@rahenow
561 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
#بخش_نخست
@rahenow🗿👈
#بیشعور کیست؟ و چرا یک نفر بیشعور میشود؟
#فصل_اول:داستان وینفرد
#صفحه_1

داستان وینفرد را از زبان خودش می شنویم
روی صندلی در دفترم ولو شدم.به قدری خسته بودم که نمیتوانستم بقیه روز را بگذرانم. ساعت 9:15 صبح بود؛ اما روزم به فاجعه بزرگی تبدیل شده بود و به مرز تباهی کامل رسیده بودم.
از خواب که بیدار شدم حالم خوب نبود؛اما به محض اینکه برای خوردن صبحانه وارد رستوران دلخواهم شدم ، روزم بد شد. کارکنان رستوران می دانستند که وقتی تخم مرغ سه دقیقه سفارش میدهم منظورم دقیقا تخم مرغی بودکه سه دقیقه پخته شده باشد.مثل همیشه تخم مرغ آماده بود اما حداقل 30ثانیه بیشتر پخته بودند. پیشخدمت را صدا کردم و به تخم مرغ پیش ازحد اشاره کردم. اخم وتخمی کرد و گفت: برای شما دوباره درست میکنیم. و تخم مرغ را عوض میکنم. به او یادواری کردم اگر میخواهد این طور سرم فریاد بزند باید انعام امروز را فراموش کند. پس از پنج دقیقه و بعد از اینکه سه بار متوالی از او خواستم فنجان قهوه را پرکند، همه کتری قهوه را روی شکم و پاهایم ریخت و گفت حادثه بوده؛ ولی من که احمق نیستم......

@rahenow🗿👈
#بخش_نخست
@rahenow🗿👈
#بیشعور کیست? و چرا یک نفر بیشعور میشود؟
#فصل اول
#صفحه_3

به فلاکت های این چنینی عادت کرده بودم؛ ولی این مسائل واقعا ازاردهنده بود. از باختن متنفر بودم و هیچگاه در زندگی بازنده نبودم؛ اما این روزها زیاد می باختم و این باختن من را خسته و ناراحت میکرد.
حس میکردم این وضعیت برد یا باخت است و من همیشه باید برنده باشم. وقتی بچه بودم همیشه در بازی ها و ورزش ها نفر اول بودم. گاهی مجبور بودم برای بردن تقلب کنم. اما تقلب قسمت جالب ماجرا بود. من عاشق بگومگو بودم ؛ فقط برای پیروزی بر برادرانم...

@rahenow🗿👈
#بخش_نخست
@rahenow🗿👈
#فصل_اول
#بیشعورکیست و چرا یک نفر بیشعور میشود؟
#صفحه_6

من بیشتر وقتم را صرف کار میکردم و میدانستم در این زمینه برنده هستم. عاشق ایستادن روبروی هیئت منصفه دادگاه بودم ؛ آخرین چالشی که قانون اجازه میداد هشت نفر را قانع کنم که موکلم مثل بچه ها بیگناه است، اگرچه موکلم پولی را که از راه دزدی به دست آورده بود در جیبش گذاشته بود.
تنها چیزی که تحمل نمیکردم هیچکس حق نداشت به من بگوید چکار کنم یا عملکردم را نقدکنند. از زحمت هایی که کارمندان به من میدادند خسته شدم و مجبور بودم درعرض سه سال چندین بار همه کارمندان را عوض کنم. موکلهایم همیشه ناراضی بودند و من با این موضوع کنار آمده بودم...
@rahenow🗿👈
#بخش_نخست
#فصل_اول
#صفحه27
@rahenow🗿👈
نکته ی دیگر اینکه بیماری این افراد به شدت مسری است. حتی یک روان پزشک ماهر به راحتی استدلال ها ودفاعیات فرد بیشعورقرار میگیرد،تاجایی که خودروان پزشک هم بیشعورمیشود.به این دلیل ماباید بیشعور را از سایه تیرع تباهی خارج کنیم و در معرض نور روشن بهبودی قرار دهیم. ما باید از صداکردن افراد بانام بیشعور امتناع نکنیم؛ زیرا مدارا کردن با این افراد، بیشعوری شان را تشدید میکند. تا مدت ها، بیشعوری بیماری ای بود که فرد بیشعورجرئت بیان ان را نداشت؛ اما اکنون زمان آن رسیده که واقعیت های این بیماری را با شهامت بپذیریم و با آن مقابله کنیم. اگر اینکار را برای خودمان نکنیم، باید فکری به حال نسل های بعدی کنیم، دیگربیشعوری کافی است..‌.
@rahenow🗿👈