@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
💠انسان تا کی می تواند در #زندان هایی که کشیشها و روحانیون برایش آفریده اند محبوس بماند؟ مهم نیست که بر آن زندان چه نامی بنهند: #کلیسا، #معبد، #مسجد، هر نامی کفایت می کند

💠بسیار رنج آور است که انسان ها را همچون چارپایان داغ کنند و #مهر بزنند: کسی #هندو است، دیگري #محمدي است و دیگري #مسیحی.

💠دور دنیا بگردید: بسیار دشوار است تا یک فرد انسانی را بیابید که مهر نخورده باشد، کسی که از رنگ جمعیت #آزاد باشد و به توده ها تعلق نداشته باشد، کسی که هنوز خودش باشد و یک موجود تمامیت یافته باشد و بدون ترس، طبق طبیعت خودش زندگی کند.

💠هیچ #راهنمایی بجز #طبیعت وجود ندارد. تمام هادیان دیگر فقط شما را گمراه می کنند. آنان تو را از ذات و طبیعت خودت دور می کنند و زمانی که از طبیعت خودت دور شدي، #رنج آغاز می گردد. و رنج تو شادمانی آنان است، زیرا فقط رنجوران هستند که به کلیسا می روند، تنها رنجوران هستند که به معابد و مساجد می روند.

💠وقتی احساس #سرور و شعف داري، چه نیازي به رفتن به کلیسا داري؟ زندگی چنان غنی و شادمان است که چه کسی میل دارد وارد آن گورستان ها شود؟، مکانی که اندوه را جدي بودن می پندارند و صورت عبوس را چهره ي #مذهبی می خوانند! مکانی که اگر بخندي تو را دیوانه می خوانند، جایی که #رقصیدن مجاز نیست، جایی که #عشق ورزیدن ممنوع است، جایی که باید بنشینی و به سخنان #مرده گوش بدهی، سخنانی چنان کهنه و گردآلوده، که قلبت را لمس نمی کند و وجودت را به لرزش در نمی آورد. ولی این کلیسا ها و معابد و مساجد بر انسان #سلطه داشته اند.

اشو

#به_امید_بیداری_فکر

@rahenow
@rahenow🗿👈
بخشی از #مرده_خورها نوشته #صادق_هدایت

⚪️دروغگو اصلا كم حافظـه مـيشـود، تـا حـالاصد جور حرف زده اي، اين من بودم كه زير مشدي را تر و خشك ميكردم، تو شـبها ميرفتـي تخـت ميخوابيـدي. وانگهي مشتي تا آن دميكه مرد ناخوش زمين گير نشد، نشاني بآن نشاني كه هنوز مشـدي نفـس ميكشـيد، بـراي اينكه پولهايش را بلند بكني چك و چونه اش را بستي، جلد دادي او را بخاك بسـپرند، بخيالـت مـن خـرم؟



🔘منيژه: زنیكه رويش را با آب مرده شور خانه شسته؟ تو چشم من دروغ ميگـوئي؟ از منكـه گذشـته، مـن آردم را بيختم و الكم را آويختم. اما تو برو فكر خودت را بكن، تا مشدي سرو مرو گنده بود هروقـت گـم ميشـد در اطـاقنرگس خانم پيدايش مي كردند. عصرها كه از كار بر ميگشت غرق بزك براي خود شيريني ميدويد جلـو، در خانـهرا برويش باز ميكرد. شوهري كه من موهايم را در خانه اش سفيد كردم، يك پسر دسته گل برايش بزرگ كـردم، تو او را از من دزديدي، مهر گياه بخوردش دادي، من كه پول كار نكرده نداشتم كه خرج سرخاب سفيد آب بكـنم. رفتي در محله جهودها برايم جادو جنبل كردي، مرا از چشم شوهرم انداختي، اگر الآن پاشنه در اطاقت را بگردند پر از طلسم و دعاي سفيد بختي است. آنوقت ميخواستي وقتي مشتي ناخوش شد پيزيش را هم مـن جـا بگـذارم؟



🔵منيژه: حالا ميان دعوا نرخ مشخص ميكند! من 25 سال در خانه اين مرد استخوان خـورد كـردم – لـب بـود كـه دندان آمد. زنيكه ديروزه چيز خودم را بخودم نميتواند ببيند. حالا هر چه از دهنم بيرون بيايد به آن گور بگور...



🔴زنها يكمرتبه با هم فرياد ميكشند، در باز ميشود. مشدي با كفن سفيد خـاك آلـود، صـورت رنـگ پريـده، موهـاي ژوليده وارد اطاق ميشود و به در تكيه داده در درگاه ميايستد.
منيژه دستپاچه كيسه را از گردن خودش در ميآورد. با دسته كليد و النگوهـا جلـو مشـتي پـرت ميكنـد – نـه، نـه،نزديك من نيا؟ بردار و برو، مرده، مرده.... دسته كليد را بردار، صد توماني كه از صندوقت برداشتم توي كيسـه است. با يك قبض 5 توماني، بردار و برو ، بمن رحم بكن، برو، برو، (بلند مي شود خودش را پشت بـي بـي خـانم پنهان مي كند.)
نرگس از گوشه چارقدش چيزي درآورده مياندازد جلو او – اينهم دندانهاي عاريه ات با 5 تومـاني كـه از آشـيخعلي گرفتم. بردار برو، زودباش، برو (با دستهايش صورت خودش را پنهان ميكند و ميافتد در دامن مادرش.)https://telegram.me/rahenow
ُرده ها بیشتر از زنده ها گل دریافت می کنند ؛

چون که:«افسوس»،
قوی تر از «قدرشناسی» است ...

@rahenow🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیگر #شیعیان نگران #مرگ فرزندان خود نباشند

#مرده را حضرت عباس زنده کرد
ترویج خرافات در جامعه متوحش اسلامی برای تثبیت حاکمیت حکومت اسلامی

@rahenow 🗿👈