ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ ۹۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر نهایتا ۵۷ کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ! ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می شود!؟ ﺗﺮﺱ ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ می شود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به پشت ﺳﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می شود! تا جایی که شیر می تواند به او برسد! یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ، طعمه ﺷﯿﺮ نمی شود! ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد، ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﺷﯿﺮ نخواهد شد! ﺍﯾﻦ ﻗﺼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ می مانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ می ﺩﻫﯿﻢ!
♦️ @seemorghbook
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ می مانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ می ﺩﻫﯿﻢ!
♦️ @seemorghbook
👍20❤4👏1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مُردن، آگهی وفاتش را بخواند!
حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مُرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مُرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد.
با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.
یک "تصمیم" ، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...!
♦️@seemorghbook
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مُردن، آگهی وفاتش را بخواند!
حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مُرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مُرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد.
با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.
یک "تصمیم" ، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...!
♦️@seemorghbook
👍27👏3❤1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلمان تنگ شده برای یک تیتر خبر خوش...
برای پیچیدن صدای در حیاط درگوش اقاقیها...
برای اثبات جمله ی
"زندگی یعنی همین بهانه های کوچک خوشبختی"
اززبان فروغ...
برای یک برف حسابی چندروزه و
تکرار چندین باره ی جمله "برف می بارد" از زبان مادر با زمزمه های حمد مادربزرگ پشت بندش...
برای یک لقمه آرامش به دورازهیاهوی دل شکستن ها وسرسپردن به قایق سهراب برای دورشدن از غریبگی ها!
چقدر دلمان لک زده برای یک جرعه لبخند از عمق جان و پنج خط زندگی و زندگی ..
♦️ @seemorghbook
برای پیچیدن صدای در حیاط درگوش اقاقیها...
برای اثبات جمله ی
"زندگی یعنی همین بهانه های کوچک خوشبختی"
اززبان فروغ...
برای یک برف حسابی چندروزه و
تکرار چندین باره ی جمله "برف می بارد" از زبان مادر با زمزمه های حمد مادربزرگ پشت بندش...
برای یک لقمه آرامش به دورازهیاهوی دل شکستن ها وسرسپردن به قایق سهراب برای دورشدن از غریبگی ها!
چقدر دلمان لک زده برای یک جرعه لبخند از عمق جان و پنج خط زندگی و زندگی ..
♦️ @seemorghbook
❤13👍4😢4
از رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍمی؟
گفت : ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪگی ﺧﻮﺩ
ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
*دانستم ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ نميخورد ،
ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ميبيند ،
ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ نميدهد ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ،
ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ نیکی ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ نميشود
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ميگردد ،
ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮبی ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
♦️ @seemorghbook
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍمی؟
گفت : ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪگی ﺧﻮﺩ
ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
*دانستم ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ نميخورد ،
ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ميبيند ،
ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ نميدهد ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ،
ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ نیکی ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ نميشود
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ميگردد ،
ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮبی ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
♦️ @seemorghbook
❤15👍8
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
هر چه که در جهان است دو وجه دارد. وجه عینی، که واقعیتِ آن است و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست. سعادت در ذهن معنی میگیرد. در واقع ما با ذهنمان میتوانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیدههای بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند.
خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد. وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
هر چه که در جهان است دو وجه دارد. وجه عینی، که واقعیتِ آن است و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست. سعادت در ذهن معنی میگیرد. در واقع ما با ذهنمان میتوانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیدههای بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند.
خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد. وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
👍5❤3🔥2
☕️ قطعهای از کتاب
مابین چندین میلیون آدم مثل این بود که در قایق شکسته ای نشسته ام ودرمیان دریاگم شده ام. حس میکردم که مرا باافتضاح ازجامعۀ آدمها بیرون کرده اند.می دیدم که برای زندگی درست نشده بودم.
📕#زنده_بگور
✍#صادق_هدايت
♦️@seemorghbook
مابین چندین میلیون آدم مثل این بود که در قایق شکسته ای نشسته ام ودرمیان دریاگم شده ام. حس میکردم که مرا باافتضاح ازجامعۀ آدمها بیرون کرده اند.می دیدم که برای زندگی درست نشده بودم.
📕#زنده_بگور
✍#صادق_هدايت
♦️@seemorghbook
❤10👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگویند منبر را از چوب درخت گردو میسازند که بسیار محکم و با کیفیت است. درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد.
اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار میسازند.
دعوای این دو درخت در شعر شهريار شنیدنی ست!
گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار!
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!
پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر منبر تو فایده داشت،
کار مردم نمی کشید به دار.!!!!!
♦️@seemorghbook
اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار میسازند.
دعوای این دو درخت در شعر شهريار شنیدنی ست!
گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار!
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!
پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر منبر تو فایده داشت،
کار مردم نمی کشید به دار.!!!!!
♦️@seemorghbook
👏29❤4👍2👎1
📕#سرگذشت_یک_جامعهشناس
✍#عبدالعلی_لهساییزاده
سرگذشت یک جامعه شناس عنوان کتابی است از عبدالعلی لهسایی زاده که در 504 صفحه و توسط انتشارات بهمن برنا در سال 1394 به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب لهسائی زاده، عبدالعلی، 1330 است. نیز در بازار کتاب موجود میباشد. از عبدالعلی لهسایی زاده، کتابهای جامعه شناسی کشاورزی ایران(سمت)، تحولات اجتماعی در روستاهای ایران(نوید شیراز)، جامعه شناسی جهان سوم(نوید شیراز)، نیز در بازار کتاب موجود میباشد.
مولف در مقدمه کتاب درباره چرایی نگارش این اثر مینویسد: «اگر شخصی زندگینامه خودش را بنویسد، به آن زندگینامه، خودزندگینگار میگویند. زندگینامهها و بهویژه خودزندگینگارها اهمیت علمی بسیاری دارند. در انسانشناسی و جامعهشناسی، همین زندگینامهها، منابع علمی بسیار مهمی هستند چراکه گاها حاوی مطالب کمیاب و نایابی هستند. در اینگونه نوشتهها غالباً مطالبی یافت میشود که در کتابهای تاریخی یا علوم انسانی نمیتوان به آنها دست یافت. بیشتر اوقات این نوشتهها منحصر به فردند و فقط یک نسخه از آنها موجود است. برخی مواقع مطالب آن تا زمانی که شخص در قید حیات است در دسترس دیگران قرار نمیگیرد و تنها پس از درگذشت وی قابل دسترسی خواهد بود. اطلاعات موجود در زندگینامهها آنقدر دقیق و مفصل است که برخی مواقع خواننده در صحت آنها شک میکند. البته این از خواص و ویژگیهای اینگونه نوشتههاست.
♦️ @seemorghbook
✍#عبدالعلی_لهساییزاده
سرگذشت یک جامعه شناس عنوان کتابی است از عبدالعلی لهسایی زاده که در 504 صفحه و توسط انتشارات بهمن برنا در سال 1394 به چاپ رسیده است. موضوع اصلی این کتاب لهسائی زاده، عبدالعلی، 1330 است. نیز در بازار کتاب موجود میباشد. از عبدالعلی لهسایی زاده، کتابهای جامعه شناسی کشاورزی ایران(سمت)، تحولات اجتماعی در روستاهای ایران(نوید شیراز)، جامعه شناسی جهان سوم(نوید شیراز)، نیز در بازار کتاب موجود میباشد.
مولف در مقدمه کتاب درباره چرایی نگارش این اثر مینویسد: «اگر شخصی زندگینامه خودش را بنویسد، به آن زندگینامه، خودزندگینگار میگویند. زندگینامهها و بهویژه خودزندگینگارها اهمیت علمی بسیاری دارند. در انسانشناسی و جامعهشناسی، همین زندگینامهها، منابع علمی بسیار مهمی هستند چراکه گاها حاوی مطالب کمیاب و نایابی هستند. در اینگونه نوشتهها غالباً مطالبی یافت میشود که در کتابهای تاریخی یا علوم انسانی نمیتوان به آنها دست یافت. بیشتر اوقات این نوشتهها منحصر به فردند و فقط یک نسخه از آنها موجود است. برخی مواقع مطالب آن تا زمانی که شخص در قید حیات است در دسترس دیگران قرار نمیگیرد و تنها پس از درگذشت وی قابل دسترسی خواهد بود. اطلاعات موجود در زندگینامهها آنقدر دقیق و مفصل است که برخی مواقع خواننده در صحت آنها شک میکند. البته این از خواص و ویژگیهای اینگونه نوشتههاست.
♦️ @seemorghbook
👍5❤1
■▪■▪■▪■▪■▪■▪■
مدرسه به واقع به بچه ها چه چیزی یاد میدهد؟
۱. حقیقت نزد صاحبان قدرت است.
۲. باهوش کسی است که بهتر حفظ و تکرار می کند.
۳. به حافظه ی دقیق و تکرار دقیق جایزه داده می شود.
۳. کسی که پیروی و تقلید نکند تنبیه می شود.
۴. پیروی کردن و همرنگ جماعت شدن، ویژگی هوشمندانه و اجتماعی است.
♦️ @seemorghbook
مدرسه به واقع به بچه ها چه چیزی یاد میدهد؟
۱. حقیقت نزد صاحبان قدرت است.
۲. باهوش کسی است که بهتر حفظ و تکرار می کند.
۳. به حافظه ی دقیق و تکرار دقیق جایزه داده می شود.
۳. کسی که پیروی و تقلید نکند تنبیه می شود.
۴. پیروی کردن و همرنگ جماعت شدن، ویژگی هوشمندانه و اجتماعی است.
♦️ @seemorghbook
👍13😢5👎1🔥1👏1
شعر يک کودک سياه پوست:
When I born, I black When I grow up, I black When I born, I black When I grow up, I black When I go in Sun, I black When I scared, I black When I sick, I black And when I die, I still black And you white fellow When you born, you pink When you grow up, you white When you go in sun, you red When you cold, you blue When you scared, you yellow When you sick, you green And when you die, you grey And you calling me colored
وقتی به دنيا ميام، سياهم
وقتی بزرگ ميشم، سياهم
وقتی ميرم زير آفتاب، سياهم
وقتی می ترسم، سياهم
وقتی مريض ميشم، سياهم
وقتی می ميرم، هنوزم سياهم
و تو، آدم سفيد:
وقتی به دنيا ميای، صورتی ای
وقتی بزرگ می شی، سفيدی
وقتی میری زير آفتاب، قرمزی
وقتی سردت می شه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی
وقتی مريض می شی، سبزی
و وقتی می ميری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگين پوست...
برای این شعر در سازمان ملل پنج دقیقه دست زدند.👏
انسانم آرزوست...
♦️ @seemorghbook
When I born, I black When I grow up, I black When I born, I black When I grow up, I black When I go in Sun, I black When I scared, I black When I sick, I black And when I die, I still black And you white fellow When you born, you pink When you grow up, you white When you go in sun, you red When you cold, you blue When you scared, you yellow When you sick, you green And when you die, you grey And you calling me colored
وقتی به دنيا ميام، سياهم
وقتی بزرگ ميشم، سياهم
وقتی ميرم زير آفتاب، سياهم
وقتی می ترسم، سياهم
وقتی مريض ميشم، سياهم
وقتی می ميرم، هنوزم سياهم
و تو، آدم سفيد:
وقتی به دنيا ميای، صورتی ای
وقتی بزرگ می شی، سفيدی
وقتی میری زير آفتاب، قرمزی
وقتی سردت می شه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی
وقتی مريض می شی، سبزی
و وقتی می ميری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگين پوست...
برای این شعر در سازمان ملل پنج دقیقه دست زدند.👏
انسانم آرزوست...
♦️ @seemorghbook
👏31👍18👎1
كشيشان میگویند: «بزرگترین نعمتی که خداوند به شما داده عقل است، اما هرچه میخواهید بپرسید، از ما بپرسید.»
پس عقل به چه درد می خورد!؟ آیا فقط باید سنگینی آن را تحمل كنیم؟
#گاليله
♦️ @seemorghbook
پس عقل به چه درد می خورد!؟ آیا فقط باید سنگینی آن را تحمل كنیم؟
#گاليله
♦️ @seemorghbook
👍20❤4👏3😁2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖 #حکایت
سگ و مسجد!
مولانا شرف الدین دامغانی از کنار مسجدی می گذشت.
خادم مسجد سگی را کتک می زد و در را بسته بود که سگ فرار نکند.
مولانا در مسجد را باز کرد و سگ گریخت.
خادم مسجد با مولانا دعوا کرد.
مولانا گفت: ای یار! سگ را ببخش چون عقل ندارد. از بی عقلی است که به مسجد در آمده وگرنه ما که عقل داریم ، آیا هرگز ما را در مسجد دیده ای؟!
#عبید_زاکانی
♦️ @seemorghbook
📖 #حکایت
سگ و مسجد!
مولانا شرف الدین دامغانی از کنار مسجدی می گذشت.
خادم مسجد سگی را کتک می زد و در را بسته بود که سگ فرار نکند.
مولانا در مسجد را باز کرد و سگ گریخت.
خادم مسجد با مولانا دعوا کرد.
مولانا گفت: ای یار! سگ را ببخش چون عقل ندارد. از بی عقلی است که به مسجد در آمده وگرنه ما که عقل داریم ، آیا هرگز ما را در مسجد دیده ای؟!
#عبید_زاکانی
♦️ @seemorghbook
👍51❤7😁3👎2
گاهی یک لیوان چای ،
چند صفحه کتاب ،
و یک پنجره ی نیمه باز ،
برایِ خوشبختیِ آدم ، کفایت می کند ...
همین که "قدم زدن" ، چاره ی دردهایت باشد و
دلخوشی هایِ کوچک ، دلیلِ لبخندهایت ؛
یعنی تو خوشبختی ..
♦️ @seemorghbook
چند صفحه کتاب ،
و یک پنجره ی نیمه باز ،
برایِ خوشبختیِ آدم ، کفایت می کند ...
همین که "قدم زدن" ، چاره ی دردهایت باشد و
دلخوشی هایِ کوچک ، دلیلِ لبخندهایت ؛
یعنی تو خوشبختی ..
♦️ @seemorghbook
❤13👍9🔥1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
☆پنج جمله آموزنده:
اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن!
مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است!
همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست!!
با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن!
هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید!
♦️@seemorghbook
☆پنج جمله آموزنده:
اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان بسته خود جستجو کن!
مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است!
همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست!!
با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن!
هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نرقصید!
♦️@seemorghbook
👍16❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرسید چگونه ای؟
گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک برتخته ای بمانند؟
گفتند: صعب باشد.
گفت: حال من هم چنین است.
#عطار_نیشابوری
♦️ @seemorghbook
گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یک برتخته ای بمانند؟
گفتند: صعب باشد.
گفت: حال من هم چنین است.
#عطار_نیشابوری
♦️ @seemorghbook
👍13❤4😢2
☕ قطعهای از کتاب
خدایان سیزیف را بر آن داشتند :
تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند
و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت
باز به پای کوه در می غلتید ..!
خدایان چنین می پنداشتند که کیفری
دهشتبارتر از کار بیهوده و نومیدانه نیست ... .
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
خدایان سیزیف را بر آن داشتند :
تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند
و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت
باز به پای کوه در می غلتید ..!
خدایان چنین می پنداشتند که کیفری
دهشتبارتر از کار بیهوده و نومیدانه نیست ... .
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍14❤4