#زبان_پهلوی
#زبان_کلهری
⚖سنجش واژگان زبان پهلوی و زبان کلهری
🖋___چنگیز محمدی
یکی از زبانهای ایران باستان که با زبان کلهری نزدیکی دارد، زبان پهلوی یا پارسی میانه است. این زبان مربوط به دورهی میانهی زبانهای ایران باستان از شاخهی جنوبغربی ایرانی است.
پارسی میانه (پهلوی ساسانی) زبان ناحیه پارس و زبان رسمی و معیار ایران پیش از اسلام بوده است. به گفتهی زبانشناسان، این زبان فرزند پارسی باستان هخامنشی، و مادر فارسی دری یا فارسی نو محسوب میشود.
دهها متن به زبان پهلوی بهجای مانده است که بیشترینشان متون دینی زرتشتی هستند.
زبان کلهری با زبان پهلوی از نظر واژگانی، مشابهتهای بسیاری دارد. از سویه واجشناسی کلهری بیش از فارسی به پهلوی نزدیک است. با وجود این شباهتها بهنظر نمیرسد که کلهری برگرفته از پهلوی ساسانی باشد، ولی این همسانیها نشاندهندهی همزیستی و مراوده گویشوران کلهری در طی هزارسال و پانصد سال پیش با این زبان بودهاست. سرزمین کلهرستان از لحاظ جغرافیایی تاریخی، درواقع در مرکز ایرانشهر ساسانیان قرار گرفتهاست.
اینک برخی از واژههای کلهری را با واژههای پهلوی مورد سنجش قرار میدهیم تا به دیرینگی کلهری پی ببریم.
🔗واژههای همانند در پهلوی و کلهری :
در پایین واژهی اول فارسی، واژهی دوم پهلوی و واژهی سوم کلهری است.
#فارسی↓ #پهلوی↓ #کلهری↓
۱) آهن ← آسن ← آسِن
۲) خمیده ← خوهل ← خول(پیچِخول)
۳) آسیاب ← آسیاو ← آسیاو
۴) آهنگر ← آسنگر ← آسِنٓگر
۵) شنیدن ← آشنوتن ←اَژنَفتن، شنفتن
۶) آمدن ← آهتن ← هاتِن
۷) آموزگاری← آموژاک ← آموژیاری
۸) حریف ← هَمیِمال← هاومال
۹) خوابیدن← خوَفتن← خفتن
۱۰) سپردن ← اسپاردن← سِپاردن
۱۱) آبستن ← اَپوس ← آوِس
۱۲) فریاد← وانگ ← وانگ
۱۳) گراز ← وَراز ← وراز
۱۴) اسب ← اسپ ← اسپ
۱۵) ابر ← اَور ← اَور
۱۶) دزدیدن← دزیتن ← دزی
۱۷) رفتن ← رچیتن ← چِیِن
۱۸) خارپشت← ژوژک ← ژژو
۱۹) جشن ← سور ←سیور، سور
۲۰) جگرسفید←سوشک← سیوه
۲۱) جان ← گیان ← گیان
۲۲) جاندار ← گیانهور ← گیانهور
(در کلهری برای پرندگان و جانداران «ملهور» و «پلهور» داریم)
۲۳) عسل ← انگوبین← هَنگوین
(در گویش برخی روستاها و کلهری گلینی)
۲۴) آنجا ← اود ← اَوره، اَودیم
( اودیم در گویش کلهری ماهیدشتی و کلهری سرپلی)
۲۵) راندن ← رواکنیتن← رواکانن
--(در کلهری به معنای بردن و قاپیدن نیز کاربرد دارد)
۲۶) جامه ← وَر، جامه← وَر، جامه
(در کلهری برای لباسپوشیدن از «ور» استفاده میشود)
۲۷) خنک ← هونَک← هونِک
۲۸) دیروز← دیک ← دیوکَ
۲۹) دقیق←نیِزومان← نیوز
۳۰) ظرف← تیشت ← تَیشت
(در فارسی «تَشت» نیز داریم)
از این گونه واژگان پهلوی در زبان کلهری بسیارند. این واژهها در کلهری نشاندهندهی اصالت زبان کلهری و لزوم حفظ این زبان کهن است.
هیوردار زوان کلهری بیومن!
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
#زبان_کلهری
⚖سنجش واژگان زبان پهلوی و زبان کلهری
🖋___چنگیز محمدی
یکی از زبانهای ایران باستان که با زبان کلهری نزدیکی دارد، زبان پهلوی یا پارسی میانه است. این زبان مربوط به دورهی میانهی زبانهای ایران باستان از شاخهی جنوبغربی ایرانی است.
پارسی میانه (پهلوی ساسانی) زبان ناحیه پارس و زبان رسمی و معیار ایران پیش از اسلام بوده است. به گفتهی زبانشناسان، این زبان فرزند پارسی باستان هخامنشی، و مادر فارسی دری یا فارسی نو محسوب میشود.
دهها متن به زبان پهلوی بهجای مانده است که بیشترینشان متون دینی زرتشتی هستند.
زبان کلهری با زبان پهلوی از نظر واژگانی، مشابهتهای بسیاری دارد. از سویه واجشناسی کلهری بیش از فارسی به پهلوی نزدیک است. با وجود این شباهتها بهنظر نمیرسد که کلهری برگرفته از پهلوی ساسانی باشد، ولی این همسانیها نشاندهندهی همزیستی و مراوده گویشوران کلهری در طی هزارسال و پانصد سال پیش با این زبان بودهاست. سرزمین کلهرستان از لحاظ جغرافیایی تاریخی، درواقع در مرکز ایرانشهر ساسانیان قرار گرفتهاست.
اینک برخی از واژههای کلهری را با واژههای پهلوی مورد سنجش قرار میدهیم تا به دیرینگی کلهری پی ببریم.
🔗واژههای همانند در پهلوی و کلهری :
در پایین واژهی اول فارسی، واژهی دوم پهلوی و واژهی سوم کلهری است.
#فارسی↓ #پهلوی↓ #کلهری↓
۱) آهن ← آسن ← آسِن
۲) خمیده ← خوهل ← خول(پیچِخول)
۳) آسیاب ← آسیاو ← آسیاو
۴) آهنگر ← آسنگر ← آسِنٓگر
۵) شنیدن ← آشنوتن ←اَژنَفتن، شنفتن
۶) آمدن ← آهتن ← هاتِن
۷) آموزگاری← آموژاک ← آموژیاری
۸) حریف ← هَمیِمال← هاومال
۹) خوابیدن← خوَفتن← خفتن
۱۰) سپردن ← اسپاردن← سِپاردن
۱۱) آبستن ← اَپوس ← آوِس
۱۲) فریاد← وانگ ← وانگ
۱۳) گراز ← وَراز ← وراز
۱۴) اسب ← اسپ ← اسپ
۱۵) ابر ← اَور ← اَور
۱۶) دزدیدن← دزیتن ← دزی
۱۷) رفتن ← رچیتن ← چِیِن
۱۸) خارپشت← ژوژک ← ژژو
۱۹) جشن ← سور ←سیور، سور
۲۰) جگرسفید←سوشک← سیوه
۲۱) جان ← گیان ← گیان
۲۲) جاندار ← گیانهور ← گیانهور
(در کلهری برای پرندگان و جانداران «ملهور» و «پلهور» داریم)
۲۳) عسل ← انگوبین← هَنگوین
(در گویش برخی روستاها و کلهری گلینی)
۲۴) آنجا ← اود ← اَوره، اَودیم
( اودیم در گویش کلهری ماهیدشتی و کلهری سرپلی)
۲۵) راندن ← رواکنیتن← رواکانن
--(در کلهری به معنای بردن و قاپیدن نیز کاربرد دارد)
۲۶) جامه ← وَر، جامه← وَر، جامه
(در کلهری برای لباسپوشیدن از «ور» استفاده میشود)
۲۷) خنک ← هونَک← هونِک
۲۸) دیروز← دیک ← دیوکَ
۲۹) دقیق←نیِزومان← نیوز
۳۰) ظرف← تیشت ← تَیشت
(در فارسی «تَشت» نیز داریم)
از این گونه واژگان پهلوی در زبان کلهری بسیارند. این واژهها در کلهری نشاندهندهی اصالت زبان کلهری و لزوم حفظ این زبان کهن است.
هیوردار زوان کلهری بیومن!
⁃⁃
🔻➖➧@salam_bar_zarneh
👍6❤2💯2👏1🙏1👌1😍1🤝1😘1