛ بلکه بیان نارضایتی عمیقی بود که طی دهه‌ها در لایه‌های مختلف جامعه متکثر ایران شکل گرفته بود و شهادت ژینا امینی در بازداشتگاە گشت ارشاد، به جرقه‌ای تبدیل شد که بخش‌های گسترده‌ای از جامعه را به میدان آورد. ماهیت و میزان اعتراضات بە علاوە مطالباتی کە آشکار کرد نشان داد که دیگر نمی‌توان آن‌ را صرفاً در چارچوب اعتراضات مقطعی و یا محدود به منطقه و استانی خاص هم توضیح داد. تفاوت جنبش ژینا با بسیاری از جنبش‌های پیش از آن، در این بود که دیگر صرفاً معطوف به مرکز و اصلاح ساختار قدرت نبود، بلکه خواسته‌هایی را نمایندگی می‌کرد که در طول صد سال گذشته، در نتیجه نگاه امنیتی و گفتمان‌های مرکزگرا، به حاشیه رانده یا از عرصه عمومی حذف شده بودند. این جنبش، تکثر موجود در جامعه ایران را به شکلی آشکار به نمایش گذاشت و خواستار بازاندیشی در تعریف ایران و بازتعریف مناسبات سیاسی و اجتماعی بر اساس حقوق برابر همه شهروندان و گروه‌های مختلف جامعه شد.
    شعار #ژن #ژیان #ئازادی (#زن #زندگی #آزادی) نیز از همین رو فراتر از یک شعار اعتراضی مورد اقبال قرار گرفت و به بیان فشرده‌ای از مجموعه مطالبات جنبش تبدیل شد. «زنان» گرچە نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند، اما به دلیل نابرابری در دسترسی به قدرت، سرمایه و فرصت‌های اجتماعی، در موقعیتی فرودست و اقلیت‌گونە قرار گرفته‌اند و از این‌رو به نمادی از مبارزه با تبعیض و سلطه جنسیتی تبدیل شدند. «زندگی» بیانگر مطالبه کرامت، رفاه، امنیت، آسایش و حق انتخاب بود و «آزادی» نمایانگر خواست رهایی فرد و تمامی بخش‌های جامعه از ستم، حذف و سرکوب بود. پیوند این سه مفهوم، تصویری تازه از خواست بخش بزرگی از جامعه ایران ارائه کرد؛ تصویری که در آن آزادی فردی، برابری اجتماعی، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند.
   یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنبش ژینا، نقش بی‌سابقه زنان در شکل‌گیری و تداوم آن بود. زنان نه صرفاً یکی از گروه‌های معترض، بلکه در بسیاری از نقاط به نیروی محرک اعتراضات تبدیل شدند. مقاومت در برابر حجاب اجباری و دیگر اشکال کنترل بر بدن و زندگی زنان، به بخشی از مقاومت مدنی گسترده‌تر تبدیل شد. این تحول نشان داد که مسئله زنان در ایران صرفاً یک مسئله حقوقی یا فرهنگی نیست؛ بلکه با ساختار قدرت، قانون، اقتصاد، خانواده و مناسبات اجتماعی پیوندی عمیق دارد. از این منظر، مبارزه برای حقوق زنان بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای دموکراسی، برابری و آزادی در ایران است.

حضور گسترده نوجوانان و جوانان (کە در ادبیات سیاسی و رسانەای آن مقطع «نسل زد» نام گرفتند) همراە با نوع مطالباتی کە مطرح نمودند یکی دیگر از مشخصەهای بارز جنبش ژینا بود. این نسل که بخش مهمی از زندگی و ارتباطات خود را در فضای اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ارتباط با جهان گسترده‌تر شکل داده است، سبک زندگی، روابط اجتماعی و آینده‌ای متفاوت را مطالبه می‌کند. بسیاری از آنان پیش از ورود گسترده به عرصه اعتراضات اجتماعی، در زندگی فردی و خانوادگی نیز در برابر ساختارهای سنتی و پدرسالارانە مقاومت کرده بودند و جنبش ژینا فرصتی برای بروز این شکاف و اعتراض در سطح جامعه فراهم کرد.
#انجمن_صنفی_معلمان_کوردستان (سقز و زیویه، مریوان و سروآباد، سنندج)
شهریورماه ۱۴۰۵

👈🏻ادامه مطلب را اینجا بخوانید.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
❤46👍7🔥3👌2
🔴بازداشت محمد رفیع صادقی، معلم بازنشسته و فعال اجتماعی

بر اساس گزارش‌های رسیده، در تاریخ هشتم شهریور ماه ۱۴۰۵،محمد رفیع صادقی، معلم بازنشسته، کنشگر اجتماعی، فعال حقوق بشر و صلح، پژوهشگر و متخصص فناوری اطلاعات و آموزش، در حالی که از وضعیت جسمانی مناسبی برخوردار نبوده، توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه منتقل شده است.
از زمان بازداشت تاکنون، خانواده و نزدیکان او از وضعیت جسمانی، محل نگهداری و روند پرونده‌اش بی‌اطلاع مانده‌اند. این بی‌خبری، به‌ویژه با توجه به بیماری و شرایط جسمانی آقای صادقی، نگرانی‌ها درباره سلامت و امنیت او را افزایش داده است.

آقای صادقی پس از بازنشستگی، بخش مهمی از فعالیت‌های خود را به ترویج صلح، گفت‌وگو، همزیستی، دفاع از حقوق شهروندان و حمایت از زندانیان، به‌ویژه زندانیان سیاسی و فرهنگیان در بند، معطوف کرده بود. همچنین بنا بر گزارش‌های رسیده، او در مناطق مختلف، به‌ویژه مناطق محروم از جمله منوجان، جیرفت و عنبرآباد، در زمینه میانجی‌گری، آشتی، آزادی زندانیان و کاهش خشونت اجتماعی فعالیت داشته است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بازداشت محمد رفیع صادقی، بی‌خبری از وضعیت او و برخورد امنیتی با فعالیت‌های صلح‌طلبانه، فرهنگی و اجتماعی را قویاً محکوم می‌کند و خواهان اعلام فوری محل نگهداری، امکان تماس و ملاقات با خانواده، رسیدگی جدی به وضعیت جسمانی و درمانی او، رعایت کامل حقوق قانونی در روند پرونده و آزادی بی‌قیدوشرط این معلم بازنشسته و فعال اجتماعی است.

🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
😢23🔥7❤4
🔴معلم را با فرم‌ها اندازه نگیرید

✍️ آرام بیداری

معلم برای تدریس به کلاس می‌رود، اما بخشی از زمان و انرژی او صرف کارهایی می‌شود که ارتباط مستقیمی با آموزش ندارند؛ فرم‌های متعدد، گزارش‌نویسی، ثبت اطلاعات در سامانه‌ها، مستندسازی و پاسخ به بخشنامه‌هایی که یکی پس از دیگری از راه می‌رسند.

قرار بود فناوری و سامانه‌ها کار مدرسه را ساده‌تر کنند؛ اما گاهی نتیجه برعکس شده است؛ معلم به جای اینکه بیشتر کنار دانش‌آموز باشد، بیشتر پشت سامانه‌هاست.

هر فعالیتی که از معلم خواسته می‌شود، الزاماً به معنای افزایش کیفیت آموزش نیست.
گاهی یک گزارش چندصفحه‌ای، ساعت‌ها وقت معلم را می‌گیرد؛ در حالی که همان زمان می‌توانست صرف طراحی یک فعالیت آموزشی، بررسی مشکلات یادگیری دانش‌آموزان یا گفت‌وگو با خانواده‌ها شود.
مسئله، مخالفت با ارزیابی و نظارت نیست.
مسئله این است که ارزیابی نباید جای آموزش را بگیرد.

اگر هدف، سنجش عملکرد واقعی معلم است، باید کیفیت تدریس، پیشرفت دانش‌آموزان، خلاقیت و اثرگذاری آموزشی معیار قرار گیرد؛ نه تعداد فرم‌هایی که تکمیل شده یا گزارش‌هایی که در سامانه ثبت شده است.

معلم به زمان نیاز دارد؛
زمان برای فکر کردن، طراحی کردن، آموزش دادن و شنیدن دانش‌آموز.
مدرسه نباید به اداره‌ای پر از فرم و سامانه تبدیل شود.
هر دقیقه‌ای که از معلم برای کارهای غیرضروری اداری گرفته می‌شود، دقیقه‌ای است که از کلاس درس و دانش‌آموز کم می‌شود.
معلم را با تعداد فرم‌ها اندازه نگیرید؛
اثر او را در کلاس درس ببینید.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
👌18👍10❤2