نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.4K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا آگاهی انسان یک اشتباه است؟

🧠 آگاهی؛ هدیه‌ای که کسی نخواست
ویدیو با مقایسه‌ی انسان و حیوانات شروع می‌شود. یک گربه هرگز نگران میراث خود یا کتاب‌های خودیاری نیست؛ او فقط هست. اما انسان، مجموعه‌ای از اتم‌هاست که باید با حقیقت مرگ، پرداخت اجاره‌بها و فرسودگی بدن دست‌ و پنجه نرم کند. آگاهی، ابزاری است که به ما داده شده، اما هزینه‌ی آن بسیار سنگین است.

🦌 مفهوم «هایپرتی» و گوزن ایرلندی
در زیست‌شناسی، Hyperty زمانی رخ می‌دهد که تکامل یک ویژگی را بیش از حد مفید بودنش رشد می‌دهد، تا جایی که به یک خطر تبدیل شود. مثال بارز آن «گوزن ایرلندی» است که شاخ‌هایش آنقدر بزرگ و سنگین شد (۱۲ فوت) که دیگر نمی‌توانست سرش را بلند کند یا از دشمن فرار کند و در نهایت منقرض شد. ویدیو مطرح می‌کند که شاید مغز انسان همان شاخ‌های ۱۲ فوتی دنیای حیوانات باشد؛ ابزاری که از کارایی خود فراتر رفته و اکنون باعث رنج ماست.

🎭 آگاهی به مثابه یک فاجعه بیولوژیک
تکامل به ما خودآگاهی داد تا بتوانیم ببرها را پیش‌بینی کنیم، اما حالا که ببری وجود ندارد، ما «اضطراب وجودی» را پیش‌بینی می‌کنیم. ما تنها موجوداتی هستیم که برای بلند شدن از تخت نیاز به «دلیل» داریم. فیلسوف نروژی، پیتر وسل زاپا، معتقد بود انسان «بیش‌تجهیز» شده است؛ ما تشنه‌ی عدالت و معنا هستیم، در حالی که جهان هیچ‌کدام را به ما نمی‌دهد.

🛡 چهار ستون کنترل خسارت (نظریه زاپا)

🔻چون این آگاهی بیش از حد دردناک است، ما چهار مکانیسم دفاعی برای تحمل زندگی ساخته‌ایم:

۱. انزوا (Isolation): توافق جمعی برای صحبت نکردن درباره مرگ و پوچی. ما افکار ترسناک را در زیرزمین ذهن حبس می‌کنیم.

۲. تثبیت (Anchoring): گره زدن ذهن به ستون‌های محکم مثل مذهب، سیاست، هویت یا اهداف شغلی تا از نگاه کردن به ابدیت فرار کنیم.

۳. سرگرمی (Distraction): پر کردن مدام ذهن با اطلاعات (گوشی‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی) برای فرار از پنج دقیقه سکوت، چون در سکوت است که سنگینی شاخ‌ها (آگاهی) را حس می‌کنیم.

۴. والایش (Sublimation): تبدیل وحشت وجودی به هنر، موسیقی یا فیلم. این صادقانه‌ترین راه است، اما باز هم تلاشی است برای زیبا نشان دادن یک تراژدی.

🧘 پل میان شرق و غرب (شوپنهاور و ذن)
ویدیو به شوپنهاور اشاره می‌کند که تحت تأثیر متون شرقی، ریشه‌ی تمام رنج‌ها را «اراده‌ی معطوف به حیات» می‌دانست؛ نیرویی کور که فقط می‌خواهد زنده بماند. در حالی که ذن آگاهی را دامی می‌بیند که با رها کردن می‌توان از آن جست، شوپنهاور خودش در دام آگاهی‌اش ماند و با وجود نوشتن درباره فقر میل، در رفاه زندگی می‌کرد.

🛠 آگاهی؛ ابزاری که دسته‌ی خودش را زیر سؤال می‌برد
یک چکش هرگز به خاطر شکست خوردن در چکش بودن افسرده نمی‌شود. اما ما تنها ابزاری هستیم که مدام دسته‌ی خودمان را زیر سؤال می‌بریم. ما آزمایشی بیولوژیک هستیم که به طور تصادفی از آزمایشگاه باخبر شده‌ایم و حالا می‌خواهیم قفل را باز کنیم.

🎻 پذیرش رادیکال و قدرت «با این حال»
در نهایت، راه حل قطعی وجود ندارد. آگاهی بخشی از سخت‌افزار ماست. ویدیو با مفهوم پذیرش رادیکال به پایان می‌رسد: ما روی یک کشتی در حال غرق شدن هستیم، اما انتخاب می‌کنیم که همچنان ویولن بنوازیم. نه برای اینکه آب متوقف شود، بلکه چون ما نوازنده‌ایم.

* "می‌دانم همه چیز موقتی است، با این حال قهوه‌ام را می‌نوشم و به دیگران نیکی می‌کنم."

این نگاه به ما می‌گوید به جای پرسیدن «چرا این اتفاق می‌افتد»، بپرسیم «حالا که این اتفاق افتاده، من کجا می‌خواهم بایستم؟»

.


#فلسفیدن #آگاهی #فلسفه #تکامل #خودآگاهی #معنای_زندگی #اگزیستانسیالیسم



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی گزارشگر صداوسیمای ضحاک نمی‌خواهد بگوید که جوانان در خیابان توسط حکومت داعشی قتل‌عام شده‌اند


🔸از کسانی مثل یوسف اباذری که بابتِ هر موضوع با «نولیبرالیسم» و «ابتذال» و «نسل‌کشی» جمله‌سازی می‌کردند، حتی یک جمله درباره‌ی این حد از وقاحت و دریدگی و انحطاط سخنی نخواهیم شنید.

🔸چرا که کارویژه‌ی این دست استادانی که توسط حکومتِ اسلامیِ و گفتمان ۵۷ پرورش یافته‌اند، مشابه با صداوسیمای حکومتی‌ست: پنهان‌کردن ماهیتِ واقعی دیکتاتوری دینی و فاشیسم شیعی و ترساندن از اشباحِ خیالی: «نولیبرالیسم، ابتذال پاپِ غربی، بویِ فاشیسمی که پس از داعش موجود ممکن است ظهور کند، ارتجاعِ ناسیونالیسم، فاجعه‌ی ترامپیسم، کاپیتالیسم هار» و...

📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلوله‌ی نازی‌ها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون

ده‌ها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت می‌کند؟
📺 قتل‌عام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسل‌کشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟

.


#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برشی از فیلم سینمایی «خروج»

🌍| محصول: ایران (۱۳۹۸)
🎭| ژانر: درام
👤|کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا
| بازیگران: فرامرز قریبیان، پانته‌آ پناهی‌ها و کامبیز دیرباز

📜 خلاصه:
در اثر بی‌کفایتی مسئولان، آب شور سد دزفول به زمین‌های کشاورزی مردم می‌ریزد و ماه‌ها زحمت کشاورزان را از بین می‌برد. پس از ناکامی در پیگیری مشکل از مسئولان استان، آن‌ها با تراکتورهایشان به تهران می‌آیند تا اعتراض‌شان را با رئیس‌جمهور در میان بگذارند ولی ...

🔸توی این فیلم مدیران ج.ا، اعتراض کشاورزان را اغتشاش صدا میزنه ... فرامرز قریبیان پس از این فیلم از سینما خداحافظی کرد و این فیلم را بهترین کار خود دانست.

.


#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی



🌾@Naqdagin
📺 مناظره تاجزاده و زاکانی + اسناد واقعه تلخ تاریخی کوی دانشگاه تهران..

با گذشت ۲۶ سال از فاجعه ۱۸ تیر ۷۸ اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی هیچ شاهد یا سندی دال بر طراحی قبلی گروه‌های سیاسی در برپایی تظاهرات دانشجویان در کوی دانشگاه به‌دست نیاورده‌اند...
با اینکه در این سال‌ها تعداد قابل توجهی از اعضای تشکل‌های مختلف را بازداشت کرده‌اند.

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ ۱۵سال بعد از فاجعه دو ادعای بزرگ کرد:

1️⃣ اعزام نیروهای یگان ویژه به کوی خودسر نبود. آنها به دستور به کوی رفتند(سه نفر می‌توانستند به سردار نظری دستور دهند؛ رهبر، وزیر کشور و فرمانده نیروی انتظامی).

2️⃣ به‌محض رسیدن نیروها به کوی، فردی در بی‌سیم پلیس، به پرسنل تحت امر سردار نظری دستور گشودن آتش به سوی معترضان (در صورت مقاومت دانشجویان)

📕نام مستعار: تروریست
📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه
📺 محمدرضا باهنر: اسیدپاشی‌ها کار حزب‌اللهی‌ها بود؛ سریع آزادشان کردیم!
📺 اعتراف محمود احمدی‌نژاد دربارۀ پشت‌پردۀ سناریوهای نخ‌نمای نائب امام زمان!

📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلوله‌ی نازی‌ها
🪓 معماران خون
📺 ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟

ده‌ها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت می‌کند؟
📺 قتل‌عام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسل‌کشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بی‌سابقه در کلَ تاریخ ایران

.


#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #سیاست



🌾@Naqdagin
🍂 حامیان امروز حکومت که دک و پز منتقد و اپوزیسیون به خود گرفته‌اند، صرفاً آن دسته فریبکاران حرفه‌ای نیستند که به قصد فاندها و مزدهای کلان‌ یا برآوردن مطامع کین‌توزانه‌ی حزب‌های ورشکسته‌ی خود، زیر عبای بی‌بی‌سی و بولتن‌های دموکرات غربی، خون‌شویی می‌کنند.

🍂 دسته‌ی دیگری نیز وجود دارد که اعضایش کودن‌های تحقیرشده‌ای‌ هستند که تا پیش از این زیر سایه‌ی بزرگان هم‌صنف خود بودند اما به لطف حکمرانی وحشت و حذف سیستماتیک آدم‌حسابی‌های این مملکت، دم‌تکانی‌هایشان بیشتر و بیشتر دیده شد و دست آخر، در فقدان مطلق مشروعیت حاکمیت، ملیجک‌های داوطلب برای خوش‌رقصی شدند. با این حال، احتمالاً حتا خود حکومت نیز می‌داند که اگر آدم‌های دسته‌ی اول با تاکتیک‌ رذالت می‌توانند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند، این آدم‌های دسته‌ی دوم از همین آب قالپاق هم نمی‌توانند نمی‌گیرند.

🍂 طبیعتاً هیچ حکومتی علاقه‌ ندارد که سلبریتی‌های اندیشه‌اش آدم‌هایی مثل این آقای بیژن عبدالکریمی باشند که توان تنظیم چهار خط استدلال حتا برای لاپوشانی جنایت را نیز ندارند و هر جمله‌ای که به زبان می‌آورند (حتا با توجه به استانداردهای فقیر خود حکومت) ضدتبلیغ محسوب می‌شود. اما به هر حال، در قحط الرجال هولناکی که حکومت حس می‌کند، ناچارند همین‌ها را باد کنند و به کمیک‌ترین شکل ممکن لقب "فیلسوف" را به دمشان بچسبانند.

🍂 اگرچه امروز شناخت شیوه‌هایی که دسته‌ی اول به کار می‌بندند به مراتب مهم‌تر است، اما شناخت روحیات دسته‌ی دوم نیز به ما کمک می‌کند تا تاریخ سفله‌پروری این نیم قرن را بهتر و واضح‌تر ببینیم. ممکن است بین این دو دسته همپوشانی‌هایی وجود داشته باشد، اما افرادی همچون همین آقای بیژن عبدالکریمی (احتمالاً در کنار امثال جواد خیابانی)، فقط به دسته‌ی دوم تعلق دارند. اینکه ایشان علیرغم محتوای آزاردهنده‌ی نظراتشان تا این اندازه مسخره به نظر می‌آیند نیز به همین دلیل است. دمی تکان می‌دهند و تکه استخوانی به اندازه‌ی قاب تلویزیون و رانت‌های کوچک در آکادمی‌های فاسد ایران به دهان می‌گیرند و می‌روند دنبال فردیدبازی‌ و شریعتی‌بازی‌هایشان.

✍🏻 #میلاد_روشنی‌پایان

🔻پی‌نوشت:

📌بیژن عبدال‌ولایی پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیش‌دستانۀ چند صد هزار نفر عراقی، برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کرده‌بود:
حتی عراق صدام را بر عراق آزاد امروز ترجیح می‌دهد، و نقل به مضمون می‌گوید اگر صدام چند صد هزار نفر را می‌کشت تا حکومتش سقوط نکند و عددی بیشتر کشته نشوند، عملی اخلاقی کرده‌بود! یعنی عملا از هر نوع جنایت و تعرض پیش‌دستانه‌ای در سرکوب حمایت می‌کند؛ چونان که از بمباران شهرها در جنگ و از ترورهای کور حماس از مردم معمولی حمایت صریح کرده‌ [همۀ این‌ها هم در همین مناظرۀ اخیر].



📕 سلاخی با بسم‌الله
📺 جلسه‌ی درسِ آدم‌کش‌های ولایی
— ولی‌فقیه یا رهبرِ گروه‌های تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همه‌شان محارب بودند!

📕نام مستعار: تروریست
📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه
📺 محمدرضا باهنر: اسیدپاشی‌ها کار حزب‌اللهی‌ها بود؛ سریع آزادشان کردیم!
📺 اعتراف محمود احمدی‌نژاد دربارۀ پشت‌پردۀ سناریوهای نخ‌نمای نائب امام زمان!

📺 ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟
📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلوله‌ی نازی‌ها
🪓 معماران خون

ده‌ها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت می‌کند؟
📺 قتل‌عام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسل‌کشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بی‌سابقه در کلَ تاریخ ایران

.


#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #استمرارطالبان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 داعش سنی و شیعی (فرقۀ ولایت‌فقیه) چطور آدم‌های معمولی را جذب می‌کند؟

🔸ترسناک‌ترین جای داستان اینجاست که این اتفاق برای هر مغزی ممکنه بیفته! 🧠 طبق تحقیقات روانشناسی اجتماعی، وقتی "هویت فردی" یک شخص در "هویت گروهی" ذوب میشه، اون آدم دیگه بر اساس اخلاقیات خودش عمل نمی‌کنه، بلکه فقط گوش به فرمان ایدئولوژی گروهه. 🚩

🔸داعش دقیقاً روی همین نقطه ضعف دست می‌گذاشت: "حس تنهایی و بی‌هدفی". اونا با وعده آینده‌ای بهتر (عمدتا پس از مرگ یا ظهور امام خیالی)، آدم‌ها رو از لحاظ عاطفی به بند می‌کشیدن تا جایی که فرد حاضر بود برای گروه، خودش و دیگران رو فدا کنه. این یک جنون آنی نیست، یک مهندسی دقیق روی روان انسانه.

📚 منبع تحقیق: نظریه "ادغام هویتی اثر ویلیام سوان و تحقیقات "روانشناسی تروریسم" دانشگاه مریلند.

📕 سلاخی با بسم‌الله
📺 جلسه‌ی درسِ آدم‌کش‌های ولایی
— ولی‌فقیه یا رهبرِ گروه‌های تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همه‌شان محارب بودند!

📺 ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟
📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه
📺 اعتراف سفیر سلطنتِ‌فقیه در فرانسه به کشتار گسترده
📕نام مستعار: تروریست



🌾@Naqdagin
📘وقتی «فیلسوف حکومتی» روی جنایتِ «فقیهانِ جلاد و ایران‌ستیز» ماله می‌کشند

📌بیژن عبدال‌ولایی پیشتر در مناظره با وریا امیری از کشتار پیش‌دستانۀ چند صد هزار نفر عراقی، برای جلوگیری از سقوطِ حکومت بعثی و حملۀ امریکا دفاع کرده‌بود:
حتی عراق صدام را بر عراق آزاد امروز ترجیح می‌دهد، و نقل به مضمون می‌گوید اگر صدام چند صد هزار نفر را می‌کشت تا حکومتش سقوط نکند و عددی بیشتر کشته نشوند، عملی اخلاقی کرده‌بود! یعنی عملا از هر نوع جنایت و تعرض پیش‌دستانه‌ای در سرکوب حمایت می‌کند؛ چونان که از بمباران شهرها در جنگ و از ترورهای کور حماس از مردم معمولی حمایت صریح کرده‌ [همۀ این‌ها هم در همین مناظرۀ اخیر].


پرده اول: استدلالِ مضحکِ «فیلسوف‌نما» (بیژن عبدالولایت‌فقیه)

🔻در میانه‌ حمام خون دی‌، فیلسوفِ خودفروخته نظام، با قیاس و برهانی که مرغ پخته را به خنده (و گریه) می‌اندازد، سعی در تبرئه‌ی قاتلان دارد. بیایید منطقِ او را کالبدشکافی کنیم:

* صغری: ایران، کشورِ حافظ و سعدی و شیعه‌ی حسین‌بن‌علی است؛ ائمه‌ی شیعه نمادِ مروت و جوانمردی بوده‌اند (فرضِ انتزاعی و بی‌توجه به سابقه‌ی حسنین و علی در کشتار ایرانیان و اعراب).

* کبری: در دو روز گذشته، شاهد قتل‌عام وحشیانه‌ی ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر بوده‌ایم (واقعیتِ میدانی).

🔺نتیجه‌گیری: پس این خشونت، «ذاتیِ» ما نیست و لابد کارِ «دیگری، بیگانه و دوژمن» است!

🔺تحلیل: این «پفیوزِ سیاسی»، با رذیلانه‌ترین ترفند ممکن، جای «جلاد» و «قربانی» را عوض می‌کند. وقتی او از «خشونت ناسازگار با فرهنگ ایرانی» حرف می‌زند، منظورش رگبارِ دوشکای سپاه و این سیل از ویدیوهای جانیانِ یونیفرم‌پوش و مسلح نیست؛ منظورش «دفاعِ مشروعِ مردم» است! او می‌خواهد بگوید اگر ملت جلوی قصابی‌شدن ایستادند، پس تحت تأثیر و نفوذ بیگانه بوده‌اند، وگرنه ایرانیِ اصیل باید مثل گوسفند قربانی شود!

🔺او عامدانه فراموش می‌کند که نیروهای سرکوب، نه با «کتاب‌های غربی»، بلکه با نغمه‌های «حیدر حیدر» و روضه‌های کربلا شارژ روانی شدند تا هموطن خود را به مثابه‌ی «لشکر یزید و پیاده‌نظام غرب صهیونیست» تکه‌تکه کنند.

پرده دوم: فقهِ زجرکش‌کردن (پاسخِ واقعیِ جاعش)

برخلافِ آن فیلسوفِ ماله‌کش که سعی در روتوشِ چهره‌ی هیولا دارد، سیستمِ واقعی نقاب به چهره ندارد. برای درکِ «منطقِ خشونتِ دی‌ماه»، نباید به اراجیفِ این بی‌شرفانِ بی‌آبرو گوش داد؛ باید به حسن عباسی و سفیر ج.ا، و دیگر آدم‌کشان مدرسِ عقیدتی ج.ا گوش داد:
📺 حسن عباسی: اصل فتنه است؛ انقدر می‌کشیم تا دیگر فتنه‌ای نباشد!
📺 جلسه درسِ آدم‌کش‌های ولایی
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همه محارب بودند!

و به سخنان «ابوالفضل بهرام‌پور» رجوع کرد؛ مفسرِ رسمی و محبوبِ صداوسیما که «تئوریسینِ قساوت» است.

🔻بهرام‌پور در این برنامه تلویزیونیِ معروف، پرده از ناخودآگاهِ (و خودآگاهِ) رژیم برداشت. او با خونسردیِ یک سلاخ، آیه‌ی ۳۳ سوره‌ی مائده را نه برای زمانِ پیامبر، بلکه برای کفِ خیابان‌های امروز تجویز کرد:

* نسخه‌ی زجرکش کردن: او صراحتاً گفت که کشتنِ سریع (اعدام) کافی نیست؛ مخالف باید «زجرکش» شود.

* پروتکلِ قطع عضو: با دقتِ یک جراحِ دیوانه توضیح داد: «دست راست و پای چپ را قطع کنید» و «چشم در بیاورید».

* دفاع از کشتار انبوه: وقتی مجری از اعداد پرسید، او ابایی نداشت که بگوید کشتن چند هزار نفر هم برای «حفظ نظام» کم است!

🔺این یعنی خشونتِ دی‌ماه، یک «انحراف» یا «نفوذِ بیگانه» نبود؛ اجرایِ دقیقِ احکامِ ایدئولوژیکِ حاکمیت بود. آن تک‌تیراندازی که مغز نوجوان را هدف گرفت، و آن بازجویی که در کهریزک‌های جدید تجاوز کرد و تیرخلاص زد، دقیقاً داشتند «تفسیرِ بهرام‌پور» را عملیاتی می‌کردند، نه «عرفانِ بیژن» را.

نتیجه‌گیری: چه کسی «بیگانه» است؟

🔸بیژن عبدالولایت‌فقیه درست می‌گوید که «این خشونت با روح و خرد ایرانی سازگار نیست»؛ اما نتیجه‌گیری‌اش غلط است. خشونتِ جاری، محصولِ «دخالت بیگانه» از آن سوی مرزها نیست؛ محصولِ «بیگانگیِ ایدئولوژیکِ حکومت داعشیِ فقها بر ایران» است.

* امنیتی که آن‌ها از آن دم می‌زنند، امنیتِ «بیت» است، نه امنیتِ اکریت ملت مخالف و بی‌ولایت!

* نظمی که می‌خواهند، «سکوتِ گورستانی»ست.

🔺آن کس که در خیابان کشتار می‌کند، آن کس که حکمِ «زجرکش کردن» می‌دهد (بهرام‌پور) و آن کس که این جنایت را با کلماتِ زیبا می‌پوشاند (بیژن)، هر سه اضلاعِ یک مثلث‌اند: مثلثِ اشغالگری. مردم ایران در دی‌ماه، نه با همدیگر، که با این «اشغالگرانِ ایدئولوژیک» روبرو شدند.

پانوشت: ابوالفضل بهرام‌پور کیست؟ یک تندرویِ خودسر نیست؛ کارشناس ارشد علوم قرآنی، مؤسس دفتر ترجمه دارالقرآن و چهره‌ امینِ سازمان تبلیغات اسلامی است. سخنان او، «مانیفستِ عملیاتیِ» نیروهای سرکوب در روزهای بحران است. هر گلوله‌ای که شلیک شد، یک آیه‌ تفسیر شده توسط امثال او بود.



🌾@Naqdagin
📘بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
(۱/۲)
✍🏻 #بهروز_عین

🍂 این پرسش، صرفاً یک کاوش تاریخی یا جامعه‌شناختی نیست؛ بلکه مواجهه‌ای مستقیم با هسته‌ یک ایده‌ الهیاتی است: ایده‌ میثاق. اسلام از همان لحظه‌های آغازینش در صحرای حجاز جهان را نه به‌عنوان یک کل انسانی، بلکه به دو قلمرو بنیادین تقسیم می‌کند؛ قلمروی درون میثاق الهی، جایی که مؤمنان در پیوند با امر قدسی رده برکشیده‌اند، و قلمروی برون میثاق، جایی که غیرمؤمنان -چه کافران، مشرکان یا حتی اهل کتاب - در موقعیتی وجودی محکوم قرار می‌گیرند.

🍂 این تقسیم‌بندی تصادفی یا صرفاً اخلاقی نیست؛ بلکه ساختاری هستی‌شناختی است که سیاست، اخلاق و روان جمعی را شکل می‌دهد. دیگری از آغاز نه به‌عنوان انسانی مستقل با حقوق ذاتی، بلکه به‌عنوان تهدید الهیاتی تعریف می‌شود. این تعریف، خشونت را نه به یک انحراف تاریخی یا خطای فردی، بلکه به یک امکان بالقوه و مشروع درون میثاق تبدیل می‌کند؛ خشونتی که می‌تواند هر لحظه به وظیفه‌ای مقدس بدل شود.

🍂 برای درک این ایده، باید به ریشه‌های الهیاتی آن بازگشت. قرآن، متن بنیادین اسلام، جهان را بر اساس میثاق الهی سازمان‌دهی می‌کند. در سوره‌هایی مانند بقره و آل عمران، مؤمنان کسانی‌اند که با خدا پیمان بسته‌اند و غیرمؤمنان کسانی که این پیمان را شکسته یا انکار کرده‌اند. این میثاق، مانند عهد عتیق در یهودیت، اما با ابعادی جهانی‌تر، نه صرفاً قرارداد اخلاقی، بلکه مرزی وجودی است. فیلسوفانی مانند کارل اشمیت، در نظریه‌ سیاسی خود، مفهوم «دوست و دشمن» را پایه‌ سیاست می‌دانند؛ در اسلام، این تمایز نه سکولار، بلکه الهیاتی است. دشمن پیشاپیش توسط خداوند تعیین شده: "إِنَّ الْکَافِرِینَ کَانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینًا" (نساء: ۱۰۱). این پیشاپیش‌بودگی کلیدی‌ترین نکته در مواجهه با دیگری است؛ دیگری نه به‌خاطر اعمالش، بلکه به سبب موقعیتش در نقشه‌ الهی محکوم است. خشونت علیه او نه برخاسته از انتخابی اخلاقی، بلکه زاییده ضرورت حفظ میثاق الهی است. این منطق، کینه‌توزی را از یک احساس فردی به ساختاری جمعی بدل می‌کند؛ کینه‌ای که تقدس می‌یابد و به موتور انتقام تبدیل می‌شود.

🍂 این کینه چگونه عمل می‌کند؟ از نگرگاه روان‌شناسانه، این کینه پاسخ به رنج است، اما وقتی با میثاق الهیاتی پیوند بخورد، از مرزهای فردی فراتر می‌رود. نیچه در "تبارشناسی اخلاق" کینه را به‌عنوان «روان‌شناسی بردگان» توصیف می‌کند؛ جایی که ضعیفان رنج خود را به انتقام تبدیل می‌کنند. در اسلام، این کینه نه تنها بردگی، بلکه عدالت الهی است. برای شیعه، رنج عاشورا - جانباختن حسین‌بن‌علی -نماد ابدی کینه علیه «دشمنان میثاق» است؛ این رنج هویت جمعی می‌سازد و هر محرم بازتولید این کینه است. انتقام، چه در انقلاب ۵۷ ایران، چه در درگیری‌های فرقه‌ای، عدالت قدسی می‌یابد. سنی نیز، در گروه‌هایی چون داعش یا القاعده، سربریدن را عبادت می‌داند؛ چرا که دیگری پیشاپیش خارج از میثاق است. شیعه و سنی، هرچند فرقه‌ای متفاوت، فرزندان یک منطق‌اند: دشمن‌سازی قدسی. تاریخ اسلام آکنده است از بازتولید این منطق؛ از جهادهای اولیه که نه تنها دفاع، بلکه گسترش میثاق بود، و غیرمؤمنان یا تسلیم می‌شدند یا نابود. کشتار خونین ایرانیان در دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز از همین منطق تبعیت می‌کرد.

🍂 این خشونت محدود به زمان و مکان یا فرقه‌ای خاص (برای نمونه، فرقه شیعه ظهورگرا نيست) نیست؛ آن ساختاری فلسفی است که در طول تاریخ بالفعل می‌شود. هگل در "پدیدارشناسی روح" از دیالکتیک ارباب و برده سخن می‌گوید؛ در اسلام، میثاق این دیالکتیک را الهیاتی می‌کند. مؤمن ارباب است، چون در قلمرو میثاق ایستاده، و غیرمؤمن برده‌ای محکوم. این ساختار، فاصله بین اخلاق نظری و عمل سیاسی را باز می‌کند. قرآن هم صلح را ستایش می‌کند، هم خشونت را علیه کافران مشروع می‌داند؛ تناقض ظاهری، در واقع بخشی از منطق میثاق است. وقتی دیگری تهدید عدالت الهی باشد، خشونت طبیعی است. تاریخ نشان می‌دهد؛ از نسل‌کشی ارمنیان در امپراتوری عثمانی تا جنگ‌های امروز خاورمیانه، کینه پیشاپیش مشروعیت می‌یابد. تروریسم اسلامی مدرن نیز بازتولید همین منطق است؛ غرب به عنوان «برون میثاق» دیده می‌شود و انتقام وظیفه.

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
(۲/۲)
✍🏻 #بهروز_عین

🍂 این خشونت محصول حادثه نیست، بلکه نتیجه ساختار غیرستیز قرآن است. اگر کسی گمان کند که خشونت تنها انحراف فرقه‌ای است، اشتباه کرده است. انحراف‌ها تنها بالفعل شدن امکان درونی‌اند. لویناس در فلسفه اخلاق از «چهره دیگری» سخن می‌گوید؛ جایی که دیگری مستقل است و خشونت علیه او نقض اخلاق است. در الهیات اسلامی، چهره دیگری پوشیده در محکومیت الهی است. کینه، سازوکار هستی‌شناختی دارد؛ رنج تاریخی نه راهی برای همدلی، بلکه سوخت موتور انتقام است. در انقلاب ایران، کینه سیاسی شد؛ آمریکا «شیطان بزرگ» بود، نه صرفاً به‌خاطر سیاست‌هایش، بلکه به عنوان نماد برون میثاق. در داعش، خلافت تحقق میثاق بود و مخالفان مستحق مرگ.

🍂 مقایسه با دیگر ادیان روشن می‌کند: مسیحیت نیز میثاق دارد، اما تأکید بر عشق و بخشش خشونت را اندکی مهار می‌کند. یهودیت با مفهوم «قوم برگزیده» محدود به قوم است. اسلام با ادعای جهانی، تقسیم را به همه‌ انسانیت تعمیم می‌دهد؛ بنابراین پتانسیل خشونت بیشتر است. مشکل، نه اسلام به تنهایی، بلکه هر الهیاتی است که دیگری را پیشاپیش محکوم کند. در اسلام، ادغام دین و سیاست این ساختار را قدرتمندتر می‌سازد. در سطح اجتماعی، این منطق توحش را بازتولید می‌کند. وقتی کینه تقدس یابد، اخلاق در خدمت امر قدسی درمی‌آید؛ قتل، خود به تحقق عدالت تبدیل می‌شود.

🍂 آیا راهی برای فروکاستن این خشونت وجود دارد؟ تنها با تغییر ساختار میثاق. اگر میثاق بازتعریف شود، با تأکید بر انسانیت مشترک، کینه مهار می‌شود. متفکرانی چون عبدالکریم سروش از «قرائت‌های متعدد» سخن می‌گویند؛ جایی که دیگری نه محکوم، بلکه شریک گفت‌وگوست. اما دشوار است؛ چون در قرآن میثاق هسته‌ هویت است. تا وقتی دیگری پیشاپیش تعریف شود، خشونت بالقوه باقی می‌ماند. از این گذشته، خود عبدالکریم سروش در قیام اخیر نیز نشان داد بیشتر یک عبدِ الله در دست آویختن به ریسمان میثاق است تا انسانی آزاد!

🍂 در نهایت، پرسش فلسفی ما را به مواجهه با خود می‌کشاند: خشونت اسلام نه بیرونی، بلکه درونی است؛ محصول ایده‌ای که جهان را تقسیم می‌کند و کینه را مقدس می‌شمارد. تاریخ، فلسفه و روان‌شناسی گواه‌اند که این ساختار، موتور ابدی انتقام است. تنها با نقد رادیکال میثاق، می‌توان به جهانی بدون این خشونت امید داشت. اما آیا چنین نقدی ممکن است، وقتی میثاق خود را ابدی می‌داند؟

.


#نقد_اسلام #حکومت_اسلامی



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «من یک اصلاح‌طلبم! #اعترافات من اصلاح‌طلبم. همان چپی سابق، که الان فقط رنگ شکلاتی شیری گرفته‌ام و مزه‌ام را از تلخ زهرماری با افزودن کمی شکر تعدیل کرده‌ام. ولی در اصل همانم که همیشه بودم. من از خشونت بدم می‌آید، به خصوص خشونتی که مردم علیه حکومت به کار…»
📘آیا ادیان ابراهیمی "صلح‌جو" بوده‌اند؟!
(۱/۲)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌‌الحواشی

🔻تام باراک سفیر آمریکا در ترکیه درباره‌ی صلح در خاورمیانه گفت:
این یک سوال بزرگ غیر قابل حل است

ابراهیم نتوانست این کار را انجام دهد، اسماعیل و اسحاق نتوانستند آن را انجام دهند، موسی نتوانست آن را انجام دهد، عیسی نمی توانست آن را انجام دهد، هفت جـنگ صلـیبی نتوانست آن را انجام دهد.
بنابراین فکر کردن به اینکه قرار است این کار را تا دو سال دیگر انجام دهید، احتمالاً واقع بینانه نیست.


"علم‌سیاست" علمِ سطح است، و "سیاست" سطحِ ماجرایِ انسانی است. در ژرفای این سطح، الباقیِ علوم‌انسانی مستقرند، چنان‌که به‌لحاظ موضوعی در ژرفای آن سطح، همه موضوعات مربوط به انسان مستقرند. آن "سطح"‌ای که موضوعِ علم‌سیاست است، بحثِ "قدرت" است.

جدال برسر قدرت، متضمن و پژواک‌دهنده باقی فهم‌های انسانی از حق‌وباطل، شوق‌و‌الفت است. این فهم‌ها خود منسوجاتی تافته از الیاف درهم‌پیچیده و متکثر "فرهنگ"اند.
اگر بدنه کلی علوم‌انسانی را بتوان به "علمِ‌فیزیک" مانند کرد، متشکل از آستروفیزیک تا شیمی و مکانیک و استاتیک، بحث "فرهنگ"، مبحث دشواریابِ فیزیک‌کوانتومی است.

تام باراک سیاست‌مرد است. از او انتظار فهم‌ژرفاییِ مقولات تمدنی نمی‌رود. "سیاست"، علمی کاربردی است. همه علوم کاربردی سطحی‌ترینِ علم‌هایند، زیرا بی‌درنگ معطوف به "کُنش‌"اند، آنان بی‌درنگ معطوف به "معرفت" نیستند.
مثلاً مهندسیِ مکانیک یک علم کاربردی است، اما مکانیکِ نسبیتی یا کوانتومی علومی معطوف به فهم‌اند؛ کاربردشان بعدها ممکن است معلوم بشود یا نشود. مال مکانیک نسبیتی زود معلوم شد، وقتی که خواستیم از کره‌زمین فراتر برویم؛ امروز هم در فناوری‌ GPS استفاده‌اش می‌کنیم. در مقابل، کاربرد فیزیک‌کوانتومی از بامداد پلانک‌ و بور، تا همین‌ دیروز که بحث کامپیوترهای کوانتومی طرح شد و امروز که فناوریِ ایجادِ رانش به مدد موتورهای کوانتومی گهگاه طرح می‌شود، مطرح نبود. آنچه مطرح بود، فهمِ پدیدارها به یاری فیزیک کوانتومی بود، فهمی که مثلا آینشتاین تا آخر عمر از آن تن‌زد.

این مثال‌ها از فیزیک را برای تقریب به ذهن این نکته آوردم که چرا از امثال سیاست‌مردانِ فاضلی چون تام‌باراک نمی‌توان انتظار فهم ژرفایی مقولات انسانی را داشت. سیاست‌مردان، دورترین آدم‌ها از ساحت تعمق در مقولاتِ "فرهنگ‌" و تمدن‌اند.

این‌ها همه مقدمه بود برای نشان‌دادن آن‌که "انتظارِ صلحِ" آقای باراک از ابراهیم تا عیسی‌مسیح، چقدر پرت‌ از مرحله حقیقت است! البته احتجاج "خطابی" که به‌کار بردند درخشان بود و نشانه جودت ذهن ممتاز ایشان است. اما کاروبارِ "درسطحِ" ناظر بر سیاست که داشته و دارند، جواز ژرفاپیمایی‌های بیشتر در مقولات‌انسانی را به ایشان نمی‌دهد، به کارشان هم‌ نمی‌آید.

تام‌باراک که پرورده فرهنگِ یهودی‌/مسیحی است، ملهم از سویه‌ی "مسیحیِ" بسترِ فرهنگش، نگاه صلح‌خواهی و صلح‌جویی به کلان‌جریان‌های دینی دارد. برای ادراک ژرفای نادرستیِ این نگاه آرمانیِ مسیحی، باید پای درسِ از نیچه‌ به‌این‌سویِ دین‌شناسی فرهنگی نشست. [بگذارید فروتنانه و با پوزش(!) بگویم که اکثریت قاطع اندیشمندان و دین‌پژوهان ما بکلی پرت از این مرحله‌ "نیچه‌ تا امروزِ" دین‌شناسی‌اند!]

برخلاف مسیحیتی که از سرچشمه گنوزیس‌اش به‌ژرفا باردارِ گریز از این‌جهان به امید ملکوتِ پدری شد، یهودیت از بدایت‌، هویت‌ قبیله‌ای بیش نبود، تا در نهایت‌اش صورتِ یک "دینِ" این‌جهانیِ بی‌معاد را یافت. تاریخ یهود نیز درست از همین‌روی تاریخِ "ستیزه با دیگران" بوده‌است، از اهالی بومی سرزمین کنعان (Philistines) تا ستیز ایشان با بابلیان و رومیان و مسیحیان، و کوتاه‌سخن "هر دیگرانی".

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin