This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘 نباید تعجب کنیم که خامنهای مذاکره با امریکا را حرام میداند و سپس خودش مذاکره میکند. در اسلام، بیپرنسیپی بخشی از خودِ دین است؛ نه استثنا، بلکه اصل! مثل تقیه که دروغ و پنهانکاری را برای حفظ جان یا مصلحت مجاز میداند، یا خدعه در جنگ که محمد گفته بود: الحرب خدعه.
💢 در پیمان حدیبیه محمد با قریش صلح بست که خیلیها (مثل عمر بن خطاب) آن را تحقیرآمیز و ذلتآمیز دیدند؛ مسلمانان باید فراریان قریش را برگردانند اما برعکس نه، امسال هم عمره ممنوع، بدون سلاح وارد مکه شوند. صحابه اعتراض کردند، اما محمد پذیرفت. دو سال بعد که قدرت گرفت، همین پیمان را بهانه کرد و مکه را فتح کرد. دقیقا مثل خامنهای که مذاکره با آمریکا را حرام، غیرعقلانی غیرشرافتمندانه، میخواند، اما نشست، امتیاز داد و مذاکره کرد!
💢 در اسلام، دروغ ، بیپرنسیپی و بی اصولی، از اصول استراتژیک قدرت و بقاست. وقتی ضعیفی، نرمش؛ وقتی قوی شدی، حمله! جلوی قوی تسلیم و مذاکره، جلوی ضعیف سرکوب بیرحمانه! عدهای توقع داشتند خامنهای چون حسین باشد، که مرگ را دستاورد تلقی کند، اما خامنهای برخلاف شعارهای حسینیاش، از الگوی محمد استفاده میکند.
@khod2
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
💢 در پیمان حدیبیه محمد با قریش صلح بست که خیلیها (مثل عمر بن خطاب) آن را تحقیرآمیز و ذلتآمیز دیدند؛ مسلمانان باید فراریان قریش را برگردانند اما برعکس نه، امسال هم عمره ممنوع، بدون سلاح وارد مکه شوند. صحابه اعتراض کردند، اما محمد پذیرفت. دو سال بعد که قدرت گرفت، همین پیمان را بهانه کرد و مکه را فتح کرد. دقیقا مثل خامنهای که مذاکره با آمریکا را حرام، غیرعقلانی غیرشرافتمندانه، میخواند، اما نشست، امتیاز داد و مذاکره کرد!
💢 در اسلام، دروغ ، بیپرنسیپی و بی اصولی، از اصول استراتژیک قدرت و بقاست. وقتی ضعیفی، نرمش؛ وقتی قوی شدی، حمله! جلوی قوی تسلیم و مذاکره، جلوی ضعیف سرکوب بیرحمانه! عدهای توقع داشتند خامنهای چون حسین باشد، که مرگ را دستاورد تلقی کند، اما خامنهای برخلاف شعارهای حسینیاش، از الگوی محمد استفاده میکند.
@khod2
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 #ریموند_ابراهیم و رسیدگی به پروندۀ تاریخ اسلام
(۱/۲)
🔸این ویدیو یک مانیفست تاریخی-سیاسی است که تلاش دارد روایت مسلط «اسلام صلحطلب» در دانشگاههای غربی را به چالش بکشد.
🏛 بخش اول: کالبدشکافی هویت مهاجمان (جنگ واژگان)
۱. هویت مهاجمان: «مسلمان» در برابر برچسبهای قومی
🔸گزارش ویدیو: ریموند ابراهیم استدلال میکند که تاریخنگاران مدرن با «بازیهای معنایی» سعی در سفیدشویی تاریخ دارند.
* ادعا: مهاجمانی که برای قرنها به اروپا حمله کردند، با نامهای «اعراب»، «ساراسنها»، «مورها» (Moors)، «ترکها»، «عثمانیها» یا «تاتارها» نامیده میشوند.
* تحلیل: ابراهیم میگوید اگر به منابع دستاول (Primary Sources) خودِ این گروهها رجوع کنید، آنها خود را اول و آخر «مسلمان» میدانستند. هدفشان نه کشورگشایی ملی، بلکه اجرای حکم «جهاد» بود.
* استدلال: منطق آنها دقیقاً همان منطق داعش (ISIS) بود: ایجاد خلافت و جنگ با کفار. این یک حرکت ایدئولوژیک بود، نه نژادی.
🔍 سکولاریزاسیون تاریخ
📌 چرا غرب از واژه «مسلمان» استفاده نمیکند؟ تحلیلگران معتقدند ذهنیت غربی پس از رنسانس، «سکولار» شده و نمیتواند درک کند که دین میتواند محرک اصلی جنگ باشد. آنها جنگها را تنها با عینک «منافع ملی» یا «قومیت» میبینند.
* تکنیک "تفرقه و نامگذاری": با خرد کردن هویت واحد «امت اسلام» به اعراب، مورها و ترکها، تاریخنگاران غربی ناخودآگاه ابعاد «جنگ تمدنی ۱۴۰۰ ساله» را پنهان میکنند و آن را به درگیریهای پراکنده مرزی تقلیل میدهند. ریموند ابراهیم معتقد است این یک «جنایت آکادمیک» است.
۲. افسانه «همزیستی مسالمتآمیز» قبل از جنگهای صلیبی
🔸گزارش ویدیو: ریموند ابراهیم به شدت به تاریخنگاران آکادمیک (مانند جان اسپوزیتو) حمله میکند که ۵ قرن اول اسلام را دوران طلایی صلح میدانند.
* واقعیت: از قرن هفتم تا یازدهم (۴۷۳ سال قبل از اولین جنگ صلیبی)، جهان مسیحیت زیر بمباران حملات جهادی بود.
* نابودی تمدنها: سوریه، فلسطین، مصر و شمال آفریقا (که زادگاه سنت آگوستین بود) همگی قلب تپنده مسیحیت بودند و با شمشیر فتح شدند.
* نتیجهگیری: جنگهای صلیبی یک «ضدحمله دفاعی» و دیرهنگام برای بازپسگیری سرزمینهای اشغالشده بود، نه آغاز خشونت.
🧠۴ قرن سکوت خونین
🔻برای درک عمق فاجعهای که ویدیو به آن اشاره میکند، باید به رویدادهایی اشاره کرد که معمولاً در کتب درسی حذف میشوند:
* غارت رم (۸۴۶ میلادی): قرنها قبل از جنگ صلیبی، اعراب مسلمان به شهر رم حمله کردند و کلیسای سن پیترو (قلب کاتولیکها) را غارت کردند. این حمله اروپا را در شوک فرو برد.
* وضعیت «ذمی» (Apartheid مذهبی): آن «همزیستی» که اساتید دانشگاه از آن دم میزنند، در واقع سیستم «ذمی» بود. مسیحیان و یهودیان...
۳. بردهداری اسلامی: هولوکاست سفید (White Slavery)
🔸گزارش ویدیو: این بخش تکاندهندهترین قسمت است.
* نقد روایت: غرب روی بردهداری ترانس-آتلانتیک (سیاهپوستان) تمرکز دارد، اما بردهداری اسلامی از سفیدپوستان اروپایی را سانسور میکند.
* آمار: ابراهیم تخمین میزند حدود ۱۴ میلیون اروپایی در طول تاریخ اسلام برده شدند.
* دزدان دریایی بربر (Barbary Coast): اقتصاد تونس، الجزایر و مراکش بر پایه دزدیدن کشتیها و آدمربایی از سواحل اروپا بود.
* آمار قرن ۱۶: تنها در الجزیره و در یک بازه کوتاه، ۱.۲۵ میلیون مسیحی اروپایی خرید و فروش شدند.
* جنگ آمریکا: اولین جنگ خارجی آمریکا با همین مسلمانان بود. توماس جفرسون وقتی دلیل حملات را پرسید، سفیر طرابلس صراحتاً گفت:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔸این ویدیو یک مانیفست تاریخی-سیاسی است که تلاش دارد روایت مسلط «اسلام صلحطلب» در دانشگاههای غربی را به چالش بکشد.
🏛 بخش اول: کالبدشکافی هویت مهاجمان (جنگ واژگان)
۱. هویت مهاجمان: «مسلمان» در برابر برچسبهای قومی
🔸گزارش ویدیو: ریموند ابراهیم استدلال میکند که تاریخنگاران مدرن با «بازیهای معنایی» سعی در سفیدشویی تاریخ دارند.
* ادعا: مهاجمانی که برای قرنها به اروپا حمله کردند، با نامهای «اعراب»، «ساراسنها»، «مورها» (Moors)، «ترکها»، «عثمانیها» یا «تاتارها» نامیده میشوند.
* تحلیل: ابراهیم میگوید اگر به منابع دستاول (Primary Sources) خودِ این گروهها رجوع کنید، آنها خود را اول و آخر «مسلمان» میدانستند. هدفشان نه کشورگشایی ملی، بلکه اجرای حکم «جهاد» بود.
* استدلال: منطق آنها دقیقاً همان منطق داعش (ISIS) بود: ایجاد خلافت و جنگ با کفار. این یک حرکت ایدئولوژیک بود، نه نژادی.
🔍 سکولاریزاسیون تاریخ
📌 چرا غرب از واژه «مسلمان» استفاده نمیکند؟ تحلیلگران معتقدند ذهنیت غربی پس از رنسانس، «سکولار» شده و نمیتواند درک کند که دین میتواند محرک اصلی جنگ باشد. آنها جنگها را تنها با عینک «منافع ملی» یا «قومیت» میبینند.
* تکنیک "تفرقه و نامگذاری": با خرد کردن هویت واحد «امت اسلام» به اعراب، مورها و ترکها، تاریخنگاران غربی ناخودآگاه ابعاد «جنگ تمدنی ۱۴۰۰ ساله» را پنهان میکنند و آن را به درگیریهای پراکنده مرزی تقلیل میدهند. ریموند ابراهیم معتقد است این یک «جنایت آکادمیک» است.
۲. افسانه «همزیستی مسالمتآمیز» قبل از جنگهای صلیبی
🔸گزارش ویدیو: ریموند ابراهیم به شدت به تاریخنگاران آکادمیک (مانند جان اسپوزیتو) حمله میکند که ۵ قرن اول اسلام را دوران طلایی صلح میدانند.
* واقعیت: از قرن هفتم تا یازدهم (۴۷۳ سال قبل از اولین جنگ صلیبی)، جهان مسیحیت زیر بمباران حملات جهادی بود.
* نابودی تمدنها: سوریه، فلسطین، مصر و شمال آفریقا (که زادگاه سنت آگوستین بود) همگی قلب تپنده مسیحیت بودند و با شمشیر فتح شدند.
* نتیجهگیری: جنگهای صلیبی یک «ضدحمله دفاعی» و دیرهنگام برای بازپسگیری سرزمینهای اشغالشده بود، نه آغاز خشونت.
🧠۴ قرن سکوت خونین
🔻برای درک عمق فاجعهای که ویدیو به آن اشاره میکند، باید به رویدادهایی اشاره کرد که معمولاً در کتب درسی حذف میشوند:
* غارت رم (۸۴۶ میلادی): قرنها قبل از جنگ صلیبی، اعراب مسلمان به شهر رم حمله کردند و کلیسای سن پیترو (قلب کاتولیکها) را غارت کردند. این حمله اروپا را در شوک فرو برد.
* وضعیت «ذمی» (Apartheid مذهبی): آن «همزیستی» که اساتید دانشگاه از آن دم میزنند، در واقع سیستم «ذمی» بود. مسیحیان و یهودیان...
مجبور بودند لباسهای متفاوت بپوشند (مانند ستاره زرد نازیها)، اجازه سوار شدن بر اسب نداشتند، نباید ناقوس کلیسا را به صدا در میآوردند و باید با تحقیر مالیات (جزیه) میدادند. این «صلح» نبود، «تسلیم مطلق» بود.
۳. بردهداری اسلامی: هولوکاست سفید (White Slavery)
🔸گزارش ویدیو: این بخش تکاندهندهترین قسمت است.
* نقد روایت: غرب روی بردهداری ترانس-آتلانتیک (سیاهپوستان) تمرکز دارد، اما بردهداری اسلامی از سفیدپوستان اروپایی را سانسور میکند.
* آمار: ابراهیم تخمین میزند حدود ۱۴ میلیون اروپایی در طول تاریخ اسلام برده شدند.
* دزدان دریایی بربر (Barbary Coast): اقتصاد تونس، الجزایر و مراکش بر پایه دزدیدن کشتیها و آدمربایی از سواحل اروپا بود.
* آمار قرن ۱۶: تنها در الجزیره و در یک بازه کوتاه، ۱.۲۵ میلیون مسیحی اروپایی خرید و فروش شدند.
* جنگ آمریکا: اولین جنگ خارجی آمریکا با همین مسلمانان بود. توماس جفرسون وقتی دلیل حملات را پرسید، سفیر طرابلس صراحتاً گفت:
«قرآن به ما حق میدهد هر کس را که مسلمان نیست، بکشیم یا برده بگیریم.»
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 #ریموند_ابراهیم و رسیدگی به پروندۀ تاریخ اسلام
(۲/۲)
💀 تفاوت بردهداری اسلامی و غربی
❓چرا در آمریکا میلیونها سیاهپوست (نوادگان بردگان) وجود دارند، اما در خاورمیانه جمعیت عظیمی از نوادگان آن ۱۴ میلیون برده سفیدپوست نمیبینیم؟ پاسخ در دو تفاوت هولناک است:
1. اختهسازی: در بردهداری اسلامی، بردگان مرد برای کار در حرمسراها یا ارتش اخته میشدند تا تولید مثل نکنند. نرخ مرگومیر در این عمل بسیار بالا بود. این یک «نسلکشی ژنتیکی» بود.
2. بردگی جنسی: تمرکز اصلی بر زنان سفیدپوست برای حرمسراها بود. فرزندان آنها به عنوان مسلمان بزرگ میشدند و هویت اصلیشان محو میشد.
3. دوشیرمه (مالیات خون): عثمانیها قرنها پسران مسیحی بالکان را به زور از خانوادهها میگرفتند، آنها را مسلمان میکردند و به عنوان «جاننثار» تربیت میکردند تا به جنگ پدران و برادران مسیحی خود بروند. این شریرانهترین شکل بردهداری بود: تبدیل قربانی به سلاح علیه قوم خود.
4. گستره جغرافیایی: دزدان دریایی مسلمان حتی تا ایسلند (سال ۱۶۲۷) رفتند و ۴۰۰ نفر را دزدیدند و در بازارهای شمال آفریقا فروختند. این ترس چنان در اروپا عمیق بود که تا قرن ۱۹، مردم سواحل مدیترانه خانههای خود را روی تپهها میساختند تا از یورشهای شبانه در امان باشند.
📍 تغییر جغرافیای زیستی اروپا: ریموند ابراهیم به واقعیتی اشاره میکند که در معماری اروپا ثبت شده اما در کتابهای تاریخ مخفی مانده؛ ترس از بردهگیرانِ مسلمان (دزدان دریایی بَربَر) چنان عمیق بود که برای بیش از ۳۰۰ سال، سواحل حاصلخیز مدیترانه عملاً از سکنه خالی شد. مردم مجبور شدند خانههای خود را از خط ساحلی به نوکِ تپههای مرتفع و صعبالعبور منتقل کنند تا از «یورشهای شبانه برای شکار انسان» در امان بمانند.
📍 قفسهای سنگی: دهکدههای مشهوری که امروزه در ایتالیا و فرانسه به عنوان جاذبه توریستی بر فراز تپهها میبینیم، در واقع دژهای تدافعی بودند. این خانهها پنجرههای بسیار کوچکی داشتند و به گونهای ساخته میشدند که نگهبانانِ مستقر در «برجهای ساراسن» (برجهای دیدهبانی ساحلی) بتوانند به محض رویت بادبانِ کشتیِ جهادگران، با آتش به اهالی خبر بدهند تا پیش از سپیدهدم به قلعهها پناه ببرند. هر مایل دوری از ساحل، شانسی برای فرار از بازار بردهفروشی الجزیره محسوب میشد.
🔶 تحلیل صاحب کانال
۱. اتحاد استراتژیک یهود و مسیحیت
🔸خاخام توضیح میدهد که دوران تفتیش عقاید گذشته است. اکنون مسیحیت و یهودیت در یک سنگر واحد علیه «تهاجم اسلام» قرار دارند.
🤝 تغییر پارادایم واتیکان: اشاره غیرمستقیم خاخام به سند «نوسترا اتات» واتیکان (۱۹۶۵) است که در آن کلیسا رسماً یهودستیزی را محکوم کرد. این تغییر، راه را برای اتحاد سیاسی فعلی علیه اسلامگرایی افراطی هموار کرد. این اتحاد، «الهیاتی» نیست، بلکه «وجودی» است.
۲. جنگ آمار: کیفیت در برابر کمیت
* یهودیان: ۱۵ میلیون نفر (تمرکز بر نور بودن).
* مسلمانان: ۲ میلیارد نفر (تمرکز بر فتح).
📉 جهاد رحمها
🔸تحلیلگران امنیتی به این پدیده «بمب جمعیتی» میگویند. گلدشتاین به طور ضمنی اشاره میکند که اسلام نه تنها با شمشیر، بلکه با نرخ زادوولد بالا در حال تسخیر اروپاست، در حالی که یهودیت و مسیحیت با بحران جمعیت روبرو هستند.
۳. الهیات مرگ در برابر الهیات زندگی
* یهودیت: وسواس بر حفظ جان دارد، مثال آن: پیشرو بودن اسرائیل در پزشکی.
* اسلام: وسواس برای مرگ دارد. گلدشتاین با استناد به سخنان رهبران حماس:
مدعیست اسلام بر پاداش اخروی تمرکز دارد، بنابراین انتحار و قربانی کردن کودکان در آن توجیه میشود.
🔥 فرهنگ گناه vs فرهنگ شرم/شهادت
🔻این بخش به تضاد عمیق دو نوع روانشناسی اشاره دارد:
* فرهنگ غربی/یهودی: زندگی در این دنیا مقدس است و مرگ یک تراژدی.
* ایدئولوژی جهادی: مرگ در راه خدا (شهادت)، «میانبری» به سعادت ابدی است. ریموند ابراهیم در کتابهایش توضیح میدهد که این باور، مفهوم «بازدارندگی» را بیمعنی میکند. شما نمیتوانید کسی را که آرزوی مرگ دارد، با تهدید به مرگ بترسانید. این همان بنبستی است که غرب امروز در برابر تروریسم با آن مواجه است.
* پیام ویدیو: آنچه امروز میبینیم (حماس، داعش، جمهوری اسلامی) انحراف از اسلام نیست، بلکه «احیای» همان سنت ۱۴۰۰ ساله است که موقتاً به دلیل ضعف نظامی مسلمانان خاموش شده بود. ویدیو هشدار میدهد که تاریخ تکرار میشود. اگر غرب و اسرائیل درک نکنند که با یک «ایدئولوژی الهیاتی» طرف هستند نه یک «نارضایتی سیاسی»، به سرنوشت بیزانس و ایران ساسانی دچار خواهند شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
💀 تفاوت بردهداری اسلامی و غربی
❓چرا در آمریکا میلیونها سیاهپوست (نوادگان بردگان) وجود دارند، اما در خاورمیانه جمعیت عظیمی از نوادگان آن ۱۴ میلیون برده سفیدپوست نمیبینیم؟ پاسخ در دو تفاوت هولناک است:
1. اختهسازی: در بردهداری اسلامی، بردگان مرد برای کار در حرمسراها یا ارتش اخته میشدند تا تولید مثل نکنند. نرخ مرگومیر در این عمل بسیار بالا بود. این یک «نسلکشی ژنتیکی» بود.
2. بردگی جنسی: تمرکز اصلی بر زنان سفیدپوست برای حرمسراها بود. فرزندان آنها به عنوان مسلمان بزرگ میشدند و هویت اصلیشان محو میشد.
3. دوشیرمه (مالیات خون): عثمانیها قرنها پسران مسیحی بالکان را به زور از خانوادهها میگرفتند، آنها را مسلمان میکردند و به عنوان «جاننثار» تربیت میکردند تا به جنگ پدران و برادران مسیحی خود بروند. این شریرانهترین شکل بردهداری بود: تبدیل قربانی به سلاح علیه قوم خود.
4. گستره جغرافیایی: دزدان دریایی مسلمان حتی تا ایسلند (سال ۱۶۲۷) رفتند و ۴۰۰ نفر را دزدیدند و در بازارهای شمال آفریقا فروختند. این ترس چنان در اروپا عمیق بود که تا قرن ۱۹، مردم سواحل مدیترانه خانههای خود را روی تپهها میساختند تا از یورشهای شبانه در امان باشند.
📍 تغییر جغرافیای زیستی اروپا: ریموند ابراهیم به واقعیتی اشاره میکند که در معماری اروپا ثبت شده اما در کتابهای تاریخ مخفی مانده؛ ترس از بردهگیرانِ مسلمان (دزدان دریایی بَربَر) چنان عمیق بود که برای بیش از ۳۰۰ سال، سواحل حاصلخیز مدیترانه عملاً از سکنه خالی شد. مردم مجبور شدند خانههای خود را از خط ساحلی به نوکِ تپههای مرتفع و صعبالعبور منتقل کنند تا از «یورشهای شبانه برای شکار انسان» در امان بمانند.
📍 قفسهای سنگی: دهکدههای مشهوری که امروزه در ایتالیا و فرانسه به عنوان جاذبه توریستی بر فراز تپهها میبینیم، در واقع دژهای تدافعی بودند. این خانهها پنجرههای بسیار کوچکی داشتند و به گونهای ساخته میشدند که نگهبانانِ مستقر در «برجهای ساراسن» (برجهای دیدهبانی ساحلی) بتوانند به محض رویت بادبانِ کشتیِ جهادگران، با آتش به اهالی خبر بدهند تا پیش از سپیدهدم به قلعهها پناه ببرند. هر مایل دوری از ساحل، شانسی برای فرار از بازار بردهفروشی الجزیره محسوب میشد.
🔶 تحلیل صاحب کانال
۱. اتحاد استراتژیک یهود و مسیحیت
🔸خاخام توضیح میدهد که دوران تفتیش عقاید گذشته است. اکنون مسیحیت و یهودیت در یک سنگر واحد علیه «تهاجم اسلام» قرار دارند.
🤝 تغییر پارادایم واتیکان: اشاره غیرمستقیم خاخام به سند «نوسترا اتات» واتیکان (۱۹۶۵) است که در آن کلیسا رسماً یهودستیزی را محکوم کرد. این تغییر، راه را برای اتحاد سیاسی فعلی علیه اسلامگرایی افراطی هموار کرد. این اتحاد، «الهیاتی» نیست، بلکه «وجودی» است.
۲. جنگ آمار: کیفیت در برابر کمیت
* یهودیان: ۱۵ میلیون نفر (تمرکز بر نور بودن).
* مسلمانان: ۲ میلیارد نفر (تمرکز بر فتح).
📉 جهاد رحمها
🔸تحلیلگران امنیتی به این پدیده «بمب جمعیتی» میگویند. گلدشتاین به طور ضمنی اشاره میکند که اسلام نه تنها با شمشیر، بلکه با نرخ زادوولد بالا در حال تسخیر اروپاست، در حالی که یهودیت و مسیحیت با بحران جمعیت روبرو هستند.
۳. الهیات مرگ در برابر الهیات زندگی
* یهودیت: وسواس بر حفظ جان دارد، مثال آن: پیشرو بودن اسرائیل در پزشکی.
* اسلام: وسواس برای مرگ دارد. گلدشتاین با استناد به سخنان رهبران حماس:
«ما عاشق مرگیم، همانطور که شما عاشق زندگی هستید»
مدعیست اسلام بر پاداش اخروی تمرکز دارد، بنابراین انتحار و قربانی کردن کودکان در آن توجیه میشود.
🔥 فرهنگ گناه vs فرهنگ شرم/شهادت
🔻این بخش به تضاد عمیق دو نوع روانشناسی اشاره دارد:
* فرهنگ غربی/یهودی: زندگی در این دنیا مقدس است و مرگ یک تراژدی.
* ایدئولوژی جهادی: مرگ در راه خدا (شهادت)، «میانبری» به سعادت ابدی است. ریموند ابراهیم در کتابهایش توضیح میدهد که این باور، مفهوم «بازدارندگی» را بیمعنی میکند. شما نمیتوانید کسی را که آرزوی مرگ دارد، با تهدید به مرگ بترسانید. این همان بنبستی است که غرب امروز در برابر تروریسم با آن مواجه است.
* پیام ویدیو: آنچه امروز میبینیم (حماس، داعش، جمهوری اسلامی) انحراف از اسلام نیست، بلکه «احیای» همان سنت ۱۴۰۰ ساله است که موقتاً به دلیل ضعف نظامی مسلمانان خاموش شده بود. ویدیو هشدار میدهد که تاریخ تکرار میشود. اگر غرب و اسرائیل درک نکنند که با یک «ایدئولوژی الهیاتی» طرف هستند نه یک «نارضایتی سیاسی»، به سرنوشت بیزانس و ایران ساسانی دچار خواهند شد.
«ما (غرب/اسرائیل) در قرن ۲۱ زندگی میکنیم و جلو میرویم، اما آنها مصمماند جهان را به قرن هفتم بازگردانند»
📺 رسواییِ اپستین و غرب گناهکار
📺 کتاب «اسلام، اسرائیل و غرب»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کلاهبرداری بزرگ رسولی فاش شد: پولس رسول هیچکدام از نامهها را ننوشته است!
🔸این ویدیو گفتگویی طولانی (بیش از ۶ ساعت) میان میزبان پادکست «هیستوری ولی» و دکتر #رابرت_ام_پرایس، از برجستهترین محققان منتقد و اسطورهپژوهِ عهد جدید، است. موضوع محوری این بحث، ادعاهای جنجالی دکتر پرایس در کتابش با عنوان «رسول عظیمالجثه شگفتانگیز» است.
📍 چرا شناخت «پولس» برای ما مهم است؟
🔸برای درک اهمیت این بحث، باید بدانیم که مسیحیتِ امروز بیش از آنکه بر پایه سخنان مستقیم حضرت عیسی باشد، بر پایه تفکرات پولس رسول بنا شده است. پولس کسی است که مفاهیم کلیدی مسیحیت مانند «پسر خدا بودن عیسی»، «فدا شدن او برای گناهان بشر» و «نسخِ شریعت و احکام تورات» را تئوریزه کرد. در واقع، ۱۳ نامه منسوب به او در عهد جدید، ستون فقرات الهیات مسیحی هستند.
📜 ۱. فرضیه اصلی: جعل بزرگ آپوستولیک
🔻دکتر پرایس استدلال میکند که پولس رسول عملاً هیچیک از ۱۳ نامهای که در عهد جدید به او منسوب است را ننوشته است.
📍 ترکیب و تدوین: او معتقد است نامههایی مثل «رومیان» نه یک نامه واحد، بلکه مجموعهای از قطعات پراکنده و دیدگاههای مختلفِ پیروان پولس است که بعدها توسط ویراستاران برای ایجاد هماهنگی در کلیسا با هم ادغام شدهاند.
📍 جعل با نیت خیر: پرایس توضیح میدهد که در آن زمان، نوشتن به نام یک شخصیت بزرگ امری رایج بود تا به یک متن مشروعیت ببخشند؛ لذا این نامهها ابزارهایی برای حل اختلافات کلامی در قرن دوم میلادی بودهاند.
🏛 ۲. کالبدشکافی نامه به رومیان (تضادهای درونی)
🔻بخش بزرگی از گفتگو به واکاوی نامه به رومیان اختصاص دارد:
📍 تضاد کلامی: پرایس اشاره میکند که فصلهای اول رومیان (۱ و ۲) شباهت عجیبی به خطبههای یهودیِ هلنیستی در کنیسهها دارد و با لحن و آموزههای «فیض» در بقیه نامه تضاد دارد.
📍 مسئله همجنسگرایی و اخلاق: او معتقد است آیاتی که در رومیان ۱ به رفتارهای جنسی اشاره دارد، بر پایه لاویان (عهد عتیق) است و در واقع تلاشی برای محکوم کردن بتپرستی یونانی از نگاه یک یهودی سنتی است، نه لزوماً پیامی جدید از سوی پولس.
📍 تناقض جغرافیایی (فصل ۱۶): پرایس میپرسد چطور ممکن است پولس در ابتدای نامه بگوید رومیان را نمیشناسد و میخواهد خودش را معرفی کند، اما در فصل ۱۶ لیستی طولانی از دوستان نزدیکش را در آنجا سلام میرساند؟ او نتیجه میگیرد فصل ۱۶ در اصل بخشی از نامهای به افسس بوده که به اشتباه (یا عمدی) به رومیان الصاق شده است.
⚖️ ۳. اقتدار سیاسی و رومیان ۱۳
📍 اطاعت از حاکم جائر: پرایس به آیه مشهور «هر شخصی مطیع قدرتهای برتر باشد» اشاره کرده و آن را با واقعیت تاریخی تطبیق میدهد. او میگوید بسیار بعید است پولسی که شاهد محکومیت ناعادلانه عیسی توسط دادگاه روم بود و خودش هم تحت تعقیب بود، چنین ستایشی از دولت روم به عنوان «خادم خدا» بکند. او این بخش را یک الحاقیه متأخر برای آشتی دادن مسیحیان با امپراتوری روم میداند.
🕍 ۴. یهودیت و مسیحیت در نگاه پولسِ ساختگی
📍 مسئله ردّ یهود: در رومیان ۹ تا ۱۱، بحث بر سر این است که چرا یهودیان مسیح را نپذیرفتند. پرایس استدلال میکند که استدلالهای مطرح شده (مانند اینکه خدا عمداً یهودیان را کور کرده تا جا برای غیریهودیان باز شود) نشاندهنده وضعیتی است که تنها در قرن دوم میلادی (زمانی که جدایی کامل یهود و مسیح رخ داده بود) معنا پیدا میکند، نه در زمان حیات پولس واقعی.
👤 ۵. شخصیتهای مشکوک: ترتیوس و فیلیمون
📍 ترتیوس (کاتِب): در رومیان ۱۶:۲۲ شخصی به نام ترتیوس میگوید: «من که کاتب این نامه هستم به شما سلام میگویم». پرایس میپرسد چرا یک کاتب باید ناگهان وسط نامه بپرد؟ او احتمال میدهد که ترتیوس شاید نویسنده اصلی یا یکی از جاعلان نامه بوده باشد.
📍 فیلیمون و بردهداری: در بخشی از بحث، آنها به نامه فیلیمون اشاره میکنند. پرایس فرضیهای را مطرح میکند که «فیلیمون» ممکن است یک شخصیت داستانی یا استعاری بر اساس شاعری آتنی به همین نام باشد تا پیامی در مورد رفتار با بردگانِ مسیحی منتقل کند.
🧪 ۶. فقدان شواهد نسخهخطی
📍 سکوت دستنوشتهها: پرایس اعتراف میکند که مدرک نسخهخطی برای حذف این بخشها وجود ندارد، اما جابهجایی برخی آیات در نسخههای مختلف نشان میدهد که این متون در ابتدا «یادداشتهای حاشیهای» بودهاند که بعدها وارد متن اصلی شدهاند.
💡 نتیجهگیری نهایی دکتر پرایس
🔸او پولسِ عهد جدید را یک «رسول کاغذی» میداند؛ یعنی شخصیتی که کلیسای قرن دوم از نو خلق کرد تا بتواند عقاید مختلف (از مرقیونیه تا ارتدوکس) را زیر چتر یک نام واحد جمع کند. از نظر او، کشف «پولس تاریخی» تقریباً غیرممکن است زیرا متون منسوب به او، بیشتر بازتابدهنده نبردهای قدرت در کلیسای اولیه هستند تا تجربیات شخصی یک فرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو گفتگویی طولانی (بیش از ۶ ساعت) میان میزبان پادکست «هیستوری ولی» و دکتر #رابرت_ام_پرایس، از برجستهترین محققان منتقد و اسطورهپژوهِ عهد جدید، است. موضوع محوری این بحث، ادعاهای جنجالی دکتر پرایس در کتابش با عنوان «رسول عظیمالجثه شگفتانگیز» است.
📍 چرا شناخت «پولس» برای ما مهم است؟
🔸برای درک اهمیت این بحث، باید بدانیم که مسیحیتِ امروز بیش از آنکه بر پایه سخنان مستقیم حضرت عیسی باشد، بر پایه تفکرات پولس رسول بنا شده است. پولس کسی است که مفاهیم کلیدی مسیحیت مانند «پسر خدا بودن عیسی»، «فدا شدن او برای گناهان بشر» و «نسخِ شریعت و احکام تورات» را تئوریزه کرد. در واقع، ۱۳ نامه منسوب به او در عهد جدید، ستون فقرات الهیات مسیحی هستند.
📜 ۱. فرضیه اصلی: جعل بزرگ آپوستولیک
🔻دکتر پرایس استدلال میکند که پولس رسول عملاً هیچیک از ۱۳ نامهای که در عهد جدید به او منسوب است را ننوشته است.
📍 ترکیب و تدوین: او معتقد است نامههایی مثل «رومیان» نه یک نامه واحد، بلکه مجموعهای از قطعات پراکنده و دیدگاههای مختلفِ پیروان پولس است که بعدها توسط ویراستاران برای ایجاد هماهنگی در کلیسا با هم ادغام شدهاند.
📍 جعل با نیت خیر: پرایس توضیح میدهد که در آن زمان، نوشتن به نام یک شخصیت بزرگ امری رایج بود تا به یک متن مشروعیت ببخشند؛ لذا این نامهها ابزارهایی برای حل اختلافات کلامی در قرن دوم میلادی بودهاند.
🏛 ۲. کالبدشکافی نامه به رومیان (تضادهای درونی)
🔻بخش بزرگی از گفتگو به واکاوی نامه به رومیان اختصاص دارد:
📍 تضاد کلامی: پرایس اشاره میکند که فصلهای اول رومیان (۱ و ۲) شباهت عجیبی به خطبههای یهودیِ هلنیستی در کنیسهها دارد و با لحن و آموزههای «فیض» در بقیه نامه تضاد دارد.
📍 مسئله همجنسگرایی و اخلاق: او معتقد است آیاتی که در رومیان ۱ به رفتارهای جنسی اشاره دارد، بر پایه لاویان (عهد عتیق) است و در واقع تلاشی برای محکوم کردن بتپرستی یونانی از نگاه یک یهودی سنتی است، نه لزوماً پیامی جدید از سوی پولس.
📍 تناقض جغرافیایی (فصل ۱۶): پرایس میپرسد چطور ممکن است پولس در ابتدای نامه بگوید رومیان را نمیشناسد و میخواهد خودش را معرفی کند، اما در فصل ۱۶ لیستی طولانی از دوستان نزدیکش را در آنجا سلام میرساند؟ او نتیجه میگیرد فصل ۱۶ در اصل بخشی از نامهای به افسس بوده که به اشتباه (یا عمدی) به رومیان الصاق شده است.
⚖️ ۳. اقتدار سیاسی و رومیان ۱۳
📍 اطاعت از حاکم جائر: پرایس به آیه مشهور «هر شخصی مطیع قدرتهای برتر باشد» اشاره کرده و آن را با واقعیت تاریخی تطبیق میدهد. او میگوید بسیار بعید است پولسی که شاهد محکومیت ناعادلانه عیسی توسط دادگاه روم بود و خودش هم تحت تعقیب بود، چنین ستایشی از دولت روم به عنوان «خادم خدا» بکند. او این بخش را یک الحاقیه متأخر برای آشتی دادن مسیحیان با امپراتوری روم میداند.
🕍 ۴. یهودیت و مسیحیت در نگاه پولسِ ساختگی
📍 مسئله ردّ یهود: در رومیان ۹ تا ۱۱، بحث بر سر این است که چرا یهودیان مسیح را نپذیرفتند. پرایس استدلال میکند که استدلالهای مطرح شده (مانند اینکه خدا عمداً یهودیان را کور کرده تا جا برای غیریهودیان باز شود) نشاندهنده وضعیتی است که تنها در قرن دوم میلادی (زمانی که جدایی کامل یهود و مسیح رخ داده بود) معنا پیدا میکند، نه در زمان حیات پولس واقعی.
👤 ۵. شخصیتهای مشکوک: ترتیوس و فیلیمون
📍 ترتیوس (کاتِب): در رومیان ۱۶:۲۲ شخصی به نام ترتیوس میگوید: «من که کاتب این نامه هستم به شما سلام میگویم». پرایس میپرسد چرا یک کاتب باید ناگهان وسط نامه بپرد؟ او احتمال میدهد که ترتیوس شاید نویسنده اصلی یا یکی از جاعلان نامه بوده باشد.
📍 فیلیمون و بردهداری: در بخشی از بحث، آنها به نامه فیلیمون اشاره میکنند. پرایس فرضیهای را مطرح میکند که «فیلیمون» ممکن است یک شخصیت داستانی یا استعاری بر اساس شاعری آتنی به همین نام باشد تا پیامی در مورد رفتار با بردگانِ مسیحی منتقل کند.
🧪 ۶. فقدان شواهد نسخهخطی
📍 سکوت دستنوشتهها: پرایس اعتراف میکند که مدرک نسخهخطی برای حذف این بخشها وجود ندارد، اما جابهجایی برخی آیات در نسخههای مختلف نشان میدهد که این متون در ابتدا «یادداشتهای حاشیهای» بودهاند که بعدها وارد متن اصلی شدهاند.
💡 نتیجهگیری نهایی دکتر پرایس
🔸او پولسِ عهد جدید را یک «رسول کاغذی» میداند؛ یعنی شخصیتی که کلیسای قرن دوم از نو خلق کرد تا بتواند عقاید مختلف (از مرقیونیه تا ارتدوکس) را زیر چتر یک نام واحد جمع کند. از نظر او، کشف «پولس تاریخی» تقریباً غیرممکن است زیرا متون منسوب به او، بیشتر بازتابدهنده نبردهای قدرت در کلیسای اولیه هستند تا تجربیات شخصی یک فرد.
.
#بازنگری #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم! — در ستایشِ صداقت و صراحت، علیه مجذوبان و بزکگران شر ✍🏻 #فریدون_فرخ 💬 اشو: محمدِ خونخوار «میگویی محمد برای دین شمشیر کشید؟ خب پس کجاست این دین؟ کدام دین؟! نتیجۀ آن شمشیر کشیدن چیزی نبود جز اینکه جمعی مسلمانِ خونخوار به وجود…
Telegram
نقدآگین
👈 سنت به آدمِ مطیع احترام میذاره، نه به آدمِ متفکر!
کسی که سؤال نپرسه،
تردید نکنه،
شک نکنه…
📌 برای همین در سنت، «ماشینِ فرمانبردار» مقدستر از انسانِ آگاهه.
فکر کردن خطرناکه؛ برای کسانی که میخوان بر مردم سلطه داشته باشن!
🎙#اشو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کسی که سؤال نپرسه،
تردید نکنه،
شک نکنه…
📌 برای همین در سنت، «ماشینِ فرمانبردار» مقدستر از انسانِ آگاهه.
فکر کردن خطرناکه؛ برای کسانی که میخوان بر مردم سلطه داشته باشن!
🎙#اشو
🔻اشو و اسلام
📺 زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
🐫 شتر و رابطه در اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمیدانست!
📺 از حمایت از تنوعطلبیِ مردان تا رواجِ همجنسبازی
🔻اشو
📺 چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📓علم مراقبه و تانترا
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آناتومیِ یک فاجعه: رویاروییِ «آماتوریسمِ سیاسی» با «ماشینِ کشتار»
— تحلیلی بر سرکوب دیماه و فقدانِ پختگی در اپوزیسیون
✍🏻 #سورنا_نهاوند
🔺تمامیِ گروههای اپوزیسیون موجود در مقابلِ چنین ساختاری، کودکی بیشتر نمینمایند. هیچکدام، با وجود چهل و هفت سال سابقه و دیدنِ انواع روشهای توحشآمیزِ سرکوب و دیدنِ توحشِ بیحد و مرز نظام در سوریه برای حفظ دیکتاتوری خانوادگیِ - بعثی اسد، هیچ پلنی (چه رسد به پلن بی و پلن سی) برای براندازی و انقلاب نداشتند:
▪️شتابزده و درحالیکه هیچ اعتصاب گسترده و تجمع فراگیرِ مسالمتآمیزی شکل نگرفتهبود، وارد شدند و از تسخیرِ اماکن و برگشت به ایران برای «نبردِ نهایی» گفتند؛
▪️هیچ هشداری برای نزدیکنشدن به مراکز نظامی در آغاز جنبش ندادند؛
▪️هیچ هشداری برای اجازهندادن به خروجِ بچههای زیر ۱۸ سال از منزل، و عدم حضورِ والدینی که دارای بچه هستند، ندادند تا جلوی یتیمشدن کودکان یا قتلِ کودکان یا بازداشت این افراد حساس را بگیرند؛
▪️هیچ تدارکی برای سرکوبهای مشابه با آبان خونین و جنبش مهسا (۱۴۰۱) که آشکار بود سرکوبِ بسیار خشنتری از آن زمان را شاهد خواهیم بود (بهدلیل «ماهیتِ انقلابی» و «فشار بیرونیِ ترامپ»)، و افرادی چون کامران اتابکی (مجری شوهای ماهوارهای) نیز هشدار دادهبودند نسبت به «زمینهی حمام خونشدنِ» بیانیهی زماندارِ رضا پهلوی، در نظر نگرفتهبودند؛
▪️وقتی کشتهها در پنجشنبه (۱۸ دی ماه) صعودی شد، علیرغم بستهشدن اینترنت که مسئولیت رسانههای ماهوارهای رو دوچندان میکرد، هیچ اطلاعرسانیِ مسئولانهای در اینترنشنال ارائه نشد، تا جلوی کشتههای بیدلیلِ بیشتر گرفتهشود، و مراد ویسی از روشِ محسن رضایی در عملیاتِ فریبِ(!) استفاده کرد؛ و جریانهای مختلف اپوزیسیون نیز از رسانههای ماهوارهای برای جلوگیری از کشتارِ بیشتر، استفادهای نکردند؛
🔺جز دخیل بستن به ترامپ املاکی لافزن نامتعادل که جز به منافع شخصیاش و منافعِ اقتصادیِ آمریکا نمیاندیشد، هیچ طرحی نداشتند و ندارند؛ و در همین امر نیز، تلاش نکردهبودند تا حداقل یک تعهد واقعی و تضمینداری از او بگیرند؛
🔺الان که مشخص شده این حد از خامی و احساسگرایی و شلختگی و بیپرنسیبی، هر کس کوچکترین نقدی به این رویه بکند، ولو بگوید این مهم مختصِ شخص و گروه خاصی نیست، او را متهم به خونشویی میکنند برای رژیم داعشی و سفاک اما دارای برنامه برای قصابیِ مردم خود که برپایۀ ایدئولوژی «حفظ نظام از اوجب واجبات است و حتی امام زمان را هم میتوان برای آن قربانی کرد»؛ گویا چون یک سو شر مطلق و شیطانِ مجسم است، سوی دیگر، هر کار و کمکاریای بکند، باید «چشموگوشبسته» تایید شود، بدونِ برآوردِ هزینه-فایدۀ حرکتهایش، و طرح سوال از آنچه ارائه کردهاست!
🔺از جهتی اگر بنگریم، دارکتر از این حکومتِ داعشی و وحشی و ضدانسان و ضدایران، اپوزیسیونِ فشلش است، که بیش از آنکه به برنامههای ایجابیِ و عملیاتی بیاندیشند و تمرین کنند که طرحی شدنی برای کنار زدنِ موانعِ جدی پیش رو ارائه دهند، به لفاظی و حملهی شبانهروز به همدیگر، و بحثهای انتزاعی دربارۀ دموکراسی و شکلِ حکومتِ مطلوب، و رویافروشی دربارۀ پسفرداهای گذار، مبتلا است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحلیلی بر سرکوب دیماه و فقدانِ پختگی در اپوزیسیون
✍🏻 #سورنا_نهاوند
🔸یک مقام سابق وزارت کشور به ایران اینترنشنال گفت سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه نتیجه یک روند برنامهریزیشده و چندلایه بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای متولی حوزه امنیتی پیگیری شده است.
🔸به گفته این مقام سابقه امنیتی، آموزشهای مقابله با اعتراضات شهری بهصورت منسجم اجرا شده؛ از سازماندهی نیروهای غیررسمی در قالب دستههای موتورسوار و پیادهِ مسلح گرفته تا نشانهگذاری و شناسایی اماکن مرتفع و مشرف به نقاط حساس برای استقرار تکتیراندازها.
🔸او به برگزاری آموزشهای تئوریک ایدئولوژیک و «آمادهسازی روانی برای کشتن» و تیر خلاص زدن به معترضان اشاره کرد و گفت در مواردی، اراذل و اوباش نیز برای ایفای نقش لیدر در تجمعات—با هدف شناسایی افراد و هدایت یا منحرفسازی جریانهای خیابانی—آموزش دیدند.
🔸پیامهای شهروندان از شلیک مستقیم گلوله جنگی، رگبار از ارتفاع، استفاده از سلاحهای ساچمهای، استقرار تکتیراندازها، یورش به بیمارستانها و تیر خلاص به مجروحان حکایت دارد.
🔸به گفته این مقام سابق که پیشتر عضو سپاه بوده، این اقدامات نشان میدهد سرکوب دیماه نه واکنشی مقطعی، بلکه حاصل آمادهسازی ساختاری و عملیاتی طولانیمدت بوده است.
🔺تمامیِ گروههای اپوزیسیون موجود در مقابلِ چنین ساختاری، کودکی بیشتر نمینمایند. هیچکدام، با وجود چهل و هفت سال سابقه و دیدنِ انواع روشهای توحشآمیزِ سرکوب و دیدنِ توحشِ بیحد و مرز نظام در سوریه برای حفظ دیکتاتوری خانوادگیِ - بعثی اسد، هیچ پلنی (چه رسد به پلن بی و پلن سی) برای براندازی و انقلاب نداشتند:
▪️شتابزده و درحالیکه هیچ اعتصاب گسترده و تجمع فراگیرِ مسالمتآمیزی شکل نگرفتهبود، وارد شدند و از تسخیرِ اماکن و برگشت به ایران برای «نبردِ نهایی» گفتند؛
▪️هیچ هشداری برای نزدیکنشدن به مراکز نظامی در آغاز جنبش ندادند؛
▪️هیچ هشداری برای اجازهندادن به خروجِ بچههای زیر ۱۸ سال از منزل، و عدم حضورِ والدینی که دارای بچه هستند، ندادند تا جلوی یتیمشدن کودکان یا قتلِ کودکان یا بازداشت این افراد حساس را بگیرند؛
▪️هیچ تدارکی برای سرکوبهای مشابه با آبان خونین و جنبش مهسا (۱۴۰۱) که آشکار بود سرکوبِ بسیار خشنتری از آن زمان را شاهد خواهیم بود (بهدلیل «ماهیتِ انقلابی» و «فشار بیرونیِ ترامپ»)، و افرادی چون کامران اتابکی (مجری شوهای ماهوارهای) نیز هشدار دادهبودند نسبت به «زمینهی حمام خونشدنِ» بیانیهی زماندارِ رضا پهلوی، در نظر نگرفتهبودند؛
▪️وقتی کشتهها در پنجشنبه (۱۸ دی ماه) صعودی شد، علیرغم بستهشدن اینترنت که مسئولیت رسانههای ماهوارهای رو دوچندان میکرد، هیچ اطلاعرسانیِ مسئولانهای در اینترنشنال ارائه نشد، تا جلوی کشتههای بیدلیلِ بیشتر گرفتهشود، و مراد ویسی از روشِ محسن رضایی در عملیاتِ فریبِ(!) استفاده کرد؛ و جریانهای مختلف اپوزیسیون نیز از رسانههای ماهوارهای برای جلوگیری از کشتارِ بیشتر، استفادهای نکردند؛
🔺جز دخیل بستن به ترامپ املاکی لافزن نامتعادل که جز به منافع شخصیاش و منافعِ اقتصادیِ آمریکا نمیاندیشد، هیچ طرحی نداشتند و ندارند؛ و در همین امر نیز، تلاش نکردهبودند تا حداقل یک تعهد واقعی و تضمینداری از او بگیرند؛
🔺الان که مشخص شده این حد از خامی و احساسگرایی و شلختگی و بیپرنسیبی، هر کس کوچکترین نقدی به این رویه بکند، ولو بگوید این مهم مختصِ شخص و گروه خاصی نیست، او را متهم به خونشویی میکنند برای رژیم داعشی و سفاک اما دارای برنامه برای قصابیِ مردم خود که برپایۀ ایدئولوژی «حفظ نظام از اوجب واجبات است و حتی امام زمان را هم میتوان برای آن قربانی کرد»؛ گویا چون یک سو شر مطلق و شیطانِ مجسم است، سوی دیگر، هر کار و کمکاریای بکند، باید «چشموگوشبسته» تایید شود، بدونِ برآوردِ هزینه-فایدۀ حرکتهایش، و طرح سوال از آنچه ارائه کردهاست!
🔺از جهتی اگر بنگریم، دارکتر از این حکومتِ داعشی و وحشی و ضدانسان و ضدایران، اپوزیسیونِ فشلش است، که بیش از آنکه به برنامههای ایجابیِ و عملیاتی بیاندیشند و تمرین کنند که طرحی شدنی برای کنار زدنِ موانعِ جدی پیش رو ارائه دهند، به لفاظی و حملهی شبانهروز به همدیگر، و بحثهای انتزاعی دربارۀ دموکراسی و شکلِ حکومتِ مطلوب، و رویافروشی دربارۀ پسفرداهای گذار، مبتلا است.
.
#اپوزیشنقد #حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در اعتراضات دیماه ۴۰۴ چه گذشت؟
✍🏻 #روشنک_آسترکی
- اعتراضات خیزش ملی دی۴۰۴ در کرج آنقدر گسترده بود که حتی در محله مصباح، یکی از قدیمیترین و سنتینشینترین مناطق این شهر هم شامگاه ۱۸ دی اعتراضاتی بزرگ شکل گرفت و پس از ساعاتی شهروندان به شکل تکاندهندهای سرکوب شدند.
- برخی مقامات و نیروهای امنیتی و بسیجی نیز در همین محله زندگی میکنند؛ از جمله شیخ حسن کردمیهن، طراح حمله به سفارت عربستان در تهران و از طراحان و مجریان تشکیل گروههای فرهنگی و جهادی در سوریه با کمک حسین همدانی و قاسم سلیمانی!
https://kayhan.london/1404/11/06/395637/
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در خیابان کوچک ما ۲۰ نفر را کشتند، فستفودی محله، پسر طلافروش، همسر تابلوساز و …
✍🏻 #روشنک_آسترکی
- اعتراضات خیزش ملی دی۴۰۴ در کرج آنقدر گسترده بود که حتی در محله مصباح، یکی از قدیمیترین و سنتینشینترین مناطق این شهر هم شامگاه ۱۸ دی اعتراضاتی بزرگ شکل گرفت و پس از ساعاتی شهروندان به شکل تکاندهندهای سرکوب شدند.
- برخی مقامات و نیروهای امنیتی و بسیجی نیز در همین محله زندگی میکنند؛ از جمله شیخ حسن کردمیهن، طراح حمله به سفارت عربستان در تهران و از طراحان و مجریان تشکیل گروههای فرهنگی و جهادی در سوریه با کمک حسین همدانی و قاسم سلیمانی!
- «تصوری از کشتار صورت گرفته نداشتیم. همسرم که گفت رد خون در خیابان است رفتم بیرون. فقط توانستم چند متر بروم. تکه تکه رد خون کف خیابان و پیادهرو بود. نتوانستم بیشتر بروم. نفسم بند آمده بود. چیزی روی سینهام سنگینی میکرد. با گذشت دو هفته هنوز هم چیزی روی سینهام سنگینی میکند.»
- «خیلیها را کشتند. یک جوانی را کشتند که فقط پنج روز از عروسیاش گذشته بود. پسر طلافروش محله توی ماشین پشت فرمان بوده با شاتگان شلیک کردند توی سرش. یک کاسب وقتی دیده شلوغ شده، ترسیده، مانده در مغازهاش اما کرکره را پایین کشیده، مأموران آمدهاند از بیرون مغازه و پشت کرکره بهش شلیک کردند و کشتنش.»
- او میگوید مردم همچنان در خشم و عصبانیت هستند: «شیشههای مسجد آزادگان در محله را شکستهاند، سه بانک را آتش زدند. اینها ساختمانهایی بودند که حالا فهمیدهام از روی آنها به مردم شلیک میکردند. مردم بعد از کشتار و برای انتقام این کار را کردند.»
- «برادرزاده دوستم دوره اینترنی را در یک بیمارستان میگذراند؛ زدن تیر خلاص به مجروحها را تأیید کرده. این دختر جوان چیزهایی در بیمارستان دیده که دچار حمله عصبی شده و چند روز است در خانه مانده و حاضر نیست با کسی صحبت کند.»
- «ما درباره محلهای صحبت میکنیم که هیچ وقت تظاهرات نمیشد و بافت به شدت مذهبی و سنتی و امنیتی، با هم، دارد و لانه و خانه امن سپاهیها و مأموران امنیتی نظام بود. حالا در همین محله در آگهی ترحیم کشتهها، کنار اسمها، کلمه «جاویدنام» نوشته شده است.»
https://kayhan.london/1404/11/06/395637/
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دختربچهای که نظامِ داعشی خواست با او «حرف بزند»، ولی اشتباها «سرجایش نشاند»
— صفکشیدنِ چهرهها در جملهسازی در هنگامۀ بیعت با ولیفقیه و غلامانِ منتخبش، و سکوت و خفهشدن و مسئولیتناپذیری موقعِ فصل برداشتِ محصول!
📢 استاد محمدعلی موحد (عرفانپژوه، تاریخپژوه و حقوقدان برجستهٔ ایرانی) و استاد محمد مجتهد شبستری (دینپژوه و روشنفکر برجسته) در پیام مشترکی از هممیهنان برای رأی به مسعود پزشکیان دعوت کردند:
🔻رضا داوری اردکانی (اینجا):
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— صفکشیدنِ چهرهها در جملهسازی در هنگامۀ بیعت با ولیفقیه و غلامانِ منتخبش، و سکوت و خفهشدن و مسئولیتناپذیری موقعِ فصل برداشتِ محصول!
📢 استاد محمدعلی موحد (عرفانپژوه، تاریخپژوه و حقوقدان برجستهٔ ایرانی) و استاد محمد مجتهد شبستری (دینپژوه و روشنفکر برجسته) در پیام مشترکی از هممیهنان برای رأی به مسعود پزشکیان دعوت کردند:
👈 هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد.
«ما از مسعود پزشکیان بوی صداقت میشنویم و در دور دوم هم به او رای میدهیم.
از هممیهنان عزیز بهویژه جوانان دلآگاه انتظار داریم که به حساسیت موقف در شرایط خطیر موجود توجه کنند و به رغم تلخکامیها و آزردگیها که دارند پای از معرکه بیرون نکشند.
همشهریان غیور ما در آذربایجان این شعر شهریار را به یاد بیاورند که گفت:
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد.
محمدعلی موحد
محمد مجتهد شبستری»
🔻رضا داوری اردکانی (اینجا):
رای دادن به پزشکیان رای دادن به بقای ایران است. انتخابات ۱۵ تیر انتخاب میان بودن و نبودن ایران است!
.
#داعش_شیعی #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ابوالفضل بازرگان و تهدیدِ مردمِ ایران
🔸نقابها کنار رفته و «راه امام حسین و زینب و مقاومت» و «دفاع از حرم» به «دفاع از کاخِ اسدِ شیفتۀ سکس و تجاوز به همسرانِ فرماندهانش» بدل شدهاست، و برادرزادۀ مهندس مهدی بازرگان، بدل به مدافعِ آشکارِ «ماشین کشتار» حکومت وابسته و بعثی - فاشیستیِ اسد و «ماشین کشتار» ج.ا شدهاست.
🔸نگهداشتنِ اسد هم وقتی ممکن بود که کشورهای منطقه و آمریکا، هنوز تصمیم جدی به کنار زدنِ اسد نگرفتهبودند، و روسیه درگیرِ باتلاقِ اوکراین نشدهبود. این نیروی هواییِ روسیه بود که با نیروهای شبهنظامی ج.ا و کشتار وسیع و جنونآمیزِ مردم و نیروهای جداشده از ارتشِ سوریه، سوریه را بهشکلی قبرستانی تحتِ اشغالِ خود نگه داشت.
🔸وقتی روسیه در اوکراین زمینگیر شد، و نظر کشورهای منطقه و آمریکا بر تغییر متفق شد، بشار اسد ۲ روز هم نتوانست مقاومت کند، و جولانی با سرعتِ باد حکومت سفاک و فاسدِ او را سرنگون کرد! بنحوی که هیچ «مدافع حرم»ی حتی جرات نکرد که چند روزی بجنگد و مقاومت کند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸نقابها کنار رفته و «راه امام حسین و زینب و مقاومت» و «دفاع از حرم» به «دفاع از کاخِ اسدِ شیفتۀ سکس و تجاوز به همسرانِ فرماندهانش» بدل شدهاست، و برادرزادۀ مهندس مهدی بازرگان، بدل به مدافعِ آشکارِ «ماشین کشتار» حکومت وابسته و بعثی - فاشیستیِ اسد و «ماشین کشتار» ج.ا شدهاست.
🔸نگهداشتنِ اسد هم وقتی ممکن بود که کشورهای منطقه و آمریکا، هنوز تصمیم جدی به کنار زدنِ اسد نگرفتهبودند، و روسیه درگیرِ باتلاقِ اوکراین نشدهبود. این نیروی هواییِ روسیه بود که با نیروهای شبهنظامی ج.ا و کشتار وسیع و جنونآمیزِ مردم و نیروهای جداشده از ارتشِ سوریه، سوریه را بهشکلی قبرستانی تحتِ اشغالِ خود نگه داشت.
🔸وقتی روسیه در اوکراین زمینگیر شد، و نظر کشورهای منطقه و آمریکا بر تغییر متفق شد، بشار اسد ۲ روز هم نتوانست مقاومت کند، و جولانی با سرعتِ باد حکومت سفاک و فاسدِ او را سرنگون کرد! بنحوی که هیچ «مدافع حرم»ی حتی جرات نکرد که چند روزی بجنگد و مقاومت کند!
📻سوریه میراث شوم
📺 نگاهِ بشار اسد به سربازانش و حزبالله (و مدافعانِ حرم)
📕پایان الگوی شوم: کارنامهٔ خونین ضدیت با غرب
📻 دفاع از بشار اسد؛ تکلیف شرعی یا مصلحت سیاسی؟!
.
#داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسلام و افسانۀ «جهاد دفاعی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻ساسان توسلی
📻 پژوهشی در قرآن (۱۵)
— خشونت و نسبتش با قرآن و حدیث و تاریخ اسلام
📺 ریموند ابراهیم و رسیدگی به پروندۀ تاریخ اسلام
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📺 ریموند ابراهیم و رسیدگی به پروندۀ تاریخ اسلام
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود چرا بایبل جنایات داوود شاه را توجیه میکند؟
📺 ریموند ابراهیم و رسیدگی به پروندۀ تاریخ اسلام
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود«هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
.
#نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنی «فتنه» در آیۀ سورۀ بقره چیست؟
🔻تاسفبرانگیز است که عملا ملاهای پرادعای حوزه، وقتی خمینی معنای این آیه را آشکارا تحریف کرد:
و آیه را از کانتکستِ تاریخی آن برید تا سیاست خود را توجیه کند، هیچ اعتراضی نکردند که «کلام خدا» را بازیچۀ اهواء خود کردی، و در بیمسئولیتی چنین تحریفهایی را تماشا کردند.
🔺جلوتر، خامنهای این روشِ تحریفِ معنایِ آیات و روایت برای توجیهِ «ارادۀ معطوف به قدرت» و «ماکیاولیسمِ سیاسی»اش را به حد اعلا رساند و گفت، قرآن میگوید «فتنه از قتل بدتر است» و فتنه را نیز قیام مردم علیهِ دیکتاتوریِ ناکارآمد و فاشیستیاش معرفی کرد؛ تا این حد هم متوقف نشد، و معنای «مستضعف» که در زبان خمینی هم معنایِ قرآنیاش را حفظ کردهبود، به آشکارترین وجهی تحریف کرد، و خود و حکومتش را مصداقِِ اصلیِ آیه دانست، و فرودستانی که از فشار گرانیهای کمرشکن و حکمرانیِ ناکارآمدش قیام کردهبودند را، «اقشار آسیبپذیر» دانست؛ که البته چون آنها را «خارج از ولایت» و «تحریکپذیر» میدانست، مستحقِ حکم «بغی»شان دانست، که باید با شلیک به پا و سرشان، کارشان را ساخت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻تاسفبرانگیز است که عملا ملاهای پرادعای حوزه، وقتی خمینی معنای این آیه را آشکارا تحریف کرد:
قرآن میگوید «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم!»
و آیه را از کانتکستِ تاریخی آن برید تا سیاست خود را توجیه کند، هیچ اعتراضی نکردند که «کلام خدا» را بازیچۀ اهواء خود کردی، و در بیمسئولیتی چنین تحریفهایی را تماشا کردند.
🔺جلوتر، خامنهای این روشِ تحریفِ معنایِ آیات و روایت برای توجیهِ «ارادۀ معطوف به قدرت» و «ماکیاولیسمِ سیاسی»اش را به حد اعلا رساند و گفت، قرآن میگوید «فتنه از قتل بدتر است» و فتنه را نیز قیام مردم علیهِ دیکتاتوریِ ناکارآمد و فاشیستیاش معرفی کرد؛ تا این حد هم متوقف نشد، و معنای «مستضعف» که در زبان خمینی هم معنایِ قرآنیاش را حفظ کردهبود، به آشکارترین وجهی تحریف کرد، و خود و حکومتش را مصداقِِ اصلیِ آیه دانست، و فرودستانی که از فشار گرانیهای کمرشکن و حکمرانیِ ناکارآمدش قیام کردهبودند را، «اقشار آسیبپذیر» دانست؛ که البته چون آنها را «خارج از ولایت» و «تحریکپذیر» میدانست، مستحقِ حکم «بغی»شان دانست، که باید با شلیک به پا و سرشان، کارشان را ساخت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🟥 فروپاشی نظم مقدس
— تئوکراسی در عصر دیجیتال و زمین سخت سیاست مدرن
(۱/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 در منطق ماکیاولی، "قدرت" زمانی پایدار است که بتواند میان تصویر خود و واقعیت زیستهی مردم تعادل برقرار کند. حکومتهای تئوکراتیک(دینی) اما از آغاز بر شکافی بنیادین بنا شدهاند: آنها خود را حامل امر قدسی(آسمانی) میدانند، در حالی که ناگزیرند در میدان سیاست، یعنی در قلمرو خطا، منفعت و تناقض عرضهاندام و زورآزمایی کنند. این شکاف در دوران پیشامدرن میتوانست با کنترل روایتها و انحصارِ حقیقت پنهان بماند، اما در عصر مدرن و دیجیتال، همان شکاف به عامل اصلی فرسایش و در نهایت فروپاشی تبدیل میشود.
📌حکومت تئوکراتیک برای بقا نیازمند سه عنصر است: هالهی قدسی، انحصار تفسیر حقیقت، و وفاداری (سرسپردگی) نخبگان.
🍂 امر قدسی زمانی کارکرد سیاسی دارد که دستنیافتنی و دور از تجربهی روزمره باقی بماند. اما جهان دیجیتال دقیقاً برعکس عمل میکند؛ فاصلهها را از میان برمیدارد، روایتهای رسمی را در معرض مقایسه دائمی قرار میدهد و امکان مشاهدهی بیواسطه تناقضها را فراهم میکند. وقتی شهروندان میتوانند همزمان ادعای اخلاقی قدرت و عملکرد واقعی آن را ببینند، امر مقدس به امر قابل سنجش تبدیل میشود. و آنچه که در سنجه افراد مورد داوری قرار میگیرد، دیگر قدسی نیست!
🍂 از منظر ماکیاولی، خطر اصلی برای چنین نظمی نه دشمن خارجی، بلکه از دست رفتن باور(ایمان) است. در جهان دیجیتال، قدرت دیگر نمیتواند تنها با ترس حکومت کند، زیرا ترس نیازمند انحصار اطلاعات است. شبکههای ارتباطی، حافظهی جمعی را تقویت میکنند و اجازه نمیدهند روایت رسمی بهتنهایی باقی بماند. هر تناقض، هر فساد، و هر شکست، به سرعت بازتولید و تثبیت میشود. نتیجه آن که تقدس، که ستون روانی حکومت دینی است، به تدریج فرسوده میشود و جای خود را به تردید و پرسشگری میدهد.
🍂 اما نقطه تعیینکننده، همان چیزی است که ماکیاولی درباره آن هشدار میدهد: تغییر رفتار حامیان خود نظام. در عصر دیجیتال، نخبگان و کارگزاران حکومتی بیش از گذشته در معرض قضاوت عمومی و مقایسه جهانی قرار دارند. آنها نخستین کسانی هستند که شکاف میان ادعا و واقعیت را میبینند، زیرا درون ساختار قدرت زندگی میکنند. هنگامی که هزینهی وفاداری از منافع آن بیشتر شود، وفاداری به تدریج به فاصله گرفتن، و فاصله گرفتن به خیانت خاموش یا گریز بدل میگردد. این خیانت لزوماً علنی نیست؛ گاه در قالب سکوت، انفعال، یا تلاش برای حفظ موقعیت شخصی در نظم جدید پس از فروپاشی ظاهر میشود. در این مرحله، حکومت هنوز ظاهراً پابرجاست، اما ستونهای درونی آن تماماً فرو ریخته است.
🍂 عصر مدرن، خصیصه برجسته دیگری هم در بطن خود دارد: زوال انحصار معنایی. تئوکراسیها همواره بر این فرض استوارند که تنها یک روایت مشروع از حقیقت وجود دارد. اما جهان دیجیتال میدان تکثر روایتهاست. اقتدار دیگر از بالا تعریف نمیشود، بلکه دائماً در معرض بازتعریف قرار میگیرد. در چنین فضایی، حکومت دینی ناچار میشود یا از ادعای قدسی خود عقبنشینی و صرفنظر کند و به یک نظم صرفاً سیاسیِ نرمال تبدیل شود، یا با تشدید اجبار و انزوای قهرآمیز یکسویه (عدم گفتگو با مردم) فاصله خود را با جامعه بیشتر کند؛ و هر دو مسیر، به تعبیر ماکیاولی، نشانه ورود به مرحله زوال و فروپاشی است.
🍂 اما فروپاشی سیستمِ تئوکراسی تنها یک واقعه نرمال سیاسی نیست؛ چون زلزلهای عظیم در ساحت معناست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تئوکراسی در عصر دیجیتال و زمین سخت سیاست مدرن
(۱/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 در منطق ماکیاولی، "قدرت" زمانی پایدار است که بتواند میان تصویر خود و واقعیت زیستهی مردم تعادل برقرار کند. حکومتهای تئوکراتیک(دینی) اما از آغاز بر شکافی بنیادین بنا شدهاند: آنها خود را حامل امر قدسی(آسمانی) میدانند، در حالی که ناگزیرند در میدان سیاست، یعنی در قلمرو خطا، منفعت و تناقض عرضهاندام و زورآزمایی کنند. این شکاف در دوران پیشامدرن میتوانست با کنترل روایتها و انحصارِ حقیقت پنهان بماند، اما در عصر مدرن و دیجیتال، همان شکاف به عامل اصلی فرسایش و در نهایت فروپاشی تبدیل میشود.
📌حکومت تئوکراتیک برای بقا نیازمند سه عنصر است: هالهی قدسی، انحصار تفسیر حقیقت، و وفاداری (سرسپردگی) نخبگان.
🍂 امر قدسی زمانی کارکرد سیاسی دارد که دستنیافتنی و دور از تجربهی روزمره باقی بماند. اما جهان دیجیتال دقیقاً برعکس عمل میکند؛ فاصلهها را از میان برمیدارد، روایتهای رسمی را در معرض مقایسه دائمی قرار میدهد و امکان مشاهدهی بیواسطه تناقضها را فراهم میکند. وقتی شهروندان میتوانند همزمان ادعای اخلاقی قدرت و عملکرد واقعی آن را ببینند، امر مقدس به امر قابل سنجش تبدیل میشود. و آنچه که در سنجه افراد مورد داوری قرار میگیرد، دیگر قدسی نیست!
🍂 از منظر ماکیاولی، خطر اصلی برای چنین نظمی نه دشمن خارجی، بلکه از دست رفتن باور(ایمان) است. در جهان دیجیتال، قدرت دیگر نمیتواند تنها با ترس حکومت کند، زیرا ترس نیازمند انحصار اطلاعات است. شبکههای ارتباطی، حافظهی جمعی را تقویت میکنند و اجازه نمیدهند روایت رسمی بهتنهایی باقی بماند. هر تناقض، هر فساد، و هر شکست، به سرعت بازتولید و تثبیت میشود. نتیجه آن که تقدس، که ستون روانی حکومت دینی است، به تدریج فرسوده میشود و جای خود را به تردید و پرسشگری میدهد.
🍂 اما نقطه تعیینکننده، همان چیزی است که ماکیاولی درباره آن هشدار میدهد: تغییر رفتار حامیان خود نظام. در عصر دیجیتال، نخبگان و کارگزاران حکومتی بیش از گذشته در معرض قضاوت عمومی و مقایسه جهانی قرار دارند. آنها نخستین کسانی هستند که شکاف میان ادعا و واقعیت را میبینند، زیرا درون ساختار قدرت زندگی میکنند. هنگامی که هزینهی وفاداری از منافع آن بیشتر شود، وفاداری به تدریج به فاصله گرفتن، و فاصله گرفتن به خیانت خاموش یا گریز بدل میگردد. این خیانت لزوماً علنی نیست؛ گاه در قالب سکوت، انفعال، یا تلاش برای حفظ موقعیت شخصی در نظم جدید پس از فروپاشی ظاهر میشود. در این مرحله، حکومت هنوز ظاهراً پابرجاست، اما ستونهای درونی آن تماماً فرو ریخته است.
🍂 عصر مدرن، خصیصه برجسته دیگری هم در بطن خود دارد: زوال انحصار معنایی. تئوکراسیها همواره بر این فرض استوارند که تنها یک روایت مشروع از حقیقت وجود دارد. اما جهان دیجیتال میدان تکثر روایتهاست. اقتدار دیگر از بالا تعریف نمیشود، بلکه دائماً در معرض بازتعریف قرار میگیرد. در چنین فضایی، حکومت دینی ناچار میشود یا از ادعای قدسی خود عقبنشینی و صرفنظر کند و به یک نظم صرفاً سیاسیِ نرمال تبدیل شود، یا با تشدید اجبار و انزوای قهرآمیز یکسویه (عدم گفتگو با مردم) فاصله خود را با جامعه بیشتر کند؛ و هر دو مسیر، به تعبیر ماکیاولی، نشانه ورود به مرحله زوال و فروپاشی است.
🍂 اما فروپاشی سیستمِ تئوکراسی تنها یک واقعه نرمال سیاسی نیست؛ چون زلزلهای عظیم در ساحت معناست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🟥 فروپاشی نظم مقدس
— تئوکراسی در عصر دیجیتال و زمین سخت سیاست مدرن
(۲/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 هنگامی که قدرتی که سالها خود را نماینده امر مقدس معرفی کرده فرو میریزد، نخستین چیزی که آسیب میبیند نه ساختار دولت، بلکه اعتماد معنوی تمامی افراد جامعه است. برای بخشی از طرفداران نظم موجود، سقوط یا عدم مشروعیت حکومت، همارز و برابر با فروپاشی تمام دستگاه اعتقادیست؛ زیرا هویت اعتقادی و ایمان آنان عملاً با قدرت سیاسی گره خورده بوده است. در این لحظه، دین نه در مقام یک تجربه شخصی، که به عنوان راهکاری شکستخورده در ذهن آنان ظاهر میشود و واکنش طبیعی، یا انکار خشمگینانه است یا گسست کامل از باورهای پیشین؛ چنانکه بنا بر وعدههای پیشین، حکومتی که تقدس آن تضمین و تأیید شده باشد، مطلقاً شکستناپذیر است (درست همانند آنچه که پس از جنگ شکست ایران در نبرد چالدران برای قزلباشان شیفته و مطیعِ شاه اسماعیل اول صفوی رخ داد و دودمان صفویه را تا ۴ پادشاه بعدی گرفتار کشمکشهای خونين کرد).
🍂 اما تأثیر این دومینوی پیچیده، صرفاً محدود به حامیان نمیماند. مخالفان نیز، که سالها دین را در چهره قدرت دیدهاند،حالا دیگر اغلبشان میان مسئله ایمان (اعتقادات شخصی) و سلطه سیاسی کمترین تمایزی قائل نمیشوند. پیامد نهایی این زلزله بنیادین، نوعی انکار و نفرت عمومی در امر معنوی است: امر قدسی، که روزگاری وعده رهایی و رستگاری میداد، حالا به یادآور اجبار، ریا و سرکوب خونین بدل میشود.
🔺این همان لحظهای است که سیاست، با فروپاشی خود، سایهای سخت سنگین و معنادار بر ساحت مذهب و اعتقادات میاندازد. با این حال، پارادوکس ماجرا در همینجاست. فروپاشی تئوکراسی همزمان میتواند آغاز بازسازی یا زایش یک سلوک معنوی نوین باشد. وقتی تقدس از قدرت جدا میشود، دین ناچار است به قلمرو انتخاب فردی بازگردد، نه اجبار و شطرنج سیاست.
🔺ایمان، اگر باقی بماند، دیگر از خاستگاه ترس یا منفعت تغذیه نمیکند، بلکه باید از نو از بطنِ معنا و تجربه شخصی زاده و تعریف شود.
🔺به همین علت، سقوط حکومت دینی غالباً با یک دوره خلأ معنایی همراه است؛ دورهای مملو از آشوب اما ضروری، که در آن یک جامعهی گرفتار، عاقلانه میآموزد باید تا همیشه میان امر قدسی (قلمرو آسمان و معنویات) و قدرت سیاسی(امورات زمینی، جسمانی و دنیوی) فاصلهای ایمن بگذارد.
🔺از این رو، پایان تئوکراسی صرفاً پایان یک نظام نیست، بلکه پایان یک توهم تاریخی است: توهم یکی بودن قدرت و حقیقت. و هنگامی که این توهم از بنیان ویران میشود، نه تنها دستگاه حاکمیت، که شیوه باور افراد نیز بهتمامی تغییر میکند؛ گاه با خشم، گاه با سرخوردگی، و گاه با تولدی تازه برای معنایی که دیگر نمیخواهد سادهلوحانه وسیلهی قبضه کردن قدرت سیاسی توسط دینمَداران باشد.
@renaissancetranslate
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تئوکراسی در عصر دیجیتال و زمین سخت سیاست مدرن
(۲/۲)
✍🏻 #رضیالدین_طبیب
🍂 هنگامی که قدرتی که سالها خود را نماینده امر مقدس معرفی کرده فرو میریزد، نخستین چیزی که آسیب میبیند نه ساختار دولت، بلکه اعتماد معنوی تمامی افراد جامعه است. برای بخشی از طرفداران نظم موجود، سقوط یا عدم مشروعیت حکومت، همارز و برابر با فروپاشی تمام دستگاه اعتقادیست؛ زیرا هویت اعتقادی و ایمان آنان عملاً با قدرت سیاسی گره خورده بوده است. در این لحظه، دین نه در مقام یک تجربه شخصی، که به عنوان راهکاری شکستخورده در ذهن آنان ظاهر میشود و واکنش طبیعی، یا انکار خشمگینانه است یا گسست کامل از باورهای پیشین؛ چنانکه بنا بر وعدههای پیشین، حکومتی که تقدس آن تضمین و تأیید شده باشد، مطلقاً شکستناپذیر است (درست همانند آنچه که پس از جنگ شکست ایران در نبرد چالدران برای قزلباشان شیفته و مطیعِ شاه اسماعیل اول صفوی رخ داد و دودمان صفویه را تا ۴ پادشاه بعدی گرفتار کشمکشهای خونين کرد).
🍂 اما تأثیر این دومینوی پیچیده، صرفاً محدود به حامیان نمیماند. مخالفان نیز، که سالها دین را در چهره قدرت دیدهاند،حالا دیگر اغلبشان میان مسئله ایمان (اعتقادات شخصی) و سلطه سیاسی کمترین تمایزی قائل نمیشوند. پیامد نهایی این زلزله بنیادین، نوعی انکار و نفرت عمومی در امر معنوی است: امر قدسی، که روزگاری وعده رهایی و رستگاری میداد، حالا به یادآور اجبار، ریا و سرکوب خونین بدل میشود.
🔺این همان لحظهای است که سیاست، با فروپاشی خود، سایهای سخت سنگین و معنادار بر ساحت مذهب و اعتقادات میاندازد. با این حال، پارادوکس ماجرا در همینجاست. فروپاشی تئوکراسی همزمان میتواند آغاز بازسازی یا زایش یک سلوک معنوی نوین باشد. وقتی تقدس از قدرت جدا میشود، دین ناچار است به قلمرو انتخاب فردی بازگردد، نه اجبار و شطرنج سیاست.
🔺ایمان، اگر باقی بماند، دیگر از خاستگاه ترس یا منفعت تغذیه نمیکند، بلکه باید از نو از بطنِ معنا و تجربه شخصی زاده و تعریف شود.
🔺به همین علت، سقوط حکومت دینی غالباً با یک دوره خلأ معنایی همراه است؛ دورهای مملو از آشوب اما ضروری، که در آن یک جامعهی گرفتار، عاقلانه میآموزد باید تا همیشه میان امر قدسی (قلمرو آسمان و معنویات) و قدرت سیاسی(امورات زمینی، جسمانی و دنیوی) فاصلهای ایمن بگذارد.
🔺از این رو، پایان تئوکراسی صرفاً پایان یک نظام نیست، بلکه پایان یک توهم تاریخی است: توهم یکی بودن قدرت و حقیقت. و هنگامی که این توهم از بنیان ویران میشود، نه تنها دستگاه حاکمیت، که شیوه باور افراد نیز بهتمامی تغییر میکند؛ گاه با خشم، گاه با سرخوردگی، و گاه با تولدی تازه برای معنایی که دیگر نمیخواهد سادهلوحانه وسیلهی قبضه کردن قدرت سیاسی توسط دینمَداران باشد.
@renaissancetranslate
.
#حکومت_اسلامی #فلسفیدن #معنای_زندگی #معنویت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin