Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔴 ستارۀ احمد
🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی
امشب مگر چه ولوله در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است
امروز حال دهکدههامان بهاری است
حتی درختِ یخزده هم شادمان شده است
آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است
در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است
عبدالعلی به خانۀ فاروق میرود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است
اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است
(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است
این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است
دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)
القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است
منبر برای موعظۀ خلقِ بینواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است
دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
میگفت نیمۀ پرِ این استکان شده است
آری، در این مسابقه، صد بار دیدهایم
هر کس میان باختهها قهرمان شده است
هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است
دعوا چه میکنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است
دعوا چه میکنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است
فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی نهان شده است؟
فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بیامان شده است
وهابی از طریقی و غالی به گونهای
آمادهی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیدهاند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است
ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است
سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است
رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است
نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است
نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است
یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است
یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است
شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است
یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگینکمان شده است
یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است
آیینهای شکسته و هر پارهای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است
یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است
یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است
خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است
با این همه ستارۀ پرنورِ رنگرنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است
افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394
#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
🔸 به مناسبت سالگرد میلاد پیامبر بزرگ اسلام
🔹 محمدکاظم کاظمی
امشب مگر چه ولوله در آسمان شده است؟
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
این گنبد سیاه، جواهرنشان شده است
آری، در آن ستارۀ احمد عیان شده است
امروز حال دهکدههامان بهاری است
حتی درختِ یخزده هم شادمان شده است
آن سنگ سرد، پر شده است از گل گلاب
آن چوب خشک، شاخچۀ ارغوان شده است
در خانه تا به چند نشینی؟ که مرد و زن
راهی به سمت برزن و کوی و دکان شده است
عبدالعلی به خانۀ فاروق میرود
زینب دوباره عایشه را میزبان شده است
اما جدال مولوی و شیخ، کم نشد
این جنگ، مثل جنگ انار و دهان شده است
(البته شیخ و مولوی خوب نیز هست
با همدگر به سان دو گل مهربان شده است
این یک به دستِ بسته و آن یک به دست باز
با یک زبان به پیش خدا همزبان شده است
دیروز این به خانۀ آن میهمان شده
امروز آن به خانۀ این میهمان شده است)
القصه، شیخ و مولوی بد، در این مقام،
هر یک به سان کورۀ آتشفشان شده است
منبر برای موعظۀ خلقِ بینواست
منبر برای این دو نفر نردبان شده است
دیدم که هر کدام، به قال و مقال خود
میگفت نیمۀ پرِ این استکان شده است
آری، در این مسابقه، صد بار دیدهایم
هر کس میان باختهها قهرمان شده است
هر کس به مذهب پدر خویش، مفتی است
هر کس به زورخانۀ خود پهلوان شده است
دعوا چه میکنی، که به قال و مقالتان
این شیشه بارهاست به سنگ امتحان شده است
دعوا چه میکنی که در این کاروان چرا
گاهی علی و گاه عمر ساربان شده است
فکری بکن که مقصد این کاروان کجاست؟
در راه او چه دزد پلیدی نهان شده است؟
فکری بکن که مال و منال مسافران
اینک نصیب راهزن بیامان شده است
وهابی از طریقی و غالی به گونهای
آمادهی، جویدن این استخوان شده است
×××
هرچند خون ما و شما را مکیدهاند
هرچند خون ما و شما رایگان شده است
ما هر دو تن دو نیمۀ سیبیم، عین هم
سیبی که پروریدۀ یک باغبان شده است
سیبی که آب خوردۀ رود حقیقت است
رودی که از مدینۀ احمد روان شده است
رودی که شاخه شاخه شد و هر طرف که رفت،
آبِ حیاتِ یک طرفِ این جهان شده است
نهری به قندهار رسید و انار شد
نهری درختِ جنگلِ مازندران شده است
نهری به چابهار رسید و بهار کرد
نهری به رودک آمده و مولیان شده است
یک نهر، سوی مزرع ترکان روانه شد
یک نهر، آبخورد خراسانیان شده است
یک نهر آب شیرین، یک نهر آب شور
راهی به هر کرانۀ این خاکدان شده است
شیرین آن رسید به بنگاله، قند شد
شورَش، ملاحت نمک سیستان شده است
یک نهر، سر نهاده به دامان کوهسار
بند امیر در بغل بامیان شده است
×××
نوری که خورده است به منشور کائنات
از آن طرف برون شده، رنگینکمان شده است
یک آیه آمده است و هزاران مفسّرش
هر یک به واژۀ دگری ترجمان شده است
آیینهای شکسته و هر پارهای از آن
روشنگر کرانی از این بیکران شده است
یک پاره نزد مفتی الازهر آمده
یک پاره سهم مجتهد اصفهان شده است
یا در کتاب احمد حنبل نوشته شد
یا با زبان شیخ کلینی بیان شده است
×××
ختم سخن که، مولوی و شیخِ نازنین!
قصد وضو کنید که وقت اذان شده است
خلقی به دستِ بسته و خلقی به دستِ باز
آمادۀ گرفتن آن ریسمان شده است
با این همه ستارۀ پرنورِ رنگرنگ
مسجد نشان دیگری از کهکشان شده است
افسوس، یک فدایی داعش در آن میان
آمادۀ معاشقه با حوریان شده است
6 دی 1394
#محمدکاظم_کاظمی
#ستاره_احمد
@mkazemkazemi
👍1
سرگذشت یتیم جاوید
محمدکاظم کاظمی
🔹 معرفی کتاب ارزشمند «سرگذشت یتیم جاوید» که داستانی تاریخی است از زندگی حضرت پیامبر اسلام، از تولد تا ازدواج.
🔸 این کتاب نوشتۀ محمد شوکتالتونی و ترجمۀ صلاحالدین سلجوقی است.
🔸در این فایل صوتی که برای رادیو دری بیان شده است، این کتاب را به اجمال معرفی کردهام. خواندن این کتاب بینظیر را به همه کسانی که علاقهمند این موضوع هستند پیشنهاد میکنم.
🔸 با تشکر از سید علی عطایی به خاطر انجام این گفتگو و از زینب بیات به خاطر تدوین و صداگذاری آن.
#سرگذشت_یتیم_جاوید
#پیامبر_اسلام
#رادیو_دری
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔸 این کتاب نوشتۀ محمد شوکتالتونی و ترجمۀ صلاحالدین سلجوقی است.
🔸در این فایل صوتی که برای رادیو دری بیان شده است، این کتاب را به اجمال معرفی کردهام. خواندن این کتاب بینظیر را به همه کسانی که علاقهمند این موضوع هستند پیشنهاد میکنم.
🔸 با تشکر از سید علی عطایی به خاطر انجام این گفتگو و از زینب بیات به خاطر تدوین و صداگذاری آن.
#سرگذشت_یتیم_جاوید
#پیامبر_اسلام
#رادیو_دری
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from تماشا
تقدیم به دوست بزرگوارم استاد'' محمد کاظم کاظمی'' که مظلومیت افغانستان را بیشتر از ما می شناسد.
روح شهیدان مظلوم دانشگاه کابل در جوار رحمت الهی باد.
کابل ! سلام ، دست و دلم داغدار توست
شعر به خون نشسته ی من سوگوار توست
گاهی به کشتگان فراوان نگاه کن
خورشید شمع غربت سنگ مزار توست
با آن ' حکیم غزنه ' و آن ' خواجه ی هرات '
تقدیر تو چنین شد و این روزگار توست
کابل ! صدای خسته ی خود را بلند کن
تاریخ تو ، گذشته ی تو ، اعتبار توست
مثل همیشه شعر بخوان از دلاوری
' شهنامه ' راز غیرت ایل و تبار توست
کابل ! کجاست شور .''سواران زابلی'' ؟
'' رستم '' هنوز مثل یلی در دیار توست
'' رستم '' کجاست ؟ '' رخش '' کو ؟ و اتحاد کو؟
بسیار ' دیو و غول ' که در رهگذار توست
تنها تو نیستی و در آشوب فصل ها
'' ایران تو '' ، همیشه دلش در کنار توست
تا آفتاب می وزد از پشت کوه ها
خون گلوی عاشق تو ، یادگار توست
شعبان کرم دخت
بابلسر آبان نود و نه
کانال شعر من
@karamdokht
روح شهیدان مظلوم دانشگاه کابل در جوار رحمت الهی باد.
کابل ! سلام ، دست و دلم داغدار توست
شعر به خون نشسته ی من سوگوار توست
گاهی به کشتگان فراوان نگاه کن
خورشید شمع غربت سنگ مزار توست
با آن ' حکیم غزنه ' و آن ' خواجه ی هرات '
تقدیر تو چنین شد و این روزگار توست
کابل ! صدای خسته ی خود را بلند کن
تاریخ تو ، گذشته ی تو ، اعتبار توست
مثل همیشه شعر بخوان از دلاوری
' شهنامه ' راز غیرت ایل و تبار توست
کابل ! کجاست شور .''سواران زابلی'' ؟
'' رستم '' هنوز مثل یلی در دیار توست
'' رستم '' کجاست ؟ '' رخش '' کو ؟ و اتحاد کو؟
بسیار ' دیو و غول ' که در رهگذار توست
تنها تو نیستی و در آشوب فصل ها
'' ایران تو '' ، همیشه دلش در کنار توست
تا آفتاب می وزد از پشت کوه ها
خون گلوی عاشق تو ، یادگار توست
شعبان کرم دخت
بابلسر آبان نود و نه
کانال شعر من
@karamdokht
Forwarded from تمبر و اسکناس افغانستان
سلام دوستان.
در این کانال تمبر(تکت پستی) و اسکناس های کاغذی افغانستان را از دوره های مختلف برای شما به نمایش خواهم گذاشت.
برخی از این اقلام برای فروش نیز می باشد. علاقمندانی که مایل به خرید باشند می توانند با مدیریت کانال تماس بگیرند.
@tambrafghanestan51
در این کانال تمبر(تکت پستی) و اسکناس های کاغذی افغانستان را از دوره های مختلف برای شما به نمایش خواهم گذاشت.
برخی از این اقلام برای فروش نیز می باشد. علاقمندانی که مایل به خرید باشند می توانند با مدیریت کانال تماس بگیرند.
@tambrafghanestan51
🔸 پیشنهادی برای یک کتاب
در این روزها به شکل شگفتآور و البته دلپذیری شاهد همدردیهای مردم ایران با مردم افغانستان، به خاطر واقعۀ دانشگاه کابل بودهایم. دلنوشتهها و شعرهای بسیاری منتشر شده است. عزیزان شاعر ایرانی آنقدر شعر به من فرستادهاند که فرصت بازنشرشان را نیافتهام.
به نظرم انتشار این شعرها، هم شعرهای شاعران افغانستان و هم ایران، به صورت یک کتاب میتواند این همدلی را ماندگار سازد. کافی است که کسی یا کسانی تدوین این کتاب را به عهده بگیرند و یک نهاد فرهنگی از دو کشور بانی انتشار آن شود..
مشغلههای فعلی من اجازه نمیدهد وگرنه آن را به عهده میگرفتم. ولی اگر کسی پا پیش بگذارد و حامیای برای انتشار آن وجود داشته باشد من میتوانم در تدوین آن و نیز در اختیار گذاشتن شعرهایی که به من رسیده است همکاری کنم.
نام کتاب هم که ناگفته پیداست.
بسمالله
*تصویر پرچم افغانستان با عبارت «جان پدر کجاستی» بر بدنۀ برج میدان آزادی تهران است. این پدیده اول بار است که رخ میدهد و نشان از بیدارشدن علقههای دیرین میان دو ملت دارد.
در این روزها به شکل شگفتآور و البته دلپذیری شاهد همدردیهای مردم ایران با مردم افغانستان، به خاطر واقعۀ دانشگاه کابل بودهایم. دلنوشتهها و شعرهای بسیاری منتشر شده است. عزیزان شاعر ایرانی آنقدر شعر به من فرستادهاند که فرصت بازنشرشان را نیافتهام.
به نظرم انتشار این شعرها، هم شعرهای شاعران افغانستان و هم ایران، به صورت یک کتاب میتواند این همدلی را ماندگار سازد. کافی است که کسی یا کسانی تدوین این کتاب را به عهده بگیرند و یک نهاد فرهنگی از دو کشور بانی انتشار آن شود..
مشغلههای فعلی من اجازه نمیدهد وگرنه آن را به عهده میگرفتم. ولی اگر کسی پا پیش بگذارد و حامیای برای انتشار آن وجود داشته باشد من میتوانم در تدوین آن و نیز در اختیار گذاشتن شعرهایی که به من رسیده است همکاری کنم.
نام کتاب هم که ناگفته پیداست.
بسمالله
*تصویر پرچم افغانستان با عبارت «جان پدر کجاستی» بر بدنۀ برج میدان آزادی تهران است. این پدیده اول بار است که رخ میدهد و نشان از بیدارشدن علقههای دیرین میان دو ملت دارد.
Forwarded from کانال زینب بیات
چقدر سالها منتظر دیدن چنین تصاویری بودم.
سالهایی که در میان نمادهای بیشمار حمایت و همدلی با مردم فلسطین و لبنان و نیجریه و... در خیابانهای تهران و مشهد دنبال نام افغانستان میگشتم. و ته دلم خالی میشد.
سالهایی که به دنبال شنیدن خبری تلخ از کابل چشم مان میماند به تلویزیون در بخش های خبری و گوینده خبر با بی تفاوتی خبر کشته شدههای کابل را می خواند و بعد میرفت سراغ خبر بعدی.
و ته دلم خالی میشد.
جان مادر، رفتنت چه سوزی داشت که خیابانهای تهران را تکان داد و عواطف برج آزادی را برانگیخت؟
سپاس همزبان
#سپاس_همزبان
#جان_پدر_کجاستی
#کابل
@zaynab_bayat
سالهایی که در میان نمادهای بیشمار حمایت و همدلی با مردم فلسطین و لبنان و نیجریه و... در خیابانهای تهران و مشهد دنبال نام افغانستان میگشتم. و ته دلم خالی میشد.
سالهایی که به دنبال شنیدن خبری تلخ از کابل چشم مان میماند به تلویزیون در بخش های خبری و گوینده خبر با بی تفاوتی خبر کشته شدههای کابل را می خواند و بعد میرفت سراغ خبر بعدی.
و ته دلم خالی میشد.
جان مادر، رفتنت چه سوزی داشت که خیابانهای تهران را تکان داد و عواطف برج آزادی را برانگیخت؟
سپاس همزبان
#سپاس_همزبان
#جان_پدر_کجاستی
#کابل
@zaynab_bayat
Forwarded from کبری موسوی قهفرخی (کبری موسوی قهفرخی)
"جان پدر کجاستی؟"
چه رازی در این جمله است که جگر همه را میسوزاند و به همدردی با خانوادهی جانباختگان دانشگاه کابل وا میدارد؟!
کلماتی که در این جمله بهکار رفتهاند کلماتی بسیار معمولی و پرکاربردند اما چه شده که ترکیب آنها با هم چنین تاثیر شگرفی بر جان همه گذاشته است؟
این قدرت زبان، نوع ترکیب و چینش کلمات و جادوی موسیقی است که توانسته روح و روان مخاطبان را درگیر کند. بهاحتمال بسیار قوی هیچ پدری در اوضاع بحرانی، مانند آنچه در دانشگاه کابل رخ داد، به دنبال جفتوجور کردن کلام و موسیقی به شکلی ادبی و موثر نیست؛ پس چه شده که نیروی شگفتوخیرهکنندهی این جملهی کوتاه، در این موقعیت آزاد شده و گویشوران فارسی را چنین اندوهگین ساخته؟. اینکه میگویم "گویشوران فارسی"، چون دریافت نکات زبانی، احساسی و موسیقیایی ِ این جمله قطعاً برای همزبانان، بهنسبت غیرهمزبانان، ملموستر است.
برای روشن شدن آنچه در نظر دارم به این مطلب استناد میکنم که "واجها[ حروف] یا بسامد آنها در شعر، تنها بر جنبهی موسیقیایی کلام نمیافزایند، بلکه ممکن است القاگر پدیدهها، احساسات، تصاویر یا اندیشههایی نیز باشند. موریس گرامون نخستین کسی است که این بحث را به شیوهای علمی مطرح میکند".( قویمی، ۱۳۸۳: ۶)
ممکن است کسی بگوید ولی در مطلب بالا سخن از شعر است؛ بله! دقیقاً در پیامک "جان پدر کجاستی" نیز ما با یک شعر روبهروییم. اگر از دیدگاه عروض به این جمله نگاه کنیم نیممصراعی از یک شعر در وزن دوری با وزن "مفتعلن مفاعلن" روبهروی ماست. نیممصراعی که بهعلت برخورداری از غنای احساسی، عصارهی مرثیهای بلند است؛ مرثیهای که نگرانی، عشق، هراس، چشمانتظاری و تمام احساساتِ اینگونهی "پدر-فرزندی" را در خود فشرده و بهطور کامل بازتابانده است. توجه بهکاربرد درست فعل "است" در این جمله، هم به درستیِ وزن انجامیده و هم اینکه نشان میدهد گویشوران فارسی در افغانستان به جایگاه درست کاربرد فعل "است" و تفاوت آن با فعل "هست" واقفاند؛ و بههمین علت، بهاحتمال بسیار قوی اگر این جمله بهصورت " جان پدر کجا هستی؟" بود نمیتوانست چنین بازخوردی پیدا کند.
نکتهی زبانی و موسیقیایی دیگر که در این جمله نهفته است همراه شدن دو حرف (ج، س) است. "واکهایی مانند (ژ، ش، ج، چ) که در زبان فارسی بیانگر حرکتی سریع و غالباً بیصدا هستند، در بیان شکوِه و شکایت بهکار میروند. اینواجها غالباً با واجهای (س، ز) همراه میشوند و تاثرات روحی گوناگونی مانند نگرانی و اضطراب ناشی از هراس، رنج و حیرت هستند و ناخشنودی انسان را نشان میدهند." ( نک: قویمی، ۱۳۸۳: ۶۵_ ۵۳).
جان کلام آنکه تلفیق عمیق موسیقی و کلام در زبان فارسی دری، از پس ِ سدههای بسیار، از میان آتش و خون، خود را چنین نمودار کرده و احساسات را در عرصهی ایرانِ بزرگ بهجوش آورده و به همدردی فرا خوانده است. این خاصیت زبان نامیرای فارسی است.
مطالبی که به آنها استناد کرده ام از این منبع انتخاب شدهاند:
قویمی، مهوش( ۱۳۸۳). آواها و القاها؛ رهیافتی به شعر اخوان ثالث.تهران: هرمس
#کبری_موسوی_قهفرخی
#جان_پدر_کجاستی
@mousavighahfarokhi
چه رازی در این جمله است که جگر همه را میسوزاند و به همدردی با خانوادهی جانباختگان دانشگاه کابل وا میدارد؟!
کلماتی که در این جمله بهکار رفتهاند کلماتی بسیار معمولی و پرکاربردند اما چه شده که ترکیب آنها با هم چنین تاثیر شگرفی بر جان همه گذاشته است؟
این قدرت زبان، نوع ترکیب و چینش کلمات و جادوی موسیقی است که توانسته روح و روان مخاطبان را درگیر کند. بهاحتمال بسیار قوی هیچ پدری در اوضاع بحرانی، مانند آنچه در دانشگاه کابل رخ داد، به دنبال جفتوجور کردن کلام و موسیقی به شکلی ادبی و موثر نیست؛ پس چه شده که نیروی شگفتوخیرهکنندهی این جملهی کوتاه، در این موقعیت آزاد شده و گویشوران فارسی را چنین اندوهگین ساخته؟. اینکه میگویم "گویشوران فارسی"، چون دریافت نکات زبانی، احساسی و موسیقیایی ِ این جمله قطعاً برای همزبانان، بهنسبت غیرهمزبانان، ملموستر است.
برای روشن شدن آنچه در نظر دارم به این مطلب استناد میکنم که "واجها[ حروف] یا بسامد آنها در شعر، تنها بر جنبهی موسیقیایی کلام نمیافزایند، بلکه ممکن است القاگر پدیدهها، احساسات، تصاویر یا اندیشههایی نیز باشند. موریس گرامون نخستین کسی است که این بحث را به شیوهای علمی مطرح میکند".( قویمی، ۱۳۸۳: ۶)
ممکن است کسی بگوید ولی در مطلب بالا سخن از شعر است؛ بله! دقیقاً در پیامک "جان پدر کجاستی" نیز ما با یک شعر روبهروییم. اگر از دیدگاه عروض به این جمله نگاه کنیم نیممصراعی از یک شعر در وزن دوری با وزن "مفتعلن مفاعلن" روبهروی ماست. نیممصراعی که بهعلت برخورداری از غنای احساسی، عصارهی مرثیهای بلند است؛ مرثیهای که نگرانی، عشق، هراس، چشمانتظاری و تمام احساساتِ اینگونهی "پدر-فرزندی" را در خود فشرده و بهطور کامل بازتابانده است. توجه بهکاربرد درست فعل "است" در این جمله، هم به درستیِ وزن انجامیده و هم اینکه نشان میدهد گویشوران فارسی در افغانستان به جایگاه درست کاربرد فعل "است" و تفاوت آن با فعل "هست" واقفاند؛ و بههمین علت، بهاحتمال بسیار قوی اگر این جمله بهصورت " جان پدر کجا هستی؟" بود نمیتوانست چنین بازخوردی پیدا کند.
نکتهی زبانی و موسیقیایی دیگر که در این جمله نهفته است همراه شدن دو حرف (ج، س) است. "واکهایی مانند (ژ، ش، ج، چ) که در زبان فارسی بیانگر حرکتی سریع و غالباً بیصدا هستند، در بیان شکوِه و شکایت بهکار میروند. اینواجها غالباً با واجهای (س، ز) همراه میشوند و تاثرات روحی گوناگونی مانند نگرانی و اضطراب ناشی از هراس، رنج و حیرت هستند و ناخشنودی انسان را نشان میدهند." ( نک: قویمی، ۱۳۸۳: ۶۵_ ۵۳).
جان کلام آنکه تلفیق عمیق موسیقی و کلام در زبان فارسی دری، از پس ِ سدههای بسیار، از میان آتش و خون، خود را چنین نمودار کرده و احساسات را در عرصهی ایرانِ بزرگ بهجوش آورده و به همدردی فرا خوانده است. این خاصیت زبان نامیرای فارسی است.
مطالبی که به آنها استناد کرده ام از این منبع انتخاب شدهاند:
قویمی، مهوش( ۱۳۸۳). آواها و القاها؛ رهیافتی به شعر اخوان ثالث.تهران: هرمس
#کبری_موسوی_قهفرخی
#جان_پدر_کجاستی
@mousavighahfarokhi
▪️ حوادث تروریستی اخیر در دانشگاه کابل و مؤسسۀ کوثر دانش، عواطف جمع وسیعی از شاعران را جریحهدار ساخت و سبب سرایش شعرهای بسیاری شد. اکنون عبارت «جان پدر کجاستی» نمادی شده است برای بیان اندوه دو ملت ایران و افغانستان نسبت به تهاجمهایی که بر دانش و آگاهی در این کشور میشود.
▪️ خانۀ ادبیات افغانستان، مؤسسۀ فرهنگی درّ دری و کانون ادبی کلمه برآناند که مجموعهای از سرودههای شاعران فارسیزبان برای این وقایع را گردآورند.
▪️ شما میتوانید سرودههایتان را تا جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ با روشهای ارتباطی زیر، به ما بفرستید.
شماره تلفن
+989388021934
تلگرام:
@ZahraHosainZade
اینستاگرام:
@zahra_hosainzade
فیسبوک:
Zahra Hosainzada
ایمیل:
zahra.jawaher@gmail.com
▪️ خانۀ ادبیات افغانستان، مؤسسۀ فرهنگی درّ دری و کانون ادبی کلمه برآناند که مجموعهای از سرودههای شاعران فارسیزبان برای این وقایع را گردآورند.
▪️ شما میتوانید سرودههایتان را تا جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ با روشهای ارتباطی زیر، به ما بفرستید.
شماره تلفن
+989388021934
تلگرام:
@ZahraHosainZade
اینستاگرام:
@zahra_hosainzade
فیسبوک:
Zahra Hosainzada
ایمیل:
zahra.jawaher@gmail.com
M .zamaniyan
Photo
🔺 بخشی ویژۀ حادثۀ دانشگاه کابل، در روزنامۀ قدس دوشنبه ۱۹ آبان ۹۹
با سپاس از خانم زمانیان گرانقدر و دیگر دستاندرکاران این روزنامه.
با سپاس از خانم زمانیان گرانقدر و دیگر دستاندرکاران این روزنامه.
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 جان پدر
🔸 محمدکاظم کاظمی
▪️ برای کشتگان دانشگاه کابل در آبان ۹۹، با اشاره به پیام معروف «جان پدر کجاستی؟»
🔻
برف لجوج آب شد و نوبهار شد
جان پدر پرنده شد و رهسپار شد
جان پدر پرنده شد و هر طرف که رفت
با دام و دانهٔ دگری سر دچار شد
گاهی به دشت و کوه و بیابان پناه برد
گاهی مقیم مملکت همجوار شد
یک روز کارگر شد و یک روز کارساز
روزی پیاده بود و زمانی سوار شد
او پشتِ چرخ بود، ولی چرخدنده ساخت
او گرمِ کوره بود، ولی آبدار شد
عمر پدر به دربهدریها تباه گشت
جان پدر ولی سند افتخار شد
جان پدر، جوالیِ مردم نمیشود
آن روزها تمام شد و تار و مار شد
جان پدر معلٔم و دانشور و ادیب
جان پدر وکیل و سیاستمدار شد
***
جان پدر، کجاستی امروز، شب شده است
جان پدر پرنده شد... اما شکار شد
مشهد، ۱۹ آبان ۹۹
جوالی: حمال، باربر، حملکنندۀ جوال.
#جان_پدر_کجاستی
#دانشگاه_کابل
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
▪️ برای کشتگان دانشگاه کابل در آبان ۹۹، با اشاره به پیام معروف «جان پدر کجاستی؟»
🔻
برف لجوج آب شد و نوبهار شد
جان پدر پرنده شد و رهسپار شد
جان پدر پرنده شد و هر طرف که رفت
با دام و دانهٔ دگری سر دچار شد
گاهی به دشت و کوه و بیابان پناه برد
گاهی مقیم مملکت همجوار شد
یک روز کارگر شد و یک روز کارساز
روزی پیاده بود و زمانی سوار شد
او پشتِ چرخ بود، ولی چرخدنده ساخت
او گرمِ کوره بود، ولی آبدار شد
عمر پدر به دربهدریها تباه گشت
جان پدر ولی سند افتخار شد
جان پدر، جوالیِ مردم نمیشود
آن روزها تمام شد و تار و مار شد
جان پدر معلٔم و دانشور و ادیب
جان پدر وکیل و سیاستمدار شد
***
جان پدر، کجاستی امروز، شب شده است
جان پدر پرنده شد... اما شکار شد
مشهد، ۱۹ آبان ۹۹
جوالی: حمال، باربر، حملکنندۀ جوال.
#جان_پدر_کجاستی
#دانشگاه_کابل
#محمدکاظم_کاظمی
#شعر_کاظمی
@asarkazemi
Forwarded from شهرآرانیوز
⭕️«جان پدر» شعر تازه محمدکاظم کاظمی در سوگ شهدای دانایی + صوت
🌍این شعر را در لینک زیر بخوانید و با صدای شاعر بشنوید
@ShahraraNews
instagram.com/shahraranews
🌍این شعر را در لینک زیر بخوانید و با صدای شاعر بشنوید
@ShahraraNews
instagram.com/shahraranews
شهرآرانیوز
⭕️«جان پدر» شعر تازه محمدکاظم کاظمی در سوگ شهدای دانایی + صوت 🌍این شعر را در لینک زیر بخوانید و با صدای شاعر بشنوید @ShahraraNews instagram.com/shahraranews
🔺 با سپاس از جناب محمدرضا هاشمی و دستاندرکاران گرانقدر شهرآرا نیوز.
🔸 دوستان گرانقدر. پاسخدادن به تماسهای تلفنی به دلایل متعدد برایم مقدور نیست. بیزحمت امرتان را با تلگرام و واتساپ (به صورت متنی و نه صوتی) بیان بفرمایید.
🔸 و اینک بعضی از دلایل این امر:
🔹 کار من ویراستاری و نوشتن است و به تمرکز نیاز دارد. تماسهای تلفنی مانع تمرکز شخص میشود.
🔹 تماسهای تلفنی به لطف خدا بسیار است و وقت قابل توجهی از من میگیرد که از توان من در این ایام خارج است.
🔹 محل کار من منزل است و آن هم در فضای عمومی خانه. صحبتکردن من با تلفن مزاحم دیگران است، به خصوص اگر مشغول درس یا نوشتن یا استراحت باشند.
🔹 اما در مورد پیامک و دایرکت اینستاگرام، قضیه این است که اینها روی گوشی تلفن است و تایپ در آنجا برایم سخت است به اضافۀ عوارضی که روی گردنم گذاشته است. من تلگرام و واتساپ را روی سیستم دارم و اینجا تایپ سریع برایم ممکن است.
🔸 شاید بعضی عزیزان بفرمایند که «این کار مهم و فوری است» یا «حالا ما بعد سالی تماس گرفتیم». قضیه این است که اغلب عزیزان امری مهم و فوری دارند و غالباً هم بعد از مدتها تماس گرفتهاند. مشکل من متأسفانه یک مشکل عمومی است.
🙏 با سپاس از درک و محبت شما.
▪️ محمدکاظم کاظمی
🔸 و اینک بعضی از دلایل این امر:
🔹 کار من ویراستاری و نوشتن است و به تمرکز نیاز دارد. تماسهای تلفنی مانع تمرکز شخص میشود.
🔹 تماسهای تلفنی به لطف خدا بسیار است و وقت قابل توجهی از من میگیرد که از توان من در این ایام خارج است.
🔹 محل کار من منزل است و آن هم در فضای عمومی خانه. صحبتکردن من با تلفن مزاحم دیگران است، به خصوص اگر مشغول درس یا نوشتن یا استراحت باشند.
🔹 اما در مورد پیامک و دایرکت اینستاگرام، قضیه این است که اینها روی گوشی تلفن است و تایپ در آنجا برایم سخت است به اضافۀ عوارضی که روی گردنم گذاشته است. من تلگرام و واتساپ را روی سیستم دارم و اینجا تایپ سریع برایم ممکن است.
🔸 شاید بعضی عزیزان بفرمایند که «این کار مهم و فوری است» یا «حالا ما بعد سالی تماس گرفتیم». قضیه این است که اغلب عزیزان امری مهم و فوری دارند و غالباً هم بعد از مدتها تماس گرفتهاند. مشکل من متأسفانه یک مشکل عمومی است.
🙏 با سپاس از درک و محبت شما.
▪️ محمدکاظم کاظمی
Audio
جان پدر کجاستی؟ 🇦🇫
شاعر: موسی عصمتی
دوتار:عبدالعزیز پرنده
تهیه کننده: علیرضا قزی
خوانش:علیرضا دلارامی(مهریار)
کاری از کانون ادب و هنر ناحیه۱ و کانون میثاق ناحیه۵ مشهد
#جان_پدر_کجاستی
#دانشگاه_کابل
#موسی_عصمتی
@bicheshmdasht2
شاعر: موسی عصمتی
دوتار:عبدالعزیز پرنده
تهیه کننده: علیرضا قزی
خوانش:علیرضا دلارامی(مهریار)
کاری از کانون ادب و هنر ناحیه۱ و کانون میثاق ناحیه۵ مشهد
#جان_پدر_کجاستی
#دانشگاه_کابل
#موسی_عصمتی
@bicheshmdasht2
جان پدر کجاستی؟
قند پارسی
🔷 قند پارسی
🔻جان پدر کجاستی؟
🔶 درنگی بر همدلیها و همنواییهای همزبانان در واقعهی کشته شدن دانشجویان کابل
🔻گوینده و تهیهکننده: زینب بیات
🔹نویسنده: محمدکاظم کاظمی
#جان_پدر_کجاستی
#همزبانان
#وطن_فارسی
#افغانستان_ایران
#رادیو_دری
@zaynabbayat
🔻جان پدر کجاستی؟
🔶 درنگی بر همدلیها و همنواییهای همزبانان در واقعهی کشته شدن دانشجویان کابل
🔻گوینده و تهیهکننده: زینب بیات
🔹نویسنده: محمدکاظم کاظمی
#جان_پدر_کجاستی
#همزبانان
#وطن_فارسی
#افغانستان_ایران
#رادیو_دری
@zaynabbayat
Forwarded from روزنامه قدس
🔺 جان پدر و جان برادر
◾
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/727398
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
◾
مشاهده در سایت:
qudsonline.ir/news/727398
▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین
▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV
↪️@qudsdaily
↪️qudsonline.ir
روزنامه قدس
🔺 جان پدر و جان برادر ◾ مشاهده در سایت: qudsonline.ir/news/727398 ▫️پایگاه خبری تحلیلی #قدس_آنلاین ▫️در شبکه های اجتماعی دنبال کنید بله | سروش | آپارات | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب | قدس TV ↪️@qudsdaily ↪️qudsonline.ir
🔹 جان پدر و جان برادر
یادداشتی از من در روزنامۀ قدس ۲۰ آبان ۹۹
با سپاس از خانم زمانیان گرامی.
یادداشتی از من در روزنامۀ قدس ۲۰ آبان ۹۹
با سپاس از خانم زمانیان گرامی.
Forwarded from Mohammad Reza Hashemi
⭕️درختی در ازدحام غریبان
🔸بهمناسبت زادروز ابوطالب مظفری شاعر افغانستانی ساکن مشهد
🌍بیشتر بخوانید:
https://shahraranews.ir/fa/news/49458
@ShahraraNews
🔸بهمناسبت زادروز ابوطالب مظفری شاعر افغانستانی ساکن مشهد
🌍بیشتر بخوانید:
https://shahraranews.ir/fa/news/49458
@ShahraraNews