دیباچهی نامهاش به نام خوش دوست
جانمایهی شـاهنامه اندیشهی اوست
آن مرد سرایندهی گنجینهی نـاب
فرزانهی توس و پیر دانای اَشوسـت!
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
نگارگر: #نادر_حیدری
#روز_فردوسی
@AdabSar
جانمایهی شـاهنامه اندیشهی اوست
آن مرد سرایندهی گنجینهی نـاب
فرزانهی توس و پیر دانای اَشوسـت!
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
نگارگر: #نادر_حیدری
#روز_فردوسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
✨ زبان شکرین و شیوای پارسی که میتوانیم بیدرنگ آن را نغزترین و توانمندترین زبان زیباشناختی در جهان بدانیم، سرشت و ساختاری دوگانه و ناسازوارانه دارد: از سویی زبانی است بسیار سوده و ساده، نغز و نازک، با زنگ و آهنگی دلاویز و خنیایی و گوشنواز؛ از دیگر سوی، زبانی استوار و سختجان و پایدار که تندبادهایی سهمناک و ستیزآمیز را از سر گذرانیده و در درازنای سدهها و هزارهها برپای مانده و باری گران و تنفرسای را بر دوش کشیده است که فرهنگ گرانسنگ و نازشخیز ایرانی است.
✨ زبان پارسی، زبانی است توانمند و بینیاز. این توانمندی در زبان پارسی، برمیگردد به سامانه و دستگاه واژهسازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینشگرایانه و بیکرانه است. ما میتوانیم بیشمار در پارسی، واژه بسازیم.
✨ میتوان از واژههای بیگانه بپرهیزید؛ برای واژگانی که به هر انگیزهای در این زبان راه جستهاند، برابرهای پارسی بیابیم؛ اندکاندک این واژهها را از زبان پارسی برانیم و آن واژگان دیگر را به جای آنها بنشانیم.
✨ زبان پارسی مانند بسیاری از زبانهای جهان کالبدینه نیست؛ بدینسان که پیمانهها و ریختهای از پیش نهاده برای واژهسازی در این زبان نمیبینیم. زبان پارسی بسیار نرمشپذیر است؛ به موم میماند. هرچه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر باشد، این زبان را آسانتر و مایهورتر میتوانید به کار بگیرید.
✨ زبان پارسی، مایهورترین و نغزترین سامانهی سرودینه و سراودین (شعری) جهان را، در چندی چونی، در خود پدید آورده است و آوازهی ایران را تا دورترین سرزمینهای گیتی درگسترده است و سخنورانی بزرگ و ورجاوند را، در آفرینش شاهکارهای جاودان ادبی به کار آمده است؛ شاهکارها و سخنورانی که به هیچ گمان گزافه همانند و همالی برایشان در سراسر جهان نمیتوان یافت.
✨ شگرفی و شاهواری این زبان و سختگی و ستواری آن تا بدان پایه بوده است که سخن پارسی و ادبِ در پیوسته آن را آنچنان مایه بخشیده است که فرازنای فرخندهی فرهنگ و هنر ایران و ستیغ استوار و سر بر سپهر این هنر و فرهنگ گردیده است.
✨ ناتوانی، کمبود و بیتوشی از زبان پارسی نیست، از کسانی است که این زبان را به کار میگیرند.
#میرجلال_الدین_کزازی
بریدههایی از یادداشت "اندر چرایی سرهگویی و سرهنویسی"
#روز_فردوسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
✨ زبان شکرین و شیوای پارسی که میتوانیم بیدرنگ آن را نغزترین و توانمندترین زبان زیباشناختی در جهان بدانیم، سرشت و ساختاری دوگانه و ناسازوارانه دارد: از سویی زبانی است بسیار سوده و ساده، نغز و نازک، با زنگ و آهنگی دلاویز و خنیایی و گوشنواز؛ از دیگر سوی، زبانی استوار و سختجان و پایدار که تندبادهایی سهمناک و ستیزآمیز را از سر گذرانیده و در درازنای سدهها و هزارهها برپای مانده و باری گران و تنفرسای را بر دوش کشیده است که فرهنگ گرانسنگ و نازشخیز ایرانی است.
✨ زبان پارسی، زبانی است توانمند و بینیاز. این توانمندی در زبان پارسی، برمیگردد به سامانه و دستگاه واژهسازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینشگرایانه و بیکرانه است. ما میتوانیم بیشمار در پارسی، واژه بسازیم.
✨ میتوان از واژههای بیگانه بپرهیزید؛ برای واژگانی که به هر انگیزهای در این زبان راه جستهاند، برابرهای پارسی بیابیم؛ اندکاندک این واژهها را از زبان پارسی برانیم و آن واژگان دیگر را به جای آنها بنشانیم.
✨ زبان پارسی مانند بسیاری از زبانهای جهان کالبدینه نیست؛ بدینسان که پیمانهها و ریختهای از پیش نهاده برای واژهسازی در این زبان نمیبینیم. زبان پارسی بسیار نرمشپذیر است؛ به موم میماند. هرچه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر باشد، این زبان را آسانتر و مایهورتر میتوانید به کار بگیرید.
✨ زبان پارسی، مایهورترین و نغزترین سامانهی سرودینه و سراودین (شعری) جهان را، در چندی چونی، در خود پدید آورده است و آوازهی ایران را تا دورترین سرزمینهای گیتی درگسترده است و سخنورانی بزرگ و ورجاوند را، در آفرینش شاهکارهای جاودان ادبی به کار آمده است؛ شاهکارها و سخنورانی که به هیچ گمان گزافه همانند و همالی برایشان در سراسر جهان نمیتوان یافت.
✨ شگرفی و شاهواری این زبان و سختگی و ستواری آن تا بدان پایه بوده است که سخن پارسی و ادبِ در پیوسته آن را آنچنان مایه بخشیده است که فرازنای فرخندهی فرهنگ و هنر ایران و ستیغ استوار و سر بر سپهر این هنر و فرهنگ گردیده است.
✨ ناتوانی، کمبود و بیتوشی از زبان پارسی نیست، از کسانی است که این زبان را به کار میگیرند.
#میرجلال_الدین_کزازی
بریدههایی از یادداشت "اندر چرایی سرهگویی و سرهنویسی"
#روز_فردوسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
Forwarded from دستیار هوشمند
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
اگر شده تنها یک واژه را هم بجای واژهی بیگانه، پارسی بگوییم، باز هم به زبان پارسی و فرهنگ ایرانی یاری رساندهایم.
#میرجلال_الدین_کزازی
در گاهشمار ایران، روز بیستوپنجم اردیبهشت روز فردوسی و پاسداشت زبان پارسی است و برای شما یاران ادبسار، هر روز، روز زبان پارسی است.
این روز را در کنار شما گرامی میداریم.
#ادبسار
#روز_فردوسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
اگر شده تنها یک واژه را هم بجای واژهی بیگانه، پارسی بگوییم، باز هم به زبان پارسی و فرهنگ ایرانی یاری رساندهایم.
#میرجلال_الدین_کزازی
در گاهشمار ایران، روز بیستوپنجم اردیبهشت روز فردوسی و پاسداشت زبان پارسی است و برای شما یاران ادبسار، هر روز، روز زبان پارسی است.
این روز را در کنار شما گرامی میداریم.
#ادبسار
#روز_فردوسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
از زخم میرسم به مَسیهای چشم تو
درمان دردهاست تماشای چشم تو
انگار مرگ فاجعه را جار میزند
ناقوس نقرهای کلیسای چشم تو!
"قد" میکشی و"قامت" شب خرد میشود
در پرتو اذان مصلای چشم تو!
آتش بهپا شدهست در این روح منجمد
زرتشت من! چه داشت اوستای چشم تو؟
"سیذارتا"ی قلب مرا درس میدهد
آوای آن جهانی بودای چشم تو!
«غم مکر سامریست!»... تو میگویی و سپس
گوسالهی غم و ید بیضای چشم تو!
اینجا که دوزخ است! اگر هم بهشت، باز
من مرد سیبخوردهی حوای چشم تو!
من لال میشدم که دعایش جواب داد
"بر او غزل ببار خدایا"ی چشم تو!
"بربط" به دست میرسد آوای سَد غزل
چون پرده را درید نکیسای چشمِ تو!
#سیامک_بهرام_پور
@AdabSar
از زخم میرسم به مَسیهای چشم تو
درمان دردهاست تماشای چشم تو
انگار مرگ فاجعه را جار میزند
ناقوس نقرهای کلیسای چشم تو!
"قد" میکشی و"قامت" شب خرد میشود
در پرتو اذان مصلای چشم تو!
آتش بهپا شدهست در این روح منجمد
زرتشت من! چه داشت اوستای چشم تو؟
"سیذارتا"ی قلب مرا درس میدهد
آوای آن جهانی بودای چشم تو!
«غم مکر سامریست!»... تو میگویی و سپس
گوسالهی غم و ید بیضای چشم تو!
اینجا که دوزخ است! اگر هم بهشت، باز
من مرد سیبخوردهی حوای چشم تو!
من لال میشدم که دعایش جواب داد
"بر او غزل ببار خدایا"ی چشم تو!
"بربط" به دست میرسد آوای سَد غزل
چون پرده را درید نکیسای چشمِ تو!
#سیامک_بهرام_پور
@AdabSar
💫
آنگاه که میرفت به غم پی بردم
از عمق وجودم به عدم پی بردم
من از دل خود هیچ نمیدانستم
تا برد دلم را به دلم پی بردم!
#میلاد_عرفان_پور
@AdabSar
آنگاه که میرفت به غم پی بردم
از عمق وجودم به عدم پی بردم
من از دل خود هیچ نمیدانستم
تا برد دلم را به دلم پی بردم!
#میلاد_عرفان_پور
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
بهنامیزد که ایران چون بهشت است
به برز بینش و اندیشه کشت است
خجسته خاک پاک این کهن بوم
مرا از خوی و خیم است و سرشت است!
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به پارسی پاک
پینوشت:
بهنامیزد ← بهنام ایزد
در سرودهی رندشوریدهی شیراز هم به چشم میخورد.
برز ← واژهی "بذر تازی، برگرفته از برز پارسی است.
همانند برز+گر=برزگر
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
بهنامیزد که ایران چون بهشت است
به برز بینش و اندیشه کشت است
خجسته خاک پاک این کهن بوم
مرا از خوی و خیم است و سرشت است!
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به پارسی پاک
پینوشت:
بهنامیزد ← بهنام ایزد
در سرودهی رندشوریدهی شیراز هم به چشم میخورد.
برز ← واژهی "بذر تازی، برگرفته از برز پارسی است.
همانند برز+گر=برزگر
@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
احتمال = گمان، گمانه، گمانبردگی، شایدی، شَوایی، شایمندی، گرایند، اَندیكی، بردباری
احتمالدادن = گمانبردن، گاسیدن
احتمالداشتن = گمانداشتن، شدنیبودن
نمونه:
احتمال داده بودم که امروز میآیی =
گمان برده بودم که امروز میآیی
احتمال داشت موفق نشوی =
شاید پیروز نمیشدی
شدنی بود که پیروز نشوی
گمانش بود که پیروز نشوی
احتمال دارد حامله باشی =
بهگمان بارداری
شاید باردار باشی
گمان میرود باردار باشی
به احتمال قوی مقام اول را بهدست میآورد =
به گرایَندِ فَزین جایگاه نخست را بهدست میآورد
به شایمندیِ بسیار جایگاه نخست را بهدست میآورد
بسیار شدنی است که جایگاه نخست را بهدست آورد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
احتمال = گمان، گمانه، گمانبردگی، شایدی، شَوایی، شایمندی، گرایند، اَندیكی، بردباری
احتمالدادن = گمانبردن، گاسیدن
احتمالداشتن = گمانداشتن، شدنیبودن
نمونه:
احتمال داده بودم که امروز میآیی =
گمان برده بودم که امروز میآیی
احتمال داشت موفق نشوی =
شاید پیروز نمیشدی
شدنی بود که پیروز نشوی
گمانش بود که پیروز نشوی
احتمال دارد حامله باشی =
بهگمان بارداری
شاید باردار باشی
گمان میرود باردار باشی
به احتمال قوی مقام اول را بهدست میآورد =
به گرایَندِ فَزین جایگاه نخست را بهدست میآورد
به شایمندیِ بسیار جایگاه نخست را بهدست میآورد
بسیار شدنی است که جایگاه نخست را بهدست آورد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
سلام دوست عزیز،ممنون از کانال خوبتون.
میشه معادل واژه های "تقصیر" و "اشتباه کردن" رو توی کانال هم توضیح دهید و بجای واژه های پارسی چه بهره ببریم؟
ممنونم
🔅پاسخ ادبسار
برای "اشتباه" بنگرید به t.me/AdabSar/7051
برای "تقصیر" بنگرید به t.me/AdabSar/7086
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
سلام دوست عزیز،ممنون از کانال خوبتون.
میشه معادل واژه های "تقصیر" و "اشتباه کردن" رو توی کانال هم توضیح دهید و بجای واژه های پارسی چه بهره ببریم؟
ممنونم
🔅پاسخ ادبسار
برای "اشتباه" بنگرید به t.me/AdabSar/7051
برای "تقصیر" بنگرید به t.me/AdabSar/7086
📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تقصیر = لغزش، کوتاهی، سستی، رَمژَک، مانید، پَرویش، بَچَک
🔻تقصیرکار = بزهکار، بزنده، گناهکار، گنهکار، گناهمَند، لغزشکار، کوتاهیکننده، سُستکار، مانیده، ویناسُمَند
🔻تقصیرکردن = مانیدن
🔻تقصیری = بینوایی، مانیدگی
🔻قاصر = کوتاه، کوتاهیکننده
🔻قاصرآمدن = کوتاهآمدن، ناتوانگشتن
🔻قاصرنظر = کوتهبین
🔻قاصرهمت = کمخواه، کمکوش
🔻قاصرین = کوتاهیکنندگان
🔻قِصار = کوتَکان(کوتاهها و تکها، سخن بِخردانهی کوتاه)
🔻کلمات قِصار = گُزینگویهها
🔻قَصار = کوتاهی، سستی، ناتوانی
🔻قُصار = کوته
🔻قصور = کوتاهی، سستی، درماندگی، فروگذاری، بازایستادن، گناه، لغزش
🔻مقصر = بزهکار، بزنده، گناهکار، گنهکار، گناهمَند، ویناسُمَند، لغزشکار، کوتاهیکننده، سُستکار
🔻مقصرین = بزهکاران، سُستکاران
✍نمونه:
🔺یکی از انواع ورشکستگی، "ورشکستگی بهتقصیر" است =
یکی از گونههای ورشکستگی، "ورشکستگی بهرَمژَک" است
🔺زبان قاصر است از بیان آنچه اتفاق افتاده است =
زبان کوتاه/ناتوان است از بازگفتنِ آنچه روی داده است
🔺محکمهی تجدیدنظر هم او را مقصر تشخیص داد =
دادگاه بازنگری هم او را گناهکار شناخت
🔺تقصیر از خودمان است که به این بلا مبتلا شدهایم =
کوتاهی از خودمان است که به این رنج دچار شدهایم
🔺نه در سخاوت او دیده هیچکس تقصیر
نه در مروت او دیده هیچکس نقصان (فرخی) =
نه در دَهِشگریِ او دیده هیچکس سستی
نه در جوانمردی او دیده هیچکس کاستی
🔺مقصرین به قصور خود اعتراف کردند =
لغزشکاران به لغزش خود اَستُوانیدند
بزهکاران گناه خود را پذیرفتند
🔺قصور این حقیر سراپا تقصیر را به دیدهی عفو و اغماض بنگرید =
پَرویش من را ببخشایید
من را ببخشید
ببخشید!
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تقصیر #قاصر #قصار #قصور #مقصر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تقصیر = لغزش، کوتاهی، سستی، رَمژَک، مانید، پَرویش، بَچَک
🔻تقصیرکار = بزهکار، بزنده، گناهکار، گنهکار، گناهمَند، لغزشکار، کوتاهیکننده، سُستکار، مانیده، ویناسُمَند
🔻تقصیرکردن = مانیدن
🔻تقصیری = بینوایی، مانیدگی
🔻قاصر = کوتاه، کوتاهیکننده
🔻قاصرآمدن = کوتاهآمدن، ناتوانگشتن
🔻قاصرنظر = کوتهبین
🔻قاصرهمت = کمخواه، کمکوش
🔻قاصرین = کوتاهیکنندگان
🔻قِصار = کوتَکان(کوتاهها و تکها، سخن بِخردانهی کوتاه)
🔻کلمات قِصار = گُزینگویهها
🔻قَصار = کوتاهی، سستی، ناتوانی
🔻قُصار = کوته
🔻قصور = کوتاهی، سستی، درماندگی، فروگذاری، بازایستادن، گناه، لغزش
🔻مقصر = بزهکار، بزنده، گناهکار، گنهکار، گناهمَند، ویناسُمَند، لغزشکار، کوتاهیکننده، سُستکار
🔻مقصرین = بزهکاران، سُستکاران
✍نمونه:
🔺یکی از انواع ورشکستگی، "ورشکستگی بهتقصیر" است =
یکی از گونههای ورشکستگی، "ورشکستگی بهرَمژَک" است
🔺زبان قاصر است از بیان آنچه اتفاق افتاده است =
زبان کوتاه/ناتوان است از بازگفتنِ آنچه روی داده است
🔺محکمهی تجدیدنظر هم او را مقصر تشخیص داد =
دادگاه بازنگری هم او را گناهکار شناخت
🔺تقصیر از خودمان است که به این بلا مبتلا شدهایم =
کوتاهی از خودمان است که به این رنج دچار شدهایم
🔺نه در سخاوت او دیده هیچکس تقصیر
نه در مروت او دیده هیچکس نقصان (فرخی) =
نه در دَهِشگریِ او دیده هیچکس سستی
نه در جوانمردی او دیده هیچکس کاستی
🔺مقصرین به قصور خود اعتراف کردند =
لغزشکاران به لغزش خود اَستُوانیدند
بزهکاران گناه خود را پذیرفتند
🔺قصور این حقیر سراپا تقصیر را به دیدهی عفو و اغماض بنگرید =
پَرویش من را ببخشایید
من را ببخشید
ببخشید!
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تقصیر #قاصر #قصار #قصور #مقصر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🙏1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سام»، «سامیار»، «سامان» و «سامین»
🔥 نام ایرانی و پسرانهی "سامیار" بر پایهی نام "سام" ساخته شده و "سام" پایهی چندین نام ایرانی دیگر است.
"سام" به چم(معنی) آتش، دارایی، سیهچرده، رگهی زر و سیم در کانها(معادن)، زر تراش نخورده و ساخته نشده، سوگند، پیمان، بیماری، زهرناک بودن، در سانسکریت به ماناک(معنی) داستان خوشایند و در اروپا و امریکا به چم پسر خورشید و پسر درخشان است.
بهمن سرکارتی "سام" را به مانی(معنی) چالشگر و کوشا نیز میداند.
💰 نام "سام"، همچون شمار فراوانی از واژگانی که سه بندواژه(حرف) دارند، نامی است چندکشوری که میتواند ریشه در چند زبان داشته باشد. در اینجا به ریشهی ایرانی آن میپردازیم.
⚱ "سام" ریشه در واژهی اوستایی "ساما" یا "سامَه" دارد. "ساما" به چمار(معنی) سیاه و در ایران باستان نام یک خاندان بزرگ بود که گرشاسپ نیز از آن خاندان برخواسته بود و او را "سام گرشاسپ" میخواندند.. این واژه در پهلوی به "سام" و به باور برخی به "سامان" دگرگون شد.
💎 گفته میشود "سام" از خانوادهی نامهای "آرسام" و "آرشام" و "آر"(کوتاه شدهی آریا) است.
برای آشنایی با این نامها بنگرید به:
t.me/AdabSar/5593
همچنین برای آشنایی با نام برسام به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4748
🔥 نام "سامیار"(سام+یار) نامی در پیوند با کیش زرتشتی است. "سام" به چم آتش و "یار" به مانی نگهبان، همراه، یاور بوده و "سامیار" در باورهای زرتشتی فرشتهی آتش، آتشبان و یاور آتش است. آتش در کیش زرتشتی یکی از آخشیج(عنصر)های چهارگانهی سپند(مقدس) است.
"سامیار" همچنین به مانک(معنی) دارندهی زر و سیم است.
سام← زر و سیم
یار← دارا (در اینجا پسوند دارندگی)
واژهی پهلوی "یار"(دارنده، دارا) در نامی چون هوشیار(دارای هوش) هم آمده است.
💡 "سامین" نام آمیخته از سام+ین(پسوند بستگی) است.
دربارهی "سامان" گفته میشود که دگرگونشدهی "ساما" اوستایی به "سامان" پهلوی است ولی این نام نیاز به بررسی بیشتر دارد که در آینده به آن میپردازیم.
"سامیا" نیز نام ماه یازدهم سال در زمان هخامنشیان بود.
📚 "سام" در شاهنامهی فردوسی:
۱- سام پسر نریمان، پدر زال و پدربزرگ رستم بود. او در شاهنامه چندین بَرنام(لقب) دارد.
چو سام نریمان و سرو یمن
به پیش سپاه اندرون رایزن
۲- سام پهلوانی از پشت کیغُباد و خواهان جانشینی یزدگرد بود.
چو بهزاد برزین رستمنژاد
چو سام یل از تحفهی کیغباد
۳- سام مرزبان دلاور شیرازی بود که در آذربادگان به خسروپرویز پیوست.
ز کرمان چو بیورد گرد و سوار
ز شیراز چون سام اسفندیار
۴- در برگردان بنداری شاهنامه "سام" نام شمشیردار فریدون بود.
📕 "سامنامه"، نام یک دیوان(کتاب شعر) است که شماری از سرایندگان سدههای هشتم تا یازدهم سرودهاند تا کمبود آگاهی شاهنامه دربارهی این پهلوان برجسته را پوشش دهند. بر پایهی سرودههای این دیوان، سام دلباختهی پریدخت، دختر پادشاه چین بود.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 روژیار، ساتگین، ساتیا، سارینا، ساتین و...
👦🏻 ساتراپ، مهرسام، برسام، آرسام، پورسام، شهریار، کامیار، کوشیار، کوهیار، ژیار، مازیار، ماهیار و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردیلو
#نام_پسرانه_ایرانی
#سام #سامیار #سامان #سامین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سام»، «سامیار»، «سامان» و «سامین»
🔥 نام ایرانی و پسرانهی "سامیار" بر پایهی نام "سام" ساخته شده و "سام" پایهی چندین نام ایرانی دیگر است.
"سام" به چم(معنی) آتش، دارایی، سیهچرده، رگهی زر و سیم در کانها(معادن)، زر تراش نخورده و ساخته نشده، سوگند، پیمان، بیماری، زهرناک بودن، در سانسکریت به ماناک(معنی) داستان خوشایند و در اروپا و امریکا به چم پسر خورشید و پسر درخشان است.
بهمن سرکارتی "سام" را به مانی(معنی) چالشگر و کوشا نیز میداند.
💰 نام "سام"، همچون شمار فراوانی از واژگانی که سه بندواژه(حرف) دارند، نامی است چندکشوری که میتواند ریشه در چند زبان داشته باشد. در اینجا به ریشهی ایرانی آن میپردازیم.
⚱ "سام" ریشه در واژهی اوستایی "ساما" یا "سامَه" دارد. "ساما" به چمار(معنی) سیاه و در ایران باستان نام یک خاندان بزرگ بود که گرشاسپ نیز از آن خاندان برخواسته بود و او را "سام گرشاسپ" میخواندند.. این واژه در پهلوی به "سام" و به باور برخی به "سامان" دگرگون شد.
💎 گفته میشود "سام" از خانوادهی نامهای "آرسام" و "آرشام" و "آر"(کوتاه شدهی آریا) است.
برای آشنایی با این نامها بنگرید به:
t.me/AdabSar/5593
همچنین برای آشنایی با نام برسام به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4748
🔥 نام "سامیار"(سام+یار) نامی در پیوند با کیش زرتشتی است. "سام" به چم آتش و "یار" به مانی نگهبان، همراه، یاور بوده و "سامیار" در باورهای زرتشتی فرشتهی آتش، آتشبان و یاور آتش است. آتش در کیش زرتشتی یکی از آخشیج(عنصر)های چهارگانهی سپند(مقدس) است.
"سامیار" همچنین به مانک(معنی) دارندهی زر و سیم است.
سام← زر و سیم
یار← دارا (در اینجا پسوند دارندگی)
واژهی پهلوی "یار"(دارنده، دارا) در نامی چون هوشیار(دارای هوش) هم آمده است.
💡 "سامین" نام آمیخته از سام+ین(پسوند بستگی) است.
دربارهی "سامان" گفته میشود که دگرگونشدهی "ساما" اوستایی به "سامان" پهلوی است ولی این نام نیاز به بررسی بیشتر دارد که در آینده به آن میپردازیم.
"سامیا" نیز نام ماه یازدهم سال در زمان هخامنشیان بود.
📚 "سام" در شاهنامهی فردوسی:
۱- سام پسر نریمان، پدر زال و پدربزرگ رستم بود. او در شاهنامه چندین بَرنام(لقب) دارد.
چو سام نریمان و سرو یمن
به پیش سپاه اندرون رایزن
۲- سام پهلوانی از پشت کیغُباد و خواهان جانشینی یزدگرد بود.
چو بهزاد برزین رستمنژاد
چو سام یل از تحفهی کیغباد
۳- سام مرزبان دلاور شیرازی بود که در آذربادگان به خسروپرویز پیوست.
ز کرمان چو بیورد گرد و سوار
ز شیراز چون سام اسفندیار
۴- در برگردان بنداری شاهنامه "سام" نام شمشیردار فریدون بود.
📕 "سامنامه"، نام یک دیوان(کتاب شعر) است که شماری از سرایندگان سدههای هشتم تا یازدهم سرودهاند تا کمبود آگاهی شاهنامه دربارهی این پهلوان برجسته را پوشش دهند. بر پایهی سرودههای این دیوان، سام دلباختهی پریدخت، دختر پادشاه چین بود.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 روژیار، ساتگین، ساتیا، سارینا، ساتین و...
👦🏻 ساتراپ، مهرسام، برسام، آرسام، پورسام، شهریار، کامیار، کوشیار، کوهیار، ژیار، مازیار، ماهیار و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردیلو
#نام_پسرانه_ایرانی
#سام #سامیار #سامان #سامین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
گرچه میگویند این دنیا بهغیر از خواب نیست
ای اجل! مهماننوازی کن که دیگر تاب نیست
بین ماهیهای اقیانوس و ماهیهای تُنگ
هیچ فرقی نیست وقتی چارهای جز آب نیست!
ما رعیتها کجا! محصول باغستان کجا!
روستای سیبهای سرخ بیارباب نیست
ای پلنگ از کوه بالا رفتنت بیهوده است
از کمین بیرون مزن، امشب شب مهتاب نیست
در نمازت شعر میخوانی و میرقصی، دریغ
جای این دیوانگیها گوشهی محراب نیست
گردبادی مثل تو یک عمر سرگردانِ چیست؟
گوهری مانند مرگ آنقدر هم نایاب نیست!
#فاضل_نظری
@AdabSar
گرچه میگویند این دنیا بهغیر از خواب نیست
ای اجل! مهماننوازی کن که دیگر تاب نیست
بین ماهیهای اقیانوس و ماهیهای تُنگ
هیچ فرقی نیست وقتی چارهای جز آب نیست!
ما رعیتها کجا! محصول باغستان کجا!
روستای سیبهای سرخ بیارباب نیست
ای پلنگ از کوه بالا رفتنت بیهوده است
از کمین بیرون مزن، امشب شب مهتاب نیست
در نمازت شعر میخوانی و میرقصی، دریغ
جای این دیوانگیها گوشهی محراب نیست
گردبادی مثل تو یک عمر سرگردانِ چیست؟
گوهری مانند مرگ آنقدر هم نایاب نیست!
#فاضل_نظری
@AdabSar
💫
در ذهن اگر نیافرینمت میمیرم
از شاخه اگر نچینمت میمیرم
ای عادت چشمهای بیحوصلهام
یک روز اگر نبینمت میمیرم...!
#میلاد_عرفان_پور
@AdabSar
در ذهن اگر نیافرینمت میمیرم
از شاخه اگر نچینمت میمیرم
ای عادت چشمهای بیحوصلهام
یک روز اگر نبینمت میمیرم...!
#میلاد_عرفان_پور
@AdabSar
🔷💠🔷💠
چون تو را میبینم
دل من میگیرد
من چه دانم از دل؟!
شاید این دل تهِ این سینهی خاموش و فراموششده میمیرد.
من چه دانم از دل؟!
گریهام میگیرد.
و تو با خندهی مستانه نگاه اندازی
که مرا ریپانی؛
از شبِ چشمِ تو من دانستم؛
گریه میخواهی تو
و به این اندیشی
همهی هستی خود
و مرا میبازی!
#بلال_ریگی
سروده به پارسی پاک
پینوشت:
ریپاندن ← فریبدادن
@AdabSar
💠🔷💠🔷
چون تو را میبینم
دل من میگیرد
من چه دانم از دل؟!
شاید این دل تهِ این سینهی خاموش و فراموششده میمیرد.
من چه دانم از دل؟!
گریهام میگیرد.
و تو با خندهی مستانه نگاه اندازی
که مرا ریپانی؛
از شبِ چشمِ تو من دانستم؛
گریه میخواهی تو
و به این اندیشی
همهی هستی خود
و مرا میبازی!
#بلال_ریگی
سروده به پارسی پاک
پینوشت:
ریپاندن ← فریبدادن
@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگار که ، گمان میرود، اندیک، تواند بود، بُوَد که، گاسم، گاس که
نمونه:
احتمالا تب دارید =
گاس که تب دارید
گمانم تب دارید
انگار که تب دارید
احتمالا کیروش در ایران میماند =
گمان میرود کیروش در ایران میماند
چهبسا که کیروش در ایران بماند
شاید کی روش در ایران بماند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگار که ، گمان میرود، اندیک، تواند بود، بُوَد که، گاسم، گاس که
نمونه:
احتمالا تب دارید =
گاس که تب دارید
گمانم تب دارید
انگار که تب دارید
احتمالا کیروش در ایران میماند =
گمان میرود کیروش در ایران میماند
چهبسا که کیروش در ایران بماند
شاید کی روش در ایران بماند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
"میشود دست کشید از تو مگر !؟"
بـــاز با یاد تــــو با دیـــــدهی تـــر
مثل شبهای دگـــــر تا به سحـــر
لحظهای را مژه بـــــر هــــم نـزدم
نیست انگــــار که از خواب خبــــر
گــــرچه داری خبـر از حرف دلـــم
مینــــویسم همــــه را بـار دگـــــر
میبـــرد گــــریه امانم ، گله نیست
هـــرچه اشک است به لبخند تـو در
خـــــوب دانم کـــه نـــــدارد گل من
طعم لبخند تــــــو را قنــد و شکــــر
سیـــــر از چشــــم سیاهت نشــــوم
میدهم عمــــر به یک لحظه نظــــر
در عجب ماندهام ای یار که چیست
فرق ابــــروی تو با قـوس قمــــــر!
در بــــرم هستــــی و دلتنگ تو ام
این چه عشقیست که افتاده به سر؟
آنچنان رفتـــه قــــــرارم که مگــــو
در هـــــوایت دل و جانــــم زده پـر
دست من نیست، تــــو دنیــای منی
میشود دست کشید از تو مگـــر!؟
#پریناز_جهانگیرعصر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
"میشود دست کشید از تو مگر !؟"
بـــاز با یاد تــــو با دیـــــدهی تـــر
مثل شبهای دگـــــر تا به سحـــر
لحظهای را مژه بـــــر هــــم نـزدم
نیست انگــــار که از خواب خبــــر
گــــرچه داری خبـر از حرف دلـــم
مینــــویسم همــــه را بـار دگـــــر
میبـــرد گــــریه امانم ، گله نیست
هـــرچه اشک است به لبخند تـو در
خـــــوب دانم کـــه نـــــدارد گل من
طعم لبخند تــــــو را قنــد و شکــــر
سیـــــر از چشــــم سیاهت نشــــوم
میدهم عمــــر به یک لحظه نظــــر
در عجب ماندهام ای یار که چیست
فرق ابــــروی تو با قـوس قمــــــر!
در بــــرم هستــــی و دلتنگ تو ام
این چه عشقیست که افتاده به سر؟
آنچنان رفتـــه قــــــرارم که مگــــو
در هـــــوایت دل و جانــــم زده پـر
دست من نیست، تــــو دنیــای منی
میشود دست کشید از تو مگـــر!؟
#پریناز_جهانگیرعصر
#شعر_ایران
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
عطر تلخ نسكافههای داغ
هميشه يادآورِ شيرينترين خاطراتِ توست
نيستی
و كافهكافه دلتنگی
بر دلم آوار میشود!
#سارا_قبادی
@AdabSar
عطر تلخ نسكافههای داغ
هميشه يادآورِ شيرينترين خاطراتِ توست
نيستی
و كافهكافه دلتنگی
بر دلم آوار میشود!
#سارا_قبادی
@AdabSar
💫
از بس به تار زلفت
دلها گرفته منزل
دل را کجا بجویم؟
یک زلف و این همه دل!
#علی_اکبر_شیدا
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
از بس به تار زلفت
دلها گرفته منزل
دل را کجا بجویم؟
یک زلف و این همه دل!
#علی_اکبر_شیدا
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar