کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
📕#نقد_حکمت_عامیانه

#سیمو_دوبووار

سیمون دو بووار (به فرانسوی: Simone De Beauvoir) (۹ ژانویه، ۱۹۰۸-۱۴ آوریل، ۱۹۸۶) با نام اصلی سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دوبووار فیلسوف، نویسنده، فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود که در ۹ ژانویه، ۱۹۰۸ در پاریس در خانواده‌ای بورژوا به دنیا آمد.

این کتاب مجموعه 4 مقاله از خانم دو بووار است که در سال 1963 منتشر شده است.
1- نقد حکمت عامیانه
2- آرمان گرایی اخلاقی و واقع گرایی سیاسی
3- ادبیات وفلسفه
4- چشم در برابر چشم

سیمون دو بووار در مقاله های کوتاه و بلند خود بیشتر به مسائل اخلاقی و رابطه آن با سایر مسائل قرن ما می پردازد.
مقاله اول درباره فلسفه ای است بی سر و سامان و بی انسجام که دستورالعملهای آن غالباً در امثال و حکم منعکس است.

♦️@seemorghbook
👍9👏1
خشمگين ماندن، مانند آنست كه تكه ذغال داغى را در دستانت بگيرى، تا به سمت يكى ديگر پرتابش كنى…!

آنكس كه ميسوزد، خود تو هستى…


♦️@seemorghbook
👍27👎1
نه حال ِ خرابمان عوض خواهد شد
نه نوع ِ عذابمان عوض خواهد شد

آنکس که سوار است سوار است فقط
افسار و رِکـابمان عوض خواهد شد ...

#شروین_سلیمانی
♦️@seemorghbook
👍20👏5👎2
غم، خودش ما را پیدا می‌کند،
ما باید به دنبال شادی‌ها بگردیم…

♦️@seemorghbook
👍11
نابینا غصه نخور...!
در دنيا چیز قشنگی
برای دیدن وجود ندارد

ماهم که می بینیم
خود رابه کوری زده ايم
باورکن..!

ماهی ها گریه شان دیده نميشود
گرگها خوابید نشان
عقابها  سقوط شان
انسانها ! درون شان

#صادق_هدایت


♦️@seemorghbook
👍27👎1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ميگن: باران
اشک شوق فرشته هاست
الهی با هر قطره از باران
یکی از مشکلات
زندگیتون بریزه
و بارش این نعمت الهی
رحمت،برکت ،شادی
و سرزندگی براتون بیاره

♦️@seemorghbook
🙏12👍4
با کتاب می شه کوبید تو سر این و اون؛
با کتاب می شه مگسُ رو هوا له کرد؛
با کتاب می شه رفت جلسه پُز داد؛
با کتاب می شه جوجه رو بهتر کباب کرد؛
با کتاب می شه از شر خریدن کادوی گرون خلاص شد؛
 اما با این به قولی آچار فرانسه یه کار دیگه هم میشه کرد، پرواز...

"با کتاب میشه پرواز کرد"

♦️@seemorghbook
👍277
☕️قطعه‌ای از کتاب

چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...

📕#تماما_مخصوص

#عباس_معروفی

♦️@seemorghbook
👍15👏3
مرا هیچ چیز پیر نکرد
جز جهل و خرافات مردمی که از هیچ به همه چیز رساندم انهم ۱۶ سال خدمت به وطنم

#رضاشاه

♦️@seemorghbook
54👍25👎5
عامه پسند

چارلز بوکوفسکی

♦️@seemorghbook
👍4😁3
📕#عامه_پسند

#چارلز_بوکوفسکی

عامه‌پسند (به انگلیسی: Pulp) آخرین رمان کامل شاعر و نویسنده آمریکایی چارلز بوکوفسکی است. این کتاب در سال ۱۹۹۴ و اندکی پیش از مرگ نویسنده، در آمریکا منتشر شد.

بر خلاف آثار دیگر بوکوفسکی، این رمان از دیدگاه هنری چیناکسی نوشته نشده. هرچند که او در صحنه‌هایی از رمان ظاهر می‌شود. راوی این داستان، نیکی بلان - کارآگاه خصوصی - است که سعی می‌کند در مورد نویسنده کلاسیک فرانسوی سلین و گنجشک قرمز تحقیق کند. تحقیقات بلان، او را قدم به قدم در زندگی سطح پایین شهری فرو می‌برد - چیزی که در تمام نوشته‌های بوکوفسکی موضوعی طبیعی است.

این کتاب با دارا بودن رگه‌هایی از نوشته‌های علمی تخیلی و فوق طبیعی، توسط بوکوفسکی به «بد نوشتن» تقدیم شده‌است.

♦️@seemorghbook
👍9💯1
در بازی زندگی یاد میگیری:
اعتماد به حرف های قشنگ
بدون پشتوانه ...مثل آویختن
به طنابی پوسیدست..‌

یاد میگیری:
نزدیکترین ها به تو ...گاهی
میتوانند دورترین ها باشند...

یاد میگیری :
دیوار خوب است
سایه درخت مطلوب است
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست!

♦️@seemorghbook
👍18
امنیت تنها به معنی عدم جنگ درکشور نیست
امنیت حقیقی یعنی تمام افراد جامعه بدون توجه به نژاد ، دین ، طبقه  جنسیت و پایگاه اجتماعی ازحقوق  یکسان برای رشد برخوردار باشند


#نلسون_ماندلا

♦️@seemorghbook
👍462
یک‌ دوچرخه بی‌سرنشین را ۸۰۰ بار با سرعت هُل داده و رهایش کرده اند تا بیفتد. مسیری که چرخ جلو در این ٨٠٠ بار طی کرده، چنین طرحی را آفریده است.

یعنی افتادن اتفاقی دوچرخه رو زمین اینقدر حساب و کتاب داره پس هر کاری کنیم از یک سری مسیر مشخص بیرون نیست.

بهترین و زیباترین مسیر رو بسازیم👌

♦️@seemorghbook
👍231
روزگاري كه گوجه فرنگی حرام بود وحتی از شراب هم نجس تر !

یکی از آقایان نقل می‌کردند که در یکی از شهرستان‌ها مردی از کسبه که خیلی مقدس بود، خدا به او فرزندی نداده بود جز یک پسر، آن پسر برایش خیلی عزیز بود، طبعاً لوس و ننر و حاکم بر پدر و مادر بار آمده بود. این پسر کم کم جوانی برومند شد. جوانی، فراغت، پولداری، لوسی و ننری دست به دست هم داده بود و او را جوانی هرزه بار آورده بود. پدر بیچاره خیلی ناراحت بود و بچه به سخنانش گوش نمی‌داد، و از طرفی چون یگانه فرزند پدر بود پدر حاضر نمی‌شد طردش کند، می‌سوخت و می‌ساخت. کار هرزگی فرزند به جایی رسید که کم کم  در خانه پدر که هیچ وقت جز مجالس مذهبی مجلسی تشکیل نمی‌شد بساط مشروب پهن می‌کرد. تدریجاً زنان هر جایی را می‌آورد. پدر بیچاره دندان به جگر می‌گذاشت و چیزی نمی‌گفت.
در آن اوقات، تازه «گوجه فرنگی» به ایران آمده بود. عده‌ای علیه این گوجه ملعون فرنگی! تبلیغ می‌کردند به عنوان اینکه فرنگی است و از فرنگ آمده حرام است، و مردم هم نمی‌خوردند و تدریجاً مردم آن شهر حساسیت شدیدی درباره گوجه فرنگی پیدا کرده بودند و از هر حرامی در نظرشان حرام‌تر بود. در آن شهر به این گوجه «ارمنی بادمجان» می‌گفتند. این لقب از لقب «گوجه فرنگی» حادتر و تندتر بود، زیرا کلمه «گوجه فرنگی» فقط وطن این گوجه را مشخص می‌کرد؛ ولی کلمه «ارمنی بادمجان» مذهب و دین آن را معین کرد! قهراً در آن شهر تعصب و حساسیت مردم علیه این تازه وارد بیشتر بود.
روزی به آن حاجی که پسرش هرزه و لاابالی شده بود و خودش خون می‌خورد و خاموش بود، اهل خانه خبر دادند که امروز آقا پسر کار تازه‌ای کرده است، یک دستمال «ارمنی بادمجان» با خود به خانه آورده است.
پدر وقتی که این خبر را شنید دیگر تاب و توان را از دست داد، آمد پسر را صدا زد و گفت: پسر! شراب خوردی صبر کردم، دنبال فحشاء رفتی صبر کردم، قمار کردی صبر کردم، خانه‌ام را مرکز شراب و فحشاء کردی صبر کردم، حالا کار را به جایی رسانده‌ای که «ارمنی بادمجان» به خانه من آورده‌ای، این دیگر برای من قابل تحمل نیست، دیگر من از تو پسر گذشتم، باید از خانه من به هر گوری که می‌خواهی بروی.
این نمونه‌ای بود از حساسیت‌هایی که در مورد هیچ و پوچ و یا در مورد امور جزئی پیدا می‌شود؛ صد برابر حساسیتی است که در مورد امور اساسی پیدا می‌شود؛ کار حساسیت به جایی می‌رسد که تحمل «ارمنی بادمجان» از تحمل شراب و قمار و فحشا دشوارتر می‌گردد.

♦️@seemorghbook
👍38😁21
صبح است و بساط دم صبحانه قشنگ است
آواز پرنده به دم لانه قشنگ است
هر روز نفس می کشم از پنجره او را
هر روز هواي تو در این خانه قشنگ است.

♦️@seemorghbook
3
ایرانیان باستان روز نهم هرماه و ماه نهم هر سال خورشیدی را ایزد نامیده و آذر روز را برای توافق این دو نام جشن می‌گرفتند.

در این روز آتشکده­‌ها را آراسته و آذین‌بندی می­‌کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه­‌ای برای جشن برگزار می­‌کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود .

نهم آذر جشن آذرگان شاد باد 🌹🔥

♦️@seemorghbook
👍215
☕️قطعه‌ای از کتاب

”توتالیتاریسم در رأس قدرت همه استعدادهای ناب را بدون هیچ اعتنایی به هواداری آن‌ها از جنبش، از سر کارها برمی‌دارد و به جای آن‌ها عقل‌باختگان و بی‌خردانی را می‌نشاند که همان بی‌عقلی و عدم آفرینندگی‌شان، بهترین تضمین وفاداری آن‌هاست.“


📕#توتالیتاریسم

#هانا_آرنت

♦️@seemorghbook
👍18