Forwarded from بریل های ناگزیر اشعار موسی عصمتی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تیزر فیلم مستند "خودم میبینم"
بر اساس زندگی و شعر موسی عصمتی
مستند "خودم میبینم" روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب موسی عصمتی؛ شاعر و معلم ادبیاتی که در دوازده سالگی ، نابینا شد این فیلم داستان کشف نور در دل تاریکی است؛ پرتره ای از شاعری که سروده مشهورش،《 پدرم را خدا بیامرزد》 پس از فاجعه معدن طبس، به صدای درد میلیون ها نفر بدل شد .
کارگردان :مهدی لاری| تهیه کننده نوید نیلچی | نویسنده: محمد میرزاده _بازیگران سپهر قزوینی ، مژده محمدی، علی دانشمند| مدیر فیلمبرداری: حسین بیات، مدیر صدابرداری: حسین نیکجه ،منشی صحنه الناز ميرزا | طراح صحنه و لباس: فاطمه کمیزی | طراح گریم :حمید جمشیدی راد |دستیاران تصویر: مهدی درزی، مهدی خالدی| دستیار صدا: علیرضا ساری |تدوین: حسین نیکجه | مدیر تولید: محمد میرزاده ،طراح پوستر: داود بیات | تیزر: امیرحسین گتمیری
تهیه شده در گروه هنری صور
لینک پیوستن به کانال اشعار #موسی_عصمتی 👇
https://t.me/braillehayenagozir
بر اساس زندگی و شعر موسی عصمتی
مستند "خودم میبینم" روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب موسی عصمتی؛ شاعر و معلم ادبیاتی که در دوازده سالگی ، نابینا شد این فیلم داستان کشف نور در دل تاریکی است؛ پرتره ای از شاعری که سروده مشهورش،《 پدرم را خدا بیامرزد》 پس از فاجعه معدن طبس، به صدای درد میلیون ها نفر بدل شد .
کارگردان :مهدی لاری| تهیه کننده نوید نیلچی | نویسنده: محمد میرزاده _بازیگران سپهر قزوینی ، مژده محمدی، علی دانشمند| مدیر فیلمبرداری: حسین بیات، مدیر صدابرداری: حسین نیکجه ،منشی صحنه الناز ميرزا | طراح صحنه و لباس: فاطمه کمیزی | طراح گریم :حمید جمشیدی راد |دستیاران تصویر: مهدی درزی، مهدی خالدی| دستیار صدا: علیرضا ساری |تدوین: حسین نیکجه | مدیر تولید: محمد میرزاده ،طراح پوستر: داود بیات | تیزر: امیرحسین گتمیری
تهیه شده در گروه هنری صور
لینک پیوستن به کانال اشعار #موسی_عصمتی 👇
https://t.me/braillehayenagozir
❤6
بریل های ناگزیر اشعار موسی عصمتی
تیزر فیلم مستند "خودم میبینم" بر اساس زندگی و شعر موسی عصمتی مستند "خودم میبینم" روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب موسی عصمتی؛ شاعر و معلم ادبیاتی که در دوازده سالگی ، نابینا شد این فیلم داستان کشف نور در دل تاریکی است؛ پرتره ای از شاعری که سروده مشهورش،《…
✳️ به این میبالم که افتخار حضور و همراهی در مستند «خودم میبینم» را داشتهام. از جناب محمد میرزاده و همکاران ایشان در تهیهٔ این مستند بسیار سپاسگزارم.
به امید انتشار و پخش عمومی این مستند.
به امید انتشار و پخش عمومی این مستند.
❤6
Forwarded from بنیادفرهنگی اجتماعی افغانستانی های مقیم ج.ا.ایران (بنياد فرهنگی اجتماعی افغانستانیهای مقیم ج.ا.ایران)
🔹 آیین رونمایی و نقد کتاب «دیوان طالب»؛
آیین رونمایی و نقد کتاب «دیوان طالب»؛ اثر محمد حسین طالب قندهاری با حضور نویسندگان و اهالی علم و قلم، سه شنبه ۲ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن کنفرانس بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانی های مقیم ج.ا.ایران با همکاری حوزه هنری خراسان برگزار شد.
🔸 بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانیهای مقیم جمهوری اسلامی ایران
@bonyadefarhangi
آیین رونمایی و نقد کتاب «دیوان طالب»؛ اثر محمد حسین طالب قندهاری با حضور نویسندگان و اهالی علم و قلم، سه شنبه ۲ دی ماه ۱۴۰۴ در سالن کنفرانس بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانی های مقیم ج.ا.ایران با همکاری حوزه هنری خراسان برگزار شد.
🔸 بنیاد فرهنگی اجتماعی افغانستانیهای مقیم جمهوری اسلامی ایران
@bonyadefarhangi
Forwarded from ایراف تیوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
✳️ پدرم محمدعلی کاظمی
🔹 محمدکاظم کاظمی
................
▪️ پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سالهای دور مینگرم و آموختههایم را مرور میکنم، میبینم که بیشتر آنها سهم پدرم است.
▪️اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی بود. حافظۀ بسیار خوبی داشت و در مشاعره هم ماهر بود. من بخشی از شاعریام را مدیون مشاعرههای خانوادگی هستم. بسیاری از چیستانها و معماهایی که به جوانترها میگویم، حاصل محفوظات آن زمان است. و پدر شطرنجباز ماهری بود.
▪️اطلاعات دینی و تاریخی او بسیار بود و این پنجرهای دیگر برایم گشود به جهان دین و دانش و کتاب و کتابخوانی، چنان که اولین کتابهایی که در زندگی خواندم، کتابهای پدرم بود.
▪️اما او همچنان که اهل فکر و اندیشه و ادب بود، اهل کارهای فنی هم بود. تقریباً در همه این فنون مهارت کامل داشت، از نجاری و برقکشی و لولهکشی بگیرید تا تعمیر لوازم منزل و ماشین. باری در کابل یک خانۀ دوطبقه را که سیستم لولهکشی نداشت، دونفری لولهکشی کردیم. من از آنجا لولهکشی یاد گرفتم که تا حال به دردم خورده است. یک بار دیگر پدرم و پسرخالهام یک موتور فولکس را به طور کامل پیاده کردند و دوباره بستند.
▪️ولی همه چیزها به یک سوی و درسِ زندگی به یک سوی. پدر آدمی بود بسیار متعهد و مسئول نسبت به جامعه. نسبت به هر کسی که به نوعی با او وابستگی داشت، همان قدر احساس مسئولیت میکرد که نسبت به اعضای خانواده خود. ما حتی گاهی ملامتش میکردیم که در این وضعیت جسمانی و زندگی مادی معمولی، چگونه میتواند به این کار رسیدگی کند. گاه این مشکل، یک دعوای خانوادگی بود، یا نیاز یک بیمار به پیوند کلیه، یا نیاز یک مدرسه خودگردان به کمک. و پدرم در این مواقع همه دوستان پولدارش را برای این کار بسیج میکرد و آنها را به زور یا رضا در این کار درگیر میساخت.
درس دیگر، پُرکاری بود و ماندگینشناسی در کار. از همه چیز زندگی کار را بیشتر دوست داشت و تا واپسین سالهای عمر از کار و فعالیت بیرونی دست نکشید. در سنین پیری بود که کار تأسیسات امید گاز در هرات را به عهده گرفت و کارهای ساختمانی یک سیستم تأسیساتی گاز را سرپرستی کرد.
▪️ولی آنچه از پرکاری مهمتر بود، باز احساس مسئولیتش در کیفیت کار بود. سرسری کار نمیکرد. به قول مردم هرات، اهل «کلوخ به آب گذاشتن و از آب گذشتن» نبود. هر کاری که میکرد، باید درست و کامل انجام میشد، طوری میکرد که برای سالها قابل استفاده باشد. مثلاً باری قرار شد که یک اتاقک برای کار کامپیوتر و کتابهای من در پشت بام منزل بسازیم. چیزی که در نظر من بود چهارتا دیوار بود با یک سقف و احتمالاً پریز و یک چراغ با سیمکشی روکار. ولی او به این کار قانع نشد. همه سیستم برق آن اتاق را با چندین چراغ و پریز برق و حتی خط تلفن و کانال کولر درست کرد. آن اتاق، با سیستم برق کامل و دو خط تلفن و کولر و لولهکشی گاز، سالها اتاق کار من شد و اکنون کسانی که در آن خانه زندگی میکنند، از آن اتاق استفادۀ مسکونی میبرند.
▪️و من هم یاد گرفتم که هر کاری را طوری بکنم که سالها قابل استفاده باشد. اگر کتابی مینویسم، طوری بنویسم که با اطمینان به چاپهای متعدد برسد. اگر کتابی را صفحهآرایی میکنم، طوری کار کنم که قالب صفحهآرایی برای دهها کتاب دیگر هم قابل استفاده باشد. حتی اگر عکسی را اسکن میکنم، طوری مراقبت کنم که بیست سال بعد هم در دسترس باشد. همه کارها به گونهای بشود که ما و نسلهای بعد از آنها بهره ببریم.
........................
▪️این احساس مسئولیت در کار، درس بزرگی است که من از این اولین و آخرین معلم زندگیام گرفتم و بیش از همه درسهای دیگر ارزش داشت. هرچند در عمل به پای پدر نرسیدم.
#پدر
#محمدعلی_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔹 محمدکاظم کاظمی
................
▪️ پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سالهای دور مینگرم و آموختههایم را مرور میکنم، میبینم که بیشتر آنها سهم پدرم است.
▪️اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی بود. حافظۀ بسیار خوبی داشت و در مشاعره هم ماهر بود. من بخشی از شاعریام را مدیون مشاعرههای خانوادگی هستم. بسیاری از چیستانها و معماهایی که به جوانترها میگویم، حاصل محفوظات آن زمان است. و پدر شطرنجباز ماهری بود.
▪️اطلاعات دینی و تاریخی او بسیار بود و این پنجرهای دیگر برایم گشود به جهان دین و دانش و کتاب و کتابخوانی، چنان که اولین کتابهایی که در زندگی خواندم، کتابهای پدرم بود.
▪️اما او همچنان که اهل فکر و اندیشه و ادب بود، اهل کارهای فنی هم بود. تقریباً در همه این فنون مهارت کامل داشت، از نجاری و برقکشی و لولهکشی بگیرید تا تعمیر لوازم منزل و ماشین. باری در کابل یک خانۀ دوطبقه را که سیستم لولهکشی نداشت، دونفری لولهکشی کردیم. من از آنجا لولهکشی یاد گرفتم که تا حال به دردم خورده است. یک بار دیگر پدرم و پسرخالهام یک موتور فولکس را به طور کامل پیاده کردند و دوباره بستند.
▪️ولی همه چیزها به یک سوی و درسِ زندگی به یک سوی. پدر آدمی بود بسیار متعهد و مسئول نسبت به جامعه. نسبت به هر کسی که به نوعی با او وابستگی داشت، همان قدر احساس مسئولیت میکرد که نسبت به اعضای خانواده خود. ما حتی گاهی ملامتش میکردیم که در این وضعیت جسمانی و زندگی مادی معمولی، چگونه میتواند به این کار رسیدگی کند. گاه این مشکل، یک دعوای خانوادگی بود، یا نیاز یک بیمار به پیوند کلیه، یا نیاز یک مدرسه خودگردان به کمک. و پدرم در این مواقع همه دوستان پولدارش را برای این کار بسیج میکرد و آنها را به زور یا رضا در این کار درگیر میساخت.
درس دیگر، پُرکاری بود و ماندگینشناسی در کار. از همه چیز زندگی کار را بیشتر دوست داشت و تا واپسین سالهای عمر از کار و فعالیت بیرونی دست نکشید. در سنین پیری بود که کار تأسیسات امید گاز در هرات را به عهده گرفت و کارهای ساختمانی یک سیستم تأسیساتی گاز را سرپرستی کرد.
▪️ولی آنچه از پرکاری مهمتر بود، باز احساس مسئولیتش در کیفیت کار بود. سرسری کار نمیکرد. به قول مردم هرات، اهل «کلوخ به آب گذاشتن و از آب گذشتن» نبود. هر کاری که میکرد، باید درست و کامل انجام میشد، طوری میکرد که برای سالها قابل استفاده باشد. مثلاً باری قرار شد که یک اتاقک برای کار کامپیوتر و کتابهای من در پشت بام منزل بسازیم. چیزی که در نظر من بود چهارتا دیوار بود با یک سقف و احتمالاً پریز و یک چراغ با سیمکشی روکار. ولی او به این کار قانع نشد. همه سیستم برق آن اتاق را با چندین چراغ و پریز برق و حتی خط تلفن و کانال کولر درست کرد. آن اتاق، با سیستم برق کامل و دو خط تلفن و کولر و لولهکشی گاز، سالها اتاق کار من شد و اکنون کسانی که در آن خانه زندگی میکنند، از آن اتاق استفادۀ مسکونی میبرند.
▪️و من هم یاد گرفتم که هر کاری را طوری بکنم که سالها قابل استفاده باشد. اگر کتابی مینویسم، طوری بنویسم که با اطمینان به چاپهای متعدد برسد. اگر کتابی را صفحهآرایی میکنم، طوری کار کنم که قالب صفحهآرایی برای دهها کتاب دیگر هم قابل استفاده باشد. حتی اگر عکسی را اسکن میکنم، طوری مراقبت کنم که بیست سال بعد هم در دسترس باشد. همه کارها به گونهای بشود که ما و نسلهای بعد از آنها بهره ببریم.
........................
▪️این احساس مسئولیت در کار، درس بزرگی است که من از این اولین و آخرین معلم زندگیام گرفتم و بیش از همه درسهای دیگر ارزش داشت. هرچند در عمل به پای پدر نرسیدم.
#پدر
#محمدعلی_کاظمی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
❤23👍1
کانال محمدکاظم کاظمی
✳️ پدرم محمدعلی کاظمی 🔹 محمدکاظم کاظمی ................ ▪️ پدرم اولین و بهترین معلم من بود. اکنون که سالهای دور مینگرم و آموختههایم را مرور میکنم، میبینم که بیشتر آنها سهم پدرم است. ▪️اول چیزی که در کودکی از او یاد گرفتم، علاقه به کارهای فکری و ادبی…
▪️ بازنشر به مناسبت هفدهمین سالگرد درگذشت پدرم محمدعلی کاظمی 👆
❤11😢9👍2