This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🔸در مراسم تدفین ناصر تقوایی چنان که وصیت کرده بود، بدرقهکنندگان لباس سفید بر تن داشتند. خبری از روحانی دینی و واژگان رسمی مرگ نبود. به جایش موسیقی جنوبی نواخته شد. ریتم زیبای خاک و دریا؛ یعنی زیباترین روی زندگی.
🔸این آخرین اثر زیبای هنرمندی بود که وداعش را باشکوه و خرد کارگردانی کرد. اگرچه عنوان اثر «وداع» بود، اما هنرمند برجسته آن را به سلامی به زندگی بدل کرد: با لباس سفید و موسیقی خاک و دریا و شاهنامه و دست زدن و بندر و شرجی و عرقِ کار.
🔸او چنان زیبا وداعش را کارگردانی کرد که مرگ بهجای «آیینِ اطاعت»، به «آیینِ زیستن» بدل شد. این مراسم نشانهی کوچکی از یک تحول بزرگ است: جامعهای که دارد جرأت میکند مرگ را هم از چنگ ایدئولوژی پس بگیرد.
🔸تمام فیلمها را نگاه کردم. همه چیز از وصیت دفن با تابوت گرفته تا موسیقی و... نشانهای بود از دگرگونی بنیادین در ضمیر جمعی جامعه ایران؛ گذار از دینِ نهادمند به سوی معنویتِ انتخابی و انسانی.
🔸«ایدهی ناظر» در آخرین کارگردانی هنرمند با هنرمندی تحسینبرانگیز همسرش و نزدیکانش، «آزادی» بود. پیامی آشکار که دیگر نمیتوانید نحوهی مردن ما را به ابژهی ایدئولوژیک بدل کنید.
🔸انتخاب رنگ سفید که لباس بدرقهی ایرانیان پیش از اسلام بود و خواندن شاهنامه و سرود «ای ایران» بدل به «کنش نمادین آزادی» شد؛ حرکتی آرام اما ژرف، که به قدرت حاکم نشان داد که قدرت واقعی دست کیست.
🔺این، اتفاق کوچکی نیست که مردم، آهسته ولی پیوسته، دین را از انحصار روحانیت و نهاد بیرون میکشند و به قلمرو «معنوییت در تجربهی شخصی» برمیگردانند.
🔺این همان تغییریست که سالهاست در لایههای زیرین جامعه جریان دارد: مردم دیگر برای معنویت، به نسخههای رسمی تکیه نمیکنند. آنها در موسیقی، در طبیعت، در دوستی و حتی در سکوت، نوعی ایمانِ تازه میجویند؛ ایمانی که در آن ترس، دستور و دوزخ و بهشتِ وعدهدادهشده، راه ندارد.
🔸هنرمند در آخرین اثرش نشان داد که چگونه جامعه دارد آیینهای خودش را بازمیسازد؛ آیینهایی که نه از آسمان میآیند، بلکه از زمین، از تجربهی زیسته، از بدن و حافظهی جمعیِ زخمی. نشان داد ایمان از «آنچه باید باور کرد»، بدل شده «به آنچه میتوان زیست».
🔸این مراسم لبخند به جهان نوینی بود که قدرت از آن بیرون رفته و معنا به آن بازگشته است. درست در همان لحظه که موسیقی جنوب در خاک پیچید، میشد شنید که جامعه ایران، آرام و چون همیشه صبور، دارد میگوید:
✍🏻#زهرا_عبدی
🌾 @Naqdagin
🔸این آخرین اثر زیبای هنرمندی بود که وداعش را باشکوه و خرد کارگردانی کرد. اگرچه عنوان اثر «وداع» بود، اما هنرمند برجسته آن را به سلامی به زندگی بدل کرد: با لباس سفید و موسیقی خاک و دریا و شاهنامه و دست زدن و بندر و شرجی و عرقِ کار.
🔸او چنان زیبا وداعش را کارگردانی کرد که مرگ بهجای «آیینِ اطاعت»، به «آیینِ زیستن» بدل شد. این مراسم نشانهی کوچکی از یک تحول بزرگ است: جامعهای که دارد جرأت میکند مرگ را هم از چنگ ایدئولوژی پس بگیرد.
🔸تمام فیلمها را نگاه کردم. همه چیز از وصیت دفن با تابوت گرفته تا موسیقی و... نشانهای بود از دگرگونی بنیادین در ضمیر جمعی جامعه ایران؛ گذار از دینِ نهادمند به سوی معنویتِ انتخابی و انسانی.
🔸«ایدهی ناظر» در آخرین کارگردانی هنرمند با هنرمندی تحسینبرانگیز همسرش و نزدیکانش، «آزادی» بود. پیامی آشکار که دیگر نمیتوانید نحوهی مردن ما را به ابژهی ایدئولوژیک بدل کنید.
🔸انتخاب رنگ سفید که لباس بدرقهی ایرانیان پیش از اسلام بود و خواندن شاهنامه و سرود «ای ایران» بدل به «کنش نمادین آزادی» شد؛ حرکتی آرام اما ژرف، که به قدرت حاکم نشان داد که قدرت واقعی دست کیست.
🔺این، اتفاق کوچکی نیست که مردم، آهسته ولی پیوسته، دین را از انحصار روحانیت و نهاد بیرون میکشند و به قلمرو «معنوییت در تجربهی شخصی» برمیگردانند.
🔺این همان تغییریست که سالهاست در لایههای زیرین جامعه جریان دارد: مردم دیگر برای معنویت، به نسخههای رسمی تکیه نمیکنند. آنها در موسیقی، در طبیعت، در دوستی و حتی در سکوت، نوعی ایمانِ تازه میجویند؛ ایمانی که در آن ترس، دستور و دوزخ و بهشتِ وعدهدادهشده، راه ندارد.
🔸هنرمند در آخرین اثرش نشان داد که چگونه جامعه دارد آیینهای خودش را بازمیسازد؛ آیینهایی که نه از آسمان میآیند، بلکه از زمین، از تجربهی زیسته، از بدن و حافظهی جمعیِ زخمی. نشان داد ایمان از «آنچه باید باور کرد»، بدل شده «به آنچه میتوان زیست».
🔸این مراسم لبخند به جهان نوینی بود که قدرت از آن بیرون رفته و معنا به آن بازگشته است. درست در همان لحظه که موسیقی جنوب در خاک پیچید، میشد شنید که جامعه ایران، آرام و چون همیشه صبور، دارد میگوید:
ما زبان شما را دیگر نمیخواهیم؛ ما حتی مرگمان را به زبانِ خودمان، زندگی میکنیم.
✍🏻#زهرا_عبدی
📺 جشن یگانگی فرخندۀ مرگ و زندگی
— بدرقۀ عارفانۀ بدن و پایان جذام شیعهگری
.➖➖➖
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #جامعه
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نمکهای قلتبان تو را باید!
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔸اخیراً مسعود بهنود روزنامهنویس سابق جریان اصلاحات که از ترس جان و به واسطه سرکوب رسانهای رژیم به خارج گریخت (و شاید بهتر این است بگوییم چون همتایان خود گریزانده شد تا با نفوذ در رسانههای خارج از کشور و تحریف اخبار، فضایی از پسا حقیقت را خلق کنند که خلق بیچاره دوغ و دوشاب را ازهم تمییز ندهد و ذهن انتقادی مردم را کور و فلج سازند)، پس از مدتها غارنشینی و غازچرانی، به صحنه بازگشتهاست و در جملاتی محیرالعقول و خاملانه فرمودهاند که:
قیاسی مع الفارق که فقط از ذهنی سفسافباف و سفسطهباز بر میآید و بس.
🔻در پاسخ ایشان فقط یک جمله کفایت میکند که:
❓آیا افلاطون که وایتهد ریاضیدان در وصفش میگوید:
دارای کتابخانه چند هزار جلدی بود؟ آیا داشتن کتابخانه و صرف انباشت کاغذ میتواند خلا عقل و فهم و ادراک را پر کند؟
🔸اگر چنین بود که فُغاکی چون بهنود-این ملای سابق- چنین بیمحابا فلاده نمیگفت و چون غَرزنان برزن کَتَرهای سخن نمیگفت که مصداق این سخن رودکی شاعر باشد که در وصف این فرومایگان هَوَلوَل نوشت:
که چون مردمان هولشک هرچه کثافت و نکبت بود بر سر این مملکت آوار نمودید و اینک، نه تنها عذاب وجدانی ندارید، که نخواهید داشت؛ چون پروردنِ وجدان، کار دونهمتان و فرومایگان نیست و به قول سنایی:
بلکه، هروقت استخوانتان کم میآید، برای نوکری و قره نوکری، ینال و تکینها سر از پا نمیشناسید.
🔸بگذار ختم کلام کنم و پاسخت را از زبان تیز رشیدی سمرقندی بازگویم که گفت:
@nasaksara
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔸اخیراً مسعود بهنود روزنامهنویس سابق جریان اصلاحات که از ترس جان و به واسطه سرکوب رسانهای رژیم به خارج گریخت (و شاید بهتر این است بگوییم چون همتایان خود گریزانده شد تا با نفوذ در رسانههای خارج از کشور و تحریف اخبار، فضایی از پسا حقیقت را خلق کنند که خلق بیچاره دوغ و دوشاب را ازهم تمییز ندهد و ذهن انتقادی مردم را کور و فلج سازند)، پس از مدتها غارنشینی و غازچرانی، به صحنه بازگشتهاست و در جملاتی محیرالعقول و خاملانه فرمودهاند که:
محمدرضا پهلوی درعمرش پنج کتاب نخوانده بود -اینکه علم غیب میداند جای خود- [بعد افاضه کردهاند که] اما جناب خامنهای سه کتابخانه مجهز دارد!
قیاسی مع الفارق که فقط از ذهنی سفسافباف و سفسطهباز بر میآید و بس.
🔻در پاسخ ایشان فقط یک جمله کفایت میکند که:
داشتن کتابخانه بزرگ، همانقدر به دانایی ربط دارد که داشتن شمشیر طلایی به شجاعت.
❓آیا افلاطون که وایتهد ریاضیدان در وصفش میگوید:
تمامیت فلسفه غرب حاشیهنویسی بر آثار اوست
دارای کتابخانه چند هزار جلدی بود؟ آیا داشتن کتابخانه و صرف انباشت کاغذ میتواند خلا عقل و فهم و ادراک را پر کند؟
🔸اگر چنین بود که فُغاکی چون بهنود-این ملای سابق- چنین بیمحابا فلاده نمیگفت و چون غَرزنان برزن کَتَرهای سخن نمیگفت که مصداق این سخن رودکی شاعر باشد که در وصف این فرومایگان هَوَلوَل نوشت:
«چرخ فلک هرگز پیدا نکرد
چون تو یکی سفله و دون و ژکور»
که چون مردمان هولشک هرچه کثافت و نکبت بود بر سر این مملکت آوار نمودید و اینک، نه تنها عذاب وجدانی ندارید، که نخواهید داشت؛ چون پروردنِ وجدان، کار دونهمتان و فرومایگان نیست و به قول سنایی:
سگ دون همت استخوان جوید، و بچه شیر مغز جان جوید
بلکه، هروقت استخوانتان کم میآید، برای نوکری و قره نوکری، ینال و تکینها سر از پا نمیشناسید.
🔸بگذار ختم کلام کنم و پاسخت را از زبان تیز رشیدی سمرقندی بازگویم که گفت:
بهنود! شلغم و باقلی است گفته تو
نمکهای قلتبان تو را باید
@nasaksara
📺 چه میکنه بهنود (نمکگیرِ قدرت شدن)
.
#استمرارطالبان #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چه میکنه بهنود (نمکگیرِ قدرت شدن)
❗️شاید خیلیها این ویدیو را ندیدهباشند
🔸در این برنامه که مربوط به انتخاب شش شخصیت برتر تاریخ ایران توسط «شورای نگهبان بیبیسی» است، مسعود بهنود با اصرار پیشنهاد میکند که نام سیدمحمد خاتمی در این لیست باشد ولی بزرگانی مانند رازی، خیام و محمدعلی فروغی از آن حذف شوند.
🔸بهنود در جای دیگری گفته بود که:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❗️شاید خیلیها این ویدیو را ندیدهباشند
🔸در این برنامه که مربوط به انتخاب شش شخصیت برتر تاریخ ایران توسط «شورای نگهبان بیبیسی» است، مسعود بهنود با اصرار پیشنهاد میکند که نام سیدمحمد خاتمی در این لیست باشد ولی بزرگانی مانند رازی، خیام و محمدعلی فروغی از آن حذف شوند.
🔸بهنود در جای دیگری گفته بود که:
زندهیاد امیرعباس هویدا روشنفکر محسوب نمیشد چون روشنفکر ایرانی باید شیعه باشد!
📺 مکهای قلتبان تو را باید!
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 حقیقتِ نامۀ محمد به خسرو پرویز
— و مواجهۀ اعراب با ایرانیان (+)
🔸این ویدیو به بررسی داستان ارسال نامۀ محمد بن عبداله به خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، میپردازد و همچنین سیاستهای تبعیضآمیز خلفای اولیه در قبالِ ایرانیان (موالی) را آشکار میسازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— و مواجهۀ اعراب با ایرانیان (+)
🔸این ویدیو به بررسی داستان ارسال نامۀ محمد بن عبداله به خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، میپردازد و همچنین سیاستهای تبعیضآمیز خلفای اولیه در قبالِ ایرانیان (موالی) را آشکار میسازد.
🔻خلاصهای از مطالب اصلی ویدیو به شرح زیر است:
نامه پیامبر به خسرو پرویز:
* 💌 روایت پاره کردن نامه توسط خسرو پرویز که در کتب تاریخی متاخر مانند طبری آمده، همواره مورد تأکید بوده، اما روایتی که یعقوبی از پاسخ خسرو پرویز به پیامبر داده، کمتر مورد توجه قرار گرفته و پنهان مانده است.
🤔 برخی محققان تاریخ با استناد به دلایلی، وجود چنین نامههایی را رد کرده و آن را ساخته و پرداخته خلفا برای توجیه فتوحات میدانند.
📜 شواهد رد کننده اصالت نامه:
* قرآن، که رویدادهای مهم صدر اسلام را ذکر کرده، اشارهای به این نامهنگاری نکرده است.
* مراسم و تشریفات سنگین دربار ساسانی، پذیرش یک فرستاده گمنام و گفتگوی او با شاهنشاه را ناممکن میسازد.
* زمان ارسال نامه با تاریخ اعدام خسرو پرویز و حضور فرستاده (عبدالله بن حذافه) در صلح حدیبیه همزمان بوده است.
* منابع ایرانی و شاهنامه فردوسی، هیچ اشارهای به این رویداد نکردهاند.
حقیقت مخفی درباره ایرانیان (موالی):
* 💥 در بخش دیگری از ویدیو، به نقل از نامههایی (از جمله نامهای منسوب به معاویه به زیاد بن ابیه که سیاستهای عمر بن خطاب را شرح میدهد) دستوراتی برای تحقیر و سرکوب ایرانیان ذکر میشود.
* 📉 این دستورات شامل: کاهش مقرری و سهم ایرانیان از غنایم، قرار دادن آنها در صفوف مقدم جنگ، گماردن آنها به کارهای سخت مانند جادهسازی و کارگری، و منع آنها از پیشنمازی، قضاوت یا حکومت بر شهرها بود.
* 🚫 همچنین، موالی حق ازدواج با زنان عرب را نداشتند، در حالی که مردان عرب میتوانستند با زنان پارسی ازدواج کنند.
* 🦶 اخذ جزیه نیز با تحقیر شدید همراه بود؛ فرد موظف بود جزیه را با فروتنی بپردازد و مورد توهین (مانند لگد زدن و کافر خطاب شدن) قرار میگرفت.
* 🧔 حتی مقام والای سلمان فارسی نزد پیامبر نیز مانع از آن نشد که خلیفه عمر اجازه دهد دخترش با یک ایرانی ازدواج کند.
.
#نقد_اسلام #بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 وحی: کلام خدا به بشر یا کلام بشر دربارۀ خدا؟
(۱/۲)
🎙یوسف قاضی و #سامی_عوض_الذیب
🔶 جدال بر سر وحی، ضرورتِ تقدسزدایی از متن دینی، و راه برونرفت از بحران
🔸بحثی صریح و چالشبرانگیز در یکی از قسمتهای برنامه «صندوق العجائب» به میزبانی سامی، به کالبدشکافی مسائل بنیادین در اندیشه دینی معاصر، بهویژه در مسیحیت و اسلام، اختصاص یافت. محور اصلی این مناقشه، ماهیت وحی، ضرورت فصل دین از دولت و خطر نهفته در تقدس مطلق بخشیدن به متون دینی بود.
***
۱. پارادوکس ایمان و نهادگرایی: معمای جوزف قزّی ✝️
🔸این مناقشه با طرح سؤالی از سوی یکی از شرکتکنندگان به نام محمد ناجی آغاز شد. وی در مورد موضع جوزف قزّی، روحانی فقید مسیحی،
پرسید که با وجود رد فرستادگان الهی و کتب وحیانی، چگونه همچنان به مسیح ایمان داشت و از او پیروی میکرد؟
🔺سامی ضمن تأیید این تناقض، ابراز داشت که قزّی احتمالاً به دلیل عضویت در نهاد دینی (رهبانیت) و نیازهای مادی، مجبور به سازش و امتیازدهی در بیان کامل عقاید خود شده بود.
🔸سامی در ادامه، موضع شخصی خود را روشن ساخت: او مسیح را به عنوان یک فیلسوف، مصلح و معلم روحانی میستاید و آموزههای اخلاقی او را دنبال میکند (مسیحی غیرعقیدتی)؛ اما خود را ملزم به پذیرش مباحث غیبی و الهیاتی پیرامون ماهیت الهی مسیح نمیداند.
۲. ریشه بحران: قرآن یا میراث فقهی؟ 🕌
🔸بخش عمدهای از بحث به چالشهای اسلام و ریشههای خشونت در جهان اسلام اختصاص یافت:
* دیدگاه محمد ناجی: او استدلال کرد که انتقادات وارده بر اسلام (مانند حکم مرتد، تعدد زوجات، یا غزوات) نه متوجه قرآن، بلکه متوجه میراث تاریخی و فقهی (تراث) است. وی معتقد بود که قرآن کتابی «تأویلپذیر» و «چند وجهی» است و میتوان با عزل آن از سنتهای فقهی، قرائتی صلحآمیز از آن ارائه داد.
🔻پاسخ قاطع سامی: سامی با این دیدگاه بهشدت مخالفت کرد و تأکید نمود که خطر اصلی دقیقاً در تقدس مطلق بخشیدن به قرآن نهفته است. او هشدار داد که:
وی با ذکر نمونهای از تهدیدات آشکار به مرگ که شخصاً دریافت کرده بود، اثبات کرد که این تهدیدها نتیجه مستقیم تقديس متن دینی است.
۳. راهکار ریشهای: تعریف مجدد وحی و حاکمیت ملی 🕊
🔻سامی و سایر شرکتکنندگان (از جمله «الصوره») بر این باور بودند که"
🔻سامی در نهایت، تنها راه برونرفت از بحران ۱۴۰۰ ساله منطقه را در دو گام اساسی خلاصه کرد که به اعتقاد او ۹۹٪ از مشکلات را حل خواهد کرد:
۱. بازتعریف وحی: پذیرش متون مقدس به عنوان «سخنان بشر در باب خدا» (نه کلام خدا برای بشر) تا بدین ترتیب عصمت و قداست مطلق از آنها سلب شود.
۲. حاکمیت ملت: محدودسازی کامل قدرت و مرجعیت رجال دین و متون مقدس و استقرار سیادت ملت، بهطوری که تمام قوانین و احکام توسط نهادهای مدنی و بشری وضع شود، همانند آنچه که در کشورهای غربی با کلیسا انجام شد.
🔸این بحث با نقد بر فلسفه «ائتمانیه» (فلسفه اعتماد) از طه عبدالرحمن به پایان رسید، که به دلیل لزوم پایبندی به شریعت اسلامی، به جای گشودن افقهای فلسفی، به یک فقه مقید و محدود تنزل مییابد.
⬛️ فلسفه «ائتمانیه»
🔸فلسفه «ائتمانیه» (الفلسفة الائتمانية) یک نظریه فلسفی جامع است که توسط طه عبدالرحمن، فیلسوف برجسته مراکشی، در تلاش برای **بنیانگذاری مدرنیتهای اسلامی و اخلاقی در جهان معاصر ارائه شده است. 💡 این فلسفه، جایگزینی برای سکولاریسم (علمانیه) و مدرنیته غربی مبتنی بر «عقل مجرد» را پیشنهاد میدهد.
۱. جوهره و هدف «فلسفه ائتمانیه»
🔸ائتمان (I'timān) در لغت به معنای اعتماد، امانتداری و تعهد است. فلسفه ائتمانیه هدف اصلی خود را خروج از تنگنای سکولاریسم و ورود به گسترهی امانتداری (عبارت مشهور کتاب او: "من ضیق العلمانیة إلی سعة الائتمانیة") میداند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🎙یوسف قاضی و #سامی_عوض_الذیب
🔶 جدال بر سر وحی، ضرورتِ تقدسزدایی از متن دینی، و راه برونرفت از بحران
🔸بحثی صریح و چالشبرانگیز در یکی از قسمتهای برنامه «صندوق العجائب» به میزبانی سامی، به کالبدشکافی مسائل بنیادین در اندیشه دینی معاصر، بهویژه در مسیحیت و اسلام، اختصاص یافت. محور اصلی این مناقشه، ماهیت وحی، ضرورت فصل دین از دولت و خطر نهفته در تقدس مطلق بخشیدن به متون دینی بود.
***
۱. پارادوکس ایمان و نهادگرایی: معمای جوزف قزّی ✝️
🔸این مناقشه با طرح سؤالی از سوی یکی از شرکتکنندگان به نام محمد ناجی آغاز شد. وی در مورد موضع جوزف قزّی، روحانی فقید مسیحی،
(یک پژوهشگر و نویسنده مسیحی است که در زمینه مطالعات ادیان تطبیقی و بهویژه رابطه بین مسیحیت و اسلام فعالیت دارد. او به دلیل تألیف کتابهایی در حوزه الهیات مسیحی و پاسخ به مباحث اسلامی شناخته میشود. برخی از موضوعات کتابهای او عبارتند از:
نگاه مسیحی به اسلام.
مسیح در قرآن و مسیحِ مسلمانان.
بررسی دیدگاههای شیعه دوازدهامامی).
پرسید که با وجود رد فرستادگان الهی و کتب وحیانی، چگونه همچنان به مسیح ایمان داشت و از او پیروی میکرد؟
🔺سامی ضمن تأیید این تناقض، ابراز داشت که قزّی احتمالاً به دلیل عضویت در نهاد دینی (رهبانیت) و نیازهای مادی، مجبور به سازش و امتیازدهی در بیان کامل عقاید خود شده بود.
🔸سامی در ادامه، موضع شخصی خود را روشن ساخت: او مسیح را به عنوان یک فیلسوف، مصلح و معلم روحانی میستاید و آموزههای اخلاقی او را دنبال میکند (مسیحی غیرعقیدتی)؛ اما خود را ملزم به پذیرش مباحث غیبی و الهیاتی پیرامون ماهیت الهی مسیح نمیداند.
۲. ریشه بحران: قرآن یا میراث فقهی؟ 🕌
🔸بخش عمدهای از بحث به چالشهای اسلام و ریشههای خشونت در جهان اسلام اختصاص یافت:
* دیدگاه محمد ناجی: او استدلال کرد که انتقادات وارده بر اسلام (مانند حکم مرتد، تعدد زوجات، یا غزوات) نه متوجه قرآن، بلکه متوجه میراث تاریخی و فقهی (تراث) است. وی معتقد بود که قرآن کتابی «تأویلپذیر» و «چند وجهی» است و میتوان با عزل آن از سنتهای فقهی، قرائتی صلحآمیز از آن ارائه داد.
🔻پاسخ قاطع سامی: سامی با این دیدگاه بهشدت مخالفت کرد و تأکید نمود که خطر اصلی دقیقاً در تقدس مطلق بخشیدن به قرآن نهفته است. او هشدار داد که:
تا زمانی که این کتاب «کلام خدا» تلقی شود، هر گروه افراطی (همانند داعش) میتواند با استناد به آیات صریح و تفاسیر مورد تأیید نهادهایی چون الازهر، مدعی اجرای حکم الهی شده و خشونت خود را مشروع جلوه دهد.
وی با ذکر نمونهای از تهدیدات آشکار به مرگ که شخصاً دریافت کرده بود، اثبات کرد که این تهدیدها نتیجه مستقیم تقديس متن دینی است.
۳. راهکار ریشهای: تعریف مجدد وحی و حاکمیت ملی 🕊
🔻سامی و سایر شرکتکنندگان (از جمله «الصوره») بر این باور بودند که"
تلاش برای «اصلاح دینی» در چارچوب حفظ قداست، محکوم به شکست است، چرا که این کار تلاشی از سوی بشر برای تغییر کلامی است که آن را الهی میپندارد.
🔻سامی در نهایت، تنها راه برونرفت از بحران ۱۴۰۰ ساله منطقه را در دو گام اساسی خلاصه کرد که به اعتقاد او ۹۹٪ از مشکلات را حل خواهد کرد:
۱. بازتعریف وحی: پذیرش متون مقدس به عنوان «سخنان بشر در باب خدا» (نه کلام خدا برای بشر) تا بدین ترتیب عصمت و قداست مطلق از آنها سلب شود.
۲. حاکمیت ملت: محدودسازی کامل قدرت و مرجعیت رجال دین و متون مقدس و استقرار سیادت ملت، بهطوری که تمام قوانین و احکام توسط نهادهای مدنی و بشری وضع شود، همانند آنچه که در کشورهای غربی با کلیسا انجام شد.
🔸این بحث با نقد بر فلسفه «ائتمانیه» (فلسفه اعتماد) از طه عبدالرحمن به پایان رسید، که به دلیل لزوم پایبندی به شریعت اسلامی، به جای گشودن افقهای فلسفی، به یک فقه مقید و محدود تنزل مییابد.
⬛️ فلسفه «ائتمانیه»
🔸فلسفه «ائتمانیه» (الفلسفة الائتمانية) یک نظریه فلسفی جامع است که توسط طه عبدالرحمن، فیلسوف برجسته مراکشی، در تلاش برای **بنیانگذاری مدرنیتهای اسلامی و اخلاقی در جهان معاصر ارائه شده است. 💡 این فلسفه، جایگزینی برای سکولاریسم (علمانیه) و مدرنیته غربی مبتنی بر «عقل مجرد» را پیشنهاد میدهد.
۱. جوهره و هدف «فلسفه ائتمانیه»
🔸ائتمان (I'timān) در لغت به معنای اعتماد، امانتداری و تعهد است. فلسفه ائتمانیه هدف اصلی خود را خروج از تنگنای سکولاریسم و ورود به گسترهی امانتداری (عبارت مشهور کتاب او: "من ضیق العلمانیة إلی سعة الائتمانیة") میداند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 وحی: کلام خدا به بشر یا کلام بشر دربارۀ خدا؟
(۲/۲)
🎙یوسف قاضی و #سامی_عوض_الذیب
الف. جایگزینی برای مدرنیته غربی
* نقد مدرنیته غربی: عبدالرحمن معتقد است که مدرنیته غربی مبتنی بر عقل مجرد، انسان را از پایبندی اخلاقی و معنوی جدا کرده و او را به مالک جهان تبدیل نمودهاست.
* هدف: ائتمانیه به دنبال تأسیس یک مدرنیته اسلامی است که در عین نوآوری و پیشرفت، ریشه در اصول اخلاقی و معنوی اسلام داشته باشد و از دام مالکیتطلبی، جدایی دین و اخلاق، و عقلانیت صرفاً ابزاری رها باشد.
ب. اصل محوری: امانت در مقابل مالکیت
🔻هسته اصلی این فلسفه، تقابل میان دو مفهوم است. هسته اصلی فلسفه «ائتمانیه» (فلسفه اعتماد) از دیدگاه طه عبدالرحمن، بر تقابل میان دو مفهوم محوری بنا شده است که چهارچوب اخلاقی و وجودی انسان را تعیین میکنند:
۱. امانت (الإئتمان) 🤲
🔻مفهوم امانت (الإئتمان) بیانگر این دیدگاه است که انسان در برابر خدا و جهان، صرفاً یک امین و امانتدار است و نه مالک مطلق. در این رویکرد:
* انسان مسئول نگهداری و رعایت حدود الهی و اخلاقی در جهان است.
* جایگاه انسان شبیه به خلیفه خدا بر روی زمین است که وظیفهی تدبیر دارد، اما حق تصرف مالکانه و بیقید و شرط ندارد.
* تعهد اخلاقی و دینی بر وظیفهی انسان تقدم دارد.
۲. مالکیت (الامتلاک) 💰
🔻مفهوم مالکیت (الامتلاک) نقدی بر تفکر مدرن غربی است. در این تفکر:
* انسان خود را مالک مطلق طبیعت، تاریخ و حتی ارزشها میداند.
* انسان هرگونه تعهد اخلاقی و دینی نسبت به جهان و هستی را رها میکند و تنها به منافع و خواستههای خود میاندیشد.
* نتیجه این دیدگاه، استثمار، افراطگرایی و جدایی عقل از وحی و اخلاق است.
🔺خلاصه: طه عبدالرحمن معتقد است که رهایی از بحرانهای مدرنیته منوط به گذار از ذهنیت مالکیت (که ذات سکولاریسم است) به ذهنیت امانتداری و تعهد است. از دید طه عبدالرحمن، وقتی انسان خود را مالک بداند، ظلم میکند؛ اما وقتی خود را امین بداند، به تعهد اخلاقی پایبند میشود.
۲. ارکان فلسفی «ائتمانیه»
🔻فلسفه ائتمانیه بر پایهی دو رکن اصلی بنا شده است که ابزارهای فکری این پروژه محسوب میشوند:
الف. عقل مؤید (عقل پشتیبانیافته)
🔻طه عبدالرحمن بین دو نوع عقل تمایز قائل میشود:
۱. عقل مجرد (العقل المجرد): همان عقلانیت ابزاری و منطقی مدرن است که صرفاً به امور مادی و روشهای علمی میپردازد و خود را از وحی و اخلاق جدا میکند. این عقل، در نهایت، انسان را از ایمان و عمل صالح دور میسازد.
۲. عقل مؤید (العقل المؤید): این عقلانیت، نه تنها از ابزارهای منطقی بهره میبرد، بلکه با وحی (دادههای دینی)، تعهد اخلاقی و عمل سلوکی (عرفانی) پشتیبانی میشود. این عقل، از طریق تمرین عملی و سلوک معنوی تقویت میشود و میتواند به حقایق فراتر از محسوسات دست یابد.
ب. اتحاد دین و اخلاق (نظریه تعهد)
🔸فلسفه ائتمانیه قویاً بر وحدت دین و اخلاق تأکید دارد. طه عبدالرحمن میگوید که برای اندیشهی اسلامی، اخلاق یک نیروی فرعی نیست، بلکه باید در محور همهی فعالیتهای فکری و عملی قرار گیرد.
* او نظریهای به نام «نظریه تعهد (الالتزام)» را مطرح میکند: فلسفه باید با عمل (Pracitice) و سلوک اخلاقی همراه باشد تا بتواند ادعای حقیقت داشته باشد.
* از نظر او، تفکر صرف و نظریهپردازی انتزاعی (مانند فلاسفهی متأخر جهان اسلام) که از تجربهی عملی و تعهد دینی دور است، نمیتواند راهگشای حل مسائل جهان امروز باشد. 🕌
🔺به طور خلاصه، فلسفه «ائتمانیه» دعوت به یک زندگی مسئولانه و متعهدانه است که در آن انسان امانتدار است، نه مالک، و عقل انسان نیز باید با ایمان و عمل تقویت شود تا بتواند بحرانهای اخلاقی و هویتی مدرنیته را پشت سر بگذارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🎙یوسف قاضی و #سامی_عوض_الذیب
الف. جایگزینی برای مدرنیته غربی
* نقد مدرنیته غربی: عبدالرحمن معتقد است که مدرنیته غربی مبتنی بر عقل مجرد، انسان را از پایبندی اخلاقی و معنوی جدا کرده و او را به مالک جهان تبدیل نمودهاست.
* هدف: ائتمانیه به دنبال تأسیس یک مدرنیته اسلامی است که در عین نوآوری و پیشرفت، ریشه در اصول اخلاقی و معنوی اسلام داشته باشد و از دام مالکیتطلبی، جدایی دین و اخلاق، و عقلانیت صرفاً ابزاری رها باشد.
ب. اصل محوری: امانت در مقابل مالکیت
🔻هسته اصلی این فلسفه، تقابل میان دو مفهوم است. هسته اصلی فلسفه «ائتمانیه» (فلسفه اعتماد) از دیدگاه طه عبدالرحمن، بر تقابل میان دو مفهوم محوری بنا شده است که چهارچوب اخلاقی و وجودی انسان را تعیین میکنند:
۱. امانت (الإئتمان) 🤲
🔻مفهوم امانت (الإئتمان) بیانگر این دیدگاه است که انسان در برابر خدا و جهان، صرفاً یک امین و امانتدار است و نه مالک مطلق. در این رویکرد:
* انسان مسئول نگهداری و رعایت حدود الهی و اخلاقی در جهان است.
* جایگاه انسان شبیه به خلیفه خدا بر روی زمین است که وظیفهی تدبیر دارد، اما حق تصرف مالکانه و بیقید و شرط ندارد.
* تعهد اخلاقی و دینی بر وظیفهی انسان تقدم دارد.
۲. مالکیت (الامتلاک) 💰
🔻مفهوم مالکیت (الامتلاک) نقدی بر تفکر مدرن غربی است. در این تفکر:
* انسان خود را مالک مطلق طبیعت، تاریخ و حتی ارزشها میداند.
* انسان هرگونه تعهد اخلاقی و دینی نسبت به جهان و هستی را رها میکند و تنها به منافع و خواستههای خود میاندیشد.
* نتیجه این دیدگاه، استثمار، افراطگرایی و جدایی عقل از وحی و اخلاق است.
🔺خلاصه: طه عبدالرحمن معتقد است که رهایی از بحرانهای مدرنیته منوط به گذار از ذهنیت مالکیت (که ذات سکولاریسم است) به ذهنیت امانتداری و تعهد است. از دید طه عبدالرحمن، وقتی انسان خود را مالک بداند، ظلم میکند؛ اما وقتی خود را امین بداند، به تعهد اخلاقی پایبند میشود.
۲. ارکان فلسفی «ائتمانیه»
🔻فلسفه ائتمانیه بر پایهی دو رکن اصلی بنا شده است که ابزارهای فکری این پروژه محسوب میشوند:
الف. عقل مؤید (عقل پشتیبانیافته)
🔻طه عبدالرحمن بین دو نوع عقل تمایز قائل میشود:
۱. عقل مجرد (العقل المجرد): همان عقلانیت ابزاری و منطقی مدرن است که صرفاً به امور مادی و روشهای علمی میپردازد و خود را از وحی و اخلاق جدا میکند. این عقل، در نهایت، انسان را از ایمان و عمل صالح دور میسازد.
۲. عقل مؤید (العقل المؤید): این عقلانیت، نه تنها از ابزارهای منطقی بهره میبرد، بلکه با وحی (دادههای دینی)، تعهد اخلاقی و عمل سلوکی (عرفانی) پشتیبانی میشود. این عقل، از طریق تمرین عملی و سلوک معنوی تقویت میشود و میتواند به حقایق فراتر از محسوسات دست یابد.
ب. اتحاد دین و اخلاق (نظریه تعهد)
🔸فلسفه ائتمانیه قویاً بر وحدت دین و اخلاق تأکید دارد. طه عبدالرحمن میگوید که برای اندیشهی اسلامی، اخلاق یک نیروی فرعی نیست، بلکه باید در محور همهی فعالیتهای فکری و عملی قرار گیرد.
* او نظریهای به نام «نظریه تعهد (الالتزام)» را مطرح میکند: فلسفه باید با عمل (Pracitice) و سلوک اخلاقی همراه باشد تا بتواند ادعای حقیقت داشته باشد.
* از نظر او، تفکر صرف و نظریهپردازی انتزاعی (مانند فلاسفهی متأخر جهان اسلام) که از تجربهی عملی و تعهد دینی دور است، نمیتواند راهگشای حل مسائل جهان امروز باشد. 🕌
🔺به طور خلاصه، فلسفه «ائتمانیه» دعوت به یک زندگی مسئولانه و متعهدانه است که در آن انسان امانتدار است، نه مالک، و عقل انسان نیز باید با ایمان و عمل تقویت شود تا بتواند بحرانهای اخلاقی و هویتی مدرنیته را پشت سر بگذارد.
🔻سامی عوض الذیب
📻 رویای رسالتِ نو؛ دیداری با محمد
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟
📻 مصاحبه با لوکزنبرگ: انفصال عباسیان از مسیحیت اموی (شرقی/توحیدی)
📕افکار و آثار و زندگینامه
📓مسیر پیامبری (صدیقه وسمقی)
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📕چه بسیار بیهودهسخنها که زیاده بهدرازا کشید!
📓 رسالهای انتقادی در باب اعجاز قرآن
📓 کتاب «خوانش سریانی-آرامی قرآن» اثر کریستف لوکزنبرگ
📓كتاب «نامههایی برای محمد پیامبر (پژوهشی بر ریشههای قرآن)»
📺 طه حسین، خودکار قرمز و تصحیح قرآن
📺 انتقادات فارابی به قرآن و محمد
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
📺 مسیلمه کذاب کذاب بود؟
📺 نسبت محمد با «ده فرمان» موسی
📺 رد محمد: توماس آکویناس
📺 ناسزای ناموسی مقابلِ چالش منطقی
.
#نواندیشی #نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin