barge sabz 105. afshari
khansari. sharif. badiei
برگ سبز: 105
افشاری
استاد #محمودی_خوانساری. آواز
استاد #فرهنگ_شریف. تار
استاد #حبیبالله_بدیعی. ویولن
▬__
⚀ @salam_bar_zarneh
افشاری
استاد #محمودی_خوانساری. آواز
استاد #فرهنگ_شریف. تار
استاد #حبیبالله_بدیعی. ویولن
▬__
⚀ @salam_bar_zarneh
Audio
Mahmood Mahmoodi Khansari
"قول و غزل"
دستگاه: همایون
آواز: استاد #محمودی_خوانساری
باهمکاری استادان:
#جوادمعروفی. پیانو
#حبیب_الله_بدیعی. ویلن
#منصور_صارمی. سنتور
#جهانگیر_ملک. تنبک
#فرهنگ_شریف. تار
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
دستگاه: همایون
آواز: استاد #محمودی_خوانساری
باهمکاری استادان:
#جوادمعروفی. پیانو
#حبیب_الله_بدیعی. ویلن
#منصور_صارمی. سنتور
#جهانگیر_ملک. تنبک
#فرهنگ_شریف. تار
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
❤1
گلم آی_مسعود بختیاری
@tarabesstaan
"گلم آی"
باصدای : #مسعود_بختیاری
آهنگ : محلی
تنظیم : #عطا_جنگوک
مُو که از پاکی دلُم
چی آسمونه
ندونم سیچه چینون
وام سر گِرونه
سی چینون وام سر گِرونه
سر به صحرا بِنُم از بی همزبونی
سخته تِهنا مَندِن و
دردِ زمونه،
تِهنا با دردِ زمونه
دل گرونیم همه جا به هر دیاره
ار کویر سُهدهیه ار لاله زاره
ار چی اُورا نِدَرای به آسمونم
دشتِ جونُم تشنه و بی چشمه ساره
دشتِ جونُم تشنه و بی چشمه ساره،
دی پوییزم بی بهاره
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
باصدای : #مسعود_بختیاری
آهنگ : محلی
تنظیم : #عطا_جنگوک
مُو که از پاکی دلُم
چی آسمونه
ندونم سیچه چینون
وام سر گِرونه
سی چینون وام سر گِرونه
سر به صحرا بِنُم از بی همزبونی
سخته تِهنا مَندِن و
دردِ زمونه،
تِهنا با دردِ زمونه
دل گرونیم همه جا به هر دیاره
ار کویر سُهدهیه ار لاله زاره
ار چی اُورا نِدَرای به آسمونم
دشتِ جونُم تشنه و بی چشمه ساره
دشتِ جونُم تشنه و بی چشمه ساره،
دی پوییزم بی بهاره
🌐↲▬
🔺 @salam_bar_zarneh
❤1👍1👏1💯1
179535
<unknown>
❤1👍1🥰1👏1👌1
روشنگر شبهای من_گلپا
@tarabesstaan
"روشنگر شبهای من"
با صدای : استاد #گلپا
شاعر: بانوی غزل
#سیمین_بهبهانی💫
تار: #فرهنگ_شریف
بی تو ای روشنگر شب های من
بوسه می زد ناله بر لب های من
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
با صدای : استاد #گلپا
شاعر: بانوی غزل
#سیمین_بهبهانی💫
تار: #فرهنگ_شریف
بی تو ای روشنگر شب های من
بوسه می زد ناله بر لب های من
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
❤1🥰1👏1👌1💯1
#فرهنگ_عامه
#سلام_بر_زرنه
«از هر انگشتش یک هنر می بارد.»(فارسی)
«کرکیتم له میشت ، گافارم له پیشت.» (کلهری)
این مثلِ کلهری، در مورد دختران دم بخت بە کار میرود.
کرکیت: شانە قالیبافی.
بخش نخست، کرکیتم له مشت، عبارتی است کە در مورد دختران دم بخت و زرنگ بەکار میرود و بیانگر داشتن هنر دستی و توانایی در انجام کارهای روزمرهی زندگی است.
بخش دوم آن؛ گهوارە بر دوش، نیز عبارتی است کە بە معنای فرزندآوری و آمادگی برای باروری و بچهداری است.
#کرکیت شانه و وسیله است ک تارپود قالی و دوار با آن محکم می کنند.
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
#سلام_بر_زرنه
«از هر انگشتش یک هنر می بارد.»(فارسی)
«کرکیتم له میشت ، گافارم له پیشت.» (کلهری)
این مثلِ کلهری، در مورد دختران دم بخت بە کار میرود.
کرکیت: شانە قالیبافی.
بخش نخست، کرکیتم له مشت، عبارتی است کە در مورد دختران دم بخت و زرنگ بەکار میرود و بیانگر داشتن هنر دستی و توانایی در انجام کارهای روزمرهی زندگی است.
بخش دوم آن؛ گهوارە بر دوش، نیز عبارتی است کە بە معنای فرزندآوری و آمادگی برای باروری و بچهداری است.
#کرکیت شانه و وسیله است ک تارپود قالی و دوار با آن محکم می کنند.
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
👍5❤2🥰1👏1🙏1👌1💯1
تمنای وصال_شهرام ناظری
@bazmemousighi
«قطعاتی در ماهور»
خواننده: شهرام ناظری
سرپرست گروه: محمدرضا لطفی
دستگاه: ماهور
اجرای گروه «شیدا»
🔸بخش اول: تصنیف «تمنای وصال»
آهنگ: حاجی خان
شعر: خیالی بخارایی
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
🔹بخش دوم: «مثنوی ماهور»
تکنواز تار: محمدرضا لطفی
شعر: مولانا
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
خواننده: شهرام ناظری
سرپرست گروه: محمدرضا لطفی
دستگاه: ماهور
اجرای گروه «شیدا»
🔸بخش اول: تصنیف «تمنای وصال»
آهنگ: حاجی خان
شعر: خیالی بخارایی
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
🔹بخش دوم: «مثنوی ماهور»
تکنواز تار: محمدرضا لطفی
شعر: مولانا
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
❤1🥰1👏1👌1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 شریف شیریننواز
▪️هشت سال از درگذشت #فرهنگ_شریف نوازنده ایرانی و صاحبسبک #تار گذشت. درباره او بیشتر بدانیم.
ببینید! 🎧👆
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
▪️هشت سال از درگذشت #فرهنگ_شریف نوازنده ایرانی و صاحبسبک #تار گذشت. درباره او بیشتر بدانیم.
ببینید! 🎧👆
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
❤2🥰2👏2👍1👌1💯1
#مشاهیر_ایران
#زبان_ملی_فارسی
#مشاهیر_کلهر
#فرهنگ_قوم_کلهر
➖ حیرت کرمانشاهی کلهر
- ( تولد، حدود ۱۲۸۵ قمری)
- (وفات، حدود ۱۳۱۸ قمری)
ابراهیم کرمانشاهی کلهر (تخلص: حیرت) از شاعران شهیر دورهی قاجار، فرزند حسینخان کلهر متخلص به شاهی است. اجدادش در دورهی قاجار سمت وزارت داشتهاند. بهگفتهی سالک کرمانشاهی در تذکرهی شاعران کرمانشاه شرح حال وی را در تذکرهی دیوان همایونی نگاشتهاند. میرزا اللهدوست (که خودش نیز گویا از شاعران فارسیگوی قوم کلهر بوده)، صاحب تذکرهی شعرای کرمانشاه میگوید: «حیرت از سلسلهی جلیلیه و ایمان سکینۀ دارالدوله محسوبه، که نسلاً بعد نسل از منصوبان مخصوص دیوان بودهاند. دیوان اشعار والد ماجدش (پدربزرگش) کتابی مسما به ‹آذرستان› در مثنوی بالغ بر بیست هزار بیت بودهاست. پدرش نیز متخلص به شاهی دیوانی بالغ بر سی هزار بیت داشتهاست. خود حیرت بیش از ده هزار بیت شعر سروده و مثنوی لیلی و مجنونش به نام درّ مکنون بالغ بر چهار هزار بیت است.»
در پانوشت تذکرهی شاعران کرمانشاه به نقل از دیوانبیگی آمدهاست: «سلسلهی حیرت کرمانشاهی کلهر از اعیان کرمانشاهان و اهل دفتر و مردمان معتبر و متمول بودهاند.» دیوانبیگی شیرازی به نقل از حسینقلی خان سلطانی کلهر، از اکابر شعر و ادب ایران در دورهی قاجار، دربارهی شرح حال حیرت کرمانشاهی کلهر میگوید: «حیرت را کمال ترقی حاصلشده و در بدیههگفتنِ اشعار مشکله که در انجمن طرح شود خیلی قدرت پیداکرده و گمان نمیکنم در مضمونی تازه که خاصهی خود اوست در غزل و قصیده کسی در صفحهی عراق [استانهای غربی ایران از جمله قزوین و همدان و لرستان کردستان و کرمانشاهان و ...] از عهده بیرون آید.» (حدیقهاشعراء دیوانبیگی شیرازی ، جلد ۱، ص ۴۹۵، به نقل از تذکرۀ شعرای کرمانشاه، سالک کرمانشاهی، پانوشت ص۴۶۳-۴۶۵ ، به اهتمام دکتر محمد ابراهیم مالمیر، عبدالرضا نادریفر).
در ذیل بیتهایی از اشعار حیرت کرمانشاهی کلهر که با اوضاع و احوال کنونی ما همخوانی دارد، میآید:
کـآن عشــق که او بُـوَد مـجــازی
نیـکــو نَبُــوَد بــه عشــــقبــــازی
پیر این گوید: که نیست جز ننگ
آن عشــق، که باشـد از پـیِ رنـگ
بـیرنگـی ده، به عشـق خویشـم
کُــن پیــروِ پیــرِ راسـتکیشــــم
آفتـاب ار نسبتـی بـا روی او مـیداشتـی
میپرستیدم بهجانودل همی مـن آفتاب
تابد از دل، مهر او، در روزنِ چشمم همـی
آری! آری! روشنـی بخشــد ز روزن آفتـاب
از جمالش پرتویی گر جلوه در گلشن کند
سر زند تا حشْـر، جایِ گـل ز گلشن، آفتاب
حلقۀ مهرش بُوَد در گوشِ دل حیرت مرا
آنکه طوقِ عشق او دارد بهگردن آفتـاب
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
#زبان_ملی_فارسی
#مشاهیر_کلهر
#فرهنگ_قوم_کلهر
➖ حیرت کرمانشاهی کلهر
- ( تولد، حدود ۱۲۸۵ قمری)
- (وفات، حدود ۱۳۱۸ قمری)
ابراهیم کرمانشاهی کلهر (تخلص: حیرت) از شاعران شهیر دورهی قاجار، فرزند حسینخان کلهر متخلص به شاهی است. اجدادش در دورهی قاجار سمت وزارت داشتهاند. بهگفتهی سالک کرمانشاهی در تذکرهی شاعران کرمانشاه شرح حال وی را در تذکرهی دیوان همایونی نگاشتهاند. میرزا اللهدوست (که خودش نیز گویا از شاعران فارسیگوی قوم کلهر بوده)، صاحب تذکرهی شعرای کرمانشاه میگوید: «حیرت از سلسلهی جلیلیه و ایمان سکینۀ دارالدوله محسوبه، که نسلاً بعد نسل از منصوبان مخصوص دیوان بودهاند. دیوان اشعار والد ماجدش (پدربزرگش) کتابی مسما به ‹آذرستان› در مثنوی بالغ بر بیست هزار بیت بودهاست. پدرش نیز متخلص به شاهی دیوانی بالغ بر سی هزار بیت داشتهاست. خود حیرت بیش از ده هزار بیت شعر سروده و مثنوی لیلی و مجنونش به نام درّ مکنون بالغ بر چهار هزار بیت است.»
در پانوشت تذکرهی شاعران کرمانشاه به نقل از دیوانبیگی آمدهاست: «سلسلهی حیرت کرمانشاهی کلهر از اعیان کرمانشاهان و اهل دفتر و مردمان معتبر و متمول بودهاند.» دیوانبیگی شیرازی به نقل از حسینقلی خان سلطانی کلهر، از اکابر شعر و ادب ایران در دورهی قاجار، دربارهی شرح حال حیرت کرمانشاهی کلهر میگوید: «حیرت را کمال ترقی حاصلشده و در بدیههگفتنِ اشعار مشکله که در انجمن طرح شود خیلی قدرت پیداکرده و گمان نمیکنم در مضمونی تازه که خاصهی خود اوست در غزل و قصیده کسی در صفحهی عراق [استانهای غربی ایران از جمله قزوین و همدان و لرستان کردستان و کرمانشاهان و ...] از عهده بیرون آید.» (حدیقهاشعراء دیوانبیگی شیرازی ، جلد ۱، ص ۴۹۵، به نقل از تذکرۀ شعرای کرمانشاه، سالک کرمانشاهی، پانوشت ص۴۶۳-۴۶۵ ، به اهتمام دکتر محمد ابراهیم مالمیر، عبدالرضا نادریفر).
در ذیل بیتهایی از اشعار حیرت کرمانشاهی کلهر که با اوضاع و احوال کنونی ما همخوانی دارد، میآید:
کـآن عشــق که او بُـوَد مـجــازی
نیـکــو نَبُــوَد بــه عشــــقبــــازی
پیر این گوید: که نیست جز ننگ
آن عشــق، که باشـد از پـیِ رنـگ
بـیرنگـی ده، به عشـق خویشـم
کُــن پیــروِ پیــرِ راسـتکیشــــم
آفتـاب ار نسبتـی بـا روی او مـیداشتـی
میپرستیدم بهجانودل همی مـن آفتاب
تابد از دل، مهر او، در روزنِ چشمم همـی
آری! آری! روشنـی بخشــد ز روزن آفتـاب
از جمالش پرتویی گر جلوه در گلشن کند
سر زند تا حشْـر، جایِ گـل ز گلشن، آفتاب
حلقۀ مهرش بُوَد در گوشِ دل حیرت مرا
آنکه طوقِ عشق او دارد بهگردن آفتـاب
🌎
🔺`•(] @salam_bar_zarneh[)
👍5👌2❤1👎1🥰1👏1💯1
#واژه_کلهری
#فرهنگ_عامه
در بارهی «قرّان» qařān
«قرّان» در کلهری به معنای شکست، قحطی و مرگ دستهجمعی و وضعیت فاجعهبار عمومی است. گاهی به سالهای فاجعهبار در کلهری «سال قرانگه» میگویند. در فرهنگ کلهری هنوز باور به روزهای سعد و شوم در میان مردم و عامه رواج دارد.
ریشهی شومی و فلاکت قران در کجاست؟
قران qeran واژهای عربیست. معنای این واژه در فرهنگ سخن چنین آمده است:
۱. (نجوم) وضعیتی که در آن، دوری سیاره از خورشید کم ترین مقدار باشد و از زمین، سیاره و خورشید در کنار یکدیگر دیده شوند؛ مقارنه. ۲. (احکام نجوم) اجتماع دو ستاره یا سیاره در یک برج که آن را سعد یا نحس می دانستند: هرگاه قرانی چنین اتفاق افتد، چنان خواهد شد. (شوشتری ۳۷)
در احکام نجوم مقارنت زحل و مریخ در برج سرطان است که آن را باعث بدبختی میدانستند. در متون آمده است: «در همین میان اخترشناسان خبر دادند که امسال قران نحسین خواهد بود.» (نفیسی ۴۵۳)
در لغتنامهی دهخدا در توضیح «قران» چنین آمدهاست: «مقارنه. یار کردن دو چیز را با هم. (منتهی الارب). در نزد منجمان از انواع نظر است، و آن را مقارنه نیز گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به نظر و مقارنه شود: قران دو ستاره؛ مقارنهٔ آن دو. (اِمص) حالت به هم آمدن دو ستاره در برجی. (صراح). اجتماع دو ستاره است غیر از خورشید و ماه در جزء واحد از اجزاء بروج. (از النقود العربیه ص ۱۸۲). در احکام نجوم چون این کلمه را مطلق گویند مراد اجتماع زحل و مشتری باشد، و چون مقصود اقتران دو کوکب دیگر باشد قید نام کنند. پیوستن دو ستاره به برجی، و آنکه گویند فلان صاحب قران است یعنی آنکه هنگام ولادت او زحل و مشتری را قران بوده باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون از کشف اللغات)».
در فرهنگ کلهری «قران» را شوم میدانند.
ابوریحان بیرونی گفته است: «زحل و مریخ نحس است.»
در شعری از حافظ به شومی و سعدبودن زحل (کیوان) و زهره اشاره شده است: «... / که سعد و نحس ز تاثیر زهُره و زحل است».
قران سعدین نیز وجود داشته که خوشیمن بودهاست؛ ولی «قرانِ» فرهنگ عامهی قوم کلهر، ظاهراً اشاره به ایامی منحوس دارد.
از این رهگذر بهنظر میرسد، شومبودن «قران» در میان کلهرها ریشه در باورها و اصطلاحات نجوم قدیم دارد.
گفتنیست در گذشته یک «قران» را معادل هر سی تا پنجاه سال دانستهاند و «صاحبقران» را لقب شاهانی با سی تا پنجاه سال سلطنت دانستهاند، مانند ناصرالدین شاه که لقباش صاحبقران بود. گویا نادرشاه و شاهعباس دوم نیز به سببِ مدت طولانی پادشاهیشان صاحبقران دانستهاند.
🌎
🔺`•) ➧@salam_bar_zarneh
#فرهنگ_عامه
در بارهی «قرّان» qařān
«قرّان» در کلهری به معنای شکست، قحطی و مرگ دستهجمعی و وضعیت فاجعهبار عمومی است. گاهی به سالهای فاجعهبار در کلهری «سال قرانگه» میگویند. در فرهنگ کلهری هنوز باور به روزهای سعد و شوم در میان مردم و عامه رواج دارد.
ریشهی شومی و فلاکت قران در کجاست؟
قران qeran واژهای عربیست. معنای این واژه در فرهنگ سخن چنین آمده است:
۱. (نجوم) وضعیتی که در آن، دوری سیاره از خورشید کم ترین مقدار باشد و از زمین، سیاره و خورشید در کنار یکدیگر دیده شوند؛ مقارنه. ۲. (احکام نجوم) اجتماع دو ستاره یا سیاره در یک برج که آن را سعد یا نحس می دانستند: هرگاه قرانی چنین اتفاق افتد، چنان خواهد شد. (شوشتری ۳۷)
در احکام نجوم مقارنت زحل و مریخ در برج سرطان است که آن را باعث بدبختی میدانستند. در متون آمده است: «در همین میان اخترشناسان خبر دادند که امسال قران نحسین خواهد بود.» (نفیسی ۴۵۳)
در لغتنامهی دهخدا در توضیح «قران» چنین آمدهاست: «مقارنه. یار کردن دو چیز را با هم. (منتهی الارب). در نزد منجمان از انواع نظر است، و آن را مقارنه نیز گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به نظر و مقارنه شود: قران دو ستاره؛ مقارنهٔ آن دو. (اِمص) حالت به هم آمدن دو ستاره در برجی. (صراح). اجتماع دو ستاره است غیر از خورشید و ماه در جزء واحد از اجزاء بروج. (از النقود العربیه ص ۱۸۲). در احکام نجوم چون این کلمه را مطلق گویند مراد اجتماع زحل و مشتری باشد، و چون مقصود اقتران دو کوکب دیگر باشد قید نام کنند. پیوستن دو ستاره به برجی، و آنکه گویند فلان صاحب قران است یعنی آنکه هنگام ولادت او زحل و مشتری را قران بوده باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون از کشف اللغات)».
در فرهنگ کلهری «قران» را شوم میدانند.
ابوریحان بیرونی گفته است: «زحل و مریخ نحس است.»
در شعری از حافظ به شومی و سعدبودن زحل (کیوان) و زهره اشاره شده است: «... / که سعد و نحس ز تاثیر زهُره و زحل است».
قران سعدین نیز وجود داشته که خوشیمن بودهاست؛ ولی «قرانِ» فرهنگ عامهی قوم کلهر، ظاهراً اشاره به ایامی منحوس دارد.
از این رهگذر بهنظر میرسد، شومبودن «قران» در میان کلهرها ریشه در باورها و اصطلاحات نجوم قدیم دارد.
گفتنیست در گذشته یک «قران» را معادل هر سی تا پنجاه سال دانستهاند و «صاحبقران» را لقب شاهانی با سی تا پنجاه سال سلطنت دانستهاند، مانند ناصرالدین شاه که لقباش صاحبقران بود. گویا نادرشاه و شاهعباس دوم نیز به سببِ مدت طولانی پادشاهیشان صاحبقران دانستهاند.
🌎
🔺`•) ➧@salam_bar_zarneh
👍4❤1👎1👏1🙏1👌1💯1
#فرهنگ_کلهر
#پوشش_بانوان_کلهر
#قوم_کلهر
پوشش باستانی و شاهانهی بانوان قوم کلهر
«دلنگِ وَرِ گوراژنیل کلهر»
(پوشش بانوان بزرگِ کلهر)؛
سروِین ( سربند)،
کوِلهنْجه (قبای زنانه)،
خفتان (نوعی کُتِ زنانه).
🌱مایشته:لباس بانوان مسن در مراسمات مهم مثل *پِرسه وخون صلح،
🌱سوخمه زنانه،
🌱زِبون
و...نیز انواع دیگر لباس بانوان کلهر است.
🌎
🔺`•) ➧@salam_bar_zarneh
#پوشش_بانوان_کلهر
#قوم_کلهر
پوشش باستانی و شاهانهی بانوان قوم کلهر
«دلنگِ وَرِ گوراژنیل کلهر»
(پوشش بانوان بزرگِ کلهر)؛
سروِین ( سربند)،
کوِلهنْجه (قبای زنانه)،
خفتان (نوعی کُتِ زنانه).
🌱مایشته:لباس بانوان مسن در مراسمات مهم مثل *پِرسه وخون صلح،
🌱سوخمه زنانه،
🌱زِبون
و...نیز انواع دیگر لباس بانوان کلهر است.
🌎
🔺`•) ➧@salam_bar_zarneh
👏7👍4❤1👎1🙏1👌1💯1😘1
#فرهنگ_قوم_کلهر
#زبان_کلهری_پارتی_نو
◽️ فتیره/ فطیره
◽️ سگ هَوَش/ سگدید
فطیر واژهای عربی و از ریشۀ «ف ط ر» است. فطر و افطار و جشن فطیر یهودیان مربوط به این واژه است. در فرهنگهای قدیمی فارسی مانند برهان قاطع، معنی فَطیر چنین آمدهاست: «نانی را گویند که خمیر آن را مایه نزده باشند و بر نیامده و نرسیده باشد».
نان فطیره در زبان و فرهنگ قوم کلهر، درست مانند زبان فارسی، به نانی میگویند که خمیرمایه یا خمیرترش را با آن مخلوط نکرده باشند. فطیره نانی است که بهاصطلاح کلهری «بیرّا»ست؛ یعنی خمیر آن هنوز مایهی لازم نگرفته است. این نوع نان ماندگاری چندانی ندارد و سریع بیات میشود.
معمولاً نان فطیره را برای مهمان ناخوانده، و یا در مواقع ضروری میپختهاند/ میپزند.
کاربرد دیگر نان فطیره در میان قوم کلهر مربوط به آئینی کهن است. در گذشتهای نهچندان دور، در میان قوم کلهر، اگر کسی فوت میکرد، بازماندگان و صاحبان عزا، چند عدد نان فطیره را در همان اجاق خانهی فوتشده، پیشاز خاکسپاری میپختهاند و آنرا در مسیر خاکسپاری به سگهایی اطرافشان که «سگٔ/سهی هَوَش» نام داشته میدادهاند. این رسمِ کهن کلهری ریشه در آیینهای ایران باستان دارد. در میان زرتشتیان و در متون کهن زرتشتی این رسم به شکلی دیگر را «سگدید» میگفتهاند. سگدید در واقع گذاشتن جنازه در معرض دید سگ بودهاست. گویا در قدیم چنین رسمی نیز در میان کلهران رایج بودهاست. این آیین هنوز در نفرینِ «فطیره خَمه وَرِ ترمد» در زبان کلهری بهجای ماندهاست.
(ترم در زبان کلهری به نوعی تابوت میگفتهاند).
در رسمالخط کلهری، بهتر است «فتیره» را بهصورتِ «فطیره» بنویسیم.
-برگرفته از مطلبی از استاد فرهاد قربانزاده
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
#زبان_کلهری_پارتی_نو
◽️ فتیره/ فطیره
◽️ سگ هَوَش/ سگدید
فطیر واژهای عربی و از ریشۀ «ف ط ر» است. فطر و افطار و جشن فطیر یهودیان مربوط به این واژه است. در فرهنگهای قدیمی فارسی مانند برهان قاطع، معنی فَطیر چنین آمدهاست: «نانی را گویند که خمیر آن را مایه نزده باشند و بر نیامده و نرسیده باشد».
نان فطیره در زبان و فرهنگ قوم کلهر، درست مانند زبان فارسی، به نانی میگویند که خمیرمایه یا خمیرترش را با آن مخلوط نکرده باشند. فطیره نانی است که بهاصطلاح کلهری «بیرّا»ست؛ یعنی خمیر آن هنوز مایهی لازم نگرفته است. این نوع نان ماندگاری چندانی ندارد و سریع بیات میشود.
معمولاً نان فطیره را برای مهمان ناخوانده، و یا در مواقع ضروری میپختهاند/ میپزند.
کاربرد دیگر نان فطیره در میان قوم کلهر مربوط به آئینی کهن است. در گذشتهای نهچندان دور، در میان قوم کلهر، اگر کسی فوت میکرد، بازماندگان و صاحبان عزا، چند عدد نان فطیره را در همان اجاق خانهی فوتشده، پیشاز خاکسپاری میپختهاند و آنرا در مسیر خاکسپاری به سگهایی اطرافشان که «سگٔ/سهی هَوَش» نام داشته میدادهاند. این رسمِ کهن کلهری ریشه در آیینهای ایران باستان دارد. در میان زرتشتیان و در متون کهن زرتشتی این رسم به شکلی دیگر را «سگدید» میگفتهاند. سگدید در واقع گذاشتن جنازه در معرض دید سگ بودهاست. گویا در قدیم چنین رسمی نیز در میان کلهران رایج بودهاست. این آیین هنوز در نفرینِ «فطیره خَمه وَرِ ترمد» در زبان کلهری بهجای ماندهاست.
(ترم در زبان کلهری به نوعی تابوت میگفتهاند).
در رسمالخط کلهری، بهتر است «فتیره» را بهصورتِ «فطیره» بنویسیم.
-برگرفته از مطلبی از استاد فرهاد قربانزاده
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👍6❤1👏1🙏1👌1💯1
#زبان_کلهری
در زبان کلهری پوشش انسانها را «دلنگ» میگویند.
در کلهری به پیراهن «شهیو» میگویند نه «کراس» که برگرفته از «کرباس» فارسی بهمعنای جامهی خشن از پشم گوسفند بودهاست.
در زبان کلهری کفش را «پیلاو» و «گیوه» میگویند نه «کلاش» که در اصل وامواژهای شمالی و روسی است.
در زبان کلهری پوشش خر و قاطر را «جل» میگویند. «برگ» نیز واژهای صدرصد فارسی است. معادل برگ در کلهری «ولنگ» و «گلال» است.
استفادهی کلهرها از عبارت «جل و برگ» در فرهنگ و زبان کلهری نوعی توهین است ولی در زبان دیگر هر معنایی دارد توهین نیست.
لذا از «جل و برگ» برای پوشش پرهیز کنیم.
در فرهنگ زاگرس در میان لرها و لکها و حتی کردها، پوشش کلهری را با عبارت و اصطلاح «کلهریوستن» بهنوعی، نماد زیبایی و منحصربهفرد بودن دانستهاند؛ چنانکه در اشعار قدیمی اقوام منطقه بارها از کلهریوستن استفاده شدهاست.
استفاده از عبارات تحقیرآمیز برای کلهری نشانهی وادادگی و بیهویتی است. ما دارای زبان و فرهنگ و پوشش و تاریخ ویژه و متمایز خود هستیم. شرفنامه بدلیسی نیز #زبان و #فرهنگ متمایز کلهر را ذکر کردهاست.
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
در زبان کلهری پوشش انسانها را «دلنگ» میگویند.
در کلهری به پیراهن «شهیو» میگویند نه «کراس» که برگرفته از «کرباس» فارسی بهمعنای جامهی خشن از پشم گوسفند بودهاست.
در زبان کلهری کفش را «پیلاو» و «گیوه» میگویند نه «کلاش» که در اصل وامواژهای شمالی و روسی است.
در زبان کلهری پوشش خر و قاطر را «جل» میگویند. «برگ» نیز واژهای صدرصد فارسی است. معادل برگ در کلهری «ولنگ» و «گلال» است.
استفادهی کلهرها از عبارت «جل و برگ» در فرهنگ و زبان کلهری نوعی توهین است ولی در زبان دیگر هر معنایی دارد توهین نیست.
لذا از «جل و برگ» برای پوشش پرهیز کنیم.
در فرهنگ زاگرس در میان لرها و لکها و حتی کردها، پوشش کلهری را با عبارت و اصطلاح «کلهریوستن» بهنوعی، نماد زیبایی و منحصربهفرد بودن دانستهاند؛ چنانکه در اشعار قدیمی اقوام منطقه بارها از کلهریوستن استفاده شدهاست.
استفاده از عبارات تحقیرآمیز برای کلهری نشانهی وادادگی و بیهویتی است. ما دارای زبان و فرهنگ و پوشش و تاریخ ویژه و متمایز خود هستیم. شرفنامه بدلیسی نیز #زبان و #فرهنگ متمایز کلهر را ذکر کردهاست.
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👏3❤1👍1🙏1👌1💯1
#فرهنگ_قوم_کلهر
#زبان_کلهری_پارتی_نو
◽️ فتیره/ فطیره
◽️ سگ هَوَش/ سگدید
فطیر واژهای عربی و از ریشۀ «ف ط ر» است. فطر و افطار و جشن فطیر یهودیان مربوط به این واژه است. در فرهنگهای قدیمی فارسی مانند برهان قاطع، معنی فَطیر چنین آمدهاست: «نانی را گویند که خمیر آن را مایه نزده باشند و بر نیامده و نرسیده باشد».
نان فطیره در زبان و فرهنگ قوم کلهر، درست مانند زبان فارسی، به نانی میگویند که خمیرمایه یا خمیرترش را با آن مخلوط نکرده باشند. فطیره نانی است که بهاصطلاح کلهری «بیرّا»ست؛ یعنی خمیر آن هنوز مایهی لازم نگرفته است. این نوع نان ماندگاری چندانی ندارد و سریع بیات میشود.
معمولاً نان فطیره را برای مهمان ناخوانده، و یا در مواقع ضروری میپختهاند/ میپزند.
کاربرد دیگر نان فطیره در میان قوم کلهر مربوط به آئینی کهن است. در گذشتهای نهچندان دور، در میان قوم کلهر، اگر کسی فوت میکرد، بازماندگان و صاحبان عزا، چند عدد نان فطیره را در همان اجاق خانهی فوتشده، پیشاز خاکسپاری میپختهاند و آنرا در مسیر خاکسپاری به سگهایی اطرافشان که «سگٔ/سهی هَوَش» نام داشته میدادهاند. این رسمِ کهن کلهری ریشه در آیینهای ایران باستان دارد. در میان زرتشتیان و در متون کهن زرتشتی این رسم به شکلی دیگر را «سگدید» میگفتهاند. سگدید در واقع گذاشتن جنازه در معرض دید سگ بودهاست. گویا در قدیم چنین رسمی نیز در میان کلهران رایج بودهاست. این آیین هنوز در نفرینِ «فطیره خَمه وَرِ ترمد» یا «سگ هوش بخویدد!» در زبان کلهری بهجای ماندهاست.
(ترم در زبان کلهری به نوعی تابوت میگفتهاند).
در رسمالخط کلهری، بهتر است «فتیره» را بهصورتِ «فطیره» بنویسیم.
🔸برگرفته از مطلبی از استاد فرهاد قربانزاده
┏/🔻
✦• @salam_bar_zarneh
#زبان_کلهری_پارتی_نو
◽️ فتیره/ فطیره
◽️ سگ هَوَش/ سگدید
فطیر واژهای عربی و از ریشۀ «ف ط ر» است. فطر و افطار و جشن فطیر یهودیان مربوط به این واژه است. در فرهنگهای قدیمی فارسی مانند برهان قاطع، معنی فَطیر چنین آمدهاست: «نانی را گویند که خمیر آن را مایه نزده باشند و بر نیامده و نرسیده باشد».
نان فطیره در زبان و فرهنگ قوم کلهر، درست مانند زبان فارسی، به نانی میگویند که خمیرمایه یا خمیرترش را با آن مخلوط نکرده باشند. فطیره نانی است که بهاصطلاح کلهری «بیرّا»ست؛ یعنی خمیر آن هنوز مایهی لازم نگرفته است. این نوع نان ماندگاری چندانی ندارد و سریع بیات میشود.
معمولاً نان فطیره را برای مهمان ناخوانده، و یا در مواقع ضروری میپختهاند/ میپزند.
کاربرد دیگر نان فطیره در میان قوم کلهر مربوط به آئینی کهن است. در گذشتهای نهچندان دور، در میان قوم کلهر، اگر کسی فوت میکرد، بازماندگان و صاحبان عزا، چند عدد نان فطیره را در همان اجاق خانهی فوتشده، پیشاز خاکسپاری میپختهاند و آنرا در مسیر خاکسپاری به سگهایی اطرافشان که «سگٔ/سهی هَوَش» نام داشته میدادهاند. این رسمِ کهن کلهری ریشه در آیینهای ایران باستان دارد. در میان زرتشتیان و در متون کهن زرتشتی این رسم به شکلی دیگر را «سگدید» میگفتهاند. سگدید در واقع گذاشتن جنازه در معرض دید سگ بودهاست. گویا در قدیم چنین رسمی نیز در میان کلهران رایج بودهاست. این آیین هنوز در نفرینِ «فطیره خَمه وَرِ ترمد» یا «سگ هوش بخویدد!» در زبان کلهری بهجای ماندهاست.
(ترم در زبان کلهری به نوعی تابوت میگفتهاند).
در رسمالخط کلهری، بهتر است «فتیره» را بهصورتِ «فطیره» بنویسیم.
🔸برگرفته از مطلبی از استاد فرهاد قربانزاده
┏/🔻
✦• @salam_bar_zarneh
❤4👎1👏1🙏1👌1💯1🤗1😘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روشنروان عاشق از تیره شب ننالد
داند که روز گردد روزی شب شبانان
🔹#شعر : #سعدی
🔹#تار : #فرهنگ_شریف
🪖 #آواز : #محمدرضا_شجریان
پیوند مهر
•⟞ 🔻
ID:@salam_bar_zarneh
داند که روز گردد روزی شب شبانان
🔹#شعر : #سعدی
🔹#تار : #فرهنگ_شریف
🪖 #آواز : #محمدرضا_شجریان
پیوند مهر
•⟞ 🔻
ID:@salam_bar_zarneh
💯2❤1👍1👏1🙏1👌1
لاله پرپر
محمودی خوانساری
تصنیف زیبای لاله_پرپر
دستگاه: سهگاه/مخالفِ سهگاه
آهنگساز: #فرهنگ_شریف
شعر: #بهادر_یگانه
خواننده: محمود محمودی خوانساری
•⟞ 🔻
ID:@salam_bar_zarneh
دستگاه: سهگاه/مخالفِ سهگاه
آهنگساز: #فرهنگ_شریف
شعر: #بهادر_یگانه
خواننده: محمود محمودی خوانساری
•⟞ 🔻
ID:@salam_bar_zarneh
❤1👏1🙏1👌1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️#فرهنگ_و_تمدن
شهر آوان کجاست؟
آوان پایتخت امپراطوری ایلام باستان همان دزفول کنونی هست.
•⟞ 🔻
「@salam_bar_zarneh」
شهر آوان کجاست؟
آوان پایتخت امپراطوری ایلام باستان همان دزفول کنونی هست.
•⟞ 🔻
「@salam_bar_zarneh」
❤1🥰1👏1🙏1👌1💯1🤝1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
« مثل آینه » …
تقدیم به همهٔ مادران ایران زمین
به پاس محبت بی انتهایشان،
چه آنها که هستند و چه آنها که یادشان باقیست.
#فرهنگ # تکریم مادران #بهشت مادران
#روابطعمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ایوان
🔻⬋
⎙ @salam_bar_zarneh_
تقدیم به همهٔ مادران ایران زمین
به پاس محبت بی انتهایشان،
چه آنها که هستند و چه آنها که یادشان باقیست.
#فرهنگ # تکریم مادران #بهشت مادران
#روابطعمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ایوان
🔻⬋
⎙ @salam_bar_zarneh_
❤1🥰1👏1🙏1👌1😍1💯1
Velem Ka
Mohammad Reza Darabi/Pedram Saaed
#فرهنگ_کلهری
#موسیقی_کلهری
#قوم_کلهر
شعر «ولم که»، از استاد پرتو کرماشانی،
آواز: استاد محمدرضا دارابی کلهر.
•••🪙
🔺 @salam_bar_zarneh`
#موسیقی_کلهری
#قوم_کلهر
شعر «ولم که»، از استاد پرتو کرماشانی،
آواز: استاد محمدرضا دارابی کلهر.
•••🪙
🔺 @salam_bar_zarneh`
❤2👏1🤔1🙏1👌1💯1