Forwarded from Sciensology
▪️زبان چگونه روی مغز تأثیر میگذارد؟
پژوهشگران عقیده دارند که آموختن زبان با برانگیختگی همزمان نورونهای موجود در مغز بر ساختار مادهٔ خاکستری و سفید تأثیر میگذارد. در این یادداشت به بررسی موضوع یاد شده خواهیم پرداخت.
@NeoSciensology
پژوهشگران عقیده دارند که آموختن زبان با برانگیختگی همزمان نورونهای موجود در مغز بر ساختار مادهٔ خاکستری و سفید تأثیر میگذارد. در این یادداشت به بررسی موضوع یاد شده خواهیم پرداخت.
@NeoSciensology
Telegraph
زبان چگونه روی مغز تأثیر میگذارد؟
بدن ما برای سازگاری با محیط فرگشت مییابد. فرگشت نه فقط در طول میلیونها سال اتفاق میافتد، بلکه در افق زمانی روزها و سالهای زندگی هر یک از ما انسانها قابل مشاهده است. همانطور که ورزش میتواند بدن ما را تغییر دهد و غواصی گسترده میتواند مردمک چشم ما را…
دوست داشتن، چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیقتر گم میشی. یه جاهایی دیگه نمیدونی برای خودت داری زندگی میکنی یا برای اون. حالا دیگه همون آهنگی رو گوش میدی که اون گوش میده.
همون کاری رو انجام میدی که اون میخواد.
همون حرفی رو میزنی که اون دوست داره.
حالا دیگه حق داری حسادت کنی، حالا دیگه چشم به راه بودن معنی پیدا میکنه، حالا دیگه دوست داری نگران باشی.
از یه جایی به بعد، اون نفس میکشه تا تو زندگی کنی.
«آدم برای دوست داشتن، به دلیل احتیاج نداره، اما برای زندگی کردن بهانه میخواد»
- @ShafiAzad
همون کاری رو انجام میدی که اون میخواد.
همون حرفی رو میزنی که اون دوست داره.
حالا دیگه حق داری حسادت کنی، حالا دیگه چشم به راه بودن معنی پیدا میکنه، حالا دیگه دوست داری نگران باشی.
از یه جایی به بعد، اون نفس میکشه تا تو زندگی کنی.
«آدم برای دوست داشتن، به دلیل احتیاج نداره، اما برای زندگی کردن بهانه میخواد»
- @ShafiAzad
جهان در وضع بسیار بدی است. آدم های وحشی یکدیگر را میخورند و آدم های متمدن یکدیگر را فریب میدهند، و این همان است که نامش را گردش جهان گذاردهاند ...
- شوپنهاور
@ShafiAzad
- شوپنهاور
@ShafiAzad
Forwarded from Sciensology
▪️مکانیک آماری در چند کلمه
به طور سنتی «آنتروپی» را به عنوان سنجهای برای انرژیهایی که نمیتوانند به کار اضافی تبدیل گردند و در عوض به گرما تبدیل میشوند تعریف میکنند. این مفهوم از آنتروپی در ابتدا توسط رودلف کلاوزیوس در سال ۱۸۶۵ تعریف شده بود. در زمان کلاوزیوس تصور میشد گرما نوعی سیال است که میتواند از یک سیستم به سیستم دیگر حرکت کند و دما یک ویژگی سیستم است که در اثر جاری بودن گرما تحت تأثیر قرار میگیرد. در دهههای بعد نگرش متفاوتی نسبت به گرما در جامعهٔ علمی پدیدار شد: سیستمها از مولکولها تشکیل شدهند و گرما نتیجهٔ حرکت یا انرژی جنبشی آن مولکولها است. این دیدگاه جدید تا حد زیادی ناشی از کار لودویگ بولتسمن است که آنچه در حال حاضر مکانیک آماری نامیده میشود را توسعه داد. مکانیک آماری بیان میکند که پدیدههای بزرگمقیاس - همانند دما - از مشخصات پدیدههای میکروسکوپی - مانند جنبش میلیاردها مولکول - پدیدار میشود. برای مثال، اتاقی مملو از مولکولهای هوای متحرک را تصور کنید. مکانیک کلاسیک تلاش میکند با استفاده از قوانین نیوتون در مورد هر موجودیت میکروسکوپی - مثلاً مولکول - چیزی بگوید. ترمودینامیک قوانین پدیدههای ماکروسکوپی - گرما، انرژی و آنتروپی - را بدون توجه به اینکه هر مولکول میکروسکوپی مبداء این موجودیت ماکروسکوپی است، بیان میکند. مکانیک آماری پُلی بین این دو موضع است، از اینجهت که توضیح میدهد چگونه رفتار موجودیتهای ماکروسکوپیک ناشی از آمار جمعی بزرگ از پدیدههای میکروسکوپی است.
Source: Complexity; by Melanie Mitchell
@NeoSciensology
به طور سنتی «آنتروپی» را به عنوان سنجهای برای انرژیهایی که نمیتوانند به کار اضافی تبدیل گردند و در عوض به گرما تبدیل میشوند تعریف میکنند. این مفهوم از آنتروپی در ابتدا توسط رودلف کلاوزیوس در سال ۱۸۶۵ تعریف شده بود. در زمان کلاوزیوس تصور میشد گرما نوعی سیال است که میتواند از یک سیستم به سیستم دیگر حرکت کند و دما یک ویژگی سیستم است که در اثر جاری بودن گرما تحت تأثیر قرار میگیرد. در دهههای بعد نگرش متفاوتی نسبت به گرما در جامعهٔ علمی پدیدار شد: سیستمها از مولکولها تشکیل شدهند و گرما نتیجهٔ حرکت یا انرژی جنبشی آن مولکولها است. این دیدگاه جدید تا حد زیادی ناشی از کار لودویگ بولتسمن است که آنچه در حال حاضر مکانیک آماری نامیده میشود را توسعه داد. مکانیک آماری بیان میکند که پدیدههای بزرگمقیاس - همانند دما - از مشخصات پدیدههای میکروسکوپی - مانند جنبش میلیاردها مولکول - پدیدار میشود. برای مثال، اتاقی مملو از مولکولهای هوای متحرک را تصور کنید. مکانیک کلاسیک تلاش میکند با استفاده از قوانین نیوتون در مورد هر موجودیت میکروسکوپی - مثلاً مولکول - چیزی بگوید. ترمودینامیک قوانین پدیدههای ماکروسکوپی - گرما، انرژی و آنتروپی - را بدون توجه به اینکه هر مولکول میکروسکوپی مبداء این موجودیت ماکروسکوپی است، بیان میکند. مکانیک آماری پُلی بین این دو موضع است، از اینجهت که توضیح میدهد چگونه رفتار موجودیتهای ماکروسکوپیک ناشی از آمار جمعی بزرگ از پدیدههای میکروسکوپی است.
Source: Complexity; by Melanie Mitchell
@NeoSciensology
یک لیوان آب کدر را با همه ی آلودگی ها و ذرات درونش تجسم کنید. اگر دائما آبی تمیز را درون این لیوان بریزیم تا محتوای لیوان سرریز شود، بالاخره همه ی آب کثیف از لیوان خارج می شود و آبی که لیوان را پر می کند، کاملا شفاف خواهد بود. لازم نبود که سعی کنیم از شر آب کثیف لیوان خلاص شویم. فقط بایستی آنچه را درست بود جایگزین می کردیم و طولی نمی کشید که آنچه غلط بود، از بین می رفت.
همین امر درباره ی شیوه ی فکرکردنمان هم صادق است. اگر به داشتن افکار درست عادت کنید، افکاری برخاسته از ایمان، امید، دلگرمی و می توانم ها؛ آنگاه ذهنتان دگرگون خواهد شد و خودتان را خوشبین، امیدوار، قوی و پر جرات خواهید یافت.
📚هر روز پنجشنبه است
👤جوئل اوستین
@ShafiAzad
همین امر درباره ی شیوه ی فکرکردنمان هم صادق است. اگر به داشتن افکار درست عادت کنید، افکاری برخاسته از ایمان، امید، دلگرمی و می توانم ها؛ آنگاه ذهنتان دگرگون خواهد شد و خودتان را خوشبین، امیدوار، قوی و پر جرات خواهید یافت.
📚هر روز پنجشنبه است
👤جوئل اوستین
@ShafiAzad
Forwarded from اکس مسلم اسکاندیناوی (Milad Rasa)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه زنده نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی
(نسخهکم حجم)
موضوع این هفته:
عرفان اسلامی چیست؟
و آیا عرفا اسلامی میتوانند اسلام را نجات دهند؟
با حضور:
ایمان سلیمانی امیری
گردانندگان:
عطیه نیک نفس
میلاد رسایی منش
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
🆔تماس با ما:👇
@ExScandinavia
(نسخهکم حجم)
موضوع این هفته:
عرفان اسلامی چیست؟
و آیا عرفا اسلامی میتوانند اسلام را نجات دهند؟
با حضور:
ایمان سلیمانی امیری
گردانندگان:
عطیه نیک نفس
میلاد رسایی منش
#اکس_مسلم_اسکاندیناوی
#ExMuslimScandinavia
🆔تماس با ما:👇
@ExScandinavia
Forwarded from Sciensology
▪️بیضه مردان و تحقق رؤیای جاودانگی؛ چرا بیضهها در خارج از بدن قرار گرفتهاند؟
مردان فرزانه غالباً در مورد مسئله مکان دقیق روح جاویدان اندیشیدهاند. آیا در مغز است؟ آیا در قلب است؟ نه! پاسخ این است که راه جاودانگی در بیضهها میباشد! بیضه محل تولید اسپرم برای مردان است و این اسپرمها هستند که راه واقعی جاودانگی ژنتیکی را برای مردان از طریق تولید مثل فراهم میکنند. اما با وجود اهمیتِ بسیاری که بیضهها دارند، آنها در نقطه بدی از بدن قرار گرفتهاند. در این یادداشت بررسی میکنیم که چرا بیضهها در چنین جای نامناسبی قرار دارند.
@NeoSciensology
مردان فرزانه غالباً در مورد مسئله مکان دقیق روح جاویدان اندیشیدهاند. آیا در مغز است؟ آیا در قلب است؟ نه! پاسخ این است که راه جاودانگی در بیضهها میباشد! بیضه محل تولید اسپرم برای مردان است و این اسپرمها هستند که راه واقعی جاودانگی ژنتیکی را برای مردان از طریق تولید مثل فراهم میکنند. اما با وجود اهمیتِ بسیاری که بیضهها دارند، آنها در نقطه بدی از بدن قرار گرفتهاند. در این یادداشت بررسی میکنیم که چرا بیضهها در چنین جای نامناسبی قرار دارند.
@NeoSciensology
Telegraph
بیضه مردان و تحقق رؤیای جاودانگی؛ چرا بیضهها در خارج از بدن قرار گرفتهاند؟
بیضههای انسانی هر ۲۴ ساعت حدود ۲۰۰ میلیون اسپرم تولید میکنند. بیضهها حاوی مجاری باریک بسیار زیادی هستند که اسپرمها درون آنها تولید میشوند. در اطراف این مجاری سلولهایی وجود دارند که هورمون جنسی مردانه - تستوسترون - تولید میکنند. پس از تولید اسپرم،…
Forwarded from Sciensology
▪️پاداش و انگیزش
انگیزش معمولاً رفتار را به سوی مشوقی همچون آب، غذا یا رابطه جنسی سوق میدهد که موجب کسب لذت یا رفع حالتی ناخوشایند میشود. در واقع انگیزش از حالت هیجانی برخوردار است، یعنی میتواند لذت یا ناخشنودی ایجاد کند. نقش لذت در شکلدهی رفتار را میتوان نوعی «پول مشترک» روانی دانست که ارزش هر عمل را منعکس میکند. لذت معمولاً از محرکهایی ناشی میشود که بر توانایی بقای ما یا فرزندان ما میافزاید. اینها شامل غذاهای خوشمزه، نوشیدنیهای دلچسب و تولید مثل هستند. رنج یا ناکامی معمولاً ناشی از رویدادهایی است که بقای ما را تهدید میکند، این رویدادها از قبیل آسیب جسمانی، بیماری یا از دست دادن منابع میباشند. بنابراین پاداشی که هر عمل به دنبال خواهد داشت به طور کلی سودمندی یا عدم سودمندی تکرار آن عمل را تعیین میکند. ممکن است احساس لذت در جریان فرگشت برای این به وجود آمده باشد که مغز توسط آن از خاطرههای اعمال سودمند یا زیانبار گذشته مطلع شود و از این طریق اعمال بعدی را بهتر هدایت کند. اگر لذت را نوعی «پول مشترک» بدانیم که ارزش رویدادهای مختلف را تعیین میکند، پس قاعدتاً مغز باید بتواند به نحوی ارزش لذات مختلف را به واحدهای همارز سودمند بودن تبدیل نماید. شواهد موجود نیز نشان میدهد که احتمالاً در مغز نوعی نظام «پول مشترک عصبی» برای پاداشها وجود داشته باشد؛ حتی ممکن است پاداشبخش بودنِ مشوقها به این علت باشد که دستگاه پاداش واحدی را در مغز فعال میکنند. این «پول مشترک عصبی» ظاهراً با سطح فعالیت سیستم دوپامینی مزولیمبیک دارای ارتباط است؛ نورونهای این سیستم در بخش فوقانی ساقهٔ مغز قرار دارند و آکسونهای آنها تا قشر پیشپیشانی کشیده شدهاند. همانطور که از نام این نورونها پیدا میباشد، آنها برای ارسال پیام از ناقل عصبی - نوروترانسمیتر - دوپامین استفاده میکنند. سیستم دوپامینی مغز با عوامل طبیعی گوناگونی از قبیل غذا، آب و حضور همدم جنسی مطلوب فعال میشود. بسیاری از داروها همچون کوکائین، آمفتامین و هروئین که برای انسانها یا حیوانات نقش پاداشدهنده دارند، میتوانند این نورونها را فعال کنند. از آنجا که تقریباً تمامی پاداشها - چه طبیعی و چه مصنوعی - میتوانند این نورونها را فعال کنند. برخی از روانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت این سیستم همان پول مشترکی است که مغز برای ارزیابی پاداش از آن استفاده میکند.
Source: Hilgard's Introduction to Psychology
@NeoSciensology
انگیزش معمولاً رفتار را به سوی مشوقی همچون آب، غذا یا رابطه جنسی سوق میدهد که موجب کسب لذت یا رفع حالتی ناخوشایند میشود. در واقع انگیزش از حالت هیجانی برخوردار است، یعنی میتواند لذت یا ناخشنودی ایجاد کند. نقش لذت در شکلدهی رفتار را میتوان نوعی «پول مشترک» روانی دانست که ارزش هر عمل را منعکس میکند. لذت معمولاً از محرکهایی ناشی میشود که بر توانایی بقای ما یا فرزندان ما میافزاید. اینها شامل غذاهای خوشمزه، نوشیدنیهای دلچسب و تولید مثل هستند. رنج یا ناکامی معمولاً ناشی از رویدادهایی است که بقای ما را تهدید میکند، این رویدادها از قبیل آسیب جسمانی، بیماری یا از دست دادن منابع میباشند. بنابراین پاداشی که هر عمل به دنبال خواهد داشت به طور کلی سودمندی یا عدم سودمندی تکرار آن عمل را تعیین میکند. ممکن است احساس لذت در جریان فرگشت برای این به وجود آمده باشد که مغز توسط آن از خاطرههای اعمال سودمند یا زیانبار گذشته مطلع شود و از این طریق اعمال بعدی را بهتر هدایت کند. اگر لذت را نوعی «پول مشترک» بدانیم که ارزش رویدادهای مختلف را تعیین میکند، پس قاعدتاً مغز باید بتواند به نحوی ارزش لذات مختلف را به واحدهای همارز سودمند بودن تبدیل نماید. شواهد موجود نیز نشان میدهد که احتمالاً در مغز نوعی نظام «پول مشترک عصبی» برای پاداشها وجود داشته باشد؛ حتی ممکن است پاداشبخش بودنِ مشوقها به این علت باشد که دستگاه پاداش واحدی را در مغز فعال میکنند. این «پول مشترک عصبی» ظاهراً با سطح فعالیت سیستم دوپامینی مزولیمبیک دارای ارتباط است؛ نورونهای این سیستم در بخش فوقانی ساقهٔ مغز قرار دارند و آکسونهای آنها تا قشر پیشپیشانی کشیده شدهاند. همانطور که از نام این نورونها پیدا میباشد، آنها برای ارسال پیام از ناقل عصبی - نوروترانسمیتر - دوپامین استفاده میکنند. سیستم دوپامینی مغز با عوامل طبیعی گوناگونی از قبیل غذا، آب و حضور همدم جنسی مطلوب فعال میشود. بسیاری از داروها همچون کوکائین، آمفتامین و هروئین که برای انسانها یا حیوانات نقش پاداشدهنده دارند، میتوانند این نورونها را فعال کنند. از آنجا که تقریباً تمامی پاداشها - چه طبیعی و چه مصنوعی - میتوانند این نورونها را فعال کنند. برخی از روانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که فعالیت این سیستم همان پول مشترکی است که مغز برای ارزیابی پاداش از آن استفاده میکند.
Source: Hilgard's Introduction to Psychology
@NeoSciensology
📕وصیت نامه خدا(ممنوعه)
✍هوشنگ معین زاده
کتاب « وصیت نامه خدا » نوشته « هوشنگ معین زاده »
در گستره ی جولان اندیشه درباره خدایی که تاکنون در باره اش جز توصیف صفات وی، سخنی نگفته اند و هیچکس هم او را تعریف نکرده است، چه پیغمبران و عارفان، چه فیلسوفان و اندیشمندان.
آنچه از دید صاحب نظران پنهان نیست، این است که در هیچ یک از متونی که درباره خدا مطلب نوشته شده، حتا کتب به اصطلاح «آسمانی»، خدا تعریف نشده است بلکه همه ی آنها در شرح و تفسیر صفات او بوده است. خداباوران هم که خدا را خالق، دانا و توانای مطلق می دانند، در هیچ کتابی نخوانده و از هیچ کسی نشنیده اند که این خالق دانا و توانای مطلق چیست و کیست؟ از کجا آمده است؟ در حالیکه لازم بود پیش از توصیف هنرنمایی های خدا، خود او را تعریف می کردند تا ببینیم خود او چیست و کیست؟ برای نمونه وقتی خدای مسلمانان به زبان صریح خود در قرآن گفته است، پیغمبر اسلام که رسول او بوده: (نه غیب می داند، نه فرشته است و نه خزانه های خدا را در دست دارد)، معلوم نیست به چه دلیلی بعضی ها فکر می کنند که بستگان پیغمبر اسلام و نوادگان دختری او صاحب چنان کرامات و معجزاتی هستند که می توانند بیماران را شفا دهند، فقرا را ثروتمند کنند، ظالمان را به سزای اعمالشان برسانند، شفیع آمرزیده شدن گناهکاران شوند و بسیاری کارهای غیرممکنی که خود پیغمبر اسلام هم از انجام آنها عاجز بوده، این عزیز کرده های بی جهت قادر به انجامش هستند؟ کسانی که در زمان حیات خود حتا قادر به حفظ جان خویش و فرزندانشان نبوده اند.
@ShafiAzad
✍هوشنگ معین زاده
کتاب « وصیت نامه خدا » نوشته « هوشنگ معین زاده »
در گستره ی جولان اندیشه درباره خدایی که تاکنون در باره اش جز توصیف صفات وی، سخنی نگفته اند و هیچکس هم او را تعریف نکرده است، چه پیغمبران و عارفان، چه فیلسوفان و اندیشمندان.
آنچه از دید صاحب نظران پنهان نیست، این است که در هیچ یک از متونی که درباره خدا مطلب نوشته شده، حتا کتب به اصطلاح «آسمانی»، خدا تعریف نشده است بلکه همه ی آنها در شرح و تفسیر صفات او بوده است. خداباوران هم که خدا را خالق، دانا و توانای مطلق می دانند، در هیچ کتابی نخوانده و از هیچ کسی نشنیده اند که این خالق دانا و توانای مطلق چیست و کیست؟ از کجا آمده است؟ در حالیکه لازم بود پیش از توصیف هنرنمایی های خدا، خود او را تعریف می کردند تا ببینیم خود او چیست و کیست؟ برای نمونه وقتی خدای مسلمانان به زبان صریح خود در قرآن گفته است، پیغمبر اسلام که رسول او بوده: (نه غیب می داند، نه فرشته است و نه خزانه های خدا را در دست دارد)، معلوم نیست به چه دلیلی بعضی ها فکر می کنند که بستگان پیغمبر اسلام و نوادگان دختری او صاحب چنان کرامات و معجزاتی هستند که می توانند بیماران را شفا دهند، فقرا را ثروتمند کنند، ظالمان را به سزای اعمالشان برسانند، شفیع آمرزیده شدن گناهکاران شوند و بسیاری کارهای غیرممکنی که خود پیغمبر اسلام هم از انجام آنها عاجز بوده، این عزیز کرده های بی جهت قادر به انجامش هستند؟ کسانی که در زمان حیات خود حتا قادر به حفظ جان خویش و فرزندانشان نبوده اند.
@ShafiAzad
📕 خدا، انگاره ی ورشکسته
✍️ ویکتور ج استنگر
📝 بهمنیار
چگونه دانش روشن می سازد که خدایی وجود ندارد
نخستین گامی که باید برداشته شود این است که روشن کنیم این دین ها تنها نامی متفاوت دارند، آنها همه سر و ته یک کرباس هستند. یکتاپرستی بزرگترین آفتی است که کره زمین تاکنون دیده است، نمیتوان نترسید که اگر رژیم ایران از میان برود، کشوری دیگری جای آن را نگیرد. نمیتوان نترسید که مسیحیان اروپایی ترورهای دینی، ترورهای انتحاری به راه نیندازد. بی گمان، به گونه ی دقیق درباره ی خدای یهودی-ترسایی-اسلامی روشنگری نشده است. نه تنها نگرش های ناهمسانی از بودن خدا در میان این سه دین هست، بلکه در میان هر دین، میان الهیات دانها و غیر روحانی های باورمند و همچنین در میان فرقه های این دین ها نیز ناهمسانی هایی پیدا میشود. به طور کلی زمانی که ما هیچ گواه یا فرنود و دلیل دیگری برای باور کردن شماری از هستی ها نداریم، میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که آن هستی یا وجود، نیست. ما هیچ گواه برای پا گنده، غول زشت برفی و هیولای لاک نس نداریم، ولی باور نمیکنیم که آنها وجود داشته باشند. اگر ما هیچ گواه و فرنود یا دلیل های دیگری برای بودن الله نداشته باشیم، پس میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که خدایی در کار نیست.
#خدا_انگاره_ی_ورشکسته
#ویکتور_ج_استنگر
#بهمنیار
@shafiAzad
✍️ ویکتور ج استنگر
📝 بهمنیار
چگونه دانش روشن می سازد که خدایی وجود ندارد
نخستین گامی که باید برداشته شود این است که روشن کنیم این دین ها تنها نامی متفاوت دارند، آنها همه سر و ته یک کرباس هستند. یکتاپرستی بزرگترین آفتی است که کره زمین تاکنون دیده است، نمیتوان نترسید که اگر رژیم ایران از میان برود، کشوری دیگری جای آن را نگیرد. نمیتوان نترسید که مسیحیان اروپایی ترورهای دینی، ترورهای انتحاری به راه نیندازد. بی گمان، به گونه ی دقیق درباره ی خدای یهودی-ترسایی-اسلامی روشنگری نشده است. نه تنها نگرش های ناهمسانی از بودن خدا در میان این سه دین هست، بلکه در میان هر دین، میان الهیات دانها و غیر روحانی های باورمند و همچنین در میان فرقه های این دین ها نیز ناهمسانی هایی پیدا میشود. به طور کلی زمانی که ما هیچ گواه یا فرنود و دلیل دیگری برای باور کردن شماری از هستی ها نداریم، میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که آن هستی یا وجود، نیست. ما هیچ گواه برای پا گنده، غول زشت برفی و هیولای لاک نس نداریم، ولی باور نمیکنیم که آنها وجود داشته باشند. اگر ما هیچ گواه و فرنود یا دلیل های دیگری برای بودن الله نداشته باشیم، پس میتوانیم به خوبی مطمئن باشیم که خدایی در کار نیست.
#خدا_انگاره_ی_ورشکسته
#ویکتور_ج_استنگر
#بهمنیار
@shafiAzad
آدمیزاد طبیعت و سرنوشت را مقصر هر چیزی میداند، در حالی که سرنوشت هرکس چیزی نیست جز انعکاسی از شخصیت، احساسات، اشتباهات و ضعفهای او.
📕 وفور کاترینها
✍🏻 #جان_گرین
@ShafiAzad
📕 وفور کاترینها
✍🏻 #جان_گرین
@ShafiAzad
زندگی میگذرد و هر کس سهمی از عمر دارد، تا آنجا که از دست برآید باید چنان زندگی کرد که تلخ نباشد و برای دیگران هم تلخی نیاورد، که زندگی همه اش شوخی است.
📕 از مسافر تا تبخال
✍🏻 #احمد_محمود
@ShafiAzad
📕 از مسافر تا تبخال
✍🏻 #احمد_محمود
@ShafiAzad
ما به دیگران نیاز داریم چرا که تنها با وجود دیگران است که میتوانیم کجفهمیها و سوءِ تعبیرهامان را شناسایی کنیم.
کسانی که نمیتوانند با دیگران مدارا کنند کسانیاند که احتمالا از اشتباهها و ضعفهایشان میترسند.
#مارک_ورنون
@ShafiAzad
کسانی که نمیتوانند با دیگران مدارا کنند کسانیاند که احتمالا از اشتباهها و ضعفهایشان میترسند.
#مارک_ورنون
@ShafiAzad
📎 #_یک_تکه_کتاب
به گمان من، هنر بزرگ، هنر فاصلههاست، آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور یخ میزنند، باید نقطه درست را پیدا کرد و در آن ماند.
و آن را جز با ریاضت کشیدن نمیتوان یافت، مثل همه چیزهای دیگری که آدم واقعا میآموزد، برای دانستن باید بهایش را پرداخت....درد را دوست ندارم، هرگز هم آن را دوست نخواهم داشت، ولی باید اذعان کنم که آموزگار خوبی است، رستگاری نگه داشتن هوشمندی است و نشاط و ملایمت
رستگاری یعنی زنده ماندن حتی اگر مرده باشیم ...
📕 دیوانه بازی
✍🏻 #کریستین_بوبن
@ShafiAzad
به گمان من، هنر بزرگ، هنر فاصلههاست، آدمها زیاد نزدیک باشند میسوزند و زیاد دور یخ میزنند، باید نقطه درست را پیدا کرد و در آن ماند.
و آن را جز با ریاضت کشیدن نمیتوان یافت، مثل همه چیزهای دیگری که آدم واقعا میآموزد، برای دانستن باید بهایش را پرداخت....درد را دوست ندارم، هرگز هم آن را دوست نخواهم داشت، ولی باید اذعان کنم که آموزگار خوبی است، رستگاری نگه داشتن هوشمندی است و نشاط و ملایمت
رستگاری یعنی زنده ماندن حتی اگر مرده باشیم ...
📕 دیوانه بازی
✍🏻 #کریستین_بوبن
@ShafiAzad
می دانی اولين بوسه ی جهان چه طور كشف شد؟
دست هاش تا آرنج گلی بود گفت: در زمانهای بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز ، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند. به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بیانداز. زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لبهای مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم، ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند...!
📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی
@ShafiAzad
دست هاش تا آرنج گلی بود گفت: در زمانهای بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز ، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دستهاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند. به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بیانداز. زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لبهای مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم، ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند...!
📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی
@ShafiAzad