گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند
کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید
طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد#مسجد شدند
یکی از اون دو نفر گفت طلاها رو بزاریم پشت جعبه مهرها
اون یکی گفت نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره گفتند امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم
اگه بیدار باشه معلوم میشه
مرد که حرفای اونا رو شنیده بود خودشو بخواب زد اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد
و گفتند پس خوابه #طلا ها رو بزاریم زیر جعبه مهرهای #نماز
بعد از رفتن آن دو،
مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو برداره
اما اثری ازطلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن
آیا ماهم خودمون رو بخواب میزنیم؟؟؟؟
@rahenow
کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید
طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد#مسجد شدند
یکی از اون دو نفر گفت طلاها رو بزاریم پشت جعبه مهرها
اون یکی گفت نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره گفتند امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم
اگه بیدار باشه معلوم میشه
مرد که حرفای اونا رو شنیده بود خودشو بخواب زد اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد
و گفتند پس خوابه #طلا ها رو بزاریم زیر جعبه مهرهای #نماز
بعد از رفتن آن دو،
مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو برداره
اما اثری ازطلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن
آیا ماهم خودمون رو بخواب میزنیم؟؟؟؟
@rahenow
لطف کن #مسجد که می آیی رُژت را پاک کن
#مومنان با دیدنت،حالی به حالی می شوند
خواهشا #چادر نمازت تیره باشد بهتر است
با گل پیراهنت،حالی به حالی می شوند
عذر میخواهم ولی شلوار با مانتو بپوش
در هوای دامنت،حالی به حالی میشوند
این جماعت کاملا آماده گمراهی اند
با تماشا کردنت،حالی به حالی می شوند
عده ای آنقدر تعطیلند و بی ایمان،که با
تار موی خرمنت،حالی به حالی می شوند
بوی خوش بعضا به این موضوع دامن می زند
چون که با عطر تنت،حالی به حالی می شوند
هیکل خوش فُرم خود را زیر چادر دفن کن
از وجود مانکنت،حالی به حالی می شوند
عده ای ایمانشان سست است،این بیچاره ها
با نظر بر گردنت،حالی به حالی می شوند
مومنان این روزها اوضاعشان اینگونه است
یکنظر با دیدنت،حالی به حالی می شوند
#به ما بپیوندید
@rahenow
#مومنان با دیدنت،حالی به حالی می شوند
خواهشا #چادر نمازت تیره باشد بهتر است
با گل پیراهنت،حالی به حالی می شوند
عذر میخواهم ولی شلوار با مانتو بپوش
در هوای دامنت،حالی به حالی میشوند
این جماعت کاملا آماده گمراهی اند
با تماشا کردنت،حالی به حالی می شوند
عده ای آنقدر تعطیلند و بی ایمان،که با
تار موی خرمنت،حالی به حالی می شوند
بوی خوش بعضا به این موضوع دامن می زند
چون که با عطر تنت،حالی به حالی می شوند
هیکل خوش فُرم خود را زیر چادر دفن کن
از وجود مانکنت،حالی به حالی می شوند
عده ای ایمانشان سست است،این بیچاره ها
با نظر بر گردنت،حالی به حالی می شوند
مومنان این روزها اوضاعشان اینگونه است
یکنظر با دیدنت،حالی به حالی می شوند
#به ما بپیوندید
@rahenow
💠انسان تا کی می تواند در #زندان هایی که کشیشها و روحانیون برایش آفریده اند محبوس بماند؟ مهم نیست که بر آن زندان چه نامی بنهند: #کلیسا، #معبد، #مسجد، هر نامی کفایت می کند
💠بسیار رنج آور است که انسان ها را همچون چارپایان داغ کنند و #مهر بزنند: کسی #هندو است، دیگري #محمدي است و دیگري #مسیحی.
💠دور دنیا بگردید: بسیار دشوار است تا یک فرد انسانی را بیابید که مهر نخورده باشد، کسی که از رنگ جمعیت #آزاد باشد و به توده ها تعلق نداشته باشد، کسی که هنوز خودش باشد و یک موجود تمامیت یافته باشد و بدون ترس، طبق طبیعت خودش زندگی کند.
💠هیچ #راهنمایی بجز #طبیعت وجود ندارد. تمام هادیان دیگر فقط شما را گمراه می کنند. آنان تو را از ذات و طبیعت خودت دور می کنند و زمانی که از طبیعت خودت دور شدي، #رنج آغاز می گردد. و رنج تو شادمانی آنان است، زیرا فقط رنجوران هستند که به کلیسا می روند، تنها رنجوران هستند که به معابد و مساجد می روند.
💠وقتی احساس #سرور و شعف داري، چه نیازي به رفتن به کلیسا داري؟ زندگی چنان غنی و شادمان است که چه کسی میل دارد وارد آن گورستان ها شود؟، مکانی که اندوه را جدي بودن می پندارند و صورت عبوس را چهره ي #مذهبی می خوانند! مکانی که اگر بخندي تو را دیوانه می خوانند، جایی که #رقصیدن مجاز نیست، جایی که #عشق ورزیدن ممنوع است، جایی که باید بنشینی و به سخنان #مرده گوش بدهی، سخنانی چنان کهنه و گردآلوده، که قلبت را لمس نمی کند و وجودت را به لرزش در نمی آورد. ولی این کلیسا ها و معابد و مساجد بر انسان #سلطه داشته اند.
✍ اشو
#به_امید_بیداری_فکر
@rahenow
💠بسیار رنج آور است که انسان ها را همچون چارپایان داغ کنند و #مهر بزنند: کسی #هندو است، دیگري #محمدي است و دیگري #مسیحی.
💠دور دنیا بگردید: بسیار دشوار است تا یک فرد انسانی را بیابید که مهر نخورده باشد، کسی که از رنگ جمعیت #آزاد باشد و به توده ها تعلق نداشته باشد، کسی که هنوز خودش باشد و یک موجود تمامیت یافته باشد و بدون ترس، طبق طبیعت خودش زندگی کند.
💠هیچ #راهنمایی بجز #طبیعت وجود ندارد. تمام هادیان دیگر فقط شما را گمراه می کنند. آنان تو را از ذات و طبیعت خودت دور می کنند و زمانی که از طبیعت خودت دور شدي، #رنج آغاز می گردد. و رنج تو شادمانی آنان است، زیرا فقط رنجوران هستند که به کلیسا می روند، تنها رنجوران هستند که به معابد و مساجد می روند.
💠وقتی احساس #سرور و شعف داري، چه نیازي به رفتن به کلیسا داري؟ زندگی چنان غنی و شادمان است که چه کسی میل دارد وارد آن گورستان ها شود؟، مکانی که اندوه را جدي بودن می پندارند و صورت عبوس را چهره ي #مذهبی می خوانند! مکانی که اگر بخندي تو را دیوانه می خوانند، جایی که #رقصیدن مجاز نیست، جایی که #عشق ورزیدن ممنوع است، جایی که باید بنشینی و به سخنان #مرده گوش بدهی، سخنانی چنان کهنه و گردآلوده، که قلبت را لمس نمی کند و وجودت را به لرزش در نمی آورد. ولی این کلیسا ها و معابد و مساجد بر انسان #سلطه داشته اند.
✍ اشو
#به_امید_بیداری_فکر
@rahenow
در زمان قاجاریه ، در کنار سفارت حکومت عثمانی در تهران ، مسجد کوچکی وجود داشت.
@rahenow🗿👈
امام جماعت آن #مسجد می گوید: شخص روضه خوانی را دیدم که هر روز صبح به مسجد می آمد و روضه حضرت زهرا (س) را میخواند و به خلیفه دوم و اهل سنت ناسزا می گفت...
و این درحالی بود که افراد سفارت و تبعه آن که سنّی بودند ،
برای نماز به آن مسجد می آمدند.
روزی به او گفتم:
تو به چه دلیل هر روز همین #روضه را می خوانی و همان ناسزا را تکرار می کنی؟
مگر روضه دیگری بلد نیستی؟!
او در پاسخ گفت:
بلدم؛ ولی من یک نفر بانی دارم که روزی پنج ریال به من می دهد و می گوید همین روضه را با این کیفیت بخوان.
از او خواستم مشخصات و نشانی بانی را به من بدهد...
فهمیدم که بانی یک کاسب مغازه دار است.
به سراغش رفتم و جریان را از او پرسیدم. او گفت: نه من بانی نیستم
شخصی روزی دو تومان به من می دهد تا در آن مسجد چنین روضه ای خوانده شود.
پنج ریال به آن روضه خوان می دهم و پانزده ریال را خودم برمی دارم.
باز جریان را پیگیری کردم، سرانجام با یازده واسطه!!!! معلوم شد که از طرف سفارت انگلستان روزی ۲۵ تومان برای این روضه خوانی با این کیفیت مخصوص (برای ایجاد تفرقه بین ایران شیعی و حکومت #عثمانی سنی) داده میشود که پس از طی مراحل و دست به دست گشتن، پنج ریال برای آن روضه خوان بیچاره می ماند.
🖌منبع:
کتاب هزار و یک حکایت اخلاقی به قلم محمدحسین محمدی
ومن در این فکر هستم که حدود ۲۰۰ سال پیش #انگلستان در چه فکرهایی بوده و ما در کشور عزیزمان چقدر 'دلال' فقط برای یک روضه داشته ایم و حالا...
#جنایات_انگلیس
#سیاست_روباه_پیر
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
امام جماعت آن #مسجد می گوید: شخص روضه خوانی را دیدم که هر روز صبح به مسجد می آمد و روضه حضرت زهرا (س) را میخواند و به خلیفه دوم و اهل سنت ناسزا می گفت...
و این درحالی بود که افراد سفارت و تبعه آن که سنّی بودند ،
برای نماز به آن مسجد می آمدند.
روزی به او گفتم:
تو به چه دلیل هر روز همین #روضه را می خوانی و همان ناسزا را تکرار می کنی؟
مگر روضه دیگری بلد نیستی؟!
او در پاسخ گفت:
بلدم؛ ولی من یک نفر بانی دارم که روزی پنج ریال به من می دهد و می گوید همین روضه را با این کیفیت بخوان.
از او خواستم مشخصات و نشانی بانی را به من بدهد...
فهمیدم که بانی یک کاسب مغازه دار است.
به سراغش رفتم و جریان را از او پرسیدم. او گفت: نه من بانی نیستم
شخصی روزی دو تومان به من می دهد تا در آن مسجد چنین روضه ای خوانده شود.
پنج ریال به آن روضه خوان می دهم و پانزده ریال را خودم برمی دارم.
باز جریان را پیگیری کردم، سرانجام با یازده واسطه!!!! معلوم شد که از طرف سفارت انگلستان روزی ۲۵ تومان برای این روضه خوانی با این کیفیت مخصوص (برای ایجاد تفرقه بین ایران شیعی و حکومت #عثمانی سنی) داده میشود که پس از طی مراحل و دست به دست گشتن، پنج ریال برای آن روضه خوان بیچاره می ماند.
🖌منبع:
کتاب هزار و یک حکایت اخلاقی به قلم محمدحسین محمدی
ومن در این فکر هستم که حدود ۲۰۰ سال پیش #انگلستان در چه فکرهایی بوده و ما در کشور عزیزمان چقدر 'دلال' فقط برای یک روضه داشته ایم و حالا...
#جنایات_انگلیس
#سیاست_روباه_پیر
@rahenow🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM