کوبه
2.24K subscribers
544 photos
5 videos
50 files
442 links
عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران
www.koubeh.com
t.me/koubeh
instagram.com/koubeh_com
linkedin.com/company/koubeh/

ارتباط با کوبه:
@koubehmedia_admin
contact.koubeh@gmail.com
Download Telegram
honare_memari
به مدیریت وبسایت و کانال تلگرامی کوبه از طرف علیرضا عظیمی مدیر واحد تحقیق و توسعه‌ی مؤسسه‌ی فرهنگی هنری هنرمعماری آرزوی ما توسعه‌ی تحقیقات پیرامون بندر کنگ است… تحقیقات نه شبه تحقیقات! نظر به انتشار یادداشت(؟!) « کاشفانِ [نه چندان] فروتنِ بندر کنگ » به…
ادعاهای نادرست علیرضا عظیمی

شهاب‌الدین تصدیقی

متن آقای عظیمی سه نکتهٔ خلاف واقع داشت که لازم دیدم به تصویر بکشم. نقدهای دیگری نیز به متن‌شان وارد می‌دانم که به قضاوت مخاطبان بسنده می‌کنم.

@Koubeh
📌 پاسخی مجدد به آقای تصدیقی در پی انتشار اسکرین شات هایی از اینستاگرام مؤسسه‌ی فرهنگی هنری هنرمعماری

با عرض سلام و احترام
به اطلاع مخاطبین محترم کانال تلگرامی و وبسایت کوبه می‌رساند که:

1- بنده به شخصه منظور آقای تصدیقی از اسکرین شات اول را درک نکرده زیرا همانگونه که تأکید شده بود، کلیه‌ی کامنت‌های دانشجویان خاطی حذف شده و خواهد شد و اقدام آقای تصدیقی چیزی جز تشویش اذهان عمومی نیست. بنده صریحاً تأکید کرده و می‌کنم که حسب دستور، کلیه‌ی نظرات بر خلاف رویه‌ی معمول هنرمعماری در مورد این پست بخصوص، حذف خواهند شد. ضمناً نظر به جوانی و حس هیجانی جناب تصدیقی یادآوری می‌کنم که انتشار عمومی اسکرین شات بدون اجازه جرم تلقی می‌گردد و قطعاً هنرمعماری بابت این فعل کوبه و جناب تصدیقی حقوق خود را در نظر و محفوظ خواهد داشت.

2- آنچه که بنده در باب تیتراژ پایانی فیلم ناخدا خورشید مطرح کردم بنا بر شنیده‌ای بود که از دیگر دوستان داشته‌ام و از این بابت از خوانندگان محترم به جهت انتقال اطلاعات اشتباه رسماً پوزش می‌طلبم.

3- در باب اسکرین شات سوم که ارجاع به مقاله‌ای است که در سال 1359 نگارش شده است، بنده همچنان بر نظر قبلی خود تأکید می‌نمایم. شاید از منظر جناب تصدیقی که هنوز رخت دانشجویی بر تن دارند، این متن یا هر متن دیگری ارزش انتشار داشته باشد اما از نظر ما در #هنرمعماری، به عنوان بزرگترین هولدینگ رسانه‌ای کشور که تنها یکی از رسانه‌های آن – منظور مجله‌ی هنرمعماری است – به عنوان پرتیراژترین مجله‌ی تخصصی معماری کشور فعال است و بخش انتشارات آن نیز در چهار دوره‌ی جایزه‌ی دکتر مزینی چهار تندیس پیاپی دریافت نموده است، هنوز هیچ مقاله‌ی علمی معتبری که در تعریف حدود و علوم معماری بندر تاریخی کنگ مؤثر باشد رؤیت نشده است. اساساً استناد به مقاله‌ی سال 1359 در نوشتار جناب تصدیقی، در نوع خود جالب و نشان از سطح علمی طرفین دارد.

4- بنده از مقام خود و به سهم خود تلاش جناب تصدیقی را تحسین نموده و برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و درخواست می‌کنم کلیه‌ی گزاره‌های خلاف واقع یادداشت اینجانب را منتشر نمایند تا مورد بررسی قرار گیرند. قطعاً این چالش فردی اگر تبدیل به فرصتی برای بازآموزی عمومی گردد مغتنم خواهد بود. لطفاً تلاش‌های خود را تکمیل و اطلاع رسانی نمایید و پاسخ لازمه را نیز به فراخور دریافت نمایید، ارجاع دادن به مخاطبین چندان در شأن محققین اصیل نیست.

5- هرچند که جناب تصدیقی در عکس انتشاری خود تمایل دارند پای هنرمعماری را به میان بکشند اما همانگونه که قبلاً تأکید شد به نفع دوستان جوان کوبه و جناب تصدیقی است که حساب بنده را از حساب هنرمعماری جدا نمایند. اینکه ایشان دوست دارند بنده را بدون پیشوند و پسوند خطاب نمایند، به مسائل تربیتی و اخلاقی گذشته‌ی ایشان برمی‌گردد اما اگر قرار بر اظهار نظر هنرمعماری بود ، قطعاً شرایط این گفتگو امروز به گونه‌ی دیگری بود.

با سپاس و احترام
علیرضا عظیمی

@AOAonlineIR
طرح یک پژوهش (۲): مکتب سقاخانه و مطالعات معماری ایران

پوریا محمودی اصل همدانی

تابستانی که گذشت، زمانِ زیادی را صرفِ پژوهشی کردم دربارۀ هنر نوگرای ایران و به‌طور خاص «مکتب سقاخانه» در هنرهای تجسمی معاصر ایران. آخر هم قسمت! نشد و پایان‌نامه را چیزِ دیگری انتخاب کردم. اما پژوهشم نتایجِ جذابی –دست‌کم برای من- داشت. همچون نوشته‌ای که دربارۀ «نهاد مرجعیت شیعه و معماری دورۀ فتحعلی‌شاه قاجار» نوشتم، می‌خواهم ایدۀ دیگری را برای یک پژوهش طرح کنم؛ اما این‌بار با این تفاوت که دربارۀ این‌یکی، برخلافِ آن‌یکی، تاحدی پژوهشی منسجم انجام داده‌ام.

از میانِ ایده‌هایی که در فکرم هست، دو ایده را طرح می‌کنم:


ایدهٔ اوّل: پژوهشی تطبیقی دربارۀ تاریخ‌نگاریِ «معماری» و «هنرهای تجسمی» در هنرِ دهه‌های سی و چهل و پنجاه. تاریخ‌نگاریِ معماری آن سال‌ها، چه در همان دهه‌های سی و چهل و پنجاه و چه در پژوهش‌های متاخر، گرایش‌های متفاوتی داشته‌ است. در هنرهای تجسمی نیز داستان از همین قرار است. می‌توان رگه‌ای از تمامِ جریان‌هایی که دربارۀ معماری در دهه‌های پیش نوشته‌اند را در تاریخ‌نگاریِ هنرهای تجسمی‌ این دوره نیز دید. از سنت‌گرایان تا مدرنیست‌ها. مثلاً نگاه کنید به آنچه اتینگهاوزن، هنرشناسِ سرشناسِ آمریکایی دربارۀ آثار پرویز تناولی می‌گوید:«چنین می‌نماید که این پدیده (گرایشِ آثار تناولی) حاصل تلاقی دو گرایش است: یکی گرایش مدرن و دیگری گرایش ایرانی- اسلامی. این دو گرایش از بسیاری از جهات به هم مرتبط و حتی همانندند و یکدیگر را تقویت می‌کنند.» (پاکباز، ۱۳۸۱: ۱۴) چنان‌که می‌توان از این دست مثال‌ها را دربارۀ تاریخ‌نگاری معماری معاصر ایران نیز آورد.

شاید بپرسید خب که چه؟ چرا چنین تطبیقی انجام دهیم. فرض کنیم شباهتی میانشان باشد. نتیجه؟ پاسخم این است که می‌توان از این منظر نگریست که هنر نوگرای ایران، در بحبوحۀ جدال و تفکر برای سنتی‌بودن یا جدیدشدن، چه امکاناتی را برای تاریخ‌نگاری‌هایی اینچنین مشابه ایجاد کرده است؟ از همین رهیافت می‌توان به اینجا رسید که چه گفتمانی بر اندیشۀ نظریه‌پردازان، هنرمندان و معمارانِ آن دوره غالب بوده است که نتیجه‌اش شد معماریِ «تاریخ‌گرا» و مکتب «سقاخانه» در هنرهای تجسمی. و باز هم در برگشتی دیگر باید تحلیل کرد، چه قابلیت‌هایی برای نوشته‌های مورخان و منتقدانِ هنر در خودِ «اثر هنری» نهفته بود؟ این قابلیت‌های اثرِ هنری بود که امکاناتی جدید برای تاریخ‌نگاریِ هنر و معماری (به‌ویژه در روایت‌های سنت‌گرایانه‌اش) به ارمغان آورد؟ آیا معماری و هنرنوگرای ایران زبانی داشت که این زبان موثر بر و متاثر از تاریخ‌نگاریِ هنر و معماری بود؟ اینان پرسش‌های درخوری‌ست. هرکدامشان نیاز به پاسخی جدی و مفصل دارد...

⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.

http://telegra.ph/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%B2-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%B3%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-02-04

http://koubeh.com/pm5/
🛑 دريافت فايل نسخ خطی کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران از طريق تلگرام امکان‌پذیر شد
@UT_Central_Library
@Koubeh
کوبه
طرح یک پژوهش (۲): مکتب سقاخانه و مطالعات معماری ایران پوریا محمودی اصل همدانی تابستانی که گذشت، زمانِ زیادی را صرفِ پژوهشی کردم دربارۀ هنر نوگرای ایران و به‌طور خاص «مکتب سقاخانه» در هنرهای تجسمی معاصر ایران. آخر هم قسمت! نشد و پایان‌نامه را چیزِ دیگری انتخاب…
🗒
طرح یک پژوهش (۳): ایده‌ٔ بازگشت به خود (هویت) در رابطۀ تطبیقی مکتب سقاخانه و تالار قندریز

ساناز آقاسی

نوشته آقای «پوریا محمودی» باعث شد که موضوع پایان‌نامۀ من که در این حیطه است مطرح گردد؛ ولی با دیدگاهی دیگر. اما این دوره بسیار جای کار دارد و متاسفانه، همچون بسیاری از حوزه‌های دیگر، هنوز کار گسترده‌ای در این باب انجام نشده است. من در موضوعِ پایان‌نامه‌ام، سعی دارم به دهه‌های ۳۰، ۴۰و ۵۰ خورشیدی بپردازم. اتفاقاتی که در این حین رخ میدهد و هدف نقاشان و معماران، دستیابی به هویت از دست رفته ایرانیان است. یعنی دوره‌ای که مدرنیسم بر جامعه حاکم است، عده‌ای درصدد بازگشت به خود هستند. ایده‌های بسیاری را می‌توان در این حوزه پی گرفت. من نیز ایدۀ خودم را به پیوست نوشتۀ آقای محمودی، طرح می‌کنم.

در فضای پر جنب‌وجوش هنر و هنرمندان ایران در سال‌های اول دهه ۴۰ شمسی، کهنه و نو، سنتی و مدرن در مقابل هم قرار گرفتند و هریک با تحرک و تکاپو برای به‌دست‌گرفتنِ عرصه‌های هنری تلاش می‌کردند. برخورد میان گرایش‌های کهنه و نو فضای هنر معاصر را فراگرفت که نهایتاً به پیروزی نوگرایان انجامید. در نقاشی دهۀ ۴۰ می‌توان نوعی سعی و کوشش در جهت ایجاد ترکیب مناسب نقاشی مدرن غربی با نقاشی گذشتۀ ایران را مشاهده کرد. «منصور قندریز»، «ژازه طباطبایی»، «فرامرز پیل‌آرام»، «محمد احصایی»، «حسین زنده‌رودی»، «مسعود عربشاهی» و دیگران سعی داشتند در آثار گذشتۀ ایران سیری کنند و اندیشه و نگاه نو و جدید را با سنت‌های ارزشمند نقاشی ایرانی و مینیاتور پیوند زنند. مجسمه‌های پرویز تناولی هم به نوعی دلبستگی او به اشیای فلزی خاصی چون قفل، زنجیر، ضریح، کوبۀ ‌در و غیره که نمادهای ایرانی بودند را نشان می‌داد و حکایت از خلاقیت ویژه‌ای داشت. یکی از اولین و مهم‌ترین پاتوق‌های این هنرمندان، «تالار قندریز» بود که روبروی «دانشکدۀ هنرهای زیبا» در خیابان شاهرضا قرار داشت؛ در این پاتوق، می‌شد کوشش‌های نقاشان ایرانی را در ترکیب نقاشی مدرن و نقاشی گذشته ایران مشاهده کرد.

روز چهارم تیرماه ۱۳۴۳ «تالار ایران» که در زیرزمین انتشارات علمی روبروی درب اصلی دانشگاه قرار داشت افتتاح شد. این تالار در سال اول حیاتش جمعاً ۱۰ نمایشگاه برگزار کرد. بنیان‌گذاران تالار ایران به هنر اعتقاد داشتند. همین علاقۀ وافر به هنر باعث شد که پس از مرگ نابهنگام منصور قندریز به علت تصادف اتومبیل در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۴۴ نام وی را بر تالار بگذارند و با این کار نشان دهند که هنر و هنرمند بیش از هر چیز برای آنان ارزشمند است.

در کنار دو ایده آقای محمودی که عبارتند از:
ایده اول: پژوهشی تطبیقی درباره تاریخ‌نگاری «معماری» و «هنرهای تجسمی» در هنر دهه‌های سی و چهل و پنجاه.
ایده دوم: تطبیق میان آنچه که از تصویر معماری گذشته ایران بر آثار هنرهای تجسمی «مکتب سقاخانه» نقش بسته است؛
من سعی می‌کنم «ایدۀ بازگشت به خود در رابطه تطبیقی مکتب سقاخانه و تالار قندریز» را بررسی کنم. چرا که روایت داستان تالار قندریز، به‌عنوانِ یکی از اولین محل‌های کنار هم بودن هنرمندان آن دوره، می‌تواند تصویری از آنچه که در فعالیت و کوشش‌های آن هنرمندان گذشته است را نشان دهد.

این ایده‌ها تنها بخشی از آن چیزی‌ است که مطالب این دوره برای تاریخ‌نگاری هنر و معماری ما به ارمغان می‌آورد. امیدواریم در آینده این مسیر جدی‌تر و با ایده‌های نو پی گرفته شود.

منابعِ دیگری که می‌تواند به علاقه‌مندان در این حیطه کمک کند:

دایرة المعارف هنر، رویین پاکباز، انتشارات فرهنگ معاصر ۱۳۷۹.
مقاله: جامعه‌شناسی مکتب نقاشی سقاخانه‌ای، حسین عابددوست/زیبا کاظم‌پور.
ایرج اسکندری، بررسی گرایش‌های سنتی در نقاشی معاصر ایران، هنرنامه ش ۹.
کامران افشار مهاجر، هنرمند ایرانی و مدرنیسم، چاپ اول، تهران: نشر دانشگاه هنر ۱۳۸۴.
رویین پاکباز، نقاشی ایرانی، چاپ دوم، تهران: نشر زرین و سیمین، تهران ۱۳۸۰
محمد شمخانی، نوشت و نقدهایی درباره پیشگامان هنر معاصر ایران، چاپ اول تهران: نشر آگاه ۱۳۸۴.
مرتضی گودرزی، جست‌وجوی هویت در نقاشی معاصر ایران، چاپ اول، انتسارات علمی و فرهنگی ۱۳۸۰.
مرتضی گودرزی، تاریخ نقاشی ایران از آغاز تا عصر حاضر، چاپ اول، تهران، انتسارات سمت، ۱۳۸۴
حسن بلخاری، چگونگی شکل‌گیری هنر نقاشی دهه‌های ۴۰و۵۰ ایران، ۱۳۸۷.

🛑 لینک این نوشته در سایت کوبه:
http://www.koubeh.com/sa1

@Koubeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در یک نگاه: ویلایی در خیابان ثریا، اثر وارطان هوانسیان

یاسمین نعمت‌اللهی

🛑 اسناد و نقشه‌های این ویلا در نشریهٔ «معماری نوین» منتشر شده است.

@Koubeh
نگاهی نوباره به شهر در روزگار ساسانی

🖊حامد محمدپور

روزگار ساسانی در امتداد چندین سده فرمانروایی، دارای شهرسازی ویژه‌ای است. شهرهای بسیاری در این زمان به دستور فرمانروایان ساسانی، بازسازی یا ساخته شده‌اند که دست‌کم می‌توان آن را در پنج گام بازشناسی کرد.

چنین پنداشته می‌شود که ساخت شهر به ویژه در سدۀ نخست ساسانی، برآمده از برخوردی گسترده از سوی فرمانروایان و شهربانان برای نمایش توانایی خود در راستای پیشی‌گرفتن از یکدیگر باشد. رشد فزایندۀ شهرگرایی، نیاز به شهرهای پدافندی در مرزها، گسترش بازرگانی و بهبود پیوندگاه‌های تجاری، پاره‌ای از دیگر انگیزه‌های ساخت شهر به شمار می‌آیند.
با این حال، آگاهی‌های ما دربارۀ شهرسازی در این روزگار به سبب نبود پژوهش‌های ساختاریافته با کاستی‌های فراوان همراه است. پژوهش‌های میدانی نیازمند هزینه‌های هنگفت و کاوش فراوان در بازۀ زمانی گسترده هستند و چنین که پیداست این توانایی اکنون به خوبی در دست نیست. افزون بر این، به سبب نبود این‌گونه پژوهش‌ها پیرامون شهر، شهرنشینی، شهربانان و شهروندان آن، دیدگاه‌های گوناگون و گاه ناسازگار با یکدیگر در این زمینه پدید آمده است. از دیدگاه کالبدی نیز بسیاری از سازه‌ها و ساختمان‌های این برهۀ زمانی ناشناخته مانده‌اند.
برای نمونه می‌توان از پژوهشگرانی چون دکتر محسن حبیبی یاد کرد که با نگرشی کلی، بخش کهن‌دژ و کاخ شاهی را در میانۀ شهر دانسته‌اند. ولیکن چنین دیدگاهی برپایۀ گواهی‌ها و داده‌های باستان‌شناسی نمی‌تواند چندان درست باشد.

از آنچه در نخستین شهرهای این زمان مانند شهر «گور» نمایان است چنین برمی‌آید که جانمایی بخش‌های اداری و آیینی در کانون شهر و کاخ و دژ نظامی در بیرون از آن جای داشته است. چند دهه پس از ساخت شهر گور، الگوی جانمایی ساختار کالبدی شهر در «بیشاپور» تا اندازه‌ای دگرگون شد. به این گونه که کاخ در درون شهر و ساختمان‌های اداری و آیینی، نه در کانون شهر بلکه در کنارۀ آن جای گرفتند. پس از آن در شهرهای دیگری چون «قصر ابونصر» ساختمان‌های اداری، آیینی و کاخ، درون دژی بیرون از شهر جای داشتند. (۱)

افزون بر این شهرهایی چون بیشاپور و «کرخه» را نمی‌توان از دیدگاه ساختاری مستطیل شکل دانست (۲) و از سویی دیگر، شهرهایی چون «وه‌اردشیر» و «گندی‌شاپور» را برپایۀ شواهد بدست آمده، می‌توان در چارچوب شهرهای مدور جای داد. (۳)
چرایی و چیستی چنین گزینشی در جانمایی اندام‌های کالبدی شهر نیز همچنان بر ما پوشیده است.
از این رو شهرگرایی و ساختار کالبدی شهر در این روزگار به نگاهی نوباره و نگرشی نوین نیاز دارد تا برپایۀ نویافته‌ها و داده‌های باستانشناسی، فرایافتی سنجیده‌تر از آن شود.
_______________________________________________________________________
پی نوشت
۱. محمدی‌فر و امینی، 1394: 45 – 54.
۲. هوف، 1365: 183 – 184، شیپمن، 1384: 124.
۳. هوف، 1365: 80؛ Negro Ponzi, 1967: 95 – 98؛ Simpson, 2000: 60 – 61..
منابع
محمدی‌فر، یعقوب و امینی، فرهاد. باستان‌شناسی و هنر ساسانی، نشر شاپیکان، چاپ نخست، 1394.
هوف، دیتریش. نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، برگردانی محمد رحیم صراف، تهران: نشر وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1365.
شیپمن، کلاوس، تاریخ شاهنشاهی ساسانی، برگردانی فرامرز نجد سمیعی، تهران: نشر سازمان میراث فرهنگی پژوهشکده زبان و گویش، 1383.
Negro Ponzi, The Parthian and Sasanian Worlds, Mesopotamia III, 293 – 384.
Simpson, John. 2000, Mesopotamia and Iran in the Parthian and Sasanian periods: rejection and revival c. 238 BC – 624 AD. Edited by John Curtis, British Museum.

@koubeh
http://koubeh.com/hm3/
‍ ‍‍ ‍‍ ‍‍ فراخوانی برای گفتگو درباره‌ی «آموزش‌های معماری»

امروز بیرون از دانشکده‌های معماری، صدای جدیدی می‌آید: صدای جریان‌های موازی آموزش معماری که روشی جایگزین یا #آلترناتیو برای آموختن معماری پیشنهاد می‌دهند.
🔹آیا ایراد از دانشگاه بود؟
🔸آیا دانشگاه‌ها، ما را «معمار» می‌کنند؟
🔹این آموزش«ها»ی آلترناتیو چه تأثیری بر جریان معماری دارند؟
🔸خوش‌بین هستید یا بدبین؟
🔹چه نقدی دارید؟
🔸چرا این آموزش‌«ها» سربرآوردند؟
🔹انتظار داریم چه چیزی را به ما آموزش دهند؟

انجمن علمی «معماری» و انجمن علمی «مطالعات معماری ایران» دانشگاه تهران ، مشترکاً این سوال‌ها را از شما می‌پرسند: نظرتان درمورد آموزش معماری چیست؟ نقدها، نظرات، پیشنهادات خود را برای این دو انجمن ارسال نمایید.

قالب ارسال نقدها و نظرها:
📝 متن (کمتر از ۷۰۰ کلمه)
🎞 فیلم کوتاه (و یا پاره فیلم 🎥)
🎙 پادکست و فایل صوتی (حتی موسیقی! 🎶)
📉 اینفوگرافیک و تصاویر گویا
و هر قالب دیگری که مناسب دانستید!

📩 ارسال آثار از طریق:
(تلگرام) @Asoi_UT
(ایمیل) asoi.assoc@gmail.com

در صورت ارسال اثر تا ۳۰ بهمن ماه و تایید هیئت تحریریه، آثار در فصلنامه‌ی «دریچه‌ی معماری» چاپ می‌شود.

آثار شما در صورت تایید از کانال رسمی این دو رسانه منتشر خواهند شد:
@Anjoman_Motaleat
@aa_ut
The Cult of Futurism
مذهب آینده گرایی

🖊 سعید خاقانی

سرکی کوتاه به سایت دانشکدۀ «سای‌آرک» (Sci-Arch) کافیست تا آدرنالین خون آدم بالا برود. از سای‌آرکی‌ها می‌خواهند که آن‌جا را توصیف کنند، یکی می‌گوید «تخیل فراتر از مرزها»، دیگری می‌گوید «در یک کلمه سای‌آرک یعنی بووووم»، چیزی شبیه به آتش‌بازی که ما با دهان باز و متحیر به آن چشم دوخته‌ایم. رباط‌ها ماکت می‌سازند و دانشجویان طرح‌هایی در باب نقش معماری پازلی در شکل‌گیری اجتماع فراکتال آینده ارائه می‌کنند. هرچند بخشی از تحیر ما ماحصل جادوی تصویر است، تصاویری که برای ما بیرونی‌ها، تحیر و تخدیر می‌سازد، اما انگار در واقعیت هم آن‌جا بازی دیگری در جریان است. حس می‌کنی که چقدر عقب هستی و وقتی در ایران زندگی کنی، می‌گویی «ما کجاییم و آن‌ها کجا»! جمله‌ای که در این روزگار پرحسرت ما، ذیل خیلی از پست‌های تلگرامی که خوبی آن‌ور آبی‌ها را نشان می‌دهد، نوشته می‌شود. چه خاکی باید بر سرمان بریزیم یا کمی رسمی‌تر، چه باید بکنیم؟

⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.

http://telegra.ph/sa1-02-14
http://koubeh.com/skh6/
@koubeh
#سای_آرک
#آینده_گرایی
#معماری_آلترناتیو
راهروهای تاریک تئاتر خصوصی

🖊 مصطفا مرادیان

در چند سال اخیر شاهد رشد چشم‌گیر مجموعه‌های خصوصی تئاتر در سطح شهر تهران بوده‌ایم که برخی از این مجموعه‌ها دو تا سه سالن تئاتر با ظرفیت‌های قابل‌توجه را در خود جای‌داده‌اند. در گزارش‌های پی‌درپی وزارت فرهنگ و ارشاد و جلسات تئاتری اصناف مربوط، شاهد عباراتی از قبیل افتتاح و پیشرفت تئاتر هستیم و از گسترش کمیت و کیفیت تئاتر با تکیه بر همین سالن‌ها یا مجموعه‌های تازه‌تأسیس خصوصی سخن به میان می‌آید. احتمالاً چنین هم هست چراکه گاهی تعداد تئاترهای شهر تهران که به‌صورت هم‌زمان در حال اجرا هستند از هفتاد هم تجاوز می‌کنند و این آمار در قیاس با سال 90 رشد تقریباً چهار برابری را نشان می‌دهد. اما کدام مؤلفه را باید برای تعیین بهتر یا بدترشدن وضعیت تئاتر و معماری آن، ملاک قرار داد؟ آیا رشد قارچی سالن‌های پول‌خوار خصوصی در بافت‌های غیراستاندارد شهری می‌تواند این مؤلفه را شکل دهد؟ یا اینکه اساساً رسالت تئاتر چیست و قرار است کدام نیاز جامعه را و به چه قیمتی برطرف می‌کند؟ آیا قرار است سالن‌های تئاتر به واسطۀ مهیاکردن محیطی سربسته برای اجرا با تولید تئاتر‌های بیشتر، فرهنگ جامعه را توسعه دهند و در قالب‌های استاندارد جهانی با تفکر دنیای مدرن، مسائل روز را به چالش و نقد بکشند؟ پاسخ مشخص است: خیر. چراکه دغدغه این نیست و دغدغه کسب درآمد است آن هم در حفرۀ گشاد تعاملات ناقص شهرداری و وزارت فرهنگ و ارشاد. اگر جز این بود هر مجموعۀ معماری در بدیهی‌ترین شکل ممکنش باید از یک سری استاندارد پیروی کند و پس از آن وارد عرصۀ خدمات‌رسانی(!) یا پول‌آوری شود. مسئولش کدام نهاد است؟

⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.

http://telegra.ph/mm1-02-17
http://koubeh.com/mm5/
@koubeh
#تئاتر_و_معماری
#تماشاخانه
کوبه
Photo
🔶 جلسۀ دفاع از پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد مطالعات معماری ایران

🔸 «نسبت سازماندهی فضایی شهر ری و شبکۀ راه‌های موسوم به راه ابریشم؛ از آغاز اسلام تا پیش از حملۀ مغول»
🔸 دنیا معصومی خامنه

🔹استادان راهنما:
دکتر پیروز حناچی
دکتر محمدحسن خادم‌زاده
🔹استاد مشاور:
دکتر پرستو عشرتی

دوشنبه ۳۰بهمن‌۱۳۹۶ ؛ ساعت ۱۱:۳۰
پردیس هنرهای زیبا، سالن قضاوت دانشکدۀ شهرسازی
خشونت علیه مردگان

سیده‌شیرین حجازی

«من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم، سخنرانی پرشوری ایراد کردم و گفتم دورۀ قرارگرفتن بناهای زشت و زیبا در کنار هم، پس از انقلاب اسلامی ایران، دیگر به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی‌توانند در کنار مزار شهیدان به‌خون‌خفته و چهره‌های درخشان تاریخ اسلام، مانند حضرت عبدالعظیم، مقبرۀ جنایتکارانی مانند رضا‌خان، ناصرالدین شاه قاجار و حسنعلی منصور و دودمان پهلوی را تحمل نمایند. باید به هر وسیله‌ای که شده، مقبره‌های سردمداران کفر و الحاد تخریب شود.
مردم لحظه‌به‌لحظه تکبیر می‌گفتند و ابراز شادی می‌کردند. من حدود سه ربع ساعت برای مردم صحبت کردم و صحن حرم مملو از جمعیت شد.
با صدور فرمان حرکت به‌سوی مقبرۀ پهلوی، مردم بسیج شدند. آن‌ها در همان دقایق اولیه خیلی تلاش کردند، ولی در عمل مشاهده شد که مقبره به‌قدری محکم ساخته شده که هیچ بیل و کلنگی به آن کارگر نیست. البته، مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه کرده بودیم. از طرف سازمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلمبرداری کنند.

مردم ستم‌کشیده از دست این دودمان، به‌ویژه سالخوردگان حضرت عبدالعظیم، بی‌اندازه فعالیت می‌کردند یکی سنگ‌ها را می‌شکست و دیگری پله‌ها را می‌کند و سومی به در و پنجره حمله می‌کرد و خلاصه، هر کس کاری می‌کرد.
سرانجام، کار به گریدر و بلدوزر و جرثقیل و وسایل قوی مکانیکی کشید. ساعت، حدود 4:30 بعدازظهر بود که از طرف بنی‌صدر پیام آوردند، مبنی‌بر اینکه از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نکردم، ولی کم‌کم، کار جدی شد و جناب آقای میرسلیم، سرپرست وزارت کشور، نامۀ رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی‌صدر است و شما باید به هر نحو که شده، دست از تخریب بردارید، وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم، یعنی شما را توقیف می‌کنیم.

من دیدم که دیگر جای تأمل نیست. لذا گفتم که به آقای بنی‌صدر بگویید هر‌چه می‌خواهد، طبق مقررات انجام دهد و ما هم این‌جا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم، از این‌جا خارج نخواهیم شد.»


⭕️ ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.
http://telegra.ph/sh10-02-19
http://koubeh.com/sh10/

#سیده_شیرین_حجازی
#معماری_معاصر
#مقابر
#یادداشت
ایران باستان، صحنۀ نبرد ایدئولوژی‌ها

🖋مسعود تقوی

«آیا می‌دانستید: فیثاغورث که به دلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود، توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد».

ورودی‌های مطالعات دانشگاه تهران در ترم اول درسی دارند به نام کارگاه پژوهش که هدف آن تحقیق دربارۀ یک چیزی در معماری پیش از اسلامِ ایران است. بعد از چند جلسۀ خسته‌کننده دربارۀ اینکه چرا «تمدن شهری از ایران شروع شد نه بین‌النهرین» یا «چطور ایرانیان مخترعین شلوار بودند» یا «اینکه زمان داریوش هخامنشی حقوق کارگرها را می‌دادند و حتی به پدرها هم مرخصی زایمان می‌دادند»، احتمالاً این سؤالات اساسی برایتان مطرح می‌شود: چرا؟ چه اهمیتی دارد که تمدن شهری از کجا شروع شده؟ چرا باید تاریخ‌نگاران معماری زور بزنند که تخت‌جمشید را یک بنای کاملاً ایرانی جا بزنند؟ به چه دردمان می‌خورد که ایرانیان اولین ملت بودند؟ چرا باید تاریخ باستان را مطالعه کنیم؟

تاریخ و تاریخ‌نویسی کاری معصومانه، دور از نگاه و تمایلات شخصی، و کاملاً عینی نیست. تاریخ برای کاری نوشته می‌شود، هدفی دارد حتی اگر ضمنی باشد. این را جنکینز به‌خوبی در کتاب «Re-thinking History» توضیح می‌دهد. جنکینز به پیروی از فوکو، تاریخ را هدفمند می‌داند و معتقد است به‌هیچ عنوان نمی‌توان تاریخی نوشت که کاملاً عینی (Objective) و بی‌غرض باشد، هرچقدر هم تاریخ‌نگار تلاش کند. در اینجا لازم است تفاوتی بین «گذشته» و «تاریخ» قائل شویم. گذشته آن موضوع مورد مطالعۀ تاریخ‌نگار است و تاریخ برداشتی است که تاریخ‌نگاران از گذشته دارند.

📌ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید.

http://telegra.ph/Mt1-02-22
http://koubeh.com/mt1/

#تاریخ
#ایران_باستان
#ایدئولوژی
کوبه
ایران باستان، صحنۀ نبرد ایدئولوژی‌ها 🖋مسعود تقوی «آیا می‌دانستید: فیثاغورث که به دلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود، توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد». ورودی‌های مطالعات دانشگاه تهران در ترم اول درسی…
اهمیت انجام مطالعات کالبدی در شناخت معماری

🖋الهام اندرودی | استادیار دانشکدۀ معماری دانشگاه تهران

معماری پیش از اسلام در محدودۀ مرزهای فعلی ایران حاوی نکات مبهم فراوانی است. آثار باقی‌مانده معدود است و شواهد مطالعه‌شده دارای یکپارچگی کافی برای به‌دست‌آوردن درک درستی از وقایع آن دوران، فن‌آوری‌ها و شیوۀ ساخت‌وساز نیست. به‌طور مثال در زمانی که هیپوداموس در قرن پنج قبل‌از‌میلاد در حال ایجاد شبکۀ شطرنجی در طراحی شهری در پیرایوس بود، در ایران شهرها چگونه و با چه مورفولوژی‌ای ساخته می‌شدند؟ توصیف گزنفون درموردِ میدانهای ایرانی چه ارتباطی با آگوراها دارد؟ شهر گور با پلان دایره‌ای‌ شکل دارای چه سازمان فضایی و کالبدی‌ای بوده است؟ آیا با مطالعات سنجش از راه دور، می‌توان به طرح این شهر پی برد؟ هخامنشیان چه فن‌آوری‌هایی را در معماری از آشوریان به ارث بردند؟ آیا میان نقش‌برجسته‌های کاخ سارگون دو در خرساباد (که آشوریان را در حال حمل تیر چوبی بر روی زورق نشان می‌دهد) و شیوۀ ساخت سقف تخت‌جمشید ارتباطی هست؟ آیا ساخت گنبد ۴۳ متری پانتئون در اوایل قرن دوم میلادی با سیمان پوزولان ارتباطی با اشکانیان و ساسانیان و شیوه‌های ساخت سقف آن‌ها دارد؟ تالارهای ستون‌دار حسنلو قدیمی‌تر است یا اربونی اورارتو؟ همۀ اینها پرسش‌هایی هستند که در کارگاه مطالعات معماری ایران در دانشگاه تهران، به شکل هدفمند و با محوریت مطالعه بر روی یک عنصر معمارانه، یک گونه و یا محوطه‌ای شاخص به لحاظ معماری در دوره‌ای ویژه به بحث گذاشته شده‌اند.

پاسخ‌دادن بدین سؤالات نیازمند انجام مطالعات کالبدی تطبیقی است. مطالعۀ هم‌زمان پیش‌ازاسلام در ایران و سایر تمدن‌های مهم موازی همانند آشور، اوراتو، هیتیت، میسن، یونان و رم می‌تواند پاسخ واقع‌گرایانه به پرسش‌هایی مثل «آیا تمدن شهری از ایران شروع شد یا بین‌النهرین»، «آیا ایرانیان اولین مخترعین شلوار بودند»؟، «آیا به پدرها برای ساخت تخت‌جمشید مرخصی زایمان داده می‌شد»؟ و آیا، برخلاف کتیبۀ بیستون، «تخت‌جمشید بنای کاملاً ایرانی است»؟ فراهم کند و ذهن پرسشگر را به سمت شناخت معماری ایران، و نه تاریخ، از روی شواهد کالبدی سوق دهد و ارزش‌های معماری پیش‌ازاسلام ایران را فارغ از این سؤال‌های مبهم، آشکار سازد. دیدن، برداشت‌کردن و جمع‌آوری شواهد محیطی پایۀ مطالعه بر روی معماری به‌عنوان دانش محیط مصنوع محسوب می‌شود.

📌لینک متن در سایت کوبه:
http://koubeh.com/?p=1220&preview=true

#الهام_اندرودی
#مطالعات_کالبدی
#مطالعات_معماری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در یک نگاه: خانهٔ اوصیاء در بابل

حافظان معماری رسته

⭕️ خانهٔ اوصیاء در دوران پهلوی اول در محلهٔ حصیرفروشان بابل ساخته شد.

#در_یک_نگاه

@Koubeh
@rasteh_assoc
تحلیل انتقادی گفتمان‌های مسلط در مطالعات نظری معماری اسلامی
چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶
#سمینار #مطالعات_نظری #معماری_اسلامی #صادق_رشیدی
@Anjoman_Motaleat
غیرمجاز؛ قوانین ساختمان‌سازی که چهرۀ آتن را برای همیشه دگرگون کردند

🖋آندریاس آنجلیداکیز

🖌ترجمۀ احمد افلاکیان (کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه تهران)

📑[بازنشر از رویدادهای معماری]

آتن قبلاً شهر کوچکی بود. تا این که در سال ۱۹۲۲، در پی شکست یونانیان در جنگ با ترکیه، آتن مجبور به پذیرش بخش بزرگی از ۱.۲ میلیون نفر پناهنده از آسیای صغیر شد. پناهندگان در کمپ‎هایی خارج شهر اسکان یافتند که با گذشت زمان تبدیل به حومۀ شهر شدند، همگی بر اساس مکان‎هایی نام‌گذاری شدند که این یونانیان از آنجا نقل مکان کرده بودند: آیونیا، اسمیرنا و فیلادلفیا، همگی شهرهایی در سواحل ترکیه بودند. آتن تبدیل به شهر پناهندگان شد و در مسیر تقلّا برای برآورده‌کردن نیاز به مسکن و تبدیل‎شدن به شهری نوین بود که در آگوست ۱۹۲۳، دولت اولین قانون از مجموعه قوانین مربوط به ساخت‌و‌سازهای غیرقانونی را اعلام کرد.

هرگونه ساخت‌و‌ساز که در خارج از نقشۀ رسمی شهر صورت می‎گرفت، به صورت رسمی عنوان «آفترتا» را به خود می‌گرفت. با این وجود، به جای تلاش برای قانونی نگه‌داشتن ساخت‌‌و‌سازها، دولت‎های یونان پس از این که فهمیدند فرایند قانونی‎سازی ساختمان‎هایی که پناهندگان برای خود ساخته‎اند می‎تواند منبع بزرگ درآمد باشد، ساخت‌وسازهای غیرمجاز را نادیده می‎گیرند و در عوض مبالغی تکمیلی برای قانونی‌کردن آن‎ها تعیین می‎کنند. قانون «آفترتا» یکی از بخش‎های قانون یونان با بیشترین میزانِ تجدیدنظر است، طوری که هر چند سال وزارتخانه‎ها از تخریب قریب‌الوقوع همۀ ساخت‌و‌سازهای غیرقانونی خبر می‎دهند و حتی گاهی اوقات تعدادی نیز تخریب می‎شوند؛ اما این امر پس از تعیین مبالغ بالاتر برای قانونی‎سازی این ساختمان‎ها صورت می‌گرفت. در طول بحران پناهندگان در سال ۱۹۲۲ آتن تبدیل به شهر نوینِ غیرمجاز شد، یعنی ساخت‌وسازهای غیرمجاز و موردتأیید دولت. شهری که در آن پناهندگان به حال خود رها شدند، شهری که در آن تا زمانی که رشوه می‎دادید، غیرقانونی‌بودن مجاز بود.

⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه، وب‌سایت رویدادهای معماری یا با کلیک روی Instant View بخوانید.

#یادداشت
#ترجمه
#احمد_افلاکیان
#یونان

@Koubeh
@memario

http://telegra.ph/ah2-02-26
http://koubeh.com/aa8
http://memari.online/30174
تاریخ معماری به چه درد می‌خورد؟

🖋سعید خاقانی | استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران

شاید بهتر باشد قبل از آن بپرسیم «تاریخ معماری چیست؟» و «تاریخ‌نگار چه می‌کند؟»، تا آخر سر بفهیم قرار است چه دردی از ما دوا کند. اما اجازه دهید شیپور این پرسش‌ها را از ته بنوازیم و بپرسیم به چه درد می‌خورد تا شاید از دریچۀ درد به چیستی تاریخ معماری برسیم. اما این پرسش را که می‌پرسد و مهم‌تر از آن کِی می‌پرسد؟ بسیاری از پرسش‌های «این به چه درد می‌خورد»، پرسش بیعاران است: کار به چه درد می‌خورد؟ یادگرفتن نرم‌افزار به چه درد می‌خورد؟ این‌ها از ماهیت چیزی می‌پرسند درحالی‌که بیرون از آنند و موضع آرام فعلی، عطای پریدن در ابهام چیزی را از دریچۀ حکم به‌ درد نخوردن آن به لقایش می‌سپارد. مراقب این بیعاری ذهنی باید بود و سپس پرسید تاریخ معماری به چه درد می‌خورد. به نظر من پرسش از تاریخ را می‌بایست در درون آن پرسید و نه از بیرون. به قول عطار :

پای در راه نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید کرد

یعنی پرسش از ماهیت تاریخ قطب‌نمایی و انتقادی درونی است تا آن را به مسیر درست بکشد و نه پرسشی بیرونی که در بودونبودش حرف بزند. حرف کسی که بیرون ایستاده و در باب چیستی تاریخ معماری صحبت می‌کند پر است از ارزش‌های بیرونی و نه ارزش‌های درونی تاریخ. باید امتحانش کرد. شاید کسی بگوید، مثل سیگار و تریاک، اگر گرفتارش شدی دیگر فهمیدن بیهودگی‌اش به چه درد می‌خورد؟ مگر اینکه برای بقیه بگویی تا تو که هرز رفتی دیگران به راه بطالت نروند و همین تجربۀ تاریخ است.


#تاریخ‌نگاری #تاریخ_معماری #سعید_خاقانی
⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید:

@koubeh
http://telegra.ph/sk7-02-28
http://koubeh.com/skh10/
ریشه‎های معماری و شهر به‌مثابۀ معضل معرفت شناسی تاریخی؛ چند ایدۀ اولیه و ایدۀ پیشا معماریت یا proto Architecture

🖋احمد افلاکیان|پژوهشگر مطالعات معماری ایران


۱.در برابر پدیده‎ای چون «شهر» و مقوله‎ای چون «معماری» در حوزۀ شناخت و نقد و بر بستر انواع پارادایم‎های رایج پژوهشی با اسباب و ملاحظات معرفت شناختی آن‎ها، همواره می‎توان فروکاست بزرگی را یافت. فروکاستی که به بهای برپاداشتن دستگاه معرفتی و «سنجه»، پدیده را در درون نظام خود بازتعریف می‎کند و آن را با مقولات پارادایم و تحت سنجه‎هایی فرا و بیرون از خودش (به‌مثابه مقولاتی که به‌طور مستقل از آن موجودند)، در نهایت به‌مثابۀ «امر شناخته شده» در می‎آورد. لزوم برپاداشتن چنین پارادایم‎هایی برای شناخت در عرصۀ علم جدید، همان نیاز به اصول عام و خاص، قواعد و اسلوب‎هایی است که بیش از هر چیز، «مورد توافق» معرفتی‌اند. به این ترتیب، فرض بر این است که نبود چنین پارادایم‎هایی به بهای ملغمۀ بیان‎های متکثری است که در غیاب دستگاه معرفتی (و در نتیجه ارزشی)، «علمی» نخواهند بود.

۲. بر همین پایه، رشته-پارادایم‎هایی چون تاریخ هنر، زیبایی‎شناسی، جامعه‎شناسی، سیاست، اقتصاد، انسان‎شناسی، باستان‎شناسی و ... هر کدام بر پایۀ بنیانی تئوریک و از منظر ویژۀ قواعد و دستگاه معرفتی‎اش، پدیده را می‎شناسد و می‎شناساند. در چارچوب پارادایم، پدیده باید متناظر با واژگان و روابط ویژۀ پارادایم تعریف شود. پس مسألۀ اساسی تعیین این است که در منظر یک پارادایم ویژه، از معماری چه مراد می‎شود؟ آیا معماری خود یک پارادایم است، مجموعه‎ای نظام‎مند از قواعد زیبایی‎شناختی است، آن‎چه است که «معمار» انجام می‎دهد، آیا معماری مجموعۀ آثار و اشیای معمارانه است، آیا متضمن اصولی تکنیکی، عملکردی و ... است که ذاتی آن‌اند، آیا هنر است، زبان است، محصول روابط مادی و اجتماعی است، و ...؟ در اصل از منظر پژوهش پارادایم محور، شناخت «معماری»، شناخت چه چیزی است؟

۳. اگر چنان که برخی نظریات در حوزۀ معرفت‌شناسی تاریخی، شهر را سکونت‎گاهی با تعدادی معیار و خصیصۀ خاص تعریف می‎کنند که در عین حال بیانِ معرفت‎شناختی رخداد شهر نیز هست، در هر حال موضوع خود را از «شهر» به‌مثابۀ یک پدیدۀ ابژکتیو، به «شهر بودن» به‌مثابۀ یک مفهوم، common concept تغییر می‎دهند. شهر به‌مثابۀ یک ابژه، یعنی اوروک، لارسا، بابل، شوش و .... اسامی خاص که مونوگرافی ما از آن‎هاست. یک سکونت‎گاه خاص که «شهر» است. اوروک به‌عنوان قدیم‎ترین کاربرد واژۀ شهر در تاریخ مدون، دارای ویژگی ذاتی و منحصربه‌فردی در خود است که همانا «شهریتِ»آن است. چنان نوعی فضیلت یا شخصیت یا «هویتی جمعی» که «اوروک» به آن سان «هست». این ویژگی هستی‎شناختی، با رخداد نمونه‎های دیگری که آن‎ها نیز این نحوۀ بودن را در خود می‎بینند، به یک مفهوم، به «نامی عام» تبدیل می‎شود. در نتیجه می‎توان گفت شاید یکی از مهمترین آثار این امر، قابل نوشتن، قابل ترجمه شدن، قابل صدور شدن، دارای یکسری ویژگی‎ها و تشابهات با دیگران شدن ساخته‎هایی است که مثابۀ بخشی از کانتکست نامتعینِ پیش از تاریخ، بن‎مایۀ خوانش‌پذیری آن کانتکست ویژه نیز می‎شود.
#آغاز_معماری #نوسنگی #خاور_دور #احمد_افلاکیان #یادداشت #پیشامعماریت
⭕️
ادامهٔ این مطلب را در وب‌سایت کوبه یا با کلیک روی Instant View بخوانید:

@koubeh
http://telegra.ph/aa3-03-02
http://koubeh.com/aa3/