❌روحانیِ بنیصدر
امروز جمعی از شرکت کنندگان در راهپیمایی روز قدس با شعار "روحانی بنیصدر پیوندتان مبارک" از حضور رئیس جمهور در این مراسم استقبال کردند.
⭕️ابعاد این حادثه را یکبار باهم مرور کنیم. ببینیم دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
1⃣یک راه پیمایی در ابعاد جهان اسلام، علیه استکبارِصهیونیزم برگزار می شود و رئیس جمهورِ کشوری که پرچمدار مقابله با ظلمست، در این مراسم حاضر می شود؛ اما باشعار روحانیِ بنیصدر مجبور می شود مراسم را ترک کند. این یک اثر.
2⃣اثر دوم اتهام زدن و مقایسه رئیس جمهور قانونی با یک فاسدِ ضدانقلاب و حامی تروریست است. اما ماجرا به ایندو ختم می شود؟ خیر.
3⃣اثر سوم این رفتار، بالاترین سطح تخریب و تضییع سخن رهبری است. "کلید واژه" #روحانی_بنیصدر را احتمالا بعد از تذکر رهبری نسبت به حوادث سال 59 طراحی کردیم.
واقعا غرض رهبری را چنین یافتیم؟ رهبری دنبال بنی صدر خواندن رئیس جمهور کشورست؟ خواستند به مخالفین دولت ناسزای سیاسی یاد دهند؟
حقیقتا رهبری را چه تصور کردیم؟ خبرنگار فلان سایت خبری؟ مسوول بهمان کانال سیاسی؟ سطح شناخت ما از ادبیات رهبری چنین است؟ نظام فکری و عملی رهبری انقلاب را اینطور یافتیم؟
⛔️اشتباه نشود. معدود شعاردهندگان مقصر نیستند. مقصر امثال ما رسانه هائیم که رهبری، ماه را نشان می دهد و ما از نوک انگشت فراتر نمی رویم؛ چه بسا نوک انگشت را هم درست نمی بینیم.
🛑رهبری چه گفت؟ چرا اسم بنی صدر را آورد؟
در شرایطی که غباری از امتزاج حق وباطل وجود دارد و سطحی از نفاق در سطوح مختلف سیاسی شکل گرفته است و جامعه دچار کم حافظه ای تاریخی شده است، یک نفر باید #حق را بدون زوائد و پیرایه روی دست بگیرد تا همه ببینند و خط و ربطشان را متناسب با آن تنظیم کنند.
و اما بزرگترین گرفتاری این روزهای ما اختلاف میان ملت است؛ نه حتی اختلاف ملت و دولت. نه اختلاف دولت و دیگر قوا. اختلاف درون مردم و ایستادگی مردم مقابل هم، تخریبی ترین شکل امنیت سیاسی و اجتماعی کشور است. رهبری می خواستند نسبت به جلوگیری از این #دوقطبی هشدار دهند. خطاب هشدار هم سمت دولت و رئیس جمهور بود. اینکه مراقبت کنید به دوقطبی قبل انتخابات دامن نزنید و استمرار نبخشید.
تا اینجای ماجرا توصیه است. اما فراتر از توصیه نشان دادن یک مصداق تاریخی است که #حد_نهایی این دوقطبی مهلک و "نظام برانداز" و "مسوول سوز" را تصویر کند. بالاترین سطح این دوقطبی تاریخی نیز سال 59 است؛ صدالبته که هشدارها را جدی نگیریند هم تلخ تر از غائله 14 اسفند در کمین است و هم بدتر از بنی صدرشدن.
🚫تبدیل کلید واژه مقابله با دوقطبی به کلید واژه روحانی_بنی صدر گناهی است نابخوشدنی؛ چرا که مهمترین هزینه اش تضعیف و تحریف مدل هدایت رهبری امت است.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
امروز جمعی از شرکت کنندگان در راهپیمایی روز قدس با شعار "روحانی بنیصدر پیوندتان مبارک" از حضور رئیس جمهور در این مراسم استقبال کردند.
⭕️ابعاد این حادثه را یکبار باهم مرور کنیم. ببینیم دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
1⃣یک راه پیمایی در ابعاد جهان اسلام، علیه استکبارِصهیونیزم برگزار می شود و رئیس جمهورِ کشوری که پرچمدار مقابله با ظلمست، در این مراسم حاضر می شود؛ اما باشعار روحانیِ بنیصدر مجبور می شود مراسم را ترک کند. این یک اثر.
2⃣اثر دوم اتهام زدن و مقایسه رئیس جمهور قانونی با یک فاسدِ ضدانقلاب و حامی تروریست است. اما ماجرا به ایندو ختم می شود؟ خیر.
3⃣اثر سوم این رفتار، بالاترین سطح تخریب و تضییع سخن رهبری است. "کلید واژه" #روحانی_بنیصدر را احتمالا بعد از تذکر رهبری نسبت به حوادث سال 59 طراحی کردیم.
واقعا غرض رهبری را چنین یافتیم؟ رهبری دنبال بنی صدر خواندن رئیس جمهور کشورست؟ خواستند به مخالفین دولت ناسزای سیاسی یاد دهند؟
حقیقتا رهبری را چه تصور کردیم؟ خبرنگار فلان سایت خبری؟ مسوول بهمان کانال سیاسی؟ سطح شناخت ما از ادبیات رهبری چنین است؟ نظام فکری و عملی رهبری انقلاب را اینطور یافتیم؟
⛔️اشتباه نشود. معدود شعاردهندگان مقصر نیستند. مقصر امثال ما رسانه هائیم که رهبری، ماه را نشان می دهد و ما از نوک انگشت فراتر نمی رویم؛ چه بسا نوک انگشت را هم درست نمی بینیم.
🛑رهبری چه گفت؟ چرا اسم بنی صدر را آورد؟
در شرایطی که غباری از امتزاج حق وباطل وجود دارد و سطحی از نفاق در سطوح مختلف سیاسی شکل گرفته است و جامعه دچار کم حافظه ای تاریخی شده است، یک نفر باید #حق را بدون زوائد و پیرایه روی دست بگیرد تا همه ببینند و خط و ربطشان را متناسب با آن تنظیم کنند.
و اما بزرگترین گرفتاری این روزهای ما اختلاف میان ملت است؛ نه حتی اختلاف ملت و دولت. نه اختلاف دولت و دیگر قوا. اختلاف درون مردم و ایستادگی مردم مقابل هم، تخریبی ترین شکل امنیت سیاسی و اجتماعی کشور است. رهبری می خواستند نسبت به جلوگیری از این #دوقطبی هشدار دهند. خطاب هشدار هم سمت دولت و رئیس جمهور بود. اینکه مراقبت کنید به دوقطبی قبل انتخابات دامن نزنید و استمرار نبخشید.
تا اینجای ماجرا توصیه است. اما فراتر از توصیه نشان دادن یک مصداق تاریخی است که #حد_نهایی این دوقطبی مهلک و "نظام برانداز" و "مسوول سوز" را تصویر کند. بالاترین سطح این دوقطبی تاریخی نیز سال 59 است؛ صدالبته که هشدارها را جدی نگیریند هم تلخ تر از غائله 14 اسفند در کمین است و هم بدتر از بنی صدرشدن.
🚫تبدیل کلید واژه مقابله با دوقطبی به کلید واژه روحانی_بنی صدر گناهی است نابخوشدنی؛ چرا که مهمترین هزینه اش تضعیف و تحریف مدل هدایت رهبری امت است.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠ویژگی های دوقطبی "بنی صدر"ی
عزیزی نوشته بود چرا رهبرانقلاب دوقطبی سال 59 را مثال زد؟ مگر سالهای دیگر دوقطبی نداشتیم؟ پاسخ مختصرم این بود که برای نشان دادن زشتی هرکاری باید "حد نهایی" آنرا تصویر کرد. از طرفی جنس دوقطبی سال 59 این بود که یک راسش قدرت است. لذا نام بنی صدر به میان آمد.
اما به نظر میرسد این موضوع شرح بیشتری می طلبد. دوقطبی سال 59 چه سبکِ دوقطبی بود که رهبری بدان هشدار دادند؟
🔲اولا تعریف دوقطبی؛
▫️دوقطبی نزاع و اختلافی از جنس مرگ و زندگی است. یعنی فرد در این جبهه بندی متعصب است و ازکنارش نمی گذرد. مثلا از نان شبش می گذرد که یک وقت دیوار در پیاده روها نکشند.
▫️دوم اینکه این دوقطبی اجتماعی است و با هر نوع اختلاف دیگری در حاکمیت متفاوت است. در دوقطبی اجتماعی، دوطرف مردمند.
▫️سوم نیز ویژگی این نوع دوقطبی است که اجازه شنیدن هیچ منطق و استدلالی را نمی دهد. غالبا گوش ها کر و چشم ها نابینا است. دعواهای شب انتخابات اغلب از این دست است. مثل دوقطبی جنگ و سازش.
☑️اما چرا رهبری انقدر نگران دوقطبی اند؟
برخی خیال می کنند این حرفها را رهبری اولین بارست مطرح می کند. این گروه فراموش کردند رهبرانقلاب، #احمدینژاد را با چه استدلالی از ورود به انتخابات نهی کردند؛ " با ملاحظهی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه میکند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد میشود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمیدانم شما وارد بشوید."
لذا با خطرناک خواندن تجربه دوقطبی اجتماعی به آقای روحانی هم تذکر دادند:" در سال 59، رئیس جمهور وقت جامعه را دو قطبی، و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد که نباید این تجربه تکرار شود."
🔘دوقطبی اجتماعی بسیار پرآسیب است و آثارش تا مدتها از بین نمی رود. ضمن اینکه بهترین فرصت برای نفود جریان نفاق است؛ چه #نفاق_تروریست و چه #نفاق_اعتقادی.
✅پ.ن مقدمه؛ اگر مخاطب محترم تصور می کند در پایان این مطلب، روحانی بنی صدر می شود، باید صمیمانه عرض کنم که این متن کمکی به او نخواهد کرد. ولی حتما نسبت به سرنوشت ها نگران می شود و برای عاقبت بخیری شان دعا می کند.
🔷اما چرا سراغ دوقطبی سال 59 رفتند؛
🔹مهمترین ویژگی دوقطبی سال 59 این بود که یک سر اختلاف بین مردم، جریان قدرت قرار داشت.
بر این اساس اهم سرفصل های دوقطبی ساز دوران بنی صدر چنین بود؛
1⃣یکم. ساخت منازعات بی پایان با انقلابیون. مثل عصبی کردن آنها از طریق پرداختن به مسائلی که نسبت بدان حساسند. مثلا درگیر شدن با امام.
2⃣دوم. تحریک جامعه از طریق آوردن اخبار پنهان حکومت در صحنه رسانه ها. بنی صدر در روزنامه انقلاب اسلامی به صورت روزانه مسائل سیاسی پشت پرده را در قالب گزارش به مردم منتشر می کرد.
3⃣سوم. جمع کردن مخالفان نظام در دولت و رودررو قرار دادن آنها با انقلابیون و مردم؛ مثل جمع کردن برخی از درباری ها و یا وابستگان حزب رنجبران و ملی مذهبی ها در قالب دفتر هماهنگی مردمی ریاست جمهوری.
4⃣چهارم. سخنرانی های عصبی کننده و اختلاف افکن. اولی 17 شهریور 59 در میدان شهدا که حزب جمهوی را به توطئه علیه دولت متهم کرد و بعدی روز عاشورا با رفتاری که اعتقادات مذهبی مردم را نشانه گرفت. در نهایت روز 14 اسفند در سالگرد دکتر مصدق، به بهانه مقابله با افراطی گری مردم را بجان هم انداخت.
5⃣پنجم.سلب مسئولیت از خود و دولتش نسبت به انتقاد مردم و آدرس غلط دادن. کار بجایی رسید که رسما گفت اگر کابینه یکدست نباشد در قبال آن مسئولیتی نخواهم پذیرفت.
6⃣ششم. مخالفت با حرکت های توده وار و انقلابی مردم که مهمترینش مخالفت با اشغال لانه جاسوسی بود. دانشجویان را افراطی نامید و بعد از فشار رسانه های خارجی تلاش کرد گروگان ها را آزاد کند.
و قس علی هذا
💟خیرخواه مسوولین باشیم و برای آینده کشور و ملت دعا کنیم.
✍تحلیل های روز سیاسی را در کشکول مینویسم👇
@mahdian_mohsen
عزیزی نوشته بود چرا رهبرانقلاب دوقطبی سال 59 را مثال زد؟ مگر سالهای دیگر دوقطبی نداشتیم؟ پاسخ مختصرم این بود که برای نشان دادن زشتی هرکاری باید "حد نهایی" آنرا تصویر کرد. از طرفی جنس دوقطبی سال 59 این بود که یک راسش قدرت است. لذا نام بنی صدر به میان آمد.
اما به نظر میرسد این موضوع شرح بیشتری می طلبد. دوقطبی سال 59 چه سبکِ دوقطبی بود که رهبری بدان هشدار دادند؟
🔲اولا تعریف دوقطبی؛
▫️دوقطبی نزاع و اختلافی از جنس مرگ و زندگی است. یعنی فرد در این جبهه بندی متعصب است و ازکنارش نمی گذرد. مثلا از نان شبش می گذرد که یک وقت دیوار در پیاده روها نکشند.
▫️دوم اینکه این دوقطبی اجتماعی است و با هر نوع اختلاف دیگری در حاکمیت متفاوت است. در دوقطبی اجتماعی، دوطرف مردمند.
▫️سوم نیز ویژگی این نوع دوقطبی است که اجازه شنیدن هیچ منطق و استدلالی را نمی دهد. غالبا گوش ها کر و چشم ها نابینا است. دعواهای شب انتخابات اغلب از این دست است. مثل دوقطبی جنگ و سازش.
☑️اما چرا رهبری انقدر نگران دوقطبی اند؟
برخی خیال می کنند این حرفها را رهبری اولین بارست مطرح می کند. این گروه فراموش کردند رهبرانقلاب، #احمدینژاد را با چه استدلالی از ورود به انتخابات نهی کردند؛ " با ملاحظهی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه میکند که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد میشود. دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمیدانم شما وارد بشوید."
لذا با خطرناک خواندن تجربه دوقطبی اجتماعی به آقای روحانی هم تذکر دادند:" در سال 59، رئیس جمهور وقت جامعه را دو قطبی، و مردم را به دو دسته مخالف و موافق تقسیم کرد که نباید این تجربه تکرار شود."
🔘دوقطبی اجتماعی بسیار پرآسیب است و آثارش تا مدتها از بین نمی رود. ضمن اینکه بهترین فرصت برای نفود جریان نفاق است؛ چه #نفاق_تروریست و چه #نفاق_اعتقادی.
✅پ.ن مقدمه؛ اگر مخاطب محترم تصور می کند در پایان این مطلب، روحانی بنی صدر می شود، باید صمیمانه عرض کنم که این متن کمکی به او نخواهد کرد. ولی حتما نسبت به سرنوشت ها نگران می شود و برای عاقبت بخیری شان دعا می کند.
🔷اما چرا سراغ دوقطبی سال 59 رفتند؛
🔹مهمترین ویژگی دوقطبی سال 59 این بود که یک سر اختلاف بین مردم، جریان قدرت قرار داشت.
بر این اساس اهم سرفصل های دوقطبی ساز دوران بنی صدر چنین بود؛
1⃣یکم. ساخت منازعات بی پایان با انقلابیون. مثل عصبی کردن آنها از طریق پرداختن به مسائلی که نسبت بدان حساسند. مثلا درگیر شدن با امام.
2⃣دوم. تحریک جامعه از طریق آوردن اخبار پنهان حکومت در صحنه رسانه ها. بنی صدر در روزنامه انقلاب اسلامی به صورت روزانه مسائل سیاسی پشت پرده را در قالب گزارش به مردم منتشر می کرد.
3⃣سوم. جمع کردن مخالفان نظام در دولت و رودررو قرار دادن آنها با انقلابیون و مردم؛ مثل جمع کردن برخی از درباری ها و یا وابستگان حزب رنجبران و ملی مذهبی ها در قالب دفتر هماهنگی مردمی ریاست جمهوری.
4⃣چهارم. سخنرانی های عصبی کننده و اختلاف افکن. اولی 17 شهریور 59 در میدان شهدا که حزب جمهوی را به توطئه علیه دولت متهم کرد و بعدی روز عاشورا با رفتاری که اعتقادات مذهبی مردم را نشانه گرفت. در نهایت روز 14 اسفند در سالگرد دکتر مصدق، به بهانه مقابله با افراطی گری مردم را بجان هم انداخت.
5⃣پنجم.سلب مسئولیت از خود و دولتش نسبت به انتقاد مردم و آدرس غلط دادن. کار بجایی رسید که رسما گفت اگر کابینه یکدست نباشد در قبال آن مسئولیتی نخواهم پذیرفت.
6⃣ششم. مخالفت با حرکت های توده وار و انقلابی مردم که مهمترینش مخالفت با اشغال لانه جاسوسی بود. دانشجویان را افراطی نامید و بعد از فشار رسانه های خارجی تلاش کرد گروگان ها را آزاد کند.
و قس علی هذا
💟خیرخواه مسوولین باشیم و برای آینده کشور و ملت دعا کنیم.
✍تحلیل های روز سیاسی را در کشکول مینویسم👇
@mahdian_mohsen
🔸درباره دور جدید گشت های شبانه
🔹ایست و بازرسی های دوست داشتنی
👈مدتها بود که گشت های شبانه بسیج مثل گذشته محبوبیت نداشت. ملت زیر لب غرغر می کردند و دلشان با ایست بازرسی های بسیج نبود.
✅اما مدتی است بعد از عملیات تروریستی تهران، مجدد گشت ها و ایست بازرسی های شبانه برقرار شده است. به ترددهای مشکوک ایست می دهند و مثل گذشته چراغ می اندازند و اسلحه دست می گیرند و حتا ترافیک درست می کنند و غیره. اما کسی معترض نیست. اخیرا در برخی شبکه های اجتماعی دیدم که همان مخالفان دیروز حامی شدند و گشت های بسیج را تکریم می کنند.
چه چیز تغییر کرده است؟
✅راز این تغییرات در کارکرد ایست وبازرسی هاست. قدیم ترها و پیش از انقلاب جوان های مومن و متدین وظیفه امنیت محله را برعهده داشتند. همین ها بعد از انقلاب بجز امنیت محله، امنیت بزرگان محله شان را هم عهده دار بودند. مثل شهید مفتح و بچه های بسیجی محافظ او در محله قلهک.
بسیج، سازمان تشکل یافته همین جوانان متدین و مومن بود که وظیفه اش گشت های شبانه و ایست و بازرسی ها و حفظ امنیت محله و شهر بود. تا وقتی ایست و بازرسی با همین هدف مقدس یعنی حفظ امنیت محله برقرار می شد، مردم احساس دین می کردند.
اما روزی که ایست و بازرسی های شهری از این مهم غفلت کرد و امنیت و مبارزه با اوباش و دزد و سارق و ساقی را به قصور و تقصیر جوانان تقلیل داد مورد اعتراض قرار گرفت.
✅حالا امروز با همان رویکرد گذشته و اول انقلاب وارد صحنه شده است و باز هم دوست داشتنی و بازهم مورد اقبال مردمی است.
راز بلوغ ایست و بازرسی ها بسیج همین پی گیری مطالبه امنیت مردم است. حفظ امنیت این مردم بجز نهادهای مسوول، وظیفه جوان متدین و انقلابی است که نسبت به اطرافیان خود احساس مسئولیت می کند.
فراموش نکنیم که شهدای امربه معروف و نهی از منکر ما شهدای مدافع مردم بودند. در راه امنیت مردم شهید شدند.
مقابل متعرضان به مردم ایستادند نه مقابل مردم مقصر. در برابر متعرضین به نوامیس مردم قرار گرفتند نه نوامیس کاهل یا خطاکار. مقابل اوباش قدعلم کردند نه دختر و پسرهای غافل. راه مواجهه با کاهلی و قصور و تقصیرهای فرهنگی ایست و بازرسی و گشت های شبانه نیست. جای اینها همان حسینیه و شبستان مساجد و هیات هاست.
❤️روح شهید محبی شاد؛ شهید مبارزه با اوباش شد. خدا رحمت کنه شهید خلیلی را؛ در راه مقابله با تعرض به ناموس مردم جان داد. مسعود مددخانی در راه مبارزه با باند فساد شهید شد و غلامرضا زبونی در مواجهه با سارقان مسلح شهید شد. شهید کمال ولی زاده در راه دفاع از رفتگری که مورد تعرض اراذل و اوباش بود به شهادت رسید. شهید قاسم سجادیان وقتی دید به ناموس مردم جلوی شوهرش تعرض می کنند تاب نیاورد و وارد میدان شد.
شهدای امربه معروف را مرور کنیم؛ چراغ و نقشه راه امروز گشت های شبانه ما هستند.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
@mahdian_mohsen
🔹ایست و بازرسی های دوست داشتنی
👈مدتها بود که گشت های شبانه بسیج مثل گذشته محبوبیت نداشت. ملت زیر لب غرغر می کردند و دلشان با ایست بازرسی های بسیج نبود.
✅اما مدتی است بعد از عملیات تروریستی تهران، مجدد گشت ها و ایست بازرسی های شبانه برقرار شده است. به ترددهای مشکوک ایست می دهند و مثل گذشته چراغ می اندازند و اسلحه دست می گیرند و حتا ترافیک درست می کنند و غیره. اما کسی معترض نیست. اخیرا در برخی شبکه های اجتماعی دیدم که همان مخالفان دیروز حامی شدند و گشت های بسیج را تکریم می کنند.
چه چیز تغییر کرده است؟
✅راز این تغییرات در کارکرد ایست وبازرسی هاست. قدیم ترها و پیش از انقلاب جوان های مومن و متدین وظیفه امنیت محله را برعهده داشتند. همین ها بعد از انقلاب بجز امنیت محله، امنیت بزرگان محله شان را هم عهده دار بودند. مثل شهید مفتح و بچه های بسیجی محافظ او در محله قلهک.
بسیج، سازمان تشکل یافته همین جوانان متدین و مومن بود که وظیفه اش گشت های شبانه و ایست و بازرسی ها و حفظ امنیت محله و شهر بود. تا وقتی ایست و بازرسی با همین هدف مقدس یعنی حفظ امنیت محله برقرار می شد، مردم احساس دین می کردند.
اما روزی که ایست و بازرسی های شهری از این مهم غفلت کرد و امنیت و مبارزه با اوباش و دزد و سارق و ساقی را به قصور و تقصیر جوانان تقلیل داد مورد اعتراض قرار گرفت.
✅حالا امروز با همان رویکرد گذشته و اول انقلاب وارد صحنه شده است و باز هم دوست داشتنی و بازهم مورد اقبال مردمی است.
راز بلوغ ایست و بازرسی ها بسیج همین پی گیری مطالبه امنیت مردم است. حفظ امنیت این مردم بجز نهادهای مسوول، وظیفه جوان متدین و انقلابی است که نسبت به اطرافیان خود احساس مسئولیت می کند.
فراموش نکنیم که شهدای امربه معروف و نهی از منکر ما شهدای مدافع مردم بودند. در راه امنیت مردم شهید شدند.
مقابل متعرضان به مردم ایستادند نه مقابل مردم مقصر. در برابر متعرضین به نوامیس مردم قرار گرفتند نه نوامیس کاهل یا خطاکار. مقابل اوباش قدعلم کردند نه دختر و پسرهای غافل. راه مواجهه با کاهلی و قصور و تقصیرهای فرهنگی ایست و بازرسی و گشت های شبانه نیست. جای اینها همان حسینیه و شبستان مساجد و هیات هاست.
❤️روح شهید محبی شاد؛ شهید مبارزه با اوباش شد. خدا رحمت کنه شهید خلیلی را؛ در راه مقابله با تعرض به ناموس مردم جان داد. مسعود مددخانی در راه مبارزه با باند فساد شهید شد و غلامرضا زبونی در مواجهه با سارقان مسلح شهید شد. شهید کمال ولی زاده در راه دفاع از رفتگری که مورد تعرض اراذل و اوباش بود به شهادت رسید. شهید قاسم سجادیان وقتی دید به ناموس مردم جلوی شوهرش تعرض می کنند تاب نیاورد و وارد میدان شد.
شهدای امربه معروف را مرور کنیم؛ چراغ و نقشه راه امروز گشت های شبانه ما هستند.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
@mahdian_mohsen
💦دورهمی دخترانه و بازهم آب پاشی...
💧خبر آبپاشی را که شنیدم، ناخودآگاه ذهنم سمت #آببازی چند سال پیش پارک آب و آتش رفت. آب پاشی جنجالی دختر وپسرهای جوانی که تامدتها حواشی بسیاری داشت.
💦اما این آب بازی فرق داشت؛ آرامش و خنکی اش از راه دور به ماهم می رسید. بازهم تعدادی دختر و پسر و بازهم آب پاشی.
اما اینبار نه پارک و نه بین دختر و پسرهای جوان؛ بلکه #کورهآجرپزی_شمسآباد و بازی معصومانه کودکانکار. تعدادی از دختران شهر ما دور هم جمع شدند و گروهی زدند به نام #حنیفا. یکی پزشک است و یکی دانشجو، یکی آرایشگر است و یکی طلبه و ... و حالا هفته ای یک یا دوبار قرار دورهمی دوستانه دارند؛ به همین سادگی. "دورهمی تفریح و شادی". ولی "عهد" کردند با بچه ها شاد باشند؛ گردش و تفنن و سرگرمی با کودکان کار محله شمس آباد تهران. یکی شان می گوید: "این بچه ها صبح تا غروب پای کوره کار می کنند و فقط روزی 5 هزارتومان درآمد دارند. کاری که از دست ما برامده شاد کردن دل این بچه هاست."
و حالا این بچه ها شادند. هفته ای یک یا دوبار با خاله های جدیدشان آب بازی می کنند و آموزش نقاشی و تاتر می بینند و زبان انگلیسی و قرآن فرا می گیرند. با هم بازار می روند و لباس انتخاب می کنند و اسباب بازی می خرند ...
💦دورهمی خیرخواهانه شان با معصومیت این کودکان کار گره خورده است. بچه ها شادند و دختران حنیفا سراپا سرور. همه شاغلند و قرار گذاشتند بخشی از درآمد ماهانه شان را خرج شادی این بچه ها کنند. اگر تخصصی هم دارند به نفع این بچه ها بکار گرفتند. معاینه رایگان برای این بچه ها و خانواده شان گذاشتند و به انها مشاوره می دهند.
💦و حالا مراسم آب پاشونک بین کودکان کار؛ یکی شان می گوید "آب بازی یکی از رسم های قدیم مردم ماست. قدیمی ها روز اول تابستان جشن آب بازی داشتند و شاد بودند." و امروز این رسم زیبا را با این بچه های پاک و دوست داشتنی احیا کردند.
🌊جامعه ما رشد کرده است. شادی هایش نیز معنوی تر شده است. از آب بازی پارک آب و آتش به آب پاشونک شمس آباد رسیدیم. فاصله ایندو به اندازه رشد معنویت جامعه ماست.
شاید هیچ وقت فکر نمی کردیم با شادی و تفنن هم بشود معنوی بود؛ "حنیفا"ها بلوغ فعالیت های خیریه ای است که با انقلاب رشد کردند.
http://yon.ir/Vq5os
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💧خبر آبپاشی را که شنیدم، ناخودآگاه ذهنم سمت #آببازی چند سال پیش پارک آب و آتش رفت. آب پاشی جنجالی دختر وپسرهای جوانی که تامدتها حواشی بسیاری داشت.
💦اما این آب بازی فرق داشت؛ آرامش و خنکی اش از راه دور به ماهم می رسید. بازهم تعدادی دختر و پسر و بازهم آب پاشی.
اما اینبار نه پارک و نه بین دختر و پسرهای جوان؛ بلکه #کورهآجرپزی_شمسآباد و بازی معصومانه کودکانکار. تعدادی از دختران شهر ما دور هم جمع شدند و گروهی زدند به نام #حنیفا. یکی پزشک است و یکی دانشجو، یکی آرایشگر است و یکی طلبه و ... و حالا هفته ای یک یا دوبار قرار دورهمی دوستانه دارند؛ به همین سادگی. "دورهمی تفریح و شادی". ولی "عهد" کردند با بچه ها شاد باشند؛ گردش و تفنن و سرگرمی با کودکان کار محله شمس آباد تهران. یکی شان می گوید: "این بچه ها صبح تا غروب پای کوره کار می کنند و فقط روزی 5 هزارتومان درآمد دارند. کاری که از دست ما برامده شاد کردن دل این بچه هاست."
و حالا این بچه ها شادند. هفته ای یک یا دوبار با خاله های جدیدشان آب بازی می کنند و آموزش نقاشی و تاتر می بینند و زبان انگلیسی و قرآن فرا می گیرند. با هم بازار می روند و لباس انتخاب می کنند و اسباب بازی می خرند ...
💦دورهمی خیرخواهانه شان با معصومیت این کودکان کار گره خورده است. بچه ها شادند و دختران حنیفا سراپا سرور. همه شاغلند و قرار گذاشتند بخشی از درآمد ماهانه شان را خرج شادی این بچه ها کنند. اگر تخصصی هم دارند به نفع این بچه ها بکار گرفتند. معاینه رایگان برای این بچه ها و خانواده شان گذاشتند و به انها مشاوره می دهند.
💦و حالا مراسم آب پاشونک بین کودکان کار؛ یکی شان می گوید "آب بازی یکی از رسم های قدیم مردم ماست. قدیمی ها روز اول تابستان جشن آب بازی داشتند و شاد بودند." و امروز این رسم زیبا را با این بچه های پاک و دوست داشتنی احیا کردند.
🌊جامعه ما رشد کرده است. شادی هایش نیز معنوی تر شده است. از آب بازی پارک آب و آتش به آب پاشونک شمس آباد رسیدیم. فاصله ایندو به اندازه رشد معنویت جامعه ماست.
شاید هیچ وقت فکر نمی کردیم با شادی و تفنن هم بشود معنوی بود؛ "حنیفا"ها بلوغ فعالیت های خیریه ای است که با انقلاب رشد کردند.
http://yon.ir/Vq5os
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅آتش به اختیار تمیز
#شعرخوانی_میثممطیعی
✅امروز رهبری انقلاب بعد از برخی بداخلاقی ها در روز قدس، آتش به اختیار را شرح و توضیح بیشتری دادند.
تعبیر آتش به اختیار #تمیز برای امروزست. اما تمیز یعنی چی؟ یعنی قانونی؟ شاید. اما میتواند اشاره به یک اصل مهمتری باشد.
✅رهبری در دیدار با دانشجوها، آتش به اختیار را همراه با وظیفه تولید و تثبیت گفتمان انقلاب به عنوان گفتمان غالب مطرح کردند.
اما رابطه گفتمان سازی با آتش به اختیار تمیز چیست؟
✅گفتمان سازی یک ویژگی #کلیدی دارد و آن اینکه گفتمان در نسبت مردم ایجاد می شود. برای گفتمان ساختن مردم باید به صحنه بیایند تا گفتمان غالب شکل بگیرد.
بلوغ جریان انقلابی اینست که حرف شان را بتوانند برای مردم تبیین و آنها را همراه کنند. مردم توجیه و همراه شوند گفتمان شکل می گیرد.
رهبری پیشتر گفته بودند اگر بتوانید مطالبه خودتان را مطالبه مردم کنید مسوولین نیز مجبور به همراهی می شوند.
بنابراین اصل کلیدی در آتش به اختیار تمیز اینست که مخاطب را از روی دولت و اصحاب قدرت به سمت مردم تغییر دهیم و چنان #هنرمندانه و #عالمانه عمل کنیم که مردم را همراه کنیم؛ چه آنکه یک مطالبه گر بشود دو مطالبه گر و سه تا و بیشتر.
✅در یک جمله؛ بجای مطالبه پیاپی از دولت باید مردم را مطالبه کننده دولت قرار داد.
این یعنی گفتمان سازی و #تولید_قدرت.
✅سبک هدایت گری رهبری را دقت کردیم؟ او هم درباره برجام حرف می زند. درباره کاخ نشینی و کوخ نشینی نیز. درباره ۲۰۳۰ و غیره هم. اما از خود آقای ظریف مستند میاورد تا از برجام به عنوان یک #تجربه_تاریخی بهره ببرد.
خیلی فرق می کند برجام را به عنوان یک تجربه برای هدایت و رشد جامعه بکار ببریم یا به عنوان یک بهانه سیاسی در چشم رقیب کنیم.
اولی جامعه را رو به بالا حرکت می دهد و دومی تنها به #عصبانی_کردن مخالف منجر می شود.
تبدیل حامی دولت به منتقد و مطالبه گر او، تبیین می خواهد نه طعنه و نیش کنایه شعرگونه.
✅پ.ن؛ با این تحلیل شعر جناب مطیعی، برادر انقلابی و متدین مان در بهترین حالت یک شعر تهییجی درون جبهه ایست و نه تنها به مخالفان دولت اضافه نمی کند بلکه آنها را بیشتر عصبانی می کند.
برای اصلاح رویه های غلط دولت باید مردم را مطالبه گر کنیم نه اینکه مخالفان را مستمر تهییج کنیم.
از اینجهت شعر جناب مطیعی عزیز عالی بود؛ ولی برای محافل خصوصی نه یک مراسمملی.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#شعرخوانی_میثممطیعی
✅امروز رهبری انقلاب بعد از برخی بداخلاقی ها در روز قدس، آتش به اختیار را شرح و توضیح بیشتری دادند.
تعبیر آتش به اختیار #تمیز برای امروزست. اما تمیز یعنی چی؟ یعنی قانونی؟ شاید. اما میتواند اشاره به یک اصل مهمتری باشد.
✅رهبری در دیدار با دانشجوها، آتش به اختیار را همراه با وظیفه تولید و تثبیت گفتمان انقلاب به عنوان گفتمان غالب مطرح کردند.
اما رابطه گفتمان سازی با آتش به اختیار تمیز چیست؟
✅گفتمان سازی یک ویژگی #کلیدی دارد و آن اینکه گفتمان در نسبت مردم ایجاد می شود. برای گفتمان ساختن مردم باید به صحنه بیایند تا گفتمان غالب شکل بگیرد.
بلوغ جریان انقلابی اینست که حرف شان را بتوانند برای مردم تبیین و آنها را همراه کنند. مردم توجیه و همراه شوند گفتمان شکل می گیرد.
رهبری پیشتر گفته بودند اگر بتوانید مطالبه خودتان را مطالبه مردم کنید مسوولین نیز مجبور به همراهی می شوند.
بنابراین اصل کلیدی در آتش به اختیار تمیز اینست که مخاطب را از روی دولت و اصحاب قدرت به سمت مردم تغییر دهیم و چنان #هنرمندانه و #عالمانه عمل کنیم که مردم را همراه کنیم؛ چه آنکه یک مطالبه گر بشود دو مطالبه گر و سه تا و بیشتر.
✅در یک جمله؛ بجای مطالبه پیاپی از دولت باید مردم را مطالبه کننده دولت قرار داد.
این یعنی گفتمان سازی و #تولید_قدرت.
✅سبک هدایت گری رهبری را دقت کردیم؟ او هم درباره برجام حرف می زند. درباره کاخ نشینی و کوخ نشینی نیز. درباره ۲۰۳۰ و غیره هم. اما از خود آقای ظریف مستند میاورد تا از برجام به عنوان یک #تجربه_تاریخی بهره ببرد.
خیلی فرق می کند برجام را به عنوان یک تجربه برای هدایت و رشد جامعه بکار ببریم یا به عنوان یک بهانه سیاسی در چشم رقیب کنیم.
اولی جامعه را رو به بالا حرکت می دهد و دومی تنها به #عصبانی_کردن مخالف منجر می شود.
تبدیل حامی دولت به منتقد و مطالبه گر او، تبیین می خواهد نه طعنه و نیش کنایه شعرگونه.
✅پ.ن؛ با این تحلیل شعر جناب مطیعی، برادر انقلابی و متدین مان در بهترین حالت یک شعر تهییجی درون جبهه ایست و نه تنها به مخالفان دولت اضافه نمی کند بلکه آنها را بیشتر عصبانی می کند.
برای اصلاح رویه های غلط دولت باید مردم را مطالبه گر کنیم نه اینکه مخالفان را مستمر تهییج کنیم.
از اینجهت شعر جناب مطیعی عزیز عالی بود؛ ولی برای محافل خصوصی نه یک مراسمملی.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⏹خاتمی کوچولوی دل ما
#مارپیچ_سکوت
چند سال پیش و بعد از حصر موسوی و کروبی، با جمعی از دوستان با محمد خاتمی دیدار داشتیم. همه جلسه به مرور فتنه و حوادث 88 گذشت. خاتمی تاکید
داشت که مخالف قانون شکنی ها و کارهای موسوی بوده است.
گفتیم شما که مخالف بودی چرا صریح اعلام نکردی؟ گفت: "در جریان ما از رقاصه های فلان شبکه تا آدم مذهبی حضور دارند. من برای همه اینها هستم." خلاصه اینکه نگران بود پایگاه اجتماعیش ضعیف شود.
⏹مراقب باشیم. همه ما درون مان یک خاتمی کوچک است. کسانی که مرجعیتی ولو حداقلی دارند، مراقبت کنند اگر حقی دیدند و نگفتند جفا کردند.
جریان انقلابی سالهاست گرفتار #مارپیچ_سکوت است.
🔽روز گذشته و بعد از حواشی نماز عید فطر شنیدم برخی تحلیل گران حزب اللهی و اصولگرا نسبت به دوقطبی سازی اجتماعی و نقش آن شعرخوانی در نارضایتی جمعی از نمازگزاران انتقاددارند و اما معتقدند فعلا باید سکوت کرد. این #خطای_بزرگی است.
↕️فراموش نکنیم گرچه شکست ما در انتخابات از #رقیبهراسی_نانجیبانه رقیب بود؛ اما این رقیب هراسی را مردم باور کردند.
با خودمان فکر کنیم چرا مردم باور کردند؟
⏹علتش در همین مارپیچ سکوت است. چرا باید جامعه نهراسد وقتی هیچگاه اعلام برائت ما را نشنیده است؟
🔻شکست آنجایی بود که آنچه در محافلمان اعلام برائت می کردیم، نخواستیم مردم بدانند.
▫️مگر نمی دانستیم نظر رهبری درباره موسیقی فاخر و تراز انقلاب چیست؟ مگر نفرموده بود، برای کنسرت خوب می توان پول خرج و شرکت کرد؟ چرا نسبت به مواضع امام جمعه محترم مشهد اعلام موضع نکردیم؟ مگر در محافلمان شکایتنداشتیم؟
▪️مگر نسبت به برخی تنگ نظری ها در برخورد با رسانه ها دلخور نبودیم؟ مگرموج این بدسلیقگی ها دامن رسانه ها اصولگرا را نگرفته بود؟ چرا اعتراضنکردیم؟
▫️مگر نسبت به روش های غلط مواجهه با برجام انتقاد نداشتیم؟ مگر نه اینکهاتهام خاک فروشی و خیانت مذاکره کنندگان را اشتباه می دانستیم؟ چرا سکوت کردیم؟ چرا نشان ندادیم برجام، بجهت بی اثریش در زندگی مردم قابل نقد است نه به سبب مرزبندی های سیاسی؟
▫️مگر نسبت به حذف تک تک بزرگان اصولگرایی و بداخلاقی در سیاست ورزی ها اعتراض نداشتیم؛ چرا مردم را از محتوای محافلمان باخبر نکردیم؟
▪️مگر صبح تا شب با استدلال و استنادهای خدشه ناپذیر احمدی نژاد را نقد نمی کردیم؟ مگر تعارض این آدم با اصول اصله انقلاب برایمان مسجل نبود؟ چرا گناه او را به مسئول دفترش تقلیل دادیم؟ چرا ساکت بودیم؟ انتظار داشتیم
بعد از ماجرای "پشت بلندگو" اعلام برائت ما را مردم باور کنند؟
☑️رقیب هراسی، گناه بزرگ و نانجیبانه رقیب بود و اما باور کردن این رقیب
هراسی، گناه ما.
مردم اصولگرایی واقعی و اصیل را "نشناختند" نه اینکه انتخاب نکردند. از این مارپیچ سکوت خارج شویم و حق را سر دست بگیریم. برکت در "اصولگرایی صادقانه" است نه "اصولگرایی محافظه کارانه".
بگذاریم مردم حقیقت انقلابی گری را ببینید؛ تردید نکنیم اعتماد می کنند.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#مارپیچ_سکوت
چند سال پیش و بعد از حصر موسوی و کروبی، با جمعی از دوستان با محمد خاتمی دیدار داشتیم. همه جلسه به مرور فتنه و حوادث 88 گذشت. خاتمی تاکید
داشت که مخالف قانون شکنی ها و کارهای موسوی بوده است.
گفتیم شما که مخالف بودی چرا صریح اعلام نکردی؟ گفت: "در جریان ما از رقاصه های فلان شبکه تا آدم مذهبی حضور دارند. من برای همه اینها هستم." خلاصه اینکه نگران بود پایگاه اجتماعیش ضعیف شود.
⏹مراقب باشیم. همه ما درون مان یک خاتمی کوچک است. کسانی که مرجعیتی ولو حداقلی دارند، مراقبت کنند اگر حقی دیدند و نگفتند جفا کردند.
جریان انقلابی سالهاست گرفتار #مارپیچ_سکوت است.
🔽روز گذشته و بعد از حواشی نماز عید فطر شنیدم برخی تحلیل گران حزب اللهی و اصولگرا نسبت به دوقطبی سازی اجتماعی و نقش آن شعرخوانی در نارضایتی جمعی از نمازگزاران انتقاددارند و اما معتقدند فعلا باید سکوت کرد. این #خطای_بزرگی است.
↕️فراموش نکنیم گرچه شکست ما در انتخابات از #رقیبهراسی_نانجیبانه رقیب بود؛ اما این رقیب هراسی را مردم باور کردند.
با خودمان فکر کنیم چرا مردم باور کردند؟
⏹علتش در همین مارپیچ سکوت است. چرا باید جامعه نهراسد وقتی هیچگاه اعلام برائت ما را نشنیده است؟
🔻شکست آنجایی بود که آنچه در محافلمان اعلام برائت می کردیم، نخواستیم مردم بدانند.
▫️مگر نمی دانستیم نظر رهبری درباره موسیقی فاخر و تراز انقلاب چیست؟ مگر نفرموده بود، برای کنسرت خوب می توان پول خرج و شرکت کرد؟ چرا نسبت به مواضع امام جمعه محترم مشهد اعلام موضع نکردیم؟ مگر در محافلمان شکایتنداشتیم؟
▪️مگر نسبت به برخی تنگ نظری ها در برخورد با رسانه ها دلخور نبودیم؟ مگرموج این بدسلیقگی ها دامن رسانه ها اصولگرا را نگرفته بود؟ چرا اعتراضنکردیم؟
▫️مگر نسبت به روش های غلط مواجهه با برجام انتقاد نداشتیم؟ مگر نه اینکهاتهام خاک فروشی و خیانت مذاکره کنندگان را اشتباه می دانستیم؟ چرا سکوت کردیم؟ چرا نشان ندادیم برجام، بجهت بی اثریش در زندگی مردم قابل نقد است نه به سبب مرزبندی های سیاسی؟
▫️مگر نسبت به حذف تک تک بزرگان اصولگرایی و بداخلاقی در سیاست ورزی ها اعتراض نداشتیم؛ چرا مردم را از محتوای محافلمان باخبر نکردیم؟
▪️مگر صبح تا شب با استدلال و استنادهای خدشه ناپذیر احمدی نژاد را نقد نمی کردیم؟ مگر تعارض این آدم با اصول اصله انقلاب برایمان مسجل نبود؟ چرا گناه او را به مسئول دفترش تقلیل دادیم؟ چرا ساکت بودیم؟ انتظار داشتیم
بعد از ماجرای "پشت بلندگو" اعلام برائت ما را مردم باور کنند؟
☑️رقیب هراسی، گناه بزرگ و نانجیبانه رقیب بود و اما باور کردن این رقیب
هراسی، گناه ما.
مردم اصولگرایی واقعی و اصیل را "نشناختند" نه اینکه انتخاب نکردند. از این مارپیچ سکوت خارج شویم و حق را سر دست بگیریم. برکت در "اصولگرایی صادقانه" است نه "اصولگرایی محافظه کارانه".
بگذاریم مردم حقیقت انقلابی گری را ببینید؛ تردید نکنیم اعتماد می کنند.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📶مرگ بر 2030؟!
1⃣یکم. جمع محدودی در حاشیه راه پیمایی روز قدس، شعار می دادند مرگ بر 2030؛ مرگ بر 2030. پیش خودم گفتم احتمالا زمان برای انتخاب شعار مناسب تر نداشتند. بعد کمی عمیق تر شدم که مرگ بر 2030 یعنی چی؟
*⃣اما اگر شعار این مردم عمیق نیست، مشکل از امثال ماست.
2⃣دوم. ما در رسانه یک اصل حرفه ای داریم بنام قدرت تصویرگری. این تصویرگری تنها در عکس و تصویر نیست. خیلی وقت ها در متن است. اساسا قدرت گزارش های رسانه ای در تصویرگری است. یک مدل گزارش، روایت گری است اما اوجش روایت تصویری است. یعنی چی؟ یک وقت ماجرایی را برای دوستتان تعریف می کنید و یکبار با دقت در ظرائف و شناخت مخاطب، ماجرا را به او نشان می دهید؛ اینجا قدرت توصیف بسیار مهم است. گوئی گزارشگر مخاطب را با خودش سر صحنه برده است.
*⃣بلدیم مسائل را اینطور برای مردم روایت کنیم؟
3⃣سوم. تا حالا دقت کردید فرق واکنش مردم به "موشک و حمله تروریستی" با "برجام و2030 و غیره" چیست؟ مردم در حادثه تروریستی و عملیات موشکی همه چیز را با چشم دیدند؛ "حقیقت" را دیدیند که متحد شدند.
منتظریم برای هر موضوع، حادثه دیگری رخ دهد؟ بلدیم برای مردم تصویری روایت کنیم که حقیقت چیست؟
حضرت امام می گفت اینها که انقلاب کردند تا مدتها قبل مشغول خودشان بودند. مشغول دنیا و مراکز خلاف و غیره. می گفت اینها که انقلاب کردند از یک "پاسبان بازار" می ترسیدند؛ اما یکباره آمدند و شعار "الله اکبر" دادند و "مرگ بر شاه".
*⃣امام چه چیز را برای این مردم تصویر کرد؟ چه چیز را نشان شان داد که متحول شدند؟ بلدیم؟ قدرت تبیین و روشنگری داریم یا می خواهیم همه هزینه ها را رهبری دهد؟ دفاع از رهبری را تنها شعار دیدیم؟ دادزدن را تبیین و روشنگری دانستیم؟
#⃣روی سخنم با مراجع فرهنگی و سیاسی است؛ اگر اهل تبیین و هنر حرف زدن با مردمیم بسم الله. اگرنه والله بارخاطریم نه یارشاطر.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
1⃣یکم. جمع محدودی در حاشیه راه پیمایی روز قدس، شعار می دادند مرگ بر 2030؛ مرگ بر 2030. پیش خودم گفتم احتمالا زمان برای انتخاب شعار مناسب تر نداشتند. بعد کمی عمیق تر شدم که مرگ بر 2030 یعنی چی؟
*⃣اما اگر شعار این مردم عمیق نیست، مشکل از امثال ماست.
2⃣دوم. ما در رسانه یک اصل حرفه ای داریم بنام قدرت تصویرگری. این تصویرگری تنها در عکس و تصویر نیست. خیلی وقت ها در متن است. اساسا قدرت گزارش های رسانه ای در تصویرگری است. یک مدل گزارش، روایت گری است اما اوجش روایت تصویری است. یعنی چی؟ یک وقت ماجرایی را برای دوستتان تعریف می کنید و یکبار با دقت در ظرائف و شناخت مخاطب، ماجرا را به او نشان می دهید؛ اینجا قدرت توصیف بسیار مهم است. گوئی گزارشگر مخاطب را با خودش سر صحنه برده است.
*⃣بلدیم مسائل را اینطور برای مردم روایت کنیم؟
3⃣سوم. تا حالا دقت کردید فرق واکنش مردم به "موشک و حمله تروریستی" با "برجام و2030 و غیره" چیست؟ مردم در حادثه تروریستی و عملیات موشکی همه چیز را با چشم دیدند؛ "حقیقت" را دیدیند که متحد شدند.
منتظریم برای هر موضوع، حادثه دیگری رخ دهد؟ بلدیم برای مردم تصویری روایت کنیم که حقیقت چیست؟
حضرت امام می گفت اینها که انقلاب کردند تا مدتها قبل مشغول خودشان بودند. مشغول دنیا و مراکز خلاف و غیره. می گفت اینها که انقلاب کردند از یک "پاسبان بازار" می ترسیدند؛ اما یکباره آمدند و شعار "الله اکبر" دادند و "مرگ بر شاه".
*⃣امام چه چیز را برای این مردم تصویر کرد؟ چه چیز را نشان شان داد که متحول شدند؟ بلدیم؟ قدرت تبیین و روشنگری داریم یا می خواهیم همه هزینه ها را رهبری دهد؟ دفاع از رهبری را تنها شعار دیدیم؟ دادزدن را تبیین و روشنگری دانستیم؟
#⃣روی سخنم با مراجع فرهنگی و سیاسی است؛ اگر اهل تبیین و هنر حرف زدن با مردمیم بسم الله. اگرنه والله بارخاطریم نه یارشاطر.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📍آقای رئیس جمهور قرار نبود باور کنید!
رئیس جمهور محترم در همایش امروز قضائی، با انتقاد تند از کسانی که مدعی رکودند، گفت: اولا از رکود عبور کردیم و 8 درصد رشد اقتصادی داشتیم و بعد هم شما سال 91 و در روزگار رشد منفی کجا بودید؟
📍انتخابات هرچه بود و هرادعایی مطرح شد، گذشت و آقای روحانی امروز رئیس جمهور هستند. ولی قرار نبود ادعاهای شب انتخاباتی را باور کنند. هرچه ادعا کردند، گذاشتیم به حساب رقابت. اصرار بر آن ادعاها این نگرانی را ایجاد می کند که قرار نیست اصلاحی صورت گیرد.
📍آقای روحانی بهتر می دانند رشد 8 درصدی روی کاغذ رونق است و هیچ اثر روشنی در کاهش رکوداقتصادی نداشته است. 88 درصد سهم رشد نفتی است. نرخ بیکاری 12.5 درصد است. طی یک دوره کوتاه جمعیت بیکاری با 700 هزار نفر رشد به 3میلیون و دویست هزار نفر رسیده است. صنعت مسکن به عنوان بخش موثر روی رشد، 0.8 درصد رشد منفی داشته است. بانکها در آستانه ورشکستگی اند. بدهی دولت به بانکها به 150 هزار میلیارد تومان رسیده است. معوقات بانکها 4 برابر شده است و بین 80 تا 130 هزار میلیارد تومان برآورد می شود. سرمایه گذاری خارجی بعد از برجام و براساس گزارش آنکتاد 50 درصد کاهش داشته است. به گزارش یک نهاد کارگری طی یکسال هزار بنگاه تولیدی تعطیل شده است و مابقی با 60 درصد ظرفیت کار می کنند. کسری شدید بودجه ای دولت و انتشار اوراق حجم بدهی های دولت را روز به روز بیشتر می کند و بر اساس پیش بینی مرکز پژوهش های مجلس از 40 درصد سقف برنامه ششم خواهد گذشت.
📍شب انتخابات با همه ادعاهایش گذشت. هرچه بود تمام شد. امروز دیگر با واقعیت های محسوس مردم مواجهیم.
📍یک نکته هم باقی ماند؛
آقای روحانی گفتند این منتقدان سال 91 کجا بودند؟ ظاهرا بازهم پروژه رقیب هراسی شب انتخابات را باور کردند. یکی دانستن اصولگرایی و دولت گذشته شگرد شب انتخابات بود.
آقای روحانی بهتر می دانند بسیاری از منتقدان امروز، آنروز هم منتقد بودند. اتفاقا آقای روحانی و تیم ایشان حضور نداشتند. برخی شان که درگیر زندگی شخصی بودند و برخی هم بعد از حوادث 88 ترجیح دادند در صحنه سیاسی نباشند.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
رئیس جمهور محترم در همایش امروز قضائی، با انتقاد تند از کسانی که مدعی رکودند، گفت: اولا از رکود عبور کردیم و 8 درصد رشد اقتصادی داشتیم و بعد هم شما سال 91 و در روزگار رشد منفی کجا بودید؟
📍انتخابات هرچه بود و هرادعایی مطرح شد، گذشت و آقای روحانی امروز رئیس جمهور هستند. ولی قرار نبود ادعاهای شب انتخاباتی را باور کنند. هرچه ادعا کردند، گذاشتیم به حساب رقابت. اصرار بر آن ادعاها این نگرانی را ایجاد می کند که قرار نیست اصلاحی صورت گیرد.
📍آقای روحانی بهتر می دانند رشد 8 درصدی روی کاغذ رونق است و هیچ اثر روشنی در کاهش رکوداقتصادی نداشته است. 88 درصد سهم رشد نفتی است. نرخ بیکاری 12.5 درصد است. طی یک دوره کوتاه جمعیت بیکاری با 700 هزار نفر رشد به 3میلیون و دویست هزار نفر رسیده است. صنعت مسکن به عنوان بخش موثر روی رشد، 0.8 درصد رشد منفی داشته است. بانکها در آستانه ورشکستگی اند. بدهی دولت به بانکها به 150 هزار میلیارد تومان رسیده است. معوقات بانکها 4 برابر شده است و بین 80 تا 130 هزار میلیارد تومان برآورد می شود. سرمایه گذاری خارجی بعد از برجام و براساس گزارش آنکتاد 50 درصد کاهش داشته است. به گزارش یک نهاد کارگری طی یکسال هزار بنگاه تولیدی تعطیل شده است و مابقی با 60 درصد ظرفیت کار می کنند. کسری شدید بودجه ای دولت و انتشار اوراق حجم بدهی های دولت را روز به روز بیشتر می کند و بر اساس پیش بینی مرکز پژوهش های مجلس از 40 درصد سقف برنامه ششم خواهد گذشت.
📍شب انتخابات با همه ادعاهایش گذشت. هرچه بود تمام شد. امروز دیگر با واقعیت های محسوس مردم مواجهیم.
📍یک نکته هم باقی ماند؛
آقای روحانی گفتند این منتقدان سال 91 کجا بودند؟ ظاهرا بازهم پروژه رقیب هراسی شب انتخابات را باور کردند. یکی دانستن اصولگرایی و دولت گذشته شگرد شب انتخابات بود.
آقای روحانی بهتر می دانند بسیاری از منتقدان امروز، آنروز هم منتقد بودند. اتفاقا آقای روحانی و تیم ایشان حضور نداشتند. برخی شان که درگیر زندگی شخصی بودند و برخی هم بعد از حوادث 88 ترجیح دادند در صحنه سیاسی نباشند.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅رای مردم و مشروعیت نظام
🔸مدتی پیش به بهانه سخنان رئیس جمهور، یادداشت کوتاهی درباره تفاوت نگاه حضرت امام و رهبری انقلاب با آیت الله مصباح یزدی درباره مشروعیت حکومت اسلامی نوشته و منتشر کردم.
اینجا بخوانید👇
https://t.me/mahdian_mohsen/283
🔹بعد از انتشار این یادداشت آقای مهدی جمشیدی در پاسخ به این یادداشت طی مقاله ای در سایت خبری الف، نظر امام خمینی و آیت الله مصباح را درباره مشروعیت رای مردم یکی دانستند.
نقد ایشان را می توانید اینجا بخوانید:👇
http://alef.ir/vdcbazbagrhbw8p.uiur.html?487140
🔸در نهایت نقدِ نقد این برادر بزرگوار را اینجا نوشتم:👇
http://alef.ir/vdcci4q0x2bq418.ala2.html?488320
✅در این مقاله با اتکا به سخنان حضرت امام توضیح دادم که ایشان نیز برخلاف نظر آیت الله مصباح مشروعیت حکومت را دوگانه و رای مردم را داخل در مشروعیت می دانستند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔸مدتی پیش به بهانه سخنان رئیس جمهور، یادداشت کوتاهی درباره تفاوت نگاه حضرت امام و رهبری انقلاب با آیت الله مصباح یزدی درباره مشروعیت حکومت اسلامی نوشته و منتشر کردم.
اینجا بخوانید👇
https://t.me/mahdian_mohsen/283
🔹بعد از انتشار این یادداشت آقای مهدی جمشیدی در پاسخ به این یادداشت طی مقاله ای در سایت خبری الف، نظر امام خمینی و آیت الله مصباح را درباره مشروعیت رای مردم یکی دانستند.
نقد ایشان را می توانید اینجا بخوانید:👇
http://alef.ir/vdcbazbagrhbw8p.uiur.html?487140
🔸در نهایت نقدِ نقد این برادر بزرگوار را اینجا نوشتم:👇
http://alef.ir/vdcci4q0x2bq418.ala2.html?488320
✅در این مقاله با اتکا به سخنان حضرت امام توضیح دادم که ایشان نیز برخلاف نظر آیت الله مصباح مشروعیت حکومت را دوگانه و رای مردم را داخل در مشروعیت می دانستند.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✋این دست بوسیِ آشنا
این دست بوسی ها آشناست. روایت این "دستبوسی" های سیاسی، تبارشناسی و ماهیت واقعی افراد و جریانات است.
با این ورود، قاب عکس #دستبوسی_آشنا ۳ وجه دارد.
🔸یکم. تکریم کننده
تکریم کننده و دست بوس نه حاج منصور ست و نه میثم مطیعی، جناب آشناست. نسبت سیاسی و اعتقادی این آقایان روشن است.
من و شما با برادر آشنا آشنائیم و اورا به چنین کرنش هایی نمی شناسیم. تا امروز از سوپر انقلابیون سیاسی هم دست بوسی آیت الله جنتی ندیدیم.
دقت کنید که دست بوسی در جمع است. نادیده گرفتن عکاس، توسط تکریم کننده غیر منطقی ست. پس قرارست پیامی سیاسی به جامعه منتقل شود. چه پیامی؟
🔹دوم تکریم شونده
تکریم شونده آیت الله علم الهدی و حجت الاسلام رئیسی و یک استاد اخلاق و عالم و عارف ربانی نیست. تکریم شونده جناب جنتی است. نسبت آقای جنتی با این دولت روشن ست. آیت الله جنتی صریحترین مانع مقابل جریان های انحرافیست.
این نیز پیام دارد.
🔸سوم. نحوه تکریم
یعنی ممکن نیست آقای آشنا به آقای جنتی محبت بورزد؟ حتما ممکن است. اما به چه طریق؟ دست بوسی؟ در جمع؟ مقابل دوربین؟
نحوه محبت ورزی هم آشناست. با این نحوه دست بوسی، باید این محبت در شدیدترین حالتش به مخاطب منتقل شود. "آورده" این دست بوسی فراتر از هزینه اش مقابل استهزاء حامیان ست.
🔹اما چرا؟
#راز_ماندگاری "دولتِ تکنوکرات" ها در "دستبوسی" هاست.
این دولت "تقابلش" در عین "اظهار ارادت" است.
"انحرافش" در "ظاهر الصلاحیست".
فراموش نکنید هشدار آن بزرگ را که فرمود؛
جریانی وجود دارد که "صورت انقلاب" را بدون "سیرتش" می خواهد.
انقلاب هست، محتوا ندارد.
مثل همین دست بوسی بی ارادت.
✅پ.ن؛ اگر میخواهید جامعه را آگاه کنید این "دست بوسی های اجتماعی" را مقابل "پشت کردن های سیاسی" قرار دهید و مقایسه کنید.
مردم هوشیارند.
می توان سیاهه ای از دست بوسی ها و پشت کردن های این دولت به مردم ارائه کرد.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
این دست بوسی ها آشناست. روایت این "دستبوسی" های سیاسی، تبارشناسی و ماهیت واقعی افراد و جریانات است.
با این ورود، قاب عکس #دستبوسی_آشنا ۳ وجه دارد.
🔸یکم. تکریم کننده
تکریم کننده و دست بوس نه حاج منصور ست و نه میثم مطیعی، جناب آشناست. نسبت سیاسی و اعتقادی این آقایان روشن است.
من و شما با برادر آشنا آشنائیم و اورا به چنین کرنش هایی نمی شناسیم. تا امروز از سوپر انقلابیون سیاسی هم دست بوسی آیت الله جنتی ندیدیم.
دقت کنید که دست بوسی در جمع است. نادیده گرفتن عکاس، توسط تکریم کننده غیر منطقی ست. پس قرارست پیامی سیاسی به جامعه منتقل شود. چه پیامی؟
🔹دوم تکریم شونده
تکریم شونده آیت الله علم الهدی و حجت الاسلام رئیسی و یک استاد اخلاق و عالم و عارف ربانی نیست. تکریم شونده جناب جنتی است. نسبت آقای جنتی با این دولت روشن ست. آیت الله جنتی صریحترین مانع مقابل جریان های انحرافیست.
این نیز پیام دارد.
🔸سوم. نحوه تکریم
یعنی ممکن نیست آقای آشنا به آقای جنتی محبت بورزد؟ حتما ممکن است. اما به چه طریق؟ دست بوسی؟ در جمع؟ مقابل دوربین؟
نحوه محبت ورزی هم آشناست. با این نحوه دست بوسی، باید این محبت در شدیدترین حالتش به مخاطب منتقل شود. "آورده" این دست بوسی فراتر از هزینه اش مقابل استهزاء حامیان ست.
🔹اما چرا؟
#راز_ماندگاری "دولتِ تکنوکرات" ها در "دستبوسی" هاست.
این دولت "تقابلش" در عین "اظهار ارادت" است.
"انحرافش" در "ظاهر الصلاحیست".
فراموش نکنید هشدار آن بزرگ را که فرمود؛
جریانی وجود دارد که "صورت انقلاب" را بدون "سیرتش" می خواهد.
انقلاب هست، محتوا ندارد.
مثل همین دست بوسی بی ارادت.
✅پ.ن؛ اگر میخواهید جامعه را آگاه کنید این "دست بوسی های اجتماعی" را مقابل "پشت کردن های سیاسی" قرار دهید و مقایسه کنید.
مردم هوشیارند.
می توان سیاهه ای از دست بوسی ها و پشت کردن های این دولت به مردم ارائه کرد.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
⚠️ماجرای غم انگیز توتال به زبان ساده
دیروز قرارداد 5 میلیارد دلاری توتال در پارس جنوبی قطعی شد. این درحالیست که دولت اصرار دارد پای توتال را به میدان نفتی آزادگان هم باز کند. اما این قرارداد سوال برانگیز دارای چند اشکال است.
یکم نوع قرارداد. دوم طرف قرارداد و سوم ضرورت قرارداد.
🔹میدان نفتی آزادگان کجاست؟
میدان آزادگان در مرز ایران و عراق بزرگترین میدان نفتی توسعه نیافته در کشورست. بهره برداری در این میدان در سال 80 ابتدا به ژاپنی ها سپرده شد که خلف وعده کردند.
سال 88 این میدان 4 بخش شد. آزادگان شمالی و جنوبی و یاران شمالی و جنوبی. آزادگان شمالی و جنوبی که بخش اصلی بودند به چینی ها سپرده شد. در آزادگان جنوبی چینی ها 4 سال تعلل کردند و دست آخر در سال 93 وزارت نفت کار را از دست چین گرفت.
توسعه یاران شمال را هم به شرکت وابسته به ستاد فرمان امام سپردند که با هزینه کمتر و در موعد مقرر در حال اتمام است.
🔹اما به رغم تجربه شکست خورده حضور خارجی ها و توفیقات داخلی ها، شرکت نفت، آزادگان جنوبی را مجددا در فهرست واگذاری به شرکت های خارجی قرار داد. واگذاری حداقل 20 ساله به توتال؛ حال آنکه دو شرکت وابسته به ستادفرمان حضرت امام و سپاه پاسداران برای اجرای این قرار داد اعلام آمادگی کردند.
🔹حرف وزارت نفت جیست؟
وزارت نفت می گوید ما باید کار را به خارجی ها بدهیم چون ایرانی ها به موقع کار را تمام نمی کنند. سرمایه ندارند. گران تمام می کنند. فناوری هم ندارند.
به همین جهت قراردادهایی را برای جذاب ساختن واگذاری به شرکت های خارجی تدارک دیده اند.
🔹اشکال اول؛
این قرار داد در قالب قراردادهای موسوم به ای پی سی دارای اشکالات جدی امنیتی و اقتصادی است تا انجاکه طی مدت کوتاهی حداقل 2 بار در هیات وزیران اصلاح شده است. از جمله مهمترین این اشکالات نقض حاکمیت ملی بر منابع نفتی است. اشکال دیگر نیز عدم ورود هرگونه فناوری خاص به داخل کشور است.
🔹اشکال دوم؛
در میادینی این واگذاری ها صورت گرفته است که شرکت های داخلی، هم تجربه حضور داشته اند و هم اعلام آمادگی کرده اند.
به عنوان مثال در بخشی از این میدان نفتی، شرکت وابسته به ستاد فرمان امام با هزینه 15 درصد کمتر از قرار داد اولیه و در موعد مقرر و با استفاده از 70 درصد از ظرفیت داخلی، قرارداد را انجام داده است و الان برای میدان آزادگان جنوبی هم اعلام آمادگی کرده است.
🔹توتال کیست؟
توتال شرکت وابسته به فرانسه است که آخرین حضورش در ایران مربوط به سالهای 74 تا 83 است و مهمترین سابقه اش پرداخت 60 میلیون دلار رشوه به یک مقام ایرانی برای "اعمال نفوذ و تضمین سود 40 درصدی"(یعنی دوبرابر سود مرسوم) است که با این قرار داد توانست حداقل 150 میلیون دلار سود بچنگ آورد. این فساد بعدها توسط کمسیون بورس آمریکا افشا و توتال 400 میلیون دلار جریمه شد. جهت اطلاع و تاسف و شرمساری، باطرف ایرانی این فساد و حرام خواری برخوردی صورت نگرفت.
⚠️اما نگرانی اساسی تر چیست؟
در حال حاضر سند رازداری و محرمانگی این قراردادها که تمامی مسائل فنی، اقتصادی، حفاظتی و حقوقی را داراست، در انتظار امضا و تصویب شورای عالی امنیت ملی است.
مساله اینجاست که تا قبل از تصویب این سند امنیتی و اقتصادی، جلوی امضای هرگونه قرارداد جدید نفتی باید گرفته شود و در نتیجه تعجیل و اقدام وزارت نفت هم سوال برانگیز و هم خلاف قانون و مصلحت کشورست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
دیروز قرارداد 5 میلیارد دلاری توتال در پارس جنوبی قطعی شد. این درحالیست که دولت اصرار دارد پای توتال را به میدان نفتی آزادگان هم باز کند. اما این قرارداد سوال برانگیز دارای چند اشکال است.
یکم نوع قرارداد. دوم طرف قرارداد و سوم ضرورت قرارداد.
🔹میدان نفتی آزادگان کجاست؟
میدان آزادگان در مرز ایران و عراق بزرگترین میدان نفتی توسعه نیافته در کشورست. بهره برداری در این میدان در سال 80 ابتدا به ژاپنی ها سپرده شد که خلف وعده کردند.
سال 88 این میدان 4 بخش شد. آزادگان شمالی و جنوبی و یاران شمالی و جنوبی. آزادگان شمالی و جنوبی که بخش اصلی بودند به چینی ها سپرده شد. در آزادگان جنوبی چینی ها 4 سال تعلل کردند و دست آخر در سال 93 وزارت نفت کار را از دست چین گرفت.
توسعه یاران شمال را هم به شرکت وابسته به ستاد فرمان امام سپردند که با هزینه کمتر و در موعد مقرر در حال اتمام است.
🔹اما به رغم تجربه شکست خورده حضور خارجی ها و توفیقات داخلی ها، شرکت نفت، آزادگان جنوبی را مجددا در فهرست واگذاری به شرکت های خارجی قرار داد. واگذاری حداقل 20 ساله به توتال؛ حال آنکه دو شرکت وابسته به ستادفرمان حضرت امام و سپاه پاسداران برای اجرای این قرار داد اعلام آمادگی کردند.
🔹حرف وزارت نفت جیست؟
وزارت نفت می گوید ما باید کار را به خارجی ها بدهیم چون ایرانی ها به موقع کار را تمام نمی کنند. سرمایه ندارند. گران تمام می کنند. فناوری هم ندارند.
به همین جهت قراردادهایی را برای جذاب ساختن واگذاری به شرکت های خارجی تدارک دیده اند.
🔹اشکال اول؛
این قرار داد در قالب قراردادهای موسوم به ای پی سی دارای اشکالات جدی امنیتی و اقتصادی است تا انجاکه طی مدت کوتاهی حداقل 2 بار در هیات وزیران اصلاح شده است. از جمله مهمترین این اشکالات نقض حاکمیت ملی بر منابع نفتی است. اشکال دیگر نیز عدم ورود هرگونه فناوری خاص به داخل کشور است.
🔹اشکال دوم؛
در میادینی این واگذاری ها صورت گرفته است که شرکت های داخلی، هم تجربه حضور داشته اند و هم اعلام آمادگی کرده اند.
به عنوان مثال در بخشی از این میدان نفتی، شرکت وابسته به ستاد فرمان امام با هزینه 15 درصد کمتر از قرار داد اولیه و در موعد مقرر و با استفاده از 70 درصد از ظرفیت داخلی، قرارداد را انجام داده است و الان برای میدان آزادگان جنوبی هم اعلام آمادگی کرده است.
🔹توتال کیست؟
توتال شرکت وابسته به فرانسه است که آخرین حضورش در ایران مربوط به سالهای 74 تا 83 است و مهمترین سابقه اش پرداخت 60 میلیون دلار رشوه به یک مقام ایرانی برای "اعمال نفوذ و تضمین سود 40 درصدی"(یعنی دوبرابر سود مرسوم) است که با این قرار داد توانست حداقل 150 میلیون دلار سود بچنگ آورد. این فساد بعدها توسط کمسیون بورس آمریکا افشا و توتال 400 میلیون دلار جریمه شد. جهت اطلاع و تاسف و شرمساری، باطرف ایرانی این فساد و حرام خواری برخوردی صورت نگرفت.
⚠️اما نگرانی اساسی تر چیست؟
در حال حاضر سند رازداری و محرمانگی این قراردادها که تمامی مسائل فنی، اقتصادی، حفاظتی و حقوقی را داراست، در انتظار امضا و تصویب شورای عالی امنیت ملی است.
مساله اینجاست که تا قبل از تصویب این سند امنیتی و اقتصادی، جلوی امضای هرگونه قرارداد جدید نفتی باید گرفته شود و در نتیجه تعجیل و اقدام وزارت نفت هم سوال برانگیز و هم خلاف قانون و مصلحت کشورست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✅توصیه کلیدی "حاج قاسم" به من و شما
#حزباللهی_محفلی
#انقلابی_ذوقی
لابه لای توصیه های اخیر حاج قاسم سلیمانی، یک جمله کلیدی وجود داشت که برای من وشما است؛ درس آموز و آموختنی.
تعبیر حاج قاسم چنین بود: "سینه سپاه برای مردم سپرست. برای ما بالا و پائین شهر فرقی نمی کند"
📍از این جمله چه برداشتی داریم؟ اینکه سپاه وظیفه امنیت مردم را برعهده دارد و طبیعتا نباید بین مردم فرق بگذارد؟ چون پای امنیت وسط است همه مردم یکی اند؟ امنیت را چه چیز تعریف می کنیم؟ فقط مقابله با هجمه های نظامی؟
جمله دیگر حاج قاسم پاسخ به این سوالات است؛ وقتی "تضعیف ارزش" ها را هم "هجمه" می بیند و می گوید: "اینجا رابطه حزب اللهی با حزب اللهی موضوعیت ندارد و بلکه رابطه حزب اللهی با غیرحزب اللهی اهمیت دارد."
📍این جمله حاج قاسم سرفصل دهها جلسه آسیب شناسی است.
سوال اساسی اینست که رابطه انقلابی ترها با مردم به چه نحوی است؟
جریان انقلابی سالهاست "محفلی" و "گعده ای" شده است و "ذوقی" رفتار می کند. یعنی چی؟ یعنی عمده فعالیتش در نسبت با رفقا و هم فکرانش تعریف می شود تا مردم. این آسیب جدی، از جریان انقلابی یک "گعده سیاسی" ساخته است. انقلابی ما خواسته و ناخواسته جایی ورود می کند که بیشتر "حظ گفتمانی" ببرد، نه اینکه باری از روی زمین انقلاب بردارد.
📍نتیجه این آسیب جدی چیست؟ نتیجه اش "محفلی زیستن" است؛ "زندگی" اش را جدا می کند و"شهرک" می سازد. "سینما و جشنواره" اش را جدا می کند و وارد "رقابت" نمی شود. پارک و رستورانش نیز. مدرسه و کلاس زبانش هم و قس علی هذا.
البته این محافل اگر برای "برهم افزایی" و انجام ماموریت های مهمتر در میان مردم باشد، توصیه می شود. ولی اگر قرار بر محفلی زیستن و جدا شدن از متن مردم باشد، همین می شود که قدرت "هم زبانی" و "همدلی ش" را از دست می دهد.
📍اثر سیاسی این محفلی زیستن چیست؟
1⃣اولین اثرش این است که قدرت و زندگی اش را از مردم نمی بیند. رای بیاورد و نیاورد، سرکار است. مردم اقبال کنند یا نکنند، فیلمش را می سازد. مخاطب بخرد یا نخرد، نشریه اش منتشر و سایتش بروز می شود.
2⃣اما اثر دوم مهمترست. اثر دوم اینست که قدرت و توان ترجمه ارزش های انقلاب به زبان طبقات مختلف اجتماعی را از دست می دهد. "آتش به اختیار" را متوجه می شود اما از "کار فرهنگی تمیز" عبور می کند. "دادزدن" را دوست دارد اما "آتش بس" در امور فرعی را بر نمی تابد.
📍راهبرد اصلی جریان انقلاب، تبدیل و ترجمه ارزش های انقلاب به زبان مردم است. اما زیست سیاسی محفلی، باعث "ندیدن دیگران" می شود. ندیدن هم در بلند مدت منجر به "عدم شناخت" می شود؛ لذا "بدفهمی مردم" را "دشمنی" تلقی می کند و گارد تهاجمی می گیرد.
🔴در نهایت هم به این نتیجه می رسد، کار انقلاب را بدون مردم جلو ببرد. هرچند رهبری هست و اجازه نمی دهد و تذکر می دهد که؛ "صندوق رای فصل الخطاب است و اولویت انقلاب مشارکت حداکثریست. پس بروید با مردم کار کنید."
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#حزباللهی_محفلی
#انقلابی_ذوقی
لابه لای توصیه های اخیر حاج قاسم سلیمانی، یک جمله کلیدی وجود داشت که برای من وشما است؛ درس آموز و آموختنی.
تعبیر حاج قاسم چنین بود: "سینه سپاه برای مردم سپرست. برای ما بالا و پائین شهر فرقی نمی کند"
📍از این جمله چه برداشتی داریم؟ اینکه سپاه وظیفه امنیت مردم را برعهده دارد و طبیعتا نباید بین مردم فرق بگذارد؟ چون پای امنیت وسط است همه مردم یکی اند؟ امنیت را چه چیز تعریف می کنیم؟ فقط مقابله با هجمه های نظامی؟
جمله دیگر حاج قاسم پاسخ به این سوالات است؛ وقتی "تضعیف ارزش" ها را هم "هجمه" می بیند و می گوید: "اینجا رابطه حزب اللهی با حزب اللهی موضوعیت ندارد و بلکه رابطه حزب اللهی با غیرحزب اللهی اهمیت دارد."
📍این جمله حاج قاسم سرفصل دهها جلسه آسیب شناسی است.
سوال اساسی اینست که رابطه انقلابی ترها با مردم به چه نحوی است؟
جریان انقلابی سالهاست "محفلی" و "گعده ای" شده است و "ذوقی" رفتار می کند. یعنی چی؟ یعنی عمده فعالیتش در نسبت با رفقا و هم فکرانش تعریف می شود تا مردم. این آسیب جدی، از جریان انقلابی یک "گعده سیاسی" ساخته است. انقلابی ما خواسته و ناخواسته جایی ورود می کند که بیشتر "حظ گفتمانی" ببرد، نه اینکه باری از روی زمین انقلاب بردارد.
📍نتیجه این آسیب جدی چیست؟ نتیجه اش "محفلی زیستن" است؛ "زندگی" اش را جدا می کند و"شهرک" می سازد. "سینما و جشنواره" اش را جدا می کند و وارد "رقابت" نمی شود. پارک و رستورانش نیز. مدرسه و کلاس زبانش هم و قس علی هذا.
البته این محافل اگر برای "برهم افزایی" و انجام ماموریت های مهمتر در میان مردم باشد، توصیه می شود. ولی اگر قرار بر محفلی زیستن و جدا شدن از متن مردم باشد، همین می شود که قدرت "هم زبانی" و "همدلی ش" را از دست می دهد.
📍اثر سیاسی این محفلی زیستن چیست؟
1⃣اولین اثرش این است که قدرت و زندگی اش را از مردم نمی بیند. رای بیاورد و نیاورد، سرکار است. مردم اقبال کنند یا نکنند، فیلمش را می سازد. مخاطب بخرد یا نخرد، نشریه اش منتشر و سایتش بروز می شود.
2⃣اما اثر دوم مهمترست. اثر دوم اینست که قدرت و توان ترجمه ارزش های انقلاب به زبان طبقات مختلف اجتماعی را از دست می دهد. "آتش به اختیار" را متوجه می شود اما از "کار فرهنگی تمیز" عبور می کند. "دادزدن" را دوست دارد اما "آتش بس" در امور فرعی را بر نمی تابد.
📍راهبرد اصلی جریان انقلاب، تبدیل و ترجمه ارزش های انقلاب به زبان مردم است. اما زیست سیاسی محفلی، باعث "ندیدن دیگران" می شود. ندیدن هم در بلند مدت منجر به "عدم شناخت" می شود؛ لذا "بدفهمی مردم" را "دشمنی" تلقی می کند و گارد تهاجمی می گیرد.
🔴در نهایت هم به این نتیجه می رسد، کار انقلاب را بدون مردم جلو ببرد. هرچند رهبری هست و اجازه نمی دهد و تذکر می دهد که؛ "صندوق رای فصل الخطاب است و اولویت انقلاب مشارکت حداکثریست. پس بروید با مردم کار کنید."
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
کشکول|محسن مهدیان
✅توصیه کلیدی "حاج قاسم" به من و شما #حزباللهی_محفلی #انقلابی_ذوقی لابه لای توصیه های اخیر حاج قاسم سلیمانی، یک جمله کلیدی وجود داشت که برای من وشما است؛ درس آموز و آموختنی. تعبیر حاج قاسم چنین بود: "سینه سپاه برای مردم سپرست. برای ما بالا و پائین شهر فرقی…
✅بعد از انتشار این مطلب، دوست عزیزی این سوال را مطرح کرد که "این حرف درست؛ اما بالاخره تکلیف چیست؟ این روزها مهمترین وظیفه تاریخی ما نقد دولت است. با مدل شما نقد تعطیل می شود. چون نقددولت یعنی فاصله گرفتن از 23 میلیون نفر.
اگر دولت را نقد کنیم از اکثریت مردم فاصله می گیریم و نقد هم نکنیم وظیفه مان را عمل نکردیم."
حکم چیست؟
من نظرم را به عنوان یک روش راهبردی در ادامه نوشته ام. شما هم نظر دهید.🌷
@mohsen_mahdian
اگر دولت را نقد کنیم از اکثریت مردم فاصله می گیریم و نقد هم نکنیم وظیفه مان را عمل نکردیم."
حکم چیست؟
من نظرم را به عنوان یک روش راهبردی در ادامه نوشته ام. شما هم نظر دهید.🌷
@mohsen_mahdian
🔹یک سوال کلیدی
🔷نقد مردم یا نقد دولت!؟
یک دغدغه کلیدی این روزهای ما، روش نقد است. یک پاسخ کلی و "همیشه درست" اینست که نقد باید منطقی و بدور از هیاهو باشد. کلام حقی است. اما کفایت نمی کند. سوال ما دقیقتر است؛ برای نقد انحرافات باید سراغ "قدرت" رفت یا "مردم"؟
1⃣برخی معتقدند باید سراغ مردم رفت. اعتقادشان این است که انحرافات سیاسی، ناشی از خطای مردمست. مردم اصلاح شوند اراده و انتخاب شان تغییر می کند.
2⃣دسته دوم کسانی هستند که جریان غالب اند و اعتقاد دارند اصلاح مردم زمانبرست و تا جامعه اصلاح شود دهها بار قدرت تغییر کرده و مسائل جدید پدید آمده است. استدلال می کنند که قدرت، منشا انحراف است و اگر قدرت ها اصلاح شوند جامعه نیز ترمیم می شود.
🔸امروز جریان دوم مسلط است؛ از کسانی که نقد قدرت را در فریاد و هیاهو می دانند تا انانکه منطقی و دلسوزانه نقد می کنند. اما هر دوسر طیف با یک دغدغه جدی مواجه اند و آن اینکه این دولت "منتخب اکثریت" است.
مواجهه با "انتخاب مردم" در شرایط دوقطبی، یعنی "تقابل با مردم" و این یعنی فاصله بیشتر از مردم و طبیعتا "بقای قدرت فعلی" و "استمرار وضع موجود".
✅پس راه حل چیست؟
به این فهم راه میانه از دو روش فوق چنین است؛
"مخاطب نقد" ما دولت است؛ ولی "خطاب ما" به مردم است. یعنی چی؟ یعنی مردم را نگاه کنیم و دولت را نقد کنیم. یعنی چی؟ یعنی برای نقد قدرت، باید مردم را همراه کرد. باید با مردم، سراغ قدرت رفت. نقدقدرت باید چنان باشد که مردم را برانگیزد نه دولت را.
مثال بزنم؛
برای اقتصاد مقاومتی یک روش اینست که مردم را منع کنیم از خرید کالای خارجی. یک راه حل هم اینست که بر سر دولت فریاد بکشیم که چرا کالای خارجی وارد می کنید.
اما راه حل سوم اینست که ضرر واردات کالای خارجی را برای مردم روشن کنید و روشنگری به نحوی باشد تا همراه شوند و از دولت مطالبه کنند که چرا باید با واردات کالای خارجی سفره کارگر کوچکتر شود؟ فساد و فحشا به تبع آن بیشتر شود؟ کارگر خارجی تقویت شود؟ دولت های ضدایرانی مورد حمایت قرار گیرند و قس علی هذا.
به تعبیر دقیقتر بجای پرحجم کردن و شدت بخشیدن به نقد قدرت، مردم را آگاه و مطالبه گر کنیم. توجه کنیم که الزاما هر نقدی، مردم را همراه نمی کند؛ اگر همراه می کرد انتخابات پیروز می شدیم.
طبیعتا در این سبک انتقاد، اعتمادسازی بسیار کلیدی است؛ اعتماد به چه روش؟ ابتدا باید ادبیات تبیین تغییر کند؛ مخاطب احساس کند واقعا دلسوزیم و نگران اوئیم. دوم اینکه ذائقه سیاسی و اجتماعی آنها باید شناسایی شود. نقدباید مساله مردم باشد. محسوس و ملموس. مرحله بعد اینکه نقدها از کانال مطالبات مردم انجام شود. فارغ از پیگیری مطالبات عامه، نمی شود دولت را نقد کرد. طبیعی است که این روش سخت است. این روش یعنی "پیوند هنر و سیاست".
💠با این روش نقدمان به دولت، قدرت می یابد. آنهم قدرت "برآمده از صدای مردم" نه "بالارفتن صدای منتقد".
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷نقد مردم یا نقد دولت!؟
یک دغدغه کلیدی این روزهای ما، روش نقد است. یک پاسخ کلی و "همیشه درست" اینست که نقد باید منطقی و بدور از هیاهو باشد. کلام حقی است. اما کفایت نمی کند. سوال ما دقیقتر است؛ برای نقد انحرافات باید سراغ "قدرت" رفت یا "مردم"؟
1⃣برخی معتقدند باید سراغ مردم رفت. اعتقادشان این است که انحرافات سیاسی، ناشی از خطای مردمست. مردم اصلاح شوند اراده و انتخاب شان تغییر می کند.
2⃣دسته دوم کسانی هستند که جریان غالب اند و اعتقاد دارند اصلاح مردم زمانبرست و تا جامعه اصلاح شود دهها بار قدرت تغییر کرده و مسائل جدید پدید آمده است. استدلال می کنند که قدرت، منشا انحراف است و اگر قدرت ها اصلاح شوند جامعه نیز ترمیم می شود.
🔸امروز جریان دوم مسلط است؛ از کسانی که نقد قدرت را در فریاد و هیاهو می دانند تا انانکه منطقی و دلسوزانه نقد می کنند. اما هر دوسر طیف با یک دغدغه جدی مواجه اند و آن اینکه این دولت "منتخب اکثریت" است.
مواجهه با "انتخاب مردم" در شرایط دوقطبی، یعنی "تقابل با مردم" و این یعنی فاصله بیشتر از مردم و طبیعتا "بقای قدرت فعلی" و "استمرار وضع موجود".
✅پس راه حل چیست؟
به این فهم راه میانه از دو روش فوق چنین است؛
"مخاطب نقد" ما دولت است؛ ولی "خطاب ما" به مردم است. یعنی چی؟ یعنی مردم را نگاه کنیم و دولت را نقد کنیم. یعنی چی؟ یعنی برای نقد قدرت، باید مردم را همراه کرد. باید با مردم، سراغ قدرت رفت. نقدقدرت باید چنان باشد که مردم را برانگیزد نه دولت را.
مثال بزنم؛
برای اقتصاد مقاومتی یک روش اینست که مردم را منع کنیم از خرید کالای خارجی. یک راه حل هم اینست که بر سر دولت فریاد بکشیم که چرا کالای خارجی وارد می کنید.
اما راه حل سوم اینست که ضرر واردات کالای خارجی را برای مردم روشن کنید و روشنگری به نحوی باشد تا همراه شوند و از دولت مطالبه کنند که چرا باید با واردات کالای خارجی سفره کارگر کوچکتر شود؟ فساد و فحشا به تبع آن بیشتر شود؟ کارگر خارجی تقویت شود؟ دولت های ضدایرانی مورد حمایت قرار گیرند و قس علی هذا.
به تعبیر دقیقتر بجای پرحجم کردن و شدت بخشیدن به نقد قدرت، مردم را آگاه و مطالبه گر کنیم. توجه کنیم که الزاما هر نقدی، مردم را همراه نمی کند؛ اگر همراه می کرد انتخابات پیروز می شدیم.
طبیعتا در این سبک انتقاد، اعتمادسازی بسیار کلیدی است؛ اعتماد به چه روش؟ ابتدا باید ادبیات تبیین تغییر کند؛ مخاطب احساس کند واقعا دلسوزیم و نگران اوئیم. دوم اینکه ذائقه سیاسی و اجتماعی آنها باید شناسایی شود. نقدباید مساله مردم باشد. محسوس و ملموس. مرحله بعد اینکه نقدها از کانال مطالبات مردم انجام شود. فارغ از پیگیری مطالبات عامه، نمی شود دولت را نقد کرد. طبیعی است که این روش سخت است. این روش یعنی "پیوند هنر و سیاست".
💠با این روش نقدمان به دولت، قدرت می یابد. آنهم قدرت "برآمده از صدای مردم" نه "بالارفتن صدای منتقد".
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
💠اشتباه فاحش اصولگراها درباره محرومین
اصولگراها معتقدند #رای_محرومین، "رای سازمانی" آنهاست. در هر انتخاباتی هم حساب ویژه ای روی آنها باز می کنند. اما بعد از شکست انتخاباتی اخیر، از "اراده محرومین" ناامید شدند.چرا؟ می گویند نظام در حال رسیدگی به محرومین است و مناطق توسعه نیافته هر روز پیشرفت می کند، بنابراین محرومین کمتر شده و در نهایت رای اصولگراها ریزش می کند.
💠این تحلیل دارای #خطای_مفهومی_فاحش است. متاسفانه اصولگراها تحلیل درستی از واژه #محرومین و #کوخنشینها و #مستضعفین و #پابرهنهها ندارند.
اشتباه محاسباتی اینجاست که تصور می کنند آنچه مایه "فخر امام و انقلاب" بوده ست "محرومیت مادی" روستاهاست که با توسعه یافتگی تغییر می کند.
💠محرومیت به معنای "عقب ماندگی اقتصادی" الزما به معنای "جامعه ارزشی مستضعفین" نیست. چه بسا محرومینی که "عطش کاخ نشینی" داشته و از "جنگ فقر و غنا"، رقابت "فقیر" و "غنی" را فهمیده باشند. چه بسا کوخ نشینی که #گورخواب و جزء #مطرودین_اجتماعی است. "حاشیه نشین بینوا"، قربانی نظام اجتماعی است نه فخر آن.
از طرفی محرومین هم تحت تاثیر موج رسانه های جدید قرار دارند و نیازهایشان تغییر کرده است. بنابراین "محرومین" را "مستضعفین" گرفتن خطاست.
💠اشتباه ماکجاست؟
آنچه مایه فخر و مباهات است و رایش در سبد جبهه انقلاب است، "آرای مستضعفین" است. مستضعف ممکن است از طبقه متوسط شهری باشد. مستضعف الزاما "محرومیت اجباری" ندارد. آنچه مورد تاکید حضرت امام بوده است و به میراثدار انقلاب شهره است، " #خوی_محرومیت" است نه "خود محرومیت". خود محرومیت اساسا مذموم است و باید تغییر یابد.
حضرت امام درباره روستایی محروم می فرماید "کسی که تمام توجهش به دامداری است او نمیتواند آدم بشود."
سپس درباره کوخ نشین هایی که اتفاقا دچار محرومیت اقتصادی نیستند می فرماید: در جامعه اهل علم و مدرسه نشینها، اینها که زحمت میکشند و کار برای این جمهوری اسلامی میکنند، اینها همین کوخ نشینهایند.... آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. "
💠بنابراین توسعه مناطق محروم و فربه شدن طبقه متوسط شهری، الزاما خوی کوخ نشینی را از بین نمی برد.
اما اصولگراها به جهت تحلیل غلطشان از محرومیت، تصور می کنند توجه به سبد رای محرومین یعنی صرفا سرزدن به بی خانمان ها و مدام از فقرو نداری گفتن. این هم هست و صدالبته "محرومیت اقتصادی" به "خوی محرومیت" نزدیکترست. اما همه ماجرا اینجا نیست.
💠طبقه متوسطی که دارای خوی محرومیت است، الزاما ندار و نیازمند نیست. اما نیازهای جدیدی دارد که اصولگرایی برای ان فکری نکرده است. مثل اینکه چطور میشود شعار استکبارستیزی را با آزادی خواهی و پیشرفت جمع کرد؟! چطور می شود دفاع از مظلوم را با کنسرت موسیقی فاخر جمع کرد؟ چطور می شود رفاه داشت و خوی کوخ نشینی را از دست نداد؟
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
اصولگراها معتقدند #رای_محرومین، "رای سازمانی" آنهاست. در هر انتخاباتی هم حساب ویژه ای روی آنها باز می کنند. اما بعد از شکست انتخاباتی اخیر، از "اراده محرومین" ناامید شدند.چرا؟ می گویند نظام در حال رسیدگی به محرومین است و مناطق توسعه نیافته هر روز پیشرفت می کند، بنابراین محرومین کمتر شده و در نهایت رای اصولگراها ریزش می کند.
💠این تحلیل دارای #خطای_مفهومی_فاحش است. متاسفانه اصولگراها تحلیل درستی از واژه #محرومین و #کوخنشینها و #مستضعفین و #پابرهنهها ندارند.
اشتباه محاسباتی اینجاست که تصور می کنند آنچه مایه "فخر امام و انقلاب" بوده ست "محرومیت مادی" روستاهاست که با توسعه یافتگی تغییر می کند.
💠محرومیت به معنای "عقب ماندگی اقتصادی" الزما به معنای "جامعه ارزشی مستضعفین" نیست. چه بسا محرومینی که "عطش کاخ نشینی" داشته و از "جنگ فقر و غنا"، رقابت "فقیر" و "غنی" را فهمیده باشند. چه بسا کوخ نشینی که #گورخواب و جزء #مطرودین_اجتماعی است. "حاشیه نشین بینوا"، قربانی نظام اجتماعی است نه فخر آن.
از طرفی محرومین هم تحت تاثیر موج رسانه های جدید قرار دارند و نیازهایشان تغییر کرده است. بنابراین "محرومین" را "مستضعفین" گرفتن خطاست.
💠اشتباه ماکجاست؟
آنچه مایه فخر و مباهات است و رایش در سبد جبهه انقلاب است، "آرای مستضعفین" است. مستضعف ممکن است از طبقه متوسط شهری باشد. مستضعف الزاما "محرومیت اجباری" ندارد. آنچه مورد تاکید حضرت امام بوده است و به میراثدار انقلاب شهره است، " #خوی_محرومیت" است نه "خود محرومیت". خود محرومیت اساسا مذموم است و باید تغییر یابد.
حضرت امام درباره روستایی محروم می فرماید "کسی که تمام توجهش به دامداری است او نمیتواند آدم بشود."
سپس درباره کوخ نشین هایی که اتفاقا دچار محرومیت اقتصادی نیستند می فرماید: در جامعه اهل علم و مدرسه نشینها، اینها که زحمت میکشند و کار برای این جمهوری اسلامی میکنند، اینها همین کوخ نشینهایند.... آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. "
💠بنابراین توسعه مناطق محروم و فربه شدن طبقه متوسط شهری، الزاما خوی کوخ نشینی را از بین نمی برد.
اما اصولگراها به جهت تحلیل غلطشان از محرومیت، تصور می کنند توجه به سبد رای محرومین یعنی صرفا سرزدن به بی خانمان ها و مدام از فقرو نداری گفتن. این هم هست و صدالبته "محرومیت اقتصادی" به "خوی محرومیت" نزدیکترست. اما همه ماجرا اینجا نیست.
💠طبقه متوسطی که دارای خوی محرومیت است، الزاما ندار و نیازمند نیست. اما نیازهای جدیدی دارد که اصولگرایی برای ان فکری نکرده است. مثل اینکه چطور میشود شعار استکبارستیزی را با آزادی خواهی و پیشرفت جمع کرد؟! چطور می شود دفاع از مظلوم را با کنسرت موسیقی فاخر جمع کرد؟ چطور می شود رفاه داشت و خوی کوخ نشینی را از دست نداد؟
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✴️رئیس جمهور و دولت تفنگ
آخرین اظهارنظر رئیس جمهور درباره عملکرد سپاه چنین است؛ "....اما موشک ها را ما ساختیم."
این حرف مهم نیست و اینجا نباید ماند. سابقه را مرور کنید؛ پیشتر گفته شد پرتاب موشک ها با اشاره دولت بوده است. بعداز آن حضور دولت تفنگ در عرصه اقتصاد را نشانه گرفتند.
توقف در جملات، "خطای تحلیل" است و "تکمیل پازل رقیب". چه بسا اصل ادعای رئیس جمهور خالی از حقیقت هم نباشد.
⏬اما طرح کلی چیست؟ آنچه دولت هدف گرفته، دوگانه "دولت مردم-دولت تفنگ" است. با سه هدف؛
1⃣یکم. "دولت حرف" دچار "بحران ناکارآمدی" پیچیده است. بنابراین هرمجموعه ای که کارایی داشته باشد عرصه را تنگ می کند؛ چه سپاه باشد چه شهرداری تهران. رجوع کنید به ایام انتخابات و کپی برداری از روی دست رقبا. وعده های عاریتی؛ از طرح کارانه تا اشتغال یک میلیون نفری تا افزایش یارانه ها و غیره.
کارآمدی سپاه مقبولیت سیاسی ایجاد می کند. پروژه محبوبیت زدایی در دوقطبی با "دولت نامردم"(دولت تفنگ) دنبال می شود.
2⃣دوم. روشن شدن حقیقت، همه را بخط می کند؛ این نکته کلیدی است. هرچه فضای سیاسی کشور به سمت روشن شدن حق پیش رود، جریان پنهان کار در هر سطحی مجبورست تکلیف اش را روشن کند؛ یا همراهی و یا ماندن و تقابل. استمرار رفتارهای دوگانه ممکن نیست. دیگر جایی برای گندم نمایی و جو فروشی نیست.
موشک زنی تجلی یک حقیقت تقابلی با جبهه باطل بود که بسیاری از جریانات پنهان کار را همراه کرد. خط روشنگری باید تداوم یابد. نباید هم معطل معجزه موشک ماند، "نهضت تبیین" عرصه نمایش حق و تصریح مرزبندی هاست.
حالا؛
جریانی که مجبور به همراهی شده، ناچارست هزینه این "تعدیل سیاسی" را با "غیریت سازی" کاهش دهد.
3⃣سوم. "رقیب تراشی" خانه زاد "دولت بی عمل" ست. دوگانه "دولت مردم-دولت تفنگ" ساقدوش ناکارآمدی ست که باید ریشه بگیرد.
مقصد این دوگانه نوشتن کسری های اقتصادی و معیشتی پای جریانی است که "قدرت دولت" دارد و اما "مردمی" هم نیست.
خلاصه اینکه در ظاهرکلام نباید ماند. دوگانه ای که در حال تصویر سازی است کارکردش فراتر از "حرف گوشه دار" و "ادعاهای تحریک کننده" ست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
آخرین اظهارنظر رئیس جمهور درباره عملکرد سپاه چنین است؛ "....اما موشک ها را ما ساختیم."
این حرف مهم نیست و اینجا نباید ماند. سابقه را مرور کنید؛ پیشتر گفته شد پرتاب موشک ها با اشاره دولت بوده است. بعداز آن حضور دولت تفنگ در عرصه اقتصاد را نشانه گرفتند.
توقف در جملات، "خطای تحلیل" است و "تکمیل پازل رقیب". چه بسا اصل ادعای رئیس جمهور خالی از حقیقت هم نباشد.
⏬اما طرح کلی چیست؟ آنچه دولت هدف گرفته، دوگانه "دولت مردم-دولت تفنگ" است. با سه هدف؛
1⃣یکم. "دولت حرف" دچار "بحران ناکارآمدی" پیچیده است. بنابراین هرمجموعه ای که کارایی داشته باشد عرصه را تنگ می کند؛ چه سپاه باشد چه شهرداری تهران. رجوع کنید به ایام انتخابات و کپی برداری از روی دست رقبا. وعده های عاریتی؛ از طرح کارانه تا اشتغال یک میلیون نفری تا افزایش یارانه ها و غیره.
کارآمدی سپاه مقبولیت سیاسی ایجاد می کند. پروژه محبوبیت زدایی در دوقطبی با "دولت نامردم"(دولت تفنگ) دنبال می شود.
2⃣دوم. روشن شدن حقیقت، همه را بخط می کند؛ این نکته کلیدی است. هرچه فضای سیاسی کشور به سمت روشن شدن حق پیش رود، جریان پنهان کار در هر سطحی مجبورست تکلیف اش را روشن کند؛ یا همراهی و یا ماندن و تقابل. استمرار رفتارهای دوگانه ممکن نیست. دیگر جایی برای گندم نمایی و جو فروشی نیست.
موشک زنی تجلی یک حقیقت تقابلی با جبهه باطل بود که بسیاری از جریانات پنهان کار را همراه کرد. خط روشنگری باید تداوم یابد. نباید هم معطل معجزه موشک ماند، "نهضت تبیین" عرصه نمایش حق و تصریح مرزبندی هاست.
حالا؛
جریانی که مجبور به همراهی شده، ناچارست هزینه این "تعدیل سیاسی" را با "غیریت سازی" کاهش دهد.
3⃣سوم. "رقیب تراشی" خانه زاد "دولت بی عمل" ست. دوگانه "دولت مردم-دولت تفنگ" ساقدوش ناکارآمدی ست که باید ریشه بگیرد.
مقصد این دوگانه نوشتن کسری های اقتصادی و معیشتی پای جریانی است که "قدرت دولت" دارد و اما "مردمی" هم نیست.
خلاصه اینکه در ظاهرکلام نباید ماند. دوگانه ای که در حال تصویر سازی است کارکردش فراتر از "حرف گوشه دار" و "ادعاهای تحریک کننده" ست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📝درباره احمدی نژاد و نامه اش
نامه اخیر احمدی نژاد درباره بازداشت بقایی را جدی بگیریم. قبل از قضاوت سیاسی باید به شبهات حقوقی مطرح در این نامه پاسخ دهیم.
احمدی نژاد "ضدانقلاب لندن نشین" و "آشوب طلب محصور" نیست که نقد و مطالبه اش را به طاق نسیان و تغافل زنیم.
ردصلاحیت احمدی نژاد یعنی عدم صلاحیت برای "قدرت سیاسی" نه عدم صلاحیت برای "سیاست ورزی".
اگر به مطالبه رئیس جمهور سابق وقعی ننهیم، چه انتظاری است مردم عادی امیدوار پاسخگویی باشند؟
ای کاش نامه احمدی نژاد دقیق و مستدل و بدون قضاوت و نیت خوانی، شفاف و روشن و مستدل پاسخ داده شود.
📌فارغ از اینکه وظیفه داریم مطالبه فرد فرد این ملت را پاسخ دهیم، متاسفانه اشتباه ساده انگارانه و البته رایج بین ما چنین است که آدم ها را فارغ از پایگاه اجتماعی شان تحلیل می کنیم. تصور می کنیم حذف یک نفر منجر به حذف یک جریان می شود. اشتباهی که درباره مخالفت با انتشار اسم و رسم خاتمی هم مرتکب شدیم. حذف یک نام به حذف دامنه شهرت اش منجر نمی شود. احمدی نژاد و خاتمی و غیره را با بدنه اش تحلیل کنیم.
راس ها مهم نیستند، می روند و می آیند. اما بدنه به روش های قهری و حذفی اصلاح نمی شوند. بدنه روشنگری می خواهد و روشنگری.
📌باید به این سطح بلوغ سیاسی برسیم که برای اصلاح رویه های انحرافی، بدنه را از راس جدا کنیم نه راس را از بدنه. چه آنکه اولی تبیین می خواهد و روشنگری و هنر و ممارست و دومی حذف دستوری. با حذف دستوری پایگاه اجتماعی آدم ها حفظ می شود و می ماند تا راس جدیدی پیدا شود. این دور باطل با حذف سر تقویت می شود و ماندگارتر.
احمدی نژاد را به رسمت بشماریم. هم خودش و هم پایگاهش. باید بماند و کار سیاسی کند. کاری که البته میرحسین موسوی نکرد و بعد از شکست، علیرغم اینکه می توانست راس یک جریان پرقدرت سیاسی باشد، با آشوب طلبی هم حیات سیاسی خودش را بهم زد و هم بدنه اجتماعیش را چند پاره ساخت.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
نامه اخیر احمدی نژاد درباره بازداشت بقایی را جدی بگیریم. قبل از قضاوت سیاسی باید به شبهات حقوقی مطرح در این نامه پاسخ دهیم.
احمدی نژاد "ضدانقلاب لندن نشین" و "آشوب طلب محصور" نیست که نقد و مطالبه اش را به طاق نسیان و تغافل زنیم.
ردصلاحیت احمدی نژاد یعنی عدم صلاحیت برای "قدرت سیاسی" نه عدم صلاحیت برای "سیاست ورزی".
اگر به مطالبه رئیس جمهور سابق وقعی ننهیم، چه انتظاری است مردم عادی امیدوار پاسخگویی باشند؟
ای کاش نامه احمدی نژاد دقیق و مستدل و بدون قضاوت و نیت خوانی، شفاف و روشن و مستدل پاسخ داده شود.
📌فارغ از اینکه وظیفه داریم مطالبه فرد فرد این ملت را پاسخ دهیم، متاسفانه اشتباه ساده انگارانه و البته رایج بین ما چنین است که آدم ها را فارغ از پایگاه اجتماعی شان تحلیل می کنیم. تصور می کنیم حذف یک نفر منجر به حذف یک جریان می شود. اشتباهی که درباره مخالفت با انتشار اسم و رسم خاتمی هم مرتکب شدیم. حذف یک نام به حذف دامنه شهرت اش منجر نمی شود. احمدی نژاد و خاتمی و غیره را با بدنه اش تحلیل کنیم.
راس ها مهم نیستند، می روند و می آیند. اما بدنه به روش های قهری و حذفی اصلاح نمی شوند. بدنه روشنگری می خواهد و روشنگری.
📌باید به این سطح بلوغ سیاسی برسیم که برای اصلاح رویه های انحرافی، بدنه را از راس جدا کنیم نه راس را از بدنه. چه آنکه اولی تبیین می خواهد و روشنگری و هنر و ممارست و دومی حذف دستوری. با حذف دستوری پایگاه اجتماعی آدم ها حفظ می شود و می ماند تا راس جدیدی پیدا شود. این دور باطل با حذف سر تقویت می شود و ماندگارتر.
احمدی نژاد را به رسمت بشماریم. هم خودش و هم پایگاهش. باید بماند و کار سیاسی کند. کاری که البته میرحسین موسوی نکرد و بعد از شکست، علیرغم اینکه می توانست راس یک جریان پرقدرت سیاسی باشد، با آشوب طلبی هم حیات سیاسی خودش را بهم زد و هم بدنه اجتماعیش را چند پاره ساخت.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
😔آتنا و 2030
📍قتل آتنا از دردناک ترین اخباری ایست که در این هفته منتشر شده است.
اما در حاشیه قتل این دخترک معصوم حرفهایی زده شد که در بهترین حالت ناشی از بی اطلاعی و در حالت بدبینانه سوء استفاده سیاسی از جریحه دار شدن احساسات مردمی است.
👈برخی در حاشیه این خبر دردناک نوشتند اگر سند2030 مورد توجه قرار گیرد و بحث آموزش جنسی کودکان در مدارس پی گیری شود دیگر شاهد چنین فجایعی نخواهیم بود.
🔷طرح چنین ادعایی چند اشکال فاحش دارد.
1⃣یکم. بدفهمی از سند 2030.
برخی تصور می کنند مخالفت با 2030 به معنی مخالفت با جزء جزء این سند است. روشن است که دچار غفلت یا تغافل سهمگینی هستند. طبیعی است که این سند در عین قابل دفاع بودن بسیاری از بخشها، سرجمع و برآیندش منفی است. آنهم نه به جهت جزئیات، بلکه به سبب جهت گیری و نظام رویکردی که جزئیات را ترتیب بخشیده ست.
2⃣دوم. بدفهمی از علت مخالفت.
برخی تصور می کنند مخالفت با 2030 به جهت مخالفت با یک سند بین المللی است. این نیز اشتباه فاحشی است.
ما ملزم به تعامل با دنیا هستیم و طبیعتا نه تنها گریزی از تعهدات بین المللی نیست، بلکه باید با حضور فعال در جهت دادن به این اسناد فعال باشیم.
اما اشکال و انحراف این بود که چرا باید چنین سندی، مبنای برنامه ریزی آموزشی قرار گیرد؟ توجه کنیم که رهبری فرمودند:" این مسئله که یک سند خارجی دارد محور عمل قرار میگیرد، محل اشکال ما هست."
3⃣سوم. بدفهمی از آموزش مسائل جنسی
برخی خیال می کنند نکات مثبت 2030 کشف علمی نهادهای بین الملل است.
مثلا در همین نمونه خاص آموزش مسائل جنسی درکودکی، اولن باید گفت که این توصیه اسلام است و دیگر اینکه در حال حاضر کارگروهی در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تنظیم سندی در رابطه با آموزش جنسی کودکان تشکیل شده است.
نگاه بزرگان دینی ما نیز تائید این موضع است.
🔷شهید بهشتی در این رابطه می گویند: "در یک محفل علمی و تصمیم گیری این مساله که هر چند وقت یک بار مساله روز میشود مطرح شد...به آنها گفتم ...اگر منظورتان این است که بچه ها در اولین فرصت و زمانی که توانایی دارند اندامهای جنسی را بشناسند نقش اندامها را بدانند ترشحات اندامها را بدانند خوب این برای بچه مسلمان مساله تازه ای نیست.
شما میدانید که همیشه همین بچه مسلمان را با رساله عملیه آشنا میکردند...سعی میکردند به دختر خانمها قبل از اینکه به نه سالگی تمام برسند و احتمالا خودشان با مساله عادت ماهانه روبرو بشوند به شکلی از اشکال بفهمانند که اگر چنین چیزی دیدی وحشت نکن خیال نکن یک بیماری داری بلکه این یکی از نشانه های کمال آفرینش و خلقت زن است که عادت ماهانه شود بعد هم به او میگفتیم حکم اسلام در این باره این است...
به هر حال به آنها گفتم این حرفها برای بچه مسلمانها نیست این حرفها برای بچه مسیحی ها است. شما شنیده اید که در عالم کاتولیکها...اصلا نام اندامهای جنسی را در حضور بچه ها به هر شکل بردن گناه تلقی میشد. خوب در اسلام چنین چیزی نیست....
من فکر میکنم که طرح این مساله به شکل خیلی روباز و متین با کودک هیچ اشکالی ندارد. هر قدر او را بیشتر در برابر این معمای ندانسته قرار بدهیم یک ظلم به او کرده ایم."
(نقش آزادی در تربیت کودکان. ص25 . شهید بهشتی)
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
📍قتل آتنا از دردناک ترین اخباری ایست که در این هفته منتشر شده است.
اما در حاشیه قتل این دخترک معصوم حرفهایی زده شد که در بهترین حالت ناشی از بی اطلاعی و در حالت بدبینانه سوء استفاده سیاسی از جریحه دار شدن احساسات مردمی است.
👈برخی در حاشیه این خبر دردناک نوشتند اگر سند2030 مورد توجه قرار گیرد و بحث آموزش جنسی کودکان در مدارس پی گیری شود دیگر شاهد چنین فجایعی نخواهیم بود.
🔷طرح چنین ادعایی چند اشکال فاحش دارد.
1⃣یکم. بدفهمی از سند 2030.
برخی تصور می کنند مخالفت با 2030 به معنی مخالفت با جزء جزء این سند است. روشن است که دچار غفلت یا تغافل سهمگینی هستند. طبیعی است که این سند در عین قابل دفاع بودن بسیاری از بخشها، سرجمع و برآیندش منفی است. آنهم نه به جهت جزئیات، بلکه به سبب جهت گیری و نظام رویکردی که جزئیات را ترتیب بخشیده ست.
2⃣دوم. بدفهمی از علت مخالفت.
برخی تصور می کنند مخالفت با 2030 به جهت مخالفت با یک سند بین المللی است. این نیز اشتباه فاحشی است.
ما ملزم به تعامل با دنیا هستیم و طبیعتا نه تنها گریزی از تعهدات بین المللی نیست، بلکه باید با حضور فعال در جهت دادن به این اسناد فعال باشیم.
اما اشکال و انحراف این بود که چرا باید چنین سندی، مبنای برنامه ریزی آموزشی قرار گیرد؟ توجه کنیم که رهبری فرمودند:" این مسئله که یک سند خارجی دارد محور عمل قرار میگیرد، محل اشکال ما هست."
3⃣سوم. بدفهمی از آموزش مسائل جنسی
برخی خیال می کنند نکات مثبت 2030 کشف علمی نهادهای بین الملل است.
مثلا در همین نمونه خاص آموزش مسائل جنسی درکودکی، اولن باید گفت که این توصیه اسلام است و دیگر اینکه در حال حاضر کارگروهی در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تنظیم سندی در رابطه با آموزش جنسی کودکان تشکیل شده است.
نگاه بزرگان دینی ما نیز تائید این موضع است.
🔷شهید بهشتی در این رابطه می گویند: "در یک محفل علمی و تصمیم گیری این مساله که هر چند وقت یک بار مساله روز میشود مطرح شد...به آنها گفتم ...اگر منظورتان این است که بچه ها در اولین فرصت و زمانی که توانایی دارند اندامهای جنسی را بشناسند نقش اندامها را بدانند ترشحات اندامها را بدانند خوب این برای بچه مسلمان مساله تازه ای نیست.
شما میدانید که همیشه همین بچه مسلمان را با رساله عملیه آشنا میکردند...سعی میکردند به دختر خانمها قبل از اینکه به نه سالگی تمام برسند و احتمالا خودشان با مساله عادت ماهانه روبرو بشوند به شکلی از اشکال بفهمانند که اگر چنین چیزی دیدی وحشت نکن خیال نکن یک بیماری داری بلکه این یکی از نشانه های کمال آفرینش و خلقت زن است که عادت ماهانه شود بعد هم به او میگفتیم حکم اسلام در این باره این است...
به هر حال به آنها گفتم این حرفها برای بچه مسلمانها نیست این حرفها برای بچه مسیحی ها است. شما شنیده اید که در عالم کاتولیکها...اصلا نام اندامهای جنسی را در حضور بچه ها به هر شکل بردن گناه تلقی میشد. خوب در اسلام چنین چیزی نیست....
من فکر میکنم که طرح این مساله به شکل خیلی روباز و متین با کودک هیچ اشکالی ندارد. هر قدر او را بیشتر در برابر این معمای ندانسته قرار بدهیم یک ظلم به او کرده ایم."
(نقش آزادی در تربیت کودکان. ص25 . شهید بهشتی)
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🌗وزیر بهداشت را درست تحلیل کنیم
#درباره_یک_تماس_تلفنی
هفته گذشته را با اخبار تلخی گذراندیم. از آتنا تا نفیسه... اما برخی حاشیه ها دردناک تر از اصل حادثه است.
«نفیسه» بیمار مبتلا به ایبی، بهدلیل عفونت فراگیر نیاز به عمل پیشرفته داشت که مسئولان بیمارستان دولتی از پذیرش این بیمار سر باز زدند و درنهایت این دختر 27ساله از دست رفت.
⛔️اما رنج بزرگتر واکنش وزیر محترم بهداشت به این حادثه است. وقتی درباره مرگ نفیسه می گوید: "سالانه 390 هزار مرگ و میر داریم و قرار نیست که درباره همه آنها توضیح دهیم."
❗️آقای وزیر بهداشت کیست؟
آقای وزیر را به طرح تحول درمانی می شناسیم.طرحی که البته بی ثمر و بی برکت نبوده است.
اما آقای قاضی زاده هاشمی را با دقت بر "شخصیت شناسی اصحاب قدرت" تحلیل کنید.
⭕️موضع اخیر آقای وزیر درباره مرگ نفیسه #نشانه است.
نشانه چی؟
📌توهین آقای وزیر بهداشت به فرماندار ایلام را بخاطر دارید؟ توهین علنی با تعبیر "بی شعور". بعدها عذرخواهی کرد اما ما با این نشانه کار داریم.
📌توهین چندباره به خبرنگاران را حضور ذهن دارید؟ وقتی به خبرنگار روزنامه قدس گفت: "مزدور". او یک خبرنگار بی نوا را به جهت انتقاد متهم به ضدیت با امام رضا کرد. حرفهایی دیگری هم زد که بماند. عذرخواهی هم نکرد. خبرنگار سابق همشهری می گفت وقتی سوال انتقادی پرسیدم مرا متهم کرد به رفتار گروهک تروریستی فرقان.
📌حضورآقای وزیر در برنامه ثریا را هم به خاطر دارید. عصبانیت عجیب و جنجالی در برنامه ای که شرط کرده بود هیچ منتقدی حضور نداشته باشد.
📌آخرین موضعش، شرط گذاری برای ماندن در دولت است. این بدعت تاریخی هم در جای خود قابل تامل است. یک کارگزار که باید نوکری مردم را فخر بداند شرط و شروط گذاشته است که منتقدین اش باید چنان باشند و چنین.
🔐آقای وزیر را بداخلاق ندانید. تحلیل عمیق تری نیاز داریم. وزیر بهداشت از پرتلاش ترین وزرای دولت آقای روحانی است. ضمنن اهل کار خیریه ای است. ممکن است از کاری که می کند پیشمان هم شود و بعد عذرخواهی کند.
☑️اما این وزیر یک اشکال جدی دارد که بر امتیازش فزونی یافته و آنهم #تکبر است. این تکبر که به تعبیر روایات، مادر امراض درونی است، تنها یک رذیله اخلاقی نبینید. این رذیله ای ایست برآمده از سبک زندگی فردی.
درباره ثروت میلیاردی آقای وزیر حرف بسیارست. برخی ساده اندیشان، تصور می کنند انتقاد از بکارگیری چنین کارگزاری، تنگ نظری و دخالت در زندگی شخصی افراد است. مردم با ثروت یک نفر مشکلی ندارند، مشکل این #خوی_کاخنشینی است که میوه اش تکبر است و تکبر.
خوی کاخ نشینی، خدمت را هم متکبرانه می سازد و تباه می کند.
✅پ.ن: فرق حضرت #روح_الله با دیگر #مراجع و بزرگان دین چنین بود که رابطه اخلاق فردی و رفتار حکومتی را شناخته و بارها نسبت بدان تذکر می داد. چه آنکه گفت؛ روزی که مسوول ما خوی کاخ نشینی پیدا کند، روز مرگ اسلام است.
خب برخی از مراجع و بزرگان همین مهم را فهم نکردند و در "تخصص اجرایی" متوقف شدند.
👈این اشکال را اشتباه در سیاست ورزی ندانید. این اشکال ناشی از بدفهمی بخشی از حوزه علمیه ما از کارگزار حکومت اسلامی و سوء دریافتش از اندیشه حضرت امام ست.
✔️در انتها؛
▪️درد مرگ نفیسه سخت است.
◾️رنج بالاتر ظلم نظام درمانی ماست.
◼️غصه سهمگین تر خوی کاخ نشینی و تکبر مسوول دولتی است.
⬛️اما خاک خوردن اندیشه امام در حوزه علمیه ویرانگرست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#درباره_یک_تماس_تلفنی
هفته گذشته را با اخبار تلخی گذراندیم. از آتنا تا نفیسه... اما برخی حاشیه ها دردناک تر از اصل حادثه است.
«نفیسه» بیمار مبتلا به ایبی، بهدلیل عفونت فراگیر نیاز به عمل پیشرفته داشت که مسئولان بیمارستان دولتی از پذیرش این بیمار سر باز زدند و درنهایت این دختر 27ساله از دست رفت.
⛔️اما رنج بزرگتر واکنش وزیر محترم بهداشت به این حادثه است. وقتی درباره مرگ نفیسه می گوید: "سالانه 390 هزار مرگ و میر داریم و قرار نیست که درباره همه آنها توضیح دهیم."
❗️آقای وزیر بهداشت کیست؟
آقای وزیر را به طرح تحول درمانی می شناسیم.طرحی که البته بی ثمر و بی برکت نبوده است.
اما آقای قاضی زاده هاشمی را با دقت بر "شخصیت شناسی اصحاب قدرت" تحلیل کنید.
⭕️موضع اخیر آقای وزیر درباره مرگ نفیسه #نشانه است.
نشانه چی؟
📌توهین آقای وزیر بهداشت به فرماندار ایلام را بخاطر دارید؟ توهین علنی با تعبیر "بی شعور". بعدها عذرخواهی کرد اما ما با این نشانه کار داریم.
📌توهین چندباره به خبرنگاران را حضور ذهن دارید؟ وقتی به خبرنگار روزنامه قدس گفت: "مزدور". او یک خبرنگار بی نوا را به جهت انتقاد متهم به ضدیت با امام رضا کرد. حرفهایی دیگری هم زد که بماند. عذرخواهی هم نکرد. خبرنگار سابق همشهری می گفت وقتی سوال انتقادی پرسیدم مرا متهم کرد به رفتار گروهک تروریستی فرقان.
📌حضورآقای وزیر در برنامه ثریا را هم به خاطر دارید. عصبانیت عجیب و جنجالی در برنامه ای که شرط کرده بود هیچ منتقدی حضور نداشته باشد.
📌آخرین موضعش، شرط گذاری برای ماندن در دولت است. این بدعت تاریخی هم در جای خود قابل تامل است. یک کارگزار که باید نوکری مردم را فخر بداند شرط و شروط گذاشته است که منتقدین اش باید چنان باشند و چنین.
🔐آقای وزیر را بداخلاق ندانید. تحلیل عمیق تری نیاز داریم. وزیر بهداشت از پرتلاش ترین وزرای دولت آقای روحانی است. ضمنن اهل کار خیریه ای است. ممکن است از کاری که می کند پیشمان هم شود و بعد عذرخواهی کند.
☑️اما این وزیر یک اشکال جدی دارد که بر امتیازش فزونی یافته و آنهم #تکبر است. این تکبر که به تعبیر روایات، مادر امراض درونی است، تنها یک رذیله اخلاقی نبینید. این رذیله ای ایست برآمده از سبک زندگی فردی.
درباره ثروت میلیاردی آقای وزیر حرف بسیارست. برخی ساده اندیشان، تصور می کنند انتقاد از بکارگیری چنین کارگزاری، تنگ نظری و دخالت در زندگی شخصی افراد است. مردم با ثروت یک نفر مشکلی ندارند، مشکل این #خوی_کاخنشینی است که میوه اش تکبر است و تکبر.
خوی کاخ نشینی، خدمت را هم متکبرانه می سازد و تباه می کند.
✅پ.ن: فرق حضرت #روح_الله با دیگر #مراجع و بزرگان دین چنین بود که رابطه اخلاق فردی و رفتار حکومتی را شناخته و بارها نسبت بدان تذکر می داد. چه آنکه گفت؛ روزی که مسوول ما خوی کاخ نشینی پیدا کند، روز مرگ اسلام است.
خب برخی از مراجع و بزرگان همین مهم را فهم نکردند و در "تخصص اجرایی" متوقف شدند.
👈این اشکال را اشتباه در سیاست ورزی ندانید. این اشکال ناشی از بدفهمی بخشی از حوزه علمیه ما از کارگزار حکومت اسلامی و سوء دریافتش از اندیشه حضرت امام ست.
✔️در انتها؛
▪️درد مرگ نفیسه سخت است.
◾️رنج بالاتر ظلم نظام درمانی ماست.
◼️غصه سهمگین تر خوی کاخ نشینی و تکبر مسوول دولتی است.
⬛️اما خاک خوردن اندیشه امام در حوزه علمیه ویرانگرست.
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw