✅راز توبه عمومصطفی و امین آقا و داریوش خان و ....
✅✅چرا "توبه" داش مشدی ها "توبه تر" است؟!
محسن مهدیان
🔹یکم. #عمو_مصطفی، قصاب و شکسته بند محله #یافت_آباد است؛ هیات دار و امین و مورد احترام اهالی. یکی از ویژگی های عمو مصطفی سبک کاسبی اش است. معروف است حاجی هرمیزان گوشت طلب کنند ولو چندصد گرم هم اجابت می کند. اهل حرام و حلال است و به فکر حق مشتری است.
اما از همین حاج مصطفی هم نقل معروفی وجود دارد که شنیدنی است و البته موضوع اصلی این یادداشت. می گوید اگر عکسی از من دیدید که پشت #میزمسکرات نشسته ام وچه و چه ... باور کنید. اشتباه نکردید. خودم هستم.
داستان عمو مصطفی شنیدنی است.
آقا مصطفی پهلوان قبل انقلاب و از دارودسته و نوچه های #شعبون_بی_مخ بوده است. اهل زورخانه که البته قدرت و پهلوانی اش تا سالها خرج خبط و خلاف و بی راهه می شود. تا اینکه...
داستان بازگشتش را تنها و تنها مدیون اهل بیت می داند. امام جماعت مسجد محل اگر نباشد، نمازگزارها عبا را به دوش آقا مصطفی می اندازند. عبور از دیروز، او را امین واقعی محله ساخته است.
🔹دوم. #امین_آقا_فرزانه گنده لات محله #سیزده_آبان_شهرری است. خیلی ها امین آقا را می شناسند. روزگاری اهل #شرارت بوده و امروز اهل محل سر اسمش قسم می خورند. داستان امین آقا هم خواندنی است. روزگاری وقتی پا به کوچه می گذاشت به قول اهلش کوچه را یکطرفه می کرد. خیلی ها از ترس برمی گشتند. اما چرخ عالم امین آقا را از شرارت به #معتمد_محل تبدیل می کند.
هرچند چرخ عالم با همه هیبتش از قدرت توبه امین آقا اثر می گیرد. تا قلب اثر نکند عالم نیز موثر نیست.
داستان #اهل_توبه بسیار است. دو نمونه از مردان نیک و در قیدحیات را مرور کردیم تا به اصل موضوع برسیم.
بسیاری از ما توبه و بازگشت را با جناب #طیب_خان_حاج_رضایی می شناسیم.
مردی که به تعبیر خودش با شنیدن نام #روح الله چنان شیفته و مفتون می شود که از لات بازی در نظام شاهنشاهی به حرانقلاب تبدیل می شود.
🔷اما داستان #توبه چیست؟ ریشه توبه کجاست؟ چرا برخی می توانند و برخی قدرت بازگشت ندارند؟
چرا توبه در میان لات و لوط ها و داش مشدی ها دیدنی تر است؟
چرا بازگشت #رسول_ترک و طیب و #شاهرخ_خان_ضرغام در جبهه تاریخی می شود و توبه خیلی های دیگر اثری از آن نمی ماند؟
چرا پهلوان ها وقتی توبه می کنند تا انتها پای عهدشان می مانند و در بازگشت نیز مستحکمند؟
در یک کلام چرا #لوتی_ها بیشتر توبه می کنند؟
دو دلیل دارد. یک علت خاص و یکی هم عام.
🔹ابتدا علت عامش؛
یک فرق اساسی بین لات و لوط ها با معتادهاست. مهمترین فرق ایندو "عزت نفس" است. لات و لوط به جهت خوی پهلوانی اش عزت نفس دارد. همان اندازه که بیرونش گنده لاتی است، نفسش نیز گنده لات بار آماده است. این درحالی است که معتاد اولین چیزی که از دست می دهد گوهر عزت است.
عزت را اگر طیف ببینیم دوسر طیفش یکی لوطی و دیگری معتاد است.
همین عزت نفس و گنده لاتی قلبی است که قدرت برگشت می دهد. توبه را راستین می کند. پهلوان عهدش مردانه است. چه قولش به دیگران و چه قرارش با دلش. عزت نفس و احساس کرامت درونی اگر بماند، راه بازگشت فراهم است. و علت توبه شکنی های پیاپی معتاد نیز در همین است که عزت درونی اش شکسته است و این بزرگترین ضرر اعتیاد است.
🔸اما علت خاصه اش؛
توبه نیز بی بهانه نیست. اینطور نیست که آدم ها خواب نما شوند و یک شبه احساس انقلاب درونی کنند. در اینکه یک "اتفاق معنوی" بر سر راهشان قرار می گیرد و مسیر زندگی شان را تغییر می دهد تردید نیست. اما "اتفاق تاریخی" نیز برای همه کس نیست و این همای بر سر هرکس سایه نمی اندازد. اسراری دارد؛ سّر این بازگشت در خود فرد است. در یک خوی معنوی قدیمی است. یک ویژگی خاص عبادی. یک اخلاق انسانی که همان دستگیری اش می کند.
اگر در چند و چون زندگی عمده کسانی که روزی بازگشته اند را جستجو کنیم نشان های ماندگار از یک خصلت انسانی و معنوی میابیم که همان رشد کرده و فرد را نجات داده است.
عمومصطفی قصاب می گفت حتا در دوران جاهلی نیز هیچگاه به #ناموس مردم نگاه خطا نکرده ام.
امین آقا فرزانه می گفت هیچ چیز به اندازه #ظلم آزارم نمی داد. دعوا و بلوا راه می انداختم ولی ریشه اش مقابله با ظلم بود.
طیب خان رگ مردی اش #دستگیری بود و شهرت اش نیز به همین بود.
شاهرخ ظهیری #غیرتی محل بود و رسول ترک هم شبی که خواست هیات برود و ان تحول بزرگ درونی اش رخ دهد، سگ بیماری را تیمار می کند.
از همه مهمتر اینکه نخ تسبیح و راز مشترک همه شان نیز اهل بیت است. همه شان تحول را در نسبتی با اهل بیت تجربه کرده اند.
🔷خلاصه اینکه عزت نفس و یک خصلت ماندگار معنوی و در نهایت گره خوردن و چنگ زدن به #حبل_الولایه یک لات شرور را قهرمان جهاد اکبر می سازد و این #راز_توبه مستحکم "داش مشدی" هاست.
@mahaleman
✅✅چرا "توبه" داش مشدی ها "توبه تر" است؟!
محسن مهدیان
🔹یکم. #عمو_مصطفی، قصاب و شکسته بند محله #یافت_آباد است؛ هیات دار و امین و مورد احترام اهالی. یکی از ویژگی های عمو مصطفی سبک کاسبی اش است. معروف است حاجی هرمیزان گوشت طلب کنند ولو چندصد گرم هم اجابت می کند. اهل حرام و حلال است و به فکر حق مشتری است.
اما از همین حاج مصطفی هم نقل معروفی وجود دارد که شنیدنی است و البته موضوع اصلی این یادداشت. می گوید اگر عکسی از من دیدید که پشت #میزمسکرات نشسته ام وچه و چه ... باور کنید. اشتباه نکردید. خودم هستم.
داستان عمو مصطفی شنیدنی است.
آقا مصطفی پهلوان قبل انقلاب و از دارودسته و نوچه های #شعبون_بی_مخ بوده است. اهل زورخانه که البته قدرت و پهلوانی اش تا سالها خرج خبط و خلاف و بی راهه می شود. تا اینکه...
داستان بازگشتش را تنها و تنها مدیون اهل بیت می داند. امام جماعت مسجد محل اگر نباشد، نمازگزارها عبا را به دوش آقا مصطفی می اندازند. عبور از دیروز، او را امین واقعی محله ساخته است.
🔹دوم. #امین_آقا_فرزانه گنده لات محله #سیزده_آبان_شهرری است. خیلی ها امین آقا را می شناسند. روزگاری اهل #شرارت بوده و امروز اهل محل سر اسمش قسم می خورند. داستان امین آقا هم خواندنی است. روزگاری وقتی پا به کوچه می گذاشت به قول اهلش کوچه را یکطرفه می کرد. خیلی ها از ترس برمی گشتند. اما چرخ عالم امین آقا را از شرارت به #معتمد_محل تبدیل می کند.
هرچند چرخ عالم با همه هیبتش از قدرت توبه امین آقا اثر می گیرد. تا قلب اثر نکند عالم نیز موثر نیست.
داستان #اهل_توبه بسیار است. دو نمونه از مردان نیک و در قیدحیات را مرور کردیم تا به اصل موضوع برسیم.
بسیاری از ما توبه و بازگشت را با جناب #طیب_خان_حاج_رضایی می شناسیم.
مردی که به تعبیر خودش با شنیدن نام #روح الله چنان شیفته و مفتون می شود که از لات بازی در نظام شاهنشاهی به حرانقلاب تبدیل می شود.
🔷اما داستان #توبه چیست؟ ریشه توبه کجاست؟ چرا برخی می توانند و برخی قدرت بازگشت ندارند؟
چرا توبه در میان لات و لوط ها و داش مشدی ها دیدنی تر است؟
چرا بازگشت #رسول_ترک و طیب و #شاهرخ_خان_ضرغام در جبهه تاریخی می شود و توبه خیلی های دیگر اثری از آن نمی ماند؟
چرا پهلوان ها وقتی توبه می کنند تا انتها پای عهدشان می مانند و در بازگشت نیز مستحکمند؟
در یک کلام چرا #لوتی_ها بیشتر توبه می کنند؟
دو دلیل دارد. یک علت خاص و یکی هم عام.
🔹ابتدا علت عامش؛
یک فرق اساسی بین لات و لوط ها با معتادهاست. مهمترین فرق ایندو "عزت نفس" است. لات و لوط به جهت خوی پهلوانی اش عزت نفس دارد. همان اندازه که بیرونش گنده لاتی است، نفسش نیز گنده لات بار آماده است. این درحالی است که معتاد اولین چیزی که از دست می دهد گوهر عزت است.
عزت را اگر طیف ببینیم دوسر طیفش یکی لوطی و دیگری معتاد است.
همین عزت نفس و گنده لاتی قلبی است که قدرت برگشت می دهد. توبه را راستین می کند. پهلوان عهدش مردانه است. چه قولش به دیگران و چه قرارش با دلش. عزت نفس و احساس کرامت درونی اگر بماند، راه بازگشت فراهم است. و علت توبه شکنی های پیاپی معتاد نیز در همین است که عزت درونی اش شکسته است و این بزرگترین ضرر اعتیاد است.
🔸اما علت خاصه اش؛
توبه نیز بی بهانه نیست. اینطور نیست که آدم ها خواب نما شوند و یک شبه احساس انقلاب درونی کنند. در اینکه یک "اتفاق معنوی" بر سر راهشان قرار می گیرد و مسیر زندگی شان را تغییر می دهد تردید نیست. اما "اتفاق تاریخی" نیز برای همه کس نیست و این همای بر سر هرکس سایه نمی اندازد. اسراری دارد؛ سّر این بازگشت در خود فرد است. در یک خوی معنوی قدیمی است. یک ویژگی خاص عبادی. یک اخلاق انسانی که همان دستگیری اش می کند.
اگر در چند و چون زندگی عمده کسانی که روزی بازگشته اند را جستجو کنیم نشان های ماندگار از یک خصلت انسانی و معنوی میابیم که همان رشد کرده و فرد را نجات داده است.
عمومصطفی قصاب می گفت حتا در دوران جاهلی نیز هیچگاه به #ناموس مردم نگاه خطا نکرده ام.
امین آقا فرزانه می گفت هیچ چیز به اندازه #ظلم آزارم نمی داد. دعوا و بلوا راه می انداختم ولی ریشه اش مقابله با ظلم بود.
طیب خان رگ مردی اش #دستگیری بود و شهرت اش نیز به همین بود.
شاهرخ ظهیری #غیرتی محل بود و رسول ترک هم شبی که خواست هیات برود و ان تحول بزرگ درونی اش رخ دهد، سگ بیماری را تیمار می کند.
از همه مهمتر اینکه نخ تسبیح و راز مشترک همه شان نیز اهل بیت است. همه شان تحول را در نسبتی با اهل بیت تجربه کرده اند.
🔷خلاصه اینکه عزت نفس و یک خصلت ماندگار معنوی و در نهایت گره خوردن و چنگ زدن به #حبل_الولایه یک لات شرور را قهرمان جهاد اکبر می سازد و این #راز_توبه مستحکم "داش مشدی" هاست.
@mahaleman
👍1
🔄راز بقای آقای لاریجانی
#⃣علیآقایلاریجانی را یک سبک مدیریت در جمهوری اسلامی بدانید. این نوع شخصیت سیاسی در همه سطوح مدیریتی حضور دارند؛ اغلب هم پای قدرت ریش سفید می کنند.
🔄اما راز بقای آنها چیست؟
🔢لاریجانی را با چهار واقعه تاریخی باید توضیح داد
یکم.اتحاد با احمدی نژاد برای ریاست مجلس هشتم
دوم.راه اندازی فراکسیون رهروان ولایت
سوم.عبور بی سر و صدا از فرآیند وحدت اصولگراها در مجلس
چهارم.انتقاد از قالیباف و رئیسی در انتخابات 96
⬇️مرور تاریخی این موارد لازم نیست. اما چند اصل مشترک در مدل سیاسی این افراد بر اساس این 4 برهه تاریخی، قابل فهم است.
1⃣یکم. قرب و بعد سیاسی این افراد با دیگر گروه های سیاسی بر اساس قدرت تنظیم می شود. یک روز احمدی نژاد او را رئیس مجلس می کند و یک روز روحانی.
2⃣دوم. انتخاب دقیق عناوین سیاسی اهمیت بسیاری دارد چون در نگاه گذرا، نسبت فرد را با قدرت نشان می دهد. در دوره ای که نام اصولگرایی قدرت دارد، انتخاب رهروان ولایت یعنی یک قدم نزدیکتر به ولایت و جلوتر از اصول.
3⃣سوم. در شرایطی که دست برتر قدرت مشخص نیست، سکوت می کنند؛ نمونه اش ماجرای وحدت اصولگراها در مجلس. به محض تغییر شرایط، این سکوت شکسته می شود؛ نمونه اش بی اعتنایی به اصولگرها در انتخابات 96 و بعد هم تعیین تکلیف نهایی با این جریان در نقد صریح شعارهای قالیباف و رئیسی.
*⃣اما راز ماندگاری فراتر از این است.
#راز_ماندگاری این دست شخصیت ها در جمهوری اسلامی در نسبتی است که با گروه های سیاسی ایجاد می کنند.
این افراد #لابی اصلاح طلبان با حاکمیت و رابط #چانهزنی اصولگرایان با قدرت خواهند بود. اصلاح طلبان ناچارند برای ارتباط با حاکمیت علیرغم میل باطنی با لاریجانی کار کنند و از گزینه خودشان عبور کنند و اصولگراها نیز با همه نقدهایشان باز هم بهتر از لاریجانی برای کنترل افراطی گری اصلاح طلبان ندارند.
این نوع شخصیت مدیریتی شاید اسمش زیرکی و هوشیاری و سیاست ورزی و غیره باشد. اما یک چیز روشن است؛ این دست افراد در #بزنگاههای انقلاب در بهترین حالت #ساکتند و #غائب.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
#⃣علیآقایلاریجانی را یک سبک مدیریت در جمهوری اسلامی بدانید. این نوع شخصیت سیاسی در همه سطوح مدیریتی حضور دارند؛ اغلب هم پای قدرت ریش سفید می کنند.
🔄اما راز بقای آنها چیست؟
🔢لاریجانی را با چهار واقعه تاریخی باید توضیح داد
یکم.اتحاد با احمدی نژاد برای ریاست مجلس هشتم
دوم.راه اندازی فراکسیون رهروان ولایت
سوم.عبور بی سر و صدا از فرآیند وحدت اصولگراها در مجلس
چهارم.انتقاد از قالیباف و رئیسی در انتخابات 96
⬇️مرور تاریخی این موارد لازم نیست. اما چند اصل مشترک در مدل سیاسی این افراد بر اساس این 4 برهه تاریخی، قابل فهم است.
1⃣یکم. قرب و بعد سیاسی این افراد با دیگر گروه های سیاسی بر اساس قدرت تنظیم می شود. یک روز احمدی نژاد او را رئیس مجلس می کند و یک روز روحانی.
2⃣دوم. انتخاب دقیق عناوین سیاسی اهمیت بسیاری دارد چون در نگاه گذرا، نسبت فرد را با قدرت نشان می دهد. در دوره ای که نام اصولگرایی قدرت دارد، انتخاب رهروان ولایت یعنی یک قدم نزدیکتر به ولایت و جلوتر از اصول.
3⃣سوم. در شرایطی که دست برتر قدرت مشخص نیست، سکوت می کنند؛ نمونه اش ماجرای وحدت اصولگراها در مجلس. به محض تغییر شرایط، این سکوت شکسته می شود؛ نمونه اش بی اعتنایی به اصولگرها در انتخابات 96 و بعد هم تعیین تکلیف نهایی با این جریان در نقد صریح شعارهای قالیباف و رئیسی.
*⃣اما راز ماندگاری فراتر از این است.
#راز_ماندگاری این دست شخصیت ها در جمهوری اسلامی در نسبتی است که با گروه های سیاسی ایجاد می کنند.
این افراد #لابی اصلاح طلبان با حاکمیت و رابط #چانهزنی اصولگرایان با قدرت خواهند بود. اصلاح طلبان ناچارند برای ارتباط با حاکمیت علیرغم میل باطنی با لاریجانی کار کنند و از گزینه خودشان عبور کنند و اصولگراها نیز با همه نقدهایشان باز هم بهتر از لاریجانی برای کنترل افراطی گری اصلاح طلبان ندارند.
این نوع شخصیت مدیریتی شاید اسمش زیرکی و هوشیاری و سیاست ورزی و غیره باشد. اما یک چیز روشن است؛ این دست افراد در #بزنگاههای انقلاب در بهترین حالت #ساکتند و #غائب.
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
✋این دست بوسیِ آشنا
این دست بوسی ها آشناست. روایت این "دستبوسی" های سیاسی، تبارشناسی و ماهیت واقعی افراد و جریانات است.
با این ورود، قاب عکس #دستبوسی_آشنا ۳ وجه دارد.
🔸یکم. تکریم کننده
تکریم کننده و دست بوس نه حاج منصور ست و نه میثم مطیعی، جناب آشناست. نسبت سیاسی و اعتقادی این آقایان روشن است.
من و شما با برادر آشنا آشنائیم و اورا به چنین کرنش هایی نمی شناسیم. تا امروز از سوپر انقلابیون سیاسی هم دست بوسی آیت الله جنتی ندیدیم.
دقت کنید که دست بوسی در جمع است. نادیده گرفتن عکاس، توسط تکریم کننده غیر منطقی ست. پس قرارست پیامی سیاسی به جامعه منتقل شود. چه پیامی؟
🔹دوم تکریم شونده
تکریم شونده آیت الله علم الهدی و حجت الاسلام رئیسی و یک استاد اخلاق و عالم و عارف ربانی نیست. تکریم شونده جناب جنتی است. نسبت آقای جنتی با این دولت روشن ست. آیت الله جنتی صریحترین مانع مقابل جریان های انحرافیست.
این نیز پیام دارد.
🔸سوم. نحوه تکریم
یعنی ممکن نیست آقای آشنا به آقای جنتی محبت بورزد؟ حتما ممکن است. اما به چه طریق؟ دست بوسی؟ در جمع؟ مقابل دوربین؟
نحوه محبت ورزی هم آشناست. با این نحوه دست بوسی، باید این محبت در شدیدترین حالتش به مخاطب منتقل شود. "آورده" این دست بوسی فراتر از هزینه اش مقابل استهزاء حامیان ست.
🔹اما چرا؟
#راز_ماندگاری "دولتِ تکنوکرات" ها در "دستبوسی" هاست.
این دولت "تقابلش" در عین "اظهار ارادت" است.
"انحرافش" در "ظاهر الصلاحیست".
فراموش نکنید هشدار آن بزرگ را که فرمود؛
جریانی وجود دارد که "صورت انقلاب" را بدون "سیرتش" می خواهد.
انقلاب هست، محتوا ندارد.
مثل همین دست بوسی بی ارادت.
✅پ.ن؛ اگر میخواهید جامعه را آگاه کنید این "دست بوسی های اجتماعی" را مقابل "پشت کردن های سیاسی" قرار دهید و مقایسه کنید.
مردم هوشیارند.
می توان سیاهه ای از دست بوسی ها و پشت کردن های این دولت به مردم ارائه کرد.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
این دست بوسی ها آشناست. روایت این "دستبوسی" های سیاسی، تبارشناسی و ماهیت واقعی افراد و جریانات است.
با این ورود، قاب عکس #دستبوسی_آشنا ۳ وجه دارد.
🔸یکم. تکریم کننده
تکریم کننده و دست بوس نه حاج منصور ست و نه میثم مطیعی، جناب آشناست. نسبت سیاسی و اعتقادی این آقایان روشن است.
من و شما با برادر آشنا آشنائیم و اورا به چنین کرنش هایی نمی شناسیم. تا امروز از سوپر انقلابیون سیاسی هم دست بوسی آیت الله جنتی ندیدیم.
دقت کنید که دست بوسی در جمع است. نادیده گرفتن عکاس، توسط تکریم کننده غیر منطقی ست. پس قرارست پیامی سیاسی به جامعه منتقل شود. چه پیامی؟
🔹دوم تکریم شونده
تکریم شونده آیت الله علم الهدی و حجت الاسلام رئیسی و یک استاد اخلاق و عالم و عارف ربانی نیست. تکریم شونده جناب جنتی است. نسبت آقای جنتی با این دولت روشن ست. آیت الله جنتی صریحترین مانع مقابل جریان های انحرافیست.
این نیز پیام دارد.
🔸سوم. نحوه تکریم
یعنی ممکن نیست آقای آشنا به آقای جنتی محبت بورزد؟ حتما ممکن است. اما به چه طریق؟ دست بوسی؟ در جمع؟ مقابل دوربین؟
نحوه محبت ورزی هم آشناست. با این نحوه دست بوسی، باید این محبت در شدیدترین حالتش به مخاطب منتقل شود. "آورده" این دست بوسی فراتر از هزینه اش مقابل استهزاء حامیان ست.
🔹اما چرا؟
#راز_ماندگاری "دولتِ تکنوکرات" ها در "دستبوسی" هاست.
این دولت "تقابلش" در عین "اظهار ارادت" است.
"انحرافش" در "ظاهر الصلاحیست".
فراموش نکنید هشدار آن بزرگ را که فرمود؛
جریانی وجود دارد که "صورت انقلاب" را بدون "سیرتش" می خواهد.
انقلاب هست، محتوا ندارد.
مثل همین دست بوسی بی ارادت.
✅پ.ن؛ اگر میخواهید جامعه را آگاه کنید این "دست بوسی های اجتماعی" را مقابل "پشت کردن های سیاسی" قرار دهید و مقایسه کنید.
مردم هوشیارند.
می توان سیاهه ای از دست بوسی ها و پشت کردن های این دولت به مردم ارائه کرد.
🔸نقدهایتان را با جان و دل می خوانم
@mohsen_mahdian
✍تحلیل های روز سیاسی را اینجا می نویسم👇
http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
چند سوال از #راز_اطمینان رهبرانقلاب
رهبرانقلاب باور عمیقی به نصرت حق دارند و همواره بر این سنت الهی تاکید داشتند. اما این روزها که کشور در آزمون سخت تری قرار گرفته است بیش از گذشته بر این جهان بینی توحیدی تصریح داشتند. آخرین اشاره شان به سبک مبارزاتی حضرت امام در 14 خرداد است که تاکید داشتند امام باور حقیقی بر احدی الحسنیین داشتند.
این جهان بینی توحیدی راز اطمینان و سکینه یک موحد است. چنین نگاهی به عالم، پیروزی حق را قطعی می داند. طبیعی است که این اعتقاد نیازمند باور و یقین و فراتر از علم و دانش است. حقیقتا باید نسبت به سنت الهی در نصرت جبهه حق باور داشت.
با این مقدمه چند سوال وجود دارد. پاسخ به این سوالات به شکل گیری این باور کمک می کند.
سوال اول اینست که نصرت برای چه کسی است؟
دوم اینکه پیروزی و نصرت به چه معنی است؟ آیا نصرت مادی است یا تنها به سعادت اخروی منصوریم؟
سوم اینکه اگر پیروزی جبهه حق محتوم است، پس شکست های مختلف در جبهه حق چطور توجیه می شود؟ اگر ما کم کاری کنیم پیروزی حق چطور محتوم است؟
پاسخ هر سوال را می توان از بیانات خود رهبری دنبال کرد. این باور کلیدی ترین متغیر موثر بر تحلیل این روزهاست.
حسن ظن به حضرت حق، نه تنها درون انسان را تسکین می دهد، بلکه خارج از انسان را هم متناسب با باور انسان شکل می دهد. این موارد سنت های قهری و محتوم عالم است؛ سنت الهی یعنی روش خدا در تدبیر عالم.
اما پاسخ به سوال اول؛
نصرت حق برای کسانی است که ناصر دین حق باشند. اراده حق بر این است که باطل در این عالم ماندگار نباشد و حق پیروز نهایی باشد. اما اراده الهی بر اراده انسان قرار می گیرد تا کاری انجام شود. اراده و قدرت الهی به کاری که ما اختیار می کنیم تعلق می گیرد.هرکاری بخواهد انجام شود اول باید علت تامه اش که در انسان است موجود شود.
با این مقدمه رهبری تاکید دارند کسانی پیروزند که اولا به این سنت الهی باور داشته باشند. بعد ازین "حرکت" کنند و "صبر" داشته باشند.باقی ماجرا قطعن پیروزی است.
رهبری در جائی می فرمایند که "لینصرن" یعنی خدا حتما و قطعا نصرت می کند. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
و اما سوال دوم؛
این پیروزی چه نوع فرجامی است؟ برخی خیال می کنند اینکه گفته می شود مومنین همیشه پیروز اند یعنی در آخرت اجر عمل شان را دریافت می کنند. چنین نیست. آخرت هم بجای خود؛ در همین دنیا پیروزند. رهبری تصریح دارند که : ("انا لننصر رسلنا و الذین آمنوا" لام ننصر برای حتمیت و تحقق است. و تاکید "انا" هم به همین معناست. ما به طور حتم و بدون تردید یاری می کنیم. آیا فقط رسلنا را؟ خیر . در ادامه می فرماید: و الذین آمنوا. کجا یاری شان می کنیم؟ "فی الحیات الدنیا" در همین زندگی دنیا.") منبع:کتاب طرح کلی اندیشه در قرآن
نکته مهم اینجاست که مومن هر قدمش در عالم پیش برنده جبهه حق است و این برکتی است که ازسوی سنت الهی شامل حرکت می شود؛ ولو اینکه خودش نیز کشته شود. بازهم به جهت مادی حرکت ساخته و جبهه حق را پیش برده است. خون هیچ شهیدی به جهت مادی بی اثر نیست. باور بدین نکته بسیار کلیدی است.
و در نهایت سوال سوم؛
حالا اگر مومنین کوتاهی کنند چه اتفاقی میافتد؟ اگر باور داریم جبهه حق پیروز نهایی است اگر مومنین نخواهند چه می شود؟ پاسخ ساده است. شکست برای ماست؛ جبهه حق پیش می رود و قهرمان این میدان بعد از ما و دیگران هستند. هرچند کسالت و کوتاهی ما سرعت حرکت را کند کرده است. مراجعه کنیم به پاسخ رهبری: "من و شما کاره ای نیستیم؛ دست قدرت الهی است. ما وسائلی هستیم که اگر عقل به کار گیریم و اختیار خودمان را به کار بیندازیم و وارد میدان شویم، از ما برای حصول این هدف استفاده خواهد شد و افتخار و شرفش برای ما می ماند. اما اگر ما هم نباشیم: «فسوف یأتی اللَّه بقوم یحبّهم و یحبّونه». اینگونه نیست، بار خدا بر زمین نمی ماند، پیش خواهد رفت؛ این یک حرکت طبیعی است، ناموس طبیعت و تاریخ است.۱۳۸۸/۰۶/۱۶
فارس
@mahdian_mohsen
رهبرانقلاب باور عمیقی به نصرت حق دارند و همواره بر این سنت الهی تاکید داشتند. اما این روزها که کشور در آزمون سخت تری قرار گرفته است بیش از گذشته بر این جهان بینی توحیدی تصریح داشتند. آخرین اشاره شان به سبک مبارزاتی حضرت امام در 14 خرداد است که تاکید داشتند امام باور حقیقی بر احدی الحسنیین داشتند.
این جهان بینی توحیدی راز اطمینان و سکینه یک موحد است. چنین نگاهی به عالم، پیروزی حق را قطعی می داند. طبیعی است که این اعتقاد نیازمند باور و یقین و فراتر از علم و دانش است. حقیقتا باید نسبت به سنت الهی در نصرت جبهه حق باور داشت.
با این مقدمه چند سوال وجود دارد. پاسخ به این سوالات به شکل گیری این باور کمک می کند.
سوال اول اینست که نصرت برای چه کسی است؟
دوم اینکه پیروزی و نصرت به چه معنی است؟ آیا نصرت مادی است یا تنها به سعادت اخروی منصوریم؟
سوم اینکه اگر پیروزی جبهه حق محتوم است، پس شکست های مختلف در جبهه حق چطور توجیه می شود؟ اگر ما کم کاری کنیم پیروزی حق چطور محتوم است؟
پاسخ هر سوال را می توان از بیانات خود رهبری دنبال کرد. این باور کلیدی ترین متغیر موثر بر تحلیل این روزهاست.
حسن ظن به حضرت حق، نه تنها درون انسان را تسکین می دهد، بلکه خارج از انسان را هم متناسب با باور انسان شکل می دهد. این موارد سنت های قهری و محتوم عالم است؛ سنت الهی یعنی روش خدا در تدبیر عالم.
اما پاسخ به سوال اول؛
نصرت حق برای کسانی است که ناصر دین حق باشند. اراده حق بر این است که باطل در این عالم ماندگار نباشد و حق پیروز نهایی باشد. اما اراده الهی بر اراده انسان قرار می گیرد تا کاری انجام شود. اراده و قدرت الهی به کاری که ما اختیار می کنیم تعلق می گیرد.هرکاری بخواهد انجام شود اول باید علت تامه اش که در انسان است موجود شود.
با این مقدمه رهبری تاکید دارند کسانی پیروزند که اولا به این سنت الهی باور داشته باشند. بعد ازین "حرکت" کنند و "صبر" داشته باشند.باقی ماجرا قطعن پیروزی است.
رهبری در جائی می فرمایند که "لینصرن" یعنی خدا حتما و قطعا نصرت می کند. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
و اما سوال دوم؛
این پیروزی چه نوع فرجامی است؟ برخی خیال می کنند اینکه گفته می شود مومنین همیشه پیروز اند یعنی در آخرت اجر عمل شان را دریافت می کنند. چنین نیست. آخرت هم بجای خود؛ در همین دنیا پیروزند. رهبری تصریح دارند که : ("انا لننصر رسلنا و الذین آمنوا" لام ننصر برای حتمیت و تحقق است. و تاکید "انا" هم به همین معناست. ما به طور حتم و بدون تردید یاری می کنیم. آیا فقط رسلنا را؟ خیر . در ادامه می فرماید: و الذین آمنوا. کجا یاری شان می کنیم؟ "فی الحیات الدنیا" در همین زندگی دنیا.") منبع:کتاب طرح کلی اندیشه در قرآن
نکته مهم اینجاست که مومن هر قدمش در عالم پیش برنده جبهه حق است و این برکتی است که ازسوی سنت الهی شامل حرکت می شود؛ ولو اینکه خودش نیز کشته شود. بازهم به جهت مادی حرکت ساخته و جبهه حق را پیش برده است. خون هیچ شهیدی به جهت مادی بی اثر نیست. باور بدین نکته بسیار کلیدی است.
و در نهایت سوال سوم؛
حالا اگر مومنین کوتاهی کنند چه اتفاقی میافتد؟ اگر باور داریم جبهه حق پیروز نهایی است اگر مومنین نخواهند چه می شود؟ پاسخ ساده است. شکست برای ماست؛ جبهه حق پیش می رود و قهرمان این میدان بعد از ما و دیگران هستند. هرچند کسالت و کوتاهی ما سرعت حرکت را کند کرده است. مراجعه کنیم به پاسخ رهبری: "من و شما کاره ای نیستیم؛ دست قدرت الهی است. ما وسائلی هستیم که اگر عقل به کار گیریم و اختیار خودمان را به کار بیندازیم و وارد میدان شویم، از ما برای حصول این هدف استفاده خواهد شد و افتخار و شرفش برای ما می ماند. اما اگر ما هم نباشیم: «فسوف یأتی اللَّه بقوم یحبّهم و یحبّونه». اینگونه نیست، بار خدا بر زمین نمی ماند، پیش خواهد رفت؛ این یک حرکت طبیعی است، ناموس طبیعت و تاریخ است.۱۳۸۸/۰۶/۱۶
فارس
@mahdian_mohsen
❤️راز دعای رسول ترک در حق حاج اکبرناظم
یک بیت قدیمی هست که خیلی از مداح ها خواندند و احتمالن شما هم شنیدید و آشنائید. خدا رحمت کنه #سیدجواد_ذاکر را؛ این غزل را با این مطلع زیاد می خواند: " سودا زده طره جانانه ام امشب..." #حاج_منصور هم می گفت از اشعار دوره جوانی ام همین یک بیت را به خاطر دارم.
اما این بیت یک داستان جالب هم دارد. یک روز مرحوم #حاج_اکبرناظم با ناخوشی از کوچه ای گذر می کرد که #رسول_ترک او را می بیند. رسول از حال غمین حاج اکبر می پرسد و او می گوید فلان جا وعده کردم منبر روم و روضه بخوانم اما گرفتار بیماری شدم و شرایطش را ندارم. رسول دست روی شانه حاج اکبر گذاشته و همین بیت را می خواند: "سودا زده طره جانانه ام امشب...زنجیر بیارید که دیوانه ام امشب..." بی درنگ صدای حاج اکبر باز می شود و باقی ماجرا...
این بیت از غزل شمس العرفا، استاد #مفتون_همدانی است. شاعری که گفته می شود استاد #شهریار در شعر علی "ای همای رحمت..." به استقبال از شعر او رفته است.
اما یک نکته درین بیت نهفته است که اگر از مفتون نبود شاید توجهی نمی کردم. #طره یعنی چی؟ طره، چند تار موی سیاهی است که روی پیشانی ریخته می شود و بسیار چهره معشوق را زیبا می کند. طره در ادبیات عرفانی با #گیسو و #زلف متفاوت است. زلف یا نماد کثرات و ماسوی الله است و یا تجلی ذات به صفات جلالی الهی. گیسو نماد ریسمان و حبل الله است. اما طره و موی پریشان روی پیشانی، تجلی ذات به صفات جمالی است.
سودا زده طره جانانه، یعنی شیدا و جنون زده و فانی در زیبایی معشوق و صفات جمالی الهی. همه این مقدمه را گفتم برای همین یک نکته؛ #راز دعای رسول ترک در حق حاج اکبرناظم در توجه دادن به زیبایی ها و نعمات این عالم است که راس همه آنها نیز نعمت اهل بیت است که: "عالم اسیر طره جانانه علیست...."
برای استجابت دعا لازم نیست حتمن مستجاب الدعوه باشیم. قصه رسول ترک و هزارن قصه شبیه بدان هم خیلی عجیب نیست. سرِّ این استجابت در رعایت قواعد دعاست. دیدن زیبایی و نعمات و شاکری و بعد از آن، درخواست و تقاضا.
🙏دعای اجتماعی این روزهای ما نیز، بی توجه به نعماتی که پیرامون ماست، به عرش نخواهد رسید. #خبر_خوب
@mahdian_mohsen
یک بیت قدیمی هست که خیلی از مداح ها خواندند و احتمالن شما هم شنیدید و آشنائید. خدا رحمت کنه #سیدجواد_ذاکر را؛ این غزل را با این مطلع زیاد می خواند: " سودا زده طره جانانه ام امشب..." #حاج_منصور هم می گفت از اشعار دوره جوانی ام همین یک بیت را به خاطر دارم.
اما این بیت یک داستان جالب هم دارد. یک روز مرحوم #حاج_اکبرناظم با ناخوشی از کوچه ای گذر می کرد که #رسول_ترک او را می بیند. رسول از حال غمین حاج اکبر می پرسد و او می گوید فلان جا وعده کردم منبر روم و روضه بخوانم اما گرفتار بیماری شدم و شرایطش را ندارم. رسول دست روی شانه حاج اکبر گذاشته و همین بیت را می خواند: "سودا زده طره جانانه ام امشب...زنجیر بیارید که دیوانه ام امشب..." بی درنگ صدای حاج اکبر باز می شود و باقی ماجرا...
این بیت از غزل شمس العرفا، استاد #مفتون_همدانی است. شاعری که گفته می شود استاد #شهریار در شعر علی "ای همای رحمت..." به استقبال از شعر او رفته است.
اما یک نکته درین بیت نهفته است که اگر از مفتون نبود شاید توجهی نمی کردم. #طره یعنی چی؟ طره، چند تار موی سیاهی است که روی پیشانی ریخته می شود و بسیار چهره معشوق را زیبا می کند. طره در ادبیات عرفانی با #گیسو و #زلف متفاوت است. زلف یا نماد کثرات و ماسوی الله است و یا تجلی ذات به صفات جلالی الهی. گیسو نماد ریسمان و حبل الله است. اما طره و موی پریشان روی پیشانی، تجلی ذات به صفات جمالی است.
سودا زده طره جانانه، یعنی شیدا و جنون زده و فانی در زیبایی معشوق و صفات جمالی الهی. همه این مقدمه را گفتم برای همین یک نکته؛ #راز دعای رسول ترک در حق حاج اکبرناظم در توجه دادن به زیبایی ها و نعمات این عالم است که راس همه آنها نیز نعمت اهل بیت است که: "عالم اسیر طره جانانه علیست...."
برای استجابت دعا لازم نیست حتمن مستجاب الدعوه باشیم. قصه رسول ترک و هزارن قصه شبیه بدان هم خیلی عجیب نیست. سرِّ این استجابت در رعایت قواعد دعاست. دیدن زیبایی و نعمات و شاکری و بعد از آن، درخواست و تقاضا.
🙏دعای اجتماعی این روزهای ما نیز، بی توجه به نعماتی که پیرامون ماست، به عرش نخواهد رسید. #خبر_خوب
@mahdian_mohsen
❤️راز توبه داش مشدی ها
همیشه برایم سوال بود که چرا لوتی ها و داش مشدی ها توبه شان توبه تر است؟ انگار مردانه تر توبه می کنند. ماندگارتر.
بعدها ایندو دلیل را پیدا کردم.
دو دلیل؛ یک علت خاص و یکی هم عام.
🔹ابتدا علت عامش؛
یک فرق اساسی بین لات و لوط ها با معتادهاست. مهمترین فرق ایندو "عزت نفس" است. لات و لوط به جهت خوی پهلوانی اش عزت نفس دارد. همان اندازه که بیرونش گنده لاتی است، نفسش نیز گنده لات بار آماده است. این درحالی است که معتاد اولین چیزی که از دست می دهد گوهر عزت است.
عزت را اگر طیف ببینیم دوسر طیفش یکی لوطی و دیگری معتاد است.
همین عزت نفس و گنده لاتی قلبی است که قدرت برگشت می دهد. توبه را راستین می کند. پهلوان عهدش مردانه است. چه قولش به دیگران و چه قرارش با دلش. عزت نفس و احساس کرامت درونی اگر بماند، راه بازگشت فراهم است. و علت توبه شکنی های پیاپی معتاد نیز در همین است که عزت درونی اش شکسته است و این بزرگترین ضرر اعتیاد است.
🔸اما علت خاصه اش؛
توبه نیز بی بهانه نیست. اینطور نیست که آدم ها خواب نما شوند و یک شبه احساس انقلاب درونی کنند. در اینکه یک "اتفاق معنوی" بر سر راهشان قرار می گیرد و مسیر زندگی شان را تغییر می دهد تردید نیست. اما "اتفاق تاریخی" نیز برای همه کس نیست و این همای بر سر هرکس سایه نمی اندازد. اسراری دارد؛ سّر این بازگشت در خود فرد است. در یک خوی معنوی قدیمی است. یک ویژگی خاص عبادی. یک اخلاق انسانی که همان دستگیری اش می کند.
اگر در چند و چون زندگی عمده کسانی که روزی بازگشته اند را جستجو کنیم نشان های ماندگار از یک خصلت انسانی و معنوی میابیم که همان رشد کرده و فرد را نجات داده است.
عمومصطفی قصاب می گفت حتا در دوران جاهلی نیز هیچگاه به #ناموس مردم نگاه خطا نکرده ام.
طیب خان رگ مردی اش #دستگیری بود و شهرت اش نیز به همین بود.
شاهرخ ظهیری #غیرتی محل بود و رسول ترک هم شبی که خواست هیات برود و ان تحول بزرگ درونی اش رخ دهد، سگ بیماری را تیمار می کند.
از همه مهمتر اینکه نخ تسبیح و راز مشترک همه شان نیز اهل بیت است. همه شان تحول را در نسبتی با اهل بیت تجربه کرده اند.
🔷خلاصه اینکه عزت نفس و یک خصلت ماندگار معنوی و در نهایت گره خوردن و چنگ زدن به #حبل_الولایه یک لات شرور را قهرمان جهاد اکبر می سازد و این #راز_توبه مستحکم "داش مشدی" هاست.
@mahdian_mohsen
همیشه برایم سوال بود که چرا لوتی ها و داش مشدی ها توبه شان توبه تر است؟ انگار مردانه تر توبه می کنند. ماندگارتر.
بعدها ایندو دلیل را پیدا کردم.
دو دلیل؛ یک علت خاص و یکی هم عام.
🔹ابتدا علت عامش؛
یک فرق اساسی بین لات و لوط ها با معتادهاست. مهمترین فرق ایندو "عزت نفس" است. لات و لوط به جهت خوی پهلوانی اش عزت نفس دارد. همان اندازه که بیرونش گنده لاتی است، نفسش نیز گنده لات بار آماده است. این درحالی است که معتاد اولین چیزی که از دست می دهد گوهر عزت است.
عزت را اگر طیف ببینیم دوسر طیفش یکی لوطی و دیگری معتاد است.
همین عزت نفس و گنده لاتی قلبی است که قدرت برگشت می دهد. توبه را راستین می کند. پهلوان عهدش مردانه است. چه قولش به دیگران و چه قرارش با دلش. عزت نفس و احساس کرامت درونی اگر بماند، راه بازگشت فراهم است. و علت توبه شکنی های پیاپی معتاد نیز در همین است که عزت درونی اش شکسته است و این بزرگترین ضرر اعتیاد است.
🔸اما علت خاصه اش؛
توبه نیز بی بهانه نیست. اینطور نیست که آدم ها خواب نما شوند و یک شبه احساس انقلاب درونی کنند. در اینکه یک "اتفاق معنوی" بر سر راهشان قرار می گیرد و مسیر زندگی شان را تغییر می دهد تردید نیست. اما "اتفاق تاریخی" نیز برای همه کس نیست و این همای بر سر هرکس سایه نمی اندازد. اسراری دارد؛ سّر این بازگشت در خود فرد است. در یک خوی معنوی قدیمی است. یک ویژگی خاص عبادی. یک اخلاق انسانی که همان دستگیری اش می کند.
اگر در چند و چون زندگی عمده کسانی که روزی بازگشته اند را جستجو کنیم نشان های ماندگار از یک خصلت انسانی و معنوی میابیم که همان رشد کرده و فرد را نجات داده است.
عمومصطفی قصاب می گفت حتا در دوران جاهلی نیز هیچگاه به #ناموس مردم نگاه خطا نکرده ام.
طیب خان رگ مردی اش #دستگیری بود و شهرت اش نیز به همین بود.
شاهرخ ظهیری #غیرتی محل بود و رسول ترک هم شبی که خواست هیات برود و ان تحول بزرگ درونی اش رخ دهد، سگ بیماری را تیمار می کند.
از همه مهمتر اینکه نخ تسبیح و راز مشترک همه شان نیز اهل بیت است. همه شان تحول را در نسبتی با اهل بیت تجربه کرده اند.
🔷خلاصه اینکه عزت نفس و یک خصلت ماندگار معنوی و در نهایت گره خوردن و چنگ زدن به #حبل_الولایه یک لات شرور را قهرمان جهاد اکبر می سازد و این #راز_توبه مستحکم "داش مشدی" هاست.
@mahdian_mohsen