@rahenow🗿👈
دخترک سیاه ماهی گیری قدیمی را دید که کلیسای عظیم و با شکوهی را به دوش دارد، بر او بانگ زد "مواظب باش که این بار سنگین گردن لاغرت را خورد نکند" و بطرف او دوید که کمکش نماید ماهی گیر جواب داد "ابدا، من صخره ای هستم که کلیسا بر آن بنا شده است."
"ولی تو سنگ نیستی و این بار هم برای تو سنگین است."
دختر این را گفت و هر لحظه منتظر بود که ماهی گیر در زیر آن بار گران خورد شود، ولی ماهی گیر تبسم مطبوعی بر روی او نمود پاسخ داد "نترس تمامش از کاغذ ساخته شده است" و رقص کنان از پهلوی او گذشته و تمام زنگ های کلیسا را به صدا در آورد.
هنوز ماهی گیر از نظر دور نشده بود که عده دیگری با لباس های مختلف به رنگ های سیاه و سفید و خیلی تر و تمیز پیدا شدند که هر یک کلیسای کاغذی کوچک تر و اغلب زشت تری بدوش داشتند و همه دختر سیاه را مخاطب ساخته فریاد می زدند "حرف آن ماهی گیر را باور نکن و به حرف باقی اینها هم گوش نده' تنها کلیسای من کلیسای حقیقی و واقعی است" و بالاخره دختر مجبور شد از دست آنها به جنگل پناه برد چون آنها به یکدیگر سنگ می انداختند و بقدری در نشانه زنی ناشی بودند که گفتی همه کور هستند و سنگ هایشان اغلب توی جاده می افتاد و دختر پیش خود اینطور فکر کرد که حتما خدا را به سلیقه خودش در میان آنها نخواهد یافت...
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
دخترک سیاه ماهی گیری قدیمی را دید که کلیسای عظیم و با شکوهی را به دوش دارد، بر او بانگ زد "مواظب باش که این بار سنگین گردن لاغرت را خورد نکند" و بطرف او دوید که کمکش نماید ماهی گیر جواب داد "ابدا، من صخره ای هستم که کلیسا بر آن بنا شده است."
"ولی تو سنگ نیستی و این بار هم برای تو سنگین است."
دختر این را گفت و هر لحظه منتظر بود که ماهی گیر در زیر آن بار گران خورد شود، ولی ماهی گیر تبسم مطبوعی بر روی او نمود پاسخ داد "نترس تمامش از کاغذ ساخته شده است" و رقص کنان از پهلوی او گذشته و تمام زنگ های کلیسا را به صدا در آورد.
هنوز ماهی گیر از نظر دور نشده بود که عده دیگری با لباس های مختلف به رنگ های سیاه و سفید و خیلی تر و تمیز پیدا شدند که هر یک کلیسای کاغذی کوچک تر و اغلب زشت تری بدوش داشتند و همه دختر سیاه را مخاطب ساخته فریاد می زدند "حرف آن ماهی گیر را باور نکن و به حرف باقی اینها هم گوش نده' تنها کلیسای من کلیسای حقیقی و واقعی است" و بالاخره دختر مجبور شد از دست آنها به جنگل پناه برد چون آنها به یکدیگر سنگ می انداختند و بقدری در نشانه زنی ناشی بودند که گفتی همه کور هستند و سنگ هایشان اغلب توی جاده می افتاد و دختر پیش خود اینطور فکر کرد که حتما خدا را به سلیقه خودش در میان آنها نخواهد یافت...
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
دختر سیاه دوباره به جاده برگشته و به یک نفر یهودی سرگردان فرتوتی برخورد که از او پرسید "آخر برگشت؟"
دختر گفت "کی برگشت؟"
یهودی گفت_ آنکه وعده داده است بیاید و گفته که باید منتظر او باشم. دیگر انتظار من از حد عقل و منطق گذشته است اگر به همین زودی برنگردد دیگر دیر خواهد بود، چون مردم هیچ کاری ندارند مگر آنکه طرفی پیدا کنند که بیشتر بتوانند به یکدیگر زیان برسانند.
دختر گفت "آن کسی هم که بیاید از این کار جلوگیری نخواهد کرد."
یهودی فریاد زد "ولی او با جلال خواهد آمد و در دست راست خدا خواهد نشست _ خودش چنین گفته است و تمام کارها را درست خواهد کرد."
دختر جواب داد "اگر بخواهی منتظر شوی که سایرین آمده کارها را درست کنند باید تا آخر دنیا منتظر باشی"
یهودی که این را شنید ناله ای از نومیدی برآورد و بصورت دختر سیاه تف کرد و آهسته از تو دور شد. تا این هنگام دیگر عقیده دختر از پیرمردان به کلی سلب گردیده و از اینکه از دست ان یهودی پیرمرد خلاص شده است خرسند بود...
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
دختر سیاه دوباره به جاده برگشته و به یک نفر یهودی سرگردان فرتوتی برخورد که از او پرسید "آخر برگشت؟"
دختر گفت "کی برگشت؟"
یهودی گفت_ آنکه وعده داده است بیاید و گفته که باید منتظر او باشم. دیگر انتظار من از حد عقل و منطق گذشته است اگر به همین زودی برنگردد دیگر دیر خواهد بود، چون مردم هیچ کاری ندارند مگر آنکه طرفی پیدا کنند که بیشتر بتوانند به یکدیگر زیان برسانند.
دختر گفت "آن کسی هم که بیاید از این کار جلوگیری نخواهد کرد."
یهودی فریاد زد "ولی او با جلال خواهد آمد و در دست راست خدا خواهد نشست _ خودش چنین گفته است و تمام کارها را درست خواهد کرد."
دختر جواب داد "اگر بخواهی منتظر شوی که سایرین آمده کارها را درست کنند باید تا آخر دنیا منتظر باشی"
یهودی که این را شنید ناله ای از نومیدی برآورد و بصورت دختر سیاه تف کرد و آهسته از تو دور شد. تا این هنگام دیگر عقیده دختر از پیرمردان به کلی سلب گردیده و از اینکه از دست ان یهودی پیرمرد خلاص شده است خرسند بود...
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
دختر جان در خانه ی من هنوز جا برای یک زن دیگر باقی است تو خیلی خوشگلی پوست تنت مانند حریر سیاه است_ سراپا نشاط هستی.
دختر پرسید "چند تا زن داری؟"
عرب گفت "مدتی است آنها را نشمرده ام ولی می توانم به تو بگویم عده آنها به قدری ست که می توانم به تو ثابت کنم که شوهر با تجربه ای هستم و بلدم چطور باید زن هایم را تا جایی که خداوند اجازه دهد شادکام و خوشبخت نمایم."
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
دختر جان در خانه ی من هنوز جا برای یک زن دیگر باقی است تو خیلی خوشگلی پوست تنت مانند حریر سیاه است_ سراپا نشاط هستی.
دختر پرسید "چند تا زن داری؟"
عرب گفت "مدتی است آنها را نشمرده ام ولی می توانم به تو بگویم عده آنها به قدری ست که می توانم به تو ثابت کنم که شوهر با تجربه ای هستم و بلدم چطور باید زن هایم را تا جایی که خداوند اجازه دهد شادکام و خوشبخت نمایم."
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
➖دختر سیاه گفت "خانم مبلغه می گوید که خدا عدد سحرآمیزی است سه در یک و یک در سه است."
➖عرب جواب داد "خیلی ساده است مثلا من هم پسر پدرم هستم، هم پدر پسرم و هم خودم و مثل این است که سه نفر در یک نفر و یک نفر در سه نفر باشم. طبیعت بشر مرکب می باشد و تنها الله واحد است الله وحدت حقیقی است درست به قول تو خودش در خودش ضرب می شود. او مثل مرکز پیاز است که جسم ندارد ولی بدن او جسم صورت پذیر نیست الله عدد مجموع ستارگان بیشمار است الله وزن این فضای غیرقابل تصور است الله ...
➖مجسمه ساز گفت "گمان می کنم تو شاعری"
➖عرب از اینکه حرفش را قطع کرده اند رنگش برافروخته شده و از جا برخاسته شمشیر خود را کشیده گفت "تو به چه جرات مرا افسانه گوی شهوت پرست میدانی_ چنین تهمت ناسزایی را باید با خون شست...!"
➖مجسمه ساز اظهار داشت "خیلی معذرت می خواهم _ابدا قصد توهین نداشتم _ چرا تو از ساختن یک قصیده که همش از عمر هزار نفر بیشتر است شرم داری ولی خجالت نمی کشی که با کشتن من لاشه ای بوجود آوری که هر احمقی به ایجاد آن قادر است و وقتی آنرا بوجود آورد ناچار است در زیر خاک پنهانش کند تا عفونتش موجب هلاکت خود او نگردد."
➖مرد عرب شمشیر خود را غلاف نموده، بجای خود نشست و گفت "درست می گویی یکی از اسرار الهی است که هر موقع شیطان اشعار ناپاکی می سراید خداوند یک اهنگ خدایی بدان می بخشند که پاک و طاهر گردد، معهذا من شتر چران امینی بودم و هرگز برای آواز خواندن پول نمی گرفتم ولی باید اعتراف کنم که به آواز خواندن عادت داشتم."
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
➖دختر سیاه گفت "خانم مبلغه می گوید که خدا عدد سحرآمیزی است سه در یک و یک در سه است."
➖عرب جواب داد "خیلی ساده است مثلا من هم پسر پدرم هستم، هم پدر پسرم و هم خودم و مثل این است که سه نفر در یک نفر و یک نفر در سه نفر باشم. طبیعت بشر مرکب می باشد و تنها الله واحد است الله وحدت حقیقی است درست به قول تو خودش در خودش ضرب می شود. او مثل مرکز پیاز است که جسم ندارد ولی بدن او جسم صورت پذیر نیست الله عدد مجموع ستارگان بیشمار است الله وزن این فضای غیرقابل تصور است الله ...
➖مجسمه ساز گفت "گمان می کنم تو شاعری"
➖عرب از اینکه حرفش را قطع کرده اند رنگش برافروخته شده و از جا برخاسته شمشیر خود را کشیده گفت "تو به چه جرات مرا افسانه گوی شهوت پرست میدانی_ چنین تهمت ناسزایی را باید با خون شست...!"
➖مجسمه ساز اظهار داشت "خیلی معذرت می خواهم _ابدا قصد توهین نداشتم _ چرا تو از ساختن یک قصیده که همش از عمر هزار نفر بیشتر است شرم داری ولی خجالت نمی کشی که با کشتن من لاشه ای بوجود آوری که هر احمقی به ایجاد آن قادر است و وقتی آنرا بوجود آورد ناچار است در زیر خاک پنهانش کند تا عفونتش موجب هلاکت خود او نگردد."
➖مرد عرب شمشیر خود را غلاف نموده، بجای خود نشست و گفت "درست می گویی یکی از اسرار الهی است که هر موقع شیطان اشعار ناپاکی می سراید خداوند یک اهنگ خدایی بدان می بخشند که پاک و طاهر گردد، معهذا من شتر چران امینی بودم و هرگز برای آواز خواندن پول نمی گرفتم ولی باید اعتراف کنم که به آواز خواندن عادت داشتم."
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
➖مرد عرب اظهار کرد "برای آنکه مرد بتواند از این تشنجات دماغی خود جلوگیری نماید بایستی زنان بسیار بگیرد و خانواده بزرگی تشکیل دهد باید عواطف خود را تقسیم نماید، تا با چند زن آشنا نشود قدر و قیمت هیچ یک از آنها را نخواهد شناخت چون قدر و قیمت باید با مقایسه و نسبت شناخته شود. من تا زن جوان شیطان آخری را نگرفته بودم نمی دانستم که زن اولم چه فرشته ی مهربانی بوده است."
➖دختر سیاه پرسید "آیا زن های شما هم باید با مردان بسیاری آشنا شوند تا قدر و قیمت شما را بشناسند؟"
➖مرد عرب با خشم فریاد برآورد "از دست این دختر سیاه زاده ابلیس به خدا پناه می برم، " آخر ای زن وقتی مردان راجع به علم و دانش صحبت می کنند خاموش باش، خدا مرد را قبل از زن آفریده است."
➖دختر پاسخ گفت "همیشه افکار بعدی از فکر اول بهتر است، اگر حرف تو درست باشد پس لابد خدا مرد را ناقص دانسته و اقدام به خلقت زن نموده است، به چه حق شما پنجاه زن می خواهید ولی هر یک از آنها را فقط به داشتن یک شوهر محکوم می کنید؟"
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
➖مرد عرب اظهار کرد "برای آنکه مرد بتواند از این تشنجات دماغی خود جلوگیری نماید بایستی زنان بسیار بگیرد و خانواده بزرگی تشکیل دهد باید عواطف خود را تقسیم نماید، تا با چند زن آشنا نشود قدر و قیمت هیچ یک از آنها را نخواهد شناخت چون قدر و قیمت باید با مقایسه و نسبت شناخته شود. من تا زن جوان شیطان آخری را نگرفته بودم نمی دانستم که زن اولم چه فرشته ی مهربانی بوده است."
➖دختر سیاه پرسید "آیا زن های شما هم باید با مردان بسیاری آشنا شوند تا قدر و قیمت شما را بشناسند؟"
➖مرد عرب با خشم فریاد برآورد "از دست این دختر سیاه زاده ابلیس به خدا پناه می برم، " آخر ای زن وقتی مردان راجع به علم و دانش صحبت می کنند خاموش باش، خدا مرد را قبل از زن آفریده است."
➖دختر پاسخ گفت "همیشه افکار بعدی از فکر اول بهتر است، اگر حرف تو درست باشد پس لابد خدا مرد را ناقص دانسته و اقدام به خلقت زن نموده است، به چه حق شما پنجاه زن می خواهید ولی هر یک از آنها را فقط به داشتن یک شوهر محکوم می کنید؟"
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی "ساواک" (سازمان اطلاعات و امنیت کشور در رژیم پهلوی) در کتاب خاطراتش با عنوان "دامگه حادثه" گفته که این سازمان برای کنترل آخوندهای مخالف، مدارکی از "فساد اخلاقی" آنها در قالب گرفتن عکس و ضبط صدا و فیلم تهیه و از این مدارک برای ترساندن و یا جلب همکاری آنها استفاده میکرده است.
او به طور مشخص به یکی از عملیات "ساواک" در سالهای ۱۳۴۶-۴۷ اشاره کرده که در آن ۵ نفر از واعظان معروف تهران به نامهای محمدتقی فلسفی، عبدالرضا حجازی، محمود قمی، جعفر شجونی، و محمدصادق لواسانی طعمهی #ساواک شدند.
ثابتی این ۵ نفر را از جمله آخوندهایی معرفی میکند که «در بالای منبر از پاکی و #طهارت و #صداقت و #اسلام و #ایمان صحبت میکردند» و در عین حال «خود #آلوده به #فساد بودند».
او در شرح ماجرا میگوید: «ماموریت اجرای عملیات در سازمان اطلاعات و امنیت تهران به کارمندی به نام عباس تهامی که تشنه اینگونه کارها بود و استعداد خوبی نیز در این زمینه داشت، محول شد. او منزل آبرومندی را اجاره کرد و سپس مامورین فنی در بعضی از اتاقهای آن دوربینهای متعدد تلویزیونی و عکسبرداری و میکروفونهای ضبط صوت تعبیه کردند. او دخترانی را استخدام کرده بود که عاشق کارهای پلیسی و ماجراجویانه بودند. با آنها موضوع را مطرح و منظور از تهیه عکس و فیلم را توضیح داده بود. یکی از این دخترها از خود استعداد بیشتر نشان داده و در عملیات بیشتر مورد استفاده قرار گرفته بود. روش کار هم این بود که این دختر به نحوی خود را به افراد مورد نظر نزدیک، و به عنوان اینکه مساله شرعی دارد با آنها ملاقات میکرد. او در ملاقات میگفت که همسر دارد اما همسرش از نظر #جنسی او را ارضا نمیکند و سه ماه سه ماه در سفر است. او وانمود میکرد که زنی آتشی مزاج است و میپرسید که از نظر #شرعی تکلیفش چیست. باید از شوهرش طلاق بگیرد یا بسوزد و بسازد؟ دخترک چون از #زیبایی نیز بهرهمند بود و گاهی از لای چادر، عشوهای نیز ابراز میکرد، امکان نداشت که تیرش به هدف نخورد و همهی سوژههایی که روی آنها کار میکرد، به دام افتادند.»
ثابتی ادامه میدهد: «دخترک پس از یک یا دو جلسه ملاقات موفق میشد آنها را به طرف خود جلب کند و چون عنوان میکرد از لحاظ مالی وضع مرفهی دارد و شوهرش نیز غالبا در سفرهای طولانی خارج و داخل کشور است، آنها تشویق میشدند به خانهاش بروند. همه ۵ نفر که اسمشان را اشاره کردم، به منزل دختر رفتند و از همهشان فیلم و عکس و نوار تهیه شد.»
وی محتوای فیلمها را نیز اینگونه توصیف میکند: «دختر طبق دستوری که داشت سعی میکرد در اتاقخواب حرکاتی بکند که سوژه هم متقابلا حرکات سبک و زنندهای انجام دهد. مثلا در #فیلم مربوط به #فلسفی، دختر عمامهی فلسفی را برداشت و ابتدا به سر خود گذاشت. بعد #لخت شد و عمامه را دور کمر خود پیچید و محل مخصوص خود را با آن پاک کرد. یا عمامه را به گردنشان پیچیده و آنها را به این طرف و آن طرف کشانده بود. و یا از #عمامه به عنوان توپ فوتبال و از عبا به عنوان چادر استفاده کرده بود و حرفهای رکیکی که #هتک #حیثیت آخوندها را میکرد، بین آنها رد و بدل شده بود. آخوندها هم انصافا از زبان در نمانده بودند و علیه هملباسها خود #شوخی و خوشمزگی کرده بودند. #دخترک بعضی از آنها را به #رقص و #مشروبخواری نیز واداشته بود.»
در این ویدئو، روایت جعفر شجونی ۸۳ ساله را از ماجرای احضارش به #ساواک و نشان دادن #فیلمها و عکسهایش به او میبینید. این ویدئو، بخشی از مصاحبهی #شجونی با برنامهی اینترنتی "دید در شب" با اجرای رضا #رشیدپور است.
منبع: Taghato
#توانا
آیا باید در مقابل #مقدسات لگدمال شد؟
https://telegram.me/rahenow
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی "ساواک" (سازمان اطلاعات و امنیت کشور در رژیم پهلوی) در کتاب خاطراتش با عنوان "دامگه حادثه" گفته که این سازمان برای کنترل آخوندهای مخالف، مدارکی از "فساد اخلاقی" آنها در قالب گرفتن عکس و ضبط صدا و فیلم تهیه و از این مدارک برای ترساندن و یا جلب همکاری آنها استفاده میکرده است.
او به طور مشخص به یکی از عملیات "ساواک" در سالهای ۱۳۴۶-۴۷ اشاره کرده که در آن ۵ نفر از واعظان معروف تهران به نامهای محمدتقی فلسفی، عبدالرضا حجازی، محمود قمی، جعفر شجونی، و محمدصادق لواسانی طعمهی #ساواک شدند.
ثابتی این ۵ نفر را از جمله آخوندهایی معرفی میکند که «در بالای منبر از پاکی و #طهارت و #صداقت و #اسلام و #ایمان صحبت میکردند» و در عین حال «خود #آلوده به #فساد بودند».
او در شرح ماجرا میگوید: «ماموریت اجرای عملیات در سازمان اطلاعات و امنیت تهران به کارمندی به نام عباس تهامی که تشنه اینگونه کارها بود و استعداد خوبی نیز در این زمینه داشت، محول شد. او منزل آبرومندی را اجاره کرد و سپس مامورین فنی در بعضی از اتاقهای آن دوربینهای متعدد تلویزیونی و عکسبرداری و میکروفونهای ضبط صوت تعبیه کردند. او دخترانی را استخدام کرده بود که عاشق کارهای پلیسی و ماجراجویانه بودند. با آنها موضوع را مطرح و منظور از تهیه عکس و فیلم را توضیح داده بود. یکی از این دخترها از خود استعداد بیشتر نشان داده و در عملیات بیشتر مورد استفاده قرار گرفته بود. روش کار هم این بود که این دختر به نحوی خود را به افراد مورد نظر نزدیک، و به عنوان اینکه مساله شرعی دارد با آنها ملاقات میکرد. او در ملاقات میگفت که همسر دارد اما همسرش از نظر #جنسی او را ارضا نمیکند و سه ماه سه ماه در سفر است. او وانمود میکرد که زنی آتشی مزاج است و میپرسید که از نظر #شرعی تکلیفش چیست. باید از شوهرش طلاق بگیرد یا بسوزد و بسازد؟ دخترک چون از #زیبایی نیز بهرهمند بود و گاهی از لای چادر، عشوهای نیز ابراز میکرد، امکان نداشت که تیرش به هدف نخورد و همهی سوژههایی که روی آنها کار میکرد، به دام افتادند.»
ثابتی ادامه میدهد: «دخترک پس از یک یا دو جلسه ملاقات موفق میشد آنها را به طرف خود جلب کند و چون عنوان میکرد از لحاظ مالی وضع مرفهی دارد و شوهرش نیز غالبا در سفرهای طولانی خارج و داخل کشور است، آنها تشویق میشدند به خانهاش بروند. همه ۵ نفر که اسمشان را اشاره کردم، به منزل دختر رفتند و از همهشان فیلم و عکس و نوار تهیه شد.»
وی محتوای فیلمها را نیز اینگونه توصیف میکند: «دختر طبق دستوری که داشت سعی میکرد در اتاقخواب حرکاتی بکند که سوژه هم متقابلا حرکات سبک و زنندهای انجام دهد. مثلا در #فیلم مربوط به #فلسفی، دختر عمامهی فلسفی را برداشت و ابتدا به سر خود گذاشت. بعد #لخت شد و عمامه را دور کمر خود پیچید و محل مخصوص خود را با آن پاک کرد. یا عمامه را به گردنشان پیچیده و آنها را به این طرف و آن طرف کشانده بود. و یا از #عمامه به عنوان توپ فوتبال و از عبا به عنوان چادر استفاده کرده بود و حرفهای رکیکی که #هتک #حیثیت آخوندها را میکرد، بین آنها رد و بدل شده بود. آخوندها هم انصافا از زبان در نمانده بودند و علیه هملباسها خود #شوخی و خوشمزگی کرده بودند. #دخترک بعضی از آنها را به #رقص و #مشروبخواری نیز واداشته بود.»
در این ویدئو، روایت جعفر شجونی ۸۳ ساله را از ماجرای احضارش به #ساواک و نشان دادن #فیلمها و عکسهایش به او میبینید. این ویدئو، بخشی از مصاحبهی #شجونی با برنامهی اینترنتی "دید در شب" با اجرای رضا #رشیدپور است.
منبع: Taghato
#توانا
آیا باید در مقابل #مقدسات لگدمال شد؟
https://telegram.me/rahenow
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
Telegram
@rahenow
#راه_نو
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
انسانها تا آگاه نشدهاند هیچگاه عصیان نمیکنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
@rahenow🗿👈
اگر به اولوسیون معتقدی پس باید عقیده داشته باشی که عادات هم کسبی است و هم ارثی و شما همه تان هنوز فکر بهشت آدم در خونتان هست.
شما مردم عقاید جدید را می پذیرید ولی هیچوقت در فکر نیستید که عقاید کهنه را دور بیندازید و وجود شما برای اجتماع خطرناک است'
شما تماما موهوم پرست و فوندامانتیالیست هستید و تنها یک روپوش علمی پوشیده اید و به همین جهت در سیاست از ابله ترین محافظه کاران و مرتجعین هستید و حتی در مقابل علم نیز از مخالفین و موانع پر و پا قرص می باشید.
هر موقع که باید راجع به یک پیشنهادی تصمیم گرفت همه متفق القول می گوئید "دور بیندازید بیرون بریزید از بین ببرید".
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈
اگر به اولوسیون معتقدی پس باید عقیده داشته باشی که عادات هم کسبی است و هم ارثی و شما همه تان هنوز فکر بهشت آدم در خونتان هست.
شما مردم عقاید جدید را می پذیرید ولی هیچوقت در فکر نیستید که عقاید کهنه را دور بیندازید و وجود شما برای اجتماع خطرناک است'
شما تماما موهوم پرست و فوندامانتیالیست هستید و تنها یک روپوش علمی پوشیده اید و به همین جهت در سیاست از ابله ترین محافظه کاران و مرتجعین هستید و حتی در مقابل علم نیز از مخالفین و موانع پر و پا قرص می باشید.
هر موقع که باید راجع به یک پیشنهادی تصمیم گرفت همه متفق القول می گوئید "دور بیندازید بیرون بریزید از بین ببرید".
#دخترک_سیاه_در_جستجوی_خدا
#جرج_برنارد_شاو
@rahenow🗿👈