نقدآگین
12.2K subscribers
3.85K photos
3.4K videos
93 files
9.09K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘پوچ‌گرایی دینی
— چرا آنها هیچ نقطه ی شکستی ندارند؟

وقتی انسان از مرگ نترسد چه رخ می‌دهد؟
ترس از مرگ، در سطحی بسیار بنیادین، یکی از مهم‌ترین سازوکارهای تنظیم‌کننده‌ی حیات انسانی است. این ترس، نوعی حد و مرز برای کنش‌ها ایجاد می‌کند؛ نوعی افق نهایی که در برابر آن انسان ناچار می‌شود به حفظ زندگی، بقا، و تداوم جمعی بیندیشد. وقتی این ترس از میان برداشته شود، یکی از مهم‌ترین مکانیزم‌های محدودکننده‌ی رفتار نیز از میان می‌رود.

ممکن است گفته شود که در سطح فردی، نترسیدن از مرگ فضیلتی اخلاقی است
(که من به آن هم شک دارم!)

اما مسئله‌ی اصلی زمانی پدیدار می‌شود که این وضعیت از سطح فردی به سطح جمعی و ملی منتقل شود. آن‌گاه «نترسیدن از مرگ» دیگر صرفاً یک فضیلت فردی نیست؛ بلکه به یک منطق سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، جامعه به تدریج وارد افقی از نیهیلیسم می‌شود؛ افقی که در آن شکست، نابودی و حتی فروپاشی دیگر معنای بازدارنده‌ی خود را از دست می‌دهند.

در یک جامعه‌ی عادی، ترس از شکست و نابودی نوعی عقلانیت حداقلی ایجاد می‌کند. ملت‌ها معمولاً در نقطه‌ای متوقف می‌شوند؛ جایی که هزینه‌ها بیش از حد می‌شود، جایی که خطر نابودی واقعی به چشم می‌آید. این نقطه همان «حد یقف» است؛ مرزی که اجازه نمی‌دهد یک جامعه بی‌وقفه به سوی ویرانی پیش برود.

اما در افق نیهیلیسم دینی، این حد یقف از میان می‌رود. وقتی مرگ نه تهدید، بلکه ارزش تلقی شود، شکست نیز معنای خود را از دست می‌دهد. شکست دیگر پایان یک پروژه نیست؛ بلکه می‌تواند به شکل دیگری از «فداکاری» یا «معنا» بازتفسیر شود. در چنین دستگاه معنایی، حتی ویرانی می‌تواند به پیروزی نمادین تبدیل شود.

به همین دلیل است که نیهیلیسم دینی می‌تواند به نیرویی بسیار خطرناک در سطح سیاسی تبدیل شود. زیرا حکومتی که از مرگ نمی‌ترسد، عملاً محدودیتی برای میزان ریسک‌پذیری خود ندارد.

در نتیجه، ترس از مرگ—که معمولاً به‌عنوان ضعفی انسانی تلقی می‌شود—در سطح تمدنی می‌تواند کارکردی حیاتی داشته باشد. این ترس همان چیزی است که زندگی را ارزشمند نگه می‌دارد، که ملت‌ها را به حفظ خود وادار می‌کند.

وقتی این ترس از میان برود، جامعه وارد نوعی وضعیت نیهیلیستی می‌شود: وضعیتی که در آن نه شکست معنای خود را حفظ می‌کند، نه نابودی، و نه حتی مرگ. در چنین جهانی، تنها چیزی که باقی می‌ماند نوعی حرکت بی‌وقفه به سوی مرزهای فاجعه است؛ حرکتی که هیچ نقطه‌ی توقفی برای آن وجود ندارد.

@biagah



🌾 @Naqdagin
📺 درون ایران، فراتر از افراط‌گرایی
— گفتگو با امام #محمد_توحیدی (۱/۲)

🔸محمد توحیدی، معروف به "امام صلح"، یک شخصیت مذهبی و اجتماعی است که به ترویج صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز بین ادیان و فرهنگ‌ها می‌پردازد. او به عنوان یک مفسر قرآن و فعال اجتماعی شناخته می‌شود و تلاش دارد تا با استفاده از آموزه‌های دینی، پیام صلح و محبت را به جامعه منتقل کند.

🔸توحیدی بر این باور است که دین باید به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد صلح و همبستگی بین انسان‌ها استفاده شود و نه عاملی برای تقسیم و نزاع. او در سخنرانی‌ها و نوشته‌های خود بر اهمیت گفتگو و تفاهم بین ادیان تأکید می‌کند.

🔻توحیدی در این گفتگو با لحنی تند و افشاگرانه، ساختار قدرت در ایران را به چالش می‌کشد. او معتقد است که ماهیت قدرت در ایران پس از ۵۷ تغییر نکرده و تنها ظاهر آن عوض شده است:
🔹«ایران همیشه توسط پادشاهان اداره شده است؛ امروز هم ما یک پادشاه داریم، فقط او عمامه‌ای سیاه بر سر دارد. او مانند یک پادشاه رفتار می‌کند و یک دیکتاتور واقعی است


🔻او به شدت به جایگاه «رهبر معظم» در حقوق بین‌الملل و ساختار داخلی می‌تازد:
🔹«این بزرگترین کلاهبرداری (scam) در سازمان ملل است... شما یا رئیس‌جمهور هستید، یا نخست‌وزیر یا صدراعظم. اینکه رئیس‌جمهوری داشته باشید و بالای سر او یک رهبر الهی، یا ادعا کنید پادشاهی هستید یا فقط رئیس‌جمهور را به رسمیت بشناسید.»


🔻توحیدی درباره دوران تحصیلش در قم و سیستم آموزشی آنجا می‌گوید:
🔹«جامعة‌المصطفی یک دانشگاه نیست؛ یک چتر حمایتی برای ده‌ها هزار مدرسه است که خروجی آن افرادی هستند که آماده‌اند برای خامنه‌ای بمیرند... من متأسفم که در این تله افتادم، اما یک فرد افراطی و آسیب‌پذیر نمی‌داند که در مسیر افراط‌گرایی است چون به اطرافیانش اعتماد دارد.»


🔻او در مورد شباهت ایدئولوژیک با اخوان‌المسلمین ادعای عجیبی مطرح می‌کند:
🔹«اخوان‌المسلمین تنها سازمانی است که توانسته در جهان تشیع نفوذ کند... زمانی که خامنه‌ای در زندان شاه بود، دستور داد کتاب سید قطب [از رهبران اخوان] را برایش بیاورند تا بخواند. او تا قبل از مرگش هم در نمایشگاه‌های کتاب، آثار اندیشمندان اخوان را می‌خرید


🧐 تحلیل موضوع: ایرادات اخوان‌المسلمین و خطر «کپی‌برداری»

🔻نکته‌ای که توحیدی به آن اشاره می‌کند (پیوند اندیشه انقلابی ایران با اخوان‌المسلمین)، از نظر منتقدانِ این جریان شامل چند ایراد و خطر اساسی است:

🔺 ۱. اسلام سیاسی و نگاه ابزاری به قدرت:

اخوان‌المسلمین اولین جنبش مدرنی بود که اسلام را نه فقط یک دین، بلکه یک «ایدئولوژی جامع سیاسی» برای کسب قدرت تعریف کرد.

📍 ایراد: منتقدان می‌گویند این نگاه، معنویت را فدای سیاست می‌کند. توحیدی معتقد است کپی‌برداری از این مدل در ایران باعث شده تا «حاکمیت ملی» جای خود را به «حاکمیت ایدئولوژیک» بدهد که در آن مصلحت نظام بر احکامِ قطعی دین هم پیشی می‌گیرد (نکته‌ای که او درباره «مصلحت» و حسادت به پیامبر مطرح کرد).

🔻منظور توحیدی از این بخش، نقدِ تمرکزِ بیش از حد قدرت در شخص رهبر است که به زعم او، حتی از جایگاه پیامبر اسلام نیز فراتر رفته است. جزئیات این ادعای او به شرح زیر است:
🔹 «او [رهبر ایران] به جایگاه پیامبر حسادت می‌کند؛ زیرا نسبت به محبتی که مسلمانان به پیامبر دارند، مشکل دارد... او احکامی صادر می‌کند که وقتی حوزه‌ی علمیه قم می‌گوید "اما خدا این را گفته یا امام علی آن را گفته"، او پاسخ می‌دهد "نه، این برخلاف مصلحت جهان اسلام است"


💡 تبیین دقیق‌تر دو مفهوم:

* حسادت به پیامبر: توحیدی معتقد است رهبر گروهک - فرقۀ ج.ا می‌خواهد همان وفاداری و عشقی که مسلمانان به پیامبر دارند، نسبت به شخص او وجود داشته باشد و خود را منبع نهایی حقیقت می‌داند.

* مصلحت برتر از شریعت: او به نظریه «ولایت مطلقه فقیه» اشاره دارد که در آن «مصلحت نظام» بر تمام احکام اولیه اسلام (حتی نماز و حج) مقدم است. توحیدی این را یک «بدعت» می‌داند که به رهبر اجازه می‌دهد هر زمان که بخواهد، نصوص صریح دینی را به بهانه‌ی سیاست نادیده بگیرد.

🔺 ۲. ساختار تشکیلاتی نیمه‌مخفی و مریدپروری


🔸اخوان‌المسلمین بر پایه نظام «بیعت» و اطاعت مطلق از «مرشد عام» بنا شده است.

📍 ضعف/خطر: توحیدی معتقد است این ساختار در ایران به بازتولید یک سیستم مرید و مرادی منجر شده که راه را بر هرگونه پرسشگری می‌بندد. او «جامعة‌المصطفی» را نسخه‌ای شیعی از مدارس کادرسازی اخوان می‌بیند که هدفش تربیت «سرباز» است نه «عالم».

🔺 ۳. رادیکالیسم و پتانسیل خشونت (سید قطب)


سید قطب، تئوریسین بزرگ اخوان، جهان را به دو دسته‌ی «اسلام» و «جاهلیت» تقسیم کرد. او معتقد بود جوامعی که تماماً از شریعت پیروی نمی‌کنند، در جاهلیت هستند و جهاد علیه آن‌ها جایز است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 درون ایران، فراتر از افراط‌گرایی
— گفتگو با امام #محمد_توحیدی (۲/۲)

📍 خطر: توحیدی مدعی است که ترجمه‌ی آثار سید قطب توسط رهبران انقلاب ایران، این نگاه «دوقطبی» (خودی و ناخودی/دارالاسلام و دارالکفر) را وارد بدنه سیاسی ایران کرده است. این نگاه باعث می‌شود که مخالفان داخلی نه به عنوان منتقد، بلکه به عنوان «دشمن» یا «کافر» دیده شوند.

🔺 ۴. نفوذ فراملی (انترناسیونالیسم اسلامی)

🔸اخوان‌المسلمین به مرزهای ملی اعتقادی ندارد و به دنبال خلافت جهانی است.

📍 خطر: توحیدی اشاره می‌کند که این روحیه باعث شده ایران به جای تمرکز بر منافع ملی خود، درگیر پروژه‌های فرامرزی (مثل عراق و سوریه) شود -که او آن‌ها را «سپردن کشور به دست اخوانی‌های شیعه‌نما» (مانند حزب‌الدعوه) می‌نامد. او این را یک خطر امنیتی و اقتصادی بزرگ می‌داند که باعث هدررفت منابع کشور شده است.

جمع‌بندی

از نظر توحیدی، خطر اصلی در این است که تشیع که زمانی ماهیتی اعتراضی و مستقل از قدرت داشت، با کپی‌برداری از ساختار سیاسی و تشکیلاتی اخوان‌المسلمین، به یک «ماشین قدرتِ سرکوبگر» تبدیل شده است که تفاوت ماهوی با جنبش‌های افراطی سنی (چون داعش و بوکوحرام و طالبان) ندارد و تنها «طعم» آن (Shia flavor) عوض شده است.

🔻محمد توحیدی
👳🏿‍♂️چرا ولایت‌فقیه بزرگترین کلاه‌برداری تاریخ است؟
📺 خمینی [و خامنه‌ای] هیتلر و نسل‌کشِ ایرانیان بوده‌اند
📺
آیا هدف خمینی تنها انقلاب در ایران بود؟
👳🏿‍♂️
چرا ولایت‌فقیه بزرگترین کلاه‌برداری تاریخ است؟
📺 نسبت طالبان و داعش با اسلام
📺 تروریسم و بوکیسم

📺 تاریخچۀ اخوان المسلمین
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنه‌ای گذاشت؟
📺 اخوان المسلمین: از مصر تا انقلاب اسلامی در ایران
📺 چرا اسلام در برپایی حکومت شکست خورده‌است؟

🔻آخوندیسم
👳🏿‍♂️ آخوند کیست؟
👳🏿‍♂️ اکثریتِ نهادِ روحانیت فاسد است
👳🏿‍♂️ امام زمان، لِفت دِ گروپ: WTF happened
👳🏿‍♂️حکایتِ شیخ ولایی و فضیلتِ «تلبیس»
👳🏿‍♂️ صنعتِ کپی‌کاری، جعل و کتاب‌سازیِ آخوندها، تشیع و اسلام

🔻امامت: دروغِ پول/قدرت‌ساز!
📺 پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
— نقش اقتصاد و سیاست در شکل‌گیری فِرَقِ مذهبی
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📕امام زمان، لِفت دِ گروپ: WTF happened
📕غیبت: گوسالۀ سامری‌ای که آخوند را خدا کرد
📕از نیابت امام تا مصون‌سازیِ تجاوز
📕«یک نگاه» کافی‌ست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📻 پروسۀ تولید امام زمان
📻 سنگ محک مدعیان
📻 مهدویت در ترازو
📻 رهبر فراپیر مخفی
📺 علم غیب، دروغِ بزرگی جهت مردم‌فریبی و اهداف سیاسی-فرقه‌ای
📺 روحانیت شیعه و فوکویاما

.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 رسواییِ اپستین و غرب گناهکار 🔻این ویدیو که قسمت ۲۹۷ از برنامه «بکل وضوح» (با وضوح کامل) به میزبانی رشید حمامی (معروف به #اخ_الرشید) است، به تحلیل واکنش‌های جهان اسلام به رسوایی‌های جفری اپستین می‌پردازد. 🎭 ۱. نقد واکنش‌های «شادی از مصیبت» در شرق 🔹 ادعای…»
نقدآگین pinned «📺 #ریموند_ابراهیم و رسیدگی به پروندۀ تاریخ اسلام (۱/۲) 🔸این ویدیو یک مانیفست تاریخی-سیاسی است که تلاش دارد روایت مسلط «اسلام صلح‌طلب» در دانشگاه‌های غربی را به چالش بکشد. 🏛 بخش اول: کالبدشکافی هویت مهاجمان (جنگ واژگان) ۱. هویت مهاجمان: «مسلمان» در برابر…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تجارت برده‌ای که درباره‌اش نشنیده‌اید (۱/۴)
— تجارت برده عربی: تاریخچه پنهان، قوانین و مقایسه جامع آن در پهنه جهانی

🔻در سال ۱۸۴۲ میلادی، سرکنسول بریتانیا در مراکش نامه‌ای به سلطان این کشور نوشت و از او پرسید که آیا تدابیری برای توقف برده‌داری یا دست‌کم تجارت برده اندیشیده است یا خیر. پاسخ سلطان مراکش بسیار قابل تأمل بود؛ او صراحتاً اعلام کرد که:
هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است، زیرا برده‌داری از زمان «فرزندان آدم» یک هنجار و رویه عادی بوده و هیچ‌یک از فرقه‌های اسلام آن را ممنوع نکرده‌اند.

🔻سلطان در پایان تأکید کرد که:
هرگز چیزی را که قرآن مجاز دانسته، ممنوع نخواهد کرد.

این پاسخ کوتاه، ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین بهانه و توجیه برای تثبیت تقریباً ۱۳۰۰ سال برده‌داری در جهان اسلام بود.

🔸آنچه در ادامه می‌خوانید، بررسی جامع و موشکافانه یکی از طولانی‌ترین و وسیع‌ترین شبکه‌های تجارت انسان در تاریخ است که به نام «تجارت برده عربی» (Arab Slave Trade) شناخته می‌شود. دلیل این نام‌گذاری این است که اعراب نقش کلیدی در این شبکه داشتند، اکثر حاکمان و مهاجمان درگیر در این فرایند عرب بودند و بازارهای اصلی نیز در شهرهای عربی قرار داشتند.

بخش اول: مبانی حقوقی و فقهی برده‌داری در جهان اسلام


🔸برده‌داری پیش از ظهور اسلام در شبه‌جزیره عربستان و بیشتر مناطقی که بعداً توسط مسلمانان در قرون هفتم و هشتم میلادی فتح شدند، رواج داشت. اسلام برده‌داری را لغو نکرد، بلکه مقرراتی برای آن وضع نمود که بعدها توسط خلفا و فقها بسط داده شد.

🔻در سیستم اسلامی، یک فرد تنها از طریق چهار مسیر مشخص می‌توانست به برده تبدیل شود:
۱. تولد از پدر و مادرِ برده.
۲. اسارت در جریان «جهاد» علیه غیرمسلمانان.
۳. خریداری شدن از بازارهای برده‌فروشی.
۴. اعطا شدن به عنوان خراج و غرامت جنگی (Tribute).


📌 یک قانون کلی وجود داشت: مردمی که تحت حکومت اسلامی زندگی می‌کردند (چه مسلمان و چه ذمی‌های غیرمسلمان) هرگز نمی‌توانستند به بردگی کشیده شوند، مگر آنکه شورش کنند یا به دشمنان حکومت یاری برسانند.

وضعیت حقوقی بردگان (نقل قول مستقیم از برنارد لوئیس)


🔻برنارد لوئیس، مورخ برجسته، در خصوص وضعیت حقوقی بردگان در جهان اسلام می‌نویسد:
«بردگان از وظایف مذهبی یا هر منصبی که شامل صلاحیت قضایی بر دیگران بود محروم بودند. شهادت آن‌ها در محاکم قضایی پذیرفته نمی‌شد. در حقوق کیفری، مجازات جرمِ ارتکابی علیه یک برده (جریمه یا دیه) دقیقاً نصف مجازاتِ همان جرم علیه یک انسان آزاد بود.»


🔸در مسائل مدنی، برده اساساً یک «مایملک» (Chattel) محسوب می‌شد که هیچ‌گونه قدرت یا حق قانونی نداشت. او نمی‌توانست قراردادی ببندد، ملکی داشته باشد یا ارثی ببرد. اگر برده‌ای جریمه می‌شد، پرداخت آن بر عهده مالکش بود.

🔻مقایسه با روم و یونان باستان:
با وجود این محدودیت‌های شدید، برنارد لوئیس تأکید می‌کند که وضعیت بردگان در سیستم اسلامی از منظر حقوقی «به‌طور محسوسی بهتر از بردگان یونانی یا رومی بود.» فقهای اسلامی (و نه فقط فلاسفه و اخلاق‌گرایان) ملاحظات بشردوستانه‌ای را به صورت قانون درآوردند. برای مثال:
ارباب موظف بود در صورت نیاز به برده خود رسیدگی پزشکی ارائه دهد.

باید هزینه‌های نگهداری او را به نحو احسن تأمین می‌کرد و در دوران پیری از او حمایت می‌نمود.

در صورت تخطی ارباب، قاضی (Kadhi) می‌توانست او را مجبور به انجام وظایفش کرده، یا او را وادار به فروش یا آزاد کردن برده کند.

کار کشیدن بیش از حد ممنوع بود و در صورت اعمال ظلم، ارباب با مجازات‌های تعزیری (اختیاری توسط قاضی) روبرو می‌شد.

بردگان می‌توانستند برای خرید آزادی خود با ارباب قرارداد ببندند (مُکاتبه) و حتی در شرایطی، حقوق مالکیت محدودی به آن‌ها اعطا می‌شد تا بتوانند تجارت کنند و با پرداخت هزینه‌ای به ارباب خود، روی پای خود بایستند.


بخش دوم: سلسله مراتب نژادی و پارادوکس‌های برده‌داری


🔸در جهان اسلام، اقوام مختلفی به بردگی کشیده می‌شدند و این مسئله صرفاً به آفریقایی‌تبارها محدود نبود. «ابن بطلان» در رساله خود، بردگان را بر اساس قومیت طبقه‌بندی کرده و برای هر یک کاربردی پیشنهاد می‌دهد؛ مثلاً هندی‌ها و نوبیایی‌ها را برای نگهبانی، کارگری و خواجگی مناسب می‌داند، در حالی که ترک‌ها و اسلاوها (سپیدپوستان) نیز به عنوان برده خرید و فروش می‌شدند.

شکاف عظیم میان بردگان سفید و سیاه


🔻در سیستم خلافت، یک تفاوت بنیادین و ساختاری میان بردگان سفیدپوست و سیاه‌پوست وجود داشت:

1️⃣ مملوک (Mamluk): به معنای «مملوک یا دارایی»، به بردگان سفیدپوستی (غالباً نظامی) گفته می‌شد که می‌توانستند تا بالاترین مناصب حکومتی پیشرفت کنند و حتی سلسله‌های پادشاهی خود را در مناطقی مانند مصر و هند تأسیس نمایند (مثل حکومت ممالیک).

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 تجارت برده‌ای که درباره‌اش نشنیده‌اید (۲/۴)
— تجارت برده عربی: تاریخچه پنهان، قوانین و مقایسه جامع آن در پهنه جهانی

2️⃣ عبد (Abd)
: کلمه‌ای که صرفاً برای بردگان سیاه‌پوست استفاده می‌شد. این گروه برخلاف ممالیک، هرگز نتوانستند به درجات عالی برسند. حتی در ادبیات و شعر دوران پس از بنی‌امیه، به ندرت اثری از یک قهرمان یا شخصیت برجسته سیاه‌پوست (چه برده و چه آزاد) یافت می‌شود.

نژادپرستی پنهان و آشکار


🔸یک حکایت تاریخی از دوران خلافت امویان، نگاه اعراب به بردگان آفریقایی را به خوبی نشان می‌دهد. عبدالحمید، کاتب آخرین خلیفه اموی، وقتی با درخواست خلیفه برای نوشتن نامه‌ای در تشکر (و همزمان تحقیر) حاکم ولایتی که یک برده سیاه را به عنوان هدیه فرستاده بود مواجه شد، چنین نوشت:
«اگر می‌توانستی عددی کمتر از یک و رنگی بدتر از سیاه پیدا کنی، حتماً همان را به عنوان هدیه می‌فرستادی!»


🔺این حکایت نشان می‌دهد که اعراب در ابتدا بردگان آفریقایی را کم‌ارزش‌تر می‌دانستند و بردگان بیزانسی یا ایرانی را (همان‌طور که در زمان پیامبر اسلام نیز رایج بود) ترجیح می‌دادند.

🔺اما با گذشت زمان، اکثریت قریب به اتفاق بردگان را سیاه‌پوستان تشکیل دادند. دلیل این امر، تثبیت مرزهای امپراتوری اسلامی بود. ترک‌ها و هندی‌ها به تدریج مسلمان شدند (لذا مصونیت یافتند) و با کند شدن روند فتوحات نظامی در اروپا پس از قرن هشتم، عرضه بردگان سفید (بیزانسی و اروپایی) کاهش یافت و اُسرای غربی بیشتر مبادله می‌شدند یا برایشان باج گرفته می‌شد.

نقض قوانین فقهی در قبال آفریقایی‌ها:

اگرچه در تئوری، دین (و نه نژاد) عامل تعیین‌کننده مصونیت از بردگی بود، اما در عمل این قانون در مورد سیاه‌پوستان بارها نقض شد. حاکم «بورنو» (منطقه‌ای در آفریقا) در نامه‌ای به سلطان مصر شکایت می‌کند که:
تاجران برده، سرزمین او را ویران کرده و مردمان آزاد، اعضای خانواده سلطنتی و حتی مسلمانان سیاه‌پوست را به بردگی می‌برند.

به معنای واقعی کلمه، اگر شما یک سیاه‌پوست مسلمان در مناطق حاشیه‌ای بودید، همچنان خطر برده شدن شما را تهدید می‌کرد.

بخش سوم: مسیرهای تجاری، بازارهای وحشت و تلفات انسانی


🔸گسترش فتوحات در صحرای آفریقا، مسیرهای تجاری جدیدی را باز کرد که در کنار کالا، اندیشه‌ها و دین، حامل برده‌ها نیز بود. مسلمانان عرب از شمال آفریقا، بردگان را به قلب سرزمین‌های اسلامی می‌آوردند. در قرارداد مشهور «بقط»، مسلمانان با نوبیا (سودان امروزی) توافق کردند که در ازای صلح، نوبیایی‌ها سالانه برده به آن‌ها تحویل دهند.

شبکه‌های عظیم تجارت


🔻جان آلمبیلا آزوما (John Alembillah Azumah) مسیرهای این تجارت را این‌گونه تشریح می‌کند:
از نوبیا به مصر.

از کانم-بورنو و چاد از طریق فزان (Fezzan) به قاهره و طرابلس.

از منطقه باگیرمی (به ویژه تجارت خواجه‌ها) به طرابلس و از آنجا به بنادر امپراتوری عثمانی (ترکیه، یونان، آلبانی و یوگسلاوی).

از نیجر و سواحل اقیانوس اطلس به الجزایر و مراکش و از آنجا به اسپانیای مسلمان و سیسیل (قرون ۹ تا ۱۱ میلادی).


نقش بربرها و خوارج اباضی


🔸گروه‌های بربر مسلمان در شمال آفریقا (مانند طوارق و مورها) و همچنین جامعه اباضی در شمال آفریقا، از قرن هشتم به بعد به عاملان اصلی یورش‌ها و کنترل‌کنندگان مسیرهای تجارت برده سیاه‌پوست تبدیل شدند. ابن خلدون در قرن چهاردهم به صراحت می‌نویسد که در شمال آفریقا،
«سیاه‌پوستان توده عادی بردگان را تشکیل می‌دهند.»


🔸تلفات دهشتناک:
شرایط عبور از صحرا و اقیانوس هند به حدی وحشتناک بود که طبق تخمین یک مورخ، به ازای هر یک برده‌ای که زنده به بازار می‌رسید، ده برده در مسیر جان خود را از دست می‌دادند. مهاجمان برای مشروعیت بخشیدن به این جنایات، نام آن‌ها را «جهاد» می‌گذاشتند!

شورش زنگیان (The Zanj Rebellion):


🔸برخلاف تصور رایج که بردگان در خاورمیانه صرفاً خدمتکاران خانگی بودند، در مناطق بین‌النهرین هزاران برده سیاه‌پوست آفریقایی (معروف به زنگیان) در شرایطی فوق‌العاده طاقت‌فرسا در مزارع و معادن شوره (Saltpeter) کار می‌کردند. شرایط آن‌ها آن‌قدر دهشتناک بود که بین سال‌های ۸۶۸ تا ۸۸۳ میلادی دست به شورش‌های گسترده‌ای زدند که به یک تهدید جدی برای خلافت عباسی تبدیل شد.

مکه؛ بازار مقدس برده‌فروشی


🔸تکان‌دهنده‌ترین بخش ماجرا این است که مقدس‌ترین مکان جهان اسلام، یعنی مکه، به یکی از شلوغ‌ترین بازارهای تجارت برده تبدیل شده بود. حجاج در زمان سفر حج، بردگانی را به عنوان یک کالای باارزش با خود می‌آوردند (چون محافظت از آن‌ها در کاروان راحت‌تر از طلا بود) تا آن‌ها را فروخته و پول نقد به دست آورند. این بازار برده‌فروشی علنی در مکه، تا سال ۱۹۶۲ میلادی دایر بود!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 تجارت برده‌ای که درباره‌اش نشنیده‌اید (۳/۴)
— تجارت برده عربی: تاریخچه پنهان، قوانین و مقایسه جامع آن در پهنه جهانی

بخش چهارم: اوج‌گیری در قرون متاخر و پایان کند تجارت

🔸تجارت برده در اقیانوس هند و خلیج فارس در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی (زمانی که غرب در حال لغو برده‌داری بود) به اوج خود رسید. دلیل این امر تقاضای بالای جهانی برای عاج فیل بود. بردگان نگون‌بخت آفریقایی مجبور می‌شدند عاج‌ها و کالاهای سنگین را از عمق آفریقا به سواحل شرق (مانند تانزانیا و کنیا) حمل کنند و در نهایت خودشان نیز به همراه عاج‌ها فروخته می‌شدند.

🔸بین سال‌های ۱۸۰۰ تا ۱۸۵۰، بریتانیا و کشورهای اروپایی تلاش کردند تا حاکمان مسلمان را وادار به لغو این تجارت کنند، اما این تلاش‌ها نتیجه معکوس داد و استعمار آفریقا باعث افزایش صادرات برده به امپراتوری عثمانی شد. هیچ جنبش داخلی و بومی در خاورمیانه برای لغو برده‌داری شکل نگرفت، زیرا این تجارت به شدت سودآور بود. در نهایت، با استعمار کامل آفریقا توسط اروپایی‌ها در اواخر قرن نوزدهم، فروپاشی امپراتوری عثمانی (مرد بیمار اروپا) و انزوای کشورهای برده‌دار، این تجارت به کُندی متوقف شد و عربستان سعودی در سال ۱۹۶۲ آن را به طور رسمی غیرقانونی اعلام کرد.

بخش پنجم: مقایسه جامع تجارت برده عربی با تجارت آتلانتیک و دیگر نقاط جهان


🔻برای درک بهتر ابعاد این فاجعه، باید آن را در آینه مقایسه با سایر نظام‌های برده‌داری، به‌ویژه تجارت فراآتلانتیک (تجارت برده توسط اروپاییان به قاره آمریکا) قرار داد:

۱. حجم قربانیان و بازه زمانی


تجارت آتلانتیک (اروپایی): در یک بازه زمانی متمرکزتر (بین ۱۴۵۰ تا ۱۸۵۰ میلادی -۴۰۰ سال)، حدود ۱۲ میلیون برده آفریقایی به قاره آمریکا منتقل شدند.

تجارت عربی (اسلامی)
: در همان بازه ۴۰۰ ساله، مسلمانان حدود ۵ میلیون برده را جابه‌جا کردند. اما از آنجا که تجارت اسلامی بازه زمانی بسیار طولانی‌تری داشت (از سال ۶۰۰ میلادی تا ۱۹۰۰ میلادی - حدود ۱۳۰۰ سال )، مجموع کل بردگانی که در این سیستم معامله شدند به رقم خیره‌کننده ۱۷ میلیون نفر می‌رسد.

۲. ماهیت کار و اقتصاد


آمریکا و کارائیب: سیستم برده‌داری در غرب عمدتاً مبتنی بر «کشاورزی و کار در مزارع پنبه و نیشکر» بود. برده نیروی کار خشن تلقی می‌شد.

جهان عرب/اسلام:
بسیار متنوع‌تر بود. اگرچه کارهای طاقت‌فرسا (مانند معادن شوره و مزارع بین‌النهرین که منجر به شورش زنگیان شد) وجود داشت، اما درصد بالایی از بردگان به عنوان سرباز (نظیر ممالیک و ینی‌چری‌ها)، خدمتکار خانگی، محافظ و صیغه‌های جنسی (Concubines) استفاده می‌شدند.

۳. نسبت جنسیتی و زاد و ولد


🔻یکی از تفاوت‌های بنیادین این دو تجارت در شاخص جنسیت است:

🔸در تجارت آتلانتیک، اولویت با انتقال مردان جوان و قدرتمند برای کار در مزارع بود، و بردگان در آمریکا تشویق (یا مجبور) به زاد و ولد می‌شدند تا نیروی کار رایگان تولید شود. به همین دلیل امروزه جمعیت عظیمی از آفریقایی‌تبارها در قاره آمریکا زندگی می‌کنند.

🔸در تجارت عربی، تقاضای بسیار بالایی برای زنان و دختران (به عنوان خدمتکار خانگی و برده جنسی) وجود داشت. مردان آفریقایی نیز در بسیاری از موارد اخته می‌شدند (خواجه‌ها یا Eunuchs) تا به عنوان نگهبان حرمسرا کار کنند. عمل اخته کردن (Castration) تلفات وحشتناکی داشت و همین امر در کنار عدم تشویق به تشکیل خانواده میان بردگان، باعث شد که امروزه دیاسپورای آفریقایی (جمعیت سیاه‌پوستان بومی) در خاورمیانه نسبت به آمریکا بسیار کمتر باشد، زیرا نسل آن‌ها در طول زمان منقرض یا در جمعیت میزبان ذوب شد.

۴. تحرک اجتماعی و نژادگرایی


🔸در سیستم رومی و یونانی باستان، و همچنین در تجارت برده فراآتلانتیک (در اوایل)، نژاد عامل اصلی نبود، اما در آمریکا به سرعت تبدیل به یک سیستم کاملاً نژادپرستانه شد که سیاه‌پوستان را مادون انسان می‌پنداشتند.

🔸در جهان اسلام، با یک تناقض (Paradox) روبرو هستیم. از یک سو قوانین اسلامی حقوق انسانی اولیه (غذا، درمان، منع کار کشنده) را تضمین می‌کردند که از قوانین رومی پیشرفته‌تر بود و بردگان سفید (ممالیک) بالاترین تحرک اجتماعی تاریخ را تجربه کردند و به پادشاهی رسیدند. اما از سوی دیگر، بردگان سیاه‌پوست (عبد) درگیر یک سقف شیشه‌ای نژادی بودند که امکان ارتقای طبقاتی را از آن‌ها سلب می‌کرد و نگاهی تحقیرآمیز در متون و افکار عمومی نسبت به آنان وجود داشت.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📺 تجارت برده‌ای که درباره‌اش نشنیده‌اید (۴/۴)
— تجارت برده عربی: تاریخچه پنهان، قوانین و مقایسه جامع آن در پهنه جهانی

۵. پایان‌بندی: انقلاب‌های اخلاقی در برابر فشارهای خارجی


🔸تفاوت پایانی در نحوه لغو این تجارت بود. لغو برده‌داری در غرب، تا حد زیادی نتیجه جنبش‌های فکری و اخلاقی داخلی (Abolitionism) بود، در حالی که در جهان اسلام، این پدیده نه از درون و نه توسط نهادهای دینی به چالش کشیده نشد، بلکه به دلیل فروپاشی ساختارهای سیاسی (مثل عثمانی) و فشارهای استعمارگران غربی و نظام بین‌الملل به پایان رسید.با در نظر گرفتن نکته دقیق شما درباره «فشار خارجی» به عنوان تنها عامل توقف رسمی این ماشین چند هزار ساله، متن نهایی و جامع را به شکلی تنظیم می‌کنم که تضاد میان «سنتِ ریشه‌دار داخلی» و «اجبارِ حقوقی خارجی» را به وضوح نشان دهد:

تراژدی فراتر از هزاره‌ها

🔸تجارت برده عربی، نه یک مقطع تاریخی محدود، بلکه یک استمرارِ ستم‌بارِ چند هزار ساله است که ریشه در اعماق تاریک تاریخ باستان دارد و شاخه‌های سمی آن تا قلب قرن بیست و یکم کشیده شده است. این فاجعه که قرن‌ها پیش از فتوحات، در شریان‌های تجاری منطقه جریان داشت، در دوران خلافت به یک صنعت نظام‌مند و تئوریزه شده بدل شد. برای بیش از چهارده سده، این نظام تحت پوشش توجیهات فقهی و مصلحت‌های کلان اقتصادی، هویت و انسانیتِ میلیون‌ها نفر از آفریقا، اروپا و آسیا را در مسلخ بهره‌کشی ذبح کرد.

🔸نکته‌ی تامل‌برانگیز و تلخ اینجاست که این ماشینِ عظیمِ استثمار، هرگز از درون دچار تحول اخلاقی یا جنبش الغاگرایانه نشد؛ بلکه تنها تحت فشارهای سیاسی، نظامی و دیپلماتیک قدرت‌های غربی (که از سوی جوامع سنتی «مشرک» و «بیگانه» تلقی می‌شدند) به انقضای رسمی و حقوقی تن داد. در واقع، توقف این سنتِ دیرینه، نه یک «انتخاب آگاهانه» برای بازگشت به کرامت انسانی، بلکه یک «تسلیمِ ناگزیر» در برابر نظم نوین جهانی بود.

مقایسه نهایی وضعیت در پهنه جهانی:

🔻اگر بخواهیم شاخص‌های «بهتر و بدتر» را در مقایسه با دیگر نقاط جهان بسنجیم، تجارت برده در این جغرافیا با دو ویژگیِ منحصر‌به‌فرد از دیگران متمایز می‌شود:

۱. بقاء و تداوم: در حالی که برده‌داری در غرب به شکلی انفجاری و کوتاه‌مدت (۴۰۰ سال) ظهور و سقوط کرد، در اینجا با یک «فرسایش دائمی» روبرو هستیم که در آن، برده‌داری با تار و پودِ فرهنگ و مذهب گره خورده بود.

۲. نسل‌کشی خاموش: برخلاف آمریکا که در آن سیاه‌پوستان زاد و ولد کردند و امروز بخشی از هویت ملی هستند، در جهان عرب با اخته‌سازی سیستماتیک مردان**، عملاً مانع از تشکیل دیاسپورا و بقای نسل آفریقایی‌ها شدند؛ تا جایی که امروز جز اندکی، نشانی از آن ۱۷ میلیون روحِ ربوده‌شده در بافت جمعیتی منطقه باقی نمانده است.

📌 سخن نهایی:
سکوت تاریخی درباره این بخش از سرگذشت بشر، تنها به تکرار توجیهاتی کمک می‌کند که روزگاری در نامه سلطان مراکش برای دفاع از «نرمِ فرزندان آدم» نوشته شده بود؛ توجیهاتی که تنها با اهرم فشار خارجی در هم شکست، اما ریشه‌های ذهنی‌اش همچنان در لایه‌های زیرین برخی جوامع، مترصد فرصتی برای بازگشت است.

📺 ژاپن وحشی چگونه رام شد؟
📺 ریموند ابراهیم و پروندۀ تاریخ اسلام
📺 درون ایران، فراتر از افراط‌گرایی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا ایرانیان باید شن یون را تماشا کنند
— گفت‌وگو با دکتر مهناز خسروی

🔸خانم دکتر مهناز خسروی روانشناس، در گفت‌وگو با شهرزاد قانعی درباره هنرهای نمایشی شن یون، پیامی که این برنامه هنری و فرهنگی برای مردم دنیا دارد و اینکه چرا ایرانیان و نیز مردم سراسر دنیا بدون توجه به فرهنگ و زبان‌شان می‌توانند با شن یون ارتباط برقرار کنند و از تماشای آن بهره‌مند شوند صحبت می‌کند.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایران‌اینترنشنال: نمونه‌ای کوچک از صداوسیما در بی‌پرنسیبی

🔻ایران‌ اینترنشنال همواره کپسول خبری‌اش
رو با این عبارت شروع میکنه که
جنگ «در حمایت از مردم ایران» است.

موضوعی که واقعیت نداره!

آمریکا و اسرائیل برای منافع خودشون
این جنگ رو شروع کردند.
جنگی که در ادامه جنگ ۱۲ روزه است!
جنگی که در ادامه ۲۰ سال برنامه هسته‌ای، مذاکرات و دیپلماسی شکست خورده است.
جنگی که محصول سیاست‌های ۴۷ ساله جمهوری اسلامی است.

شما نگاه کنید به پیشنهادهای ۱۵ گانه اخیر ترامپ، اسمی از مردم ایران و خواسته‌های مردم ایران نیست! چگونه این جنگ برای حمایت از مردم ایرانه ولی حتی درخواست رفراندوم، آزادی زندانیان سیاسی و… نشده؟

بله! این یک حقیقت است که در «رفتن جمهوری اسلامی» منفعت مشترکی بین آمریکا، اسرائیل، مردم ایران و کشورهای منطقه پدید آمده.

منافع مردم ایران، امروز همراستا شده
با حرکت جهان و قدرت‌های جهانی و سمت و سویی که کشورهای منطقه برای پیشرفت و توسعه می‌روند.


اما این به منزله این نیست که این جنگ «در حمایت از مردم ایران» است!

کما اینکه همین امروز هم ترامپ بازهم بر مدل «ونزوئلا» یعنی بقای اصل رژیم، و مذاکره با رژیم و دستیابی به توافق با رژیم برای همراهی با آمریکا تاکیده کرده است.

واقعیت صریح اینه: نه مردم ایران به خاطر منافع آمریکا و اسرائیل، خواستار سرنگونی و پایان جمهوری اسلامی هستند، و نه آمریکا و اسرائیل، به خاطر منافع مردم و حمایت از مردم ایران، وارد این جنگ شده‌اند!
دلایل این جنگ در همه سخنان و پیشنهادهایی که روی میز مذاکرات گذاشته می‌شوند روشن است «هسته‌ای، موشکی، نیابتی»! و از چند روز پیش هم موضوع «تنگه هرمز»!

اینجا فقط یک «منفعت مشترک» پیش آمده و آن: پایان جمهوری اسلامی است که موجودیتش جز تباهی برای ایران و مردم ایران نداشت و بقایش در پایان جنگ، بدترین خبر است! چون بارها و بارها بدتر خواهد شد.

منت این جنگ را بر سر مردم نگذارید! جایی که حتی در پیشنهادهای توافق و مذاکره‌شان،‌ نامی از مردم نیست!


@farahmand_alipour

✍🏻 #فرهمند_علی‌پور

.


#نقد_رسانه



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 کلاهبرداری بزرگ رسولی فاش شد: پولس رسول هیچ‌کدام از نامه‌ها را ننوشته است! 🔸این ویدیو گفتگویی طولانی (بیش از ۶ ساعت) میان میزبان پادکست «هیستوری ولی» و دکتر #رابرت_ام_پرایس، از برجسته‌ترین محققان منتقد و اسطوره‌پژوهِ عهد جدید، است. موضوع محوری این بحث،…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معنویت برای ناباوران

🎙#سم_هریس

⚖️ چالش واژگان: چرا «معنویت»؟
سم هریس اذعان می‌کند که کلمه معنویت (Spirituality) حتی در ذهن خودش هم واژه‌ای دشوار و گاهی منفور است. دلیل این امر، پیوند تاریخی این واژه با ادیان ابراهیمی، عرفان‌های سنتی و خرافات «عصر جدید» است. با این حال، او استدلال می‌کند که ما به این واژه نیاز داریم چون جایگزین سکولار دقیقی نداریم که بتواند «عمق تجربه انسانی» و «تلاش برای درک ماهیت آگاهی» را به درستی منتقل کند. او معتقد است باید این واژه را از لایه‌های مذهبی و جزم‌اندیشی پاک کرد.

🧠 معرفت‌شناسی درونی (دانش از طریق تجربه)
یکی از مهم‌ترین بخش‌های گفتگو، تفاوت میان «دانش بیرونی» (تجربی/امپیریکال) و «دانش درونی» است. هریس می‌گوید بسیاری از مردم دانش حاصل از تامل درونی را جدی نمی‌گیرند، در حالی که حالات خاصی از تجربه وجود دارد که فقط از طریق نگاه به درون (Reflection) قابل درک است. این حالات شامل فروپاشی حس بدن، توقف افکار و رسیدن به «آگاهی خالص» بدون مرز است.

🧘 توهم «من» (The Self)
🔻هریس بر این باور است که بزرگترین مانع درک حقیقت، توهم «من» به عنوان یک ناظر مستقل در سر است. او توضیح می‌دهد که:
🔹 در حالت عادی، ما احساس می‌کنیم یک «سوژه» (من) هستیم که دارد به «ابژه» (تجربیات، صداها، افکار) نگاه می‌کند.
🔹 از طریق مدیتیشن، می‌توان دریافت که این دوقطبی (سوژه-ابژه) وجود ندارد.
🔹 آگاهی صرفاً فضایی است که تجربیات در آن پدیدار می‌شوند، بدون اینکه کسی در مرکز آن نشسته باشد.

🌬 مدیتیشن به مثابه یک آزمایش علمی
او مدیتیشن را نه یک آیین مذهبی، بلکه یک «تمرین برای توجه» می‌داند. او اشاره می‌کند که اگر فردی به درستی تمرین کند (مثلاً روی تنفس تمرکز کند)، متوجه می‌شود که حتی افکارش به طور خودکار ظاهر می‌شوند و او «نویسنده» افکارش نیست. هریس معتقد است کسانی که این تجربه را ندارند، در واقع تمرین را به درستی انجام نداده‌اند و در جریان دائمی افکار غرق هستند.

🪞 تمثیل آینه و نور
🔻برای تبیین ماهیت غیردوگانه آگاهی، هریس از استعاره آینه استفاده می‌کند:
🔸 آینه همه‌چیز را (زیبا یا زشت) منعکس می‌کند.
🔸 از نگاه خودِ آینه، تمام این تصاویر چیزی جز «نور» بر روی سطح آن نیستند.
🔸 آینه با آنچه نشان می‌دهد تغییر نمی‌کند؛ نه با زشتی آلوده می‌شود و نه با زیبایی ارتقا می‌یابد.
او آگاهی را مانند این آینه می‌داند که فضایی تهی برای ظهور پدیدارهاست.


زمان و فیزیک تجربه
در بخش‌های پایانی، بحث به مفاهیم انتزاعی‌تری مثل «زمان» می‌رسد. هریس معتقد است در حالات عمیق مدیتیشن، مفهوم زمان فرو می‌ریزد. او می‌گوید شاید زمان یک ویژگی بنیادین در جهان نباشد و صرفاً محصول جانبی تجربه ماست. او با استفاده از مفاهیم بودایی، آگاهی را به صورت لحظاتی توصیف می‌کند که در آن همه‌چیز در جای خود است (Suchness) و تقسیم‌بندی‌های گذشته و آینده رنگ می‌بازند.

🛡 برتری زبان بودایی
هریس توضیح می‌دهد که چرا زبان بودایی را به سایر سنت‌ها ترجیح می‌دهد. او معتقد است بودیسم به جای اینکه آگاهی را «یک چیز واحد» یا «خدا» بنامد، از واژگانی مثل «ظهور خالی» استفاده می‌کند که با علم مدرن و منطق سازگاری بیشتری دارد و از ادعاهای گزاف مذهبی فاصله می‌گیرد.

نتیجه کلی:
این گفتگو تلاشی است برای نشان دادن اینکه «امر قدسی» یا عمیق‌ترین تجربیات انسانی نیازی به پذیرش داستان‌های ماورالطبیعه ندارد. معنویت از نظر هریس، یعنی درک علمی و تجربی این حقیقت که «منِ» جداگانه‌ای وجود ندارد و آگاهی، تنها بسترِ یگانه برای تمام تجربیات جهان است.

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 نگاهی از زاویه مفهوم «پوست در بازی» #نسیم_طالب (برای نتانیاهو، ترامپ و روبیو)
— بر اساس واقعیت میدانی امروز

متن این یادداشت چند قسمتی را در اینجا بخوانید.


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
🎧توافق ترامپ با سرداران سپاه: گذار از جمهوری اسلامی اول؟

چرا ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز تعلل می‌کند؟

— از «خط لوله اسلامی» تا خط لوله نتانیاهو

🎙#عبدالله_شهبازی

گفتاری است که سه‌شنبه، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵/ ۳۱ مارس ۲۰۲۶ در اتاق «ایران جوان» آقای محسن مدیرشانه‌چی عرضه کردم.

در بخش اول، درباره احتمالات آتی دو فرایند موازی جنگ و انقلاب در ایران سخن گفتم. احتمال توافق ترامپ با کانونی از سرداران سپاه را مطرح کردم. بنظر نمی‌رسد ترامپ حاضر به تعامل و توافق با جبهه پزشکیان و اصلاح‌طلبان، که بخش سیاسی قدرت را بطور عمده در دست دارند، به رهبری حسن روحانی، باشد، برخلاف بریتانیا و فرانسه و کانون‌ مالی قدرتمندی که مجله «اکونومیست» نماینده آن است، زیرا می‌داند که این بخش فاقد قدرت واقعی در جمهوری اسلامی است. گزینه مورد قبول ترامپ کانون نظامی است که سردار محمدباقر قالیباف آن را نمایندگی می‌کند.

احتمال دارد که ترامپ با کانون قالیباف و شرکا به توافق برسد و بدینسان خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند. و حتی ممکن است دیداری با قالیباف ترتیب دهد و عکسی منتشر کنند و بدینسان تنش‌های مالی ناشی از جنگ با ایران را آرام کند. ولی تأکید می‌کنم که این کانون گزینه آمریکا و اسرائیل برای آینده ایران نیست و امکان ندارد پس از این همه دشواری و هزینه پروژه کلان خود را ناتمام و زخمی رها کنند. این تعامل تنها یک دوره موقت و کوتاه گذار است به سوی استقرار چنان نظمی در منطقه خلیج فارس که تمامی این تحرکات برای آن طراحی و اجرا شده.

اگر این توافق پنهان با قالیباف و کانون نظامی فوق صورت نگیرد، آمریکا از جنگ خارج نمی‌شود و حملات خود را آنقدر ادامه می‌دهد و حذف سران نظامی آنقدر تداوم پیدا می‌کند تا سرانجام این تسلیم و تعامل صورت بگیرد.

گمان می‌کنم از سخنان ۹ بعدازظهر امروز، چهارشنبه اول آوریل، ترامپ می‌توان آینده جنگ و انقلاب ایران را فهمید: اگر خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند بدان معناست که این تعامل صورت گرفته و دوران گذار آغاز شده است. اگر برعکس، در این سخنان از ورود نیروهای زمینی به خاک ایران و حتی اعلام رسمی جنگ سخن بگوید بیانگر آن است که هنوز چنین تعاملی صورت نگرفته و حملات تداوم خواهد یافت.

نظم مورد نظر آمریکا و اسرائیل انتقال قدرت به قالیباف و سرداران سپاه و تثبیت حاکمیت‌شان بر ایران نیست هرچند خود آنان چنین تصور کنند. این نظم تنها از طریق استقرار یک نظام سیاسی مورد حمایت مردم که کاملاً مورد اطمینان آمریکا و اسرائیل باشد تحقق می‌یابد. این مرحله، اگر به آن وارد شویم، تنها دوران گذار است به آن نظم مطلوب.

در بخش دوم سخنانم گفتم که ترامپ به شکلی آشکار در باز کردن تنگه هرمز تعلل می‌کند و آن را به ابزاری برای بازی‌های سیاسی و مالی خود تبدیل کرده است. بسته ماندن تنگه هرمز در درازمدت به سود اقتصاد آمریکا، و جامعه آمریکا، نیست ولی در میان‌مدت ترامپ نهایت بهره‌برداری را از آن می‌کند. عللی را که ترامپ به این بازی دست زده است به شرح زیر بیان کردم:

تصویب بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری نظامی برای سال مالی ۲۰۲۷ که برابر با بودجه اوج جنگ جهانی دوم است (با محاسبه نرخ روز دلار)،
موجه کردن حضور زمینی احتمالی در جزایر و سواحل ایران و حتی اعلام رسمی جنگ،‌
فشار بیشتر بر اروپا و ناتو،
افزایش صادرات نفت آمریکا بعنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان،
افزایش صادرات گاز ال‌ان‌جی آمریکا که در سال‌های اخیر سهم اول را در جهان و در بازار اروپا پیدا کرده است،
تزریق بودجه نظامی به غول‌های تسلیحانی آمریکا (مجتمع نظامی- صنعتی) مانند لاکهید مارتین،‌ نورثروپ گرومن و غیره.

بعلاوه، نتانیاهو در پی قبولانیدن طرح انتقال خط لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر اسرائیل در مدیترانه است به حکومت‌های عربی جنوب خلیج فارس و بسته ماندن تنگه هرمز عامل مهمی است در ترغیب اعراب به این پروژه و سرمایه‌گذاری در آن.

در بخش سوم و پایانی درباره تاریخچه این خط لوله سخن گفتم که در زمان دولت‌ احمدی‌نژاد، با سفر وزیر نفت به سوریه و انعقاد تفاهم‌نامه با بشار اسد مطرح و جنجالی شد و به «خط لوله اسلامی» شهرت یافت. این خط باید از طریق عراق و سوریه و مدیترانه گاز ایران را به یونان و جنوب اروپا منتقل می‌کرد. این همان خطی است که اینک، در وضعیت جدید منطقه، نتانیاهو مطرح می‌کند.

در ضمن این گفتار، آقای پوریا شفیعی‌تبار درباره خط لوله فوق توضیحات مفیدی بیان کرده‌اند.

@abdollahshahbazi

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
جنگ در یک بن‌بست موقت گرفتار شده است؛ و این امر طبیعی است. از نقطه‌ای به بعد، اشراف اطلاعاتی دشمن—به‌واسطه لو رفتن تکنیک‌های مورد استفاده—کاهش می‌یابد و عملاً امکان ادامه همان الگوهای عملیاتی از بین می‌رود. اسرائیل برای هدف قرار دادن حسن نصرالله از سال ۲۰۰۵ و برای حذف خامنه‌ای از حدود سال ۲۰۰۰ در حال جمع‌آوری اطلاعات بود؛ اما پس از حذف نصرالله و هاشم صفی‌الدین (جانشین اول)، دیگر نتوانست نعیم قاسم، جانشین دوم، را در لبنانِ کوچک و در همسایگی خود از بین ببرد.

همچنین در جنگ سال گذشته که به عقب‌نشینی حزب‌الله از لیتانی انجامید، اسرائیل طی حدود یک ماه نزدیک به ۳۰۰ نفر از فرماندهان اصلی را ترور کرد؛ اما امروز، با وجود حمله زمینی و حتی تصرف بخشی از خاک لبنان، دیگر خبری از حذف رهبران ارشد نیست. این موضوع کاملاً قابل‌درک است؛ چرا که پس از حذف نصرالله، ساختار اطلاعاتی و فرماندهی حزب‌الله تغییر کرد و از یک ساختار متمرکز، به مجموعه‌ای از هسته‌های پراکنده، خودمختار و ایزوله تبدیل شد.

در خصوص ایران نیز وضعیت مشابهی شکل گرفته است. پس از جنگ ۱۲ روزه، ساختار جمهوری اسلامی تغییراتی اساسی را تجربه کرد؛ برای هر فرمانده، تا چهار جانشین تعیین شد. دیگر فرماندهان در محل سکونت شخصی خود حضور ندارند تا هدف ترورهای شبانه قرار بگیرند. محل استقرار فرماندهان رده دوم به خانه‌های امن و محل اختفای فرماندهان اصلی به تونل‌های زیرزمینی و احتمالاً شهرهای موشکی منتقل شده است.

وظایف هر بخش—اعم از ضابطین قضایی، نیروهای سرکوب، و واحدهای اطلاعاتی و ضد اطلاعات—به‌طور مشخص تعریف شده است. از همان ساعات اولیه جنگ، اینترنت به‌سرعت قطع شد و کشور چهره‌ای شبیه به حکومت نظامی به خود گرفت، با ایست‌های بازرسی گسترده در سطح شهرها. حتی با ایجاد پارازیت روی ماهواره یوتل‌ست، دریافت سیگنال‌های ماهواره‌ای مختل شد و اینترنت استارلینک نیز از طریق شناسایی و ردیابی، هدف حذف قرار گرفت.

این اقدامات طبیعی بود؛ چرا که جمهوری اسلامی برای چنین سناریویی برنامه‌ریزی کرده بود. پیش‌تر نیز اشاره کرده بودم که حتی در صورت حذف خامنه‌ای، تغییری بنیادین در ساختار رخ نخواهد داد و این جنگ، کوتاه‌مدت نخواهد بود.

اکنون جنگ به یک بن‌بست نسبی رسیده است. تنگه هرمز بسته مانده، فشار بر اقتصاد جهانی افزایش یافته، بازارهای سهام در اروپا و چین دچار افت شده‌اند و تورم ناشی از افزایش قیمت حامل‌های انرژی بالا رفته است. اروپا در حال فشار آوردن به ترامپ برای پایان دادن به جنگ است. ایالات متحده یا نخواسته، یا نتوانسته امنیت تنگه هرمز را به‌طور کامل برقرار کند. در همین حال، اورانیوم با غنای ۹۰ درصد همچنان در اصفهان قرار دارد و—به‌فرض تداوم شرایط—می‌تواند ظرف مدت کوتاهی به سلاح هسته‌ای تبدیل شود.

در داخل، حکومت همچنان کنترل خیابان‌ها را در اختیار دارد و آن شکافی که نتانیاهو از آن به‌عنوان عامل فروپاشی یاد می‌کرد، هنوز شکل نگرفته است.

با این حال، این بن‌بست برای هر دو طرف موقتی است. جمهوری اسلامی نیز با محدودیت‌های جدی مواجه است:
دیگر کالاها به‌راحتی از دبی ترخیص نمی‌شوند؛ صرافی‌های فعال برای انتقال پول همکاری نمی‌کنند؛ انتقال ارز به داخل کشور به‌شدت محدود شده است. زیرساخت‌ها آسیب دیده‌اند و نیاز فوری به منابع مالی وجود دارد. کشور حدود دو ماه در وضعیت تعطیلی و قطعی اینترنت به‌سر می‌برد و کسب‌وکارها عملاً متوقف شده‌اند. در چنین شرایطی، دولت نیز با کاهش شدید درآمدهای مالیاتی—که بیش از ۵۰ درصد بودجه را تشکیل می‌دهد—مواجه است.

احتمال کمبود یا حتی بحران در تأمین مواد غذایی نیز وجود دارد؛ اما سیستم حاکم تصور می‌کند این وضعیت موقتی است و اگر بتواند یکی دو ماه دیگر دوام بیاورد، ممکن است فشارها کاهش یابد.

در مقابل، اگر فشارهای ایالات متحده در همین سطح ادامه پیدا کند، احتمال بروز ناتوانی در اداره کشور، افزایش ضعف ساختاری و در نهایت شکل‌گیری بی‌نظمی وجود دارد.

در نهایت، سرنوشت این جنگ به «تداوم» و «استمرار» گره خورده است. این یک نبرد کوتاه‌مدت نیست و در بازه یک یا دو هفته‌ای تعیین تکلیف نخواهد شد؛ بلکه دست‌کم به دو تا سه ماه زمان نیاز دارد. در این میان، طرفی برنده خواهد بود که توان حفظ استمرار و تاب‌آوری بیشتری داشته باشد.

✍️ #صریح_القلم

@sarihalghalam

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin