Forwarded from عکس نگار
در این چندسال که از خداوند بزرگ و متعال عمر گرفتهام افراد زیادی را دیدهام و با افراد زیادی نشست و برخاست داشتهام. چه بسیار کسانی که بیرحمانه سعی کردند و یا میکنند روحم را آزرده کنند؛ با این وصف خداوند بر من منت گذاشته و از میان بندگانش تعدادی را در مسیر زندگیام گذاشته که همواره دوست و همراه و همدل بودهاند و سختیهای بیرحمی آن افراد اندک را بر من هموار کردهاند. مادر و پدرم؛ استاد عزیزم برادرم #دکتر_محمد_مرادی؛ خواهران همیشه همراهم #دکتر_معصومه_مرادی و #فاطمه_مرادی و همسر دلسوزم #سیدمجتبی_جعفری_زوج و فرزند عزیز از تر از جانم #کوثرسادات از آنجملهاند... اما دایرهی انسانهای فرشتهخصلت زندگیام اینقدرها هم محدود نیست...
اولین بار که در کتاب سوم دبیرستانم شعر "و آتش چنان سوخت بال و پرت را" اثر استاد عزیز #محمدکاظم_کاظمی را خواندم؛ هرگز فکر نمیکردم یک روز ایشان بشود از افراد مهم و عزیز و زندگی من. خدای را بارها و بارها برای این موهبت شکر کردهام. استادی که به جرات میتوانم بگویم همیشههمراهم بوده است. از او بسیار آموختهام و به خود میبالم از این همنشینیهای هرچند بیشتر در دنیای مجازی. امروز تولد این عزیز است. کسی که در یک کلمه "انسان" است. انساتی به تمام معنا با قلبی به وسعت آسمان و مهربانیای به بیکرانگی کهکشانها... سعادت داشتیم دو سال پیش تولدشان در شیراز در خدمتتان باشیم. این عکس همان مراسم است.
از صمیم قلب تولدشان را تبریک میگویم و عمری طولانی و با عزت برایشان آرزومندم.
در این عکس استاد عزیزم #رضا_اسماعیلی
و نیز
#محمدحسین_انصاری_نژاد
و بزرگان دیگری نیز حضور دارند و بسیاری از بزرگان در این مراسم بودند که در قاب چشمتنگ دوربین عکاسی نگنجیدهاند که همه باعث افتخار ایرانزمیناند...
#مرضیه_مرادی
@marmarmoradi
اولین بار که در کتاب سوم دبیرستانم شعر "و آتش چنان سوخت بال و پرت را" اثر استاد عزیز #محمدکاظم_کاظمی را خواندم؛ هرگز فکر نمیکردم یک روز ایشان بشود از افراد مهم و عزیز و زندگی من. خدای را بارها و بارها برای این موهبت شکر کردهام. استادی که به جرات میتوانم بگویم همیشههمراهم بوده است. از او بسیار آموختهام و به خود میبالم از این همنشینیهای هرچند بیشتر در دنیای مجازی. امروز تولد این عزیز است. کسی که در یک کلمه "انسان" است. انساتی به تمام معنا با قلبی به وسعت آسمان و مهربانیای به بیکرانگی کهکشانها... سعادت داشتیم دو سال پیش تولدشان در شیراز در خدمتتان باشیم. این عکس همان مراسم است.
از صمیم قلب تولدشان را تبریک میگویم و عمری طولانی و با عزت برایشان آرزومندم.
در این عکس استاد عزیزم #رضا_اسماعیلی
و نیز
#محمدحسین_انصاری_نژاد
و بزرگان دیگری نیز حضور دارند و بسیاری از بزرگان در این مراسم بودند که در قاب چشمتنگ دوربین عکاسی نگنجیدهاند که همه باعث افتخار ایرانزمیناند...
#مرضیه_مرادی
@marmarmoradi
✳️ انتشار کتاب گیسوان کابلی
🔻 «گیسوان کابلی» مجموعه شعری تازه است از شاعر توانا، محمدحسین انصارینژاد. این کتاب مجموعه آثاری است که این شاعر دربارهٔ افغانستان سروده است. امری است بیسابقه انتشار یک مجموعه شعر کامل از یک شاعر ایران، همهاش دربارهٔ افغانستان. و انگیزهٔ این کار هم نمیتواند باشد جز علاقه به این سرزمین و این مردم از سوی این شاعر.
🔻 انصارینژاد سالهاست که با افغانستان و شاعران آن حشر و نشر دارد. پیش از این نیز یک گزیده از آثار علامه سید اسماعیل بلخی را منتشر کرده است.
🔻 کتاب گیسوان کابلی او در دو فصل شکل یافته است، یکی «از جادهٔ هرات» و دیگری «چکامههای کابلی» و در مجموع پانزده شعر بلند و کوتاه از این شاعر را در خود جای داده است.
🔻 کتاب با مقدمهای از دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی شروع میشود. در مقدمهٔ کتاب میخوانیم «این شعرها... نشانهٔ همزبانی و برخاسته از همدلی شاعر با مردم افغانستان است و بهتر بگوییم حرف دل مردم ایران است که به زبان شعر به قلم انصارینژاد آمده است. این همدلیها و همزبانیها، این بستگیها و دلبستگیها که چکامههای کابلی نمونهای از آن است، حکایت زنده بودن ملتهای ماست.»
🔻 شعری از این کتاب را میخوانیم:
این شاهراه قونیه است، یا جادهٔ هرات شماست؟
اینجا سماع حضرت شمس، در شور و در بیات شماست
این بانگ «شاه کابلی» است، از شامگاه بلخ مگر
محو قمارخانهٔ ما، مبهوت کیش و مات شماست
گرسیوَزی کشیده کمان، تیرش کمانه کرده دریغ
تیرش به روی نقشه دوید، این مرز بیثبات شماست
میخواند از مزار سخی، شیراز را و قونیه را
این جلوهٔ حیات من است، این جذبهٔ حیات شماست
یلدای من بلندتر است از گیسوان کابلیات
چای و پنیر و پستهٔ ما، دلتنگ سور و سات شماست
هر شیعه است سنی شرع، هر سنی است شیعهٔ عشق
این سنت هزارهٔ ما این صافی از صفات شماست
شور شهید بلخیمان از خاک کربلاست، ببین
هلمند را که هر نفساش شبخوانی فرات شماست
کو حاجتی به قبلهنما، هر دو اذان به اذن رسول
ساعت به وقت شرعی ما، حی علیالصلات شماست
گرداب و بیم موج کجاست با بادبان نام حسین
تا کشتی نجات من است، تا کشتی نجات شماست
پیر هرات و حافظ شهر، از یک بهار رد شدهاند
این شاخهٔ دعای من است، آن شاخهٔ نبات شماست
تاریخِ درد و رنج من است تاریخِ درد و رنج شما
اندوه دومان من است رنگی که در دوات شماست
این ابرهای جامهدران باران گریههای مناند
ابر دیار مادریام در کوه و در فلات شماست
اینجا نشستهام که غروب، نم نم غزل قدم بزنیم
این شعر، یک بغل گل سرخ در باغ خاطرات شماست
#گیسوان_کابلی
#شعر_معاصر_ایران
#محمدحسین_انصاری_نژاد
@mkazemkazemi
https://t.me/mkazemkazemi/4746
🔻 «گیسوان کابلی» مجموعه شعری تازه است از شاعر توانا، محمدحسین انصارینژاد. این کتاب مجموعه آثاری است که این شاعر دربارهٔ افغانستان سروده است. امری است بیسابقه انتشار یک مجموعه شعر کامل از یک شاعر ایران، همهاش دربارهٔ افغانستان. و انگیزهٔ این کار هم نمیتواند باشد جز علاقه به این سرزمین و این مردم از سوی این شاعر.
🔻 انصارینژاد سالهاست که با افغانستان و شاعران آن حشر و نشر دارد. پیش از این نیز یک گزیده از آثار علامه سید اسماعیل بلخی را منتشر کرده است.
🔻 کتاب گیسوان کابلی او در دو فصل شکل یافته است، یکی «از جادهٔ هرات» و دیگری «چکامههای کابلی» و در مجموع پانزده شعر بلند و کوتاه از این شاعر را در خود جای داده است.
🔻 کتاب با مقدمهای از دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی شروع میشود. در مقدمهٔ کتاب میخوانیم «این شعرها... نشانهٔ همزبانی و برخاسته از همدلی شاعر با مردم افغانستان است و بهتر بگوییم حرف دل مردم ایران است که به زبان شعر به قلم انصارینژاد آمده است. این همدلیها و همزبانیها، این بستگیها و دلبستگیها که چکامههای کابلی نمونهای از آن است، حکایت زنده بودن ملتهای ماست.»
🔻 شعری از این کتاب را میخوانیم:
این شاهراه قونیه است، یا جادهٔ هرات شماست؟
اینجا سماع حضرت شمس، در شور و در بیات شماست
این بانگ «شاه کابلی» است، از شامگاه بلخ مگر
محو قمارخانهٔ ما، مبهوت کیش و مات شماست
گرسیوَزی کشیده کمان، تیرش کمانه کرده دریغ
تیرش به روی نقشه دوید، این مرز بیثبات شماست
میخواند از مزار سخی، شیراز را و قونیه را
این جلوهٔ حیات من است، این جذبهٔ حیات شماست
یلدای من بلندتر است از گیسوان کابلیات
چای و پنیر و پستهٔ ما، دلتنگ سور و سات شماست
هر شیعه است سنی شرع، هر سنی است شیعهٔ عشق
این سنت هزارهٔ ما این صافی از صفات شماست
شور شهید بلخیمان از خاک کربلاست، ببین
هلمند را که هر نفساش شبخوانی فرات شماست
کو حاجتی به قبلهنما، هر دو اذان به اذن رسول
ساعت به وقت شرعی ما، حی علیالصلات شماست
گرداب و بیم موج کجاست با بادبان نام حسین
تا کشتی نجات من است، تا کشتی نجات شماست
پیر هرات و حافظ شهر، از یک بهار رد شدهاند
این شاخهٔ دعای من است، آن شاخهٔ نبات شماست
تاریخِ درد و رنج من است تاریخِ درد و رنج شما
اندوه دومان من است رنگی که در دوات شماست
این ابرهای جامهدران باران گریههای مناند
ابر دیار مادریام در کوه و در فلات شماست
اینجا نشستهام که غروب، نم نم غزل قدم بزنیم
این شعر، یک بغل گل سرخ در باغ خاطرات شماست
#گیسوان_کابلی
#شعر_معاصر_ایران
#محمدحسین_انصاری_نژاد
@mkazemkazemi
https://t.me/mkazemkazemi/4746
Telegram
کانال محمدکاظم کاظمی
👍7❤5