📕📕📕📕📕
شگفت ترین شگفتیها، ملاقات با آدمهایی است که مثل کتابها ساکت می مانند. از معاشرت با این آدمها خسته نمیشویم؛ با آنها همان احساسی را داریم که وقتی با خودمان تنها هستیم: رها، آرام، باز آمده به سوی سکوت روشنی که حقیقت همه چیز است.
#کریستین_بوبن
♦️@seemorghbook
شگفت ترین شگفتیها، ملاقات با آدمهایی است که مثل کتابها ساکت می مانند. از معاشرت با این آدمها خسته نمیشویم؛ با آنها همان احساسی را داریم که وقتی با خودمان تنها هستیم: رها، آرام، باز آمده به سوی سکوت روشنی که حقیقت همه چیز است.
#کریستین_بوبن
♦️@seemorghbook
👍12❤4
یکی از مهمترین نشانههای بیداری و بلوغ فکری این است که اجازه بدهی دیگران حرفشان را بزنند و عطشی برای نمایش دادن خود نداشته باشی !
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍13❤4
☕️قطعهای از کتاب
بیشتر زَنها از خودشون میپرسن: چرا بچّهدار بشم؟ تا گرسنگی بِکشه؟! از سرما بلرزه و از خیانت و حقارت عذاب ببینه؟! یا از مریضی توی میدونهای جنگ نِفله بشه؟!
این زنها امید ندارن که بچّههاشون سیر بشن و جای گرمی واسه زندگی پیدا کنن! اُمید ندارن کسی به حقوق بچّههاشون احترام بذاره و اونها بزرگ بشن و اونقدر زنده بمونن تا بتونن جنگ و مریضی رو از دنیا پاک کنن..
شاید این مادرها حق داشته باشن، شاید هم نه! ولی بگو هیچ بودن بهتره، یا درد کشیدن؟! من حتی وقتی واسه شکستها و دردهایی که توی زندگی داشتم گریه میکردم، بازم اعتقادم این بوده که درد کشیدن از هیچ بودن بهتره! اگه نظرمو دربارهی زندگی کردن یا به دُنیا اومدن بخوای باید خیلی قاطع بهت بگم که: به دُنیا اومدن خیلی بهتر از هرگز به دنیا نیومدنه!
📕#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
بیشتر زَنها از خودشون میپرسن: چرا بچّهدار بشم؟ تا گرسنگی بِکشه؟! از سرما بلرزه و از خیانت و حقارت عذاب ببینه؟! یا از مریضی توی میدونهای جنگ نِفله بشه؟!
این زنها امید ندارن که بچّههاشون سیر بشن و جای گرمی واسه زندگی پیدا کنن! اُمید ندارن کسی به حقوق بچّههاشون احترام بذاره و اونها بزرگ بشن و اونقدر زنده بمونن تا بتونن جنگ و مریضی رو از دنیا پاک کنن..
شاید این مادرها حق داشته باشن، شاید هم نه! ولی بگو هیچ بودن بهتره، یا درد کشیدن؟! من حتی وقتی واسه شکستها و دردهایی که توی زندگی داشتم گریه میکردم، بازم اعتقادم این بوده که درد کشیدن از هیچ بودن بهتره! اگه نظرمو دربارهی زندگی کردن یا به دُنیا اومدن بخوای باید خیلی قاطع بهت بگم که: به دُنیا اومدن خیلی بهتر از هرگز به دنیا نیومدنه!
📕#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
👍11❤3
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست
♦️@seemorghbook
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست
♦️@seemorghbook
👍23❤6👏3
📕#آتش_درون
✍#کارلوس_کاستاندا
در این کتاب کاستاندا شرحی ارائه میدهد بر تفاوت دیدگاههای ساحران جدید و اعقابشان که ادعا میشود بین 7 تا 10 هــزار سـال پیش در مکزیک کنونی میزیستهاند و طبقهبندی خاصی از هستی و موجـودات زنـده ارائه دادهاند که به جای اتکا به روش علمی و تجربی بر پایه شهود و الهام بنا نهاده شده است .
♦️@seemorghbook
✍#کارلوس_کاستاندا
در این کتاب کاستاندا شرحی ارائه میدهد بر تفاوت دیدگاههای ساحران جدید و اعقابشان که ادعا میشود بین 7 تا 10 هــزار سـال پیش در مکزیک کنونی میزیستهاند و طبقهبندی خاصی از هستی و موجـودات زنـده ارائه دادهاند که به جای اتکا به روش علمی و تجربی بر پایه شهود و الهام بنا نهاده شده است .
♦️@seemorghbook
❤10
اگر آزادی بیان از جامعه گرفته شود ،
مردم مانند گوسفندانی زبان بسته و ساکت میشوند که با پای خود سمت کشتارگاه هدایت میشوند
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
مردم مانند گوسفندانی زبان بسته و ساکت میشوند که با پای خود سمت کشتارگاه هدایت میشوند
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍20❤3😁1
⚜ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند: واقعا پر معنیه👌
ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند. ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.
ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ ی تیز، ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شده ی ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد. ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند؛
اما نمی داند یا نمی خواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ می خورد!
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ آن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ می رود تا به دست خودش کشته می شود
... نه گلوله ای شلیک می شود، و نه حتی نیزه ای پرتاب! اما گرگ با همه غرورش سرنگون ميشود'
حال بد نیست بدانیم که
طمع، پول، قدرت ،تكبر ،فخرفروشی،حب جاه و مقام و احساس بى نيازى و بی مسئولیتی درقبال هم نوع ميتواند هر انسانى رو به سرنوشت این گرگ قطب گرفتار كند.
. ..هلاکت به دست خودمان ، نه گلوله ای ، نه نیزه ای . .
♦️@seemorghbook
ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند. ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.
ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ ی تیز، ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شده ی ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد. ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند؛
اما نمی داند یا نمی خواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ می خورد!
ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ آن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ می رود تا به دست خودش کشته می شود
... نه گلوله ای شلیک می شود، و نه حتی نیزه ای پرتاب! اما گرگ با همه غرورش سرنگون ميشود'
حال بد نیست بدانیم که
طمع، پول، قدرت ،تكبر ،فخرفروشی،حب جاه و مقام و احساس بى نيازى و بی مسئولیتی درقبال هم نوع ميتواند هر انسانى رو به سرنوشت این گرگ قطب گرفتار كند.
. ..هلاکت به دست خودمان ، نه گلوله ای ، نه نیزه ای . .
♦️@seemorghbook
👍19❤8👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر صبح در بازار دنيا
به "خوشبختی"
چوب حراج ميزنند...
اینکه ما قدم برنمیداریم
و قیمت پیشنهادنمیکنیم
داستان دیگریست...
"خوشبختی" پیداکردنی نیست.
بدست آوردنيست
♦️@seemorghbook
به "خوشبختی"
چوب حراج ميزنند...
اینکه ما قدم برنمیداریم
و قیمت پیشنهادنمیکنیم
داستان دیگریست...
"خوشبختی" پیداکردنی نیست.
بدست آوردنيست
♦️@seemorghbook
👍5❤3
جرات کنید حقیقی باشید.
جرات کنید زشت باشید.
خود را همانکه هستید نشان دهید.
هر چه میخواهید باشید فقط خودتان باشید!انسان باشید!
#رومن_رولان
♦️@seemorghbook
جرات کنید زشت باشید.
خود را همانکه هستید نشان دهید.
هر چه میخواهید باشید فقط خودتان باشید!انسان باشید!
#رومن_رولان
♦️@seemorghbook
👍19❤6
☕ قطعهای از کتاب
اکثر رنج های ما ناشی از این است که با تمایلات و خواسته ها بر انگیخته می شویم و بعد، وقتی خواسته ای بر آورده می شود، از لحظه ی ارضای آن لذت می بریم. لحظه ای که خیلی زود تبدیل به دلزدگی و کسالت می شود و سپس این دلزدگی با بروز و سر بر آوردن خواسته ای دیگر متوقف می شود.
شوپنهاور فهمید چرخه ی خواستن مداوم، ارضای لحظه ای، دلزدگی و خواسته ی بعدی، بیماری بشر در این جهان است.
📕#درمان_شوپنهاور
✍#اروین_یالوم
♦️@seemorghbook
اکثر رنج های ما ناشی از این است که با تمایلات و خواسته ها بر انگیخته می شویم و بعد، وقتی خواسته ای بر آورده می شود، از لحظه ی ارضای آن لذت می بریم. لحظه ای که خیلی زود تبدیل به دلزدگی و کسالت می شود و سپس این دلزدگی با بروز و سر بر آوردن خواسته ای دیگر متوقف می شود.
شوپنهاور فهمید چرخه ی خواستن مداوم، ارضای لحظه ای، دلزدگی و خواسته ی بعدی، بیماری بشر در این جهان است.
📕#درمان_شوپنهاور
✍#اروین_یالوم
♦️@seemorghbook
👏8❤5👍2
ای دل تو به ادراک معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
اینجا ز می و جام بهشتی میساز
کانجا بهشت است رسی یا نرسی
#عمر_خیام
♦️@seemorghbook
در نکته زیرکان دانا نرسی
اینجا ز می و جام بهشتی میساز
کانجا بهشت است رسی یا نرسی
#عمر_خیام
♦️@seemorghbook
❤14👍2
📕#اخلاق شناسایی درستی و نادرستی
✍#لویی_پویمان #جیمز_فیسر
این کتاب از همان آغاز آشنایی و خواندن شوری در من پدید آورد که تا به امروز همچنان زبانه
میکشد. و آن شور به سبب کلید دروازهی خرد بود که آن را در فلسفه ی اخالق یافتم. متن اخالقی
ِ فیلسوفانه سرشار از چهارچوب دید و نگاه
های منطق خردورزی است و این تنوع پایان ناپذیری های
منطقی در تفکر اخالقی، ادله و برهانهای آن و دست آوردها و پی آمدهای آن در حوزهی زندگی
اجتماعی فلسفهی اخالق ساخت. در ایران در دانشکدهی ادبیات پیوسته شکایت بشر مرا بسیار شیفته
از این داشتم که کجاست آن دید منطقی و اندیشهای قابل تأمل. در پس آن انبوه استعاره ها و تشبیهات و
اصرار بر حفظ کردن ابیاتی چند که چاپ شده بودند، به جای نقد و تحلیلشان، آنچه بود نگاههای
ِی ما بودند که چرا در قاب
سطحی و اندیشه های سطحی بود که به نوعی بیانگر جلوهی تاریخی ذهن
تمدنی جهان سوم مانده ایم و دست و پا میزنیم. در بیرون از دانشکده متون چندانی در دسترس نبودند
مگر "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و یکی دو متن ترجمه از داریوش آشوری و "آسیا در برابر
غرب" داریوش شایگان که به طرح سؤال ، که البته او در پس وجودی شرق پرداخته است و دیگر هیچ
آن سؤال کند. هوشمندانه دارد به زوال شرق اشاره می
فلسفهی اخالق یکی از قدیمترین شاخه های فلسفی و از مهمترین آنها است. موضوع آن بررسی زندگی
بشر در فردیت آن و نیز در جمعیت آن است، اینکه چگونه انسانها در کنار هم جمع شوند و از یکدیگر
در برابر تهاجم و تجاوز بیگانگان دفاع کنند و نیز از یکدیگر در برابر هم دفاع کنند، و اینکه چگونه
میتوانند شرف انسانی بشناسند و پاس بدارند و حق را تعریف کنند، و بر پایهی آن قانون بنویسند، و با
قانون آزادی را تعریف کنند، و آن قانون را با دستگاهی به نام دولت اجرا کنند. این نکتهی مهمی است
که خود قانون نیز نیازمند دفاع است. بنابر این یک نیاز جدی به نظام فکری منسجمی در بطن جامعه
وجود دارد تا به این پرسش های حیاتی پاسخی درخور و کارآمد بدهد. وظیفهی فلسفهی اخالق
پاسخگویی به این گونه پرسشها است.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_پویمان #جیمز_فیسر
این کتاب از همان آغاز آشنایی و خواندن شوری در من پدید آورد که تا به امروز همچنان زبانه
میکشد. و آن شور به سبب کلید دروازهی خرد بود که آن را در فلسفه ی اخالق یافتم. متن اخالقی
ِ فیلسوفانه سرشار از چهارچوب دید و نگاه
های منطق خردورزی است و این تنوع پایان ناپذیری های
منطقی در تفکر اخالقی، ادله و برهانهای آن و دست آوردها و پی آمدهای آن در حوزهی زندگی
اجتماعی فلسفهی اخالق ساخت. در ایران در دانشکدهی ادبیات پیوسته شکایت بشر مرا بسیار شیفته
از این داشتم که کجاست آن دید منطقی و اندیشهای قابل تأمل. در پس آن انبوه استعاره ها و تشبیهات و
اصرار بر حفظ کردن ابیاتی چند که چاپ شده بودند، به جای نقد و تحلیلشان، آنچه بود نگاههای
ِی ما بودند که چرا در قاب
سطحی و اندیشه های سطحی بود که به نوعی بیانگر جلوهی تاریخی ذهن
تمدنی جهان سوم مانده ایم و دست و پا میزنیم. در بیرون از دانشکده متون چندانی در دسترس نبودند
مگر "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و یکی دو متن ترجمه از داریوش آشوری و "آسیا در برابر
غرب" داریوش شایگان که به طرح سؤال ، که البته او در پس وجودی شرق پرداخته است و دیگر هیچ
آن سؤال کند. هوشمندانه دارد به زوال شرق اشاره می
فلسفهی اخالق یکی از قدیمترین شاخه های فلسفی و از مهمترین آنها است. موضوع آن بررسی زندگی
بشر در فردیت آن و نیز در جمعیت آن است، اینکه چگونه انسانها در کنار هم جمع شوند و از یکدیگر
در برابر تهاجم و تجاوز بیگانگان دفاع کنند و نیز از یکدیگر در برابر هم دفاع کنند، و اینکه چگونه
میتوانند شرف انسانی بشناسند و پاس بدارند و حق را تعریف کنند، و بر پایهی آن قانون بنویسند، و با
قانون آزادی را تعریف کنند، و آن قانون را با دستگاهی به نام دولت اجرا کنند. این نکتهی مهمی است
که خود قانون نیز نیازمند دفاع است. بنابر این یک نیاز جدی به نظام فکری منسجمی در بطن جامعه
وجود دارد تا به این پرسش های حیاتی پاسخی درخور و کارآمد بدهد. وظیفهی فلسفهی اخالق
پاسخگویی به این گونه پرسشها است.
♦️@seemorghbook
❤10
جامعه ایی که در آن پزشک از همه بیشتر محترم باشد؛ مردم آن جامعه بیمارند!
و جامعه ایی که در آن معلم از همه ارزشمند تر باشد؛ مردمش با فرهنگند...
#افلاطون
♦️@seemorghbook
و جامعه ایی که در آن معلم از همه ارزشمند تر باشد؛ مردمش با فرهنگند...
#افلاطون
♦️@seemorghbook
👍27👏6❤4👎3
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
يک نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیدادند.
همينجور که توی کوچههای روستا می گشت ديد مردم به يک خانه زياد رفت و آمد می کنند . از کسی پرسيد ، اينجا چه خبره ؟
گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميکنه ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نويس میگرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم .
مرد تا اين حرف را شنيد گفت : بابا دعانويس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم .
فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد کردند و خرش را به طويله بردند ، خودش را هم زير کرسی نشاندند ، بعد قلم و کاغذ آوردند تا دعا بنويسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت :
اين کاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد . از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد .
از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند . بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :
خودم بجا ، خرم بجا ، ميخوای بزا ، ميخوای نزا . . . .
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
يک نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ولی غريب بود و مردم هم غريبه توی خانههاشان راه نمیدادند.
همينجور که توی کوچههای روستا می گشت ديد مردم به يک خانه زياد رفت و آمد می کنند . از کسی پرسيد ، اينجا چه خبره ؟
گفت زنی درد زايمان دارد و سه روزه پيچ و تاب ميخوره و تقلا ميکنه ولی نمیزاد . ما دنبال دعا نويس میگرديم از بخت بد دعانويس هم گير نمياريم .
مرد تا اين حرف را شنيد گفت : بابا دعانويس را خدا براتون رسونده ، من بلدم، هزار جور دعا ميدونم .
فورا مرد مسافر را با عزت فراوان وارد کردند و خرش را به طويله بردند ، خودش را هم زير کرسی نشاندند ، بعد قلم و کاغذ آوردند تا دعا بنويسد . مرد روی کاغد چیزهایی نوشت و به آنها گفت :
اين کاغذ را در آب بشوريد و آب آنرا بدهید زائو بخورد . از قضا تا آب دعا را به زائو دادند زائيد و بچه صحيح و سالم به دنيا آمد .
از طرفی کلی پول و غذا به او دادند و بعد از چند روز که هوا خوب شد راهیش کردند . بعد از رفتنش یکی از دهاتی ها کاغذ دعا را کناری گذاشته بودند برداشت و خواند دید نوشته :
خودم بجا ، خرم بجا ، ميخوای بزا ، ميخوای نزا . . . .
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
😁28👍23❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیارا همیشه از دریچه ای نو بنگر
خوب بیاندیش
روزت را بساز
که خالق لحظات زیبای زندگی خودت هستی
♦️@seemorghbook
خوب بیاندیش
روزت را بساز
که خالق لحظات زیبای زندگی خودت هستی
♦️@seemorghbook
❤9