کتابخانه سیمرغ
73K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
احساسم به خانه‌ای می‌مانست که فقط در تعطیلات از آن استفاده می‌شود. خانه‌ای که جای راحتی نیست.

📘#سفر_به_انتهای_شب

#لویی_فردینان_سلین

♦️@seemorghbook
👍7
ای عشق، پناهگاه پنداشتمت
ای چاهِ نهفته، راه پنداشتمت
ای چشم سیاه، آه، ای چشم سیاه
آتش بودی، نگاه پنداشتمت

#فریدون_مشیری

♦️@seemorghbook
👍182👏1


مردم یک جامعه وقتی کتاب می‌خوانند، چهرهٔ آن جامعه را عوض می‌کنند، یعنی به جامعه‌شان چهره می‌دهند.

یک جامعهٔ بی‌چهره را می‌شود در میان ِ مردمی کشف کرد که در اتوبوس، در صف اتوبوس، و در اتاق‌های انتظار ، و در انتظارهای بی‌اتاق منتظرند و به هم نگاه می‌کنند و از نگاه کردن به هم نه چیزی می‌گیرند و نه چیزی می‌دهند.
جامعه‌ای که گروه منتظرانش به هم نگاه می‌کنند جامعهٔ بی چهره ایست ... .

#یداله_رویایی

♦️@seemorghbook
👍18🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکه امروز را از دست می دهد
فردا را هرگز نخواهد یافت!
هیچ روزی
با ارزش تر از امروز نیست…
امروز را زيبا بسازیم …


♦️@seemorghbook
👍91
این ابتدای کار است
آنجا که کتاب‌ها را می‌سوزانند 
انسان‌ها را نیز خواهند سوزاند.

#هاینریش_هاینه
♦️@seemorghbook
👍14
قطعه‌ای از کتاب

افتخار به عظمت باستانی تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد آینده او بشود، نه اینکه او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و نه اینکه بخواهند با این نوحه سرایی ها او را به خواب غفلت ببرند و در فلاکت خود محکوم بکنند. 
کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشته ی ایران نمی باشد. تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی مقامی برای خود احراز کرده ایم اما تکرار ملت شش هزار ساله و ذکر نام سیروس و داریوش و انوشیروان و سلطان محمود و شاه عباس برای مردم نان و آب نمی شود و عرق وطن پرستی کسی را نمی جنباند و یک قدم هم ما را جلو نمی برد.

📕#اشک_تمساح

#صادق_هدایت


♦️@seemorghbook
👍20
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت

#حکیم_عمر_خیام

♦️@seemorghbook
👍23🔥1
انفجار بزرگ

کریگ هوگان

♦️@seemorghbook
👍3
📕#انفجار_بزرگ

#کریک_هوگان

کتاب انفجار بزرگ (Big Bang) کاری است از انتشارات کوپرنیک آمریکا در سال ۱۹۹۸ و نظری عمیق و جدید به چگونگی آغاز،سیر انبساطی و آیندهء جهان که بی شک بسیاری از نکات مبهم را از بین خواهد برد.
کریگ هوگان دارندهء درجهء پروفسوری و کرسی استادی در بخش اختر شناسی دانشگاه واشنگتن در این کتاب هر چه بیشتر تلاش کرده تا بدون رد کردن سایر نظریه ها و فرضیات موجود در زمینه شکل گیری جهان، راه را بر شناخت عمیق تر این موضوع هموار کند.و البته در این مورد خواننده را به معلومات قبلی نیز ارجاع داده و در عین حال مطالب را به گونه ای بیان نموده که از شکل تخصصی خود خارج گردد و برای بیشتر خوانندگان قابل درک و فهم باشد.

♦️@seemorghbook
👍9
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

سخن از پچ پچ تر سانی در ظلمت نیست
سخن از روز است و پنجره های باز
وهوای تازه
و اجاقی که در آن اشیـــــاء بیهوده می سوزند
و زمینی که ز کشتـی دیگر بارور است و تولد و تکامل و غرور

#فروغ_فرخزاد
@seemorghbook
👍9🔥2
من دریافته‌ام که
ایده‌های بزرگ هنگامی
به ذهن راه می‌یابند که
مصمم به داشتن چنین ایده‌هایی باشیم.

#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
👍203👏2
ازکسی پرسیدند مال چه دوره ای هستی؟
گفت: دوره زار!
گفتند: دوره زار کِی بود؟
گفت: اون دوره که ...
بستنی بود ۳ زار
چیپس بود ۵ زار
شیر بود ۵ زار
ساندویچ بود ۲۵ زار
تلفن عمومی بود ۲ زار...

♦️@seemorghbook
👍26😢5🥰2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت

ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ …
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ …
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ! ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻ ﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎ ﺷﻨﻮﺍﺳﺖ .
دﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

♦️@seemorghbook
👍371👏1
خوشش باد آن نسیم صبحگاهی
که درد شب نشینان را دوا کرد،
نقاب گل کشید و زلف سنبل،
گره بند قبای غنچه وا کرد

♦️@seemorghbook
9
☕️قطعه ای از کتاب

پنج قورباغه در یک برکه زندگی می کردند یک قورباغه تصمیم گرفت بپرد.
سؤال:«چه تعداد قورباغه باقی می ماند؟»
جواب:«پنج عدد!»
«چرا؟»
«چون تصمیم گرفتن،انجام دادن نیست.»

نکته:تفاوت برنده با بازنده در عمل و بی عملی است.
هرگاه کسی طرحی را ارائه کند،می بینید که ده نفری قبل از او به این طرح فکر کرده اند،اما فقط به آن فکر کرده اند.

📕#عمر_کوتاه_نیست_ما_کوتاهی_میکنیم

#آلفرد_موفتاپرت

♦️@seemorghbook
👍28
هیچ چیز خطرناکتر از این نیست
که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند
هیچ سهمی در آن ندارند،
مردمی که حس میکنند
سهمی در جامعه دارند
از آن جامعه محافظت می کنند.
ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند ، نا خودآگاه میخواهند آن جامعه را نابود کنند .

#مارتین_لوتر_کینگ

♦️@seemorghbook
👍341
نوشته هایی از صادق هدایت

صادق هدایت

♦️@seemorghbook
👍11
📕#نوشته‌هایی_از_صادق_هدایت

#صادق_هدایت

کتاب نوشته هایی از صادق هدایت مجموعه داستانهایی است از هدایت که در کمتر جایی دیده شده، داستانهایی مانند قضیه زمهریر، نمایشگاه شرقی، سعدی آخر زمان، نوشگاه میسر، و ....
در این کتاب همچنین بخشهایی از توپ مرواری و کاروان اسلام آورده شده است

♦️@seemorghbook
👍12