💫
تو را با غیر میبینم صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید!
#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
تو را با غیر میبینم صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید!
#مهدی_اخوان_ثالث
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
وَلو = [«وَ»=واتِ بَست(حرفِ عطف)+«لو»=پیمانواژه(حرفِ شرط)]، و اگرچه، اگرچه، و اگر، اگر، هرچند
نمونه:
باید با مفسدین اقتصادی، ولو اینکه آقازاده باشند، برخورد قاطع شود =
باید با تباهگران بازرگانی، اگرچه بزرگزاده باشند، برخورد بُرنده شود
صادق باشید، ولو به ضررتان باشد =
راستگو باشید، هرچند به زیانتان باشد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
وَلو = [«وَ»=واتِ بَست(حرفِ عطف)+«لو»=پیمانواژه(حرفِ شرط)]، و اگرچه، اگرچه، و اگر، اگر، هرچند
نمونه:
باید با مفسدین اقتصادی، ولو اینکه آقازاده باشند، برخورد قاطع شود =
باید با تباهگران بازرگانی، اگرچه بزرگزاده باشند، برخورد بُرنده شود
صادق باشید، ولو به ضررتان باشد =
راستگو باشید، هرچند به زیانتان باشد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نور = شید، شیت، درخشیدن، درخشش، درخشانی، درخش، روشنایی، روشنی، فروغ، فروزش، فروز، پرتو
🔻نوراَفشان = شیداَفشان
🔻نوراَفشانی = شیداَفشانی
🔻نوراَفکن = شیداَفکن
🔻نورالانوار= شیدِ شیدان، شیدانِ شید
🔻نورانی = آذرنگ، دَرَفشان، درخشان، شیدان، روشن
🔻نورانیشدن = دَرَفشیدن، درخشیدن
🔻نورانیکردن = دَرَفشاندن، درخشاندن
🔻نور ازلی = اَسَرروشَنی
🔻نورچشمی = شیدِ دیده، سوی دیده، روشنی چشم، قرزند
🔻نور خورشید = خورشید
🔻نور ماه = ماهشید، ماهتاب
🔻نوری = شیدی
🔻ذرهی نوری = Photon، شیدپار
🔻سال نوری = سال شیدی
🔻منور= شیده، روشن، دَرَفشیده، شیدبار
🔻منورالفکر = روشناندیش، روشنبین، روشنرَوان، هوشوَرز
🔻تنویر = دَرَفشاندن، روشنکردن، آگاهاندن، آگاهکردن
🔻تنویر افکار عمومی = آگاهاندن مردم، آگاهی مردم
✍نمونه:
🔺نور، تابع انحنای فضاست =
شید، پیروِ خَمِشِ اِسپاش است
🔺با چراغ پر نوری همه جا را نورانی کرده بود =
با چراغ پر فروغی همه جا را روشن کرده بود
با چراغ پر فروزی همه جا را دَرَفشانیده بود
🔺نزدیکترین سیاره شبیه زمین، فقط ۱۳ سال نوری از ما فاصله دارد =
نزدیکترین گویال همسان زمین، تنها ۱۳ سال شیدی از ما دوری دارد/دور است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نور #نورانی #منور #تنویر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نور = شید، شیت، درخشیدن، درخشش، درخشانی، درخش، روشنایی، روشنی، فروغ، فروزش، فروز، پرتو
🔻نوراَفشان = شیداَفشان
🔻نوراَفشانی = شیداَفشانی
🔻نوراَفکن = شیداَفکن
🔻نورالانوار= شیدِ شیدان، شیدانِ شید
🔻نورانی = آذرنگ، دَرَفشان، درخشان، شیدان، روشن
🔻نورانیشدن = دَرَفشیدن، درخشیدن
🔻نورانیکردن = دَرَفشاندن، درخشاندن
🔻نور ازلی = اَسَرروشَنی
🔻نورچشمی = شیدِ دیده، سوی دیده، روشنی چشم، قرزند
🔻نور خورشید = خورشید
🔻نور ماه = ماهشید، ماهتاب
🔻نوری = شیدی
🔻ذرهی نوری = Photon، شیدپار
🔻سال نوری = سال شیدی
🔻منور= شیده، روشن، دَرَفشیده، شیدبار
🔻منورالفکر = روشناندیش، روشنبین، روشنرَوان، هوشوَرز
🔻تنویر = دَرَفشاندن، روشنکردن، آگاهاندن، آگاهکردن
🔻تنویر افکار عمومی = آگاهاندن مردم، آگاهی مردم
✍نمونه:
🔺نور، تابع انحنای فضاست =
شید، پیروِ خَمِشِ اِسپاش است
🔺با چراغ پر نوری همه جا را نورانی کرده بود =
با چراغ پر فروغی همه جا را روشن کرده بود
با چراغ پر فروزی همه جا را دَرَفشانیده بود
🔺نزدیکترین سیاره شبیه زمین، فقط ۱۳ سال نوری از ما فاصله دارد =
نزدیکترین گویال همسان زمین، تنها ۱۳ سال شیدی از ما دوری دارد/دور است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نور #نورانی #منور #تنویر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ادبسار
🔅پرسش شما درود معنی اسم سامیار وساتیار رو میخواستم 🔅پاسخ ادبسار👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ساتیا» و «ساتیار»
📕 نامهای دخترانهی "ساتیا" و "ستیا" و نام پسرانهی "ساتیار" یا "سادیار" نامهایی با ریشهی کهن ایرانی هستند.
📕 "ساتیار" یا "سادیار"، نامی کهن است که ریشهی اوستایی دارد و در کیش زرتشتی نامی برگزیده و ارجمند است. زیرا شماری از ایرانشناسان باور دارند "ساتیار" برآمده از واژهی اوستایی "سَتی" یا "سَتا"(بخشی از نام اوستا) به مانَـک(معنی) ستایشگر است. "سَتی" به "سَتیا" یا "ساتیا" دگردیس(تبدیل) شده است. "ساتیا" همچنین به چم(معنی) راستی و فرهود(حقیقت) است.
برای آشنایی با نام "ستایش"(همریشه با ساتیا) به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6256
📕 "ساتیا" یا "سَتیا" در هند و شماری از کشورهای اروپا و امریکا نامی پرکاربرد است. در سانسکریت "سات" به چم هستی است.
پیرو آن، در برهان قاطع و واژهنامهی معین "ستیا" را همریشه با گثیه(گیتی) و به مانی گیتی، جهان و روزگار دانستهاند. بر پایهی این دیدگاه "ستیا" و "ساتیار" نمیتوانند همریشه باشند.
📕 گفته میشود در زبان لُری، ساتیار آمیخته از سا(سایه)+تیار/دیار(پیدا) به چمار "سایهی پیدا" است.
📕 "ساتیار" را به چمار(معنی) دلیر نیز میدانند. همچنین گفته میشود "ساتیار" نامی کُردی آمیخته از سات(زمان، دم)+یار(همدم) بوده و "ساتیار" به مانی(معنی) همدم روزها و زمانها است.
📕 "ساتیاری" نام یکی از روستاهای پاوه و نزدیک اورامان است.
دربارهی ریشهی کُردی نام "ساتیار" سه گمانزد داریم که این گمانها بر پایهی داستانها و باورهای بومی است.
۱← ساتیار آمیخته از سات(ساعت)+دیار(پیشکش) است.
گفته میشود در گذشتههای دور کدخدای این روستا به شهری در اراک(عراق) میرود و مهمان بزرگان این شهر میشود. آنها به وی یک تَسوک(ساعت) پیشکش میکنند. او پس از بازگشت به مردمش میگوید که این ابزار چیست و آوازهی آن در دیگر روستاها میپیچد و این روستا به نام "ساتدیاری" شناخته میشود.
۲← ساتیار آمیخته از سات(زمان)+یاری(ورزش و بازی) است. مردم این روستا دوستدار ورزش و بازی بودند و این نام شاید برآمده از گرایش آنها باشد.
۳← ساتیار نام آمیخته از سیا(رنگ سیاه)+تایر(تخته سنگ بزرگ) است و این نام در پیوند با رشته کوهی در دامنهی اَپاختری(شمالی) این روستا است.
📕 گفته میشود "ساتیار" نام یکی از سرداران داریوش هخامنشی و "ساتیا" نام یکی از خواهران کوروش هخامنشی و نام فرشتهی دادگری و فراوانی است. ولی برای این داوخواهی(ادعا) گواه روشنی یافت نشد و ادبسار دبارهی درستی آنها داوری نمیکند.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 فریار، روژیار، سارینا، ساویز، ساویس و...
👦🏻 شایار، مادیار، سامیار، کوهیار، کوشیار، رهیار، ماهیار، شهیار، سالار، سارنگ و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ساتیا #ستیا #ساتیار #سادیار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ساتیا» و «ساتیار»
📕 نامهای دخترانهی "ساتیا" و "ستیا" و نام پسرانهی "ساتیار" یا "سادیار" نامهایی با ریشهی کهن ایرانی هستند.
📕 "ساتیار" یا "سادیار"، نامی کهن است که ریشهی اوستایی دارد و در کیش زرتشتی نامی برگزیده و ارجمند است. زیرا شماری از ایرانشناسان باور دارند "ساتیار" برآمده از واژهی اوستایی "سَتی" یا "سَتا"(بخشی از نام اوستا) به مانَـک(معنی) ستایشگر است. "سَتی" به "سَتیا" یا "ساتیا" دگردیس(تبدیل) شده است. "ساتیا" همچنین به چم(معنی) راستی و فرهود(حقیقت) است.
برای آشنایی با نام "ستایش"(همریشه با ساتیا) به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6256
📕 "ساتیا" یا "سَتیا" در هند و شماری از کشورهای اروپا و امریکا نامی پرکاربرد است. در سانسکریت "سات" به چم هستی است.
پیرو آن، در برهان قاطع و واژهنامهی معین "ستیا" را همریشه با گثیه(گیتی) و به مانی گیتی، جهان و روزگار دانستهاند. بر پایهی این دیدگاه "ستیا" و "ساتیار" نمیتوانند همریشه باشند.
📕 گفته میشود در زبان لُری، ساتیار آمیخته از سا(سایه)+تیار/دیار(پیدا) به چمار "سایهی پیدا" است.
📕 "ساتیار" را به چمار(معنی) دلیر نیز میدانند. همچنین گفته میشود "ساتیار" نامی کُردی آمیخته از سات(زمان، دم)+یار(همدم) بوده و "ساتیار" به مانی(معنی) همدم روزها و زمانها است.
📕 "ساتیاری" نام یکی از روستاهای پاوه و نزدیک اورامان است.
دربارهی ریشهی کُردی نام "ساتیار" سه گمانزد داریم که این گمانها بر پایهی داستانها و باورهای بومی است.
۱← ساتیار آمیخته از سات(ساعت)+دیار(پیشکش) است.
گفته میشود در گذشتههای دور کدخدای این روستا به شهری در اراک(عراق) میرود و مهمان بزرگان این شهر میشود. آنها به وی یک تَسوک(ساعت) پیشکش میکنند. او پس از بازگشت به مردمش میگوید که این ابزار چیست و آوازهی آن در دیگر روستاها میپیچد و این روستا به نام "ساتدیاری" شناخته میشود.
۲← ساتیار آمیخته از سات(زمان)+یاری(ورزش و بازی) است. مردم این روستا دوستدار ورزش و بازی بودند و این نام شاید برآمده از گرایش آنها باشد.
۳← ساتیار نام آمیخته از سیا(رنگ سیاه)+تایر(تخته سنگ بزرگ) است و این نام در پیوند با رشته کوهی در دامنهی اَپاختری(شمالی) این روستا است.
📕 گفته میشود "ساتیار" نام یکی از سرداران داریوش هخامنشی و "ساتیا" نام یکی از خواهران کوروش هخامنشی و نام فرشتهی دادگری و فراوانی است. ولی برای این داوخواهی(ادعا) گواه روشنی یافت نشد و ادبسار دبارهی درستی آنها داوری نمیکند.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 فریار، روژیار، سارینا، ساویز، ساویس و...
👦🏻 شایار، مادیار، سامیار، کوهیار، کوشیار، رهیار، ماهیار، شهیار، سالار، سارنگ و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ساتیا #ستیا #ساتیار #سادیار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ستایش»
نام خوش آوا و دخترانهی "ستایش" به چم نیایش، پرستش، ستودن، نیکویی گفتن و سپاسگزاری از ایزد یکتا است.
🙏 نام "ستایش" ریشه در واژهی "سَتا" یا "سَتی" دارد و "ستا" نیز کوتاهشدهی(مخفف) واژهی "اوستا" است. هرچند…
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ستایش»
نام خوش آوا و دخترانهی "ستایش" به چم نیایش، پرستش، ستودن، نیکویی گفتن و سپاسگزاری از ایزد یکتا است.
🙏 نام "ستایش" ریشه در واژهی "سَتا" یا "سَتی" دارد و "ستا" نیز کوتاهشدهی(مخفف) واژهی "اوستا" است. هرچند…
@AdabSar
پی به راز سفرم برد و چُنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پی ِ این رفتن نیست
همه گفتند مرو! دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند بایست!
مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطهای نیست که نیست
در جهان ِتهی از عشق نمیمانم چون
در جهان ِ تهی از عشق نمیباید زیست
دهخدا تجربهی عشق ندارد، ورنه
معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست!
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
پی به راز سفرم برد و چُنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پی ِ این رفتن نیست
همه گفتند مرو! دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند بایست!
مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطهای نیست که نیست
در جهان ِتهی از عشق نمیمانم چون
در جهان ِ تهی از عشق نمیباید زیست
دهخدا تجربهی عشق ندارد، ورنه
معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست!
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🍷🍷🍷🍷
@AdabSar
کودتایی سرخ کردی با لبت، یک نیمهشب!
در سرت رویای اصلاحاتِ دیگر داشتی؟
ائتلاف چشم و ابرویت قرارم را گرفت
در نگاهت دولت تدبیر محشر داشتی؟
موج سبز دامنت در باد شورش کرده بود!
چندم خرداد را ایندفعه باور داشتی؟
دل شده اِشغال تو، بیتالمقدس خواستی؟!
با رژیم غاصبان، لابی، مکرر داشتی؟
گفتوگو یا جنگ با من؟ دو گزینه روی میز!
کاش از اول یک سیاست را، تو در سر داشتی!
#ناشناس
#دوم_خرداد
@AdabSar
👄💄💋👠
@AdabSar
کودتایی سرخ کردی با لبت، یک نیمهشب!
در سرت رویای اصلاحاتِ دیگر داشتی؟
ائتلاف چشم و ابرویت قرارم را گرفت
در نگاهت دولت تدبیر محشر داشتی؟
موج سبز دامنت در باد شورش کرده بود!
چندم خرداد را ایندفعه باور داشتی؟
دل شده اِشغال تو، بیتالمقدس خواستی؟!
با رژیم غاصبان، لابی، مکرر داشتی؟
گفتوگو یا جنگ با من؟ دو گزینه روی میز!
کاش از اول یک سیاست را، تو در سر داشتی!
#ناشناس
#دوم_خرداد
@AdabSar
👄💄💋👠
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واژههای «ازل» و «ابد»، از پارسی كهن گرفته شدهاند:
ازل = اَسَر = ا + سَر= بیآغاز، بیسر
ابد = اَپــَد = ا + پـَد= بیپایان، بیپا
پس میتوان بهجای «ابد» همان «اپد» را نوشت و بهجای "ازل" نیز "اسَر" را بهكار برد.
ازل / ازلی = (پارسی تازیشده)، اَسَر، بیسر، بیسری، زمانِ بیآغاز، بیآغازی، همیشگی، دیرینگی
ازلیت = جاویدی، بیآغازی
ابد = (پارسی تازیشده)، اَپَد، ورجاوند، همیشگی، همیشه، جاوید، جاودان، جاویدان، ناانجام، تا پایان زندگی، انوشه، بیمرگ
(انوشه و بیمرگ هم به چم ابد است، ولی مرز آن جانداران و گاه تنها آدمیان هستند كه در میان مرگ و زندگی گرفتارند)
ابداً = هرگز، هیچگاه، بههیچروی
ابدالآباد / ابدالدهر = همیشه، جاویدان
ابدی = همیشگی، جاوید، جاودانی، جاویدان، هرگزی، پایا، بیپایان
ابدیت = همیشگی، جاودانگی، جاودان، پایندگی
سرمد = جاوید، همیشگی
سرمدی = همیشگی، اسری و اپدی
نمونه:
آیا مرگ اَپـَدی است، یا دوباره میتوان زیست؟
از ازل تا ابد ربوبیت لایق اوست =
از جاوید تا جاودان پروردگاری شایان اوست
از بیآغاز تا بیپایان، پروردگاری او را سِزَد
آیا عالم حادث است یا قدیم(ازلی)؟ =
آیا جهان پدیده است یا جاوید؟
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واژههای «ازل» و «ابد»، از پارسی كهن گرفته شدهاند:
ازل = اَسَر = ا + سَر= بیآغاز، بیسر
ابد = اَپــَد = ا + پـَد= بیپایان، بیپا
پس میتوان بهجای «ابد» همان «اپد» را نوشت و بهجای "ازل" نیز "اسَر" را بهكار برد.
ازل / ازلی = (پارسی تازیشده)، اَسَر، بیسر، بیسری، زمانِ بیآغاز، بیآغازی، همیشگی، دیرینگی
ازلیت = جاویدی، بیآغازی
ابد = (پارسی تازیشده)، اَپَد، ورجاوند، همیشگی، همیشه، جاوید، جاودان، جاویدان، ناانجام، تا پایان زندگی، انوشه، بیمرگ
(انوشه و بیمرگ هم به چم ابد است، ولی مرز آن جانداران و گاه تنها آدمیان هستند كه در میان مرگ و زندگی گرفتارند)
ابداً = هرگز، هیچگاه، بههیچروی
ابدالآباد / ابدالدهر = همیشه، جاویدان
ابدی = همیشگی، جاوید، جاودانی، جاویدان، هرگزی، پایا، بیپایان
ابدیت = همیشگی، جاودانگی، جاودان، پایندگی
سرمد = جاوید، همیشگی
سرمدی = همیشگی، اسری و اپدی
نمونه:
آیا مرگ اَپـَدی است، یا دوباره میتوان زیست؟
از ازل تا ابد ربوبیت لایق اوست =
از جاوید تا جاودان پروردگاری شایان اوست
از بیآغاز تا بیپایان، پروردگاری او را سِزَد
آیا عالم حادث است یا قدیم(ازلی)؟ =
آیا جهان پدیده است یا جاوید؟
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«داتیس»
نام پسرانهی "داتیس" یکی از نامهای زیبا و خوشآوای کهن و ایرانی است.
🎁🎁 "داتیس"، نام آمیخته از "دا"(کوتاه شدهی دادار به چم خداوند)+تایس(بخشنده) بوده و این نام به چمار(معنی) پیشکش خدا یا خداداد است.
برای آشنایی با نام "دادار" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4813
🥋🥋 "داتیس" همچنین به مانَـک(معنی) توانا، زورمند و پاکاندیش است.
در بسیاری از نامهای کهن، چمار یک نام، برآمده از ویژگیهایی است که دارندهی نام با آن ویژگیها پرآوازه شده بود. برای نمونه بسیاری از نامهای کهن پسرانه به مانی(معنی) دلیر هستند زیرا کسی که این نام بر او بود دلیر و توانمند بود.
🤺🤺 "داتیس"، نام یکی از سرداران دلیر داریوش هخامنشی و از تبار "ماد" بود.
حسن پیرنیا در نیپیک(کتاب) "ایران باستان" نوشته است که "داتیس" بر پایهی باورهای خود و سفارش داریوش، در نبردها به فرهنگ، کیش و آیین مردم دیگر سرزمینها ارج مینهاد، نمادهای فرهنگی را ویران نمیکرد، ابزارهای ارزشمند را نمیربود و ماتیکانها(کتابها) را به آتش نمیکشید.
🏆🏆 هرودوت نوشته بود که در یکی از نبردها او در کشتی فنیغیها تندیس زرین آپولون را که یکی از سربازان ربوده بود، یافت. این تندیس از آن پرستگاه دلیوم در شهر تِب بود. "داتیس" آن را به مردمان تب بازگرداند.
گفته میشود او در نبرد ماراتن کشته شد.
پسرش "هرمامیتر" یا "هرماتیس" نیز از سرداران لشگر سوارهی خشایارشاه بود.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 آرتمیس، آمتیس، پردیس، مهدیس، هوردیس، شبدیس، زردیس، دیانا، دانوش و...
👦🏻 داتام، داریو، دارا، دانا، دادور، دادار، دادبه، دادمس، دارمان، دادنام، دادمهر و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#داتیس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«داتیس»
نام پسرانهی "داتیس" یکی از نامهای زیبا و خوشآوای کهن و ایرانی است.
🎁🎁 "داتیس"، نام آمیخته از "دا"(کوتاه شدهی دادار به چم خداوند)+تایس(بخشنده) بوده و این نام به چمار(معنی) پیشکش خدا یا خداداد است.
برای آشنایی با نام "دادار" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4813
🥋🥋 "داتیس" همچنین به مانَـک(معنی) توانا، زورمند و پاکاندیش است.
در بسیاری از نامهای کهن، چمار یک نام، برآمده از ویژگیهایی است که دارندهی نام با آن ویژگیها پرآوازه شده بود. برای نمونه بسیاری از نامهای کهن پسرانه به مانی(معنی) دلیر هستند زیرا کسی که این نام بر او بود دلیر و توانمند بود.
🤺🤺 "داتیس"، نام یکی از سرداران دلیر داریوش هخامنشی و از تبار "ماد" بود.
حسن پیرنیا در نیپیک(کتاب) "ایران باستان" نوشته است که "داتیس" بر پایهی باورهای خود و سفارش داریوش، در نبردها به فرهنگ، کیش و آیین مردم دیگر سرزمینها ارج مینهاد، نمادهای فرهنگی را ویران نمیکرد، ابزارهای ارزشمند را نمیربود و ماتیکانها(کتابها) را به آتش نمیکشید.
🏆🏆 هرودوت نوشته بود که در یکی از نبردها او در کشتی فنیغیها تندیس زرین آپولون را که یکی از سربازان ربوده بود، یافت. این تندیس از آن پرستگاه دلیوم در شهر تِب بود. "داتیس" آن را به مردمان تب بازگرداند.
گفته میشود او در نبرد ماراتن کشته شد.
پسرش "هرمامیتر" یا "هرماتیس" نیز از سرداران لشگر سوارهی خشایارشاه بود.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای پسرانه و دخترانهی ایرانی و همآوا:
👧🏻 آرتمیس، آمتیس، پردیس، مهدیس، هوردیس، شبدیس، زردیس، دیانا، دانوش و...
👦🏻 داتام، داریو، دارا، دانا، دادور، دادار، دادبه، دادمس، دارمان، دادنام، دادمهر و...
✨برای فرزاندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#داتیس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«دادار» و «دادبِـه»
در پارسی نامهای پسرانه فراوانی هستند که پیشوند یا پسوند "داد" دارند. بیشتر این نامها باستانی و ریشهدارند.
🖋 "دادار" ← آفریننده، آفرینندهی دادگر (عادل)، بخشاینده، از زابهای (صفات) خداوند…
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«دادار» و «دادبِـه»
در پارسی نامهای پسرانه فراوانی هستند که پیشوند یا پسوند "داد" دارند. بیشتر این نامها باستانی و ریشهدارند.
🖋 "دادار" ← آفریننده، آفرینندهی دادگر (عادل)، بخشاینده، از زابهای (صفات) خداوند…
🌾🏖🏜🌻
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌴 جشن آغاز گرما
🌴 نخستین جشن خرداد ماه در ایران باستان، با گذشت شست روز از آغاز نوروز و در اورمزدروز از خرداد(یکم خرداد) برگزار میشد.
🌴 جشن آغاز گرما از نامش پیداست که جشنی برای آمادگی فرارسیدن گرما بود. به این جشن ارغاسوان(ارغا به چم رود)، اریجاسوان و شستبهار نیز میگفتند. اریجاسوان(اریجهاس چوزان) به چم جامه بیرون کردن از تن به شَوَند(دلیل) گرما است.
🌴 ارغاسوان، جشنی با ریشهی خوارزمی است و ابوریحان آن را همراه جشنهای سُغدی آورده است. این جشن شاد در پیوند با زمانبندی کشت و کشاورزی بود و با کاشت کنجد آغاز میشد. ماه خرداد، ماه رسیدن و رویش و زمانی ارزشمند برای کشاورزی بود. اکنون نیز در شستبهار، در بسیاری از استانها کاشت دانههای روغنی همچون کنجد، پنبه، کرچک و... انجام میشود و در شماری از شهرها این روز را در کنار رودها و سایهی درختان میگذرانند.
🌴 دربارهی این جشن همچون بسیاری از جشنها آگاهی اندکی داریم و اگر نوشتههای ابوریحان بیرونی همچون دیگر نیپیک(کتاب)ها در نبردها نابود میشد، اکنون همین آگاهی اندک را نداشتیم.
#پریسا_امام_وردی
__________________
برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشنها و گردهاییهای ملی ایرانیان
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
__________________
#فرهنگ_ایران #خردادگان
#جشن_گرما #ارغاسوان #اریجاسوان
@AdabSar
🌾🏖🏜🌻
@AdabSar
🔅 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌴 جشن آغاز گرما
🌴 نخستین جشن خرداد ماه در ایران باستان، با گذشت شست روز از آغاز نوروز و در اورمزدروز از خرداد(یکم خرداد) برگزار میشد.
🌴 جشن آغاز گرما از نامش پیداست که جشنی برای آمادگی فرارسیدن گرما بود. به این جشن ارغاسوان(ارغا به چم رود)، اریجاسوان و شستبهار نیز میگفتند. اریجاسوان(اریجهاس چوزان) به چم جامه بیرون کردن از تن به شَوَند(دلیل) گرما است.
🌴 ارغاسوان، جشنی با ریشهی خوارزمی است و ابوریحان آن را همراه جشنهای سُغدی آورده است. این جشن شاد در پیوند با زمانبندی کشت و کشاورزی بود و با کاشت کنجد آغاز میشد. ماه خرداد، ماه رسیدن و رویش و زمانی ارزشمند برای کشاورزی بود. اکنون نیز در شستبهار، در بسیاری از استانها کاشت دانههای روغنی همچون کنجد، پنبه، کرچک و... انجام میشود و در شماری از شهرها این روز را در کنار رودها و سایهی درختان میگذرانند.
🌴 دربارهی این جشن همچون بسیاری از جشنها آگاهی اندکی داریم و اگر نوشتههای ابوریحان بیرونی همچون دیگر نیپیک(کتاب)ها در نبردها نابود میشد، اکنون همین آگاهی اندک را نداشتیم.
#پریسا_امام_وردی
__________________
برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشنها و گردهاییهای ملی ایرانیان
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
__________________
#فرهنگ_ایران #خردادگان
#جشن_گرما #ارغاسوان #اریجاسوان
@AdabSar
🌾🏖🏜🌻
❤1
@AdabSar
به این بهانه که شاید تو را نمیخواهم
عزا نکن شبمان را، عزیز خودخواهم
دلم گرفته از این شِکوههای پیدرپی
دلت گرفته رفیق همیشه همراهم؟
بگو کجای تنت میل بوسه دارد، ها؟
خودم که مایل لبها و صورت ماهم
چه کرده برق لبت با دلم، نمیدانم!
همیشه کشتهی یک اتصال کوتاهم
چقدر عاشقمی را نگفتهای، اما
من از تمام رموز نگاهت آگاهم
رفیقِ آمده تا نیمهراه، دستم را
بگیر، بگذرد این نیمِ مانده هم با هم
به چادرت، به نمازت، به سجدهات، بهخدا
تو هم خدایمی اما، خدای گمراهم!
چقدر حوصله دارم بهقول معروفت
که غرق خوابی و بیهوده غرق در آهم!
#مجتبا_سپید
@AdabSar
به این بهانه که شاید تو را نمیخواهم
عزا نکن شبمان را، عزیز خودخواهم
دلم گرفته از این شِکوههای پیدرپی
دلت گرفته رفیق همیشه همراهم؟
بگو کجای تنت میل بوسه دارد، ها؟
خودم که مایل لبها و صورت ماهم
چه کرده برق لبت با دلم، نمیدانم!
همیشه کشتهی یک اتصال کوتاهم
چقدر عاشقمی را نگفتهای، اما
من از تمام رموز نگاهت آگاهم
رفیقِ آمده تا نیمهراه، دستم را
بگیر، بگذرد این نیمِ مانده هم با هم
به چادرت، به نمازت، به سجدهات، بهخدا
تو هم خدایمی اما، خدای گمراهم!
چقدر حوصله دارم بهقول معروفت
که غرق خوابی و بیهوده غرق در آهم!
#مجتبا_سپید
@AdabSar
❤1
Forwarded from ادبسار
🚬☕️📝🕯
@AdabSar
رنگ سرخ
میتواند بنشیند بر درخت انار
لبهای تو
یا پیراهنِ پاره پارهی یک سرباز!
هیچ اتفاقی نمیافتد
ما عادت داریم؛
ندیدهای
همان انگشت که ماه را نشان میداد
ماشه را کشید؟
ندیدهای
که از تمام آدم برفیها
تنها، لکهای آب مانده بر زمین؟
دود، فقط نامهای مختلفی دارد
وگرنه سیگار من و خانههای خرمشهر
هر دو به آسمان رفتند...
#گروس_عبدالملکیان
#خرمشهر
@AdabSar
💣🔫🛠⚔
@AdabSar
رنگ سرخ
میتواند بنشیند بر درخت انار
لبهای تو
یا پیراهنِ پاره پارهی یک سرباز!
هیچ اتفاقی نمیافتد
ما عادت داریم؛
ندیدهای
همان انگشت که ماه را نشان میداد
ماشه را کشید؟
ندیدهای
که از تمام آدم برفیها
تنها، لکهای آب مانده بر زمین؟
دود، فقط نامهای مختلفی دارد
وگرنه سیگار من و خانههای خرمشهر
هر دو به آسمان رفتند...
#گروس_عبدالملکیان
#خرمشهر
@AdabSar
💣🔫🛠⚔
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مغلطه» واژهای تازی است. در پارسی میتوان بهجای آن از واژهی «کژفرنود» سود جست:
«کژ» (پیشوند است، به چَم نادرست، زشت، بد) + «فرنود» (استدلال).
مغلطه = واهَرکاری، دَغاکاری، کژفَرنود، سخنگردانی
مغلطهگر = واهَرکار، دَغاکار، کژفرنود، نارواپرداز، سخنگردان، زِپاکانگر(بهره از فرهنگ پهلوی)
نمونه:
مغلطه جزئی از برهان است که بهطور قابلاثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد. =
کژفرنود بخشی از پَروَهان است که به گونهی پایوَر پذیری در درستی آن خُرده است.
مغلطهگر کسی است که از روی استدلال نادرست، به یک نتیجهی درست یا نادرست رسیده است. =
دَغاکار کسی است که از روی فرنودِ نادرست، به یک دستاورد درست یا نادرست رسیده است.
مغلطه ممکن است برای وارونهکردنِ حقیقت بهکار رود. =
دَغاکاری میتواند برای وارونهکردنِ فَرهود بهکار رود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مغلطه» واژهای تازی است. در پارسی میتوان بهجای آن از واژهی «کژفرنود» سود جست:
«کژ» (پیشوند است، به چَم نادرست، زشت، بد) + «فرنود» (استدلال).
مغلطه = واهَرکاری، دَغاکاری، کژفَرنود، سخنگردانی
مغلطهگر = واهَرکار، دَغاکار، کژفرنود، نارواپرداز، سخنگردان، زِپاکانگر(بهره از فرهنگ پهلوی)
نمونه:
مغلطه جزئی از برهان است که بهطور قابلاثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد. =
کژفرنود بخشی از پَروَهان است که به گونهی پایوَر پذیری در درستی آن خُرده است.
مغلطهگر کسی است که از روی استدلال نادرست، به یک نتیجهی درست یا نادرست رسیده است. =
دَغاکار کسی است که از روی فرنودِ نادرست، به یک دستاورد درست یا نادرست رسیده است.
مغلطه ممکن است برای وارونهکردنِ حقیقت بهکار رود. =
دَغاکاری میتواند برای وارونهکردنِ فَرهود بهکار رود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
درود بر شما میخاستم بدونم مشاهده و تصویر به پارسی چی میشه
🔅پاسخ ادبسار
برابر پارسی "تصویر" را اینجا بنگرید:
t.me/AdabSar/1078
برابر پارسی "مشاهده را اینجا بنگرید:
t.me/AdabSar/7165
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
درود بر شما میخاستم بدونم مشاهده و تصویر به پارسی چی میشه
🔅پاسخ ادبسار
برابر پارسی "تصویر" را اینجا بنگرید:
t.me/AdabSar/1078
برابر پارسی "مشاهده را اینجا بنگرید:
t.me/AdabSar/7165
📜📜📜📜