سخنان نیچه علیه مسیحیت و کشیشان در کتاب غروب بتها:
۱.عمل کلیسا، دشمنی با زندگیست.
۲.به داستان زندگانی کشیشان و فیلسوفان و نیز هنرمندان نگاهی باید کرد تا دید که این ناتوانان جنسی نبودند، که زهرآگین ترین سخنان را دربارهء حسها گفتهاند؟ پارسایان هم نبودند؛ بلکه آنانی بودند که پارسایی از ایشان بر نمیآمده است؛ که میبایست به زور پارسایی پیشه کنند.
۳.آنجا که ملکوت خداوند آغاز میشود، زندگی پایان مییابد.
۴.کلیترین فرمول در بنیاد هر دین و اخلاق اینست که «چنین و چنان مکن تا سعادتمند شوی! وگرنه خود دانی...»
اساس هر اخلاقی، هر دینی، همین دستور است. من این را گناه نخستین بزرگ عقل مینامم و بیعقلی نامیرا.
📚غروب بتها
👤فریدریش نیچه
@ShafiAzad
۱.عمل کلیسا، دشمنی با زندگیست.
۲.به داستان زندگانی کشیشان و فیلسوفان و نیز هنرمندان نگاهی باید کرد تا دید که این ناتوانان جنسی نبودند، که زهرآگین ترین سخنان را دربارهء حسها گفتهاند؟ پارسایان هم نبودند؛ بلکه آنانی بودند که پارسایی از ایشان بر نمیآمده است؛ که میبایست به زور پارسایی پیشه کنند.
۳.آنجا که ملکوت خداوند آغاز میشود، زندگی پایان مییابد.
۴.کلیترین فرمول در بنیاد هر دین و اخلاق اینست که «چنین و چنان مکن تا سعادتمند شوی! وگرنه خود دانی...»
اساس هر اخلاقی، هر دینی، همین دستور است. من این را گناه نخستین بزرگ عقل مینامم و بیعقلی نامیرا.
📚غروب بتها
👤فریدریش نیچه
@ShafiAzad
به نوکردنِ ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پروازِ کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
برنیامد.
الف. بامداد: ۹ آبانِ ۱۳۵۱
@ShafiAzad
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پروازِ کبوتر ممنوع است.
صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.
ماه
برنیامد.
الف. بامداد: ۹ آبانِ ۱۳۵۱
@ShafiAzad
تهوع برانگیز است!
سعادت و خوشبختی و کمالی که فهم و درکش نه تنها دشوار نیست بلکه هیچ زحمت فکری چندانی هم نمیطلبد،
اما به دلایلی چنان عرصه را بر خویش و فرزندانمان تنگ میکنیم که دستیابی به آن سعادت در انتهای مسیر پر پیچ و خم فکری، از هر شقاوتی پیشی گرفته است؛
سعادتی که از مسیر برهانهای پیچیده و دشوار و تودرتوی گاه ناقص و گاه درسته عقلی و نقلی برای اثبات خدا و جهانهای دیگر و فهم احکام دین و عدالت و اخلاق، میگذرد و باید همگی اینان را پاس کرد و در مغز کودک خوراند تا او را بهسوی سعادتی که خودمان سعادت میپنداریمش، رهنمون شویم!
چه ارزشی دارد؟!
لعنت بر آن خوشبختی و سعادتی که فهمش، درک چنین برهانهای پیچیده را میطلبد!
لعنت بر آن بهشت و هدایتی که رهسپاری بهسویش، مستلزم فهم و خوراندن چنین برهانهای پیچیده و دشواری برای اثبات خدا و جهان دیگر و احکام دین، هم برای خویش و هم بر مغز کودکان است تا حتما بفهمند و درکش کنند تا مبادا از مسیر آن سعادت منحرف شوند...!
#سوفی
@shafiAzad
سعادت و خوشبختی و کمالی که فهم و درکش نه تنها دشوار نیست بلکه هیچ زحمت فکری چندانی هم نمیطلبد،
اما به دلایلی چنان عرصه را بر خویش و فرزندانمان تنگ میکنیم که دستیابی به آن سعادت در انتهای مسیر پر پیچ و خم فکری، از هر شقاوتی پیشی گرفته است؛
سعادتی که از مسیر برهانهای پیچیده و دشوار و تودرتوی گاه ناقص و گاه درسته عقلی و نقلی برای اثبات خدا و جهانهای دیگر و فهم احکام دین و عدالت و اخلاق، میگذرد و باید همگی اینان را پاس کرد و در مغز کودک خوراند تا او را بهسوی سعادتی که خودمان سعادت میپنداریمش، رهنمون شویم!
چه ارزشی دارد؟!
لعنت بر آن خوشبختی و سعادتی که فهمش، درک چنین برهانهای پیچیده را میطلبد!
لعنت بر آن بهشت و هدایتی که رهسپاری بهسویش، مستلزم فهم و خوراندن چنین برهانهای پیچیده و دشواری برای اثبات خدا و جهان دیگر و احکام دین، هم برای خویش و هم بر مغز کودکان است تا حتما بفهمند و درکش کنند تا مبادا از مسیر آن سعادت منحرف شوند...!
#سوفی
@shafiAzad
Please be patient with me. Sometimes when I’m quiet, it’s because I need to figure myself out. It’s not because I don’t want to talk. Sometimes there are no words for my thoughts.
لطفا با من صبور باش.
بعضی اوقات وقتی ساکت هستم، به این دلیل است که احتیاج دارم خودم را بفهمم.
این به این دلیل نیست که من نمی خواهم صحبت کنم.
بعضی اوقات هیچ کلمه ای برای افکار من وجود ندارد.
@ShafiAzad
لطفا با من صبور باش.
بعضی اوقات وقتی ساکت هستم، به این دلیل است که احتیاج دارم خودم را بفهمم.
این به این دلیل نیست که من نمی خواهم صحبت کنم.
بعضی اوقات هیچ کلمه ای برای افکار من وجود ندارد.
@ShafiAzad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
احساس #تنهایی
هرآنچه در مورد انزوا و احساس تنهایی و اثرات و چگونگی برخورد با آن باید بدانید.
شاید یکی از مفیدترین 12 دقیقههایی که میشه تماشا کرد!
@ShafiAzad
هرآنچه در مورد انزوا و احساس تنهایی و اثرات و چگونگی برخورد با آن باید بدانید.
شاید یکی از مفیدترین 12 دقیقههایی که میشه تماشا کرد!
@ShafiAzad
گفتار در روش راه بردن عقل/ رنه دکارت
اما سود دیگران از آگاهی بر افکار من نیز چندان نخواهد بود، زیرا هنوز آنها را به اندازهای بسط ندادهام که از افزایش بسیار بینیاز شده باشد و بنابراین موقع نرسیده که آنها را بکار بیندازند و گمان دارم بی خودستایی میتوانم گفت که برای افزایش آنها، خود از دیگران تواناترم، نه از جهت آنکه در دنیا کسی داناتر از من نیست، بلکه از آن سبب که هیچکس چیزی را که از دیگری بیاموزد، مانند آنچه خود ابتکار نموده به خوبی درک نمیکند.
چنانکه برای من بارها شده است که بعضی از عقاید خویش را برای مردمان بسیار زیرک بیان نمودهام و هنگامی که با ایشان گفتگو میکردم چنین مینمود که به خوبی آن را فهم میکنند، ولیکن چون بازگو میکردند، میدیدم دگرگونش ساختهاند و با عقیدهء من به کلی متفاوت شده است و به این مناسبت موقع را مغتنم شمرده از آیندگان تمنا میکنم هرگاه کسی چیزی را به من نسبت میدهد، اگر خودم آن را نشر نکردهام، باور نکنند و نیز شگفت ندارم از آرای عجیب و غریبی که به حکمای پیشین نسبت میدهند، در حالیکه نوشتههای آنها به ما نرسیده و به همین جهت گمان نمیکنم افکار ایشان این اندازه نامعقول بوده باشد، بلکه معتقدم که آنها را به درستی نقل نکردهاند چه آن حکما بزرگترین مردم عصر خود بودهاند، چنان که تقریبا هرگز نشده است که کسی از پیروانشان بر ایشان تفضیل بیابد و یقین دارم که همهء آن کسانی که امروز با کمال عشق و شور از ارسطو پیروی میکنند؛
خرسند خواهند بود که به اندازهء او بر احوال طبیعت معرفت بیابند،
اگرچه به این شرط باشد که هرگز بیش از آن چیزی ندانند، مانند گیاه عشقه که هیچگاه از درختی که به آن پیچیده بالاتر نمیرود، بلکه غالبا چون به سر آن رسید به زیر بر میگردد و تنزل میکند و همین ترقی معکوس نصیب ابنای زمان ماست؛
چه محققان سلف هریک مطالبی را موضوع تحقیق قرار داده و تحقیقاتش از بیاناتی که در تصنیفات خود نموده درست مفهوم میشود،
ولیکن پیروان او از بیانات او میخواهند مشکلات دیگری را هم که مصنف متعرض آنها نشده، بلکه آنها شاید هیچ به خاطرش خطور نکرده، از بیانات او دریابند و به عقیدهء من این اشخاص به جای ترقی تنزل میکنند، یعنی نادانتر میشوند از آنکه هیچ تعلم نمیکردند؛
ولیکن برای کسانی که قریحهء عالی ندارند، این قسم حکمت بافتن کار را آسان میکند، زیرا که به سبب ابهام و اجمال حدود و اصولی که بکار میبرند، از هرچیز میتوانند چنان به جرئت بحث کنند که گویی آن را میدانند و با دقیقترین و زبردستترین اشخاص در آن باب جدل کنند و به هیچ طریق ساکت و قانع نشوند و چنین اشخاص بهنظر من به نابینایی میمانند که چون میخواهد با آدم بینا زد و خورد کند و بر او چیره شود، او را به قعر سردابهء تاریکی میبرد.
📚گفتار در روش
✍️رنه دکارت
@ShafiAzad
اما سود دیگران از آگاهی بر افکار من نیز چندان نخواهد بود، زیرا هنوز آنها را به اندازهای بسط ندادهام که از افزایش بسیار بینیاز شده باشد و بنابراین موقع نرسیده که آنها را بکار بیندازند و گمان دارم بی خودستایی میتوانم گفت که برای افزایش آنها، خود از دیگران تواناترم، نه از جهت آنکه در دنیا کسی داناتر از من نیست، بلکه از آن سبب که هیچکس چیزی را که از دیگری بیاموزد، مانند آنچه خود ابتکار نموده به خوبی درک نمیکند.
چنانکه برای من بارها شده است که بعضی از عقاید خویش را برای مردمان بسیار زیرک بیان نمودهام و هنگامی که با ایشان گفتگو میکردم چنین مینمود که به خوبی آن را فهم میکنند، ولیکن چون بازگو میکردند، میدیدم دگرگونش ساختهاند و با عقیدهء من به کلی متفاوت شده است و به این مناسبت موقع را مغتنم شمرده از آیندگان تمنا میکنم هرگاه کسی چیزی را به من نسبت میدهد، اگر خودم آن را نشر نکردهام، باور نکنند و نیز شگفت ندارم از آرای عجیب و غریبی که به حکمای پیشین نسبت میدهند، در حالیکه نوشتههای آنها به ما نرسیده و به همین جهت گمان نمیکنم افکار ایشان این اندازه نامعقول بوده باشد، بلکه معتقدم که آنها را به درستی نقل نکردهاند چه آن حکما بزرگترین مردم عصر خود بودهاند، چنان که تقریبا هرگز نشده است که کسی از پیروانشان بر ایشان تفضیل بیابد و یقین دارم که همهء آن کسانی که امروز با کمال عشق و شور از ارسطو پیروی میکنند؛
خرسند خواهند بود که به اندازهء او بر احوال طبیعت معرفت بیابند،
اگرچه به این شرط باشد که هرگز بیش از آن چیزی ندانند، مانند گیاه عشقه که هیچگاه از درختی که به آن پیچیده بالاتر نمیرود، بلکه غالبا چون به سر آن رسید به زیر بر میگردد و تنزل میکند و همین ترقی معکوس نصیب ابنای زمان ماست؛
چه محققان سلف هریک مطالبی را موضوع تحقیق قرار داده و تحقیقاتش از بیاناتی که در تصنیفات خود نموده درست مفهوم میشود،
ولیکن پیروان او از بیانات او میخواهند مشکلات دیگری را هم که مصنف متعرض آنها نشده، بلکه آنها شاید هیچ به خاطرش خطور نکرده، از بیانات او دریابند و به عقیدهء من این اشخاص به جای ترقی تنزل میکنند، یعنی نادانتر میشوند از آنکه هیچ تعلم نمیکردند؛
ولیکن برای کسانی که قریحهء عالی ندارند، این قسم حکمت بافتن کار را آسان میکند، زیرا که به سبب ابهام و اجمال حدود و اصولی که بکار میبرند، از هرچیز میتوانند چنان به جرئت بحث کنند که گویی آن را میدانند و با دقیقترین و زبردستترین اشخاص در آن باب جدل کنند و به هیچ طریق ساکت و قانع نشوند و چنین اشخاص بهنظر من به نابینایی میمانند که چون میخواهد با آدم بینا زد و خورد کند و بر او چیره شود، او را به قعر سردابهء تاریکی میبرد.
📚گفتار در روش
✍️رنه دکارت
@ShafiAzad
Forwarded from بینام
#جلسه_کتابخوانی در Atheists Community
#عنوان_کتاب: فرگشت و ژنتیک
#نویسنده: بهنام محمدپناه
#اجرا_کننده: Daenerys
#زمان: هر شب ساعت ۲۰ به وقت تهران
#مکان: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
#عنوان_کتاب: فرگشت و ژنتیک
#نویسنده: بهنام محمدپناه
#اجرا_کننده: Daenerys
#زمان: هر شب ساعت ۲۰ به وقت تهران
#مکان: Atheists Community
https://t.me/joinchat/IBkdwUQYQiFqRTrFH4RFWA
{شک دکارتی و روش دکارت}
شک دکارتی، روشی بود که فیلسوف عقلگرای فرانسوی «رنه دکارت»، بنیاد نهاد و با روش خود، هموار کنندهء راه فیلسوفان بعد از خود شد و همچنین موجب غلیان خون منجمد در رگهای جریانهای فلسفی پیش از خود شد؛
دکارت معتقد بود که برای کسب معرفتی یقینی، و بهدور از ذرهای خطا، نمیتوان به حواس و تجربه و محسوسات اکتفا و اعتماد کرد، و راه معرفت صحیح و دور از اشتباه، تنها از یقینیات عقلی و تحلیلهای آن میگذرد.
شک دکارتی به ما میگوید که برای داشتن ذهنی با اطلاعات انباشتهء درست و معرفتی تهی از خطا، لازم است تا حداقل یکبار به تمامی اطلاعات و اعتقادات و آموزههای ذهن خود که تا به امروز کسب کردهایم شک کنیم؛
و یا به اصطلاح تمامی سیبهای سبد ذهن خود را خالی کنیم تا بتوانیم راحتتر مجددا سیبهای سالم از گندیده را جدا، و یکی یکی آنها را به ذهن خود بازگردانیم؛
و یا تمامی بنیان ساختمان تفکر ذهن خویش را از ریشه برچینیم و مجددا از نو، آن را مستحکم بسازیم.
دکارت به ما میگوید که حتی اگر در کسب معرفتی، وجود خطا محتمل بود، آن را کاملا کنار بگذاریم و یا در صدد تحقیق برآییم تا بر صدق یا کذب آن یقین حاصل کنیم.
اما دکارت، با وجود تمام اصولی که پایهگذاری کرد، و شکی که بهنام «شک دکارتی» پایهگذار بود، از همان ابتدا به وجود #خدا یقین کامل داشت،
یعنی او تمامی سیبهای ذهن خود را خالی نکرد، بلکه پیشفرضی به نام خدا، را در درون ذهن خویش همواره در طول زندگیاش نگه داشت و بعدها با همان یقین بدیهی انگاشته، برهانهای عقلی ساخت که آنها را اساسا از دو شخصیت:
«قدیس آنسلم» و «توماس آکویناس» وام گرفت.
دکارت تمامی دستگاه فکری بعدی خویش را، بر پایه همان پیشفرض بدیهی گرفته شده، یعنی «خدا»، ساخت و پیش رفت.
دکارت شخصیتی بود که در طول دوران عمر خویش، همواره از بیان و داشتن تفکراتی مخالف با کلیسا، هراس داشت و از آن بر حذر بود، چه که او، سرنوشت مهدوم گالیله را مشاهده کرده بود که چطور به جهت مغایرت تفکرش با اصول کلیسا، مورد تهدید واقع شد و سخنانش را پس گرفت. لذا او همواره فلسفهء خود را با آموزههای کلیسا تطبیق میداد تا مبادا خلاف آن باشد، گرچه با این حال، بازهم یکبار بشدت مورد تهدید واقع شد، اما جان سالم بهدر برد.
#sophie
@shafiAzad
شک دکارتی، روشی بود که فیلسوف عقلگرای فرانسوی «رنه دکارت»، بنیاد نهاد و با روش خود، هموار کنندهء راه فیلسوفان بعد از خود شد و همچنین موجب غلیان خون منجمد در رگهای جریانهای فلسفی پیش از خود شد؛
دکارت معتقد بود که برای کسب معرفتی یقینی، و بهدور از ذرهای خطا، نمیتوان به حواس و تجربه و محسوسات اکتفا و اعتماد کرد، و راه معرفت صحیح و دور از اشتباه، تنها از یقینیات عقلی و تحلیلهای آن میگذرد.
شک دکارتی به ما میگوید که برای داشتن ذهنی با اطلاعات انباشتهء درست و معرفتی تهی از خطا، لازم است تا حداقل یکبار به تمامی اطلاعات و اعتقادات و آموزههای ذهن خود که تا به امروز کسب کردهایم شک کنیم؛
و یا به اصطلاح تمامی سیبهای سبد ذهن خود را خالی کنیم تا بتوانیم راحتتر مجددا سیبهای سالم از گندیده را جدا، و یکی یکی آنها را به ذهن خود بازگردانیم؛
و یا تمامی بنیان ساختمان تفکر ذهن خویش را از ریشه برچینیم و مجددا از نو، آن را مستحکم بسازیم.
دکارت به ما میگوید که حتی اگر در کسب معرفتی، وجود خطا محتمل بود، آن را کاملا کنار بگذاریم و یا در صدد تحقیق برآییم تا بر صدق یا کذب آن یقین حاصل کنیم.
اما دکارت، با وجود تمام اصولی که پایهگذاری کرد، و شکی که بهنام «شک دکارتی» پایهگذار بود، از همان ابتدا به وجود #خدا یقین کامل داشت،
یعنی او تمامی سیبهای ذهن خود را خالی نکرد، بلکه پیشفرضی به نام خدا، را در درون ذهن خویش همواره در طول زندگیاش نگه داشت و بعدها با همان یقین بدیهی انگاشته، برهانهای عقلی ساخت که آنها را اساسا از دو شخصیت:
«قدیس آنسلم» و «توماس آکویناس» وام گرفت.
دکارت تمامی دستگاه فکری بعدی خویش را، بر پایه همان پیشفرض بدیهی گرفته شده، یعنی «خدا»، ساخت و پیش رفت.
دکارت شخصیتی بود که در طول دوران عمر خویش، همواره از بیان و داشتن تفکراتی مخالف با کلیسا، هراس داشت و از آن بر حذر بود، چه که او، سرنوشت مهدوم گالیله را مشاهده کرده بود که چطور به جهت مغایرت تفکرش با اصول کلیسا، مورد تهدید واقع شد و سخنانش را پس گرفت. لذا او همواره فلسفهء خود را با آموزههای کلیسا تطبیق میداد تا مبادا خلاف آن باشد، گرچه با این حال، بازهم یکبار بشدت مورد تهدید واقع شد، اما جان سالم بهدر برد.
#sophie
@shafiAzad
ذهن، مغز، علم.pdf
45.9 MB
✍جان. ار. سرل
مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی
پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی
مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی
پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی
The human mind has the ability to make hell out of heaven, and out of heaven into hell; Now look at which category you want to be in and which category is more in your favor...
«ذهن انسان، این توانایی را دارد که از جهنم، بهشت، و از بهشت جهنم بسازد؛
حال بنگرید که شما جزء کدام دسته میخواهید باشید و کدام قسم بیشتر به سود شماست...»
@shafiAzad
«ذهن انسان، این توانایی را دارد که از جهنم، بهشت، و از بهشت جهنم بسازد؛
حال بنگرید که شما جزء کدام دسته میخواهید باشید و کدام قسم بیشتر به سود شماست...»
@shafiAzad