همچنان که تاریخ ژاپن از دوران باستان تا سال ۱۸۶۸ نشان میدهد، همبستگی زبانزد ژاپنیها عمیقا ریشه در رویدادهای سیاسی و فرهنگی ژاپن "قدیم" دارد، و این احساس همبستگی آشکارا در نگرش ژاپنیها به بیگانگانی که از ژاپن دیدن میکردند نمایان بود. حتی امروزه هم آثاری از انزجار از خارجیها که میراث گذشته است در ژاپن دیده میشود. آنها با خارجیهایی که به کشورشان میآیند رفتاری مودبانه دارند، اما با این ذهنیت که دیر یا زود به وطنشان بازمیگردند. از نظر اغلب ژاپنیها، خارجیها همواره بیگانه باقی میمانند، برخلاف آمریکاییها که معمولا خارجیها را شهروندان بالقوه آمریکا میدانند.
نگرش دیگر که ریشه در ژاپن قدیم دارد احساس قوی یکی دانستن خود با سرزمین مادری و احساس تعهدی عمیق به آن است. در دوران گذشته بیشتر ژاپنیها خواستهها و نیازهایشان را در درجه دوم اهمیت و بعد از خواستههای امپراتور و دیگر رهبران قرار میدادند. امروزه بسیاری از ژاپنیها هنوز هم فکر میکنند وظیفهی فردی در قبال کشور بر هر نوع دستاورد شخصی ارجحیت دارد.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#ژاپن_قدیم
#دان_ناردو
#پریسا_صیادی
@qoqnoospub
نگرش دیگر که ریشه در ژاپن قدیم دارد احساس قوی یکی دانستن خود با سرزمین مادری و احساس تعهدی عمیق به آن است. در دوران گذشته بیشتر ژاپنیها خواستهها و نیازهایشان را در درجه دوم اهمیت و بعد از خواستههای امپراتور و دیگر رهبران قرار میدادند. امروزه بسیاری از ژاپنیها هنوز هم فکر میکنند وظیفهی فردی در قبال کشور بر هر نوع دستاورد شخصی ارجحیت دارد.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#ژاپن_قدیم
#دان_ناردو
#پریسا_صیادی
@qoqnoospub
عموما در کتابهای تاریخی بهندرت به تاریخ جوامع قدیمی جنوب صحرای آفریقا پرداخته میشود، در حالی که هنوز هم این جوامع سنتی و خود آفریقا برای تاریخ بشر اهمیت دارد، آفریقا خاستگاه انسانهای اولیه بوده و مهمترین قاره برای مطالعهی انسانهای اولیه است.
برخلاف ذهنیت عموم، همزمان با شکلگیری امپراتوریهای یونان و روم، در جنوب صحرای آفریقا هم پادشاهیهای بزرگی شکل گرفتند که البته به دلیل وجود بیابانهای گسترده، جنگلهای انبوه و رودهای خروشان نه فقط با خارج از قاره بلکه با اقوام و تمدنهای داخل آفریقا هم تعامل و مراوداتی نداشتند یا بسیار اندک بود. با شروع عصر اکتشافات دریایی، دروازههای این قارهی پررمزوراز هم به روی اروپاییان گشوده شد و این رویداد نابودی فرهنگ و تمدن آفریقایی و سلطهی اروپاییان بر این سرزمین غنی و استعمار آن را در پی داشت، هرچند مبارزات و مقاومتهای زیادی هم صورت گرفت و حتی در جاهایی به پیروزی رسیدند، اما سرانجام غلبه با قدرت نظامی برتر بود.
#مجموعه_تاریخ_جهان_۹۰
#آفریقای_قدیم
#لوئیس_مینکس
#پریسا_صیادی
@qoqnoospublication
برخلاف ذهنیت عموم، همزمان با شکلگیری امپراتوریهای یونان و روم، در جنوب صحرای آفریقا هم پادشاهیهای بزرگی شکل گرفتند که البته به دلیل وجود بیابانهای گسترده، جنگلهای انبوه و رودهای خروشان نه فقط با خارج از قاره بلکه با اقوام و تمدنهای داخل آفریقا هم تعامل و مراوداتی نداشتند یا بسیار اندک بود. با شروع عصر اکتشافات دریایی، دروازههای این قارهی پررمزوراز هم به روی اروپاییان گشوده شد و این رویداد نابودی فرهنگ و تمدن آفریقایی و سلطهی اروپاییان بر این سرزمین غنی و استعمار آن را در پی داشت، هرچند مبارزات و مقاومتهای زیادی هم صورت گرفت و حتی در جاهایی به پیروزی رسیدند، اما سرانجام غلبه با قدرت نظامی برتر بود.
#مجموعه_تاریخ_جهان_۹۰
#آفریقای_قدیم
#لوئیس_مینکس
#پریسا_صیادی
@qoqnoospublication
توی پارک با پیرزنی همصحبت شدم. پیرزن لاغر بود و پیراهن سیاهی از پارچهای معمولی با ژاکتی پشمی و خاکستری تن کرده بود و کلاهی سفید با گلدوزی شکوفههای بنفش روی موهای کمپشت و سفید سرش بود.
پرسید: «مال کدوم کشورین آقا؟»
«ایرانیام خانم، ایران.»
پیرزن یکهو کف دو دستش را زد به هم و گفت: «وای... وای خدای من... ایران! ایران خیلی قشنگه. من ایران رفتهم. چهل سال پیش. وقتی شوهرم زنده بود با هم رفتیم. چقدر خوب بود!»
«چطور رفتین ایران؟ کجاهاش رو رفتین؟»
دیگر خودم دوست داشتم حرف بزنم. یک چیز مشترک دوستداشتنی پیدا شده بود.
«خیلی جاها. توی یه شهری... اسمش یادم نیست... یه مرداب پر از نیلوفر بود... یه قایق گرفتیم دم غروب... هیچوقت یادم نمیره...»
چشمهایم را بستم و مرداب انزلی آمد جلوِ چشمهایم با حرکت بیصدای قایق بین نیلوفرها.
«احتمالا انزلی رو میگین.»
«ماه کامل بود... رفتیم لای نیزارها... آب برق میزد... هوا شرجی بود... توی قایق تا صبح خوابیدیم. بهترین خاطرهٔ همهٔ عمرم همون قایقهست.»
اگر من سؤالی نمیکردم، شاید دیگر هیچ حرفی نمیزد. نمیخواست از خاطرهٔ مرداب بیرون بیاید.
#جانِ_وَر
#علی_صالحی_بافقی
#مجموعه_داستان
#بهزودی
@qoqnoospub
پرسید: «مال کدوم کشورین آقا؟»
«ایرانیام خانم، ایران.»
پیرزن یکهو کف دو دستش را زد به هم و گفت: «وای... وای خدای من... ایران! ایران خیلی قشنگه. من ایران رفتهم. چهل سال پیش. وقتی شوهرم زنده بود با هم رفتیم. چقدر خوب بود!»
«چطور رفتین ایران؟ کجاهاش رو رفتین؟»
دیگر خودم دوست داشتم حرف بزنم. یک چیز مشترک دوستداشتنی پیدا شده بود.
«خیلی جاها. توی یه شهری... اسمش یادم نیست... یه مرداب پر از نیلوفر بود... یه قایق گرفتیم دم غروب... هیچوقت یادم نمیره...»
چشمهایم را بستم و مرداب انزلی آمد جلوِ چشمهایم با حرکت بیصدای قایق بین نیلوفرها.
«احتمالا انزلی رو میگین.»
«ماه کامل بود... رفتیم لای نیزارها... آب برق میزد... هوا شرجی بود... توی قایق تا صبح خوابیدیم. بهترین خاطرهٔ همهٔ عمرم همون قایقهست.»
اگر من سؤالی نمیکردم، شاید دیگر هیچ حرفی نمیزد. نمیخواست از خاطرهٔ مرداب بیرون بیاید.
#جانِ_وَر
#علی_صالحی_بافقی
#مجموعه_داستان
#بهزودی
@qoqnoospub
در ظلمت وسط دریا هاشم نمیتواند دوروبریهایش را ببیند، فقط صدای جیغ و داد آنان را میشنود.
دهها نفر توی قایقی چوبی چپیدهاند... خدا میداند قایق کجاست، جایی در جنوب شرق مدیترانه، در تاریکی سرگردان است.
بعضیها به عربی فریاد میزنند، بعضی هم به زبانهای دیگر. از سراسر آفریقا اینجا آدم هست، بعضیها هم اهل خاورمیانهاند.
برخی میخواهند به شمال اروپا بروند، سوئد، آلمان یا هرجایی که آینده بهتری از سرزمین ویرانشان داشته باشد.
در هر قایق قاچاقچیها آنها را مثل گونی سیبزمینی هل میدهند. سرتاپا خیس شدهاند، میلرزند، حالت تهوع دارند، فرد مچالهشده سمت چپ روی او بالا میآورد، او هم روی نفر بعدی همین کار را میکند، اوضاع همه همین است، هر یک دو هزار دلار دادهاند تا روی هم استفراغ کنند.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#شهربانو_صارمی
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
دهها نفر توی قایقی چوبی چپیدهاند... خدا میداند قایق کجاست، جایی در جنوب شرق مدیترانه، در تاریکی سرگردان است.
بعضیها به عربی فریاد میزنند، بعضی هم به زبانهای دیگر. از سراسر آفریقا اینجا آدم هست، بعضیها هم اهل خاورمیانهاند.
برخی میخواهند به شمال اروپا بروند، سوئد، آلمان یا هرجایی که آینده بهتری از سرزمین ویرانشان داشته باشد.
در هر قایق قاچاقچیها آنها را مثل گونی سیبزمینی هل میدهند. سرتاپا خیس شدهاند، میلرزند، حالت تهوع دارند، فرد مچالهشده سمت چپ روی او بالا میآورد، او هم روی نفر بعدی همین کار را میکند، اوضاع همه همین است، هر یک دو هزار دلار دادهاند تا روی هم استفراغ کنند.
#مجموعه_تاریخ_جهان
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#شهربانو_صارمی
#انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
با سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ دوباره میلیونها آواره افغان به کمک دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شروع به بازگشت به کشورشان کردند. بیش از یک میلیون آواره در پاکستان باقی ماند و تقریبا یک میلیون نفر دیگر در ایران. بهتازگی پاکستان شروع به اخراج افغانها کرده است. مقامات پاکستانی از ژوئیه ۲۰۱۶ اعمال خشونت و تهدید به منظور راندن تقریبا ۶۰۰هزار افغان به خارج از این کشور را آغاز کردهاند.
آوارگان افغان در ترس مداوم زندگی میکنند، ترس از اینکه مقامات آنها را از کسانی که دوستشان دارند جدا کنند یا به کشور از هم گسیختهشان بازگردانند، کشوری که دیگر بیشتر آنها آنجا را خانه خود نمیدانند. دیدهبان حقوق بشر تاکید دارد که مجبور کردن افغانها برای بازگشت به کشورشان خلاف قانون است، زیرا در آنجا هنوز خطر بزرگی تهدیدشان میکند.
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#مجموعه_تاریخ_جهان
#انتشارات_ققنوس
#شهربانو_صارمی
@qoqnoospub
آوارگان افغان در ترس مداوم زندگی میکنند، ترس از اینکه مقامات آنها را از کسانی که دوستشان دارند جدا کنند یا به کشور از هم گسیختهشان بازگردانند، کشوری که دیگر بیشتر آنها آنجا را خانه خود نمیدانند. دیدهبان حقوق بشر تاکید دارد که مجبور کردن افغانها برای بازگشت به کشورشان خلاف قانون است، زیرا در آنجا هنوز خطر بزرگی تهدیدشان میکند.
#پناهجویان_در_گذر_تاریخ
#مجموعه_تاریخ_جهان
#انتشارات_ققنوس
#شهربانو_صارمی
@qoqnoospub
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سمیه نورزی «دبیر مجموعه» در این ویدیو با معرفی ۹ رمان مهم ادبیات گوتیک ققنوس، ویژگیهای اصلی این نوع ژانر را معرفی میکند به گونهای که دیگر بهراحتی میتوانید ادبیات گوتیک را از بین رمانهای مختلف تشخیص دهید
و از همه مهمتر آثار گوتیک در دست انتشار این مجموعه را معرفی میکند
#ادبیات_گوتیک
#مجموعه_ادبیات_گوتیک_ققنوس
#سمیه_نوروزی
@qoqnoospub
و از همه مهمتر آثار گوتیک در دست انتشار این مجموعه را معرفی میکند
#ادبیات_گوتیک
#مجموعه_ادبیات_گوتیک_ققنوس
#سمیه_نوروزی
@qoqnoospub
آیا عرصۀ زندگی سیاسی مهم است؟ اگر مهم است، اهمیت سیاست در چیست؟ سیاست چرا و چگونه بر سرنوشت آدمیان تأثیر میگذارد؟ چرا آدمیان باید به فرازونشیبهای سیاست توجه کنند؟
پرواضح است که حکومت و قدرت سیاسی بر زندگی ما به اشکال مختلف تأثیر میگذارند. بخشی از زندگی مالی و اقتصادی ما به شیوۀ عملکرد حکومت وابسته است. برخورداری ما از امکانات رفاهی و معیشتی نیز به عملکرد دولت وابسته است. اصناف قوانین مدنی، جزایی، مالی و ... مستقیماً بر سرنوشت ما تأثیر میگذارند. مشارکت ما در تعیین خواستهها و اهداف جمعیمان به شکل و ساختار حکومت منوط است. از اینها گذشته، سرنوشت ملی جمعی ما در عرصۀ سیاست بینالملل به تصمیمات سیاسی حاکمانمان وابسته است.
استیون تنسی و نایجل جکسون در کتابِ مبانیِ سیاستحکایتِ سیاست و سرنوشت را روایت میکنند و با بحث دربارۀ دموکراسی، دولت، علم سیاست، نظامها، ایدئولوژیها، مفاهیم و فرایندهای سیاسی خوانندگان را به دنیای پیچیدۀ قدرت سیاسی میبرند.
#مبانی_سیاست
#مجموعه_مطالعات_بنیادین_راتلیج
@qoqnoospublication
پرواضح است که حکومت و قدرت سیاسی بر زندگی ما به اشکال مختلف تأثیر میگذارند. بخشی از زندگی مالی و اقتصادی ما به شیوۀ عملکرد حکومت وابسته است. برخورداری ما از امکانات رفاهی و معیشتی نیز به عملکرد دولت وابسته است. اصناف قوانین مدنی، جزایی، مالی و ... مستقیماً بر سرنوشت ما تأثیر میگذارند. مشارکت ما در تعیین خواستهها و اهداف جمعیمان به شکل و ساختار حکومت منوط است. از اینها گذشته، سرنوشت ملی جمعی ما در عرصۀ سیاست بینالملل به تصمیمات سیاسی حاکمانمان وابسته است.
استیون تنسی و نایجل جکسون در کتابِ مبانیِ سیاستحکایتِ سیاست و سرنوشت را روایت میکنند و با بحث دربارۀ دموکراسی، دولت، علم سیاست، نظامها، ایدئولوژیها، مفاهیم و فرایندهای سیاسی خوانندگان را به دنیای پیچیدۀ قدرت سیاسی میبرند.
#مبانی_سیاست
#مجموعه_مطالعات_بنیادین_راتلیج
@qoqnoospublication
تاملات در باب ماکیاولی، یک شرح غیرمعمول از دو اثر اصلی فیلسوف سیاسیِ ایتالیایی، یعنی شهریار و گفتارها است.
لئو اشتراوس در این شرح خلافآمد، روشِ پیشنهادیِ خود برای خواندنِ کتابهای بزرگ را به نحوی درخشان، در مورد ماکیاولی و دو اثر اصلی او به کار میگیرد.
اشتراوس، با ارائهی خوانشی به غایت دقیق، و با تسلّطی که از همان آغاز معلوم میشود که از سطح دانشوریِ رایج در حوزهی ماکیاولیپژوهی فاصلهای پُرناشدنی دارد، میکوشد نشان دهد که تلقیهای رایجی مثل ماکیاولی به مثابهی وطنپرست و جمهوریخواه پرشور، یا ماکیاولی به مثابهی یک دانشمند، هیچ کدام حق مطلب را در مورد او اَدا نمیکنند.
#تاملات_درباب_ماکیاولی #لئو_اشتراوس #مجموعه_پژوهشهای_کلاسیک_فلسفه_ققنوس #شروین_مقیمی #انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
لئو اشتراوس در این شرح خلافآمد، روشِ پیشنهادیِ خود برای خواندنِ کتابهای بزرگ را به نحوی درخشان، در مورد ماکیاولی و دو اثر اصلی او به کار میگیرد.
اشتراوس، با ارائهی خوانشی به غایت دقیق، و با تسلّطی که از همان آغاز معلوم میشود که از سطح دانشوریِ رایج در حوزهی ماکیاولیپژوهی فاصلهای پُرناشدنی دارد، میکوشد نشان دهد که تلقیهای رایجی مثل ماکیاولی به مثابهی وطنپرست و جمهوریخواه پرشور، یا ماکیاولی به مثابهی یک دانشمند، هیچ کدام حق مطلب را در مورد او اَدا نمیکنند.
#تاملات_درباب_ماکیاولی #لئو_اشتراوس #مجموعه_پژوهشهای_کلاسیک_فلسفه_ققنوس #شروین_مقیمی #انتشارات_ققنوس
@qoqnoospub
خانه تبدیل به مقبره شده و رنج و وحشت ما در ویرانههایش مدفون مانده بود.رستاخیزی در کار نبود.در ساعات بیداری که به مندرلی فکر میکردم،کامم تلخ نمی شد. به مندرلی انطور فکر میکنم که ممکن بود باشد، فقط ای کاش میتوانستم بدون وحشت انجا زندگی کنم...به یاسها فکر میکردم و به دره شاد.اینها خاطراتیاند که دردی ندارند...میدانستم که رویا می بینم.در عالم واقعیت صدها مایل دورتر در سرزمینی بیگانه بودم. و تا چند ثانیه دیگر در اتاق خوابی ساده در هتلی کوچک از خواب بیدار می شدم. جایی که به رغم فضای تنگش ارامش بخش بود. چشمانم را باز میکردم و با دیدن خورشید درخشان و اسمان روشن و بی ابر مات و مبهوت میماندم. آسمانی بسیار متفاوت با بافت نرم مهتاب رویایام. سرتاسر روز پیش روی ما بود، بیتردید روزی طولانی وبیحادثه، اما آکنده از رکود و آرامشی بسیار مغتنم. دیگر در مورد مندرلی حرف نمیزدیم. از رویایم چیزی به او نمی گفتم. چون مندرلی دیگر متعلق به ما نبود. دیگر مندرلیای در کار نبود.
#ریبکا
#در_دست_ترجمه
#مجموعه_گوتیک_ققنوس
@qoqnoospub
#ریبکا
#در_دست_ترجمه
#مجموعه_گوتیک_ققنوس
@qoqnoospub