سلام بر زرنه Zarneh ⁃🔕
8.52K subscribers
21.2K photos
16K videos
557 files
15K links
🕹 #کانال_سلام_بر_زرنه
♥قدیمی ترین و جامع ترین کانال شهرستان #ایوانغرب
🚫 تاریخ تاسیس:۱۳۹۴/۱۰/۲۲

❌ ارتباط با ما / تبلیغات
⧩⧩⧩

@salam_bar_zarneh_z
➖
❌ #شرایط_تبلیغات در کانال :
⧩⧩⧩
@salam_bar_zarneh0
Download Telegram
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری_پهلوی_نو


در زبان کلهری برای واژه‌های مربوط‌به اندام از جهت چاقی و درشتی هیکل، چندین واژه وجود دارد.


قَیو qaü چاق و بزرگ اندام؛
چاخ čāx چاق( ریخت دیرینه واژۀ چاق)؛
مَس mas نسبتاً چاق و بشاش، و خوش‌اب‌و‌رو؛
دنگال dəŋâł درشت هیکل، با اندام غیرطبیعی؛
یارَه‌مَس yāramas جوان قوی‌هیکل و قد‌بلند و خوش‌اندام؛
قرچ‌قیو qərčəqaü چاق و تنومند
خپشن xəpəšən چاق و کوتاه‌قد؛
مسَولی məsawli چاق و زیبا‌روی، فرد چاقی که زیبا باشد؛
نپور napūr درشت‌هیکل و نخراشیده
خپگین xəpəgīn (خپگن): چاق بیش از حد که توان راه رفتن نداشته باشد
چل‌چاخ čəłəčâx چاق بلند‌قد و سفید‌پوست و تندرست؛
زپیولک zəpülək چاق و کوتاه با اندامی گِرد‌مانند؛
تلیره tlīra چاق و بدترکیب.

و نیز چاخیولگ، خنیولگ، گنیولک، و ... .
گرمن و ترپن و مانند آن نیز معمولاً واژه‌هایی برای تحقیر هستند.

⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
😁7❤2👏2👍1🙏1👌1💯1🤣1😘1
#واژه‌_کلهری
#زبان_پهلوی_کلهری


ژاو؛ دور زدن، پیچیدن به دور خود.

ژیرپا؛ نوعی زیرانداز، فرش.

ژژو؛ نوعی جوجه تیغی.

لیژ؛ سرازیری.

گیژ؛ گیج.

گیژ(آو)؛ گرداب.

قژ؛ موی شانه نشده و مرتب نشده.

قِژ(کردن)؛ ترش شدن ماست، صدای روغن داغ.

گنوژ؛ جوالدوز.

کیوژ؛ جمع شدن، به خود پیچیدن.

تیژ؛ تیز و برنده.

⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👏3❤1👍1🥰1🙏1💯1🫡1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری_پهلوی_نو


واژه‌های کلهری مربوط‌به چانه و فک اینها هستند:
چناوکه čenāwka: فک
زنچ zenč(j): چانه
قوشارگه qwešārga: مفصل چانه.

گوپ gwəp به پایین گونه و قسمت بیرونی لثه و دندان‌های بالا و پایین می‌گوییم.
گونا gūnâ: گونه، کنار دماغ و زیر چشم است.
ظاهراً در فارسی گونه شامل گوپ و گونا در زبان کلهری است. (؟)
در زبان فارسی کهن «گُپ» به معنی اندرون رخ (قسمت داخلی و درون دهان) آمده‌است.

در کلهری واژۀ «گَپ» gap برای گفتگو کاربرد دارد. این واژه میان دیگر ایرانیان مشترک است. در فارسی نیز رایج بوده‌است.

واژه‌های مربوط به «گفتن» و «سخن» و مانند آن در زبان کلهری اینها هستند:
«گپِ‌گوِرّ» gap-əgwəř به معنای گفت‌وگو یا از هر دری سخن گفتن است.
«دَمه‌ تَقه» damataqa نیز به‌معنای گفتگو و حرف‌زدن است.
«وچ» wač، «واچه» wâča و «پاوچ» pâwač نیز به‌معنای گفته و سخن و گفتار موزون آمده‌است. پاوچ بیشتر در شعرهای هوره hūra (آواز مخصوص کلهرها) کاربرد داشته‌است.
همچنین «واته» wâta و «وته» wata به معنای گفته و بیت و گفتار و زبانزد پندآموز، و یا گفته‌ای از یک تا چند جمله، مرتبط با فعل کلهری «وتن» به معنای گفتن است.
«باث‌ِ‌بلیوچ»؛ به بحث و پچپچه می‌گویند.
«فچِفاچ» نیز معادل پچپچه است.


⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👍4❤1👏1🙏1👌1💯1😘1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری

آژال، به‌معنای دام و طیور و احشام اهلی.

آژآژکی، به‌معنای خمیازه و دهان‌دره.

ژار، به معنای بیچاره.

ژیان، به‌معنای زندگی.

ژان، به‌معنای درد.

ژیه، به معنای روده‌ی گوسفند.

ژیله‌مرّ، به‌معنای زغال گداخته.

ژیره، به‌معنای زیراستکان.

ژیِر، به‌معنای زیر.

⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
❤2👏1🙏1💯1👻1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری_پهلوی_نو


اهمیت سخنانِ سنجیده و خردمندانه، و سخنانِ بیهوده و یاوه‌گویی، در زبان و فرهنگ قوم کلهر را می‌توان از واژه‌های پایین مشاهده کرد. در فرهنگ و زبان کلهری، اهمیت و اعتبار گفتار نیک و پسندیده در چنین واژه‌هایی☆ دیده‌می‌شود.
▫️ چنگیز محمدی


۱. لچر lačar
بددهان و زشت‌گو، کولی، تنگ‌چشم، خسیس؛

۲. ترمته tərəmta / trəmta
زن بددهان و کولی، لکاته. (دنگاتی نیز نزدیک به این معنی رایج است)؛

۳. چپی‌چواشه čapičawāša
سخن ناراست، چرت‌و‌پرت؛

۴. چچی‌پپو (čči ppaw) /(čəčipəpaw)
گزافه‌گوئی و چرت‌گوئی؛

۵. هرچو‌پرچو harčūparčū
سخنان آشفته و بی‌شرو‌ته؛

۶. هرج‌برج harjəbarj سخنان بی‌مایه و پریشان؛

۷. خراودر xərāwdar
ناسزاگوی، فحاش؛

۸. دم‌بیوده dambēuda
بیهوده‌گو و یاوه‌گو؛

۹. شایِ‌بای šāyəbāy‌
هذیان‌، اراجیف‌؛

۱۰. تِرّانه təřāna
حرف‌های سخیف و بی‌ادبانه؛

۱۱. گن‌ایوش ganüš
بدگو، بدسخن؛

۱۲. گازوان gāzuwān
(تحت‌الفظی به معنی «گاوزبان»)، درشت‌گوی و گستاخ و بیهوده‌گوی؛

۱۳. یاران‌بیتی yārānbayti
سخنان بی‌سروته، شعرهای بی نظم و وزن و بی معنا؛ ( نیز یاران‌دبیتی، و همچنین بیت‌مشکه غیر از معنای دیگر آن رایج است)؛

۱۴. باربت bārəbet
داستان‌سرائی بر مبنای چرت‌گویی و اراجیف‌بافی، مهمل‌گویی؛

۱۵. چپی‌له‌دولی čapēladūłē
از هر دری سخنی، سخنان بی‌سرو‌ته؛

۱۶. هاران‌و‌ماران hārānūmārān
پریشان ‌گویی، سخنان بی‌سروته؛

۱۷. سایر‌بایر sayərbāyər
مهمل، سخنان بی‌اساس؛

۱۸. وراوه wəřāwa
گلایه‌ و شکوه بی‌سروته؛

۱۹. وربیم wəřəbīm (ورویم)
هذیان در خواب، نوعی حرف‌ زدن آهسته و هذیان‌گونه که برای دیگران نامفهوم باشد، زمزمۀ نامفهوم؛

۲۰. پلخاشه‌ pałxāša
گستاخی، درشت‌گویی، بی‌ملاحظگی در گفت‌وگو؛

۲۱. لاپرتنگ lāpərtəŋ
متلک، کنایه؛

۲۲. لقووز ləqūz
طعن و عیب‌جویی، طعنه؛

۲۳. طانه‌در tāna: طعنه‌زن؛

۲۴. هَرّه‌مرّی hařaməřī فردی که در سخن خود لحاجت کند و بر سخنان نسجیده خود پافشاری کند، بدون این‌که حتا به یک جملۀ طرف گفت‌وگو توجه نشان دهد. (احتمالاً با هرکان و مرکان مرتبط باشد)؛

۲۵. هَلَش‌زوان halašzuwān کسی که سخنانش در گفتگو محدود به چند واژه یا جمله باشد و روی همان‌ها تأکید کند (احتمالاً با هلش‌ملش مرتبط باشد)؛

۲۶. اودِرّی‌مچو awdəřēmačū
لجوج، یک‌دنده، قانع نشدنی؛

۲۷. اَومَرَس awmaras
نفهم، کندفهم؛

۲۸. وجر wajar
فرد لجوجی که با منطق و استدلال قانع نشود؛

۲۹. نرینجگە‌ narinjəga
به فرد لجوج عصبی می‌گویند؛

۳۰. جرّکیشان jařkīšān
یعنی یک‌دندگی‌ کردن و پافشاری و لجاجت (همچنین واژۀ «جَرّ» به معنی «لج»، و «جرمه‌جری» رایج است)؛

۳۱. جرَو jaraw (جِرو)
فرد لجوجی که برآشفته شود؛

۳۲. لَنج lanj
لجاجت ( احتمالاً صورتی از واژۀ «لج»)؛

۳۳. جرّ‌ِحجت jařəhəjat
لحاجت و پافشاری در اقناع دیگری (حُجَت در فارسی و عربی که به معنی «دلیل» است در کلهری با تلفظ «حِجَت» به معنی لجاجت است. نیز «حِجَتی» (با «جنتی» اشتباه نشود))؛

۳۴. خوسپ xwsp
غیبت و بدگویی پشت‌ سر کسی؛

۳۵. گونه‌جرّه gwənajařa فرد ستیزه‌کار و لجباز و عصبی؛

۳۶. جرمه‌جوری jařmajūřī لجاجت و ستیزه کردن در گفت‌وگو؛

۳۷. تزک tazak طعنۀ توهین‌آمیز.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

☆ پی‌نوشت
بی‌گمان فهرست این‌گونه واژه‌ها در زبان کلهری بیش از این تعداد است.


⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👍5👏2❤1🙏1👌1💯1🤝1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری


ژیرَوان، به‌معنای رختخواب.

ژیوَر، به‌معنای بالا.

ژلٓم، به‌معنای پس‌مانده‌ی کاه و علف.

ژنگن، به‌معنای کثیف و چرکین.

ژن‌وه‌زور، به‌معنای مردِ زن‌ذلیل.

ژانگه‌کو، به‌معنای پشته‌ی هیزم تلنبار شده.

ژاو‌هلاوردن، به‌معنای اضطراب و بیقراری و به‌خود‌پیچیدن.


⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👏2🫡2❤1🙏1👌1😍1💯1
🎙 #زبان_کلهری

گریختن، گریز،
وریزیان، وریز
در زبان کلهری وریزیان wərēziyân به معنی "برجهیدن، گریختن" است.

لانه‌وریز lânawərēz به معنی انسان یا پرنده یا جانداری است که از لانه‌اش گریزان شده باشد.
واژۀ کلهری «وریز»، هم‌ریشه با واژۀ فارسی «گریز» است. «گریز» برگرفته از فعل «گریختن» است.
گریزِ فارسی و وریزِ کلهری، برگرفته از واژۀ «وِریز» wirēz در زبان پهلوی ساسانی است. صورت کلهری این واژه کهن‌تر بوده و درواقع مانندِ همان واژۀ پهلوی است. بیشتر واژه‌هایِ زبان کلهری، صورت کهن خود را حفظ کرده‌اند.


#ایران
#زبان_ملی_فارسی
#زبانهای_ایرانی
#زبان_کلهری_پهلوی_نو
#واژه_کلهری
#ریشه_شناسی_واژگان_کلهری

✅ @salam_bar_zarneh
🔺 lﺳﻟاﻣ ﺑﺭ ﺯﺭﻧﻫ
❤2👍2👎2🥰1👏1🙏1👌1💯1
#زبان_کلهری
#واژه_کلهری



🔰-- بَوْن: زمینی که شخم نشده باشد، مرتع.

🔰-- چپه‌رّی: میان‌بر.

🔰-- خِنِکانِن: دچار نفس‌تنگی شدن.

🔰-- چَتِر: موی کوتاه جلوی سر دختران.

🔰-- داکیشان: دراز کردن، گسترانیدن.

🔰-- هَلَج: نامناسب، نامیزان، رنگ نامناسب، گفته‌ی عجیب.

🔰-- چَترانِن: به‌آرامی چراندن دام‌ها.


• ⃟🔻
⁃ @salam_bar_zarneh
❤1🥰1👏1🙏1👌1💯1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری_پهلوی_نو


«کش» در زبان کلهری چند معنی و کاربرد دارد:
۱. کوه و بلندی
۲. طرف و سمت، در مثلاً
ای کش کیوه ē kaš-ə küa
(= این طرف/سمت کوه.)
۳. دفعه و بار،
ای‌کَش ē-kaš (= این بار، بار دیگر)

«کش‌کَشان»: بلندترین جای ممکن، اوج آسمان
«کش‌ِ‌کلاو»: بالای سر
«کش‌کیوه»: کوهستان و کوه و بلندی
کوهی معروف به نام «سَر‌کَش» هم در گیلانغرب داریم.

گِژ gəž نیز به معنی قرار گرفتن بر بالای درخت یا صخره است، مانند:
چیسه گژ داریگو
čēasa gəž-ə dârēg-aw
(= به بالای درختی رفته).
در همین معنی، واژۀ «کلگا‌گژ» برای جفت‌گیری گاو نر کاربرد دارد.

گویا «کش» در اصل به‌ معنی سو، جانب، طرف، مرز و حد است.
دکتر دبیرسیاقی در مقالۀ قزوین و وجه‌ تسمیهٔ آن به این واژه پرداخته‌ است. بر اساس این پژوهش‌، به نظر می‌رسد کش در زبان‌ کلهری با ریشۀ نام قزوین (کشوین) مرتبط است.

▪️🔻
╆ @salam_bar_zarneh
❤3🥰1👏1🙏1😍1💯1
#واژه_کلهری


♦️برخی از واژه‌های مربوط به درد در کلهری؛

برای معادل «درد*» در کلهری، دو‌سه واژه وجود دارد:
۱) «ژان»،
۲) «ئیِش/اِیش»،
۳) «ژانِ‌ژوو».

➖ «کولانن»kwelānen، به‌معنای عود‌شدن زخم است.
➖ «زام» zām: زخم،
➖ «زیوخ» züx: ترشحات خونی و... زخم،
➖ «تریکه» trika: تیرکشیدن ناحیه‌ای از درد.
➖ «ملق» młq: دردی ناگهانی و نبض‌دار باشد مانند درد ناگهانی سر یا دندان.
*(برای درد نبض‌دار سر از «گولپه» نیز استفاده می‌شود)

❓شما چه واژه‌ی دیگری را می‌شناسید؟
(با ما در میان بگذارید) 🌻


▪️🔻
╆ @salam_bar_zarneh
👍2❤1👏1🙏1👌1💯1
#قوم_کلهر
#زبان_کلهری_پهلوی_نو 
#واژه_کلهری 

ابزار کار، وسایل خانه و... در زبان کردی
گویش کەڵهوڕی
بخش یک 1⃣
 

۱. آبکش (صافی برنج): تک tak. ئاشپاڵوو
۲. آفتابه: ئەفتاوه aftāwa
۳. آینه: جامەک jāmak
۴. استکان: پیاڵه piyāła
۵. افسار: هەوسار/کله‌وسار hawsār
۶. الک (آردبیز): ویژنگ wēžeŋ
۷. اره: هەرّه hařa
۸.  انبر: مەغاش/مقاش/مەغاژ (ž)maqāš.
۹. اهرم:  موول mūł. (؟)
۱۰. بادبزن: وادەمن/بای‌دەمن(؟)wāydamen، باوان‌دەمی bawāndami،
۱۱. بالش: سەرین sarīn، بالشت.
۱۲. بشقاب: دَەوری dawrī، قاو qāw.
۱۳. بقچه سفر: تووشگ tūšeg.
۱۴. بقچه: پریزگ perēzeğ.
۱۵. بقچه: بخچه bexča.
۱۶. بطری: شیوشه šüša.
۱۷. بیل: بِەیڵ bēł. (← بلکان)
۱۸. پاتیل مسی: تانچه tānča، خەزگان،
۱۹. پارو: وەفرماڵ wafrmāł.
۲۰. پالان: پالان pāłān، (←رفه)،
۲۱. خُرجین چهارپایان: دِتای detāy.
۲۲. خُرجین کوچک و دوش: جانتای jāntāy.
۲۳. جُل: جِێل jel.
۲۴. نوعی زین برای خر و استر: ڕفه rafa.
۲۵. پتک: پووک pūk، کەوتر kwetar.


‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┏⊰𖧷‼️
✦• @salam_bar_zarneh
🥰2👏2❤1🙏1👌1💯1
#زبان_کلهری
#واژه_کلهری

ابزار کار، وسایل خانه و.. در کلهری
بخش دوم 2⃣


۲۶. پیش‌بند( پیش‌بند نوزاد): warzanek.
۲۷. تاب بازی: تاوه‌تاوه tāwa'tāwa.
۲۸. تاب: تاوه tāwa.
۲۹. تابوت: تایوِس tāües.
۳۰. چوب زیر تابوت(نوعی تابوت): ته‌رم tarm.
۳۱. تابه نان‌پزی: ساج sāj.
۳۲. تابه: تاوه tāwa.
۳۳. تبر: تَور tawr.
۳۴. تخت: پیه‌ن piyan.
۳۵. ترازو: ترازیو trāzü.
۳۶. تشت: ته‌یشتک، ته‌یشتtayšt/tayštak.
۳۷. تشک: دوشک dūšak.
۳۸. رختخواب: سیپال sīpāł.
۳۹. تغار مسی: خه‌زیان/خزگان xaziyān.
۴۰. دیگ بزرگ: تیان‌ tiyān.
۴۱. دیگ متوسط: تان‌چه/تیان‌چه tānča/tiyānča.
۴۲. دیگ کوچک: بایه bāya.
۴۳. ظروف ازجمله انواع دیگ و..: قوشقانه qwešqāna، دفرهdafra.
۴۴. ظروف سینی و مسی: ئاجت ājat.
۴۵. استکان و زیر استکان و.. : قورِ‌ّپیاله qweřepiyāła.
۴۶. کاسه آب‌گوشت و آب: جام jām.
۴۷. ظرف کاسه: کاسه/کاس kās.
۴۸. تفنگ: تفنگ tefaŋ.
۴۹. تفنگ سرپر: دم‌پِر dampeř.
۵۰. تله موش: میوش‌گر müš'ger، تله‌میوش tałamüš.
۵۱. توبره: تیوره/تیروه türa, tərwa.
۵۲. تور حمل کاه: دبله‌و dabław.
۵۳. تیر کمان: تیرکووان tīrkwān.
۵۴. تیشه کوچک: قشقن qašqen.
۵۵. تیشه بزرگ: تیشِگ tēšeğ.
۵۶. جاجیم : وَرّ wař.
۵۷. تسمه: شال šāł.
۵۸. جارو: گِزی/گزگ ğezē.
۵۹. جوال: هوورّ hūř.


‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┏⊰𖧷‼️
✦• @salam_bar_zarneh
❤4🥰1👏1🙏1👌1💯1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری


ویژدنگ weždeŋ: زانو.
زاک zāk: بند انگشت
هِواوِرّ hewāweř: معلق، آونگ.
ساوخوَر sāwxwar: حرف‌دوپهلو، آدم دورو.
سونگزه sawŋza: سبزه‌رو.


‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌┏⊰𖧷‼️
✦• @salam_bar_zarneh
❤2🥰1👏1🙏1👌1💯1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری (پارتی نو)


بر beř گروه، دسته

بر beř الکن، کسی که لکنت داشته باشد

بر beř کرک و پُرز تاروپود فرش و قالی

بر bař تخته‌سنگی نسبتاً مسطح در شیب کوه

بر beř بخشی از زمین شخم‌نشده میان دو شیار شخم‌شده ← ناو‌هیل

بر bar عرض محیط زمین، خانه، یا پارچه

بر bar ثمر و میوه، و تخم محصولات باغی و مانند آن

بر bar (گرتن / خسن) بارداری


•⟞ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌🔻
ID:@salam_bar_zarneh
❤2👏1🙏1👌1💯1🤝1😘1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری

گنژه❓
گناله❓


•⟞ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌🔻
ID:@salam_bar_zarneh
👍2❤1👏1🙏1👌1💯1😘1
#واژه_کلهری
#واژه_شناسی

به این گیاه و میوه‌ در زبان فارسی «تمشک» می‌گویند.
«تمشک» را در زبان کلهری، «تیورّگ» tüřeg می‌گویند.
به نظر می‌رسد، واژۀ «تیورگ» از دو بخش «تیو» (= توت) + «رگ» (کوتاه‌شدۀ «درگ» به معنی "خار") ساخته شده‌است. واژۀ کلهری «تیورگ»، لفظاً به معنی "توت خاردار" است.
ـ تیو tü: توت.
ـ درّگ deřeg: خار.
ـ تیورّگ tüřeg: تمشک.

•⟞ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌🔻
ID:@salam_bar_zarneh
❤5👏4👌2🥰1🙏1💯1
#قوم_کلهر
#واژه_کلهری


🪖 در زبان کلهری در قدیم خرمن‌کوبی را «هووله‌» ‌hūła گفته‌اند. (در تصویر ما شاهد «هووله» هستیم)
♦️ به غلات کوبیده‌شده رویِ زمین «ته‌رت» tart گفته‌اند. (خرمن کوبیده‌شده در این تصویر همان ترت است)

توضیح:
۱) معمولاً هوله را با گاو انجام می‌داده‌اند.
۲) «ترت» برخلاف خرمنِ کوبیده‌نشده، قابل اشتعال نبوده‌است.


•⟞ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌🔻
ID:@salam_bar_zarneh
❤6👻3👏2🔥1🥰1🙏1👌1💯1🤗1😘1
#واژه_کلهری
#شعر_کلهری
#زبان_کلهری_پهلوی_نو


گژنیژه دانەهای ریز عرق بر روی گونه و چهره
گونا چهره، گونه‌ (گوپ: لُپ)
گول‌جوهر ماده‌ای آبکی که برای آب‌دیده کردن آهن و فولاد استفاده می‌کرده‌اند
میل یخبن/شمش یخ آویزه‌ یا قندیل یخ
مخار/مغار سنگ‌های بزرگ، صخره
بلاچه جرقه
بلاچه‌برق رعد‌وبرق
ویشت‌وار بارش باران


•⟞ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌🔻
ID:@salam_bar_zarneh
❤2👏1🙏1👌1💯1😘1
♦️#واژه_کلهری


◾️ در زبان کلهری (کردی) «قلاول»(دان) معادل مگسک تفنگ، و نگهبانی [دیدبانی] است. این واژه مأخوذ از «قلاوز» ترکی به‌معنای راهنمایی است.
در کلهری «نیوز» یا «دیوز»(؟) افزون بر نشانه‌گیری، می‌تواند معادل قلاول و مگسک باشد.


◾️ «قورخ» معادل مرتع است. این واژه مأخوذ از «قرق» ترکی به‌ همین معنی است.
در کلهری «لوَرّ» و «بَون» می‌تواند معادل مرتع و قورق/قورخ باشد. واژۀ «لور» به‌معنی علف نیز است. «لورانن» نیز به‌معنی چراندن، و «لوریان» به‌معنی چراییدن است.
*«قرق» در ترکی به‌معنای جایی یا زمینی خصوصی است که مانع ورود دیگران به آن‌جا باشند.

⁃⁃🖍
@salam_bar_zarneh◍
❤3👌2👏1🙏1💯1
#واژه_کلهری
#زبان_کلهری_پهلوی_نو

♦️واژه‌های روبه‌فراموشی

این گیاه خوراکی در زبان کلهری «پیوشگ» نام دارد. شبیه این نوع دسته کردن پیوشگ در عکس بالا در زبان کلهری را «جله» / «جله‌جله» گفته‌اند.


‎‌‌‌‎‌‌‌•••🪙
🔺 @salam_bar_zarneh`
❤3👏2🙏1👌1💯1