Forwarded from کانال زینب بیات
💎 نرگسانه
🎵 بشتابید بشتابید پیانو بخرید
نرگس برای شرکت در بازارچه ی مدرسه ذوق و شوق داشت. پدر و مادر گرفتار بودند و دست تنها مشغول به کار شد. کاغذ و قیچی و قلم را به کار انداخت و تا دیروقت شب نشست و پیانو ساخت.
روز بعد پیانوها در بازارچه ی مدرسه مورد استقبال دانش آموزان قرار گرفت و فروش رفت. و توانست یازده هزار تومان در آمد کند.
هشت هزار تومان را به مسول بازارچه داد که به شيرخوارگاه حضرت علی اصغر اهدا شود و باقی را بین خود و دوستش تقسیم کرد.
خانه که آمد خوشحال بود. اما چیزی دخترک پیانو فروش را آزرده خاطر کرده بود.
یکی از مسولین پرورشی مدرسه که قرار بود به نرگس غرفه بدهد گفته بود:" اینها چیه درست کردی، به چه درد می خوره اینهارو کسی نمی خره."
سخت است که این جملات را از زبان مسول پرورشی مدرسه، هضم کنی همین طور در گلویت گیر می کند.
هدف، پرورش خلاقیت و ابتکار در کودکان است؟
یا کور کردن ذوق آنها و کشتن خلاقیت در وجودشان؟
#پرورش_خلاقیت
#کشتن_خلاقیت
#نرگس_کاظمی
#مدرسه
#پیانو
#زینب_بیات
@zaynabbayat
🎵 بشتابید بشتابید پیانو بخرید
نرگس برای شرکت در بازارچه ی مدرسه ذوق و شوق داشت. پدر و مادر گرفتار بودند و دست تنها مشغول به کار شد. کاغذ و قیچی و قلم را به کار انداخت و تا دیروقت شب نشست و پیانو ساخت.
روز بعد پیانوها در بازارچه ی مدرسه مورد استقبال دانش آموزان قرار گرفت و فروش رفت. و توانست یازده هزار تومان در آمد کند.
هشت هزار تومان را به مسول بازارچه داد که به شيرخوارگاه حضرت علی اصغر اهدا شود و باقی را بین خود و دوستش تقسیم کرد.
خانه که آمد خوشحال بود. اما چیزی دخترک پیانو فروش را آزرده خاطر کرده بود.
یکی از مسولین پرورشی مدرسه که قرار بود به نرگس غرفه بدهد گفته بود:" اینها چیه درست کردی، به چه درد می خوره اینهارو کسی نمی خره."
سخت است که این جملات را از زبان مسول پرورشی مدرسه، هضم کنی همین طور در گلویت گیر می کند.
هدف، پرورش خلاقیت و ابتکار در کودکان است؟
یا کور کردن ذوق آنها و کشتن خلاقیت در وجودشان؟
#پرورش_خلاقیت
#کشتن_خلاقیت
#نرگس_کاظمی
#مدرسه
#پیانو
#زینب_بیات
@zaynabbayat
Forwarded from کانال زینب بیات
Forwarded from عکس نگار
🔷 "و او زنی بود سخت جگرآور"
🔻زینب بیات
نگاه مهربانانه اش را با آن لحن صحبت آرام و با طمانینه چقدر دوست داشتم. تکیه کلامش " خوب " بود. با یک لهجه ی شیرین هراتی که به دل می نشست. عمه جان مریم از آن زنانی بود که وقتی بهش فکر می کنم ناخودآگاه تحسینی از ته دلم بر می خیزد و آفرين اش می گویم. یاد آن جمله از نوشته ی ابوالفضل بیهقی که برای مادر حسنک وزیر به کار برده بود می افتم. " و او زنی بود سخت جگرآور". اسمش مریم بود و نام خانوادگی اش همراز، عمه ی مادر شوهرم بود و به اصطلاح پیچه سفید فامیل، و عمه جان صدایش می کردیم.
در زمان هایی که جوان بود و پنج فرزند قد و نیم قد داشت. همسرش را از دست داده بود و با یک چرخ خیاطی چرخه ی زندگی را به گردش درآورده بود. پرورش و نظارت دقیق و هوشمندی در تربیت فرزندان با کار شبانه روزی خیاطی، نتیجه اش پنج فرزند توانمند شد. دو دکتر و یک مهندس و دو معلم.
و این همه ی خستگی سالهای مرارت را از تن بانو مریم همراز بدر می آورد.
حالا نوبت سالهای سالمندی بود و نشستن و بهره گرفتن از درختان پرباری که به ثمر رساندی. اما جنگ درگرفت و وطن ناآرام شد مهاجرت ها شروع شد و فرزندان عمه جان هم مثل خیلی از جوانان افغانستانی یکی یکی کوله بار سفر بستند و آواره شدند یکی ایران، یکی آلمان و امریکا و هلند و ....
جنگ و دربدری و آوارگی به خیلی ها آسیب زد. اما من معتقدم که بیشترین آسیب را مادران دیدند. این آیینه هزار تکه، دل مادر افغانستانی بود. انگار همه ی شهرهای جهان عهد کرده بودند که از این دل، بهره ی نصیب خود کنند بی آنکه به رنج های یک زن فکر کنند وچشم های نگران و اشک آلودش را در نظر آورند. سهم این مادر شد انتظار کشیدن و دل خوش کردن به دیدار چند روزه ی فرزند، آنهم بعد از چندین سال.
عمه مریم، حالا انتظار می کشید که کی فضل احمد جان از آلمان می آید؟
فایزه جان از امریکا کی خواهد آمد و چشم او را روشن خواهد کرد؟
امان الله کی می تواند از رتردام هلند به مشهد بیاید؟
و پروین کدام روز از کابل به دیدار او خواهد آمد؟
فقط یک پسرش مانده بود دکتر نصرالله. وجودش به مادر دلگرمی می داد. دکتر نصرالله همراز در بیرجند یکی از پزشکان نامدار و مهربان شهر است. در دل ایرانی و افغانستانی جا دارد. بی شک دعای خیر مادر برای ایشان، بزرگترین سرمایه ی زندگی است.
این سالها با همه ی اینکه عمه مریم جا افتاد شده بود. ولی بازهم به هر ترتیبی از بیرجند به مشهد می آمد. وقتی که برای دیدنش می رفتیم. از همان کنار تخت، دستش را دراز می کرد و کلی سوغاتی برای مان می آورد. حال یک یک بچه ها را می پرسید. حال خودش را که می پرسیدیم می گفت: "خدا را شکر" این خدا شکر گفتن، از آن جملاتی است که از زبان بزرگان و کلانترهای ما نمی افتد و چقدر انرژی بخش است.
حالا چند روزی است که عمه مریم پرکشیده ولی همچنان بامهربانی هایش و آن نگاه نافذش، با آن شخصیت ساده ولی استوار و محکمش، همچنان رو به رویم ایستاده است. فضا عجیب عطر گل مریم می دهد. حتم دارم کلمات هم مشام شان از این عطر لبریز شده است.
روحش شاد
#مادر
#مهاجرت
#افغانستان
@zaynabbayat
🔻زینب بیات
نگاه مهربانانه اش را با آن لحن صحبت آرام و با طمانینه چقدر دوست داشتم. تکیه کلامش " خوب " بود. با یک لهجه ی شیرین هراتی که به دل می نشست. عمه جان مریم از آن زنانی بود که وقتی بهش فکر می کنم ناخودآگاه تحسینی از ته دلم بر می خیزد و آفرين اش می گویم. یاد آن جمله از نوشته ی ابوالفضل بیهقی که برای مادر حسنک وزیر به کار برده بود می افتم. " و او زنی بود سخت جگرآور". اسمش مریم بود و نام خانوادگی اش همراز، عمه ی مادر شوهرم بود و به اصطلاح پیچه سفید فامیل، و عمه جان صدایش می کردیم.
در زمان هایی که جوان بود و پنج فرزند قد و نیم قد داشت. همسرش را از دست داده بود و با یک چرخ خیاطی چرخه ی زندگی را به گردش درآورده بود. پرورش و نظارت دقیق و هوشمندی در تربیت فرزندان با کار شبانه روزی خیاطی، نتیجه اش پنج فرزند توانمند شد. دو دکتر و یک مهندس و دو معلم.
و این همه ی خستگی سالهای مرارت را از تن بانو مریم همراز بدر می آورد.
حالا نوبت سالهای سالمندی بود و نشستن و بهره گرفتن از درختان پرباری که به ثمر رساندی. اما جنگ درگرفت و وطن ناآرام شد مهاجرت ها شروع شد و فرزندان عمه جان هم مثل خیلی از جوانان افغانستانی یکی یکی کوله بار سفر بستند و آواره شدند یکی ایران، یکی آلمان و امریکا و هلند و ....
جنگ و دربدری و آوارگی به خیلی ها آسیب زد. اما من معتقدم که بیشترین آسیب را مادران دیدند. این آیینه هزار تکه، دل مادر افغانستانی بود. انگار همه ی شهرهای جهان عهد کرده بودند که از این دل، بهره ی نصیب خود کنند بی آنکه به رنج های یک زن فکر کنند وچشم های نگران و اشک آلودش را در نظر آورند. سهم این مادر شد انتظار کشیدن و دل خوش کردن به دیدار چند روزه ی فرزند، آنهم بعد از چندین سال.
عمه مریم، حالا انتظار می کشید که کی فضل احمد جان از آلمان می آید؟
فایزه جان از امریکا کی خواهد آمد و چشم او را روشن خواهد کرد؟
امان الله کی می تواند از رتردام هلند به مشهد بیاید؟
و پروین کدام روز از کابل به دیدار او خواهد آمد؟
فقط یک پسرش مانده بود دکتر نصرالله. وجودش به مادر دلگرمی می داد. دکتر نصرالله همراز در بیرجند یکی از پزشکان نامدار و مهربان شهر است. در دل ایرانی و افغانستانی جا دارد. بی شک دعای خیر مادر برای ایشان، بزرگترین سرمایه ی زندگی است.
این سالها با همه ی اینکه عمه مریم جا افتاد شده بود. ولی بازهم به هر ترتیبی از بیرجند به مشهد می آمد. وقتی که برای دیدنش می رفتیم. از همان کنار تخت، دستش را دراز می کرد و کلی سوغاتی برای مان می آورد. حال یک یک بچه ها را می پرسید. حال خودش را که می پرسیدیم می گفت: "خدا را شکر" این خدا شکر گفتن، از آن جملاتی است که از زبان بزرگان و کلانترهای ما نمی افتد و چقدر انرژی بخش است.
حالا چند روزی است که عمه مریم پرکشیده ولی همچنان بامهربانی هایش و آن نگاه نافذش، با آن شخصیت ساده ولی استوار و محکمش، همچنان رو به رویم ایستاده است. فضا عجیب عطر گل مریم می دهد. حتم دارم کلمات هم مشام شان از این عطر لبریز شده است.
روحش شاد
#مادر
#مهاجرت
#افغانستان
@zaynabbayat
🔹 دیداری صمیمانه با حجتالاسلام پژمانفر
امروز حجتالاسلام نصرالله پژمانفر نمایندۀ محترم مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی با حضور در منزل ما، ضمن قدردانی از خدمات نخبگان مهاجر در ایران، از تلاشهای خود و همکارانش برای بهبود وضعیت مهاجرین از نظر قانونی سخن گفت.
ایشان در رفع تنگناهای اقامتی برای استاد نجیب مایل هروی بسیار کوشیده است و شایسته است که به عنوان عضو کوچکی از جامعۀ فرهنگی افغانستان سپاسگزار نظر نیک و اقدامات انسانی ایشان باشم.
بازدید یک نمایندۀ مجلس شورای اسلامی از یک فرهنگی مهاجر در منزل او، میتواند پیام نمادین خوبی برای دیگر مسئولان امور مهاجرین نیز داشته باشد تا گامهای بیشتری برای همدلی میان دو جامعۀ مهاجر و میزبان برداشته شود.
@mkazemkazemi
امروز حجتالاسلام نصرالله پژمانفر نمایندۀ محترم مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی با حضور در منزل ما، ضمن قدردانی از خدمات نخبگان مهاجر در ایران، از تلاشهای خود و همکارانش برای بهبود وضعیت مهاجرین از نظر قانونی سخن گفت.
ایشان در رفع تنگناهای اقامتی برای استاد نجیب مایل هروی بسیار کوشیده است و شایسته است که به عنوان عضو کوچکی از جامعۀ فرهنگی افغانستان سپاسگزار نظر نیک و اقدامات انسانی ایشان باشم.
بازدید یک نمایندۀ مجلس شورای اسلامی از یک فرهنگی مهاجر در منزل او، میتواند پیام نمادین خوبی برای دیگر مسئولان امور مهاجرین نیز داشته باشد تا گامهای بیشتری برای همدلی میان دو جامعۀ مهاجر و میزبان برداشته شود.
@mkazemkazemi
Forwarded from اخبار مشهد
🔻محمد کاظم کاظمی شاعر و فرهیخته افغانستانی مقیم ایران در دیدگاه نخبگانی امشب از دوستی و محبت افغانستانیها به امام خمینی و تاثیر انقلاب اسلامی ایران در این کشور نوشته است
#یادداشت_۱۰۰کلمهای
#دیدگاه_نخبگانی
@AkhbarMashhad
#یادداشت_۱۰۰کلمهای
#دیدگاه_نخبگانی
@AkhbarMashhad
Forwarded from اخبار مشهد
🔻محمد کاظم کاظمی شاعر در دیدگاه نخبگانی امشب به دست به دست شدن فیلم های راهپیمایی روستاییان باصفای کشور در فضای مجازی اشاره کرده و نوشته است: دقیقا همین ها هستند که پای کار انقلابند
#یادداشت_۱۰۰کلمهای
#دیدگاه_نخبگانی
@AkhbarMashhad
#یادداشت_۱۰۰کلمهای
#دیدگاه_نخبگانی
@AkhbarMashhad
🔹 مخاطب مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد.
پیشاپیش از همه عزیزانی که این وضعیت را درک میکنند و یاریام میکنند، سپاسگزارم.
🔻
من کارهای نوشتنی بسیاری دارم که سالهاست بر زمین مانده است. چند کتاب هست که باید تدوین و منتشر کنم و نوشتن این کتابها برای من از هر کار فرهنگی دیگری اولویت دارد. تا حال هم بیشتر خدمت من به ادبیات و فرهنگ، از رهگذر کتاب نوشتن بوده است تا خدمات دیگر.
آن کتاب نقد شعر را دوباره بر سر دست گرفتهام؛ گزیدهای از رباعیات بیدل را در دست تدوین دارم؛ کتابی دربارۀ شعر مذهبی در نوبت است که بعد اینها به آن برسم. به اینها بیفزایید کتابی در نقد شعر افغانستان و مرتبکردن مقالاتی دربارۀ بیدل و تدوین مجموعه مقالات ادبی و نوشتن خاطرات و چیزهایی از این قبیل که اگر خداوند عمری دهد و سلامتی و توان کار باشد، یک دههای وقت خواهد گرفت.
🔻
هر انسانی در کنار امور ذوقی، به کار کردن هم نیاز دارد. خانوادۀ ما در این سالها خسارتی بزرگ تحمل کرد که خدا را شکر که جانی نبود و فقط مالی بود. ولی به هر حال باید سالها به طور جدی کار کرد تا این وضعیت بگذرد. ادارۀ جلسات شعر، کارگاهها، ویراستاری و صفحهآرایی کتاب و اموری از این قبیل، انتخاب ناگزیر من برای فایق آمدن بر این تنگناهایند، صرف نظر از این که کارهای دلخواه و دلپسندی برایم هستند.
🔻
با این وصف، من باید بخشی از وقت را صرف نوشتن کنم و بخشی را صرف کار.
دیگر در این وضع برای فعالیتها و خدمات فرهنگی مثل نقد شعر و کتاب، گفتگوها و مطالب مطبوعاتی، شرکت در جلسات مختلف، شرکت در نمایشگاهها، شرکت در هماندیشیها، مشاورههای مختلف ادبی، حضور در گروهها و کانالهای مجازی و دیگر خدماتی که خیلی از عزیزان از سر لطف از من انتظار دارند، فرصتی نمیماند. مگر این که آن فعالیتها بتواند در حوزۀ کار من قرار گیرد و من بتوانم بخشی از فرصت کارم را به آن اختصاص دهم.
🔻
ممنون همه عزیزانی هستم که با درک این وضعیت، برای پیمودن این مسیر یاریام میکنند و اگر باری پیام و تماسشان بیپاسخ میماند یا از کانال و گروهی خارج میشوم یا از اجابت درخواستهایشان عاجزم، حمل بر بیادبی و کماعتنایی نمیکنند.
محمدکاظم کاظمی
پیشاپیش از همه عزیزانی که این وضعیت را درک میکنند و یاریام میکنند، سپاسگزارم.
🔻
من کارهای نوشتنی بسیاری دارم که سالهاست بر زمین مانده است. چند کتاب هست که باید تدوین و منتشر کنم و نوشتن این کتابها برای من از هر کار فرهنگی دیگری اولویت دارد. تا حال هم بیشتر خدمت من به ادبیات و فرهنگ، از رهگذر کتاب نوشتن بوده است تا خدمات دیگر.
آن کتاب نقد شعر را دوباره بر سر دست گرفتهام؛ گزیدهای از رباعیات بیدل را در دست تدوین دارم؛ کتابی دربارۀ شعر مذهبی در نوبت است که بعد اینها به آن برسم. به اینها بیفزایید کتابی در نقد شعر افغانستان و مرتبکردن مقالاتی دربارۀ بیدل و تدوین مجموعه مقالات ادبی و نوشتن خاطرات و چیزهایی از این قبیل که اگر خداوند عمری دهد و سلامتی و توان کار باشد، یک دههای وقت خواهد گرفت.
🔻
هر انسانی در کنار امور ذوقی، به کار کردن هم نیاز دارد. خانوادۀ ما در این سالها خسارتی بزرگ تحمل کرد که خدا را شکر که جانی نبود و فقط مالی بود. ولی به هر حال باید سالها به طور جدی کار کرد تا این وضعیت بگذرد. ادارۀ جلسات شعر، کارگاهها، ویراستاری و صفحهآرایی کتاب و اموری از این قبیل، انتخاب ناگزیر من برای فایق آمدن بر این تنگناهایند، صرف نظر از این که کارهای دلخواه و دلپسندی برایم هستند.
🔻
با این وصف، من باید بخشی از وقت را صرف نوشتن کنم و بخشی را صرف کار.
دیگر در این وضع برای فعالیتها و خدمات فرهنگی مثل نقد شعر و کتاب، گفتگوها و مطالب مطبوعاتی، شرکت در جلسات مختلف، شرکت در نمایشگاهها، شرکت در هماندیشیها، مشاورههای مختلف ادبی، حضور در گروهها و کانالهای مجازی و دیگر خدماتی که خیلی از عزیزان از سر لطف از من انتظار دارند، فرصتی نمیماند. مگر این که آن فعالیتها بتواند در حوزۀ کار من قرار گیرد و من بتوانم بخشی از فرصت کارم را به آن اختصاص دهم.
🔻
ممنون همه عزیزانی هستم که با درک این وضعیت، برای پیمودن این مسیر یاریام میکنند و اگر باری پیام و تماسشان بیپاسخ میماند یا از کانال و گروهی خارج میشوم یا از اجابت درخواستهایشان عاجزم، حمل بر بیادبی و کماعتنایی نمیکنند.
محمدکاظم کاظمی
کانال محمدکاظم کاظمی pinned «🔹 مخاطب مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد. پیشاپیش از همه عزیزانی که این وضعیت را درک میکنند و یاریام میکنند، سپاسگزارم. 🔻 من کارهای نوشتنی بسیاری دارم که سالهاست بر زمین مانده است. چند کتاب هست که باید تدوین و منتشر کنم و نوشتن این کتابها برای من از هر…»
Forwarded from اخبار موثق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁉️ #ذبح گوسفند در مَلأعام فضیلت است یا رذیلت؟!
🔺وقتی که غرق خرافات و انحرافات شویم ، شنیدن این حرف ها عجیب بنظر خواهد آمد ..
#آيت_الله_فاطمی_نیا
@Akhbar_mvsgh
🔺وقتی که غرق خرافات و انحرافات شویم ، شنیدن این حرف ها عجیب بنظر خواهد آمد ..
#آيت_الله_فاطمی_نیا
@Akhbar_mvsgh
Forwarded from اخبار مشهد
🔻محمد کاظم کاظمی شاعر افغانستانی مقیم ایران در دیدگاه نخبگانی امشب از برخی محدودیت ها برای مهاجرین گلایه کرده است
#یادداشت_۱۰۰کلمهای
#دیدگاه_نخبگانی
@AkhbarMashhad
#یادداشت_۱۰۰کلمهای
#دیدگاه_نخبگانی
@AkhbarMashhad
Forwarded from کانال محمدکاظم کاظمی
🍀 مهربانی بیمرز
🔹 فراخوان محمدکاظم کاظمی
برای تهیۀ هدیۀ نوروز به کودکان مهاجر
این فراخوانی شخصی است و به پیشنهاد بعضی عزیزانی که مایل به عیدی دادن به کودکان مهاجر بودند شکل گرفته است.
مبلغ گردآوری شده در اختیار مؤسسات خیریۀ مهاجرین قرار خواهد گرفت.
پایان فراخوان: نیمۀ اسفند ۹۷
🔻
شماره کارت به نام محمدکاظم کاظمی
۵۸۵۹۸۳۱۰۲۵۹۵۳۶۲۰
در صورت واریز لطفاً اطلاع دهید
🔻
راههای ارتباط
پیامک و واتساپ: ۰۹۱۵۶۱۴۹۹۲۱
تلگرام: @mkkazemi
اینستاگرام: @mkazemkazemi
🔹 فراخوان محمدکاظم کاظمی
برای تهیۀ هدیۀ نوروز به کودکان مهاجر
این فراخوانی شخصی است و به پیشنهاد بعضی عزیزانی که مایل به عیدی دادن به کودکان مهاجر بودند شکل گرفته است.
مبلغ گردآوری شده در اختیار مؤسسات خیریۀ مهاجرین قرار خواهد گرفت.
پایان فراخوان: نیمۀ اسفند ۹۷
🔻
شماره کارت به نام محمدکاظم کاظمی
۵۸۵۹۸۳۱۰۲۵۹۵۳۶۲۰
در صورت واریز لطفاً اطلاع دهید
🔻
راههای ارتباط
پیامک و واتساپ: ۰۹۱۵۶۱۴۹۹۲۱
تلگرام: @mkkazemi
اینستاگرام: @mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔹 مراسم نودمین زادروز مهدی اخوانثالث
با حضور اعضای خانواده و اهل ادب خراسان
🔻 جمعه ۱۰ اسفند ۹۷
🔻 ساعت ۱۵ تا ۱۷
🔻 شهر توس، آرامگاه فردوسی
با حضور اعضای خانواده و اهل ادب خراسان
🔻 جمعه ۱۰ اسفند ۹۷
🔻 ساعت ۱۵ تا ۱۷
🔻 شهر توس، آرامگاه فردوسی
🔹 روایت همدلی
هفتمین همایش فرهنگی و هنری همدلان همزبان.
سخنرانی، شعرخوانی، اجرای موسیقی و تقدیر از سه تن از فعالان ایرانی در عرصۀ فرهنگ افغانستان
🔻
شنبه ۱۱ اسفند ۹۷، ساعت ۱۵ تا ۱۸
تهران، خیابان حافظ، تقاطع سمیه، حوزۀ هنری، تالار مهر
🔻
در این همایش به امید خدا من نیز سخنرانی خواهم داشت.
به امید دیدار عزیزان.
محمدکاظم کاظمی
@mkazemkazemi
هفتمین همایش فرهنگی و هنری همدلان همزبان.
سخنرانی، شعرخوانی، اجرای موسیقی و تقدیر از سه تن از فعالان ایرانی در عرصۀ فرهنگ افغانستان
🔻
شنبه ۱۱ اسفند ۹۷، ساعت ۱۵ تا ۱۸
تهران، خیابان حافظ، تقاطع سمیه، حوزۀ هنری، تالار مهر
🔻
در این همایش به امید خدا من نیز سخنرانی خواهم داشت.
به امید دیدار عزیزان.
محمدکاظم کاظمی
@mkazemkazemi